<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نوری(فرزند شمس الله)</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%b3-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نوریفرزند-شمس-الله</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 21 Jul 2019 09:51:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>نوری(فرزند شمس الله)</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/نوریفرزند-شمس-الله</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30704</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30704?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jul 2019 08:41:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نوری(فرزند شمس الله)]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=30704</guid>

					<description><![CDATA[<p>نامه اقدس بندی به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی فرزند عزیزم سلام! من مادرت هستم. نمی دانی که چقدر دلم برای شما تنگ شده است. همیشه دعا می کنم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی. من و پدرت سنی از ما رفته. پدرت همیشه به یاد شماست و می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/30704">حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p><strong>نامه اقدس بندی به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی</strong><br> فرزند عزیزم سلام!<br> من مادرت هستم. نمی دانی که چقدر دلم برای شما تنگ شده است. همیشه دعا می کنم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی. من و پدرت سنی از ما رفته. پدرت همیشه به یاد شماست و می گوید پس این حمید رضا چه موقع بر می گردد. چشم به راه شماست، چرا تماسی با ما نمی گیری و دل من و پدرت را شاد کنی؟ مگر ما چه بدی به شما کردیم؟ من مادر تو را بزرگ کردم برای تو زحمت کشیدم این جواب تمام خوبی های من است. از طرفی دخترت سراغ تو را می گیرد و می گوید می شود یک روزی پدرم را ببینم. من و پدرت برای اینکه او آرام کنیم به او می گوئیم: حتما. </p>



<figure class="wp-block-image"><img fetchpriority="high" decoding="async" width="700" height="550" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Family_2.jpg" alt=" class="wp-image-30705" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Family_2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Family_2-300x236.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></figure>



<p>می بینی همه خانواده نگران تو هستند و هر چه زودتر می خواهند که تو را از نزدیک ببینند. حمید رضا کمی به خودت بیا! چشمانت را باز کن ببین کجا هستی؟ تو را فریب دادند و خودت را نابود کردی پدرت به من می گوید به حمید رضا بگو ما او را دوست داریم. او اولاد ماست. همیشه احساس می کنم حمید رضا در کنار من است حمید رضا فرزندم ما تا زمانی که در قید حیات هستیم می خواهیم تو را ببینیم این آرزوی من و پدرت است. عاقلانه فکر کن و خودت را نجات بده مثل ما بقی که خودشان را نجات دادند و الان در کنار خانواده هایشان هستند تو هم می تونی خودت را نجات دهی.<br>  خواهرانت برادرانت همگی سلام شما می رسانند. همگی می گویند اگر حمید رضا خودش را نجات دهد و به نزد ما برگردد زندگی جدیدی برای او می سازیم و نمی گذاریم کم بودی را احساس کند فقط کافی است خودش را نجات دهد. حمید رضا خودت را نجات بده و خودت را راحت کن ما شما را با آغوش باز می پذیریم.<br> به امید روزی نزدیک که خبر به ما بدهند که حمید رضا خودش را نجات داده. <br> مادرت اقدس بندی </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/30704">حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30704/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همگی چشم به دیدار دوباره تو دوخته ایم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4787</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4787?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Apr 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نوری(فرزند شمس الله)]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/04/23/%d9%87%d9%85%da%af%db%8c-%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پسر عزیزم، سلام، امیدوارم حالت خوب باشد و در کمال سلامت باشی. اکنون که این نامه را برایت می نویسم اشک از چشمانم جاری است. به یاد روزهایی می افتم که تو در آغوش من بودی و دستان کوچکت را بر دور گردنم حلقه میزدی. خدا را شکر میکردم که پسری به من داده که روزی عصای دوران ناتوانی من باشد.حتی فکرش را هم نمیکردم که چنین روزهایی را ببینم که تو با ما این همه فاصله داشته باشی.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4787">همگی چشم به دیدار دوباره تو دوخته ایم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدا</p>
<p>پسر عزیزم، سلام، امیدوارم حالت خوب باشد و در کمال سلامت باشی. اکنون که این نامه را برایت می نویسم اشک از چشمانم جاری است. به یاد روزهایی می افتم که تو در آغوش من بودی و دستان کوچکت را بر دور گردنم حلقه میزدی. خدا را شکر میکردم که پسری به من داده که روزی عصای دوران ناتوانی من باشد.حتی فکرش را هم نمیکردم که چنین روزهایی را ببینم که تو با ما این همه فاصله داشته باشی. در این مدت طولانی که تو از ما دور بودی هرلحظه اش برای ما هزار سال گذشته است. همیشه چشم ما به در دوخته شده است که تو را یکبار دیگر ببینیم. شاید بدترین درد انتظار باشد. انتظاری کشنده که به امید دوباره دیدنت تحمل میکنیم. هنگامی که دخترت را نگاه میکنم از خدا میخواهم که تو بیایی و در کنار او باشی او بزرگ شده است و تا کنون چند خواستگار داشته است. اما از مادرت بگویم که در این مدت چه کشیده است و لحظه های زندگی را به امید دیدن تو سپری میکند. همسرت که هنوز چشم به راه توست. برادران و خواهرانت همگی چشم به دیدار دوباره تو دوخته اند. درد دل بسیار است. امیدوارم خدا کمک کند تا یکبار دیگر روی زیبای تو را ببینم. </p>
<p>بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود</p>
<p>داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود</p>
<p>به امید دیدار </p>
<p>شمس اله نوری</p>
<p>29/1/86</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4787">همگی چشم به دیدار دوباره تو دوخته ایم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4787/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
