<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مهتاج تبریزی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مهتاج-تبریزی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 13 Nov 2020 08:39:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مهتاج تبریزی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مهتاج-تبریزی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پاسخ به لجن پراکنی سردمداران فرقه تروریست رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4224#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Dec 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاج تبریزی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/12/20/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%ac%d9%86-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پاسخ آقای رامین تبریزی در رابطه با نامه ای که به نام خواهرش خانم مهتاج تبریزی در سایت فرقه انتشار یافته، در واقع بیانگر نوع نگرش و دیدگاه ایشان و اعضای محترم خانواده اش نسبت به خط مشی تروریستی دارودسته رجوی و عملکرد ستیزه جویانه آن است که از زوایای گوناگون به نقد، و آنالیز استراتژی و ماهیت ضد میهنی و ضد مردمی فرقه می پردازد. ایشان با قرار دادن اندیشه‌ و استنباطاتش درمتن و سیاق زمانه خود می‌کوشد دیدگاه و موضع خویش را در رابطه با تشکیلات رجوی، از نگاهی انتقادی شرح و بررسی کند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4224">پاسخ به لجن پراکنی سردمداران فرقه تروریست رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پاسخ آقای رامین تبریزی در رابطه با نامه ای که به نام خواهرش خانم مهتاج تبریزی در سایت فرقه انتشار یافته، در واقع بیانگر نوع نگرش و دیدگاه ایشان و اعضای محترم خانواده اش نسبت به خط مشی تروریستی دارودسته رجوی و عملکرد ستیزه جویانه آن است که از زوایای گوناگون به نقد، و آنالیز استراتژی و ماهیت ضد میهنی و ضد مردمی فرقه می پردازد. ایشان با قرار دادن اندیشه‌ و استنباطاتش درمتن و سیاق زمانه خود می‌کوشد دیدگاه و موضع خویش را در رابطه با تشکیلات رجوی، از نگاهی انتقادی شرح و بررسی کند. آقای رامین تبریزی با طرد و انکار دارودسته رجوی که در اتحاد با دشمن قسم خورده ایران یعنی رژیم فاشیست بعثی بر علیه هم میهنان و کشور خویش خائنانه جنگیدند، به علائق میهن پرستانه خود به عنوان یک ایرانی اشاره مستقیم دارد و بدینگونه انزجار خویش را از خائنان به منافع ملی ایران ابراز می دارد.</p>
<p>آقای رامین تبریزی انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک فرقه را به عنوان نماد عدم درک،ا وج نادانی و حماقت سردمداران فرقه رجوی و سرچشمه از هم گسیختگی کانون گرم خانواده ها می داند که جز پایمال نمودن عشق و محبت انسانی نصیبی برای افراد تشکیلات رجوی نداشته و ندارد ایشان همچنین سعی دارد به نقض وحشتناک حقوق اولیه افراد تشکیلاتی همچون خواهرش در مناسبات بی‌معنایی اشاره کند که در تضاد مطلق با هنجارهای اجتماعی، انسانی و اخلاقی دنیای مدرن است و سرمایه وجودی افراد مستقر در قرارگاه اشرف و خواهرش خانم مهتاج تبریزی را به نابودی می‌کشاند.</p>
<p>با امید به روزی که شاهد رهائی خانم مهتاج تبریزی از سیطره فاشیستی دارودسته تروریست رجوی و بازگشت ایشان به آغوش گرم خانواده و میهن عزیزمان ایران باشیم.</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>متن نامه آقای رامین تبریزی به خواهرش خانم مهتاج تبریزی:</p>
<p>«به نام خدا»</p>
<p>خواهر عزیزتر از جانم مهتاج سلام</p>
<p>امیدوارم حالت خوب باشد از اینکه توانستم عکس تو را بعد از چند سال ببینم خوشحالم و خبر برگشتن احتمالی تو به ایران که انشاء الله بزودی با تلاشهائی که انجام میدهیم محقق خواهد شد، روح تازه ای بر جسم پیر و خسته مامان که هم اکنون خانه حقیر به نور حضور او روشن است دمید.</p>
<p>مهتاج متنی را که در سایت خواندم نتوانستم قبول کنم که از طرف تو باشد حداقل از طرف مهتاجی که من می شناسم کم احتمال دارد باشد و دلایلی برای اثبات این ادعا دارم که در داخل متن تلویحاً به آن اشاره خواهد شد.</p>
<p>مهتاج عزیز متن نامه ای که از طرف من بهمراه دو قطعه عکس خانوادگی و مامان فرستاده شده صد در صد توسط خود بنده تنظیم گردیده و نشات گرفته از خون دلی است که در این مدت بخاطر دوری از تو خورده و سوخته و ساخته ایم و مطمئن باش هیچ گونه فشار، دخالت، اجبار و یا مصلحتی در کار نبوده است.</p>
<p>و اگر تا حال من نتوانستم بغض خود را خالی کرده و حرف دلم را برایت بنویسم شرایط برگشت به ایران برای تو مهیا نبوده است ولی اکنون حساب تو و بقیه دوستانت از افرادی که به اصطلاح خود را رهبر شما معرفی کرده و برای رسیدن به اهداف فردی خود به موضوع شکل حماسی و سیاسی داده و با وعده های پوچ احساسات پاک شما را مورد سوء استفاده قرار داده اند جدا شده و شما بعد از برگشت به ایران مورد تهدید هیچ خطری نمی باشید.</p>
<p>مهتاج جان تحمل این موضوع که خواهر من و امثال آن مجبور به پرداخت هزینه قدرت طلبی یک عده انگشت شمار معلوم الحال و از خدا بی خبر هستند خیلی سخت و مشکل است.</p>
<p>خواهر عزیزم من از طریق انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی توانسته ام ارتباط با تو را آغاز کنم و واقعاً دور از انصاف است که مسئولین آن انجمن به باد ناسزا و هتاکی گرفته شود چرا که از زمانیکه این انجمن تاسیس گردیده بسیاری از خانواده های غم هجران چشیده غم دوری از فرزندانشان را به ورطه فراموشی سپرده و بعد از مدتها توانسته اند از چنگ غم فراق رهائی یابند.</p>
<p>در بخشی از متن منتسب به تو اتهام خیانت و مزدوری به خانم قرصی و آقای رحمانی زده شده است آیا از نظر آنها کسی که بخواهد خودش فکر کرده و خودش تصمیم بگیرد خائن است؟! عجب منطقی! آیا هر کس با آنها نیست الزاما خائن و مزدور است؟! عجب دموکراسی! آیا انسانها حق حیات ندارند و باید تا آخر عمر پیرو افکار و اندیشه های متکبّرانه و خودخواهانه افرادی که هیچ اسمی نمی توان روی آنها گذاشت باشند؟! امثال رحمانی و قرصی و تو چه گناهی مرتکب شده اند که باید یک عمر تاوان پس بدهند.</p>
<p>آنهائیکه انتخاب را جز حقوق انسانی میدانند چرا حق انتخاب را در حوزه حکم رانی خود از انسانهائی همچون تو سلب نموده و اقوال مبارک ائمه معصومین «ع» را مورد بهره برداری سیاسی قرار داده اند.</p>
<p>چه ذلتی؟! مگر بازگشت به وطن و زندگی در خاک پاک ایران ذلت است؟! آیا انصراف از همراهی کسانی که ماهیت خود را کاملا بروز داده و خود را کاملا به جامعه ایران معرفی کرده اند ذلت است؟</p>
<p>در بخش دیگری از متن صحبت از فداکاری و عشق شده است آنهائیکه انسانها را از حقوق اولیه حیات (زندگی مشترک و عشق به فرزند و&#8230;) محروم نموده اند چطور میتوانند چطور میتوانند از فداکاری و عشق صحبت به میان آورند حتی ذات باریتعالی که آفریننده این انسان خاکی است هیچ کافری را نیز از عشق به فرزند و کانون گرم خانواده در هیچ جائی محروم نکرده است!</p>
<p>این از خدا بی خبران چه کسانی هستند و چطور فکر میکنند که به خود جرات میدهند دستور جدایی از همسر و طلاق و دوری از فرزند را برای شما صادر کنند و خود آلت دست بیگانگان شده و در زیر سایه شوم خیانت به تن پروری و خوش گذرانی پرداخته و شما را به طلاق به اصطلاح ایدئولوژیک امر نموده و خود ازدواج ایدئولوژیک کنند!</p>
<p>آری عزیز من، عشق و عاطفه و مهر و محبت اینچنین پایمال میشود.</p>
<p>خواهر عزیز آنان هستند که عواطف خانوادگی را به هر نحو ممکن مورد سوء استفاده قـرار داده اند: در قسمتی از متن اشاره شده که پدر مرحوم مان برای تو روسری زرشکی و مانتوی سبز فرستاده و به سازمان کمک مالی نموده است و شما را به ادامه زندگی در چهارچوب آن افکار تشویق کرده است و به تو افتخار میکرده! عزیز من این مطالب کاملا بیانگر دروغهائی است که بخاطر پیشگیری از دلسردی شما و ادامه ریاضت بی دلیل و بی نتیجه توسط آنان برای شـما سرهم شده است.</p>
<p>خواهر عزیز پدر مرحوم از نظر اقتصادی در وضعیت چندان مناسبی نبوده که برای سازمان کمک مالی کند و پول مفت گیر نیاورده بود و اگر روسری و مانتوئی به شما رسیده است به تو اطمینان می دهم از طرف پدر نبوده بلکه از طرف آنهائی بوده که عواطف پدر و فرزندی را مورد سوء استفاده قرار داده اند و اگر پدر به وجود تو افتخار میکرد مطمئنا مرا نیز به پیوستن به شما تشــویق می کرد در حالیکه پدر مرحوم تا آخرین لحظه عمر مرا از هرگونه تفکر سیاسی نیز باز میداشت.</p>
<p>خواهر عزیزم ملت ایران ملت بزرگی است و شعور و فهم بالائی دارند و نیازی به غم خواری کسانی که دوشادوش دشمن قسم خورده ایران (صدام حسین) در طول جنگ علیه کشور خود جنگیده اند ندارند.</p>
<p>مهتاج عزیزم شاید به ذهنت افکاری خطور کند یا بخواهند روابط برادر خواهری ما را با سر هم کردن حرفهای مختلف مورد هجمه قرار دهند و به موضوع شکل سیاسی دهند عزیز من این را بدان بنده یعنی رامین تبریزی برادر شما بدون هیچگونه تفکر و گرایش سیاسی این نامه را نوشته و این مطالب نشات گرفته از عواطف برادرانه من است. مهتاج عزیزم من نگران تو هستم و خواسته ای از تو دارم و آن ملاقات با تو در محیطی غیر از اردوگاه اشرف و کاملا بیطرف و خیرخواه مانند یکی از دفاتر صلیب سرخ در یکی از کشورهای همجوار غیر از عراق میباشم که غیر از من و تو و مقامات صلیب سرخ کسی حضور نداشته باشد تا بتوانیم درد دلی با هم داشته باشیم و اگر تو نخواستی جدا شوی و به ایران برگردی هر طور که دلت میخواهد عمل کنی و من نیز بتوانم خود را قانع کنم که خودش خواست و انتخاب کرد و تا زمانیکه این امر محقق نگردد من در خواستن و ماندن تو در آنجا به اراده خودت مشکوک بوده و از این بابت همیشه افسوس میخوردم. والسلام</p>
<p>خدانگهدار به امید دیدار</p>
<p>رامین تبریزی آذر 85</p>
<p>«امیدوارم عکسها بدستت رسیده باشد»</p>
<p>رونوشت:</p>
<p>1- کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران</p>
<p>2- کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر ژنو</p>
<p>3- خانم تورلاک مقام محترم حقوقی قضائی کمپ امریکا موسوم به تیف</p>
<p>4- ریاست محترم سازمان حقوق بشر عراق</p>
<p>5- انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4224">پاسخ به لجن پراکنی سردمداران فرقه تروریست رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت به خانه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4197</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4197#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Dec 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاج تبریزی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/12/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده خانم مهتاج تبریزی که در قلعه اشرف بسر می برد اقدام به نوشتن و ارسال نامه هایی پر از مهر و محبت برای او نموده اند. تامل در نامه ها ی خواهران و برادران خانم مهتاج تبریزی ذهن آدمی را در رابطه با رویدادهای تلخ و ناگوار به خصوص پدیده شوم تروریسم و مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف برمی‌ انگیزاند و پرسش‌هایی را در برابرما می نشاند. آن گاه که خانم شایسته یکی از خواهران مهربان خانم مهتاج تبریزی در نامه اش خطاب به وی اشاره دارد به اینکه" دنیا ارزشی ندارد برگرد به مملکت خودمان اینجا امن و امان است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4197">بازگشت به خانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده خانم مهتاج تبریزی که در قلعه اشرف بسر می برد اقدام به نوشتن و ارسال نامه هایی پر از مهر و محبت برای او نموده اند. تامل در نامه ها ی خواهران و برادران خانم مهتاج تبریزی ذهن آدمی را در رابطه با رویدادهای تلخ و ناگوار به خصوص پدیده شوم تروریسم و مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف برمی‌ انگیزاند و پرسش‌هایی را در برابرما می نشاند. آن گاه که خانم شایسته یکی از خواهران مهربان خانم مهتاج تبریزی در نامه اش خطاب به وی اشاره دارد به اینکه&#8221; دنیا ارزشی ندارد برگرد به مملکت خودمان اینجا امن و امان است پدرمان را از دست دادیم حال که مادرمان پیر شده است همیشه با گذشته تو خود را تسکین می دهیم&#8230; و فدایت شوم برگرد به خانه، دیگر سن منو تو به درد چریکی نمی خورد ما باید با آرامش در بین خانواده با صفا و صمیمیت زندگی کنیم.&#8221; دلیل واضحی بر نفی اندیشه خشونت ورزی و رفتارستیزه جویانه و اتخاذ راهکارهای دموکراتیک و منطقی و حضور در متن واقعیات اجتماعی و دعوتی برای یک زندگی شور انگیز و شیرین نیست؟</p>
<p>آیا نامه خواهر خانم تبریزی سرشار از احساسات ناب و شور زندگی نیست؟ تعریفی از زندگی که در آن مفاهیمی چون کینه، خشم و نفرت کور موضوعیتی در ذهن و روان آدمی ندارد و احساس انسانی با آن بیگانه است.</p>
<p>براستی با توجه به نامه های خواهران خانم مهتاج تبریزی و برادران ایشان، و بر اساس مبانی تفکر خانواده، تک تک آنان درباره وضعیت و شرایط تراژیک خانم مهتاج تبریزی در قرارگاه اشرف که از کمترین زمینه و امکان زندگی طبیعی و آزاد محروم مانده است، و در اوان میانسالگی همه چیز او را بر باد رفته می بینند، واقعا چگونه می ‌اندیشند و چه داوری می ‌کنند؟</p>
<p>در نامه خانم شفیقه به خواهرش نکات تامل انگیزی نهفته است آنجا که می نویسد:&#8221;&#8230; بخصوص وقتی شنیدم که دوستانت برگشته اند و حالشان خوب است واقعا نمی دانم چه بنویسم،  فکر می کنم توی خواب دارم اینها را برایت می نویسم. به همین خاطر، عزیزم! مشتاقانه می گویم دوستت داریم و همگی ما مشتاق دیدار تو بعد از 25 سال دوری هستیم، امیدوارم هر چه زودتر این به واقعیت بپیوندد، چون بعد از فوت همسرم فرنوش اولین خبر خوشحال کننده ای که شنیدم این بود که بعد از 25 سال دوری قرار است خواهر کوچکم را ببینم خدایا شکرت.</p>
<p>یا آنجا که خانم حبیبه یکی دیگر از خواهران خانم مهتاج در نامه اش خطاب به وی مطرح می کند:&#8221;بچه ها و حسین منتظر تو هستند خواهش می کنیم به اینجا بیایید در غربت خبری نیست اینجا برای تو در کنار ما بسیار خوب خواهد بود، شما را به خدای بزرگ می سپارم و منتظر جواب خود شما هستم.&#8221;</p>
<p>و برادرش آقای مسعود می نویسد:&#8221; مهتاج عزیزم خیلی دوستت دارم و خدیجه هم خیلی دلش می خواهد که هر چه زودتر برگردی، من و خانواده ام برای آمدنت لحظه شماری می کنیم.</p>
<p>مطالعه دقیق این نامه ها، آدمی را به این باور می رساند که زیستن در مناسبات فاشیستی و غیر انسانی قرارگاه اشرف و عملکرد خشن و تروریستی دارو دسته رجوی با مفاهیم و باورهای پیشین و موجود خانوادگی قابل فهم نیستند و منطقی به نظر نمی آیند. مهمتر اینکه مطالب فوق آگاهی اجتماعی و سیاسی تازه در میهن عزیزمان ایران را بازتاب می دهند که با حسی از&#8221;خوش بینی&#8221; و&#8221;امید&#8221; همراه است.</p>
<p>عبارات و واژه های به کار رفته در نامه های اعضای خانواده محترم تبریزی ترکیبی ازشور زندگی، امید، عشق و مهربانی ست، با ذهنی سنجیده، حسی انسانی، منطقی و دیدی تأمل آمیز و تفکر انگیز. محتوای نامه ها حتی بیش از همگونی مضمونی با حسی درونی به هم می آمیزند و واقعیتی را به تصویر می کشند. زیبائی و لذت زندگی شرافتمندانه در میهن عزیزمان، در کنار ملت بزرگ ایران و آغوش پر عطوفت خانواده.</p>
<p>آرش رضائی</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>12/9/1385</p>
<p>بسمه تعالی</p>
<p>این نامه خدمت خواهر عزیزتر از جانم و کوچکتر از خودم تقدیم است خواهرم دلبندم حالت چطور است امیدوارم به یاری خداوند حالت خوب باشد خواهر عزیزم حال همگی ما خوب است فقط تمام لحظات زندگی را بی صبرانه منتظر دیدن چشمهای زیبای تو هستیم دنیا ارزش ندارد برگرد به مملکت خودمان اینجا امن و امان است پدرمان را از دست دادیم ترا ندید حالا که مادرمان پیر شده است همیشه با گذشته تو خود را تسکین می دهد و آرزو می کند از این کمتر عمری که برایش باقیمانده ترا ببیند البته عمر دست خداست چقدر دوری بچه ها بزرگ شدند و منتظر هستند خاله کوچکشان را ببینند آنقدر حرف تو در خانه ما هست همیشه وقتی که پای مرغ یا ته دیگ را می خوریم می گویند جای خاله مهتاج خالی خواهرم شاید ما از یاد تو رفته باشیم ولی بدان که خانواده طایفه و دوستهایت رحیمه – ملیحه – ساری ملیحه – ژیلا همیشه منتظر دیدن تو هستند فدایت شوم برگرد به خانه دیگر سن منو تو به درد چریکی نمی خوری ما باید در آرامش در بین خانواده با صفا و صمیمیت زندگی کنیم بقول معروف می گویند: گِخ – جَوانِّخدان چِخ &#8211; الیّ یِنَنن بلّی – آتمش یا بویاندا یاتمیش یا اویندا در نتیجه حالا تو از جوانی دیگر درآمدی برگرد به خانه بی صبرانه منتظر دیدن چشمهای زیبای تو و موهای ناز تو هستیم دلبندم این را بدان اگر چه از خانواده دوری ولی همیشه در قلب همه خانواده جاداری فدایت شوم حداقل ماهی یکبار ترا خـواب می بینم و با رویاهای گذشته خودمان زندگی می کنم به یاد بچگی های خودمان می افتم یادته یکروز مادرم با بابا می رفتند مهمانی آنقدر شلوغی کردیم مادرمان دندانش افتاد شکست وقتی اومد بزنه گفتم تراخدا منو نزن مهتاج را بزن آخه اون خیلی توپوله – ولی حالا من حداقل وزنم نود کیلو است دچار بیماری قلبی شده ام دکترها می گویند باید لاغر شوی تا خوب بشوی ولی من میدانم اگر تو بیایی ناراحتی قلبی من حتما خوب خواهد شد و مادرمان و خواهرهایمان و برادرهایمان امید تازه ای برای زندگی کردن و شور نشاط دوباره مثل بچگی ها خواهند داشت بچه ها همگی دست بوس خاله نازشان هستند و منهم ترا مثل بت می پرستم و من هم جویای حالت هستم امیدوارم بزودی همگی دور هم جمع بشویم و در آشپزخانه بشینیم به دور از خدابیامرز خانم لودا بازی بکنیم و حالا که این نامه را نوشتم جایت خالی برای ناهار قورمه سبزی گذاشته بودم آنهم سوخت امیدوارم هرچه زودتر تو را در بین خانواده در آغوش بگیرم و قلبهایمان را به هم فشار بدهیم تا درد چندین سال دوری از بین برود – بقول نوه ام دوستت دارم عاشقتم وسّلام فدایت خواهرت از این که خطم خوانا نیست بقول بچگی ها که می گفتی خط تو خرچنگ قورباغه است امیدوارم ببخشی هزاران بار آن دستهای نازنینت را می بوسم که به این کاغذ دست می زند.</p>
<p>دوستت دارم</p>
<p> منتظر جواب نامه</p>
<p> قربانت برادر عزیزت مسعود</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4197">بازگشت به خانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4197/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرصتی برای ادامه زندگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4169</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4169#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاج تبریزی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/11/13/%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>نامه آقای رامین تبریزی به خواهرش خانم مهتاج تبریزی فرد مستقر در قرارگاه اشرف حاوی نکات تکان دهنده ای است که دنیای درون تشکیلاتی وبی ثبات و مشمئز کننده فرقه تروریستی رجوی را با صراحت مجسم می کند و نقد تند مناسباتی ست که زندگی خواهرش را طی پروسه سیستماتیک ازخودبیگانگی و مسخ هویت، به هم می ریزد و سرنوشتی تلخ و تراژیک را برای وی رقم می زند. در این سوی صحنه زندگی، برادری ست که تلخی زیست در دنیای درونی دارودسته تروریست رجوی را به خواهر قربانی و بیگناه خویش گوشزد می کند و سعی دارد او را از محیط، مناسبات و مرزهای محدود کننده خرد و تعقل آدمی که به قرارگاه اشرف موسوم است، برهاند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4169">فرصتی برای ادامه زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>فرصتی برای ادامه زندگی</b></p>
<p>نامه آقای رامین تبریزی به خواهرش خانم مهتاج تبریزی فرد مستقر در قرارگاه اشرف حاوی نکات تکان دهنده ای است که دنیای درون تشکیلاتی وبی ثبات و مشمئز کننده فرقه تروریستی رجوی را با صراحت مجسم می کند و نقد تند مناسباتی ست که زندگی خواهرش را طی پروسه سیستماتیک ازخودبیگانگی و مسخ هویت ،  به هم می ریزد و سرنوشتی تلخ و تراژیک را برای وی رقم می زند. در این سوی صحنه زندگی ، برادری ست که تلخی زیست در دنیای درونی دارودسته تروریست رجوی را به خواهر قربانی و بیگناه خویش گوشزد می کند و سعی دارد او را از محیط ، مناسبات و مرزهای محدود کننده خرد و تعقل آدمی که به قرارگاه اشرف موسوم است ، برهاند. محتوای نامه آقای رامین تبریزی بیانگر پسرفت  تشکیلاتی  گروهی تروریست است که همه  سردمداران آن در مجموع الکن و ناموفقند و ایشان با طرد و انکار اهداف و مناسبات فاشیستی تشکیلات مجاهدین به همه سردمداران فرقه تروریستی رجوی پاسخ یکسانی می دهد. او می خواهد با تمام وجود به خواهرش مهتاج بگوید هر اتفاقی که بیفتد، زندگی ادامه پیدا می کند. اما او شدیدا تمایل دارد که زندگی در کنار خواهرش ادامه پیدا کند. ابراز احساسات به خواهری پس از بیست و شش سال جدائی و فراق در واقع توصیف عواطف متعارف و طبیعی ست و بحث برانگیزترین وجه درونمایه احساس و تفکر وی را در تنفر و بیزاری ایشان از مناسبات و محیطی چون قرارگاه اشرف می توان به عینه دریافت و درک کرد. درونمایه نامه آقای رامین تبریزی گیرا و تاثیرگذار است زیرا سرشار از عواطف برادرانه و غم دوری از خواهری ست که بر اثر اعمال محدودیت های رهبران فاشسیت تشکیلات رجوی ، سالیان دراز است از او دور و جدا افتاده است  اما در عین حال یادآور چشم اندازه رهایی و امید نیزاست.<br />
آرش رضایی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی<br />
20/8/1385</p>
<p><b>نامه آقای رامین تبریزی به خواهرش خانم مهتاج تبریزی فرد</b></p>
<p>بنام خداوند مهربان</p>
<p>خواهر عزیزم مهتاج سلام<br />
امیدوارم حالت خوب باشد. اکنون که این نامه را برای تو می نویسم 26 سال است که تو را ندیده ام ، یادم است یازده سال داشتم که من و تو با اشک از هم جدا شدیم و تو ازدواج کردی ولی در ورای این ازدواج یک دوری و جدائی طولانی بود. آری مهتاج عزیز اکنون من 37 سال دارم و به اتفاق همسرم نوشین ( دختر عمو طالب ) و دخترم آیلین و مامان در تبریز زندگی می کنیم و من کارمند هستم. مهتاج جان تا کنون بنا به دلایلی امکان هیچگونه ارتباط با تو نبود ولی اخیرا با یکی از دوستانت خانم مرضیه قرصی که از اردوگاه اشرف رهایی یافته در محل انجمن نجات آذربایجانغربی دیدار کرده و از احوال تو با خبر شدم. خواهر عزیزتر از جانم ماهیت فرقه رجوی برای جهانیان مشخص گردیده و اینکه آنان از روحیات و عواطف و احساسات انسانهای پاکی همچون تو استفاده ابزاری نموده و تعدادی از جوانان این مملکت را مورد استثمار قرار داده اند بر همگان آشکار است و بنظر من ادامه زندگی مشقت بار در اردوگاه اشرف همچون آغازش کاری بیهوده است مهتاج عزیز ما همگی منتظر بازگشت تو به وطن عزیزت ایران هستیم و مطمئن باش هیچگونه خطری تو را در ایران تهدید نمی نماید و تو بعد از بازگشت به ایران مانند یک شهروند عادی ایرانی زندگی خواهی کرد بطوریکه از شهر ما دو نفر از دوستان تو بنام خانم مرضیه قرصی و آقای قادر رحمانی به وطن بازگشته و بصورت عادی زندگی می نمایند و جالب این است که هردوی آنها افسوس گذشته خود و زندگی در آنجا را می خورند مهتاج جان اگر امکان ملاقات با تو از طریق صلیب سرخ فراهم گردد حتما به دیدار تو خواهیم آمد. ولی ما امیدواریم قبل از آن موقع تو از طریق هماهنگی با کمپ آمریکاییها زمینه بازگشت به ایران را فراهم کنی و مجددا تاکید می نمایم در ایران هیچ خطری تو را تهدید نمی نماید. مهتاج جان دلمان برایت تنگ شده و بی صبرانه منتظر دیدار با تو در کشور عزیزمان ایران هستیم.<br />
دوستدار تو رامین تبریزی، برادرت</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/others/tabrezi.pdf" target="rel=&quot;noopener" rel="noopener noreferrer">لینک به متن اصلی نامه</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4169">فرصتی برای ادامه زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4169/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
