<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نادره افشاری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نادره-افشاری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 30 Sep 2021 04:40:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>نادره افشاری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نادره-افشاری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های مجاهدین خلق آمده بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 May 2021 08:39:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[امیر شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44695</guid>

					<description><![CDATA[<p>تصویری از زنانی روسری پوش، با لباس های زمخت تک رنگ و کدر، با چهره های فرسوده و پرچروک بدون کمترین آرایش ، تصویر بدون روتوشی از زنان در تشکیلات مجاهدین خلق است. برای یک مخاطب نا آشنا وضعیت اعضای مجاهدین خلق به ویژه زنان در قلب یک کشور اروپایی با آزادی‌های دمکراتیک نسبی عجیب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695">رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های مجاهدین خلق آمده بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تصویری از زنانی روسری پوش، با لباس های زمخت تک رنگ و کدر، با چهره های فرسوده و پرچروک بدون کمترین آرایش ، تصویر بدون روتوشی از زنان در تشکیلات مجاهدین خلق است.</p>
<p>برای یک مخاطب نا آشنا وضعیت اعضای مجاهدین خلق به ویژه زنان در قلب یک کشور اروپایی با آزادی‌های دمکراتیک نسبی عجیب به نظر می‌رسد و چالش ذهنی او این است که چگونه صدها انسان در شرایط زندگی جمعی، در انزوا با لباس‌های تقریبا متحد الشکل و برنامه‌های روزانه کاملا مشخص زندگی می‌کنند؟ چه ساختاری موفق می‌شود که افراد را بدین شیوه و برای سال‌های متمادی در فضای بسته خود حفظ کند؟</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-24685 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_Liberty.jpg" alt="زنان در فرقه رجوی" width="630" height="502" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_Liberty.jpg 630w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_Liberty-300x239.jpg 300w" sizes="(max-width: 630px) 100vw, 630px" /></p>
<p>خداوند باری تعالی که حاکم مطلق نظامات جهان است برای انسان حق انتخاب محل زندگی، پوشش، شغل، خورد و خوراک و برنامه زندگی &#8230; قائل می‌شود و با استناد به آیه «لا اکراه فی الدین» در پذیرش دین افراد را اجبار نمی‌کند. در مقابل، در طول تاریخ، انسان‌های فراوانی وجود داشته‌اند که خود را قدرت بلا منازع جهان می‌دانستند و با تمامیت خواهی و سرکوب موفق شدند افراد زیادی را برای مدتی چند زیر یوغ استبداد خود نگه دارند. دیکتاتورهای تاریخ، فرعون، نرون، استالین، صدام حسین و رهبران همه فرقه های مخرب، اگر ساختار حکومت آنها به دور از اجبار و ارعاب و سرکوب بود، هیچ کدام موفق به ارتکاب به جنایت‌ نمی‌شدند.</p>
<p>در تشکیلات مجاهدین خلق همانند بسیاری از گروه های چپ گرا از همان بدو تاسیس، بیش از آنکه آزادی‌های اجتماعی و مدنی هدف مبارزه باشد، مبارزه با امپریالیسم هدف بود. پس از انقلاب 57 و رهبری مادام العمر مسعود رجوی بر تشکیلات مجاهدین خلق نه تنها آزادی های اجتماعی مهم نبود بلکه ممنوع شد. زندگی در انزوا، کار اجباری، حجاب اجباری، برنامه روزانه اجباری، حضور اجباری در نشست‌های شستشوی مغزی، طلاق‌های اجباری، جدا کردن اعضای خانواده‌ها از هم، جدا کردن فرزندان از والدین، کوچکترین آزادی‌های فردی و اجتماعی را از اعضای مجاهدین خلق سلب کرد.</p>
<p>با این وجود، برای نهادینه کردن سرکوب و ارعاب لازم بود که این فرایند از کودکی شروع شود. بنابراین، از همان بدو ورود خانواده‌ها به کمپ اشرف و دایر شدن مدارس و پانسیون برای کودکان آنها، سازوکار اداره امور کودکان مجاهدین خلق دیکتاتوری و سرکوبگر بود.</p>
<p>پس از سال 1369 و انتقال کودکان مجاهدین خلق به اروپا، به دلیل حضور در محیط جدید، با آزادی‌های اجتماعی و دمکراتیک اروپایی، سرکوب و ارعاب کودکان شدت بیشتری گرفت.</p>
<p>مرحوم <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1%db%8c"><strong>نادره افشاری</strong></a> در بخشی از خاطرات خود در کتاب <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9">«عشق ممنوع»</a> درباره شیوه تربیت و تعلیم کودکان و نوجوانان در پایگاه‌های رجوی در اروپا و به ویژه پایگاه موسوی در کلن که خود او از مربیان آن بود، از رفتارهای خشونت آمیز و ضرب و شتم کوکان و نوجوانان در این پایگاه می‌گوید. به طور خاص در یک مورد زنی به نام رباب را به منطقه فرستاده بودند تا بچه ها را کتک بزند. او در واقع به کمک یکی دیگر از مسئولان خشن پایگاه به نام <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109">طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم، که پیش تر شرح بد رفتاری او با نوزادان مجاهدین خلق رفته است</a>، آمده بود. افشاری می‌گوید: « این دو نفر با چوب و چماق و کمربند افتادند به جان دختران و تا می‌خوردند آنها را زدند». به گفته نادره افشاری، رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های معصوم اعزام شده بود چراکه عصیان آنها شروع شده بود و زمزمه‌هایی شنیده می‌شد که کمتر حرف مسئولین‌شان را می‌خوانند.</p>
<blockquote><p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109">ماجرای شکنجه دختری که در پایگاه مجاهدین خلق سیگار داشت</a></p></blockquote>
<div id="attachment_44112" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-44112" class="size-full wp-image-44112" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot.jpg" alt="طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم" width="500" height="281" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-44112" class="wp-caption-text">طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم</p></div>
<p>طبیعی است که برای مسئولان مجاهدین خلق نگهداری صد و پنجاه کودک و نوجوان در محیط یک کشور اروپایی کار ساده‌ای نبود. در حالی که این کودکان در محیط اروپایی به مدرسه می‌رفتند و دائما با فرهنگی بسیار متفاوت با فرهنگی که از کودکی در کمپ اشرف آموخته اند، مواجه میشدند، حفظ اصول «مکتب رجوی» روز به روز دشوارتر می‌شد. طبق آموزه‌های این مکتب سرکوب خشونت‌آمیز سریعترین راه برای مقابله با عصیان این کودکان بود. به گفته نادره افشاری «موضوع برداشتن روسری و شنیدن موزیک و مطالبه آزادی‌های اجتماعی پیش آمده بود و به شدت داشت پایگاه صد و پنجاه نفری موسوی و پایگاه سی و چند نفره حاتمی را درمی‌نوردید و این برای آقا و خانم رجوی که قرار است ناجی ملت ایران و بشارت دهنده آزادی‌های اجتماعی در ایران فردا باشند، قابل هضم نبود.»<br />
شاید در آن زمان وجدان‌های بیدار دختران نوجوان، مستعد بهترین آموزه ها بود. آن ها جرات‌ورزانه اعتراض خود را به تشکیلات ابراز کردند. نادره افشاری در ادامه می‌گوید: «بچه ها جملگی سر به شورش برداشتند و وسط راهرو‌های پایگاه موسوی فریاد مرگ بر رجوی سردادند.»</p>
<p>اما این کودکان و نوجوانان توسط چماقدارانی چون رباب و اعظم سرکوب شدند. بسیاری از آنها به فاصله چند سال به کمپ اشرف بازگردانده شدند و در آنجا دیگر به هیچ عنوان فضا برای اعتراض مهیا نبود. ساز و کار سرکوب در هر لحظه در حال فعالیت بود و هنوز هم هست. افشاری تنها به یک نمونه از این سرکوب‌گری‌ها اشاره می‌کند که نه تنها تا اشرف ادامه می‌یابد بلکه خود والدین کودکان را تبدیل به عامل سرکوب می‌کند: «وارد شدن عنصر چماقدار برای ادب کردن بچه‌ها و نسق گرفتن از آنها، در واقع همان خطی بود که بعدها باعث شد مهین نظری همسر پیشین هادی شمس حائری، برای اثبات شدت اعتقادش به مسعود و مریم رجوی ، سراسیمه برود به محل زندگی بچه‌ها و دختر معصومش نصرت را زیر بار مشت و لگد و کمربند از نفس بیندازد. »</p>
<p>درباره سرگذشت غم‌انگیر نصرت و برادرش امیر شمس حائری بیشتر بدانید:</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329">کودک آزاری در تشکیلات مجاهدین خلق</a></p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470">سازمان مجاهدین خلق و کودکان – امیر شمس حائری</a></p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695">رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های مجاهدین خلق آمده بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دختر بچه های مجاهد مادر می خواستند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44412</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44412?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Apr 2021 10:13:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44412</guid>

					<description><![CDATA[<p>در خصوص ظلمی که درون تشکیلات مجاهدین خلق به کودکان بیگناه رفت هرچه بگوییم و بنویسیم گویی حق مطلب ادا نمی‌شود. یکی از افرادی که دست اول‌ترین و مستند‌ترین برداشت‌ها را از وضعیت کودکان و نوجوانان در درون مجاهدین خلق رسانه ای کرد، مرحوم نادره افشاری بود. او که اولین زن جدا شده از تشکیلات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44412">دختر بچه های مجاهد مادر می خواستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در خصوص ظلمی که درون تشکیلات مجاهدین خلق به کودکان بیگناه رفت هرچه بگوییم و بنویسیم گویی حق مطلب ادا نمی‌شود. یکی از افرادی که دست اول‌ترین و مستند‌ترین برداشت‌ها را از وضعیت کودکان و نوجوانان در درون مجاهدین خلق رسانه ای کرد، مرحوم نادره افشاری بود.</p>
<p>او که اولین زن جدا شده از تشکیلات مجاهدین بود، خاطراتش را در نیمه دهه هفتاد منتشر کرد. بخش زیادی از خاطرات او از دوران عضویتش در تشکیلات مجاهدین خلق درباره کودکان ، به ویژه دختر بچه ها است. او بیشتر دوران خدمتش در تشکیلات را معلم یا مربی کودکان مجاهدین خلق بود. در کتاب «عشق ممنوع»،  تراژدی های هولناکی از سرنوشت این کودکان چه در زمان حضورشان در کمپ اشرف و چه پس از کوچ دادن آن ها به اروپا و آمریکا، مطرح می‌شود.</p>
<div id="attachment_43887" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43887" class="size-full wp-image-43887" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg" alt="نادره افشاری" width="700" height="438" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh-300x188.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-43887" class="wp-caption-text">نادره افشاری</p></div>
<p><strong>زندانی به نام پانسیون</strong></p>
<p>نادره افشاری با قلبی آکنده از عشق و فداکاری به این کودکان خدمت کرده است و با لحنی مهرآمیز اما پر از حسرت از شرایط دردناک آن ها می‌گوید. در صفحه 80 کتاب از خاطره‌ای در سال شصت و هشت می‌گوید که هنوز در قرارگاه اشرف بود و روزی او را از مدرسه به پانسیون محل نگهداری دختران شش هفت ساله می‌فرستند تا به حمام کردن آن ها کمک کند: «بچه ها مرا شناختند. معلم مدرسه شان بودم. بچه ها آن وقت ها شش هفت ساله بودند و حال باید سیزده چهارده ساله باشند. روز چهارشنبه بود و روز حمام آن پرندگان قشنگ.»</p>
<p>نادره با آنکه می‌دانست که رفتارش به مذاق رهبری خوش نمی‌آید، یکی یکی آن‌ها را در آغوش گرفت، بوسید، حمام کرد، لباس پوشاند و موهای‌شان را خشک کرد. آن ها هیجده دختر بچه بودند که جدا از کودکان پسر و جدا از والدین و خواهران و برادران خود در یک اتاق در پانسیون نگه داشته می‌شدند. افشاری در ادامه می‌گوید: « من لباس نظامی پوشیده بودم و روسری داشتم. یکی از دختران معصوم گفت: خانم معلم نادره می‌توانیم موهای  شما را ببینیم؟ آن روزها من موهای بلندی داشتم که پشت سرم می‌بستم که از زیر روسری اجباری بیرون نزند. دلم گرفت. آنقدر که هیچ وقت از عهده بیانش برنخواهم آمد.»</p>
<p><strong>بچه ها مادر میخواستند</strong></p>
<p>حتی خواندن جملاتی که خانم افشاری بیش از بیست سال پیش گفته است، قلب انسان را فشرده می‌کند: «بچه ها مادر می‌خواستند، مادری که بتوانند موهایش را ببینند. مادری که بتوانند موهایش را نوازش کنند. مادری که بتوانند به او دست بزنند، خودشان را به او بچسبانند و وجودش را حس کنند.» او دل به دل بچه ها می‌دهد و اجازه می‌دهد لحظاتی مهر مادری یا دست کم عاطفه یک مربی را حس کنند: «گره روسریم را باز کردم. روسری را برداشتم. گل سر موهایم را باز کردم. دخترهای کوچولو چنان نگاهم می‌کردند که انگار دنیا را پیدا کرده‌اند. چنان ذوق و شوقی در چشم و چهره‌شان بود که انگار دنیای آروزهایشان را فتح کرده‌اند. با هر چشم و با هر نگاهی دریایی از محبت و عاطفه، خیز برمیداشت، موج میزد و تمام هستی مرا زیر و رو می‌کرد.»</p>
<p>دختر بچه‌ای به نام سمیه با لحنی کودکانه که به گفته خانم افشاری برای هیچ ایدئولوژی و سیاستی قابل درک نیست به او می‌گوید: «خانم معلم نادره چقدر نازی. چه موهای قشنگی داری. می‌شود موهایتان را شانه کنم.» و نادره خود را در اختیار این کودکان محروم از هر نوع محبتی میگذارد تا دور او حلقه بزنند، موهایش را شانه کنند و برایش شیرین زبانی کنند.</p>
<p>تشکیلات پاسخ محبت های نادره را می‌دهد: میزتان را باغ وحش کرده اید!</p>
<p>محمد قرایی با نام تشکیلاتی صابر، مدیر مدرسه و مسئول ارشد خانم نادره است، که صد البته بر اساس آموزه‌های مکتب رجوی از روابط عاطفی این خانم معلم مهربان با بچه ها به سادگی نمی‌گذرد. از او انتقاد می‌کند و در برابر توضیحات خانم افشاری می‌گوید:« مشکلت این است که تو زیادی مادری. تو باید تمام عواطف را بریزی زیر پای رهبری، نه بچه ها.»</p>
<p>اما نادره آنقدر این کودکان را دوست داشت که عکس تعدادی از آن ها را به همراه عکس فرزندان خودش زیر شیشه میزکار و روی دیوار پشت سرش نصب کرده بود. پس از آنکه همرزمانش به نام‌های مینا ابراهیمیان و مقصوده متولی گزارش‌هایی علیه او به صابر دادند، او به مربی مهربان حمله کرد که «خواهر نادره میزتان را کرده اید باغ وحش؟»</p>
<p>توجیه صابر برای حمله اش به خانم افشاری این بود که «آدم، آن هم یک زن مبارز و رزمنده، و در قرارگاه اشرف، عکس بچه ها و شاگردانش را به دیوار نمی‌زند» و این کار باعث «سرافکندگی» است و «همه جا باید فقط عکس رهبری باشد». صابر نه تنها عکس‌های بچه ها بلکه نقاشی‌های آن ها را نیز از اطراف میز خانم معلم نادره جمع می کند!</p>
<p>اینها تنها فرازهایی کوتاه  از رنج هایی است که اعضا به ویژه کودکان و نوجوانان در کیش شخصیتی مسعود رجوی متحمل شده اند. در پروسه کذایی به نام «انقلاب مریم»، تشکیلات آشکارا اعلام می‌کند که باید فرزندان را قربانی انقلاب مریم کرد. زهرا مریخی که در آن برهه مسئول کمیسیون تبلیغات شورای ملی مقاومت بود، صراحتا به نادره افشاری می گوید: «انقلاب تو از بچه های تو می‌گذرد و تو باید این‌ها را قربانی بدهی»  !</p>
<p>تنظیم از مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44412">دختر بچه های مجاهد مادر می خواستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44412/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ماجرای شکنجه دختری که در پایگاه مجاهدین خلق سیگار داشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Apr 2021 08:20:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44109</guid>

					<description><![CDATA[<p>از زمان شکل گیری تشکیلات مجاهدین خلق، کودکان و نوجوانان بسیاری به شیوه های مختلف قربانی این تشکیلات بوده‌اند. آن دسته از کودکانی که به واسطه ارتباط والدینشان وارد تشکیلات شدند قربانیانی هستند که به واسطه ساختار فرقه ای تشکیلات اطلاعات درباره آن ها اندک و مبهم است. بسیاری از آنها پس از جدا شدن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109">ماجرای شکنجه دختری که در پایگاه مجاهدین خلق سیگار داشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از زمان شکل گیری تشکیلات مجاهدین خلق، کودکان و نوجوانان بسیاری به شیوه های مختلف قربانی این تشکیلات بوده‌اند. آن دسته از کودکانی که به واسطه ارتباط والدینشان وارد تشکیلات شدند قربانیانی هستند که به واسطه ساختار فرقه ای تشکیلات اطلاعات درباره آن ها اندک و مبهم است.</p>
<p>بسیاری از آنها پس از جدا شدن اجباری از والدینشان و انتقال به اروپا در پایگاه‌های گروهی مجاهدین تحت سخت ترین شرایط زندگی کردند. در کتاب <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9">«عشق ممنوع»</a> از زبان مرحوم <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1%db%8c">نادره افشاری</a> به موارد گوناگونی از نقض حقوق کودکان در پایگاه های مجاهدین خلق، اشاره شده است و همچنین در چند مطلب مجزا در همین سایت به نمونه های موردی، پرداخته شده است. بسیاری از این کودکان و نوجوانان در سالهای حساس و آسیب پذیر زندگی‌شان به دور از کانون گرم خانواده در شرایط خفقان و سرکوب تشکیلاتی ضربه های شدیدی خوردند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-44110 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-28.jpg" alt="شکنجه در فرقه" width="610" height="405" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-28.jpg 610w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-28-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-28-300x199.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 610px) 100vw, 610px" /></p>
<p>در صفحه 62 و 63 از کتاب عشق ممنوع، مرحوم افشاری از دختری به اسم شیرین نام می‌برد که به گفته او «یکی از دخترانی است که اسمشان را بدون آگاهی و اختیار خودشان میلیشیا گذاشته اند». در توصیف شرایط اسفبار شیرین نوجوان، در پایگاه موسوی در شهر کلن آلمان، مرحوم افشاری میگوید:</p>
<p>شیرین نسبت به بقیه دختران پایگاه موسوی بزرگتر بود، هر چه به این دختر فشار آورده بودند و زندگی و ذهنش را در معرض شستشوی مغزی و تحقیر و تهدید و توهین قرار داده بودند حاضر نشده بود &#8220;کادر&#8221; شود تا بعدها دوباره، و این بار به عنوان رزمنده، به عراق برگردد. به دستور مستقیم مریم رجوی که خود را ناجی این بچه ها معرفی می‌کند &#8211;همانگونه که خود را ناجی مردم ایران میپندارد&#8211; شیرین رفت زیر تفتیش عقاید مضاعف، بعضی از بچه ها را که شستشوی مغزی شده بودند که جاسوسی در احوال و رفتار و گفتار بقیه بچه ها کار خوبی است و باعث رضایت &#8220;عمو مسعود&#8221; و &#8220;خاله مریم&#8221; می‌شود، واداشتند از لحظه به لحظه زندگی شیرین به مسئول پایگاه گزارش بدهد.</p>
<p>طیبه رحمانی لاهوت، مسئول پایگاه و عضو شورای ملی مقاومت مسعود رجوی، از این طریق اطلاع پیدا کرد که شیرین هیجده نوزده ساله سیگار می‌کشد، بنابراین عامل رجوی می‌توانست کیف شیرین را بگردد و ازش سیگار در بیاورد. &#8220;خواهر اعظم که همان طیبه باشد، همین کار را کرد.</p>
<div id="attachment_44112" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-44112" class="size-full wp-image-44112" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot.jpg" alt="طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم " width="500" height="281" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-44112" class="wp-caption-text">طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم</p></div>
<p>از کیف شیرین سیگار پیدا کرد و ضربه لازم را برای سرکوب این دختر معصوم بدست آورد. شیرین را هفته ها در یک اتاق زندانی کردند. مسئول پایگاه هر روز از او بازجویی می‌کرد. به او میگفت چون تو سیگار می‌کشی، پس با مردها روابط جنسی هم داری. شیرین انکار می‌کرد. اعظم میگفت باید به من توضیح بدهی اصلا روابط جنسی چیست. زن و مرد با هم چه می کنند؟ تو که سیگار میکشی حتما رفیق گرفته‌ای، پس باید به من بگویی که تا کجا پیش رفته‌ای. اعظم هر روز ضمن بازجویی، شیرین را به شدت کتک می‌زد. اعظم کلمات و جملاتی در مورد رابطه مورد اتهام شیرین با جنس مخالف به زبان می‌آورد که من از تکرار آنها شرم دارم.»</p>
<p>مرحوم افشاری در پی افشای این مورد اذعان می‌کند که می‌داند افشاگری‌هایش موجب شده است که تشکیلات رجوی او را «بریده مزدور» بنامد اما تنها به فحش دادن به او اکتفا کند. در ادامه خطاب به رجوی می‌گوید: « این که فحش است مرد حسابی! اگر جرات دارید بنویسید که اینها واقعیت نیست و دروغ است.»</p>
<p>مرحوم افشاری آزادمنشانه اعلام می‌کند که حاضر است در هر دادگاه و محفل حقوق بشری، « با حضور نمایندگان سازمان ملل و پلیس و دادگستری و محافل حقوقی جهان» برای دفاع از «بچه های مردم» که «قربانی فرقه‌گرایی‌ها، عقب ماندگی‌ها و قدرت‌طلبی‌های» تشکیلات مجاهدین خلق شده‌اند، شهادت بدهد.</p>
<p>امروزه طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم مرده است و نادره افشاری پس از تحمل سالها رنج بیماری چند سال پیش فوت شد و از سرنوشت شیرین اطلاع دقیقی در دست نیست اما آنچه مسلم است این است که نمونه شیرین مشتی است از خروارها مورد نقض حقوق بشر که طی چهار دهه در تشکیلات مجاهدین خلق در همه سطوح رخ داده است و کماکان در مجامع حقوق بشری قابل پیگیری است.<br />
مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109">ماجرای شکنجه دختری که در پایگاه مجاهدین خلق سیگار داشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کودک همسری در مجاهدین خلق با عنوان ازدواج با «هلو»</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44078</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44078?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2021 10:54:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44078</guid>

					<description><![CDATA[<p>ازدواج دختران کم سن و سال در بیشتر جوامع امری نکوهیده است و از مصادیق نقض حقوق بشر است. اگر اختلاف سنی دختر با مرد مقابل زیاد باشد، این رابطه آسیب‌زا تر شمرده می‌شود و احتمال بروز مشکلات در رابطه بالاتر می‌رود. تا کنون درباره طلاق‌های اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق سخن بسیار رفته است [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44078">کودک همسری در مجاهدین خلق با عنوان ازدواج با «هلو»</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ازدواج دختران کم سن و سال در بیشتر جوامع امری نکوهیده است و از مصادیق نقض حقوق بشر است. اگر اختلاف سنی دختر با مرد مقابل زیاد باشد، این رابطه آسیب‌زا تر شمرده می‌شود و احتمال بروز مشکلات در رابطه بالاتر می‌رود. تا کنون درباره طلاق‌های اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق سخن بسیار رفته است اما از اجبار کردن دختران نوجوان و جوان به ازدواج با مردان میانسال کمتر گفته شده است. ازدواج‌هایی که مسعود رجوی از آن با عنوان هدیه کردن «هلوها» به فرماندهان مرد، نام می‌برد.</p>
<p>مرحوم <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1%db%8c">نادره افشاری</a> در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9"> کتاب «عشق ممنوع»</a>، شرح می‌دهد که تا پیش از اجباری شدن طلاق، در پادگان اشرف ازدواج اجباری بود. او به یاد می‌آورد که یکی از فرماندهان تشکیلات به نام معصومه در آن دوره گفته بود: «در قرارگاه اشرف «دختر» نباید باشد. این خط «رهبری» است.»</p>
<div id="attachment_43887" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43887" class="size-full wp-image-43887" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg" alt="نادره افشاری" width="700" height="438" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh-300x188.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-43887" class="wp-caption-text">نادره افشاری</p></div>
<p>برای پیشبرد این «خط رهبری»، فرماندهان تشکیلات برای زنانی که همسرانشان کشته شده بودند و برای دختران جوان، ساعت‌ها جلسات مغزشویی برگزار می‌کردند. مرحوم افشاری می‌گوید: «برای این که زنان و دختران به ازدواج‌های اجباری تن دهند، شخصا زنان سرسپرده‌ای مثل محبوبه جمشیدی، مهوش سپهری، عذرا علوی طالقانی، فرشته یگانه و مهناز شهنازی، برای آنان جلسات اجباری توجیهی طولانی و متعدد می‌گذاشتند تا آنان را وادار به ازدواج کنند. این زنان و دختران، تا آنجا که من خود در جریان بودم، با چشمان اشکبار پای سفره عقد می‌نشستند.»</p>
<p>او ماجرای دختری به نام مریم را شرح می دهد که در سال 68، شانزده ساله بود. مریم پدرش عباس را در عملیات فروغ جاویدان از دست داده بود. مادرش اکرم و برادرش امیر نیز در کمپ اشرف حضور داشتند. نادره افشاری که از نزدیک این مادر و دختر را می‌شناسد در بخشی از ماجرای غم انگیز آن ها می‌گوید: «مریم، دختر اکرم، بسیار زیبا و خوش اندام بود و چشمان شفاف عسلی داشت. دو سال پیش از آن، مریم را از ادامه تحصیل در همان مدرسه قرارگاه اشرف محروم کرده بودند. اکرم به من گفت که قرار شده است مریم شانزده ساله را شوهر بدهند، تا خود اکرم راحت‌تر زیر بار ازدواج دیگری برود. مسئولان رجوی، کار توجیهی وسیعی را در جلسات متعدد و طولانی روری مریم آغاز کردند. سرانجام مریم را به عقد مرد عنق و تلخ و بدصولتی که بیش از سی سال داشت و از پاکستان آمده بود، درآوردند. موضوع ازدواج های اجباری، فقط رفع نیازهای جنسی بود و نه ایجاد عشق و محبت خانوادگی.»</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-44079" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Children-Marrigae-MKO.jpg" alt="کودک همسری در مجاهدین خلق" width="1000" height="644" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Children-Marrigae-MKO.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Children-Marrigae-MKO-300x193.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Children-Marrigae-MKO-768x495.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p>افشاری در ادامه به بحث هلوها می‌پردازد: « در قرارگاه اشرف همه می‌دانستند و کاملا معروف بود که برای عناصر سرسپرده رجوی، یعنی آنانی که رجوی به عنوان فدایی خود باورشان کرده بود، از پانسیون بچه ها «هلو» می‌برند. مریم شانزده ساله از این هلوها بود.»<br />
او از چند دختر نوجوان دیگر نیز نام میبرد که در سبد هلوها به فرماندهان مرد تقدیم شدند: « میترا شایسته، عاطفه که در واحد فوق برنامه با خود من کار می‌کرد، یک مریم دیگر که میشناختم و صدای قشنگی داشت و او را به حمید رضا طاهرزاده نوازنده تار داده بودند، از جمله این هلوها بودند.»</p>
<p>افشاری به نقل از همین حمیدرضا طاهرزاده می‌گویدکه « شرط اول ازدواج مخصوصا با هلوها را خود رجوی تعیین می کند: حداقل سن سی و دو سال، حداقل رده تشکیلاتی فرماندهی گردان».</p>
<p>یکی دیگر از جدا شده ها به نام <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%81%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c">فواد بصری</a> نیز درباره ازدواج با هلوها می‌نویسد: « بعد از عملیات دروغ جاویدان اوضاع تشکیلاتی فرماندهان رجوی بهم ریخته بود، علتش این بود که زنهای خود را در عملیات از دست داده بودند. فضای خیلی بدی در بین فرماندهان بود. بصورت محفلی با یکدیگر صحبت می‌کردند و اکثر ساعات روز در آسایشگاه خود را سپری می‌کردند. فقط موقع وعده‌های غذایی در سالن غذا خوری خودشان را نشان می‌دادند. از آنجایی که زنهای خود را از دست داده بودند حالت پرخاشگری داشتند. کسی جرات نمی‌کرد به آنها موردی را مطرح کند. دست به سیاه و سفید نمی‌زدند و درگیر خودشان بودند. من در ارکان کار می‌کردم آن موقع برای نفرات ارکان ویدئو نشست رجوی با یک سری فرماندهان را برای ما پخش کردند. رجوی در نشست کلی به فرماندهان انتقاد می‌کرد که گزارش شما را به من دادند. زنهای خود را از دست دادید و همه چیز را در سازمان ول کردید. گزارش به من دادند که در آسایشگاه همش خوابید‌. بعد از کلی انتقاد، رجوی به مریم عضدانلو گفت: “مریم با این ها چکار کنیم؟” مریم نیش خندی زد و در ادامه گفت: &#8220;مسعود می خواهد به شما هدیه بدهد. آنهم چه هدیه ای ! می خواهد هلو به شما هدیه بدهد! بروید سر کار و مسئولیتی که دارید. بزودی من و مسعود هلوها را به شما تقدیم می کنیم.&#8221;»</p>
<p>بصری نیز دختری به نام مریم را به یاد می آورد –که خدا میداند یکی از همین مریم هایی ست که نادره افشار می‌گوید یا مریم دیگری است علاوه بر آن دو، که در ساختار برده‌داری رجوی مجبور به ازدواج شده است: «در ارکان چند تا دختر جوان کار می کردند یک روز رفتم اتاق کار ارکان دختری بنام مریم در اتاق کار گریه می‌کرد. فکر کنم 19 یا 20 سال بیشتر سن نداشت. من فکر کردم برای او اتفاقی افتاده کنجکاو شدم و از او سئوال کردم اتفاقی افتاده؟ جواب نداد. دو سه بار از او سئوال کردم که چی شده که فقط اشک می ریزید؟! سفره دلش را باز کرد و گفت به من ابلاغ کردند که بایستی ازدواج کنم فقط من نیستم به تمام دخترهای جوان ابلاغ کردند که بایستی ازدواج کنید. من هم به او گفتم منظور از هلو شما بودید در جواب گفت بله به من گفتند که با یک مرد 40 ساله ازدواج کنم. من جای دختر او هستم! ظلم تا چه حد؟! راهی هم نیست که خودم را از این جهنم خلاص کنم .چند روزی مریم پیداش نبود بعد از یک هفته ای سر کار آمد یک روز که در اتاق تنها بود به او گفتم نبودی؟ در جواب گفت کاری که نباید با من و امثال من می‌کردند را کردند. مرا با فردی بنام جواد برومند عقد کردند … من آن موقع جواد برومند را نمی شناختم با نام مستعار حجت بعد ها در مقر موزرمی با آن برخورد داشتم.»</p>
<p>اینکه این دختران تنها دو سه سال بعد دستور گرفتند که از همسران اجباری خود جدا شوند، خود حدیث مفصل دیگری است از مناسبات عجیب، بسته و سرکوبگر تشکیلات مجاهدین خلق، که در مقالی دیگر به آن پرداخته می‌شود.<br />
مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44078">کودک همسری در مجاهدین خلق با عنوان ازدواج با «هلو»</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44078/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43987</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43987?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Mar 2021 10:49:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43987</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری – قسمت اول مرحوم نادره افشاری در ادامه مصاحبه مکتوب شده‌اش در کتاب «عشق ممنوع»، پرده از حقایقی تکان دهنده درباره نقض حقوق کودکان در پایگاه‌های مجاهدین خلق پس از انتقال آنها به خارج از عراق، برمی‌دارد و از نهاد های مدافع حقوق کودکان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43987">مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43955">مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری – قسمت اول</a></p>
<p>مرحوم نادره افشاری در ادامه مصاحبه مکتوب شده‌اش در کتاب «عشق ممنوع»، پرده از حقایقی تکان دهنده درباره نقض حقوق کودکان در پایگاه‌های مجاهدین خلق پس از انتقال آنها به خارج از عراق، برمی‌دارد و از نهاد های مدافع حقوق کودکان و نوجوانان می‌خواهد که در مقابل خشونت‌ها و بی‌عدالتی‌های گسترده در تشکیلات مجاهدین خلق سکوت نکنند.</p>
<div id="attachment_43887" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43887" class="size-full wp-image-43887" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg" alt="نادره افشاری" width="700" height="438" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh-300x188.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-43887" class="wp-caption-text">نادره افشاری</p></div>
<p><strong>کتک زدن نوزادان</strong><br />
مرحوم نادره افشاری که شاهد رنج کودکان در پایگاه موسوم به شهید موسوی در شهر کلن آلمان بود، از پایگاه دیگری به نام محمدی نام می‌برد، که محل ورود و خروج مسافرین و اعضای جدا شده بود. ظاهرا در آن دوره این پایگاه محل اسکان موقت مجاهدانی بود که از عراق می‌آمدند و از آنجا به طور قاچاقی به دیگر کشورهای اروپایی می‌رفتند. در همین پایگاه او شاهد نگهداری چند نوزاد دو تا پنج ماهه است که مادران آنها در عراق هستند. مرحوم افشاری شرایط اسفناک این نوزادان را چنین توصیف میکند:</p>
<p>«خانمی یا خواهری به نام زهره که اکثرا او را دیوانه می‌خواندند در ستاد مجاهدین در آلمان کار می‌‎کرد. زهره که به اصطلاح مغز ایدئولوژیک آقای رجوی هم بود، به قدری با این نوزادان بدرفتاری می‌کرد که سر و صدای مرا در آورده بود و هیچ وسیله‌ای هم برای این نوزادان نداشتم، یک پتو پهن می‌کردم وسط اتاق، رویش هم یک ملافه و آن اطفال را مثل بادمجان بغل هم می‌خواباندم. اولی را تمیز می‌کردم و شیر می‌دادم، دومی جیغ می‌زد و گریه می‌کرد و سومی و چهارمی&#8230;کشاله ران همه اطفال، در اثر ساعت‌ها در راه بودن، سوخته بود. جیغ می‌زدند، اسهال داشتند و بی‌مادری داشت آنها را می‌کشت و ما باید فقط با عشق به خلقمان این بچه‌های بیگناه را که بیرحمانه از مادران‌شان جدا کرده بودند، تر و خشک می‌کردیم&#8230;آن زهره که نام بردم و اداره جوانان شرقی کلن هم او را می‌شناسدش، بچه‌هایی که از آغوش مادران‌شان جدا کرده بودند در شرایط فوق العاده وحشیانه‌ای قرار می‌داد، بارها شاهد بودم که اطفال را کتک می‌زد چرا که خودشان را خیس کرده بودند.»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24780 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Children.jpg" alt="کودکان در فرقه رجوی" width="700" height="371" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Children.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Children-300x159.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p><strong>حمام و دستشویی رفتن بچه ها</strong><br />
در پایگاه موسوی که هفت هشت اتاق برای 150 کودک داشت، حمام و دستشویی رفتن بچه ها خود داستانی غم انگیز است. مرحوم افشاری در این باره می‌گوید: «موضوع توالت بردن و توالت رفتن آن 150 بچه واقعا از عجایب روزگار است که فقط در مکتب بچه داری آقای رجوی می‌تواند ابداع شده باشد. مسئولین پایگاه با تربیت شدیدا مذهبی خود، می‌خواستند به این بچه های معصوم طهارت گرفتن یاد بدهند، بچه‌ای که هنوز نمی‌توانست درست روی توالت فرنگی بنشیند، باید دستش را از پشت باسنش –یادتان نرود روی توالت فرنگی – به طرف مقعدش می‌برد و بعد با آفتابه روی بدنش آب می‌ریخت و بعد همان دست کثیف را می‌مالید به در و دیوار حمام و دست و رو نشسته غذامی‌خورد.</p>
<p>« در مورد حمام، تصور فرمائید در راهرو باریک همان ساختمان دو اشکوبه ای که پایگاه موسوی بود و از انباری‌ها و زیر شیروانی‌اش هم به عنوان محل زندگی و خواب بچه ها استفاده می‌شد، قرار بود مثلا عصر چهارشنبه کلاس الف یا ب یا ایکس یا ایگرگ به حمام برود. مسئولین کلاس‌ها که اکثرا از همان دختر بچه های 14-15 ساله بودند، تعدادی کیسه پلاستیکی به تعداد بچه های کلاس دور اتاق می‌چیدند و از رخت‌های شسته شده یک هفته قبل که تلنبار شده بودند، برای هر کودک یک شورت، یک زیرپوش و یک جفت جوراب (بچه ها حق ندارند بدون جوراب باشند!) یک بلوز و یک شلوار پیدا می‌کردند و در کیسه‌ها می‌چپاندند. تعدادی هم حوله دست و رو خشک کن را که نخ نما شده بودند، باید توی کیسه آنها می‌گذاشتند. یک سطل بزرگ هم به حمام می‌بردند برای لباس‌های کثیف و یک سطل هم محض حوله‌ها، بعد بچه های یتیم مثل گوشت قربانی، با آن کیسه ها در بغل، پشت در حمام عمومی، منتظر می‌ماندند&#8230;مسئولین کلاس، یعنی دختر بچه‌های سیزده چهارده ساله، یکی یکی بچه ها را می‌بردند حمام و لیف و کیسه‌شان می‌کشیدند و همانطور خیس لباس تنشان می‌کردند و حوله کوچک نخ نما را می‌دادند دستشان و می‌فرستادندشان بیرون تا یکی دیگر، را به حمام ببرند. گاهی وقت ها هفته ای یکبار نوبت حمام به این بچه ها نمی‌رسید. بچه ها زیاد بودند. حمام کم بود و مسئولان هم خودشان باید حمام می‌کردند.»</p>
<p>در این بخش از خاطرات خانم نادره افشاری چنان متاثر می‌شود که به گریه می‌افتد. او که در پی سال‌های فشار جسمی و روحی در تشکیلات مجاهدین خلق، در زمان مصاحبه بیمار است، سعی می‌کند با خویشتن داری به مرور خاطرات ادامه دهد.</p>
<p><strong>کمبود عاطفی دختر بچه ها</strong><br />
خانم افشاری از انواع فشارهای مذهبی و ایدئولوژیک بر دختر بچه ها درون پایگاه‌های نگهداری بچه های مجاهدین می‌گوید اما «فشار ناشی از نداشتن یک پناهگاه مورد اطمینان عاطفی، فشار بی‌اعتمادی و تنهایی و یاد و خاطره پدر و مادر» را افزون بر آن فشارها، از عواملی می‌داند که منجر به عصیان و تیره شدن آینده این کودکان شد. به گفته او این کودکان حتی اجازه نداشتند با مربیان خود رابطه عاطفی داشته باشند: «بعضی از ما که با این بچه ها رابطه عاطفی برقرار می‌کردیم، که از این جمع هم جدا شده‌اند، مثل فهیمه و یگانه و فروغ و مریم و محمدعلی –به دلیل ایجاد رابطه عاطفی مورد شدیدترین بازخواست‌ها و توهین‌ها و تحقیرها قرار می‌گرفتیم. در غیاب ما پشت سر ما آنقدر یاوه به این بچه ها می‌گفتند و ما را پیش آنها کوچک می‌کردند تا بچه‌های معصوم ارتباط عاطفی‌شان را با ما قطع کنند و آن اندک تکیه‌گاه را هم از دست بدهند. بچه ها فقط باید به عمو مسعود و خاله مریم که از هر پدر و مادری بهتر، و اصلا پدر و مادر واقعی آنها بودند، تکیه کنند.»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24749 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L.jpg" alt="کودکان در فرقه رجوی" width="400" height="276" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L-300x207.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>او مشخصا ماجرای دختر بچه‌ای به نام زهرا زری باف را تعریف می‌کند: «یکی از این دختر بچه ها به نام زهرا زری باف که آن وقت ها سیزده ساله بود، مدتی یواشکی به من گفت که می‌تواند شب ها پیش من بخوابد؟ بچه نیاز به مادر داشت و احتیاج به آغوش مادری که بتواند حسش کند. گفتم بیاد و آمد دو سه شب پیش من خوابید و مثل بچه خودم پشتش را می‌کرد به من، تا وقتی من به ماموریت خارج از پایگاه رفتم و برگشتم، در حالی که چند ساعت بیشتر طول نکشیده بود، دیدم این بچه حتی سلام مرا جواب نمی‌دهد، مسعود رجوی روشی را که در قرارگاه اشرف و پایگاه‌های کوچکترش در مورد مجاهدین و رزمندگان و متحدین عمل می‌کرد عینا در مورد بچه های زیر چهارده سال هم به کار می‌برد.»</p>
<p>نادره افشاری خلاصه شیوه نامه نگهداری یتیمان مجاهدین خلق در پایگاه موسوی را چنین عنوان می کند: «در پایگاه 150 نفره موسوی، مربی فقط باید نقش یک کارمند معتقد به رهبری مسعود و مریم را بازی می‌کرد، نه بیشتر. تعلیم و تربیت در دستگاه رجوی یعنی فحش و کتک و تحقیر و توهین و اجبار و فشار، نه محبت و روابط عاطفی، فقط رجوی با این روش می‌توانست بچه ها را بزرگ گند و به عنوان رزمنده به منطقه مرزی عراق برگرداند&#8230;»</p>
<p>تنظیم از مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43987">مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43987/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43955</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43955?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Mar 2021 06:44:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[امیر وفا یغمایی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43955</guid>

					<description><![CDATA[<p>در وصف بدرفتاری‌ها و خشونت‌ها علیه کودکان و نوجوانان در تشکیلات مجاهدین خلق سخن‌های بسیار رفته است. از آنجایی که امروز دیگر کودک و نوجوانی در این تشکیلات وجود ندارد، شاید پرداختن به این موضوع بی‌فایده به نظر برسد اما باید دانست که کودکان آسیب دیده در مجاهدین خلق بزرگسالان امروز هستند که حتی اگر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43955">مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در وصف بدرفتاری‌ها و خشونت‌ها علیه کودکان و نوجوانان در تشکیلات مجاهدین خلق سخن‌های بسیار رفته است. از آنجایی که امروز دیگر کودک و نوجوانی در این تشکیلات وجود ندارد، شاید پرداختن به این موضوع بی‌فایده به نظر برسد اما باید دانست که کودکان آسیب دیده در مجاهدین خلق بزرگسالان امروز هستند که حتی اگر از تشکیلات جدا شده باشند رنج آن سال‌های ارتباط با تشکیلات برای همیشه باری بر دوش آنهاست و اگر در حالت بدتر هنوز گرفتار تشکیلات باشند بدین معناست که کماکان تحت فشار فضای خفقان فرقه‌ای تشکیلات هستند و نیاز به کمک فوری دارند.</p>
<p>برای نمونه امیر وفا یغمایی از فرزندان اعضای مجاهدین خلق است که کودکی و نوجوانی خود را در تشکیلات گذرانده و در پی تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا موفق به ترک تشکیلات شده است. او تا همین چند ماه پیش پی‌گیر دیدار با مادرش در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی بود که با مخالفت شدید تشکیلات و شخص مادرش مواجه شد به طوری که مادر را به صحنه شبکه تبلیغاتی مجاهدین آوردند تا از فرزند خود برائت جوید و او را مزدور حکومت ایران بخواند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-39304 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amir_Yaghmaee_3.jpg" alt="امیر یغمائی" width="567" height="348" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amir_Yaghmaee_3.jpg 567w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amir_Yaghmaee_3-300x184.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 567px) 100vw, 567px" /></p>
<p>امیروفا یغمایی در مصاحبه‌های خود بارها از رنج خود طی سالهای محرومیت از مهر مادری گفته است. در جایی می‌گوید که هنوز هم هنگامیکه در کوچه و خیابان و مترو کودکان را در کنار مادرانشان می‌بیند، حسرت رابطه مادر و فرزندی آن‌ها را می‌خورد و از خود می‌پرسد که چطور امکان دارد که مادرش او را از وجود خود محروم می‌کند. (نقل به مضمون)</p>
<p><strong>عمو مسعود و خاله مریم</strong><br />
از این دست خاطره‌ها و سرگذشت‌ها در میان فرزندان اعضای مجاهدین خلق فراوان است اما آنچه بر کودکان مجاهدین خلق در خانه‌های تیمی و پانسیون‌ها پس از انتقال از عراق به کشورهای خارجی در سال 1991، گذشت در کتاب «عشق ممنوع» از زبان مرحوم نادره افشاری دقیق و بی واسطه بیان شده است. او که از مربیان این کودکان بود و کودکان خودش نیز در میان آنها بودند، مشاهدات خود را از رنج فراوان این کودکان شرح می‌دهد. به باور او تصور مسعود رجوی این بود که «وقتی پدر و مادری یا یکی از این دو، میل به مبارزه دارند و می‌توان این تمایل را به سمت خودمحور بینی «رهبری» کانالیزه کرد، پس فرزندانشان هم باید از توی قنداق میل به مبارزه داشته باشند و تمایل آنان را نیز باید به ضرب و زور جهت دهی کرد.»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24749 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L.jpg" alt="کودکان در فرقه رجوی" width="400" height="276" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L-300x207.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>از این رو فرماندهان تشکیلات و متعاقب آن مسئولان کودکان وظیفه داشتند مهر پدر و مادران را از دل کودکان بیرون کنند. نادره افشاری به خاطر می آورد که مسئولان به کودکان می‌گفتند: &#8220;پدر شما «عمو مسعود» و مادرتان «خاله مریم» است. فقط آنها هستند که شما را خیلی دوست دارند. هر وقت هم بچه‌ها به اطلاعات محض تن در می‌دادند و مثل طوطی حرف‌های مسئولان رجوی را تکرار می‌کردند و قرار می‌شد جایزه‌ای بگیرند، این جایزه ها عکس‌های مریم و مسعود بود.&#8221;</p>
<p><strong>انزوا</strong><br />
مرحوم افشاری که در پایگاهی به نام &#8220;شهید ژیلا موسوی&#8221; در آلمان، مسئول مراقبت از کودکان مجاهدین خلق بود، شرایط دشوار زندگی در خانه های گروهی مجاهدین خلق، از جمله تنبیه و توهین و تحقیر مداوم، را موجب ضعف تحصیلی بچه ها و عدم توانایی آنها در ایجاد ارتباط اجتماعی مناسب در مدرسه‌های آلمان می‌داند: « این بچه‌های ستمدیده در پایگاه‌های آقای رجوی از طرف عوامل ایشان، زیر فشار مضاعف می‌رفتند که خنگ و ابله و کودن و بی استعدادند، به همین دلیل نمی توانند نمره مناسب بگیرند و حتی قادر نیستند در دبیرستان های آلمانی، زبان آلمانی بیاموزند.»</p>
<p>به گفته او در پایگاه‌های نگهداری بچه‌ها هر شب مراسم شامگاه برگزار می‌شد که طی آن «بچه‌ها به ردیف سه یا چهار، پنج و بیشتر می ایستادند، تنگاتنگ و چپیده در هم، فرمانده شامگاه می گفت: به نام خدا و به نام مسعود و مریم &#8230;»</p>
<p><strong>کودکان کار</strong><br />
کار اجباری در پایگاه‌های کودکان چنان بود که حتی روزهای تعطیل آخر هفته بچه‌ها استراحت نداشتند. او درباره برنامه روزهای یکشنبه در پایگاه موسوی میگوید: «ساعت هفت و نیم صبح بیدار باش پخش میشد، بچه ها به نسبت سن و سال و وضع بدنی، باید از کله سحر کار سازمانی میکردند. دختران میلیشیا هم مسئول چند بچه زیر دوازده سال بودند و هم در عین حال باید «کار جمعی» و «ملی کاری» میکردند. آشپزخانه و پایگاه را باید نظافت میکردند. گوشت و سبزی و بادمجان و مرغ یک هفته یک پایگاه 150 نفری را باید خرد و بسته بندی میکردند و به فریزرهای زیر زمین میبردند، مسئول پایگاه هم فقط پای تلفن نشسته بود و مکاتبات را تلفنی انجام میداد و خرده فرمایشش را صادر میکرد. ما هم ناچار بودیم پا به پای بچه ها کار کنیم. بعد هم نوبت به آموزش های تئوریک و دیدن نوارهای عمو مسعود و خاله مریم میرسید و بیگاری کشیدن از بچه ها در روز تعطیل تا نیمه شب ادامه داشت و صبح روز بعد هم بچه ها باید ساعت چهار صبح بیدار می‌شدند.</p>
<p><strong>سانسور و تفتیش عقاید</strong><br />
دست کم تا زمان حضور نادره افشاری در پایگاه موسوی داشتن ضبط صوت و گوش دادن به هر موسیقی ای ممنوع بود. «یکی دو تا ضبط صوت بود که یا موقع کار جمعی با آنها سرود پخش می‌کردند یا بیدارباش نظامی و مارش‌ها و ترانه‌های وقت ناهار و شام و اذان را. یکی دوتا ضبط صوت هم بود که نوبتی در اتاق‌ها از آنها استفاده می‌کردند و داستان‌های سانسور شده بچه ها را گوش می‌دادند. اساسا گوش دادن به موزیک خارجی ممنوع بود، موسیقی ایرانی را هم باید با نظر مسئول گوش می‌دادند و فقط چند تا از دختران که کم کم داشتند عصیان و شورش میکردند چنین اجازه‌ای را به زور از مسئول فالانژ پایگاه گرفته بودند.»</p>
<p>همین سخت گیری‌ها در مورد حجاب دختران نیز در پایگاه مجاهدین در جریان بود. برای دختران، روسری اجباری بود. نادره افشاری در این باره می‌گوید: «دختر بچه ای بود به نام سارا که با همه توهین‌ها و تحقیرها و تهدید‌ها روسری سرش نمی‌کرد&#8230; بقیه هم به مرور و پس از درگیری‌های سنگین و تحمل توهین و تحقیر و تنبیه در جریان عصیان و شورش یکی یکی روسری ها را برداشتند.»<br />
ادامه دارد&#8230;<br />
مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43955">مصادیق واقعی کودک آزاری در مجاهدین خلق از زبان نادره افشاری &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43955/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آنچه نادره افشار از مجاهدین پیش بینی کرد، بتول سلطانی افشا کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2021 08:28:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43939</guid>

					<description><![CDATA[<p>هنگامی که در سال 1389، خانم بتول سلطانی مدتی پس از فرار از تشکیلات مجاهدین خلق برای نخستین بار به افشاگری درباره جلسات «رقص رهایی» و سواستفاده های جنسی مسعود رجوی از زنان عضو شورای رهبری مجاهدین خلق دست زد، بسیاری از ما شوکه شدیم اما شاید اگر چند سال پیش تر به انتقادات و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939">آنچه نادره افشار از مجاهدین پیش بینی کرد، بتول سلطانی افشا کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هنگامی که در سال 1389، خانم بتول سلطانی مدتی پس از فرار از تشکیلات مجاهدین خلق برای نخستین بار به افشاگری درباره جلسات «رقص رهایی» و سواستفاده های جنسی مسعود رجوی از زنان عضو شورای رهبری مجاهدین خلق دست زد، بسیاری از ما شوکه شدیم اما شاید اگر چند سال پیش تر به انتقادات و هشدارهای افرادی چون مرحوم نادره افشاری نسبت به تشکیلات مجاهدین خلق و شخص مسعود رجوی، توجه می‌شد، چنین سرنوشتی برای زنان عضو تشکیلات رجوی قابل انتظار و محتمل به نظر می‌رسید.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-27224" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Necklace.jpg" alt="گردنبند با طرح مسعود رجوی" width="209" height="278" /></p>
<p>چنان که در همان سال نیز، هنگامی که بتول سلطانی به همراه جمعی از جداشدگان در پاریس با ابوالحسن بنی صدر دیدار داشتند، رئیس جمهور سابق ایران نیز موضوع را قابل پیش‌بینی دانست.</p>
<p>سلطانی در جلسه مذکور ضمن اشاره به اینکه کیش شخصیتی مسعود رجوی از زنان معنی خاص خود را دارد گفت که اساسا با شیوه استثمار جنسی فرماندهی خود بر زنان را عمق می دهد. او بیان کرد که مسعود رجوی برای اقدامات خود عناوین خاصی چون «حوض خاص شورای رهبری» و «رقص رهایی» به کار می‌برد.</p>
<p>در پاسخ، ابوالحسن بنی صدر در آن جلسه به نکته مهمی اشاره کرد: «این موضوع جدا از ویژگی شخصیتی افراد است. قوانین &#8221; قدرت &#8221; عمل می‌کند، و برای اینکه در این گرداب اسیر نشد باید تمرین و ممارست کرد. سرنوشت این آقا هم جدا از بقیه نیست. این سرنوشت رهبران همه فرقه هاست در تاریخ ایران ده ها نمونه این چنینی وجود دارد، در دوره عباسیان، زمان هلاکو، دوره حسن صباح، همه این مسائل بوده است که سرانجام &#8221; قدرت &#8221; و &#8220;سکس &#8221; به خدمت یکدیگر در می‌آیند و رسیدن به &#8221; سکس &#8221; آخرین مرحله از فروپاشی &#8221; قدرت &#8221; است.»</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-38825" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39.jpg" alt="مسعود رجوی" width="600" height="367" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39-300x184.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>به هر روی، مرحوم نادره افشاری که خود زنی آگاه، تحصیلکرده و آزاد اندیش بود، حدودا یک دهه پیش از افشاگری‌های بتول سلطانی، درباره رویکرد مسعود رجوی نسبت به زنان میگوید: « رجوی قیم زنان ایران نیست که به خود اجازه بدهد شوهای زنانه راه بیندازد و از نام و حرمت زن، در عین ناجوانمردانه ترین بی‌حرمتی ها به او برای خود پلکان بسازد. من، نوع فهم و درک و القائات رجوی ها از آزادی زن را دقیقا ضد آزادی، و ضد ارزش و ضد همه مبانی به رسمیت شناخته شده اعلامیه جهانی حقوق بشر ارزیلابی می‌کنم. چرا که زنان هر چه در دستگاه رجوی بیشتر آستان بوس باشند و مجیز رهبری مورد ادعا را بگویند، بیشتر به مقام اجتماعی و انسانی زن ایرانی بی‌حرمتی کرده‌اند. در دستگاه رجوی، زن یک گوسفند، یک برده، یک لاشخورو یک مطیع چشم و گوش بسته است که تنها هنرش مجیزگویی و اطاعت محض است.»</p>
<p>در جای دیگر نادره افشاری درباره دیدگاه مسعود رجوی نسبت به زن میگوید: «زن در دستگاه رجوی آنقدر تهی و خالی است که به محض آنکه از آن دستگاه جدا می‌شود، به نظر آن دستگاه تنها یک روسپی می‌توانسته باشد. نمونه های این ادعا را با نام و نشان در آینده تقدیم مردم ایران خواهم کرد.»</p>
<p>در آن زمان، مرحوم افشاری هنوز از واقعیت های تلخی که بتول سلطانی درباره چند همسری مسعود رجوی افشا کرد و نسرین ابراهیمی درباره بیرون آوردن رحم زنان و رسیدن به «قله آرمانی» در تشکیلات مجاهدین خلق، به گوش جهان رساند، مطلع نبود اما به درستی درباره جنایت های رجوی علیه همجنس‌هایش میگوید: «زن، سمبل عشق و محضر عاطفه و نمونه والای درک و شعور و آگاهی و محور پاکیزه ترین واحد اجتماعی، یعنی خانواده است و آقای رجوی این واحد را در دستگاه پوسیده و قرون وسطایی خود، عملا منحل اعلام کرده است&#8230; از نظر من دستگاه رجوی جنایتکار است و باید پاسخ جنایات خاصی را که در مورد زنان و جگرگوشه‌های آنان مرتکب شده است، در دادگاه خلق بدهد، رجوی باعث به فساد کشیده شدن بسیاری از فرزندان مجاهدین و رزمندگانی شده است که یا در جنگ های قدرت طلبانه فدا شده‌اند یا در عراق و اردن، یا در اروپا و آمریکا و استرالیا.»</p>
<p>در کتاب عشق ممنوع نادره افشاری با ذکر جزئیات بسیار از سرنوشت شوم فرزندان مجاهدین خلق در دستان دستگاه کیش شخصیتی رجوی می‌گوید که در مطالبی مجزا به آن‌ها پرداخته خواهد شد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939">آنچه نادره افشار از مجاهدین پیش بینی کرد، بتول سلطانی افشا کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نادره افشاری؛ نخستین زن جدا شده از مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43886</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43886?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Mar 2021 10:19:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43886</guid>

					<description><![CDATA[<p>مرحوم نادره افشاری نخستین زن و از نخستین افرادی است که در زمان حضور مجاهدین خلق در عراق از این تشکیلات جدا شد. نادره افشاری از دهه پنجاه شمسی در جنبش‌های دانشجویی فعال بود و از هواداران دکتر علی شریعتی بود. او در اوایل دهه شصت به تشکیلات مجاهدین خلق پیوست و پس از 15 [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43886">نادره افشاری؛ نخستین زن جدا شده از مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مرحوم نادره افشاری نخستین زن و از نخستین افرادی است که در زمان حضور مجاهدین خلق در عراق از این تشکیلات جدا شد. نادره افشاری از دهه پنجاه شمسی در جنبش‌های دانشجویی فعال بود و از هواداران دکتر علی شریعتی بود. او در اوایل دهه شصت به تشکیلات مجاهدین خلق پیوست و پس از 15 سال همکاری با این تشکیلات از آن جدا شد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-43887 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg" alt="نادره افشاری " width="700" height="438" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshari-Nadereh-300x188.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>دو سال پس از جدایی از تشکیلات، تصمیم گرفت که در مصاحبه‌ای که بعد ها در کتابی به نام «عشق ممنوع» منتشر شد، علت جدایی خود از این تشکیلات را به تفصیل بیان کند: « اگر تا به حال حرفی نزده‌ام، به دلیل آن بود که هنوز ذره‌ای مشروعیت برای مبارزه همرزمان قدیمی‌ام قائل بودم، حال که اسناد و مدارک کافی در خیانت رجوی در دست است، باید حرف زد و آن همرزمان را هم که سرسپرده مذهبی او شده اند، نجات داد. ضمنا نمایش تهمت و افترا دیگر بیننده ندارد، حتی درمیان همان معدود دوستان که هنوز امکان خروج پیدا نکرده‌اند.»</p>
<p>او دو دلیل را برای آنکه برخی از جداشدگان در آن دوره (اویل دهه هفتاد شمسی) علیه مجاهدین خلق حرفی نمی‌زدند، عنوان می کند: « من نمونه‌هایی از این جداشدگان را می‌شناسم که برای درگیر نشدن با این اتهامات کثیف حتی رد خود را پاک کرده‌اند یعنی هیچ آدرسی از خود به جا نگذاشته‌اند، اما بعضی‌هاشان هم هنوز سیاه و سفید می‌کنند و تصورشان این است که افشای خیانت‌های مسعود رجوی، به کیسه آخوندها می‌ریزد. البته این دسته دوم، هنوز از تاثیر تبلیغات حساب شده آقای رجوی رها نشده‌اند. بعضی هاشان واقعا خسته شده‌اند. این جور بازی کردن با آرمان‌ها و زندگی فرزندان مبارز مردم شوخی نیست.»</p>
<p>او در پاسخ به اینکه چگونه با چنین قاطعیتی علیه مسعود رجوی صحبت می‌کند می‌گوید: «وقتی مسعود رجوی با قاطعیت میراث فعالترین بخش جنبش را به یغما می‌برد و آن را تبدیل می‌کند به یک نمایش کمدی-تراژیک و بارگاه مذهبی ستایش و تعظیم و تکریم، چه دلیلی دارد که ما قاطعیت نداشته باشیم؟»</p>
<p>در کتاب عشق ممنوع که از اولین کتاب‌های نوشته شده توسط جدا شدگان از مجاهدین خلق در اروپا است، آمده: «رهبری مجاهدین، بدون استثنا کلیشه‌ای را در مورد همه جدا شدگان به کار می‌برد و به همه‌شان می‌گوید خودفروش سیاسی، سر درآخور شیخ، سردرآخور شاه، خائن، آلت دست استعمار، جیره خوار پس مانده ساواک شاه و شیخ و مزدور.» کلیشه نخ‌نمایی که تا امروز تکرار می‌شود. مسعود رجوی حتی از عالم غیبت نیز در پیام‌های خود هر فرد جدا‌شده‌ای که در مجامع رسمی قضایی و مطبوعاتی نقض حقوق بشر در تشکیلاتش را فاش کند، به خیانت و مزدوری متهم می‌کند.</p>
<p>اما حقیقتا، جدا شده‌های امروز میراث‌دار شجاعت و قاطعیت افرادی چون نادره افشاری، بتول سلطانی، ابراهیم خدابنده، هادی شمس حائری و بسیاری دیگر هستند. امروز پس از گذشت حدود 25 سال از افشاگری‌های مرحوم افشاری، به نظر نمی‌رسد که «نمایش تهمت و افترا» حتی درمیان اسیران درون کمپ اشرف سه در آلبانی دیگر اصلا خریداری داشته باشد.<br />
مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43886">نادره افشاری؛ نخستین زن جدا شده از مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43886/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
