<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مهوش سپهری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b4-%d8%b3%d9%be%d9%87%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مهوش-سپهری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 17 May 2026 11:21:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مهوش سپهری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مهوش-سپهری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 11:15:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68563</guid>

					<description><![CDATA[<p>اولین بار بعد از آزادی از زندان و پس از نشست آ-77 مسعود رجوی ، قبل از اینکه به پادگان بدآب و هوای العماره در داخل فیلق (پادگان) عراقی ها در نزدیکی شهر العماره واقع در جنوب عراق اعزام شوم، یک روز صبح در پادگان اشرف گفتند همه لباس فرم سبز بپوشید ، برای یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563">خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اولین بار بعد از آزادی از زندان و پس از نشست آ-77 مسعود رجوی ، قبل از اینکه به پادگان بدآب و هوای العماره در داخل فیلق (پادگان) عراقی ها در نزدیکی شهر العماره واقع در جنوب عراق اعزام شوم، یک روز صبح در پادگان اشرف گفتند همه لباس فرم سبز بپوشید ، برای یک نشست مهم آماده شوید. تا کنون به چنین نشستی نرفته بودم، بیشتر نشست های تفتیش عقاید و سرکوب ما در همان قرارگاه خودمان برگزار می شد، اما این بار گفتند برای نشست &#8220;خواهر نسرین&#8221; برده می شوید، من از ابوطالب هاشمی که فرمانده ام بود و بعدها در لیبرتی کشته شد، پرسیدم این نشست مربوطه به چیست؟</p>
<p>ابوطالب جواب داد، اگر بروید خواهید دید! دوباره سئوال کردم، گفت: دفتر یادداشت و خودکار حتما همراه داشته باش، نشست نسرین، مربوط به بحث های تشکیلاتی است، حتما برایت خیلی خوب خواهد بود.</p>
<p>دوباره طوفانی در درونم شروع شد، یعنی چه خواهند گفت، نکند دوباره من سوژه شوم، دوباره همان بحث های ضداطلاعاتی و &#8230; زندان و شکنجه و &#8230;</p>
<p>کسانی که برای نشست آماده می شدند، همه از لایه نیروهای جدید بودیم. مسئولین هم برای آماده کردن بچه ها، در یک تکاپوی شدید افتاده بودند، همه ما که حدود 20 نفر بودیم ، در پشت یک آیفای قراضه ، مثل ببخشید گوسفند ، سوارمان کردند. من که مدتها بود داخل اشرف را ندیده بودم و در چهاردیواری و پشت خاکریزهای مرکز خودمان مثل یک زندانی بسر می بردم، این خروج از قرارگاه مثل رفتن به یک مسافرت جذاب و شیرین بود، البته با دلهره های خاص خودش.</p>
<p>از مرکز خارج و به سمت جنوب غربی پادگان اشرف برده شدیم، همه مثل من بودند، همه دلهره داشتیم که قضیه چیست؟ نسرین کیست؟ اما یک حس درونی به من می گفت که حتما یک بحث جدی است که ما را از کارهای جاری مقر بیرون کشیدند و به یک نشست می برند.</p>
<p>به محل مورد نظر رسیدیم، من تقریبا تمام دوستان سابق که در پذیرش با هم بودیم را آنجا دیدیم، حتی حمید&#8230; هم آنجا بود، حمید در زندان انفرادی وقتی رگ های خودش را زده بود و قصد خودکشی داشت و بطور معجزه آسائی از مرگ نجات یافته بود، هم آنجا بود، او من را می شناخت و من او را که هر دو در زندان اسکان بوده ایم، مسئول حمید مثل مسئول من یک لحظه ما را تنها نمی گذاشتند تا با هم صحبت کنیم، البته در مقر خودمان قبل از حرکت هم کاملا توجیه شده بودیم که ممکن است تعدادی از دوستان سابق خود را در پذیرش ، آنجا ببینید. بدلیل رعایت مسائل امنیتی با یکدیگر حق صحبت و محفل زدن ندارید.(محفل به صحبت دو نفره ای گفته می شد که شامل خاطرات و &#8230; بود، درسازمان به محفل ، شعبه وزارت اطلاعات می گفتند).</p>
<p>برای همین ما فقط از طریق نگاهها ، با یگدیگر حق برقراری ارتباط داشتیم، البته فقط اجازه داشتیم ، یک سلام واحوالپرسی تلگرافی داشته باشیم.</p>
<p>من فرامرز و رضا و &#8230; چند نفر دیگر از بچه ها را که از نزدیک می شناختم هم آنجا دیدم، اما آنها هم گویا دیگر اجازه صحبت و نزدیکی با ما را نداشتند. برایم جای بسیار تعجب بود که در یک سازمان مدعی انقلابی گری و پیشتازی، چرا از یک صحبت و گپ چند دقیقه ای ما ، اینقدر وحشت دارند؟ چه اسراری دراین گفت وگوها ممکن است برملا شود که سازمان اینقدر ما را از این امر بدیهی، نهی می کند؟</p>
<p>همه در سالن نشست ، جمع شدیم، اسم آن سالن فکر کنم سالن Z بود. سالنی با سقف بلند و صندلی های مرتب و چیده شده ، روی سن هم یک میز تک نفره وسط بود و یک میز بزرگ در کنار ، چند زن از فرماندهان ما، در آن میز بزرگ نشسته و کاغذ و دفتر و خودکار جلویشان بود، معلوم بود میز وسط مخصوص همان نسرین است که می گویند.</p>
<p>نسرین ( مهوش سپهری) از درب کناری وارد شد ، او زنی سنگین وزن ، بطوریکه عرضش بر طولش غلبه می کرد، با لبخندی مشمئزکننده وارد شد و یکراست روی صندلی پشت آن میز وسط روی سن نشست و همه ی اعضای نشست را که حدود 300-200 نفر بودیم را از نظر گذراند. میکروفن روی میز او بصورت رسا و بلند صدایش را به کل سالن می رساند، یک تابلوی ولدا هم در یک طرف سن قرار داشت. نسرین ظاهر موجهی داشت و کاملا به فن بیان مسلط بود.</p>
<p>او ابتدا شروع کرد به خوش و بش با چند نفر از بچه ها که از نزدیک می شناخت. سپس گفت یکراست می روم سر اصل مطلب! بحث امروز ما تضاد مبارزه با خانواده است، همه در بحث های انقلاب زیاد این بحث را شنیدید، در هر جمله اش یکبار هم از &#8220;خار مریم&#8221; ، نام می برد!</p>
<p>کمی که صحبت کرد، دیگر کاملا از ضامن خارج شد، شروع کرد به صحبت هائی نظیر (قبلا از خوانندگان عزیز به لحاظ اخلاقی پوزش می طلبم، هدف فقط بیان عمق لمپنی و تبدیل به عفریته شدن زنی است که شرف و وجدان خود را در مسیر مغزشوئی و ایدئولوژی قرون وسطائی رجوی ها به ثمن بخس و بهای اندکی فروخته است):</p>
<h3>نسرین خطاب به جمع بچه ها:</h3>
<p>&#8221; بی غیرت ها، نامردها، اراذل و اوباش در جامعه عادی ، بیشتر از شما رگ غیرت دارند، شما حق مسعود و مریم را خوردید، شما یک مشت مفت خور هستید که فقط می خورید و می خوابید و هیچ ثمری ندارید، شما نرینه وحشی هستید، زن را یک کالا می بینید که قابل معامله و خریدن است، ایدئولوژِی جنسیت و فردیت در درون شما غوغا می کند و شما را تبدیل به حیوان کرده است، تک تک شما بدون استثناء ، حیوانی هستید که خمینی درون شما ، در درون تان تنوره می کشد ، شما همه یک خائن هستید، چرا تا حالا به سازمان نیامده بودید؟ کجا بودید؟ شما سر در آخور رژیم بودید، شما رگ و خونتان با رژیم عجین شده است، شما هرگز به درد سازمان نمی خورید، شما بار اضافی روی دوش رهبری هستید، مفت خوری تنها واژه ای است که شما را معرفی می کند و کلی بد و بیراه که شایسته خودش بود و همراهانش&#8230; &#8221;</p>
<p>من که در زندان اسکان ، بالاتر از اینها را شنیده بودم، برای من یک گوشم در بود و دیگری دروازه، اما تعداد کثیری از شنوندگان ، همه در سالن سرخ و سفید می شدند، من چهره اصلی سازمان را در زندان هایش ، آنهم نه یکی دو روز و یا چند ساعت مثل آنها، من 6 ماه در بدترین شرایط نگهداری زندان و سلول انفرادی ، شکنجه جسمی و روحی شده بودم، من که این صحبت های رذیلانه و گستاخانه را در جمع می شنیدم، این برایم عجیب بود که سران سازمان چقدر بی پرنسیب و بی شرف هستند که با تکیه بر شرایط حاکم بر عراق ، با تکیه بر دار و درفش، این چنین همه را تهدید می کنند، خوب ، اگر این جمع بدرد بخور و مفت خور است، پس چرا ولشان نمی کنید، همه بروند سراغ زندگی خود؟ چرا دربهای این اسارتگاه را باز نمی کنید تا ببینید احدی دراینجا نخواهد ماند؟</p>
<p>جالب هم اینکه هر کس می خواست به بهانه ای از سالن برای چای و دستشوئی و یا سیگار کشیدن بیرون برود، چند مزدور تشکیلات دم درب خروجی سالن ایستاده بودند و آنها را برمی گرداندند! ما شنوندگان اجباری این بحث های پوشال بودیم .</p>
<p>بعد از نزدیک به دو ساعت، 10 دقیقه آنتراکت داد، بیرون همه کله پا شده بودند، همه از تعادل خارج شده بودند، کسی حرف نمی زد، سیگاریها چنان پکی به سیگار می زدند که اگر اغراق نکنم با دو پک سیگار تمام می شد!</p>
<p>عفریته! نسرین بددهن، معلوم بود به چنان رذالتهائی دست زده است که پیش آنها این فحش کاریها برایش عادی بود. بعدها و بخصوص بعد از جدائی از سازمان ، سوابق بسیار ننگین تری از او را شنیدم که کوچکترین آنها سربه نیست کردن اعضای ناراضی بود، او صادر کننده ی حکم اعدام برای منتقدینی بود که فقط به این شرایط اعتراض کرده بودند.</p>
<p>مخلص کلام من ، رو به خانواده ها و برخی کسانی است که ظواهر این سازمان تروریستی ممکن است آنها را فریب داده باشد، این سازمان یک لجنزار متعفن است که بوی گند آن همه جا را فرا گرفته است، شاید جوانان عزیزی وجود داشته باشند که فریب شعارهای پرطمطراق ویترین های بیرونی این سازمان را شاهد بودند و فکر می کنند، رجویها مشتی انسان با شعور هستند، باید خدمت آن دسته ی معدود از جوانان عزیز ، عرض کنم که راه اشتباه ما را ، دوباره سعی نکنند که طی کنند، بیراهه ی مجاهدین ضدخلق، هرگز آن راهی نیست که در ابتدا فکرش را در رویاهای خود می پرورانید، ما با یک سازمان جهنمی مخوف و تروریست پرور مواجه هستیم، که هیچ ارزشی برای انسانیت قائل نیست. حتما حول این سازمان تحقیق و تفحص کنید ، مطالعه کنید، با جداشدگان از این سازمان مراودت کنید، کتب منتشره حول تاریخچه ی این سازمان را مطالعه کنید، اگر در خاتمه به این نتیجه رسیدید که ما گفتیم، ما دستان شما را برای افشای هرچه بیشتر این سازمان ننگین و رسوا ، می فشاریم .</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563">خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گلوی کردستان هنوز از زخم های رجوی خونین است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65083</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65083?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 May 2025 12:05:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65083</guid>

					<description><![CDATA[<p>سالها قبل که به پادگان اشرف کشانده شدم، بدلیل هم مرز بودن استان کردستان با عراق، تعداد هم وطنان کرد زبان در پذیرش کم نبود، از جمله کوروش بچه سنندج با موهای مجعد و با انرژی بالا در میان دیگران بیشتر به چشم می آمد. کوروش در نشستی اولین بار این سئوال را مطرح کرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65083">گلوی کردستان هنوز از زخم های رجوی خونین است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سالها قبل که به پادگان اشرف کشانده شدم، بدلیل هم مرز بودن استان کردستان با عراق، تعداد هم وطنان کرد زبان در پذیرش کم نبود، از جمله کوروش بچه سنندج با موهای مجعد و با انرژی بالا در میان دیگران بیشتر به چشم می آمد. کوروش در نشستی اولین بار این سئوال را مطرح کرد که چرا دستک های سیم خاردارها به سمت داخل پادگان اشرف است؟ اگر این سیاج ها و سیم خاردارها برای ممانعت از ورود دشمن به داخل است، منطقا باید دستک ها به سمت بیرون خمیده می شدند؟ کوروش خیلی ذهن قوی و روشنی داشت، ماهها بعد با کوروش در انفرادی زندان پادگان اشرف هم بند بودم، اعتراضات او همیشه ادامه داشت، عاقبت همه او را آنقدر در سلولش کتک زدند که بیهوش شد و جسم بی جان او را در یکی از روزهای زمستان 1376، پتو پیچ کرده و از زندان به بیرون منتقل کردند، که متاسفانه تا امروز هم از او خبری در دست نیست!</p>
<p>در اکثر نشست های جمعی نیز ، بچه های کردزبان با سازمان درگیر بودند و همیشه هم زیر ضرب بودند.</p>
<p>کردکشی سازمان در عراق نیز که اظهر من الشمس است و همه بدان واقف هستند. اما جالب اینکه سازمان همیشه با شعار حمایت از قومیت ها، قومیت های مختلف ایرانی را در شکنجه گاههایش ، شکنجه و زندانی می کرد.</p>
<p>مطلبی در یکی از سایت های سازمان با عنوان: &#8220;<em> ریسمانی دوباره بر گلوی کردستان</em>&#8221; را خواندم. این شعار به ظاهر نوع دوستانه، از زبان فرقه ای قومیت کش، واقعا که مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد، چقدر سران یک فرقه باید مردم فریب و حیله کار باشند که بخواهند با شعور انسان ها ، چنین بازی هایی را براه بیاندازند؟</p>
<p>مخصوصا زنی با پیشینه کردی را، زمانی مسئول اول سازمان کرده بودند که به جنایت و خیانت و فحاشی و آدم کشی مشهور است، مهوش سپهری یا نسرین، یکی از جنایتکار ترین عمال رجوی هاست، دست در بسیاری از جنایت ها دارد و همیشه هم از این بابت افتخار می کرده است که &#8220;عنقلاب مریم&#8221; را حفظ کرده است!</p>
<p>اگر بخواهیم این تروریست رجویستی را بیشتر بشناسیم باید چند سطر ادامه را از نظر بگذرانیم :</p>
<p>از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های مهوش سپهری عبارت است از عضو بخش روابط خارجی گروه در سال ۱۳۶۳، راه اندازی و مسئولیت شاخه‌ی نظامی تشکیلات در سنندج و عضویت در پیش مرگ‌های کردستان در سال ۱۳۶۴، مسئول نهاد و عضو هیئت اجرایی انجمن به اصطلاح دانشجویان مسلمان در آلمان در سال ۱۳۶۶، شرکت در عملیات‌های تروریستی نظامی فروغ جاویدان و چلچراغ با سمت مسئول، مسئول محور و معاونت آموزش شاخه‌ی نظامی تشکیلات مجاهدین در سال ۱۳۷۰، عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در سال ۱۳۷۱، مسئول برگزاری نشست برای عناصر مستقر در اروپا در سال ۱۳۷۴، جانشین مسئول شاخه‌ی نظامی گروهک تروریستی مجاهدین به مدت دو سال از شهریور ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ و مسئول توجیه تیم‌های تروریستی سازمان از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۸.</p>
<p>در حال حاضر قسمتی از مهمترین نشست‌های تشکیلاتی در آلبانی توسط مهوش سپهری برگزار می‌شود.</p>
<p>او تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره ۲۰۰۲-۴۴۵/۶-A است.</p>
<p>ضمن درود و سلام به تک تک هموطنان کردزبان کشورم و آرزوی بهترین ها برای آنها، امیدوارم بزودی زود مهوش سپهری به دادگاه عدالت مردم ایران سپرده شود.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65083">گلوی کردستان هنوز از زخم های رجوی خونین است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65083/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شاکیانی از سراسر دنیا برای متهم ردیف هفدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64934</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64934?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 May 2025 12:10:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[متهمان دادگاه مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64934</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهوش سپهری متهم ردیف هفدهم دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق است. این زن با نام مستعار نسرین، شخصی است که در میان اعضای پیشین مجاهدین خلق بسیار منفور است و هر روز از ابعاد خشونت طلبی و قساوت قلب وی خبری تازه منتشر می‌شود. به عنوان یک نمونه از خشونت ورزی های عجیب مهوش سپهری، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64934">شاکیانی از سراسر دنیا برای متهم ردیف هفدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهوش سپهری متهم ردیف هفدهم دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق است. این زن با نام مستعار نسرین، شخصی است که در میان اعضای پیشین مجاهدین خلق بسیار منفور است و هر روز از ابعاد خشونت طلبی و قساوت قلب وی خبری تازه منتشر می‌شود.<br />
به عنوان یک نمونه از خشونت ورزی های عجیب مهوش سپهری، قتل نسرین احمدی یک از اعضای مجاهدین خلق که خواستار ترک کمپ اشرف در عراق بود در خاطرات بسیاری از اعضای پیشین تشکیلات رجوی به مهوش سپهری نسبت داده می‌شود.</p>
<p>سپهری از سال 1376 به مقام هم‌ردیفی رهبری رسید و پس از رهبران اصلی یعنی مسعود و مریم رجوی، نخسین کسی بود که اجازه برگزاری جلسات ایدئولوژیک داشت. بنابراین اعضایی که از تشکیلات جدا شده‌اند خاطرات پر رنگی از جلسات طولانی سراسر سرکوب، انتقاد و شکنجه روانی دارند که با مسئولیت سپهری برگزار می‌شدند.</p>
<p>پیش از این، در شهادت‌هایی که اعضای پیشین فرقه رجوی درباره نقض حقوق بشر، شکنجه جسمی و روانی در تشکیلات داده‌اند، درباره خشونت کلامی و خشونت فیزیکی نسرین (مهوش سپهری) علیه اعضای تشکیلات به ویژه کودک سربازان، سخن رفته است.<br />
اخیرترین نمونه این اسناد در خاطرات کودک سرباز سابق، امیر یغمایی دیده می‌شود. او که به تازگی داستان کودک سربازی خویش را با جزئیات زیاد در حساب کاربری ایکس خود منتشر می‌کند، از نقش نسرین در نشست‌‎های طاقت فرسایی که برای در هم شکستن مقاومت او و مجاب کردنش به ماندن در تشکیلات، نوشته است. فشاری که نسرین و هم‌رده‌‎هایش نه تنها بر امیر، بلکه بر مادرش، اکرم حبیب خانی روا داشتند، این مادر و فرزند را برای تمام عمر دچار آسیب‌های جدی کرده است.</p>
<p>به علاوه، در پی انتشار این بخش‌ خاطرات امیر یغمایی، کودک سرباز دیگری با نام کاربری آیلین مقدم، در تایید سخنان امیر اطلاعات تازه ای از قساوت قلب مهوش سپهری علیه زنان تشکیلات مجاهخدین خلق، می‌دهد:</p>
<p><strong>بله نسرین (مهوش سپهری) کم جنایت نکرده ، اون بچه ها رو با چوب T کتک میزد (زنها رو ) آنقدر میزد که چوب میشکست و به اطراف پرت میشد و باید خودمان را می دزدیدیم که تکه چوب T به سر و صورتمان نخورد. مهوش سپهری باعث مرگ نسرین احمدی شد و سر او را به دیوار کوبید و ضربه مغزی شد.</strong></p>
<p><strong>البته باعث فقط مرگ نسرین احمدی نشد باعث مرگ تعدادی شد ، همه درگورستانی نزدیک پایگاه بدیع به اصطلاح قبرستان کافرها دفن شدند و نه نامی و نه اسمی فقط یک شماره روی سنگی در محل دفنشان هست، پدر محمد رضا ترابی هم آنجا دفن شده و تعدادی دیگر. همه آنها منتقدین سازمان بودند.</strong></p>
<div id="attachment_64935" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-64935" class="size-full wp-image-64935" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri-M-Post-202505.jpg" alt="مطلب آیلین مقدم" width="600" height="690" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri-M-Post-202505.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri-M-Post-202505-261x300.jpg 261w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-64935" class="wp-caption-text">مطلب آیلین مقدم</p></div>
<p>در ادامه یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس در بخش نظرات در تایید سخنان امیر و آیلین، به پاسخی از محمدرضا ترابی، کودک سرباز سابق دیگری ارجاع می‌دهد:</p>
<p>&#8220;از محمدرضا ترابی پرسیدم کثیف ترین فرد فرقه کیه بعد از رجوی و زنش، گفت همین مهوش سپهری با بتول رجایی.&#8221;</p>
<p>مهوش سپهری معروف به خواهر نسرین مبدع و یا مجری بسیاری از ساز و کارهای بازجویی و شکنجه در ساختار خفقان و سرکوب فرقه رجوی بوده است. او امروز بالای 70 سال سن دارد و احتمالا بزودی به خیل &#8220;مجاهدان پاکباز&#8221; درگذشته، می‌پیوندد، اما اگر روزی شرایط برای محاکمه حضوری او و همدستانش در یک دادگاه بین المللی فراهم شود، قطعا شمار شاکیان او بالغ بر هزاران نفر می‌شود. قربانیان و شاکیان خشونت نسرین، شامل اعضای فعلی، اعضای پیشین و خانواده‌های آنها می‌شوند که شمارشان ابدا کم نیست و در نقاط مختلف دنیا ساکن هستند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64934">شاکیانی از سراسر دنیا برای متهم ردیف هفدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64934/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Mar 2024 11:35:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[صدیقه حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[عباس داوری]]></category>
		<category><![CDATA[فتح الله فتحی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشته یگانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهیمه اروانی]]></category>
		<category><![CDATA[متهمان دادگاه مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59061</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل درباره محاکمه نصرالله مجیدی توسط مهدی ابریشمچی، زهرا مریخی، محمد علی توحیدی و مهوش سپهری توضیحاتی داده شد. محاکمه و شکنجه فتح الله فتحی توسط مهدی ابریشمچی، فهیمه اروانی، عباس داوری، صدیقه حسینی، مهوش سپهری و فرشته یگانه متهمین ردیف های 4 ، 6 ، 13 ، 15 ، 17 و 42 [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775"> قسمت قبل</a> درباره محاکمه نصرالله مجیدی توسط مهدی ابریشمچی، زهرا مریخی، محمد علی توحیدی و مهوش سپهری توضیحاتی داده شد.</p>
<h3>محاکمه و شکنجه فتح الله فتحی توسط مهدی ابریشمچی، فهیمه اروانی، عباس داوری، صدیقه حسینی، مهوش سپهری و فرشته یگانه متهمین ردیف های 4 ، 6 ، 13 ، 15 ، 17 و 42</h3>
<p>فتح الله فتحی یکی از نفراتی بود که به اتهام درخواست جدایی تحت شدیدترین برخوردها قرار گرفت و در نهایت برای درهم شکستن یا نابود شدن، او را به زندان مخوف ابوغریب فرستادند. اما او بعد از سرنگونی صدام موفق شد از این زندان خارج شده و خود را به نیروهای آمریکایی معرفی کند و در حال حاضر نیز در آمریکا زندگی می کند. او در مطلبی با عنوان &#8220;بازی سرنوشت&#8221; درباره محاکمه خود در جریان نشست های مخوف طعمه چنین نوشته است:</p>
<p>&#8220;ابریشمچی این موجود کثیف در ساختمان ستاد قرارگاه باقرزاده، با مشت زیر چانه و توی دنده هایم می زد و می گفت خودم می کشمت! صدیقه حسینی سیم میکروفن را دور گلویم پیچیده بود و داد می زد خودم خفه ات می کنم! و فرشته یگانه داد می زد توی دهانت نارنجک می کشم! و فهیمه اروانی می گفت مثل دستمال مصرف شده رژیم مالی ات می کنیم تا حرفهایت خریدار نداشته باشد! و نسرین با چوب توی سر و صورتم می زد و می گفت انتقام فلانی را از تو می گیریم و از برادر مسعود برایت درخواست اعدام کرده ایم!</p>
<p>امروز من هستم، سلامت، محکم، و مقتدر. اما از رجوی خبری نیست! و در حفره و مخفی گاه خود پنهان شده و از دردهای بی درمان و بی شمار بر خود می پیچد. چه سرنوشت زیبایی!</p>
<p>مطلبی که نوشتم مربوط به سالن میله ای قرارگاه باقرزاده نیست. بسیاری آنجا حضور داشتند و وحشی گری رجوی علیه مرا به چشم دیدند و البته به دستور رجوی فیلمبرداری هم شد! در همان سالن بود که از من امضای &#8220;نفوذی وزارت اطلاعات رژیم&#8221; گرفتند! و به دستور نسرین، دالان تف و پس گردنی برایم درست کردند!!</p>
<p>ماجرای یادداشتم برمی گردد به ساختمان ستاد باقرزاده. در قسمتی از قرارگاه باقرزاده دیواری بلند کشیده بودند و به کسی اجازه ورود به آن طرف نمی دادند. آنجا ساختمان ستاد و سالن دوم شورای ملی مقاومت و دفاتر کار شورای رهبری بود. همانجا بود که در یک جلسه (یک هفته بعد از دستگیری ام) حدود هفتاد نفر از مسئولین سازمان به ریاست نسرین [مهوش سپهری] ریختند روی سرم، و بیش از ده ساعت زیر شکنجه بودم. به دستور رجوی، جهنمی را در آن شب براه انداختند که در تصور هیچ انسانی نمی گنجد. همه بر سرم فریاد می زدند اعدام، اعدام، اعدام!!! و من هرگز و هرگز و هرگز فراموش نخواهم کرد و نخواهم بخشید.</p>
<p>در نشست آخر سالن میله ای باقر زاده که فکر می کنم چند صد نفر حضور داشتند (چون آنقدر زیر فشار فیزیکی و روانی بودم دقیقاً نمی دیدم چه تعداد نفرات را آوردند برای اینکه مثلاً به حساب من برسند) بچه های زیادی هستند که الان جدا شدند و در اون جلسه حضور داشتند. شاید یه روزی کسی درباره اون شب بنویسد که چه گذشت و رجوی با من چه کرد، اما نکته ای که بعد از گذشت بیش از بیست سال دوباره ناراحتم کرد چه بود؟!</p>
<p>قبل از پایان شکنجه من در آن شب، و قبل از اینکه به دستور رجوی که نسرین صحنه گردان اون شب بود، دالان تُف و پس گردنی برایم درست بکنند. نسرین رو به جمعیت کرده و داد می زد و فحش می داد که بیشرف های آشغال، هر کسی توی مناسبات ما پاشو کج بگذارد همین بلا رو سرش می آوریم که سر پاسدار فتحی آوردیم و دارید می بینید! و گفت: &#8220;به ستون شده و از جلو او رد بشوید و هر چه دلتان می خواهد به اوبگوئید تا ما مطمئن بشویم شما مثل پاسدار فتحی نیستید!&#8221;</p>
<p>یکی یکی آدمها از جلوی من رد می شدند و بدترین و شدیدترین حملات را به من می کردند! بعضی ها هم از سر اجبار می آمدند یه چیز الکی می گفتند و زود رد می شدند. در بین نفرات، فرمانده تانکی به اسم &#8220;م – الف&#8221; با قد کوتاه بود که سالیان با یکدیگر هم یگان بودیم. فردی سر تا پا متناقض به همه چیز در سازمان بود. در ضمن، آن شب سمت چپ و راست من ابریشمچی و فکر می کنم عباس داوری، شکنجه گرهای بی رحم نشسته بودند و آتش بیار معرکه بودند. وقتی &#8220;م – الف&#8221; به من رسید آنچنان مشتی به صورتم زد که من افتادم روی داوری یا یک شکنجه گر دیگر. مشت او به صورتم درد داشت، اما دردناکتر از درد مشت او، تمام وجودم بود که درد گرفت و من در خودم گریستم که رجوی با نسل ما چه کرد؟ با افراد خودش و با نیروهای خودش چه کرد؟!!! چطور ممکن است این فرد با سابقه سالیان رفاقت، چنین مشتی به صورتم بزند؟!!!</p>
<p>اسم او را نمی گویم چون نمی دانم الان کجا هست و چون می دانم او خود یک قربانی و اسیر در دستان رجوی بود. همان شب در حالی که می گریستم، او را بخشیدم، اما هرگز رجوی را نخواهم بخشید! و هرگز فراموش نمی کنم که چه بلایی سر من و ما آورد. برای همین هست که رجوی فرار کرده و مخفی شده. رجوی از ترس ایران مخفی نشده، بلکه از دست ما (یعنی نیروهای که به اسارت گرفته بود) فرار کرده و مخفی شده است، چون می داند با ما چه کرد!&#8221;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Feb 2024 11:50:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا مریخی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد علی توحیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[نشست طعمه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58775</guid>

					<description><![CDATA[<p>به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 در ایران، که مشخص شد واقعیت ها با تحلیل های رجوی همچون بسیاری موارد دیگر 180 درجه اختلاف دارد، موج سنگینی از مسئله داری در بین نیروهای مجاهدین ایجاد شد. رجوی برای سرکوب و کنترل نیروها اقدام به برگزاری یک سلسله نشست با عنوان &#8220;طعمه&#8221; نمود و برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 در ایران، که مشخص شد واقعیت ها با تحلیل های رجوی همچون بسیاری موارد دیگر 180 درجه اختلاف دارد، موج سنگینی از مسئله داری در بین نیروهای مجاهدین ایجاد شد. رجوی برای سرکوب و کنترل نیروها اقدام به برگزاری یک سلسله نشست با عنوان &#8220;طعمه&#8221; نمود و برای آن که فشار بیشتری بر نیروها بیاورد همه را در قرارگاه باقرزاده جمع کردند. در یکی از روزهایی که برای نشست های وحشتناک طعمه در قرارگاه باقرزاده جمع شده بودیم به ما گفته شد که برای نشست به <strong>سالن میله ای</strong> برویم.</p>
<p>ما هنوز نمی دانستیم که قرار است چه اتفاقی بیافتد و با توجه به جوی که در زمان برگزاری نشست های طعمه وجود داشت، کلیه افراد نگران بوده و با استرس منتظر بودند که چه خواهد شد. بعد از مدتی یکی از درب های سالن باز شد و چند تن از مسئولین از جمله حسین مدنی یکی از افراد قدیمی به نام<strong> نصرالله مجیدی</strong> را به همراه خودشان کشان کشان به سالن آوردند. اولین چیزی که توجه ام را جلب کرد کبودی هایی بود که روی صورت نصرالله وجود داشت. مشخص بود که وی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده بودند. چند تن از مسئولین فرقه از جمله مهوش سپهری، زهرا مریخی، مهدی ابریشمچی و محمد علی توحیدی در پشت میزشان منتظر آمدن او بودند. بعد از آن که نصرالله را به سالن آوردند، او را روبروی میز مسئولین فرقه نشاندند و محاکمه شروع شد. طبق روش مرسوم در نشست های طعمه، حرف ها با داد و بیداد و با فحش و ناسزا بیان می شد. در لابلای این فحش ها مشخص شد که نصرالله درخواست جدایی داده بود و به همین دلیل این محاکمه را برای او ترتیب داده بودند تا اولاً او را از درخواست خود پشیمان نمایند. ثانیاً به بقیه بگویند که در صورت درخواست جدایی با چه واکنشی از سوی رجوی ها مواجه خواهند شد. جمع کردن تعداد زیاد در سالن هم به این خاطر بود که فشار را بر فرد محاکمه شونده، بیشتر کنند.</p>
<p>مشخص بود که از قبل سناریوها را چیده بودند. هدف مسئولین فرقه در نشست این بود که ابتدا نصرالله را علیرغم این که سالهای طولانی در بخش های مختلف نظامی سازمان کار کرده بود، یک فرد ترسو معرفی کنند که از ترس جان خواهان جدایی شده و به این ترتیب بگویند که رجوی و مناسبات مجاهدین هیچ مشکلی ندارد و این فرد به دلیل ترس از مرگ درخواست جدایی داده است. یعنی در قدم اول تمام حرف ها و انتقادهای او را لگدمال کرده و مسکوت بگذارند و درخواست جدایی را به ترس از مرگ ربط بدهند. آنگاه بعد از تحقیر او و معرفی اش به عنوان یک فرد ترسو، در قدم بعدی او را یک خائن جلوه دهند که از ترس مرگ می خواهد از سازمان جدا شود و نه یک عضو معترض که به دلیل انتقادات مشخص خواهان جدایی است.</p>
<p>به دستور رجوی ها برای آن که کسی جرأت نکند درخواست جدایی بدهد، با امثال نصرالله مجیدی برخوردهای وحشیانه ای کردند تا همه حساب کار دست شان بیاید. در آن دادگاه تشکیلاتی اتهامات ابلهانه ای مطرح می شد. یکی از اتهاماتی که به نصرالله زده شد این بود که در یکی از مانورها بجای فرمان &#8220;آتش&#8221; گفته است &#8220;آتک&#8221; و به این ترتیب متهم شده بود که رجوی ها را مسخره کرده!!!<br />
یکی دیگر از اتهامات این بود که او در سال 1363 وقتی در قالب یک واحد عملیاتی در منطقه ای در کردستان درحال عبور بودند، از ترس جان، جای خود را تغییر داده و به انتهای ستون رفته بود!!!</p>
<p>در هنگام بیان اتهامات، مهوش سپهری با گفتن جملاتی مثل &#8220;جمعی که تو در آن بودی چقدر بی عرضه و بی غیرت بودند که تو چنین کارهایی کردی&#8221; به تحریک جمع مبادرت می کرد. هم زمان زهرا مریخی با وسایلی که روی میز بود بر سر نصرالله می کوبید و به همراه تکرار کلمه &#8220;خائن&#8221;، به او فحش می داد. مهدی ابریشمچی و محمد علی توحیدی و دیگر مسئولینی که پشت میز بودند با فریاد نصرالله را ترسوی خائن می خواندند. در نتیجه این تحریکات، تعدادی از چاپلوسان به سمت نصرالله حمله برده و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. این خواسته مسئولین بود چرا که تا چند دقیقه هیچ کدام از آنان در حالی که میکروفون داشتند و به راحتی با یک فرمان می توانستند مانع از کتک زدن نصرالله بشوند بدون عکس العمل در جای خود ساکت نشستند و از چهره های شان مشخص بود که از این روند بسیار راضی هستند.</p>
<p>بعد از آن چند دقیقه که نصرالله کتک زیادی خورد، مهدی ابریشمچی که تا آن زمان مانند دیگر مسئولین سازمان مشغول تماشای کتک خوردن نصرالله بود، جلو رفت و فریاد زد ولش کنید. او می خواست اینگونه وانمود کند که کتک خوردن نصرالله تشکیلاتی نبود تا خودشان را مبری کنند. در حالی که همه می دانستند اگر مسئولین با کتک زدن نصرالله مخالف بودند کسی جرات نمی کرد به سمت نصرالله حمله کند. ضمن این در همان لحظات نیز زهرا مریخی با هر وسیله ای که روی میز گیر می آورد مستمر به نصرالله ضربه می زد و با این کار دیگران را به کتک کاری تحریک می کرد. در واقع مسئولین با تحریک عامدانه افراد، چنین برخوردی را زمینه چینی کرده بودند. علاوه بر این نصرالله را قبل از اینکه به نشست بیاورند آنچنان زده بودند که روی صورتش کبودی های زیادی بود و مشخص می کرد که کتک زدن یک روش برخورد با اعضای ناراضی است.</p>
<p>محاکمه چند ساعتی طول کشید و در نهایت مهوش سپهری به نصرالله گفت برو فکرهایت را بکن و جلسه آن روز تمام شد.<br />
بعد از نشست دیگر نصرالله را ندیدم تا اینکه نزدیک به یک سال بعد از محاکمه، در یکی از نشست های جمعی که رجوی برگزار کرده بود، نصرالله را در سالن نشست دیدم. او حالت متعادلی نداشت و تنها و ساکت در یک گوشه سالن نشسته بود.</p>
<p>دقیقاً نمی دانم بعد از آن محاکمه بر او چه گذشت اما از دیگران شنیدم که او را به ابوغریب فرستاده بودند و چون فشار زیادی روی او بود تعادل روحی و روانی اش به هم خورد. این بهترین چیزی بود که رجوی ها می خواستند چرا که او نه تنها دیگر خطری برای تشکیلات نداشت بلکه وضعیت او بهترین تبلیغ برای ایجاد دلهره و ترس در دیگران بود تا به خیال رجوی ها از سرنوشت او درس بگیرند و فکر جدایی از مجاهدین را از سر بیرون کنند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهوش سپهری &#8211; متهم ردیف ۱۷ دادگاه مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57986</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57986?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Dec 2023 11:22:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[متهمان دادگاه مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57986</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهوش سپهری متهم ردیف هفدهم دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است. مهوش سپهری در سال ۱۳۵۴ به عضویت مجاهدین خلق در آمده و یکی از مهمترین مسئولان تشکیلاتی گروه محسوب می‌شود. گفتنی است یکی از خواهران وی نیز به اتهام عضویت در گروه تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۰ دستگیر و محکوم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57986">مهوش سپهری &#8211; متهم ردیف ۱۷ دادگاه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهوش سپهری متهم ردیف هفدهم دادگاه رسیدگی به پرونده گروه تروریستی مجاهدین خلق است.<br />
مهوش سپهری در سال ۱۳۵۴ به عضویت مجاهدین خلق در آمده و یکی از مهمترین مسئولان تشکیلاتی گروه محسوب می‌شود.</p>
<p>گفتنی است یکی از خواهران وی نیز به اتهام عضویت در گروه تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۰ دستگیر و محکوم شده لکن در ادامه در سایه‌ رافت و عطوفت نظام جمهوری اسلامی از زندان آزاد می‌گردد.</p>
<p>شایان ذکر است یکی از برادران مهوش سپهری به نام سهراب نیز یک هفته قبل از عملیات تروریستی نظامی فروغ جاویدان با تحریک نامبرده از کشور متواری شده و ضمن حضور در عملیات مذکور، کشته می‌شود.</p>
<p>از جمله فعالیت‌ها و مسئولیت‌های وی عبارت است از:<br />
عضو بخش روابط خارجی گروه در سال ۱۳۶۳<br />
راه اندازی و مسئولیت شاخه‌ نظامی تشکیلات در سنندج و عضویت در پیش مرگ‌های کردستان در سال ۱۳۶۴<br />
مسئول نهاد و عضو هیئت اجرایی انجمن به اصطلاح دانشجویان مسلمان در آلمان در سال ۱۳۶۶<br />
شرکت در عملیات‌های تروریستی نظامی فروغ جاویدان و چلچراغ با سمت مسئول<br />
مسئول محور و معاونت آموزش شاخه‌ی نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۷۰<br />
عضو شورای تروریستی موسوم به ملی مقاومت در سال ۱۳۷۱<br />
مسئول برگزاری نشست برای عناصر مستقر در اروپا در سال ۱۳۷۴<br />
جانشین مسئول شاخه‌ نظامی گروه تروریستی مجاهدین خلق به مدت دو سال از شهریور ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰<br />
و مسئول توجیه تیم‌های تروریستی مجاهدین خلق از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۸<br />
در حال حاضر قسمتی از مهمترین نشست‌های تشکیلاتی در آلبانی توسط مهوش سپهری برگزار می شود.</p>
<p>ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره ۲۰۰۲-۴۴۵/۶-A است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57986">مهوش سپهری &#8211; متهم ردیف ۱۷ دادگاه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57986/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تشکیلات مجاهدین، قبری که مرده ای ندارد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54556</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54556?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Jun 2023 09:21:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54556</guid>

					<description><![CDATA[<p>از تشکیلات سازمان، تنها چاه فاضلابی را به خاطر دارم که مهوش سپهری (نسرین) در سالنی کوچک مدام به اعضای سازمان ناسزا می گفت و فحش کاری می کرد، او با بددهنی مختص خودش فقط از مسئول بودن ، فحش دادن را یاد گرفته بود. او در فرهنگ لمپنیزم سازمانی مسئولین به این کار تیغ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54556">تشکیلات مجاهدین، قبری که مرده ای ندارد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از تشکیلات سازمان، تنها چاه فاضلابی را به خاطر دارم که مهوش سپهری (نسرین) در سالنی کوچک مدام به اعضای سازمان ناسزا می گفت و فحش کاری می کرد، او با بددهنی مختص خودش فقط از مسئول بودن ، فحش دادن را یاد گرفته بود. او در فرهنگ لمپنیزم سازمانی مسئولین به این کار تیغ کشیدن می گفت. هر بار که می گفتند نشست با مسئول تشکیلات سازمان، نسرین در برنامه امروزتان است، تن و بدنمان می لرزید، نه بخاطر ترس از او، بلکه بخاطر اینکه باید ساعت ها می نشستیم و نسرین فقط فحش نثارمان می کرد!</p>
<p>براستی سازمانی که این همه پز تشکیلات منسجم اش را می دهد، چرا یکبار هم که شده دربهای سازمان را باز نمی کند تا بعد از یکی از همین نشست ها ببیند که به شمار انگشتان دست هم کسی داوطلب ماندن و حضور در این تشکیلات و مناسبات شیطانی نیست. در فضای بسته ، علی آباد شهری بهشتی است، اما بیچاره سران سازمان نمی دانند که اگر آب هم یکجا بماند، به مرداب و گنداب تبدیل می شود.</p>
<div id="attachment_30208" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-30208" class="wp-image-30208 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_2.jpg" alt="مهوش سپهری" width="700" height="433" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_2-300x186.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-30208" class="wp-caption-text">مهوش سپهری در کنار مریم و مسعود رجوی</p></div>
<p>مهم ترین ابزار این تشکیلات منسجم! زندان و شکنجه است، انفرادی و تحت برخورد قرار گرفتن است، قرنطینه و کانکس است، زور و اجبار و دگنگ است، تو سری خوردن و مشت آهنین است. اگر این ابزارهای سرکوب را جمع کنند ، به یقین می توان ادعا کرد که نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان. خود مهوش سپهری هم به زبان اشهدش می گفت که نمی دانم چرا همه از این نشست های من ، فراری هستند و در موردش فاکت و تناقض می نویسند؟ این سئوال همیشگی او بود، که البته جوابش را خودش بهتر از همه می دانست، او در این نشست ها فقط شخصیت اعضای سازمان را خرد می کرد، همه را تحقیر می کرد، به همه توهین می کرد، به خانواده ها توهین می کرد! البته اعضای نشست نیز روش اعتراضات خودشان را داشتند، همه به هوای سیگار و آب و چایی، وسط نشست، صندلی ها را خالی می کردند، او هم که عارش می آمد، پشت میکروفن بگوید بیرون نروید، یادداشت می نوشت و تحویل دیگر زنان می داد و این مسئولین تشکیلاتی بودند که بیرون آمده و سعی می کردند همه را به سالن برگردانند.</p>
<p>اما در پایان این نشست های مغزشوئی، اعضای عادی در بند و اسیر سازمان با تنی رنجور و روحی آزرده ، این نشست را ترک می کردند. همه ته دل شان به او ناسزا می گفتند، همه او را نفرین می کردند که آلت دست رجوی ها شده است ، مفت خوری و تن لش بودنش ازهمه اعضا و جوارح اش پیدا بود، او به هیچکدام از گفته هایش ایمان نداشت، او خود نیز می دانست که سنگ بر سندان می کوبد و هیچ یک از گفته هایش خریداری ندارد.</p>
<p>بزرگنمائی ها و تعریف و تمجیدهای مشمئزکننده اش از &#8220;خوار مریم&#8221; نیز ساختگی و حال بهم زن بود، همه چیز و همه جای سازمان چنین بود، تنهائی وغربت اسارتگاههای رجوی ، همه جانکاه و جانگداز بود، هیچ چیز رنگ وبوی صفا و مهربانی و محبت نداشت، هیچ تفریحی نبود، هیچ اختیاری نبود. البته رفته رفته که سیر حوادث و جنگ در عراق به سمت سرنگونی دولت حاکم صدام حسین پیش می رفت، این مهوش سپهری هم زبانش نرمتر و چاپلوسانه تر می شد، دیگر یال و کوپالش می ریخت و شروع به نصیحت و پند و اندرز می کرد، تقریبا اکثریت اعضای نشست های آنروز مهوش از لایه های تشکیلاتی ما ، امروز در سازمان حضور ندارند و سازمان را ترک کردند. این نتایج همان ناسزاگوئی های امثال مهوش سپهری است، امروز اگر آن مناسبات توهین و تحقیر اجباری جواب داده بود، سازمان به این روز نمی افتاد، این نتایج همان بحث های اجباری است، این نتایج همان توهین ها و اهانت ها است.</p>
<p>نتیجه اینکه ، تشکیلات سازمان که به گفته ی خودشان از ارکان انسجام و یکپارچگی سازمان بود، فروریخته است، از بین رفته است، تشکیلات آنروز سلاح داشت، تانک داشت، لباس نظامی داشت، پوتین داشت، رهبری دیکتاتور مثل مسعود داشت، اما امروز چه ؟<br />
با سلاح سرکوب و رهبری دیکتاتور مابانه ی مسعود، کاری از پیش نبردید، امروز هم با کراوات و کت و شلوار و زنی پاچه خوار امپریالیسم که هیچ نمی داند، مطمئنا هر روز بیشتر و بیشتر در باتلاق آلبانی فرو خواهید رفت . . .</p>
<p>محمدرضا مبین ، عضو نجات یافته از تشکیلات زور و اجبار رجوی ها</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54556">تشکیلات مجاهدین، قبری که مرده ای ندارد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54556/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دشمنان مردم کردستان چه کسانی هستند و چگونه اشک تمساح میریزند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52234</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52234?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Nov 2022 06:39:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52234</guid>

					<description><![CDATA[<p>طی 2 ماه گذشته افرادی با انجام مصاحبه و صدور پیام از مردم ایران و همچنین کرد زبانان محروم کشور ما حمایت کردند و فراموش کردند که قسمت عمده مردم ایران بخوبی میدانند که آنها و اربابان شان در عقب نگه داشته شدن مردم ایران نقش عمده ای داشته اند و این اعلام همدردی با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52234">دشمنان مردم کردستان چه کسانی هستند و چگونه اشک تمساح میریزند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>طی 2 ماه گذشته افرادی با انجام مصاحبه و صدور پیام از مردم ایران و همچنین کرد زبانان محروم کشور ما حمایت کردند و فراموش کردند که قسمت عمده مردم ایران بخوبی میدانند که آنها و اربابان شان در عقب نگه داشته شدن مردم ایران نقش عمده ای داشته اند و این اعلام همدردی با مردم، تنها حکم اشک تمساح را دارد . یکی ازاین جانیان خانم مهوش سپهری (نسرین) است که اهل سنندج است و از این حیث مریم خانم – خانمی احمق و متوهم که میپندارد مردم کردستان با سخنان نسرین جنایت پیشه تهییج شده و شهر و دیار خود را برای کسب رضایت او به آتش کشیده و نابود سازند- او را وارد میدان ساخته است.</p>
<h3>اما مهوش سپهری کیست؟</h3>
<p>برای شناساندن دقیق چهره کریه او، تکیه بر اظهارات و نوشته های جدا شدگان از این فرقه تکفیری جهنمی مناسب ترین شیوه بنظر رسید و من با تاسی به این روش منطقی، این راه را برگزیدم.</p>
<div id="attachment_30208" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-30208" class="wp-image-30208 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_2.jpg" alt="مهوش سپهری" width="700" height="433" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_2-300x186.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-30208" class="wp-caption-text">مهوش سپهری</p></div>
<p>در منبعی چنین آمده است :<br />
در اولین انتخاب شورای رهبری توسط رجوی، هدف کنار گذاشتن تمامی مردانی بود که به طور مستقیم در تصمیم گیریهای رجوی شراکت داشتند. در اولین گام هم گفته بودم که وی با اعلام رهبری مطلقۀ عقیدتی خود، دفتر سیاسی را منحل کرد تا شریکی برای تصمیم گیریهایش نداشته باشد، اما اینکار مکفی نبود و وی ناچار به برداشتن گامهایی دیگر در این راستا بود. برای پس زدن مردان هم تراز خود، ابتدا کل شورای رهبری سازمانش را از زنان برگزید تا یک مدار پیرامون خودش را آب بندی نماید. ولی اینکار باز هم در آینده خطراتی برای وی داشت. …این کار باز هم هزینه هایی را بر دوش رجوی می گذاشت و او باز هم ناچار بود در انجام هر کار غیراخلاقی و غیرانسانی ، با چنین افرادی بحث و جدل کرده و پاسخگوی اعمال خود باشد. برای رجوی که روز به روز تلاش می کرد خود را تنها پایۀ تصمیم گیریها نماید این مسئله قابل قبول نبود. مهمترین کار وی در این سرفصل، لگام زدن به شورای رهبری منتخب خودش بود و این «لگام» چیزی نبود جز شخص خانم مهوش سپهری.</p>
<p>و یا:<br />
مهوش سپهری با نام مستعار نسرین بعد از ابراهیم ذاکری مهمترین عامل اجرایی سرکوب و زندان سازی و زندانبانی در سازمان مجاهدین بوده است، یکی ازعملکردهای برجسته خانم مهوش سپهری جاری کردن فرهنگ لمپنیزم با مشارکت رفیعی نژاد و جابرزاده در سازمان مجاهدین بوده است. یعنی محمد علی جابرزاده در بین آقایان مجاهد در درون تشکیلات، نادر رفیعی نژاد در درون زندان ها و مهوش سپهری در میان خانم های مجاهد (در مناسبات تشکیلاتی و درون زندان) وظیفه ترویج فرهنگ لمپنیزم و فحش و دشنام را بین اعضای سازمان بر عهده داشته اند. در صورتیکه در گذشته در درون تشکیلات سازمان بی ادبی و توهین و دشنام جایی نداشت. وی عبارات و کلماتی را علیه زنان معترض سازمان بکار برده است که قلم نیز از نوشتن آن شرم دارد، ولی باید نوشت مهوش سپهری برای ترساندن زنان معترض در سازمان مجاهدین، با اشاره به زندان ابوغریب عراق به آنها می گفت: “آهان حالا دیگه دلتون مرد عراقی می خواهد.”</p>
<p>و همینطور :<br />
نام ایشان همچنین در کتاب آقای مسعود بنی صدر به چشم می خورد (به نام خواهر نسرین) که در خیابان های لندن و به همراه گروه ضربتی که از پاریس آورده بود، قصد ربودن آقای بنی صدر در لندن را داشته است. یکی از دلایلی که آقای رجوی برای ارتقاء یک شبه ایشان در فرقه عنوان نموده است این است که ایشان سواد ندارد و بنابراین در اجرای فرامین، نمی تواند ناخواسته از خودش چیزی کم و یا اضافه کند.</p>
<p>خانم سپهری بر طبق اعترافات نشریات رسمی خود فرقه، در جریان کشتار کردهای عراقی (عملیات مروارید) فرمانده محور پنجم ارتش خصوصی صدام بوده و پس از بارز کردن لیاقت های نهفته شان!! در این کشتار به معاونت فرماندهی ارتقاء مقام می یابد.</p>
<p>و یک جدا شده دیگر:<br />
نسرین احمدی (یک معترض جدی به مناسبات ضد بشری تشکیلات رجوی و قربانی نهائی این اعتراضات) را به محل نشست ما آوردند و با دیدن او مهوش و دیگر فرماندهان حاضر در جلسه سعی کردند به نوعی نسرین را از تصمیم خود منصرف سازند اما نسرین بسیار مصمم بود و از ابتدای شروع جلسه تا آخر که از ساعت یک بعد از ظهر شروع و تا ساعت هشت شب ادامه داشت همچنان در تصمیم خود پایدار ماند و بعد از بحث و جدل های فراوان نسرین احمدی اظهار داشت که به هیچوجه تمایل قلبی و ذهنی برای ماندن در تشکیلات ندارد و می خواهد سازمان هر چه زودتر زمینه خروج او را از قرارگاه اشرف فراهم کند. در حوالی ساعت هشت شب بود که ناگهان مهوش سپهری بسیار عصبانی شد و با میله آهنی که از قبل آماده کرده بود به نسرین حمله ور شد و آنقدر میله آهنی را بر سر او زد که نسرین روی زمین افتاد و به حالت اغماء فرو رفت. یکی از فرماندهان با دیدن این صحنه به مهوش سپهری گفت تا او را به بیمارستان منتقل کنند اما مهوش در کمال خونسردی گفت: نسرین خود را به موش مردگی زده است و لحظاتی بعد مشاهده کردیم که نسرین قلبش از کار افتاد.</p>
<p>بلافاصله مهوش به چند تن از فرماندهان حاضر در اتاق دستور داد تا جسد نسرین احمدی را از آنجا ببرند. دو ساعت بعد دوباره مهوش سپهری حاضران در جلسه را به دفتر خود احضار کرد و گفت نسرین احمدی به علت سابقه بیماری سکته مغزی کرده و به ما هشدار داد تا در این مورد با کسی سخن نگوئیم و هنگام بدرقه ما از دفترش گفت: شتر دیدید، ندیدید.!!!</p>
<p>من به این موارد بسنده کرده و خواننده محترم را به تفکر در این مورد دعوت میکنم!</p>
<p>رضا اکبری نسب</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52234">دشمنان مردم کردستان چه کسانی هستند و چگونه اشک تمساح میریزند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52234/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهوش سپهری از دشمنی با کردها تا تونل تف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52206</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52206?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2022 11:56:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52206</guid>

					<description><![CDATA[<p>ماشین تبلیغاتی مجاهدین خلق با نمایشی از یکی از شکنجه گران خود با کردهای ایرانی اعلام همبستگی کرد. مهوش سپهری مشهور به خواهر نسرین که زاده کردستان است در حالی اعلام حمایت از زنان همشهری خود در سنندج می‌کند، که اعضای مجاهدین خلق از جمله زنان مجاهد از او خاطرات تلخ بسیار دارند. این درحالی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52206">مهوش سپهری از دشمنی با کردها تا تونل تف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ماشین تبلیغاتی مجاهدین خلق با نمایشی از یکی از شکنجه گران خود با کردهای ایرانی اعلام همبستگی کرد. مهوش سپهری مشهور به خواهر نسرین که زاده کردستان است در حالی اعلام حمایت از زنان همشهری خود در سنندج می‌کند، که اعضای مجاهدین خلق از جمله زنان مجاهد از او خاطرات تلخ بسیار دارند. این درحالی است که سپهری حتی درباره برخود با اهالی منطقه زادگاهش، کردهای هم وطنش نیز سابقه خوبی ندارد.</p>
<p>سیامک نادری، عضو سابق مجاهدین خلق در فهرستی 142 نفره از بازجویان و شکنجه‌گران مجاهدین خلق از مهوش سپهری (نسرین) نیز نام می‌برد. در پی موضع‌گیری تازه مهوش سپهری در حمایت از کردستان، سیامک نادری بار دیگر از ذات کینه‌جو و خشن این زن پرده برمی‌دارد. او به تازگی در مطلبی در حساب کاربری فیس بوک خود نوشته است:</p>
<p>&#8220;مهوش سپهری (نسرین) هم‌ردیف رهبری عقیدتی فرقه مجاهدین مزورانه برای مردم سنندج و مهاباد پیام فرستاد. این زن که خود کرد و اهل سنندج است سرکوب‌گرترین زن تشکیلات مجاهدین خلق است.&#8221;</p>
<div id="attachment_30209" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-30209" class="wp-image-30209 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_3.jpg" alt="مهوش سپهری" width="700" height="420" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sepehri_Mahvash_3-300x180.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-30209" class="wp-caption-text">مهوش سپهری</p></div>
<p>نادری با اشاره به بیانیه هفته گذشته وزارت امور خارجه آمریکا درباره مجاهدین خلق، یادآور شد که حتی ایالات متحده نیز بصراحت &#8220;نگرانی‌های جدی&#8221; اش در مورد مجاهدین خلق، &#8220;از جمله اتهامات سوءاستفاده از اعضای خود&#8221; را اعلام کرده است و از این رو مهوش سپهری به عنوان یکی از اصلی ترین ناقضان حقوق بشر و شکنجه و جنایت در فرقه مجاهدین یکی از متهمین اصلی سو رفتار با اعضای مجاهدین خلق است.</p>
<p>به گفته سیامک نادری سه هزار عضو مجاهدن خلق شاهدند این زن به همه کُردها توهین می‌کرد. او خاطره‌ای در این باره می‌نویسد:<br />
&#8221; مهوش بارها می‌گفت: ‌من و دخترم گرسنه بودیم رفتم خانه یک کُرد از آشنایمان، او آبگوشت را کشید سمت خودش، و به ما گفت: ‌مبارزه سخلاته (سخته). او کُردها را چنین معرفی می‌کرد.&#8221;</p>
<p>خواهر نسرین که هم‌ردیف مریم رجوی است مبدع و یا مجری بسیاری از ساز و کارهای بازجویی و شکنجه در ساختار خفقان و سرکوب فرقه رجوی بوده است. از جمله تونل تف که نادری شرح آن را در سند 142 بازجو چنین آورده است:</p>
<p>&#8220;زندانی را در تونلی از کادرها و اعضای مجاهدین عبور می دهند و هریک از اعضای مجاهدین خلق و در حضور فرماندهان بالای مجاهدین به صورت زندانی تُف می اندازند و یا فحاشی کرده و مشت و لگدی نثار زندانی می کنند…، تا جایی که در این تُف باران تمام صورت زندانی پر از تُف می شود. این زندانیان توسط همین اعضای رده بالای شورا تحت مسئولیت مهوش سپهری (نسرین) که در سال ۱۳۸۰همر‌دیف رهبری عقیدتی گشت، جهت محاکمه از زندان به سالن معروف به سالن میله ای در قرارگاه باقرزاده منتقل می‌شدند. همچنین تُف باران و فحاشی حین محاکمه با حضور بیش از ۱۰۰ تا ۲۰۰ تن از اعضا صورت می‌گرفت در این محاکمات حتی نیمی از صندلی‌های پلاستیکی شکسته شده بودند چون بر اثر ازدحام جمعیت افراد بالای صندلی‌ها می رفتند تا صحنه درگیری‌ها و ضرب و شتم را ببینند و همچنین شعار بدهند و فحاشی کنند… این جلسات توسط دوربین فیلمبرداری شده و مسعود و مریم رجوی همزمان بصورت زنده شاهد و ناظر بودند و بدین شکل از پشت صحنه بصورت مستقیم بر محاکمات و تُف باران و ضرب و شتم زندانی نظارت و کنترل داشتند. در سال ۱۳۸۰ این جلسات بمدت ۴ ماه طول کشید، اگر حادثه ۱۱ سپتامبر در آمریکا و حمله تروریستی به برج‌های دوقلو صورت نگرفته بود، معلوم نبود ادامه این جلسات محاکمات و زندان و شکنجه‌ها به کجا می‌رسید. این حادثه باعث متوقف و کُند شدن این پروژه سرکوب شد.&#8221;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52206">مهوش سپهری از دشمنی با کردها تا تونل تف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52206/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چون قافیه به تنگ آمد، نسرین به جفنگ آمد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52202</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52202?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2022 09:07:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52202</guid>

					<description><![CDATA[<p>زبان کردی از گویش های اصیل است که دارای ادبیاتی پهناور است، هموطنان کرد ما، اکثریت سنی هستند و برای رسوم و اعیاد مذهبی مانند عید قربان، عید فطر و به خصوص میلاد پیامبر اسلام ارزش بسیاری قائلند، عید مبعث پیامبر اسلام نیز از شکوه خاص و ویژه ای در میان اکراد برخوردار است. اما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52202">چون قافیه به تنگ آمد، نسرین به جفنگ آمد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زبان کردی از گویش های اصیل است که دارای ادبیاتی پهناور است، هموطنان کرد ما، اکثریت سنی هستند و برای رسوم و اعیاد مذهبی مانند عید قربان، عید فطر و به خصوص میلاد پیامبر اسلام ارزش بسیاری قائلند، عید مبعث پیامبر اسلام نیز از شکوه خاص و ویژه ای در میان اکراد برخوردار است. اما در سازمان مجاهدین همواره قوم کرد مورد توهین و تحقیر جدی واقع شده است و بچه های کرد در سازمان، همیشه تحت شدیدترین سرکوب ها بوده اند. مهوش سپهری معروف به نسرین از کردهایی بود که همواره کردها را زیر ضرب می برد که باید زبان کردی را در سازمان فراموش کنند!</p>
<p>در سالن نشست های مهوش سپهری (نسرین)، یکی از تاکیدات موکد که با تندترین لحن ها بیان می شد، این موضوع بود که صحبت به زبان های غیر از فارسی ممنوع است. در حالیکه زبان کردی هویت یک کرد است و نسرین به همین دلیل قصد داشت هویت کردی بچه های کرد را نابود کند، بارزترین خصوصیت اخلاقی نسرین فحاشی و هتاکی بود، همه بچه ها وقتی می فهمیدند که نشست نسرین است، خدا خدا می کردند ای کاش این نشست مزخرف و توهین آمیز کنسل شود.</p>
<p>مزدوری و مشاطه گری نسرین، برای مسعود رجوی، از مشمئزکننده ترین نوع پاچه خواری بود که در سازمان مرسوم کرده بود. او که پیر زنی بد دهن و سگ زبان بود، هرگز اجازه نمی داد یک نفر حتی یک جمله به زبان کردی بر زبان بیاورد. حال نسرین یادش افتاده که کرد است و کرد زبان و از جمله کردی در صحبت هایش استفاده می کند.</p>
<p>این همان نسرین است که به دستور او کوروش بچه سنندج را در زندان انفرادی اسکان به جرم نداشته و فقط برای اعتراض به علل وجودی سیم خاردارهای چند لایه رو به داخل در اطراف ما، آنقدر کتک زدند که از هوش رفت و او را پتو پیچ از زندان بردند. کوروش با آن موهای موج دار بلند و زیبایش از شجاع ترین نفرات در پذیرش بود، تا امروز هم که بیش از بیست و پنج سال از آنروزهای تلخ آبان ماه 1376 می گذرد، هنوز کسی از سرنوشت این جوان سنندجی برومند، اطلاع موثقی ندارد.</p>
<p>رهبران فرقه رجوی، که الان بوی کباب (داغ کردن خر) به مشامشان رسیده است، همان ها هستند که در سرکوب قومیت ها در عراق و اشرف و با پشتوانه صدام حسین، سر از پا نمی شناختند و همین کردها را که امروز از حقوق حقه آنان سخن می راند، آدم حساب نمی کرد و سئوال هایشان را با شکنجه و زندان انفرادی پاسخ می داد. اگر امثال همین نسرین ها از حقوق کردها در سازمان دفاع می کردند، شاید تا به امروز اتفاق دیگری برای سازمان مجاهدین خلق افتاده بود و این همه دشمن و معاند و منتقد نداشت. خیانتی که امثال نسرین در حق مردم ایران و در سازمان روا داشتند، از سیاه ترین برگ های تاریخ این فرقه در عراق است. مردم ایران و کردها هرگز پشیزی برای این سازمان و امثال نسرین ها قائل نخواهند بود. مردم کردستان امثال نسرین ها را &#8221; جاش &#8221; می نامند، جاش به معنی اصلی قاطر است که در فرهنگ کرد نوعی توهین است و به معانی دست نشانده بودن و خائن استفاده می شود.</p>
<p>در خاتمه باید به این خانم مهوش سپهری گوش زد کرد که به قول خودت &#8220;همشهری بازی&#8221; ممنوع است و اگر خفه بشوی ، دلاور کردان ما خودشان بهترین تصمیمات را برای سرنوشت خود می گیرند، امثال نسرین جاش هستند و همان بهتر که از وطن ما و کردستان به دور باشند و در عذاب وجدان ابدی باشند و از همین عذاب وجدان نیز بمیرند . . .</p>
<p>فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52202">چون قافیه به تنگ آمد، نسرین به جفنگ آمد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52202/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی سران فرقه رجوی سر از لاک خود بیرون می آورند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51653</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51653?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Sep 2022 10:27:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51653</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها برخی از سران فرقه رجوی چنان ذوق زده شده اند که نه تنها مسعود رجوی مجهول المکان به میدان شتافته و رهنمودهایی از معلوم نیست کجای دنیا میدهد، بلکه دنبالچه های سر در لاک فرو رفته شان هم به میدان آمده و در حال عرض اندام هستند تا بلکه بتوانند از آب گل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51653">وقتی سران فرقه رجوی سر از لاک خود بیرون می آورند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها برخی از سران فرقه رجوی چنان ذوق زده شده اند که نه تنها مسعود رجوی مجهول المکان به میدان شتافته و رهنمودهایی از معلوم نیست کجای دنیا میدهد، بلکه دنبالچه های سر در لاک فرو رفته شان هم به میدان آمده و در حال عرض اندام هستند تا بلکه بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند و موج سواری کنند.</p>
<p>مهوش سپهری که در تشکیلات به نام نسرین شناخته می شود، مدتهای زیادی بود که مطلقا در تشکیلات آفتابی نمی شد. حتی یک کلمه حرف از او به میان نمی آوردند. او همیشه به اسم مسئول تشکیلات در فرقه رجوی معرفی می شد و کارهای مریم رجوی را دنبال میکرد و نشست های زیادی با تمام لایه های تشکیلاتی در سازمان برگزار میکرد تا بلکه افراد را از جدا شدن از سازمان منصرف کرده و به ماندن در اسارت رجوی ترغیب نماید. کسی بود که میگفت اگر اعضا از سازمان بیرون بروند از گرسنگی خواهند مرد زیرا به درد هیچ کاری نمی خورند و این فقط سازمان است که آنها را تحمل میکند و خرجشان را میدهد.</p>
<p>مدتی بود که مهوش سپهری در عرصۀ تشکیلات کاملا غایب بود و مطلقا حرفی از او به میان نمی آمد. به یاد دارم که در خیلی از نشستها برخی از مریم رجوی سوال میکردند که: خواهر نسرین کجاست؟ هیچ حرفی از او نیست و هیچ اشاره ای به او نمی شود و ابراز نگرانی می کردند.</p>
<p>اما پاسخ مریم رجوی همواره سکوت بود و بعضا لبخند سردی تحویل می داد. حرف و حدیث بعد از غیبت مهوش سپهری در عرصۀ تشکیلات بسیار بود. از جمله اینکه خواهر نسرین بخاطر مخالفت ها و انتقادهایش تنبیه تشکیلاتی شده است. اما رجوی استفاده های ابزاری خودش را مثل همیشه از افراد کرده و میکند. اینگونه افراد که مدتها غایب هستند و در واقع کنار گذاشته می شوند، چرا ناگهان دوباره پیدایشان می شود؟! کسی که سالها از او هیچ خبری نبود و اجازه نمی دادند حتی اسمش در تشکیلات برده شود را چرا مجددا مطرح می کنند؟</p>
<p>واقعیت این است که چون مهوش سپهری زنی از اهالی کردستان است، مسعود رجوی بسرعت متوجه شد که خواهر نسرین را باید امروز بکار بگیرد، فارغ از اینکه چه مخالفت ها و انتقاداتی داشته است، باید او را که یک زن کرد است وارد کرده و استفاده های ابزاری خودش را از او داشته باشد.</p>
<p>این واقعیت کل ماجراست که ناگهان مهوش سپهری مطرح می شود، فعلا در همین حد از او استفاده می شود. رجوی می توانست برای بهتر ارائه دادن خواهر نسرین یک برنامه زنده ترتیب دهد تا خواهر نسرین بطور زنده به هر طریقی که میخواست صحبت کند، ولی رجوی هرگز دست به این کارها نمی زند، و مثل بقیه فقط اسمش را می آورد و حالا واقعا معلوم نیست که او را به صحنه تشکیلات باز گردانده اند یا نه، یا فقط از اسمش برای فریب دادن استفاده میکنند.</p>
<p>اما فارغ از این مسائلی که در درون تشکیلات در حال فروپاشی رجوی رخ میدهد، مردم ایران از تمامی اقشار مختلف، حسابشان را از فرقه تروریستی رجوی جدا کرده اند. بارها و در هر مناسبتی و هر اعتراضی که به دولت داشته اند اعلام کرده اند که هر گونه حرکت آنان از فرقه تروریستی مجاهدین خلق جداست و مطلقا سرنوشت خودشان را به آنان گره نمی زنند، زیرا آنان در طول زمان امتحان پس داده اند و هرگز به خائنین این ملت دل خوش نکرده و نخواهند کرد.</p>
<p>اما اینکه در این ایام سران سازمان مجاهدین خلق که سالها خبری از آنان نبود و ناگهان در حد مطرح شدن اسم شان، سر از لاکشان بیرون کرده اند جای تعجب دارد، شاید بوی کباب به مشامشان رسیده است.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51653">وقتی سران فرقه رجوی سر از لاک خود بیرون می آورند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51653/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چند کلامی در پاسخ به مدعیان دروغین دفاع از حقوق زنان ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51640</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51640?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Sep 2022 06:17:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51640</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها همانطور که مردم عزیز ایران مستحضر هستند بحث مرگ دختر عزیزمان مهسا امینی در همه رسانه ها و فضای مجازی پیچیده است. جدای از دلایل این اتفاق و پیامدها و پیگیری ها و مطالبات مردم،  موضوع دیگری که به تبع این حادثه بوجود آمده، موج سواری و سوء استفاده خائنین به وطن، خودفروشان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51640">چند کلامی در پاسخ به مدعیان دروغین دفاع از حقوق زنان ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها همانطور که مردم عزیز ایران مستحضر هستند بحث مرگ دختر عزیزمان مهسا امینی در همه رسانه ها و فضای مجازی پیچیده است. جدای از دلایل این اتفاق و پیامدها و پیگیری ها و مطالبات مردم،  موضوع دیگری که به تبع این حادثه بوجود آمده، موج سواری و سوء استفاده خائنین به وطن، خودفروشان و نوکر صفتان آلبانی نشین یعنی باند جیره خوار رجوی است. فرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق که از هیچ خیانت و دنائتی علیه مردم ایران بخصوص مردم کرد فروگذار نکرده اند، امروز در دفاع دروغین و فرصت طلبانه از دختر هموطن کردمان یقه چاک میدهند. بد نیست با هم مروری کوتاه داشته باشیم بر کینه و نفرت مجاهدین نسبت به قوم کرد.</p>
<p>در هنگام درگیری های دیکتاتور عراق، صدام حسین با ارتش آمریکا و اعتراضات شیعیان و اکراد عراقی، مجاهدین باز با سوء استفاده از شریط بوجود آمده در یک زد و بند خیانت بار با صدام حسین ماموریت سرکوب کردهای عراقی، که برای آزادی و احقاق حقوق پایمال شده خود برخاسته بودند را بعهده گرفتند. این ماموریت در عملیاتی بنام &#8220;مروارید&#8221; از منطقه ای موسوم به  قادرکرم در اطراف کرکوک شروع شد.آنها در شهر کردنشین طوز خرماتو با کردهای این منطقه درگیر شدند و با کشتار و سرکوب مردم این شهر، کاشتن تیربارها، جولان نفر برهای موسوم به &#8221; بی ام پی 1&#8243; و &#8220;تانکهای تی 55&#8243; خانه های مردم را روی سرشان خراب کردند. در یک تقاطع بنام سه راهی کفری مجاهدین با ایجاد ایست بازرسی کلیه مردم در حال عبور را بازرسی بدنی و با خشونت تمام با آنها رفتار میکردند .</p>
<p>در این سه راهی یک ماشین سنگین در حال عبور بود و هنگامیکه ایست نگهبان مجاهدین را نشنید و توقف نکرد ناگهان با فریاد نگهبان که داد میزد: &#8221; مزدور، مزدور کرد حمله کردند &#8221; ناگهان نیروهای مجاهدین مستقر در این سه راهی با تمام سلاحهای موجود از جمله دوشکا، بی کی سی و کلاشینکف کامیون را زیر رگبار گرفتند که چهار نفر در دم جان باختند و یک نفر مجروح که تا غروب در همان ایست بازرسی بدون هیچ رسیدگی جان باخت .</p>
<p>همچنین در شهر های کفری و کلار کشتار بیرحمانه مشابهی توسط نیروهای مجاهدین رخ داد که موجب جان باختن تعداد زیادی از کردهای عراقی شد و بعد از سرنگونی صدام، مردم کرد و احزاب و تشکل های کردی با شکایت به دادگاههای عراقی در این خصوص علیه مجاهدین اقامه دعوا نمودند که متاسفانه با فشار آمریکا مجاهدین از مهلکه در رفتند اما پرونده هنوز مفتوح میباشد. لازم به یاد آوری میباشد که تمام این حوادث، جرم و جنایات و سرکوب اکراد عراقی توسط مسعود و مریم رجوی صورت گرفته و اولین و اصلی ترین فرمانده میدانی این جنایات مهوش سپهری موسوم به نسرین از فرماندهان وقت و مسئولین مجاهدین بوده که خود کرد زبان و اهل کردستان ایران شهر سنندج میباشد.</p>
<p>این زن کردنما که خود در صدر خائنین به کرد میباشد مسئولیت سرکوب اعتراضات کردهای داخل تشکیلات مجاهدین را نیز بعهده داشت. برخی کردهای ایرانی مخالف سرکوب کردهای عراقی بودند و مرتب انتقاد و اعتراض میکردند و مریم رجوی برای اینکه این صدای اعتراض به تشکیلات سرایت نکند، مهوش سپهری (نسرین) را به کنترل و سرکوبی این افراد گمارد و تهاجمات مهوش سپهری به برخی کردهای تشکیلات از جمله فرشته همدانی، شیرین معدومی و چند تن از اعضای خانواده معدومی از اهالی هورامان، حسین قوامی و&#8230;.. از مصادیق این جنایت و سرکوب این زن کردنمای خائن به کرد بود که امروزه بعد از سالها فعالیت زیر خاکی و خلع رده شدن مجددا مورد مصرفش مهیا شده و برای مرگ دختر کرد هموطنمان مهسا امینی یقه چاک میدهد و موضوع مهسا امینی به موضوع  معامله خیانت بار مجاهدین با اربابان اسرائیلی، سعودی شان تبدیل شده است. مجاهدین با تعدادی پیرمرد و پیرزن در اتاق فکر و عملیات روانی خود نشسته اند و با رهنمود و هدایت افسران عملیات روانی آمریکا و اسرائیل روی موج اعتراضات پراکنده داخل کشور سوار شده اند و بدنبال این هستند تا از این نمد برای خود کلاهی بدوزند. غافل از اینکه خودشان سر ندارند تا بر آن کله نهند.</p>
<p>حال خطاب به سازمان مجاهدین مخصوصا مریم رجوی و مهوش سپهری ملقب به جلاد و سفاک تشکیلات مجاهدین باید گفت: دیگر حنایتان برای مردم ایران رنگی ندارد. خود فروشی ها، وطن فروشی ها، نوکری هایتان برای صدام و بعد از آن آمریکا و اسرائیل و آل سعود دیگر جای هیچ ابهامی در اذهان مردم ایران باقی نگذاشته است و حتی معترضین به همین موضوع مهسا امینی نیز بر صورت شما تف خواهند انداخت.</p>
<p>علی مرادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51640">چند کلامی در پاسخ به مدعیان دروغین دفاع از حقوق زنان ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51640/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نمونه هایی از نحوه رفتار مریم رجوی و سران تشکیلات مجاهدین خلق با زنان &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51609</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51609?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Sep 2022 08:56:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51609</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی مرگ دختر جوان ایرانی، مهسا امینی سراسر ایران غمگین شدند و خواهان رسیدگی به موضوع و برخورد با مقصرین احتمالی هستند. حساسیت این موضوع به حدی بود که رئیس جمهور نیز در حالی که در اجلاس شانگهای بود در پیامی به مسئولین مربوطه خواستار رسیدگی فوری به این موضوع شد. اما برای من [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51609">نمونه هایی از نحوه رفتار مریم رجوی و سران تشکیلات مجاهدین خلق با زنان &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی مرگ دختر جوان ایرانی، مهسا امینی سراسر ایران غمگین شدند و خواهان رسیدگی به موضوع و برخورد با مقصرین احتمالی هستند. حساسیت این موضوع به حدی بود که رئیس جمهور نیز در حالی که در اجلاس شانگهای بود در پیامی به مسئولین مربوطه خواستار رسیدگی فوری به این موضوع شد.</p>
<p>اما برای من واکنش فریبکارانه فرقه مجاهدین و شکنجه گرانی همچون مهوش سپهری برای مصادره این ماجرا و سوء استفاده از آن بسیار آزار دهنده است. چرا که از نزدیک شاهد بودم که رجوی ها برای زنان و برای کردها اهمیتی قائل نبودند و نه تنها زنان و کردها بلکه برای هیچکس و هیچ ملیتی ذره ای ارزش قائل نیستند. یادم هست مهوش سپهری که یکی از وحشی ترین مسئولین فرقه می باشد گفته بود &#8220;گور بابای خلق قهرمان&#8221;. رجوی ها و مسئولینی همچون مهوش سپهری آن چنان سنگ دل شده اند که فراتر از منافع فرقه ای به چیزی دیگری فکر نمی کنند.</p>
<p>به دلیل آن که رجوی ها با سو استفاده از این رخداد قصد فریبکاری و نشان دادن خود به عنوان حامی زنان و کردها را دارند، لازم دیدم تا نمونه هایی از رفتار وحشیانه مسئولین فرقه با اعضا و همچنین روش های غیر انسانی که مهوش سپهری در فرقه برای سرکوب بکار می گرفت و افکار و رفتارهای قرون وسطایی او را بیان کنم تا ماهیت این فرقه ضد انسانی بهتر افشا شود.</p>
<h3>نمونه اول – شکنجه خانم زهرا میرباقری</h3>
<p>وقتی موضع گیری رجوی ها و مهوش سپهری را دیدم یاد یکی از مصاحبه های زهرا میرباقری افتادم که در آن بخشی از شکنجه هایی که سران فرقه مجاهدین بر او اعمال کرده بودند را شرح داده بود. به همین دلیل اولین قسمت این مطلب را با روایت بخشی از مصاحبه ایشان شروع می کنم. وی در مصاحبه خود گفت :</p>
<p>&#8220;روزی از روزهای ماه مبارک رمضان، بعد از صرف افطار، فائزه محبتکار بدستور مسعود رجوی جلسه ای در مقر ستاد داخله (که مسئول آن زهره قائمی بود) برگزار کرد. آن زمان بدلیل سرکوب های متمادی در مقرهای مختلف اسارتگاه اشرف، در بستر بیماری بودم. به من اطلاع دادند که باید در جلسه زنان لایه دوم شورای رهبری شرکت کنم، اما من از حضور در این نشست خودداری کردم. فائزه محبتکار بعد از اطلاع از این قضیه، به 7-6 نفر از زنان آن جلسه دستور داد با هر روشی که ممکن است مرا به نشست وی بکشانند. من خود را در گوشه ای از خوابگاه مخفی کردم، ولی آن زنان اجیر شده مرا پیدا کرده و درحالیکه من مقاومت می کردم  دست ها و پاهای مرا گرفته به  زمین می کشاندند تا به جلسه فائزه ببرند. من هر چه به آنها می گفتم: &#8220;گردنم درد می کند بگذارید گردن بند طبی خود را ببندم و دست های مرا نکشید که درد گردنم تشدید می شود&#8221;، آنها به شکنجه خود ادامه می دادند و با زور لباس فرم ارتش را بر تنم کرده و مرا کشان کشان بر زمین می کشیدند. من مقاومت می کردم و از خوابگاه خارج نمی شدم. در نهایت دیدم با توجه به وضعیت گردنم و اینکه دستهایم را می کشیدند و مقاومت باعث وخامت بیماری و در نتیجه به زیان خودم می شد، به اجبار و با اسکورت زنان اجیر شده رجوی به جلسه فائزه زجرکار برده شدم.</p>
<p>با اینکه پرده گوش چپم در اثر رفتارهای سرکوبگرانه در مناسبات فاشیستی رجوی پاره شده و به عفونت سختی دچار شده بودم، آنها از بردن من نزد پزشک و دادن دارو خودداری می کردند. همان زمان زهره قائمی توسط فاطمه همدانی به من پیام رساند که: &#8220;ما برای خودمان بریده ایم که تو بمیری!&#8221; و بدینوسیله حکم مرگ مرا صادر کردند!.</p>
<p>به محض اینکه وارد نشست دیگ فائزه شدم، با فحش ها و فریادهای زشت او مواجه شدم. وی بدین وسیله حاضرین در نشست دیگ را علیه من تحریک می کرد. برای بالا بردن مقاومتم و برای اینکه فحش ها و فریاد های جنون آور فائزه که پشت میز نشسته و میکروفون داشت را نشنوم، همزمان فریاد می زدم: &#8220;من بی گناهم، من بیمارم، من برحق هستم&#8221;.</p>
<p>به فرمان او، زنان اجیر شده بطور خاص حوری سیدی یکی از زنان مسئول شورای رهبری تلاش می کردند مرا روی صندلی بنشانند، و من برای اینکه تسلیم فائزه نشوم، مقاومت کرده و از نشستن روی صندلی خودداری می کردم. سرانجام مرا به زور و به طرز وحشیانه روی صندلی نشاندند. من از نشستن روی صندلی خودداری می کردم زیرا می دانستم مرا با وجود بیماری شدید وادار می کنند به مدت 6-5 ساعت در نشست دیگ بمانم. در این حین، فائزه به یکی از زنان شورای رهبری پیام داد که به من بگوید از تو داریم فیلم برداری می کنیم… اینها همه برای ترساندن و تسلیم کردن من بود.</p>
<p>سرانجام مرا چند نفری روی صندلی نشانده و همزمان یک نفر دستهایم را به سمت پایین می کشاند، اینکار باعث درد شدیدی روی گردنم می شد و هر چه می گفتم: &#8220;گردن بند طبی مرا بدهید گردنم درد می کند&#8221;، فائزه زجرکار مانع می شد. در این میان، زنی اجیر شده پنبه های داخل گوش مرا درآورد و داخل گوش چپم که پرده آن پاره شده و عفونت شدیدی داشت فریاد زد: &#8220;تو چه بیماری هستی که اینقدر مقاومت می کنی؟&#8221;</p>
<p>فائزه با سوآلات متعددی از من تفتیش عقاید می کرد. برای نمونه از من می پرسید: &#8220;در آسایشگاه (خوابگاه) به چی فکر می کنی؟ تناقضات تو چی هست؟ ناموس رجوی نباید حمل تناقض کند، تو چرا حمل تناقض می کنی؟ اگر از شدت درد، پشت میز اتاق کار هم بمیری نباید در آسایشگاه استراحت کنی و…&#8221;. آنگاه از من خواستند چندبار تکرارکنم که: &#8220;من مجاهد هستم&#8221;.</p>
<p>شکنجه های روحی وجسمی من بعد از افطار شروع و تا قبل از اذان صبح ادامه داشت و نفرات آن جمع یکی یکی از شدت خستگی و از روی اعتراض نشست دیگ را ترک کردند و فائزه مجبور شد از من یک تعهدنامه اجباری بگیرد و نشست دیگ شکست خورده اش را تمام کند تا آن جمع  بتوانند برای خوردن سحری بروند. در واقع سحری به کمک فائزه آمد.</p>
<p>این ها فقط قسمتی از خاطرات من در یک نشست دیگ با مسئولیت فائزه محبتکار! بود. در آینده از شکنجه هایی خواهم گفت که بر دیگر دختران و زنان اسیر در فرقه رجوی از جمله بر مرجان اکبری وارد می شد.&#8221;</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51609">نمونه هایی از نحوه رفتار مریم رجوی و سران تشکیلات مجاهدین خلق با زنان &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51609/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مظهر لمپنیزم از اسارتگاه رجوی به میدان می آید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51606</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51606?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Sep 2022 06:42:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51606</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از سالیان با کمال تعجب مهوش سپهری مسئول اول سابق فرقه رجوی و هم ردیف مریم قجر در رابطه با مرگ مهسا امینی موضعگیری کرده است. رجوی این فسیل را سالها به حاشیه رانده بود و در طی سالها صدایش در نمی آمد. حال او را از غار بیرون کشید و به او دستور [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51606">مظهر لمپنیزم از اسارتگاه رجوی به میدان می آید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از سالیان با کمال تعجب مهوش سپهری مسئول اول سابق فرقه رجوی و هم ردیف مریم قجر در رابطه با مرگ مهسا امینی موضعگیری کرده است. رجوی این فسیل را سالها به حاشیه رانده بود و در طی سالها صدایش در نمی آمد. حال او را از غار بیرون کشید و به او دستور داد تا پیامی بدهد.</p>
<p>دوستانی که در تشکیلات رجوی بودند مهوش سپهری را خوب می شناسند، به لحاظ شخصیتی وی فردی بود بد دهن و بی چهارچوب، در یک کلام لمپن، او کسی است که لمپنیزم را برای اولین بار در مناسبات فرقه نهادینه کرد. زنانی که اکنون در اسارت رجوی بسر می برند وی را بهتر از هر کسی می شناسند و آگاهند این فرد چه موجود کثیفی بود و چه جنایتها در حق اعضای معترض روا داشت.<br />
مهوش سپهری (نسرین) در مناسبات فرقه ای رجوی به عنوان ابزار سرکوب چه برای زنان و چه برای مردان استفاده می شد. او در نشست ها افرادی که قصد جدایی داشتند را تهدید به مرگ می کرد. چنانکه تعدادی از زنان معترض را در دوره ای که مسئول اول فرقه بود سر به نیست کرد. بعد از دوره مسئول اولی، رهبری فرقه از خوی وحشی گری و لمپنیزم وی استفاده کرد و به عنوان مسئول نشست های تشکیلاتی انتخاب شد و از جانب رجوی ماموریت داشت تا با بی رحمی تمام صدای هر معترضی را در نطفه خفه کند و در این زمینه از هیچ جنایتی فروگذار نکرد .</p>
<p>کارنامه این زن پر از وحشی گری و جنایت است، حال او برای مردم کرد اشک تمساح می ریزد و می خواهد از عرق همشهری گری در جهت منافع رجوی بهره برداری سیاسی کند!طنز روزگار است که او برای هموطنان پیام می دهد و آنان را به اعتراض فرا می خواند! با چه رویی دم از دادخواهی می زند!</p>
<p>رجوی در داخل مناسبات به زنان گرفتار اجازه نمی داد یک موی آنها بیرون باشد و وای به روزی که اگر زنی در مناسبات روسریش را از سر بر می داشت. معلوم نبود چه بلایی سرش می آوردند. زنان داخل تشکیلات حتی اجازه ندارند جوراب را از پایشان در بیاورند. در مناسبات رجوی مردان هم حق نداشتند بدون جوراب حتی در نمازخانه ظاهر شوند زیرا وحشت داشتند خواهر مجاهدی برهنگی برادر مجاهد را ببیند.</p>
<p>مناسبات رجوی بدتر از القاعده و طالبان می باشد. به نشست های مریم قجر نگاه نکنید. عده ای از زنان بدون حجاب را از کشورهای مختلف دعوت می کند و برای آنها روضه خوانی می کند و در همین نشست ها زنان خودشان حق ندارند یک تار مویشان از روسری بیرون باشد. باید خطاب به رجوی ها گفت دخیل بستن به لمپنی مانند مهوش سپهری هم نمی تواند چاره ساز باشد.</p>
<p>گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51606">مظهر لمپنیزم از اسارتگاه رجوی به میدان می آید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51606/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهوش سپهری ملقب به نسرین لمپن از دپو درآمد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51616</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51616?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Sep 2022 03:33:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51616</guid>

					<description><![CDATA[<p>در نظر داشتم مطلبی در خصوص پیام اخیر مهوش سپهری ملقب به نسرین لمپن در خصوص رخداد اجتماعی اخیر ایران بنویسم اما فرصت نکرده بودم، ضمن اینکه اعتقاد داشتم و دارم با برجسته کردن شورای مرکزی از زنان و دخترکان نورسیده، امثال مهوش سپهری کهنه کار در عرصه جنایت و سرکوبگری به کنار گذاشته شده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51616">مهوش سپهری ملقب به نسرین لمپن از دپو درآمد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در نظر داشتم مطلبی در خصوص پیام اخیر مهوش سپهری ملقب به نسرین لمپن در خصوص رخداد اجتماعی اخیر ایران بنویسم اما فرصت نکرده بودم، ضمن اینکه اعتقاد داشتم و دارم با برجسته کردن شورای مرکزی از زنان و دخترکان نورسیده، امثال مهوش سپهری کهنه کار در عرصه جنایت و سرکوبگری به کنار گذاشته شده اند و دیگر کاربردی نبوده و نخواهند بود که خود این از دجالیت فرقه مجاهدین درسیاستهای کاری تشکیلاتی اش است. تا اینکه امروز در سایت روشنگر انجمن نجات مطلبی با عنوان <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51606">&#8220;مظهر لمپنیزم از اسارتگاه رجوی به میدان می آید&#8221;</a> به قلم دوست و همکارم گلی اسکاردی دیدم که با روشنگری از ماهیت اصلی نسرین لمپن، زحمت مان را در پرداختن به این عنصر دست پرورده رجوی کم کرد وعجالتا بسنده میکنم به نظر و دیدگاه خودم که در بخش نظرات مطلب جناب اسکاردی بقرار زیر گذاشتم :</p>
<p>&#8220;اسکاردی عزیز سلام و درود بر شما. تمام و کمال بر نوشته هایت سر مهوش سپهری از عوامل سرکوبگر اعضای ناراضی درون تشکیلات مافیایی رجوی صحه میگذارم و تاکید هم دارم که این عجوزه دپویی که از سقوط صدام تاکنون در حاشیه رانده شده بود، به بهانه یک رخداد اجتماعی در ایران که چون از اقلیم کرد زبان بود، به مشمئزترین شکل ممکن رونمایی شد شاید که حرفهایش خریدار داشته باشد زهی خیال باطل&#8230;.</p>
<p>گلی اسکاردی جان فقط اضافه کنم که این موجود پست و حقیر در زمانه جنگ خلیج وانتفاضه عراق، چه جنایتها که مرتکب نشد و چه خونها که از پیکر همین مردمان کرد عراقی و ایرانی به زمین نریخت که امروز به دروغ سنگ حمایت از آنان را به سینه میزند. تف وهزاران تف به وجود پست و داعشی تان که روزی باید در پیشگاه عدالت در قبال جنایات تان پاسخگو باشید با اشد مجازات و آن روز دیر نیست..&#8221;</p>
<p>پوراحمد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51616">مهوش سپهری ملقب به نسرین لمپن از دپو درآمد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51616/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
