<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نصیر حیدری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نصیر-حیدری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 24 Feb 2021 20:56:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>نصیر حیدری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نصیر-حیدری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9805</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9805?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Oct 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/10/28/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87-6/</guid>

					<description><![CDATA[<p>به نظرم بچه ها در قرارگاه اشرف به دام افتاده اند آنان هیچ گونه تمایلی ندارند در اشرف بمانند. در میان لایه ی M جدید در قرارگاه ما به جرئت می توان گفت حتی یک نفر هم پیدا نمی شود تمایل قلبی داشته باشد در قرارگاه اشرف بماند باز تاکید می کنم  حتی یک نفر هم وجود ندارد که به لحاظ استراتژیک و ایدئولوژیک همسو با مجاهدین و بدان اعتقاد داشته باشد و از نظر آنان مواضع و راه حل های سازمان درست و منطقی نیست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9805">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: شما بیش از چهارده سال در مناسبات مجاهدین بودید از نزدیک با شرایط ذهنی و روانی افراد مستقر در قرارگاه اشرف آشنا هستید. رهبران مجاهدین به خصوص مسعود رجوی سعی وافر دارند تا در بیانیه ها، سخنرانی ها و مصاحبه با خبرنگاران و نیز در برنامه های سیمای آزادی اینگونه وانمود کنند افراد مستقر در اشرف آگاهانه و بر اساس انگیزه ی درونی در آنجا بسر می برند و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین از روحیه بسیار خوبی برخوردارند. شما یکی از اعضای با سابقه ارتش آزادیبخش ملی بودید بیش از یک دهه در مناسبات مجاهدین نظاره گر و شاهد بازتولید دنیای واپسگریانه و نابخردانه بودید، حال مایلم از جنابعالی بپرسم دنیای ذهنی و روانی و مهمتر از همه روحیه ی کادرهای تشکیلاتی مجاهدین را چگونه ارزیابی می کنید؟  آقای نصیر حیدری: به نظرم بچه ها در قرارگاه اشرف به دام افتاده اند آنان هیچ گونه تمایلی ندارند در اشرف بمانند. در میان لایه ی M جدید در قرارگاه ما به جرئت می توان گفت حتی یک نفر هم پیدا نمی شود تمایل قلبی داشته باشد در قرارگاه اشرف بماند باز تاکید می کنم حتی یک نفر هم وجود ندارد که به لحاظ استراتژیک و ایدئولوژیک همسو با مجاهدین و بدان اعتقاد داشته باشد و از نظر آنان مواضع و راه حل های سازمان درست و منطقی نیست. اما چه چیزی باعث شده است آنان در سازمان بمانند؟ و آنها را تاکنون در قرارگاه اشرف نگاه داشته است؟ به نظرم سابقه طولانی که این افراد دارند انگیزه ی حضور آنان در سازمان است. آنان عمری را بر باد داده اند جوانی خود را در راه امیال رهبران سازمان بیهوده تلف کردند پس مایوس و ناامید هستند. آرش رضایی: در واقع شما در تحلیل و ریشه یابی علل استقرار اغلب کادرهای تشکیلاتی مجاهدین در اشرف علیرغم فضای قرون وسطایی و ساختار فرقه گرایانه حاکم بر مناسبات مجاهدین به فاکتور روانی اشاره می کنید؟ آقای نصیر حیدری: در لایه ی M جدید نفر یا عضوی که کمترین سابقه را داشته باشد، مینیموم 15 سال است. یعنی نصف عمر خود را از دست داده است و این سابقه یقه ی این تیپ افراد را گرفته است. چنین فردی به خودش <br /> می گوید بعد از 15 سال، 20 سال یا 30 سال از اشرف خارج شوم و بروم بیرون، چکار کنم؟ پس بهتر است همین جا بمانم تا ببینم چه می شود؟ <br /> نکته دوم اینکه این افراد به خودشان می گویند در صورتی که از اشرف خارج شوم تنها یک راه وجود دارد یک راه هست آن هم بازگشت به ایران. این راه برای نفراتی که سابقه ی طولانی در سازمان دارند به نظر من سخت ترین راه است، این حرف من به این معنا نیست که این نفرات دشمنی قبلی با حکومت ایران دارند نخیر، این تیپ افراد به خودشان می گویند خب من بعد از 15 یا 20 یا 30 سال بروم ایران به خانواده ام چه بگویم؟ از کجا آغاز کنم؟ سن زیادی دارم در آستانه پیری هستم نه سواد درست و حسابی دارم و نه تخصصی که به درد مردمم و خودم در جامعه و میهنم بخورد؟ اینها سوالاتی ست که افـراد را آزار می دهد. افرادی که سالهای طولانی در اشرف بودند و بعد از 20 یا 30 سال به خودشان می گویند آس و پاس به میان خانواده باز می گردم. به همین دلیل است که می گویم سخت ترین راه و گزینه بازگشت به ایران است.<br /> نکته سوم: با توجه به آگاهی و اشرافی که نسبت به وضعیت بچه ها دارم از نظر روحیه بسیار فرسوده، ناامید و شکست خورده اند. این کف زدنها و این ترانه ها و این حالت ها را که در سیمای آزادی نشان می دهند باور کنید فرمالیستی است، تحت فضایی که برای افراد بوجود می آورند آنان مجبور هستند دست به همچین کارهایی بزنند و خود را شاد و خندان نشان دهند. آرش رضایی: تاثیر ملاقات خانواده ها با نفرات حاضر در قرارگاه اشرف را چگونه ارزیابی می کنید؟ آقای نصیر حیدری: رهبران سازمان برای نفرات و افراد حاضر در اشرف به این شکل قالب می کنند که خانواده دشمن آنان است به دلیل اینکه آنان سالیان درازی است از رابطه های عاطفی دور هستند و به مرور زمان این حس و عواطف خانوادگی در وجودشان از بین رفته است. همه ی نفرات به مرور تبدیل به آدمهایی شدند که به صورت مکانیکی کار می کنند یعنی احساس و تمایلات عاطفی یا ندارند یا خیلی کمرنگ شده است. در چنین شرایطی وقتی خانواده ها با آنها ملاقات کنند حتما احساسات و عواطف خانوادگی در آنان زنده می شود و این حس ها و روابط عاطفی در صورتی که تقویت شود امید و دلبستگی در وجود آنان پدیدار می گردد به خـود می آیند در نهایت خانواده ی خـود را انتخـاب می کنند.  آرش رضایی: در صورت امکان راهکارها و مکانیزم رهایی کادرهای تشکیلاتی و افراد مستقر در اشرف از فرقه ی فاشیستی رجوی را با توجه به تجربیاتتان بیان کنید؟  آقای نصیر حیدری: به نظرم یک چیز ذهن بچه ها را خیلی درگیر کرده است آنان در خلوت تنهایی شان به خود می گویند در صورتی که از سازمان جدا شوند دیگر قادر نخواهند بود خودشان را تامین کنند و وبال خانواده هایشان در ایران خواهند شد چگونه پاسخ این همه به هرز رفتن عمر و سرمایه جوانی طی سالیان طولانی را به خانواده بدهند؟ <br /> پس تنها راه حل شکستن ذهنیت منفی و یاس آلود افراد از طریق برخورد مستقیم خانواده است یعنی ملاقات حضوری و اطمینان و امید دادن دادن خانواده به فرزندان و بستگانشان در اشرف انگیزه ی جدایی افراد از سازمان خواهد بود و امیدوار می شوند که در آینده مشکلات را با کمک خانواده حل می کنند. نکته ی دوم رابطه عاطفی و صمیمانه ی خانواده با آنان است. <br /> نکته سوم اینکه نیروهای مستقر در اشرف فکر می کنند خروج از اشرف یعنی بازگشت به ایران و این تنها راه است. آنها نمی دانند راههای گوناگونی وجود دارد این تضاد جدی است که افراد مستقر در اشرف به این نتیجه برسند مسیر و راه ورود به اروپا و کشورهای غربی نیز برای آنان امکانپذیر است. آرش رضایی: با تشکر از شما که در این گفتگوی صمیمانه شرکت کرده و دیدگاهها و تجربیات خودتان را با ما در میان گذاشتید. آقای نصیر حیدری: من هم متشکرم و آرزوی موفقیت و بهروزی برای اعضای انجمن نجات را دارم. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9805">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9805/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت نهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9709</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9709?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Oct 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/10/05/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87-5/</guid>

					<description><![CDATA[<p>منظور مهناز و لحن کلامش دقیقا این بود که تقاضای خودسوزی کنید. او غیر مستقیم افراد را تشویق به خودسوزی و عملیات انتحاری برای رهایی مریم کرد. روز بعد مجدداً مهناز گرامی نشست گذاشت و به بچه ها گفت: همه برای شیراک، صدراعظم آلمان و نخست وزیر انگلیس نامه بنویسید و تاکید کنید در صورتی که مریم آزاد نشود اقدام به خودسوزی خواهید کرد. روزهای بعد صحنه های خودسوزی افراد را در اشرف مرتب و مداوم نشان می دادند و بچه ها را تحریک می کردند، آنان احساساتی می شدند و به مسئولین پیشنهاد عزیمت به اروپا جهت خودسوزی می دادند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9709">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت نهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی&nbsp;: در جریان دستگیری مریم و خودسوزی های سازمان یافته که به اعتراف اغلب کادرهای تشکیلاتی جدا شده ی مجاهدین کاملا هدایت شده و به تشویق سران مجاهدین در کشورهای اروپایی اتفاق افتاد، پس از انزجار افکار عمومی جهانی و غربی از خودسوزی های فرقه ای و قرون وسطایی، دار و دسته ی رجوی سعی کردند با ترفند تبلیغاتی و شیوه های فریبکارانه قربانی شدن افراد خویش را عملی مبتنی بر اراده ی فردی و نه اقدامی سازمان یافته و تشکیلاتی قلمداد کنند. مایلم دیدگاه شما را در این باره بدانم. آقای نصیر حیدری: بر همه افراد قرارگاه اشرف مشخص بود که سازمان دستور خودسوزی را داده است. فاکت ها و مدارک زیادی می توان ارائه داد. یک شاهد عینی من هستم و نظاره گر مواضع مسئولین سازمان در اشرف و تشویق افراد برای خودسوزی به دلیل آزادی مریم بودم. دوست دارم به یک مورد خاصی اشاره کنم. یادم است بهار سال 82 بود. یک شب مهناز گرامی فرمانده قرارگاه به ما در نشست گفت: مریم دستگیر شده است و شروع کرد به بد و بیراه گفتن به رژیم و دولت فرانسه و از فدا و صداقت حرفها زد. تعدادی از افراد مانند محمد رزاقی که بعدها از سازمان جدا شد به تیف رفت و پناهنده امریکائیها شد به سر و صورتشان زدند و گریه و زاری کردند و خواستار اقدام انتحاری شدند. مهناز گرامی گفت: احساسات شما پاک و مقدس است ولی در کانال نادرست استفاده نکنید. بروید گزارش بنویسید برای مسئولتان که چکار کنیم. <br /> منظور مهناز و لحن کلامش دقیقا این بود که تقاضای خودسوزی کنید. او غیر مستقیم افراد را تشویق به خودسوزی و عملیات انتحاری برای رهایی مریم کرد. روز بعد مجدداً مهناز گرامی نشست گذاشت و به بچه ها گفت: همه برای شیراک، صدراعظم آلمان و نخست وزیر انگلیس نامه بنویسید و تاکید کنید در صورتی که مریم آزاد نشود اقدام به خودسوزی خواهید کرد. روزهای بعد صحنه های خودسوزی افراد را در اشرف مرتب و مداوم نشان می دادند و بچه ها را تحریک می کردند، آنان احساساتی می شدند و به مسئولین پیشنهاد عزیمت به اروپا جهت خودسوزی می دادند. <br /> باید اعتراف کنم در این روزها همه پاسیو شدیم و چون احساس می کردیم دیگر آینده ای نداریم همه ی ما را یاس و نا امیدی فرا گرفته بود. <br /> در یکی از شب ها مسئولین اشرف طی نشستی با حضور همه ی افراد قرارگاه اشرف گفتند: امشب شب زنده داری داریم و همه باید خشم خود را خوب بیان کنند و جلوی دوربین فریاد بزنند تا شیراک و مقامات فرانسوی خشم شما را ببنند. <br /> آن شب یک تجمع همراه با برنامه هنری در خیابان صد گذاشته شد و تا صبح ادامه داشت. بیشتر روی تحریک ذهن و احساسات بچه ها برای خودسوزی و عملیات انتحاری کار شد. تا احساسات نفرات را برانگیزانند که در صورت لزوم افراد را جهت خود سوزی به اروپا بفرستند. <br /> در واقع مسئولین سازمان در اشرف صحنه هایی درست کردند تا نفراتی که حاضر نبودند برای مریم خودسوزی کنند تظاهر به خودسوزی کنند، چند شخصیتی باشند، فیلم بازی کنند به این شکل سعی می شد همه ی افراد خود را احساساتی نشان بدهند و به طور نامحسوس افراد را وادار می کردند تاتقاضای خودسوزی کنند و اقدام به خودسوزی و یا عمل انتحاری را امری شخصی و اقدامی داوطلبانه نشان می دادند که ربطی به سران مجاهدین نداشت. در حالی که همه برنامه ها، صحنه سازی ها و سخنان تهییج آمیز فرماندهان قرارگاه اشرف در راستای زمینه سازی برای خودسوزی افراد در اروپا ترتیب داده می شد.<br /> ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9709">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت نهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9709/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت هشتم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9571</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9571?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Aug 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/08/25/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87-4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود برگه های اعتراف را نشان ما داد و گفت: شما این اعتراف ها را نوشته اید و در حالی که آنها را جمع و جور می کرد در کشوی میزش گذاشت. سپس شروع کرد به سخنرانی. او در کمال ناباوری به ما گفت: چرا اعتراف کرده اید!! این اعتراف ها همه دروغ است!!  شما مجاهد هستید و کلی تعریف و تمجید از ما کرد بعد بحثی را شروع کرد و شکلی در تابلو کشید. همه ما گیج و منگ بودیم که این چه سناریویی است که برای ما نوشته شده است؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9571">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت هشتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: در رابطه با دوران چک امنیتی و شیوه ی شکنجه ی بازجویان در بازداشتگاه قرارگاه اشرف جهت گرفتن اعتراف دروغ، کادرهای تشکیلاتی جدا شده که شاهد صحنه های دردناک و گزنده ای در این رابطه بودند به فاکت های زیادی اشاره کردند. شما که خود یکی از قربانیان شکنجه جسمی و روانی در دوران موسوم به چک امنیتی بودید، در صورت امکان در باره ی شیوه بازجویان فرقه ی مجاهدین در گرفتن اعتراف، توضیح دهید؟ آقای نصیر حیدری: همانطور که قبلا نیز اشاره کردم به طرز وحشیانه ای مرا دستگیر و به سلولی در زندان اشرف منتقل کردند حدوداً سه ماه در سلول بودم در آن مرحله در حین بازجویی بشدت شکنجه شدم. وقتی به سلول دیگری انتقالم دادند سایر بچه ها نیز آنجا بودند همه افراد بازداشت شده یک یا دو بار ریل شکنجه را رفته بودند. <br /> یک روز مختار، نریمان، عادل و فردی به نام منصور که قدی متوسط داشت، موهاش جو گندمی و اصفهانی بود به سلول ما ریختند با عصبانیت و خشونت خاصی ما را از سلول بیرون بردند به دقت وسایل شخصی مان را بازرسی کردند. بعداً از بچه های دیگر شنیدم همه سلولها را به همین شکل بازرسی کردند. گویا دنبال رادیو بودند. جالب اینجاست منصور که به همراه شکنجه گران سازمان سلول ها را بازرسی می کرد مادرش از رادیو نجات از وی درخواست کرده بود به ایران باز گردد.<br /> بعد از اینکه علیرضا طاهرلو را به سلول ما آوردند او که بشدت شکنجه شده بود و وضعیت جسمانی و روحی خوبی نداشت به بچه های هم سلول ما می گفت باید اعتراف نامه بنویسید تا تحت شکنجه قرار نگیرید گرنه ما را در اینجا به شکلی وحشیانه خواهند کشت. او خیلی ترسیده بود حالت روحی خوبی نداشت علیرضا به بچه ها می گفت به دروغ هم که شده اعتراف کنید چون بازجویان سازمان مصمم هستند تا از ما اعتراف بگیرند آنها می خواهند ما اعتراف کنیم که برای ترور رهبر سازمان به اشرف آمده ایم!! همه بچه ها گیج و منگ شدند. از رفتار بازجویان سازمان در گرفتن اعتراف دروغ و شکنجه های وحشیانه ای که بر ما اعمال می کردند بهت زده بودند. انگار خواب می دیدیم در طی یک مدت کوتاه بیش از پانصد نفر را بازداشت و تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادند تا اعترافاتی از بچه ها بگیرند که هرگز واقعیت نداشت؟ هنوز هم متوجه نشدم سازمان چرا این رفتار وحشیانه را با افراد خودش کرد؟ من توصیه های علیرضا طاهرلو را قبول نکردم به او گفتم دست از این مزخرفات بردارد نزدیک بود کار به دعوا و درگیری فیزیکی بکشد. بعد از چند روز ما را به اتاق بازجویی بردند عادل از شکنجه گران مشهور سازمان سعی داشت ما را وادار کند به دروغ اعتراف کنیم او ما را تهدید کرد لحن جدی داشت یک جورایی به ما فهماند در صورت عدم اعتراف ممکن است جان خود را از دست بدهیم. بازجویان سازمان در گرفتن اعتراف دروغ از ما کاملا مصمم بودند. متوجه شدم در وضعیت پیچیده ای قرار گرفته ام به خودم قبولاندم برای نجات جانم به دروغ اعتراف کنم. درخواست کاغذ کردم و با خونسردی تمام نوشتم: من قصد ترور مسعود رجوی را داشتم. برگه اعتراف را تحویل بازجویان سازمان دادم. <br /> بعد از مدتی فکر کنم بهار سال 74 بود. اوایل صبح افراد سلول ما را که شامل رضا مرسلی، علی امامی، شمس الله گل محمدی و یک نفر دیگر به نام بهمن که بچه کرمانشاه بود سوار آیفا کردند و به قرارگاه بدیع بردند، پس از بازرسی به داخل یک سالن هدایت شدیم مسعود روی صندلی نشسته بود بدون اینکه سلامی بین ما رد و بدل شود در جایی که برای ما مشخص کرده بودند، نشستیم. در این جلسه، عادل، منصور و اعضای شورای رهبری، فهیمه اروانی، مهدی برائی، قاسم و چند نفر دیگر حضور داشتند. <br /> مسعود برگه های اعتراف را نشان ما داد و گفت: شما این اعتراف ها را نوشته اید و در حالی که آنها را جمع و جور می کرد در کشوی میزش گذاشت. سپس شروع کرد به سخنرانی. او در کمال ناباوری به ما گفت: چرا اعتراف کرده اید!! این اعتراف ها همه دروغ است!! شما مجاهد هستید و کلی تعریف و تمجید از ما کرد بعد بحثی را شروع کرد و شکلی در تابلو کشید. همه ما گیج و منگ بودیم که این چه سناریویی است که برای ما نوشته شده است؟<br /> من به خاطر حرف های پوچ مسعود او را مورد سوال قرار دادم سر اینکه ما اینکاره نبودیم تا بیاییم اینجا (اشرف) تو را ترور کنیم اینها دروغ است و اما بازجویان شما ما را بدون دلیل شکنجه کردند و وادار شدیم تا به دروغ اعتراف کنیم. لحظاتی با مسعود به اصطلاح کل کل کردم. فردی به نام کامران فلاحی نیز همراه با من به مسعود اعتراض کرد.<br /> مسعود گفت: ما تعدادی نفوذی در میان خودمان داشتیم لذا مجبور شدیم همه شما را جمع کنیم و این ریل دستگیری و بازجویی را ادامه بدیم تا افراد نفوذی را پیدا کنیم؟!! برای اثبات حرفهایی که میزد نوار ویدویی بهروز را که گویا از نظر سازمان در عملیات کشته شده بود اما بعدها مشخص شد او زنده است و در ایران با تلویزیون مصاحبه کرده است را برای ما پخش کرد.<br /> مسعود ادامه داد: به این دلیل ما باید این کار را (دستگیری و شکنجه افراد) انجام می دادیم!! <br /> بعد از این نشست به خاطر اینکه با رهبر (مسعود رجوی) کل کل کردم، مرا به پیش فهمیه اروانی بردند او پس از اینکه سرزنشم کرد شروع کرد به تعریف و تمجید از ما و فضایی بوجود آورد که از او به خاطر معترض شدن به مسعود عذرخواهی کنیم.<br /> روز بعد ما را به نهار دعوت کردند برای هر کدام از ما تی شرت هدیه دادند و تاکید کردند وقتی به قرارگاه رفتیم در باره این موضوع (دستگیری و شکنجه) با کسی سخن نگوئیم.<br /> مسعود تاکید داشت: حتی در صورتی که نفرات قرارگاه پیش شما آمدند و مورد سوال قرار دادند که این مدت کجا بودید، به آنها بگویید: من نمی فهمم در باره چه چیزی باید با شما حرف بزنم سکوت کنید و از اشخاص سوال کننده فاصله بگیرد!! سپس ما را به قرارگاه بردند. <br /> ادامه دارد&#8230; </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9571">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت هشتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9571/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت هفتم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9358</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9358?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/07/01/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87-3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>انتخابات در درون تشکیلات سازمان همیشه صوری و غیر واقعی بود به نظرم در مورد انتخاب صدیقه حسینی در آن شرایط خاص که سازمان خلع سلاح شده بود و از سوی اتحادیه اروپا، امریکا و کشورهایی نظیر کانادا یک گروه تروریست قلمداد می شد سازمان سعی داشت از زیر فشار خارج گردد. خوب برای همه ما که در اشرف حضور داشتیـم و از نزدیـک مناسبـات سازمـان و شـگردهـای آن را می دانستیم معلوم بود قبلا مسئول اول سازمان انتخاب شده است به دلیل اینکه رهبران رده بالا همیشه افراد مسئول را انتخاب می کردند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9358">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت هفتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: فرمودید در نشست تعادل قوا که در تابستان سال 84 برگزار شد مسئولین مجاهدین در اشرف سعی داشتند خانواده را همچون اختاپوس در ذهن افراد ترسیم کنند آیا در این مورد به خصوص موفق شدند تا تمایلات و عواطف خانوادگی را در افراد محو و نابود کنند؟<br /> آقای نصیر حیدری: به نظر من تمامی جلسات این نشست که در میان بچه ها به اختاپوس نیز مشهور شد در مرحله ای برگزار شد که سازمان احساس می کرد به آرامی در بحران فرو می رود سازمان سعی کرد برای ایجاد تعادل و بالانس و کم کردن تاثیر فشار بیرون به سازمان که تاثیر زیادی بر ذهنیت و روحیه ی بچه ها گذاشته بود و از جمله خودم یک حالت ناامیدی و بی تکلیفی پیدا کرده بودیم آینده برای ما تاریک بود. فکر کنم تنها چیزی که باعث می شد تا بچه ها همه امید خود را از دست ندهند همین عواطف خانوادگی و تکیه گاه خانواده بود. بچه ها در هر حال امیدوار بودند تا خانواده ها به کمک آنها بیایند و از اینکه پس از سالها متوجه شدند، می توانند از حمایت کامل خانواده ها در ایران برخوردار شوند و به کانون گرم خانواده باز گردند بسیار انگیزه پیدا کردند علیرغم تمامی فشارها که بچه ها تحمل می کردند و لجن پراکنی که سازمان بر علیه خانواده می کرد. مسئولین سازمان می خواستند با این نشست ها موضوع حمایت خانواده و دولت ایران از بچه ها را خنثی کنند و بگویند ما جلو رفتیم، عقب نرفتیم، بنابراین نترسید. <br /> آرش رضایی: در رابطه با نشست های متعددی که مسئولیت آنها بر عهده ی خانم معصومه ملک محمدی و خانم زهره اخیانی بود و پس از نشست تعادل قوا و یا به تعبیری اختاپوس برگزار شد، چه توضیحی دارید؟<br /> آقای نصیر حیدری: بله، در تابستان 84 و در ادامه نشست های تعادل قوا یکسری جلسات توسط مسئولین قسمت های مختلف در بخش اجتماعی، معصومه ملک محمدی / روابط، زهره اخیانی / امنیت، گیتی / جنگ سیاسی، فرشته یگانه، برای نفرات گذاشته شد و به اصطلاح پیشرفت های خودشان را تبلیغ کردند و اینکه سازمان در برابر فشار و فضای بیرون موفق عمل کرده است. البته این نشست ها چندان تاثیری بر روی بچه ها نداشت. دلیلش هم این است که بعد از ترتیب دادن آن همه نشست در سال 83 و تابستان 84 ریزش نیروها همچنان ادامه داشت و بسیاری از نفرات از اشرف خارج و به امریکائی ها در تیف پناهنده شدند و یا به ایران بازگشتند. آرش رضایی: آقای حیدری در باره ی نشست موسوم به انتخابات چه نظری دارید؟<br /> آقای نصیر حیدری: نشست های انتخابات فکر کنم در شهریور ماه برگزار شد به این شکل بود ابتدا یک روز بعد از ظهر، دو تا قرارگاه را در یک قرارگاه جمع کردند و در نشست افراد این دو قرارگاه، توسط FM به ما گفته شـد امسال انتخـابات داریـم و می خواهیم مسئول اول انتخاب کنیم در این رابطه پیامی از مریم رجوی برای بچه ها خوانده شد محتوای آن چنین بود به دلیل پیشرفت هایی که داشتیم و همچنین سال قبل به علت شرایط خاص نتوانستیم مسئول اول سازمان را انتخاب کنیم، الان چون در نقطه اوج هستیم باید مسئول اول انتخاب کنیم و ایـن انتخاب اساساً شأن مژگان پارسایی را کم نمی کند چون مژگان جای مسعود و مریم را آنجا یعنی در اشرف پر می کند. بنابراین همه باید در انتخابات شرکت کنند و رای دهند که چه کسی را به عنوان مسئول اول انتخاب می کنند و بدون اینکه کسی متوجه شود برگه انتخاب خود را به مسئول خودشان بدهند. این نشست شور اول نام داشت. <br /> بعد از آن به یک فاصله ای لایه M جدید به بالا را صدا کردند و ما به سالن اجتماعات رفتیم مسئول این نشست مژگان بود او بر روی تابلو نوشت نشست شور دوم و انتخاب مسئول اول، او گفت در بررسی نظرسنجی هایی که شور اول داشتیم 5 زن انتخاب شده است و اسامی آنان را در تابلو نوشت. اسامی صدیقه حسینی / زهره اخیانی / معصومه ملک محمدی / و دو زن دیگر که فکر کنم پروین صفایی هم یکی از آنها بود. بعد پنج تا گلدان روی سن گذاشتند و فرماندهان قرارگاه ها بالای سر گلدان ها ایستادند تا نظارت کنند نفرات رأی خود را می نوشتند و در گلدان ها می انداختند. بعداً شمارش کردند و گفتند صدیقه حسینی بالاترین رأی را آورد. همه کف زدیم شیرینی خوردیم و نشست تمام شد. <br /> روز بعد در نشست شور سوم شرکت کردیم. سالنی جلوی قرارگاه اشرف درست کرده بودند به نام امجدیه که همه در آن سالن جمع شدیم. مژگان پنج تن از زنان شورای رهبری را به بالای سن دعوت و اعلام رأی گیری کرد. همه دست بلند کردند و به صدیقه حسینی رای دادند او مخالف نداشت مسئول اول بدین ترتیب انتخاب شد. البته فضایی در طی برگزاری این نشست ها مسئولین سازمان بوجـود آورده بودنـد که همه می دانستیم باید به صدیقه حسینی رای بدهیم و او مدنظر رهبری سازمان بود. پس از انتخاب صدیقه حسینی برخی از نفرات در ذکر خصوصیات برتر صدیقه متملقانه حرف هایی زدند سپس پیام تبریک مریم را به صورت مستقیم شنیدیم و نشست انتخابات تمام شد.<br /> آرش رضایی: شما فرمودید قبل از انتخاب صدیقه حسینی فضایی را مسئولین مجاهدین پدید آورده بودند که مشخص بود چه کسی انتخاب خواهد شد در واقع شما به فرمالیته بودن انتخابات سازمان اشاره کردید. مایلم کمی بیشتر توضیح دهید؟<br /> آقای نصیر حیدری: ببینید انتخابات در درون تشکیلات سازمان همیشه صوری و غیر واقعی بود به نظرم در مورد انتخاب صدیقه حسینی در آن شرایط خاص که سازمان خلع سلاح شده بود و از سوی اتحادیه اروپا، امریکا و کشورهایی نظیر کانادا یک گروه تروریست قلمداد می شد سازمان سعی داشت از زیر فشار خارج گردد. خوب برای همه ما که در اشرف حضور داشتیـم و از نزدیـک مناسبـات سازمـان و شـگردهـای آن را می دانستیم معلوم بود قبلا مسئول اول سازمان انتخاب شده است به دلیل اینکه رهبران رده بالا همیشه افراد مسئول را انتخاب می کردند و در اعتراض به این موضوع یعنی انتصاب مسئولین یکسری محفل میان نفرات در اشرف زده شد و این هشداری بود برای رهبری سازمان. لذا با این شیوه کار می خواستند به ما و جهانیان بگویند در داخل تشکیلات مجاهدین آزادی انتخاب وجود دارد و به لحاظ سیاسی مناسبات داخل اشرف را دموکراتیک جلوه دهند و از طریق فیلم نشان دهند که مجاهدین انتخابات دمکراتیک دارند. در صورتی که صدیقه حسینی را رهبران سازمان از یک سال پیش نشان کرده و در این جایگاه قرار دادند فقط به کسی اعلام نکردند. پس نشست انتخابات یک نشست فرمایشی و خیمه شب بازی بیش نبود.<br /> ادامه دارد&#8230;<br /> تنظیم از آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9358">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت هفتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9358/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9196</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9196?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 May 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/01/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از خروج تعداد زیادی از بچه ها و رفتن آنها به کمپ امریکا مسئولین سازمان نشست های مختلفی را برای ما گذاشتند. یکی از این نشست ها، نشست عمومی در روز عید بود. در عید سال 84 نشست در سالن اجتماعات برگزار شد زهره اخیانی آمد و برنامه را اعلام کرد. وسط برنامه یک پیام از مریم رجوی به صورت تصویری پخش شد که کلی در رابطه با بچه هایی که در داخل اشرف مانده بودند تعریف و تمجید کرد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9196">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: در سال 84 وقتی سران مجاهدین با فرار و جدایی تعداد زیادی از افراد مستقر در اشرف مواجه شدند که آنان عمدتا به دلیل ارتباط گیری و ملاقات با خانواده هایشان از تحولات روی داده و واقعیات آگاه شده و به صورت فردی یا جمعی تقاضای خروج از مناسبات فرقه ی مجاهدین را کردند و سر انجام موفق شدند از اشرف خارج شوند، به این جهت مسئولین مجاهدین سعی بسیار داشتند با اتخاذ دو شیوه ابتدا بستن منفذ ها و کانال های ارتباط گیری خانواده ها و افراد مستقر در اشرف سپس با طرح نشست های متعدد با موضوعات گوناگون روند سیستماتیک شستشوی مغزی افراد را شدت دهند. از جمله با نشان دادن پیام تصویری مریم به افراد سعی کردند به آنها روحیه بدهند. شما در باره ی نشست های سال 84 چه نقطه نظراتی دارید؟ آقای نصیر حیدری: همانطور که شما اشاره کردید، بعد از خروج تعداد زیادی از بچه ها و رفتن آنها به کمپ امریکا مسئولین سازمان نشست های مختلفی را برای ما گذاشتند. یکی از این نشست ها، نشست عمومی در روز عید بود. در عید سال 84 نشست در سالن اجتماعات برگزار شد زهره اخیانی آمد و برنامه را اعلام کرد. وسط برنامه یک پیام از مریم رجوی به صورت تصویری پخش شد که کلی در رابطه با بچه هایی که در داخل اشرف مانده بودند تعریف و تمجید کرد و گفت این ماندگاری و پایداری شما پرشکوه است به این شکل مریم سر بچه هایی که در اشرف مانده بودند شیره مالید.  آرش رضایی: قبل از آن نشست تعداد زیادی از کادرهای تشکیلاتی از اشرف خارج شده و به تیف رفته بودند. آقای نصیر حیدری: بله. خیلی ها از سازمان جدا و به امریکائیها پناهنده شدند. در آن نشست چون خیلی ها بریده بودند فضای ذهنی خودم این بود که دنبال می کردم کی رفته و کی مانده و در واقع تعداد نفرات را به لحاظ عدد و تعداد چک می کردم متوجه شدم خیلی از بچه ها در اشرف نیستند و رفته اند. به همین خاطر از درون خالی شدم، ولی مسئولین سازمان برای اینکه موضوع فرار و خروج بچه ها را بپوشانند فاصله صندلی ها را در سالن اجتماعات زیاد کرده بودند که نفرات زیاد نشان داده شود به این شکل می خواستند این خلأ را بپوشانند. آرش رضایی: آیا پیام مریم در آن شرایط تاثیری بر بچه ها گذاشت؟ آقای نصیر حیدری: نه ابدا. من که بی تفاوت بودم. نظر خودم در باره پیام مریم رجوی این بود که مریم با این تعریف و تمجید می خواهد سر ما شیره بمالد تا در قرارگاه اشرف بمانیم. دقیقا یادم است بچه هایی که آنجا در نشست بودند زیاد توجهی به حرفهای مریم نداشتند. بیشتر آنها به بیرون از سالن میرفتند وسیگار می کشیدند. آرش رضایی: نشست بعدی که در تابستان سال 84 ترتیب داده شد و چند روزی طول کشید موسوم به تعادل قوا بود در این رابطه توضیحی دارید؟ آقای نصیر حیدری: این نشست ها به صورت لایه ای بود لایه اول از رده FA بودند بعد لایه M جدید بود فکر کنم به مدت 5 روز بود. از صبح می رفتیم داخل سالن اجتماعات تا شب. نشست توسط پروین صفایی شروع شد و تا آخر نشست خود پروین اداره می کرد در بحث نشست تعادل قوا حرف پروین صفایی این بود چند چیز به صورت اختاپوس بر سر شما چمبره زده و نمی گذارد نفس بکشید این اختاپوس چند پایه دارد و یک شکلی به این صورت کشید:  موارد دیگری بود که یادم نیست. بعد از نشست به بچه ها گفته شد هر کس نقطه ضعف های خودش را بنویسد که چقدر گرفتار این اختاپوس بوده اند. بچه ها پروژه می خواندند و می آمدند پشت میکروفون و هیهات مناالذله می گفتند یکی از بچه ها که خیلی دو آتشه بود و پشت میکروفن آمد و فریاد زد هیهات مناالذله قادر رحمانی بود او حاضر حاضر می گفت. اما یک ماه بعد، قادر از اشرف خارج شد به کمپ امریکا رفت سپس داوطلبانه به ایران آمد و ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. هرگز مسئولین سازمان به ما نگفتند قادر رحمانی از سازمان جدا شده و به ایران رفته است. بلکه در پاسخ به بچه ها به دروغ می گفتند قادر برای عملیات و ماموریت به جایی رفته است!!  در نشست تعادل قوا من ته سالن می نشستم حتی یک بار هم بلند نشدم تا شعار بدهم چون انگیزه ای نداشتم به اصطلاح سرگرم خودم بودم ذهنم درگیر بود. یادم است صمد کلانتری در همان نشست به من گفت چرا وارد بحث نمی شوی؟ برو فاکت بنویس. من هم برای اینکه صمد دست از سرم بردارد چند فاکت به صورت فرمالیته نوشتم. در پایان این دوره از نشست یک روز صدیقه حسینی وارد شد و مسئولیت نشست را بر عهده گرفت همه فرماندهان روابط مثل حسین مدنی، مهدی برائی، زهره اخیانی و همه زنان FM قرارگاه آن روز آمده بودند.  صدیقه موضوعی را مطرح کرد او گفت مقامات دولت ایران توسط عراقی ها به آمریکائیها فشار آوردند تا همه اسیران جنگ که در لایه شما هستند دوباره با آنها صحبت کنند که آیا می خواهند به ایران برگردند یا نه. صدیقه گفت ولی ما قبول نکردیم چون سالیان قبل در این رابطه تعیین تکلیف کرده ایم. فعلاً درگیر این موضوع هستیم که قبول نکنیم یا حداقل نگذاریم بچه ها را از قرارگاه بیرون ببرند بلکه آنها را بکشانیم داخل اشرف تا با شما صحبت کنند. سپس زهره اخیانی و حسین مدنی در رابطه با آمریکائیها و گفتگوهایی که رد و بدل شده بود صحبت کردند.  طبق معمول تعدای از افراد پشت میکروفن رفتند و گفتند ما مصاحبه را قبول نمی کنیم. یکی از اینها فردی بود به نام جهانبخش او خیلی دو آتشه بود بلند شد و صحبت کرد ولی جالب است ایشان اولین نفری بود که از سازمان جدا شد. ادامه دارد&#8230;<br /> تنظیم از آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9196">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9196/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری  ـ قسمت پنجم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9047</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9047?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/04/27/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%80-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>به نظرم نشست نقطه مثبت فقط به خاطر فریب دادن بچه های حاضر در اشرف بود تا دل آنها را به دست آورند. به خاطر اینکه قبل از این نشست آمریکائیها دو صفحه مواد حقوق بشر به سازمان داده بودند که توسط مژگان در یک نشست عمومی خوانده شد. قرار این بود بچه ها خودشان در سالن اجتماعات این برگه ها را از آمریکائیها بگیرند و امضاء بکنند به همین دلیل برای اینکه هندوانه زیر بغل بچه ها بگذارند این دوره از نشست ها را برگزار کردند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9047">گفتگو با آقای نصیر حیدری  ـ قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: در نشست موسوم به شرم و حیا همانند نشست طعمه سران فرقه مجاهدین حالت تدافعی گرفتند. جنگ امریکا و رژیم بعثی در حقیقت زمینه ای برای مشخص شدن دوگانگی ها، تناقض های فکری و رفتاری سران مجاهدین بود. چرا که بیشتر افراد در اشرف به جهت فرار مریم به پاریس و مخفی شدن مسعود مسئله دار شدند. اعضای ارتش به اصطلاح آزادیبخش انتظار نداشتند در شرایط سختی که بسر می بردند رهبر عقیدتی مجاهدین، همسرش و سایر سران دارودسته رجوی بر خلاق پیمانی که با آنها بسته بودند نیروهای تشکیلاتی را رها کرده و به فکر نجات جان خویش باشند. به این جهت شاید بتوان فلسفه نشست شرم و حیا را تشریح کرد؟  آقای نصیر حیدری: فکر می کنم نشست شرم و حیاء پاییز 83 بود. این نشست توسط &quot;اف ام&quot; گذاشته شد. صحبت مسئولین این بود شما جایی که باید کمک کار ما باشید، بهانه جویی کردید و زمانی که دست سازمان زیر تیغ بود شما طلبکاری کردید که چرا مریم را خارج فرستادید. شما شرم و حیاء<br /> نمی کنید از اینکه صدیقه خودش را آتش زد!! شما چرا شرم نمی کنید و گذشته خودتان را به یاد نمی آورید که در آن زمان پاسیو بودید و کاری انجام ندادید!! آرش رضایی: افراد حاضر در نشست چه واکنشی داشتند؟ آقای نصیر حیدری: بعد از این صحبت ها یکسری نفرات چاپلوس و متملق به صورت فرمالیته گفتند: ما این روزها که این بحث ها در جریان است شرم می کنیم چون در آن زمان کاری انجام ندادیم. البته این افراد چاپلوس طبق معمول از مسئولین بودند که همیشه در صف اول تملق گویی قرار داشتند تا بقیه هم به آنان نگاه کنند و دنبال حرف آنان را بگیرند. در این نشست چند نفر هم بلند شدند اعتراض کردند و گفتند: ما نمی فهمیم چرا باید شرم کنیم؟ مگر ما می توانستیم کاری انجام بدهیم؟ اینها آدمهای با صداقتی بودند مانند مهدی مظلومی که متاسفانه این تیپ نفرات توسط مسئول نشست به بهانه تقابل با بحث شرم سرکوب شدند.  آرش رضایی: به نظر شما چرا سران مجاهدین نشست شرم را ترتیب دادند؟ آقای نصیر حیدری: بعد از دستگیری مریم تعداد زیادی از افراد اعتراض داشتند. آنها از خود می پرسیدند به چه دلیل مریم را خارج فرستادند؟ علیرغم اینکه مسئولین توضیح دادند به جهت اینکه ارتش در خارج کمک کار داشته باشد ولی بچه ها با این پاسخ مشکل داشتند و اعتراضات ادامه داشت به این دلیل سازمان بحث شرم را به پیش کشید که اعتراضات فراگیر اعضای ارتش آزادیبخش را در اشرف سرکوب کنند.  آرش رضایی: یکی از شگردهای سران فرقه رجوی برای تحمیق افراد معترض و منتقد در اشرف و مانع شدن از ادامه ی اعتراض ها و انتقادها یا عمق بخشیدن جریان اعتراضی در درون مناسبات فرقه مجاهدین، برخوردهای عاطفی و احساسی آنی و گذرا بود و هست. دقیقا پس از اوج گیری جریان اعتراضی، ریزش نیروها و فرار آنها به کمپ امریکا مسئولین قرارگاه اشرف دست به ترفند جدیدی زدند. آنان با برگزاری نشست نقطه مثبت و برخوردهای عاطفی، سعی داشتند تا مانع ریزش و جدایی افراد از فرقه مجاهدین گردند در این باره آقای حیدری توضیحی دارید؟  آقای نصیر حیدری: نشست لایه ما که &quot;ام جدید&quot; نام داشت تحت عنوان نقطه مثبت در پائیز 84 [زودتر از طعمه بود ] در سالن اجتماعات برگزار شد. مسئول نشست زهرا نوری بود. تعداد نفرات ما که همه &quot;ام جدید&quot; بودند به نظرم بین 500 تا 600 نفر می شدند. محتوای صحبت های مسئول نشست این بود که چند سال است شما با پایداری و صبر جمیل مشکلات را یک به یک کنار زدید و بر همه مشکلات غلبه کردید و با انتخاب مسئول اول به نقطه اوج رسیدید الان زمان آن رسیده است بیایم و دارایی هایمان را بیان کنیم و بگوییم که همین گوهر بی بدیل (منظور نفرات) که جلوی من نشسته اند چه کسانی هستند. بعد از سخنان مسئول نشست یکی از بچه ها به نام محمد ترنگ در تأیید صحبت های زهرا نوری صحبت کرد. بلافاصله یکی از زنان شورای رهبری به نام حکیمه به اصطلاح به نقطه مثبت محمد ترنگ اشاره کرد و فکر کنم موارد زیادی را در رابطه با خوبی های محمد ترنگ ذکر کرد که بچه خوبی است، فرمان پذیر است، هر کاری به او گفته شود انجام می دهد، رابطه با رهبری دارد، برای رهبری نامه می نویسد با او رابطه برقرار می کند و قس علی ذالک و به این شکل مانند تعریف بزرگسالی از یک بچه ی خردسال سر او کلاه گذاشتند و در نهایت محمد ترنگ گفت من لیاقت و شایستگی شما را ندارم ولی تلاش می کنم این خصوصیاتی که شما اشاره کردید را کسب کنم!!<br /> نفر بعدی که از محمد ترنگ تعریف کرد و به اصطلاح نقطه مثبت او را گفت محسن شجاعی بود. مسئول نشست زهرا نوری، شجاعی را سوژه نقطه مثبت نمود و تعدادی از جمله فرمانده او مهناز گرامی در رابطه با خصوصیات و ویژگی های او حرفهایی زدند و تعریف و تمجید کردند که شجاعی نفری است فعال، پاسیو نمی شود، در دوران عملیاتها همیشه جلودار بوده است، الان یک پا ندارد ولی مانند سایرین و دوش به دوش بقیه کار می کند، رابطه خاص با رهبری دارد و قس علی ذالک&#8230; تعدادی هم بلند شدند در رابطه نقطه مثبت شجاعی به مواردی اشاره کردند. <br /> برای من این خیمه شب بازی واقعا مسخره بود زیرا از وضعیت شجاعی با خبر بودم او بارها به من گفت: این تشکیلات (مجاهدین)پدر ما را در آورده است. حتی می گفت چرا مریم با سیاستمداران و نمایندگان دولت های خارجی ها دست می دهد و مرتب تکرار می کرد عرصه بر ما تنگ شده است. یا هنگامی که جهت سرگرمی و روزمرگی ما کلاس کامپیوتر گذاشته بودند شجاعی هر روز پیش من می آمد و می گفت این کلاس فقط سرگرمی است و می خواهند با این کلاس ها سر ما را گرم کنند با این وضعیتی که شجاعی داشت وقتی فرمانده اش مهناز گرامی از او صحبت می کرد و به اصطلاح به نقطه مثبت او اشاره داشت در نشست خنده ام گرفت به این بازی های بچه گانه می خندیدم. همه بحث نشست نقطه مثبت به این شکل مضحک در سالن اجتماعات توسط زهرا نوری به مدت سه روز در ساعت های مختلف برگزار شد محتوای آن همین بود که توضیح دادم بعدها ادامه این نشست ها در اف ام ها برگزار شد.  آرش رضایی: آقای حیدری چه تحلیلی شما از این نشست داشتید؟ آقای نصیر حیدری: به نظرم نشست نقطه مثبت فقط به خاطر فریب دادن بچه های حاضر در اشرف بود تا دل آنها را به دست آورند. به خاطر اینکه قبل از این نشست آمریکائیها دو صفحه مواد حقوق بشر به سازمان داده بودند که توسط مژگان در یک نشست عمومی خوانده شد. قرار این بود بچه ها خودشان در سالن اجتماعات این برگه ها را از آمریکائیها بگیرند و امضاء بکنند به همین دلیل برای اینکه هندوانه زیر بغل بچه ها بگذارند این دوره از نشست ها را برگزار کردند تا با این کار ضد انسانی که فریب انسانهاست بچه ها را نگذارند تا از قرارگاه اشرف خارج شوند و به ایران باز گردند. ادامه دارد&#8230;<br /> تنظیم از آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9047">گفتگو با آقای نصیر حیدری  ـ قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9047/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8919</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8919?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/03/13/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%80-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از نشست طعمه مصمم شدم از قرارگاه اشرف خارج شوم اینجا بود که تصمیم نهایی ام را گرفتم به خودم گفتم این یک سرفصل است باید جدا شوم. من  بر خلاف تاکید مژگان پارسایی گواهینامه عبور ننوشتم. اما به مسئولم نوشتم چون این سرفصل تعیین تکلیف است من نیز خودم را تعیین تکلیف می کنم و می خواهم دنبال زندگیم بروم. از مسئولین اشرف خواستم مرا به تیف (کمپ آمریکائیها) انتقال دهند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8919">گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: در نشست موسوم به طعمه افراد بشدت تحت فشار قرار گرفتند خیلی از کادرهای تشکیلاتی جدا شده مجاهدین به تلخی از آن یاد می کنند شما در باره نشست طعمه توضیحی دارید؟<br /> آقای نصیر حیدری: نشست طعمه در پاییز سال 1384 با مسئولیت مژگان پارسایی و صدیقه شروع شد. در شروع نشست مژگان گفت: یک سری تضادها و مشکلات هست که در مناسبات سر باز کرده و علت آن هم این است که میدان به افراد داده می شود به آن و این و فاکت بیرون می زند. مژگان همچنین گفت: <br /> موضوع نشست این است طعمه (کسی که خواهان خروج قرارگاه اشرف به هر دلیلی بود) به علت همین میدانی که به افراد داده شده است و بی حسی مناسبات دارد در داخل مناسبات رشد می کند و به این شکل مانند پرویز فرهمند و عماد بیرون می زند. <br /> بعد از این مسائل مژگان باز توضیح داد: پرویز فرهمند هم همین طور طعمه شد و به این شکل باند درست کرده بود.<br /> گویا پرویز فرهمند قبل از شروع نشست طعمه در رابطه با نشست های سیاسی با بچه ها محفل می زند و وقتی به پذیرش می رود با بچه های پذیرش نیز محفل می زند بعد او را آن طور که مسئولین اشرف می گفتند اخراج می کنند. البته پرویز فرهمند با سازمان و اهدافش مشکل پیدا کرده بود.<br /> در نشست طعمه مژگان تاکید داشت، عماد، اطلاعات نفرات و کسانی که داخل اشرف می آیند را جمع آوری کرد و در دیسک سخت کامپیوتر جا داده، فرار کرد و آنها را در تیف به آمریکائیها داده است و موقعی که با آمریکاییها برخورد کرد امریکائیها دیسک سخت را از عماد گرفتند. در پایان صحبت های مژگان یک نفر به نام پویا (مربی تکاور بود) بلند شد و از خودش به اصطلاح انتقاد کرد و گفت: من حواسم نبوده، هوشیار نبودم در رابطه مناسبات سازمان تناقضاتی داشتم و قس علی ذالک. پس از او حدوداً 30 نفر جهت تملق گویی و چاپلوسی از خودشان انتقاد کردند. در پایان نشست، مژگان با عصبانیت گفت: از این به بعد طعمه نداریم هر کس در چهارچوبی که ما می خواهیم خود را وفق نمیدهد به او می گویم بفرما تیف که میخ تویله شوی. بعد مژگان در حالی که آشفته به نظر می رسید، گفت: هر کس باید گواهینامه طعمه بنویسد و رده، کار، سابقه، مسئولیت هر فرد تا این لحظه ارزش ندارد مگر با عبور از گواهینامه طعمه، همه باید گواهینامه بنویسند و با حضور جمع از آن عبور کنند. به این شکل نشست بعد از چهار یا پنج ساعت تمام شد و افراد و نفرات به داخل قرارگاه آمدیم.<br /> آرش رضایی: واکنش و تحلیل شما در رابطه با نشست طعمه چه بود؟ چه جمعبندی از آن داشتید؟ <br /> آقای نصیر حیدری: پس از نشست طعمه مصمم شدم از قرارگاه اشرف خارج شوم اینجا بود که تصمیم نهایی ام را گرفتم به خودم گفتم این یک سرفصل است باید جدا شوم. من بر خلاف تاکید مژگان پارسایی گواهینامه عبور ننوشتم. اما به مسئولم نوشتم چون این سرفصل تعیین تکلیف است من نیز خودم را تعیین تکلیف می کنم و می خواهم دنبال زندگیم بروم. از مسئولین اشرف خواستم مرا به تیف (کمپ آمریکائیها) انتقال دهند. <br /> ادامه دارد&#8230;<br /> تنظیم از آرش رضایی </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8919">گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8919/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8812</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8812?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/02/09/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%80-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای نصیر حیدری:  شکنجه واقعی را با همه وجودم در قربانگاه اشرف لمس کردم. بعد از داستان چک امنیتی همه مواردی که رهبران مجاهدین به عنوان ارزش توی ذهن من کرده بودند یکی یکی زیر علامت سوال رفت بتدریج به همه چیز شک می کردم و در این رابطه با آنها درگیری داشتم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8812">گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: آقای نصیر حیدری شما و بیش از پانصد نفر از کادرهای تشکیلاتی با سابقه مجاهدین و ارتش آزادیبخش در دوران چک امنیتی در قرارگاه اشرف و به دستور مستقیم مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین به دلایل واهی و نادرست تحت شکنجه شدید جسمی و روانی قرار گرفتید. شکنجه به شکلی سیستماتیک، مستمر و کاملا بیرحمانه در طی چند ماه آنگونه که شما نیز بدان شهادت دادید اعمال می شد، دوران چک امنیتی و بازجویی های مبتنی بر شکنجه افراد تشکیلاتی در قرارگاه اشرف، نمونه عینی بارز و آشکار نقض حقوق بشر در میان مجاهدین است. در عین حال مسعود، مریم و سایر رهبران مجاهدین در ژست های تبلیغاتی خویش و در گفتگو با نمایندگان رسانه های گروهی غرب یا در برنامه سیمای به اصطلاح آزادی با هیاهو و پروپاگاندا از مبارزه برای نفی شکنجه و دفاع از حقوق بشر سخن می گویند و شعار می دهند؟ این همه تناقض را شما که سالها در قرارگاه اشرف بودید و یکی از قربانیان شکنجه در اشرف هستید چگونه تحلیل می کنید؟ آقای نصیر حیدری: شکنجه واقعی را با همه وجودم در قربانگاه اشرف لمس کردم. بعد از داستان چک امنیتی همه مواردی که رهبران مجاهدین به عنوان ارزش توی ذهن من کرده بودند یکی یکی زیر علامت سوال رفت بتدریج به همه چیز شک می کردم و در این رابطه با آنها درگیری داشتم. <br /> واقعیت اینکه وقتی از سوی بازجویان در قرارگاه اشرف تحت شکنجه قرار گرفتم و کارهایی که سر ما آوردند متوجه شدم رفتار مسئولین سازمان 180 درجه با صحبت هایی که بارها مسعود و مریم و در رابطه اسلام و طرز برخورد با انسان ها می کردند، تفاوت دارد و صحبت های مسعود و مریم که در نشست های جمعی در اشرف می کردند و دم از اسلام می زدند جز یک حرف و شعار توخالی نیست. تئوری هایی که مسعود رجوی برای ما در قرارگاه اشرف می بافت در واقع جهت اعمال قدرت و تحمیق افکار افراد بود.<br /> یا اینکه از حقوق بشر حرف می زدند و اعلامیه هایی که پخش می کردند و یا در نشست های جمعی و لایه ای دم از آزادی انسان ها و مبارزه برای آزادی انسانها می زدند همه و همه جهت هدف شوم خودشان بود و است. شکنجه ها و بلاهایی که سران سازمان به سر ما که نیروهای خودشان بودیم، آوردند متوجه شدم اینها ماهیت خشن دارند و در صورتی که دستشان به مردم ایران برسد با خشونت با آنها رفتار خواهند کرد. <br /> شکنجه ها، اعمال ننگین سران و بازجویان مجاهدین رفتاری نادرست و غیر انسانی بود و تاثیر بدی بر نفرات داشت. وقتی که خیلی از افراد را در دوران چک امنیتی در زندان جمع کردند و این بلاها را به سرشان آوردند در نهایت رفتار و اعمال ضد انسانی رهبران مجاهدین تبدیل شد به بلا و خوره تشکیلات. چون تخم بی اعتمادی در بین افراد حاضر در قرارگاه اشرف نسبت به رهبران مجاهدین و به خصوص مسعود رجوی با دست خودشان پاشیده شد. به همین دلیل اغلب نیروها نسبت به همه چیز رهبران و مسئولین مجاهدین با شک وارد می شدند. <br /> آقای نصیر حیدری: رهبر عقیدتی مجاهدین در داستان انقلاب ایدئولوِژیک مرزهای ممنوعه ای را طرح کرد که دقیقا ارتباط داشت با نیازهای طبیعی انسان. در حقیقت مسعود رجوی با کشتن عمیق ترین و متعالی ترین احساسات انسانی سعی داشت تعریف خاصی از مبارزه و انقلابییگری بدهد؟ او حتی زن را مانع مبارزه و رهایی می دانست و اما از رهایی زنان حرف میزد و این پارادوکس <br /> شگفت انگیزی بود که ذهن بیمار مسعود رجوی اهمیتی به آن نمی داد. به نظر شما مسعود رجوی در قصه ی جریان انقلاب ایدئولوژیک نسیت زن با انقلاب و مبارزه را چگونه تصور می کرد؟ <br /> آقای نصیر حیدری: ببینید آقای رضایی، من در بهار سال 71 وارد نشست های انقلاب ایدئولوژیک شدم. نشست اول که بند الف بود و بیشتر در رابطه با موضوع زن بحث شده بود و اینکه نباید در مبارزه حتی لحظه ای به زن فکر کرد. از طریق نوار ویدئو بحث های انقلاب را گوش کردم در پایان همان نشست این نکته توی ذهنم بود که این موضوع واقعی نیست. ولی موقعی که به قرارگاه برگشتم پری رحیمی ما را که چند نفر بودیم صدا زد و همه شروع کردند مسائلی را تعریف کردند و اشکالاتی که خودشان داشتند طرح کردند و اما پری رحیمی گفت: دیدگاه مسعود بهترین راه برای ادامه مبارزه است چون با وجود و همراهی زن نمی شود مبارزه نمود. یا اینکه امکان ندارد آدم در این دنیا دو نفر را دوست داشته باشد یا باید زن را دوست داشته باشد یا رهبری را. بنابراین ما که مبارزه را انتخاب کردیم باید زن را طلاق بدهیم که رهبری را دوست داشته باشیم.<br /> من در جواب گفتم خوب من که زن ندارم طلاق بدهم، در پاسخ مسئول نشست گفت: خیلی نفرات بودند که می گفتند زن نداریم ولی به این نقطه رسیدند زن همان چیزی است که در درون انسان است و باید همان را طلاق دهد ما هم ناچار پذیرفتیم و محتوای نواری که دیده بودیم را تایید کردیم. این داستان عبور من از بند الف بود.<br /> بعد از ماجرای بند الف ما را صدا کردند تا جهت عبور از بند ب، نوارهای ویدیویی انقلاب ایدولوژیک را تماشا کنیم. <br /> نوار سخنرانی مسعود رجوی بود، او به این شکل شروع کرد. در بند الف شما آن ماده اصلی را کنار زدید که منظور مسعود زن بود. ولی بند &laquo; ب &raquo; آمده تا تناقضات و لحظات بدی که در این رابطه در درون شماست را از بین ببرد. اینکه آن لحظات بد را مال خودتان ندانید و این لحظه ها را بنویسید و تحویل رهبری دهید تا خودتان را از آن تناقضاتی که در درون شما است، خلاص کنید. <br /> ادامه دارد&#8230;<br /> تنظیم از آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8812">گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8812/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8793</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8793?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Feb 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/02/03/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سایر بچه هایی که با من در یک سلول بودند اعتقاد داشتند بازجوهای سازمان برای ایجاد رعب و وحشت رگ علیرضا را زده اند و می گفتند علیرضا دروغ می گوید که اقدام به خودکشی کرده است به او گوشزد کرده اند تا در باره ی شکنجه  و آزارش با کسی حرف نزند. یادم است علیرضا طاهر لو را چون خیلی شکنجه کرده بودند سلول به سلول بازجوهای سازمان می چرخاندند تا سایر بازداشتی ها را بترسانند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8793">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرش رضایی: آقای نصیری شما گفتید فردی به نام حمزه رحیمی در انتقال شما به محل بازجویی تان نقش داشت و در ادامه صحیت تان به دستگیری و انتقال حمزه رحیمی به سلولی که در آن قرار داشتید اشاره کردید. ضمنا باید به نکته ای اشاره کنم آقای سیامک حاتمی از کادرهای با سابقه مجاهدین که بعد از جدایی از فرقه تروریستی مجاهدین به کشور بازگشته است در گفتگویی که با هم در رابطه با دوران چک امنیتی داشتیم اشاره داشت که او نیز مورد سوء ظن بیمارگونه مجاهدین قرار گرفت و بشدت تحت شکنجه بود و از آقای حمزه رحیمی نام برد و گفت: &quot; دوران بسیار تلخی بود فردی به اسم حمزه رحیمی در این بازجوییها مفقود شد و هرگز رجوی جواب آنرا نداد. &quot; <br /> آقای نصیر حیدری: بله حمزه رحیمی نیز بعدا مورد سوء ظن مجاهدین قرار گرفت و به بازداشتگاه منتقل شد و تحت شکنجه های شدید قرار گرفت. آرش رضایی: در باره ی ایام بازداشت در دوران چک امنیتی می گفتید؟ آقای نصیر حیدری: همانطور که گفتم هنگام بازجویی از سوی نریمان، مختار، عادل و شخصی که در روز اول دستگیریم مرا بازجویی کرده بود، بشدت تحت شکنجه قرار گرفتم، پرده گوش چپ من پاره شد، در نهایت بیهوش شدم پس از اینکه به هوش آمدم وضعیت بدی داشتم همه بدنم بشدت درد می کرد خون از سر و صورتم جاری بود گوش چپ من درد عجیبی داشت تا اینکه مرا از آن سلول تنگ و تاریک خارج کردند و به سلول بزرگی بردند که چند نفر از بچه های دستگیر شده و تحت بازجویی آنجا بودند یکی از بچه ها زیر بازجویی و شکنجه بازجوهای سازمان بینی و زیر چشمش کبود شده بود و سر و صورتش خونین بود از او پرسیدم بچه ی کجا هستی؟ از ترس حرف نمی زد ولی بعدا فهمیدم اهل کرمانشاه است. (بعد از این داستان چک امنیتی او در عملیات سال 76 نفر مهندسی بود که روی مین رفت و یک پایش قطع شد) <br /> دو روز بعد علیرضا طاهر لو را که با ما هم سلولی برد به اتاق بازجویی بردند. وقتی او بر گشت نای حرف زدن نداشت نیمه جان بود بدجوری او را شکنجه کرده بودند و رگ دست او پاره شده بود. از علیرضا پرسیدم چطور رگ دستت پاره شده؟ او گفت قصد خودکشی داشتم؟ متعجب شدم و علت خودکشی را پرسیدم؟ گفت: ده سال در زندان رژیم ایران بودم. الان هم در زندان مجاهدین. دیگر به کی اعتماد کنم. <br /> ولی سایر بچه هایی که با من در یک سلول بودند اعتقاد داشتند بازجوهای سازمان برای ایجاد رعب و وحشت رگ علیرضا را زده اند و می گفتند علیرضا دروغ می گوید که اقدام به خودکشی کرده است به او گوشزد کرده اند تا در باره ی شکنجه و آزارش با کسی حرف نزند. یادم است علیرضا طاهر لو را چون خیلی شکنجه کرده بودند سلول به سلول بازجوهای سازمان می چرخاندند تا سایر بازداشتی ها را بترسانند.<br /> در مجاورت سلولی که در آن بسر می بردیم خیلی وقت ها صدای زن می آمد بعدا فهمیدیم زنان قرارگاه اشرف را هم دستگیر کرده اند و آنان تحت بازجویی قرار دارند. بازجوها و زندانبانان هر چند وقت یک بار سلول ما را تغییر می دادند وقتی به سلول مجاور ما را بردند متوجه شدیم قبلا در این سلول زنان زندانی بودند چون در حمامی که آنجا بود موی بلند زن وجود داشت. <br /> به دلیل اینکه تعداد زیادی را دستگیر کرده بودند زندانی که در آن قرار داشتیم دیگر ظرفیت این همه زندانی را نداشت و قلعه یکی از قرارگاه ها که بعداً پذیرش نام گرفت به زندان مبدل شد.<br /> در یکی از شبها دست ها و چشم من و تعدادی از هم سلولی هایم را بستند سوار ایفا کردند و به زندان جدید انتقال دادند.<br /> بعد از چند روز در همان زندان جدید باز علیرضا طاهرلو را که خیلی شکنجه کرده بودند اتاق به اتاق می چرخاندند تا زهر چشم از بقیه بگیرند. <br /> وقتی علیرضا را به سلول ما آوردند از او سوال کردم تاکنون به چند سلول تو را بردند؟ طاهر لو گفت: بیش از 10 سلول مرا بردند. با توجه به اشرافی که نسبت به قلعه داشتم فهمیدم چیزی بین 250 تا 350 نفر را دستگیر کردند. <br /> در یکی از روزها شمس الله گل محمدی که بچه کرمانشاه بود را به سلولی که در آن قرار داشتیم منتقل کردند. <br /> ادامه دارد&#8230;<br /> تنظیم از آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8793">گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8793/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به تمامیت خواهی رهبر عقیدتی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8779</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8779?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Jan 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/01/31/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%82%db%8c%d8%af%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>کردید در دوران چک امنیتی تعداد زیادی از اعضای مجاهدین را که در عراق بسر می بردند با طرح اتهام های واهی به زیر شکنجه بردند من نیز یکی از این افراد بودم که مورد اتهام قرار گرفتم و بشدت شکنجه شدم. در زمستان سال 73 یک شب داخل آسایشگاه بودم. هوشنگ دودکانی  از فرماندهان قرارگاه اشرف سراغ من آمد و گفت: نصیر با من بیا و کمک کن تا یک بار را به داخل لندکروز بگذاریم، من با او رفتم تا کنار لندکروز که پشت آسایشگاه پارک شده بود. ناگهان هوشنگ دودکانی از پشت مرا گرفت و توسط دو تن دیگر که در آنجا بودند به نام حمزه رحیمی و منصور مداح مرا با زور و کتک داخل لندکروز انداختند و به مکانی به نام پی جی 11  بردند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8779">نگاهی به تمامیت خواهی رهبر عقیدتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>الزامات زیست در دنیای مدرن ایجاب می کند تا ما انسانها با هر تفکر و ایده ی سیاسی که بدان باور داریم و فارغ از هر گونه مرزهای بازدارنده و محدودکننده ی ایدئولوژیک و سیاسی به شان و کرامت انسانها و حقوق ذاتی آنها احترام قائل شویم. این یعنی اوج مدنیت. در این میان تفکر بسته و یا ایده های دگم آنگونه که تاریخ تحولات بشری نظاره گر است چیزی جز ویرانگری و سیه روزی برای بشریت به ارمغان نیاورده و موجبی برای تشتت و از هم گسیختگی مناسبات انسانها نیز شده است. تفکر فرقه ای و مبتنی بر شالوده های ایدئولوژیک بنا به تجربه ی تاریخی همیشه به فاشیسم، توتالیتاریسم و تمامیت خواهی نابخردانه و تبهکارانه منجر می شود. نگاهی به تاریخ فرقه های ایدئولوژیک در دوران معاصر حکایت تلخ و درخوری ست از اسارت ذهنی انسانها و رفتارهای بیمارگونه و ستیزه جویانه ای که از خود بروز داده اند.<br />
چگونه می توان تحرکات خشونت طلبانه ی باندهای کشتار و ترور القاعده و مجاهدین را تفسیر و تعبیر کرد؟ چگونه می توان اعمال تروریستی و کشتار شهروندان جوامع انسانی را توجیه نمود؟ آن هنگام که سران القاعده و رهبری عقیدتی مجاهدین بوضوح و گستاخانه اعمال غیر اخلاقی و غیر انسانی خویش را تئوریزه می کنند و بدان مباهات، می بایست افکار عمومی و اندیشمندان سیاسی در جستجوی علل و شرایط بازتولید چنین افکار بیمارگونه ای به بررسی همه جانبه بپردازند.<br />
ذهن بیمار مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین حتی نیروهای درون تشکیلاتی را نیز نشانه گرفته است و به عناصر تشکیلاتی همچون پیکرهای بیروحی می نگرد که تنها و تنها بایستی برای اهداف تروریستی پرورش و آموزش داده شوند و اگر به کمترین تناقضی نسبت به امیال پلشت و پلید رهبری عقیدتی مجاهدین در ذهن خویش دچار شوند چون عنصری بیگانه و دشمن تلقی می گردند و بایستی تحت شدیدترین فشارها و شکنجه های جسمی و روحی قرار گیرند و ترحم برای آنان حتی جرمی نابخشودنی بشمار می آید. این امر مشهود بخشی از واقعیتی ست که در مناسبات مجاهدین می توان مکرر آن را تجربه کرد. چنین واقعیت گزنده را می توان با تامل در گفتگو با کادرهای تشکیلاتی با سابقه ی مجاهدین همچون آقای نصیر حیدری، به خوبی دریافت.<br />
گفتگو با آقای نصیر حیدری در حقیقت واکاوی مناسباتی قرون وسطایی ست که رهبری عقیدتی مجاهدین در قرارگاه اشرف پدید آورده است و بدان افتخار نیز می کند. امید است در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک دگر بار شاهد و نظاره گر بازتولید دنیای واپسگرایانه و نابخردانه ی فرقه های تروریستی چون مجاهدین نباشیم.<br />
آرش رضایی <strong>گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو با سابقه مجاهدین و ارتش آزادیبخش</strong> آرش رضایی: آقای حیدری، ما کادرهای جدا شده ی مجاهدین از دوران چک امنیتی در قرارگاه اشرف خاطرات بسیار تلخ و گزنده ای داریم. شما به خوبی واقف هستید در سال 73 به دستور مستقیم مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین تعداد زیادی از اعضا و کادرهای با سابقه تشکیلاتی مجاهدین را که نسبت به مناسبات، استراتژی و خط مشی سیاسی و نظامی سازمان منتقد و معترض بودند، با برنامه ریزی از پیش تعیین شده و در یک سیکل مشخص بازداشت و روانه زندان مخوف قرارگاه اشرف کردند و ماهها بیش از پانصد نفر از اعضای مجاهدین را تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روانی قرار دادند. شما چه خاطره ای از این دوران دارید؟ آقای نصیر حیدری: ممنون آقای رضایی از فرصتی که به من دادید تا در باره ی این دوره تلخ و دردناک صحبت کنم. همانطور که شما اشاره کردید در دوران چک امنیتی تعداد زیادی از اعضای مجاهدین را که در عراق بسر می بردند با طرح اتهام های واهی به زیر شکنجه بردند من نیز یکی از این افراد بودم که مورد اتهام قرار گرفتم و بشدت شکنجه شدم. در زمستان سال 73 یک شب داخل آسایشگاه بودم. هوشنگ دودکانی از فرماندهان قرارگاه اشرف سراغ من آمد و گفت: نصیر با من بیا و کمک کن تا یک بار را به داخل لندکروز بگذاریم، من با او رفتم تا کنار لندکروز که پشت آسایشگاه پارک شده بود. ناگهان هوشنگ دودکانی از پشت مرا گرفت و توسط دو تن دیگر که در آنجا بودند به نام حمزه رحیمی و منصور مداح مرا با زور و کتک داخل لندکروز انداختند و به مکانی به نام پی جی 11 بردند. این محل را جهت بازجویی و بازداشت ما تخلیه کرده بودند.<br />
آنجا که رسیدیم مرا داخل یک اتاق هدایت کردند. یک نفر که سر تاس و قد متوسط داشت در اتاق نشسته بود. او یک برگه گذاشت جلوی من و با صدای بلند گفت: شما به جرم نفوذ در ارتش آزادیبخش دستگیر شده اید!! این برگه را امضاء کن، من که تحمل این صحنه را نداشتم با او درگیر شدم. در لحظه محمدرضا محدث، نریمان و مختار جنت صادقی به اتاق بازجویی وارد شدند و مرا وحشیانه زدند. نریمان پشت من نشست دستانم را از پشت بستند و به زندان که در خیابان چهارصد قرارگاه اشرف قرار داشت منتقل شدم.<br />
در آنجا به زور لباس نظامی را از تن من کندند و به سلول بردند در سلول غفور فتاحیان نیز بود طولی نکشید که یک نفر دیگر را آوردند، در طول دو یا سه شب نفرات زیادی را به سلول ما آوردند که اسامی آنها علی امامی، حمزه رحیمی، سیامک حاتمی، رضا مرسلی، علیرضا طاهرلو بود. روز و شب افراد را به بازجویی می بردند تا اینکه نوبت بازجویی من فرا رسید. در اتاق بازجویی متوجه شدم بازجویم همان کسی بود که در روز اول با او درگیر شدم در نهایت هم نفهمیدم این شخص بازجو کی بود و چه نام داشت؟ کسانی که در بازجویی او را کمک می کردند عادل، نریمان و مختار بودند. در همان لحظه اول بازجویی که من زیر بار اعتراف نمی رفتم و اصرار داشتم نفوذی نیستم شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفتم آنها آن قدر مرا زدند که بیهوش شدم وقتی به هوش آمدم متوجه شدم در یک سلول تاریک و تنگ قرار دارم و تنها هستم.. تمام بدنم درد می کرد خون از گوشم خارج شده بود. از همان لحظه ی بازجویی بر اثر ضربه، پرده ی گوش چپ من برای همیشه پاره شد. ساعتی گذشت خبری نشد البته بازجوها در دستگیره درب چشمی گذاشته بودند و هر کس را داخل سلول می انداختند، زیر نظر داشتند. ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8779">نگاهی به تمامیت خواهی رهبر عقیدتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8779/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فیلم مصاحبه با نصیر حیدری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/2593</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/2593?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jan 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[نصیر حیدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/01/28/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصاحبه با نصیر حیدری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/2593">فیلم مصاحبه با نصیر حیدری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصاحبه با نصیر حیدری</p>
<p><a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_1.wmv" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانلود مصاحبه با نصیر حیدری &#8211; قسمت اول</a><br />
<a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_2.wma" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانلود مصاحبه با نصیر حیدری &#8211; قسمت دوم</a><br />
<a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_3.wma" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانلود مصاحبه با نصیر حیدری &#8211; قسمت سوم</a><br />
<a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_4.wma" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانلود مصاحبه با نصیر حیدری &#8211; قسمت چهارم</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/2593">فیلم مصاحبه با نصیر حیدری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/2593/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_1.wmv" length="0" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_2.wma" length="8527509" type="audio/x-ms-wma" />
<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_3.wma" length="6127313" type="audio/x-ms-wma" />
<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Interview/Heidari/Haidary_4.wma" length="8581061" type="audio/x-ms-wma" />

			</item>
	</channel>
</rss>
