<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسی خیابانی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/موسی-خیابانی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2026 10:19:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>موسی خیابانی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/موسی-خیابانی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 10:19:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68652</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; چنین می گوید: بعد از فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، بازماندگان سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، سرنوشت غریبی داشتند. شاید عبرت‌انگیزترین سرنوشت متعلق به موسی خیابانی باشد. او به‌همراه عده‌ای دیگر که در میان آنان اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، نیز حضور داشت، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652">از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; چنین می گوید:</strong></p>
<p>بعد از فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، بازماندگان سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، سرنوشت غریبی داشتند. شاید عبرت‌انگیزترین سرنوشت متعلق به موسی خیابانی باشد. او به‌همراه عده‌ای دیگر که در میان آنان اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، نیز حضور داشت، در مخفی‌گاهشان کشته شدند. لورفتن خانۀ زعفرانیه داستانی است که بعد از گذشت چهار دهه هنوز خود مجاهدین خلق هم حاضر به توضیح دربارۀ ابعاد و زوایای آن نیستند و این به ‌شدت شبهه ‌ناک است. چرا؟‌</p>
<p>کمی به عقب برگردیم. تحلیل سازمان بعد از شکست کودتای ۳۰ خرداد سال 60 و بعد، فرار رجوی و به‌خصوص ترورهای پشت‌سرهم، این بود که نظام شکننده شده و با چند عملیات (با توجه به جنگ خارجی) سرنگون خواهد شد. این را یک کودک هم می‌فهمد که سرنگونی نظام با عملیات میلیشیا میسر نخواهد شد. بعد از شکست تظاهرات ۵ مهر هم که مردم اعتنایی نکردند و به خیابان نیامدند، باز مسعود از رو نرفت و گفت: &#8220;قصدمان آزمودن جامعه بود!&#8221;‌</p>
<p>سؤال این است که چطور جعفر مشتاق (رشید) یک‌باره دستگیر شد و به‌سرعت همه‌چیز را لو داد؟ او خانه‌هایی از جمله خانۀ زعفرانیه (محل استقرار همسر و فرزند مسعود رجوی) را لو می‌دهد. نیروهای سپاه منتظر می‌مانند تا زمانی که موسی خیابانی هم به آنجا بیاید و سپس حمله به خانۀ زعفرانیه را آغاز می‌کنند. هم‌زمان سه خانه‌تیمی دیگر در تهران مورد حمله سپاه قرار گرفت. مهدی ابریشمچی (که خود مسئول حفاظت خانه ها بود) دقایقی قبل، از یکی از همین خانه‌ها خارج‌ شده بود که زنده بماند!‌</p>
<p>سازمان از اطلاعات رشید آگاهی داشت. می‌دانستند که او دستگیر شده و ممکن است همه‌چیز را لو دهد. سؤال من همیشه این بود که چطور سازمانی مثل مجاهدین خلق روی این مسئله حساس نشد؟ ما در بخش حفاظت، اگر حتی ۵ درصد احتمال لورفتن می‌دادیم، تمام برنامه‌ریزی و تدارکات را عوض می‌کردیم. بعید می‌دانم ابریشمچی (که در رأس حفاظت قرار داشت) بی‌اطلاع بوده و خروجش درست پیش از حمله، اتفاقی بوده باشد.‌</p>
<p>لورفتن خانه زعفرانیه و تصفیه‌های درونی در سازمان،سابقه‌دار است. کسانی که در این مرحله زنده ماندند و فرار کردند، اساساً کسانی بودند که از قبل، سرسپردگی‌شان به رجوی (و درنتیجه اربابان جدیدش) را ثابت کرده بودند.‌</p>
<p>جریانات بعدی، یعنی جایگزینی موسی خیابانی با علی زرکش، آوردن زرکش به فرانسه و خلع رده و جایگزینی وی با مریم رجوی، نشان‌دهندۀ اتفاقی‌نبودن حذف این نفرات است. مسعود رجوی هم‌زمان در خارج هم شروع به حذف رقبای درون‌سازمانی کرد. یکی از راه‌های رجوی برای راحت‌شدن از دست ناراضیان درون‌سازمانی، اعزام آن‌ها به مرز و شلیک از پشت سر بود تا اعلام کند آن‌ها در درگیری‌های مرزی کشته ‌شده‌اند.‌</p>
<p>به‌نظرم، اصلاً مریم و مسعود به این دلیل عنوان &#8220;اشرف&#8221; را برای قرارگاه انتخاب کردند که بگویند ما در قتل این افراد یا لو‌رفتن آن‌ها دخالتی نداشته‌ایم.‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652">از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شانس بزرگ اشرف ربیعی و موسی خیابانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68039</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68039#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2026 06:10:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اشرف ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68039</guid>

					<description><![CDATA[<p>اشرف ربیعی و موسی خیابانی، دو چهره شاخص سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پیش از خیانت بزرگ رجوی در همدستی با صدام حسین بودند. آنها در تاریخ پیچیده این گروه، شانس بزرگی آوردند که در ایران کشته شدند و پایشان هرگز به عراق نرسید. در سازمانی که مسعود رجوی رهبری آن را به دست داشت، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68039">شانس بزرگ اشرف ربیعی و موسی خیابانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اشرف ربیعی و موسی خیابانی، دو چهره شاخص سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پیش از خیانت بزرگ رجوی در همدستی با صدام حسین بودند. آنها در تاریخ پیچیده این گروه، شانس بزرگی آوردند که در ایران کشته شدند و پایشان هرگز به عراق نرسید. در سازمانی که مسعود رجوی رهبری آن را به دست داشت، قساوت، بی‌رحمی و بی‌حد و حصر بودن قدرت مطلق قانون بود. هر کس که کوچک‌ترین مانعی در مسیر برنامه‌های رجوی ایجاد می‌کرد، به سرعت حذف می‌شد و تجربه تاریخ سازمان نشان می‌دهد که هیچ محدودیت اخلاقی یا انسانی برای او وجود نداشت.</p>
<p>رجوی مردی بود با دهان بی‌چاک و بست، بی‌بندوباری اخلاقی و روحیه‌ای سراپا متکبر و ظالم. برنامه ازدواج او با مریم قجر، یکی از حیاتی‌ترین و کلیدی‌ترین اقدامات سیاسی و تشکیلاتی‌اش بود و موفقیت این برنامه برای او اهمیت حیاتی داشت. هر مانعی، حتی اگر به ظاهر کوچک و انسانی بود، از دید او تهدیدی علیه اهداف شخصی و سازمانی محسوب می‌شد.</p>
<p>با این شناخت، یقیناً که حضور موسی خیابانی و اشرف ربیعی در عراق برای مسعود رجوی چالش برانگیز می شد. این که مسعود رجوی تلاش نموده باشد این دو را از سر راه خود بردارد تا مانعی بر سر راه خیانت و جنایتش نباشد دور از ذهن نیست.<br />
تجربه نشان داده است که رجوی برای رسیدن به اهداف خود، حتی از قربانی کردن اعضای برجسته و با استعداد سازمان نیز دریغ نمی‌کرد. ده‌ها نفر در مسیر برنامه‌های او به شکل فجیع سر به نیست شدند یا به تبعید و زندان‌های ذهنی و جسمی محکوم شدند. در چنین فضایی، شانس بزرگ اشرف ربیعی و موسی خیابانی، نرسیدن به عراق بود. آن‌ها از چنگال بی‌رحمی مطلق رهبری رجوی رهایی یافتند و اگر چه با برنامه ریزی رجوی از میان برداشته شدند اما حالا از آنها بعنوان اسطوره یاد می شود و حتماً که فرصتی یافتند که بسیاری از هم‌قطارانشان هرگز نداشتند.</p>
<p>این واقعیت، درس عبرتی تلخ اما مهم است: در سازمانی با قدرت مطلق یک رهبر، هیچ محدودیت اخلاقی، انسانی یا قانونی وجود ندارد. زندگی و مرگ افراد، بازیچه دست یک انسان مطلق‌گرا می‌شود و هر تصمیمی می‌تواند بر سرنوشت اعضا سایه بیفکند.<br />
در نهایت، تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سرنوشت اعضای برجسته آن نشان می‌دهد که زنده ماندن در چنین محیطی، خود یک موفقیت بزرگ و نادر است. آن‌هایی که توانستند نجات یابند، نه تنها شانس آوردند، بلکه گواهی زنده بر قساوت و بی‌رحمی مطلق رهبری و ضرورت هوشیاری در برابر مطلق‌گرایی هستند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68039">شانس بزرگ اشرف ربیعی و موسی خیابانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68039/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۹ بهمن سال ۶۰ تبلور خودکامگی رجوی و نقطه پایانی تشکل مجاهدین در ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63965</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63965#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 09 Feb 2025 06:00:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[19 بهمن 1360]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مسعود رجوی و ساواک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63965</guid>

					<description><![CDATA[<p>در واقعه ۱۹ بهمن سال ۶۰ موسی خیابانی که تنها بازمانده کلیدی سازمان مجاهدین خلق بود پس از آزادی اش در سال ۱۳۵۷ در جریان خودکامگی و قدرت طلبی های رقیب اصلی اش مسعود رجوی عمرش تباه شد. واقعه ای که تشکل مجاهدین در داخل ایران را به نقطه پایانی خود نزدیک کرد. موسی خیابانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63965">۱۹ بهمن سال ۶۰ تبلور خودکامگی رجوی و نقطه پایانی تشکل مجاهدین در ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در واقعه ۱۹ بهمن سال ۶۰ موسی خیابانی که تنها بازمانده کلیدی سازمان مجاهدین خلق بود پس از آزادی اش در سال ۱۳۵۷ در جریان خودکامگی و قدرت طلبی های رقیب اصلی اش مسعود رجوی عمرش تباه شد. واقعه ای که تشکل مجاهدین در داخل ایران را به نقطه پایانی خود نزدیک کرد. موسی خیابانی با لقب &#8220;سردار&#8221; پس از پیروزی مردم علیه رژیم شاهنشاهی به دلیل کشته شدن رهبران سازمان (محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان) و خلاء رهبری، تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را سازماندهی و فرماندهی می کرد . مسعود رجوی که در پی انقلاب از زندان آزاد شده بود موسی خیابانی را رقیب تشکیلاتی خود میدانست . در همین روزها کشمکش هایی بین موسی و مسعود در جریان بود تا اینکه اعضای قدیمی و جدید که تازه جذب شده بودند این امر را احساس و بعد از دستور مسلحانه علیه مردم و انقلاب از سازمان جدا شدند.</p>
<p>پس از رویداد ۱۹ بهمن سال ۶۰ و کشته شدن مرکزیت داخل کشور که همان موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر رجوی بودند به مرور از توان و ظرفیت سازمان در داخل کشور کاسته شد. البته در این حادثه یک نفر دیگر هم نقش خاصی داشت و آن فرزند یکساله اشرف یعنی مصطفی رجوی بود. مصطفی که تنها بازمانده این درگیری بود توسط نیروهای کمیته از مرگ نجات یافت. این کودک خردسال پس از مدتی تحویل پدربزرگ خود در ایران شد که نهایتا به کشورفرانسه منتقل و در آنجا تحصیل کرد و مدتی بعد بدستور مسعود رجوی به قرارگاه مجاهدین درعراق کشانده شد. مصطفی با نام مستعار محمد بعدها بدلیل فشارهای تشکیلاتی و مخالفت با سیاست های تروریستی و خشونت طلبی پدرش از سازمان جدا شد و در اروپا به افشاگری ها علیه سازمان پدر و به زندگی شخصی روی آورد.</p>
<p>هرچند مسعود رجوی با خیانت موسی خیابانی را به کشتن داد اما همیشه به لقب موسی خیابانی &#8220;سردار&#8221; حسادت میورزید. به یاد دارم اوایل سال ۱۳۸۱ در یکی از تجمعات گروهی در سالن اجتماعات قرارگاه اشرف عراق وقتی مرضیه خواننده فریب خورده رجوی آنجا حضور داشت بین همه حاضرین مسعود را چندین بار &#8220;سردار&#8221; خطاب کرد که با تعجب اعضاء مواجه شد و معلوم بود از قبل به او دیکته شده بود. آری رجوی حتی به میراث موسی نیزرحم نکرد همچنین به خاطر می آورم رجوی همواره در نطق های بیهوده خود میگفت : هرگز دو شمشیر در یک نیام و دو پادشاه در یک اقلیم نمیگنجد . این شواهد خود گواهی محکم بر خودکامگی بودن مسعود و تلاش حذف دیگران بود.</p>
<p>ناصر رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63965">۱۹ بهمن سال ۶۰ تبلور خودکامگی رجوی و نقطه پایانی تشکل مجاهدین در ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63965/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جدال قدرت و حذف رقبا در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Feb 2025 06:06:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[علی زرکش]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63910</guid>

					<description><![CDATA[<p>از دیرباز یکی از شگردهای مسعود رجوی، حذف رقبا و ترور مدعیان قدرت، با ترفند جاگذاشتن و قطع حمایت های حفاظتی و امنیتی بوده است. بدین ترتیب که فردی یا افرادی که از زاویه ی آنها احساس خطر می کرد را به عملیات اجباری و انتحاری می فرستاد و یا در محل هائی جاگذاشته می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910">جدال قدرت و حذف رقبا در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از دیرباز یکی از شگردهای مسعود رجوی، حذف رقبا و ترور مدعیان قدرت، با ترفند جاگذاشتن و قطع حمایت های حفاظتی و امنیتی بوده است. بدین ترتیب که فردی یا افرادی که از زاویه ی آنها احساس خطر می کرد را به عملیات اجباری و انتحاری می فرستاد و یا در محل هائی جاگذاشته می شدند که در دام دشمن افتاده و حذف شوند، در این حالت مسعود رجوی هم از توبره می خورد و هم از آخور.</p>
<p>در جریان حذف موسی خیابانی و اطرافیان او، علیرغم اینکه مسعود رجوی می دانست که احتمال حمله به مقر زعفرانیه می رود، اما موسی خیابانی رقیب اصلی مسعود رجوی در رهبری سازمان ، در تله ی عمدی مسعود جاگذاشته شد تا هم بدین ترتیب از شر موسی خلاصی یابد و هم خونی به پای درخت نامشروع سازمان ریخته شود تا پایه های دیکتاتوری مسعود استحکام یابد.</p>
<p>در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران موفق به کشف محل اختفای اصلی رهبران مجاهدین در تهران در محله زعفرانیه شدند و پس از محاصره آن محل و چند ساعت درگیری مسلحانه آن را تصرف کردند. در این واقعه ۲۳ نفر از جمله موسی خیابانی، آذر رضایی همسر موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر مسعود رجوی کشته شدند.</p>
<p>بدین ترتیب موسی خیابانی، شاه مهره ی اصلی و جانشین بی بدیل مسعود رجوی، براحتی و بدون هیچ هزینه ای از سوی مسعود حذف شد.</p>
<p>نفر دیگر قائم مقام و فرمانده ی سیاسی – نظامی و مسئول اول سازمان، علی زرکش بود. علی زرکش متولد 1328 در مشهد و دانش آموخته رشته مهندسی عمران از دانشگاه تهران بود. او در زندان ساواک به کادر مرکزی تشکیلات مجاهدین خلق راه یافت. در خرداد 59 با مهین رضایی خواهر رضایی‌ها ازدواج کرد. علی زرکش در زمستان سال 60، توسط شخص مسعود رجوی به سمت قائم مقام و جانشین و فرمانده سیاسی نظامی سازمان مجاهدین خلق منصوب شد اما چند سال بعد باز هم از سوی مسعود رجوی محاکمه شده و اعلام شد خائن است و سپس به اعدام و مرگ محکوم شد. او در اولین فرصت به عراق و پایگاه بقائی فرستاده شد. علی زرکش بی آنکه هیچ یک از اعضاء اطلاع داشته باشند، ماه‌ها در طبقه آخر و پس از آن در طبقه سوم پایگاه بقائی زندانی بود. علی زرکش به اصرار مسعود رجوی به صحنه ی عملیات فروغ فرستاده شد و علیرغم اینکه امکان نجات جان او میسر بود، اما باز در میدان جنگ جاگذاشته شد و کشته شد، تا برای ابد خیال مسعود و مریم از بابت یک منتقد و معاند راحت شود، مریم رجوی در مناسبات تشکیلات جایگزین او شد. انقلاب ایدئولوژیک موسوم به انقلاب مریم رخ داد و سیطره مسعود رجوی بر هرم تشکیلاتی مجاهدین تکمیل شد.</p>
<p>واقعیت این است و اکثر اعضای سازمان و خبرگان سیاسی بر این باور هستند که موسی خیابانی فرد شماره یک سازمان بود، از مسعود رجوی اصلح تر و انقلابی تر بود، که اگر در 19 بهمن 1360 کشته نمی شد، بی گمان بر کرسی رهبری سازمان تکیه می زد و شاید جنایات بیشماری که مسعود رجوی مرتکب شد را هرگز انجام نمی داد و بر عهده نمی گرفت. موسی خیابانی از نادر شخصیت های این سازمان بود که اگر به قدرت می رسید، لااقل نیروهای خود را زندانی وشکنجه نمی کرد و جنایات مسعود رجوی را انجام نمی داد. البته از همان ابتدا هم جدالی پنهانی بر سر رهبری سازمان بین مسعود و موسی در جریان بود که در نهایت با هوشیاری ضدانقلابی مسعود رجوی، به نفع او پایان یافت. همچنین اگر موسی زنده می ماند، نمی گذاشت خواهرهایش به دام شهوترانی های مسعود و مهدی ابریشمچی افتاده و به لجن رجوی ها کشانده شوند.</p>
<p>19 بهمن 1360، سرفصلی در تاریخچه ی این سازمان است که اگر بوقوع نمی پیوست، بی گمان سرنوشت سازمان به طریق دیگری منجر می شد.</p>
<p>داستان موسی خیابانی و علی زرکش در تشکیلات مجاهدین، نمونه هائی کم نظیر از حذف رقبا توسط مسعود رجوی است، مسیر فرقه ای شدن سازمان مجاهدین خلق و تبدیل شدن از یک سازمان به فرقه ای مخرب و شکل گرفتن دیکتاتوری مسعود رجوی، بی گمان با حذف این دو ، برای مسعود رجوی بسیار سهل و آسان گشت.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910">جدال قدرت و حذف رقبا در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دروغی دیگر در فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53158</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53158#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Feb 2023 12:11:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[19 بهمن 1360]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53158</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر ساله در فرقه رجوی سالگردی را پاس میدارند که فقط جنبه فرمالیستی دارد زیرا اگر اینکار را نکنند مسعود رجوی بعنوان یک قاتل در اذهان و افکار عمومی معرفی خواهد شد، کسی که با فرار خود زن و فرزند و بهترین دوست دوران مبارزاتی اش را در سخت ترین بحران رها کرده و تنها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53158">دروغی دیگر در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر ساله در فرقه رجوی سالگردی را پاس میدارند که فقط جنبه فرمالیستی دارد زیرا اگر اینکار را نکنند مسعود رجوی بعنوان یک قاتل در اذهان و افکار عمومی معرفی خواهد شد، کسی که با فرار خود زن و فرزند و بهترین دوست دوران مبارزاتی اش را در سخت ترین بحران رها کرده و تنها گذاشت!</p>
<p>اینکه چگونه از این ابتلاء عبور کرد و خانوادۀ خود را در میان آتش و خون رها کرده و جان خود را فراری داد جای بحث بسیار دارد، به نظرم بهترین کسی که می تواند علت آنرا توضیح دهد خودِ فرد مسعود رجوی است، او باید اعتراف کند که چرا دست به این عمل وقیحانه زد، ولی او هرگز اینکار را نکرده و نخواهد کرد زیرا قانون او این است که خطا را نپذیرد.</p>
<p>همانطور که گفتم مانند این می ماند که اعتراف نماید که یک قاتل است و با بی رحمی تمام زن و تنها فرزندش را در صحنه درگیری گذاشت و فرار نمود تا جان خود را نجات دهد.</p>
<p>اما موضوع اصلی بحث من اکنون مربوط به موسی خیابانی است، کسی که خیلی ها فکر میکردند و فکر میکنند که او بهتر از مسعود رجوی می توانست سازمان را رهبری کند که شاید کار منجر به درگیری و خون و خونریزی در دهه شصت نمی شد.</p>
<p>کاراکتری که شخص &#8220;موسی خیابانی&#8221; داشت برای خیلی ها روشن است و می توان به حافظۀ تاریخ مراجعه کرد و سخنرانی های این فرد را دید و اندکی به تفکر رفت.</p>
<p>ولی مسعود رجوی که میدانست جایگاه موسی خیابانی در سازمان بی بدلیل است باید او را از سر راهش برمیداشت تا موسی تبدیل به کسی نشود که بعداً بخواهد علیه رجوی عمل کرده و او را کنار بزند. النهایه هم نقشه هایش گرفت و موسی را در بدترین زمان ممکن در صحنه گذاشت و باعث مرگ او شد. مهدی ابریشم چی مسئول حفاظت خانه موسی خیابانی بود و عجیب بود که در روز درگیری او و همسرش مریم قجر عضدانلو در آن پایگاه نبودند و بعد از کشور خارج شدند.</p>
<p>برای اینکه هر ساله این مسئله زنده شود و مسعود رجوی چهرۀ معصوم خود را حفظ کند تا دیگران او را به چشم یک خائن نگاه نکنند نشست هایی ترتیب میدهد تا بگوید که او برای منافع بالاتری مجبور شد که خانواده و بهترین دوستش را ترک کرده و جان خود را نجات دهد، طوری که گویا فداکاری را مسعود رجوی کرده است!</p>
<p>در واقع این جلسات و بهتر بگویم خیمه شب بازیها بخاطر این بوده و هست که چهرۀ پلید خود را مخفی کرده و بر عکس کاری کند که به جای دلسوزی برای خانواده و موسی خیابانی و سایر کسانی که در آن خانه بودند به حال مسعود رجوی دلسوزی کنند و با شارلاتان بازی بگویند چه خوب شد که آنها کشته شدند تا اینکه مسعود زنده بماند.</p>
<p>در نشست کاری میکرد که برخی افرادی که سابقۀ بالایی در سازمان داشتند بگویند که اگر موسی بود اکنون چنین و چنان میکرد، مثلا در خصوص انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیکی که به نام &#8220;انقلاب مریم&#8221; معروف شده بود میگفتند که اگر موسی بود اکنون در مقابل این انقلاب تعظیم ایدئولوژیک میکرد!</p>
<p>چرا این را بدستور رجوی بیان میکردند؟ بخاطر اینکه در درون تشکیلات مخالفت های زیادی با آن انقلاب کذایی بود و چون رجوی میدانست که خیلی ها به موسی احترام میگذاشتند و او را قبول داشتند، از این بابت سوء استفاده کرده و اعضاء را مجبور میکرد که به انقلاب مریم گردن بگذارند و عنوان می شد که اگر موسی هم بود اینکار را میکرد!</p>
<p>این یک دروغ بزرگ بود که مسعود رجوی تلاش کرده و میکند که همواره آنرا به خورد بقیه بدهد. مسعود رجوی این رهنمود یوزف گوبلز وزیر تبلیغات آدولف هیتلر را که میگفت &#8220;مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد&#8221; همیشه در عمل بکار می گیرد.</p>
<p>بنابراین هر ساله رجوی تلاش میکند با ترتیب دادن برنامه هایی در شبکه ماهواره ای خود موسوم به &#8220;سیمای آزادی&#8221; یا سایت های رسمی اش یا با جلساتی که در درون تشکیلات ترتیب میدهد یک بار دیگر چهرۀ معصوم خودساخته را به نمایش بگذارد.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53158">دروغی دیگر در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53158/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۹ بهمن ۱۳۶۰، روزی که تحلیل‌های مجاهدین خلق یخ زد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53129</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53129#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2023 09:15:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[19 بهمن 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اشرف ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53129</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوزدهم بهمن ماه ۶۰، خیابان‌های زعفرانیه در تهران مرکز درگیری‌های بزرگی بود که آینده سازمان مجاهدین را تحت تأثیر قرار داد. چندین پایگاه مهم مجاهدین خلق تحت محاصره نیروهای سپاه قرار گرفت و ساکنین آن بشدت مقاومت می‌کردند. صدای مستمر رگبار گلوله‌ها و انفجار، تمامی منطقه را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود. ساعاتی بعد، خبر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53129">۱۹ بهمن ۱۳۶۰، روزی که تحلیل‌های مجاهدین خلق یخ زد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نوزدهم بهمن ماه ۶۰، خیابان‌های زعفرانیه در تهران مرکز درگیری‌های بزرگی بود که آینده سازمان مجاهدین را تحت تأثیر قرار داد. چندین پایگاه مهم مجاهدین خلق تحت محاصره نیروهای سپاه قرار گرفت و ساکنین آن بشدت مقاومت می‌کردند. صدای مستمر رگبار گلوله‌ها و انفجار، تمامی منطقه را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود. ساعاتی بعد، خبر مهمی در سراسر ایران پیچید: &#8220;موسی خیابانی و اشرف ربیعی(همسر مسعور رجوی) به همراه تعداد زیادی از مهمترین فرماندهان مجاهدین کشته شدند&#8221;.</p>
<p>حادثه‌ای که تشکل مجاهدین در داخل ایران را به نقطه پایانی خود نزدیک کرد و (چند ماه بعد در رخدادهای ۱۲ – ۱۹ – ۲۱ اردیبهشت ۶۱) به سرفصل نهایی رسید. رخدادی مهم که مسعود رجوی آن را &#8220;عاشورای مجاهدین&#8221; نامید. پس از محاصره این خانه تیمی و چند ساعت درگیری مسلحانه آنجا توسط پاسداران انقلاب اسلامی تصرف شد. در این واقعه ۲۳ نفر از جمله آذر رضایی کشته شدند.<br />
فعالیت گروه مجاهدین خلق در بین سال‌های ۶۰ تا ۶۴ بر ترورهای داخل ایران متمرکز بود. یک بخش از این جنایات معطوف به ترور سران نظام یا اصطلاح مجاهدین &#8220;راس هرم&#8221; بود که واقعه ۷ تیر و ۸ شهریور(انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلام و دفتر نخست وزیری) از آن جمله است و یک بخش نیز زدن سرانگشتان نظام(اصطلاحی که مجاهدین بکار می‌بردند) بود که شامل مردم کوچه و بازار می‌شد که گاه تنها جرم‌شان داشتن عکس امام خمینی یا شهدای انقلاب بر دیوار مغازه‌شان بود.</p>
<div id="attachment_24662" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-24662" class="wp-image-24662 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rabiei_Ashraf.jpg" alt="اشرف ربیعی" width="500" height="441" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rabiei_Ashraf.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rabiei_Ashraf-300x265.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-24662" class="wp-caption-text">اشرف ربیعی</p></div>
<p>با این وجود پس از ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ و ترور مرکزیتِ داخل کشورِ سازمان در خانه‌ زعفرانیه و هلاکت موسی خیابانی (مرد شماره دوم سازمان) و اشرف ربیعی همسر رجوی که هدایت ترورها را برعهده داشتند، به مرور از توان و ظرفیت این گروه در داخل کشور کاسته شد.</p>
<p>موسی خیابانی که تنها بازمانده کلیدی سازمان بود بعد از آزادی‌اش در سال ۱۳۵۷ در جریان قدرت‌طلبی‌ها و خودکامگی مسعود رجوی که رقیب اصلی موسی بود عمرش تباه شد. موسی خیابانی پس از پیروزی مردم علیه رژیم شاهنشاهی به دلیل کشته شدن رهبران سازمان و خلاء رهبری، تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را سازماندهی و فرماندهی می‌کرد و مسعود نیز با هماهنگی‌های ساواک شاه از زندان آزاد شده بود موسی را رقیب تشکیلاتی خود می‌دانست که در همین روزها کشمکش‌هایی بین موسی و مسعود در جریان بود تا اینکه اعضای قدیمی و جدید که تازه جذب شده بودند این امر را احساس و بعد از دستور اقدام مسلحانه علیه انقلاب مردمی از سازمان جدا شدند.</p>
<div id="attachment_24647" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-24647" class="wp-image-24647 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1.jpg" alt="موسی خیابانی" width="700" height="371" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1-300x159.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-24647" class="wp-caption-text">موسی خیابانی</p></div>
<p>یکی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق روایت‌ می‌کند: &#8220;به یاد دارم رجوی ملعون لقب موسی خیابانی که &#8220;سردار&#8221; بود را به یک خواننده فریب خورده دیکته کرد که در سالن اجتماعات بین همه اعضاء مسعود را &#8220;سردار مسعود&#8221; خطاب کنند. رجوی حتی به میراث موسی تلف شده هم رحم نداشته و حسادت می‌ورزید.&#8221;</p>
<p>همچنین صفاءالدین تبرائیان کارشناس تاریخ معتقد است که ازدواج مریم و مسعود رجوی نه شرعی بود و نه عرفی. مسعود رجوی عامدانه یکی از اعضای رده بالای سازمان یعنی مهدی ابریشمچی را مجبور کرد که همسرش مریم عضدانلو را ترک کند تا مسعود با او ازدواج کند. مسعود این اقدام را انجام داد تا مهدی ابریشمچی را تحقیر کند.</p>
<p>اشرف ابریشمچی کودک سه ساله مریم قجر عضدانلو (مریم رجوی) و مهدی ابریشمچی، اولین فرزند طلاق‌های ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین خلق بود که در شهریور ۱۴۰۰ در سن ۳۹ سالگی بدون رعایت سلسله مراتب تشکیلاتی، به سمت معاونت زهرا مریخی مسئول اول تشکیلات، گماشته شد. او در سال ۱۳۶۱ به دنیا آمد. و نامش را با &#8220;الهام&#8221; از نام اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی که در درگیری ۱۹ بهمن کشته شده بود، اشرف نهادند.</p>
<p>در رخداد ۱۹ بهمن، یک نفر دیگر هم نقش خاص خود را داشت و آن فرزند یکساله اشرف یعنی مصطفی رجوی است. وی که تنها عضو باقیمانده از این درگیری بود، توسط نیروهای سپاه از مرگ نجات یافت و آنگاه در آغوش لاجوردی ماندگار شد. پاسداری که برای نجات جان او اقدام کرد در حال خروج از معرکه توسط مجاهدین خلق مورد هدف قرار گرفت. این کودک خردسال بعداً تحویل پدربزرگ خود شد که نهایتاً به فرانسه منتقل و در آنجا تحصیل کرد و مدتی بعد به دستور مسعود رجوی به قرارگاه‌های مجاهدین در عراق منتقل شد. مصطفی بعدها مخالف سیاست‌های پدرش در مناسبات شد و نتوانست زندگی در تشکل مجاهدین را برای همیشه پذیرا باشد. &#8220;مصطفی&#8221; که نام &#8220;محمد&#8221; برای او انتخاب شده بود، پس از خروج مجاهدین از عراق، به زندگی شخصی روی آورد و از مجاهدین جدا شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_53130" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53130" class="size-full wp-image-53130" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Lajvardi-Mostafa-Rajavi.jpg" alt="مصطفی رجوی" width="600" height="428" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Lajvardi-Mostafa-Rajavi.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Lajvardi-Mostafa-Rajavi-300x214.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-53130" class="wp-caption-text">مصطفی رجوی در آغوش شهید لاجوردی</p></div>
<p>&#8220;محسن رضایی&#8221; فرمانده وقت سپاه گفته است: &#8220;سازمان (مجاهدین خلق) گیج بود و بعد از ضربه ۱۹ بهمن نتوانست بفهمد با چه توانایی‌ای از جمهوری اسلامی مواجه است؛ اما هشدار بزرگی برای سازمان بود و بیشتر در حالت گیجی به سر می‌برد و قدرت تحلیل شکست را نداشت&#8221;.(راه؛ تاریخ شفاهی دکتر محسن رضایی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ص493-499)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53129">۱۹ بهمن ۱۳۶۰، روزی که تحلیل‌های مجاهدین خلق یخ زد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53129/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی قاتل تمام اعضای سازمان، از جمله موسی و اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49170</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49170#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Feb 2022 08:28:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اشرف ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49170</guid>

					<description><![CDATA[<p>همه ساله سایت های کذاب فرقه رجوی با پرداختن به واقعه 19 بهمن 1360، شروع به مدیحه سرایی و جنازه گردانی می کنند، امری که حیات این فرقه بدین امر وابسته است، یکروز با وصیت نامه سازی های دروغین و جعلی از کشته شده هائی که اصلا وصیت نامه ای نداشتند، یکروز دیگر با حماسه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49170">مسعود رجوی قاتل تمام اعضای سازمان، از جمله موسی و اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همه ساله سایت های کذاب فرقه رجوی با پرداختن به واقعه 19 بهمن 1360، شروع به مدیحه سرایی و جنازه گردانی می کنند، امری که حیات این فرقه بدین امر وابسته است، یکروز با وصیت نامه سازی های دروغین و جعلی از کشته شده هائی که اصلا وصیت نامه ای نداشتند، یکروز دیگر با حماسه سازی ها دروغین ، کسانی را که خودشان سربه نیست کردند و کشتند را قهرمان می کنند و در نشست های خود اعضای ناآگاه سازمان را مجبور به موضع گیری سر آنها می کنند، مسعود رجوی تنها کارکردی که دارد خونخواری و خونریزی بوده و هنر سوءاستفاده از این خونهای ریخته شده را بخوبی بلد است. هنوز فراموش نکردیم که جنازه های کشته های اشرف را در وقایع درگیری های داخل اشرف روزها اجازه دفن نداد و همه اجساد متعفن شدند.</p>
<p>تعدادی از نمایندگان و وزرای عراقی و نمایندگان سازمان ملل متحد در مورد دستکاری در مورد وقایع 10 شهریور 1392 چنین نوشتند:<br />
&#8221; بعد از حمله دهم شهریور ماه به پادگان اشرف، یک کمیته تحقیق برای بررسی عاملان و چگونگی این حمله صورت گرفت. اعضاء این کمیته متشکل از وزرا و مقامات عراقی و نمایندگان سازمان ملل هستند.<br />
این کمیته تا ماهها نتوانست گزارشی روشن از حقیقت اتفاقات دهم شهریور ماه ارائه کنند. یکی از دلایل این امر عدم همکاری سران فرقه رجوی با کمیته تحقیق عنوان شده است. حتی اجازه ی صحبت با 42 باقیمانده ی این واقعه به کمیته داده نشد.<br />
پیش از این مقامات عراقی اعلام کرده بودند نمی توانند بگویند که این حمله دقیقا به چه صورتی و چگونه بوده است. مسئولین این تحقیقات اعلام کردند که عدم همکاری سازمان مجاهدین خلق و سر باز زدن آنها از تحویل فیلم ها و عکس هایی که تهیه کرده اند طبعا کمکی به تحقیقات نمی کند.<br />
به گفته مقامات عراقی زمان زیادی نگذشت که برای تیم های تحقیقاتی کاملا مشخص شد مجاهدین خلق غالب مدارک و شواهد را بسرعت و قبل از شروع تحقیقات دستکاری کرده اند و مشخص شد آنها تا جایی پیش رفته اند که برخی از اجساد را در سطح کمپ و حتی به بیرون از آن جابجا کرده اند تا سناریوهای دلخواه خود را ساخته و عکس و فیلم تهیه کرده و در دستگاه تبلیغاتی خود در کشورهای غربی مصرف کنند. آنها همچنین بسیاری از شواهد و مدارک مورد نیاز در تحقیقات را بسرعت و قبل از ورود تیم های تحقیقاتی از بین برده اند.&#8221;</p>
<p>همچنین یکی از اعضای وزارت حقوق بشر عراق به نام آقای حیدر العقیلی گفت:<br />
&#8221; &#8230; اعضای مجاهدین خلق که شاهد این حمله بود اند بصورتی مطلق و جدی از همکاری با تحقیقات مقامات خودداری می کنند&#8230;&#8221;</p>
<p>موضوع بیشتر به یک نزاع داخلی شبیه بوده است تا قضیه ای دیگر! از کجا معلوم 7 نفری که مفقود شدند ، پس از درگیری و کشتن بقیه، دست به فرار نزده باشند؟<br />
این موضوع وقتی اهمیت پیدا می کند که دولت عراق تاکنون به دفعات از سرنوشت هفت نفری که سازمان ادعا می کنند به گروگان گرفته شده اند اظهار بی اطلاعی کرده و بعد از سه ماه از زمان حادثه هیچ اثری از این افراد به دست نیامد. این در حالی است که مخفی کردن این افراد به وسیله عوامل فرقه امری ساده به نظر می رسد. در واقع با توجه به سابقه فرقه در پنهان نگه داشتن مسعود رجوی، مخفی کردن این هفت نفر نیز قاعدتا نباید کار دشواری برای آنها باشد. تداوم این وضعیت همان گونه که اشاره شد این فرصت را به آنها می دهد تا همچنان یک سوژه برای متهم کردن دولت عراق و انحراف ذهن ها از موضوع اصلی که اخراج این گروه از عراق بود باز بدارند.</p>
<p>در مورد مسائل 19 خرداد 1360 هم قضیه نوعی دیگر از دستپخت های مسعود رجوی است، چگونه شد که خود فرار کرد، اما موسی خیابانی را در اوج درگیری ها تنها گذاشت! شاید تابلوی حذف رقبا و از جمله موسی خیابانی مطرح باشد.</p>
<p>مسعود رجوی در طول دوران عمر ننگین خود ، بارها و بارها از این دست وقایع را رقم زده است، در جریان جنگ در عراق نیز باز فرارهای او تکرار شد، چند هزار نیرو را زیر شدیدترین بمباران ها جا گذاشت و خودش فرار کرد و مخفی شد .<br />
برای او هیچ چیز به اندازه جان بی ارزشش، مهم نیست، همیشه اینطور بوده است، در زمان شاه نیز در زندان ، وقتی سمبه پرزور شد، دست به کروکی کشی و لودادن هم سنگران خود زد.<br />
من نمی دانم این جان، برای او چقدر ارزش دارد که همه چیز و هم کس را بخاطر آن قربانی می کند؟ بعد هم شروع به مظلوم نمائی می کند؟ چرا خودش را هرگز فدای آرمان مزخرف خود نکرده است؟</p>
<p>فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49170">مسعود رجوی قاتل تمام اعضای سازمان، از جمله موسی و اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49170/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موضع رجوی در قبال موسی خیابانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49157</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49157#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Feb 2022 11:18:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49157</guid>

					<description><![CDATA[<p>موسی نصیر اوغلی خیابانی در 6 مهر 1326 در تبریز متولد شد. او از اعضای با سابقه مجاهدین خلق و عضو مرکزیت این سازمان در سال های بعد از 1350 بود. پس از انقلاب او به همراه مسعود رجوی از رهبران اصلی مجاهدین خلق بودند. وی در سال 1360 بعد از اعلام جنگ مسلحانه فرماندهی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49157">موضع رجوی در قبال موسی خیابانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>موسی نصیر اوغلی خیابانی</strong> در 6 مهر 1326 در تبریز متولد شد. او از اعضای با سابقه مجاهدین خلق و عضو مرکزیت این سازمان در سال های بعد از 1350 بود. پس از انقلاب او به همراه مسعود رجوی از رهبران اصلی مجاهدین خلق بودند. وی در سال 1360 بعد از اعلام جنگ مسلحانه فرماندهی نظامی این سازمان را برعهده داشت و سرانجام در 19 بهمن 1360 و در حالیکه 34 سال داشت در جریان حمله نیروهای سپاه پاسداران به پایگاهش در محله زعفرانیه کشته شد.</p>
<p>در رابطه با نحوه مرگ مشکوک وی با توجه به اینکه بدلیل سوابق و محبوبیت در میان اعضای قدیمی و همچنین جدیت و استقلال رای،  رقیبی جدی برای مسعود رجوی به شمار می رفت حرف و حدیث های مختلفی گفته شده است و از جمله عده ای از اعضای با سابقه و قدیمی مجاهدین خلق که از تشکیلات رجوی جدا شده اند از اینکه موسی خیابانی در پایگاهی که قبلا توسط رجوی و بنی صدر مورد استفاده قرار گرفته و به اصطلاح تشکیلاتی قرمز و سوخته محسوب میشد، زندگی می کرده است دچار سوءظن شده اند! چرا که براساس ضوابط امنیتی مجاهدین پایگاههایی که رهبران سرشناس و شناخته شده از آن استفاده کرده اند برای دیگر رهبران سوخته محسوب شده و دیگر مورد استفاده قرار نمی گرفت.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-49157-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4</a></video></div>
<p>در فاز سیاسی <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">موسی خیابانی</a> از طرف طیف هواداران و همچنین دیگر جریانات سیاسی از اقبال اجتماعی و محبوبیت بیشتری نسبت به مسعود رجوی برخوردار بود و بارها خبر مخالفت وی با رجوی و موضوع انشعابش بر سر زبان ها و صدر خبرها قرار می گرفت. رجوی بعد از مرگ خیابانی از آنجا که از میزان محبوبیت وی در میان هواداران مطلع بود در شعار به تجلیل و تمجید از وی پرداخت و از واژه هایی همچون سردار خلق و شهید قهرمان نام برد. ولی ضدیت رجوی با موسی خیابانی را می توان در جریان نشست های موسوم به انقلاب ایدئولوژیک و انتخاب مریم بعنوان مسئول اول بخوبی دید.</p>
<p>اعضایی که در آن نشست ها حضور داشتند به عینه دیدند که مسعود رجوی که بعد از مرگ موسی خیابانی اشک تمساح ریخته و سوز و گداز و آه و اشک به راه انداخته بود برای بالا بردن جایگاه مریم در میان اعضایی که از این انتخاب شوکه و کلافه شده بودند و هیچگاه مریم را با آن سوابق که حتی به مراتب از برخی فرماندهان زن دیگر جایگاهش پایین تر بود شایسته مسئول اولی نمی دیدند، گفت: اگر موسی زنده بود بالاترین افتخار ایدئولوژیکی او این بود که در مقابل مریم زانو زده و سجده شکر بجا بیاورد و او را به عنوان مسئولش بپذیرد. این حرف رجوی در همان نشست خیلی ها و از جمله <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c">مینا خیابانی</a> خواهر موسی خیابانی و همسر دوم مهدی ابریشم چی را متناقض و مسئله دار کرد. بطوریکه در ستاد تبلیغات در قرارگاه بدیع عملا تا مرز بریدگی و جدا شدن از تشکیلات پیش رفت .</p>
<div id="attachment_24647" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-24647" class="size-full wp-image-24647" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1.jpg" alt="موسی خیابانی" width="700" height="371" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1-300x159.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-24647" class="wp-caption-text">«موسی نصیراوغلی» معروف به «خیابانی»، متولد 1322 در تبریز بود. او در اوایل دهه 40 خورشیدی در دانشکده علوم دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همان جا بود که توسط «محمد حنیف نژاد»(معروف به حنیف)، بنیان گذار اصلی سازمان مجاهدین خلق، به عضویت سازمان در آمد.</p></div>
<p>بعد از اینکه مسئولین مجاهدین وضعیت وی را به مسعود رجوی گزارش دادند حدود یکماه رجوی بهمراه دیگر مسئولین و از جمله مریم و مهدی ابریشم چی و زنان عضو ستاد فرماندهی برای مینا خیابانی نشست هایی که در برخی از ان نشست ها کار به فحش و ناسزا و داد و فریاد و تهدید به برخورد فیزیکی هم کشیده شد برگزار کردند و در نهایت بعد از سرکوب تشکیلاتی او را به نشست عمومی آوردند تا ضمن ابراز ندامت و پشیمانی، وفاداری خود را به مریم اعلام نماید.</p>
<p>در جریان نشست، مسعود رجوی مینا خیابانی را صدا زد و گفت بیا به ما بگو مشکلت چه بود؟ پشت چه مانده بودی؟ هدف رجوی از فراخواندن او در یک نشست عمومی در هم شکستن وی و حل به اصطلاح تناقض اعضایی بود که در طی این مدت در جریان وضعیت مینا و اعتراض او به مقایسه جایگاه مریم با موسی قرار داشتند. مینا خیابانی در حالیکه همچنان در خود بود پای میکروفن آمد و در پاسخ سوال رجوی گفت: برای من قابل هضم و درک نبود که شان و جایگاه موسی با خواهر مریم مقایسه شود؟ و از اینکه گفته بودید اگر موسی زنده بود در مقابل مریم زانو زده و سجده شکر بجا می اورد کاملا بهم ریختم.</p>
<p>بعداز این صحبت مینا تعدادی از مسئولین و پیشاپیش آنها مهدی ابریشمچی همسر مینا با اعتراض نسبت به این صحبت های وی پای میکروفون آمدند و صحبت های او را قطع کردند. ابریشمچی گفت: این صحبت برادر مسعود بزرگ ترین پرداخت به موسی بود. هیچ کس بیشتر از برادر، موسی را نمی شناخت و اصولا اگر موسی در این جایگاه تشکیلاتی قرار گرفت بلطف آموزش های مسعود بود و هیچ کس حق اعتراض ندارد. ما در مجاهدین مناسبات و پیوند خونی و فامیلی نداریم. همه ما اعم از زنده و یا شهید اعتبارمان را از مسعود می گیریم.</p>
<div id="attachment_38536" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38536" class="wp-image-38536 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg" alt="ابریشم چی و مریم" width="500" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2-300x234.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-38536" class="wp-caption-text">مهدی ابریشمچی همسر اول مریم رجوی</p></div>
<p>بعد از ابریشم چی عباس داوری و مهدی برائی و دیگر مسئولین قدیمی پای میکروفن آمدند و بدنبال آن مسعود رجوی رشته کلام را بدست گرفت و خطاب به مینا گفت تو چکاره هستی که مدعی موسی شده ای؟ من صاحب اعتبار، جان و خون تمام مجاهدین و از جمله موسی هستم و اکنون در این نقطه تشخیص میدهم که منزلت و جایگاه ایدئولوژیکی مریم بسا و بسا بالاتر از موسی است و موسی اگر زنده بود باید افتخار می کرد تحت مسئولیت مریم کار کند و بدنبال آن از مینا سوال کرد خوب الان چه میگویی؟ تناقضت حل شد؟ مینا که معلوم بود هنوز قانع نشده جواب داد من می روم و قدری بیشتر روی حرف های شما فکر می کنم. چون در این لحظه چیزی نمی فهمم. مجددا سر و صدای برخی از مسئولین زن و مرد قدیمی در آمد که رجوی همه آنها را دعوت به آرامش کرد و با خنده معنی داری گفت: اجازه بدید این بحث را اینجا ببندیم. بروید ادامه بحث ها را در ستاد خودتان انجام دهید و پوستش را به هر شکل که خودتان صلاح می دانید بکنید. مینا در حالیکه همچنان در خود بود به جای خودش برگشت و روی صندلی اش نشست. هفته های بعد نشست های انقلاب مینا در قرارگاه بدیع و با شرکت اعضای با رده شورای مرکزی به بالا ستادهای تبلیغات، روابط خارجی، سیاسی و اطلاعات و عملیات ادامه پیدا کرد و بعد از سر و صدای فراوان و فحش و ناسزا مقاومت مینا را درهم شکستند و او را مجبور کردند که اعتراف کند که صلاحیت مریم از موسی بالاتر است. البته بعد از آن دیگر هیچگاه مینا خیابانی در مدار مسئولیت های بالای تشکیلاتی قرار نگرفت و در حاشیه بسر می برد.</p>
<p>اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49157">موضع رجوی در قبال موسی خیابانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49157/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4" length="39358350" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>اساس بنیاد مجاهدین از همان ابتدا روی خشت کج بنا نهاده شده است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44455</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44455#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Apr 2021 03:40:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رهبران مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مسعود رجوی و ساواک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44455</guid>

					<description><![CDATA[<p>چند روز قبل برنامه ای به مناسبت اعدام تعدادی از اعضای سازمان در سی فروردین سال 1351 در سیمای فرقه رجوی پخش شد. در آن برنامه رجوی و موسی خیابانی به مناسب اعدام اعضای سازمان در سی فروردین 1359 حرف زدند . این برنامه شاید در زمان خودش خریداری داشت مبنی بر اینکه دوستانی از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44455">اساس بنیاد مجاهدین از همان ابتدا روی خشت کج بنا نهاده شده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز قبل برنامه ای به مناسبت اعدام تعدادی از اعضای سازمان در سی فروردین سال 1351 در سیمای فرقه رجوی پخش شد. در آن برنامه رجوی و موسی خیابانی به مناسب اعدام اعضای سازمان در سی فروردین 1359 حرف زدند . این برنامه شاید در زمان خودش خریداری داشت مبنی بر اینکه دوستانی از آنان در زندان توسط ساواک اعدام شدند و یا از سابقه مبارزاتی خود و دیگران تعریف کردن خریداری داشت ولی اکنون این گونه نیست .</p>
<p>در میان حرفهای موسی خیابانی نکته قابل توجه ای بود که پرداختن به آن خالی از لطف نیست . او در میان حرفهایش بیشتر از مقاومت و ایستادگی سازمانش و اعضای گذشته که اکنون نبودند حرف زد و بعد هم هندوانه زیادی زیر بغل رجوی گذاشت که او تنها کسی بود که در زندان به اصطلاح مبارزه می کرده است و &#8230;!!!</p>
<p>اکنون می توان در یک بررسی ساده به حرفهای موسی خیابانی پرداخت که آیا حرفهایی که در آن زمان زده اکنون در مورد رجوی صادق است ؟ آیا سازمانی که او دم از مبارزه با شاه و غیره می زده اکنون به چه کاری مشغول است ؟ او که سازمانش را پرچمدار مبارزه با شاه و امپریالیسم می دانست اکنون کجاست که ببیند رجوی و زن سومش چگونه برای سناتورهای از دور خارج شده غربی و آمریکایی دم تکان می دهند و برای پرچم آمریکا دست می زنند و خوشحالی می کنند ؟</p>
<p>این صحنه ها یادآور موقعی است که کشورهای اروپای شرقی فرو ریخت. بعضی از کشورها که وضعیت خوبی در زمان سوسیالیسم نداشتند. مردم آن کشورها به لاستیک خودروهای آمریکایی بوسه می زدند و اکنون این صحنه زنده شده و مریم قجر به چاپلوسی برای غرب مشغول است و برای اینکه وی را تحویل بگیرند حاضر است دست به هر کار کثیفی بزند .</p>
<p>موسی خیابانی اما بعد از شروع جنگ عراق علیه ایران به خوبی دریافت که رجوی سمت دشمن را گرفته است ولی صدایش در نیامد و به خیانت رجوی مهر تائید زد و خود را در کشته شدن سربازان ایران شریک نمود .</p>
<p>وی کجاست تا دریابد رجوی چگونه اعضای خود را در زندان اشرف شکنجه کرد؟! کجاست موسی خیابانی که وقتی از دوستان زمان شاه خود و از مقاومت شان حرف می زد بعداٌ همین دوستانش تبدیل به شکنجه گرانی شدند که کسی دیگر توان شناخت شان را نداشت . موسی کجاست تا دریابد وقتی از رجوی تعریف می کرد اکنون وی به فردی زن باره تبدیل شده و باعث نابودی همه خانواده ها شده و به حدی گند بالا آورده که همه زنان عالم را در اختیار خود می بیند . وی کجاست تا دریابد رهبری سازمانی که او از آن دم می زند چگونه همانند شیوخ عربی برای خود حرمسرا درست نموده و چگونه رقص رهایی توسط مریم قجر ترتیب داده می شد .</p>
<p>شاید موسی خیابانی اگر اکنون بود او هم مانند بقیه افراد پیر و پاتال فرقه رجوی در مناسبات وضعی بهتر نداشت و فکر می کرد که کشتن اعضای خود فرقه در راستای اهداف انقلاب و مبارزه رجوی است!</p>
<p>برای دستگاه تبلیغاتی رجوی پخش کردن فیلم های گذشته و تعریف کردنهای بی خاصیت شاید به درد اعضای فرقه بخورد ولی چیزی که از بیرون مشخص است هیچ کارکردی نداشته و همه به آن سطح از آگاهی رسیدند که از رجوی هیچ آبی گرم نخواهد شد و اصلاٌ اهل مبارزه کردن نیست و بیشتر به دنبال زندگی خود می باشد چون وی از همان ابتدا و به محض دستگیری کم آورده و راه خیانت علیه دوستانش را شروع نمود و به همین خاطر است که تاکنون نتوانسته روی اصولی که خود آنرا نشخوار می کند بماند و شاهد هستیم وی در مقاطع مختلف فرار نموده و این نیروهای بدبخت او بودند که باید جانشان را می دادند .</p>
<p>پس می توان نتیجه گرفت که موسی خیابانی و همه کسانی که اکنون فوت نمودند اگر می بودند شاید دست کمی از مسئولین حاضر فرقه رجوی نمی داشتند و به همین منظور می توان گفت اساس بنیاد سازمان مجاهدین از همان ابتدا روی خشت کج بنا نهاده و تا به ثریا هم برود باز کج خواهد بود .</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44455">اساس بنیاد مجاهدین از همان ابتدا روی خشت کج بنا نهاده شده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44455/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کشته شدن موسی خیابانی حماسه بود یا طرحی برای حذف فیزیکی او؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43300</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43300#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2021 05:38:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43300</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین محمد حنیف ، سعید محسن واصغربدیع زادگان وبدنبال آن اعضای کادرمرکزیت در 4خرداد سال 51 توسط شاه ، مسعود رجوی تنها بازمانده کادرمرکزیت بود که به واسطه همکاری با ساواک وپا درمیانی برادرش کاظم که آن زمان از منابع ساواک در خارج کشور با نام مستعار میرزا بود اعدام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43300">کشته شدن موسی خیابانی حماسه بود یا طرحی برای حذف فیزیکی او؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین محمد حنیف ، سعید محسن واصغربدیع زادگان وبدنبال آن اعضای کادرمرکزیت در 4خرداد سال 51 توسط شاه ، مسعود رجوی تنها بازمانده کادرمرکزیت بود که به واسطه همکاری با ساواک وپا درمیانی برادرش کاظم که آن زمان از منابع ساواک در خارج کشور با نام مستعار میرزا بود اعدام نشد.</p>
<p>رجوی که ازاول اهداف خودخواهانه داشت بعنوان تنها بازمانده کادرمرکزیت بدنبال این بود تا امورات تشکیلات را بدست بگیرد وهمه کادرهای پائین تررا مطیع خود کند . اما چون آن زمان شرایط برایش محیا نبود سعی کرد از قدرت نفوذ وتوانمندی موسی خیابانی برای اداره امور تشکیلات بهره ببرد .<br />
درکنار این دو علی زرکش هم بود که ظاهرا بیشتر کار نویسندگی مطالب سازمان را دنبال می کرد ولی آن زمان کسی اورا نمی شناخت. البته افرادی همانند ابریشمچی وبقیه هم بودند که در رده های پائین تر بودند .</p>
<p>بعد از آزادی زندانیان سیاسی در اوایل انقلاب بازمانده های مجاهدین تشکیلات دفتر سیاسی را تشکیل دادند که تصمیم گیری ها در قالب شورایی صورت می گرفت . ولی از آنجائیکه مسعود رجوی قدرت بالایی درسخنوری داشت، به عنوان سخنگوی سازمان درمیتینگ ها سخنرانی می کرد. به همین خاطراول همه فکر می کردند او رهبر سازمان است بعد که موسی خیابانی درمتینگ ها سخنرانی کرد وشناخته شد کم کم در دل هواداران سازمان جا بازکرده ومحبوب آنها شد وهمین مسئله زنگ خطری بود برای رجوی.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-29193" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_5.jpg" alt="موسی خیابانی" width="577" height="343" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_5.jpg 577w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_5-300x178.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 577px) 100vw, 577px" /></p>
<p>چون او نمی خواست غیرازخودش فرد دیگری مطرح شود وبه نظرمن از همان زمان بدنبال این بود تا هر طور شده موسی را حذف کند اما شرایط برایش فراهم نبود .<br />
به هرحال بعد از پیروزی انقلاب رجوی ویارانش درصدد بودند تا هرطور شده اداره امورکشور را خود به دست بگیرند. اما واقعیت این بود که آنها بخش کوچکی از جامعه ایران بودند و نمی توانستند برای اکثریت مردم که خواهان برقراری یک حکومت اسلامی در کشوربودند تصمیم بگیرند.</p>
<p>رجوی که قدرت طلبی کورش کرده بود به زودی به قهقرا رفت و شروع این مسیر 30 خرداد سال 60 بود که نخواست برخواست مردم ایران گردن بگذارد و خط مبارزه مسلحانه رابرای رسیدن به اهداف خود درپیش گرفته وبدنبال آن موجی از تروروانفجارات را درسطح کشوربه راه انداختند.<br />
رجوی بعنوان سخنگوی تشکیلات مجاهدین همان زمان اعلام کرد تا 6 ماه دیگرکارحکومت تمام وسازمان قدرت را بدست خواهد گرفت که الان قریب به 40 سال ازآن می گذرد اما وعده 6 ماهه رجوی هنوز محقق نشده است.</p>
<p>به هرحال خط غلطی که رجوی ویارانش درپیش گرفتند نه تنها سودی برای آنها نداشت بلکه بیشتر باعث انزوا وکوچکترشدن جمع انها شد. خیلی از هواداران سازمان که متوجه غلط بودن خط مبارزه مسلحانه شدند ازگرد سازمان کنار رفتند .</p>
<p>مشی مبارزه مسلحانه سازمان نه تنها راه به جایی نبرد بلکه متاسفانه خیلی ها بیهوده قربانی این خط غلط سازمان شدند ودر نهایت هم پاشیده شدند. رجوی یکباردیگر برای حفظ جان خود ازکشور فرارکرد وبدنبال وی تعدادی ازمسئولین سازمان هم از راه های مختلف ازایران گریختند. اما درتلاطم حوادث فازسیاسی وبعد ازاعلام مشی مبارزه مسلحانه رجوی فکرحذف افراد قدرتمند وبانفوذ مثل موسی خیابانی برای بدست گرفتن قدرت تمام عیاردرسازمان واینکه تنها او مطرح باشد در سر می پروراند .</p>
<p>به همین خاطر با فرارش از کشور پروژه خود را پیش برد و موسی خیابانی وحتی همسر خودش اشرف ربیعی را با خود ازکشورخارج نکرد ویا بعد از آن هم تلاشی برای خروج آنها صورت نداد .</p>
<p>با کشتن آن دونفر درایران راه رجوی برای پیشبردن خط محوریت خودش هموار شد. وی در سال 64 در فرانسه ازآنجائیکه رقیبی برای خود نمی دید ابتدا دفتر سیاسی که تا آن زمان خط وخطوط سیاست سازمان را پیش می بردند منحل وافراد ان را مجبور به اجرای فرامین خودش کرد که به اعضای هیئت اجرایی معروف شدند.</p>
<p>رجوی بعد ازآن ، گام دیگری برای تثبیت محوریت خودش درسازمان برداشت که وی درمراسم ازدواجش با مریم قجر- همسر سابق مهدی ابریشمچی، خود را به عنوان رهبرعقیدتی سازمان معرفی وهمسرش را همردیف خود کرد وازآن زمان به بعد ندای هرمخالفی را خاموش وپروسه اختناق درسازمان وخط فرقه گرایی را درپیش گرفت.</p>
<p>تنها علی زرکش مانده بود که بعد از کشته شدن موسی وی بعنوان جانشین او انتخاب شده بود. اما چون او با جریان انقلاب ایدئولوژیک درونی وخط مشی جدید رجوی مخالفت کرده بود رجوی اورا ابتدا خلع رده وبعد محاکمه ومحکوم به اعدام کرد. اما اعدامش را درسال 67 درجریان عملیات موسوم به فروغ درصحنه اجرا کرد و رجوی این تنها بازمانده از افراد با نفوذ سازمان را هم این چنین از دورخارج کرد تا سدی در مقابلش نباشد .</p>
<p>اما مسئله نگاه داشتن موسی خیابانی درایران که باعث کشته شدن وی شد تا سالها این تناقض دراعضا بود چرا سازمان کاری برای خروج موسی از ایران نکرد رجوی هم که متوجه این تناقض درونی اعضا شده بود درصدد برآمد تا این تناقض را در درون اعضا ومناسبات فرقه اش سرکوب کند. به همین خاطر برای بی اعتبار کردن موسی خیابانی یکبار بعد از انقلاب دوم ایدئولوژیکی درونی سازمان وانتخاب مریم قجر به عنوان مسئول اول تشکیلات فرقه رجوی در نشستی گفت اگر موسی الان زنده بود شان ایدئولوژیکی او ایجاب می کرد که درمقابل عظمت مریم زانو وسر تعظیم فرود آورد که باز این حرف رجوی بدتراین تناقض را ایجاد کرد که چرا چنین مقایسه ایی صورت داده می شود بطوریکه مینا خواهر موسی خیابانی جسارت کرد ونسبت به این حرف رجوی اعتراض کرده وهرچند درنشست بعدی اورا مجبور کردند تا حرفش را پس بگیرد وبپذیرد.</p>
<p>بله رجوی دیگرجلوداری نداشت وبا خیال راحت سازمان مجاهدین را تبدیل به یک فرقه کرد که دران فقط نام رجوی مطرح باشد .</p>
<p>هرچند رجوی برای سرپوش گذاشتن بر نقش خود درحذف موسی خیابانی سالروز کشته شدن اورا بعنوان حماسه عاشورایی عنوان ومراسماتی را به همین مناسبت درمقرهایش برگزارمی کرد اما به واقع باید این سئوال را ازرجوی پرسید که کشته شدن موسی خیابانی حماسه بود یا طرحی برای حذف فیزیکی او؟</p>
<p>حمید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43300">کشته شدن موسی خیابانی حماسه بود یا طرحی برای حذف فیزیکی او؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43300/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعتراف فرقه رجوی به جو دمکراتیک درزندانهای ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43302</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43302#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2021 05:30:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43302</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیمای ضدازادی فرقه رجوی در بخش خبری روز سه شنبه مورخه 21 بهمن خود ادعا کرد جمعی از زندانیان زندان های گوهردشت،اوین وارومیه با برگزاری مراسمی یاد 19 بهمن سالگرد حماسه اشرف وموسی را گرامی داشته و به خواندن سرودهای موسی واشرف پرداختند ودر ،خر بر عزم جزم خود برای ادامه راهشان تا آخرین قطره [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43302">اعتراف فرقه رجوی به جو دمکراتیک درزندانهای ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سیمای ضدازادی فرقه رجوی در بخش خبری روز سه شنبه مورخه 21 بهمن خود ادعا کرد جمعی از زندانیان زندان های گوهردشت،اوین وارومیه با برگزاری مراسمی یاد 19 بهمن سالگرد حماسه اشرف وموسی را گرامی داشته و به خواندن سرودهای موسی واشرف پرداختند ودر ،خر بر عزم جزم خود برای ادامه راهشان تا آخرین قطره خونشان تاکید کردند.</p>
<p>فراموش نمی کنیم که سردمداران دروغگو وشیاد این فرقه همیشه از زندانهای اوین وگوهردشت بعنوان سیاه چال هایی که زندانیان در سلول های تاریک نگهداری شده و به دلیل رعب ووحشت ایجاد شده توسط بازجویان هیچ صدایی از آنها به بیرون منتقل نمی شود، نام می بردند.</p>
<p>حال چگونه در این سیاه چال ها که زندانی خق نفس کشیدن ندارد، برنامه گرامیداشت اشرف وموسی بصورت علنی برگزار شده که در جریان آن سرودهای دستجمعی هم خوانده شده؟</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-39114" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_18.jpg" alt="فرقه و دروغ" width="700" height="370" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_18.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_18-300x159.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>سوال این است که باید از مسئولین ابله ودروغگوی رجوی پرسید اگر ما بخواهیم ملاک قضاوت مان را گزارش بخش خبری سیمای رجوی قرار دهیم باید اذعان کنیم چه جو دمکراتیک و آزادی بر زندانهای اوین وگوهردشت وارومیه حاکم است که افراد زندانی این آزادی عمل را دارند که برای قربانیان این فرقه</p>
<p>مراسم یادبود بگیرند واخبارش را هم به بیرون وسیمای اختناق رجوی گزارش می کنند؟!</p>
<p>در گذشته هم سرکردگان فرقه رجوی با جعل وانتشار اعلامیه ها از طرف زندانیان در سایت های خود چنین وانمود می کردند که گویا این زندانیان هنوز از خط مشی فرقه حمایت می کنند ولی در ورای این تبلیغات دروغ وسخیف فرقه رجوی خط خود را در کشته سازی دنبال کند تا با سواستفاده از خون آنها برای ادامه حیات ننگین خود تبلیغ کنند وحربه تبلیغاتی برعلیه دولت ایران داشته باشند.</p>
<p>فرقه رجوی در یک عملکرد ننگین وضدانسانی حتی مکالمات بکار رفته شده در ملاقات خصوصی بین زندانیان وخانواده هایشان را که گاها شکایت از وضعیت زندانها ویا عملکرد مسولین زندان هاست را بصورت علنی از سیمای خود پخش نموده بود تا بذین ترتیب برای خانوادها مشکلات امنیتی ومحدودیت های ملاقاتی ایجاد کرده واز ان سواستفاده تبلیغاتی نماید.</p>
<p>نکته قابل اهمیت که درحقیقت خط بطلان بر تمامی ادعاهای دروغین رجوی ها در مورد وضعیت زندانها می کشد اذعان آنها به آزادی عمل زندانیان حتی در گرفتن مراسم برای کشته شدگان این فرقه است! اگرچه برای همگان مشخص است مسئولین جنایتکار این فرقه خط فشار حداکثری بر زندانیان وخانواده هایشان را با طرح این ادعاهای دروغین دنبال می کنند ترفند مشمئز کننده ای که هیچ کس را نمی فریبد.</p>
<p>اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43302">اعتراف فرقه رجوی به جو دمکراتیک درزندانهای ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43302/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اشرف و موسی قربانیان نفس حریص رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/29264</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/29264#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Feb 2019 07:26:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اشرف ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=29264</guid>

					<description><![CDATA[<p>در حالیکه مسعود رجوی بهمراه بنی صدر، رییس جمهور مخلوع ایران در مرداد سال 1360 از کشور فرار کردند. اما رجوی دو نفر از نزدیکترین اعضایش را در تهران جا گذاشت. اشرف ربیعی همسرش و موسی خیابانی نفر دوم فرقه در آن زمان. چرایی اینکه این دو نفر در ایران و در خانه ای مجلل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/29264">اشرف و موسی قربانیان نفس حریص رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>در حالیکه مسعود رجوی بهمراه بنی صدر، رییس جمهور مخلوع ایران در مرداد سال 1360 از کشور فرار کردند. اما رجوی دو نفر از نزدیکترین اعضایش را در تهران جا گذاشت. اشرف ربیعی همسرش و موسی خیابانی نفر دوم فرقه در آن زمان. <br />چرایی اینکه این دو نفر در ایران و در خانه ای مجلل در تهران، یعنی در دسترس ترین منطقه به مرکزیت سپاه پاسداران و کمیته نگه داشته شدند، سالها بعد مشخص شد.<br />شش ماه پس از فرار مسعود رجوی از کشور، یعنی در 19 بهمن 1360، خانه تیمی موسی خیابانی که مدتی قبل شناسایی شده بود با عملیات غافلگیرانه نیروهای کمیته و سپاه پاسداران منهدم و موسی خیابانی و اشرف ربیعی و همه نفرات مستقر در آن کشته شدند.<br />جالب است بدانید سر تیم حفاظت موسی خیابانی و اشرف ربیعی، کسی نبود جز مهدی ابریشمچی، همسر سابق مریم قجرعضدانلو. اما هم ابریشمچی و هم مریم قجر هر دو در فرانسه و در کنار مسعود رجوی بودند.<br />اگر بحث مبارزاتی و ایدئولوژیک فرقه رجوی بود که باید جای ابریشمچی و اشرف ربیعی عوض می شد و اشرف در کنار مسعود در فرانسه بود و ابریشمچی در خانه تیمی موسی خیابانی به هلاکت می رسید و امروز خزعبلاتی که از زبان مریم رجوی می شنویم از اشرف ربیعی شنیده می شد و هیچ گاه مریم رجوی در مقام همردیف رهبری خائن این فرقه قرار نمی گرفت.<br />موسی خیابانی، اشرف ربیعی و حتی شهرزاد، دختر ابوالحسن بنی صدر که برای مدت کوتاهی در فرانسه با مسعود رجوی ازدواج کرده بود، هرسه موانع مسعود رجوی برای رسیدن به قدرت مطلق فرقه مجاهدین و مریم قجر عضدانلو بودند. به همین دلیل باید از سیستم آینده ی تشکیلاتی این فرقه حذف می شدند. <br />اما اینکه امروز فرقه رجوی از 19 بهمن1360 بعنوان عاشورای مجاهدین یاد می کنند، ناشی از وقاحت سرکردگان آن و بی عقلی کسانیست که سوگ مسعود رجوی در فراق رقیب قدرت و سوگ مریم قجر را در فراق رقیب عشقی خود باور دارند.<br />در لجن زار رجوی، خیانت های اخلاقی با پوشش انقلاب ایدئولوژیک به مغز هوادارانی که به امید مجاهدت و مبارزه پا به عرصه همراهی این فرقه گذاشتند خورانده می شود و متاسفانه، ساختار فرقه ای این تشکیلات ضد اخلاقی، چنان عقلانیت اعضاء را تسخیر می کند که تا به امروز بر این باورند که مسعود و مریم از هلاکت موسی و اشرف ناراحتند و عذاب وجدان دارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/29264">اشرف و موسی قربانیان نفس حریص رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/29264/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موسی واشرف قربانی خودکامگی وکیش شخصیت مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24695</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24695#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Feb 2018 07:45:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اشرف ربیعی]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=24695</guid>

					<description><![CDATA[<p>کشته شدن اشرف ربیعی وموسی خیابانی دو عضومطرح وبرجسته سازمان مجاهدین در19بهمن 60 ضربه مهلکی بود برپیکرتشکیلات سازمان. وهوداران آن را شوکه واین سئوال را دراذهان آنها ایجاد کرد که چرا رجوی این دوفرد مهم را با خود ازایران خارج نکرد؟! آیا رجوی نمی دانست که بلاخره محل اختفای این دوفرد مهم سازمان درتهران لو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24695">موسی واشرف قربانی خودکامگی وکیش شخصیت مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کشته شدن اشرف ربیعی وموسی خیابانی دو عضومطرح وبرجسته سازمان مجاهدین در19بهمن 60 ضربه مهلکی بود برپیکرتشکیلات سازمان. وهوداران آن را شوکه واین سئوال را دراذهان آنها ایجاد کرد که چرا رجوی این دوفرد مهم را با خود ازایران خارج نکرد؟! آیا رجوی نمی دانست که بلاخره محل اختفای این دوفرد مهم سازمان درتهران لو رفته وکشته خواهند شد؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24696" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Rabiei.jpg" width="652" height="338" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Rabiei.jpg 652w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Rabiei-300x156.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 652px) 100vw, 652px" /></p>
<p>قطعا رجوی می دانست چون آنها در پایگاهی مستقرشده بودند که قبلا محل اختفای بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران بود که به گفته مسئولین امنیتی سپاه از مدتها قبل تحت نظربوده است قاعدتا نباید طبق ضوابط امنیتی سازمان موسی خیابانی واشرف ربیعی دریک مکان سرخ مستقرمی شدند که بنظرمن رجوی  با زیرکی خاص ضدانقلابی خود به عمد اشرف وموسی را درایران نگاه داشت تا کشته شوند چون درآینده وجود این دو را مانعی برسرراه اهداف قدرت طلبانه وکیش شخصیت خود می دانست که برای فهم این حقیقت باید صفحات تاریخ را ورق زده وعملکرد رجوی ازبعد ورودش به تشکیلات سازمان درسال 46 تا سال مقطع پیروزی انقلاب اسلامی وحتی بعد ازآن را مرورکرد.رجوی بعد ورود به تشکیلات سازمان بدلیل توانمندیهای فردی که داشت مدت کوتاهی بعد ازآن درردیف اعضای کادرمرکزیت وبعد درگروه ایدئولوژیک سازمان قرارگرفت.و ازآن زمان به بعد اندیشه تصاحب رهبری سازمان را درسرداشت وهمین تفکر وی باعث نجات او ازاعدامش توسط شاه شد.</p>
<p>براساس اسناد بدست آمده ازاداره ساواک شاه بعد ازپیروزی انقلاب وهمچنین اظهارات عزت شاهی رجوی بدلیل همکاری با ساواک حکم اعدامش به حبس ابد تقلیل یافت.او بعد ازاعدام بنیانگذاران واعضای کادرمرکزیت سازمان سعی کرد رهبریت جمعی سازمان را به رهبریت واحد با محوریت خودش تبدیل کند اما ظاهرا شرایط آن زمان به او اجازه چنین کاری را نمی داد بخصوص اینکه افرادی مثل اشرف ربیعی وموسی خیابانی درتشکیلات مطرح و بعنوان وزنه ایی درسازمان حساب می شدند بطوریکه بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی درایران ودوران فعالیت سیاسی  سازمان اکثرجلسات علنی که سازمان برگزارمی کرد علاوه بررجوی افرادی مثل موسی واشرف هم حضورداشتند ویا دربرخی متینگ هایی که سازمان برگزارمی کرد خود موسی سخنران آن بود وهمین امر باعث شد تا او دراذهان هواداران سازمان به عنصر تعیین کننده،اسطوره وفرمانده توانا تبدیل شود واین همان مسئله ایی بود که اصلا با تفکرات رجوی که می خواست تنها خودش مطرح ورهبری سازمان را در دست داشته باشد سازگارنبود.زمان گذشت وسال 60 رجوی ازطرف سازمان اعلام مبارزه مسلحانه کرد کاری احمقانه که تشکیلات سازمان را متلاشی وخیلی ها را بیهوده به کام مرگ ونابودی کشاند وسرانجام خود رجوی به طرزمضحکی ازایران فراروبه فرانسه گریخت  .</p>
<p>رجوی با فرارتنهایی خود گام مهمی برای بدست گرفتن تمامیت رهبری سازمان وکیش شخصیت خود برداشت وازقبل هم شرایط را برای کشته شدن موسی واشرف مهیا کرد بود.رجوی درسال 64 ماهیت خودکامه واندیشه قدرت طلبانه خودرا به اثبات رساند اودرمراسم ازدواجش با زنی که تا قبل ازآن زن نزدیک ترین دوستش بود با اعلام انحلال مرکزیت سازمان عملا خودش را رهبربلامنازع وایدئولوژیکی سازمان معرفی کرد ودرواقع سازمان را به یک فرقه تبدیل ومخالفت با خودش درسازمان وتصمیماتی را که او درزمینه های مختلف می گیرد را نامشروع ومستوجب مجازات دانست تا کسی دیگردرسازمان  جرات شک در رهبری ومخالفت با تصمیمات  او نکند همانطورکه  بعدها وقتی علی زرکش جانشین موسی خیابانی با برخی تصمیمات رجوی مخالفت کرد علاوه برخلع رده تشکیلاتی اورا محاکمه وحکم اعدام برایش صادرودرنهایت حکم اورا درجریان عملیات موسوم به&#8221; فروغ جاویدان&#8221; اجراکرد.</p>
<p>بنابراین رجوی با به کشته دادن اشرف وموسی دو مهره کلیدی سازمان وبعد خلع رده وکشتن جانشین موسی  راه رهبری مطلق خود درسازمان را هموارکرد.رجوی بعدا برای آنکه بتواند دراذهان اعضا مقام موسی خیابانی را بی ارزش وبه کشتن دادن اورا توجیه کند بارها درهرنشستی مسئولین قدیمی سازمان را به صحنه کشاند تا به دروغ اظهارکنند موسی خیابانی اولا خودش خواسته تا درایران بماند وبعد اورا فردی سرسپرده رجوی عنوان کنند.رجوی حتی درنشستی وقتی خواهر موسی بنام مینا ازنوع تنظیم سازمان با مقام برادرش مسئله دارشده بود را صدا زد تا اورا مجبورکند که بگوید اگرالان موسی می بود جلوی پای مریم وخود رجوی زانو می زد!.</p>
<p>درنهایت دیدیم که براساس منطق تاریخ وتکامل موضوع رهبری سازمان هم به خود مسعود رجوی وفا نکرد وسالهاست که با غیبت کبری خود فرقه اش را دربحران فروپاشی تنها گذاشته است.سرنوشت رجوی نتیجه پیشبرد سالها خط خیانت به وطن واعضای سازمان ومزدوری برای بیگانگان بود،رجوی همه رقبایش را درتشکیلات مجاهدین با  فریبکاری وخیانت حذف کرد اما درنهایت خودش حذف شد ودرپی آن کل فرقه اش هم بزودی به زباله دان تاریخ فرستاده خواهد شد.</p>
<p>حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24695">موسی واشرف قربانی خودکامگی وکیش شخصیت مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24695/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از بین رفتن موسی خیابانی نقطه عطف انحرافات مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24671</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24671#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Feb 2018 08:51:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=24671</guid>

					<description><![CDATA[<p>به بهانه 19 بهمن نوزدهم بهمن ماه، سالروز کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی است! دو تن از بالاترین مسئولان و فرمانده هان تشکیلاتی و نظامی سازمان بهمراه تعدادی دیگر، در یکی از خانه های تیمی سازمان کشته شدند! خانه تیمی آنها به گفته مجاهدین توسط حزب توده لو رفته بود و محل سکونت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24671">از بین رفتن موسی خیابانی نقطه عطف انحرافات مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه 19 بهمن<br />
نوزدهم بهمن ماه، سالروز کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی است! دو تن از بالاترین مسئولان و فرمانده هان تشکیلاتی و نظامی سازمان بهمراه تعدادی دیگر، در یکی از خانه های تیمی سازمان کشته شدند! خانه تیمی آنها به گفته مجاهدین توسط حزب توده لو رفته بود و محل سکونت این افراد به نیروهای سپاه پاسداران اطلاع داده شده بود. نیمه شب بود که حمله باین پایگاه فرماندهی مجاهدین آغاز شد و پس از ساعتها درگیری، تمامی ساکنین این پایگاه بجز فرزند تازه بدنیا آمده مسعود و اشرف، همه از بین رفتند! یکی از هم دوره ای های موسی خیابانی روزی در خصوص شخصیت و ویژگی های فردی او میگفت: موسی از طرفی بسیار جدی و از طرفی بسیار مهربان بود. او بسیار پر جذبه و قاطع بود. همه، حتی مسعود از او حساب میبردند. مسعود رجوی بدلیل فردیت بالا و اساسا ماهیت ترسو بودن باین مفهوم که در بدر بردن جان خود بسیار کار کشته و استاد بود، موسی را بعنوان کسی که میتواند در آینده جایگاه او رابه خطر بیندازد، همیشه وی را موی دماغ خود میدید!</p>
<blockquote><p>واقعیت این بود که اگر موسی زنده میماند، رجوی هرگز نمی توانست که آن تصمیماتی که بعدها برای سازمان گرفت را اتخاذ کند و اجرا نماید و به جرات میتوان گفت که سازمان این سرنوشت شومی که اکنون به آن دچار شده است را دچار نمیشد!</p></blockquote>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-24647 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1.jpg"  width="700" height="371" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khiabani_Musa_1-300x159.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>بعد از اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد سال 1360 توسط سازمان، روزانه درگیری در خیابانهای شهرهای کشور بین تیم های عملیاتی سازمان و نیروهای امنیتی کشور رخ میداد. بر همگان واضح بود که این تیم های عملیاتی سازمان نمیتوانند زیاد دوام بیآورند و بزودی کشته و یا دستگیر میشوند و باقیمانده آنها هم بایستی از طریقی کشور را ترک کنند. همانطور که در بالا گفته شد مسعود از فردیتی بی همتا برخوردار بود. خیلی زود تهدید را حس میکرد و با تمام توان خودش را از آن دور مینمود. اینبار هم بلافاصله دست بکار شد و طرح خروج خود از کشور را برنامه ریزی کرد و با فریفتن بنی صدر، از کشور خارج شدند که خود این خروج از کشورش هم نیاز به بحث جداگانه دارد. وی موسی را بعنوان جانشین خود و بالاترین فرمانده نظامی وتشکیلاتی سازمان در کشور باقی گذاشت تا بقول خودش، ادامه مبارزه را پیش ببرد. این اوج دروغ رجوی بود. او بهتر از هر کسی میدانست که ماندن در ایران یعنی کشته یا دستگیر شدن! بهمین دلیل هم بود که خودش رفت. موسی هم بدلیل همان جدیت و همان اصالتی که داشت از فرمان مسعود پیروی کرد و ماند. چرا که در سلسله مراتب تشکیلاتی سازمان، مسعود عضو مرکزیت قدیمی تری نسبت به او بود. مسعود با گذاشتن موسی در کشور، چند هدف را دنبال میکرد. اول اینکه کسی که قدرت رهبری در داخل کشور را دارا باشد و تمامی سطوح سازمان از او حرف شنوی داشتند را انتخاب کرده بود. دوم اینکه مابقی اعضا سازمان با فاصله زیاد از مسعود بودند و کسی نمیتوانست در اتخاد تصمیمات برای سازمان جلوی مسعود بپیچد وسوم که شاید مهمترین هم باشد این بود که او میدانست که اگر موسی شهید شود، تنها کسی که میتواند از تصمیمات او خرده بگیرد و اجازه اجرای آنرا ندهد دیگر نیست و هم اینکه میتواند از کشته شدن او استفاده کند و حسابی برای خودش و سازمان تبلیغات نماید و عملا ماندنش در خارج کشور را مشروع جلو دهد. همین شد! موسی و تعداد زیادی از ارشدترین مسئولین سازمان ماندند و همگی از بین رفتند.<br />
مسعود که در ریختن اشک تمساح تبحر دارد، روی صحنه آمد و با کمی گریه و زاری، القاب آنچنانی مانند سردار رشید خلق و&#8230; به او داد و داستان به همین شکل ختم شد. او نه تنها از کشته شدن موسی وحتی همسرش ناراحت نبود که بدلایلی که در بالا به آن اشاره شد، خوشحال هم بود. دلیل هم اینست که اجازه نداد که کفن این افراد خشک شود و بلافاصله در تصمیمی (انقلابی) با دختر بسیار جوان بنی صدر در آن سالها، (صد البته برای پیشبرد اهداف مقدس سازمان)!! ازدواج کرد و باز شاهد بودیم که برادر مسعود&#8221;فداکاری&#8221; دیگری از خود نشان داد!!<br />
بعد از 19 بهمن 1360 بود که مسعود در اتوبان یکه تازی افتاد وهر آنچه دلش خواست در سازمان انجام داد. به اعتقاد من آن نخ نبات و آن مرکزیت و آن محور اصلی سازمان یعنی موسی خیابانی دیگر نبود! مسعود هم که بدلایل مختلف هرگز ویژگی های یک رهبر انقلابی را نداشت، یکی پس از دیگری برای سازمان تصمیمات اشتباه میگرفت که اگر به ماهیت تصمیمات او نیک بنگریم، مشاهده میکنیم که تمامی آنها برای بدر بردن جان خود از هر گونه تهدید و خطر است! از آمدنش به عراق گرفته تا رفتن به دامان صدام و فروختن خود و سازمان به سازمان استخبارات عراق و&#8230;<br />
19 بهمن 1360 و از بین رفتن موسی خیابانی نقطه عطف انحرافات سازمان بود. چرا که به اعتقاد من اگر موسی زنده بود مسعود هرگز نمیتوانست این بلا را به سر سازمان بیآورد!<br />
مراد</p>
<p><div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-24671-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4</a></video></div></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24671">از بین رفتن موسی خیابانی نقطه عطف انحرافات مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24671/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/YJC/Mousa_Khiabani_YJC.mp4" length="39358350" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>موسی خیابانی کیست؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24624</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24624#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Feb 2018 12:06:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=24624</guid>

					<description><![CDATA[<p>«موسی نصیراوغلی» معروف به «خیابانی»، متولد 1322 در تبریز بود. او در اوایل دهه 40 خورشیدی در دانشکده علوم دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همان جا بود که توسط «محمد حنیف نژاد»(معروف به حنیف)، بنیان گذار اصلی سازمان مجاهدین خلق، به عضویت سازمان در آمد. در سال 1349، رهبری سازمان، بعد از مذاکره با جنبش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24624">موسی خیابانی کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>«موسی نصیراوغلی» معروف به «خیابانی»، متولد 1322 در تبریز بود. او در اوایل دهه 40 خورشیدی در دانشکده علوم دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همان جا بود که توسط «محمد حنیف نژاد»(معروف به حنیف)، بنیان گذار اصلی سازمان مجاهدین خلق، به عضویت سازمان در آمد.</p>
<p>در سال 1349، رهبری سازمان، بعد از مذاکره با جنبش فتح فلسطین، تصمیم گرفت که شماری از کادرهای خود را برای آموزش نظامی به اردوگاه این جنبش در لبنان بفرستد. 6 نفر از اعضا برای این ماموریت انتخاب شدند. این 6نفر ابتدا به دوبی سفر کردند، تا در پوشش کارگر و با شناسنامه جعلی، از کنسولگری ایران در دوبی، گذرنامه دریافت کنند و از آن جا به بیروت پرواز کنند. موسی خیابانی یکی از این نفرات بود.<br />
وقتی خیابانی در 1350 به ایران بازگشت، ساواک که از طریق فردی به نام «شاهمراد دلفانی» به سازمان نفوذ کرده و شناسایی کاملی از آن انجام داده بود، آن را زیر ضرب برد سازمان در حمله ساواک معروف به «ضربه شهریور 50» تقریبا متلاشی شد. موسی خبابانی در خانه یکی از اعضای مرکزیت سازمان به نام «محمد بازرگانی» به همراه رضا رضایی و محمد(محمود) عسگرنژاد دستگیر شد و در دادگاه نظامی، به دلیل این که در حلقه دوم سازمان بود، به حبس ابد محکوم گردید.</p>
<p>در 30 دی ماه 1357، مسعود رجوی، موسی خیابانی و اشرف ربیعی جزو آخرین دسته از زندانیان سیاسی بودند که از زندان شاه آزاد شدند. از همان فردای آن روز، مسعود و موسی که گمان نمی بردند شاه به این زودی سرنگون شود و با رهبری امام خمینی انقلاب به ثمر برسد، برای این که از غافله عقب نمانند و خود را به عنوان رهبران انقلابی جریان‌ساز مطرح کنند، شروع به صدور پیام و اطلاعیه خطاب به شخصیت ها و گروه های مختلف کردند.</p>
<p>در پی عزل بنی صدر توسط امام خمینی از فرماندهی کل قوا در 20 خرداد 60 و آغاز بررسی طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر توسط مجلس شورای اسلامی، سازمان در بیانیه ای موسوم به «اطلاعیه سیاسی-نظامی شماره 25» به تاریخ 28 خرداد، به بهانه دفاع از رییس جمهور بنی صدر، به نظام جمهوری اسلامی اعلام جنگ کرد. گفته می شود که این اطلاعیه به قلم موسی خیابانی نوشته شده است.</p>
<p>این حرکت مجاهدین با شکست مواجه شد و مسعود رجوی باعث و بانی این حرکت مذبوحانه، در 7 مرداد 60 به اتفاق رییس جمهور معزول، ابوالحسن بنی صدر، فرار را بر قرار ترجیح داد و عملا موسی خیابانی و چند هزار عضو و هوادار سازمان را در آتشی که خود بر پا کرده بود، رها کرد.</p>
<p>بعد از فرار رجوی، عملا مسوولیت امور داخل کشور مجاهدین بر عهده خیابانی قرار گرفت.</p>
<p>در ساعات اولیه روز 19 بهمن 60، نیروهای ضربت دادستانی و کمیته انقلاب اسلامی مرکز با همراهی نیروهایی از واحد اطلاعات سپاه، بعد از چند ماه کار پیچیده و دشوار اطلاعاتی مقر اصلی مرکزیت مجاهدین را در محله زعفرانیه تهران محاصره کردند. این خانه محل سکونت راس رهبری سازمان در داخل کشور یعنی موسی خیابانی بود که به همراه او حدود 20 نفر از کادرهای اصلی مجاهدین حضور داشتند. علاوه بر موسی، اشرف ربیعی(همسر اول مسعود)، آذر رضایی(همسر موسی) و عوامل مهمی از مجاهدین همچون شاهرخ شمیم، ثریا سنماری، عباسعلی جابرزاده، محمد معینی، کاظم مرتضوی و&#8230;هم حضور داشتند. بعد از چند ساعت درگیری سنگین و تبادل آتش بی وقفه، همه ساکنان این خانه دوزخی به جز یک کودک، کشته شدند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24624">موسی خیابانی کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24624/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
