<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%a7%d8%ac%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نقش-مجاهدین-در-تهاجم-عراق-به-ایران</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 07 Jun 2026 11:03:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نقش-مجاهدین-در-تهاجم-عراق-به-ایران</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بررسی انتقال مجاهدین خلق به دامان دیکتاتور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68790</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68790?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2026 11:03:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68790</guid>

					<description><![CDATA[<p>۱۷ خرداد ۱۳۶۵، فرودگاهی در حومه پاریس شاهد برخاستن هواپیمایی بود که یکی از خونین‌ترین و خائنانه‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران را رقم زد. مسعود رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین خلق یا به تعبیر رایج، مجاهدین خلق، در حالی فرانسه را به مقصد عراق ترک کرد که این جابجایی در ادبیات این گروه، پرواز تاریخ‌ساز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68790">بررسی انتقال مجاهدین خلق به دامان دیکتاتور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>۱۷ خرداد ۱۳۶۵، فرودگاهی در حومه پاریس شاهد برخاستن هواپیمایی بود که یکی از خونین‌ترین و خائنانه‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران را رقم زد. مسعود رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین خلق یا به تعبیر رایج، مجاهدین خلق، در حالی فرانسه را به مقصد عراق ترک کرد که این جابجایی در ادبیات این گروه، پرواز تاریخ‌ساز نام گرفت، اما در واقعیت، آغازی بر دگردیسی نهایی یک گروه مدعی مبارزه به فرقه‌ای مزدور در خدمت دشمن متجاوز بود. برای درک چرایی این انتقال، باید ابعاد این موضوع را مورد بررسی قرار داد.</p>
<div id="attachment_25922" style="width: 660px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-25922" class="size-full wp-image-25922" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1.jpg" alt="پرواز رجوی به عراق" width="650" height="433" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1.jpg 650w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1-150x100.jpg 150w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /><p id="caption-attachment-25922" class="wp-caption-text">خرداد 1365 – استقبال طه یاسین رمضان از رجوی در فرودگاه بغداد</p></div>
<h3>چرا فرانسه پشت رجوی را خالی کرد؟</h3>
<p>حضور رجوی در فرانسه از سال ۱۳۶۰، بر اساس یک توافق نانوشته برای حمایت از گروه‌های مخالف ایران شکل گرفته بود، اما با طولانی شدن جنگ ایران و عراق و تغییر معادلات قدرت در پاریس، ورق برگشت. دولت فرانسه در اواسط دهه ۶۰ با بحران‌های متعددی رو‌به‌رو بود که حل آنها در چارچوب برخی تفاهمات با تهران بود. مهم‌ترین محرک انتقال مجاهدین خلق، موضوع گروگان‌های فرانسوی در لبنان بود. گروه‌های مبارز لبنانی که پیوند‌های معنوی عمیقی با ایران داشتند، تعدادی از اتباع فرانسه را به اسارت گرفته بودند و آزادی این گروگان‌ها به اخراج مجاهدین خلق مرتبط شده بود.</p>
<p>علاوه بر بحران گروگان‌گیری، مسائل مالی کلانی نیز در میان بود. رژیم پهلوی وامی یک میلیارد دلاری به کنسرسیوم غنی‌سازی اورانیوم &#8220;یورودیف&#8221; داده بود که ایران پس از انقلاب خواستار بازپس‌گیری آن با سود انباشته بود. فرانسه که در آن زمان روابط تجاری گسترده‌ای با عراق داشت و هم‌زمان نمی‌خواست بازار ایران را به طور کامل از دست بدهد، وارد یک معامله بزرگ شد. در این بده‌بستان سیاسی، خروج رجوی از خاک فرانسه مورد توجه قرار گرفت تا قفل روابط تهران و پاریس شکسته شود. فرانسه حتی کشور‌های ثالثی را برای حضور سرکرده مجاهدین خلق پیشنهاد داد، اما او که به دنبال راهی برای بازگشت به قدرت از طریق نظامی بود، تنها یک مقصد را مد نظر داشت: بغداد. آن هم در میانه جنگ و تجاوز علیه میهن.</p>
<h3>بن‌بست در پاریس و سراب پیروزی در بغداد</h3>
<p>بررسی داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که اقامت در اروپا برای رجوی به یک بن‌بست تبدیل شده بود. پس از شکست استراتژی سرنگونی کوتاه‌مدت در سال ۱۳۶۰ و فروپاشی شورای موسوم به مقاومت به دلیل خروج چهره‌هایی نظیر بنی‌صدر که از همان ابتدا با نزدیکی به عراق مخالف بود، گروه مجاهدین خلق در اروپا تنها به یک گروه تبلیغاتی تبدیل شده بود. رجوی معتقد بود که برای حفظ بدنه گروهش و جلوگیری از ریزش نیروها، باید وارد فاز جنگ کلاسیک شود. او نیاز داشت تا نیرو‌های پراکنده خود را در یک پادگان متمرکز جمع کند تا بتواند کنترل ایدئولوژیک و تشکیلاتی مطلقی بر آنها اعمال نماید، امری که در فضای اروپا ممکن نبود.</p>
<p>عراق تحت حاکمیت دیکتاتور، درگیر جبهه‌های فرسایشی جنگ با ایران بود و به شدت به اطلاعات تاکتیکی و نیرویی نیاز داشت که از درون جامعه ایران برخاسته باشد. رجوی با درک این نیاز، خود را به عنوان یک برگ برنده در اختیار صدام قرار داد. او مدعی بود که با حضور در مرز‌های ایران، می‌تواند با جلب حمایت توده‌ای، راه را برای ارتش متجاوز صدام باز کند.</p>
<h3>اتحاد با دشمن در حال جنگ: عبور از خطوط قرمز</h3>
<p>بزرگترین خطای محاسباتی رجوی که به قیمت نابودی کامل پایگاه اجتماعی سازمان در ایران تمام شد، نادیده گرفتن عرق ملی ایرانیان بود. در حالی که شهر‌های ایران زیر موشک‌باران عراق بود و جوانان ایرانی در جبهه‌ها برای حفظ خاک کشور شهید می‌شدند، حضور علنی رجوی در بغداد و دست دادن با صدام حسین، در افکار عمومی به عنوان خیانت مطلق و بزرگ ثبت شد. سازمان با این حرکت، از ردیف یک گروه مخالف سیاسی صرف خارج شد و در ردیف &#8220;ستون پنجم&#8221; دشمن قرار گرفت. به این ترتیب مجاهدین خلق که در سال‌های نخست دهه ۶۰ با حجم بالای ترور علیه مردم و مسؤولان، خاطرات سیاه و خونینی از خود در ذهن مردم حک کرده بودند، با همپیمانی بی سابقه با صدام، تیر خلاص را بر پیکره رو به زوال خود وارد کردند.</p>
<p>خدمات مجاهدین خلق به صدام فراتر از پروپاگاندا بود. بر اساس اسناد تاریخی، اعضای گروه مجاهدین خلق وظیفه شنود بی‌سیم‌های فرماندهان ایرانی و تخلیه اطلاعاتی اسرا را بر عهده گرفتند. استخبارات عراق بدون کمک‌های اطلاعاتی مجاهدین خلق، در بسیاری از شناسایی‌های مرزی و حملات به زیرساخت‌ها ناتوان بود. در واقع، مجاهدین خلق به بخشی از ماشین جنگی رژیم بعث تبدیل شد تا در مقابل دریافت پادگان‌های مجهز مانند اشرف و تعداد قابل توجه دیگری پادگان مجهز در سرتاسر عراق، مبالغ هنگفت دلاری و سهم از فروش نفت عراق، برادران و هم‌وطنان خود را به کشتن بدهد.</p>
<h3>انقلاب ایدئولوژیک؛ ابزاری برای کنترل در محیط بسته عراق</h3>
<p>انتقال به عراق تنها یک حرکت نظامی نبود، بلکه با یک دگردیسی درونی همراه شد. رجوی برای آنکه اعضای خود را برای جنگ علیه میهن متقاعد کند، &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; را راه انداخت. در محیط ایزوله پادگان‌های عراق، او موفق شد ساختار خانواده را متلاشی کند. بر اساس خاطرات اعضای جداشده، طلاق‌های اجباری، جدا کردن کودکان از والدین و ممنوعیت هرگونه عاطفه انسانی به غیر از عشق به &#8220;رهبر عقیدتی&#8221;، به ابزار‌هایی برای تبدیل کردن اعضا به ربات‌های جنگی بدل شد. عراق برای رجوی حکم یک آزمایشگاه بزرگ برای فرقه‌سازی را داشت؛ جایی که هیچ نهاد حقوق بشری یا پلیس بین‌المللی بر رفتار او با اعضایش نظارت نمی‌کرد.</p>
<h3>فرجام یک سقوط</h3>
<p>اوج همکاری نظامی مجاهدین خلق با صدام در عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; (مرصاد) متجلی شد. رجوی با این تصور که ارتش ایران در پی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ضعیف شده است، نیرو‌های خود را به داخل خاک ایران گسیل داشت. این عملیات که با حمایت هوایی و توپخانه‌ای سنگین عراق انجام شد، به یک فاجعه برای گروه تبدیل گردید. هزاران نفر از نیرو‌های فریب‌خورده در تنگه چهارزبر به دام افتادند. این شکست نظامی، پایان رسمی رؤیای سرنگونی از طریق عراق بود، اما مجاهدین خلق تا سال‌ها بعد به عنوان ابزار فشار صدام در سرکوب‌های داخلی عراق مانند انتفاضه شعبانیه به حیات خود ادامه دادند.</p>
<p>امروز، با نگاهی به گذشته، می‌توان دریافت که انتقال از پاریس به بغداد، خودکشی سیاسی یک گروه بود. گروهی که روزی مدعی استقلال بود، به جایی رسید که برای بقاء، دست به دامن دیکتاتوری شد که بدترین جنایات را علیه ملت ایران و ملت خودش مرتکب شده بود.</p>
<p>گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68790">بررسی انتقال مجاهدین خلق به دامان دیکتاتور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68790/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خیانت‌های مجاهدین خلق در جنگ تحمیلی که فراموش نمی‌شود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57848</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57848?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Dec 2023 07:06:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57848</guid>

					<description><![CDATA[<p>۳۰ خردادماه ۱۳۶۰، میلیشیای مجاهدین خلق به شکل علنی وارد فاز مسلحانه علیه نظام اسلامی شد. در این زمان، حدود ۹ ماه از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود. اما اگر بخواهیم اقدامات مجاهدین خلق در دفاع مقدس را بررسی کنیم، رد پای این اعمال خائنانه را در اولین روز‌های شروع جنگ تحمیلی نیز می‌بینیم. پیشینه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57848">خیانت‌های مجاهدین خلق در جنگ تحمیلی که فراموش نمی‌شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>۳۰ خردادماه ۱۳۶۰، میلیشیای مجاهدین خلق به شکل علنی وارد فاز مسلحانه علیه نظام اسلامی شد. در این زمان، حدود ۹ ماه از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود. اما اگر بخواهیم اقدامات مجاهدین خلق در دفاع مقدس را بررسی کنیم، رد پای این اعمال خائنانه را در اولین روز‌های شروع جنگ تحمیلی نیز می‌بینیم.</p>
<h3>پیشینه ارتباط مجاهدین خلق با بعثی‌ها</h3>
<p>ارتباط سازمان مجاهدین خلق با سرویس‌های امنیتی حزب بعث عراق به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برمی گردد. سال ۱۳۴۹ سازمان مجاهدین خلق اقدام به ربایش یک هواپیمای مسافربری ایرانی کرد و آن را به بغداد انتقال داد. در آن ایام، به تازگی میانه ایران پهلوی با عراق بعثی بر سر اروند رود بهم ریخته بود؛ لذا سازمان مجاهدین به خوبی می‌دانست که هواپیمای ربوده شده را به کجا انتقال بدهند.</p>
<p>از همان زمان، ارتباط بین مجاهدین خلق با بعثی‌ها شکل گرفت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، رادیو بغداد با معرفی سران سازمان مجاهدین خلق به عنوان انقلابی‌های راستین! برای آن‌ها تبلیغ می‌کرد. هر بار نوبت یکی از این سران بود که رادیو بغداد به معرفی مفصل او بپردازد.</p>
<h3>دخالت در اغتشاشات کردستان</h3>
<p>بین سال‌های ۱۳۵۸ تا شروع جنگ تحمیلی، سازمان مجاهدین خلق در مناسبات سیاسی و اجتماعی کشور، رفته رفته به سمت تقابل با نظام اسلامی پیش رفت. همزمان بحث اغتشاشات کردستان داغ بود و عمدتا گروه‌های چپ، مارکسیستی و التقاطی، در امور کردستان دخالت می‌کردند. چنانچه در تابستان سال ۱۳۵۸، چپی‌ها یک راهپیمایی طولانی از مناطق داخلی کشور به کردستان انجام دادند تا حمایت خود از اکراد مسلح و جدایی طلب را نشان بدهند.</p>
<p>در بهار سال ۱۳۵۹ که تحرکات مرزی عراق علیه ایران شکل جدی تری به خود گرفته بود، سازمان مجاهدین اعلام کرد که آمادگی اعزام نیرو به مرز‌ها جهت پاسخگویی به تحرکات بعثی‌ها را دارد! اما وقتی جنگ شروع شد، آن‌ها صرفاً دست به حرکات تبلیغاتی زدند و نیرو‌های خود را به شکل مستقل و با پرچم و آرم خود به مناطق جنگی اعزام کردند. امری که همواره مورد اعتراض ارتش و سپاه به عنوان تنها نهاد‌های رسمی نظامی کشور قرار می‌گرفت.</p>
<h3>گرا به دشمن برای بمباران مناطق مسکونی!</h3>
<p>نهایتاً در همان اولین ماه‌های شروع جنگ تحمیلی، ارتش جمهوری اسلامی ایران طبق گزارش‌های واصله، یکی از مقر‌های مجاهدین در آبادان را که حرکات مشکوکی انجام می‌داد، محاصره و خلع سلاح کرد. در این مرکز، بیسیم‌هایی یافت شدند که برد آن‌ها فراتر از ارتباط با جبهه خودی بود! این مورد در کنار موارد دیگر باعث شد تا از حضور مستقل مجاهدین خلق در جبهه‌ها ممانعت به عمل آید.</p>
<h3>حرکت مسلحانه در شمال و غرب کشور</h3>
<p>بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و ماجرای میلیشیای مجاهدین خلق، شمشیر‌ها از رو بسته شد. اما تقابل مسلحانه و شهری نفاق با نیرو‌های انقلاب، ظرف چند روز شکست خورد و نفرات میلیشیا یا همان ارتش خصوصی مجاهدین خلق، به استان‌های شمالی و غربی کشور گریختند. در شمال آن‌ها به همراه گروه‌های چپ و کمونیست، فتنه هایی، چون درگیری در جنگل سیاهکل و حمله به شهر آمل را رقم زدند.</p>
<p>جنگل‌های انبوه شمال کشور برای چریک‌هایی را که همواره از انقلاب‌های کمونیستی تقلید می‌کردند، جذاب به نظر می‌رسید. در غرب کشور نیز مجاهدین خلق به همان مناطقی گریختند که از سال ۵۸ در آن مناطق (کردستانات) دخالت می‌کردند. کوهستان‌های کردستان و همجواری با مرز‌های عراق بعثی، این خطه از کشورمان را مأمنی برای انواع گروه‌های ضد انقلاب نظیر مجاهدین خلق تبدیل کرده بود.</p>
<h3>مجاهدین خلق در نقش ستون پنجم دشمن در جبهه‌ها</h3>
<p>پس از فرار رجوی و بنی صدر از ایران، آن دو به همراه چند گروه معاند دیگر، در پاریس گردهم آمدند و شورای ملی مقاومت را تشکیل دادند. تا این زمان مجاهدین خلق سعی می‌کرد ارتباط خود با بعثی‌ها را مخفی نگه دارد. اما مجاهدین خلق به عنوان ستون پنجم دشمن، بسیاری از عملیات دفاع مقدس را از همان سال‌های اول جنگ لو دادند.</p>
<p>از عملیات بازپسگیری قله بازی دراز گرفته تا عملیات &#8220;رجایی و باهنر&#8221;، &#8220;والفجر مقدماتی&#8221; و&#8230; به وضوح رد  پای آن‌ها در همکاری با دشمن به عنوان ستون پنجم را می‌بینیم. در عملیات رجایی و باهنر عامل آن‌ها با نام وحید حاجی‌لو نفوذی در سپاه همدان بود. در عملیات والفجر مقدماتی نیز شخصی به نام &#8220;محسن صرب اهرابی&#8221; عنصر نفوذی مجاهدین خلق در واحد اطلاعات عملیات تیپ ۲۷ بود. حاجی لو شناسایی و اعدام شد و اهرابی نیز به دامان دشمن بعثی گریخت.</p>
<h3>گرا به دشمن برای بمباران مناطق مسکونی</h3>
<p>در کنار نقش مخرب مجاهدین خلق در جبهه‌های جنگ به عنوان ستون پنجم دشمن بعثی، آن‌ها از هیچ جنایتی علیه هموطنان غیر نظامی خود نیز دریغ نمی‌کردند. در پی شکست سازمان مجاهدین خلق در حرکت میلیشیا، استراتژی ترور مسئولین کشور در دستور کار مجاهدین خلق قرار گرفت؛ شهیدان بهشتی و یارانش، رجایی و باهنر و تعداد دیگری از مسئولین رده بالای نظام، از این جمله بودند. مدتی بعد با اشراف امنیتی اطلاعات سپاه بر تحرکات مجاهدین خلق، امکان ترور مسئولین کمرنگ‌تر شد؛ لذا سازمان مجاهدین خلق، استراتژی &#8220;زدن سرپنجه‌های نظام&#8221; یا همان ترور کور مردم عادی را مد نظر قرار داد. با این توجیه که مدافعان انقلااب سرپنجه‌های نظام برای سرکوب هستند! ۱۷ هزار شهید ترور، عمدتاً ماحصل چنین استراتژی کور و بدون هدفی هستند.</p>
<p>اما خیانت مجاهدین خلق به هموطنان شان در این موارد خلاصه نمی‌شد. همین چند سال پیش بود که فیلم اعترافات یکی از اعضای جدا شده مجاهدین خلق به نام &#8220;علی مرادی&#8221; منتشر شد و در فضای مجازی سروصدای زیادی به راه انداخت. در آن کیپ، مرادی از نقش سازمان مجاهدین خلق در بمباران شهر‌ها و مناطق غیرنظامی کشورمان پرده برداشت. او می‌گفت: هر شهری از کشورمان که توسط جنگنده بعثی‌ها بمباران می‌شد، مجاهدین خلق به یکی از اعضای خود که اهل همان شهر بود، اجازه می‌دادند با خانواده‌اش تماس بگیرد. سپس از صحبت‌های رد و بدل شده بین آنها، مکان دقیق اصالت بمب را شناسایی می‌کردند و این اطلاعات را به بعثی‌ها می‌دادند تا در بمباران بعدی، اشتباهات خود را اصلاح کنند و این بار بمب را درست به هدف بزنند!</p>
<h3>ارتباط رجوی با رژیم صدام</h3>
<p>در آن سوی مرزها، رجوی صرفا یکسال توانست جلوی خودش را بگیرد و ارتباطش با بعثی‌ها را علنی نسازند. نهایتاً او در اواخر سال ۶۱ با وزیر خارجه عراق ملاقات کرد. بسیاری از اعضای شورای به اصطلاح ملی مقاومت از این حرکت او انتقاد کردند. بنی صدر بعد‌ها در خاطراتش گفت زمانی که رجوی با وزیر خارجه عراق ملاقات می‌کرد، او در طبقه دیگر همان ساختمان بود، اما ظاهراً از این ملاقات خبر نداشت! نهایتا در سال ۱۳۶۲، بنی صدر و رجوی از هم جدا شدند.</p>
<h3>گرا به دشمن برای بمباران مناطق مسکونی!</h3>
<p>پس از آمد و شد‌های متعدد و ارتباط‌هایی که مجاهدین خلق چه علنی یا غیر علنی با بعثی‌ها برقرار می‌کردند، در سال ۶۵ رجوی به بغداد رفت تا رسماً همکاری خود با عراق بعثی را اعلام کند.</p>
<p>در همان سال ۶۵، پادگان اشرف در عراق پا گرفت و از این زمان به بعد، مجاهدین خلق به عنوان یک واحد نظامی در ارتشی خدمت می‌کردند که به ایران تجاوز نظامی کرده بود. خدمت آن‌ها به ارتش بعث عراق، پشت جبهه‌ها را نیز شامل می‌شد. بسیاری از آزادگان خاطرات بسیار تلخی از همکاری مجاهدین خلق با بعثی‌ها در آزار و اذیت روحی و جسمی اسرای ایران نقل می‌کنند.</p>
<p>از شرکت در بازجویی از اسرا گرفته تا حضور به عنوان عامل نفوذی در داخل اردوگاه ها، کنترل نامه اسرا به خانواده‌های شان، تبلیغات به جهت جذب نیرو از بین اسرا، تلاش برای شکستن روحیه اسرا با انواع شیوه‌های کثیف و ناجوانمردانه و&#8230; بخشی از اعمال خائنانه مجاهدین خلق در برخورد با اسرای ایرانی بود.</p>
<h3>صد عملیات مجاهدین خلق علیه رزمندگان</h3>
<p>با حضور رجوی در عراق، صد‌ها نیروی سازمان مجاهدین خلق نیز به این کشور رفتند. آن‌ها در پادگان اشرف مستقر شدند و ۳۲ تیپ تشکیل دادند. هر تیپ شامل سه گردان بود و هر گردان نیز ۶۰ نفر نیروی اصلی یا کادر داشت؛ یعنی هر تیپ ۱۸۰ نفر نیرو داشت. به این ترتیب ۳۲ تیپ ۱۸۰ نفره، جمعاً ۵ هزار و ۷۶۰ نفر نیرو می‌شدند که به مرور آموزش‌های زیادی را پشت سرگذاشتند و نیروی اصلی مجاهدین خلق در اشرف را تشکیل دادند.</p>
<p>از سال ۶۵ تا ۶۶ مجاهدین خلق به عنوان نیروی کمکی و در قالب یگان‌های بعثی وارد نبرد‌های زمینی با رزمندگان می‌شدند. اما از سال ۶۶ یگان‌های مستقل مجاهدین خلق تشکیل شد و در مناطق کوچک عملیات محدود انجام می‌دادند. آن‌ها تا قبل از عملیات مرصاد، حدود ۱۰۰ عملیات کوچک علیه رزمندگان انجام داده بودند. در سال ۶۷ سه عملیات آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان یا عملیات کبیر را انجام دادند که نهایتاً منجر به شکست فضاحت بار در جریان عملیات مرصاد شد.</p>
<p>گروه فرهنگ و جامعه خبرگزاری علم و فناوری آنا، محمد رضا محمدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57848">خیانت‌های مجاهدین خلق در جنگ تحمیلی که فراموش نمی‌شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57848/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکست سیاست های رجوی در ماه خرداد &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54451</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54451?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 May 2023 05:16:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54451</guid>

					<description><![CDATA[<p>ماه خرداد برای ما اعضای جدا شده یادآور خاطراتی دردآور است که همهنشان از قدرت طلبی رجوی دارند. این خاطرات به ما نشان می دهند که رجوی سرکرده فرقه مجاهدین خلق تا کجا در منجلاب خیانت و وطن فروشی فرو رفت و به همه نشان داد با سیاست هایی که در پیش گرفت عملا راهی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54451">شکست سیاست های رجوی در ماه خرداد &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ماه خرداد برای ما اعضای جدا شده یادآور خاطراتی دردآور است که همهنشان از قدرت طلبی رجوی دارند. این خاطرات به ما نشان می دهند که رجوی سرکرده فرقه مجاهدین خلق تا کجا در منجلاب خیانت و وطن فروشی فرو رفت و به همه نشان داد با سیاست هایی که در پیش گرفت عملا راهی جز شکست برای خود باقی نگذاشت.</p>
<p>اتفاقاتی که در ماه خرداد در رابطه با سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته را مورد بررسی قرار می دهیم تا مشخص گردد سیاست و عملکرد رجوی چیزی جز شکست به همراه نداشته است.</p>
<h3>رفتن رجوی از فرانسه به عراق در تاریخ 17 خرداد سال 65</h3>
<p>رجوی در هفتم مرداد سال 1360 به فرانسه گریخت و نیروهای خود را در ایران تنها گذاشت و آن فرار را پرواز بزرگ نامید و در فرانسه سکنی گزید تا اینکه با هماهنگی دولت عراق که در آن زمان در حال جنگ با ایران بود در 17 خرداد سال 65 به عراق رفت و به محض ورود به دیدار دشمن مردم ایران یعنی صدام رفت تا نشان دهد در کنار دشمن مردم ایران قرار دارد. این اقدام رجوی در نهایت چیزی جز شکست برایش نداشت و در نهایت شاهد بودیم در اوج خفت و خاری عراق را ترک کرد. این اقدام رجوی برای همه سئوال برانگیز بود که وقتی صدام در حال جنگ با ایران است چگونه می توان در کنار صدام قرار گرفت و به کشتار سربازان ایرانی پرداخت؟ همه گروههای مختلف به وی انتقاد کردند ولی از آنجایی که رجوی هیچ وقت حاضر به قبول انتقاد از خود نیست این اقدام را پیروزی خود می دانست. او در موقع رفتن به عراق در پیام تودیع خود عنوان داشت می روم تا برافروزم آتش بر کوهستانها! از دیدگاه مردم ایران این کار رجوی یعنی خیانت و برای کسی قابل هضم نبود که چگونه در زمان جنگ او در کنار دشمن قرار گرفته و به کشتن سربازان ایران اقدام کند.</p>
<p>مسعود رجوی در اوج فردیت و قدرت طلبی ، خام خیالانه فکر می کرد می تواند از شکاف جنگ عراق علیه ایران استفاده نماید و با این تحلیل ابلهانه در کنار صدام قرار گرفت و تا جایی پیش رفت که صدام را دوست خوب خود معرفی کرد و حتی در نشست های درونی صدام را بعنوان فردی ضد امپریالیست معرفی می کرد .</p>
<p>ابتدا این کار برای سازمان سودهای فراوانی داشت و توانست همه نیروهای خود را در عراق جمع کند و از تجهیزات نظامی و امکانات دیگر عراق استفاده کند و خودش را به عنوان یک آلترناتیو که دارای ارتش نظامی است به دیگران بقبولاند اما چیزی که در این میان گم شده بود تحلیل غلط رجوی از ادامه جنگ بود او فکر می کرد که جنگ برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت و از شکاف جنگ استفاده خواهد برد اما در تابستان سال 67 تمام تحلیل های رجوی از بین رفت. یعنی دو طرف قبول کردند به جنگ پایان دهند و این مسئله باعث شد تمام شکافهایی که رجوی می توانست خودش را در آن پنهان کند و نیروهایش را فریب دهد بسته شود و حالا باید تصمیم می گرفت که یا عراق را ترک کند و یا در عراق بماند و شاهد اتفاقات جدید باشد .</p>
<p>رجوی راه خطرناک تری را انتخاب نمود و آن هم حمله به نیروهای ایران با هماهنگی دولت عراق بود. عملیات فروغ جاویدان! او فکر می کرد شاید با حمله به ایران به پیروزی برسد اما چیزی که از تحلیلها و تاکتیک های او در توجیه عملیات شاهد بودیم از ابتدا هم این عملیات به شکست می انجامید. رجوی فکر می کرد انجام این عملیات یعنی ادامه حیات سیاسی او در عراق و عنوان نمود که عملیات فروغ جاویدان بیمه نامه سیاسی ما در عراق خواهد بود .</p>
<p>رجوی با آمدن به عراق عملا خود و سازمانش را از بین برد و همه گروه های مختلف به او انتقاد کردند ولی رجوی حاضر به این کار نشد چون می دانست با فضای اختناقی که در درون مناسبات ایجاد کرده است اگر پای اعضا به اروپا باز شود دیگر کسی برایش باقی نمی ماند .</p>
<p>اوج دریدگی و پررویی رجوی در این بود که عنوان داشت اگر در این عملیات حتی شکست هم بخوریم حکومت ایران عید سال 68 را نخواهد دید و مردم ایران دست به شورش می زنند که اکنون با گذشت بیش از سه دهه هنوز خبری از وعده داده شده رجوی نیست. یعنی برافروختن آتش در کوهستانها که رجوی وعده آنرا داده بود در نهایت دامن خودش و سازمانش را گرفت و بعد هم شاهد اخراج آنها از عراق بودیم .</p>
<p>البته در مورد اخراج سازمان از عراق باز با دریدگی مریم رجوی مدعی پیروزی بود چون شکست در قاموس رجوی ها معنایی ندارد و همیشه نوک پیکان شان رو به پیروزی است. وقتی سازمانی روی شکست هایش سرپوش بگذارد و نتواند آنرا تحلیل کند لاجرم رو به نابودی می رود. چون پیروزی از درس گرفتن از شکست ها بدست می آید ولی رجوی از همان ابتدا هرگز حاضر به قبول شکست نبود. چون می دانست اگر ذره ای قبول کند که در تاکیتک اتخاذ شده دچار شکست شده همه چیز از بین می رفت .</p>
<p>می توان نتیجه گرفت رفتن رجوی به عراق یعنی شکست استراتژی او و در نهایت نشان داد که وی هرگز به فکر مردم نبوده و فقط به دنبال خودخواهی و طلب قدرت است و مهم نیست که از چه طریق به این قدرت برسد و حاضر است با دشمنان مردم ایران همکاری کند .</p>
<p>اکنون فرقه رجوی با وجود اینکه هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ایران است باز نعره ارتش پوشالی خودش را سر می دهد و فکر می کند ارتشی که از تعدادی پیر و پاتال تشکیل شده می تواند در رسیدن به قدرت او را کمک کند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54451">شکست سیاست های رجوی در ماه خرداد &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54451/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قرا بود تنها دو سال در عراق بمانید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53015</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53015?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 31 Jan 2023 07:35:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53015</guid>

					<description><![CDATA[<p>در حرفهای گفته شده توسط سازمان مجاهدین خلق جمله ای توجهم را جلب کرد. اینکه آنها از قبل می دانستند رفتن به عراق به معنی سوختن سازمان مجاهدین خلق است ولی چرا باز تصمیم گرفتند به عراق بروند؟! رجوی در یک طرح از قبل مشخص شده در خرداد سال 65 از فرانسه به عراق رفت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53015">قرا بود تنها دو سال در عراق بمانید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در حرفهای گفته شده توسط سازمان مجاهدین خلق جمله ای توجهم را جلب کرد. اینکه آنها از قبل می دانستند رفتن به عراق به معنی سوختن سازمان مجاهدین خلق است ولی چرا باز تصمیم گرفتند به عراق بروند؟! رجوی در یک طرح از قبل مشخص شده در خرداد سال 65 از فرانسه به عراق رفت تا نشان دهد که همسو با صدام در جنگ علیه ایران می باشد.</p>
<p>هر چند خیلی از گروهها و شخصیت ها به رجوی خرده گرفتند که رفتن به عراق به مثابه سوختن سازمان است ولی رجوی که هیچ وقت حرف کسی را قبول ندارد عنوان داشت می رود برافروزد آتش بر کوهستانها !!!</p>
<p>البته در این زمینه تبلیغات گسترده ای هم انجام داد مبنی بر این که تنها گروهی است که در کنار مرزهای ایران در حال مبارزه است! (بخوانید وطن فروشی) و به دیگر گروهها خرده می گرفت که شما در اروپا نشسته اید و نان پناهندگی را می خورید .</p>
<p>رجوی فکر می کرد با رفتن به عراق می تواند از شکاف جنگ ایران و عراق استفاده کند و خطش را پیش ببرد. مریم رجوی و مهدی ابریشمچی در گفته هایشان عنوان کردند که اگر حضور در عراق زمانبر شود به ضرر سازمان است و خط سازمان خواهد سوخت.<br />
مریم رجوی گفته بود: رجوی به عراق آمده تا به نیروهای داخل ایران انگیزه بدهد و اگر مدت اقامت بیشتر از دو سال در خاک عراق طول بکشد رهبری خواهد سوخت!</p>
<p>مهدی ابریشمچی ملیجک رجوی هم گفته بود: با آمدن تشکیلات به عراق اگر در عرض یک سال نتوانیم ایران را سرنگون کنیم خط خودمان را سوزانده ایم !</p>
<p>اما آنها سالها در عراق ماندند و در کنار صدام بودند. در این سالها رجوی ها اعتراف نکردند که رفتن به عراق یعنی سوختن سازمان و از بین رفتن خط و خطوط آنها! و مریم رجوی حرف خود را فراموش کرده است و حاضر نیست به شکست مجاهدین اعتراف کند! چرا آنها اعتراف نمی کنند که رفتن به عراق به مثابه نابودی سازمان مجاهدین و استراتژی که دنبال می کردند، بوده است ؟ مجاهدین خلق در عراق به چه پیروزی بزرگی دست یافتند؟ آیا اخراج از عراق در اوج خفت و خاری پیروزی محسوب می شود؟ قرار بود مدت اقامت شما یک یا دو سال باشد چرا این همه سال طول کشید و خبری از سرنگونی نشد؟ حال که از عراق اخراج شدید چرا حاضر نیستید جواب منتقدین خود را بدهید؟ و هزاران سئوال دیگر که رجوی ها حاضر نیستند به آن پاسخ دهند و هنوز شیپور را از سر گشادش می زنند.<br />
رجوی به خوبی می دانست باید به دستور اربابان خود گوش کند و برای پیشبرد خط نوکری به عراق برود تا در کنار صدام وظیفه خود را انجام دهد و وقتی هم صدام سرنگون شد چون دیگر استقرارشان در عراق منفعتی برای اربابانشان نداشت مانند یک دستمال مصرف به آلبانی فرستاده شدند تا خط وطن فروشی را در آنجا پیش ببرند.</p>
<p>رهبران مجاهدین خلق در این سالها حرفهای زیادی زدند که حتی خودشان هم به آنها پایبند نبودند. حرفهای مریم رجوی و مهدی ابریشمچی نشان از بی پایه بودن استراتژی رجوی ها دارد. گفته های آنان را که مورد بازبینی قرار می دهیم متوجه می شویم تا کجا در گرداب خیانت و جنایت فرو رفته اند و حتی حرفهای خودشان را هم نفی می کنند و سعی دارند شکست هایشان را در قالب پیروزی به اعضا بقبولانند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53015">قرا بود تنها دو سال در عراق بمانید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53015/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکاوی دگردیسی فرقه مجاهدین خلق از بدو تاسیس تاکنون &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50656</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50656?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Jun 2022 08:56:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50656</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل گفته شد سازمان مجاهدین خلق بر اثر ضربه سال 1350 و دستگیری بنیانگذارانش دچار انحراف شد. مسعود رجوی در 25 خرداد سال 60 با یک تحلیل غلط و اشتباه در درک شرایط مشخص اوضاع سیاسی جامعه و میزان حمایت مردم از جمهوری اسلامی در تبیین تعادل قوا دچار یک حماقت بزرگی شد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50656">واکاوی دگردیسی فرقه مجاهدین خلق از بدو تاسیس تاکنون &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50626"> قسمت قبل</a> گفته شد سازمان مجاهدین خلق بر اثر ضربه سال 1350 و دستگیری بنیانگذارانش دچار انحراف شد.</p>
<p>مسعود رجوی در 25 خرداد سال 60 با یک تحلیل غلط و اشتباه در درک شرایط مشخص اوضاع سیاسی جامعه و میزان حمایت مردم از جمهوری اسلامی در تبیین تعادل قوا دچار یک حماقت بزرگی شد و با صدور اطلاعیه ای آغاز جنگ مسلحانه بر علیه حاکمیت را اعلام کرد. اشتباه محاسبه رجوی این بود که فکر می کرد با تجاوز نظامی عراق به ایران و مشغول بودن نیروهای نظامی و دیگر قوای دولتی در جبهه جنگ با عراق، نیروی نظامی دیگر در شهرها برای مقابله با شورش نیروهای مجاهدین خلق وجود نخواهد داشت و آنها می توانند از این خلا برای سرنگونی جمهوری اسلامی بیشترین استفاده را ببرند.</p>
<p>به همین دلیل اعلام کرد نیروهایش بعد از 6 ماه رژیم را سرنگون خواهند کرد. ولی برآورد و تحلیل رجوی بکلی اشتباه در آمد. تجاوز نظامی عراق به ایران نه تنها بنیان نظامی جمهوری اسلامی را ضعیف نکرد بلکه باعث اتحاد هر چه بیشتر مردم و بسیج بی سابقه داوطلبان مردمی به سمت جبهه ها گردید. مردم بخاطر ضرورت دفاع از استقلال و تمامیت ارضی وطن تمامی مشکلات ناشی از جنگ را تحمل می کردند.</p>
<p>انفجارات اولیه دفتر حزب جمهوری اسلامی و ساختمان نخست وزیری و در ادامه ترورهای کور حامیان انقلاب و دولت که به گفته رجوی با هدف بی ثبات کردن جمهوری اسلامی و فراهم نمودن شرایط اجتماعی حضور نیروهای هوادار رجوی در صحنه و در نهایت سرنگونی جمهوری اسلامی انجام شد، باعث نشد خواب های بیمارگونه رجوی محقق شود و بر عکس با دستگیری و فروپاشی تشکیلات عملا منجر به شکست و فرار رجوی بهمراه بنی صدر از ایران گردید.</p>
<p>فرار مفتضحانه رجوی به پاریس عملا خط بطلانی بر ادعای وی مبنی بر سرنگونی جمهوری اسلامی در یک زمانبدی 6 ماهه بود که با فرار باقی مانده نیروها به منطقه کردستان عراق، ترکیه و پاکستان به حضور مجاهدین خلق در ایران پایان داد. رجوی مدتی همچنان در پاریس لغز مبارزه می خواند ولی سرانجام  مرتکب حماقت دیگری شد.</p>
<p>وی در نهایت به این نتیجه رسید که با رفتن به عراق و همکاری نظامی با دولت و ارتش صدام می تواند در تعادل قوای نظامی به سود عراق عمل کند و در نهایت تحت حمایت صدام، جمهوری اسلامی را شکست دهد و همچون فاتحان به ایران برگردد! بر مبنای همین تحلیل در سال 61 با طارق عزیز وزیر خارجه عراق در پاریس دیدار کرد و مقدمات رفتن به عراق را فراهم نمود. دیدار با وزیر خارجه دولتی که در جنگ با ایران بسر می برد از طرف تمامی احزاب و دستجات سیاسی ایرانیان خارج کشور محکوم گردید و حتی تعدادی از نیروهای متحد رجوی هم از ائتلاف با وی خارج شدند.</p>
<p>سرانجام رجوی بی توجه به موج مخالفت های ایرانیان خارج کشور و مردم در داخل در تاریخ 17 خرداد 1365 از پاریس به عراق رفت و مورد استقبال تعدادی از وزیران دولت صدام قرار گرفت. هدف رجوی از رفتن به عراق همانطور که خودش در پیامش گفته بود بر افروختن هر چه بیشتر شعله جنگ با اتحاد نظامی و شرکت در عملیات مشترک و ایفای نقش پیاده نظام صدام برای برهم زدم تعادل قوای نظامی بسود عراق بود. از همان بدو استقرار رجوی در خاک عراق وی دستور داد تا تمامی نیروهایش از کشورهای اروپایی و همچنین داخل ایران به عراق بیایند. دولت عراق چندین قرارگاه نظامی به همراه سلاح و دیگر ادوات جنگی مثل تانک و توپ و دیگر خودروهای نظامی را در اختیار رجوی قرار داد تا وی بقول خودش ارتش آزادیبخش ملی را در خاک عراق تاسیس نماید. رجوی همچنین بلحاظ مالی و تدارکاتی از طرف صدام تغذیه میشد.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>داریوش قنواتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50656">واکاوی دگردیسی فرقه مجاهدین خلق از بدو تاسیس تاکنون &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50656/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به مناسبت سالگرد فرار رجوی به عراق &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50486</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50486?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Jun 2022 06:34:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50486</guid>

					<description><![CDATA[<p>خرداد سال 65 تازه به نیمه راه رسیده بود. حدود نه ماه از ورودم به مناسبات سازمان مجاهدین خلق می گذشت. بعد از گذراندن دوره آموزشی هنگ به دانشکده چریک شهری رفته و از آنجا در یکی از مقرهای سازمان مستقر شدم تا فرمان حرکت به سمت ایران داده شود . یک روز همه را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50486">به مناسبت سالگرد فرار رجوی به عراق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خرداد سال 65 تازه به نیمه راه رسیده بود. حدود نه ماه از ورودم به مناسبات سازمان مجاهدین خلق می گذشت. بعد از گذراندن دوره آموزشی هنگ به دانشکده چریک شهری رفته و از آنجا در یکی از مقرهای سازمان مستقر شدم تا فرمان حرکت به سمت ایران داده شود .</p>
<p>یک روز همه را در سالن عمومی جمع کردند و فیلمی از رجوی پخش کردند که عنوان شد این نوار تودیع وی از فرانسه به عراق بوده است. رجوی در این پیام برای اینکه رفتن خود را مشروع جلوه بدهد گفت: &#8220;توطئه ای در کار بوده تا وی را به ایران استرداد کنند و به همین خاطر برای اینکه در کنار نیروهای خودش باشد به عراق می رود تا از نزدیک مبارزه مسلحانه را دنبال کند. وی در ادامه گفت <em>می رود بر فروزد آتش بر کوهستانها</em> ، مقاومت انقلابی را وارد یک کوره دیگر کند و &#8230;&#8221;</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-25905 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi.jpg" alt="پرواز مسعود رجوی به عراق" width="700" height="418" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi-300x179.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>رجوی برای اینکه فرار خود را توجیه کند آنرا حرکت عاشورایی نامید. البته این القاب برای توجیه فرار چیز جدیدی نبود و در گذشته و بعد از آن هم شاهد این گونه اراجیف در مورد خودش بودیم. همیشه در مناسبات افراد در مورد فرار رجوی باید به گونه دیگری فکر می کردند .اما این همه داستان نبود. رجوی از همان ابتدا سعی داشت خودش را به اربابش یعنی صدام نزدیک کند. در دیماه سال 1361 در جریان جنگ ضد میهنی خودش را طرف حساب دولت عراق قرار داد و با طارق عزیز نایب رئیس جمهور عراق، قرار داد صلح امضا کرد. البته این ظاهر قضیه بود چون رجوی از زمان فاز سیاسی همکاری همه جانبه ای با دولت عراق داشت و به همین خاطر با این کار سعی کرد به گروهش مشروعیت سیاسی بدهد .</p>
<p>بعد از رفتن رجوی به عراق طه یاسین رمضان به استقبالش رفت و رجوی به خاطر اینکه فضا را قدری احساسی کند برای زیارت امامان شیعه رفت و بعد از آن به دست بوسی صدام رفت تا در کنار وی به خیانت و جنایت علیه مردم کشورش ادامه دهد. این کار رجوی با تنفر زیادی مواجه شد. مردم ایران این کار او را محکوم کردند که چگونه می شود در زمان جنگ در کنار دشمن مردم ایران قرار بگیرد. یکی از اعضای بلند پایه سازمان یعنی علی زرکش به مخالفت با این کار رجوی پرداخت ولی رجوی بعد از مدتی او را از مسئولیت سلب نمود و او را گوشه نشین کرد تا بتواند خطش را پیش ببرد .</p>
<p>همانطور که گفتم ما در سالن جمع شده بودیم و از دیدن فیلم ابتدا شوکه شدیم که رجوی در عراق چکار می کند! ولی مسئولین مفت خور که از همان ابتدا کارشان پیش بردن سیاست های غلط رجوی بود به توجیه این کار پرداختند و اینکه رجوی با این کار می خواهد توطئه دشمن را خنثی کند و اراجیفی از این مدل. ما که در درون مناسبات بودیم خوشحال شدیم که اکنون رجوی در کنار ماست و از نزدیک کارها را دنبال می کند. ذهن مان اصلا روی خیانت و همکاری او با دشمن نمی رفت و همه چیز را از جنبه اعتماد نگاه می کردیم .هر چقدر که زمان گذشت انگار دریچه ای نو به ذهن باز می شد. وعده های دروغین رجوی در مورد سرنگونی و به کار گرفتن افراد برای اینکه جایی برای فکر کردن نداشته باشند تا انجام عملیات های مرزی همه در راستای این شعار بود که بقول رجوی آتش بر افروزد در کوهستانها!</p>
<p>هر چقدر که جنگ ادامه پیدا می کرد رجوی می توانست با سوار شدن روی تحلیل های غلط در مورد جنگ افرادش را سر کار بگذارد و از طرف دیگر با قطع ارتباط افراد با خانواده و سانسور شدید در درون مناسبات کاملا ذهن افراد را شستشو داده که دیگر قدرت فکر کردن نداشتند. او با شعارهای احساسی سعی کرد که افراد را در محاق تشکیلات نگه دارد.</p>
<p>عملیات های مختلف پشت سر هم انجام می شد و خبری از سرنگونی نبود تا اینکه در سال 67 بین ایران و عراق صلح شد. رجوی که تا قبل از یان عنوان می کرد حکومت ایران هرگز اقدام به صلح نمی کند و یا اینکه صلح، طناب دار حکومت است در بد شرایطی قرار گرفت یا باید قبول می کرد که تحلیلش اشتباه بوده و دیگر سرنگونی معنایی ندارد و از عراق خارج می شد و یا اینکه در عراق می ماند و به کینه توزی علیه کشورش ادامه می داد. او شرایط دوم را قبول کرد. چون رجوی در طی دوران زندگی نکبت بارش هیچ وقت حاضر نشد شکستی را قبول کند و آنرا مورد بررسی قرار دهد. به همین خاطر تصمیم گرفت با همکاری صدام به کشور ایران تهاجم گسترده ای را آغاز کند که در نهایت در این عملیات شکست خورد و باز هم مقصر شکست تحلیل های وی اعضای فرقه بودند که نتوانستند او و زن سومش را به تهران ببرند.</p>
<p>این شامورته بازی رجوی ها ادامه داشت اما با صلح ایران و عراق دیگر خبری از عملیات های مورد علاقه رجوی نبود. یعنی ارتش بی یال و دمش در باتلاقی به نام عراق گیر کرده بود و دیگر زمان نقد کردن استراتژی و تاکتیک گذشته بود ولی باز این جرات را نداشت که جلوی ضرر را بگیرد. به همین خاطر تا موقع سرنگونی صدام در عراق باقی ماند.</p>
<p>ادامه دارد<br />
هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50486">به مناسبت سالگرد فرار رجوی به عراق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50486/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>«پرواز خیانت»، سالگرد انتقال مسعود رجوی از فرانسه به عراق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45318</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45318?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Jun 2021 08:40:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45318</guid>

					<description><![CDATA[<p>«موسی در آتش»، فرار مسعود رجوی از ایران! هنوز چند هفته از آغاز فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین در ایران نگذشته بود که مسعود رجوی دهها هزار میلیشیای سرگردان را در بهت و حیرت در میان خون و آتش تنها گذاشت و به فرانسه گریخت تا در امان بماند. وی که متوهمانه تصور می کرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45318">«پرواز خیانت»، سالگرد انتقال مسعود رجوی از فرانسه به عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>«موسی در آتش»، فرار مسعود رجوی از ایران!</strong></p>
<p>هنوز چند هفته از آغاز فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین در ایران نگذشته بود که مسعود رجوی دهها هزار میلیشیای سرگردان را در بهت و حیرت در میان خون و آتش تنها گذاشت و به فرانسه گریخت تا در امان بماند. وی که متوهمانه تصور می کرد با بمبگذاری و ترور سران نظام می تواند در کوتاه مدت جمهوری اسلامی را ساقط و بر مسند قدرت تکیه دهد، با مشاهده خشم روزافزون مردم ایران از انبوه اقدامات تروریستی که در شرایط خطیر جنگی صورت می گرفت، سناریوی فرار به پاریس را برگزید و در تاریخ 7 مرداد 1360 به همراه بنی صدر رئیس جمهور وقت با یک هواپیمای نظامی از ایران گریخت تا به قول خودش، رهبری عملیات ها را از خارج بدست گیرد.</p>
<p>1.5 ماه پیش از آن، در 26 خرداد، مجاهدین «تهدید برای جان بنی صدر» را بهانه کردند تا وی را مخفی و تمام عیار در کنترل خود بگیرند و در نهایت پس از فرار از ایران، با استفاده از شهرت سیاسی وی، فعالیت های خود را در سطح جهانی گسترش دهند. بهانه مسعود جهت فرار این بود که می خواهد با تشدید فعالیت های سیاسی و جلب توجه دولت های غربی، مقاومت مسلحانه را تقویت کند. اما واقعیت این بود که وی تحمل حضور در ایران پرخطر را نداشت و می خواست در محیط امن زندگی کند و از آنجا اقدامات تروریستی را فرماندهی و کنترل کند. اگر هدف مسعود تقویت بخش های سیاسی بود، «موسی خیابانی» نسبت به مسعود که نقش رهبری کننده برای مجاهدین داشت، ذیصلاح تر برای اعزام به خارج بود. مسعود بخوبی می دانست یک فرمانده باید همیشه در کنار اکثریت نیروهای خودش باشد و از آنها دور نشود، و در آن شرایط که اکثریت قریب به اتفاق میلیشیاها، اعضا و کادرهای مجاهدین در داخل ایران و زیر شدیدترین فشارهای نظامی و امنیتی قرار داشتند، مسعود باید در ایران می ماند و درد و رنج آنها را در کنارشان تجربه می کرد. همانگونه که سایر رهبران احزاب، سازمان ها و جنبش ها در کنار یاران شان حضور دائم داشتند.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-45320 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-1.jpg" alt="مسعود رجوی و بنی صدر" width="800" height="345" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-1-300x129.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-1-768x331.jpg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /><br />
<strong>پروازها و تاریخ ها!</strong></p>
<p>کمتر از چهار سال که از فرار مسعود به فرانسه می گذشت، داستان عشق و عاشقی او با همسر دوم و سوم زبانزد همگان شده بود. مسعود حدود یکسال پس از کشته شدن اولین همسرش «اشرف ربیعی» تن به یک ازدواج «سیاسی» داد و با «فیروزه بنی صدر» ازدواج کرد اما خیلی زود بی ریشه بودن ازدواج آنان جلوه گر شد و همه چیز پایان یافت. اختلاف بین بنی صدر و مجاهدین پس از ابراز علاقه مسعود برای ارتباط با صدام حسین شدت گرفت و در نهایت به جدایی آن دو انجامید که نتیجه ای جز طلاق فیروزه در پی نداشت. بنی صدر حاضر نشد پیه رابطه با صدام را به تن بمالد و در آنچه مسعود سعی داشت بدان آلوده شود، شریک شود.<br />
مسعود رجوی و طارق عزیز با امضای «بیانیه صلح» در 19 دیماه 1361، زمینه را برای حضور مجاهدین در عراق مهیا ساختند. بیانیه ای که تنها یک ابزار تبلیغی برای مشروعیت بخشیدن به حضور مجاهدین در خاک عراق بود، چرا که جنگ بین دو کشور همچنان ادامه داشت. مسعود می خواست با این بیانیه، برای خود مشروعیت سیاسی کسب کند و بگوید حضور وی در عراق، نه ناشی از یک خیانت، بلکه برآمده از یک پیمان دوستی بین دو کشور است، و اگر همچنان جنگی بین ایران و عراق وجود دارد ناشی از جنگ طلبی آیت الله خمینی است نه صدام حسین!.</p>
<p>این ارتباط، با دیدگاه «ابوالحسن بنی صدر» در تضاد بود و به همین خاطر وقتی که زمزمه ایجاد رابطه با دولت عراق توسط مسعود مطرح شد، وی با آن به مخالفت برخاست و از شورا جدا گردید. جدایی فیروزه، رابطه مسعود با مریم قجرعضدانلو (رئیس دفتر مسعود) را عمیق تر کرد و در نهایت به ازدواج آن دو و طلاق از مهدی ابریشمچی انجامید. ازدواج این زوج در شرایطی رخ داد که اوضاع سیاسی/اجتماعی در فرانسه رو به وخامت می گذاشت و در نزدیکی اورسوراواز که مقر مجاهدین واقع شده بود، تنش هایی بوجود آمد که محصول آن انفجار یک بمب صوتی و تظاهرات اعتراضی چریک های فدایی اقلیت بود. این رخدادها که به مردم این منطقه از پاریس دلهره زیادی تحمیل می کرد، منجر به محدودیت برای سازمان مجاهدین شد و دولت وقت فرانسه از مسعود خواست تا به فعالیت های تروریستی پایان بدهد ولی این در ماهیت مسعود نبود و نهایتاً تصمیم گرفت ایده خود را برای رفتن به عراق پیاده کند.<br />
خرداد 1365 پرواز دیگری از پاریس به سمت بغداد صورت گرفت و مسعود رجوی پس از ضبط یک برنامه ویدیویی که «پیام تودیع» نامیده شد، به ذکر اوضاع سیاسی فرانسه و ایران پرداخت و از محدودیت هایی که برای وی در نظر گرفته بودند شکوه کرد و در نهایت اعلام کرد بنا به تصمیم خودش، می خواهد به عراق برود و از آنجا جنگ مسلحانه (اقدامات تروریستی) را فرماندهی کند و به قول خودش،<strong> آتش ها در کوهستان ها برافروزد</strong>. آتشی که تا زمان حیات صدام حسین خاموش نشد و بسیاری از جوانان ایرانی را در خود سوزانید.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-45319 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-2.jpg" alt="پرواز مسعود رجوی به عراق" width="800" height="438" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-2.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-2-300x164.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Rajavi-Iraq-140003-2-768x420.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>اکنون 35 سال از پرواز خیانتبار رجوی به دامان صدام می گذرد، وی معتقد بود که وی برخلاف آیت الله خمینی که مسیر تهران-بغداد-پاریس را پیمود، مسیر تهران-پاریس-بغداد را پیموده است تا با گسترش جنگ مسلحانه با ارتش آزادیبخش، به تهران بازگردد. اما آنچه پس از سقوط صدام مشاهده شد، فرار دوباره مسعود به کشورهای اروپایی از طریق اختفا در تابوت بود. اگر آیت الله خمینی آن مسیر را طی کرد، عاقبت از پاریس به تهران بازگشت، اما مسعود با وجود انبوه کمک هایی که از صدام، سعودی، آمریکا و اسرائیل دریافت کرد، نتوانست بغداد را به مقصد تهران طی طریق کند و عاقبت به دامان دولت های غربی گریخت.</p>
<p>این رخدادها به هر انسانی می آموزد که پشت کردن به ملت و کشور خود، عاقبتی جز شکست و دریوزگی از بیگانگان به دنبال ندارد. خرداد با همه خون هایی که در آن ریخته شد، درس های زیادی در خود دارد. آیت الله خمینی در همین ماه بر دوش 10 میلیون ایرانی بدرقه شد و راه او تا به امروز ادامه داشته و ایران از ضعیف ترین شکل خود به اقتداری چشمگیر رسیده است، اما از ارتش و آتش مسعود و مریم هیچ اثری به چشم نمی خورد و قلب های مردم ایران سرشار نفرت از این خائنان است.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45318">«پرواز خیانت»، سالگرد انتقال مسعود رجوی از فرانسه به عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45318/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی، آغازگر یک پایان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45199</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45199?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jun 2021 04:43:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45199</guid>

					<description><![CDATA[<p>ملعون رجوی، رهبر مفقود و مفلوک سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی سال 1360 از ایران به کشور فرانسه فرار و پس از 5 سال اقامت در پی امضای معاهده ای با طارق عزیز معاون نخست وزیر وقت عراق به بهانه اخراج از سوی دولت فرانسه در روز 17 خرداد 1365 به کشور عراق کوچ و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45199">رجوی، آغازگر یک پایان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ملعون رجوی، رهبر مفقود و مفلوک سازمان تروریستی فرقه نمای رجوی سال 1360 از ایران به کشور فرانسه فرار و پس از 5 سال اقامت در پی امضای معاهده ای با طارق عزیز معاون نخست وزیر وقت عراق به بهانه اخراج از سوی دولت فرانسه در روز 17 خرداد 1365 به کشور عراق کوچ و وارد بغداد شد.</p>
<p>رجوی با این تصورکه سرنوشت جمهوری اسلامی به نتیجۀ جنگ عراق علیه ایران گره خورده و با توجه به اینکه ابرقدرت ها مایل نبودند ایران در جنگ پیروز شود و در نهایت رژیم صدام بازنده نخواهد بود، در چارچوب طرح آمریکا و متحدانش برای مزدوری و دشمنی علیه مردم به طور رسمی در کنار دولت عراق، مقابل ایران قرار گرفت و آغازگر یک حرکت شوم گردید. مزدور رجوی ساعتی قبل از انتقالش به عراق در یک مصاحبه تلوزیونی شرم آور عنوان کرد :</p>
<p>&#8220;می روم تا بر افروزم آتش ها در کوهستان ها&#8230;&#8221;</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25922 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1.jpg" alt="پرواز رجوی به عراق" width="650" height="433" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1.jpg 650w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/parvazrajavi_1-150x100.jpg 150w" sizes="auto, (max-width: 650px) 100vw, 650px" /></p>
<p>رجوی که پشتش به اربابانش گرم بود به سرعت خود را در آغوش دیکتاتور عراق یعنی صدام قرار داد و بی مهابا و جسورانه در مرز عراق و ایران مستقر و انبوهی امتیازات و امکانات رفاهی از قبیل محل استقرار امن ، پول های هنگفت، سهم از بشکه های نفت و ادوات جنگی و نیروی انسانی کسب کرد که اکثر این نیروها اسیران جنگی ایرانی در اردوگاه های صدام بودند . رجوی با ماموریت پلیدش زمانی پا به خاک عراق گذاشت که دیکتاتور عراق حدود 7 سال بود به سرزمین ایران تجاوز کرده بود و بسیاری از شهروندان استان های مرزنشین را کشتار و به اسارت گرفته بود.</p>
<p>رجوی نیز بعد از گذشت چند ماه به عنوان یک مزدور و یک سرباز صدام به جاسوسی داخل شهرهای ایران و حمله های نظامی پراکنده در تهران و دیگر شهرستان ها و همچنین مرزهای ایران پرداخت و ماموریت خود را علنی نمود و با زبان و پوشش ایرانی تعداد زیادی از مرزبانان و سربازان پادگان های نظامی را به شهادت رساند . جنایت ها و کشتار رجوی علیه مردم ایران و کمک به رژیم متجاوز عراق تنها دلیل و فلسفۀ پرواز او از فرانسه به عراق بود و همانطور که در بیانات کریه خود گفته بود فقط قصد آتش افروزی در دشت و کوهستان ها داشته و این نطق او ، خود حاکی از چهره و ماهیت تروریستی او و فرقه اش می باشد و اگر رجوی می دانست این نطق شوم در آینده ماهیت او را افشا میکند هرگز دهن به گفتار باز نمی کرد و چنین ادبیاتی را نشخوار نمیکرد.</p>
<p>حال مریم رجوی نگون بخت درصدد پوشاندن اعمال تروریستی رجوی می باشد، هر چند از دیرباز چهره منفور رجوی و اهداف فرقه اش در دنیا برملا شده است. اما گویا این کوچ های شوم و خانه بدوشی همواره گریبان گیر سازمان رجوی است که امروزه در کشور آلبانی و در کوه های مانز آتش افزایی و آتش افروزی میکنند. در حال حاضر و خوشبختانه این آتش ها در خرمن تشکیلات خودشان افتاده! آری صدور حکم کیفرخواست 42 تن از اعضای رها یافته فرقه در شعبه 55 دادگاه حقوقی و عمومی بین المللی تهران و پویش هزاران امضاء خانواده ها، همچنین جدایی تعداد زیادی از فرقه همان آتشی است که در خرمن رجوی افتاده است.</p>
<p>بیژن</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45199">رجوی، آغازگر یک پایان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45199/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کف و سوت رجوی برای دشمنان قسم خورده ی ملت ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44317</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44317?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Apr 2021 03:50:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مزدوری]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[هسته ای ایران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44317</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی قبل از هر کشور و رسانه ای و حتی قبل از اسرائیل از خرابکاری درنطنز ذوق زده شده ودرجست وخیزهای بوزینه واری نتوانسته خود را کنترل کند وشروع به شور و فتورکرده واز &#8220;عملیات موفقیت آمیز موساد &#8221; – عین عبارت؛ بسیار خوشحال شده ودرپوست خود نمی گنجد . اینجاست که باز هم دم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44317">کف و سوت رجوی برای دشمنان قسم خورده ی ملت ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رجوی قبل از هر کشور و رسانه ای و حتی قبل از اسرائیل از خرابکاری درنطنز ذوق زده شده ودرجست وخیزهای بوزینه واری نتوانسته خود را کنترل کند وشروع به شور و فتورکرده واز &#8220;عملیات موفقیت آمیز موساد &#8221; – عین عبارت؛ بسیار خوشحال شده ودرپوست خود نمی گنجد .</p>
<p>اینجاست که باز هم دم خروس خیانت و مزدوری و دشمنی با ملت و وطن بیرون می زند.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25729" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Mercenaty.jpg" alt="مجاهدین و مزدوری" width="700" height="371" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Mercenaty.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Mercenaty-300x159.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>این سقف آرزو وامیال یک خائن است که نابودی منافع ملی را ببیند ونظاره گر سختی و مشکلات خرد و کلان ملتش باشد!<br />
البته رجوی خائنی است که در این زمینه کارنامه ی پرباری دارد تا آنجا که پا به پای دشمن ، برای کشتار جوانان وطن سر از پا نمی شناخت.</p>
<p>اینک رجوی بعد از خرابکاری درسایت نطنز آنچنان بوق و کرنا راه انداخته گویی کانون های خرگوشی خیالی اش از موساد موفق به این کارخائنانه شده اند.</p>
<p>برکسی پوشیده نیست که ازچهار دهه گذشته تاکنون رجوی بدون لحظه ای وقفه درفکر نابودی ملت ایران بوده وهرآنچه در زمینه تحریم ها وفشارهای اقتصادی براین ملت بوده را با روی باز پذیرفته و به استقبال هر چه بیشتر ترویسم اقتصادی بر علیه ملت ایران رفته است.</p>
<p>آن روزی که افسران ارشد صدام برای اقدامات خائنانه رجوی درهم وطن کشی دست زدند درهمان لحظه آن افسران به رجوی گفتند شما دیگر چه خائنی هستید که ازما که دشمن ملت ایران هستیم بیشتر خون هم وطنان خود را می ریزید .</p>
<p>پس هیچ وقت شما به حکومت نمی رسید چون قصد خدمت ندارید .</p>
<p>چند روز پیش بن سلمان تعدادی سرباز را اعدام کرد و بلافاصله رجوی گفت سزای خیانت برای رژیم همین است.البته که سزای خیانت همین است و اگر شما خیانت چهل ساله خود به وطن را فراموش کرده اید، حافظه تاریخی ملت ایران هیچ گاه این جنایات را از یاد نخواهد برد و دور نیست روزی که به سرای اعمال خیانت کارانه تان برسید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44317">کف و سوت رجوی برای دشمنان قسم خورده ی ملت ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44317/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین در دفاع مقدس &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/20872</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/20872?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Oct 2016 07:23:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2016/10/05/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین بیشتر از عراقیها ما را زدند. چشمان ما را بستند و به باد مشت و لگد گرفتند. بیرحمانه از هر سو حملهور میشدند و از اینکه میدیدند تعداد بسیاری از مزدوران عراقی و مجاهدین را کشتهایم، خشمگین بودند و ناسزا میگفتند. دخترها جمع شده بودند و هرکدام چیزی میگفت و ما را سرزنش میکرد که چرا به جبهه آمدیم. آنها ما را به چشم یک هموطن نگاه نمیکردند. دلشان به حال ما نمیسوخت و حتی ما را تحقیر میکردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/20872">مجاهدین در دفاع مقدس &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گزیده ای از کتاب: &laquo; اردوگاه 15تکریت &raquo;<br /> خاطرات جانباز آزاده: &laquo; میکائیل احمدزاده &raquo;</p>
<p> *عید قربان در سومار<br /> سحرگاه گوینده ی رادیو خبر عید سعید قربان را اعلام کرد. روز بزرگی بود. سرنوشت ما هم در همین روز رقم خورد. عید را به همدیگر تبریک گفتیم. دوستان نماز صبح را انفرادی اقامه کردند. مقداری نان خشک و کنسرو خوردیم و حرکت کردیم. در ارتفاعات کنار جاده حرکت میکردیم. گاهی عراقیها ما را می دیدند. فریاد می زدند و ما را نشان میدادند. گاهی میگفتند تسلیم شوید و گاهی هم به سوی ما تیراندازی میکردند. آنها نمیخواستند ما را تعقیب کنند، بلکه سعی داشتند به داخل خاک ایران حرکت کنند و فرصت را از دست ندهند.<br /> از دور درختان شهر سومار دیده شدند. گردوخاک شهر از دور نمایان بود، تردد زره پوشها و خودروها و جابه جایی عراقیها حسابی شهر را شلوغ کرده بود.<br /> کناره ی رودخانه ی شهر سومار مملو از درختچه ها و نخلها و علفهای پاکوتاه بود؛ جای بسیار مناسبی برای پناه گرفتن از دید و تیر عراقیها بود. جاده ی آسفالته از کنار آن رودخانه ی پر از آب تا نزدیکی ایوان ادامه داشت.<br /> نزدیکهای ظهر به دروازه ی شهر رسیدیم. عراقیها در حال پیشروی بودند. کامیونها و تریلرها در حال تدارکات بودند. شهر بسیار شلوغ بود و رفت وآمد بسیار.<br /> ما هم با استفاده از شلوغی منطقه از کنار درختچه های اطراف رودخانه ی سومار با اختفا و پوشش گیاهی به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. خیلی احتیاط می کردیم که دیده نشویم. خود را به جنگل رساندیم تا وضعیت را با چشم خود ببینیم. هرکدام به سویی پخش شدیم و به اطراف پدافند کردیم تا غافلگیر نشویم. خوشبختانه تا آن لحظه کسی ما را ندیده بود.<br /> همه خسته بودیم. روی علفزارها دراز کشیدیم و از لابه لای بوته ها اطراف را می پاییدیم. گروه مهندسی عراق سرگرم نصب یک پل شناور بر روی رودخانه بودند و سروصدای زیادی میکردند. سرباز مجروح ما بسیار درد میکشید. او دیگر تحمل راه رفتن نداشت و میگفت مرا رها کنید و بروید. ما هم بی توجه به حرفهایش نوبتی او را جابه جا میکردیم.<br /> در گوشه ی ورودی شهر و در 50 یا 60 متری عراقیها داخل بوته زارها پنهان بودیم. حدوداً یک ساعت نمی شد که چندین خودروی مجاهدین خلق وارد سومار شده بودند. آنها برای استراحت و شستن دست و صورت کنار رودخانه پیاده شدند. لباسهای جدید و ضدگلوله و سلاحهای مدرنی داشتند. زن و مرد و دختر و پسر با هم مخلوط بودند. با هم شوخی میکردند و می خندیدند. مجاهدین از عراقیها بیشتر نظر ما را جلب کردند، زیرا میخواستیم چهره ی واقعی این خائنها را از نزدیک ببینیم.<br /> با عراقیها خوش وبش میکردند در حالیکه این بعثیهای مزدور فرزندان ایران را به خاک و خون کشیده بودند. همه از مجاهدین تنفر داشتند و حتی میگفتند عراقیها به مجاهدین شرف دارند، چون وطن فروش نبودند و برای منافع خودشان میجنگیدند.<br /> کنجکاوی و سرک کشیدنهای متوالی ما توجه مجاهدین را جلب کرد. آنها محل ما را به همدیگر نشان دادند و برای اطمینان با زبان عربی ما را صدا کردند. وقتی دیدند جواب ندادیم، یقین کردند که ما ایرانی هستیم. با داد و فریاد هر کدام اسلحه ی خود را برداشته و به سمت ما به صورت هجومی حمله ور شدند. تا ما را دستگیر کنند، عراقیها هم متوجه موضوع شده بودند. در یک لحظه همه به سوی ما آمدند.<br /> دیگر امکان بازگشت نداشتیم. زیرا از هر طرف دیده میشدیم و هدف واقع میشدیم. همه به اندازه ی کافی مهمات از منطقه جمع آوری کرده بودیم و بیشتر از هر چیز به مهمات بها میدادیم.<br /> هرکدام در کنار درختان نخل سنگر گرفتیم و یک آرایش دایره ای گرفتیم تا دفاع کنیم. مجاهدین و عراقیها استعداد ما را نمی دانستند و فکر می کردند دو یا سه نفر هستیم. از ترس پنهان شده بودیم و آنها سعی داشتند خود را به ما برسانند. آنها به ده قدمی ما رسیده بودند که رگبار یکی از سربازان ما در اولین لحظه دو نفر از مجاهدین را به درک واصل کرد. ما هم به از هر سو تیراندازی کردیم. تعداد تلفات مجاهدین بیشتر شد. آنها هم به سوی ما آتش گشودند. ما سنگرگیری کرده بودیم و موضع بهتری داشتیم. عراقیها هم به کمک مجاهدین آمدند. درگیری خونین آغاز شد. نخلستان سومار تبدیل به جهنمی واقعی شده بود. تقریباً تمام نیروهای دشمن با ما درگیر بودند.<br /> به همرزمان اشاره کردم که در مصرف مهمات صرفه جویی کنند. دشمنِ قسم خورده، تصمیم داشت ما را از بین ببرد. دود و بوی گلوله همه جا پیچیده بود. ما سرسختانه مقاومت می کردیم و دشمن عجول را شکار می کردیم. صدای آژیر آمبولانسهای عراقیها بلند شده بود و خبر از تلفات زیاد آنها می داد. مجاهدین با بلندگو اعلام می کردند:<br /> ما هموطنان شما هستیم؛ تسلیم شوید. ما نمیگذاریم عراقیها به شما صدمه بزنند. شما برادران ما هستید. جنگ تمام شده و ارتش پیروز &laquo;مجاهدین خلق&raquo;، شهرهای ایران را یکی پس از دیگری فتح می کند. به جوانی خود رحم کنید. تسلیم شوید. اسلحه های خود را دور بریزید.<br /> آنها با این سخنان فریبنده می خواستند ما را تحویل عراقیها بدهند. ما جواب نمیدادیم و هرکدام که نزدیک میشد، با تیر از پای در میآ وردیم. آن محل پوشش خوبی داشت و ما را از دید و تیر زیاد حفظ میکرد. سروصدای عربی در همه ی نخلستان پیچیده بود و صحنه های ترسناکی به وجود آورده بود. عراقیها و مجاهدین تصمیم گرفتند با خمپاره اندازهای برد کوتاه خود ما را از مواضعمان بیرون بیاورند. شلیک خمپارهها و آرپیجی 7 از هر سو باریدن گرفت. اسیر عراقی، مات و مبهوت در گوشه ای زمین گیر شده بود و از ترس کشته شدن بال بال میزد. سعی میکرد در کنج درختان جان پناه بگیرد.<br /> عرصه را بر ما تنگ کردند. دو نفر از دوستان ما از ناحیه ی پا سخت مجروح شدند. ما هم بی امان تیراندازی می کردیم و از مجاهدین و عراقیها تلفات می گرفتیم. تیر و ترکش به همه جا اصابت می کرد. تقریباً دیگر صدای همدیگر را نمی شنیدیم و در اثر گرد و خاک و دود یکدیگر را هم نمی دیدیم.<br /> سرمان را نمی توانستیم بالا بگیریم. باران گلوله می بارید و نمی توانستیم تغییر محل دهیم. می دانستیم مرگمان حتمی است و اگر دستگیر شویم، دشمن در عوض انتقام کشته شدگان ما را خواهد کشت. لذا بی اختیار می خواستیم از تعداد دشمنان کم کنیم. اما دیگر روز آخر مقاومت فرارسیده بود. مهمات نیز تمام میشد. ما به محاصره ی کامل دشمن افتاده بودیم. هر لحظه حلقه ی محاصره تنگتر می شد.<br /> دشمن جای ما را آماج تفنگ ضد بتن و ضد تانک 107 قرار داد. موج انفجار همه چیز را به سویی پرتاپ می کرد. سرباز جواد لیالی، اهل کرمان در دم شهید شد. انفجار یکی از درجه داران بهنام یوسف جمالی را موجی نمود. او بی اختیار شروع کرد به دویدن که ناگاه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پیکرش میان ما منافقان ماند. کتف راست من هم ترکش خمپاره خورد. بازو و دستم می سوخت و دیگر نمی توانستم تیراندازی کنم. مطمئن بودیم که هدف دشمن کشتن ما است. انگار تمام جنگ برای آنها در همان محل کوچک خلاصه شده بود.<br /> خمپاره ها وجب به وجب زمین را شخم می زدند. ما هرکدام تا آنجا که امکان داشت، خود را به کوچکترین شیارها و بریدگیهای زمین می چسباندیم. بیش از هشت نفر ما سالم نمانده بودیم. خشاب بعضیمان هم خالی بود و انتظار درگیری و جنگ تن به تن را می کشیدیم. عراقیها و مجاهدین بعداً گفتند که تلفاتشان تا آن هنگام 23 نفر بوده و ما عید قربان را با نبردی خونین و ماندگار ادامه میدادیم.<br /> در یک لحظه ی کوتاه دشمن سر رسید و از هر سو به ما حمله کرد. با فریادهای بلند اعلام می کردند که تسلیم شوید. ما چند نفر که همدیگر را می دیدیم، ناچار اسلحه هامان را به سویی پرتاپ کردیم و اشهد خود را خواندیم. با چهره هایی خطرناک از هر طرف به ما حمله کرد و ما را به باد کتک و قنداق تفنگ گرفتند. ما از درد به خود می نالیدیم. من و چند نفر دیگر زخمی بودیم و خون از بدنمان جاری بود، ولی عراقیها و مجاهدین بی امان ما را میزدند و فحش می دادند.<br /> دست و پای ماها را بستند و در گوشه ای جمع کردند. یکی از عراقیها با فریاد می گفت باید این ایرانیها را بکشم. تیری به سمت ما شلیک کرد، اما به درخت نخل اصابت کرد. ما همدیگر را نگاه میکردیم. تعدادی از دوستانمان نبودند. شاید فرار کرده بودند، شاید هم در کنار نخلی به شهادت رسیده بودند. با حسرت و اشک آلود همدیگر را نگاه می کردیم و آن لحظه را پایان زندگی خود می دانستیم. یک لحظه به فکر پدر و مادر چشم انتظارم افتادم که حتی جسد من هم به دستشان نخواهد افتاد. نمی توانستم روی پا بایستم. دقایق سختی بود. یکی از عراقیها دورتر از ما بالای سر شهیدان میرفت و تیر خلاص به سر و سینه ی آنان میزد. دیگر اطمینان حاصل کردیم که بقیه ی همرزمان ما شهید شده اند.<br /> گوشه ای چند عراقی با هم بحث میکردند و حتی سر هم فریاد می کشیدند. بعدها فهمیدیم یکی از عراقیها میخواسته همه ی ما را یکجا به رگبار ببندد، اما چند نفر دیگر مانع میشدند و می گفتند بگذارید اسیرشان کنیم.<br /> در این میان سرباز اسیر عراقی را دیدیم که به سمت ما می آمد. او را از یاد برده بودیم. دستش باز بود و با زبان عربی داد میزد و قسم میداد که ما را نکشند. ما مات و مبهوت مانده بودیم. اسیر عراقی به فرمانده انش میگفت این ایرانیها با من رفتار انسانی داشتند و هیچ صدمه ای به من نرساندند، به من آب و غذا دادند. با قسمهای گوناگون بالاخره آنها را قانع کرد تا ما را نکشند.<br /> مجاهدین بیشتر از عراقیها ما را زدند. چشمان ما را بستند و به باد مشت و لگد گرفتند. بیرحمانه از هر سو حمله ور می شدند و از اینکه می دیدند تعداد بسیاری از مزدوران عراقی و مجاهدین را کشته ایم، خشمگین بودند و ناسزا می گفتند. دخترها جمع شده بودند و هرکدام چیزی میگفت و ما را سرزنش می کرد که چرا به جبهه آمدیم. آنها ما را به چشم یک هموطن نگاه نمی کردند. دلشان به حال ما نمی سوخت و حتی ما را تحقیر می کردند.<br /> بعد از کتک مفصلی که منجر به شکستن بینی و سر دوستان شد، چشمان ما را بستند و با کتک و لگد همه مان را در یک کامیون آیفا انداختند. کامیون با سرعت تمام حرکت کرد.</p>
<p>  *آغاز اسارت<br /> فاصله ی سومار تا اولین شهر مرزی عراق، بعقوبه، یک کیلومتر بیشتر نیست، در حالی که کامیون مسافتی طولانی را طی میکرد و توقف نداشت. ما همه ساکت و غمگین، با چشمان بسته به نقطه ی نامعلومی فرستاده می شدیم. احساس کردم که به سمت ایران در حرکت هستیم. حدود 10 دقیقه در راه بودیم. ما را پیاده کردند و با زور به یک سالن بردند و چشمان ما را باز کردند.<br /> دیدیم تعداد بسیاری از ایرانیها که در کوه و دشت مبارزه می کردند، اسیر شده اند. آنها از واحدهای مختلف سپاه و ارتش بودند. ما را دلداری دادند و زخمهامان را با پارچه ی لباسهاشان بستند. آنها هم همین امروز اسیر شده بودند.<br /> از گروه ما 7 نفر زنده بودیم که سه نفرمان مجروح بودیم. بقیه ی دوستان در مرز سومار و مندلی عراق به شهادت رسیده بودند؛ آن جوانان شجاع و جسور و بی ادعا که چند روز بود پابه پای هم منطقه را در نوردیده بودیم و هرکدام در جای خود چندین نفر از مزدوران را به هلاکت رسانده بودند.<br /> بسیار غمگین بودیم. از جای خود بلند شدم و از پنجره بیرون را نگاه کردم. دیدم ما را به قرارگاه جهاد لرستان آورده اند که در وسط جاده ی سومار به ایلام قرار داشت. در حقیقت آن مکان محل جمع آوری و تخلیه ی اسرا بود.<br /> تردد در روی جاده بسیار سنگین بود. ادوات جنگی در حال حرکت به سوی شهرهای ایران بودند. این نشان از عملیاتی گسترده داشت و برای ما خوشایند نبود.<br /> عراقیها مقداری آب به ما دادند. یک سروان عراقی با غرور زیاد بالای سر ما حاضر شد و به عربی گفت: شما اسیر ما هستید و ما به رهبری صدام حسین ایران را فتح خواهیم کرد. شما شانس آوردید که کشته نشدید. عراق پیروز شده و ما در حال پیشروی به سوی شهرهای ایلام و کرمانشاه هستیم. ما انتظار داریم دستورهای نگهبانان را گوش دهید. هرکس قصد فرار داشته باشد، کشته خواهد شد.<br /> سخنان او را یکی از منافقان ترجمه میکرد. همه ی ما مأیوس بودیم و ناراحت از اینکه چگونه این عراقیهای بزدل که تا دیروز جرأت حرکت نداشتند، اکنون دم از فتح شهرهای ایران می زنند؟<br /> بعد از چند دقیقه سؤالاتی در مورد محلهای استقرار یگانهای زرهی ایران می کردند. گویا برای لشکرهای زرهی ارتش اهمیت زیادی قائل بودند و از آنها واهمه داشتند.<br /> ما و اسرای دیگر را سوار کامیون کردند. این بار ما را به سوی عراق حرکت دادند. چشمان ما همه باز بود. برای آخرین بار وطن خود را با حسرت نگاه می کردیم. ارتفاعات کنار جاده را می دیدیم که حکایت تلاشها و نبردهای خونین ما را در سینه داشت و دوستان شهید ما که حماسه آفریدند و مظلومانه کشته شدند و با جان و دل دستورها را اجرا میکردند. فاتحه ای نثار روح آنان کردم.<br /> به ورودی شهر سومار رسیدیم. به محل درگیری و اسارت خود نگاه کردیم. هنوز تعدادی آمبولانس در نخلستان دیده میشد و این حکایت از تلفات زیاد آنان بود. عراقیها که ما را می دیدند، ناسزا می گفتند و می خندیدند.<br /> کامیون آیفای عراقی به سرعت از مرز ایران خارج شد و در خاک عراق ادامه ی مسیر داد. کنجکاوانه به هر سو نگاه میکردیم. دو نفر عراقی که در پشت خودرو محافظ ما بودند، تذکر میدادند که سرتان را پایین بگیرید، ولی ما نگاه می کردیم.<br /> خیلی زود وارد شهر مرزی مندلی عراق شدیم. ارتش عراق در این شهر مرزی ستون کشی می کرد و شهر مملو از نظامیان بعثی بود. همه ی ما را به یک محل اداره مانند بردند. گویا اداره ی راه عراق بود. ساعت تقریباً 5 عصر بود. همه گرسنه بودیم. به یکدیگر می گفتیم که سعی کنیم اطلاعاتی را برای دشمن بازگو نکنیم.<br /> از استخبارات عراق دو نفر نظامی مسلط به زبان فارسی و ترکی برای بازجویی ما حاضر شدند. نام و نشان و یگان ما را پرسیدند و از واحدها و فرماندهان و ادوات ما سؤالاتی کردند. ما هم برحسب وظیفه تنها مشخصات فردی را می گفتیم و از ارائه ی اطلاعات نظامی طفره می رفتیم.<br /> آنها می گفتند تعداد زیادی از ایرانیان اسیر شده و ما ایران را شکست دادیم. سعی داشتند روحیه ی ما را ضعیف کنند. ولی ته قلب ما چیز دیگری می گفت؛ با وجود این دیده ها و شنیده ها نمی توانستیم شکست ایران را قبول کنیم. حس می کردیم سرّی در این کار نهفته است. اما دیگر اسیر بودیم و باید سرانجام کار را در خاک دشمن می دیدیم.<br /> بعد از بازجویی های مقدماتی که بازجویی دقیقی نبود، ما را سوار کامیونهای دیگری کردند. این بار دو نفر سرباز جوان محافظ ما بودند؛ یکی بالای سقف کامیون رو به ما نشست و دیگری به آخر کامیون رفت.<br /> خودروها حرکت کردند. هنگام ترمزکردن کامیون، سرباز روی سقف میرفت که بی فتد. ما به وسیله سربازان عرب زبان گفتیم آن بالا خطرناک است، ولی او توجه نکرد.<br /> هنوز خیلی راه نرفته بودیم که در اثر ترمز ناگهانی کامیون، سرباز محافظ عراقی از روی سقف به جلوی کامیون پرت شد و کشته شد. جنازه ی او را سوار کامیون ما کردند و به سرعت حرکت کردند.<br /> من و دو نفر از درجه داران که با من اسیر شده بودند، نقشه ی فرار می کشیدیم، ولی موقعیت مناسب نبود، چون جاده پر از عراقی بود و ما کشته می شدیم.<br /> در این افکار بودیم که به یک پادگان نظامی در شهر بعقوبه ی عراق رسیدیم. سوله های تانک بسیار بزرگی در پادگان بود. کامیونها از در ورودی دژبانی عبور کردند و وارد پادگان شدیم.</p>
<p>  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/20872">مجاهدین در دفاع مقدس &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/20872/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین و عملیات مشترک در کشتن مرزبانان مهران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14356</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14356?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:48:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/06/22/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی مست و متوهم به شوق آمد حال که توانسته به کمک صدام مهران را سه روز تصرف کند پس خواهد توانست قدم بعدی تصرف تهران باشد! لذا درهمان صحنه شعار امروز مهران فردا تهران را سرداد و توهم شوق تسخیر تهران وی را به جنون رساند و  درعملیات مرصاد دست به خودزنی زد و به عبارتی دیگر نیروهای مغزشویی شده واغفال شده را به قربانگاه فرستاد که پرداختنش فرصتی دیگر نیاز دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14356">مجاهدین و عملیات مشترک در کشتن مرزبانان مهران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در چنین ایامی بود که بار دیگر رجوی خائن و وطن فروش در همدستی با صدام و ارتش متجاوزش با تجاوز و یورش به خاک میهن شماری از سربازان و مرزبانان شریف ایران زمین را به خاک و خون کشید و برگ سیاه دیگری بر کارنامه تروریستی خود در حق ملت ایران افزود و تا ابد مورد انزجار و تنفر مردمان کشورمان قرار گرفت.</p>
<p>در جمعبندی عملیات آفتاب در منطقه فکه عماره رجوی به این نتیجه رسیده بود که نیروی پیاده قادر نیست در اشل و اندازه عملیات سرنگونی و فتح تهران! گام جدی بردارد لذا عملیات بزرگ و گسترده مستلزم آن است که به یک تغییر جدی در ساختار ارتش آزادی! ساخته و پرداخته صدام نایل آئیم و ارتش پیاده را به یک ارتش پیاده مکانیزه تبدیل بکنیم.</p>
<p>بلافاصله متعافب این تدبیر شگرف! ضدایرانی رجوی؛ رایزنیها با صدام و ارتش و مخابرات و استخباراتش صورت گرفت و قرار شد در راستای تحقق ایده رجوی مبنی بر داشتن ارتش مکانیزه؛ مددی صورت بگیرد و چند ده خودروی شنی دار ام تی ال بی از صدام تحویل گرفته شود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-39246 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214.jpg" alt="عملیات آفتاب" width="975" height="641" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214.jpg 975w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-300x197.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-768x505.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-150x100.jpg 150w" sizes="auto, (max-width: 975px) 100vw, 975px" /></p>
<p>در شروع این پروژه جواد برومند فرمانده تیپ و فاطمه طهوری (زرین) معاون تیپ و خودم در موضع فرمانده دسته پیاده مکانیزه با هماهنگیهای صورت گرفته در مدار بالاتر برای تحویل گرفتن ام تی ال بی و کسب آموزش لازمه عازم منطقه مورد نظرشدیم که پیشاپیش این خودروهای شنی دار بطور منظم در یک منطقه دشتی آرایش  داده شده بودند.</p>
<p>تا شروع عملیات موسوم به چلچراغ (مهران) فرصت زیادی نداشتیم لذا دست به کار شده و با وارد کردن شماری دیگر از افراد در موضع راننده موتوری از طرف عارفی (اعضای ارتش صدام) آموزش موتوری (رانندگی) ام تی ال بی را درعرض یکساعت فرا گرفتیم و قرار شد همین آموزش را در عرض نیم ساعت به راننده های خودی منتقل کنیم و راننده های خودی بعد از نیم ساعت آموزش تئوری موتوری امکان داشتند فقط سه دقیقه تمرین عملی رانندگی بکنند و خودروی مربوطه را تحویل بگیرند که چنین هم شد. ولی مگر این امر واقعی بود و لازمه آموزش موتوری ام تی ال بی دستکم سه ماه امکان پذیر بود.</p>
<p>این خودروی شنی دار امکان ارتباطی اش یک دستگاه مخابراتی آر130 و آر123 بود که آموزش آنهم با سمبل کاری به انجام رسید چرا که رجوی متوهم سعی داشت به سفارش صدام زودی عملیات مشترک پیش رو را انجام داده و بعد از آن راهی فتح تهران! شود.</p>
<p>با آتشباری بسیارسنگین توپخانه صدام ارتش به اصطلاح پیاده مکانیزه رجوی وارد عملیات خرابکارانه علیه وطن خویش شد و با تحمل خساراتی توانست سه روز  در منطقه مهران دوام بیاورد.</p>
<p>از قضا از موضع قدرت نمایی وانعکاس بیرونی فاطمه طهوری با نام مستعار زرین را وارد شهرمهران کرد و با یک مصاحبه تصویری اینطور وانمود کرد که فرمانده فاتح شهر مهران فاطمه طهوری بوده است درحالیکه این خانم از اساس از الفبای کار نظامی مطلق بی اطلاع بود و بیشتر نقش مترسک داشت.</p>
<p>نه اینکه راننده های خودروی شنی دارام تی ال بی مسلط نبودند عمده خودروها ازکار افتادند و موتورشان جوش آورد و بی فایده ماندند و در صحنه رها شدند واین قوای عراقی بودند که دیگر از  پشت مرز به صحنه آمدند و نیروها وغنایم را به پشت صحنه انتقال دادند.</p>
<p>رجوی مست و متوهم به شوق آمد حال که توانسته به کمک صدام مهران را سه روز تصرف کند پس خواهد توانست قدم بعدی تصرف تهران باشد! لذا درهمان صحنه شعار امروز مهران فردا تهران را سرداد و توهم شوق تسخیر تهران وی را به جنون رساند و  درعملیات مرصاد دست به خودزنی زد و به عبارتی دیگر نیروهای مغزشویی شده واغفال شده را به قربانگاه فرستاد که پرداختنش فرصتی دیگر نیاز دارد.</p>
<p>بدین سان رجوی خائن درعملیات مشترک با صدام در خیانت به وطن شماری ازاعضای خود را به قربانگاه فرستاد و ازطرفی دیگر شماری از مدافعان و مرزبانان میهنمان را به شهادت رساند و این بود برگ دیگری از جنایات رجوی بعنوان ستون پنجم عراق علیه ایران و ایرانی.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14356">مجاهدین و عملیات مشترک در کشتن مرزبانان مهران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14356/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دامن پوشیدن رجوی مقابل امپریالیست ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14270</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14270?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Jun 2013 08:40:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/06/02/%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمانی که سابقه زیادی در جنایت و خیانت علیه مردم ایران و عراق دارد اکنون سعی دارد با پز دموکراسی خودش را مبرا از همه این خیانت ها بداند تا در مقابل غرب یک وجهه مدرن غرب پسند، دموکراتیک و مدافع حقوق بشر نیز به خود می گیرد. سئوال این است زمانی سازمان از شعار مبارزه با امپریالیسم شروع کرده بود اکنون نام سازمان خود را به عنوان لابی در آمریکا به ثبت می رساند و مدعی می شود در پی ترویج سیاستی برای آمریکا در قبال ایران است که مبتنی بر حقوق بشر، عدم اشاعه هسته‌ای و ترویج دمکراسی است!! حال باید قضاوت کرد که رجوی برای خوش خدمتی به غرب بعد از خلع سلاح دامن پوشیده و سعی می کند باز هم با فریبکاری به خیانت های خود ادامه دهد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14270">دامن پوشیدن رجوی مقابل امپریالیست ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا خبری روی سایت ها مشاهده شد مبنی بر اینکه سازمان مجاهدین در آمریکا نام خود را به عنوان یک گروه لابی رسما به ثبت رسانده و مدعی شدند که&nbsp; در پی ترویج سیاستی برای آمریکا در قبال ایران می باشند که مبتنی بر حقوق بشر، عدم اشاعه هسته&zwnj;ای و ترویج دمکراسی است.<br /> حال اگر قدری به گذشته سازمان نگاهی داشته باشیم متوجه می شویم که سازمان چگونه به این نقطه رسیده است. اوائل انقلاب این سازمان با شعار مبارزه با امپریالیسم و دشمن خلقها آمریکا می باشد دست به فریبکاری بزرگی زد و اینگونه نشان داد که در مبارزه با امپریالیسم ثابت قدم می باشد!!.<br /> یکی از حربه های رجوی عوامفریب استفاده از شعار مبارزه با امپریالیسم بود و حتی بعد از انفجار برجهای دوقلو در آمریکا با خوشحالی عنوان می کرد که این کار توسط عناصری مرتجع انجام گرفته ولی وای به روزی که افراد به اسلام انقلابی و انقلاب مریم مجهز شوند آن وقت خواهید دید که چه کاری می توانند بکنند و برای همین انفجار مراسم جشن برپا نمود تا خودش را تنها فردی معرفی کند که در مبارزه با غرب تاکنون باقی مانده است وی حتی در همین نشست ها بود که برای اینکه زیاد خراب نکند نام ارباب جنایت کارش یعنی صدام را به این لیست اضافه کرد و عنوان نمود که دشمن اصلی ما امپریالیسم می باشد.<br /> بعد از سرنگونی صدام و خلع سلاح توسط نیروهای آمریکایی رجوی در نشست درونی برای اینکه خلع سلاح را کاری درست جلوه دهد اعلام نمود که لنین به نفر خودش برای مذاکره با نمایندگان کشور آلمان در جنگ جهانی اول گفت: حتی شده برای مذاکرات دامن بپوش. این حرف رجوی نشان از این دارد که وی حتی برای گرفتن امتیاز از نیروهای آمریکایی اگر لازم باشد می توانند این کار را انجام دهند.<br /> بعد از خلع سلاح دیگر شعاری به نام مبارزه با امپریالیسم در تشکیلات داده نشد و اگر جزوه ای هم بر علیه آمریکا در مناسبات وجود داشت از بین برده شد و شعار مبارزه با غرب به حرکت موازی با غرب تغییر شکل داد و مریم هم در فرانسه با دادن پولهای کلان به سناتورهای از دور خارج شده غربی این گونه نشان دهد که برای سرنگونی تام و تمام در اختیار غرب می باشد.<br /> سازمانی که سابقه زیادی در جنایت و خیانت علیه مردم ایران و عراق دارد اکنون سعی دارد با پز دموکراسی خودش را مبرا از همه این خیانت ها بداند تا در مقابل غرب یک وجهه مدرن غرب پسند، دموکراتیک و مدافع حقوق بشر نیز به خود می گیرد.<br /> سئوال این است زمانی سازمان از شعار مبارزه با امپریالیسم شروع کرده بود اکنون نام سازمان خود را به عنوان لابی در آمریکا به ثبت می رساند و مدعی می شود در پی ترویج سیاستی برای آمریکا در قبال ایران است که مبتنی بر حقوق بشر، عدم اشاعه هسته&zwnj;ای و ترویج دمکراسی است!! حال باید قضاوت کرد که رجوی برای خوش خدمتی به غرب بعد از خلع سلاح دامن پوشیده و سعی می کند باز هم با فریبکاری به خیانت های خود ادامه دهد و باز کردن دفتر در کنار کاخ سفید را افتخاری برای سازمان خود می داند.<br /> هر چند رجوی ها توانستند در واشنگتن و شهرهای دیگر آمریکا دفتر برای لابی گری باز کنند ولی مردم ایران بخوبی این جانیان را می شناسند و این گونه اراجیف هم نمی تواند کسی را بفریبد.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14270">دامن پوشیدن رجوی مقابل امپریالیست ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14270/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیدایش وفرجام یک سازمان &#8211; به مناسبت ۴خرداد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14230</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14230?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 May 2013 10:39:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/05/25/%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%88%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-4%d8%ae%d8%b1%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی و سازمان که بدلیل انحراف و تغییر ایدئولوژی و بدنبال آن کشتار و تصفیه حسابهای خونین داخلی در میان مردم محبوبیت وپایگاه اجتماعی خود را از دست رفته میدیدند سیاست نفاق و دوگانگی را دردستور کار قرار دادند.در بعد ایدئولوژی علیرغم اینکه هیچ اعتقادی به اصول وباورهای عقیدتی دکتر شریعتی؛ وامام خمینی نداشتند صحبت از مثلث شریعتی – مجاهدین – آیت الله خمینی میکردند ودر اذهان عمومی چنین وانمود می نمودند که آنها همچنان به ایدئولوژی اسلامی اعتقاد دارند وبا برگزاری مراسم  مذهبی بخصوص در ماه مبارک رمضان وعاشورا تلاش کردند خود را به عنوان یک سازمان مذهبی در باورهای مردم جا بیندازند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14230">پیدایش وفرجام یک سازمان &#8211; به مناسبت ۴خرداد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال 1344 سه نفر از اعضای جوان جبهه ملی و نهضت آزادی در اوج خفقان رژیم ستم شاهی وبا هدف سرنگونی رژیم با استراتژی مبارزه مسلحانه سازمان موسوم&nbsp; به مجاهدین خلق را بنیان گذاری کردند. بنیانگذاران سازمان تحت تاثیر جو حاکم بر دانشگاهها و پیروزی انقلاب های مارکسیستی درجهان که با پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی آن زمان صورت میگرفت درعین باور به اعتقادات مذهبی جذب ایدئولوژی مارکسیستی شدند و با تاکید براینکه مارکسیست یک متد و ایدئولوژی علمی است در یک جهت گیری و خطای آشکار مارکسیسم را به عنوان علم مبارزه در راستای تبیین ایدئولوژی سازمان بکار گرفتند و در آموزشهای اعضا زیر بنای تفکرات آنها شد بطوریکه درجریان عمل یک ایدئولوژی التقاطی برباورهای اعتقادی اعضا تحت عنوان ایدئولوژی اسلام ناب و ضد استثماری نقش بست و این ایدئولوژی خود بعدها عامل اصلی تمامی انحرافات ایدئولوژیکی و سیاسی سازمان بود.اولین جزوه ایدئولوژیک آنها کتابی بنام شناخت بود. اگر دستگیری رهبران سازمان در سال 1350 را ناشی ازعمل زدگی زودرس و بی تجربگی و ناپختگی سیاسی وعدم هوشیاری رهبران در قبال توطئه های ساواک و نفوذ آن در سازمان بدانیم بی شک ضربه سال54 که از طرف سازمان به عنوان ضربه اپورتونیستی چپ نما تجزیه و تحلیل شد اوج انحراف ایدئولوژیکی سازمان و خطای آشکار آنها در بکار گیری ایدئولوژی مارکسیستی و پذیرش فرهنگ التقاطی بوده است درجریان این ضربه که تعدادی از افراد صدیق سازمان که حاضر به پذیرش ایدئولوژی مارکسیستی نبودند کشته شدند اکثریت به اتفاق کادر مرکزی سازمان ایدئولوژی مارکسیستی را به عنوان ایدئولوژی سازمان پذیرفت و از آن نقطه به بعد سازمان بعنوان یک جریان مارکسیستی اعلام موجودیت کرد.<br /> در سال 57 همزمان با پیروزی انقلاب شکوهمند مردم ایران اعضای باقی مانده سازمان به همراه دیگر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند و بعد از چند روز سازمان تحت عنوان سازمان مجاهدین خلق با استفاده از فضای باز سیاسی ناشی از خونهای شهیدان فعالیت خود را رسماً آغاز کرد. در اولین موضع گیری رجوی به عنوان سخنگوی سازمان به تشریح موضع گیری اهداف و نقطه نظرات سازمان در رابطه با دولت موقت پرداخت. مسعود رجوی تنها عضو باقیمانده از مرکزیت سازمان بود که درسال 1350 دستگیر شد و به دلیل همکاری با ساواک شاه با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم گردید.ارتشبد نعمت الله نصیری رئیس وقت ساواک درنامه ای به شاه نوشت: باتوجه به اینکه مسعود رجوی درجریان دستگیری همکاری همه جانبه ای با ساواک در زمینه دستگیری اعضای این سازمان داشته وهم اکنون نیزدر داخل زندان به این همکاری ادامه می دهد وی را مستحق یک درجه تخفیف ازاعدام به حبس ابد میدانم. وازهمان موضع گیری نخست انحراف سازمان وعدم درک شرایط اجتماعی وسیاسی از اوضاع کشور و خواست اکثریت به اتفاق مردم را به نمایش گذاشت.<br /> رجوی و سازمان که بدلیل انحراف و تغییر ایدئولوژی و بدنبال آن کشتار و تصفیه حسابهای خونین داخلی در میان مردم محبوبیت وپایگاه اجتماعی خود را از دست رفته میدیدند سیاست نفاق و دوگانگی را دردستور کار قرار دادند.در بعد ایدئولوژی علیرغم اینکه هیچ اعتقادی به اصول وباورهای عقیدتی دکتر شریعتی؛ وامام خمینی نداشتند صحبت از مثلث شریعتی &ndash; مجاهدین &ndash; آیت الله خمینی میکردند ودر اذهان عمومی چنین وانمود می نمودند که آنها همچنان به ایدئولوژی اسلامی اعتقاد دارند وبا برگزاری مراسم&nbsp; مذهبی بخصوص در ماه مبارک رمضان وعاشورا تلاش کردند خود را به عنوان یک سازمان مذهبی در باورهای مردم جا بیندازند.در بعد سیاسی علیرغم اینکه دولت موقت را یک دولت لیبرال ودست نشانده امپریالیزم میدانستند ولی دریک اتحاد تاکتیکی ازآنجاییکه معتقد بودند که احزاب وگروههای مسلمان معتقد به اصول انقلاب&nbsp; دشمن اصلی آنها درمسیر مبارزه هستند ازدولت موقت حمایت میکردند ودرجریان انتخابات مجلس به یک ائتلاف سیاسی با نیروهای لیبرال که آنها را در تحلیلهای داخلی جاده صاف کن امپریالیزم لقب میدادند دست زدند.همزمان در اوج دوگانگی و نفاق در حالیکه درموضع گیریهای سیاسی وعلنی حمایت کامل خود را از رهبری انقلاب اعلام میکردند وهمزمان با نزدیک شدن به مرحوم آیت الله طالقانی سعی در ایجاد تفرقه بین ایشان و رهبری انقلاب را داشتند.این نعل وارونه زدنهای سازمان همچنان ادامه داشت تا اینکه در سال 60 که ماهیت سازمان دیگر بار برای همگان افشا شده بود و رهبری سازمان از آن همه ترفند ها و موضع گیری های دوگانه و منافقانه طرفی نبسته بود در حضیض ازدست رفتن قدرت وحاکمیت دراوج استیصال ودرماندگی سیاسی وانزوای مرگباراجتماعی دریک حرکت بچگانه وبدون درک شرایط عینی جامعه وآمادگی نیروهایش برای وارد شدن به فاز نظامی دست به مبارزه مسلحانه زد. در فاز نظامی سازمان بدنبال دریافت ضربات سنگین نظامی و دستگیری و کشته شدن اکثریت نیروهایش مجبور به خارج کردن نیروهایش به منطقه کردستان نمود و رجوی به همراه بنی صدر پیشاپیش آنها به فرانسه گریخت. رجوی که در شروع مبارزه مسلحانه برآورد و تحلیل کرده بود که رژیم ایران 6 ماه دیگر سرنگون خواهد شد بعد از دریافت ضربات کشنده استراتژیکی ومنهدم شدن بدنه تشکیلاتی سازمان برای بازسازی وبقای دیگر باره سازمان در پاریس این بار دیگر علناً دست به دامان صدام دیکتاتورعراق و دشمن شماره یک مردم ایران شد ودرجریان جنگ درخفا با دادن اطلاعات نظامی جبهه ها و وضعیت شهرها و اماکن صنعتی به جاسوسی برای دشمن مشغول بود،این بار بصورت عریان در یک ملاقات با طارق عزیز وزیر امور خارجه صدام در پاریس با وی عقد اخوت بست ومتحد استراتژیک وی شد.در سال 65 بعد از ملاقات رجوی با طارق عزیز نیروهای سازمان رسماً وارد خاک عراق شدند و با حمایتهای نظامی ولجستیکی ودادن قرارگاهها در نقاط مرزی ایران ازطرف عراق در یک اتحاد بیشرمانه نظامی در کنارارتش متجاوز بعثی وارد جنگ با نیروهای ایرانی شدند ودسته دسته از سربازان ونیروهای ایرانی را که در مرزها گناهی به جز دفاع از حاکمیت خاک خود نداشتند را کشت یا اسیر کرد وتحویل نیروهای مخابرات صدام داد. در سال 67 رهبری سازمان وشخص مسعود رجوی در یک توهم احمقانه ودرک غلط از شرایط جنگ بعد از یک نشست با صدام حسین ودیگرسران ارتش صدام از حسن نیت ایران در پذیرش قطعنامه 598 واعلام آتش بس سوء استفاده کرده وعملیات موسوم به فروغ یا دروغ جاویدان را به منظور تصرف تهران برنامه ریزی وبه اجرا گذاشت.این عملیات که 3 روز به طول کشید نیروهای سازمان علیرغم حمایت های لجستیکی صدام وجنگ افزارهای غربی با دادن تلفات سنگین دست از پا دراز تر به خاک عراق عقب نشینی کرد وبدین ترتیب کشتی ارتش آزادیبخش به گل نشست.بعد از آخرین شکست وشروع جنگ عراق برعلیه کویت سازمان در یک بن بست سیاسی مرگبار گرفتار شد ورجوی در اوج درماندگی وبرای فرار وتوجیه شکست های مفتضحانه خود در یک عوام فریبی آشکار هم ردیفی وبعد مسئول اولی وبدنبال آن انقلاب ایدئولوژیک درونی وازدواج با مریم را دردستور کار خود قرار داد واز این نقطه به بعد سازمان به یک فرقه مذهبی تروریستی خطرناک تبدیل شد.دسته دسته اعضا بالاجبار وارد مسئله طلاق شدند.دفتر سیاسی سازمان منحل گردید ورجوی بعنوان رهبرعقیدتی خدای مجاهدین لقب گرفت نیروهای معترض ومسئله دار تحت عنوان ضد انقلاب مریم وعوامل اطلاعاتی دشمن به زندانهای داخل سازمان وزندان مخوف ابوغریب انداخته شدند.خفقان مطلق بر تشکیلات حاکم گردید وسازمان هر صدای مخالفی را به کمک نیروهای مخابرات عراق در گلو خفه می کرد. پایان بخش اول.<br /> ادامه دارد&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14230">پیدایش وفرجام یک سازمان &#8211; به مناسبت ۴خرداد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14230/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شیفتگان جنگ و ترور (قتل و کشتار از ایران تا عراق و امروز در سوریه)</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14198</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14198?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 May 2013 09:28:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/05/18/%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق مدعی اند که از سال ۲۰۰۳ به این سو سلاح را بر زمین گذاشته و دست از حملات تروریستی شان برداشته اند. اما شواهد چیز دیگری می گوید. چند روز پیش روزنامه"زودویچ زوریخ" آلمان در گزارشی فاش کرد که ده‌ها تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق وارد سوریه شده و در درگیری‌های این کشور مشارکت دارند. علاقه مفرط به سلاح و ورود به خشونت های تروریستی به یک مولفه اساسی در بین عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق تبدیل شده است. اساسا شکل گیری این گروه با هدف مبارزات مسلحانه بوده است. بعد از گذشت دهه ها هنوز هم که هنوز است عوامل این فرقه معتقد به ترور و خشونت برای دست یابی به اهداف شان هستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14198">شیفتگان جنگ و ترور (قتل و کشتار از ایران تا عراق و امروز در سوریه)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق مدعی اند که از سال ۲۰۰۳ به این سو سلاح را بر زمین گذاشته و دست از حملات تروریستی شان برداشته اند. اما شواهد چیز دیگری می گوید.<br /> چند روز پیش روزنامه &ldquo;زودویچ زوریخ&rdquo; آلمان در گزارشی فاش کرد که ده&zwnj;ها تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق وارد سوریه شده و در درگیری&zwnj;های این کشور مشارکت دارند.<br /> این روزنامه در ادامه گزارش خود همچنین از دیدارهای مخفیانه برخی از سران ائتلاف ملی مخالفان سوریه و فرماندهان مجاهدین در پاریس خبر داد و افزود این دیدارهای محرمانه در راستای هماهنگی دو طرف دراقداماتشان در داخل خاک سوریه صورت گرفته است.<br /> قبل از این نیز گزارش هایی در خصوص دست داشتن عوامل این فرقه در اقدامات تروریستی داخل ایران منتشر شده بود. بارزترین آنها ترور شهید احمدی روشن قائم مقام بازرگانی سایت نطنز اصفهان است که شبکه تلویزیونی ان بی سی آمریکا به نقل از دو تن از مقامات عالی رتیه نظامی آمریکا فاش ساخت که فرقه مجاهدین خلق در همکاری با موصاد دستدر این ترور دست داشته است.<br /> دخالت فرقه مجاهدین خلق در اقدامات تروریستی و مشارکت مسلحانه در تحولات داخلی سوریه بیانگر حرص و ولع شدید این فرقه برای ادامه منش تروریستی و مسلحانه اش است. این امر نشان می دهد که کاهش اقدامات تروریستی این فرقه نتیجه خلع سلاح آن در سال ۳۰۰۲ و در جریان اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی است و نه اعتقاد به رویکردهای مسالمت آمیز.<br /> در واقع این فرقه به این دلیل خلع سلاح نتوانست رویکرد تروریستی و مسلحانه اش را به شکلی کاملا فعال ادامه دهد. از طرفی به دلیل نیاز مبرم به همکاری با غرب خصوصا نزدیک شدن به مقامات آمریکایی مجبور شد در ظاهر ژست دست کشیدن از تروریسم به خود بگیرند؛ چیزی که مطلوب غرب بود.<br /> تظاهر به کنار گذاشتن سلاح طولی نکشید. زیرا سیمور هرش روزنامه نگار معروف آمریکایی گزارش داد که برخی اعضای این فرقه در دوره ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش در صحرای نوادا آمریکا دوره های آموزشی خرابکاری و جاسوسی را از آمریکایی ها دیده اند.<br /> بر اساس این گزارش، آمریکا در صحرای نوادا به نیروهای مجاهدین خلق، در حوزه هایی نظیر ردیابی تماس&zwnj;ها، رمز نویسی، آموزش&zwnj;های مربوط به تسلیحات و تاکتیک&zwnj;های واحدهای کوچک را آموزش داده است.<br /> این افشاگری علنا نشان داد تنها به دلیل اجبار و مصلحت است که سلاح را بر زمین گذاشته اند و هر کجا لازم باشد آن را به دست می گیرند.<br /> علاقه مفرط به سلاح و ورود به خشونت های تروریستی به یک مولفه اساسی در بین عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق تبدیل شده است. اساسا شکل گیری این گروه با هدف مبارزات مسلحانه بوده است. بعد از گذشت دهه ها هنوز هم که هنوز است عوامل این فرقه معتقد به ترور و خشونت برای دست یابی به اهداف شان هستند. این فرقه اقدامات تروریستی سه دهه گذشته را جزء افتخارات خود تلقی کرده و آن را دستاورد خود می داند. با چنینی تلقی و بینشی است که هم سعی می کنند در درگیری های داخلی سوریه دخالت کنند زیرا این گونه می اندیشند که این گونه علیه ایران می جنگند و هم بر طبل جنگ دول غربی با ایران می کوبند.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14198">شیفتگان جنگ و ترور (قتل و کشتار از ایران تا عراق و امروز در سوریه)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14198/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سالگرد حمله نظامی عراق به ایران و سرآغاز خیانت های مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11308</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11308?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Sep 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[نقش مجاهدین در تهاجم عراق به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/09/27/%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%b3%d8%b1%d8%a2%d8%ba%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در شهریورماه سال 1359 حکومت صدام حسین براساس اتحادی طبیعی با بعضی کشورهای غرب و ایالات متحده امریکا به میهن مان حمله و شروع به پیشروی نمود. نقش گروه تروریستی مجاهدین بعنوان جزیی از ارتش کشور عراق در خاطر هم میهنان بخاطر سالها مسلح شدن از سوی صدام حسین و جاسوسی برای عراق و حمله به لوله های نفتی ایران و استمرار بمب گذاری در عابر و ساختمان های عمومی و دولتی و کشتار مقامات دولتی، کسبه، سرباز و کفاش و..... ماند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11308">سالگرد حمله نظامی عراق به ایران و سرآغاز خیانت های مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بخوبی بخاطر می آوریم که در شهریورماه سال 1359 حکومت صدام حسین براساس اتحادی طبیعی با بعضی کشورهای غرب و ایالات متحده امریکا به میهن مان حمله و شروع به پیشروی نمود. این درحالی بود که شوروی سابق سیاست های انفعالی در منطقه داشت و صدام حسین رویای دستیابی به رهبری کشورهای منطقه. تهاجم با دفاع پرشور مردمی شکست خورد و با محکومیت رژیم صدام حسین بعنوان آغاز گر جنگ از سوی شورای امنیت بپایان رسید. ولی نقش گروه تروریستی مجاهدین بعنوان جزیی از ارتش کشور عراق در خاطر هم میهنان بخاطر سالها مسلح شدن از سوی صدام حسین و جاسوسی برای عراق و حمله به لوله های نفتی ایران و استمرار بمب گذاری در عابر و ساختمان های عمومی و دولتی و کشتار مقامات دولتی، کسبه، سرباز و کفاش و&#8230;.. ماند. علیرغم مشخص شدن آغازگر جنگ از سوی سازمان ملل باز هم اکنون در تشکیلات فرقه ای مجاهدین جمهوری اسلامی بعنوان شروع کننده معرفی می گردد ونیز علیرغم گزارش مورخ سال 1986 شورای امنیت مبنی بر استفاده بیش از حد عراق از سلاح های شیمیایی علیه ایران باز در شیپور سازمان می دمند که ایران به شهر حلبچه حمله شیمیایی نموده است و&#8230;&#8230;&#8230;..  با توجه به اینکه کشورهایی همچون فرانسه موشک های پاتر یوت و جنگنده در اختیار صدام قرار می دادند و یا مشغول تکمیل سلاح های هسته ای عراق بودند، مجاهدین از طریق فریب هواداران کم و باقیمانده خود محل دقیق و مختصات اصابت موشک های دوربرد عراق رابه استخبارات داده و مواجب می گرفتند که فیلم های این اقدام در زمان سرنگونی صدام حسین به دست رسانه ها رسیده و منتشر شده است و تاکنون سازمان هیچ موضع گیری علیه آن نداشته است. در این سالها نطفه تسلیح شدن فرقه مجاهدین به سلاح های سنگین بسته شد و آنان در یک خیانت نابخشودنی در دو عملیات محدود توانستند در یک محور با عراقیها هموطنان خودشان را به اسارت ببرند ودر تشکیلات به آنها بگویند تا زمان سرنگونی آزاد نخواهند شد. شایسته است سران بزدل این گروه خائن در این ایام که دغدغه بی نتیجه حفاظت از اشرف را براساس پرداخت پول به بعضی مقامات امریکایی را به زبان می رانند کمی هم از نقش مزدوری خویش در زمان حضورشان در کنار ارتش عراق و همکاری های خود با استخبارات و مخابرات عراق بگویند و اینکه  چگونه بفرمان صدام حسین وبا تطمع اسرای در زنجیر و وعده ها ی پوشالی به آنها سعی در جذب ایشان به عنوان سیاهی لشکرارتش خود  داشتند وبرای شعله ور ماندن جنگ تلاش بی حاصلی را ادامه می دادند. فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11308">سالگرد حمله نظامی عراق به ایران و سرآغاز خیانت های مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11308/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
