<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مینو فتحعلی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%81%d8%aa%d8%ad%d8%b9%d9%84%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مینو-فتحعلی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 23 Nov 2022 06:51:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مینو فتحعلی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مینو-فتحعلی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ماجرای دو زنی که مسعود رجوی دستور حذف شان را صادر کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52214</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52214?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Nov 2022 08:59:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهری موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[مینو فتحعلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52214</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق را تأسیس کردند. نام این سازمان در ابتدا نهضت مجاهدین خلق بود. سازمان در ابتدا مخالف ورود زنان بود؛ اما از سال ۱۳۴۸ عضویت زنان به‌عنوان پوشش امنیتی در برابر ساواک و برابری با دیگر رقبای سیاسی موردپذیرش قرار گرفت. با پیروزی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52214">ماجرای دو زنی که مسعود رجوی دستور حذف شان را صادر کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق را تأسیس کردند. نام این سازمان در ابتدا نهضت مجاهدین خلق بود. سازمان در ابتدا مخالف ورود زنان بود؛ اما از سال ۱۳۴۸ عضویت زنان به‌عنوان پوشش امنیتی در برابر ساواک و برابری با دیگر رقبای سیاسی موردپذیرش قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی سازمان توانست برخی از زنان و دختران مسلمان را که در برابر انقلاب و جامعه خویش احساس وظیفه می‌کردند به سمت‌وسوی خود بکشاند.</p>
<p>مجاهدین خلق با انتشار جزوات، بیانیه‌ها، فعالیت در دانشگاه و مدارس و نیز انتشار دیدگاه‌های خود در نشریه مجاهد، توانست عده‌ای از دختران و زنان را جذب کند. جذب زنان در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ به سازمان فقط محصول کار آنان نبود بلکه عملکرد ضعیف احزاب اسلامی رقیب نیز از دیگر عوامل پیوستن زنان به سازمان محسوب می‌شد.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-38824 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg" alt="مریم و مسعود رجوی و زنان" width="600" height="355" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38-300x178.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>مریم سنجابی از اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق سال ۱۳۹۰ از این سازمان تروریستی جدا شد. او پس از مدتی به ایران بازگشت و کتاب زندگی‌نامه و خاطرات خود را با عنوان سراب آزادی نوشت و توسط انتشارات پیشکسوتان سپاس به چاپ رساند. سنجابی با اشاره به سرنوشت دو عضو این سازمان به نام های مینو فتحعلی و مهری موسوی می‌گوید:</p>
<p>مهری موسوی دانشجو و تحصیل کرده آمریکا بود. هنگامی که به عضویت شورای رهبری درآمد به او ابلاغ شده بود، دیگر نمی‌تواند از سازمان خارج شود و هرکس درخواست جدایی کند سزایش مرگ است، با این حال جلوی تشکیلات ایستاد و اعلام کرده بود دیگر نمی‌خواهد در فرقه رجوی بماند و قصد جدایی داشت. مهری موسوی قبل از شروع جلسات مدتی بود که به قسمت پرسنلی منتقل شده بود و باهم در یک ستاد بودیم.</p>
<h3>قرص سیانورت را بخور</h3>
<p>یکی از روزها، نوبت محاکمه او بود، هنگامی که از طرف مسعود رجوی صدا زده شد، همچنان در آرامش و با شجاعت خواسته خود را مبنی بر خروج از سازمان تکرار کرد. در این وضعیت بود که کل سالن را رجوی علیه وی شوراند و گویا او با درخواست خروجش از سازمان بزرگترین گناه را در این جهان جلوی رجوی انجام داده است.</p>
<p>رجوی با عصبانیتی که نمی‌توانست آن را کنترل کند خطاب به وی گفت که می‌توانی خودت را بکشی و قرص سیانورت را بخوری. در حالی که خشم سراپای وجود نامبارکش را گرفته بود، به وی توهین می‌کرد که گویا وی قادر به تشخیص درست نیست و خروج از سازمان یعنی برابر با پشت کردن به رجوی و گناه کبیره است. او با صراحت به وی اعلام کرد که حکم خروج از سازمان برای شورای رهبری مرگ است. پس از آنکه ساعت‌ها یک سری نفرات علیه وی صحبت کردند و یا با نرمش می‌خواستند از خواسته‌اش کوتاه بیاید یا با فحش و ناسزا او را تهدید می‌کردند که خائن و متمرد است و جلوی مسئولینش ایستاده و حرف گوش نمی‌کند، از وی خواسته شد که مجددا بگوید آیا تغییری کرده یا نه، هنگامی که او دوباره پاسخ منفی داد، اتفاقی رخ داد که هرگز فراموش نخواهم کرد و صحنه جدیدی از اوج وحشی‌گری و دیکتاتوری رجوی نمایان شد.</p>
<p>او در حالی که خشمگین و عصبی بود از مهری خواست که به روی سن رفته تا با او تکی صحبت کند. پس از رفتن به روی سن او و مریم عضدانلو (مریم رجوی) و چند تن از مسئولین درجه اول به سمت راهرویی در همان پشت سن رفتند که دقایقی بعد صدای جیغ و داد وحشتناکی بلند شد. حدود یک ساعت بعد مهری موسوی را در حالی که به شدت کتک خورده و سراپایش کبود بود با موهای آشفته و کنده شده با سر و وضعی فجیع به درون نشست بازگرداندند. هنگامی که وی را به پشت سن برده بودند مسعود رجوی دیگر نمی‌توانست خودش را کنترل کند و او را به زیر مشت و لگد خود به قصد کشت گرفته بود که تنی چند از مسئولین و مریم عضدانلو او را از زیر مشت و لگد رجوی بیرون می‌کشند و گویا مریم نیم ساعتی با التماس و وعده وعید که دوباره تو را به خارج می‌فرستیم با او صحبت می‌کند و از وی می‌خواهد به خاطر او هم شده حداقل در جمع از حرفهایش کوتاه بیاید.</p>
<p>سرانجام وقتی وی را به سالن بازگرداندند خیلی کوتاه و در حالی که صدایش پر از بغض بود گفت که من اشتباه کردم و در سازمان باقی می‌مانم. او بعد از آن جلسات با همه تخصص و تسلط به کارهای سیاسی و مترجمی زبان خارجی، از ستادهای سیاسی به آشپزخانه منتقل شد، تقریبا در سازمان مرسوم بود که هرکس را می‌خواستند به لحاظ کاری تنبیه کنند به قسمت آشپزخانه سازمان می‌فرستادند که درگیر کاری سنگین و پر مشغله باشد. سرانجام در اوایل سال ۱۳۸۲ با ورود نیروهای آمریکایی به اشرف بلافاصله او را با قرص سیانور به قتل رساندند و سپس اطلاعیه‌ای مجهول برای شورای رهبری خواندند که در آن گفته شده بود، مهری موسوی خودش با قرص سیانور در اعتراض ورود نیروهای آمریکایی به اشرف خودکشی کرد و ما با این اقدام او موافقت کردیم و اجازه دادیم که او خودکشی کند و این کار را ارج گذاشته و او را شهید می‌نامیم.</p>
<p>این دروغ آن قدر عجیب بود که تقریبا هیچ کس آن را باور نکرد و همه می‌دانستند که مهری فقط به دلیل اینکه قصد داشت از سازمان خارج شود مورد غضب رجوی قرار گرفته و حال با ورود نیروهای آمریکایی از ترس فرار او و گفتن حقایق به نیروهای آمریکایی حکم مرگ وی که قبلا صادر شده بود اجرا شده است. بعدها به دلیل حضورم در پرسنلی سازمان، به طور اتفاقی یک بار به پرونده محرمانه وی دسترسی پیدا کردم و سندی حاوی حکمی از طرف رجوی مبنی بر اینکه با حضور نیروهای آمریکایی در کمپ اشرف و تسلط وی به زبان خارجی و وضعیت تشکیلاتی‌اش، زنده بودن او در حضور آمریکایی‌ها نگران کننده است و بایستی حذف شود مشاهده کردم که این هم سندی از جنایت و خیانت سازمان در حق اعضایش بود.</p>
<p>چهره معصوم مهری موسوی هیچ گاه از خاطرم محو نمی‌شود و در آن روزگار با خودم عهد کردم که روزی این واقعیت را افشا نکنم که چگونه او را کشته و در حالی که عشق و امید به زندگی داشت مهری را پرپر کردند.</p>
<div id="attachment_26946" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-26946" class="size-full wp-image-26946" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png" alt="مینو فتحعلی و مهری موسوی" width="600" height="432" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi-300x216.png 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-26946" class="wp-caption-text">مینو فتحعلی و مهری موسوی</p></div>
<p>نفر بعدی که قربانی شد مینو فتحعلی بود. او در سال ۸۱ طی یک اقدام شجاعانه با طراحی و با درخواست کمک از یکی از آقایان همکارش، در اثر فشارهای زیادی که متحمل شده بود اقدام به فرار کرد. در سال‌های قبل از ۸۲ که حکومت صدام در عراق برپا بود تقریبا هیچ کس اجازه خروج از سازمان را نداشت و به طور رسمی کسی نمی‌توانست از سازمان خارج شود و هرکس که پس از طی مراحل وحشتناک نشست‌ها، بالاخره اجازه خروج می‌یافت به زندان ابوغریب منتقل می‌شد.</p>
<p>به همین دلیل یک سری افراد از ترس رفتن به زندان ابوغریب، برای خروج از تشکیلات اقدام به فرار می‌کردند. مینو فتحعلی به خاطر رها شدن از فشارهای جلسات تحقیر و کتک و ناسزاها، چون راهی برای خروج نداشت، فرار کرد. بلافاصله پس از فرار او، حدود ۳۰ الی ۴۰ تیم گشتی از طرف سازمان و انبوهی نیروهای عراقی برای پیدا کردنش بسیج شده و سرانجام با گذشت دو سه روز توسط گشت‌های سازمان و عراقی‌ها او و برادر همراهش را در بغداد دستگیر و به قرارگاه بازگرداند.</p>
<p>وی در فاصله چند ماهی که جلسات محاکمه شورای رهبری شروع شد زندانی و در زیر شدیدترین فشارها بود. در آن زمان مهوش سپهری رسما در نشستی اعلام کرد که حکم وی مرگ است و بایستی کشته می‌شد. همچنین پس از دستگیری‌اش جلسه‌ای با حضور مسعود و مریم عضدانلو برای زهر چشم گرفتن از شورای رهبری تشکیل شد و در آن نشست مسعود رجوی در حالی که سراپایش را بغض و کینه فراگرفته بود، شرح کوتاهی از دستگیری وی داد و سپس زهره شفایی مسئول گشت‌های تعقیب وی را صدا زد که نحوه دستگیری را توضیح دهد.</p>
<p>او توضیح داد که پس از دو روز بسیج و جستجو، مینو و فرد فراری دیگر را حوالی پارکی در بغداد پیدا کردیم. در همان جلسه مسعود رجوی خشمگینانه او را بازخواست کرد و گفت: «تو که دستور تیر داشتی چرا همان جا وی را نکشتی و او را به اشرف آوردی؟» او که جوابی نداشت بدهد، تلویحا گفت که قادر به این کار نبوده و مینو را تحقیر کرد و با توهین به او گفت که کشتن یک سگ ارزشی ندارد. چند ماه بعد مینو را در همان جلسات شورای رهبری آوردند و مانند مهری و سایرین برای زهر چشم گرفتن و عبرت محاکمه کردند و هرچه فحش و ناسزا و تحقیر و توهین بود نثار او هم کردند. بعد با خلع رده، او را به قسمت خبرگزاری سازمان فرستادند و یک نفر را بطور دائم برای کنترل وی مامور کردند.</p>
<p>سرانجام او را با ورود آمریکایی‌ها به کمپ اشرف و همزمان با قتل مهری موسوی کشتند و اعلام کردند که در بمباران نیروهای ائتلاف در اشرف کشته شده است. این در حالی بود که تا زمان اعلام کشته شدن او هنوز قرارگاه اشرف مورد بمباران قرار نگرفته بود و اکثر اماکن آن خالی از سکنه بود و بعد حتی یک نفر هم در جریان بمباران‌های اشرف کشته نشد. جسد او هم توسط کسی دیده نشد. اساسا کسی در مقرها و ساختمان‌ها نبود و همه می‌دانستند که حکم مرگ صادره برای او در آن شرایط اجرا شده است. این برای همه شورای رهبری سوال بود که چگونه در بدو ورود آمریکایی‌ها تنها برای دو عضو شورشی که قصد ترک سازمان را داشتند این اتفاقات رخ داده است!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52214">ماجرای دو زنی که مسعود رجوی دستور حذف شان را صادر کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52214/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهری و مینو بهای مبارزه با زن ستیزی رجوی را با جان خود پرداخت کردند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52043</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52043?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Nov 2022 10:32:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا معینی]]></category>
		<category><![CDATA[مهری موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[مینو فتحعلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52043</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال 1382 هنگامی که آمریکایی‌ها به عراق حمله کرده بودند و در شرف ورود به کمپ اشرف برای خلع سلاح مجاهدین بودند، مسعود رجوی در دستوری فوق محرمانه فرمان قتل دو عضو ناراضی تشکیلات، مینو فتحعلی و مهری موسوی را صادر کرد چرا که این دو زن از اروپا به تشکیلات آورده شده بودند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52043">مهری و مینو بهای مبارزه با زن ستیزی رجوی را با جان خود پرداخت کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال 1382 هنگامی که آمریکایی‌ها به عراق حمله کرده بودند و در شرف ورود به کمپ اشرف برای خلع سلاح مجاهدین بودند، مسعود رجوی در دستوری فوق محرمانه فرمان قتل دو عضو ناراضی تشکیلات، مینو فتحعلی و مهری موسوی را صادر کرد چرا که این دو زن از اروپا به تشکیلات آورده شده بودند و زبان انگلیسی می‌دانستند. رجوی بیم آن داشت که این دو پرده از اسرار زن ستیزی او برای فرماندهان ارتش آمریکا بردارند.</p>
<p>اینها بر گرفته از روایت زهرا معینی عضو سابق مجاهدین در قبال ادعاهای مریم رجوی در خصوص حقوق زنان است. معینی داستان پر آب چشمی از سرنوشت مینوفتحعلی و مهری موسوی را در این ویدئو نقل می‌کند. در روایت زهرا معینی این دو زن تنها به دلیل آن که نمی‌خواستند در تشکیلات مجاهدین خلق بمانند مورد محاکمه یا به عبارت بهتر فحاشی و ضرب و شتم از سوی شخص مسعود رجوی قرار گرفتند.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52043-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Moeini-Musavi-Fathali-2.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Moeini-Musavi-Fathali-2.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Moeini-Musavi-Fathali-2.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Moeini-Musavi-Fathali-2.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<h3>مهری موسوی</h3>
<p>پس از آن که مهری موسوی با سر و صورت زخمی و موهای پریشان از زیر مشت و لگد مسعود رجوی بیرون کشیده می‌شود، مریم رجوی با خواهش و تمنا او را متقاعد می‌کند که در جمع حرفش را پس بگیرد و به اشتباهاتش اعتراف کند. مهری با صدای بغض آلودی که به سختی شنیده می‌شود می‌گوید: من اشتباه کردم!</p>
<h3>مینو فتحعلی</h3>
<p>تیم‌های پر شمار گشت مجاهدین تحت فرماندهی زهره شفاهی، مینو فتحعلی و یکی از مردان مجاهد را پس از فرارشان در بغداد دستگیر می‌کنند و به نزد مسعود رجوی می‌آورند اما رجوی شفاهی را بازخواست می‌کند که چرا با وجود اینکه حق تیر داشتی او را زنده گذاشتی!</p>
<p>امروز روی سنگ گورهایی که مجاهدین برای مینو فتحعلی و مهری موسوی کنده‌اند، از این دو با عنوان شهیدان حملات نیروهای آمریکایی یاد شده است در حالی که پیش از آن که ارتش آمریکا اقدام به بمباران قرارگاه‌های مجاهدین در عراق کند، موافقت نامه‌ها میان رجوی و آمریکایی‌ها امضا شده بود. مینو و مهری شهدای زن-زندگی-آزادی در تشکیلات مجاهدین خلق بودند زمانی که این هشتگ ترند نبود. مسعود رجوی اعضایش را مجبور به طلاق از همسران خود کرده بود، تجرد را برای اعضا اجباری کرده بود و در حال فربه کردن حرمسرای خود بود و امثال مینو و مهری تنها زندگی در جهان آزاد می‌خواستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52043">مهری و مینو بهای مبارزه با زن ستیزی رجوی را با جان خود پرداخت کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52043/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Moeini-Musavi-Fathali-2.mp4" length="56820690" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>ما کجای این حقوق بشر قرار داریم؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44556</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44556?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Apr 2021 09:48:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[مینو فتحعلی]]></category>
		<category><![CDATA[کاظم رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44556</guid>

					<description><![CDATA[<p>حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به‌ طور ذاتی، فطری، به صِرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. از این رو به تمامی افراد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچ‌کس را نمی‌توان از این حقوق محروم کرد! اینکه بعد از 33 سال ، مسعود رجوی یادش آمده است [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44556">ما کجای این حقوق بشر قرار داریم؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به‌ طور ذاتی، فطری، به صِرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. از این رو به تمامی افراد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچ‌کس را نمی‌توان از این حقوق محروم کرد!</p>
<p>اینکه بعد از 33 سال ، مسعود رجوی یادش آمده است که خونخواهی برادرش را امسال پررنگ تر جلوه داده و خواهان پیگیری شده و &#8220;ضرورت رسیدگی به این پرونده &#8221; را خواستار بشود، کمی عجیب است، آیا این امر ربطی به دادگاه شکایت جداشدگان در شعبه ی بین الملل دارد یا نه ؟</p>
<p>سئوالی است که در این مقال به آن خواهیم پرداخت.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-44557 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kazem-Rajavi-Defectores.jpg" alt="کاظم رجوی و جداشدگان" width="672" height="486" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kazem-Rajavi-Defectores.jpg 672w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kazem-Rajavi-Defectores-300x217.jpg 300w" sizes="(max-width: 672px) 100vw, 672px" /></p>
<p>هرگز هیچ دادگاهی ، مرگ مشکوک دکتر کاظم رجوی را به دولتی یا گروهی نسبت نداده است ، اگر هم مسعود رجوی مدعی قتل برادر خودش توسط دولت یا گروهی است باید مستندات خود را به همان دادگاه در زمان جاری پرونده ارائه می داد. هرگز هم نمی توان مرگ های مشکوک را در یک گوشه ی دنیا بدون دلیل به کسی نسبت داد. بعدها هم این پرونده بدلیل فقدان دلایل مستند، مختومه اعلام شد.</p>
<p>از زبان مسعود رجوی در سایت های کذاب سازمان نوشته شده است :</p>
<p><em>” مسعود رجوی:</em><br />
<em>علاوه بر قاتلان برادرم کاظم، آمران و عاملان همه ترورها و جنایتهای فاشیسم دینی در داخل و خارج ایران باید تحریم شوند و به سزای اعمال خود برسند… ”</em></p>
<p>اما به نظر بنده می توان قاطعانه و با مستندات انکار ناپذیر قتل های اتفاق افتاده در قرارگاههای سازمان را به مسعود رجوی نسبت داد. چرا که قتل ها در زمان مشخص و مکان مشخص و قاتلین حی و حاضر در سازمان انجام شده است، همگان نیز می دانند که در سازمان مجاهدین، کسی بدون اجازه ی مسعود رجوی حق خوردن آب را هم نداشت، چه برسد به زندانی و شکنجه کردن و قتل نفرات مخالف و معترض!</p>
<p>چند نمونه از قتل ها در سازمان پرافتخار مجاهدین! به دستور شخص مسعود رجوی :</p>
<p>1) مرجان اکبری( خواهر فائزه)، مرگ مشکوک او خود کشی اعلام شد!<br />
2) محمد علی ملک کندی(رسول ، ملکان – تبریز)- خود سوزی در ورودی ستاد ارتش!<br />
3) یاسر اکبری نسب(تبریز)، خودسوزی! سوزاندن توسط مزدوران رجوی در سنگر انفرادی!<br />
4) علینقی حدادی(فرمانده کمال- همسر زهره اخیانی )، مرگ او بعلت انگ اخلاقی و بیماری قلبی و عروقی اعلام شد!<br />
5) تقی حدادی(امدادگر- برادر فرماند کمال)، مخالفت با رجوی و مرگ مشکوک!<br />
6) آلان محمدی- مرگ با رگبار مسلسل در قلب و سینه اش!<br />
7) مجتبی میر میران (شاعر و نویسنده )، حلق آویز توسط مزدوران رجوی !<br />
8) مینو فتحعلی – شورای رهبری، قتل مشکوک( اعلام شد در بمباران آمریکائی ها کشته شد !<br />
9) علی زرکش( مرد شماره 2 سازمان – همسرمهین رضائی )با شلیک نیروی های خودی از پشت سر!<br />
10) کوروش بچه ی سنندج ، زندان اسکان ، پادگان اشرف (سال 1376)، خفه شدن در لای پتو پس از ضرب و شتم وحشیانه و انتقال به محل نامعلوم!<br />
11) ناصر در زندان اسکان – سال 1376، ضرب وشتم شدید در سلول انفرادی و پتوپیچ شدن جنازه و انتقال به محل نامعلوم!<br />
12) و . . .</p>
<p>ماهیت سرکوبگرانه سازمان در قبال مخالفان و معترضان امری نیست که بر کسی پوشیده باشد !</p>
<p>اگر روزی امکانی باشد که به شیوه ای به تاریکخانه فرقه رجوی وارد شده و از اسرار قتل ها و جنایت های بی شمار سران سازمان پرده برداشته شود ، جهان خواهد فهمید که به نام آزادی ، چه جنایات و قتل هایی انجام شده است که از شمارش خارج است !</p>
<p>مسعود رجوی در زمان حیات خائنانه اش ، نسلی از بهترین جوانان مملکت ما را به قربانگاه برد !</p>
<p>مسلما ، روزی تاریخ شاهد پرده برداری از فجایع درون فرقه ای رجوی خواهد بود!</p>
<p>در سال ۱۳۸۰ یکی از اعضای شورای رهبری بنام مینو فتحعلی با آگاهی کامل از جنایات درون فرقه ای مسعود رجوی و بدلیل فشارهای زیادی که در تشکیلات به وی می آوردند در یک اقدام شجاعانه و با طراحی و با درخواست کمک از یکی از همکارانش اقدام به فرار از اردوگاه اشرف نمود!</p>
<p>در سالهای قبل از ۸۲ که حکومت صدام در عراق برپا بود تقریبا هیچکس اجازه خروج از سازمان را نداشت و بطور رسمی کسی نمیتوانست از سازمان خارج شود و هرکس هم که بعد از ماه ها طی مراحل وحشتناک جلسات جمعی تحقیر و خرد کردن شخصیت فرد بالاخره اجازه خروج می یافت به زندان ابوغریب منتقل می گشت!</p>
<p>به همین دلیل یکسری افراد از ترس رفتن به زندان ابوغریب، برای خروج ازتشکیلات اقدام به فرار می کردند. خانم مینو فتحعلی هم بخاطر رها شدن از فشارهای جلسات تحقیر وکتک و ناسزاها چون راهی برای خروج نداشت، فرار کرد. بلافاصله پس از فرار او ، حدود ۳۰الی۴۰ گشت با دستور رجوی و انبوهی نیروهای عراقی برای پیدا کردنش بسیج شدند و سرانجام پس از دو سه روز توسط گشت های سازمان و عراقی ها او و همراهش را در بغداد دستگیر کرده و به کمپ باز گرداندند ! سپس او را چند ماهی زندانی کرده و در زیر شدیدترین فشارها بود.</p>
<div id="attachment_26946" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-26946" class="size-full wp-image-26946" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png" alt="مینو فتحعلی و مهری موسوی" width="600" height="432" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi-300x216.png 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-26946" class="wp-caption-text">مینو فتحعلی و مهری موسوی</p></div>
<p>در آن زمان یکی از سران سازمان بنام مهوش سپهری (نسرین ) رسما درجلسه ای اعلام کرد حکم فرار مینو از تشکیلات مرگ است و بایستی کشته می شد. هم چنین در جلسه ای در حضور رجوی حکم مرگش اعلام شد و فردی که او را دستگیر کرده بود(زهره شفایی) مورد بازخواست رجوی قرار گرفت و رجوی خشمگینانه فریاد می زد : “تو که دستور تیر داشتی چرا همانجا وی را نکشتی و او را آوردی؟”… چند ماه بعد در جلسات جمعی و محاکمه اعضای متمرد شورای رهبری ، مینو فتحعلی از زندان به جلسه آورده می شود و توسط شخص رجوی و در حضور ۶۰۰الی ۷۰۰ تن از اعضای شورای رهبری محاکمه می شود. در آن جلسه در طی ساعت های متمادی سیلی از فحش و ناسزا و تحقیر و حکم اعدام به سمت وی روانه شده و به او اعلام می شود که سزای فرار از تشکیلات رجوی مرگ است!</p>
<p>سرانجام چندماه بعد همزمان با ورود نیروهای آمریکایی به کمپ اشرف از ترس اینکه او مجددا فرارنکند و به نزد نیروهای آمریکایی نرود او را به قتل رسانده و اعلام کردند که در بمباران نیروهای ائتلاف در اشرف کشته شده است. و این درحالی بود که حتی یک نفر هم در جریان بمباران های اشرف کشته نشد و هنگام بمباران، کمپ اشرف تخلیه شده بود. جسد مینو فتحعلی هم توسط کسی دیده نشد. و البته همه می دانستند که حکم قتل وی اجرا شده است!</p>
<p>صدور فرمان قتل برای مسعود رجوی ، از آب خوردن هم راحتتر و سهل تر بود .</p>
<p>در تاریخ معاصر ایران ، هیچ جنبش مدعی انقلابی گری را سراغ نداریم که در این ابعاد گسترده دست به چنین جنایاتی زده باشد !<br />
ما خانواده ها و جداشده ها مدعی هستیم ، اکنون نیز ، روند سرکوب و قتل ، در فرقه انحرافی رجوی، کماکان ادامه دارد و حاضریم با نظارت ارگان های حقوق بشری بین المللی ، یک هیئت حقیقت یاب از خانواده ها تشکیل و به کمپ فرقه در زندان مانز در آلبانی اعزام کنیم ، تا همه چیز برای جهانیان به خوبی روشن شود !</p>
<p>البته ماهیت ضد مردمی فرقه انحرافی رجوی ، هرگز اجازه تحقیقات آزاد را به کسی نداده و نخواهد داد ! پنهان کاری و عدم شفافیت فرقه رجوی به دلیل ماهیت سرکوبگرانه و تداوم روند مغزشوئی فرقه ای ، امروزبیش از پیش به دلیل افشاگری های گسترده و متقن جداشده ها بر همگان واضح و مبرهن است ! دور نیست که بساط مشاطه گری رجوی برای بیگانگان جمع خواهد شد و تمامی اسیران از بند رجوی ها ، آزاد و رها به آغوش گرم خانواده ها پر خواهند کشید !</p>
<p>آقای مسعود رجوی هم به جای خونخواهی شخصی برادرش کاظم ، علی الحساب بهتر است ، در مورد مرگ های مشکوک در فرقه ی رجوی ، زبان باز کند وگرنه خاموش باشد ، منطقی تر است .</p>
<p>امروز جداشدگان به دادخواهی و تظلم طلبی از فرقه ای برخاستند که بهترین سالهای عمرشان را دراین فرقه در اسارتی دردناک بسر بردند، شکنجه و زندانی شدند، سوزانده شدند، سربه نیست شدند، در تجردی اجباری و در شکنجه گاههای عراق ذره ذره آب شدند!<br />
این اسامی دادخواهان است :</p>
<p><strong>&#8221; نصراله فتحیان، علیرضا قاسمی ، کمندعلی عزیزی، محمدرضا مبین، مسعود تقی پوریان، شهرود بهادری، یوسف حاجی محمدی، احمد حسین زاده، حیدرابولحسنی، صمد اسکندری، جمشید نظری، نادرچپ وچاپ، لطف اله محمدی، محمود آسمان پناه، علی مرادی، احمد رستمیان، حکمت اله صفرخانلو، کریم سجود قراملکی، محمود دشتستانی، علی قنبرزاده، محمد قمی ، جلال سلمانی، اکبر دولت نژادگرگری، امیررضا رحیمی ، فتح اله اسکندری، حمید رستگار کندلجی، سیروس غضنفری، سعید پاکدل، اسماعیل آقاپور، عباس محمدپور، اسداله علی پور، الهویردی رسول زاده زالی، اکبر محمدیان، مهران دیاله ، اردشیر درویشی چمن سلطانی، محمد جواد اسدی، داود حیدری ، ناصر الماسی، علی امانی بنائم، رمضان سعیدی ولاشانی &#8220;</strong></p>
<p>اگر مسعود رجوی در دادگاه بین المللی جداشدگان حاضر شد و به تک تک این جداشدگان جواب منطقی داد، آنموقع می تواند شکایت خود را در دادگاه دیگری با دادخواستی دیگر تقدیم دادگاه کند . . .</p>
<p>فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44556">ما کجای این حقوق بشر قرار داریم؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44556/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهری موسوی را وادار به خوردن قرص سیانور کردند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43635</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43635?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Mar 2021 10:57:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مهری موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[مینو فتحعلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43635</guid>

					<description><![CDATA[<p>در کارهای تشکیلاتی فرقه رجوی، هرکسی که گوش به فرمان نباشد و کار خودش را بکند وی را به اصطلاح «تنبیه تشکیلاتی» می کنند تا هم خود فرد خودش را با تمایلات راس هرم که نقطه رهبری است تنظیم نماید و هم برای بقیه درس عبرت باشد. از این مدل کار نمونه های فراوانی وجود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43635">مهری موسوی را وادار به خوردن قرص سیانور کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در کارهای تشکیلاتی فرقه رجوی، هرکسی که گوش به فرمان نباشد و کار خودش را بکند وی را به اصطلاح «تنبیه تشکیلاتی» می کنند تا هم خود فرد خودش را با تمایلات راس هرم که نقطه رهبری است تنظیم نماید و هم برای بقیه درس عبرت باشد.</p>
<p>از این مدل کار نمونه های فراوانی وجود دارد که اگر بخواهیم به بررسی تک تک آنها بپردازیم امکان ناپذیر است. بیشتر قصد دارم به یکی از شیوه های شکنجه روحی افراد در تشکیلات بپردازم. به یک نمونه هایی بسیار مهم اشاره می کنم که عواقب خوبی نداشت.</p>
<p>مهری موسوی، یکی از کسانی بود که قربانی این شکنجه های روحی رجوی در تشکیلات ننگین شد.</p>
<p>وی به خاطر برخوردهای محترمانه اش مورد توجه خیلی ها در تشکیلات بود. به همین خاطر وقتی او علیه تشکیلات رجوی گام برداشت به شدت مسعود رجوی را خشمگین کرده و موجبات تنبیه وی را از سوی رجوی فراهم آورد.</p>
<p>موسوی به دلیل تسلط به زبان انگلیسی در قسمت سیاسی و ترجمه قرار داشت. او در آمریکا تحصیلات خود را انجام داده و بعدا به خاطر تبلیغات دروغین رجوی جذب سازمان شده بود. در جریان معرفی یک نهاد سرکوبگر به نام شورای رهبری که تمام اعضای آن را زنان تشکیل می دادند وی را کاندیدای عضویت کرده بودند. یکی از شرایطی که رجوی برای اعضای این شورا و کاندیداهایش گذاشته بود ممنوعیت سفر آنها به خارج از عراق بود. یعنی که تا پیر شوند و کفن بپوسانند باید در داخل کمپ های تشکیلات رجوی باقی بمانند.</p>
<p>این اجبار برای مهری موسوی مطلقا قابل پذیرش نبود. وی آنقدر با این قانون رجوی درگیر شد که خود مسعود رجوی برای محاکمه او اقدام کرد و در جلساتی که می گذاشت وی را آنچنان به محاکمه کشید که نمونه اش را ما ندیده بودیم.<br />
در واقع علت علنی برگزار کردن محاکمه موسوی به خاطر این بود که او دیگر دست از پا خطا نکند و بقیه هم بدانند که اگر در این مسیر افتادند رحمی در کار نیست.</p>
<p>بعدها که جلسات محاکمه خانم موسوی به پایان رسیده بود و ظاهرا او متوجه اشتباهاتش در تشکیلات شده بود او را تنبیه تشکیلاتی کرده و از ستاد و کارهایی که در زیر دستش بود به آشپزخانه منتقل نمودند. در حقیقت آشپزخانه برای افرادی که صاحب مسئولیت بودند، مکان تبعید و تنبیه محسوب می گشت.</p>
<p>بعد از سقوط دولت صدام حسین دیکتاتور سابق عراق، نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا وارد عراق شدند. سپس یک تیپ رزمی آمریکائی وارد اردوگاه اشرف شده و در ضلع شمالی قرارگاه مستقر گردید.</p>
<p>رجوی از ترس اینکه مهری موسوی با آمریکائی ها ارتباط برقرار ننماید، او را به طرز مشکوکی حذف و کشت. زیرا بیم این را داشتند که او بخواهد از تشکیلات دیکتاتوری رجوی در نزد آمریکائی ها سخن به میان بیاورد. مضاف اینکه او تسلط به زبان انگلیسی داشت و نیاز به مترجم هم نداشت. بعدها من شنیدم طی یک اطلاعیه برای زنان شورای رهبری، رجوی خبر مرگ موسوی را منتشر کرده و گفته است که<strong> مهری موسوی در اعتراض به حضور نیروهای آمریکایی درخواست خودکشی کرده و پیشنهاد داده است تا با خوردن قرص سیانور به زندگی خودش خاتمه دهد! لذا رجوی هم موافقت کرده و موسوی بعد از خوردن قرص سیانور به زندگی خود خاتمه داده است.</strong></p>
<p>مسخره تر اینکه به پیشنهاد رجوی به مهری موسوی درجه شهادت داده شد تا راه برای کشتن بقیه مخالفین هموار باشد.</p>
<p>وقتی من بعد از فروکش کردن درگیری های عراق برای اولین بار که به قبرستان موسوم به مروارید رفتم ناگهان با قبر خانم موسوی مواجه شدم. همانجا حس بدی بهم دست داد زیرا خبر کشته شدن او را نشنیده بودم. در قبرستان پرس و جو کردم که موسوی چطور فوت کرده است زیرا روی سنگ قبرش نوشته بودند، مجاهد شهید، یعنی که کشته شده است. یکی از مسئولین به من گفت که او در بمباران قرارگاه اشرف که توسط آمریکائی ها و انگلیسی ها انجام گرفت شهید شد اما بعدها متوجه شدم که این خبر از اساس دروغ بوده و موسوی را وادار به خوردن قرص سیانور کرده بودند تا به زندگی خودش خاتمه بدهد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26946 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png" alt="مینو فتحعلی و مهری موسوی" width="600" height="432" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi-300x216.png 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><br />
یک مورد وحشتناک دیگر که در نوع خودش خیلی دردناک بوده و دست کمی از موضوع مهری موسوی نداشت بر می گردد به زن نگون بخت دیگری به نام <strong>مینو فتحعلی</strong>.</p>
<p>من او را در زمان آموزش های رانندگی تانک دیده بودم. یک خانم بسیار مودب و با نزاکت بود.<br />
مدتی هم در مقری که من در آن بودم وی حضور داشت و در یک یگان بودیم. او بعدها آموزش رانندگی زرهی چرخدار موسوم به «کاسکاول» را هم دیده بود. این زرهی ها متعلق به یگان های شناسایی و سرعتی بودند و خانم فتحعلی هم به خاطر زیرکی که از خود نشان داده بود در این یگان ها سازمان دهی شد.<br />
بعد ها که زنان را از مقرهای مشترک به یگان های مستقل زنان منتقل کردند او نیز از نزد ما رفت و من فقط در برخی مراسم ها وی را می دیدم و احوال پرسی مختصری کرده و می رفتم. اما بعدها دیگر او را ندیدم، به ویژه در سال هشتاد.</p>
<p>آن زمان هم مصادف بود با شرایط اضطراری عراق و درگیری های میان آمریکا و عراق. من یک بار از یکی از دوستان شنیدم که مینو فتحعلی از اردوگاه اشرف به همراه یکی از مردان به مقصد نامعلومی خارج شده و دیگر به اشرف برنگشته است.<br />
از دوستان می شنیدم که در اردوگاه اشرف یکسری تحرکات مشکوکی وجود دارد، زیرا آن موقع من در اردوگاهی موسوم به «انزلی» در شهر جلولا نزدیک به مرزهای ایران مستقر بودم و به اردوگاه اشرف برای مسائل لجستیکی تردد داشتم.<br />
در نهایت پلیس و نیروی امنیتی عراق خانم فتحعلی و همراهش را بعد از سه روز در شهر بغداد دستگیر کرده و به رجوی تحویل داد. من از منابع مختلف جسته و گریخته می شنیدم که فتحعلی زندانی بوده و در جایی دور از دسترس بقیه نگهداری می شود.<br />
سرانجام در نشست های سال ۱۳۸۰ ( نشست های طعمه ) او را هم مثل چندین نفر دیگر برای محاکمه به نزد مسعود رجوی برده و مثل گوشت قربانی وسط انداخته و سگ های هار و وحشی رجوی به جان فتحعلی افتاده و به لحاظ روحی او را تا مرز جنون برده بودند. هدف کماکان ترساندن سایرین و ایجاد درس عبرت برای همگان بود.</p>
<p>هر کسی که سوژه این نشست ها می شد دیگر آن فرد سابق نبود و نمی شد روی او هیچ حسابی باز کرد، و این را بهتر از هر کسی مسعود رجوی می دانست، اما چاره ای دیگر برایش نمانده بود زیرا کنترل تشکیلات از دستش خارج شده بود و کار خیلی سخت گشته بود.</p>
<p>بعد از محاکمه خانم فتحعلی، او سازماندهی شد و به قسمت دیگری به نام خبرگزاری منتقل گشت، در آنجا با کمتر کسی ارتباط داشت و در مجموع خیلی از ساعات روز و شب تنها بود. من و تعدادی در یکی از روزها برای کار جمعی به آن مکان فرستاده شده بودیم که من در آنجا وی را دیدم، خیلی به لحاظ روحی آشفته بود و انگار هیچ یک از ما که زمانی هم دوره هایش بودیم را نمی شناخت.<br />
البته او زیر فشارهای تشکیلاتی که قرار داشت تبدیل به یک مُرده متحرک گشته بود. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه نیروهای ائتلاف تحت رهبریت آمریکا به عراق حمله کرده و این کشور را شب و روز زیر شدیدترین بمباران ها قرار دادند .<br />
بعدها که وضعیت نسبتا سفید شده و از حالت درگیری های جنگی خارج شده بود، من به همراه بقیه هم یگانی هایم به قبرستانی برده شدیم که به اسم مزار مروارید نام گذاشته شد. در آن جا ناگهان با سنگ قبری مواجه شدم که خیلی جا خوردم. قبر «مینو فتحعلی»<br />
خیلی مشکوک بود. گفته شد که او در بمباران ها کشته شده است. بعدها در تشکیلات شایع شده بود که مینو فتحعلی و مهری موسوی به دست آدم کش های رجوی حذف فیزیکی شدند تا در نزد نیروهای آمریکایی دهان باز نکنند و رجوی را افشا نکنند.<br />
تنبیهات تشکیلاتی فقط مختص به حذف از کار و مسئولیت نبود بلکه فشار روحی روانی به قدری زیاد بود که طرف دوست داشت کوه بِکنَد ولی زیر فشار تشکیلاتی نرود، زیرا نهایت فشار تشکیلاتی مرگ بود، به خصوص که اگر کسی می خواست جلوی تشکیلات قد علم کرده و زبان درازی نماید.<br />
متاسفانه این وضعیت کماکان ادامه دارد و هر روز چند نفر با این شیوه تنبیه می گردند.</p>
<p>گزارش از: ارسلان صادقی اردبیلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43635">مهری موسوی را وادار به خوردن قرص سیانور کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43635/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونگی قتل مهری موسوی و مینو فتحعلی در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30233</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30233?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jun 2019 06:49:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[مهری موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[مینو فتحعلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=30233</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهری موسوی دانشجو و تحصیل کرده آمریکا بود. هنگامی که به عضویت شورای رهبری درآمد به او ابلاغ شده بود، دیگر نمی تواند از سازمان خارج شود و هرکس درخواست جدایی کند سزایش مرگ است، با این حال جلوی تشکیلات ایستاد و اعلام کرده بود دیگر نمی خواهد در فرقه رجوی بماند و قصد جدایی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/30233">چگونگی قتل مهری موسوی و مینو فتحعلی در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">مهری موسوی دانشجو و تحصیل کرده آمریکا بود. هنگامی که به عضویت شورای رهبری درآمد به او ابلاغ شده بود، دیگر نمی تواند از سازمان خارج شود و هرکس درخواست جدایی کند سزایش مرگ است، با این حال جلوی تشکیلات ایستاد و اعلام کرده بود دیگر نمی خواهد در فرقه رجوی بماند و قصد جدایی داشت. مهری موسوی قبل از شروع جلسات مدتی بود که به قسمت پرسنلی منتقل شده بود و باهم در یک ستاد بودیم.</p>



<figure class="wp-block-image"><img decoding="async" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fathali_Musavi.png" alt=" class=" /></figure>



<p class="wp-block-paragraph">یکی از روزها، نوبت محاکمه او بود، هنگامی که از طرف مسعود رجوی صدا زده شد، همچنان در آرامش و با شجاعت خواسته خود را مبنی بر خروج از سازمان تکرار نمود. در این وضعیت بود که کل سالن را رجوی علیه وی شوراند و گویا او با درخواست خروجش از سازمان بزرگترین گناه را در این جهان جلوی رجوی انجام داده است. رجوی با عصبانیتی که نمی توانست آن را کنترل کند خطاب به وی گفت که می توانی خودت را بکشی و قرص سیانورت را بخوری. در حالی که خشم سراپای وجود نامبارکش را گرفته بود، به وی توهین می کرد که گویا وی قادر به تشخیص درست نیست و خروج از سازمان یعنی برابر با پشت کردن به رجوی و گناه کبیره هست. او با صراحت به وی اعلام کرد حکم خروج از سازمان برای شورای رهبری مرگ است. پس از آنکه ساعت ها یک سری نفرات علیه وی صحبت کردند و یا با نرمش می خواستند از خواسته اش کوتاه بیاید یا با فحش و ناسزا او را تهدید می کردند که خائن و متمرد است و جلوی مسئولینش ایستاده و حرف گوش نمی کند، از وی خواسته شد که مجددا بگوید آیا تغییری کرده یا نه، هنگامی که او دوباره پاسخ منفی داد، اتفاقی رخ داد که هرگز فراموش نخواهم کرد و صحنه جدیدی از اوج وحشی گری و دیکتاتوری رجوی نمایان شد.<br />او در حالی که خشمگین بود و عصبی بود از مهری خواست که به روی سن رفته تا با او تکی صحبت کند. پس از رفتن به روی سن او و مریم عضدانلو و چند تن از مسئولین درجه اول به سمت راهرویی در همان پشت سن رفتند که دقایقی بعد صدای جیغ و داد وحشتناکی بلند شد. حدود یک ساعت بعد مهری موسوی را در حالی که به شدت کتک خورده و سراپایش کبود بود با موهای آشفته و کنده شده با سر و وضعی فجیح به درون نشست بازگرداندند. هنگامی که وی را به پشت سن برده بودند مسعود رجوی دیگر نمی توانست خودش را کنترل کند و او را به زیر مشت و لگد خود به قصد کشت گرفته بود که تنی چند از مسئولین و مریم عضدانلو او را از زیر مشت و لگد رجوی بیرون می کشند و گویا مریم نیم ساعتی با التماس و وعده وعید که دوباره تو را به خارج می فرستیم با او صحبت می کند و از وی می خواهد به خاطر او هم شده حداقل در جمع از حرفهایش کوتاه بیاید.<br />سرانجام وقتی وی را به سالن بازگرداندند خیلی کوتاه و در حالی که صدایش پر از بغض بود گفت من اشتباه کردم و در سازمان باقی می مانم. او بعد از آن جلسات با همه تخصص و تسلط به کارهای سیاسی و مترجمی زبان خارجی، از ستادهای سیاسی به آشپزخانه منتقل شد، تقریبا در سازمان مرسوم بود که هرکس را می خواستند به لحاظ کاری تنبیه کنند به قسمت آشپزخانه سازمان می فرستادند که درگیر کاری سنگین و پر مشغله باشد. سرانجام در اوایل سال ۱۳۸۲ با ورود نیروهای آمریکایی به اشرف بلافاصله او را با قرص سیانور به قتل رساندند و سپس اطلاعیه ای مجهول برای شورای رهبری خواندند که در آن گفته شده بود، مهری موسوی خودش با قرص سیانور در اعتراض ورود نیروهای آمریکایی به اشرف خودکشی کرد و ما با این اقدام او موافقت کردیم و اجازه دادیم که او خودکشی کند و این کار را ارج گذاشته و او را شهید می نامیم.<br />این دروغ این قدر عجیب بود که تقریبا هیچ کس آن را باور نکرد و همه می دانستند که مهری فقط به دلیل اینکه قصد داشت از سازمان خارج شود مورد غضب رجوی قرار گرفته و حال با ورود نیروهای آمریکایی از ترس فرار او و گفتن حقایق به نیروهای آمریکایی حکم مرگ وی که قبلا صادر شده بود اجرا شده است.<br />بعدها بدلیل حضورم در پرسنلی سازمان، به طور اتفاقی یک بار به پرونده محرمانه وی دسترسی پیدا کردم و سندی حاوی حکمی از طرف رجوی مبنی بر اینکه با حضور نیروهای آمریکایی در کمپ اشرف و تسلط وی به زبان خارجی و وضعیت تشکیلاتی اش، زنده بودن او در حضور آمریکایی ها نگران کننده است و بایستی حذف شود. مشاهده کردم که این هم سندی از جنایت و خیانت سازمان در حق اعضایش بود.<br />چهره معصوم مهری موسوی هیچ گاه از خاطرم محو نمی شود و در آن روزگار با خودم عهد کردم که روزی این واقعیت را افشا نمایم که چگونه او را کشته و در حالی که عشق و امید به زندگی داشت مهری را پرپر کردند.<br />نفر بعدی که قربانی شد مینو فتحعلی بود. او در سال ۸۱ طی یک اقدام شجاعانه با طراحی و با درخواست کمک از یکی از آقایان همکارش، در اثر فشارهای زیادی که متحمل شده بود اقدام به فرار نمود.<br />در سال های قبل از ۸۲ که حکومت صدام در عراق برپا بود تقریبا هیچ کس اجازه خروج از سازمان را نداشت و به طور رسمی کسی نمی توانست از سازمان خارج شود و هرکس که پس از طی مراحل وحشتناک نشست ها، بلاخره اجازه خروج می یافت به زندان ابوغریب منتقل می گشت.<br />به همین دلیل یکسری افراد از ترس رفتن به زندان ابوغریب، برای خروج از تشکیلات اقدام به فرار می کردند. مینو فتحعلی به خاطر رها شدن از فشار های جلسات تحقیر و کتک و ناسزاها، چون راهی برای خروج نداشت، فرار کرد. بلافاصله پس از فرار او، حدود ۳۰ الی ۴۰ تیم گشتی از طرف سازمان و انبوهی نیروهای عراقی برای پیدا کردنش بسیج شده و سرانجام با گذشت دو سه روز توسط گشت های سازمان و عراقی ها او و برادر همراهش را در بغداد دستگیر و به قرارگاه بازگرداند.<br />وی در فاصله چند ماهی که جلسات محاکمه شورای رهبری شروع شد زندانی و در زیر شدیدترین فشارها بود. در آن زمان مهوش سپهری رسما در نشستی اعلام کرد که حکم وی مرگ است و بایستی کشته می شد. همچنین پس از دستگیری اش جلسه ای با حضور مسعود و مریم عضدانلو برای زهر چشم گرفتن از شورای رهبری تشکیل شد و در آن نشست مسعود رجوی در حالی که سراپایش را بغض و کینه فراگرفته بود، شرح کوتاهی از دستگیری وی داد و سپس زهره شفایی مسئول گشت های تعقیب وی را صدا زد که نحوه دستگیری را توضیح دهد.<br />او توضیح داد که پس از دو روز بسیج و جستجو، مینو و فرد فراری دیگر را حوالی پارکی در بغداد پیدا کردیم. در همان جلسه مسعود رجوی خشمگینانه او را بازخواست کرد و گفت: تو که دستور تیر داشتی چرا همان جا وی را نکشتی و او را به اشرف آوردی؟ او که جوابی نداشت بدهد، تلویحا گفت که قادر به این کار نبوده و مینو را تحقیر کرد و با توهین به او گفت که کشتن یک سگ ارزشی ندارد. چند ماه بعد مینو را در همان جلسات شورای رهبری آوردند و مانند مهری و سایرین برای زهر چشم گرفتن و عبرت محاکمه نمودند و هرچه فحش و ناسزا و تحقیر و توهین بود نثار او هم کردند. بعد با خلع رده، او را به قسمت خبرگزاری سازمان فرستادند و یک نفر را بطور دائم برای کنترل وی مامور نمودند.<br />سرانجام سال بعد، او با ورود آمریکایی ها به کمپ اشرف و همزمان با قتل مهری موسوی کشتند و اعلام کردند که در بمباران نیروهای ائتلاف در اشرف کشته شده است. این در حالی که تا زمان اعلام کشته شدن او هنوز قرارگاه اشرف مورد بمباران قرار نگرفته بود و اکثر اماکن آن خالی از سکنه بود و بعد حتی یک نفر هم در جریان بمباران های اشرف کشته نشد، جسد او هم توسط کسی دیده نشد. اساسا کسی در مقرها و ساختمان ها نبوده و همه می دانستند که حکم مرگ صادره برای او در آن شرایط اجرا شده است. این برای همه شورای رهبری سوال بود که چگونه در بدو ورود آمریکایی ها تنها برای دو عضو شورشی که قصد ترک سازمان را داشتند این اتفاقات رخ داده است!</p>
<p>مریم سنجابی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/30233">چگونگی قتل مهری موسوی و مینو فتحعلی در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30233/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
