<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هادی ناصری مقدم</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/هادی-ناصری-مقدم</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 07 Jul 2023 18:50:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>هادی ناصری مقدم</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/هادی-ناصری-مقدم</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نگاهی به مرگ های مشکوک در سازمان مجاهدین خلق در گفتگو با ناصری مقدم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49063</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49063?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Feb 2022 07:57:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ناصری مقدم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49063</guid>

					<description><![CDATA[<p>هادی ناصری مقدم در گفتگویی با انجمن نجات مواردی از مشاهدات عینی و شنیده های خود در رابطه با مرگهای مشکوک در مناسبات مجاهدین حلق، در مدت 15 سال حضور در مناسبات فرقه را بیان کرد. سیستم کنترل شدید و فرقه ای حاکم بر مناسبات مجاهدین ، استفاده از فریب و دروغ در عضوگیری افراد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49063">نگاهی به مرگ های مشکوک در سازمان مجاهدین خلق در گفتگو با ناصری مقدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هادی ناصری مقدم در گفتگویی با انجمن نجات مواردی از مشاهدات عینی و شنیده های خود در رابطه با مرگهای مشکوک در مناسبات مجاهدین حلق، در مدت 15 سال حضور در مناسبات فرقه را بیان کرد.<br />
سیستم کنترل شدید و فرقه ای حاکم بر مناسبات مجاهدین ، استفاده از فریب و دروغ در عضوگیری افراد ناآگاه و فشار تشکیلاتی بر روی افراد، موجبات ایجاد موج روز افزون نارضایتی در میان اعضای مجاهدین را فراهم می آورد. این نارضایتی ها تا جایی پیش می رود که گاه خود فرقه افراد ناراضی را حذف تشکیلاتی می کند و یا فرد را به سمتی پیش می برد که دست به خودکشی بزند. در این مرحله است که سازمان از مرگ و نام این افراد در جهت اهداف خود بهره برداری می کند.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-49063-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202202.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202202.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202202.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202202.mp4">برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49063">نگاهی به مرگ های مشکوک در سازمان مجاهدین خلق در گفتگو با ناصری مقدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49063/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202202.mp4" length="37756502" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>گروکشی سران سازمان ضد بشری مجاهدین از عناصر خود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47287</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47287?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2021 09:30:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ناصری مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47287</guid>

					<description><![CDATA[<p>سران سازمان ضد انسانی مجاهدین خلق در طول سالیانی که بر علیه کشورمان دست به سلاح برده و برای بزرگنمایی خود تعداد بیشماری از افراد ساده و یا مشکل دار را فریب داده و به اسارتگاه خود منتقل نمودند، بر آن شدند تا برای به اجبار نگه داشتن آنها پروژه های مختلفی را بیازمایند. کشتن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47287">گروکشی سران سازمان ضد بشری مجاهدین از عناصر خود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سران سازمان ضد انسانی مجاهدین خلق در طول سالیانی که بر علیه کشورمان دست به سلاح برده و برای بزرگنمایی خود تعداد بیشماری از افراد ساده و یا مشکل دار را فریب داده و به اسارتگاه خود منتقل نمودند، بر آن شدند تا برای به اجبار نگه داشتن آنها پروژه های مختلفی را بیازمایند. کشتن عناصر خودی به بهانه های مختلف از آن جمله است. نمونه های فراوانی در این مورد وجود دارد که &#8220;قربان ترابی&#8221; از آن جمله می باشد و یا &#8220;صباح هفت برادران&#8221; و امثال او&#8230;</p>
<p>هادی ناصری مقدم در این مصاحبه در مورد جنایتهای سران فرقه رجوی افشاگری می کند. این اظهارات سند محکمی بر خیانتهای رجوی ها است که البته گوش شنوایی از ارگانهای مرتبط می خواهد که به آن رسیدگی نماید ولی متاسفانه چنین منبعی در جهان وجود خارجی نداشته و ندارد و تنها خانواده هایی که فرزندانشان در چنگال رجوی گرفتار مانده اند بدنبال رهایی آنها هستند و گرنه گوش و چشم تمامی مجامع بین المللی نسبت به این موضوع کر و کور شده است .</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-47287-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110-1.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110-1.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110-1.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110-1.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>سران فرقه رجوی با وجود اینکه همیشه مانع تماس اعضاء با خانواده هایشان می شوند اما بعد از اینکه یکی از عناصر خود را به طرق مختلف از بین می برد ، بلافاصله با خانواده او تماس میگیرد و دلیل کشته شدن فرد را به گردن حکومت ایران می اندازد و این در حالیست که سران فرقه رجوی تنها برای سرپا نگه داشتن فرقه خود دست به جنایت می زند و با از بین بردن عناصر خود ذهن بقیه افراد را مشغول نگه می دارد تا بتواند از مغز بیمار آنها نهایت استفاده را ببرد و این بزرگترین خیانت در حق عناصر خود و بشریت می باشد .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47287">گروکشی سران سازمان ضد بشری مجاهدین از عناصر خود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47287/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110-1.mp4" length="116164018" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>دیدار انجمن نجات با خانواده رامین عبدالهی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47228</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47228?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Oct 2021 10:20:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[رامین عبدالهی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ناصری مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47228</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده رامین عبدالهی نیز از خانواده هایی هستند که بعد از گذشت دو دهه همچنان چشم انتظار عزیز دربندشان بوده و نگران سلامت جسمی و روحی او می باشند. به اتفاق آقای هادی ناصری مقدم که در دی ماه سال گذشته بعد از جدایی از سازمان ضد بشری مجاهدین به میهن عزیزمان برگشته و به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47228">دیدار انجمن نجات با خانواده رامین عبدالهی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده رامین عبدالهی نیز از خانواده هایی هستند که بعد از گذشت دو دهه همچنان چشم انتظار عزیز دربندشان بوده و نگران سلامت جسمی و روحی او می باشند. به اتفاق آقای هادی ناصری مقدم که در دی ماه سال گذشته بعد از جدایی از سازمان ضد بشری مجاهدین به میهن عزیزمان برگشته و به کانون گرم خانواده پیوسته است، به دیدار خانواده محترم رامین عبدالهی رفته و با برادر وی دیدار کردیم.</p>
<p>بعد از معرفی آقا هادی به آقای عبدالهی، ایشان بسیار ذوق زده شد و بلافاصله در مورد برادرش رامین سئوال نمود. آقا هادی به او گفت که در سازمان او را بنام آرمین میشناسند و او کارهای برق را در آنجا انجام می دهد. آقای ناصری مقدم همچنین گفت: من ابتدا او را در پذیرش دیدم و با او آشنا شدم و وقتی فهمیدم که اهل گرگان است با وی در مورد آدرس عموی او و اینکه مغازه اش کجاست گفتم که رامین هم تایید کرد و بعد از آن صمیمی تر شدیم و در بسیاری از نشستهای عمومی او را میدیدم و حال عمومی او خوب بود.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-47229 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abdollahi-Naseri-Moghadam.jpg" alt="برادر رامین عبدالهی و هادی ناصری مقدم" width="700" height="392" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abdollahi-Naseri-Moghadam.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abdollahi-Naseri-Moghadam-300x168.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>آقای عبدالهی در مورد چگونگی گرفتار شدن رامین به دست سران فرقه رجوی توضیح داد و گفت که رامین خیلی هوای خارج رفتن را داشت که متاسفانه به همین دلیل نیز گرفتار شد و دیگر هیچ خبری از او نداشته و نداریم و فقط انجمن نجات هست که گاها افرادی مانند شما که او را می شناسید به ما معرفی میکند تا بتوانیم از حال و روزش خبر بگیریم.</p>
<p>وی در ادامه صحبت هایش از درد و رنج خانواده در فراق رامین صحبت کرد و گفت که چگونه پدرشان حتی تا آخرین لحظات زندگی سراغ رامین را می گرفته و یا مادرشان که دیگر چشمانش بخاطر گریه در فراق رامین دیگر سوی دیدن ندارد. و بقیه اهل خانواده و فامیل که خیلی نگران حال او می باشند.</p>
<p>آقا هادی در جواب گفت: من خودم نیز به همین طریق گرفتار فرقه رجوی شدم و من هم میخواستم زندگی در خارج از کشور را تجربه کنم که متاسفانه سر از اشرف در آوردم و بیش از 17 سال گرفتار افکار منفی آنها بودم و نتوانستم از فرقه رجوی جدا شوم. ولی سرانجام در سال 1395 که سازمان ضد بشری مجاهدین از عراق اخراج و به آلبانی منتقل شد، من که در طول 17 سال به غیر از دروغ و ریاکاری چیز دیگری از سران فرقه رجوی ندیده بودم ، به محض رسیدن به تیرانا از فرقه رجوی جدا شده و مدت 4 سال در آن کشور بودم تا دی ماه سال گذشته به آغوش گرم خانواده ام برگشتم و الان ازدواج کردم و خدا رو شکر زندگی آرامی دارم .</p>
<p>آقای عبدالهی از آقا هادی در مورد اینکه چرا رامین تاکنون نتوانسته حتی یک تماس کوچک با خانواده بگیرد و آنها را از حال خودش با خبر کند، سئوال کرد.  آقا هادی چنین گفت: برای اینکه وقتی میخواهی تماس بگیری باید در اتاقی که مثلا برای همین کار تعبیه کردند بروی تا بقول خودشان کسی مزاحمت نشود! ولی از آنطرف تمامی تماسهای فرد را ضبط می کنند تا بتوانند علیه او استفاده نمایند و مثلا اگر حرفی در مورد جدایی و غیره به زبان بیاورد فوری برای او نشستی گذاشته و او را مورد اذیت و آزار قرار می دهند و بهمین خاطر هیچکس تمایلی برای تماس با خانواده ندارد و از طرفی سران فرقه رجوی در طول مدتی که در عراق بودیم دائما به دروغ به همه می گفتند که خانواده اصلا بفکر شماها نیست و اگر خلاف این بود برای شما نامه ایی می فرستاد و پیگیری می کرد. ولی می بینید که خبری از آنها نیست و با همین ترفند افراد را از خانواده دلسرد می کرد تا بتواند عواطف آنها را سرکوب نماید و افکار پوچ خود را به ذهن آنها وارد سازد و بهمین دلایل رامین احتمالا تاکنون نتوانسته با شما تماس برقرار نماید.</p>
<p>آقا هادی همچنین توصیه کرد که خانواده عبدالهی همچنان از طریق مجامع بین المللی وضعیت رامین را پیگیری کنند و دلسرد نشوند تا ان شالله شاهد آزادی رامین و تمامی عزیزان دربند فرقه مجاهدین باشیم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47228">دیدار انجمن نجات با خانواده رامین عبدالهی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47228/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هادی ناصری مقدم: مجاهدین جوانی ام را گرفتند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47221</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47221?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Oct 2021 11:11:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ناصری مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[کمپین حمایت از شکایت علیه سران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47221</guid>

					<description><![CDATA[<p>من هادی ناصری مقدم هستم . سال 79 برای کار میخواستم به خارج از کشور بروم که افتادم در دام فرقه رجوی .که گولمان زدند و گفتند مثلا شما بیایید 6 ماه در عراق بمانید و بعد می روید برای کار هر کشوری که خواستید و بروید آنجا ساکن بشوید. و سر از اشرف در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47221">هادی ناصری مقدم: مجاهدین جوانی ام را گرفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من هادی ناصری مقدم هستم . سال 79 برای کار میخواستم به خارج از کشور بروم که افتادم در دام فرقه رجوی .که گولمان زدند و گفتند مثلا شما بیایید 6 ماه در عراق بمانید و بعد می روید برای کار هر کشوری که خواستید و بروید آنجا ساکن بشوید.</p>
<p>و سر از اشرف در آوردیم و همه بدبختی و بیچارگی ها سر ما آمد . سال 79 گرفتار فرقه شدم تا سال 96 که در آلبانی جدا شدم.</p>
<p>جدیدا من متوجه شدم یکسری از دوستان که مثل خودم برگشتن ایران یا خارج هم هستند شاکی هستند از فرقه بخاطر همین بلاهایی که در سازمان سرشان آمده که من هم به شدت از این موضوع حمایت می کنم.</p>
<p>من خودم شاکی ام. خودم از این موضوع شکایت دارم . بخاطر اینکه جوانی من را گرفتند و بعد بخاطر همه بیگاریها و فشارهای عصبی که من هنوز دارم خواب می بینم . یعنی حتی الان هم که برگشتم ایران از نظر ذهنی زندگی راحتی ندارم و بهمین خاطر هم من شکایت خواهم کرد و پیگیر این شکایت هستم.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-47221-3" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110.mp4?_=3" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47221">هادی ناصری مقدم: مجاهدین جوانی ام را گرفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47221/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Naseri-Hadi-202110.mp4" length="14469072" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>هادی ناصری مقدم &#8211; از اسارت در کمپ عراق مجاهدین تا رهایی در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42433</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42433?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Dec 2020 08:04:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ناصری مقدم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42433</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از ورود خانواده ها به اردوگاه سازمان مجاهدین از اوایل دهه 80، سران مجاهدین بشدت از حضور خانواده ها احساس ترس نمودند و حتی خانواده ها را بزرگترین دشمن خود و مزدور حکومت ایران معرفی کردند و برای جلوگیری از ملاقات مجدد خانواده ها با فرزندانشان ترفندهای مختلفی بکار گرفتند تا در واقع بتوانند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42433">هادی ناصری مقدم &#8211; از اسارت در کمپ عراق مجاهدین تا رهایی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از ورود خانواده ها به اردوگاه سازمان مجاهدین از اوایل دهه 80، سران مجاهدین بشدت از حضور خانواده ها احساس ترس نمودند و حتی خانواده ها را بزرگترین دشمن خود و مزدور حکومت ایران معرفی کردند و برای جلوگیری از ملاقات مجدد خانواده ها با فرزندانشان ترفندهای مختلفی بکار گرفتند تا در واقع بتوانند از ریزش عناصر خود که به واقعیت پی برده بودند جلوگیری نمایند. برای اینکار تمام تلاش خود را بکار بردند تا خانواده ها را وابسته به وزارت اطلاعات و نظام حاکم بر کشورمان معرفی نمایند .</p>
<p>آقای هادی ناصری مقدم از جمله جوانانی بود که در سال 1379 برای کاریابی به کشور ترکیه رفته بود که در آنجا گرفتار عناصر سازمان مجاهدین میشود که با حیله و نیرنگ او را برای کار بهتر با دستمزد بیشتر راهی عراق می کنند. نهایتا او مدت 15 سال در سازمان مجاهدین گرفتار می شود که در سال 1394 و بعد از آخرین پرواز جابجایی عناصر فرقه رجوی از عراق به آلبانی و بعد از رسیدن به تیرانا از سازمان مجاهدین جدا میشود و خود را به دنیای آزاد می رساند تا بتواند زندگی جدیدی را آغاز نماید .</p>
<p>وی که توانسته بود بعد از 15 سال مغزشویی و فشارهای روحی بسیار شدید سران سازمان مجاهدین از این سراب بی انتها رهایی یابد در مورد اختناق و مغزشویی های عناصر رجویسم صحبتهای بسیاری انجام میدهد که تنها به یکی از این موارد که مختص خانواده هاست در زیر اشاره می نماییم .</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-42433-4" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org//Media/Nejat/Golestan/Naseri-Moghadam-Hadi.mp4?_=4" /><a href="https://dla.nejatngo.org//Media/Nejat/Golestan/Naseri-Moghadam-Hadi.mp4">https://dla.nejatngo.org//Media/Nejat/Golestan/Naseri-Moghadam-Hadi.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org//Media/Nejat/Golestan/Naseri-Moghadam-Hadi.mp4">برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>هادی می گوید در یکی از روزهایی که خانواده ها در ضلع جنوب حضور داشتند و من نیز اغلب در همان مسیر به نگهبانی با سایر عناصر سازمان مجاهدین مشغول بودم، چند نفر از مادران و پدرانی که برای دیدار فرزندانشان به آنجا آمده بودند، نزدیک فنس ها شدند تا بتوانند با من و بقیه صحبت نمایند.</p>
<p>سران سازمان از اینکه ما مجذوب صحبتهای آنها شویم هراسان بودند و بهمین خاطر گفتند به طرف آنها سنگ پرانی کنیم که من خودم را کنار کشیدم ولی یکی از عناصری که خود را شیفته سازمان می دانست به مادری که در فاصله دورتری از فنس روی زمین نشسته بود سنگ پرتاب نمود که دقیقا پیشانی او را هدف قرار داد و باعث خونریزی سر او شد. با دیدن این صحنه حالم خراب شد و با آن فرد درگیری لفظی شدیدی داشتم که نهایتا من و او را به یگانهایمان فرستادند. قضیه به همین جا ختم نشد و چند روز بعد برای من نشست گذاشتند و آن فرد را نیز آوردند که گزارش من را تحویل سران سازمان داده بود .</p>
<p>وی ادامه می دهد که از من در مورد درگیری آن روز سئوال نمودند که من گفتم شما میگویید ما مزدورها را با سنگ بزنیم ولی کسانیکه جلوی فنس امده بودند تنها چند نفر پیر مرد و پیرزن بیش نبودند که فقط اسم فرزندانشان را صدا میکردند و در این بین این آقا دقیقا پیرزنی را که دورتر از بقیه نشسته بود هدف قرار داد که من از این موضوع خیلی ناراحت شدم و دلیل درگیری من این بود .</p>
<p>بعد از صحبتهای من آن فرد نیز درمورد عملکرد خود با افتخار صحبت نمود و این قضیه تا ساعاتی ادامه داشت که من گفتم چشم بعد از این من هم سنگ میزنم که همه با تعجب نگاهم می کردند و از اینکه من چرخش خوبی داشتم خوشحال شدند که من ادامه دادم ولی من موقعی سنگ میزنم که خانواده این آقا و در راس آن مادرش امده باشد که او از کوره در رفت و با من درگیری لفظی پیدا کرد و می گفت با خانواده من چکار داری که من گفتم مگر نمیگویید تمام خانواده هایی که پشت فنس میایند مزدور هستند پس خانواده شما هم جزء آنهاست و من دوست دارم مزدوری مثل مادر تو را هدف قرار بدهم که تشنج بالا گرفت و من را از جلسه اخراج کردند و چندین جلسه و نشست دیگر نیز برای من بصورت فردی گذاشتند تا من را مجاب کنند تا با عقاید آنها همسو شوم . اما من به عمق خیانت و جنایت سران سازمان مجاهدین پی برده و ساز مخالفت با آنها را سر دادم که نهایتا در آخرین پرواز چارتر به آلبانی و به محض رسیدن به تیرانا اعلام جدایی از سازمان مجاهدین کردم .</p>
<p>وی در مورد خیانتهای سران فرقه رجوی در مورد حضور خانواده ها می گوید که خانواده ها توانستند با حضورشان بزرگترین ضربه را به سازمان مجاهدین وارد کنند طوریکه باعث اخراج آنها از اردوگاه اشرف به لیبرتی و سپس به آلبانی شوند.</p>
<p>اخراج به آلبانی باعث جدایی بسیاری از افراد از فرقه رجوی شد که نهایتا نتیجه حضور مادران و پدران سالخورده و بخصوص زحمات خانم عبدالهی این بود که من و ماها از سازمان مجاهدین رهایی یابیم و به زندگی دوباره خود بازگردیم و من در همین جا از خانم عبدالهی بخاطر زحمات شبانه روزیشان در جلوی اردوگاه اشرف که باعث رهایی خیلی از عناصر شد خیلی خیلی تشکر میکنم و آرزوی سلامتی و بهروزی برای وی دارم .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42433">هادی ناصری مقدم &#8211; از اسارت در کمپ عراق مجاهدین تا رهایی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42433/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org//Media/Nejat/Golestan/Naseri-Moghadam-Hadi.mp4" length="116829520" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>استقبال از &#8220;هادی ناصری مقدم&#8221; و دیدار صمیمانه در انجمن نجات تهران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42193</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42193?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Dec 2020 08:25:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ناصری مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42193</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام خدمت دوستان عزیز و خوانندگان مطالب سایت انجمن نجات. اخیرا در انجمن نجات تهران دیداری داشتیم با یکی از جدا شدگان و در واقع یکی از رها یافتگان از اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی که مدت کمی است که به ایران آمده است تا در کنار خانواده خود قرار بگیرد. خانواده ای که سالهای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42193">استقبال از &#8220;هادی ناصری مقدم&#8221; و دیدار صمیمانه در انجمن نجات تهران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خدمت دوستان عزیز و خوانندگان مطالب سایت انجمن نجات.</p>
<p>اخیرا در انجمن نجات تهران دیداری داشتیم با یکی از جدا شدگان و در واقع یکی از رها یافتگان از اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی که مدت کمی است که به ایران آمده است تا در کنار خانواده خود قرار بگیرد. خانواده ای که سالهای زیادی به انتظار فرزندشان بودند و هم اکنون بعد از سالهای متمادی به آرزوی دیرینه شان رسیده و از چشم انتظاری خارج شدند.</p>
<p>آقای <strong>هادی ناصری مقدم</strong> با نام مستعار &#8220;<strong>حنیف نیاکان</strong>&#8221; در تشکیلات فرقه رجوی شناخته می شد و کمتر کسی او را به نام اصلی می شناخت. وی از سال 1378 به مقر فرقه رجوی منتقل شده و در آنجا مانده بود تا نهایتا در سال 1395 موفق می شود در کشور آلبانی از فرقه رجوی فرار کند.</p>
<p>وقتی پای صحبتهای آقای ناصری مقدم نشسته بودم، احساس کردم که خیلی تحت تاثیر حرفها و در اصل خاطرات و تجاربش قرار گرفته ام. هر چند خودم نیز روزگاری در داخل آن مناسبات مخوف و تشکیلات سرکوبگر بودم ولی شنیدن حرف های آقای ناصری مقدم یک جذابیت دیگری برایم داشت. البته من همیشه به این اعتقاد دارم که هیچکس نمی تواند مدعی شود که فرقه رجوی را کاملا می شناسد زیرا آنقدر این فرقه دارای ابعاد پیچیده متعدد و زوایای پنهان است که از هر زاویه که نگاه کنید به یک حقیقت از این فرقه خطرناک پی خواهید برد.</p>
<p>***</p>
<p><strong>-از هادی پرسیدم که چطور شد که سر از فرقه رجوی در آورد؟</strong><br />
وی مکثی کرد که بیانگر رفتن به گذشته بود تا بتواند جواب سوال مرا دقیق بدهد. گفت من دنبال کار و شغل بودم که با یک نفر در داخل ایران که به نظر قاچاقچی بود و مدعی بود که می تواند افراد را به خارج از ایران برده و در اروپا مستقر نماید، آشنا شدم. او با گرفتن پول کلان از من ابتدا مرا به ترکیه منتقل کرد.</p>
<p>سپس در ترکیه مطرح کرد که باید به عراق برویم و از آنجا کار انتقال را دنبال کنیم. من هم که مشتاق بودم بدون هیچ تاملی پذیرفتم. بعد از انتقال به عراق و رسیدن به بغداد مرا چند روزی در ساختمانی نگه داشتند. از همان جا من کم کم این حس را داشتم که گویا دارم مسیر اشتباه را می روم. اما دو دل بودم و ترجیح دادم که باز مدتی منتظر بمانم. سپس مرا به اردوگاهی منتقل کردند که به آنجا &#8220;اشرف&#8221; گفته می شد. درهمان جا من فهمیدم که گرفتار شده ام و این با هدفی که در ذهنم بود اصلا مطابقت نداشت و مسیری که در آن قرار گرفته بودم چیز دیگری بود. من و تعدادی دیگر را اجبارا تحت یک سری آموزشها قرار دادند.</p>
<p>در نشست هایی که گذاشته می شد من مشکلم را با فردی به نام &#8220;<strong>لعیا خیابانی</strong>&#8221; که آن موقع زنده بود و مسئول قسمت به اصطلاح پذیرش بود مطرح کردم و به وی گفتم که مرا به جای اشتباهی آورده اید و من اصلا قصدم این نبود که به این محل جهت کارهایی که شما انجام میدهید وارد شوم (یعنی آموزش های نظامی و آمادگی برای عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران).</p>
<p>بتول رجایی که زنی بسیار بی رحم به نظر می آمد همان جا بدون درنگ به من گفت که اشکال ندارد، از آنجا که سازمان نمی تواند شما را به اروپا منتقل نماید، مجبوریم که شما را به نیروهای عراقی تحویل بدهیم تا آنان شما را تعیین تکلیف نمایند. وی ادامه داد که اگر به دست عراقی ها بیفتی به احتمال زیاد ابتدا به زندان مخوف و بسیار خطرناکی به نام &#8220;زندان ابوغُریب&#8221; منتقل خواهی شد و طبق قوانین عراق بدلیل ورود غیر قانونی به عراق با هشت سال زندان مواجه خواهی شد. سپس احتمال دارد که اتهام جاسوسی هم به شما بزنند که جرم آن اعدام می باشد. اگر هم تو را تحویل ایران بدهند سرنوشت بهتری نخواهی داشت.</p>
<p>من دیدم که عملا در مسیری قرار گرفته ام که راه برگشتی در آن متصور نیست و باید منتظر زمانی باشم که فرصت دست بدهد تا ببینم خدا چه میخواهد.</p>
<p><strong>-از هادی سوال کردم در واقع شما را ربودند، درست است؟</strong><br />
هادی با لبخند تلخی گفت بله درست است، مرا ربودند. البته امثال من کم نبودند و من با چشمان خودم تعداد زیادی را دیدم که تقریبا با سناریویی که با من رفته بودند، با آنان نیز رفتار شده و با حقه و کلک انسان ها را به اردوگاه اشرف منتقل کرده بودند.</p>
<p><strong>-سوال کردم که تو میگویی که مرا در آنجا نگه داشته بودند یعنی به اجبار بود، اگر بخواهم مقداری روشن تر بگویم تو بین بد و بدتر قرار گرفته بودی و در انتخاب سختی قرار گرفته بودی، درست است؟</strong></p>
<p>بله درست است، من بین اینکه به زندان &#8220;ابوغریب&#8221; منتقل شوم یا اینکه در اردوگاه اشرف بمانم تصمیم گرفتم در اردوگاه اشرف بمانم زیرا با تهدیدی که بتول رجایی کرد دیدم احتمال زنده ماندنم در زندان های عراق صفر میباشد.</p>
<p><strong>-به هادی گفتم که بعد از این تصمیم چگونه توانستی این همه سال را در فرقه رجوی بمانی و آنجا را تحمل کنی؟</strong><br />
هادی گفت سوال خوبی است. راستش من همیشه به خودم تلقین میکردم که باید تحمل کنم تا روزش برسد. یعنی که راه دیگری نداشتم و باید شرایط تحمیل شده را می پذیرفتم.</p>
<p>-هادی ادامه داد که یادم می آید که چند بار مسئولین فرقه در نشستهایی که میگذاشتند به من یک جمله ثابت میگفتند. آنان در صحبت هایشان میگفتند که تو داری &#8220;موازی&#8221; کار میکنی. این عبارت را بارها من از مسئولین متعدد که می آمدند و میرفتند شنیده بودم. منظورشان این بود که من دارم تحمل میکنم و تصمیم نگرفته ام که به قول آنان مجاهد خلق شوم.</p>
<p><strong>-پرسیدم که بالاخره چه وقت توانستی که خودت را از دامی که در آن قرار گرفته بودی برهانی؟</strong><br />
هادی مجددا مکثی کرد و بعد با نگاه عمیقی به من گفت: &#8220;بالاخره زمانش رسید و بعد از تقریبا 15 سال انتظار توانستم که از چاهی که در آن قرار گرفته بودم خارج شده و خود را برهانم. همانطور که میدانی قرار شده بود که رجوی عراق را ترک کرده و به کشور آلبانی منتقل شوند. این انتقال سری به سری انجام می شد که من در آخرین سری بودم که از عراق به کشور آلبانی منتقل شدم. یعنی بعد از ما دیگر کسی در عراق نمانده بود. من بلافاصله بعد از انتقال با یکی از دوستانم که قبل از من به آلبانی منتقل شده بود خلوت کردم و از اوضاع پرسیدم. او به من گفت که شرایطی که در عراق بود اینجا نیست و نمی توانند آنگونه که در عراق کنترل میکردند کنترل نمایند.</p>
<p>طبیعی بود که من به فکر بیفتم و بدنبال راه چاره بگردم. بعد از چند روز تصمیم گرفتم که به هر قیمتی شده مناسبات فرقه رجوی را ترک کرده و خارج شوم. آنان وقتی فهمیدند که من چه تصمیمی گرفته ام برایم نشست هایی گذاشتند و تلاش کردند تا با تشویق و تهدید مرا از تصمیم خود منصرف نمایند که تلاششان به بار ننشست.</p>
<p>از آنجایی که از تهدیداتی که در عراق میکردند و میگفتند که به زندان ابوغریب منتقل خواهند کرد خبری نبود، لذا به شیوه های دیگری متوصل شده بودند و میگفتند کسانیکه قبلا از سازمان جدا شده اند اکنون یا در زباله دان ها به دنبال غذا میگردند یا با باندهای دزدی و فساد همکاری کرده و در زندان هستند.</p>
<p>در واقع به هر شیوه ای که در مقدوراتشان بود به من فشار آوردند. ولی من تصمیم خود را گرفته بودم و به آنها گفتم اشکال ندارد میروم و از زباله دانها غذا تهیه میکنم ولی دیگر نمی خواهم اینجا بمانم. من نزد کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان رفتم. کمیساریا مرا به یک هتل منتقل کرد و مدتی در آنجا بودم و کم کم زندگی در آلبانی را تجربه کردم. تازه متوجه شدم که همه حرفهایی که میگفتند دروغ بود. من در سه سالی که در آلبانی بودم هیچگاه کارم به زباله گردی نکشید و خدا را شکر که توانستم روی پاهای خودم باشم. ولی بیشتر برایم جا افتاد که هر چه به من گفته بودند دروغ بود.</p>
<p><strong>-به هادی گفتم افسوس که وقت کم داریم و میدانم که خیلی حرف برای گفتن داری که میگذارم برای دیدار بعدیمان. ولی اگر بخواهی به کسانیکه زمانی آنها را همرزم می دانستیم یا دوستان سابق پیام بدهی چه می گویی؟</strong></p>
<p>بعد از اندکی تامل هادی گفت حرفم به دوستان سابقم این است که تعلل نکنند. اگر میخواهند که به زندگی سلامی مجدد بکنند باید تصمیم قاطع بگیرند که هیچ شکافی نداشته باشد. تجربه ام را به آنان بگویم. من در یک مقطع تمامی ترس و دلهره ها را کنار گذاشتم و بخودم گفتم که اگر میخواهی بروی برو و از هیچ چیز نترس! من تصمیم گرفتم که به هر قیمتی بزنم بیرون. اگر شما هم دل در گرو آزادی دارید و مدام درحسرت بدلی بسر می برید که میدانم حسرت بدل هستید، تصمیم بی شکاف بگیرید و تمامش کنید.</p>
<p><strong>-هادی سوال آخرم را با یک سوال از طرف خانواده ها مطرح میکنم. خانواده های چشم انتظار زیادی داریم، پدر و مادرانی که سالهاست چشمشان به در دوخته شده و منتظر یک خبر و یک تماس هستند ولی رجوی مانع شده است. حالا به نظر تو به این خانواده ها چه بگوئیم که خیالشان راحت بشود، منظورم این است که آیا کماکان چشم انتظار بمانند یا دیگر به این انتظار خاتمه دهند و بروند پی کارشان؟!</strong></p>
<p>هادی گفت من پیشنهادم را به خانواده ها و همه پدر و مادرانی که چشم انتظار فرزندانشان هستند، میگویم که به تلاشهایشان ادامه بدهند. نامه نگاری، شکایت به سازمانهای بین الملل، به کمیساریا، به دولت آلبانی و خلاصه از هر فعالیتی که داشتند دست نکشند. من شهادت میدهم که تخم رهایی را همین خانواده ها در دل من و بقیه کاشتند. مثلا خانم عبداللهی که پسرش در تشکیلات رجوی ست خیلی فعالیت کرد و همچنان خستگی ناپذیر ادامه میدهد، او یکی از عاملین و انگیزه های من برای رهایی بود. درست است که پسر خودش هنوز در فرقه مانده است ولی ثمره فعالیت های او در سایر خانواده ها به بار نشست و تعداد زیادی از خواب خرگوشی بیدار شده و خود را رها کردند.</p>
<p><strong>-بسیار خوب، خیلی خوشحال شدم که توانستم یک گفتگوی صمیمانه و دوستانه را با هم داشته باشیم. امیدوارم که زندگی خوب و خوشی را شروع کنی، در واقع یک تولد دیگری داشتی و تبریک مجدد عرض میکنم.</strong></p>
<p>من هم تشکر میکنم از تمام کسانیکه دست اندرکار رهایی من بودند و اجازه دادند تا به کشورم و به نزد خانواده ام باز گردم.</p>
<p><em>گزارش: از بخشعلی علیزاده</em></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42193">استقبال از &#8220;هادی ناصری مقدم&#8221; و دیدار صمیمانه در انجمن نجات تهران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42193/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
