<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نشست حوض</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نشست-حوض</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 10 Aug 2024 07:51:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>نشست حوض</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نشست-حوض</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نحوه شکل گیری رفتارهای جدید در اعضای مجاهدین خلق &#8211; قسمت پنجم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61363</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61363#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Aug 2024 05:33:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[نشست حوض]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61363</guid>

					<description><![CDATA[<p>این سلسله نشست ها که توسط رهبری سازمان تحت عنوان &#8220;حوض کوثر&#8221; نام گرفته بود در سال ۱۳۷۴ در مجموعه پایگاههای پارسیان در بغداد و در محل اجلاس شورا (در  ساختمان عظیمی) تشکیل شد و شرکت در این نشست ها به صورت مرکزی (سازماندهی وقت نیروهای ارتش رجوی) بود و هر مرکز به نوبت برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61363">نحوه شکل گیری رفتارهای جدید در اعضای مجاهدین خلق &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این سلسله نشست ها که توسط رهبری سازمان تحت عنوان &#8220;حوض کوثر&#8221; نام گرفته بود در سال ۱۳۷۴ در مجموعه پایگاههای پارسیان در بغداد و در محل اجلاس شورا (در  ساختمان عظیمی) تشکیل شد و شرکت در این نشست ها به صورت مرکزی (سازماندهی وقت نیروهای ارتش رجوی) بود و هر مرکز به نوبت برای این نشست ها از قرارگاه اشرف با اتوبوس آورده می شدند.</p>
<p>سالن اجلاس مثل مجالس کشورها ساخته شده بود و وسط آن مثل یک میدان خالی و فضای بازی داشت.</p>
<p>فریب کاری این بار رجوی بشکل حوض تطهیر، خودش را نشان می داد. او به عنوان رهبر بلامنازع یک فرقه بخوبی می دانست که از چه شیوه هایی استفاده کرده و نیروها را لااقل برای مدتی دیگر سرکار بگذارد.</p>
<p>او بعد از انبوهی سخنرانی و گفت و گو با نیروها و به رخ کشیدن گناهانشان در تشکیلات و آماده سازی فضا برای اقرار مریدان و اعضا و نهایتاً برای رهایی آنان از گناهانی که در بند آن گرفتارند وسط اجلاس را  برای اعضای خاطی و گناهکار نشان می داد و می گفت اگر می خواهید از گناهانتان رها شوید و مثل کسی باشید که تازه از مادر متولد شده است وارد این حوض شوید تا پاک و مطهر شوید و بسوزید و دوباره زنده شوید .</p>
<p>او چنان فضایی می ساخت که افراد حاضر در نشست با فریاد های برادر من گناهکارم شروع به گفتن از خودشان می کردند و داد سخن می دادند کسی به کناردستی اش مجال نمی داد و همه سعی می کردند که صدای خود را به مسعود برسانند و از او بخواهند که تا کاری کند که گناهانشان پاک شده و از آتش دوزخ بدور باشند و برای ورود به &#8220;حوض&#8221; از هم پیشی می گرفتند و با حاضر حاضر حاضر گفتن خودشان وفاداری شان را به رجوی ثابت می کردند.</p>
<p>در این نشست ها که برای هر مرکز جداگانه برگزار می شد بعد از بحث های عمومی، نوبت سوژه های اصلی هر مرکز می رسید که اسامی آنها قبلاً توسط فرمانده هر مرکز به رجوی داده شده بود . تمامی تلاش رجوی این بود که یا با تشویق و دادن امتیاز مثل رده و اگر با این شیوه نشد به شیوه های آنتاگونیستی افراد را مجاب به ماندن در تشکیلات کند.</p>
<p>رجوی طبق معمول با مجموعه بحث های سیاسی تلاش می کرد وضعیت حاکمیت ایران را بحرانی و شرایط را حساس  جلوه دهد که از این کار دو هدف داشت. از یک سو می خواست به نیروها امیدواری دهد که رژیم در مسیر سقوط و نابودی است و از سوی دیگر می خواست به نیروهای خاطی و خواهان جدایی بگوید این کار شما فرصت طلبی است و بمثابه کسانی می ماند که بخواهند صحنه جنگ را ترک کنند و او علنا چنین افرادی را به اعدام تهدید می کرد و می گفت &#8220;این حق ماست&#8221;.</p>
<p>برای موجه جلوه دادن این کارش نیز حزب دمکرات و کومله را مثال می آورد و می گفت کسانی که بخواهند صفوف آنان را ترک کنند آنها او را اعدام می کنند و اگر تا حال ما این کار را نکردیم این لطفی است که ما در حق شما قائل شدیم.</p>
<p>در این نشست رجوی برای بستن باصطلاح راه بریدگی و جلوگیری از جدا شدن اعضاء بحثی پیرامون <strong>طعمه</strong> مطرح کرد . او گفت هم اکنون کسانی که از ما جدا شده و ما آنها را به خارج فرستادیم توی دهان وزارت اطلاعات ایران افتاده اند و طعمه شده و بر علیه ما کار می کنند و این نتیجه کار ماست . من همیشه گفته ام وسط نداریم یا باید مجاهد شد و یا باید مزدور وزارت اطلاعات.</p>
<p>رجوی تمام این مقدمه چینی ها را می کرد تا بگوید از این به بعد کسی را به خارج نمی فرستیم و هرکسی هم خواست برود باید دو سال در خروجی ارتش بماند تا اطلاعات او بسوزد بعدش هم ما آنها را تحویل استخبارات ارتش عراق میدهیم . شما می دانید که ورود غیر مجاز از مرز به عراق طبق قوانین عراق ۸ سال زندانی دارد و بعد از آن اگر تبادلی بین ایران و عراق باشد، این افراد به عنوان اسیر جنگی با رژیم تبادل خواهند شد. وی همانجا بحث &#8220;مشت آهنین&#8221; را مطرح کرد و در حالی که سر خود را بالا گرفته و دست خود را مشت کرده بود گفت: از این پس می خواهیم با مشت آهنین وارد شویم… و برای این کار با استخبارات عراق هم هماهنگ نموده ایم.</p>
<p>رجوی همچنین از وضعیت زندانهای عراق بویژه زندان ابوغریب که مخوف ترین زندان عراق بود  توضیحاتی را داد که در آن چه بلاهایی سر افراد می آورند تا بدین وسیله هرچه بیشتر ترس را در دل افراد جاری کند تا هرگز به فکر جدا شدن از سازمان  نباشند.</p>
<p>مسعود رجوی در بخش پایانی نشست صحبتی حول انحلال ارتش آزادیبخش نمود با این محتوا که با توجه به مناسبات فعلی باید انتظار انحلال ارتش را می کشیدیم اما شما با حاضر حاضر گفتن خودتان  یک بار دیگر ارتش آزادبیخش را تأسیس نمودید و در نتیجه از الان مؤسسان دوم ارتش هستید.علت اینکه مؤسسان دوم می گفت این بود که مؤسسان اول خودش و مریم بودند که در خرداد سال ۱۳۶۶ ارتش آزادیبخش را تأسیس کردند.</p>
<p>لازم بذکر است که این نوع فریبکاری رجوی برای دهه های بعد هم کارکرد داشت و هر وقت که وی  قافیه را در پیشبرد استراتژی اش تنگ می دید برای نگه داشتن نیروها در بند تشکیلات شماره های بعدی مؤسسان را خلق می کرد. مثل تشکیل &#8220;<strong>مؤسسان سوم ارتش آزادیبخش ملی</strong>&#8221; در سال ۱۳۸۵ و &#8220;<strong>مؤسسان چهارم ارتش آزادیبخش ملی</strong>&#8221; در سال ۱۳۹۱ .</p>
<p>برگردیم به بحث مان ، داشتم می گفتم که رجوی در بخشی از نشست های حوض که برای کلیه مراکز آن را تکرار می کرد  زنان را بیرون کرده و در رابطه با مسائل جنسی مردان با آنان گفتگو می کرد و با پررویی تمام اینگونه مسائل را بعنوان یک اشکال و عیب افراد که هنوز عده ای آن را برای خودشان حل نکرده اند یاد می کرد و می گفت با انقلاب مریم اینها همه باید ذوب و نابود شوند و اگر کسی هنوز درگیر اینگونه مسائل است معلوم می شود هنوز از انقلاب مریم عبور نکرده است ولی کسی نبود و یا نمی توانست به رجوی بگوید اگر راست می گویی پس این حرمسرایی که تو برای خودت ساختی برای چیست ؟</p>
<p>رجوی با سیستم فیزیولوژی و ساختار طبیعی  بدن آدم ها هم مشکل داشت. غرایز جنسی که جز وجود ذاتی هر انسان و برای ادامه نسل  است و باید برای آن پاسخ منطقی داد ولی رجوی تلاش میکرد آن را با ترفند انقلاب ایدئولوژیک خودساخته اش برای نیروها حل و فصل کند و اگر شرایط و دوران عصر حاضر به او اجازه می داد وی نیز بمانند حسن صباح مریدان خود را که تحت عنوان فدائیان آنها را در قلاع مختلف نگهداری می کردند ، مقطوع النسل می کرد. ولی او در عوض رحم زنان نگون بخت در تشکیلات را هدف قرار داده و بتدریج آنان را وادار می کرد تا رحم خود را در بیاورند تا بدین ترتیب ضمن ناامید کردن زنان از داشتن یک زندگی و نعمت مادری آنان را بیشتر از پیش مورد استثمار جنسی خود قرار دهد.</p>
<p>بنابراین رجوی  نیز مثل رهبران تمامی فرقه های عصر حاضر و گذشته،اعضای خود را با بازسازی فکری و تحمیل روانی در مسیر اهداف و خواسته های شخصی و ایدئولوژی التقاطی خودش و قدرت هایی که به آنها وابسته بود به کار میگرفت.</p>
<p><strong>پاورقی:</strong></p>
<p><strong>پارسیان</strong> به مجموعه پایگاههایی گفته می شد در مرکز شهر بغداد که تعداد زیادی هتل بزرگ و چندین خانه را شامل می شد قرار داشت که از یک طرف به میدان فردوس و از طرف دیگر به میدان چهل دزد بغداد منتهی می شد. این منطقه تماما و به صورت مشترک توسط گاردهای حفاظتی سازمان و عراق حفاظت می شد.</p>
<p>این مجموعۀ بزرگ شامل آپارتمانهای چندین طبقه ای می شد که سازمان اجاره نموده بود  که بعداً به تعداد آن افزوده شد و تمامی یک خیابان را در بر می گرفت. هر کدام از این آپارتمانها به یک اسم نامگذاری شده بود از جمله: پایگاه &#8220;<strong>جلالزاده</strong>&#8221; که از قدیم از پایگاه های  اصلی سازمان در بغداد به حساب می آمد ، که ساختمان روابطی سازمان بود که مسئولیت آن هم با خود عباس داوری بود.</p>
<p>پایگاه  &#8220;<strong>طباطبایی</strong>&#8221; که ابتدا محل استراحت و زندگی خانواده ها که بعداً تبدیل به بیمارستان اصلی ارتش شد.</p>
<p><strong>پایگاه ازهدی</strong> روبروی طباطبائی قرار داشت و بعنوان پایگاه سرپل عمل می کرد و نیروهایی که از قرارگاهها به بغداد تردد می کردند و نیاز به استراحت یا اسکان موقت داشتند، به این محل میرفتند.</p>
<p>&#8220;<strong>سالن بهارستان</strong>&#8221; که ابتدا یک خانه بود و چندی بعد از جنگ کویت تغییراتی در آن صورت گرفت و به شکل سمبلیک مجلس شورای ملی، جهت تشکیل نشستهای شورا ساخته شد.</p>
<p>&#8220;<strong>ساختمان روابط</strong>&#8221;  تقریبا چسبیده به جلالزاده بود که مخصوص استقرار مسئولین اطلاعاتی عراق بود که همیشه با مسئولین روابط سازمان در جلالزاده در ارتباط بودند و سازمان تمامی مسائل روابطی خود را با آنها حل و فصل می کرد.</p>
<p>علاوه بر این در همین مجموعه پایگاه معصومی قرار داشت که مدتی ستاد اطلاعات سازمان در آن مستقر بود.</p>
<p>همچنین در این محل خانه ای ساخته شده بود که به خانم مرضیه تعلق داشت.</p>
<p>در میان این ساختمانها خانه های مسکونی نیز وجود داشت که شهروندان معمولی عراق تحت کنترل نیروهای استخبارات در آن زندگی می کردند. در تمامی راههای ختم شده به این مجموعۀ بزرگ، نیروهای عراقی پست های چک و کنترل داشتند که در سالهای آخر و بعد از چند تهاجم توسط دولت ایران، یک گردان نیرو را در بر می گرفتند و محل اقامت آنها درست در هتلی روبروی طباطبایی بود. این مجموعه بعدها به صورت یک دژ درآمده و ورود به آن از دربهای بزرگ آهنی می گذشت. لازم به توضیح است سنگین ترین تهاجم  به این محل با سه خمپاره انداز یکبار مصرف غول پیکر ۳۲۰ میلی متری و از پشت یک کمپرسی بزرگ و از یکی از خیابانهای مجاور انجام شد که در مجموع موفقیت چندانی نداشت. ولی باعث شد که سازمان دست به اقدامات حفاظتی شدیدتری بزند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>برگرفته از کتاب خداوند اشرف، از ظهور تا سقوط</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61363">نحوه شکل گیری رفتارهای جدید در اعضای مجاهدین خلق &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61363/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی من در سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوازدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60305</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60305#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2024 07:21:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فواد بصری]]></category>
		<category><![CDATA[نشست حوض]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60305</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل اشاره کردم که مرا در یگانها سازماندهی نمی کردند و علت را بیان کردم. همان روزها بود که در شام دست جمعی، خبردار شدم که یکی از خانم های مسئول در مقر ما را به جرم ارتباط با یکی از مردها گرفته بودند. من خیلی تعجب کردم. دوستی که موضوع را برایم  [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60305">زندگی من در سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60230">قسمت قبل</a> اشاره کردم که مرا در یگانها سازماندهی نمی کردند و علت را بیان کردم.</p>
<p>همان روزها بود که در شام دست جمعی، خبردار شدم که یکی از خانم های مسئول در مقر ما را به جرم ارتباط با یکی از مردها گرفته بودند. من خیلی تعجب کردم. دوستی که موضوع را برایم  نقل کرد در جواب من گفت مریم با انقلابش همه را بهم ریخته است. من هم از دوستی که در مقر دیگری بود خبر دار شدم. دوستم به من گفت آن زن و مرد را آنقدر کتک زده بودند که چهره هایشان مشخص نبود و نمی دانم آنها را کجا بردند. احتمالا هر دوی آنها را سر به نیست کردند. و من تا زمانی که در پادگان اشرف بودم دیگر آن زن فرمانده را ندیدم.</p>
<p>اوضاع در مقر ما و مقرهای دیگر خوب نبود. رجوی به مسئولین مقرها دستور داده بود که زنها به سالن غذا خوری مراجعه نکنند و در کتیبه (محل استراحت زنها) وعده های غذایی را بخورند. تناقضی برای مردها شده بود که چرا زنها به سالن غذا خوری مراجعه نمی کنند! برای کارهای یومیه نیز زنها جداگانه سرکار می رفتند و مردها جداگانه! رجوی هر کاری می کرد نمی توانست انقلاب من در آوردی مریم را به همه نفرات تحمیل کند. در مقر باز هم موارد اخلاقی صورت می گرفت.</p>
<p>سال 1374 در مقر مشغول کار بودم که مسئول ارکان مرا دید و گفت بعد از ظهر در سالن غذا خوری نشست داریم. بعد از ظهر به سالن غذا خوری رفتم. کل نفرات مقر در سالن غذا خوری جمع بودند. نیم ساعتی که گذشت، زنی بنام معصومه ملک محمدی وارد سالن شد و میکروفن را بدست گرفت و گفت: قرار است به ماموریت برویم، به مسئولین تان زمان حرکت را ابلاغ کردیم. وسایل فردی خودتان را جمع کنید و آماده حرکت شوید. دو روز بعد به ما گفتند بعد از ناهار زمان حرکت است. سه اتوبوس به مقر ما آمد. بعد از ناهار وسایلمان را جمع کردیم و سوار اتوبوس شدیم. طبق معمول زندانی می بردند و زندانی بر می گرداندند! پرده های اتوبوس را کشیده بودند و قبل از حرکت اتوبوس توسط سران رجوی توجیه می شدیم در مسیر هیچ کس حق ندارد پرده اتوبوس را کنار بزند.</p>
<p>حدودا دو ساعت و نیم در مسیر بودیم. بعد از آن اتوبوس ها نگه داشتند و به ما گفته شد از اتوبوس پیاده شویم. در مقری بنام طباطبایی مستقر شدیم. هر 10 الی 15 نفر را در یک اتاق جا دادند. هر اتاقی دو پنجره داشت. شیشه های پنجره ها را رنگ سفید زده بودند که بیرون مشخص نشود. دستگیره پنجره ها را با سیم بسته بودند که کسی نتواند پنجره را باز کند. بین نفرات پچ پچ راه افتاد و به هم می گفتند اینجا دیگر چه جور جایی است؟! سه روزی در اتاق بودیم و برای وعده های غذایی به زیر زمین مقر طباطبایی می رفتیم. محلی کاملا غیر بهداشتی بود که لوله فاضلاب ساختمان از زیر زمین عبور کرده بود. فراتر از زندان بود. سر ناهار بودیم که معصومه ملک محمدی به زیر زمین آمد و گفت ناهارتان را که خوردید به سالن ملاقات بروید. مسئولین تان شما را راهنمایی می کنند.</p>
<p>ناهار را خوردیم و ما را به خط کردند. رفتیم به سالن ملاقات. در سالن که جمع شدیم در باز شد و رجوی با محافظانش وارد سالن شدند. همه تعجب کردند! با همه احوال پرسی کرد و گفت اینجا شهر است پادگان اشرف نیست. سر و صدا کنید همسایه ها به پلیس زنگ می زنند. یک ساعتی رجوی در سالن بود وقتی می خواست سالن را ترک کند گفت بزودی شما را می بینم و رفت. شب می خواستیم استراحت کنیم که به ما ابلاغ شد فردا صبح نشست است، آمادگی داشته باشید. فردای آن روز بعد از صبحانه ما را به خط کردند و به طرف سالن نشست راهنمایی شدیم. محل نشست تالار بهارستان بود. قبل از اینکه رجوی وارد سالن شود معصومه ملک محمدی میکروفون را دست گرفت و گفت تا حالا همچین جایی آمدید؟ و در ادامه گفت من که آرزو داشتم این تالار را ببینم. شما هم باید از برادر ممنون باشید که شما را به این تالار دعوت کرده است! درب کنار سن باز شد و رجوی وارد تالار شد. بعد از کف زدنها همه را ساکت کرد و گفت من هر مقری را بصورت نوبه ای به اینجا دعوت می کنم. می خواهم بحثی را با شما در میان بگذارم. در واقع مرا تعیین تکلیف کنید. می خواهم ارتش را منحل کنم. نخود نخود هر که رود خانه خود. کلا عراق را ترک کنیم. هم من راحت می شوم و هم شما راحت می شوید. مسئولین شما به من گزارش دادند کار خودتان را انجام نمی دهید. دستورهای تشکیلاتی را قبول نمی کنید و &#8230; و در آخر گفت: چکار کنیم؟ چرا ماتتان برده؟ چرا حرف نمی زنید؟ گفتم ارتش را می خواهم منحل کنم! خوشحال شدید؟ حرف رجوی درست بود من که خوشحال شدم و با خودم گفتم آن روز فرا رسید و برای همیشه از شر اشرف راحت می شوم.</p>
<p>معصومه ملک محمدی رفت پشت میکروفون و شروع کرد به فحاشی به همه و به رجوی گفت برادر اینها همه بریده اند. در مقر کار پیش نمی رود. خواهران جرات نمی کنند به سالن غذا خوری مراجعه کنند. وعده های غذایی خودشان را در محل استراحت می برند. اوضاع تشکیلاتی مقر صفر است. رجوی معصومه ملک محمد را ساکت کرد و گفت : برای همین می خواهم تمام مقرها را به نوبت دعوت کنم ( وضعیت آنقدر در مقرها خراب بود که مسئولین مقرها که زنان رده بالا بودند می ترسیدند به سالن غذا خوری مراجعه کنند )! در ادامه رجوی گفت: این جا حوض است. این نشست هایی که من با همه برگزار می کنم نشست حوض نام دارد. محل جلوی سن فضای باز است. هر کسی می خواهد پاک شود بایستی در این حوض بنشیند .</p>
<p>ادامه دارد &#8230;</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60305">زندگی من در سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60305/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>طلوع و غروب یک زندگی &#8211; قسمت بیست و هفتم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49103</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49103#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Feb 2022 07:03:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نشست حوض]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49103</guid>

					<description><![CDATA[<p>مانور «سیمرغ رهایی» که از سی خرداد تا ۱۵ تیر ۱۳۷۳ آماده سازی های آن به طول انجامید از جمله مانورهایی بود که رجوی در آن شرکت داشت. به عبارتی آخرین مانور نظامی رجوی در خاک عراق بود. رجوی به خاطر حضور مریم در فرانسه، نیاز به یک قدرت نمایی نظامی در خاک عراق داشت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49103">طلوع و غروب یک زندگی &#8211; قسمت بیست و هفتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مانور «سیمرغ رهایی» که از سی خرداد تا ۱۵ تیر ۱۳۷۳ آماده سازی های آن به طول انجامید از جمله مانورهایی بود که رجوی در آن شرکت داشت. به عبارتی آخرین مانور نظامی رجوی در خاک عراق بود. رجوی به خاطر حضور مریم در فرانسه، نیاز به یک قدرت نمایی نظامی در خاک عراق داشت تا بهتر از گذشته بتواند همپای فعالیت های سیاسی مریم رجوی در اروپا خود را به غرب عرضه نماید تا به عنوان یک آلترناتیو بر روی مجاهدین حساب باز کنند. البته این آخرین مانور از سلسله مانورهایی بود که طی سالهای ۷۲و ۷۳ انجام می گرفت. برای انجام این مانور پول های هنگفتی هزینه گردید. از جمله احداث یک جادۀ طولانی خارج از قرارگاه اشرف به طول حدود ده کیلومتر . این جاده آسفالته نبود بلکه یک جاده شنی بود که با گازوئیل پوشیده شده بود . هم چنین ایجاد یک برج دیدبانی بلند جهت کنترل مانور و در کنار آن جایگاه فرماندهی و یک جعبه شنی بزرگ برای توجیه حرکت نیروها .</p>
<p>علاوه بر این، از خبرگزاریهای مختلف و تعداد زیادی از اعضای «شورای ملی مقاومت» مجاهدین نیز دعوت به عمل آمده بود تا در این مانور حضور داشته باشند . هم چنین ، در داخل قرارگاه اشرف نیز محل هایی برای فرود هلی کوپتر آماده شده بود. مجاهدین برای انجام این مانور بزرگ ، تعداد ۹ فروند هلی کوپتر هیوز ۵۳۰ و ۳ فروند هلیکوپتر می ۸ از هوانیروز ارتش صدام امانت گرفته شده بود تا خلبانان سازمان از آن استفاده نمایند . ناگفته نماند که این هلیکوپترها توسط خلبانان عراقی کنترل می شد اما خلبانان سازمان هدایت آن را برعهده داشتند .</p>
<p>در این مانور ، مسعود رجوی به عنوان «فرماندۀ کل ارتش» ، توسط خودروی ضدگلوله به محل مانور انتقال یافته و بر انجام آن نظارت داشت. عذرا علوی طالقانی هم به عنوان جانشین فرمانده ، مانور را هدایت و فرماندهی می کرد.آنچه در این مانور سعی می شد از چشم رسانه ها پنهان بماند پشتیبانی وسیع لجستیکی ارتش عراق از این مانور نظامی بود.</p>
<h3>مشت آهنین رجوی بر علیه اعضای ناراضی در سال ۱۳۷۳</h3>
<p>سرکوب تشکیلاتی در سال ۱۳۷۳ و نشان دادن مشت آهنین توسط رجوی بر علیه منتقدین و ناراضیان تشکیلات، تحت عنوان «رفع ابهام و نفوذی» پروژه ای بود که با تمام قدرت توسط شخص رجوی و اعضای باصطلاح شورای رهبری این گروه پیش برده می شد. باید گفت این اقدام نقطه عطفی در بروز ماهیت خشن و فرقه ای تشکیلات رجوی محسوب می شود که شمشیر آخته آن بر علیه خود اعضای سازمان کشیده شد. این پروژه که تا نیمه اول سال ۱۳۷۴ طول کشید نه تنها مسئله ای از رجوی حل نکرد، بلکه به طور مضاعف و به دلیل سرکوب شدید بر مشکلات تشکیلات نیز افزود.</p>
<p>زندانیان که تعداد آنها به بیش از ۴۰۰ نفر برآورد می شد ، کسانی بودند که کارکردهای انقلاب رجوی، همچنین حضور سازمان در خاک عراق را زیر علامت سوال برده و آن را قبول نداشتند و رجوی تحت اتهامات امنیتی واهی به شدت آنان را سرکوب کرد. «مجاهدین» در این پروژه با ساخت انواع زندان و ابداع انواع شکنجه ها و ایجاد رعب و وحشت در درون تشکیلات آن روی چهره بظاهر دموکراتیک و مردمی فرقه را برای اولین بار در مقابل دیدگان مات و مبهوت اعضاء به نمایش گذاشت. در جریان اجرای این پروژه و راه اندازی انبوهی زندان و شکنجه و درز برخی اخبار آن توسط کسانیکه توانسته بودند خود را از بند فرقه رها ساخته و به خارج از عراق بروند، باعث شد سران «مجاهدین» از ترس بازدید های احتمالی ارگانهای حقوق بشری به طور شبانه بخشی از زندانهای قرارگاه اشرف را با لودر و بولدوزر تخریب کنند. تا اگر بازدیدهای بین المللی جدی شد هیچ آثاری برای جمع آوری مدارک باقی نماند.</p>
<p>علیرغم تمامی اینها به همت و کوشش کسانی که خود زمانی را در زندانهای فرقه رجوی بسر برده بودند، در تاریخ ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۴ برابر با نوزدهم می ۲۰۰۵ سازمان دیدبان حقوق بشر یکی از معتبرترین نهادهای بین المللی با انتشار گزارش مفصلی تحت عنوان <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/2450">«خروج ممنوع»</a> پرده از جنایات هولناک فرقه رجوی علیه اعضای خود برداشت که به سرعت مورد توجه رسانه های جهان نیز قرار گرفت. این گزارش ۳۴ صفحه ای نشان می دهد که چگونه اعضای ناراضی که از سیاست ها و اعمال غیر دموکراتیک «مجاهدین» انتقاد نموده و یا قصد خود را برای ترک گروه اعلام کرده بودند، مورد شکنجه و ضرب و جرح قرار گرفته و یا سالها در سلولهای انفرادی کمپ های نظامی این گروه و زندان مخوف ابوغریب در عراق محبوس شده و تعدادی نیز زیر شکنجه ها جان باختند.</p>
<h3>نشست های «حوض» در سال ۱۳۷۴</h3>
<p>سرکوب های شدید و روند نابسامان تشکیلات نهایتاً به نشست هایی در ماههای پایانی سال ۱۳۷۴ با مسئولیت شخص رجوی و تحت عنوان «حوض کوثر» که به اختصار حوض گفته می شد ختم گردید. این نشست ها در ساختمانی که محل برگزاری اجلاس باصطلاح «شورای ملی مقاومت» بود در مجموعه پارسیان برگزار می شد. این نشست ها در این محل به مدّت یک هفته الی ده روز ادامه یافت.</p>
<p>باید گفت خروجی این نشست ها ابداع نوع دیگری از شکنجه های روحی و روانی اعضای منتقد و ناراضی در جمع های بزرگتری تحت عنوان «دیگ» و «دیگچه» بود. تا بدین ترتیب تمکین تمام عیار اعضا از قوانین سخت فرقه را برای رهبران مجاهدین به ارمغان بیاورد.<br />
نتیجه اینکه وضعیت فاجعه بار تشکیلاتی در سال ۱۳۷۴ و سرکوب های شدید در سال ۱۳۷۳ ناشی از بن بست سیاسی و نظامی مجاهدین در خاک عراق بود. که محصول آن زمین گیر شدن ارتش رجوی و نبود عملیات از یک سو و بهبود روابط بین ایران و عراق از سوی دیگر باعث مسئله دار شدن نیروها می شد.</p>
<p>علیرغم این که اخبار کاملاً سانسور شده به گوش نیروها می رسید ولی نیروها به خوبی حس می کردند که گذشت زمان به ضرر آنها تمام می شود و تشکیلات مجاهدین علیرغم هیاهوی رجوی در یک بن بست استراتژیک قرار دارد.<br />
هرچه که زمان می گذشت روابط و مناسبات بین ایران و عراق در زمینه های سیاسی و حتی اقتصادی بهبود می یافت و چندین قرارداد اقتصادی هم طی همان سالها بین دو طرف بسته شد . رابطه ایران با منطقه خودمختار کردستان نیز خیلی تنگانگ پیش می رفت.<br />
تبادل کاردار و سفرهای سیاسی و اقتصادی در سطح مقامات دولتی ایران و عراق حاکی از یک روند خوب و رو به جلو از مناسبات دو کشور بود در تمامی عرصه ها را نوید می داد. که برای سران مجاهدین اخبار خوشایندی نبود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49103">طلوع و غروب یک زندگی &#8211; قسمت بیست و هفتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49103/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نشست های حوض و مؤسسان دوم در بغداد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45147</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45147#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jun 2021 05:06:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات جاری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[موسسان پنجم]]></category>
		<category><![CDATA[نشست حوض]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45147</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه رجوى در اوج بحران اضمحلال و از هم پاشیدگى تشکیلاتی که در کشور آلبانی با آن گریبانگیر است، به یک ترفند و فریب برای سرپوش گذاشتن بر بحرانی که با آن روبه روست، دست زده است و فراخوان به نیروی اندک کهنسال و کانون های موهوم شورشی نداشته اش که در مؤسسان پنجم ارتش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45147">نشست های حوض و مؤسسان دوم در بغداد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه رجوى در اوج بحران اضمحلال و از هم پاشیدگى تشکیلاتی که در کشور آلبانی با آن گریبانگیر است، به یک ترفند و فریب برای سرپوش گذاشتن بر بحرانی که با آن روبه روست، دست زده است و فراخوان به نیروی اندک کهنسال و کانون های موهوم شورشی نداشته اش که در مؤسسان پنجم ارتش ( بخوانید خانه کهنسالان بی سلاح و بی فشنگ) رجوی ثبت نام نمایند!</p>
<p>ناخودآگاه بیاد نشست های چندین ماهه سرکوب و شکنجه روحی و روانی بنام« نشست های حوض و مؤسسان دوم» در بغداد افتادم که در زیر چتر حمایتی مخابرات و استخبارات عراق تحت حاکمیت دیکتاتور معدوم شده، صدام حسین قرار داشتند و‌ در بغداد برگزار می ‌شد.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-43690 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Abdolkarim-2.jpg" alt="عبدالکریم ابراهیمی" width="616" height="406" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Abdolkarim-2.jpg 616w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Abdolkarim-2-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Abdolkarim-2-300x198.jpg 300w" sizes="(max-width: 616px) 100vw, 616px" /></p>
<p>این نشست های طویل المدت که به اسم انحلال ارتش آزادیبخش رجوی نام داشت و باید نفرات بالاجبار قوانین وحشیانه انقلاب کذایی مریم رجوی را (قوانین سخت دیکتاتوری و‌خود محوری مسعود و مریم رجوی برای پرستش خداگونه این دو و خط و خطوط آن ها بدون چون و چرا و اما و اگر به صورت خودکار و کورکوانه آن ها می پذیرفتند و تعهد می دادند که با شرایط جدید بیایند و عدول از آن مساوی با حکم اعدام فرد با اذعان و نوشتن کتبی آن و به دست خود نفر بود) که سرکوب و شکنجه روحی و جسمی بود بپذیرند و تک تک از آن مرحله عبور کنند.</p>
<p>اولین قانون تدوین شده در این نشست قانون عملیات جاری بود که می بایست از این پس به صورت روزانه برگزار می ‌شد و همراه با شکنجه روحی، جسمی و تفتیش عقاید صورت می گرفت و در کنار آن زمینه نشست های وحشیانه جنگ و کتک کاری و سربه نیست کردن افراد موسوم به نشست های دیگ فراهم کردند که این خود بحثی جداگانه می طلبد.</p>
<p>ترفند رجوی در آن موقع برای این تز و ایده خود برای انحلال ارتش به اصطلاح آزادیبخش این بود که افراد دچار اپورتونیسم شده و باید ارتش منحل شود. این در شرایطی بود که مریم رجوی بعنوان رئیس جمهور خودخوانده برای فتح به اصطلاح خارجه به اروپا و فرانسه رفته بود که اروپا و آمریکا را به حمایت از ارتش رجوی وادارد و ایرانیان خارج از کشور را روانه عراق نماید یا حامی خود کند و آن جا را فتح نماید. اما نه تنها نتوانست نفرات جدید را وارد تشکیلاتش کند بلکه برعکس تعداد زیادی از کادرهای رجوی که مریم را همراهی می ‌کردند در اروپا و آمریکا از فرقه و تشکیلات رجوی جدا شده و به عراق برنگشتند و در آن جا به دنبال زندگی شخصی خود رفتند. از طرف دیگر در قرارگاه اشرف یک نارضایتی عمومی از وضعیت موجود با توجه به زندانی و شکنجه و کشتار سال ۱۳۷۳ که بیش از ۷۰۰ نفر زیر شکنجه رفتند و بعضی کشته و سر به نیست شدند، جوی از یأس و ناامیدی بر همه حاکم بود ولی کسی جرأت بیان درون خود را نداشت چرا که با زندان و شکنجه و ترس از سربه نیست شدن روبرو بود، در چنین شرایطی رجوی همه را به تیغ و درفش تهدید و شرایط قرون وسطایی ناشی از انقلاب درونی مریم که چیزی جز تهی شدن افراد از خود و بی هویتی فردی در خدمت رجوی در بر نداشت، فرا خوان انحلال ارتش و ثبت نام در مؤسسان دوم را داد و کسی جرأت نه گفتن به رجوی را نداشت.</p>
<p>این فراخوان و نشست های سرکوب رجوی در آن زمان که زیر رعب و وحشت ناشی از زندان و شکنجه و سر به نیست شدن و در سایه حمایت بعث عراق صورت می گرفت بالاجبار تضاد رجوی را موقتاً حل می ‌کرد و بر بحران درونی با زور چماق غلبه می نمود اما الان در کشور آلبانی که نه نیروی قابلی برای رجوی مانده است و نه شرایط و حمایت های دیکتاتور عراق با خود دارد و از همه مهم‌تر اندک اسیران کهنسالی که در آلبانی انتظار مرگ می کشند، این فراخوان رجوی برای ثبت نام در مؤسسین پنجم برای چیست؟</p>
<p>به نظر می آید با توجه به ربع قرن تجربه در تشکیلات رجوی و شرایط کنونی بین المللی و با موقعیت سیاسی و نظامی و منطقه ای ایران و هم پیمانان آن که می‌ رود تک تک امیدها و خواب‌های پنبه دانه رجوی برای خاورمیانه از جمله شکست حاکمیت سوریه، تسخیر کشور عراق به دست داعش و بعثی ها، نابودی ملت مظلوم یمن که خط مقابله با ارباب قدرت آن ها در منطقه یعنی رژیم غاصب و کودک کش اسرائیل است، نقش بر آب کرده و نتیجه معکوس برای رجوی در بر داشته و اربابش اسرائیل به نقطه ضعف رسیده و عربستان و آمریکا دیگر آن ابهت و قدرت نعره کشی را از دست داده اند و از در رابطه و دوستی با ملت ایران درآمده اند و اروپا نیز پیش قراول این وضعیت است و حمایت های سیاسی و مالی آمریکا و اروپا و عربستان و چند کشور کوچک عرب و حتی اسرائیل از فرقه کم شده و چشم انداز برداشتن این حمایت‌ها بسیار زیاد است و آثار آن در آلبانی هویداست، رجوی شلوار خود را خیس نموده و از ترس مرگ، چنین فیلی را هوا کرده و به کانون شورشی موهوم و نداشته اش و ثبت نام در مؤسسین پنجم فراخوان داده است.<br />
این چیزی نیست جز نا امیدی مطلق مسعود و مریم رجوی در شرایط کنونی جهان و منطقه و غروب تشکیلات آن ها که چشم انداز آن بسیار واضح و روشن است.</p>
<p>باید به رجوی گفت « آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» اربابت صدام که رفت اگر مرد بودی باید با او می رفتید چون هر چی داشتید از اون ملعون دیکتاتور بود و الان نعره فریبکارانه ات بعد از صدام آن هم در اروپا، خریداری ندارد و بیش از این خودتان را فریب ندهید. بهترین راه برون رفت از این پریشان حالی و مخمصه تسلیم خود و خانم آلبانی نشینت به یک دادگاه عدالت اروپایی و رها کردن اسیران در چنگت و رفتن آن ها به دنبال فرجام خود است. به امید یک زندگی آزادانه و به دور از غل و زنجیر.</p>
<p>عبدالکریم ابراهیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45147">نشست های حوض و مؤسسان دوم در بغداد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45147/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرحله ی پنجم انحلال ارتش کاغذی مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45086</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45086#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 May 2021 09:40:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[موسسان پنجم]]></category>
		<category><![CDATA[نشست حوض]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45086</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون قصد داریم به علت بازی مسخره ای به نام موسسان ارتش رجوی بپردازیم و این که وی چرا و چه مواقعی دست به این کار می زند ؟ اینکه آیا رجوی در اوج قدرت این بازی را شروع می کند یا در اوج ذلت و پیسی تشکیلات ؟ آیا وی توانسته از ابتدای این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45086">مرحله ی پنجم انحلال ارتش کاغذی مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اکنون قصد داریم به علت بازی مسخره ای به نام موسسان ارتش رجوی بپردازیم و این که وی چرا و چه مواقعی دست به این کار می زند ؟ اینکه آیا رجوی در اوج قدرت این بازی را شروع می کند یا در اوج ذلت و پیسی تشکیلات ؟ آیا وی توانسته از ابتدای این بازی پیروز بوده باشد یا خیر ؟</p>
<p>بعد از شکست استراتژی رجوی در عملیات دروغ جاویدان و شکست های دیگر و ریزش نیرو عملاٌ رجوی به این نتیجه رسید که بازی کثیف دیگری را در مناسبات آغاز کند. بعد از رفتن مریم قجر از عراق و معرفی مادام العمر وی به عنوان رئیس جمهور در مناسبات کسی رمقی برای کار کردن نداشت به همین خاطر رجوی تصمیم گرفت در یکی از بندهای طلاق انقلاب مریم قجر زنان را به قدرت برساند و آن هم بند دال یا هژمونی زنان بود . با به قدرت رسیدن زنان درمناسبات دیگر برای مردها انگیزه ای برای کارکردن وجود نداشت به همین خاطر رجوی دچار وحشت شده و به فکر نشستی به نام حوض افتاد .</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-41340 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_22.jpg" alt="" width="470" height="330" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_22.jpg 470w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_22-300x211.jpg 300w" sizes="(max-width: 470px) 100vw, 470px" /></p>
<p>در پائیز سال 1374 همه نفرات فرقه گروه به گروه به بغداد اعزام شدند تا در نشست رجوی شرکت کنند البته نفرات هنوز در جریان کار نبودند که قرار است چه اتفاقی بیفتد . در بغداد افراد متوجه شدند که باز هم نشست های خسته کننده رجوی است . انجام نشست در سالن شورا در پایگاه سیفی بود. ابتدا رجوی قدری در مورد وضعیت حکومت ایران و منطقه به روده درازی پرداخت و بعد عنوان داشت می توان در آینده ای نزدیک سرنگونی را دید. ولی برای رسیدن به آن نقطه ابتدا شما نفرات ارتش باید از خودتان شروع کنید چون گزارشاتی به دستم رسیده که اصلاٌ وضعیت برادران خوب نیست یعنی این که با این وضعیت اصلاٌ نمی توان به سرنگونی فکر کرد .</p>
<p>وی در ادامه به انتقاد از برادران پرداخت! که شما زنان مسئول را قبول ندارید و زنان نمی توانند کارها را پیش ببرند به همین خاطر م<strong>ن به عنوان مسئول ارتش آنرا منحل می کنم تا تک تک نفرات از این بحث عبور کرده و بعد درخواست عضویت بدهند تا بتوانند در ارتش آزادی بخش دوباره عضو بشوند و این آغاز بحث رجوی در نشست های حوض بود .</strong></p>
<p>این قسمت هایی از حرفهای رجوی در ابتدای انحلال ارتش و موسسان اول بوده که اکنون به خوبی قابل فهم است. چرا رجوی در بعضی از مقاطع در تشکیلات دچار تنش شده و حتی نمی تواند تشکیلات و تناقضات اعضا را جمع و جور کند! و دقیقا رجوی در همین مقاطع دست به این شعبده بازی می زند تا بتواند دو باره نفراتش را مقید به ماندن در تشکیلات کند .</p>
<p>این بازی کثیف رجویها همیشه در مناسبات و در مقاطع مختلف ادامه یافت و اکنون به مرحله پنجم انحلال ارتش کاغذی رسیدیم و این پیام روشنی برای ما دارد که وضعیت در مناسبات فرقه رجوی بسیار آشفته و خراب است که این گونه از ماهها قبل مریم قجر شروع به کله پزی نموده تا بتواند با فریبکاری نفراتش را قانع کند که وضعیت حکومت ایران خراب بوده و در نهایت راه به سرنگونی می برد .</p>
<p>یکی دیگر از عواملی که می تواند تاثیر گذار باشد بازگشت آمریکا به بحث برجام است که اگر این کار به سرانجام برسد تشکیلات رجوی دچار ریزش زیادی خواهد شد و به همین خاطر برای جلوگیری از شروع ریزش دست به اقدام شستشوی مغزی با نام ارتش و موسسان پنجم زده است که آن هم مانند بندهای انقلاب طلاق مریم قجر انتهایی نداشته و مانند سریال های تلویزیونی به خواست کارگردان ادامه می یابد .</p>
<p>رجوی گور به گور شده در اوج دریدگی و پررویی هنوز به دنبال اضافه کردن شماره های انحلال ارتش کاغذی خود می باشد و این نشان دهنده وخامت اوضاع در تشکیلات است چون وقتی وضعیت در مناسبات خراب و بغرنج می شود رجوی ها به فکر انحلال ارتش کاغذی خود افتاده تا به اعضای نگون بخت خود بگویند که اگر قصد دارید در مناسبات باقی بمانید باید همان چیزی که ما می گوئیم انجام دهید. و الا با مغزشویی که طول سالیان روی اعضای خود نموده این ترس در وجود افراد هست که در بیرون زندگی جریان نداشته و از گرسنگی خواهند مرد و این گونه افراد باقی مانده در تشکیلات را می ترساند و اکنون به خوبی برای ما روشن است که انحلال ارتش و موسسان بازی کثیفی است که رجوی با این حربه توانسته اعضای خود را فریب دهد .</p>
<p>باید به رجوی یادآور شد که بهتر است دکان انحلال و موسسان خود را جمع کند. نه از ارتش کاغذی شما خبری است و نه از موسسان بی انتهای شما! در ضمن طبق خبرهایی که می رسد وضعیت مناسبات فرقه بسیار خراب و تعداد زیادی خواهان آزادی و رهایی از جهنم رجوی هستند . بهتر است خودتان را با الفاظ مسخره گول نزنید .</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45086">مرحله ی پنجم انحلال ارتش کاغذی مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45086/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
