<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نقض حقوق بشر در فرقه رجوی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D9%86%D9%82%D8%B6-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نقض-حقوق-بشر-در-فرقه-رجوی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Oct 2026 06:40:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>نقض حقوق بشر در فرقه رجوی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نقض-حقوق-بشر-در-فرقه-رجوی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>تولد فرزند معنای واقعی زندگی است که رجوی دریغ می‌کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69813</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69813?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 06:40:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات مازندران]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69813</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی در مناسبات سازمان حضور داشتم هرگز معنای تولد و جشن را درک نکردم چون کسی اجازه نداشت حتی در روز تولدش یادی از آن بکند. اگر به ذهنت می‌زد و یادی از روز تولدت می‌کردی باید در این باره گزارش نوشته و در نشست پاسخگو میبودی. در فرهنگ سازمان مجاهدین زندگی به معنای نابودی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69813">تولد فرزند معنای واقعی زندگی است که رجوی دریغ می‌کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی در مناسبات سازمان حضور داشتم هرگز معنای تولد و جشن را درک نکردم چون کسی اجازه نداشت حتی در روز تولدش یادی از آن بکند. اگر به ذهنت می‌زد و یادی از روز تولدت می‌کردی باید در این باره گزارش نوشته و در نشست پاسخگو میبودی. در فرهنگ سازمان مجاهدین زندگی به معنای نابودی است و از این رو تشکیلات بی دنباله و ابتر است .</p>
<p>وقتی انسان‌ها به دنیای بیرون از تشکیلات رجوی پا می‌گذارند، متوجه می‌شوند که زندگی آن گونه که رجوی تعریف می‌کند نیست. برعکس در بیرون از تشکیلات همه چیز بوی زندگی و زایندگی دارد .</p>
<p>بعد از جدا شدن از سازمان مجاهدین و تشکیل خانواده سعی نمودم این سنت زیبا را گرامی بدارم. به همین خاطر هر ساله در روز 19 مهر که روز تولد فرزندم است، همیشه برای او جشن تولد می‌گیرم تا خاطره‌ای خوب در ذهنش باقی بماند. با این کار این مفهوم را زنده نگه میدارم که زندگی زیباست و باید سالروز آغاز آن را ارج نهاد .</p>
<p>در سازمانی که کودکان را از پدران و مادران‌شان جدا می‌کند ، سازمانی که خانواده را کانون فساد می‌نامد، سازمانی که به پدران و مادران سنگ می‌زند و بسیاری جنایات دیگر علیه زندگی، دیگر  تولد برایش معنایی ندارد.</p>
<p>مایل بودم جشن تولد فرزندم را به اشتراک بگذارم تا شاید اعضای دربند سازمان ببینند و به دروغ‌های رجوی پی ببرند. ما در بیرون از مناسبات نه تنها از بین نرفتیم بلکه به سر حالی و زایندگی رسیدیم. حال هر چقدر رجوی می‌خواهد به دروغ‌گویی‌های خود ادامه دهد.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69813">تولد فرزند معنای واقعی زندگی است که رجوی دریغ می‌کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69813/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در روز اول مهر در کنار فرزندانم به یاد دخترکان شهید مدرسه میناب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2026 10:19:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69648</guid>

					<description><![CDATA[<p>بازآمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر،ماه مهربان نور خورشید پگاه مدرسه روز اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، نویدی نو و طراوتی از جنس زندگی از راه رسید. اما هنوز صدای خنده‌های دختران دبستان شجره طیبه میناب در میان دیوارها می‌پیچد؛ دخترانی که کوچک بودند، اما قلب‌هایی بزرگ داشتند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648">در روز اول مهر در کنار فرزندانم به یاد دخترکان شهید مدرسه میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بازآمد بوی ماه مدرسه</p>
<p>بوی بازی های راه مدرسه</p>
<p>بوی ماه مهر،ماه مهربان</p>
<p>نور خورشید پگاه مدرسه</p>
<p>روز اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، نویدی نو و طراوتی از جنس زندگی از راه رسید. اما هنوز صدای خنده‌های دختران دبستان شجره طیبه میناب در میان دیوارها می‌پیچد؛ دخترانی که کوچک بودند، اما قلب‌هایی بزرگ داشتند.</p>
<div id="attachment_69649" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69649" class="wp-image-69649" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609.jpg" alt="صمد اسکندری" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69649" class="wp-caption-text">صمد اسکندری</p></div>
<p>امروز، همزمان با آغاز سال تحصیلی، نامشان دوباره بر زبان‌ها افتاد؛ نام‌هایی که هر کدام در خاطر ما و فرزندانمان نشانی از معصومیت، مهربانی و رویاهای ناتمام به‌جا گذاشته‌اند.</p>
<p>دخترانی که هرچند رفتند، اما حضورشان در قاب عکس‌های ساده و لبخندهایشان در ذهن ما جاری خواهد بود.</p>
<p>آغاز سال تحصیلی امسال، لحظه‌ای بود برای دوباره خواندن روایت معصومیت دخترانی که هرگز از دل‌ها و خاطره‌ها پاک نمی‌شوند.</p>
<p>لعنت و نفرین خدا بر طایفه وطن‌فروش مجاهدین خلق که با قاتلان دختران بی‌گناه مدرسه میناب هم‌پياله شدند.</p>
<p>بی‌شک روح بلند این عزیزان توشه راه همه جوانان، دانش‌آموزان و دانشجویان کشورمان برای پیشرفت، آبادانی و استقلال میهن بزرگمان ایران خواهد بود.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648">در روز اول مهر در کنار فرزندانم به یاد دخترکان شهید مدرسه میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از بازی‌های سیاسی تا نادیده گرفتن رنج خانواده‌ها و اعضای گرفتار</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69318</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69318?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 07:06:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین بازیچه ای برای غرب]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69318</guid>

					<description><![CDATA[<p>در طول دهه‌های گذشته، سازمان تروریستی مجاهدین خلق تلاش کرده است با تکیه بر حمایت‌های سیاسی برخی دولت‌ها و شخصیت‌های خارجی، تصویری متفاوت از خود در عرصه بین‌المللی ارائه دهد. این حمایت‌ها، فارغ از انگیزه‌های سیاسی پشت آن، همواره با یک پرسش اساسی روبه‌رو بوده است: آیا حمایت از یک جریان سیاسی، بدون توجه به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69318">از بازی‌های سیاسی تا نادیده گرفتن رنج خانواده‌ها و اعضای گرفتار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طول دهه‌های گذشته، سازمان تروریستی مجاهدین خلق تلاش کرده است با تکیه بر حمایت‌های سیاسی برخی دولت‌ها و شخصیت‌های خارجی، تصویری متفاوت از خود در عرصه بین‌المللی ارائه دهد. این حمایت‌ها، فارغ از انگیزه‌های سیاسی پشت آن، همواره با یک پرسش اساسی روبه‌رو بوده است: آیا حمایت از یک جریان سیاسی، بدون توجه به وضعیت انسانی اعضای آن و خانواده‌هایشان، به معنای نادیده گرفتن حقوق انسان‌ها نیست؟</p>
<p>یکی از مهم‌ترین موضوعات پیرامون این سازمان، وضعیت اعضایی است که سال‌ها در اردوگاه‌های این تشکیلات، از جمله اشرف ۳ در آلبانی، زندگی کرده‌اند. جداشدگان آن، بارها درباره محدودیت ارتباط اعضا با دنیای بیرون، قطع ارتباط با خانواده‌ها و دشواری تماس آزادانه با نزدیکان خود سخن گفته‌اند. در سوی دیگر، خانواده‌هایی قرار دارند که سال‌هاست چشم‌انتظار یک تماس ساده، یک پیام کوتاه یا حتی خبری مستقیم از عزیزان خود هستند.</p>
<h3>حمایت سیاسی؛ بی‌توجهی به یک مسئله انسانی؟</h3>
<p>حمایت برخی کشورها و نهادهای سیاسی از مجاهدین خلق، عمدتاً در چارچوب رقابت‌های منطقه‌ای، فشارهای سیاسی علیه حاکمیت ایران تحلیل شده است. این حمایت‌ها گاهی باعث شده است مسائل انسانی مرتبط با اعضای داخل این تشکیلات در حاشیه قرار گیرد.<br />
از نگاه خانواده‌هایی که سال‌ها برای دیدار یا گفت‌وگو با عزیزانشان تلاش کرده‌اند، مسئله تنها یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه موضوع، حق طبیعی هر انسان برای ارتباط با خانواده، انتخاب آگاهانه مسیر زندگی و برخورداری از ارتباط آزادانه با جهان بیرون است.<br />
آنها معتقدند زمانی که دولت‌ها یا سیاستمداران، یک سازمان را صرفاً به دلیل منافع سیاسی مورد حمایت قرار می‌دهند، نباید نسبت به پرسش‌های حقوق بشری درباره همان سازمان بی‌تفاوت باشند.</p>
<h3>رجوی‌ها و تداوم یک ساختار بسته</h3>
<p>ساختار درونی این تشکیلات طی سال‌ها به گونه‌ای شکل گرفته که رهبران آن، به‌ویژه خانواده رجوی، کنترل شدیدی بر ارتباطات اعضا اعمال کرده‌اند. بر اساس روایت جداشدگان، قطع ارتباط با خانواده‌ها و محدود شدن روابط بیرونی، یکی از ابزارهای حفظ انسجام تشکیلاتی بوده است.<br />
در چنین شرایطی، حمایت خارجی می‌تواند به‌عنوان یک پشتوانه سیاسی عمل کند و به رهبران سازمان امکان دهد بدون پاسخ‌گویی کافی درباره وضعیت داخلی خود، همچنان به فعالیت‌های تبلیغاتی و سیاسی ادامه دهند.<br />
به بیان دیگر، اگر این حمایت‌های سیاسی و بین‌المللی وجود نداشت، رهبران آن برای حفظ ساختار بسته خود با فشار و پرسش‌های بیشتری از سوی افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و خانواده‌ها مواجه می‌شدند.</p>
<h3>خانواده‌هایی میان انتظار و سکوت</h3>
<p>در پشت منازعات سیاسی، هزاران خانواده قرار دارند که سال‌هاست با یک درد مشترک زندگی می‌کنند: بی‌خبری از عزیزانی که زمانی عضوی از خانواده آنها بوده‌اند.<br />
برای این خانواده‌ها، مسئله نه سیاست است و نه رقابت‌های بین‌المللی؛ آنها تنها خواهان یک حق ابتدایی هستند: شنیدن صدای فرزند، همسر، پدر یا مادر خود بدون فیلتر و محدودیت.<br />
آنها معتقدند حمایت از حقوق بشر نمی‌تواند گزینشی باشد؛ اگر دفاع از حقوق انسان‌ها یک اصل جهانی است، باید شامل اعضای یک تشکیلات سیاسی نیز بشود، حتی اگر آن تشکیلات در برخی محافل سیاسی مورد حمایت قرار گرفته باشد.</p>
<h3>مسئولیت جامعه جهانی</h3>
<p>کشورها در روابط بین‌الملل همواره بر اساس منافع خود تصمیم می‌گیرند، اما حمایت سیاسی از هر جریان یا سازمانی نباید به معنای چشم‌پوشی از مسائل انسانی پیرامون آن باشد.<br />
منتقدان مجاهدین خلق معتقدند دولت‌هایی که از این سازمان حمایت کرده‌اند، باید همزمان خواستار شفافیت درباره وضعیت اعضای آن، آزادی ارتباط آنان با خانواده‌ها و تضمین حق انتخاب فردی باشند.<br />
زیرا حمایت از یک جریان سیاسی، زمانی مشروعیت اخلاقی خواهد داشت که با دفاع از حقوق تک‌تک انسان‌های مرتبط با آن جریان همراه باشد؛ نه اینکه رنج افراد گرفتار در یک ساختار بسته، قربانی محاسبات سیاسی شود.<br />
در نهایت، پرسش اصلی همچنان باقی است: اگر حمایت‌های سیاسی خارجی از مجاهدین خلق وجود نداشت، آیا رهبران این سازمان می‌توانستند برای سال‌های طولانی چنین فاصله‌ای میان اعضای خود و خانواده‌هایشان ایجاد کنند؟<br />
پاسخ به این پرسش، نیازمند توجه همزمان به تاریخ سیاسی این سازمان و سرنوشت انسانی کسانی است که در این میان، بیشترین هزینه را پرداخته‌اند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69318">از بازی‌های سیاسی تا نادیده گرفتن رنج خانواده‌ها و اعضای گرفتار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69318/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 May 2026 10:03:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68695</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران، از دهه ۱۳۶۰ به بعد وارد مرحله‌ای از فعالیت شد که بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسان فرقه‌ها و اعضای جداشده، آن را نمونه‌ای از &#8220;ساختار فرقه‌ای ـ نظامی&#8221; توصیف کرده‌اند. این سازمان پس از استقرار در عراق و نزدیکی به حکومت صدام حسین، به‌تدریج از یک تشکل سیاسی ـ ایدئولوژیک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695">فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران، از دهه ۱۳۶۰ به بعد وارد مرحله‌ای از فعالیت شد که بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسان فرقه‌ها و اعضای جداشده، آن را نمونه‌ای از &#8220;ساختار فرقه‌ای ـ نظامی&#8221; توصیف کرده‌اند. این سازمان پس از استقرار در عراق و نزدیکی به حکومت صدام حسین، به‌تدریج از یک تشکل سیاسی ـ ایدئولوژیک به ساختاری بسته، سلسله‌مراتبی و مبتنی بر کنترل شدید ذهنی و تشکیلاتی تبدیل شد.</p>
<p>در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، گزارش‌های متعددی از سوی اعضای جداشده، خانواده‌ها، برخی نهادهای حقوق بشری و پژوهشگران منتشر شد که در آن‌ها به روش‌های جذب، انتقال، نگهداری اجباری و کنترل روانی نیروها اشاره شده بود. اگرچه درباره بخشی از این روایت‌ها اختلاف نظر سیاسی وجود دارد، اما مجموعه شهادت‌های مستقل جداشدگان، تصویری نسبتاً مشابه از سازوکارهای جذب و حفظ نیرو در این سازمان ارائه می‌دهد.</p>
<p><strong>زمینه تاریخی تحول سازمان</strong></p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ با ترکیبی از آموزه‌های اسلامی و اندیشه‌های انقلابی شکل گرفت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تشدید اختلافات با جمهوری اسلامی، این سازمان وارد فاز مسلحانه شد و در دهه ۱۳۶۰ درگیر عملیات‌های خشونت‌آمیز و ترور گردید. بعدها رهبری سازمان به عراق منتقل شد و اردوگاه‌هایی مانند &#8220;اشرف&#8221; و سپس &#8220;لیبرتی&#8221; به مرکز اصلی فعالیت تشکیلات تبدیل شدند.</p>
<p>بسیاری از پژوهشگران معتقدند که شکست‌های نظامی و سیاسی، به‌ویژه پس از عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; در سال ۱۳۶۷، باعث شد ساختار درونی سازمان به سمت انسداد تشکیلاتی و کنترل شدید ایدئولوژیک حرکت کند. در همین دوره، مفاهیمی مانند &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221;، &#8220;طلاق اجباری&#8221;، &#8220;قطع ارتباط خانوادگی&#8221; و &#8220;اطاعت مطلق از رهبری&#8221; در ساختار داخلی سازمان تثبیت شد.</p>
<p>برخی منابع پژوهشی و گزارش‌های رسانه‌ای نیز به روند &#8220;فرقه‌ای شدن&#8221; ساختار سازمان اشاره کرده‌اند.</p>
<p><strong>روش‌های جذب نیرو در دهه </strong><strong>۱۳۷۰</strong><strong> و </strong><strong>۱۳۸۰</strong></p>
<p><strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>سوءاستفاده از شرایط مهاجرت و پناهندگی </strong>یکی از مهم‌ترین روش‌های جذب، شناسایی ایرانیان آسیب‌پذیر در کشورهای همسایه، اروپا و به‌ویژه ترکیه، پاکستان و امارات بود. بسیاری از افرادی که قصد مهاجرت یا دریافت پناهندگی داشتند، با وعده انتقال به اروپا، دریافت اقامت، کار یا زندگی بهتر با شبکه‌های وابسته به سازمان ارتباط پیدا می‌کردند.</p>
<p>در برخی روایت‌های جداشدگان آمده است که افراد در ابتدا تصور می‌کردند با یک شبکه کمک‌رسان مهاجرتی یا سیاسی مواجه هستند، اما پس از انتقال به عراق، امکان خروج آزادانه از آنان سلب می‌شد.</p>
<p>این شیوه مبتنی بر چند عنصر بود:</p>
<ul>
<li>بهره‌گیری از بحران اقتصادی و ناامیدی اجتماعی</li>
<li>استفاده از پوشش‌های سیاسی یا حقوق بشری</li>
<li>وعده اشتغال، اقامت یا آینده بهتر</li>
<li>انتقال تدریجی فرد به محیط بسته تشکیلاتی</li>
</ul>
<p><strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>جذب اسرای جنگی ایرانی در عراق</strong></p>
<p>یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات مربوط به دهه ۱۳۷۰، نحوه جذب بخشی از اسرای جنگ ایران و عراق بود. طبق روایت برخی اعضای سابق، تعدادی از اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق، تحت فشار روانی، تبلیغات ایدئولوژیک یا وعده آزادی و زندگی بهتر، به همکاری با سازمان سوق داده شدند.</p>
<p>منتقدان سازمان این روند را نوعی سوءاستفاده از وضعیت انسانی اسرا می‌دانند، زیرا اسرا در شرایط روحی و جسمی دشوار قرار داشتند و قدرت انتخاب آزادانه محدودی داشتند.</p>
<p>برخی گزارش‌های رسانه‌ای و شهادت‌های جداشدگان نیز به جذب اجباری یا نیمه‌اجباری نیرو اشاره کرده‌اند. (vista.ir)</p>
<p><strong>۳</strong><strong>. </strong><strong>بهره‌گیری از شبکه‌های خانوادگی و عاطفی</strong></p>
<p>در بسیاری از موارد، سازمان از روابط خانوادگی برای جذب استفاده می‌کرد. اعضای قدیمی‌تر، بستگان یا دوستان خود را با انگیزه‌های سیاسی، احساسی یا عاطفی به همکاری دعوت می‌کردند.</p>
<p>روش رایج این بود که ابتدا ارتباطی عاطفی و مبتنی بر اعتماد شکل می‌گرفت و سپس فرد به جلسات محدود، نشست‌های سیاسی یا فعالیت‌های رسانه‌ای دعوت می‌شد. پس از مدتی، وابستگی تشکیلاتی ایجاد می‌گردید.</p>
<p>در برخی روایت‌ها آمده است که سازمان تلاش می‌کرد خانواده را به‌عنوان&#8221;مانع مبارزه&#8221; معرفی کند و به‌تدریج فرد را از شبکه حمایتی طبیعی خود جدا سازد.</p>
<p><strong>۴</strong><strong>. </strong><strong>استفاده از تبلیغات آرمان‌گرایانه</strong></p>
<p>سازمان در تبلیغات خود تلاش می‌کرد تصویری قهرمانانه، انقلابی و نجات‌بخش از خود ارائه دهد. این تبلیغات معمولاً بر محورهای زیر استوار بود:</p>
<ul>
<li>مبارزه برای آزادی و عدالت</li>
<li>دفاع از مردم ایران</li>
<li>مقابله با استبداد</li>
<li>ارائه تصویر رمانتیک از مبارزه مسلحانه</li>
<li>ایجاد حس مأموریت تاریخی در مخاطب</li>
</ul>
<p>برای بسیاری از جوانان ناراضی یا سرخورده سیاسی، این ادبیات می‌توانست جذاب باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که فرد احساس بی‌هویتی، خشم سیاسی یا انزوای اجتماعی داشت.</p>
<p><strong>تکنیک‌های کنترل ذهن و حفظ نیرو</strong></p>
<p><strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>قطع ارتباط با خانواده</strong></p>
<p>یکی از پرتکرارترین موضوعات در شهادت جداشدگان، ممنوعیت یا محدودیت شدید تماس با خانواده بود. در اردوگاه‌های سازمان، تماس تلفنی، نامه‌نگاری یا دیدار خانوادگی غالباً محدود یا کنترل‌شده گزارش شده است.</p>
<p>هدف از این اقدام، کاهش وابستگی عاطفی فرد به دنیای بیرون و افزایش وابستگی به تشکیلات عنوان می‌شود.</p>
<p><strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>نشست‌های اعتراف‌گیری و فشار روانی</strong></p>
<p>بسیاری از اعضای سابق از جلساتی سخن گفته‌اند که در آن افراد مجبور بودند افکار، تردیدها یا احساسات شخصی خود را در جمع بیان کنند. این نشست‌ها معمولاً با فشار روانی، سرزنش جمعی و تحقیر فرد همراه بود.</p>
<p>در ادبیات مطالعات فرقه‌ها، چنین روش‌هایی به‌عنوان ابزار &#8220;شکستن هویت فردی&#8221; شناخته می‌شود.</p>
<p>برخی گزارش‌ها و روایت‌های رسانه‌ای به وجود روش‌های شست‌وشوی مغزی و کنترل روانی در سازمان اشاره کرده‌اند.</p>
<p><strong>۳</strong><strong>. </strong><strong>ایجاد ترس از جهان بیرون</strong></p>
<p>یکی از روش‌های رایج در ساختارهای فرقه‌ای، ترسیم دنیای بیرون به‌عنوان محیطی خطرناک و دشمن‌محور است. طبق شهادت برخی جداشدگان، به اعضا گفته می‌شد که در صورت خروج:</p>
<ul>
<li>بازداشت یا اعدام خواهند شد</li>
<li>خانواده آنان را طرد می‌کند</li>
<li>کشورهای خارجی آنان را تحویل ایران می‌دهند</li>
<li>زندگی مستقلی نخواهند داشت</li>
</ul>
<p>این ترس دائمی باعث وابستگی بیشتر فرد به تشکیلات می‌شد.</p>
<p><strong>۴</strong><strong>. </strong><strong>کنترل اطلاعات</strong></p>
<p>در اردوگاه‌های سازمان، دسترسی آزاد به رسانه‌ها، اینترنت، اخبار مستقل و ارتباطات خارجی محدود گزارش شده است. کنترل اطلاعات باعث می‌شد اعضا تنها روایت رسمی سازمان را دریافت کنند.</p>
<p>این روش یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای کنترل ذهن در گروه‌های بسته ایدئولوژیک محسوب می‌شود.</p>
<p><strong>۵</strong><strong>. </strong><strong>حذف تدریجی هویت فردی</strong></p>
<p>برخی اعضای جداشده گفته‌اند که در ساختار تشکیلاتی سازمان:</p>
<ul>
<li>تصمیم‌گیری فردی تضعیف می‌شد</li>
<li>ازدواج و روابط عاطفی محدود یا ممنوع بود</li>
<li>وفاداری مطلق به رهبری تشویق می‌شد</li>
<li>انتقاد از رهبری نوعی خیانت تلقی می‌گردید</li>
</ul>
<p>در این چارچوب، هویت فردی به‌تدریج در هویت جمعی تشکیلات حل می‌شد.</p>
<p><strong>نقش فضای بسته اردوگاه اشرف</strong></p>
<p>اردوگاه اشرف در عراق، مهم‌ترین مرکز تشکیلاتی سازمان تا سال‌ها محسوب می‌شد. جداشدگان معمولاً از اشرف به‌عنوان محیطی با کنترل شدید امنیتی و ایدئولوژیک یاد می‌کنند.</p>
<p>ویژگی‌های مهم این ساختار عبارت بودند از:</p>
<ul>
<li>کنترل شدید رفت‌وآمد</li>
<li>سلسله‌مراتب سخت تشکیلاتی</li>
<li>نظارت مستمر بر رفتار اعضا</li>
<li>جلسات ایدئولوژیک روزانه</li>
<li>محدودیت ارتباطات خارجی</li>
</ul>
<p>برخی نهادهای بین‌المللی و رسانه‌های غربی نیز درباره وضعیت حقوق بشری اعضا و ساختار بسته سازمان ابراز نگرانی کرده‌اند. (cfr.org)</p>
<p><strong>تحلیل روان‌شناختی روش‌های جذب</strong></p>
<p>از منظر روان‌شناسی اجتماعی، روش‌های جذب سازمان را می‌توان در چارچوب چند مفهوم تحلیل کرد:</p>
<p><strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>آسیب‌پذیری روانی</strong></p>
<p>افرادی که دچار بحران هویت، مهاجرت، انزوای اجتماعی، فشار اقتصادی یا سرخوردگی سیاسی هستند، بیشتر در معرض جذب توسط گروه‌های افراطی قرار می‌گیرند.</p>
<p><strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>تکنیک تعهد تدریجی</strong></p>
<p>در این روش، ابتدا درخواست‌های کوچک مطرح می‌شود و سپس فرد قدم‌به‌قدم وارد ساختار عمیق‌تر تشکیلاتی می‌گردد.</p>
<p><strong>۳</strong><strong>. </strong><strong>ایجاد هویت جمعی</strong></p>
<p>گروه تلاش می‌کند هویت فردی را با هویت جمعی جایگزین کند تا فرد احساس کند بدون سازمان معنایی ندارد.</p>
<p><strong>۴</strong><strong>. </strong><strong>دوگانه‌سازی جهان</strong></p>
<p>در این الگو، جهان به دو بخش &#8220;ما&#8221; و &#8220;دشمن&#8221; تقسیم می‌شود. چنین تفکری قدرت نقد و تحلیل مستقل را کاهش می‌دهد.</p>
<p><strong>پیامدهای انسانی و اجتماعی</strong></p>
<p>بسیاری از جداشدگان پس از خروج از سازمان با مشکلات متعددی روبه‌رو شدند، از جمله:</p>
<ul>
<li>اختلالات روانی ناشی از فشار تشکیلاتی</li>
<li>قطع ارتباط طولانی‌مدت با خانواده</li>
<li>بحران هویت</li>
<li>مشکلات معیشتی و اجتماعی</li>
<li>دشواری بازگشت به زندگی عادی</li>
</ul>
<p>در سال‌های اخیر، برخی مستندها، مصاحبه‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای به روایت اعضای سابق و فرزندان جداشده از این سازمان پرداخته‌اند.</p>
<p><strong>جمع‌بندی</strong></p>
<p>بررسی روند جذب و کنترل نیرو در سازمان تروریستی و کنترل گر مجاهدین خلق طی دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ نشان می‌دهد که این سازمان، به‌ویژه پس از استقرار در عراق، به سمت ساختاری بسته و مبتنی بر کنترل شدید ایدئولوژیک حرکت کرد.</p>
<p>روش‌هایی مانند بهره‌گیری از آسیب‌پذیری مهاجران، استفاده از فشار روانی، قطع ارتباط با خانواده، کنترل اطلاعات، ایجاد وابستگی تشکیلاتی و ترس از جهان بیرون، از جمله مهم‌ترین ابزارهایی بودند که در روایت‌های جداشدگان و برخی مطالعات پژوهشی تکرار شده‌اند.</p>
<p>با وجود اختلافات سیاسی درباره سازمان مجاهدین خلق، بخش قابل توجهی از پژوهشگران و اعضای سابق، بر این باورند که ساختار درونی این سازمان در دوره مورد بحث، ویژگی‌های یک فرقه سیاسی ـ ایدئولوژیک را پیدا کرده بود؛ ساختاری که در آن، حفظ انسجام تشکیلاتی بر استقلال فردی اعضا اولویت داشت.</p>
<p>سالاری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695">فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق – قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68509</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68509?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 May 2026 06:03:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68509</guid>

					<description><![CDATA[<p>به خوانندگان عزیزی که ناراحتی قلبی دارند و یا احساسات لطیفی دارند، توصیه می کنم ، از خواندن این مطلب خودداری کنند و قبلا نیز از همه عزیزان به جهت درج مطالب ناراحت کننده زیر، پوزش می طلبم، هدف بیان و افشاگری مواردی از نقض حقوق اولیه انسانی در ، سازمان تروریستی رجوی است. در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68509">وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به خوانندگان عزیزی که ناراحتی قلبی دارند و یا احساسات لطیفی دارند، توصیه می کنم ، از خواندن این مطلب خودداری کنند و قبلا نیز از همه عزیزان به جهت درج مطالب ناراحت کننده زیر، پوزش می طلبم، هدف بیان و افشاگری مواردی از نقض حقوق اولیه انسانی در ، سازمان تروریستی رجوی است.</p>
<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68491">قسمت قبل</a> به چند مورد از افرادی که در مناسبات سازمان مجاهدین خلق دچار مشکلات روحی و روانی شده بودند، پرداخته شد. در موردی دیگر در همان پذیرش ، پنج شنبه شام جمعی و جشن بود، در پذیرش به هر بهانه ای جشنی برپا می کردند وسعی می کردند، ما را سرگرم جشن و شادی بکنند تا فیل مان یاد هندوستان نکند. اولین بار بود که یک نفر دیگر و نفر مراقب او ، وارد شدند و کنار من نشستند، نفر مراقب را می شناختم ، از فرماندهان پذیرش بود، اما نفر همراه او خیلی هیکلی بود، دستانش راحت دو برابر دستان من بود، خیلی قد بلند و قوی هیکل بود با موهای سیاه و بلند. او فقط تند تند و با ولع غذا می خورد و اصلا حرف نمی زد، نفر مراقب او هم مشغول پشتیبانی از او بود، کمی بعد او شروع به صحبت کرد، خیلی آرام و منطقی صحبت می کرد، لری یا کردی حرف می زد، حین صحبت به نفر مراقبش چیزی گفت ، او مخالفت کرد، ضمنا توضیح بدهم که چند نفر از مسئولین زن سازمان هم به فاصله کمی از ما روی میز دیگری نشسته بودند، بعد از مخالفت نفر مراقب با صحبت های او ، یهو صدایش بلند شد، شروع به فحاشی با فحش های رکیک و تند کرد، چند نفر از مسئولین مرد نزدیک او شدند، معلوم بود قاطی کرده است، در لحظه بلند شد ، پارچ شیشه ای روی میز که پر آب بود را به سمت زنان پرتاب کرد، گفت لعنتی ها چرا اجازه نمی دهید من بروم ، من نمی خواهم اینجا بمانم، من را ول کنید بروم و&#8230; در همین حین به سمت زنان حمله ور شد، به زور حدود 8-7 نفر او را گرفتند، خیلی قوی هیکل بود، به همه حمله می کرد، من و دیگران خیلی ترسیده بودیم. او را کشان کشان بردند و او هم داد و فریاد می کرد. معلوم بود تعادل روانی خودش را از دست داده است.</p>
<p>در موردی دیگر آبان ماه سال 1376، در زندان اسکان و سلول انفرادی ، یک روز عصر بود که فردی به اسم ناصر، که اهل کرمانشاه یا همان دور و برها بود، شروع کرد به داد زدن ، می دانید که صحبت کردن در زندان با صدای بلند، ممنوع بود، اما ناصر شروع کرد به داد زدن و اینکه لعنتی ها مرا آزاد کنید، من را ول کنید و &#8230; سپس شروع کرد به کوبیدن سرش به دیوار بلوکی سلول ، خیلی بی قراری می کرد، در همین حین چند نفر به سلولش ریختند و باز هم نتوانستند او را ساکت کنند، ناصر به سمت درب سلول حمله ور شد تا خارج شود، نگهبانان مسلح زندان ، همه آمده بودند، آنها هم فقط ناصر رامی زدند، خیلی محکم می زدند، فریاد های ناصر بلند بود، آنقدر او را زدند که ناصر از تاب و توان افتاد، سپس درب سلول را بستند و رفتند، ناصر کف سلول افتاده بود و ناله و شیون می کرد، او هم تعادل روانی خود را از دست داده بود ومرتب به نگهبانان حمله می کرد و یا به خودش آسیب می زد. با شنیدن این صداها وضعیت روحی من هم خیلی خراب شد و فقط به خدا التماس می کردم که مرا از این جهنم دره نجات دهد. بعد ها او را به مکان نامعلومی منتقل کردند.<br />
از این گونه موارد در سازمان زیاد بود.</p>
<p>مراد از نوشتن چنین خاطراتی که شاید برای خوانندگان عزیز نیز دردآور باشد، افشای حقایق دردناکی از سازمانی است که به زور دگنک و تفنگ ، سالهاست که می خواهد به زور همه را &#8221; مجاهد خلق &#8221; کند.</p>
<p>به جرات می توانم ، ادعا کنم که مسبب تمام کسانی که در این سازمان تعادل روحی خود را بر اثر شکنجه های وحشیانه، زندان و سلول انفرادی، ضرب و شتم شدید و ضربات به سر و صورت، از دست دادند ، شخص مسعود رجوی و همسر سومش مریم رجوی است. البته برخی سران تشکیلات جهنمی نیز که کورکورانه به شکنجه و ضرب و شتم ، اعضای منتقد و ناراضی مبادرت می کنند ، جرمشان کمتر از عامران این دستورات شیطانی نیست.</p>
<p>تا آنجائی که من اطلاع دارم، در سازمان ، محلی مخصوص به نام تیمارستان و بخش روانی ، وجود ندارد، چرا که این موضوع می تواند روی بقیه نیروها نیز تاثیرات منفی داشته باشد، اما در گوشه و کنار این سازمان و در تمام مقرها ، افراد و اعضایی را دیده بودیم که بر اثر فشار بیش از حد و غیر انسانی تشکیلات مخوف مجاهدین، تعادل روانی خود را از دست داده بودند. البته همه می دانیم که علت تشدید وضعیت روانی چنین بیمارانی که شمارشان هم اکنون نیز در سازمان کم نیست، قطع ارتباط با دنیای بیرون است، ایزوله شدن اعضای کهنسال سازمان است، متاسفانه بیماران اعصاب و روان امروز در سازمان کم نیستند، البته اختلالات دوقطبی ،افسردگی، اضطراب شدید، اسکیزوفرنی و زوال عقل ، از منشاء رهبر این سازمان برخواسته است که تعادل روانی ندارد و همه ی اعمالش نیاز به روان درمانی ومراقبت های روانی ویژه دارد. سرکوب احساسات جنسی برای سالیان ، قطع از دنیای بیرون، نداشتن کودک ، نداشتن ارتباطات خانوادگی و &#8230; همه و همه و هزاران دلیل دیگر سرمنشاء تمام این اختلالات روانی است. من نمی خواهم برچسبی ناچسب و غیرعادی به اعضای کنونی سازمان در اشرف 3 بزنم ، اما همگان می دانند که در اولین مرحله برای درمان چنین آسیب دیدگان روانی ، باید درب های اشرف 3 باز شده و اعضای سازمان آزاد شده و به جامعه انسانی وارد شده و بازپروری و روان یابی گردند.</p>
<p>ما با سازمانی مواجه هستیم که با ترویج فضای یاس ، دل مردگی و افسردگی ، اعضاء را قدم به قدم به سمت مرگ ، سوق می دهند. همچنین اگر به دعوت شدگان به مراسمات مجاهدین و یا هواداران در خارج توجه کنید همه به نوعی هم جنس مجاهدین هستند و از اختلالات روانی رنج می برند. خود مجاهدین خلق نیز همواره به غیرعادی بودن خود معترف هستند وحتی به این بیماری افتخار نیز می کنند! من به نوبه خود، نقض فاحش حقوق بشر در سازمان تروریستی و بسته مجاهدین خلق را محکوم می کنم.</p>
<p>امیدوارم سایر همسنگران و جداشدگان از این تشکیلات جهنمی ، تجربیات ارزشمند خود را در این زمینه برای بیشتر روشن شدن این زاویه دید به درون سازمان ، برای آگاهی بخشی بیشتر نسبت به جنایات ضدبشری این سازمان در اختیار عموم مردم قرار داده و در این امر مشارکت کنند.</p>
<p>پایان</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68509">وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68509/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68491</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68491?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 May 2026 07:31:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68491</guid>

					<description><![CDATA[<p>به خوانندگان عزیزی که ناراحتی قلبی دارند و یا احساسات لطیفی دارند، توصیه می کنم ، از خواندن این مطلب خودداری کنند و قبلا نیز از همه عزیزان به جهت درج مطالب ناراحت کننده زیر ، پوزش می طلبم، هدف بیان و افشاگری مواردی از نقض حقوق اولیه انسانی در ، سازمان تروریستی رجوی است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68491">وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به خوانندگان عزیزی که ناراحتی قلبی دارند و یا احساسات لطیفی دارند، توصیه می کنم ، از خواندن این مطلب خودداری کنند و قبلا نیز از همه عزیزان به جهت درج مطالب ناراحت کننده زیر ، پوزش می طلبم، هدف بیان و افشاگری مواردی از نقض حقوق اولیه انسانی در ، سازمان تروریستی رجوی است.</p>
<p>بیمارستان روان‌پزشکی، تیمارستان یا آسایشگاه روانی نوعی بیمارستان است که از آن برای بستری افراد مبتلا به بیماری روانی استفاده می‌شود. بستری کردن بیماران به دلیل اختلالات روانی عمده یا شدید، عبارت است از قرار دادن شخص در محیطی امن، محیطی که در آن خدمات روان‌درمانی ارائه می‌گردد اما در سازمان هرگز شما تابلوئی به اسم تیمارستان و یا بیمارستان روانی نمی بینید ، اما در جای جای سازمان و در هر قرارگاه ، افرادی را می دیدیم که تعادل روانی نداشتند و کارهای خطرناک انجام می دادند. اولین بار بهار 1376 بود که در پذیرش در قسمت باغچه ریحان، یک جوان را دیدم که ترانه های عادی می‌خواند، گاهی گریه می‌کرد و گاه هم می‌خندید. گویا او بیمار روانی بود. صحبت‌های عادی می‌کرد و به زنان سازمان هم چشم چرانی می کرد.</p>
<p>یکی از این قربانیان ، فرهاد نام داشت، فرهاد در ایران معلم بود و همیشه عینک ضخیمی نیز به چشم داشت. محل خواب او از ما جدا بود، یک مسئول همیشه او را می آورد و می برد، سر صبحانه و ناهار و شام هم ، نفر همراه او چندین قرص به او می‌داد. یکبار او موقع نهار که غذا استانبولی بود، سر صحبت را با من باز کرد و از سوابق تدریس و زندگی شخصی خود در ایران می گفت. خیلی منطقی و عقلانی صحبت می کرد، نفر مراقب او نیز مرتبا به او گوشزد می کرد که آقا فرهاد نیاز به این صحبت‌ها نیست ، غذایت را بخور! اما فرهاد همچنان ادامه می داد. در حین خوردن غذا فرهاد خواست سیگار روشن کند که مراقب او گفت فرهاد اینجا سالن غذاخوری است و نباید سیگار روشن کنی، فرهاد هم قبول کرد ، اما دو نخ سیگار را از پاکت درآورد و در غذای استانبولی خود خرد کرد ، سپس آنها را با غذا مخلوط کرد و مشغول  خوردن شد. چند قاشق که خورده بود، مراقب او متوجه شد و نفر دیگری را صدا زد، دو نفر او را بلند کردند تا او را به بیرون ببرند، اما او می‌گفت من گرسنه‌ام، آنها هم گوش نمی‌کردند و او را به زور به بیرون بردند. فرهاد هرگز در مراسمات و کلاس‌های ما شرکت نمی‌کرد و در محلی جدا و ایزوله نگهداری می‌شد. بعدها هم دیگر از او اصلا خبری نشد.</p>
<p>در یک مورد دیگر، در همان زمانها یعنی بهار 1376، حدود ساعت ده و یازده صبح بود، نبی مجتهد زاده، که فرمانده من بود و بعدها هم رئیس زندان اسکان شد و مرا ماهها در سلول انفرادی انداخت، صدایم کرد و گفت با مسئول صنفی برای چیدن سبزی برای نهار به باغی خواهی رفت و خودت را الان به مسئول صنفی معرفی کن. من هم همین کار را کردم، به اتفاق او یک سبد و دو قیچی برداشته و از مقر خارج شدیم، حدود چهارصد متر به سمت شمال رفتیم، پشت ساختمان‌های مقر در کنار سیاج ، درخت های بلندی قرار داشت ، از آنها هم رد شدیم و وارد باغچه سبزی بزرگی شدیم، من اولین بار بود آنجا را می دیدم. با راهنمائی او وارد یکی از کرت‌ها شدیم و با قیچی شروع کردیم به چیدن سبزی‌های ریحان و ریختن آنها در سبد. باغچه خیلی مرتب و سرسبز بود. او گفت مسئولیت اینجا با من و چند نفر دیگر است، ما برای کار جمعی به اینجا می آییم، یک استخر مخروبه بزرگ، اما کم عمق هم آنجا بود که نشان از قدمت این باغچه می‌داد. بعد‌ها فهمیدم که در زمان سالهای 1366 که بچه های کوچک سازمان ، اجازه داشتند پیش والدین خود باشند، اینجا مهدکودک و باغ و محل بازی کودکان بوده است. بهرحال ما حین کار بودیم که دو نفر ، آمدند و سلام کردند، من اولین بار بود آنها را می دیدم، حین کار یکی ازآن دو نفر که جوان و هم سن و سال ما بود، زد زیر آواز و به لهجه کرمانشاهی ترانه می خواند، کمی بعد نشست و گریه کرد، من از او اسمش را سئوال کردم، فکر می کنم گفت سعید! او گفت این‌ها مرا اذیت می کنند، نفر مراقب او کمی دورتر سیگار می کشید، من گفتم چرا؟ گفت نمی گذارند من به خانواده ام زنگ بزنم، من را تنها در چند ساختمان مخروبه نگه می دارند، می گویند تو خطرناک هستی و باید چند ماه قرص بخوری و جدا زندگی کنی ! خیلی منطقی صحبت می کرد واطلاعات جدیدی را به من می گفت، در همین حین نفر مراقب نزدیک شد و متوجه صحبت‌های دو نفره ما شد، به او گفت : بسه دیگه بیا بریم، در آن موقع او روی زمین خوابید و دو دستش را روی سرش گذاشت و گریه  کرد. مدام می‌گفت: نزن ، نزن! او هم می‌گفت: نمی‌زنم ، فقط بلند شو برویم خیلی دیر شده است. او هم یا می‌خندید و یا گریه می‌کرد، کاملا معلوم بود که تعادل روانی خودش را از دست داده است. کمی بعد آنها از ما جدا شدند و من ماندم و صدها سئوال و معما در ذهن.</p>
<p>این مطلب ادامه دارد . . .</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68491">وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68491/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ادعاهای مریم رجوی ۱۸۰ درجه خلاف عمکردش – قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68186</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68186?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Feb 2026 06:40:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68186</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل به سخنرانی مریم رجوی که در آن گفته بود حقوق زنان باید در تمامی پهنه ها به رسمیت شناخته شود پرداختم و نوشتم که این حرف کاملاً درست است اما برای اینکه ببینیم مریم رجوی تا چه میزان به این حرف اعتقاد دارد بهترین راه بررسی مناسبات مجاهدین خلق است که بر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68186">ادعاهای مریم رجوی ۱۸۰ درجه خلاف عمکردش – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68100">قسمت قبل</a> به سخنرانی مریم رجوی که در آن گفته بود حقوق زنان باید در تمامی پهنه ها به رسمیت شناخته شود پرداختم و نوشتم که این حرف کاملاً درست است اما برای اینکه ببینیم مریم رجوی تا چه میزان به این حرف اعتقاد دارد بهترین راه بررسی مناسبات مجاهدین خلق است که بر پایه اعتقادات و دستورات او و رجوی اداره می شود. بر این اساس آنچه او به عنوان حقوق زنان که باید در تمامی پهنه ها به رسمیت شناخته شود بیان کرد را با وضعیت و شرایط زنان در تشکیلات مجاهدین خلق مقایسه کردم تا مشخص شود آنچه او به عنوان حقوق زن در حرف بیان می کند با آنچه که برای زنان در تشکیلات مجاهدین خلق به اجرا در می آورد 180 درجه با هم اختلاف دارند.</p>
<p>در قسمت قبل به “آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن” و “حق انتخاب آزادانه پوشش” اشاره کردم. در این قسمت به چند مورد دیگر می پردازم.</p>
<p>– آزادی اشتغال: یکی دیگر از حقوقی که مریم رجوی در صحبت های خود مدعی شد باید به رسمیت شناخته شود “آزادی اشتغال” برای زنان بود. اما در مناسبات مجاهدین خلق زنان به هیچ عنوان حق انتخاب شغل را ندارند. در حقیقت زنان و مردان حق هیچ انتخابی را ندارند. از زمانی که فردی وارد تشکیلات بسته مجاهدین خلق می شود، بطور کامل با دنیای بیرون ارتباطش قطع می گردد مگر در مواردی که برای تشکیلات و منافع رجوی ها کاری لازم باشد.</p>
<p>بر اساس قوانینی که رجوی ها بر تشکیلات حاکم کرده اند هر کسی که به عنوان عضو وارد این تشکیلات می شود تمام وقت در اختیار رجوی هاست و زمانی برای خودش ندارد. بله زمانی برای خودش ندارد که حتی بتواند در آن زمان آزادانه فکر کند چه رسد به اینکه بتواند شغلی داشته باشد. اعضا بدلیل جدا شدن از جامعه و محدود شدن در یک محیط بسته، به مرور توانایی ها و تخصص هایی که قبل از پیوستن به تشکیلات مجاهدین خلق داشتند را نیز از دست می دهند.</p>
<p>اگر کسی به کاری که به او می سپارند اعتراض داشته باشد مورد برخورد تشکیلاتی قرار می گیرد.</p>
<p>همه باید فقط همان کاری را بکنند که برای شان مشخص می شود. اگر کسی به کار خاصی علاقه نشان بدهد به هیچ وجه به او اجازه نمی دهند در آن کار وارد شود. در ضمن مورد برخورد تشکیلاتی و حسابرسی هم قرار می گیرد و در نهایت باید اعتراف کند که علت علاقه اش به فلان کار این بوده که هدفی غیر تشیکلاتی و ضد انقلابی (انقلاب طلاق رجوی) را در ذهن داشته و به همین دلیل مرتکب گناه شده است و باید در جمع به گناهش اعتراف کرده و مورد شدیدترین برخوردها و تحقیرها قرار بگیرد و دیگر سراغ آن کار نرود.</p>
<p>– حق استفاده بدون تبعیض از کلیه امکانات هنری و ورزشی: در این زمینه البته تبعیضی بین زنان و مردان در تشکیلات مجاهدین خلق نیست چون همه آنها از این حق محروم هستند.</p>
<p>اعضای مجاهدین خلق بدلیل ممنوع بودن خروج آزادانه و انفرادی از مقر، هیچگاه به سینما یا استادیوم ورزشی نمی روند. آنها نمی توانند به تئاتر یا کنسرت بروند. نمی توانند از یک نمایشگاه نقاشی یا نمایشگاهی در زمینه دیگر هنرها بازدید کنند. آنها تیم محبوب ورزشی ندارند چون اصلاً اجازه رفتن به استادیوم یا حرف زدن در این باره را ندارند. بسیاری از اعضای مجاهدین خلق بخصوص هرچه سابقه بیشتری داشته و زمان بیشتری در محدودیت تشکیلاتی زندگی کرده باشند حتی معروف ترین هنرپیشه ها و ورزشکاران ایران و جهان را نمی شناسند. آنها اجازه استفاده از وسایل ارتباط جمعی را نداشته و دسترسی آزادانه و انفرادی به اینترنت برای شان ممنوع است تا لااقل از این طریق ورزش و هنر دلخواهشان را دنبال کنند. البته برای اعضای مجاهدین حتی اظهار این که به ورزش یا هنری خاص یا ورزشکار یا هنرمندی علاقه دارند ممنوع است. چون در این صورت یعنی ذهن شان از کنترل خارج شده و باید جواب پس بدهند که چرا به چیزهایی غیر از انقلاب ایدئولوژیک (انقلاب طلاق) و رجوی ها به عنوان رهبر عقیدتی فکر کرده اند و دچار انحراف شده اند!</p>
<p>ادامه دارد…</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68186">ادعاهای مریم رجوی ۱۸۰ درجه خلاف عمکردش – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68186/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آنها که هنوز گمان می کنند رنج شان وظیفه ایدئولوژیک است!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67773</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67773?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Jan 2026 07:51:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67773</guid>

					<description><![CDATA[<p>من برای قدرت وارد مجاهدین خلق نشدم. من برای شهرت وارد نشدم. وارد شدم چون باور داشتم. کورکورانه باور داشتم که اگر به هدف بزرگتری خدمت می کردم، فداکاری من آزادی مردمم را به ارمغان می آورد. اما هیچ وقت کسی به من نگفت که قیمتش نابود شدن من به عنوان یک انسان خواهد بود. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67773">آنها که هنوز گمان می کنند رنج شان وظیفه ایدئولوژیک است!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من برای قدرت وارد مجاهدین خلق نشدم. من برای شهرت وارد نشدم. وارد شدم چون باور داشتم. کورکورانه باور داشتم که اگر به هدف بزرگتری خدمت می کردم، فداکاری من آزادی مردمم را به ارمغان می آورد. اما هیچ وقت کسی به من نگفت که قیمتش نابود شدن من به عنوان یک انسان خواهد بود.</p>
<p>درون آن سازمان حتی زندگی من دیگر به من تعلق نداشت. هر فکر، هر احساس، هر خاطره شخصی را باید رها می‌کردم. به ما یاد دادند که هر روز خودمان را متهم کنیم، حتی وقتی که هیچ کاری نکرده بودیم به گناه اعتراف کنیم. شرم تبدیل به ابزار کنترل شد. ترس تبدیل به قانون شد.</p>
<p>لازم نبود دستبند داشته باشیم. ذهن ما در قوی‌ترین زندان بود. جدا از خانواده ها، از والدین منتظر تماس، از مادرانی که نمی‌دانستند زنده ایم یا نه. عشق را دشمن اعلام کردند و اشتیاق را خیانت نامیدند.</p>
<p>من دیدم که آدم‌ها کم کم محو می‌شوند. مردانی که صدایشان را از دست دادند. زنانی که نور چشمانشان را از دست دادند. هیچکس جرات نداشت بپرسد چرا. سوال‌ها با مجازات مواجه می‌شدند. سکوت پاداش می‌گرفت.</p>
<p>من هم برای مدت طولانی سکوت کردم نه به خاطر اینکه موافقشان بودم ، بلکه به خاطر اینکه ترسیده بودم. ترس از انزوا، از حقارت، از ناپدید شدن انسان. هر شب به سنگینی این خیال می‌خوابیدم: مگر از اینجا زنده بیرون خواهم آمد؟</p>
<p>ترک کردن مجاهدین سخت ترین عمل زندگیم بود. نه به خاطر اینکه نمی‌خواستم بروم، بلکه به خاطر اینکه متقاعدم کرده بودند که بدون آنها من هیچکس نیستم. زمان برد تا بفهمم هویت من مال کسی نبود.</p>
<p>امروز حرف می زنم چون می دانم بسته بودن، شکسته بودن، خاموش بودن یعنی چه. از کسانی صحبت کنید که هنوز آن جا هستند، کسانی که هنوز در ترس زندگی می کنند، کسانی که هنوز فکر می کنند رنج آنها یک &#8220;وظیفه ایدئولوژیک&#8221; است.<br />
هیچ سازمانی حق ندارد روح شما را بگیرد و این را آرمان خود بنامد. هیچ رهبری بالاتر از زندگی انسان نیست. من شاهد هستم و ندای من این است: دیگر سکوت نکنید!</p>
<p>با احترام علی هاجری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67773">آنها که هنوز گمان می کنند رنج شان وظیفه ایدئولوژیک است!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67773/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه در سازمان مجاهدین خلق محکوم و دادگاهی شدم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67772</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67772?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Jan 2026 06:18:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[علی بیگلری]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67772</guid>

					<description><![CDATA[<p>زمانی که فرقه تروریستی رجوی بعد از عملیات ماجراجویانه فروغ (مرصاد) متحمل خسارت های جبران ناپذیر از لحاظ نیرو و امکانات شد و به بن بست رسید، برای حفظ نیروهایش( سازمان بدون نیروهایش در واقع وجود خارجی نخواهد داشت و وجود نیروهایش بیشتر برای فرقه رجوی به معنی جلب حمایت کشورهای غربی مثل آمریکا و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67772">چگونه در سازمان مجاهدین خلق محکوم و دادگاهی شدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که فرقه تروریستی رجوی بعد از عملیات ماجراجویانه فروغ (مرصاد) متحمل خسارت های جبران ناپذیر از لحاظ نیرو و امکانات شد و به بن بست رسید، برای حفظ نیروهایش( سازمان بدون نیروهایش در واقع وجود خارجی نخواهد داشت و وجود نیروهایش بیشتر برای فرقه رجوی به معنی جلب حمایت کشورهای غربی مثل آمریکا و انگلیس و فرانسه و&#8230; و کشورهای عربی مثل عربستان واردن و&#8230;.) به تاکتیک عجیب و اپورتونیستی برعلیه نیروهایش رو آورد که آن را انقلاب ایدئولوژیک یا دیگ و ف و ج و&#8230; نامگذاری کرد که در واقع می توان آن را انهدام ایدئولوژیک شخصیت و هویت اعضای سازمان نامگذاری کرد.</p>
<p>از سالهای 74 و75 که بحث انقلاب ایدئولوژیک وارد مراحل جدی شد، یکی از کسانی که همیشه زیر ذره بین بود من و دوستانم( قرارگاه اشرف و محور7) بودیم، چون ما به لحاظ تشکیلاتی ایدئولوژیک معتقد به اطاعت کورکورانه از سازمان نبودیم و این موضوع یک گناه نابخشودنی در سازمان است.</p>
<p>ابتدا در آن سالها فرمانده محور زهرا گرابیان و محمد رضا مرادی نسب( برادر رسول) و فردی با نام مستعار برادر منصور و عقیل عبدالهی و فاطمه همدانی در اغلب نشست ها من و چند نفر دیگر را سوژه قرار می دادند و تحت عناوین مختلف مثل محفل، لمپنیسم و&#8230; به ما گیر می دادند و البته بزرگترین گناه ما این بود که از اردوگاه آمده بودیم و جزو اسرای جنگی بودیم.</p>
<p>در سال 75 فشارها به اوج خود رسید و توسط فرمانده محور به نام معصومه ملک محمدی به نشست های معروف به حوض رفتیم، در بغداد( در محل اجلاس شورا) آنجا دیگر راه گریزی نبود و تمام استخوان های ما به صورت جسمی و روحی درهم شکسته شد، من در روزهای نشست در مقابل شخص مسعود رجوی و در حضور دهها نفر در آن جلسه مورد محاکمه قرار گرفتم، ولی از آنجا که ازعاقبت کار مثل شکنجه، ترور و یا احتمال توطئه و دیپورت به ایران به عنوان منافق می ترسیدم جا زدم و همه ی خواسته های آنها را قبول کردم و بدین ترتیب به اصطلاح از حوض در آمدم و جان سالم به در بردم.</p>
<p>ولی این اوضاع موقتی بود و بلافاصله بعد از بازگشت به اشرف در نشست های معروف به دیگ وارد شده و مورد حمله و کتک کاری و فحش و ناسزا قرار گرفتم و تقریباً هر شب این نشست ها در یگان جریان داشت و هادی نخجیری و امیر ایلغی حساسیت خاصی روی من داشتند( به عنوان فرماندهان یگان) تا اینکه به مرحله جدیدی از این نشست ها یا محاکمه و دادگاه ها رسیدم،( در سال79 قرارگاه باقرزاده). در این نشست ها من به عنوان یک سوژه اصلی زیر بمباران و تهدید و توهین و فحش و ناسزا قرار گرفتم، چون من در یکی از تناقضاتم در رابطه با زن، بی پروا اشاره کرده بودم که در رابطه با مریم رجوی احساس تحریک غرایض داشته و تمایل به همخوابگی با او را در درون خودم احساس کرده ام، گرچه این یک احساس طبیعی است که هر مردی می تواند در درون خود احساس کند و حد و مرزی ندارد، ولی سازمان ناصادق این را دیگر نمی تواند قبول کند و تاوان این احساس و بیان آن محاکمه، شکنجه و زندان است.(و البته من هم که دیگر از تحمل مناسبات جان به لبم رسیده بود برای آنکه تکلیفم را زودتر روشن کنند روی آن تاکید میکردم )</p>
<p>در نشست هایی توسط زهره قائمی، پرویز کریمیان( جهانگیر)، محمد رضا مرادی نسب( رسول)، ابوالفضل مرتضوی( مالک)، هادی نخجیری و سایرین مورد محاکمه قرار گرفتم، ولی این بار دیگر من کوتاه نیامدم و اعلام جدایی کردم.<br />
بعد از این بود که به مدت یک ماه مرا از جمع جدا کردند. هر روز مرا مورد تهدید و توهین و فحش و ناسزا قرار می دادند و قصد ایجاد رعب و وحشت در من را داشتند، ولی من تسلیم نمی شدم و کوتاه نمی آمدم. جلسات متعددی برپا شد( در قرارگاه باقرزاده)، زیر چادرهای اجتماعی یا بنگالهای مخصوص نشست که نهایتاً در یک جمع، از قرارگاه10 با مسئولیت پرویز کریمیان( جهانگیر) مورد محاکمه و توهین و فحش و ناسزا قرار گرفتم.</p>
<p>تعداد آنها بسیار بود و من تنها بودم، حتی دوستانم را هم مجبور کرده بودند به من فحش بدهند و مرا بزنند و من هم جواب می دادم.</p>
<p>آنقدر مرا اذیت کردند که بعد از نشست من اقدام به خودکشی کردم و همان لحظه در کمال ناجوانمردی و بدون رسیدگی پزشکی من را مجبور کردند که اوراقی را امضاءِ کنم که جنبه اعتراف به جرم ناکرده داشت و در آن اوراق من مجبور بودم با دست خودم بنویسم که خائن هستم و مشکل اخلاقی داشته ام و به تشکیلات سازمان خیانت کرده ام و سازمان برعلیه من هیچگونه شکنجه و یا خشونتی اعمال نکرده است و من به سازمان ظلم کرده ام و انواع و اقسام جرم ها را برای خودم بتراشم و به مظلوم بودن سازمان اقرار کنم و من هم البته برای رهایی از آن جهنم هیچ راه دیگری نداشتم و از همه این موارد هم فیلم برداری میشد.</p>
<p>نهایتاً یکسال روانه ی انفرادی های سازمان شدم و درآنجا محبوس بودم و بعد هم به زندان مخوف ابوغریب منتقل شدم و آنجا هم به سفارش ایادی رجوی مورد اذیت و آزار قرار گرفتم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67772">چگونه در سازمان مجاهدین خلق محکوم و دادگاهی شدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67772/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعلامیه رسمی انجمن نجات در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67564</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67564?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Dec 2025 08:59:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67564</guid>

					<description><![CDATA[<p>به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، گروهی بیش از 80 شهروند آلبانیایی در یکی از کافه های منطقه فرسکو در تیرانا بالا تجمع کردند. این جلسه به منظور بزرگداشت از این روز و همچنان بررسی وضعیت نگران کننده و نقض حقوق اساسی اعضای مستقر در اردوگاه مانزا برگزار شد. در آغاز این تجمع آقای آلدو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67564">اعلامیه رسمی انجمن نجات در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، گروهی بیش از 80 شهروند آلبانیایی در یکی از کافه های منطقه فرسکو در تیرانا بالا تجمع کردند. این جلسه به منظور بزرگداشت از این روز و همچنان بررسی وضعیت نگران کننده و نقض حقوق اساسی اعضای مستقر در اردوگاه مانزا برگزار شد.</p>
<p>در آغاز این تجمع آقای آلدو سولولاری، رئیس انجمن نجات در آلبانی، پس از تبریک روز جهانی حقوق بشر به حاضران، نقض ابتدایی ترین حقوق بشر علیه اعضای اردوگاه مانزا را توضیح داد. او تأکید کرد که افراد داخل اردوگاه تحت فشار روانی و محدودیت های انسانی شدید قرار دارند و افزود: &#8220;این افراد به حمایت همه ما نیاز دارند و ما باید صدای آنها در جامعه و موسسات بین المللی باشیم.&#8221;</p>
<p>تجمع با شرکت فعال بیش از ۸۰ شهروند برگزار شد که بر ضرورت آگاهی دهی و حمایت از حقوق بشری اعضای اردوگاه مانزا تاکید کردند.</p>
<p>گزارش کامل این دیدار همراه با فیلم و عکس به زودی منتشر خواهد شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67564">اعلامیه رسمی انجمن نجات در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67564/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حقوق بشر فراموش شده در کمپ مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67501</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67501?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Dec 2025 08:13:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67501</guid>

					<description><![CDATA[<p>10 دسامبر 2025 میلادی برابر با 19 آذر ماه سال 1404 گرامی داشت یک رویداد تاریخی به نام حقوق بشر است. در چنین ایامی بر اساس اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است. نخستین اصل اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد بیان می دارد: [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67501">حقوق بشر فراموش شده در کمپ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>10 دسامبر 2025 میلادی برابر با 19 آذر ماه سال 1404 گرامی داشت یک رویداد تاریخی به نام حقوق بشر است. در چنین ایامی بر اساس اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است.</p>
<p>نخستین اصل اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد بیان می دارد: تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند. اما آیا واقعا چنین محوریتی در جامعه بشری در جهان کنونی وجود دارد؟! مطابق قوانین مطرح شده از سوی نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد اصول مواد اعلامیه حقوق بشر در سه اصل کلی و عمومی ( آزادی فکر و عقیده و بیان آن ) مساوات همه انسان ها در حقوق و تکالیف و مشارکت انسان ها در تشکیل زندگی اجتماعی فارغ از رنگ پوست، زبان و جنسیت خلاصه شده است.</p>
<p>در مناسبات و کمپ متعلق به مجاهدین خلق مفهومی به نام حقوق بشر واژه ی فراموش شده و غریبی است که اعضای نگون بخت با گوشت و پوست و استخوان همه روزه آن را تجربه می کنند. جنایات سازمان یافته از سوی سران مجاهدین علیه اعضا در سال های گذشته و جاری صورت گرفته و بر اساس قواعد و حقوق بین الملل و موازین کیفری بین المللی و تطبیق آن ها با واقعیت موجود در درون کمپ های رجوی، نقض نظام مند و سیستماتیک حقوق بشر و نسل کشی است.</p>
<p>طبق قوانین بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر نسل کشی یک جنایت علیه حقوق بشر است. این جنایت که بارها چه در عراق و اینک در آلبانی توسط دستگاه سرکوب مجاهدین به وقوع پیوسته است از جنایات تکان دهنده بین المللی است که عملی ضد حقوق بشر است و اساسی ترین حقوق انسان یعنی حق حیات را نقض می کند. در شرایطی که سرکرده این گروه برای مردم ایران به ویژه نسل جوان نسخه حقوق بشر می پیچد. در درون مناسبات رجوی مرتکب جنایات هولناکی شدند که در کتاب های منتشر شده و خاطرات اعضای نجات یافته در دفعات متعدد انتشار یافته و قلب هرانسان آزاده ای را به درد می آورد  و متاسفانه تمامی جنایات سران مجاهدین در عصر فن آوری و دیجیتال مقابل اربابان خارجی مسکوت مانده است.</p>
<p>در جهان مدرن امروزی میل به برده داری نوین به ویژه در اروپا و آمریکا، حقوق بشر را با چالش های جدی مواجه ساخته است. با وجود اینکه فرضیه اجرای حقوق بشر و چالش های حقوقی و مشکلات در حیطه حقوق بشر و اجرای آن ها در فطری بودن حقوق انسان به طور طبیعی و ذاتی برای همه وجود دارد و این مهم وابسته به قوانین و عرف نیست زیرا امری همگانی و بدون تبعیض و غیر قابل تسلیم بودن حقوق بشر که نمی تواند سلب یا محدود شود . ولی یافته ها در درون مناسبات گروه تروریستی رجوی از این واقعیت حکایت دارد که بسیار از موارد نقض حقوق بشر بطور گسترده علیه اعضای حاضر در کمپ اعمال می شود بی آنکه عاملان و امران آن مورد بازخواست قرار گیرند. تردیدی در آن نیست دیر یا زود با توجه به افشاگری اعضای جدا شده و برگزاری جلسات دادگاه علیه متهمان اصلی گروه رجوی تمامی عاملان خشونت و جنایت علیه بشریت محاکمه و مجازات خواهند شد.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67501">حقوق بشر فراموش شده در کمپ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67501/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حقوق بشر&#124; واژه ای نامانوس در تشکیلات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67474</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67474?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Dec 2025 11:17:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67474</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز دهم دسامبر، جهان به یاد تصویب «اعلامیه جهانی حقوق بشر» در سال ۱۹۴۸، مناسبتی را گرامی می‌دارد که هدف آن یادآوری ارزش‌هایی است که همه انسان‌ها، فارغ از هر تفاوتی، در آن‌ها سهیم‌اند. این روز تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه دعوتی جهانی برای بازگشت به اصولی است که شالوده یک زندگی انسانی، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67474">حقوق بشر| واژه ای نامانوس در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز دهم دسامبر، جهان به یاد تصویب «اعلامیه جهانی حقوق بشر» در سال ۱۹۴۸، مناسبتی را گرامی می‌دارد که هدف آن یادآوری ارزش‌هایی است که همه انسان‌ها، فارغ از هر تفاوتی، در آن‌ها سهیم‌اند. این روز تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه دعوتی جهانی برای بازگشت به اصولی است که شالوده یک زندگی انسانی، عادلانه و آزاد را تشکیل می‌دهد. حقوق بشر بر پایه این اندیشه شکل گرفته است که همه انسان‌ها آزاد، برابر و با کرامت ذاتی متولد می‌شوند. این حقوق از کسی هدیه گرفته نمی‌شود و هیچ قدرتی نیز نمی‌تواند به‌طور مشروع آن‌ها را از انسان‌ها سلب کند. حق حیات، آزادی اندیشه، آزادی بیان، حق آموزش، امنیت فردی، منع شکنجه، برابری در برابر قانون و حق مشارکت در تصمیمات جامعه، همگی از جمله حقوق بنیادینی هستند که در این اعلامیه ثبت شده‌اند. روز حقوق بشر فرصتی است برای ارزیابی اینکه تا چه اندازه این ارزش‌ها در جهان امروز تحقق یافته‌اند.</p>
<p>در سال ۱۹۴۸، سازمان ملل متحد «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را تصویب کرد که مانند یک نقشه راه جهانی برای رفتار دولت‌ها با مردم عمل ‌کند-حال بماند که این اعلامیه نه تنها الزام قانونی ندارد بلکه ملعبه و دستاویزی شده است در دست استکبار جهانی برای فشار بر علیه دول و مللی که استقلال را سرلوحه خویش قرار دادند و حاضر به پذیرش ظلمی تحت نام حقوق بشر دیکته شده از سوی استکبار جهانی نیستند.<br />
ابزارسازی حقوق بشر توسط مدعیان غربی این حقوق و استاندارد‌های دوگانه در این زمینه در سال‌های اخیر به‌ شدت نمایان شده است؛ یکی از مهم‌ترین وجوه این رویکرد، حمایت، میزبانی و همراهی این کشور‌ها از گروه‌ها و گروه ‌های تروریستی است که یک نمونه برجسته آنها گروه تروریستی مجاهدین خلق می باشد؛ کشور‌های غربی که زمانی این گروه را در فهرست تروریستی قرار داده بودند، اکنون با چشم پوشی از سابقه طولانی خشونت و اقدام‌های فرقه ای، از آن حمایت می‌کنند.</p>
<p>ریاکاری جهانی در مورد حقوق بشر در حمایت از گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی نیز مشهود است؛ برخی از جدی‌ترین سوءاستفاده‌ها امروزه نه‌ تنها در جنگ‌ها، بلکه از طریق شبکه‌هایی از گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی تحت حمایت کشور‌های خارجی نیز رخ می‌دهد؛ دولت‌ها می‌توانند به‌صورت علنی تروریسم را محکوم کنند و در عین حال آن‌ها را در خارج از کشور تامین مالی و مسلح کرده یا پناه دهند.<br />
با این مقدمه نسبتا طولانی به حقوق بشر این واژه نامانوس در تشکیلات تروریستی و به حق ضد حقوق بشری مجاهدین خواهیم پرداخت.</p>
<p>مجاهدین در میانه ادعا‌های خود درباره آزادی، نظم داخلی را اجرا می‌کنند که تقریبا تمام حقوق اساسی اعضا را نقض می‌کند محققان حقوق بشر توصیف‌های هولناکی از آنچه درون اردوگاه‌ سابق در عراق و کمپ آلبانی در حال حاضر می‌گذرد، کرده‌اند؛ به گفته آن‌ها زندگی خانوادگی اولیه و آزادی‌های شخصی ممنوع است؛ اعضا گزارش می‌دهند که مجبور به طلاق دسته جمعی از همسران و فرزندانشان شده‌اند.</p>
<p>گروه تروریستی مجاهدین روابط و تماس‌های خانوادگی عادی را ممنوع می‌کند. ارتباط با بستگان به‌طور معمول ممنوع و مسدود است: ملاقات یا تماس تلفنی از خارج تهدیدی برای کنترل ذهن اعضا محسوب می‌شود؛ به‌طور خلاصه، حقوق اولیه زندگی خانوادگی کاملا از بین رفته است.</p>
<p>اگرچه اعضا از نظر فنی در آلبانی پناهنده هستند، اما عملا هیچ حقی در مورد انتقال خود ندارند؛ کارت‌های شناسایی موقت آنها که از دولت آلبانی دریافت کرده بودند هیچگاه تمدید نشد. به این معنی که آن‌ها رسما هیچ وضعیت قانونی دائمی نداشتند؛ در نتیجه، تقریبا همه اعضا بدون مدارک مسافرتی معتبر در اردوگاه سرگردان هستند.</p>
<p>سرکردگان مجاهدین همواره اعضا را شست‌وشوی مغزی داده و می‌دهند؛ طبق گزارش دیده‌بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۵ کنترل افکار چنان سختگیرانه اعمال می‌شد که اعضا مجبور بودند افکار خارج از چارچوب سازمانی خود را فاش کنند یا با اتهام خیانت رو‌به‌رو شوند؛ افشاگران زندانی شده و مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گرفتند و حتی ناپدید می‌شدند.</p>
<p>اعضای مجاهدین در شرایطی زندگی می‌کنند که کارشناسان آن را برده‌داری مدرن توصیف می‌کنند: بدون دستمزد، با شست‌وشوی مغزی اجباری و وابستگی کامل به فرقه برای نیاز‌های اولیه.</p>
<p>به‌طور خلاصه، هر حق اساسی بشر، از زندگی خانوادگی گرفته تا آزادی بیان، در چارچوب دستورالعمل‌های مجاهدین از بین می‌رود اینها مواردی بود از نقض آشکار حقوق بشر در تشکیلات تروریستی و ضد بشری مجاهدین .</p>
<p>محمد حسین سعادت</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67474">حقوق بشر| واژه ای نامانوس در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67474/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مستندی درباره سوءاستفاده از کودکان در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67431</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67431?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Dec 2025 06:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودک سرباز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67431</guid>

					<description><![CDATA[<p>طاهر آجورلو، کارگردان مستند، درباره ایده اولیه فیلم &#8220;اینجا و جایی دیگر&#8221; و در گفت‌وگو با میزان گفت: موضوع اول روی کودک سرباز بود که مربوط به سازمان مجاهدین می‌شد؛ کودکانی که فرزندان اعضای سازمان بودند. این کودکان از پدر و مادرشان جدا می‌شدند و در کشورهای اروپایی به سرپرستی قبول می‌شدند، ولی به خاطر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67431">مستندی درباره سوءاستفاده از کودکان در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>طاهر آجورلو، کارگردان مستند، درباره ایده اولیه فیلم &#8220;اینجا و جایی دیگر&#8221; و در گفت‌وگو با میزان گفت: موضوع اول روی کودک سرباز بود که مربوط به سازمان مجاهدین می‌شد؛ کودکانی که فرزندان اعضای سازمان بودند. این کودکان از پدر و مادرشان جدا می‌شدند و در کشورهای اروپایی به سرپرستی قبول می‌شدند، ولی به خاطر شرایطی که بود، از این کودکان سوء استفاده می‌شد.</p>
<p>وی افزود: این کودکان به سرپرستی گرفته می‌شدند و هزینه‌هایی بابت سرپرستی از آن کشورها دریافت می‌شد، ولی هیچ هزینه‌ای بابت این کودکان انجام نمی‌شد و همه هزینه‌ها به سازمان انتقال داده می‌شد. هزینه‌هایی که سازمان برای کارهایی که داشت انجام می‌داد و حتی فعالیت‌هایش در داخل کشور داشت، با همین روش تأمین می‌شد. این پژوهش از قبل توسط خانم ملک، که کاراکتر اصلی فیلم هم هست و نویسنده و تیم پژوهش بودند، انجام می‌شد و کلیت کار داشت جلو می‌رفت.</p>
<p>کارگردان فیلم &#8220;چکمه‌های صورتی&#8221; درباره روند فیلمبرداری گفت: کار در چند مرحله اتفاق افتاد. خانم ملک از چندین سال قبل نسبت به این موضوع پژوهش‌های انجام می‌دادند. در تکمیل صحبت‌های قبلی، موضوع مستند در روند داستان تغییراتی هم ایجاد شد؛ داستان کودک سرباز به داستان فرقه‌گونه سازمان مجاهدین تغییر یافت. اما ما به تکمیل این قضیه که مربوط به کودک سرباز بود و به داستان فرقه هم مربوط می‌شد، رجوع کردیم و پایان‌بندی مستند به این شکل انجام شد.</p>
<p>وی ادامه داد: در روند تولید هم تغییراتی ایجاد شد. برنامه‌ریزی شده بود با تعدادی از اعضای سازمان که جدا شده بودند صحبت کنیم، اما این اتفاق رخ نداد؛ دوربین‌ها نمی‌آمدند و روند تولید شرایطی ایجاد شد که بتوانیم بازیگر جایگزین کنیم، اما چنین اتفاقی هم نیفتاد، به دلیل اینکه فضای مستند از حالت واقعی خارج می‌شد. خود خانم ملک، به عنوان کاراکتر اصلی و با داشتن دیتاهایی از این دوستان، به عنوان سوژه اصلی وارد کار شدند. روند مستند به گونه‌ای بود که واقعاً فضا شهودی بود.</p>
<p>آجورلو افزود: ما هیچ وقت دنبال این نبودیم که کاراکتری ایجاد کنیم که خط به آن بدهیم یا دکوپاژ انجام دهیم، بلکه سعی می‌کردیم با شرایط موجود جلو برویم. البته خط داستانی و سناریویی هم وجود داشت که قرار بود طی این روند اتفاق بیفتد. شرایط تولید مستند پیچیده بود. زمانی که تیم پژوهش آماده اعلام کردند برای تولید، گروه‌های همزمان با تیم پژوهش شروع به همکاری کردند و شرایطی برای ضبط ایجاد شد، اما این اتفاق رخ نداد؛ هم به دلیل تغییر موجودیت موضوع و هم زمانی که برای پژوهش شکل گرفته بود.</p>
<p>کارگردان &#8220;کلاشینکف‌های آمریکایی&#8221; گفت: با این حال، این تجربه برای من یک رقم پر افتخار بود که از پارسال وارد تیم شدم و روند تولید فیلم را پیش بردم. محتوای فیلم هم خطی هست و هم می‌توان گفت مقداری ترکیبی است و فلش‌بک هم دارد، زیرا کار سازمان مجاهدین ساختاری دارد که نیازمند حساسیت است و مستند باید به اسناد موجود ارجاع دهد. با این حال، سعی کردیم روایت را به صورت خطی نشان دهیم.</p>
<p>کارگردان مستند &#8220;رسام&#8221; درباره انتخاب نام فیلم توضیح داد: این کار تیمی بود. من به عنوان کارگردان تیم انتخاب شدم، ولی کار یک کار گروهی و مشارکتی بود. انتخاب نام به دست خانم ملک بود، ولی با همفکری تیم، به این نتیجه رسیدیم که این دوگانگی که بین وضعیت کودکان سرباز وجود دارد، واقعاً روی عنوان فیلم تأثیرگذار بود. این عنوان هم وضعیت کودکان در اروپا را نشان می‌دهد و هم وضعیت آن‌ها وقتی به سن بلوغ می‌رسند و در سازمان مجاهدین وارد فضای نظامی و فرقه‌گونه می‌شوند.</p>
<p>این کارگردان درباره عوامل تولید این فیلم گفت: خانم گلناز ملک به عنوان کاراکتر اصلی، نویسنده و تیم پژوهش بودند. آقای داوود مرادیان به عنوان مشاور پروژه، خانم فاطمه جعفرزاده برنامه‌ریز و دستیار تصویربردار، و آقای جواد جاویدی به عنوان تیم پژوهش و در مرحله اول تصویربرداری همراه خانم ملک بودند. تیم ما در همین حد بود و سعی کردیم با فشردگی زمان کار را جلو ببریم، زیرا بازه زمانی محدود داشتیم.</p>
<p>کارگردان &#8220;پای دیوار مرز&#8221; درباره چالشهای این مسیر گفت: هر مستندی چالش‌های خود را دارد. وقتی تولید را شروع کردیم، زمان محدودی برای رساندن فیلم و ارائه آن به جشنواره داشتیم. برای من چالش این بود که به بلوغ فکری نسبت به موضوع برسیم و بفهمیم سرانجام فیلم به کجا ختم می‌شود. این موضوع استرس‌آور بود و بخش مهمی از کاراکترها و سوژه‌ها هم چالش‌های خود را داشتند.</p>
<p>وی ادامه داد: امکان مصاحبه با اعضای جدا شده وجود نداشت و بازیگر جایگزین نیز منتفی شد. خود خانم ملک جلو آمدند و شرایط تصویربرداری به عینه اتفاق افتاد. برخی کاراکترها و موقعیت‌ها و سوژه‌ها اگر دوباره تصویربرداری می‌شد، دیگر چنین اتفاقی رخ نمی‌داد. یکی از جذابیت‌های داستان همین بود که این اتفاق یک بار رخ داد. سعی کردیم به نحو احسن به آنچه می‌خواستیم برسیم.</p>
<p>این کارگردان درباره بخش آوینی در جشنواره سینماحقیقت گفت: من برای اولین بار امسال به عنوان کارگردان حضور پیدا کردم. نگاه کلی نسبت به فیلم‌های دیگر داشتم. دوستانی بودند که تجربه طولانی‌تر داشتند، ولی این تجربه باعث شد که استرس هم وجود داشته باشد. احساس می‌کنم سال بعد بهتر می‌توانیم عمل کنیم. این تجربه باعث افتخار بود که هم تیم پژوهش و هم دوستان این افتخار را به من دادند که حضور پیدا کنم.</p>
<p>وی درباره فیلم خود در جشنواره امسال گفت: سعی کردیم در هر مرحله استانداردهای لازم رعایت شود. از نظر موضوعی، موضوع بسیار خاص است. مستند فضایی دارد که از یک روند شروع شده و به یک نقطه ختم می‌شود و موضوعات متعدد آن می‌تواند سوژه یک مستند جداگانه باشد. حتی در مرحله تدوین، تلاش شد تا اتصالات موضوعی درست شکل گیرد.</p>
<p>کارگردان &#8220;اینجا و جایی دیگر&#8221; درباره فضای مستندسازی گفت: نگاه به فضای مستند بسیار جذاب است و ژانر مستند حرف‌های خاص خود را دارد که در کارهای داستانی کمتر دیده می‌شود. بازخورد آن برای بیننده نیز جذاب است و فضای واقعی را نشان می‌دهد. نیازمند حمایت بیشتر است، اما همین فضای محدود هم ارزشمند بود.</p>
<p>آجورلو درباره پیش بینی خود از استقبال مردم گفت: برای اینکه بازخوردها را بررسی کنیم، فیلم را برای دوستان جدا شده از سازمان و کارشناسان مرتبط پخش کردیم. فضای استرسی و جوی داشت، ولی بازخوردها مثبت بود. حتی افرادی که شناختی نسبت به من نداشتند، رضایت داشتند. امیدوارم اکران در جشنواره هم همین بازخورد را داشته باشد. موضوع بسیار فاخری است و می‌تواند مخاطب را جذب کند.</p>
<p>&#8220;اینجا و جایی دیگر&#8221; برای دریافت جایزه شهید آوینی نوزدهمین جشنواره &#8220;سینماحقیقت&#8221; رقابت می‌کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67431">مستندی درباره سوءاستفاده از کودکان در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67431/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Nov 2025 10:53:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67323</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهل و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 نفر از مسئولین مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی روز سه شنبه 13 آبانماه 1404 در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت الاسلام والمسلمین امیر رضا دهقان و مستشاران دادگاه، نماینده دادستان، خانواده های شهدا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323">ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهل و دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 104 نفر از مسئولین مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی روز سه شنبه 13 آبانماه 1404 در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت الاسلام والمسلمین امیر رضا دهقان و مستشاران دادگاه، نماینده دادستان، خانواده های شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع امام خمینی بصورت علنی برگزار شد.</p>
<p>در این جلسه به جنایات مجاهدین خلق در عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) پرداخته شد. از ابتدای شکل گیری و شروع بکار دادگاه رسیدگی به جنایات سران مجاهدین خلق در زمینه های ترور مسئولین نظام و شهروندان و انفجارات مراکز دولتی بخصوص ساختمان نخست وزیری و دفتر حزب جمهوری اسلامی و در ادامه عملیات مشترک مجاهدین خلق با رهبران حزب بعث و ارتش صدام در عملیات های آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان (مرصاد) پرداخته شد. با توجه به استمرار جلسات این دادگاه ضرورت ایجاد می کند که در جلسات آینده دادگاه به جنایات رجوی و دیگر مسئولین مجاهدین خلق در حق اعضا که در طی سالیان به مثابه اصلی ترین قربانیان رجوی بوده اند پرداخته شود. موضوعات زیر که هر کدام اسناد غیر قابل انکار در رابطه با جنایات رجوی در حق اعضا است می تواند در دادگاه مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p>1- در اواخر سال 1373 پروژه ای تحت عنوان ابهام زدایی در تشکیلات کلید خورد. مسئولین مجاهدین خلق و در راس آن مسعود رجوی که با موج فزاینده ای از اعضای معترض و درخواست جدایی مواجه شده بودند برای مقابله با آن به شایعاتی در تشکیلات دامن زد که سپاه پاسداران و اطلاعات جمهوری اسلامی اقدام به نفوذ در درون تشکیلات را نموده اند. در راستای پیش بردن این خط در گام بعد تعدادی از اعضای معترض که طی پروسه های مختلف نسبت به خط و خطوط سازمان در زمینه های تشکیلاتی، سیاسی و نظامی مسئله دار شده بودند و یا درخواست جدایی کرده بودند را به بهانه جابجایی و تغییر سازماندهی و یا مانور و عملیات از دیگر اعضا جداکرده و به زندان های مستقر در منطقه اسکان که تا قبل از انقلاب نکبت بار ایدئولوژیکی مریم و از هم پاشیدن مناسبات خانوادگی محل زندگی خانوادگی اعضا بود منتقل کردند. این اعضا به مدت چندین ماه تحت بازجویی و شدید ترین شکنجه ها بودند تا اعتراف کنند از طرف سپاه پاسداران مسئولیت خرابکاری در درون تشکیلات را داشته اند. دو نفر از این اعضا قربانعلی احمدی و پرویز احمدی زیر شکنجه بازجویان رجوی فوت کردند.</p>
<p>2-در جریان نشست های موسوم به طعمه که چندین ماه در تشکیلات برگزار و جمع بندی آن در قرارگاه باقرزاده با شرکت مسعود و مریم رجوی به اتمام رسید تعداد زیادی از اعضا به اتهام اینکه خط سپاه پاسداران را در تشکیلات پیش می برند در حضور جمع گسترده اعضا به محاکمه کشیده شدند. این اعضا که هر کدام صرفا بخاطر معترض بودن به عملکردهای رجوی و فقدان آزادی و جو خفقان در تشکیلات مسئله دار شده بودند برای گرفتن زهر چشم از دیگر اعضا در سالن قرارگاه باقرزاده به محاکمه کشیده شدند. رجوی این اعضا را بر سر دو راهی انتخاب ماندن در تشکیلات و یا اسارت در زندان های اشرف و ابوغریب قرار داد.</p>
<p>3- زندان مخوف و بدنام ابوغریب رجوی در ادامه سیاست های سرکوب گرایانه خود بمنظور تطمیع و تهدید اعضا و بدلیل ایستادگی بر مواضع خود آنها را به زندان ابوغریب فرستاد تا در آنجا شاید تحت شکنجه های اعمال شده از طرف بازجویان صدام در این زندان آنها در هم شکسته شده و مجددا حاضر به بازگشت به تشکیلات و قرارگاه اشرف شوند.</p>
<p>4-فرستادن اعضا به روی میادین مین جبهه های ایران و عراق. رجوی از آنجائیکه که در نشست های موسوم به طعمه اعلام کرده بود که تحت هیچ شرایطی اعضای ناراضی و خواهان جدایی را به کشورهای اروپایی نخواهد فرستاد، آنها را مجبور کرد که به اجبار و از طریق نیروهای امنیتی عراق بعد از عبور از میادین مین به ایران برگردند. تعدادی از آنها و از جمله حسن مصفا در جریان برخورد با مین جان خود را از دست دادند. با توجه به اینکه همه این موارد نقض ابتدایی ترین حقوق مندرج در حقوق بشر جهانی می باشد و با در نظر گرفتن موارد شکنجه و زندان اعضا صرفا برای درخواست جدایی و حق تعیین سرنوشت و همچنین محرومیت سالیان آنها از هرگونه تماس با خانواده هایشان و اطلاع از وضعیت آنها از ریاست محترم دادگاه شعبه 10 درخواست میشود که بررسی وضعیت اعضا و رسیدگی به نقض فاحش حقوق بشر آنها و بخصوص قربانیان آنها را در اولین فرصت مورد بررسی قرار دهند تا اعضای جداشده و خانواده های اعضا بعنوان شاهدین سالیان جنایات رجوی در دادگاه حاضر شده و مطالبه گر حقوق خود باشند.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323">ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایستگاه قطار مرگ در اردوگاه مانز رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67304</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67304?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Nov 2025 11:16:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67304</guid>

					<description><![CDATA[<p>در دل اردوگاه مانز در آلبانی، جایی که اعضای تشکیلات رجوی در شرایطی طاقت‌فرسا و بی‌رحمانه زندگی می‌کنند، هر هفته خبر مرگ یکی از اعضای این تشکیلات به‌طور عادی منتشر می‌شود. این مرگ‌ها که غالباً به‌عنوان سکته قلبی اعلام می‌شوند، در حالی رخ می‌دهند که هیچ‌ کس نمی‌پرسد چرا تعداد مرگ‌ها این‌قدر زیاد و غیرطبیعی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67304">ایستگاه قطار مرگ در اردوگاه مانز رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در دل اردوگاه مانز در آلبانی، جایی که اعضای تشکیلات رجوی در شرایطی طاقت‌فرسا و بی‌رحمانه زندگی می‌کنند، هر هفته خبر مرگ یکی از اعضای این تشکیلات به‌طور عادی منتشر می‌شود. این مرگ‌ها که غالباً به‌عنوان سکته قلبی اعلام می‌شوند، در حالی رخ می‌دهند که هیچ‌ کس نمی‌پرسد چرا تعداد مرگ‌ها این‌قدر زیاد و غیرطبیعی است؟</p>
<p>آیا فشارهای روانی، جسمی و شرایط غیرانسانی اردوگاه‌ها نمی‌توانند عامل اصلی این بحران باشند؟</p>
<p>مسعود رجوی، سرکرده این تشکیلات تروریستی، که خود را &#8220;رهبر&#8221; می‌داند، بدون هیچ‌گونه وجدان یا دلسوزی، مسئول تمامی این مرگ‌هاست.</p>
<p>هر یک از این جان‌ها، قربانی ایدئولوژی سرکوبگرانه‌ای شده‌اند که او به‌ زور بر اعضایش تحمیل کرده است. در این اردوگاه، هیچ‌گونه فضای انسانی وجود ندارد، تنها دنیایی پر از تنهایی، اضطراب، و فشار بی‌پایان که باعث می‌شود انسان‌ها در برابر شرایط طاقت‌فرسا دچار شکست روحی و جسمی شوند.</p>
<p>مرگ‌های پیاپی این افراد، که بسیاری از آن‌ها در سنین میانه سال چیزی جز نتیجه‌ فشارهای غیرانسانی و سرکوبگرانه توسط مریم قجر عضدانلو و شخص رجوی خائن نیست. او که اعضای نگونبخت را به‌ عنوان &#8220;ابزار&#8221; می‌بیند، هیچ ارزشی برای زندگی انسان‌ها قائل نیست و تنها هدفش، نوکری فاشسیت ترین حکومت ها و سازمان های جاسوسی است که به حیات خفیف و خائنانه اش ادامه دهد.</p>
<p>سکته‌های قلبی که در این اردوگاه‌ها به‌ عنوان علت مرگ اعلام می‌شود، در حقیقت علامت‌هایی از نابودی روح و جسم انسان‌هاست که تحت فشار شدید روحی و جسمی قرار دارند.<br />
چرا سکته‌های قلبی در میان اعضای فرقه رجوی تا این اندازه رایج شده است؟ آیا این‌ها فقط تصادف است یا نشانه‌ای از شرایط طاقت‌فرسا و خفقانی است که رجوی به‌ عنوان سرکرده نفاق، به‌ طور عمدی در اردوگاه‌ها برقرار کرده است؟ چرا هیچ‌گونه رسیدگی پزشکی به‌ طور صحیح در این اردوگاه‌ها وجود ندارد؟ چرا هیچ‌کس برای این مرگ‌ها پاسخگو نیست؟</p>
<p>رجوی مسئول مستقیم این فاجعه است. او به‌ جای آن‌که زندگی انسان‌ها را محترم بشمارد، از آن‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای پیشبرد اهداف کثیف و وطنفروشانه خود استفاده کرده است. اردوگاه‌های او، که باید مکانی برای درمان و بازیابی باشند، به گورستان‌هایی تبدیل شده‌اند که در آن‌ها انسان‌ها به‌ طور تدریجی کشته می‌شوند؛ نه به‌ بوسیله گلوله یا مواد سمی، بلکه به‌ دست سرکوب‌های روحی، جسمی، و روانی.<br />
این مرگ‌ها باید به‌ عنوان یک فریاد بلند علیه بی‌رحمی و بی‌انصافی رجوی و همسر جنایتکارش مریم قجر عضدانلو شنیده شود. در برابر این فجایع، سکوت پذیرفتنی نیست. آن‌چه که در اردوگاه‌های سازمان موسوم به مجاهدین خلق اتفاق می‌افتد، یک جنایت علیه بشریت است و باید صدای اعتراض جهانی علیه آن بلند شود. مریم قجر عضدانلو و شخص رجوی باید به‌خاطر این مرگ‌های بی‌گناه پاسخگو باشند. هیچ توجیهی برای مرگ این انسان‌ها وجود ندارد، و در نهایت، تنها کسی که مسئول این قتل‌عام‌های پنهانی است، خود اوست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67304">ایستگاه قطار مرگ در اردوگاه مانز رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67304/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
