<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هفته نامه نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/هفته-نامه-نجات</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Apr 2026 06:29:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>هفته نامه نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/هفته-نامه-نجات</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۳۵</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68181</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68181?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Feb 2026 06:26:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68181</guid>

					<description><![CDATA[<p>شنبه 2 اسفند در روز شنبه جمعاً 7 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: نزاع پهلوی و رجوی بر سر فروش وطن سبقت در رسوایی؛ رقابت در وطن‌فروشی و جنایت … آنچه امروز میان جریان موسوم به مجاهدین خلق و طیف‌های همسو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68181">نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۳۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شنبه 2 اسفند<br />
در روز شنبه جمعاً 7 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p>نزاع پهلوی و رجوی بر سر فروش وطن<br />
سبقت در رسوایی؛ رقابت در وطن‌فروشی و جنایت</p>
<p>… آنچه امروز میان جریان موسوم به مجاهدین خلق و طیف‌های همسو با رضا پهلوی جریان دارد، بیش از آنکه نزاعی بر سر برنامه و آینده ایران باشد، رقابتی آشکار بر سر تصاحب نمادها، خرید تصویر و مهندسی افکار عمومی در خارج از کشور است. بعنوان نمونه :<br />
مصادره خون و رنج<br />
اپوزیسیون هتل ‌نشین<br />
جنگ برچسب‌ها و تهی‌شدن مفاهیم<br />
… واقعیت تلخ آن است که رقابت کنونی، بر علیه منافع عالیه ملت شریف ایران است و خیانت نا بخشودنی است. هر دو طیف جنایتکار و خبیث، دعوایشان برای “سهم خواهی از توجه رسانه‌ای و حمایت اربابان خارجی” شکل گرفته است. مصادره نام جان‌باختگان، نمایش‌های پرزرق‌وبرق و جنگ برچسب‌ها، هرگز خلأ اعتماد عمومی را پر نمی‌کند. اپوزیسیون واقعی از دل جامعه و با پاسخگویی و برنامه روشن زاده می‌شود؛ نه از هتل‌های پنج‌ستاره و نه از الصاق نام‌ها به بیانیه‌ها.<br />
عملکرد این جنایت کاران یک کودتا بوسیله زامبی هایشان در کف خیابان بود. اغتشاشگرانی توجیه شده، تسلیح شده با عملکردی داعش گونه آتش زدند، سر بریدند و کشته سازی کردند.<br />
و الا اعتراض حق مردم است اعتراض در زیر چتر قانون حرکت می کند. در روشنایی و واضح اعتراضش را بیان می کند و همانند خفاشان شب پرست عمل نمی کنند….</p>
<p>بررسی نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق<br />
کنفرانس انجمن نجات آلبانی به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی</p>
<p>کنفرانس انجمن نجات آلبانی به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی در شهر تیرانا در هتل دورو سیتی برگزار شد. این برنامه با حضور سخنرانان، کارشناسان حقوق بشر و فعالان اجتماعی برگزار گردید و به بررسی مفهوم عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و موارد نقض حقوق بشر اختصاص داشت.<br />
برنامه کنفرانس شامل سخنرانی‌ها و پیام‌های ویدئویی سخنرانان داخلی و بین‌المللی، نمایش ویدئوهای موضوعی، بحث‌های تخصصی و سخنرانی پایانی رئیس انجمن نجات آلبانی بود. در این کنفرانس همچنین به بی‌عدالتی‌ها و نقض حقوق بنیادین انسان‌ها در ساختار سازمان مجاهدین پرداخته شد….<br />
حضور مدیرعامل انجمن نجات در دفتر استان مرکزی</p>
<p>… فواد بصری، مسئول دفتر انجمن نجات اراک ابتدا گزارشی از فعالیت انجمن نجات استان مرکزی و همچنین مشکلات موجود به مدیر عامل انجمن نجات ارائه داد. در ادامه، فعالیت‎های پیش روی انجمن در راستای رسالت همیشگی آن که همانا رهایی عزیزان دربند سازمان مجاهدین خلق و وصال آنها با خانوده‌هایشان است، محور اصلی گفتگوها با جناب خدابنده بود….</p>
<p>آمریکا در پی بهره‌برداری از تفرقه<br />
اسکات ریتر: افراد مسلح مجاهدین خلق در شهرهای ایران</p>
<p>اسکات ریتر، بازرس تسلیحاتی پیشین سازمان ملل و افسر اطلاعاتی تفنگداران دریایی ایالات متحده، نقش مجاهدین خلق و دیگر مخالفان ایران را در چارچوب روابط ایالات متحده و ایران تحلیل و نقد کرده است.<br />
… اسکات ریتر در مورد اعتراضات اخیر در ایران به تهران تایمز گفت: “ایالات متحده، به اذعان خودش، سقوط ارزش پول ملی در ایران را سازماندهی می‌کند. مردم در اعتراضی مشروع به خیابان‌ها آمدند که دولت ایران آن را با خشونت سرکوب نکرد. سپس آن اعتراض توسط سیا، موساد و مأمورانی در داخل که خشونت ایجاد کردند، ربوده شد.”<br />
… او به عنوان یک آمریکایی می‌گوید: “این کاری است که ما سعی می‌کنیم انجام دهیم. ما از مجاهدین خلق، سلطنت‌طلبان، کردها، جدایی‌طلبان آذری، بلوچ‌ها حمایت می‌کنیم و از اختلافات اقتصادی در جامعه ایران سوءاستفاده می‌کنیم. ایالات متحده، اسرائیل و دیگران به دنبال ایجاد شکاف در ایران، تجزیه آن و فروپاشی آن از درون هستند.”<br />
… ریتر پیش از این در مورد نقش مجاهدین خلق به عنوان عوامل اطلاعاتی ایالات متحده در ایران نوشته است. در سال ۲۰۰۵، ریتر فاش کرد که مجاهدین خلق دریافت آموزش جاسوسی و نظامی از سازمان سیا را آغاز کرده‌اند. این تحلیلگر امور روابط آمریکا با خاورمیانه و اوکراین، در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۶، مجاهدین خلق را “فرقه” و گروهی “تروریستی” توصیف کرد و عناصری در دولت ایالات متحده را به استفاده از آنها برای بی‌ثبات کردن ایران متهم کرد. ریتر همچنین خاطرنشان کرده است که مجاهدین خلق اغلب به عنوان منبع اطلاعاتی برای مقامات غربی و اسرائیلی در مورد سایت‌های هسته‌ای ایران عمل کرده‌اند.</p>
<p>*یکشنبه 3 اسفند</p>
<p>6 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p>آتش‌افروزی از پشت مانیتور<br />
کارخانه هیجان‌سازی مجاهدین خلق</p>
<p>در شرایطی که منطقه درگیر تنش‌های امنیتی و رقابت‌های ژئوپلیتیک است، برخی جریان‌های برانداز بیرونی تلاش می‌کنند هر بحران را به “فرصت آشوب” تبدیل کنند. در این میان، سازمان مجاهدین خلق سال‌هاست راهبردی ثابت را دنبال می‌کند: خلق تصویرِ بزرگ از واقعیتی کوچک.<br />
آنچه به‌عنوان “کانون‌های شورشی” معرفی می‌شود، بیش از آنکه شبکه‌ای میدانی باشد، یک پروژه برندینگ رسانه‌ای است؛ پروژه‌ای مبتنی بر کلیپ‌های چندثانیه‌ای، تصاویر بی‌هویت، نماهای بسته و گزارش‌های فاقد امکان راستی‌آزمایی. سؤال ساده این است:<br />
اگر شبکه‌ای تا این حد گسترده است، چرا خروجی آن محدود به ویدئوهای مبهم شبانه و بی‌نام‌ونشان است؟<br />
… راهبرد اصلی این پروژه سه ضلع دارد:<br />
۱. تولید محتوای کم‌هزینه اما هیجانی<br />
۲. بازنشر گسترده برای القای فراگیری<br />
۳. شکار مخاطب جوانِ هیجان‌محور با وعده پول یا خروج<br />
این مدل، بیش از آنکه حرکت سیاسی باشد، یک مدل “بقا از طریق بحران” است. هرچه تنش بیشتر، امکان دیده‌شدن بیشتر.<br />
در همین چارچوب است که برخی چهره‌های شاخص این جریان، از جمله مریم رجوی و نوه پهلوی، در مواضع رسمی خود همواره بر طبل تشدید فشار و تنش می‌کوبند؛ رویکردی که هزینه انسانی آن نه برای رهبران خارج‌نشین، بلکه برای جوانان داخل کشور است….</p>
<p>در پایان سال 1404<br />
نشست سالانه انجمن نجات استان مازندران – قسمت اول</p>
<p>در تاریخ 28 بهمن 1404 نفرات جدا شده استان مازندران در دفتر انجمن نجات گرد هم آمدند تا درباره مسائل روز و وضعیت گروه تروریستی مجاهدین به بحث پرداخته و همچنین به جمع بندی کارهای سال بپردازند و برای سال آینده برنامه ریزی کنند. تا با همفکری و همراهی اعضاء ماهیت پلید رجوی را هر چه بیشتر افشا کرده و شاهد رهایی دوستان اسیرشان باشند.<br />
… آقای باباپور: بین معترض با اغتشاشگر فرق وجود دارد. شاید به لحاظ اقتصادی مشکلاتی وجود داشته باشد ولی این بار ما شاهد بودیم که اغتشاشگران نهایت شقاوت را علیه مردم ایران انجام دادند. این مدل وحشی گری را می توان در کارهای تروریستی رجوی در گذشته دید. در 30 خرداد 60 شاهد بودیم که چگونه تروریست های رجوی به هیچ کس رحم نمی کردند. آنان فکر می کردند با وحشت آفرینی می توانند جلوی آمدن مردم به خیابانها را بگیرند. اما شاهد بودیم که چگونه مردم جوابشان را دادند و آنان برای همیشه کنار گذاشته شدند.<br />
… آقای مجید قرائتی: آنان را نباید فقط به عملکرد شان در داخل کشور دید. آنان در اروپا هم این گونه با مخالفین خود برخورد می کردند. هر کسی که انتقادی از آنان میکرد سعی داشتند با توهین کردن و ضرب و شتم جلوی آگاهی بخشی افراد را بگیرند. ما در اروپا به چشم دیدیم که چگونه به نفرات جدا شده سازمان حمله ور شده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. اینان هرگز نمی توانند به قدرت برسند چون از سابقه جنایت کارانه ای برخوردار هستند و این از چشم مردم ایران پنهان نمانده است و در جریان جنگ دوازده روزه شاهد بودیم حتی یک بار هم سرکرده فرقه تروریستی رجوی آن را محکوم نکرد و در دلشان قند آب می شد که چرا جنگ ادامه پیدا نکرده تا مردم ایران بیشتر کشته شوند.</p>
<p>*دوشنبه 4 اسفند</p>
<p>در این روز کلاً 7 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p>صدای اسیران مجاهدین باشیم<br />
سخنان ایلیر مورا وکیل انجمن نجات آلبانی در همایش روز جهانی عدالت اجتماعی</p>
<p>: … خروج از ساختار بسته پایان مشکلات نیست. افراد پس از خروج با موارد زیر روبه‌رو می‌شوند:<br />
-آسیب روانی<br />
-بی‌اعتمادی اجتماعی<br />
-مشکلات اقتصادی<br />
-انزوای فرهنگی<br />
حمایت اجتماعی باید شامل موارد زیر باشد:<br />
-توان‌بخشی روانی<br />
-کمک حقوقی<br />
-آموزش و مهارت‌آموزی<br />
-حمایت اجتماعی<br />
جامعه نباید فقط افراد را از بی‌عدالتی نجات دهد؛ بلکه باید به آن‌ها کمک کند زندگی خود را دوباره بسازند. ماموریت انجمن نجات آلبانی سیاسی نیست؛ انسانی است.<br />
اهداف آن:<br />
-دفاع از حقوق بنیادین افراد<br />
-کمک حقوقی<br />
-ایجاد ارتباط خانوادگی<br />
-ادغام اجتماعی و حرفه‌ای<br />
در عمل یعنی بازگرداندن مهم‌ترین چیز به انسان: صدای او….<br />
… هر دوره‌ای بر اساس نحوه برخورد با افراد بی‌قدرت قضاوت می‌شود. اگر جامعه‌ای عادل می‌خواهیم، باید از بی‌صداترین‌ها محافظت کنیم. حمایت اجتماعی سیاست نیست؛ انسانیت در عمل است.</p>
<p>روز جهانی زن دستاویز تروریست‌ها<br />
در باب کنفرانس کذائی زنان که مریم رجوی برگزار کرد</p>
<p>… خواسته‌های مراسم روز جهانی زن نه برای شرکت زنان در تخریب و ایجاد آشوب‌ها ، بلکه در تجمعات مدنی و در راستای اعاده حقوق صنفی و جنسیتی زنان مطرح است. نیت مریم رجوی و شرکت کنندگان مورد اشاره، چیزی به نام تغییر رژیم، آنهم با ایجاد شورش و بلوا و ترور است که مطلقا با روح و سنت برگزاری این مراسم درتضاد است. این کنفرانس‌های رسوا چیزی جز سوء استفاده از مراسم روز زن نیست!<br />
حقوق بگیران یاد شده مریم مانند خود او به علت وجودی واقعی روز جهانی زن اشاره ای نکردند و درعوض هرچه توانستند درامور سیاسی ایران دخالت کرده و کاری جز گسترش ایران هراسی و کمک به متشنج شدن اوضاع کشور نکردند!<br />
مریم رجوی در این مراسم گفت که : “سرنگونی استبداد دینی حاکم بر ایران ممکن نمی‌شود مگر این‌که زنان، نیروی اصلی تغییر باشند و آزادی و دموکراسی به ‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.”<br />
که البته این مسئله هیچ رابطه ای با نفس روز جهانی زن و شعارهای کلاسیک مطرح شده درآن ندارد و اساسا تا کنون هیچ گاه علما و روشنفکران جهان تعیین نکرده‌اند که این تنها زنانند که می‌توانند دموکراسی وآزادی به وجود بیآورند!…<br />
روزه داری در تشکیلات مجاهدین خلق اختیاری نیست</p>
<p>… سرکرده سازمان مجاهدین خلق در سخنرانی‌ها همواره ماه رمضان را ماه رهائی بخش نامیده است. آیا این تعاریف در چارچوب تشکیلات رعایت می شود؟ جواب منفی است. آیا در درون تشکیلات همه اعضا آزاد و رها هستند ؟ باز هم جواب منفی است.<br />
… همه اعضای سازمان در داخل تشکیلات باید آن بت اعظم را بپرستند. بت اعظم رجوی است که می گوید شما حق ندارید به غیر از من فرد دیگری را دوست داشته باشید حتی پدر و مادرتان را. مسعود رجوی به صراحت می‌گفت خون شما مال من است و نفس شما از آن مریم رجوی! او همان شخصی است که به اعضا می‌گفت وقتی شما شهید شوید در روز محشر از شما می‌پرسند دنباله روی رجوی بودید یا خمینی؟ اگر دنباله رو رجوی بودید مستقیم به بهشت می‌روید. رجوی به اعضای سازمان بهشت را پیشاپیش می‌بخشید….</p>
<p>*سه شنبه 5 اسفند</p>
<p>در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p>نقدی بر سخنرانی مریم رجوی<br />
ضرورت رهبری زنان برای ایران آزاد و دمکراتیک یا برای مسعود رجوی؟</p>
<p>… در سازمان رجوی که اداره کنندگان آن را زنان تشکیل می‌دهند، دقیقا و تحقیقا، زنان از حقوقی که مریم رجوی برای مخاطبانش در سخنرانی‌اش در کنفرانس مذکور برمی‌شمرد، محروم هستند. مریم رجوی به طرح ده ماده ای خود ارجاع میدهد و ادعا میکند امتیاز او در برابر سلطنت طلبان این است است که در حکومت دمکراتیک مورد نظر او، زنان ” از آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، تا حق انتخاب آزادانه پوشش، آزادی اشتغال، حق فعالیت سیاسی-اجتماعی و اقتصادی، حق استفاده بدون تبعیض از کلیه امکانات هنری و ورزشی، دریافت مزد مساوی با مردان در برابر کار مساوی، آزادی گزینش همسر، حق متساوی طلاق و منع هر گونه بهره‌کشی جنسی از زنان تحت هر عنوان” برخوردارند.<br />
… مریم رجوی باید یک حقیقت ساده را بپذیرد: واقعیت غیردمکراتیک تشکیلات مجاهدین خلق و نقض آشکار حقوق زنان در این تشکیلات در طول پنج دهه گذشته به اندازه کافی مستند نگاری شده است که ملت ایران بدانند، رهبری مجاهدین خلق وقتی از گرامی‌داشت روز جهانی زن می‌گوید تا چه اندازه به آن باور دارد و در عمل به کار بسته است.<br />
دموکراسی بدون برابری جنسیتی نمی‌تواند شکوفا شود و برابری جنسیتی به معنای حق برابر زنان و مردان در پیشبرد اهداف دمکراتیک است. کارشناسان بر این باورند که در در دنیای امروز، زنان یا مردان نمی‌توانند چالش‌های سیستمی را به تنهایی حل کنند.</p>
<p>پایان تاریخ مصرف مجاهدین خلق<br />
دست و پا زدن های بی فایده مریم رجوی برای تغییر نظر اربابان</p>
<p>… تشکیلات بسته تروریستی و متوحش مجاهدین خلق که نزدیک ترین گروه از نظر کارکرد به آنها “داعش” است بعد از سقوط صدام و از دست دادن ارباب بزرگ شان، بعد از خلع سلاح و خلع لباس شدن به اصطلاح ارتش آزادیبخش شان، بعد از آن که به مزدوری تمام عیار برای جنگ طلبان آمریکایی و صهیونیست پرداختند، بعد از آن که آنقدر به فلاکت افتاده اند که رجوی جرات ندارد یک فیلم از خودش نشان بدهد و زندگی در سوراخ موش نصیبش شده است، بعد از آن که نمی توانند این را تعیین تکلیف کنند که آیا او هنوز زنده است یا خیر و بالأخره بعد از اخراج از عراق، این گروه آن قدر توی سرش خورده که به ته صف اپوزسیون ضد جمهوری اسلامی پرتاب شده اند. با این حال اگر هنوز به صورت کامل از بین نرفته اند به این خاطر است که اربابان ضد ایرانی شان می خواهند تا جایی که امکان دارد آنها را در راستای تقابل با جمهوری اسلامی بچلانند و علیه ایران بکار بگیرند.<br />
مریم رجوی 15 روز قبل از 8 مارس که روز زن در کشورهای غربی است، برنامه ای به این مناسبت راه انداخته و با آوردن تعدادی از زنان بازنشسته که در کشورهای خودشان در حال حاضر کاره ای نیستند و معمولاً برای کسب درآمد مفت و مجانی در برنامه های مجاهدین خلق شرکت می کنند را در مقر صدور تروریسم و خشونتش در فرانسه جمع کرد تا خودی نشان داده و به اربابان بگوید که درباره اتمام تاریخ مصرفش تجدید نظر کنند.</p>
<p>از ادعا تا عمل<br />
ادعاهای مریم رجوی ۱۸۰ درجه خلاف عمکردش است – قسمت اول</p>
<p>… برخی از حقوق زنان که مریم رجوی در سخنرانی خود مدعی شد باید به رسمیت شناخته شود عبارت بودند از:<br />
آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن: در تشکیلات مجاهدین خلق چیزی به عنوان انتخابات وجود ندارد. یعنی رجوی رهبر مادام العمر و مریم رجوی نیز رئیس جمهور مادام العمر این تشکیلات هستند. حتی رده ها و مناسب تشکیلاتی هم ابلاغی است و کسی نمی تواند بگوید که برای فلان رده کاندید خواهد شد. هیچ چیزی که اعضا (اعم از زن و مرد) بتوانند در آن خود را در معرض انتخاب شدن قرار دهند وجود ندارد و همه چیز بر اساس نظر رجوی ها تعیین و انتخاب می شوند.<br />
اما در زمینه انتخاب کردن تنها یک نوع انتخابات در مناسبات مجاهدین خلق وجود دارد که انتخاب مسئول اول تشکیلات است. در این انتخابات کاندیدا توسط رجوی ها تعیین می شود، به همه می فهمانند که باید به او رای بدهند، کاندیدا فقط یکی است، رای گیری به صورت علنی و در نشست های جمعی برگزار می شود تا کسی امکان رای ندادن نداشته باشد و اگر کسی رای ندهد یا مخالف نظر رجوی ها رای بدهد با او به شدت برخورد خواهد شد.<br />
حق انتخاب آزادانه پوشش: این یکی خیلی جای ابهام ندارد، با نگاهی به تصاویر و فیلم هایی که از مناسبات مجاهدین خلق وجود دارد به راحتی می توان دید که در همه جا همه باید لباس های مشخص شده و عموما یکسان را بپوشند و نه تنها کسی اعم از زن یا مرد نمی تواند درباره نوع پوشش و لباس نظر داشته باشد بلکه حتی در انتخاب رنگ هم کسی حق نظر ندارد….</p>
<p>بررسی عملکرد مجاهدین خلق<br />
نشست سالانه انجمن نجات استان مازندران – قسمت دوم</p>
<p>… آقای عبدالله افغان عنوان داشت: ما باید شرایط حساس کشور را درک کنیم. دشمن از هر سو سعی دارد به کشور ضربه بزند. برای ما ماهیت تشکیلات تروریستی رجوی کاملا روشن است. من از آن جنایت کاران فاصله گرفتم و نزدیک به بیست و یک سال است که در ایران زندگی می کنم و با خانواده های زیادی از اعضای سازمان ملاقات داشتم. کار به جایی رسیده که حتی خانواده هایشان از آنان فاصله می گیرند و آنان را یک مشت تروریست می دانند . این سازمان هرگز با آن سابقه جنایت کارانه اش نمی تواند در ایران به قدرت برسد .<br />
در ادامه آقای مسعود دریاباری اظهار داشت: ما در درون مناسبات جهنمی رجوی در اشرف شاهد بودیم چگونه سعی می کردند با ضرب و شتم و حتی زندان، دهان نیروهای خودشان را ببندند. ایشان در مورد وقایع اخیر ادامه داد: من در شهر خودمان آمل شاهد بودم که اغتشاشگران با چه شقاوتی به مردم بی دفاع حمله می کردند و به اموال مردم آسیب می رساندند. آیا اینان می توانند در آینده ایران نقشی داشته باشند؟ وقتی آنان در این وضعیت مانند داعش عمل می کنند وای به روزی که به قدرت برسند به هیچ کس رحم نمی کنند. آنان به دنبال اجرا کردن برنامه های دشمنان ایران هستند.<br />
… همه اعضای جداشده متفق القول تاکید داشتند که ماهیت رجوی و تشکیلاتش بر پایه خشونت است و برای رسیدن به قدرت حاضرند دست به جنایت های بیشماری بزنند و برایشان نوع انجام جنایت هیچ فرقی نمی کند آنها بر این باور بودند که خشونت های دیده شده در ناآرامی های دی ماه دقیقا نسخه برداری شده از عملیات های تروریستی رجوی در سال 60 بوده است….</p>
<p>استفاده ابزاری از شعائر دینی<br />
در تشکیلات مجاهدین خلق روزه گرفتن برای اعضای رده پایین بود</p>
<p>… هر سال با شروع ماه مبارک رمضان مسئولین و فرماندهان مجاهدین خلق اعضا را اجبار به روزه گرفتن می کردند بجز اعضایی که به تشخیص و گواهی پزشکان مجاهدین بیمار تشخیص داده میشدند. بر همین اساس بسیاری از اعضا که در ماه مبارک رمضان بخصوص در فصل تابستان توان جسمی روزه گرفتن نداشتند مجبور میشدند با توجه به اینکه در بسیاری موارد ضعف بدنی آنها از طرف پزشکان سرسپرده تشکیلات مورد تایید قرار نمی گرفت اقدام به روزه خواری غیر علنی در تشکیلات کنند که از این بابت خودشان هم متناقض میشدند.<br />
روزه اجباری بخصوص در فصل تابستان و کار سنگین اجبار و جسمی و کمبود زمان استراحت فشار مضاعف و خستگی روحی و روانی در اعضا ایجاد می کرد.<br />
… در مقابل این فشارهای جسمی و روحی که به اعضا اعمال می شد، مسئولین رده بالای تشکیلات در آسایش و راحتی مطلق بودند. هر کدام از آنها در اتاق های کارشان کمدهایی داشتند که انواع تنقلات و مواد غذایی را در آن جا داده بودند، بسیاری از این فرماندهان اهل روزه گرفتن نبودند و صرفا در حضور اعضا تمایل به روزه گرفتن می کردند.<br />
… مسعود رجوی سرکرده این سازمان هم از شعائر و ماه مبارک رمضان استفاده ابزاری می کند و تمامی ارزش های دینی را در خدمت افکار خود بکار می گیرد تا با بکار بستن این شعائر بعنوان وسیله اهداف نامشروع خودر ا توجیه نماید. رجوی با تکیه برهمین تفکر التقاطی گاها روزه خواری را بسود عملیات نظامی ترویج کرد. او که خود را رهبری عقیدتی می دانست، خود را مجاز می دانست که برخون و نفس اعضا مالکیت داشته باشد و دین خدا را به سود اهداف خود تفسیر به رای نماید. برای رجوی در یک کلام شعائر مذهبی و قران و مقدسات در جهت دست یابی به اهداف نامشروع و قدرت طلبانه خود معنی و مفهوم پیدا می کرد.</p>
<p>*چهارشنبه 6 اسفند</p>
<p>در این روز مجموعاً 8 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p>شایعه حمله به بیت رهبری<br />
جعل خبر به گونه گوبلزی از تلویزیون مجاهدین خلق</p>
<p>سیمای دروغین سازمان مجاهدین خلق روز دوشنبه 4 اسفند خبری دروغین منتشر کرد مبنی بر اینکه از هنگام اذان صبح سلسله درگیری هایی با نیروهای امنیتی ایران آغاز نموده که تا بعد از ظهر ادامه داشته است. مجاهدین ادعا کردند که طی این درگیری‌ها بیش از 100 مجاهد کشته یا دستگیر شدند و حکومت ایران تلفات سنگینی را در مجموعه بیت رهبری متحمل شده است. سایت مجاهدین خلق در ادامه مطرح کرد که پس از یک روز درگیری 150 نفر از نیروهای مجاهدین به سلامت به پایگاه‌های خود بازگشتند.<br />
سران مجاهدین خلق خود را گیر افتاده در کنج رینگ می‌بینند. به عبارتی طرف حساب‌هایشان (غربی‌هایی که عمری از آنها مواجب گرفتند) دیگر به این جریان بد نام که فاقد مشروعیت داخلی است، اعتنائی نمی کنند.<br />
در چنین شرایطی رجوی برای این که جبران مافات کند و خودش را به طرف حساب‌های غربی بقبولاند که من هم عددی هستم و در داخل جایگاهی دارم ، دست به انتشار خبری جعلی زد که حتی مرغ پخته را به خنده وا می دارد.<br />
… سازمان ورشکسته مجاهدین ادعا می‌کند از بامداد تا ساعت 4 بعدازظهر این عملیات ادامه داشته، و این دیگر خیلی مسخره و فانتزی به نظر می‌آید. مگر میشود در روز روشن چنین عملیاتی صورت بگیرد اما از چشم مردم به دور مانده باشد. در حقیقت رویارویی رجوی و سلطنت طلبان عرصه را بر رجوی تنگ و تنگتر نموده و در رقابت رجوی به خبر‌سازی جعلی و کاذب روی آورده است تا بدین وسیله در کشمکش بین گروه‌های به اصطلاح اپوزیسیون دست پیش را بگیرد و بگوید من هم سهمی دارم ، و در برابر پهلوی خودش را نماینده مردم معرفی کند….<br />
گزارش همایش انجمن نجات آلبانی به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی</p>
<p>همایش ویژه به مناسبت “روز جهانی رفاه و حمایت اجتماعی” با شرکت فعالان حقوق بشر، کارشناسان حقوقی و اجتماعی و سخنرانان بین المللی برگزار گردید. این فعالیت به منظور آگاهی از وضعیت قربانیان فرقه مجاهدین خلق و بررسی جنبه های حقوقی، اجتماعی و روانی این موضوع برگزار شده است.<br />
در آغاز برنامه الا ددا گردانندع کنفرانس به شرکت کنندگان خوشامد گفت و بر اهمیت روز جهانی رفاه و حمایت اجتماعی و همچنین ضرورت حمایت از قربانیان فرقه‌ها و گروه‌های افراطی تاکید کرد.<br />
… سرانجام آلدو سلولاری رئیس انجمن نجات آلبانی در سخنرانی پایانی از سخنرانان و شرکت کنندگان تشکر کرد و بر ادامه تلاش‌ها برای حمایت از قربانیان، شناسایی نقض حقوق بشر و تقویت همکاری‌های بین المللی تاکید کرد.<br />
این کنفرانس گامی مهم در راستای آگاهی بخشی عمومی، حمایت از قربانیان و تقویت همکاری میان فعالان حقوق بشر، نهادهای اجتماعی و نهادهای بین المللی محسوب می‌شود.<br />
اوج بحران هویت</p>
<p>مجاهدین خلق و خلاء بی هویتی</p>
<p>… آنچه که در جامعه ایران، افکار عمومی مردم، رسانه های داخلی و خارجی، تجمعات مخالفین حکومت ایران در خارج از کشور آشکار شد و همه نتیجه گیری کردند، بی وزنی سازمان مجاهدین در این تحولات بود که عملا موجب سرشکستی آنان هم در داخل تشکیلات سازمان و هم نزد ایرانیان خارج کشور شد و همچنین بی اعتباری هرچه بیشتر موجودیت سازمان مجاهدین نزد اربابان آمریکایی صهیونیستی را موجب گردید. کتک و توپوزی خوردن هوادارانشان در تجمعات اندک ایرانیان خارج از کشور نیز موجب ذلت مضاعف آن‌ها شد.<br />
در نهایت خود سازمان مجاهدین و سران خیانت پیشه آنها بعنوان پاک باخته این تحولات متوجه شدند که هیچ جایگاهی در داخل ایران ندارند و علاوه بر اینکه از سوی مردم ایران طرد شدند، مورد تنفر آن‌ها نیز هستند. و حتی رضا پهلوی که ملت ایران بساط سلطنت خاندانش را برچیده بودند و او و خانواده‌اش را از ایران بیرون کردند نیز در این اتفاقات اخیر از مجاهدین پیشی گرفته و هوادارانشان مهلت عرض اندام به مجاهدین ندادند.<br />
… چند هفته ایست که دستگاه تبلیغاتی مجاهدین در جهت بازگشت به حیات دوباره نیاز شدیدی به خبر سازی دارد و این خلاء عدم حضور و بی وزنی تشکیلاتش را می‌خواهد با انتشار خبرهای کذب و تبلیغات دروغین مبنی بر حضور و عملیات در تهران و …. جبران کند. اعلام لیست عریض و طویل از اسامی و تصاویر جعلی تحت عنوان “مجاهدین شهید” شرکت کننده در تجمعات داخل کشور تا ادعای انجام عملیات در تهران در منطقه پاستور و اخیرا در اطراف بیت رهبری نمونه‌هایی از تلاش‌های مذبوحانه مجاهدین خلق است….</p>
<p>یکان سایبری رجوی<br />
جعل هویت در فضای مجازی توسط گروه درمانده مجاهدین خلق</p>
<p>یگان سایبری یا همان اتاق کامپیوتر گروه تروریستی مجاهدین خلق که منبع اصلی دروغ پراکنی و انتشار اخبار جعلی به جهت ایجاد جنگ روانی از طریق کاربران جعلی است. این یگان به واسطه اقدامات غیر قانونی به صورت فزاینده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مبادرت به جعل عناوین هویتی می‌کند. شایان ذکر است به دلیل بی اعتمادی به بدنه تشکیلات، برای فعالیت در این بخش فقط افرادی که از فیلترهای سخت در تعیین میزان وفاداری و تعهد به سرکردگان گروه گزینش می‌شوند، استفاده می‌شود. لذا تمامی افرادی که در جهت فعالیت در این محدوده تعیین صلاحیت شده‌اند متشکل از پیرمردها و پیرزنان متعهد به سرکرده گروه هستند. اولین اقدام این افراد انتخاب شده برای فعالیت در شبکه اجتماعی، طراحی اکانت‌های فیک با هویت‌های ساختگی است .<br />
عوامل این گروه با اطلاع از جایگاه منفورش در میان مردم با پرچم خودشان در شبکه‌های اجتماعی اعلام حضوری نمی‌کنند، بلکه بانشان‌های متعلق به جریانات سلطنت‌طلب یا نهادهای حقوق بشری، حقوق زنان، حقوق کودکان یا با هشتگ‌های مرتبط با این مفاهیم در فضای مجازی حضور پیدا می کنند. یکی از اصلی‌ترین ماموریت‌های عناصر فعال در بخش اتاق سایبری عضو گیری از طریق اغوا کردن جوانان است تا از افراد فریب خورده و جذب شده سوء استفاده کنند. اکانت های سایبری مجاهدین خلق این افراد را مجاب به دیوار نویسی، ضبط ویدئو و تصویر برداری و ارسال برای آن‌ها می‌کنند….</p>
<p>نبش قبر دوباره مسعود رجوی<br />
فعال شدن مسعود رجوی در عرصه تبلیغاتی مجاهدین خلق به چه معناست؟</p>
<p>در طی هفته های اخیر ارگان‌‌های تبلیغاتی سازمان بدنام و تروریستی مجاهدین خلق اقدام به پخش موضع‌گیری های مسعود رجوی در رابطه با حوادث دیماه و همچنین جنگ و دعوا با جریانات سلطنت طلب در خارج کشور کرده‌اند. مسعود رجوی از سال 82 و بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش امریکا به عراق که یکماه طول کشی، مخفی شد، و از آن تاریخ بجز انتشار پیام و یا ویدئوهایی که به وی منتصب می‌شود و خطابش اعضای مستقر در مقر اشرف سه آلبانی است، حضوری علنی و یا تصویری در صحنه نداشته‌است. بدنبال شرکت ترکی الفیصل رئیس سابق دستگاه اطلاعات عربستان در نشست سالیانه مجاهدین خلق در تیرماه 95 پاریس که برای اولین بار صورت می گرفت، وی در سخنرانی اش دوبار از مسعود رجوی بعنوان مرحوم یاد کرد، ولی مترجم کنفرانس از اشاره به واژه مرحوم خودداری کرد. برخی از تحلیل‌گران این اظهارات ترکی فیصل را نشانه‌هایی از مرگ مسعود دانستند. اگر چه سخنگوی مجاهدین خلق آن را تکذیب کرد.<br />
… تا قبل از حوادث دیماه 1404 مریم رجوی کماکان سرکردگی نیروهای مجاهدین خلق در آلبانی و خارج را برعهده داشت و چنین وانمود می‌شد که جای خالی مسعود رجوی را بخوبی پرکرده است ولی با ادامه فعالیت‌های تخریبی و اغتشاشات و فعالیت تبلیغی نیروهای سلطنت طلب در خارج کشور و دست بالای آنها در تبلیغات برای عرضه هر چه بیشتر خود به اربابان آمریکایی و صهیونیستی، مجاهدین احساس کردند از مریم علیرغم تمامی سرمایه گذاری سالیان آبی گرم نمی‌شود و نیاز به نبش قبر دوباره مسعود رجوی و کشاندن این جسد متعفن به صحنه است. بر همین اساس طی دو هفته اخیر در عرصه ارگان‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق شاهد حضور دوباره فعالیت‌های آنچه مسعود رجوی تلقی می‌شود هستیم و مریم به حاشیه کشانده شده است….</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68181">نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۳۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68181/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۴</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68082</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68082?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Feb 2026 10:04:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68082</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 25 بهمن در روز شنبه جمعاً 9 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: همه برای ایران حضور اعضای انجمن نجات در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حضور گسترده و چشم گیر اقشار مختلف مردم در سرتاسر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68082">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 25 بهمن</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 9 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>همه برای ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68000">حضور اعضای انجمن نجات در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب</a></h3>
<p>در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حضور گسترده و چشم گیر اقشار مختلف مردم در سرتاسر ایران زمین مثال زدنی بود. در این تجمع ملی میهنی جوانان، دانشجویان، کارگران، گروه‌های مختلف و متنوع اجتماعی با هر طرز فکر برای سربلندی کشوری به نام ایران در صحنه حضور داشتند . اعضای انجمن نجات و خانواده‌های عضو این نهاد نیز در کنار مردم حضور پیدا کردند و جملگی نام ایران را فریاد زدند.<br />
این حضور پر شور در حالی رقم خورد که برخی جریان‌های ضد ایرانی به ویژه گروه تروریستی مجاهدین هم سو با اربابان جنگ طلب تلاش داشتند روایت متفاوتی به غیر از واقعیت میدانی ارائه دهند. اما حضور بی سابقه مردم نقشه‌های بدخواهان این سرزمین کهن را نقش بر آب کرد و نام پر افتخار ایران را به نمادی از قدرت و ایمان در کل جهان تبدیل نمود.<br />
تصاویر بسیار زیبایی از حضور خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی و اعضای جداشده از تشکیلات رجوی و همچنین فرزندانشان پیوست مطلب گردیده که درسایت نجات قابل مشاهده است.</p>
<p><strong>مجاهدین و چالش مقبولیت اجتماعی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68013">اراده ملت ایران پشت بریفینگ‌های آمریکایی گم نمی‌شود</a></h3>
<p>بحث انتقال قدرت به مردم ایران سال‌هاست که به‌عنوان یکی از محورهای اصلی گفتمان سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور مطرح می‌شود. در این میان، اظهارات و فعالیت‌های مریم رجوی، به‌ویژه جلسات و بریفینگ‌های او برای اعضای کنگره ایالات متحده آمریکا، پرسش‌های مهمی را درباره ماهیت واقعی این شعار و نسبت آن با کنش سیاسی عملی ایجاد کرده است. اگر هدف نهایی واگذاری قدرت به مردم ایران است، منطقی‌ترین مسیر، تعامل، اقناع و سازمان‌دهی در میان خود مردم ایران خواهد بود؛ نه تمرکز بر اقناع سیاستمداران خارجی. این تناقض، به‌طور طبیعی، اعتبار سیاسی چنین شعارهایی را در معرض تردید قرار می‌دهد.<br />
&#8230; اگر هدف واقعی انتقال قدرت به مردم ایران است، مسیر منطقی آن روشن است: گفت‌وگو با مردم، حضور در میان جامعه، ارائه برنامه‌های عملی، پاسخ‌گویی به انتقادات، و ایجاد اعتماد. تغییر سیاسی پایدار محصول فرآیندهای اجتماعی درون کشور است، نه محصول بریفینگ‌های سیاسی در خارج. سیاستمداران خارجی می‌توانند نقش‌هایی در سطح بین‌الملل داشته باشند، اما جایگزین اراده مردم یک کشور نمی‌شوند.<br />
بنابراین مشخص است که تلاش های مریم رجوی برای این هجم تعامل و توجیه سازی کنگره‌چی‌ها و دیگر سیاسیون امریکایی و اروپایی و روابط پشت پرده با رژیم اسرائیل تنها یک دلیل دارد. او فاقد جایگاه در بین ملت ایران است و لذا انتقال قدرت به مردم تنها یک شعار فریبکارانه بمانند دیگر شعارهای تبلیغاتی مضحک و عمل نشده ی مریم رجوی و در کل، سازمان تروریستی مجاهدین خلق است.</p>
<p><strong>وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68012">تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکل‌گیری ساختار بسته ایدئولوژیک</a></h3>
<p>&#8230; وقتی قدرت در یک سازمان به‌شدت متمرکز می‌شود، ساختار آن از حالت نهادی خارج شده و به نظامی شخص‌محور تبدیل می‌گردد. در چنین شرایطی، رهبر نه‌فقط تصمیم‌گیر سیاسی بلکه مرجع حقیقت تلقی می‌شود. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا وقتی یک فرد یا هسته مرکزی به منبع انحصاری تفسیر واقعیت تبدیل شود، امکان نقد و اصلاح درونی به حداقل می‌رسد. اعضا به‌تدریج یاد می‌گیرند که برای فهم جهان، به جای تجربه شخصی یا تحلیل مستقل، به روایت رسمی سازمان مراجعه کنند. این همان نقطه‌ای است که وابستگی شناختی شکل می‌گیرد. بدین ترتیب است که در بسیاری از مباحث از تشکیلات مجاهدین خلق با عنوان “سازمان مسعود” یا “فرقه رجوی” یاد می‌شود.<br />
&#8230; یکی از عناصر مهم در شکل‌گیری ساختار بسته، ایجاد مرز ذهنی میان «ما» و «دیگران» است. بگونه‌ای که در مرامنامه مجاهدین خلق، جهان بیرون به‌عنوان محیطی خطرناک، فاسد یا دشمن معرفی می‌شود و در مقابل، فضای درونی تشکیلات به‌عنوان تنها پناهگاه حقیقت و امنیت تصویر می‌گردد. این دوگانه‌سازی باعث می‌شود که خروج از ساختار، یک تهدید وجودی تلقی شود. فرد احساس می‌کند که با ترک تشکیلات، هویت، امنیت و معنای زندگی خود را از دست خواهد داد&#8230;.</p>
<p><strong>در باب حمله اوباش مجاهد خلق به خبرنگار</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68009">دمکراسی و آزادی بیان به سبک قرون وسطایی مریم رجوی</a></h3>
<p>دیدن فیلم حمله محافظان مریم رجوی به خبرنگار نشریه آلمانی بار دیگر به خاطرم آورد که ادعای دمکراسی و آزادی بیان در سازمان مجاهدین خلق که توسط رهبران آن نشخوار می‌شود، دروغی بیش نیست. آن‌ها با عملکرد خود ثابت کرده‌اند که هیچ اعتقادی به آن چیزی که می گویند، ندارند.<br />
&#8230; مریم قجر اصلا به آزادی بیان باور ندارد و طی این سالیان هم شاهد بودیم که حتی به یک انتقاد از خودشان پاسخ ندادند. سران مجاهدین هرگز در قبال جنایت‌هایی که مرتکب شده‌اند پاسخگو نبوده‌اند. هر کسی که انتقادی یا پرسشی از آنان کرده، سرکوب شده است.<br />
&#8230; دیکتاتوری رجوی چنان در سودای قدرت است که هیچ اعتقادی به بیرون از خودش ندارد و همه را دشمن می داند. به همین خاطر است که در چنین منجلابی قرار گرفته و راه برون رفتی از آن متصور نیست.<br />
وقتی سرکرده فرقه تروریستی رجوی آن گونه با اعضای منتقد و مخالف خود برخورد می‌کند، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت که در بیرون این برخوردهای غیردمکراتیک را نداشته باشد. وقتی به اوباش خود دستور حمله می‌دهد که در مقابل یک سئوال این گونه افسار پاره کنند، دیگر دم زدن از دمکراسی و آزادی بیان به تف سر بالا شباهت دارد&#8230;.</p>
<p><strong>تاکتیک کشته سازی مجاهدین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68008">رجوی ها، از عملیات مهندسی تا مهندسی اعدام</a></h3>
<p>&#8230; تلاش سازمان مجاهدین خلق برای کشته سازی و به اعدام کشاندن افراد دستگیر شده، چه اعضا و هواداران و چه افراد غیر مرتبط، مسبوق به سابقه است و سازمان طی دوره های مختلف اقدام به “مهندسی اعدام” کرده و در این راستا تلاش نموده است.<br />
&#8230; در نقطه مقابل، سازمان های مردمی مانند حماس و حزب الله و جهاد اسلامی که برای جان اعضایشان ارزش قائل هستند و در برابر دشمن ضد مردمی مبارزه می کنند، وقتی یکی از اعضایشان توسط صهیونیست ها دستگیر می شود هرگونه ارتباط با او را انکار می کنند تا توجیهی برای اعدام آن فرد به دست دشمن ندهند. اما در خصوص سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق که رودرروی مردم و ملت ایران ایستاده است قضیه کاملا برعکس است چرا که رجوی برای ادامه حیات خفیف و خائنانه اش به نیرو نیاز ندارد بلکه به خون نیاز دارد.<br />
بارزترین رفتار سازمان مجاهدین خلق برای کشته سازی و مهندسی اعدام به تشکیل کمیته عفو در زندان گوهردشت در سال 1367 برمی گردد. بعد از عملیات موسوم به فروغ جاویدان در همکاری همه جانبه با رژیم متجاوز به خاک وطن، کمیته ای متشکل از تعدادی از قضات تشکیل شد تا زندانیان، که بعضا محکومیت های حبس و اعدام داشتند، را به هر بهانه ممکن عفو داده و آزاد نمایند. معدودی از بسیار افرادی که مشمول عفو گردیدند مجددا به داخل سازمان مجاهدین خلق بازگشتند، اما در کمال ناباوری با عتاب و خطاب رجوی مواجه شدند که آنان را خائن نامید چرا که خط تشکیلات داخل زندان را اطاعت نکرده بودند که در برابر کمیته عفو کاری کنند تا اعدام شوند، و زنده ماندن و آزاد شدن آنان به حساب خیانت به رجوی گذاشته شد.<br />
&#8230; تنها کسی که مخالف عفو بود و اعدام می خواست مسعود رجوی بود که به تشکیلات زندان خط داده بود که اگر در کمیته عفو وارد شدند فقط فریاد بزنند که “اگر مسلسل داشتم همین حالا همه تان را به رگبار می بستم”. همین برخورد که برخی به شکل احساسی طبق دستور مرتکب شدند مانع از عفو آنها شد. واضح است که اگر افراد کاری می کردند که آزاد می شدند و به داخل سازمان باز می گشتند به نیروهای رجوی اضافه می شد، اما رجوی حفظ جان نیروهایش را نمی خواست بلکه فقط اعدام و خون آنها را می خواست و از این که برخی اعدام نشدند و به سازمان بازگشتند به شدت شاکی بود و آنان را خائن می نامید. به این ترتیب رجوی با دنائت و دجالیت کامل اعدام ها را مهندسی می کرد.</p>
<p><strong>*یکشنبه 26 بهمن</strong></p>
<p>8 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>مکانیسم‌های کنترل ذهن در تشکیلات مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68014">تخریب هویت فردی و بازسازی هویت سازمانی</a></h3>
<p>&#8230; کنترل گری در تشکیلات خشونت محور مجاهدین خلق به گونه ای است که پس از ایجاد تزلزل هویتی، مرحله دوم یعنی القای نیاز به بازسازی آغاز می‌شود. فرد تشویق و حتی تهدید می‌شود که برای رسیدن به “نسخه بهتر” خود، باید کاملاً با چارچوب فکری اجبار شده هماهنگ شود. این هماهنگی می‌تواند از طریق جلسات گروهی، اعتراف‌های ایدئولوژیک یا فشار روانی جمعی اعمال گردد. در این جلسات، فرد اغلب تجربه می‌کند که افکار خصوصی او نیز موضوع ارزیابی قرار می‌گیرد و حریم ذهنی‌اش به‌تدریج از بین می‌رود.<br />
&#8230; بازسازی هویت سازمانی مرحله‌ای است که در آن فرد، ارزشمندی خود را فقط با قبول بی چون و چرای اوامر رهبری مجاهدین احساس می‌کند. موفقیت شخصی، احساس تعلق و حتی معنای زندگی، همگی به میزان وفاداری او گره می‌خورد. این نوع هویت بسیار قدرتمند و البته خفت بار است، زیرا نه‌تنها شناخت فرد بلکه عواطف و انگیزه‌های او را نیز در بر می‌گیرد. به همین دلیل، حتی اگر فرد در به صورت منطقی متوجه مشکلات ساختار شود، در سطح احساسی همچنان وابسته باقی می‌ماند&#8230;.</p>
<p><strong>دارم میام، دارم میام</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68023">آهنگ رجوی ها از سال ۶۰ تاکنون</a></h3>
<p>آقای هادی شبانی: &#8230; سازمان از تمام شیوه ها برای آوردن نیرو استفاده می کرد. یکی از شیوه ها، جذب نیرو از ترکیه یا کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس بود. سازمان نفراتی را در کشور ترکیه اجیر کرده و پول خوبی به آنان می داد تا برای جذب نیرو در آنجا کار کنند. آنان وظیفه شان فریب دادن ایرانی هایی بود که به دنبال کار به ترکیه آمده بودند و فکر می کردند شاید از ترکیه به اروپا بروند و پولی برای خانواده ی خود در داخل کشور جور کنند.<br />
… نفرات ناراضی دست به اعتراض می زدند و خواهان بازگشت بودند و حتی تعداد زیادی از آنان اقدام به فرار می کردند ولی چون شناختی از فضای امنیتی بیرون قرارگاه اشرف نداشتند دستگیر شده و دوباره به اشرف بازمی گشتند. وقتی خیلی از همین نفرات اعتراض می کردند مسئولین فرقه سعی می نمودند و به دروغ می گفتند: “این گونه که شما می گویید نیست و حالا اگر به اینجا آمدید ما چند مدت دیگر به سمت ایران خواهیم رفت و وضع شما خوب خواهد شد.” ولی چه سود، این دروغ های رجوی سالیان سال بود که تکرار می شد، از وعده ی سرنگونی کوتاه مدت به سرنگونی طولانی مدت تبدیل شد و با این شیوه افراد را در مناسبات نگه داشتند. به دروغ به افراد جدید می گفتند که دیگر کار از کار گذشته و حکومت ایران متوجه حضور شما در عراق شده و اگر بخواهید به ایران برگردید شما را زندانی یا اعدام خواهند کرد&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 27 بهمن</strong></p>
<p>در این روز کلاً 5 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68025">اروپا، صحنه جنگ بین قجرها و پهلوی‌ها</a></h3>
<p>حوادث داخلی دی ماه و جریانات خارج نشین بهمن ماه را بصورت خلاصه اگر از زاویه مدعیان و آشوب طلبان و اغتشاش خواهان ساکن اروپا بررسی کنیم، با سگ دعواهای اساسی بین مزدوران دو جریان قجری و پهلوی مواجه می‌شویم. براستی این دوگروه که در اساس خواهان تجزیه ایران کنونی و تضعیف آن هستند و در جبهه مقابل به دنبال به قدرت رساندن رژیم کودک‌کش صهیونیستی و منافع آمریکا و کشورهای اروپائی هستند، آیا به اهداف خود رسیدند؟<br />
این دو جریان وابسته که بشدت هم ضدمردمی و ضدیکدیگر نیز هستند، دو نقطه اشتراک دارند:<br />
1- هرگز هیچکدام و رهبران کذائی‌شان، کشتار زنان و کودکان را در غزه محکوم نکردند و حتی رژیم صهیونیستی را به ارتکاب جنایات بیشتر نیز ترغیب نمودند و هر دو نیز با نمایندگان این رژیم غاصب دیدار کردند .<br />
2- سردمداران هر دو گروه، خواهان تجزیه و تضعیف ایران کنونی هستند و عمیقا معتقد هستند نقش غالب در منطقه باید به سگ زنجیری آمریکا‌، یعنی رژیم صهیونیستی داده شود تا منافع خود و آمریکا در منطقه حفظ و تداوم داشته باشد.<br />
این سگ دعواهای بین گروهکی در خیابان‌های اروپا، در 22 بهمن امسال مردمی را در داخل کشور به صحنه خیابانها کشاند، که شاید تاکنون اولین بار بود که به طرفداری حکومت جمهوری اسلامی‌، به میدان آمده بودند. افزایش بی‌سابقه شرکت‌کنند گان در راهپیمائی امسال بسیار حائز اهمیت بود. مردم از هر طیفی در صحنه حضور پیدا کرده بودند&#8230;.</p>
<p><strong>دیکتاتوری رجوی‌ها</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68027">مصادیقی از استبداد ساخته رجوی</a></h3>
<p>مسعود و مریم رجوی خودشان را رهبران ابدی سازمان اعلام کرده‌ و اعضای سازمان را وادار می کنند در هر برنامه ای شعار ایران رجوی، رجوی ایران سر بدهند. رجوی از خودش چهره‌ای ساخته که برای افراد اسیر در این گروه قابل قیاس با کسی نیست. در قرارگاه‌های سازمان عکس‌های رجوی را در همه جا آویزان کرده‌اند. در تمام اتاق کارها عکس رجوی را روی دیوار زده‌اند. مسئولین اعضاء را مجبور می کنند که علاوه بر شرکت نشست های مغزشویی، پس از نشست مربوطه چندین بار سخنرانی مریم و مسعود را در مقرات کوچکتر گوش کنند و در آخر از همه می خواهند که دریافت‌های خودشان را به صورت کتبی بنویسند! در قاموس سازمان انتقاد به رجوی مجاز نیست، انقلاب ایدئولوژیک رجوی هم به این معنی است که اعضای سازمان از شخص مسعود و مریم به درک جدیدی برسند. یعنی باور داشته باشند که اطاعت از رجوی نباید شکاف بر دارد و افراد باید مطیع محض باشند.<br />
&#8230; یکی دیگر از اهرمهای شستشوی مغزی مجاهدین جلسات اعتراف گیری می باشد. هدف از این جلسات استخراج افکار و رفتارهایی است که گمان می کنند انسجام درونی تشکیلات را به هم بریزد. افراد به اجبار هر آنچه که به ذهنشان می رسد را باید در این جلسات عنوان کنند. انسانها دیگر هیچ فردیتی ندارند و به مصیبت زدگانی شبیه هستند که فقط باید حرفهای رجوی را نشخوار کنند و به تعریف و تمجید از وی بپردازند.</p>
<p><strong>آدم فروشی مسعود رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68028">علی باکری، بجای مسعود رجوی اعدام شد</a></h3>
<p>&#8230; علی باکری از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران بود که در سال ۱۳۲۲ به دنیا آمد. وی تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه تهران در رشته‌ شیمی گذراند. علی باکری در سال ۱۳۴۴ با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. او در سال ۱۳۴۸ به عضویت سازمان درآمد و فعالیت‌های خود را در این سازمان شروع کرد. این جوان تحصیل‌کرده در ششم شهریور سال ۱۳۵۰ ، پنج روز بعد از دستگیری مسعود رجوی، توسط ساواک دستگیر و بعد از محاکمه، بجای مسعود رجوی در لیست اعدام قرار گرفت . حکم اعدام وی در سحرگاه ۳۰ فروردین ۱۳۵۱ به همراه سه تن دیگر از اعضای سازمان مجاهدین خلق، درمیدان پارک چیتگر تهران به اجرا درآمد.<br />
&#8230; مسعود رجوی، رهبر این سازمان تروریستی، آن زمان یکی از اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق بود که چند روز قبل از ضربه سال 1350 دستگیر شد ولی با وجود سمت تشکیلاتی‌اش و به رغم آنکه دیگر یارانش به اعدام محکوم شدند، به اعدام محکوم نشد و تنها کسی بود که با تخفیف، به حبس ابد محکوم شد و پس از انقلاب 57 هم همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد.</p>
<p><strong>*سه شنبه 28 بهمن</strong></p>
<p>در این روز 9 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>افول رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040">ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</a></h3>
<p>اکنون با توجه به مسائل و اتفاقاتی که اخیرا افتاده تشکیلات رجوی حال و روز خوشی ندارد و افراد دچار بحران فاکت نویسی شده و مجبور هستند به دروغ بافی برای تشکیلات روی آورده تا خودشان را از گردابی که سرکرده در سوراخ مانده برایشان درست کرده نجات دهند.<br />
جمع شدن در مونیخ آلمان و کرایه کردن افراد از کشورهای مختلف برای حضور در برنامه شان چیزی نبود که رجوی انتظار داشت. و پس از آن با گردهمایی بچه شاه در کشورهای مختلف و موضعگیری های غربی ها به حمایت از بچه شاه، رجوی اکنون باید افسار پاره کرده باشد و شاهد هستیم که هر روز سعی می کند با بیان اینکه آمار آنها دروغ است خود را التیام دهد، انگار آمارهای خودشان درست بوده است!<br />
اما نکته مهمی که وجود دارد رجوی به این فکر افتاده که ما این همه زحمت کشیده و مزدوری کردیم و با اسرائیل جنایت کار همکاری کردیم پس چرا باید ما را کنار بزنند؟ حتما یک جای کار را اشتباه کردیم و باید به سراغ نیروها رفت. همانگونه که در جریان شکست عملیات فروغ جاویدان و فرار مریم به فرانسه در سال 1382 برای اینکه پاسخگو نباشد یقه نیروها را گرفت که مقصر اصلی شما هستید که ما را به تهران نبردید و افراد باید فاکت‌های کارهای نکرده خود را در این زمینه بخوانند&#8230;.</p>
<p><strong>اظهارات آقای صمد اسکندری در دادگاه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68034">شباهت جنایات دهه ۶۰ مجاهدین با وقایع اخیر کشور</a></h3>
<p>آقای صمد اسکندری از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق، درباره شباهت وقایع اخیر با 30 خرداد 60 گفت:<br />
با توجه به حوادث اخیر کشورمان من چیزهایی که دیدم در ذهنم وقایع بسیار تلخ و جنایتکارانه 30 خرداد 60 تداعی شد، که چگونه رجوی با دستور مستقیمی که داد تظاهرات مسالمت آمیز مردم را به آشوب کشاند و اتوبوسها و وسایل نقلیه عمومی و بانکها را آتش زدند، به نیروهای امنیتی حمله کردند و در نهایت موجب کشته شدن غیر نظامیان و مردم بی گناه شد و من شک ندارم کسانی که خط و خطوط به آمریکا و اسرائیل میدادند همین منافقین بودند.<br />
ایشان تاکید داشت: دقیقا تراژدی و سیاستی که در اغتشاشات اخیر ما شاهد بودیم همان سناریویی بود که منافقین در سال 60 پیاده کردند.</p>
<p><strong>دعوای اپوزیسیون ایرانی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68043">حسادت احمقانه مجاهدین خلق به سلطنت طلبان</a></h3>
<p>این روزها مجاهدین خلق حمله نظامی خارجی به ایران را بنفع رقبای خود می‌دانند و از این روست که به راه سومی چسبیده‌اند و این راه موهوم را تنها و تنها به نفع انحصارطلبی لاعلاج خود دانسته و روی آن مانورهای احمقانه می‌دهند.<br />
چرا مجاهدین به این نتیجه غیر عملی رسیده‌اند که باید با سلطنت طلبان جنایتکارمخالفت کنند؟ و چرا در زمانی که ترامپ از این نیروهای ضد مردمی میخواهد که یکپارچه باشند و برای ویرانی ایران از تشتت و پراکندگی دوری کنند و متحد شوند، راه دیگری را پیشنهاد می‌کند؟<br />
تحلیل ترامپ در اینگونه اندیشیدن از این روست که او بخوبی از ضعف مفرط آنها آگاه است. از نظر او ضروری است که نیروهای مخالف حکومت ایران یکدیگر را تضعیف نکنند و بطور همصدا عمل کنند اما این نیروهای متشتت قادر به قبول توصیه‌های ترامپ نیستند.<br />
عدم توانایی نیروهای یاد شده در هماهنگی با یکدیگر بدلیل استبداد ذهنی و انحصار طلبی فاشیستی‌ای است که هر کدام دارند و گرنه اگر مجاهدین می‌دانستند که حمله نظامی خارجی به ایران صرفا و صرفا به نفع آنها است، مسلما که استقبال تام و تمامی از آن می‌کردند!<br />
با توجه به عدم مقبولیت و مشروعیت مجاهدین که در تظاهرات اخیرشان در برلین جلوه نمود، و با عطف نظر به موضعگیری‌های دول متخاصم خارجی که مجاهدین را علیرغم لابی‌ها و پول‌پاشی‌هایش درسایه قرار داد، مجاهدین به این نتیجه رسیده‌اند که در پی این حمله – که احتمال پیروزی‌اش درحد صفر است – رقبای سلنت طلب آنها دستی بالاتر از آنها خواهند داشت&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68039">شانس بزرگ اشرف ربیعی و موسی خیابانی</a></h3>
<p>اشرف ربیعی و موسی خیابانی، دو چهره شاخص سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پیش از خیانت بزرگ رجوی در همدستی با صدام حسین بودند. آنها در تاریخ پیچیده این گروه، شانس بزرگی آوردند که در ایران کشته شدند و پایشان هرگز به عراق نرسید. در سازمانی که مسعود رجوی رهبری آن را به دست داشت، قساوت، بی‌رحمی و بی‌حد و حصر بودن قدرت مطلق قانون بود. هر کس که کوچک‌ترین مانعی در مسیر برنامه‌های رجوی ایجاد می‌کرد، به سرعت حذف می‌شد و تجربه تاریخ سازمان نشان می‌دهد که هیچ محدودیت اخلاقی یا انسانی برای او وجود نداشت.<br />
رجوی مردی بود با دهان بی‌چاک و بست، بی‌بندوباری اخلاقی و روحیه‌ای سراپا متکبر و ظالم. برنامه ازدواج او با مریم قجر، یکی از حیاتی‌ترین و کلیدی‌ترین اقدامات سیاسی و تشکیلاتی‌اش بود و موفقیت این برنامه برای او اهمیت حیاتی داشت. هر مانعی، حتی اگر به ظاهر کوچک و انسانی بود، از دید او تهدیدی علیه اهداف شخصی و سازمانی محسوب می‌شد.<br />
با این شناخت، یقیناً که حضور موسی خیابانی و اشرف ربیعی در عراق برای مسعود رجوی چالش برانگیز می شد. این که مسعود رجوی تلاش نموده باشد این دو را از سر راه خود بردارد تا مانعی بر سر راه خیانت و جنایتش نباشد دور از ذهن نیست&#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 29 بهمن</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 5 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68048">نشست اعضای رهایی یافته انجمن نجات مازندران</a></h3>
<p>به مناسبت پایان سال 1404 دوستان جدا شده استان مازندران برای جمع بندی سالانه و بررسی وضعیت تشکیلات تروریستی رجوی در دفتر انجمن نجات استان مازندران گرده هم آمدند. اعضای دفتر انجمن نجات در مازندران علاوه بر جمع بندی به بررسی مسائل روز، نا آرامی‌های دی ماه و نقش فرقه تروریستی رجوی در آن پرداخته و عملکرد این گروه خشونت طلب را مورد نقد و بررسی قرار دادند.<br />
&#8230; در این گردهمایی، همچنین به مسئله تظاهرات مجاهدین خلق در برلین و اجاره کردن نفرات خارجی و پناهندگان تهیدست از کمپ‌های اروپایی اشاره شد. نفرات جدا شده مشاهدات‌شان از برگزاری این مدل تجمع‌ها در کمپ اشرف در عراق را بیان کردند. آنها شرح دادند که چگونه مسئولین سازمان با پرداخت پولهای کلان به روستایی‌ها و عشایر فقیر عراقی سعی می کردند نفرات بیشتری به اشرف آورده شوند&#8230;.</p>
<p><strong>بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68053">مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند</a></h3>
<p>&#8230; فردی که سال‌ها در محیطی با قوانین مشخص، نقش‌های تعریف‌شده و تصمیم‌گیری متمرکز زندگی کرده، ناگهان با جهانی مواجه می‌شود که از او انتظار استقلال و انتخاب شخصی دارد. این تغییر می‌تواند همزمان هیجان‌انگیز و ترسناک باشد.<br />
یکی از نخستین تجربه‌ها، احساس خلأ است. اعضای رهاشده از تشکیلات مجاهدین خلق می گویند پس از رهایی متوجه می‌شوند که بسیاری از مهارت‌های زندگی مستقل را نیاموخته یا فرصت تجربه آن‌ها را نداشته‌اند. حتی تصمیم‌های ساده روزمره، مانند انتخاب‌های ساده شخصی مانند رنگ و طرح لباس یا مدیریت زمان یا کار با تکنولوژی مثل گوشی‌های هوشمند، می‌تواند چالش‌برانگیز شود. این وضعیت گاهی با احساس عقب‌ماندگی نسبت به همسالان همراه می‌شود و اعتمادبه‌نفس فرد جدا شده را کاهش می‌دهد.<br />
بحران هویت نیز بخش مهمی از این مرحله است. فرد باید دوباره تعریف کند که چه کسی است، چه می‌خواهد و چه ارزشی دارد. این بازتعریف زمان‌بر است، زیرا هویت قبلی اغلب بر پایه وفاداری تشکیلاتی آن هم آنگونه که رجوی خواسته است –یعنی سرکوب مطلق هویت فردی– شکل گرفته بود.<br />
&#8230; در ابتدای جدایی از تشکیلات مخوف رجوی، برخی از اعضاء از نظر اقتصادی، دچار چالش‌هایی بودند. نبود سابقه شغلی، مهارت‌های محدود و منابع مالی اندک، گاه شروع زندگی جدید را دشوار می‌کرد اما امروز اکثریت مطلق جدا شده ها چه در ایران و چه در کشورهای غربی موفق شده‌اند زندگی تازه خویش را بسازند.<br />
برای فرد جدا شده روابط اجتماعی نیز نیازمند بازسازی است. اعتماد به دیگران، شکل‌دادن روابط عاطفی و ایجاد شبکه دوستانه، مهارت‌هایی هستند که در ساختار کنترل گر رجوی تضعیف شدند. تجربه‌های مثبت اجتماعی می‌تواند به‌تدریج این اعتماد را بازگرداند. این فرایند با اندکی زمان و صبوری به سادگی قابل دستیابی است. در این میان، خانواده نقشی کلیدی دارد. حمایت عاطفی خانواده می‌تواند احساس تعلق و امنیت و سبک روابط انسانی را احیا کند و به فرد کمک کند تصویر مثبتی از آینده بسازد&#8230;.</p>
<p><strong>در اوج بی‌توجهی رسانه‌ها</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68054">هشدار کارشناسان غربی در مورد تهدید مجاهدین خلق برای آینده ایران</a></h3>
<p>ناآرامی‌ها و اعتراضات مدنی اخیر در ایران باعث شد برخی از کارشناسان و روزنامه‌نگاران نقش مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه اپوزیسیون ایرانی که قبلاً در فهرست تروریستی بوده است، بررسی کنند. اگرچه عدم محبوبیت این گروه، آن را در اعتراضات ایران کاملا به حاشیه رانده است، اما برخی از کارشناسان در مورد تهدید آن برای آینده ایران هشدار می‌دهند.<br />
در شرایطی که دیگر کمتر روزنامه نگار و کارشناسی به مجاهدین خلق اهمیت می‌دهد، این افراد به جنبه‌های صحیحی از موجودیت خطرناک مجاهدین خلق پرداخته‌اند.<br />
&#8230; در مورد ناآرامی‌ها و قتل‌های اخیر در خیابان‌های ایران، جان کیریاکو، افشاگر آمریکایی و افسر سابق سیا، فاش کرد که این وقایع نتیجه یک عملیات مشترک سیا و موساد است. کیریاکو با اشاره به اظهارات عمومی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق، اظهار داشت: “ما به لطف اظهارات خود پمپئو می‌دانیم که این یک عملیات موساد-سیا است.”<br />
&#8230; تاریخچه مجاهدین خلق و همچنین ساختار فرقه‌مانند فعلی آن باعث شده است که از نظر ایرانیان داخل و خارج از کشور نادیده انگاشته شوند. بنابراین، برای دهه‌ها، مریم رجوی و همسر ناپدید شده‌اش، مسعود رجوی، تلاش کرده‌اند تا گروه خود را به خارجی‌ها به عنوان یک جایگزین دموکراتیک برای دولت ایران معرفی کنند، اما این روزها، آنها دیگر مورد توجه رسانه‌ها نیستند، مگر برخی از کارشناسان یا روزنامه‌نگاران که می‌خواهند جهان را از تهدید آنها برای آینده ایران آگاه کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68082">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68082/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۳</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68010</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68010?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Feb 2026 08:53:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68010</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 18 بهمن در روز شنبه جمعاً 5 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: آزار جسمی و روحی در شکنجه گاهها و زندان های مجاهدین خلق آقای محمدرضا مبین: داستان من و شکنجه های سازمان، بر می گردد به مهرماه سال 1376، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68010">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۳</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 18 بهمن</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 5 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67951">آزار جسمی و روحی در شکنجه گاهها و زندان های مجاهدین خلق</a></h3>
<p>آقای محمدرضا مبین: داستان من و شکنجه های سازمان، بر می گردد به مهرماه سال 1376، همه چیز با بی پاسخ ماندن سئوال های من در مورد تماس با خانواده و سازماندهی شروع شد، سه روز در آسایشگاه ماندم، تا مسئولین و بویژه مسئول پذیرش، مریم باغبان را مجبور کنم که به سئوالاتم پاسخ دهند، در ذهنیت من ، سازمان مجاهدین خلق ، یک سازمان پیشرو، آگاهی بخش و پیشتاز سیاسی بود، ابدا فکر نمی کردم در این سازمان، مناسبات دیکتاتورمابانه ای تشکیلاتی خشک حاکم باشد. یک شب گفتند برای پاسخ به سئوالاتت باید از مقر بیرون برویم ، مرا شبانه به ضداطلاعات ارتش رجوی بردند، با چشمان بسته .</p>
<p>اما من قبل از بستن چشمهایم، متوجه شدم که به پذیرش سابق ( واقع در منتهی الیه ضلع جنوب شرقی- یا همان زندان اسکان) برده شدم، حتی نگهبانان راهبند برقی مسیر ، صورت خود را با چفیه (آق بانو) پوشانده بودند و با یک کلاشینکف ، مسلحانه مسیر زندان را ، بسته بودند.</p>
<p>شروع شکنجه ها ، با یک هل دادن و یک سیلی شروع شد و به مرور بد و بدتر شد. طبیعی بود که این نوع آزارها یک جرم تلقی می شود، آنروز کسی پاسخگو نبود و مرجعی برای رسیدگی وجود نداشت، اما بعد از مراجعت ما به وطن ، در دادگاهی همه این اتهامات را بصورت قانونی و از مسیر قضائی پیگیری کردیم که منجر به صدور رای قطعی دادگاه شعبه 55 بین الملل شد، گرچه اجرای این حکم ، تاکنون مسکوت مانده است، اما امید داریم مبالغ رای قطعی غرامت به جداشدگان شاکی در دادگاه ، از محل های دیگری تامین گردد&#8230;</p>
<p><strong>ترند دوباره هشتگ مجاهدین خلق تروریست</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67955">نکات حنیف حیدرنژاد درباره تظاهرات امروز رجویست‌ها در برلین</a></h3>
<p>&#8230; در آستانه برگزاری تظاهرات 7 فوریه (امروز) مجاهدین خلق، هم زمان با تبلیغات گسترده رسانه‌ای و پخش آگهی و تراکت محلی، حنیف حیدرنژاد عضو پیشین مجاهدین خلق و روزنامه نگار حرفه‌ای، در وبلاگ شخصی خود و رسانه کیهان لندن می گوید:<br />
&#8230; این بار، هدف اصلی تظاهرات مجاهدین خلق رقابت سیاسی و صف‌آرایی در برابر رضا پهلوی و تقویت “جبهه ضد پهلوی” است. اما مسعود و مریم رجوی برای چنین صف‌آرایی در مقابل طاق براندنبرگ برلین، نیاز به تظاهراتی با جمعیت قابل توجه دارند. در روزهای پیشین عوامل مجاهدین در سرمای زیر صفر خیابان‌های برلین تلاش کردند بدون ذکر نامی از سازمان مجاهدین خلق با سوءاستفاده از اعتراضات مردم ایران نظر شهروندان را جلب کنند اما تنها از سوی ایرانیان ساکن برلین مورد ابراز نفرت و انزجا قرار گرفتند که تصاویر آن در شبکه های اجتماعی موجود است.<br />
سازمان مجاهدین سال‌هاست که در میان بخش بزرگی از ایرانیان خارج از کشور با انزوای گسترده روبه‌رو است. با این حال، این سازمان می‌کوشد با استفاده از روش‌هایی خاص، تجمعات خود را پرشمار و نماینده «ایرانیان» جلوه دهد.<br />
&#8230; در کشورهای مختلف، نیروهای مرتبط با سازمان مجاهدین با مراجعه به کمپ‌های پناهندگی، با وعده سفر رایگان (از جمله به برلین)، پرداخت هزینه رفت‌وآمد و اقامت در هتل، شماری از پناهجویان را به شرکت در تظاهرات ترغیب می‌کنند&#8230; به آنان گفته می‌شود که سخنرانان شناخته‌شده‌ای از سراسر اروپا در این تظاهرات حضور دارند که در پارلمان‌های ملی یا پارلمان اروپا نفوذ دارند. هرچه جمعیت بیشتر باشد، امکان تأثیرگذاری بر سیاست‌های پناهندگی هم بیشتر می‌شود. اگر می‌خواهید زودتر از کمپ خارج شوید، شرایط بهتری داشته باشید یا اخراج نشوید، در این تجمع شرکت کنید.<br />
&#8230; تراکت ها هیچ نام یا نشانی از مجاهدین ندارد. در گرافیک تهیه شده دختران جوانی بدون حجاب و با آرایش دیده می شوند. تراکت “نوجوان پسند” طراحی شده است و در آن نوشته شده “در حمایت از قیام مردم ایران” و نامی از برگزار کننده تظاهرات دیده نمی شود. سازمان مجاهدین خوب می داند که تا کجا در بین مردم منفور است، از همین رو از نوشتن نام خود نیز خودداری می کند.<br />
&#8230; ر بسیاری از موارد، سازمان مجاهدین از “افراد واسطِ” شناخته‌شده در میان ملیت‌های مختلف استفاده می‌کند. این افراد، در ازای دریافت پول، مأمور جذب شرکت‌کننده هستند و پیام‌های سازماندهندگان را به شرکت کنندگان منتقل می‌کنند. هرچه تعداد افراد جذب‌شده بیشتر باشد، دریافتی آن‌ها نیز افزایش می‌یابد. برخی شرکت‌کنندگان نیز مستقیماً از همین واسطه‌ها پول دریافت می‌کنند تا صرفاً در تظاهرات حضور داشته باشند&#8230;.</p>
<p><strong>*یکشنبه 19 بهمن</strong></p>
<p>7 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>از موسی خیابانی تا اصغر باباعلی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67962">بهره‌برداری مجاهدین خلق از مرگ افراد</a></h3>
<p>سازمان تروریستی مجاهدین خلق طی دهه‌ها فعالیت، نه‌تنها کارنامه‌ای مملو از خشونت، ترور و همکاری با دشمنان ملت ایران از خود بر جای گذاشته، بلکه در درون تشکیلات بسته و مخوف خود نیز به نقض سیستماتیک و سازمان‌یافته حقوق اولیه اعضا دست زده است؛ نقض‌هایی که در موارد متعدد به مرگ‌های مشکوک و حذف فیزیکی معترضین انجامیده است.<br />
&#8230; سازمانی که افراد را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم می‌کند، پس از مرگ آنان می‌کوشد با الصاق عناوینی چون “شهید”، مسئولیت خود را پنهان و واقعیت را تحریف کند.<br />
در همین راستا، سازمان تروریستی مجاهدین خلق امروز را به بهانه مرگ موسی خیابانی “عاشورای حسینی” می‌نامد؛ اقدامی که نه‌تنها تحریف آشکار مفاهیم دینی است، بلکه توهینی مستقیم به فرهنگ عاشورا، مفهوم شهادت و آگاهی تاریخی ملت ایران محسوب می‌شود.<br />
عاشورا نماد انتخاب آگاهانه، آزادی و ایستادگی در برابر ظلم است؛ در حالی که در تشکیلات مجاهدین:<br />
– انتخاب آزاد وجود ندارد.<br />
– خروج ممنوع است.<br />
– اعتراض سرکوب می‌شود.<br />
و مرگ معترض، ابزار تبلیغاتی می‌گردد.<br />
این مقایسه، بیش از هر چیز ماهیت فرقه‌ای و تمامیت‌خواه این سازمان را عیان می‌کند&#8230;</p>
<p><strong>روایتی از نفاق پیچیده حاکم بر رفتار مسعود رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67957">رجوی مرد هزار چهره مجاهدین خلق</a></h3>
<p>آقای صمد اسکندری از جداشده های سازمان مجاهدین خلق که در دادگاه محاکمه سران مجاهدین به عنوان شاهد حضور یافت، گفت : بنی صدر که خودش مخالف جمهوری اسلامی بود میگفت کار رجوی خیانت است.<br />
صمد اسکندری شخصیت رجوی را شبیه به شخصیت ملیجک دربار در سریالی به همین نام دانست. چرا که در زمانی که در زندان ساواک بود چون احساس خطر میکرد همه را فروخت و وقتی بیرون آمد برای اینکه بتواند حاکمیت را نقض کند دست به جنگ مسلحانه زد و وقتی هم با بنی صدر به پاریس فرار کرد آنجا هم به اربابان خارجی اش دم تکان داد تا نوکری آنها را بکند و بتواند جایگاهی برای خودش به عنوان آلترناتیو سیاسی جا باز کند. وقتی احساس می کند یک ارباب از دست میدهد تلاش میکند یک ارباب جدید جایگزین کند.<br />
رجوی یک چنین شخصیتی دارد یک مرد هزار چهره شاید هم چند هزار چهره!</p>
<p><strong>*دوشنبه 20 بهمن</strong></p>
<p>در این روز کلاً 5 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>حقیقت نمایش رجوی در برلین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67980">جار و جنجال مجاهدین خلق برای هیچ</a></h3>
<p>&#8230; امسال بعد از ناآرامی‌های دی ماه، گروه تروریستی رجوی سعی نمود با فرا رسیدن پیروزی انقلاب مردم ایران در آلمان گردهمایی بزرگی داشته باشد و آنرا مهم جلوه بدهد. از مدتها قبل سعی کرد با بسیج نیرو از سراسر اروپا و آمریکا اینگونه جلوه بدهد که این بار تعداد زیادی در تظاهرات شرکت خواهند کرد. آنان از چند روز قبل توسط لابی‌&#x200d;‌های خود سعی کردند آمار شرکت کنندگان را بالا برده تا ثابت کنند رقم صد هزاری که ادعا کردند، در آلمان حضور خواهند یافت. این عدد را خبرگزاری‌هایی که پول گرفته‌اند تا مجاهدین را پوشش دهند و افرادی مانند رودی جولیانی تکرار کردند تا برای دیگران جا بیندازند.<br />
اما واقعیت صحنه در آلمان چه بود؟! اگر به تعداد افرادی که در تظاهرات حضور داشتند توجه کرده باشیم،در خواهیم یافت که اصلا چیزی که مریم رجوی در سر می پروراند، نبود. از افرادی که در این برنامه حضور داشتند می توان دریافت که تعداد زیادی از پناهندگان کشورهای مختلف گسیل کرده بودند و اصلا متوجه حرفهای مریم رجوی در سخنرانی نمی شدند و حتی وقتی مریم عنوان می کرد دست بزنید و یا شعار بدهید اصلا متوجه نمی‌شدند و فقط با همدیگر و دوستان‌شان حرف می زدند.<br />
این شگرد همیشگی سازمان برای جمع آوری نفرات در تظاهرات ها می باشد و با اینکه هر بار این حرکت ضد انقلابی افشا می‌شود ولی باز به این کار کثیف برای حیات خفیف و خائنانه‌شان ادامه می‌دهند. این بار هم با تمام حقه بازی‌ها و ریخت و پاش دلارهای باد آورده باز نتوانست افراد زیادی جمع کند. البته این گونه آمار سازی را ما در اشرف عراق نیز شاهد بودیم. میدیدیم که چگونه هزار نفر را تبدیل به صد هزار نفر می‌کردند. این آمار سازی یکی از شگردهای تکراری دستگاه تبلیغاتی رجوی می باشد&#8230;.</p>
<p><strong>چه خبر از صدهزار نفر؟</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67970">تصاویر بسیار گویا از تجمع قلابی مجاهدین خلق در برلین</a></h3>
<p>در حالی که مجاهدین خلق در تبلیغات پیش از برگزاری به اصطلاح “گردهمایی ایران آزاد” بارها تکرار کردند که انتظار می‌رود صدهزار نفر شرکت کنند، بر اساس بالاترین آمار، که رویترز منتشر کرد تعداد واقعی حدود ۸۰۰۰ نفر بودند که در حقیقت به محل تظاهرات آورده شدند.<br />
تجمع ایران آزاد که مجاهدین خلق به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب ایران در برلین آلمان برگزار کردند، از بیش از یک ماه قبل سازماندهی شده بود و با صرف هزینه های تبلیغاتی زیاد در جهت فراهم کردن جمعیت اجاره‌ای نهایتا روز شنبه برگزار شد.<br />
&#8230; با وجود صرف این حجم از هزینه‌ها، ایرانیان به مجاهدین خلق اجازه ندادند که داستان‌ها و روایت‌های جعلی خود از پایگاه دروغین مردمی‌شان را به خورد رسانه‌ها بدهند. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مملو از تصاویر و ویدئو‌هایی است که حضور پرشمار پناهجویان اوکراینی، سوری، افغان و کرد را در میان شرکت کنندگان تایید می‌کند&#8230;.</p>
<p><strong>آسیب‌های رجوی برای فرزندش</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67981">۱۹ بهمن، محصول خشونت‌طلبی و جاه‌طلبی‌های رجوی</a></h3>
<p>در سالروز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، روزی که اشرف ربیعی و موسی خیابانی در یک خانه تیمی در تهران کشته شدند، بار دیگر یکی از مهمترین روزهای مبارزه با ساختار تروریستی مجاهدین خلق مرور می‌شود؛ مقطعی که بیش از هر چیز، محصول سیاست‌های خشونت‌طلبانه، جاه‌طلبی‌های رهبری و بی‌اعتنایی به جان اعضا بود.<br />
از منظر خانواده‌ها و به‌ویژه با نگاهی که سال‌هاست از سوی انجمن نجات – متشکل از خانواده‌های اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق مطرح می‌شود، ۱۹ بهمن فقط یک “درگیری مسلحانه” نبود؛ بلکه نماد تصمیماتی است که رهبری سازمان گرفت و هزینه‌اش را دیگران پرداختند.<br />
&#8230; اشرف ربیعی در آن زمان مادری جوان بود و کودکی خردسال به نام مصطفی داشت. هیچ توجیه سیاسی نمی‌تواند این پرسش را خاموش کند که چرا باید مادری با کودک خردسال در دل چنین مخاطره‌ای قرار گیرد؟ چرا راهی برای خروج امن یا جلوگیری از آن رویارویی مرگبار اندیشیده نشد؟<br />
پاسخ روشن است. در ساختاری که رهبر در رأس هرم قرار دارد و اطاعت بی‌چون ‌و چرا اصل اساسی است، جان افراد به ابزاری برای پیشبرد خط ‌مشی سیاسی تبدیل می‌شود. همان ساختاری که بعدها نیز با طرح‌هایی چون “انقلاب ایدئولوژیک” و اعلام خانواده به‌عنوان مرز سرخ، پیوندهای عاطفی را هدف گرفت و اعضا را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، یعنی ارتباط آزاد با خانواده، محروم کرد&#8230;.</p>
<p><strong>زمان انحلال ارتش شکست خورده، فرا نرسیده است؟</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67969">اسارتگاه اشرف ۳، باید برچیده شود</a></h3>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق، روزگاری با بنیان نهادن ارتشی تروریستی و مزدور در عراق ، موسوم به ارتش آزادیبخش ملی ایران، سعی داشت، حکومت ایران را ساقط کند. مسعود رجوی رهبر این گروه و فرمانده این ارتش تروریستی، هر روز یک استراتژی جدید اعلام می کرد و هر سال را سال سرنگونی رژیم حاکم بر ایران اعلام می کرد.<br />
&#8230; سر این ارتش کذائی بی هویت درهمان آغاز راه ، در عملیات فروغ جاویدان، به سنگ کوبیده شد، شکستی سنگین ، با تلفاتی بالا، بی هیچ دستاوردی ، دست از پا درازتر به اسارتگاه و پادگان مخوف اشرف در 30 کیلومتری شمال بغداد، برگشت و زمین گیر شد.<br />
مسعود رجوی در چند سرفصل گوناگون، انحلال این ارتش را اعلام کرد، موسسان دوم، موسسان سوم، موسسان … کسانی بودند که در تاسیس و یا انحلال آن نقشی نداشتند.<br />
&#8230; آمریکا که به برگ مجاهدین، در قبال حکومت ایران، نیاز داشت، این ارتش مفلوک صدبار منحل شده و فرمانده فراری را، با چهره ی جدید و رهبری سیاسی جدید ، یعنی مریم رجوی، به نوکری پذیرفت، به شرطی که مسعود در راس نباشد، سازمان از عراق خارج گردید و به آلبانی نقل مکان داده شد، لباس های نظامی کنده شد و همه در آلبانی ، فوکول کراواتی شدند!<br />
&#8230; آیا زمان انحلال کامل این ارتش شکست خورده ، فرا نرسیده است؟<br />
آیا نباید اجازه داد، این اسرا که تمام عمر خود را در بیراهه های رجوی ، هدر دادند، این آخر عمری آزادانه نفس بکشند؟&#8230;</p>
<p><strong>*سه شنبه 21 بهمن</strong></p>
<p>در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>انقلاب اسلامی و سازمان مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67987">مجاهدین خلق در مقابل انقلاب مردم ایران</a></h3>
<p>در سال های قبل از انقلاب اسلامی ایران و در فضای سیاسی و اجتماعی آن زمان، عده ای بر این عقیده بودند که با توجه به انقلابات مارکسیستی که در جهان به وقوع پیوسته بود و تمایلات جوانان به مارکسیست بعنوان علم مبارزه و همچنین حمایت کشورهای بزرگی مانند شوروی سابق و چین از این نوع مبارزات، در ایران نیز می بایست برای سرنگونی رژیم شاه از دوره مبارزه مسالمت آمیز گذر نموده و برای مبارزه و انقلاب به شیوه های قهرآمیز و مسلحانه روی آورد. در این نوع دیدگاه گروه ها و سازمان های چپ گرا ظهور نمودند که چریک های فدایی و مجاهدین خلق را میتوان نام برد .<br />
وجود سابقه مذهبی در جامعه ایران و پایبندی سنتی مردم به اسلام موجب گردید سازمان مجاهدین خلق در بدو تاسیس اسلام را به عنوان گفتمان اصلی خود معرفی و اعتماد جریان مذهبی جامعه را به خود جلب نماید، اما با گذشت ایام و نبود پشتوانه دینی در افراد رده بالای سازمان و ضربه کاری ساواک در سال 50 و سپس بازداشت و محاکمه و اعدام اعضای مرکزی و اصلی، سازمان دچار تحول در اعتقادات خود گردید.<br />
&#8230; در خرداد سال 60 بطور رسمی علیه حکومت تازه تاسیس جمهوری اسلامی اعلام جنگ مسلحانه کردند که حاصل آن درگیری شدید سازمان با مردم و اقدامات تروریستی بعدی شد&#8230; سازمانی که شعار محوری آن مبارزه به امپریالیسم آمریکا بود هم اکنون در دامان آمریکا و با حمایت آمریکا به مقابله مردم و وطن مشغول می باشد.</p>
<p><strong>نمایش کاذب جمعیت اجتماعات خیابانی مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67985">سوء استفاده سازمان تروریستی مجاهدین خلق از آوارگان اوکراینی</a></h3>
<p>سازمان تروریستی مجاهدین خلق که سال‌هاست در تلاش برای ایجاد مشروعیت کاذب است، به روش‌های شرم‌آوری برای فریب افکار عمومی متوسل شده است. یکی از زشت‌ترین این روش‌ها، سوء استفاده از آوارگان و در سال های اخیر آوارگان اوکراینی در تجمعات نمایشی خود است.<br />
وعده‌های فریبنده برای جذب افراد نیازمند<br />
استفاده ابزاری از اتباع خارجی<br />
ترفند پنهان‌سازی با پرچم اوکراین<br />
تلاش ناامیدانه برای کم‌جلوه دادن سوء استفاده<br />
&#8230; سوءاستفاده از آوارگان جنگی و افراد نیازمند، پایین‌ترین سطح از اقدامات غیرانسانی است که این سازمان می‌تواند مرتکب شود. جامعه بین‌الملل و نهادهای حقوق بشری باید نسبت به چنین سوء استفاده‌هایی هوشیار باشند و اجازه ندهند سازمان‌های تروریستی با توسل به چنین فریب‌هایی، خود را مشروع جلوه دهند. مردم اوکراین که خود قربانی جنگ و خشونت هستند، شایسته احترام و کمک‌های واقعی هستند، نه اینکه ابزار تبلیغاتی گروهک‌های منحرف قرار گیرند.</p>
<p><strong>خشونت عجین شده با مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67984">ساده ترین برخورد مجاهدین خلق با غیر خودی ها</a></h3>
<p>فیلمی از مواجه بادیگاردهای مریم رجوی با یک خبرنگار در اینترنت پر بازدید شد. فیلمی که نحوه برخورد مجاهدین خلق با هر کس که با آنها نباشد را تا حدودی نشان می دهد. محافظین مریم رجوی بعد مطرح شدن این سوال از سوی خبرنگار که “نظر شما درباره صدام چیست؟” بلافاصله به سمت او حمله می برند و با توهین و فحاشی می خواهند موبایل او را بربایند.<br />
این حرکات تا حدودی نحوه برخورد مجاهدین خلق را نشان می دهد که آنها در یک کشور اروپایی، در روز روشن و جلوی چشم همه و در روزی که در برلین برنامه داشتند و مریم رجوی این الهه ترور و سرکوب قصد داشت در آن برنامه از دموکرات بودن خودش صحبت کند چنین رفتاری در مواجه با فقط یک سوال داشتند. یعنی این رفتار محافظین مریم رجوی در شرایطی انجام شده که آنها بدلیل عوامل فوق الذکر، فوق العاده دست بسته بوده و نمی توانستند درون مایه تروریستی و سرکوبگر خود را به شکل عریان تری نشان بدهند. حالا تصور کنید وقتی دست شان باز باشد با غیر خودی ها چه خواهند کرد.<br />
&#8230; بی شک مجاهدین خلق یک گروه تروریستی هستند که رهبرشان در آرزوی رسیدن به قدرت، در خدمت پلیدترین دشمنان ایران اقدام کرده و می کند و هیچ رابطه مسالمت آمیزی با مردم ایران ندارند و کشتار و سرکوب بخش جدایی ناپذیر از ماهیت رجوی ها و گروه تروریستی شان است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68010">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۳</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68010/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۲</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67958</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67958?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Feb 2026 06:33:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67958</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 11 بهمن در روز شنبه جمعاً 6 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: کینه نسبت به جداشده ها رجوی مانع از تبادل زندانیان ایرانی ابوغریب می‌شد تشکیلات رجوی از سال 71 به بعد هر کدام از افرادی که درخواست جدایی از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67958">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 11 بهمن</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 6 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>کینه نسبت به جداشده ها</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67905">رجوی مانع از تبادل زندانیان ایرانی ابوغریب می‌شد</a></h3>
<p>تشکیلات رجوی از سال 71 به بعد هر کدام از افرادی که درخواست جدایی از مجاهدین را می دادند بعد از اعمال فشار و زندانی کردن در تشکیلات، نهایتا بدون سر و صدا با توجیه اینکه این افراد جاسوس هستند و یا ورود غیر قانونی به عراق داشتند، تحویل استخبارات عراق می داد تا به همین جرم ها در زندان ابوغریب زندانی شوند. این در حالی است که اکثر آنها سوابق حضور طولانی مدت در تشکیلات رجوی داشتند .<br />
رجوی می دانست که جرم جاسوسی در عراق 20 سال و ورود غیر قانونی به عراق 8 سال حکم حبس دارد و از آنجایی‌که نفرت و کینه زیادی نسبت به این دسته از افراد داشت، به جهت انتقام آنها را به زندان ابوغریب می‌فرستاد تا به لحاظ روحی و روانی تخریب شوند .<br />
&#8230; در سال 80 شرایط به گونه‌ای شد که ظاهرا دیگر رجوی نمی توانست از طریق ابوسیف کنترلی برای روی اعضای زندانی شده در ابوغریب داشه باشد چون در این سال موضوع حمله آمریکا به عراق جدی‌تر شده بود و به همین دلیل دولت عراق تصمیم گرفت تا زندانیان ایرانی ابوغریب را با زندانیان عراقی در ایران مبادله کند. ظاهرا ابوسیف از این موضوع خبردار شده و آن را به تشکیلات رجوی منتقل می‌کند و تشکیلات تلاش می‌کند تا تبادلی صورت نگیرد چرا که طرح رجوی به هم می‌ریخت.<br />
اما دولت عراق در بهمن ماه 1380 پنجاه نفر از زندانیان که اکثرا از اعضای با سابقه تشکیلات بودند در جریان مبادله به ایران منتقل کرد. البته کسی از پشت پرده تلاش رجوی برای ممانعت از تبادل زندانیان خبری نداشت.<br />
&#8230; متاسفانه برخی از نفرات از جمله بیت الله جهانی و عباس و چند نفر دیگر که اسمشان را فراموش کردم، براثر فشارهای زندان ابوغریب دچار اختلالات روانی شدند. با این وجود، اکثر نفرات با هدف افشای ماهیت جنایتکارانه رجوی توانستند تا حد قابل قبولی روحیه خود را حفظ کنند. هرچند آسیب‌های روحی برآنها وارد شده بود ولی نگذاشتند طرح جنایتکارانه رجوی محقق شود.</p>
<p><strong>عدم مقبولیت مجاهدین خلق در ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67912">دویچه وله: مجاهدین خلق مشکلات مشروعیتی عمیق دارند</a></h3>
<p>آندریاس کریگ، یک کارشناس برجسته مسائل خاورمیانه: &#8230; به طور کلی اپوزیسیون ایران &#8220;چند پاره&#8221; است. جایگاه اپوزیسیون نه با غیبت، که با پراکندگی توصیف می‌شود. در داخل ایران، اقدام جمعی عمدتاً بدون رهبر و شبکه‌ای باقی می‌ماند: بسیج محلی، پیوندهای اجتماعی، پویایی‌های محل کار و اکوسیستم‌های دانشگاهی، بدون یک ساختار فرماندهی ملی یکپارچه، موجی از اعتراضات هماهنگ را ایجاد می‌کنند.<br />
در خارج از ایران، مهاجران همچنان در شکل‌دهی روایت‌ها و هیجانات تأثیرگذار هستند، اما از نظر سازمانی دچار تفرقه هستند و اغلب از سوی مردم داخل کشور که هم از دستکاری و هم از خلاءقدرت پس از فروپاشی می‌ترسند، مورد بی‌اعتمادی قرار می‌گیرند<br />
&#8230; سازمان مجاهدین خلق برای بازیگران متعدد در فضای اطلاعاتی، از جمله تندروهای ضد ایرانی در ایالات متحده و اسرائیل، به راحتی قابل استفاده است. اما به هیچ وجه نقشی در رهبری اعتراضات ندارد.</p>
<p><strong>*یکشنبه 12 بهمن</strong></p>
<p>4 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67915">کثرت گرا، در فرهنگ گروه تروریستی مجاهدین خلق</a></h3>
<p>مسعود رجوی، روزگاری در یکی از نشست های جمعی می گفت: هرکس با ما نیست، لاجرم برماست، بحث، بحث دو سر طیف است ، میانه نداریم و میانه بازهم نداریم.<br />
او به روشنی در یک نشست درونی، اعلام می کند که هیچ کس و هیچ حزب و هیچ شخصیتی را به جز خود و سازمان تروریستی اش ، به رسمیت نمی شناسد.<br />
&#8230; این حس تمامیت خواهی او، در بعد از انقلاب ضدسلطنتی هم ، کار دستش داد و همه چیز را به باد داد. او که خود را همواره عقل کل می داند، همیشه با تک رایی های خود، در تشکیلات هم گند می زد. مرغ مسعود رجوی یک پا داشت و خود را پدیده ای منحصر به فرد و استثنائی می دانست&#8230;. کلمه ی “کثرت گرا”، از جمله شعارهای ورد زبان رهبران سازمان رجوی است، اما در عمل هرگز به این شعار هم مثل شعارهای دیگر، پایبند نبودند.<br />
&#8230; گر بخواهیم استراتژی و تاکتیک های واقعی مسعود رجوی را درک کنیم، باید همه کلمات ادعائی این شخص و سازمانش را، برعکس کنیم. مثلا وقتی می گوید کثرت گراست، یعنی ابدا اهل قبول کردن کسی نیست، وقتی از آزادیهای فردی و حقوق زن و مرد می گوید، بدین معناست که ابدا آزادی فردی کسی را قبول ندارد و به شدت مرد گراست، مثال این موضوع در داخل تشکیلات معنی پیدا می کند ، زنان در ظاهر در هژمونی و رده های فرماندهی قرار دارند، اما همه زیر نظر یک مرد که مسعود رجوی باشد، عمل می کنند، تازه با همین زنان تراز مکتب و فرمانده نیز در خلوت ، آن کار دیگر می کند&#8230;</p>
<p><strong>به دنبال شکست مفتضحانه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67918">ابراز خوشحالی بی پایه از طرف باند رجوی</a></h3>
<p>به دنبال شکست مفتضحانه ای که مجاهدین خلق در شورش های دی ماه سال جاری در ایران خوردند، تظاهرات پراکنده خود را بیشتر به خارج از کشور منتقل کرده و قبل از اینکه موفقیتی دراین تظاهرات بی مایه بدست آورند با جریانات ضد مردمی دیگر از جمله سلطنت طلبان درگیر شده و نشان دادند که جبهه براندازان از چه تشتت عمیقی رنج میبرند و چه بدبخت، رنجور و ناتوانند!<br />
&#8230; به رجوی باید گفت که این سلاح های سنگین در مقابل چشمان اعضای سازمان تروریست شما با گیوتین قطعه قطعه شد و نابود گردید و کسی دسترسی به این سلاح های تبدیل به خاک شده ندارد تا آنرا تحویل شما دهد تا بوسیله آنها ایران را تحت تصرف خود در آورید!<br />
وقتی دشمن قدرتمند وغداری بنام سیستم آمریکا قادر به ورود از مرزهای ایران و تصرف قسمتی ازخاک ایران نیست، شما با کدام نیرو و با کدام سلاح های موهوم ، قادر به حضور زمینی و تصرف اراضی ایران خواهید بود!<br />
بنابراین این درخواست احمقانه اعاده ی سلاح ناموجود به مجاهدین ، یک شوخی احمقانه ای بیش نیست و مجاهدین خلق از سر استیصال مبادرت به طرح چنین درخواستی که اجابت اش غیرممکن است ، کرده اند!&#8230;</p>
<p><strong>*دوشنبه 13 بهمن</strong></p>
<p>در این روز کلاً 11 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>طعمه بورژوازی خارجه نشین نداریم</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67925">رجوی در نهایت طعمه بوروژوازی شد</a></h3>
<p>مسعود رجوی در دهه 80 نشست طعمه را در قرارگاه باقرزاده در عراق برگزار کرد. ابتدا این جلسات با حضور خود رجوی و مریم استارت خورد سپس توسط مهوش سپهری، مهدی ابریشم چی و دیگر مسئولین بالای سازمان ادامه پیدا کرد.<br />
&#8230; رجوی در نشست طعمه روح و روان افراد را هدف قرار داد و برای کنترل اعضا هر گونه انتقاد و یا اعتراضی را در درون سرکوب می کرد. در حقیقت این نشست‌ها و حتی جلسات کوچکتری که داشتیم توسط خود او طراحی و اجرا می شد .<br />
نشست‌های طعمه این گونه بود که نسبت به هر کسی شک داشتند در حضور جمعی از اعضای سازمان بازخواست می گردید. هدف ایجاد ترس و وحشت در میان اعضای سازمان بود. در بحث طعمه حتی پاسپورت بچه‌هایی که از آمریکا آمده بودند و گرین کارت داشتند را توقیف کرده و از افراد گرفتند تا در صورت لزوم از آن استفاده نکنند. رجوی به صراحت گفت طعمه بورژوازی خارجه نشین نداریم؛ فقط راه ایران باز است آن هم شرط و شروطی دارد. به هر ترتیب کاری می‌کرد تا فرد را پشیمان کند و در سازمان باقی بماند .<br />
&#8230; امروز مسعود رجوی ناپدید شده است. مریم رجوی و نیروهایش در اروپا ساکن هستند. رهبری مجاهدین در آلبانی برای نماینده‌های آمریکایی فرش قرمز پهن می‌کند و دست به دامن غرب شده تا در این وانفسا دستش را بگیرد و دست کم تشکیلاتش را به عنوان اپوزیسیون به رسمیت بشناسد. همین رهبری که با انواع برچسب‌ها چون “طعمه بورژازی” اعضای خود را سرکوب کرد، اکنون تاوان پس می‌دهد و خود طعمه بورژوازی شده است&#8230;</p>
<p><strong>روش کار عوامل مجاهدین خلق در آشوب‌ها</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67928">مصاحبه با مصطفی بهشتی در گزارش پرس‌تی‌وی از ناآرامی‌ها</a></h3>
<p>آقای مصطفی بهشتی: &#8230; در رأس مجاهدین خلق، اسرائیل و ایالات متحده دستور می‌دهند. آنها دستورالعمل‌ها را صادر می‌کنند و این گروه تروریستی فقط مجری است.<br />
یک یا دو ماه قبل از این وقایع، مجاهدین خلق کار خود را در گروه‌های تلگرامی با استفاده از حساب‌های جعلی آغاز کردند. سپس، آنها عوامل، اسلحه و مهمات خود را از طریق مرزهای غربی ایران وارد کردند. این عوامل مسلح کسانی هستند که علیه غیرنظامیان و نیروهای امنیتی اقدامات تخریبی و خرابکاری انجام دادند. پرداخت پول به مزدوران یک سنت دیرینه در مجاهدین خلق است. آنها به اعضای خود دستور داده بودند که تمام فعالیت‌ها باید حضوری انجام شود و هیچ پیامی نباید در پلتفرم‌های آنلاین ارسال شود. در هسته‌های سه نفره فعالیت می‌کنند. یک نفر از خارج از کشور با این تیم سه نفره در تماس است.<br />
ما از طریق ارز دیجیتال و صرافی‌ها حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون برای آتش‌سوزی و درگیری با نیروهای امنیتی پرداخت می‌کردیم. در برخی موارد، روش جداگانه‌ای داشتیم. مبالغ در سطل‌های زباله در پارک‌ها پنهان می‌شد.<br />
اگر بخواهم به‌طور خلاصه بگویم، این وقایع بسیار شبیه به اتفاقاتی بود که در دهه 60 در ایران رخ داد. در آن زمان، آنها برای متقاعد کردن مردم نیاز به جعل مرگ و تصویرسازی از خود به‌عنوان قربانی داشتند.<br />
به‌عنوان یک جداشده که ۲۰ سال از عمرم را درون حصارهای مجاهدین خلق گذرانده ام، شکی ندارم که این حجم از کشتار که مجاهدین خلق انجام دادند حتی داعش مرتکب نشده است. مجاهدین خلق برای نشان دادن وفاداری و نقش مزدورانه خود به اسرائیل دست به هر عمل وحشیانه‌ای می‌زنند.</p>
<p><strong>مجاهدین خلق سوژه آثار سینمایی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67927">روایت سینمای ایران از چهار دهه خیانت سازمان مجاهدین خلق</a></h3>
<p>منش و روش خیانت‌بار سازمان مجاهدین خلق در چهار دهه گذشته سوژه آثار سینمایی متعددی قرار گرفته است. در زیر به 16 فیلم سینمایی در این خصوص اشاره می گردد:<br />
– فیلم سینمایی “توهم” ۱۳۶۴<br />
– فیلم سینمایی “دست‌نوشته‌ها” 1365<br />
– فیلم سینمایی “پرواز پنجم ژوئن” 1368<br />
– فیلم سینمایی “تعقیب سایه‌ها” 1369<br />
– فیلم سینمایی “پادزهر” 1372<br />
– فیلم سینمایی “پناهنده” 1372<br />
– فیلم سینمایی “روز شیطان” 1373<br />
– فیلم سینمایی “به رنگ ارغوان” 1383<br />
– فیلم سینمایی “نفوذی” 1387<br />
– فیلم سینمایی “سیانور” 1394<br />
– فیلم سینمایی “امکان مینا” 1394<br />
– دو فیلم سینمایی “ماجرای نیمروز” و “رد خون” ۱۳۹۴ و ۱۳۹۷<br />
– فیلم سینمایی “ضد” 1400<br />
– فیلم سینمایی “سرهنگ ثریا” 1401<br />
– فیلم سینمایی “بازی خونی” 1403</p>
<p><strong>رجوی رهبر جامانده</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67930">تشدید بحران مشروعیت مجاهدین خلق، درخواست سلاح از سوی رجوی</a></h3>
<p>&#8230; رجوی چهار دهه لابی فعال و بریز و بپاش تشکیلاتش برای جلب حمایت جنگ طلبان غربی را انکار می‌کند و مدعی است که “هیچ نیازی به دخالت خارجی و مداخلهٔ نظامی نیست” و در عوض به عنوان تنها گزینه برای پیروزی مخالفان ایران، “سلاح‌های مجاهدین خلق را برگردانید، کفایت است”.<br />
او البته با وقاحت انکار می‌کند که سلاح‌ها اهدایی صدام حسین بودند و وقیحانه ادعا می‌کند که سلاح‌ها را در جنگ ایران و عراق از نیروهای نظامی ایران به غنیمت برده اند و “در واقع متعلق به مردم ایران است”.<br />
به نظر می‌رسد که مسعود رجوی اصل مسئله، یعنی عدم مشروعیت خود و تشکیلاتش در ایران، را به کل نادیده می‌انگارد و می‌خواهد از طریق حمله نظامی مدنظر خویش سلاح‌های کذایی را به مردم ایران بازگرداند! کاری که در همه جریانات اعتراضی در سالهای گذشته، حتی پس از خلع سلاح نیروهایش توسط ارتش آمریکا در سال 2003، انجام داده است. مجاهدین خلق همواره خشونت و آشوب را وارد عرصه مطالبات مردمی کرده است اما هرگز پایگاهی در میان مردم نیافته است و در جامعه ایران هر روز بیش از گذشته طرد شده اند.<br />
در حالی که ملت ایران در هر بزنگاهی نفرت خود به مجاهدین خلق را ابراز می‌کنند، برای آنها مسلح بودن یا نبودن مجاهدین خلق تفاوت چندانی ندارد به جز اینکه اگر این تشکیلات با سوابق تروریستی گسترده‌اش، رسما مسلح شود، در میانه هر آشوبی بسیار محتمل‌تر از همیشه می‌توان مسئولیت ارعاب و خشونت‌ها را متوجه آنها کرد&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 14 بهمن</strong></p>
<p>در این روز 10 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>کارکرد متناسب با نیاز کارفرما</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67935">مجاهدین خلق از طریق وطن فروشی به حیات شان ادامه می دهند</a></h3>
<p>مجاهدین خلق سال هاست که تبدیل به یک گروه تروریستی کاملاً بسته و جدا از مردم شده اند که از کارفرمایان خارجی خط و دستور کاری گرفته و متناسب با نیاز کارفرما عمل می کنند. زمانی این کارفرما صدام بود و از این گروه در جبهه های جنگ علیه مرزبانان ایرانی کار می کشید و حتی بعد از جنگ بر اساس نیازها و خواسته های خودش به این گروه امکانات می داد تا تیم های مجاهدین خلق از مرزهای عراق وارد خاک ایران شده و اقدامات تروریستی همچون خمپاره زنی یا انفجار انجام بدهند و به ایران فشار بیاورند با این تصور که با این فشارها از ایران امتیاز بگیرند.<br />
&#8230; کاری که وطن فروشان مجاهدین خلق به عنوان موجوداتی که در ظاهر ایرانی هستند برای صهیونیست ها و جنگ طلبان حامی آنها در آمریکا انجام دادند را هیچ دولت یا گروه خارجی نمی توانست انجام بدهد. جنگ طلبان ضد ایرانی نیز از اقدامات آنها حداکثر بهره را برده و مردم ایران را با تحریم های خود به شدت تحت فشار قرار دادند با این توجیه که خود ایرانیان (وطن فروشان مجاهدین خلق) می گویند دولت ایران بدنبال بمب اتمی است و خود ایرانی ها (وطن فروشان مجاهدین خلق) خواستار تحریم بیشتر هستند. ضمن آن که درست چند روز قبل از حمله رژیم صهیونیستی به ایران و شروع جنگ 12 روزه، یعنی در 20 خرداد 1404 این گروه وطن فروش یک کنفرانس خبری در واشنگتن درباره برنامه هسته ای ایران برگزار نمود و طی آن بار دیگر ایران را متهم نمودند دنبال ساخت بمب اتمی است تا برای حمله رژیم صهیونستی و بعد آمریکا به ایران زمینه سازی کنند.<br />
&#8230; مجاهدین خلق ابزاری در دست کارفرمایان ضد ایرانی و صهیونیست ها هستند که حیات انگلی شان از طریق قلاب شدن به کارفرمای خارجی میسر است و از رنج و خونی که به مردم ایران تحمیل می نمایند ارتزاق می کنند.</p>
<p><strong>منابع مالی و هزینه‌های مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67940">ساز و کارهای بقای اقتصادی و مالی سازمان مجاهدین خلق در تبعید</a></h3>
<p>&#8230; سازمان تروریستی مجاهدین خلق پس از سقوط صدام حسین، دارایی‌های مادی قابل توجهی را از دست داد و برای ادامه فعالیت خود در اروپا و آمریکا، نیازمند ایجاد شبکه‌ای پایدار از منابع مالی بود. بررسی این سازوکار، پنجره‌ای به ساختار عملیاتی و اولویت‌های سازمان می‌گشاید.</p>
<p>۱. منابع درآمد:</p>
<p>• کمک‌های اجباری یا داوطلبانه اعضا: اظهارات جداشدگان از مجاهدین خلق حاکی از آن است که اعضای باسابقه تمام‌وقت سازمان، اغلب هر گونه منابع مالی از اموال شخصی گرفته تا ارثیه خانوادگی را به صندوق مرکزی سازمان واریز کرده‌اند. این یکی از پایه‌های سنتی تأمین مالی سازمان بوده است.<br />
• جمع‌آوری کمک از هوادارن: سازمان شبکه‌ای از هوادارن غیرعضو در میان برخی از ایرانیان مهاجر دارد که از طریق مراسم، جشن‌ها و درخواست‌های مستقیم، از آنها کمک مالی دریافت می‌کند. هواداران گاهی موظف هستند که به طور منظم و ماهانه مبالغی از درآمد خود را برای تشکیلات واریز کنند.<br />
• فعالیت‌های اقتصادی تحت پوشش: بنابر شهادت برخی اعضای پیشین و گزارش‌های مستند و برخی تحقیقات محلی در کشورهای اروپایی، نهادها و افراد مرتبط با سازمان، اقدام به ثبت شرکت‌های کوچک در حوزه‌هایی مانند معاملات املاک، رستوران‌داری، خدمات و تجارت کرده‌اند. گردش مالی و سودآوری واقعی این فعالیت‌ها اغلب شفاف نیست. همچنین گروهی از اعضای ساکن در کمپ مجاهدین خلق وظیفه اداره شرکت‌های صوری یا واقعی در کشورهای غربی را دارند که در بیشتر مواقع با سازوکارهای پیچیده مالی و شبکه سازی درآمدزایی دارند. فعالیت‌های پوششی مالی شامل فروش مقالات علمی که برخی کودک سربازان نخبه در تشکیلات می‌نویسند، به نشریات علمی و پژوهشی نیز می‌شود.<br />
• حمایت احتمالی بازیگران سیاسی منطقه‌ای در گذشته: در دوران اقامت در عراق، سازمان به طور گسترده تحت حمایت مالی و لجستیکی رژیم صدام حسین بود. تشکیلات سهم مشخصی از نفت عراق داشت و سرمایه گذاری های کلان مالی بر درآمد حاصل از این تجارت در کشورهای غربی، کماکان برای مجاهدین خلق درآمد زاست&#8230;.</p>
<p><strong>فمینیسم دروغین رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67942">زنان در مجاهدین خلق: دوگانه اسطوره تبلیغاتی و برده‌داری</a></h3>
<p>سازمان تروریستی مجاهدین خلق همواره حضور و نقش زنان را به عنوان یکی از محورهای تبلیغاتی خود قرار داده و تصویری از یک سازمان فمینیست و برابری‌طلب ارائه می‌دهد. اما واکاوی این ادعا نشان از تضاد بین تصویر زن مسلح و رهبر در تبلیغات، با قوانین درونی، ساختار قدرت و روایت‌های زنان جدا شده از سازمان را دارد.<br />
تصویر زنانی در لباس نظامی، در صفوف رده‌بالای سازمان (مانند مریم رجوی) و شعارهای برابری‌خواهانه، سازمان مجاهدین خلق را در نگاه اول به عنوان مدافع حقوق زنان جلوه می‌دهد. اما تحلیل عمیق‌تر، نشان‌دهنده شکافی قابل توجه بین این تصویر و واقعیت‌های درونی است.<br />
&#8230; سازمان مجاهدین خلق از «زن» به دو شکل استفاده می‌کند: به عنوان سرباز در عملیات تبلیغاتی و به عنوان نماد در دیپلماسی عمومی. اما در ساختار قدرت درونی، زنان (به استثنای معدودی در رأس) از دسترسی واقعی به کانون‌های تصمیم‌گیری محروم بوده و زندگی شخصی آنان تابع مقرراتی سخت و غیرمعمول است. این دوگانگی، اعتبار ادعاهای برابری‌طلبانه سازمان را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که مسئله زنان در این سازمان، بیش از آن که یک «ارزش ذاتی» باشد، یک «ضرورت راهبردی» برای بقا در فضای بین‌المللی است.</p>
<p><strong>مغزهای پوسیده اعضا</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67941">عادی سازی خون و خشونت برای اعضای مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; افراد زامبی هیچ گونه اختیاری از خود ندارند مانند اعضای مجاهدین در اشرف 3 و هر چیزی که به آنان گفته می شود باید نشخوار کنند و به تعریف و تمجید از سرکرده گروه بپردازند. برای آنها ریشه و اصالتی نمی‌ماند. بنابراین کنترل‌شان دست دشمن است و به افرادی ضد ملت و وطن تبدیل می‌شوند .<br />
یکی دیگر از شباهت‌هایشان کشتن انسان‌ها و خوردن خون آنان است. اگر به جریان اغتشاشات اخیر دی ماه نگاه کنیم در می یابیم همه شان به دنبال کشتار و ریختن خون و کشته سازی بودند و برایشان هیچ فرقی نداشت که فرد کشته شده چه فردی است فقط باید خون ریخته شود و زنده بودن شان با آن تضمین می شود .<br />
در مورد رجوی تروریست باید گفت که او بعد از پیروزی انقلاب در این راه قدم گذاشت و شاهد بودیم که چگونه در سخنرانی‌های خود از کشته‌های سازمان حرف می زد تا خودش را مبرا از هر گناهی بداند و اگر اکنون دشمنان ایران به این مرحله رسیده‌اند، آنان از بعد از پیروزی انقلاب این مسیر غلط را آغاز و طی کرده بودند .<br />
همچنین در سوابق مجاهدین خلق، شاهد آتش زدن اتوبوس شهری و سوزانده شدن افراد بی گناه و کودک بودیم و بعد شاهد کندن پوست سر و جنایت‌هایی از این قبیل. در همان زمان سازمان در حال ساختن انسان‌هایی بود که امروز زامبی نامیده می شود. افرادی که از خودشان هیچ اراده‌ای نداشته باشند و فقط تشنه خون باشند.<br />
اکنون این مسئله را در اعضای مصیبت زده در اشرف سه نیز شاهد هستیم. هنوز بدون اینکه فکری از خودشان داشته باشند به گفته سرکرده به دنبال کشتن و نابودی هستند. عشق ، زندگی و احساسات در وجود آنها نابود شده است&#8230;.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67958">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67958/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۱</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67898</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67898?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Jan 2026 04:51:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67898</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 4 بهمن 7 مطلب جدید حاصل کار روز شنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است: الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴ محمدعلی صمدی، پژوهشگر تاریخ معاصر: &#8230; مجاهدین خلق در خرداد سال ۱۳۶۰ با اعلام جنگ مسلحانه، علیه جمهوری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67898">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 4 بهمن</strong></p>
<p>7 مطلب جدید حاصل کار روز شنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67850">عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴</a></h3>
<p>محمدعلی صمدی، پژوهشگر تاریخ معاصر: &#8230; مجاهدین خلق در خرداد سال ۱۳۶۰ با اعلام جنگ مسلحانه، علیه جمهوری اسلامی ایران، در حمایت از ابوالحسن بنی‌صدر، تلاش کردند مشروعیت نظام را زیر سوال ببرند. آنان با بهانه درباره محدودیت‌های ساختاری و عدم امکان فعالیت در چارچوب قانون، به نبرد مسلحانه روی آوردند. از همان روز، عناصر مسلح این گروه به خیابان‌ها ریختند و شهروندان عادی و هر فردی که به هر نحوی ظاهر و چهره‌اش به طرفداران جمهوری اسلامی شبیه بود و به وفاداری به نظام شناخته می‌شد را هدف قرار دادند.<br />
&#8230; در اغتشاشات اخیر نیز شاهد تکرار همین الگوهای خشونت‌آمیز بودیم؛ از ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، ورود به خانه‌ها و آتش زدن خودروها گرفته تا قطع اعضای بدن… همین کارهایی که در این روزها شاهد بودیم، الگوی کار مجاهدین خلق بود. چیزی داشتند به اسم عملیات مهندسی، نمونه‌ای دردناک از این خشونت‌ها، شهادت سه جوان زیر ۲۵ سال _که یکی از آنان ۱۷ سال داشت_ است که با لباس مبدل کمیته انقلاب اسلامی اینها را گرفتند و بردند در خانه‌ای؛ پس از چند روز شکنجه‌های وحشتناک نظیر استفاده از اتو، شوک الکتریکی و کندن پوست… کارهای عجیب و غریبی که از ساحت انسانی به دور است، با تزریق سیانور و در حالی که هنوز نفس می‌کشیدند، زنده به گور شدند. یکی از حوادث معروف ترور یک معلم در حین تدریس در کلاس درس بود، وارد کلاس شدند جلوی تخته سیاه او را به گلوله بستند و خونش بر تخته سیاه پاشید. صحنه‌های وحشیانه اخیر نشان می‌دهد الگو یکی‌ست.<br />
&#8230; این‌ها همان رویای شکست‌خورده دهه شصت را دنبال می‌کنند، اما محاسبات آنان اشتباه است و مردم ایران با هوشیاری و حضور در صحنه، پاسخ دندان‌شکنی به آنان خواهند داد. در دهه شصت مردم با حضور گسترده در راهپیمایی‌ها و تشییع پیکر شهدایی نظیر شهید بهشتی و شهید رجایی، تشییع شهدای شاخص ترور و… ادعاهای مجاهدین خلق مبنی بر عدم محبوبیت مسئولان را رد کردند. همکاری مردم با دستگاه‌های امنیتی در شناسایی و خنثی‌سازی تیم‌های تروریستی و خانه های تیمی نیز نقش بسزایی در برخورد با آنان داشت که هسته‌های عملیاتی‌شان را غیر فعال می‌کرد&#8230;.</p>
<p><strong>تبیین عملیات موسوم به فروغ جاویدان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67855">شهادت ابراهیم خدابنده در دادگاه سران مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; &#8220;به گفته شخص مسعود رجوی استراتژی سازمان از بدو تشکیل جمهوری اسلامی، سرنگونی آن به صورت قهرآمیز و جایگزین نمودن آن با آلترناتیو مجاهدین خلق بوده است. در 30 خرداد 60 که سازمان احساس کرد آمادگی لازم برای شروع حرکت مسلحانه را دارد این نیت را علنا اعلام نمود و عملا وارد به اصطلاح جنگ مسلحانه با نظام شد. تاکتیک اولیه به گفته سازمان مرحله زدن رأس نظام بود که در عملیات تروریستی 7 تیر و 8 شهریور سال 60 و ترور دیگر سران جمهوری اسلامی در اوایل دهه 1360 صورت پذیرفت و همزمان رجوی همراه با بنی صدر به فرانسه گریخت تا از آنجا سرنگونی را دنبال نماید. این تاکتیک با شکست مواجه شد. تاکتیک بعدی با عنوان زدن سرانگشتان نظام در دستور کار قرار گرفت که تیم های ترور از فرانسه برای انجام عملیات تروریستی علیه هر کسی که حتی ظاهر طرفداری از نظام داشت هدایت می شدند. بعدا فاش شد که در فرانسه یک ساختمان با 120 اتاق با چند صد خط تلفن برای هدایت تیم های ترور در داخل کشور مورد استفاده قرار گرفته است. در این تاکتیک گفته می شد که کسانی هستند که عامل اختناق می باشند، مانند پاسدار، بسیجی، حزب اللهی یا حتی هر کس که مختصر تعلق خاطری به نظام دارد و خط کار این بود که این افراد باید از میان برداشته شوند. گفته می شد که باید رقم ترورها به روزی 100 نفر برسد. هر کس که ریش داشت یا در مغازه اش عکس امام بود یک سوژه ترور محسوب می گردید. این تاکتیک هم به نتیجه نرسید.&#8221;<br />
&#8230; خدابنده عملیات فروغ جاویدان را با دو خصیصه اصلی به این شکل تبیین می کند:<br />
1- استفاده از خشونت و کشتار و تخریب حداکثری به منظور ایجاد رعب و وحشت در میان مردم با این شعار که اسیر نداریم و تلفات غیرنظامی به هر میزان که باشد اصلا مهم نیست.<br />
2- استفاده از جاده های اصلی مواصلاتی که مورد استفاده عموم مردم است و ورود به شهرها برای ایجاد سپر انسانی در برابر حریف برای بستن دست طرف مقابل برای گشودن آتش<br />
مهندس ابراهیم خدابنده عملیات داعش برای تصرف حلب در سوریه و موصل در عراق را عینا با همین دو خصیصه عنوان نموده و آبشخور آن ها را یکی می داند. او همچنین تاکتیک عملیات یعنی استفاده از خودروها و سلاح های سبک برای سرعت بخشیدن به حرکت و استفاده از عنصر غافلگیری را هم کاملا مشابه ارزیابی نموده و نتیجه گیری می کند که سرنخ هر دو جریان در دست یکی بوده است.</p>
<p><strong>*یکشنبه 5 بهمن</strong></p>
<p>4 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>شیوه خاص شکنجه گری</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67862">دکتر شکنجه گر &#8220;حسین فرصت&#8221; با نام مستعار دکتر یحیی</a></h3>
<p>آقای فؤاد بصری: &#8230; در نشست مقر مرا سوژه کردند. می گفتند چرا مناسبات ما را شخم می زنی؟ و از این گونه موارد. یک شب در مقر دندان درد شدیدی گرفتم که داشتم روانی می شدم. ساعت دو نیمه شب بود رفتم امداد گر مقر را بیدار کردم و به او گفتم از درد دندان دارم می میرم فکری به حال من بکن. در جواب گفت جایی نمی توانم تو را ببرم. گفتم من دارم از درد می میرم. امداد گر مقر رفت پیش مسئول تشکیلات برادران موضوع مرا با او مطرح کرد. مسئول تشکیلات برادران با مسئول مقر هماهنگ کرد و مسئول مقر با امداد. ساعت سه خورده ای بود که هماهنگ کرد امداد گر مقر با خودرو مرا به امداد ببرد قبل از اینکه مرا پیش دکتر یحیی ببرد، گفت: خواهر فلانی سفارش تو را به دکتر یحیی کرد.<br />
از دردی که می کشیدم نفهمیدم چی گفت. دکتر یحیی دندان مرا چک کرد و گفت بخواب روی صندلی دندان پزشکی. مسئول مقر تلفنی دکتر یحیی را توجیه کرده بود کاری با من بکند که حرف گوش کن باشم و تشکیلات را شخم نزنم. دکتر یحیی شروع کرد به معالجه کردن دندان من، آنهم بدون آمپول بی حسی. درد زیادی هنگام معالجه کردن می کشیدم. آنقدر درد شدید بود که چند بار از روی صندلی بلند شدم و به دکتر یحیی گفتم پدر مرا در آوردی! در جواب گفت تو هم پدر سازمان را در آوردی. من هم پدر تو را در می آورم که آدم شی . دندانی که معالجه کرد تا یک هفته درد داشت و در نهایت توسط دکتر عراقی با آمپول بی حسی کشیده شد.</p>
<p><strong>*دوشنبه 6 بهمن</strong></p>
<p>در این روز کلاً 6 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>مجاهدین نماینده خشونت طلبان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67870">رجوی ها با ایجاد وحشیگری، جنایت اربابانشان را کمرنگ می کنند</a></h3>
<p>یکی از ویژگی های گروه تروریستی و وطن فروش رجوی این است که با اقدامات خود جنایات اربابان شان را کمرنگ و توجه ها را از تمرکز بر بی رحمی های اربابان خارج کند. رجوی های وطن فروش به قدری در انجام این اقدام خیانت کارانه متبحر هستند که کارنامه شان در این زمینه قطور است.<br />
مدت های مدیدی بود که جنایت صهیونیست ها در غزه در صدر خبرهای جهان قرار داشت. از هر سمت این کودک کشان وحشی مورد اعتراض بودند و کمتر کسی یافت می شد (حتی در بین حامیان اروپایی شان) که جنایات آنها را محکوم نکند. بنابراین آنها که امروز حکم کارگزار رجوی ها هستند، با هدف خارج شدن از این توجه، به تروریست های وطن فروش گروه رجوی و دیگر مزدوران خود دستور دادند تا اعتراضات به حق مردم ایران را به اغتشاش بکشند. اغتشاشاتی خشونت بار و وحشیانه که یکی از اهداف آن زمینه سازی برای تولید خشونت بیشتر بود. به این ترتیب، رجوی های تروریست با اقدامات زامبی گونه خود کاری کردند که از اواسط دی ماه عملاً توجه رسانه های جهان از جنایات صهیونیست ها در غزه و لبنان منحرف و به ایران معطوف شد.<br />
خبر اول بسیاری از رسانه ها تغییر کرد. دیگر کشتار صهیونیست ها در مناطق اشغالی به حاشیه رفت و کمرنگ شد و بجای آن تیترهای اصلی بر ایران متمرکز گردید&#8230;.</p>
<p><strong>تلاش برای مصادره به مطلوب کشته‌ها</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67871">هیچ صدایی در ایران در پی مجاهدین خلق نیست</a></h3>
<p>تشکیلات جامانده مجاهدین خلق تلاش دارد که از جان‌های به خاک افتاده در اعتراضات اخیر، برای خود اعتباری بخرد. در روزهای اخیر، مجاهدین خلق از کشته شدن 38 تن از نیروهای خود در خیابان‌های ایران خبر داده است و با انتشار نام این افراد سعی کرده است آنها را شهدای خود معرفی کند این در حالی است که معترضین در کل روزهای اعتراض هرگز نام مجاهدین خلق و رهبرانش را فریاد نزدند.<br />
در نتیجه این واماندگی و سرخوردگی، رسانه‌های تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق مجبور هستند، دست کم برای راضی کردن نیروهای خود در درون کمپ موسوم به اشرف 3 در آلبانی، یعنی اندک مخاطبان رسانه‌های خود، شماری از کشته‌های حملات تروریستی در اعتراضات را به نام خود بزنند.<br />
برای افشای دروغ‌پردازی مجاهدین خلق، کافی است که اندکی درباره افراد کشته شده‌ای که سازمان به خود منسوب می‌کند، تحقیق کرد. کشته شده‌ها عمدتا معترضینی هستند که در عملیات‌های کشته‌سازی تروریست‌ها در خیابان‌های ایران به قتل رسیدند.<br />
&#8230; اعتراضات مردمی ایران که برای چندمین بار توسط عناصر آشوبگر و خشونت‌طلب به اغتشاش و ریخته شدن خون‌ افراد بی‌گناه انجامید برای مجاهدین خلق یک پیام واضح داشت: ملت ایران هرگز مجاهدین خلق را نماینده خود نمی‌دانند&#8230;.</p>
<p><strong>خیانت، جنایت و وحشی گری</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67872">کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین خلق</a></h3>
<p>یکی از اهداف اصلی گروه تروریستی مجاهدین در مقاطع مختلف تبدیل اعتراض به خشونت و خونریزی و جریحه ‌دار کردن افکار عمومی می باشد. این روش و تاکتیک شکسته خورده با هدف ساختار شکنانه از جمله توهین به مقدسات، تخریب اموال عمومی، به آتش کشیدن اماکن عمومی و مهمتر از همه کشته سازی با هدف ایجاد جنگ روانی در اذهان عمومی و وادار کردن آنها به واکنش‌های تند است، تحرکات این چنینی گروه مسبوق به سابقه بوده و در نا آرامی‌های سال 60 نیز سابقه داشت و آنها همان ‌زمان نیز اقداماتی نظیر آتش ‌کشیدن اتوبوس‌ها و وسایل عمومی و بانک‌ها و تلاش برای افزایش قربانیان را در کارنامه خود دارند.<br />
&#8230; عوامل تروریستی مجاهدین که در حوادث اخیر به‌ شدت درصدد اثبات خود به سرویس‌های جاسوسی و سازمان‌های امنیتی بیگانه از جمله آمریکا بودند با شلوغ‌کاری رسانه‌ای تلاش کردند به حامیان بین‌المللی خود نشان دهند که همچنان در ایران پایگاه مردمی دارند و در مسائل اجتماعی تاثیرگذار هستند. اینکه نیروهای این سازمان بودند که حوادث اخیر شهرهای ایران را هدایت کردند و موجب آشوب، هرج و مرج شدند دور از انتظار نیست&#8230;.</p>
<p><strong>مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874">اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</a></h3>
<p>مسعود خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق بار دیگر در برنامه اینترنتی کلید واژه حضور یافت. او که در زمان عضویت در تشکیلات رجوی، محافظ شخصی او بود بر این باور است که در حوادث اخیر که با اعتراض بازاریان در ایران آغاز شد، اپوزیسیون ایران به طور خاص رجوی و رضا پهلوی ثابت کردند که مهره های غرب برای از بین بردن استقلال ایران هستند که او اصطلاح “نوکر” را برای این افراد به کار میبرد.<br />
به گفته خدابنده، در گذر حوادث این روزهای اخیر دو مهره مریم رجوی و رضا پهلوی سوختند چرا که آنها در ارکستری شرکت کردند که با سوار شدن روی خواسته های مردم ایران، هر کس در آن نقشی داشت. به باور او مریم رجوی به دلیل روسری ای که بر سر دارد نمیتوانست چهره این ارکستر باشد و بدین ترتیب وظیفه ایجاد خشونت و آوردن سلاح به میدان را به عهده گرفت.<br />
محافظ پیشین مسعود رجوی، وجه تمایز ملت ایران با ترامپ، نتانیاهو و نوکرانشان را در استقلال طلبی برای وطن میداند. او به درستی اشاره میکند که “منافع معترضین در استقلال است.”</p>
<p><strong>برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67873">مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق</a></h3>
<p>آقای بهزاد علیشاهی: &#8230; تمام این گروه های تروریستی و خشونت طلب از نسخه ای پیروی می کنند که ارباب آنها برایشان پیچیده و سفارشی است که پیمانکار داده است. این گروه ها در اعمال خشونت مسابقه گذاشته اند و هرکس تلاش می کند خود را خشونت طلب تر نشان دهد.<br />
یک کارآیی دیگر اعمال خشونت مظلوم نمایی است. آنها در عین حال با کشته سازی طرف مقابل را به خشونت طلبی متهم می کنند و خودشان را قربانی جلوه می دهند.<br />
در دوران ما این امر یک فایده دیگر هم برای اربابانشان دارد و آن کمرنگ کردن خشونت و ترور صهیونیست هاست. هیچکدام از این گروه های مدعی تاکنون در خصوص جنایاتی که در غزه اتفاق افتاده است یک کلمه صحبت نکرده اند.<br />
هیچکدام از گروه های اپوزیسیون ایران مستقل نیستند و اصلا در حدی نیستند که خودشان، راهبرد و راه کاری برای اقداماتشان تعیین کنند. آنها صرفا مطیع دستورات هستند. هدف، از بین بردن امنیت در کشور و ناامید کردن مردم به لحاظ روحی است که به این ترتیب کارفرما به هدفش رسیده است. این گروه ها در وطن فروشی و جنایت از هم پیشی می گیرند.<br />
این گروه ها از اول انقلاب نه تنها وطن پرست نبودند بلکه تماما علیه وطن و منافع ملی بودند. آنها مشکلی با تجزیه ایران ندارند به شرطی که چیزی هم به آنها برسد. مجاهدین خلق حتی در خدمت صدام حسین که دشمن متجاوز به خاک ایران بود برای جاسوسی و جنایت درآمدند تا شاید از این طریق به قدرت برسند.<br />
&#8230; کسی اعتراض می کند که دلسوز است. او می خواهد چیزی را به نفع خودش و به نفع جامعه تغییر دهد. کسی که دست به اغتشاش می زند نه تنها نسبت به مصالح و منافع جامعه بی تفاوت است بلکه ضدیت هم دارد. او نمی خواهد چیزی را تغییر بدهد بلکه می خواهد همه چیز را بهم بریزد تا بتواند حضور داشته باشد. اعتراض شامل گفت و شنود و مباحثه است اما اغتشاش یک طرفه است و جواب نمی شنود بلکه فقط تخریب می کند. در اعتراض شعارها منطقی است و پیامی دارد اما در اغتشاش توهین آمیز و مخرب است. معترض اصلاح و آشوبگر تخریب می خواهد. در اعتراض، پلیس باید امنیت معترضین را تأمین نماید و مراقب باشد اما در اغتشاش، پلیس باید مقابل باشد و امنیت مردم را حفظ نماید. مهمتر از همه اعتراض نماینده دارد که دیده می شود اما اغتشاش به قول خودشان لیدر دارد. لیدری که دیده نمی شود و حرفش شنیده نمی شود. هدف این گروه های وابسته و ضد مردمی اینست که هر اعتراضی را به اغتشاش تبدیل نمایند. این ها آشوب طلب هستند و صرفا در آشوب حیات دارند&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 7 بهمن</strong></p>
<p>در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>اینترنت در تشکیلات مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67879">چرا اعضای مجاهدین خلق اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟</a></h3>
<p>&#8230; رهبری سازمان همواره می خواهد ذهن اعضاء نگون بخت مشغول مواردی باشد که خودش تعیین کرده است. همان بحث های ایدئولوژیک و قواعد و ضوابط تشکیلاتی که اختیار و آزادی عمل را از اعضا سلب نموده است. اعضا باید به اجبار مطیع و فرمانبردار محض باشند. در حقیقت چشم و گوش بسته هر آنچه را که مسعود و مریم به آنها دیکته می کنند، بی چون و چرا بپذیرند و اجرا کنند. و اگر سر پیچی یا مقاومتی صورت گیرد فرد خاطی به شدت سرکوب می شود.<br />
&#8230; تبعات استفاده از کامپیوتر و اینترنت برای اعضا این است که به دنیای خارج از مناسبات تشکیلات وصل می شوند و در نتیجه دروغ هایی که سازمان در طی سالها به خورد اعضای نگونبخت داده بر ملا می گردد. و در آن صورت رشته امور از دست رجوی خارج می شود و آن ساختار فرقه گرایانه نابود می شود.( در مانز آلبانی بیشتر شبیه یک زندان بزرگی است که با دیوارهای بلند و سیم خاردارها و دوربین های پیشرفته احاطه شده تا کسی از قرارگاه اشرف 3 فرار نکند. ) اگر روزی این قید و بندها و محدودیت ها و شرایط سخت فیزیکی برداشته شود، آن وقت افراد انگشت شماری در اشرف 3 باقی می مانند. به همین دلیل رجوی اجازه نمی دهد اعضای سازمان از اینترنت استفاده کنند&#8230;.</p>
<p><strong>گفتگو با ابراهیم خدابنده</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67880">منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد</a></h3>
<p>ابراهیم خدابنده: &#8230; استراتژی سازمان مجاهدین خلق سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است. این استراتژی در مرحله اول زدن رأس نظام بود که به این طریق سرنگونی سریع اتفاق بیفتد و قدرت به دست گرفته شود. که این استراتژی شکست خورد و انجام نشد.<br />
مرحله بعد زدن سر انگشتان نظام بود .مثلاً پاسدار و بسیجی و حزب اللهی و … می گفتند که هر کسی که ریش دارد و هر کسی که عکس امام در مغازه دارد، ترور کنید و می گفتند باید به رقم صد نفر در روز برسیم. این هم شکست خورد…<br />
استراتژی سوم تشکیل ارتش آزادیبخش ملی بود که بروند در دل ارتش صدام به نام ارتش خصوصی صدام که از اون طریق کسب قدرت را انجام بدهند&#8230;</p>
<p><strong>روایتی مستند از تاریخ سازمان مجاهدین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67882">جنایت، جاسوسی، خیانت، آنچه در موزه &#8220;اسرار سازمان&#8221; می‌بینید</a></h3>
<p>موزه دائمی “اسرار سازمان” روایتی از جنایات سازمان مجاهدین خلق، 4 بهمن با حضور شهردار تهران در فرهنگسرای خاوران افتتاح شد. در این رابطه سید سجاد موسوی توضیحاتی درباره این موزه به خبرنگار مهر داد.<br />
موسوی در پاسخ ایده و چگونگی شکل‌گیری این موزه گفت: موزه اسرار سازمان، روایتی مستند از تاریخ سازمان مجاهدین خلق است که از دهه چهل و شکل‌گیری هسته‌های اولیه این سازمان آغاز می‌شود و تا عملیات مرصاد را در بر می‌گیرد. روایت ارائه‌شده در این موزه در بخش‌های مختلفی شامل مبانی فکری و تشکیلاتی مجاهدین خلق، جنگ‌های مسلحانه علیه نظام و مردم، عملیات‌های ترور و بمب‌گذاری، نفوذ و اقدامات خرابکارانه در ارکان مختلف نظام و دولت، و همچنین جاسوسی و همکاری با ارتش رژیم بعث عراق، دسته‌بندی شده است.<br />
وی افزود: این روایت با بهره‌گیری از اسناد تاریخی، آثار تصویری، هنرهای محیطی، بازسازی صحنه‌های واقعی و نمایش فیلم، در فضایی به مساحت حدود هفتصد متر مربع در فرهنگسرای خاوران دایر گردید<br />
&#8230; همچنین تطبیق جنایات و عملیات‌های تروریستی متعدد این گروه علیه مردم در دهه شصت، با رویدادهایی که متأسفانه نمونه‌هایی از آن در روزهای اخیر در برخی شهرهای کشور مشاهده شد و توسط همان جریان‌ها هدایت و برنامه‌ریزی می‌گردید، انگیزه‌ای مضاعف برای ایجاد این شناخت، آگاهی و بصیرت سیاسی، به‌ویژه در میان نوجوانان و جوانان، فراهم آورد&#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 8 بهمن</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 6 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>مصادره کشته‌ها</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67889">ادعای نقش کلیدی در اغتشاشات اخیر از سوی مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; بدین منظور رسانه‌های مجاهدین خلق اسامی چند نفر از کشته‌ها را به عنوان اعضای کانون شورشی مجاهدین با پیشوند “مجاهد خلق” منتشر کردند. اسامی کشته های مصادره شده به شرح زیر است: یاسین میرزایی، رضا قنبری، ماهان رستمی، رضا کدیوریان، رسول کدیوریان.<br />
به عنوان مثال، مجاهدین خلق برادران کدیوریان را که در کرمانشاه کشته شدند، عضو کانون شورشی معرفی کردند اما با توجه به اطلاعات هم محلی‌ها، خانواده و دوستان آنها این دو برادر دارای کاسبی فقیرانه خود بوده و هیچ ربطی به کانون شورشی و مجاهدین نداشته‌اند. همچنین، مجاهدین می‌گویند ماهان رستمی عضو کانون شورشی بوده اما نامبرده نیز که در درگیری‌های آشوبگران مورد اصابت گلوله قرار گرفته، طبق اظهارات بستگان و دوستانش هیچ ارتباطی با تشکیلات مجاهدین نداشته است .<br />
دریک کلام مجاهدین درصدد مصادره کشته‌ها و ثبت به نام خود هستند و به هیچ وجه خسارت‌ها و آتش زدن و سربریدن‌ها را به گردن نمی گیرد. آنها تنها به دنبال موج سواری و ماهی گرفتن از آب گل آلود می باشد.<br />
این خصلت مجاهدین خلق مسبوق به سابقه است.<br />
&#8230; رجوی در اغلب نشست‌های تاکتیکی مجاهدین یک حرف را به عنوان استراتژی ثابت تکرار می کرد. او می‌گفت هرگاه یک حیوان وحشی آسیبی به رژیم بزند ولو اینکه آن حیوان وحشی چندین برابر هم به مجاهدین آسیب رسانده باشد ما از عمل آن وحشی استقبال می کنیم و عملکرد آن را به عنوان بیلان خود علیه رژیم می‌پذیریم . یعنی رجوی صرفأ دنبال انتقام گیری، رزومه سازی و مصادره اعمال دیگران است به صرف اینکه خود را مطرح کند&#8230;.</p>
<p><strong>ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67894">۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم</a></h3>
<p>آقای داریوش قنواتی: &#8230; مسعود رجوی بی شرمانه خانواده را کانون فساد و آن را مظهر لیبرالیسم و بورژوازی معرفی می کرد. به همین خاطر او در متلاشی کردن خانواده اعضا نهایت تلاشش را کرد و علاوه بر طلاق دادن زن و شوهرها، فرزندان آنها را هم گرفت و به کشورهای اروپایی بدون اطلاع والدینشان منتقل کرد تا پروژه اش تکمیل شود .<br />
رجوی حتی به این هم بسنده نکرد و به اعضایش می گفت شما باید در ذهن و ضمیرتان خانواده را از بین ببرید و پاک کنید و همه احساساتتان را به سمت نقطه رهبری سازمان سوق دهید. از دیدگاه رجوی مهر و محبت، عشق و علاقه، توجه به جنس مخالف و زن و شوهر به هم، مادر و پدر و فرزند، جرمی نابخشودنی و از گناهان کبیره بود و عشق ورزیدن به آنها را در تشکیلاتش ممنوع کرده بود.<br />
&#8230; یکی از اهداف برگزاری نشست های مغزشویی در درون تشکیلات منحط رجوی که بصوردت دوره ای و یا حتی روزانه برگزار می شد، رساندن اعضا به نقطه تنفر از خانواده، مطیع کردن و در نهایت سوء استفاده از آنها در جهت اهداف پلیدش بود و زشت تر اینکه اعضا را مجبور می کردند در هر موقعیتی علناً تنفر خود از خانواده را اعلام کنند. مثلا برخی اعضا را به تلویزیون خودشان آورده و عملا از او می خواستند بدترین کلمات را علیه خانواده اش بیان کند و یا مثلا در دورانی که خانواده ها در اطراف کمپ اشرف در عراق تحصن کرده بودند، مسئولین تشکیلات بنا به دستور رجوی اعضا را پشت سیاج می آوردند و مجبورشان می کردند تا علیه خانواده خود شعار سر داده و آنها را الدنگ خطاب و به سمت آنها سنگ پرتاب کنند&#8230;.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67898">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67898/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۰</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67857</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67857?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Jan 2026 10:44:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67857</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 27 دی مبعث حضرت رسول اکرم (ص) *یکشنبه 28 دی 6 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است: سازمان مجاهدین خلق، تشکیلاتی سراسر فریب مسعود رجوی در مورد انجام شعائر و پاک بودن مناسباتش همیشه شعار می داد و نانش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67857">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 27 دی</strong></p>
<p>مبعث حضرت رسول اکرم (ص)</p>
<p><strong>*یکشنبه 28 دی</strong></p>
<p>6 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67819">سازمان مجاهدین خلق، تشکیلاتی سراسر فریب</a></h3>
<p>مسعود رجوی در مورد انجام شعائر و پاک بودن مناسباتش همیشه شعار می داد و نانش را می خورد و به همین خاطر اصرار داشت که نمازها به صورت جماعت برگزار شود و حتی در نشست ها به افراد انتقاد می شد که چرا در نماز جماعت شرکت نکرده اند و …<br />
ولی این تنها سطح قضیه بود. تنها چیزی که افراد حاضر نبودند به صورت قاطع انجامش بدهند شعائر بود، چون هر کسی بر اساس اعتقاداتی که از قبل داشت می توانست بر حفظ و انجام آن اقدام کند ولی نمونه های زیادی وجود داشت که این کار حتی از طرف مسئولین فرقه رجوی انجام نمی گرفت و فقط شعار می دادند و حتی شاهد بودیم که هر روز تعداد کمتری به نماز جماعت می آمدند.<br />
&#8230; در مناسبات سازمان به بیمار و بیمار شدن اهمیت داده نمی شد و همه ی افراد حتی در موقع بیماری باید به کار گرفته می شدند. اگر بخواهیم در یک جمله اندیشه ی رجوی در مورد بیماری را جمع بزنیم عنصر مجاهد با چنگ زدن به انقلاب طلاق مریم دیگر بیمار نخواهد شد و همه ی این گفته ها که می گویند فرد بیمار است کشک و پوشال می باشد. حال خودتان قضاوت کنید که در ایران اگر روزی رجوی به قدرت می رسید دیگر خبری از دکتر و دارو نبود و همه باید به انقلاب طلاق مریم قجر چنگ می زدند حرفی که حتی مرغ پخته را به خنده می اندازد.<br />
&#8230; در ادامه ی محورهای کتاب تشکیلاتی، رجوی عنوان داشت که مجاهد ملاقاتی و وابسته به پدر و مادر و خانواده نداریم. این محور و صحبت رجوی از نشست های طعمه در سال 1380 شروع شده بود و سعی نمود که رابطه ی اعضای فرقه با فرزندانشان که در فرقه بودند را کم کند و به سمتی ببرد که انگار آنان پدر و مادرشان نیستند&#8230;.</p>
<p><strong>شما مخاطب ندارید</strong></p>
<h3 style="text-align: right;"><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67815">دست خالی تروریست های مجاهدین خلق در سیستان و بلوچستان</a></h3>
<p>تروریست های مجاهدین خلق، در پی اغتشاشات و اقدامات تروریستی عناصر و عمال خودشان و اربابان آمریکایی – اسرائیلیشان در 18 و 19 دی در برخی شهرهای کشورمان، با به صحنه آوردن اسیران سیستانی و بلوچستانی کمپ مانز در سیمای تلویزیونی خود، آنها را به تحریک شهروندان این استان برای آمدن به خیابان و رقم زدن اغتشاش و عملیات تروریستی وادار کردند.<br />
این عناصر مغزشویی شده هنوز واقعیت اتحاد در بین شهروندان این استان را درنیافته اند. علیرغم بارها شکست در تحریک مردم این استان همچنان خط فکری این مردم را بمانند عناصر گروهک های تروریستی مانند جیش الظلم یا جنبش دروغین مردم بلوچ که به نام مردم مظلوم و نوع دوست بلوچ، اقدامات تروریستی انجام می دهند در رسانه های خودشان و دیگر همپالگی هاشان، آن را خشم و اعتراض مردم بلوچ و یا در حمایت از این مردم که هیچ سنخیتی با این گروهک های مرتجع و مردم ستیز و تروریستشان ندارند معرفی می کنند&#8230;.</p>
<p><strong>بازی دو سر باخت</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67813">چرا مجاهدین خلق در واشنگتن دشمن پیدا کرده‌اند؟</a></h3>
<p>&#8230; انتقاد سیاستمداران آمریکایی از مجاهدین خلق نشان‌دهنده یک دوگانگی عمیق در رویکرد واشنگتن به این گروه است. از یک سو، برخی سیاستمداران آن را ابزاری مفید برای مقابله با ایران می‌بینند، اما از سوی دیگر، منتقدان آن را گروهی غیرقابل اعتماد، فاقد مشروعیت و مغایر با ارزش‌های دموکراتیک می‌دانند. دلایل اصلی انتقاد شامل سابقه خشونت‌بار، همکاری با صدام، ساختار فرقه‌ای، و فقدان پایگاه مردمی است که همگی به یک سؤال اساسی منجر می‌شود: آیا حمایت از مجاهدین خلق یک خطای استراتژیک برای آمریکا محسوب می‌شود؟ به نظر می‌رسد که انتقادات، به‌ویژه از سوی نهادهای رسمی مانند وزارت أمور خارجه، در تلاش برای حفظ اعتبار آمریکا در سیاست خارجی و اجتناب از حمایت از گروهی با سابقه اقدامات تروریستی خشن و تبهکارانه ریشه دارد که نه تنها در ایران بلکه در سطح بین‌المللی نیز بحث‌برانگیز است.<br />
در مقابل، حامیان مجاهدین خلق اغلب انگیزه‌های کوتاه‌مدت سیاسی یا مالی را دنبال می‌کنند که با اهداف بلندمدت دموکراسی‌خواهانه در ایران هم‌راستا نیست.<br />
در نهایت، این انتقادات احتمالاً به کاهش نفوذ مجاهدین خلق در سیاست آمریکا منجر خواهد شد، مگر اینکه این فرقه مجاهدین بتواند تغییرات اساسی در ساختار و رویکرد خود ایجاد کند امری که با توجه به تاریخچه و ماهیت فرقه ای آن بعید به نظر می‌رسد&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 29 دی</strong></p>
<p>در این روز کلاً 3 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67822">کلام رجوی ها این است: کشتار مردم و دیگر هیچ</a></h3>
<p>&#8230; توحش و تروریسم این تشکیلات تروریستی بسیار وسیع است به طوری که می توان گفت تروریسم ذاتی این تشکیلات شده است. برخی از اقدامات تروریستی مجاهدین خلق عبارتند از:<br />
&#8211; بمب گذاری های تروریستی در مراکز مختلف و کشتار مقامات و مردم غیر نظامی در سال 1360 با خط «بی آینده کردن» جمهوری اسلامی<br />
&#8211; ترور های کور که بعضا افراد را فقط بدلیل داشتن ریش یا نصب عکس رهبری نظام در محل کارشان، با خط «زدن سر انگشتان رژیم» ترور می کردند.<br />
&#8211; دستگیر کردن و شکنجه وحشیانه افراد تنها به این دلیل که از اطراف خانه های تیمی آنها چند بار رد شده یا آنها فکر می کردند این افراد در حال شناسایی خانه های تیمی شان هستند تحت عنوان «عملیات مهندسی»<br />
&#8230; &#8211; همکاری و حمایت از تروریست های سوریه<br />
&#8211; دستور آتش زدن و انفجار ساختمان ها و مراکز دولتی و غیر دولتی به کسانی که تحت عنوان «کانون های شورشی» با این تشکیلات تروریستی همکاری دارند.<br />
این است سیمای حقیقی رجوی ها و تشکیلات تروریستی شان که نشان می دهد در افکار رجوی ها تنها چیزی که می گذرد “کشتار مردم و دیگر هیچ”.</p>
<p><strong>توهم سرنگونی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67821">رجوی باز هم مجبور شد از نیمه راه بازگردد</a></h3>
<p>در وقایع اخیر، آنچه مسلم بود مردم اعتراضاتی داشتند ، اما بدخواهان با سوءاستفاده از عده ای جوان کم تجربه و به ستوه آمده امروز از نابرابری های اقتصادی، دست به اعمال خشونت آمیز زدند، سازمان هم در این میان تلاش کرد همه تحرکات را به نفع خود مصادره کند، اما واقعیت این است که قد و قواره چند نفر ناآگاه آلت دست سازمان هرگز نمی تواند کار مهمی را پیش ببرد.<br />
این جوانان فریب خورده و بازیچه، فکر می کردند که در یک بازی کامپیوتری حضور دارند و عمل می کنند، نتایج بعدی هم نشان داد که دنیای ذهنی و فکری آنها ، فرسنگ ها با دنیای واقعی فاصله دارد و به همین علت هم اتفاق مهمی روی نداد.<br />
&#8230; جوانان فریب خورده توسط دولت تروریستی اسرائیل و اپوزیسیون متقلب رجوی، همه بازیچه شدند و به نوعی قربانی تلقی می شوند، چرا که هیچ کدام از دستگیر شدگان ، فهم و شعور سیاسی قابل ارائه و مطرحی ندارند و روی حرف خود نمی ایستند! به بیان دیگر ایدئولوژی ندارند.<br />
فتنه ی روز سیزدهم، برخی از این اغتشاشگران را بر آن داشت که حتی به مساجد هم حمله ور شوند، چرا که تعجیل بی موقع، تعقل را هم از آنان گرفته بود و مرتکب هر عمل تروریستی غیرانسانی شدند&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 30 دی</strong></p>
<p>در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67829">بررسی وضعیت حقوقی اقامت غیر قانونی مجاهدین خلق در کشور آلبانی</a></h3>
<p>دفتر انجمن نجات مرکز به مناسبت روز مهاجرت و پناهندگان مصاحبه ای با مسئول دایره حقوقی انجمن نجات؛ صمد اسکندری ترتیب داد. در این مصاحبه پیرامون حضور و فعالیت های غیر قانونی عوامل تروریستی مجاهدین خلق توضیحاتی ارائه گردید.<br />
اسکندری در خصوص وضعیت اقامتی این گروه در آلبانی گفت: با توجه به اینکه براساس صلاحیت های سرزمینی تمامی کشورها در چهارچوب قوانین بین المللی به ویژه حقوق بین الملل اهمیت ویژه ای به موضوع تابعیت می دهند. لذا تابعیت مشمول کسانی است که اولا توسط کشورها ، شهروندی ، تابعیت و اقامت فرد مورد نظر محرز و تایید شده باشد و دوم اینکه فرد مربوطه پیرو قوانین و حمایت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … قرار گیرد . لذا چون عوامل گروه رجوی فاقد تابعیت رسمی و قانونی کشور آلبانی هستند لذا حضور آنها در این کشور مشروعیت نداشته و بیگانه محسوب شده و تحت حمایت مقامات و قوانین آن کشور قرار نمی گیرند.</p>
<p><strong>زخمی شدن در تانک و جراحت شدید</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67836">شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضد خلق – قسمت اول</a></h3>
<p>آقای محمدرضا مبین: &#8230; در خصوص دکتر وحید (سید جواد احمدی علون آبادی) در سال 1378 من هم توسط این باصطلاح دکتر تشکیلات، شکنجه پزشکی شدم و درهر دادگاهی هم لازم باشد شهادت خواهم داد. اقدامات سبوعانه و خشن وی زبانزد تمام اعضای جداشده از سازمان است. هرگز هیچ رحم و مروتی در اقدامات او نبود.<br />
&#8230; تمام کادر پزشکی در سازمان، از زیر تا بم، به هیچ تعهد پزشکی پایبند نبوده و کر و کور و لال در خدمت شخص مسعود رجوی و تشکیلات جهنمی وی ، می باشند. دکتر وحید جنایتکار و تمام کادرهای دیگر ، اگر تشکیلات دستور بدهد که جان فلان عضو باید گرفته شود و ترتیبی اتخاذ گردد که هیچ اثری از وی باقی نماند، آنها چنین خواهند کرد، تمامی گواهی های فوت صادر شده در تشکیلات رجوی، قلابی و باطل است. حتما روزی خواهد رسید که تمامی اسرار پشت پرده این سازمان کثیف برملا خواهد شد&#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 1 بهمن</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 6 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>عمل جراحی بدون بی حسی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67837">شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم</a></h3>
<p>آقای محمدرضا مبین: &#8230; در راهروی بیمارستان دکتر وحید حضور داشت و مشغول انجام کارهای دیگری بود، بعد از چند دقیقه که سراغ من آمد و ویزیت کرد، گفت باید عمل کنم ، اما چون اتاق عمل الان آماده نیست ، باید در همین راهرو و بدون بی حسی عمل را انجام دهم، من از این وضعیت متعجب شده بودم، گویی در آن لحظه جان من بی مقدارترین چیزی بود که وجود داشت، با موافقت فرمانده ام و دکتر، بدون اینکه از من اجازه گرفته شود، همانجا در راهرو می خواستند گردنم و پوست های کنده شده ی آن را بدون بی حسی بخیه بزنند، ( قبلا در کار دندان پزشکی ام هم همین اتفاق افتاده بود و دکتر عراقی می خواست بدون بی حسی ، عصب کشی کند ، که من مخالفت شدید کردم و بالاخره آمپول بی حسی تزریق کردند- اما این بار دیگر نای نداشتم مخالفت کنم ) من که توان حرف زدن نداشتم و فقط نظاره گر بودم، نتوانستم چیزی بگویم! خون زیادی از دست داده بودم.<br />
دکتر وحید گفت: شدت خونریزی زیاد است و باید بدون بی حسی عمل کنم و لطفا در عمل همکاری کن! من هم مات و مبهوت نظاره گر بودم، کسی از خانواده ام هم همراهم نبود تا مخالفت کند، در همان راهرو ورودی، گردنم زیر تیغ جراحی رفت، قسمت هائی از پوستم را با قیچی برش می داد و عضله ها و پوست را بخیه می زد! ( بدون بی حسی و یا استریل اتاق عمل و …).<br />
هر از چند روزی هم برای تعویض پانسمان می آمدند و با کلی خونریزی و کندن ، عذابم می دادند و هیچ استانداردی در این مورد رعایت نمی شد. فقط می گفتند عراق تحریم است و اقلام پزشکی موجود نیست، وضعیت غذا هم مناسب نبود و حتی میوه ، یا آب میوه ای در کار نبود.<br />
تنهایی و فضای خشک و بی روح بیمارستان، بدتر از مناسبات، عذابم می داد و هر روز و هر ساعتش شکنجه روحی بود. قبل از طی دوره طول درمان مرا مرخص کردند و به مقر برگردانده شدم و مجبور بودم با بخیه های روی گردن ، به کارها و مسئولیت هایم برگردم، شاید این همه، تاوان یک انتخاب غلط در زندگی بود که باید می پرداختم.<br />
دکتر وحید و سایر کادر پزشکی سازمان مجاهدین، کمتر از داعش و حتی طالبان جنایت مرتکب نشدند، به هیچ استاندارد و مبنایی هم معتقد نیستند، به درست و یا غلط بودن دستوری هم کار ندارند، فقط چشم و گوش بسته دستورات خشن تشکیلات را اجرا می کنند. من در دوران سلول انفرادی در زندان اسکان، یکبار بشدت مریض شدم ، امدادگری به نام تقی را آوردند، او وضعیت شکنجه شده مرا دید و از ته دل سوخت، هر چقدر التماس کردم من را از دست بازجویان و شکنجه گران رجوی نجات دهد، فقط نگاه می کرد ، حرف هم نمی زد، فقط من کمی بغض را در صدا و نگاهش دیدم که خیلی زود آنرا هم جمع و جور کرد، بعد از آزادی از زندان رجوی ، یک روز اعلام کردند تقی امدادگر ، بر اثر سکته ی قلبی فوت کرده است و در مزار مروارید دفنش کردند، معلوم نبود سر او چه بلایی آوردند که دق کرد و با سکته فوت کرد، او تنها کادر درمانی در سازمان بود که من ذره ای عاطفه و انسانیت در وجود او دیده بودم.<br />
اگر یک روزی ، نفری از کادر پزشکی سازمان، از مناسبات دیکتاتوری و مستبدانه رجوی خارج شود ، آنروز خواهیم دید که چه جنایاتی در پشت پرده، علیه مخالفان و معترضان رجوی ، انجام شده است. گواهی فوت های جعل شده توسط برخی از پزشکان این سازمان تروریستی، از جمله نکات مهمی است که روزی در دادگاه خلق افشاء شده و مسببان و آمران و عاملان آن باید جوابگو باشند.</p>
<p><strong>سمیرا شمس، چنگیز مغول</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67840">در وصف خوی خشونت بار یکی از فرماندهان مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; سمیرا شمس یکی از فرماندهان مجاهدین بود که در عملیات کردکشی موسوم به مروارید – که سازمان در آن به عنوان به عنوان “ارتش خصوصی صدام” شرکت داشت، فرماندهی یگان‌های مجاهدین خلق را بر عهده داشت.<br />
او مدتی سمتی موسوم به “رئیس ستاد پشتیبانی” را به دوش می‌کشید. اما در حقیقت در خاطرات بسیاری از اعضای جدا شده از تشکیلات از او به عنوان بازجو، زندانبان و شکنجه گر یاد شده است. سمیرا شمس به واسطه خوی وحشی و اندام درشتش در ذهن بسیاری از اعضای سابق یادآور خاطراتی بسیار منفی است.<br />
در اظهارات اعضای جدا شده، نام سمیرا شمس به عنوان قاتل نسرین احمدی، ذکر شده است. به نوشته علی مرادی عضو پیشین تشکیلات، در سال 70، نسرین احمدی که در محور پنج سابق سازمان دهی شده بود، تنها به علت خواندن ترانه، با تهمت ارتباط با “برادر رزمنده‌اش” مورد حمله “خواهر مجاهدش” سمیرا شمس قرار گرفت. به گفته مرادی، شمس که بالای 110 کیلو وزن داشت سر نسرین احمدی را به دیوار کوبید و او در دم جان باخت.<br />
&#8230; درباره خشونت و قساوت ذاتی سمیرا شمس، شاید بهترین تصویر را کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق، فردی به نام آیلین مقدم ارائه می‌دهد. او که چند سالی است که از کمپ مجاهدین در آلبانی گریخته است در توصیف سمیرا شمس در حساب کاربری خود در پلتفرم ایکس می‌نویسد:<br />
“او می‌آمد… نه مثل انسان، بلکه مثل کابوسی در روز روشن. ۳۶۰ کیلو وزنِ خشم و نفرت. هر قدمش لرزشی به دل زمین می‌انداخت، آن‌قدر سنگین که آسفالت زیر پایش ناله می‌کرد. انگار زمین از دستش به ستوه آمده بود. چهره‌اش عبوس، سرد و زهرآلود. همیشه خشمگین، همیشه طلبکار. صدایش، مثل شلاق بود و نگاهش چون چاقو؛ دل نمی‌برد، دل می‌درید. هیچ‌کس جرئت نداشت طرف چشمش نگاه کند. متکبر بود، زورگو، و از حجم تنفرش مثل دیوار سیمانی، کسی نمی‌توانست رد شود. با بدن غول‌آسایش مردم را نمی‌ترساند، له می‌کرد. نه احترام داشت، نه رحمی در دلش بود؛ فقط می‌خواست اطرافیانش زیر سایه‌ سنگین وجودش خرد شوند. او نه تنها از بدرفتاری‌اش خجالت نمی‌کشید، بلکه به آن می‌بالید. آمده بود که فرمان بدهد، نه زندگی کند؛ که بترساند، نه دیده شود. آری نامش سمیرا شمس بین خودمان، او را “چنگیز مغول” صدا می‌زدیم. لقبی که بهتر از هر واژه‌ای توصیفش می‌کرد.”</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67857">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۳۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67857/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۹</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67817</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67817?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Jan 2026 10:35:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67817</guid>

					<description><![CDATA[<p>*یکشنبه 21 دی 5 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است: دشمنی مجاهدین با ملت تزریق خشونت به اعتراضات مدنی مردم ایران &#8230; گروه‌های تروریستی به ویژه گروه تروریست مجاهدین خلق، با سوءاستفاده از این نارضایتی‌های واقعی، تلاش کرده‌اند تا این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67817">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۹</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*یکشنبه 21 دی</strong></p>
<p>5 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>دشمنی مجاهدین با ملت</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67786">تزریق خشونت به اعتراضات مدنی مردم ایران</a></h3>
<p>&#8230; گروه‌های تروریستی به ویژه گروه تروریست مجاهدین خلق، با سوءاستفاده از این نارضایتی‌های واقعی، تلاش کرده‌اند تا این اعتراضات مسالمت‌آمیز را به سمت خشونت و بی‌ثباتی سوق دهند.<br />
&#8230; یکی از روش‌های تبلیغاتی این گروه، بازنشر سخنان قدیمی مسعود رجوی است که بیش از ۲۰ سال پیش بیان شده است. در این سخنان، رجوی به طور صریح به مسلح شدن اشاره کرده بود. امروز این سخنان به گونه‌ای بازنشر می‌شوند که گویی رجوی زنده است و همین روزها چنین فتوایی داده است. این تبلیغات دروغین تلاش می‌کند تا اقدامات خشونت‌آمیز تروریست‌ها را به جوانان معترض نسبت دهد، در حالی که این اقدامات توسط تروریست‌های دست‌پرورده رجوی و اربابانش انجام می‌شود.<br />
تروریست های موسوم به مجاهدین خلق و نوچه های همسو با آن، با حمله به اموال عمومی و ایجاد ناامنی، نه تنها به خواسته‌های مشروع مردم پاسخ نمی‌دهند، بلکه با ایجاد خشونت، زمینه را برای سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز فراهم می‌کنند. این در حالی است که دولت و نهادهای مسئول در ایران به دنبال یافتن راه‌حل‌های اساسی برای مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم هستند&#8230;.</p>
<p><strong>هوش مصنوعی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67783">نسخه درمان دریوزگی تروریست های مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; درک این واقعیت که نام “مجاهدین خلق” هیچ جایگاهی در میان مردم غیور ایران ندارد، باعث شده است که تروریست‌های رسواشده و پشیمان این گروه، به تکنولوژی هوش مصنوعی متوسل شوند. آنها با صداگذاری‌های عجیب و غریب و غیرواقعی، در تلاش هستند تا دست خود را پر کنند و وجودی واهی برای خود بسازند.<br />
درک این واقعیت که نام “مجاهدین خلق” هیچ جایگاهی در میان مردم غیور ایران ندارد، باعث شده است که تروریست‌های رسواشده و پشیمان این گروه، به تکنولوژی هوش مصنوعی متوسل شوند. آنها با صداگذاری‌های عجیب و غریب و غیرواقعی، در تلاش هستند تا دست خود را پر کنند و وجودی واهی برای خود بسازند.<br />
&#8230; گروه تروریستی مجاهدین ضد خلق که روزی ادعای مبارزه مسلحانه داشت، امروز به جعل دیجیتالی و تولید محتوای ساختگی پناه برده است. این امر نه تنها نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه درماندگی و انزوا است. کاربران فضای مجازی با هوشیاری خود بارها ثابت کرده‌اند که فریب چنین محتوای ساختگی را نمی‌خورند&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 22 دی</strong></p>
<p>در این روز کلاً 4 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>پختگی سیاسی ملت ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67790">حامیان مجاهدین خلق نفرت مردم از آنها را به رسمیت بشناسند</a></h3>
<p>&#8230; بنابر بسیاری منابع خارجی و اسناد بین المللی مجاهدین خلق در اذهان مردم ایران فاقد مشروعیت هستند و در سراسر طیف سیاسی ایرانیان با افکار و عقاید مختلف، این اشتراک نظر وجود دارد که مجاهدین خلق یک سازمان افراطی و فرقه مانند است که سوابق تروریستی آن علیه غیرنظامیان و همکاری‌هایش با دشمنان ایران از جمله صدام حسین غیرقابل بخشش و فراموش نشدنی است.<br />
این نفرت ایرانیان از مجاهدین خلق در میانه اعتراضات مدنی این روزها نیز به وضوح مشخص است. به طوری که نه نامی از این گروه و نه نامی از رهبرانش، مسعود و مریم رجوی شنیده میشود. و حتی در صورتی که برخی مزدوران مجاهدین بخواهند در خیابان ها شعاری در حمایت از رجوی‌ها سر دهند با خشم و مخالفت معترضین روبرو می‌شوند.<br />
با این وجود، مزدورانی که از مجاهدین پول میگیرند تا از اعتراضات مردمی برای تحریک خشم مردم، ایجاد آشوب و خشونت، تخریب اموال عمومی، انتشار اخبار فیک و کشته سازی، سوءاستفاده کنند، کم نیستند. هدف از این فعالیت ها خلق تصویری دروغین از پایگاه مجاهدین در خیابان‌ها است اما نتیجه اش افزایش تنش و درگیری میان ماموران امنیتی و معترضین واقعی است&#8230;.</p>
<p><strong>خواست مردم فراموش شد</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67789">به شکست کشانیدن اعتراضات مدنی مردم توسط مجاهدین خلق</a></h3>
<p>البته بطوری که کاملا پیش بینی میشد- عوامل سازمان های جاسوسی آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی و عمدتا در قالب جریاناتی بنام مجاهدین خلق تروریست و سلطنت طلبان منفور وارد میدان شده و اعتراضات صلح آمیز مردم را تسلیحاتی نموده و ضربات بزرگی بر پیکر ایرانی که هنوز زخم های زیادی از تجاوز خارجی گذشته و اخیر از طرف سلطه گر اعظم جهانی دارد، وارد نمودند!<br />
در این میان ، چیزی که فراموش شد، خواست مردم به خیابان آمده – که اتفاقا تعداد زیادی هم نبودند- پشت گوش انداخته و به فراموشی سپرده شد و تو گویی که مسئله ای بنام درد و رنج مردم ناشی از افزایش قیمت دلار و اعتراض آنها به این امر در کار نبوده است!!!<br />
بچه ی شاه مخلوع، باند رجوی ، انواع گروه های تجزیه طلب که همگی ضمن داشتن تضادهای متعدد درون ضدخلقی ، به رهبری و حمایت مالی و رسانه ای رهبران طماع دنیای غرب بسرعت وارد میدان شده و متاسفانه با همکاری تعدادی از جوانان ناآگاهی که غلیان احساسات برمنطق انسانی برآنها چیره شده و دراصل این قلب آنهاست که بجای مغزشان عمل میکند، خیابانها را تبدیل به محل کشت و کشتار کرده&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67787">مجاهدین خلق این بار با چهره داعش رخ می نماید</a></h3>
<p>&#8230; در این اتفاقات اخیر نقش فعال مجاهدین در به کارگیری گروه های مسلح 5 نفری، تهاجم به مردم و طرح کشته سازی با چهره داعش و روش های ایجاد رعب و وحشت از جمله زنده سوزاندن، سر بریدن با تیغ موکت بری، کشتن مردم و برخی افراد بسیج مدافع امنیت مردم و کشیدن جسد آن ها روی خیابان و نمونه های بسیار زیاد دیگر از این نوع خشونت ها یاد آور کشتارها و ترورهای وحشتناک بعد از انقلاب است. یاد آور اعزام تیم های تروریستی همین سازمان با پشتیبانی ارتش صدام با توجیه و آموزش مصادره خودرو، دستگیر کردن راننده و بستن چشمان و دستان او و رها کردن او در بیابانها می باشد.<br />
&#8230; این همان مجاهدین هستند که قبل از همه به اعضای خودشان رحم نکردند و امروز به طور علنی با ارسال تیم های آموزش دیده با مربی گری عوامل موساد و داعش برای انتقام گیری از مردم به میدان آمده اند&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 23 دی</strong></p>
<p>در این روز 5 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>مجاهدین ضد خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67793">رجوی از خشونت های وحشیانه در حق مردم ایران سرخوش شد</a></h3>
<p>&#8230; واقعیت این است که رجوی بعد از اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد 60 دست به ترورهایی زد که برای مردم ایران قابل باور نبود. آنان در عملیات معروف به مهندسی جنایت بیشماری انجام دادند از شکنجه با اتو گرفته تا کندن پوست سر و زنده به گور کردن. در سالهای اخیر نیز تروریست های داعشی با همان مدل تروریستهای رجوی دست به جنایت زدند و اکنون شاهد جنایت های مشابه در حوادث اخیر کشور هستیم.<br />
خط کلی همه تروریستها و جنایتکاران بدین شیوه است، حمله کردن به مردم بی دفاع و کشتن آنها، خشونت شدید و ایجاد ترس برای مردم، آتش زدن مساجد و عبادتگاهها، حمله به اموال مردم و بار آوردن خسارت زیاد و در نهایت حمله مسلحانه، آتش زدن ماشین های آمبولانس و آتش نشانی، حمله به بیمارستانها و کشتن پرستاران، ترور کودکان و شماری دیگر از جنایتی که زبان از بیان آنان قاصر است. همه این تروریست ها از یک جا خط می گیرند و روش کار همه یکی است&#8230;.</p>
<p><strong>مردم ایران مزدور و خائن نمی پذیرند</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67797">رجوی در غائله اخیر هم بور شد</a></h3>
<p>&#8230; رجوی و دستگاه تبلیغاتی آنها هر بار که به تلویزیون می آیند خیلی خیلی به کانون های شورشی می بالند و چنان با آب و تاب در مورد کانون های پوشالی صحبت می کنند که گویا در داخل ایران نفوذ چشم گیری دارند !!! در حالی که در این دو هفته اخیر و فتنه ای که بر پا گردید ثابت شد رجوی در بین مردم ایران جایی ندارد.<br />
&#8230; برای صدمین بار ثابت گردید رجوی از وقتی در کنار صدام قرار گرفت و به عنوان رفیق و یار شفیق با حزب بعث همراه شد و با سربازان وطن جنگید حتی در بین هواداران سابقش کاملاً سوخت و جزغاله شد چه رسد در بین مردم و دیگر جریانات و سازمان های سیاسی. یعنی از نگاه مردم ایران آنان با عنوان خائن و مزدور شناخته شدند.<br />
&#8230; نسل های جدید سازمان مجاهدین را بدتر از داعش می دانند آنقدر این جریان بدنام در بین مردم و نسل های جدید بدنام و منزوی هستند اگر به فرض محال در بین تظاهر کننده ها یکی بی گدار به آب می زد و اسم رجوی را می آورد در جا با عکس العمل شدید همان معترضین در صحنه روبرو می شد&#8230;.</p>
<p><strong>خشونت افسار گسیخته نوچه های داعش دهه 60</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67798">آیا سازمان مسعود باز هم به جان خلق افتاده؟!</a></h3>
<p>&#8230; سرکردگان متوحش مجاهدین خلق، هم بلحاظ سنی و هم توان عملیات مسلحانه میدانی از رده خارج شده هستند و از تمام آن هیمنه تشکیلاتی مسلحانه، تنها خوی درنده شان مانده، لذا عملیات میدانی را به گروهک های نوپای قومی بیسواد محول کرده اند و با در اختیار گذاردن تجربیات سیاهشان برای این گروهک ها آن ها را چون کفتار به جان ملت ایران می اندازند.<br />
سوابق گزارشات منتشر شده از اعترافات دستگیرشدگان اقدامات مسلحانه وابسته به گروهک های تروریستی در بلوچستان نشان می دهد؛ اعضای آن ها عمدتاً افردی شرور بودند که به دلیل ابتلا به اعتیاد شدید و رفتارهای غیراجتماعی از خانواده و جامعه طرد شده اند و غالباً زندگی شان فروپاشیده است و همین اتفاقات سبب سرخوردگی آن ها بوده و چون سواد چندانی هم ندارند به راحتی در دام مغزشویی فرصت طلبان می افتند و در سیستم مغزشویی، مقصر سرخوردگی و طرد آنها از جامعه و خانواده نه اشتباهات خودشان، بلکه حاکمیت، جامعه و تبعیض های اجتماعی معرفی می شود. سوء استفاده گران با القای تفاسیر ارتجاعی و نادرست از قران به این افراد که متاسفانه توان تحلیل و تشخیص ظالم از مظلوم، حق از باطل و درست و غلط را ندارند و با دریافت حق الزحمه های سخاوتمندانه در قبال مزدوری و جنایت، دست به هر اقدام غیرانسانی می زنند&#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 24 دی</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 9 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>دست در دست تروریست‌های تجزیه طلب</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67808">مسعود رجوی، شاخص ماکیاولیسم سیاسی</a></h3>
<p>&#8230; در پرونده سوابق تاریک مجاهدین خلق، همکاری با صدام حسین نابخشودنی ترین گناهی است که بر اساس تمام اصول اخلاقی و نرم‌های بین المللی جنایت جنگی محسوب می‌شود. همکاری با دشمن در حال جنگ بر علیه وطن و هموطنان خود در همه جای دنیا مستوجب اشدّ مجازات است. اما سران مجاهدین خلق نه تنها در دادگاههای بین المللی محاکمه نشدند، بلکه از اعمال خود پشیمان نیستند و به هزاران دروغ و نیرنگ، گذشته کثیف خود را انکار می‌کنند.<br />
تشکیلاتی که روزی اعضایش در کمپ‌های مبارزان فلسطینی جنبش عمل و فتح آموزش نظامی و چریکی می‌گرفتند، در کمتر از سه دهه بعد، مزدورانش دست در دست ماموران موساد در خیابان‌های ایران دانشمندان هسته‌ای ایرانی را به قتل رساندند.<br />
سازمانی که زمانی چنان ضد امپریالیسم می‌نمود که پرسنل ارتش و تاجران آمریکایی شاغل در ایران را به قتل می‌رساند و در شعارهایش به آمریکایی‌ها وعده می‌داد که سر هر کوچه مجاهدی در انتظارشان است که آنها را به هلاکت برساند، امروزه افتخارش به دیدارهای پی درپی و مشتاقانه مریم رجوی با مقامات بازنشسته آمریکایی و پذیرایی از میهمانان آمریکایی در پایگاهش در آلبانی است.<br />
با این حال، روشن‌ترین مصداق فرصت طلبی ماکیاولیستی مجاهدین خلق را می‌توان در هنگامه اعتراضات مردمی در ایران دید. در حالیکه مریم رجوی در تریبون‌های تبلیغاتی خود برای مواجب‌بگیران لابی‌های غربی‌اش از “راه حل سوم” سخن می‌گوید، عملکرد مجاهدین خلق در میدان، از ایدئولوژی اصیل این تشکیلات که بر خشونت طلبی و جنگ مسلحانه استوار است، سخن می‌گوید&#8230;.</p>
<p><strong>برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67807">فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه‏ نورنبرگ</a></h3>
<p>&#8230; احتمالاً مثال قورباغه و دیگ جوشان آب را که پیش از این درباره‏ آن صحبت کردم به یاد دارید؟ در مورد اعضای فرقه ‏های مخرب، مشکل دقیقاً همین است که هیچ ‏یک از آنها هنگام دادن به اصطلاح رضایت، نمیدانند که دقیقا به چه چیزی رضایت می‏دهند و پایان کار مثلاً شرکت آنها در یک جلسه‏ سخنرانی یا تماشای یک فیلم چیست. آنها همانند قورباغه در دیگی که آب آن به تدریج گرم و گرم‏تر می‌شود، ذره به ذره به انجام کارها و اموری رضایت می‏دهند که اگر در نقطه اول می‏دانستند، شاید به آنها تن نمی‏دادند و در آن جلسه شرکت نمی‏کردند.<br />
فرقه‏ های مخرب قدم به قدم افراد را وارد باتلاق خود می‌کنند و زمانی فرد متوجه خفگی در باتلاق می‌شود که دیگر قادر به نجات خود نیست. برای برخورد با این گونه مخدوش‏ سازی ذهن، حتی نیاز به قانون جدید نیست. قوانین رفتاری نورنبرگ حتی در مورد شرکت دادن افراد در یک آزمایش ساده، مطلب را به روشنی بیان می‌کنند:<br />
بر طبق این قوانین: 1- برای انجام هر اقدامی، گرفتن رضایت فرد مطلقاً ضروری است. این به معنی آن است که فرد درگیر باید به لحاظ قانونی قادر به تصمیم‌گیری باشد و همچنین در شرایطی باشد که بدون حُقه و فریبکاری، محبوس بودن، عدم توانایی یا بدون هر نوع اعمال فشار خارجی بتواند آزادانه انتخاب کند، و همچنین باید اطلاعات و دانش کافی برای فهم موضوع و تصمیم ‏گیری درباره‏ آن را داشته باشد.<br />
&#8230; در بخش دیگری از این قانون می‏خوانیم: “آزمایش یا هر کاری باید به گونه‌یی انجام گیرد که از وارد آمدن هر گونه آسیب روانی یا جسمی و درد و رنج به افراد درگیر در آن اجتناب شود.” همچنین گفته شده: “هیچ آزمایشی که بنا به دلایل موجود قبل از انجام آن، ممکن است نتیجه‏ اش مرگ یا جراحت ناقص کننده باشد نباید انجام شود.” در پایان نیز آمده است: “در خلال یک آزمایش، فرد شرکت کننده در آن، در صورت متحمل شدن دردی جسمی یا روانی باید قادر باشد که به آن خاتمه دهد، به خصوص اگر احساس کند که ادامه‏ آن آزمایش برایش غیر ممکن است.”<br />
این در حالی است که ما می‏دانیم که در بسیاری از فرقه‏ های مخرب درب‏های خروجی بسته است و افراد نمی‏توانند آزمایش یا تجربه‏ فرقه ‏ای خود را متوقف کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67817">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۹</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67817/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; شماره ۲۲۸</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67784</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67784?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Jan 2026 07:55:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67784</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 13 دی ولادت حضرت علی (ع) *یکشنبه 14 دی 9 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است: همزمان با سالروز میلاد حضرت علی علیه السلام گرامیداشت روز پدر در دفتر انجمن نجات آلبانی همزمان با سالروز میلاد حضرت علی علیه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67784">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; شماره ۲۲۸</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 13 دی</strong></p>
<p>ولادت حضرت علی (ع)</p>
<p><strong>*یکشنبه 14 دی</strong></p>
<p>9 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>همزمان با سالروز میلاد حضرت علی علیه السلام</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67749">گرامیداشت روز پدر در دفتر انجمن نجات آلبانی</a></h3>
<p>همزمان با سالروز میلاد حضرت علی علیه السلام که به نام روز پدر هم شناخته می‌شود، انجمن نجات آلبانی به همین مناسبت برنامه‌ای فرهنگی و اجتماعی در محل دفتر این انجمن برگزار نمود.<br />
در این برنامه، تعدادی از شهروندان آلبانیایی با دعوت انجمن نجات آلبانی حضور یافتند و این مناسبت در فضایی دوستانه و انسانی گرامی داشته شد.<br />
انجمن نجات آلبانی با گرامی‌داشت این روز بر اهمیت جایگاه خانواده و نقش پدران در تقویت پیوندهای انسانی و اجتماعی تأکید نمودند.</p>
<p><strong>این یک هشدار است</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67740">مجاهدین خلق؛ تروریسم سازمان‌یافته پشت نقاب اعتراض</a></h3>
<p>&#8230; این تشکیلات که دهه‌هاست به‌عنوان یک گروه تروریستی شناخته می‌شود، اساساً هیچ نسبتی با مردم، معیشت، یا مطالبات اقتصادی ندارد. کارنامه سیاه مجاهدین خلق، نه اعتراض مدنی، بلکه ترور کور، بمب‌گذاری، قتل شهروندان عادی، حمله به مراکز عمومی، و همکاری اطلاعاتی و عملیاتی با دشمنان خارجی است. امروز نیز همان اعمال جنایتکارانه خشونت‌محور، با ظاهری بزک‌شده و در پوشش “حمایت از اعتراضات”، در حال بازتولید است.<br />
در حوادث اخیر، رد پای گروه تروریستی مجاهدین خلق در سازمان‌دهی آشوب، هدایت عناصر خشونت‌طلب، تحریک به تخریب و تلاش برای نفوذ به مراکز حاکمیتی کاملاً مشهود است. این تشکیلات تروریستی، طبق الگوی ثابت خود، ابتدا بر موج نارضایتی اقتصادی سوار می‌شود، سپس با تزریق عناصر آموزش‌دیده و اراذل سازمان‌یافته، صحنه را از اعتراض به اغتشاش خشن تبدیل می‌کند. هدف مشخص است: شکستن خط قرمز امنیت.<br />
&#8230; امروز دخالت مستقیم مجاهدین خلق در تحولات اخیر، صرفاً یک تحلیل سیاسی نیست؛ یک هشدار امنیتی جدی است. این گروه تروریستی نه اصلاح می‌خواهد، نه عدالت، نه رفاه مردم. مأموریت آن روشن است: بی‌ثبات‌سازی، ایجاد ناامنی و اجرای پروژه‌های تعریف‌شده از سوی حامیان خارجی، به‌ویژه رژیم صهیونیستی&#8230;.</p>
<p><strong>دانشجویان به رجوی ها هشدار دادند</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67742">امضای دانشجو در حاشیه همایش انجمن نجات کرمانشاه</a></h3>
<p>در آیین اختتامیه همایش دانشجویان کرمانشاه با حضور انجمن نجات این استان، دانشجویان شرکت کننده در این گردهمایی بیانیه ای را امضا نمودند مبنی بر اینکه پادوهای گروه رجوی از طریق فضای مجازی پا در دانشگاه گذاشته و قصد متشنج نمودن این محیط مقدس تحصیلی را دارند تا اینگونه خود را مجددا مطرح و احیا کنند.<br />
دانشجویان هشدار دادند که رجوی ها باید بدانند امروز ما دانشجویان از هر زمانی پویاتر و هوشیار تر هستیم و به عوامل و آلت دستان بیگانه اجازه نمی دهیم پای نجس و نحسشان را در محیط مقدس دانشگاه بگذارند. بدانند دانشجو پای هر خائنی را قطع خواهد نمود.<br />
دانشجویان در بیانیه خود گفتند دانشجو همواره از خط سوخته و تروریستی مجاهد خلقی ابراز انزجار نموده و آنها را صرفا یک تشکیلات تروریستی و عامل و کارت سوخته دشمن ایران و ایرانی می شناسند ولاغیر&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 15 دی</strong></p>
<p>در این روز کلاً 4 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>خطر عوامل مجاهدین برای اعتراضات ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67763">بستن خیابان با آتش، خشونت ورزی به روش مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; تشکیلات مجاهدین خلق به عنوان سازمانی چریکی و معتقد به مشی مسلحانه، سوابق بیشماری از اقدامات تروریستی، بمب‌گذاری، قتل و حمله به شهروندان بیگناه و مقامات حکومتی حتی آمریکایی دارد. سوابقی که در کارنامه فعالیت‌های این تشکیلات از سوی نهادهای بین المللی ثبت شده است.<br />
اگر چه در حال حاضر این سازمان ادعا می‌کند که به “تغییر مسالمت آمیز رژیم” در ایران باور دارد، گزارش‌های رسانه‌های خود تشکیلات مجاهدین خلق و تحلیل‌های دیگر رسانه‌ها نشان می‌دهد که “کانون‌های شورشی” وابسته به مجاهدین، همچنان به اقدامات تحریک آمیز، گاه خشونت آمیز از جمله تخریب اموال عمومی و درگیری با شهروندان و نیروهای امنیتی دست می‌زنند.</p>
<p>این تناقض بین ادعای “مبارزه مسالمت آمیز” و “پراتیک خشونت آمیز” کانون‌های شورشی، به ویژه با تاکید بر اقداماتی چون “بستن خیابان با آتش” نشان‌دهنده تلاش سران مجاهدین خلق برای به خشونت کشاندن اعتراضات و بهره‌برداری از نارضایتی مردمی برای اهداف خود است.<br />
بنابر متن صریح رسانه‌های مجاهدین خلق در تشریح “پراتیک کانونهای شورشی” ، خشونت پرهیزی که برخی معترضان و مخالفان حکومت ایران بر آن تاکید دارند، “راهی انحرافی” است. این دیدگاه مجاهدین خلق این تحلیل را تقویت می‌کند که آنها خشونت را ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی خود می‌دانند و از هر فرصتی برای تشدید درگیری‌ها استفاده می‌کنند&#8230;.</p>
<p><strong>گفتگوی فاضل فرهادی با فواد بصری</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67760">باز هم دشمنی رجوی با مردم ایران</a></h3>
<p>آقای فؤاد بصری: &#8230; رجوی و سرانش در بین مردم ایران منفور هستند. اگر تلویزیون مجاهدین را مشاهده کرده باشید مریم رجوی پیام می دهد! رجوی از مخفیگاهش پیام می دهد. اما هیچ قشری در ایران به پیامهای پوشالی رجوی و زنش گوش نمی دهد. رجوی عقب مانده است و هنوز در دهه 60 به سر می برد. اما چند نسل عوض شده، در نسل فعلی رجوی در ایران جایی ندارد سالهاست سوخته و در ذهن قشرهای جامعه از بین رفته است<br />
&#8230; زمانی که در پادگان اشرف بودیم پرنده در ایران می پرید رجوی آماده باش می داد. ما در یک حصار بسته بودیم و فکر می کردیم خبرهایی شده است. اما وقتی به ایران بازگشتیم و با واقعیتها مواجه شدیم فهمیدیم که رجوی در آن زمان وقتی آماده باش می داد می خواست به ما روحیه بدهد و به نوعی ما را فریب می داد و در پیامهایش می گفت در شرایط حساسی قرار داریم و مثل برده از ما کار می کشید.<br />
&#8230; زمانی که رجوی در عراق بود تیم های تروریستی را به داخل ایران اعزام می کرد و به تیم ها پیام می داد هر کسی مانع عملیات شما شد او را از سر راه بر دارید. فرق نمی کند بچه باشد یا جوان باشد یا پیرزن باشد یا پیرمرد!&#8230;</p>
<p><strong>*سه شنبه 16 دی</strong></p>
<p>در این روز 4 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>تمایز اعتراض و اغتشاش</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67770">حفظ اصالت اعتراضات با طرد خشونت مجاهدین</a></h3>
<p>&#8230; در مفاهیم سیاسی، میان “اعتراض” و “خشونت/اغتشاش” تمایز معنایی قائل می‌شوند؛ اما در عمل، نارضایتی‌های داخلی ایران همواره با دخالت عوامل مجاهدین خلق وبرخی گروه‌های خشونت طلب دیگر همراه بوده است و همچنین سیگنال‌های مداخله خارجی، همچون توییت‌های دولتمردان ابرقدرت، مرز میان اعتراض و اغتشاش را مخدوش کرده است. حاصل این مداخلات، آشوب و خشونت است که مطالبات مردمی را به بن بست می‌کشاند و امکان کنش اعتراضی شفاف را ضعیف می‌کند.<br />
&#8230; برای جلوگیری از سوءاستفاده مجاهدین خلق از اعتراضات مردمی در ایران و به حاشیه رانده شدن مطالبات اصلی، ملت ایران باید با حفظ استقلال و عدم وابستگی به هر گروه، تشکیلات و دولت خارجی، بر مطالبات داخلی و مشروع خود تمرکز کنند و هرگونه خشونت و آشوب طلبی را طرد کنند. این رویکرد به حفظ اصالت اعتراضات و جلوگیری از تبدیل شدن آن به ابزاری برای اهداف گروه‌هایی چون مجاهدین خلق کمک می‌کند.<br />
مردم باید با تعریف واضح و شفاف مطالبات خود و اصرار بر آنها، از انحراف اعتراضات جلوگیری کنند. عدم همراهی با شعارها و اقدامات خشونت طلبانه مجاهدین خلق به حفظ هویت مستقل اعتراضات کمک می‌کند&#8230;.</p>
<p><strong>واحدهای تروریستی در داخل ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67769">خمپاره زدن به مردم بی گناه از افتخارات رجوی بود</a></h3>
<p>رجوی همیشه تشنه به خون مردم بی گناه ایران بود. برای اینکه خون مردم ایران را بیشتر روی زمین بریزد واحد های تروریستی را راه اندازی کرد. وقتی می خواستند واحد های عملیاتی را به داخل ایران بفرستند من در مقر موزرمی بودم. نفرات واحد را از یگانها جدا می کردند و در یک ساختمان جدا گانه آنها را منتقل می کردند تا کسی از آموزشهای آنها مطلع نشود. نفرات انتخاب شده برای عملیاتهای تروریستی، حق نداشتند از ساختمان بیرون بروند و زمانی که می خواستند به مرز بروند آنها را شبانه به مرز منتقل می کردند .<br />
در مدت زمانی که تیم های تروریستی آموزش می دیدند، از بغداد مهوش سپهری (نسرین)، زهره اخیانی، فهیمه اروانی به مقر موزرمی می آمدند. آموزشهای تیم های تروریستی را چک می کردند و توجیهات لازمه را به تیم تروریستی ابلاغ می کردند. توجیهاتی که شخص رجوی ابلاغ می کرد.<br />
&#8230; دوستم گفت: قبل از اینکه به داخل اعزام شویم مهوش سپهری (نسرین) برای توجیه ما نشستی گذاشت و گفت هدف های شما برای خمپاره زنی مشخص است. اگر به هر دلیلی هدف ها را نتوانستید بزنید، خانه های مردم را هدف قرار بدهید. برادر مسعود خوشحال می شود. این دستور برادر مسعود است و مهماتی که با خودتان می برید بر نگردانید&#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 17 دی</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 3 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>از اعلام جدایی تا زندان ابوغریب</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67772">چگونه در سازمان مجاهدین خلق محکوم و دادگاهی شدم</a></h3>
<p>آقای علی بیگلری: &#8230; در سال 75 فشارها به اوج خود رسید و توسط فرمانده محور به نام معصومه ملک محمدی به نشست های معروف به حوض رفتیم، در بغداد( در محل اجلاس شورا) آنجا دیگر راه گریزی نبود و تمام استخوان های ما به صورت جسمی و روحی درهم شکسته شد، من در روزهای نشست در مقابل شخص مسعود رجوی و در حضور دهها نفر در آن جلسه مورد محاکمه قرار گرفتم، ولی از آنجا که ازعاقبت کار مثل شکنجه، ترور و یا احتمال توطئه و دیپورت به ایران به عنوان منافق می ترسیدم جا زدم و همه ی خواسته های آنها را قبول کردم و بدین ترتیب به اصطلاح از حوض در آمدم و جان سالم به در بردم.<br />
ولی این اوضاع موقتی بود و بلافاصله بعد از بازگشت به اشرف در نشست های معروف به دیگ وارد شده و مورد حمله و کتک کاری و فحش و ناسزا قرار گرفتم و تقریباً هر شب این نشست ها در یگان جریان داشت و هادی نخجیری و امیر ایلغی حساسیت خاصی روی من داشتند( به عنوان فرماندهان یگان) تا اینکه به مرحله جدیدی از این نشست ها یا محاکمه و دادگاه ها رسیدم،<br />
&#8230; به مدت یک ماه مرا از جمع جدا کردند. هر روز مرا مورد تهدید و توهین و فحش و ناسزا قرار می دادند و قصد ایجاد رعب و وحشت در من را داشتند، ولی من تسلیم نمی شدم و کوتاه نمی آمدم. جلسات متعددی برپا شد( در قرارگاه باقرزاده)، زیر چادرهای اجتماعی یا بنگالهای مخصوص نشست که نهایتاً در یک جمع، از قرارگاه10 با مسئولیت پرویز کریمیان( جهانگیر) مورد محاکمه و توهین و فحش و ناسزا قرار گرفتم.<br />
&#8230; آنقدر مرا اذیت کردند که بعد از نشست من اقدام به خودکشی کردم و همان لحظه در کمال ناجوانمردی و بدون رسیدگی پزشکی من را مجبور کردند که اوراقی را امضاءِ کنم که جنبه اعتراف به جرم ناکرده داشت و در آن اوراق من مجبور بودم با دست خودم بنویسم که خائن هستم و مشکل اخلاقی داشته ام و به تشکیلات سازمان خیانت کرده ام&#8230;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67784">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; شماره ۲۲۸</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67784/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۷</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67747</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67747?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Jan 2026 09:54:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67747</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 6 دی در روز شنبه جمعاً 10 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: تو بیا ایران با الاغ بیا! خاطره ای از محفل خودمانی با محمد قرایی و یادی از کربلایی صفدر پیر آقای علی اکرامی: &#8230; نشست های درونی در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67747">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۷</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 6 دی</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 10 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>تو بیا ایران با الاغ بیا!</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67679">خاطره ای از محفل خودمانی با محمد قرایی و یادی از کربلایی صفدر پیر</a></h3>
<p>آقای علی اکرامی: &#8230; نشست های درونی در قرارگاه بدیع &#8230; در جریان نشست های ایدئولوژیکی هر فرد می بایست لحظات خود که عمدتا ناباوری و شک و تردید اولیه نسبت به صلاحیت و توانمندی مریم برای احراز جانشینی مسعود علیرغم حضور مسئولین قدیمی و سطح بالای برادر را بود، می نوشت و در جمع حاضرین شرکت کننده در نشست می خواند و در نهایت با رد ذهنیت و تناقضات اولیه در مورد صلاحیت مریم اثبات می کرد که تصمیم مسعود در انتخاب مریم به عنوان مسئول اول انقلاب اعضا درست و ضروری بوده و او شایسته ترین فرد برای جانشینی در مجاهدین خلق بوده است و با مریم بیعت کرده و متعهد میشد که تمام توان و انرژی خود را برای اثبات صلاحیت مریم در موضع مسئول اولی مجاهدین خلق بکار گیرد.<br />
&#8230; محمد قرایی که در بخش تبلیغات بود و عمدتا در این ستاد مسئولیتش سرودن شعر و تنظیم مطالب ادبی بود &#8230; قرایی شعری با عنوان کربلایی صفدر پیر سروده بود که خیلی در سیما و مناسبات درون تشکیلاتی روی آن تبلیغ و مانور میشد. مضمون اصلی این شعر از نامه قرایی به یکی از همشهری هایش در روستای علی آباد برمی گشت. که در آن قرایی در قالب شعری بلند به همشهری اش کربلایی صفدر وعده داده بود که در صورتی که تا آمدن ارتش آزادیبخش و قرایی با تانک هایشان به ایران ، زنده بماند روستای علی آباد آنها را تبدیل به شهری خواهد کرد و در آن شهر صد اتوبان خواهد ساخت.<br />
&#8230; قرایی در حالیکه از بالای عینک طبی اش نگاهی به فرد سوال کننده انداخته بود با همان حالت شوخی همیشگی گفت، همین چند روز پیش کربلایی صفدر جواب نامه من را فرستاد، و بعد در حالیکه همه اعضا از تعجب هاج و واج مانده بودند ادامه داد، کربلایی صفدر در پاسخ نامه من نوشته، تو بیا ایران نیاز نیست با توپ و تانک بیایی، تو بیا با الاغ بیا، صدای شلیک خنده بچه ها در سالن غذاخوری پیچید. بطوریکه تمامی نفرات سالن غذاخوری را متوجه میزی کرد که محمد قرایی و ما روی آن نشسته بودیم. خنده بچه ها لحظه ای قطع نمیشد و سالن غذاخوری را بهم ریخته بود&#8230;.</p>
<p><strong>فرقه مخرب رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67681">سارق روح؛ بازنمایی رسانه‌ای فرقه‌ها و مهندسی ذهن در جامعه معاصر</a></h3>
<p>&#8230; سریال تلویزیونی “سارق روح” به‌ عنوان یکی از معدود آثار نمایشی ایرانی که مستقیماً به این موضوع پرداخته، قابل توجه و بررسی است. این مجموعه تلاش می‌کند با زبان داستان و در قالب یک روایت معمایی–امنیتی، مخاطب را با ساز و کارهای جذب و کنترل ذهن در گروه‌های فرقه‌گون آشنا کند؛ موضوعی که سال‌ها پیش توسط پژوهشگران برجسته‌ای همچون مارگارت تالر سینگر در کتاب مشهور “فرقه‌ها در میان ما” به‌صورت علمی بررسی شده است.<br />
“سارق روح” داستان خود را حول شخصیت نادر عابدی، استاد دانشگاه و کارشناس فرقه های تروریستی خطرناک، شکل می‌دهد. او با نگاهی پژوهش‌محور و تحلیلی، وارد پرونده‌هایی می‌شود که ظاهر آن‌ها فرهنگی و اجتماعی است، اما در عمق خود به شبکه‌هایی سازمان‌یافته با ساختاری فرقه‌ای ختم می‌شوند.<br />
سریال به‌جای تمرکز صرف بر تعقیب و گریز، تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه ذهن انسان‌ها هدف قرار می‌گیرد؛ چگونه افرادی تحصیل‌کرده، سالم و حتی مذهبی، به‌تدریج در دام گروه‌هایی می‌افتند که هویت فردی، اراده و استقلال فکری آن‌ها را سلب می‌کنند.<br />
&#8230; یکی از خلأهای جدی در فضای فرهنگی ما، کمبود گفت‌وگوی عمومی درباره فرقه‌ها و تکنیک‌های کنترل ذهن است. بسیاری از خانواده‌ها زمانی متوجه خطر می‌شوند که کار از کار گذشته است.<br />
آثاری مانند “سارق روح” می‌توانند:<br />
آغازگر گفت‌وگو در خانواده‌ها باشند.<br />
نگاه جامعه را از “قربانی‌مقصر” به “قربانی‌آگاه‌نشده” تغییر دهند و زمینه مراجعه به منابع علمی و نهادهای آگاهی‌بخش، مانند انجمن نجات، را فراهم کنند.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67680">سوء‌استفاده ابزاری مریم رجوی از نام و پیام حضرت مسیح</a></h3>
<p>&#8230; در درون این مناسبات، قانونی نانوشته اما حاکم برقرار بود:<br />
“مجاهد، یعنی پیرو مسعود؛ و خارج از چارچوب رهبر عقیدتی، مجاهدی وجود ندارد.”<br />
بر مبنای همین منطق فرقه‌ای، اقلیت‌های مذهبی از مسیحیان و اهل حق گرفته تا اهل سنت، یا تحت فشار شدید قرار می‌گرفتند یا ناچار به تغییر هویت مذهبی اجباری می‌شدند؛ آن‌چه جداشدگان از آن با عنوان “مسلمانِ مدل رجوی” یاد می‌کنند. ایمان و انتخاب نبود؛ دستور بود.<br />
تناقض تلخ ماجرا آنجاست که همین افرادِ تحت اجبار، در ایام خاص مذهبی، به‌طور ابزاری مورد استفاده تبلیغاتی قرار می‌گرفتند:<br />
فرستادن نمایشی به کلیساها، شرکت اجباری در مراسم آشوریان، اجرای برنامه‌های شاد برای دوربین‌ها؛ نه از سر باور، بلکه برای ساختن تصویری دروغین از “تساهل مذهبی”<br />
&#8230; این فشارها تنها محدود به مسیحیان نبود. بسیاری از خواهران و برادران اهل سنت نیز، بنا بر همین شهادت‌ها، هدف سیاست یکسان‌سازی عقیدتی قرار گرفتند. نتیجه آن شد که پس از سال ۱۳۷۰، به تعبیر خود رجوی، “غیرمجاهد”ی باقی نماند؛ همه یا حذف شدند یا به نسخه مطلوب رجوی ساخته تبدیل شدند&#8230;.</p>
<p><strong>سیانور، ترور، انفجار &#8230;</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67683">خوانش مفهومی عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در جامعه ایران دهه ۶۰</a></h3>
<p>&#8230; کلماتی مانند «سیانور»، «ترور»، «انفجار»، مجاهدین خلق یا همان «منافقین» و «خیانت» در دهه ۶۰، مفاهیمی انتزاعی نبودند؛ بلکه مستقیماً با امنیت، جان انسان‌ها و روان جمعی جامعه ایرانی پیوند خورده بودند.<br />
سیانور؛ مرگِ برنامه‌ریزی‌شده در دل تشکیلات<br />
ترور؛ تجربه روزمره ناامنی<br />
انفجار؛ خشونت کور در قلب جامعه<br />
منافقین؛ برچسب یا تجربه زیسته؟<br />
خیانت؛ عبور از مرز همدلی ملی در زمان بحران (&#8230; دهه ۶۰، دهه آزمون همبستگی ملی بود. جنگ تحمیلی، جامعه ایران را در وضعیتی قرار داده بود که انتظار حداقلی از همه جریان‌ها، پرهیز از تضعیف امنیت ملی بود.<br />
در چنین شرایطی، همکاری تروریست های مجاهدین خلق با دشمن خارجی، برای بخش بزرگی از جامعه مصداق روشن خیانت تلقی شد؛ خیانتی که نه در سطح اختلاف سیاسی، بلکه در سطح تهدید مستقیم جان مردم معنا پیدا می‌کرد.<br />
خیانت در دهه ۶۰، مفهومی انتزاعی نبود؛ بلکه رفتاری عینی بود که پیامد آن، کشته‌شدن هموطنان و تشدید رنج یک جامعه درگیر جنگ بود&#8230;.)</p>
<p><strong>*یکشنبه 7 دی</strong></p>
<p>8 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67695">نشریه انجمن نجات – شماره ۱۲۲</a></h3>
<p>در این قسمت می خوانیم:<br />
سخن سردبیر<br />
خبرهای پاییز 1404 انجمن نجات<br />
خشونت علیه زنان<br />
روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان<br />
فیلم “صدای درون من”<br />
سیلی خوردن توسط فرمانده<br />
غسل هفتگی<br />
بررسی روانشناختی سازمان مجاهدین خلق<br />
انزوای واقعی<br />
بازگشت به مسیر زندگی<br />
سند ماندگار خیانت به کشور و وطن فروشی<br />
من چه گناهی کرده ام؟<br />
بازگشت به عطر شیرین و دلنشین دوران مدرسه<br />
مصاحبه با آقای حسین ثابت رستمی<br />
من بیچاره</p>
<p><strong>نمایشگاه افشاگرانه با موضوع سازمان مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67699">انجمن نجات کرمانشاه میزبان دانشجویان</a></h3>
<p>دی ماه 1404، نمایشگاهی با موضوع شناخت سازمان مجاهدین خلق و عملکردها و فعالیتهای تروریستی و ضد بشری این گروه و به خصوص فعالیت های فریبکارانه گروه در فضای مجازی برای جذب و فریب جوانان، در شهر کرمانشاه برگزار شد.<br />
این نمایشگاه که به همت انجمن نجات کرمانشاه برگزار گردید به مدت دو هفته (از تاریخ 8/8/1404 لغایت 21/8/1404) میزبان جمع کثیری از دانشجویان بود.<br />
حضور اعضای انجمن نجات کرمانشاه به عنوان کسانی که همگی از اعضای سابق و جدا شده از تشکیلات مجاهدین هستند، بسیار برای حضار و دیدار کنندگان از نمایشگاه ارزشمند و حایز اهمیت بود.<br />
این نمایشگاه در کنار برنامه های متنوعی که همزمان اجرا می شد مورد استقبال حضار و دانشجویان قرار گرفت و حتی برای اساتید و خبرگان عرصه دانشگاه هم جالب توجه و جدید بود و از آن استقبال شایانی به عمل آمد.<br />
با توجه به استقبال و راندمان مثبتی که بر روی قشر جوان دانشجو داشت انجمن نجات مصمم است که هرچه بیشتر چهره کریه و زشت تروریستی مجاهدین خلق را در فضای مجازی و ترفند و فریب موسوم به کانون شورشی را افشا و رسوا نماید .</p>
<p><strong>دشمن بالفعل مردم ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67687">مرز سرخ، شرافت و بی شرافتی مسعود رجوی کجاست؟</a></h3>
<p>&#8230; نانی که مسعود رجوی در عراق می خورد، منشاء آن منابع مالی دشمنان مردم ایران بود، مسعود رجوی یک خائن بالفطره است، یک جنایتکار جنگی است که در زمان جنگ کشور خود با دشمن مردم ایران ، همکاری نظامی کرده است، عمق این خیانت و جنایت، بسیار بیشتر از آن است که در وصف و عمق آن بتوان در چند سطر مطلب نوشت، از ستون پنجم نیز عبور کرده است، مسعود رجوی ، خودش یک دشمن بالفعل مردم ایران است، او تمام مرزهای بی شرافتی و خیانت را پشت سر گذاشته است.<br />
&#8230; اما مسعود رجوی که بود و چه کرد؟<br />
او بیرق بیگانه ای نمانده است که زیر آن نرود! هنوز یادمان نرفته است که در عراق وقتی نیروهای آمریکائی بر عراق و پادگان اشرف مسلط شدند، مسعود رجوی برای ما پیام داد که من به مسئولین شما گفتم اگر لازم باشد ، باید برای حفظ شما ، ( بخوانید برای حفظ جان بی مقدار مسعود)، دامن هم بپوشند! دامن بپوشند، من سلاح هایتان را تحویل دادم و بین سلاح و سلاح دار ، من شما را انتخاب کردم!!!<br />
کجا امثال ستارخان ها و میرزاها، سلاح تحویل دشمن دادند و دامن پوشیدند؟<br />
صحبت از شرافت و غیرت ایرانی ، برای دهان مسعود رجوی، خیلی بزرگ است، صحبت از مردان و زنان شجاع تاریخ ایران، حکایت مردان و زنان دلیری است که هرگز جلوی دشمن سرخم نکردند&#8230;.</p>
<p><strong>شهادت پس از سی سال</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67688">وقتی شاهد، متهم است</a></h3>
<p>&#8230; شورایی که نام «ملی» را یدک می‌کشد، امروز نه ملی است، نه شورا و نه مقاومت.<br />
ترکیب آن یا:<br />
• مرده‌اند،<br />
• جدا شده‌اند،<br />
• یا به افراد سالخورده‌ای با عصا و ویلچر محدود شده‌اند که هر از گاهی برای مصرف رسانه‌ای از انبار بیرون آورده می‌شوند.<br />
این شورا چیزی جز امتداد بیولوژیک رجوی نیست؛ همان دم روباهی که به‌عنوان شاهد معرفی می‌شود.<br />
&#8230; آنچه امروز به‌نام «شهادت تاریخی» عرضه می‌شود، در واقع تف سربالایی است.<br />
دروغ‌های نجومی، نه‌تنها پرونده‌ای را تقویت نمی‌کند، بلکه ماهیت بنگاه خبرچینی و جاسوسی باقی‌مانده از تشکیلات رجوی را بیش از پیش عیان می‌سازد.<br />
تشکیلاتی که از بدو تولد، حیاتش در «شکاف» بوده است:<br />
• شکاف میان مردم و قدرت،<br />
• شکاف میان حقیقت و دروغ،<br />
• شکاف میان وطن و خیانت.<br />
و امروز که شکاف‌ها بسته می‌شوند، خودِ تشکیلات در حال فروپاشی است&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 8 دی</strong></p>
<p>در این روز کلاً 9 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>خاطره ای تلخ از دوران حضورم در تشکیلات رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67716">چرا سکوت کردم؟!</a></h3>
<p>آقای طالب فرحان: &#8230; من کسی بودم که به عشق رفتن به اروپا سر از کمپ اشرف و مناسبات مجاهدین در آوردم که بعد از حضورم در تشکیلات وقتی متوجه شدم فریب خوردم درخواست جدایی و بازگشت به کشور مبدا کردم. اما مسئولین تشکیلات به روش های مختلف تهدیدم کردند که نباید درخواستم را برای جدایی تکرار کنم.<br />
&#8230; یک روز سعید واجد مرا به محوطه پذیرش برد. وی ابتدا سعی کرد با لطافت و مهربانی با من صحبت کند اما وقتی گفتم قرار نبود مرا اینجا نگه دارید. لحن صحبتش عوض شد و با عصبانیت از من پرسید چه کسی تو را فرستاده اینجا؟ کجا آموزش دیدی؟ تو مامور وزارت اطلاعاتی یا مآمور سپاه پاسداران ؟<br />
من با تعجب به او نگاه کردم و با عصبانیت گفتم چرا تهمت می زنی؟ اگر نفوذی بودم سعی می کردم ظاهرسازی کنم نه اینکه برای جدایی اصرار کنم که دیگر چیزی نگفت و رفت. مسئولین ابتدا برای چند روز مرا به حال خودم گذاشته و کاری نداشتند. تا اینکه یک شب ساعت دو و نیم ازخواب بیدارم کردند و به مقر دیگری بردند و در کانکسی زندانی کردند. ساعتی بعد چند نفر وارد کانکس شدند که من آنها را نمی شناختم. ابتدا شروع کردند به داد و بیداد کردن و گفتند تو مامور نفوذی رژیم هستی و باید اعتراف کنی و بگی چه ماموریتی داشتی؟!<br />
&#8230; فقط می خواستم از تشکیلات نکبت بار مجاهدین بروم در نهایت از ترس اینکه مسئولین مجاهدین تهدید خود را عملی کنند پذیرفتم که در تشکیلات بمانم ولی هر شب در نشست های عملیات جاری برای پذیرش کورکورانه فرامین رجوی و تشکیلاتش زیر فشار بودم&#8230;.</p>
<p><strong>حالا سرشار از زندگی ام</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67709">به مناسبت بیست و دومین سال رهایی ام از تشکیلات رجوی</a></h3>
<p>در نیمه دوم سال 83 بود که تصمیم به جدایی از تشکیلات رجوی را که مدتها بشدت با آن درگیر بودم قطعی کردم.<br />
البته من و یک نفر از دوستان دیگری که او هم مانند من ایدئولوژی مجاهدین را نپذیرفته بود و تنها بعنوان رزمنده ساده در تشکیلات به اصطلاح ارتش آزادیبخش بودیم از چندین سال قبل با مشکلات و مسائل مجاهدین و سیاست گذاری آنها در رابطه با موضوعات انقلاب ایدئولوژیک، رابطه با صدام و بعدا با آمریکا و ….. ناسازگار شده بودیم .<br />
من خودم از ابتدای پیوستن در اردوگاه به مهدی ابریشم چی گفته بودم که من ایدئولوژی مجاهدین را نپذیرفته ام و تنها بعنوان رزمنده پیش شما می آیم .<br />
مهدی ابریشم چی نیز در جواب گفت : اشکالی ندارد در اساسنامه ارتش آزادیبخش نیز نوشته است هر ایرانی با هر عقیده ای میتواند در بین ما در ارتش آزادیبخش باشد و مبارزه کند.<br />
&#8230; مبارزه با آمریکا و شعارهای ضد امپریالیستی مجاهدین و مبارزه برای آزادی مردم ایران دو شعار اصلی و جذاب و عامل وحدت بین ما و مجاهدین بود که در خلال سالهای حضورمان در داخل تشکیلات متوجه شدیم که اینها تنها شعار هستند و اساسا مجاهدین به این شعارها اعتقاد ندارند و مردم فریبی بیش نیست ، لذا در دوران جنگ آخر ائتلاف آمریکا علیه عراق ، مجاهدین نیروهای خود را از پادگانها و محل استقرارشان خارج و به سمت مناطق مرزی پراکنده کردند.<br />
&#8230; دوران زندان (اسکان) و ایزوله من حدود بین 3 الی 4 ماه طول کشید. مقداری احساس خطر کردم که شاید بخواهند سرم را زیر آب کنند. ناگزیر از طریق یک واسطه نامه ای به زبان انگلیسی برای صلیب سرخ و رونوشت آن را به فرمانده آمریکایی مستقر در کمپ تیف ارسال کردم . در این نامه حسابی به تهدید هایی که ممکن است برای من وجود داشته باشد اشاره کردم بخصوص که مجاهدین چنین سوابقی داشتند . ضمنا من شماره صلیب سرخ جهانی داشتم که پرونده ام نزد صلیب بود. این کار خیلی سری بود چون آن پیک نامه رسان شرایط خاصی داشت و نباید لو میرفت و گرنه اوضاع چند نفر با هم خراب میشد. خلاصه نامه بدست صلیب و فرمانده آمریکایی رسید و روز بعد دیدم مسئولی از مجاهدین آمد و من را به قسمتی دیگر برد&#8230;.</p>
<p><strong>بهره برداری رجوی از زنان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67713">خشونت علیه زنان در مناسبات مجاهدین خلق از منظر حقوق بین الملل</a></h3>
<p>&#8230; پدیده خشونت علیه زنان اما در مناسبات درهم پیچیده مجاهدین خلق به شکل عجیبی با سایر نقاط دنیا متفاوت و پیچیده است. رجوی سرکرده گروه بد نام مجاهدین خلق با سواستفاده از مریم قجر عضدانلو (زن پیشین مهدی ابریشمچی) از او به عنوان بالاترین ثمره انقلاب ایدئولوژیکی درون سازمانی با نهادینه شدن فرهنگ زن سالاری، خوار انگاری زنان، و درونی شدن خود خوار انگاری زنان به روش مدرن برده داری را در مقرهای خود کلید زد. توجه داشته باشید انقلاب مریم، تشکیل شورای رهبری متشکل از زنان رده بالای سازمان، جایگزینی زنان در رده های مهم تشکیلاتی و نظامی این گروه، فقط و فقط بهانه ای برای پیشبرد خشونت علیه زنان و تسخیر روح و جسم آنها توسط رجوی بود.<br />
&#8230; زنان، قربانی اصلی در کمپ مانز مجاهدین خلق بدون آگاهی از قصد و نیت شوم رجوی از همان ابتدا در تفکرات زنانه خود تصویر مبهمی از آینده رابطه ساختند: عشق، عاطفه، ازدواج، خانواده و همراهی در زندگی برای همیشه در وجودشان توسط سران گروه به طرز وحشیانه سلاخی شد و همه چیز خود را از دست دادند . سوء رفتار نسبت به زنان، یکی از مسائل مهم حقوق بشر و حقوق کیفری بین‌المللی محسوب‌ می‌شود. دیوان بین‌المللی کیفری به‌ عنوان یکی از مولفه‌های کلیدی نظام حقوقی بین‌الملل، در پیگیری و پاسخگو کردن مجرمین، نقش ویژه‌ای در ارتقاء استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و پایداری برای حقوق زنان ایفا‌ می‌کند. از این رو، توجه به سوءرفتار نسبت به زنان در اساسنامه دیوان، نشان‌ دهنده‌ عزم جامعه جهانی برای مقابله با این معضل جدی و حفظ کرامت انسانی زنان است و قطعا سران مجاهدین خلق براساس همین موازین قانونی محاکمه و مجازات خواهند شد.</p>
<p><strong>*سه شنبه 9 دی</strong></p>
<p>در این روز 9 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>ادعاهای کذب مریم ر جوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67725">خاطره ای از نقض اولیه حقوق انسانها در تشکیلات رجوی</a></h3>
<p>&#8230; نشست غسل هفتگی اساسا در پایان روز جمعه هر هفته برگزار میشد و همه افراد باید فاکتهایی از مدل جنسی که به ذهن می زد را نوشته و در جمع می خواندند و جمع نیز با توهین کردن و فحش دادنهای مکرر به فرد می فهماندند که مرز سرخ را رد کرده است . رجوی عنوان می کرد انجام این گونه نشست ها از نان شب هم واجب تر است و در هر شرایطی باید برگزار شود. فاکتها به این صورت بود که حتی در خواب اگر به یاد فامیل و یا مادر و یا مسائلی دیگر می افتادی باید در جمع می خواندی! خلاصه فرد نباید چیزی را در ذهن نگه می داشت و اگر به یاد خانواده ات می افتادی به تو برچسب شعبه وزارت اطلاعات و یا سپاه می زدند و اراجیفی از این مدل.<br />
رجوی ها این گونه سعی داشتند مغز و فکر افراد را تسخیر نموده و در کنترل خود نگهدارند تا افراد اراده ای از خود نداشته باشند البته نوشتن این گونه فاکتها هیچ تاثیر مثبتی روی افراد نداشت و به صورت تکراری هر هفته ادامه پیدا می کرد. ولی با وجود دانستن مسئولین باز رجوی ها خواهان ادامه این گونه نشست ها بودند و حاضر نبودند قبول کنند خطی که در مورد حل شدن تناقض جنسی بیان می شود به شکست انجامیده است.<br />
رجوی همیشه به دنبال از بین بردن عواطف انسانی بود. عشق ورزیدن ممنوع بود و هیچ وقت فرد نمی توانست حتی به زیبایی های زندگی هم فکر کند، عشق ورزیدن به خانواده ممنوع بود و بطور مداوم کینه و دشمنی علیه پدر و مادر و بقیه اعضای خانواده تبلیغ می شد&#8230;.</p>
<p><strong>پراتیک کانون‌های شورشی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67727">معیار اثبات ماهیت خشونت طلب مجاهدین خلق</a></h3>
<p>واژه فرانسوی پراتیک (pratique) از واژه های پرتکرار در فعالیتهای تبلیغاتی مجاهدین خلق است. پراتیک به معنای عمل یا تمرین در مقابل واژه تئوری یا نظر به کار میرود. در واقع پراتیک تجربه عملی یک نظریه است. در مورد مجاهدین خلق، اصطلاح پراتیک به معنی کاربرد تاکتیکی ایدئولوژی آنها از طریق “کانون‌های شورشی” ای است که در داخل ایران فعالیت می‌کنند. این اختلاف بین تصویر عمومی “دموکراتیکی” که این گروه از خود به نمایش می‌گذارد و اقدامات خشونت‌آمیز مستند و تاریخی آن، نقطه کانونی اختلاف نظر ناظران است.<br />
رسانه‌های مجاهدین خلق اقدامات خشونت آمیز کانون‌های شورشی را “پراتیک انقلابی” نام می‌نهند که بر “تئوری انقلابی” مسعود رجوی بنا شده است. توجیه کنندگان مجاهد، رفتارهای خشونت آمیز کانون‌های شورشی را “عملی کردن تئوری انقلابی” تعریف می‌کنند چرا که “معیار سنجش و صحت و سقم همه تئوری‌ها و نظریه‌ها صحنه‌ی عمل است”.<br />
&#8230; در رسانه‌های مجاهدین خلق، اصطلاح پراتیک برای توصیف “وظیفه میهن‌پرستانه” استفاده می‌شود. مجاهدین خلق، آتش زدن یک ساختمان دولتی را یک عمل نمادین آزادی‌بخش (پراتیک انقلابی) و نه یک عمل خشونت‌آمیز مجرمانه، تعریف می‌کنند. این به آنها اجازه می‌دهد تا در باطن ایدئولوژی مبتنی بر “سرنگونی” را حفظ کنند و در عین حال در ظاهر از “تغییر دموکراتیک مسالمت‌آمیز” حمایت کنند. این تناقض در باطن و ظاهر، در واقعیت‌های موجود در درون کمپ اشرف سه به عنوان ساختاری غیرمکراتیک و ضد زن، و سخنان مریم رجوی به عنوان مدعی دمکراسی و حقوق زنان بسیار چشمگیر است.<br />
علیرغم این انکارها، نهادها و منتقدان بین‌المللی، همچنان به سابقه جنگ چریکی مجاهدین خلق، اقدامات تروریستی علیه نظامیان و غیرنظامیان و کانون‌های شورشی امروزی آن به عنوان مدرکی دال بر تعهد پایدار مجاهدین خلق به مبارزه مسلحانه نظر دارند. پراتیک‌های انقلابی مجاهدین خلق کاملا منطبق بر ماهیت نظری و عملی تشکیلات مجاهدین خلق است که طول نیم قرن گذشته در اساس هیچ تغییری نکرده است.</p>
<p><strong>آن روزهای سیاه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67721">از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی</a></h3>
<p>آقای کاظم پور خفاجی: &#8230; در تاریخ 24/4/67 در منطقه زبیدات توسط ارتش صدام اسیر و به اردوگاههای بعثی منتقل شدم. شرایط اردوگاه برای اسیران خیلی سخت بود و ما مورد شکنجه های روحی، روانی و جسمی قرار می گرفتیم. تا اینکه سال 68 از طریق بلندگوها ما را به حیاط اردوگاه صدا زدند و گفتند چند نفر از ایرانیان می خواهند شما را ببینند. به حیاط اردوگاه که رفتیم یک اکیپ ایرانی که خود را مجاهدین خلق معرفی کردند، گفتند ما بعنوان هموطن شما به اردوگاه آمدیم تا شما را از اردوگاه آزاد و به انتخاب خودتان بعد از مدتی به ایران نزد خانواده و یا برای زندگی به اروپا بفرستیم. آنها به ما گفتند مشکلات اقامت شما را هم حل خواهیم کرد.<br />
من که از شرایط سخت اردوگاه ناراضی بودم به امید اینکه به یک مکان که مسئولین آن ایرانی هستند منتقل خواهم شد و بعد از مدتی به نزد خانواده برخواهم گشت، فریب وعده های فریبنده آنها را خوردم و به آنها اعتماد کردم.<br />
&#8230; در مراحل بعد برخوردهای فرماندهان در قبال پیگیری های ما در رابطه با بازگشت به ایران تندتر شد. نگرانی خاصی به من دست داد و احساس کردم ما در اینجا به گروگان گرفته شده ایم. از اینکه به حرف های آنها در اردوگاه اعتماد کرده بودم بشدت پشیمان بودم ولی راه چاره ای نداشتم. سال 69 فرصتی بدست داد که بتوانم خودم را از بند اسارت آنها نجات دهم. در این سال اعلام کردند قرار است تبادل اسیران بین ایران و عراق صورت گیرد. و صلیب سرخ قرار است به پادگان اشرف بیاید. دو روز قبل از آمدن صلیب سرخ به قرارگاه اشرف فرماندهان همه ما که از اردوگاههای عراق به مجاهدین خلق پیوسته بودیم را در سالنی جمع کردند و برای ایجاد ترس و وحشت میان ما گفتند در صورت بازگشت به ایران با توجه به اینکه مدتی در تشکیلات ما بودید دستگیر و به جرم همکاری با دشمن و خیانت در جنگ اعدام خواهید شد.<br />
تعدادی به حرف مسئولین مجاهدین گوش نکردند و بهمراه نفرات صلیب سرخ قرارگاه اشرف را علیرغم ریسک دستگیری و اعدام ترک کردند. ولی من و تعدادی دیگر فریب سران این گروه را خوردیم و در اشرف به امید اینکه بهرحال روزی ما را به یک کشور اروپایی می فرستند، ماندیم.<br />
&#8230; تا اینکه بعد از 17 سال با حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و سرنگونی صدام اصلی ترین حامی رجوی فرصتی دست داد تا از این گروه و قرارگاه اشرف به کمپ محل استقرار ارتش آمریکا فرار کنم و به کابوس وحشتناک 17 ساله پایان دهم&#8230;.</p>
<p><strong>حسرت روز مرد و روز پدر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67724">سوگ خاموش مردانی که پدر نشدند</a></h3>
<p>&#8230; در این تشکیلات، مردان را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان محروم کردند. ازدواج ممنوع شد، عشق سرکوب شد، و رابطه با خانواده به “خیانت” تعبیر گردید. به‌جای ساختن زندگی، آن‌ها را وادار کردند گذشته خود را انکار کنند و آینده‌ای نداشته باشند. نتیجه، عقیم‌سازی ذهنی بود؛ ذهنی که اجازه فکر مستقل ندارد و احساسی که باید دفن شود.<br />
سال‌ها گذشت. روزها شبیه هم شدند. کمپ‌ها عوض شدند، اما اسارت نه. جسم‌ها فرسوده شد، استخوان‌ها درد گرفت، موها سفید شد، اما هیچ کودکی نبود که این مردان پیر را «بابای من» صدا بزند. هیچ دستی نبود که به احترام روز پدر فشرده شود. هیچ عکسی روی دیوار نبود که معنای خانواده را یادآوری کند.<br />
دردناک‌تر از همه این است که این مردان زنده‌اند، اما از زندگی حذف شده‌اند.<br />
آن‌ها نه مردان شکست‌خورده، بلکه قربانیان یک تروریسم خاموش هستند؛ تروریسمی که به‌جای گلوله، با شست‌وشوی مغزی می‌کشد، با انزوا نابود می‌کند و با بریدن انسان از خانواده، هویت او را می‌سوزاند.<br />
روز مرد و روز پدر که می‌رسد، در سکوت اردوگاه‌ها و تشکیلات بسته، حسرت مثل باری سنگین روی سینه‌شان می‌نشیند. حسرت فرزندی که هرگز متولد نشد. حسرت واژه‌ای که هیچ‌وقت شنیده نشد: «بابا». حسرت شبی که هیچ‌گاه با قصه‌گویی برای کودکشان به پایان نرسید.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 10 دی</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 4 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>فرماندهان دیروز زندانبانان و شکنجه‌گران امروز</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67735">خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت ششم</a></h3>
<p>&#8230; رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق با نام اصلی علی بخش آفریدنده در دهه هفتاد جذب تشکیلات مجاهدین خلق شد. او متولد 1347 در یکی از روستاهای استان کرمانشاه است. پس از ورود به تشکیلات، نخست نام او را حیدر بخشاینده گذاشتند اما پس از گذران دوران بازجویی و شکنجه در زندان‌های مجاهدین خلق باردیگر نام او تغییر یافت. رضا گوران به دلیل انتقاد به ساختار انحصار طلب مجاهدین برای مدتی طولانی متحمل سرکوب و شکنجه شد. پس از تحمل سالهای انفرادی و شکنجه که به اصطلاح “صفر صفر” شده بود، نام تازه رضا گوران را برای او برگزیدند. رضا گوران در پی سالها تلاش برای ترک تشکیلات، در سال 2003 پس از حمله آمریکا به عراق موفق به فرار از تشکیلات شد و پس از گذراندن دوران اقامت در کمپ آمریکایی‌ها موسوم به تیف به اروپا مهاجرت کرد. او اکنون در کشور نروژ ساکن است. گوران در سال 1393 اقدام به انتشار خاطرات خود از دوران اسارتش در تشکیلات مجاهدین خلق کرد. عنوان این کتاب “میان دو دنیا، خاطراتی از سه سال اسارتم در سلول‌های انفرادی قرارگاه اشرف”، است. او همچنین بخش هایی از این خاطرات را در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی فیس بوک منتشر کرده است که به تدریج در وب‌سایت انجمن نجات درج می‌شود. در این خاطرات، رضا گوران به شرح دقیق و پرجزئیات فرایند سرکوب اعضای منتقد و کسانی که خواستار ترک تشکیلات هستند و به طور خاص شخص خود، می‌پردازد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67747">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۷</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67747/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۶</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67705</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67705?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Dec 2025 04:40:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67705</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 29 آذر در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: نشست اعضای انجمن نجات مازندران – قسمت اول &#8230; موضوع نشست نفرات نجات یافته از تشکیلات رجوی، نقض حقوق بشر در تشکیلات سازمان مجاهدین بود چون این روزها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67705">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۶</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 29 آذر</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67585">نشست اعضای انجمن نجات مازندران – قسمت اول</a></h3>
<p>&#8230; موضوع نشست نفرات نجات یافته از تشکیلات رجوی، نقض حقوق بشر در تشکیلات سازمان مجاهدین بود چون این روزها مریم رجوی سعی می کند با علم کردن بحث حقوق بشر ، سرکوبی که در درون سازمان و تشکیلاتشان وجود داشت را بپوشاند.<br />
&#8230; عبدالله افغان عنوان داشت: در نشستی که برای رضا ستوده گذاشته بودند شاهد بودم چگونه کتکش می زدند چون رضا ستوده درخواست جدا شدن از سازمان داشت به همین خاطر بلایی بر سرش آوردند که از درخواست خود پشیمان شد.<br />
ما وقتی وارد کمپ تیف شدم بخاطر تبلیغاتی که سازمان در مورد ایران نموده بود ذهنیت بدی داشتم ولی با دیدن اخباری که از تلویزیون کمپ پخش می شد این ذهنیت از بین رفت و تصمیم گرفتم به ایران بیایم و اکنون از تصمیمی که گرفتم بسیار خوشحال هستم افراد اکنون با توجه به اینکه سالیان تحت مغزشویی مستمر تشکیلات رجوی قرار دارند قدرت تصمیم گیری از آنان گرفته شده است. ایکاش دولت آلبانی اجازه می داد خانواده ها می توانستند با عزیزان خود ملاقات کنند دیگر تشکیلاتی برای رجوی باقی نمی ماند.<br />
&#8230; دریاباری در مورد جنایت انجام گرفته در عملیات مروارید گفت: ما در منطقه سلیمان بک بودیم. علی ذبیحی بعد از حمله سازمان به کفری عنوان داشت ما برای آزادی مردم ایران آمدیم نه اینکه کردهای عراقی را بکشیم. همین حرف کافی بود بعد چنان بلایی بر سرش آوردند که دیگر حرفی برای گفتن نداشت. جنایتی که رجوی در شهر سلیمان بک عراق انجام داد قابل توصیف نیست برایشان کشتار مردم بی دفاع کرد مشروع بود هیچ مرزی از انجام جنایت باقی نگذاشتند. مریم رجوی عنوان داشت از گلوله استفاده نکنید و کردها را زیر شنی تانک ها و نفربرها له کنید. آیا این کار وی جنایت جنگی نیست؟</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67611">نشست انجمن نجات آلبانی به مناسبت روز جهانی مهاجرت</a></h3>
<p>به مناسبت روز جهانی مهاجرت، انجمن نجات آلبانی برنامه‌ای را در محل این انجمن برگزار کرد. در این برنامه، جمعی از نمایندگان و فعالان نهادهای مرتبط با امور مهاجرین و مهاجرت در کشور آلبانی حضور داشتند.</p>
<p>در ابتدای این نشست، رئیس انجمن نجات آلبانی ضمن اشاره به محدودیت‌ها و شرایط حاکم بر فضای داخلی فرقه رجوی، توضیحاتی در خصوص فعالیت‌های انجمن نجات و افشاگری‌های صورت‌گرفته در این زمینه ارائه دادند.<br />
در ادامه، خانم اِلا مسئول امور حقوقی انجمن به نکاتی در این مورد اشاره کردند و بعد از آن آقای حمید آتابای و آقای حسن شهباز، از اعضای انجمن نجات آلبانی که قبلاً عضو تشکیلات رجوی بودند، با ایراد سخنانی به بیان تجربیات و مشاهدات شخصی خود پرداختند. ایشان تأکید کردند افرادی که در چارچوب تشکیلات رجوی مهاجرت کرده‌اند، بر اساس اصول حقوق بشری و قوانین بین‌المللی، از حقوق مسلم انسانی برخوردارند؛ حقوقی که نه‌تنها رعایت نشده، بلکه حتی ابتدایی‌ترین خواسته‌ها و نیازهای فردی آنان نیز به‌صورت سیستماتیک سرکوب شده است.<br />
حدود یک ساعت گفت‌ و گو و تبادل نظر سازنده میان اعضای انجمن و نمایندگان نهادهای حاضر در زمینه مسائل مهاجرت و حقوق بشر انجام شد. مطالب مطرح‌شده در این نشست، توسط آقای آلدو سولولاری، رئیس انجمن نجات آلبانی، برای میهمانان ترجمه و تشریح گردید.</p>
<p><strong>حاضر حاضر حاضر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67618">این کلمه فقط یک تعهد نبود</a></h3>
<p>آقای دشتستانی: مدتی پیش برای انجام کاری از من سوال کردند که محمود حاضری کمک کنی تا کار را انجام دهیم نا خود آگاه گفتم حاضر حاضر حاضر! یادی کردم از نشستهای درون تشکیلات که مطمئن هستم هنوز هم با غلظت بیشتر ادامه دارد. در آخر هر نشستی هم باید تعهد میدادیم و هم کلمه حاضر را برای تضمین بودن در صف مبارزه فریاد میزدیم و بقیه جمعیت هم دست میزدند و تشویق میکردند.<br />
بگذریم که اکثر حاضر گفتنها و تعهدات بودن در مبارزه برای رها شدن از انتقادات و نشستهای بعدی بود اما به هرحال خود را ملزم به انجام آن میدانستیم تا به ما گیر ندهند.<br />
اما این کلمه فقط یک تعهد نبود؛ امضای نابودی درون و روح و روان یک فرد بود. نابودی عمر و زندگی یک فرد بود و به تاراج بردن و دزدیدن شخصیت و انهدام انسانیت بود. اینکه تا آخر بر سر آرمان خود با مسعود و مریم و آرمان مجاهدین میمان! اما فقط چشمه ای بودیم برای زندگی بخشیدن به کسانی که ناجوانمردانه گذشته و آینده و جوانیمان را سوزاندند و خودشان را با گرفتن خون و نفس دیگران گرم کردند.<br />
خوشا بحال ما که جداشدیم. هر چند دیر جدا شدیم و دیر به ماهیت آنان که مقابلشان حاضر حاضر گفتیم پی بردیم اما باز هم موفق هستیم و خودمان را از نو ساختیم. پس همواره میگویم و فریاد میزنم که: آهای رجویها و هر آنکس که برای شما سینه چاک میدهد؛ حاضر حاضر حاضر به زندگی و خانواده، به عاطفه، به آزادیهای فردی، حاضر به دوستی و معرفت و عشق و زندگی، حاضر به پسرم روزبه و همسرم، به خانواده ام و آغوش گرم مادرم، حاضر به امید و آرزو برای زندگی.<br />
و نه … نه … نه، نه به فرقه گرایی و دجالیت و دروغ و دغل شما که عمری را از ما گرفتید در بیابانهای اشرف در عراق. لعنت و آه مادران و پدران و خواهران و فرزندان منتظر بدرقه راه شما در هر کجای دنیا که هستید.</p>
<p><strong>*یکشنبه 30 آذر</strong></p>
<p>6 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>شواهد گاردین از نقض حقوق زنان در مجاهدین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67628">تعهدات مریم رجوی درباره حقوق زنان از ادعا تا واقعیت</a></h3>
<p>&#8230; گزارش‌های جداشدگان و سازمان‌های حقوق بشری، مانند دیده‌بان حقوق بشر و موسسه رند و گزارش های تحقیقی روزنامه نگاران، دیدگاه متناقضی را ارائه می‌دهند. این گزارشات جزئیاتی از سوءاستفاده‌های سیستماتیک حقوق زنان در کمپ‌های مجاهدین خلق را شرح می‌دهند:<br />
طلاق و تجرد: به عنوان بخشی از یک “انقلاب ایدئولوژیک” که توسط مسعود رجوی در اواخر دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، بنا به گزارش‌ها، اعضا مجبور شدند همسران خود را طلاق دهند تا وفاداری‌های “حائل” را از بین ببرند و وفاداری مطلق به رهبر را تضمین کنند. تجرد برای اعضای عادی اجباری شد.</p>
<p>ازدواج‌های اجباری/سوءاستفاده جنسی: جداشدگان زن ادعا کرده‌اند که به عنوان نشانه‌ای از تعهد، مجبور به رابطه جنسی با مسعود رجوی در مراسمی به نام &#8220;رقص‌های رهایی&#8221; شده‌اند.<br />
جدایی و کنترل جنسیتی: اعضا، حتی در محل زندگی خود، به شدت بر اساس جنسیت از هم جدا شده‌اند و مردان و زنان پایین‌تر از سطح رهبری عموماً از تماس بدون اجازه منع می‌شوند. همچنین گزارش شده است که این سازمان قوانین سختگیرانه‌ای در مورد پوشش زنان اعمال می‌کند که حجاب را الزامی می‌کند.<br />
محرومیت از خانواده و فرزندان: طبق گزارش‌ها، اعضا حق حضانت فرزندان خود یا حتی تماس با آنها را ندارند؛ کودکان اغلب به خارج از کشور فرستاده می‌شدند.<br />
هیسترکتومی اجباری: برخی از زنان جدا شده شهادت می‌دهند که مجبور به انجام هیسترکتومی شده‌اند که از سوی سران مجاهدین خلق، مریم و مسعود رجوی به عنوان نشانه‌ای از وفاداری توجیه می‌شود.<br />
فقدان آزادی: طبق گزارش‌ها، اعضای زن در انتخاب محل سکونت، شغل یا تحصیل آزاد نیستند و برای کار خود پولی دریافت نمی‌کنند. آنها همچنین در انتخاب نوع پوشش حق انتخاب ندارند، حجاب و حتی رنگ و طرح لباس برای زنان مجاهدین خلق اجباری است&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67624">نشست اعضای انجمن نجات مازندران – قسمت دوم</a></h3>
<p>&#8230; آقای فرحی گفت: در عملیات آفتاب وقتی یکی از نفرات زخمی شد خودم وی را روی دوشم گذاشتم و با خودم به عقب درگیری بردم. در نشست شب یگان چنان برخورد تندی با من کردند و عنوان داشتند چرا آن زخمی را به عقب بردی؟ این جمله برای خودم تعجب داشت! او همرزم من بود و باید به او کمک می کردم ولی متاسفانه این گونه برخوردها من را مجاب کرد که دیگر ماندن در تشکیلاتی که حتی به اعضای خودش رحم نمی کند جای من نیست و از سازمان جدا شدم.<br />
&#8230; آقای مجید قرائتی عنوان داشت من در سال 66 وارد مناسبات سازمان شدم یادم می آید اوایل تابستان بود ما را برای آموزش به پایگاهی نزدیک شهر قرنه که در جنوب عراق قرار داشت بردند بعد از مدتی یک شب متوجه شدم فردی که اهل تهران بود مورد ضرب و شتم قرار گرفت وقتی علت را سئوال کردم عنوان کردند با خانمی حرف می زد. چنان بلایی بر سرش آوردند که فرد مزبور دیوانه شد و فکر می کنم جانش را از دست داد. آری وقتی مریم قجر دم از حقوق بشر می زند بهتر است به نقض حقوق بشری که در سازمانش انجام گرفته نیز اشاره کند.<br />
&#8230; آقای شبانی گفت: نکاتی که دوستان درباره نقض حقوق بشر در مناسبات سازمان اشاره کردند همگی درست است و می توان ساعتها در موردش حرف زد اما چیزی که نمود بیرونی دارد مریم قجر با کارت حقوق بشر سعی می کند خودش را مدافع حقوق بشر جا بزند و لابی های غربی خود را گول بزند ولی این مسئله برای مردم ایران رو شده است. چون علاوه بر نقض حقوق بشر به اقدامات تروریستی علیه شهروندان ایران هم دست زده است همانگونه که خبر دارید در انجام سیاست ضد ایرانی خود همسو با صهیونیست های اسرائیلی شده تا بتواند خودش را سرپا نگهدارد ولی دور نیست روزی که همه حقایق ضد بشری شان برای همه رو شود که چه جنایت کارانی هستند.</p>
<p><strong>*دوشنبه 1 دی</strong></p>
<p>در این روز کلاً 7 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67633">برقراری هرگونه رابطه عاطفی ممنوع، حتی با کودکان!</a></h3>
<p>&#8230; یک دفعه چشمم به یاشار 3 ساله افتاد که فرزند خانمی بود به نام غزاله، پدر این طفل معصوم در عملیات موسوم به فروغ جاویدان قربانی زیاده خواهی رجوی شد و کشته شده بود. او به شدت رابطه عاطفی و انسانی با من برقرار می کرد و به نوعی وابستگی زیادی بین ما به وجود آمده بود.<br />
در آن لحظه، تمرین و اجرای سرود را فراموش کردم و مشغول صحبت و بازی با آن طفل بودم که یک دفعه مادرش غزاله نیز به ما پیوست. همه چیز به خوبی پیش می رفت و آن طفل در دنیای پر از هیاهوی کمپ رجوی در دنیای بچگانه خود گم شده بود<br />
&#8230; نیکو خائفی؛ فرمانده لشکر نیز به همراه محسن امینی در اتاق حضور داشت. حتی اجازه ندادند بنشینم و بحث را با این مقدمه شروع کردند که برقراری هرگونه رابطه عاطفی و احساسی با کودکان و خانواده ها در مناسبات مجاهدین به طور مطلق ممنوع است و تذکر جدی به من دادند تا سرم تو لاک خودم باشد و در صورت تکرار برخورد خواهد شد&#8230;.</p>
<p><strong>پیام به خانواده‌های چشم‌انتظار استان سمنان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67630">بازگشایی مجدد انجمن نجات مرکز سمنان</a></h3>
<p>&#8230; این مرکز با توکل به خداوند متعال و با احترام عمیق به رنج و صبر خانواده‌های شریف استان سمنان، بازگشایی می‌شود.<br />
هدف اصلی این پایگاه، دادخواهی انسانی، آگاهی‌بخشی مسئولانه و حمایت از حقوق بنیادین خانواده‌هایی است که فرزندان آنان سال‌هاست در اسارت تشکیلات بسته ‌محور موسوم به سازمان مجاهدین خلق، در کشور آلبانی، از حق بدیهی ارتباط آزاد با خانواده محروم شده‌اند.<br />
این انجمن:<br />
• نه یک پایگاه سیاسی جناحی است.<br />
• نه ابزار تبلیغاتی<br />
• و نه وابسته به هیچ جریان قدرت‌طلب داخلی یا خارجی<br />
بلکه تریبونی است مستقل، مردمی و خانواده‌ محور برای بازتاب صدای پدران و مادران چشم‌انتظار، ثبت مستندات نقض حقوق بشر، و دفاع از کرامت انسانی&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 2 دی</strong></p>
<p>در این روز 9 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>یادداشت هایی از درون مناسبات مجاهدین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67645">۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت دوم</a></h3>
<p>آقای داریوش قنواتی: &#8230; از آنجایی که من با تشکیلات زاویه پیدا کردم مرا بایکوت کردند به طوری که اگر یکی از تن واحدها با من نشست و برخاست یا دیالوگ میکرد همان شب در نشست عملیات جاری وی را سوژه میکردند و این جوری از من و دیگران زهره چشم می‌گرفتند. وقاحت و بی چشم و رویی سران مجاهدین به جایی رسید که یک نوار از مریم برای ما پخش کردند که به نام بحث های مفت خوری نام گذاری شد. مریم رجوی در آن نوار بیان داشت که همه‌ی شما مجاهدین مفت خور هستید. در نشست های عملیات جاری وقتی سوژه میشدم میگفتند تو مفت خوری و باید حق رهبری برادر مسعود را از حلقومت بیرون بکشیم. سعید نقاش می‌گفت تن تو در رژیم خمینی بر اثر مفت خوری فربه شده و ما تو را چربی گیری کرده و باید کل گوشت بدنت آب شود و بریزد. هر دم میگفتند تو مفت خوری و ملی زده ای. عمر چریک شش ماهه و تو چرا زنده ای. برای چی داری جسم و جانت را حفظ میکنی؟ برای کدام عفریته خودت را نگه داشته ای. تو هم مثل مفت خورهای گیر کرده پشت تنگه و توحید که به برادر خیانت کردند خائن هستی. مریم رجوی می‌گفت ما توی سازمان مفت خور نمیخواهیم حتی اگر از نظر جسمی ناقص و بیمار هستید و توان حمل اسلحه ندارید چهار تا نارنج (نارنجک) که میتوانید از مرز رد کنید به داخل کشور ببرید.<br />
&#8230; در تشکیلات مجاهدین بیماری را اصالت نمی دانستند و آن را به نام تحقیر کننده تمارض تغییر داده و آنقدر این موضوع را حساس کرده بودند که همه از ترس سوژه شدن، بیماری خود را مخفی می کردند. ذکر این نکته ضروری است که در تشکیلات مجاهدین آنقدر از افراد کارهای سنگین می کشیدند که بر اثر آن بعضا افراد دچار بیماری می شدند و یا مثلا وقتی شب های سرد مجبور به رفتن به نگهبانی و یا گشت در اطراف قرارگاه می شدند طبیعی بود که از فرط خستگی و سردی هوا فرد دچار بیماری سرماخوردگی و درد و تب شود. اما افراد جرات بیان آن را نداشتند و می بایست صبح موقع شروع کار حاضر می شدند&#8230;.</p>
<p><strong>افشاگری جدا شده ها تأثیرگذار بوده</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67650">سازمان مسعود هر روز رسواتر از قبل</a></h3>
<p>آقای گلی اسکاردی: &#8230; از دید حکومت ایران ، سازمان مجاهدین خسارت زیادی به امنیت داخلی کشور وارد کرده است. و واقعیت این است که هر چه بیشتر ضربه زد از مردم بیشتر دور گردید. حالا بعد از 4 دهه ابدا در داخل ایران جایگاهی ندارد و به عنوان بدنام ترین جریان شناخته شده است. در یک کلام نفوذ مردمی این سازمان بعد از 4 دهه به شدت کاهش یافت و حتی در بین گروه های مخالف حکومت هم جایگاه مثبتی ندارد.<br />
در یک جمعبندی باید بگویم سازمان نتوانست هیچ هدف سیاسی مهمی را محقق کند و افکار عمومی ایران هم این سازمان را به عنوان خیانتکار و همدست با دشمن در زمان جنگ می شناسد و بعد از سقوط صدام با از بین رفتن تنها پشتیبانش، پایگاه آنها مانند کمپ اشرف و بعد لیبرتی بسته شد و آنها را مجبور کردند که به آلبانی جابجا شوند. وضعیت کنونی آنها رسانه ای و تبلیغاتی است و این که خود سازمان از کانونهای شورشی در داخل کشور یاد می کند همه باد هوا و ترقه بازی بیش نیست. اما برای بازار گرمی ترقه بازی را در بوق و کرنا می کند تا باقیمانده اعضای سازمان را که در اشرف 3 آلبانی مستقر هستند را دلگرم کند و به آنها امید کاذب بدهد. باید خاطر نشان کنم در بین اپوزیسیون خارجه، سازمان مجاهدین هیچ جایگاهی ندارد و با انتقادات شدید روبرو است. حتی رژیم صهیونیست اسرائیل هم این سازمان را به عنوان جایگزین جدی نمی گیرد امروز این سازمان حتی در تبلیغات هم شکست خورده و به یمن افشاگری های جدا شده ها هر روز رسواتر می شود.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 3 دی</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 9 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>مرا فریب دادید</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67663">چند کلامی با مسعود رجوی</a></h3>
<p>آقای فؤاد بصری: &#8230; من در زمان جنگ سرباز بودم و در جبهه بدست نیروهای شما اسیر شدم. مرا به اردوگاه خودتان منتقل کردید در اُردوگاه توسط افرادی بنام سید سادات دربندی (عادل) و مجید عالمیان شستشوی مغزی شدم. با کلی وعده وعید مرا وارد تشکیلاتتان کردند و وقتی وارد تشکیلات شما شدم با تشکیلاتی بی روح و سکت مواجه شدم. خسته شده بودم و با سران موضوع را مطرح کردم. به آنها گفتم وعده هایی که در اردوگاه به من دادید به آنها عمل کنید با سرکوب و تحقیر مواجه شدم. تمام وعده هایی که سرانت در اردوگاه به من داده بودند کذب بود. در واقع مرا فریب دادید. سرانت به من گفتند پادگان اشرف قانون دارد ( ورود آزاد است خروج ممنوع است). چندین بار درخواست کردم از پادگان اشرف خودم را نجات دهم که جواب هر درخواست از طرف سرانت برخوردهای فیزیکی و زندان کردن در کانکس ( بنگال ) بود.<br />
&#8230; برگردیم به عقب یادتان می آید در نشست طعمه در مقر مخوف باقرزاده چه بلایی بر سر ما آوردی؟ چهار ماه تمام زیر ضرب تو و شورای سرکوبت بودیم. در یکی از جلسات در نشست طعمه گفتی: من از همان اول بزرگترین اشتباه را کردم. اسیران پیوسته را داخل مناسبات مجاهدین راه دادم . عجب وقاحتی داری شما! بعد از چندین سال بیگاری از ما اسیران تازه یادت افتاده که اشتباه کردی. ما را در مناسبات مجاهدین راه دادی . تعداد زیادی از همین اسیران را برای عملیات های تروریستی به ایران فرستادی و آنها را به کشتن دادی&#8230;.</p>
<p><strong>حریم خصوصی و خانواده</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67656">در تشکیلات مجاهدین خلق نقض حقوق بشر تئوریزه شده است – قسمت دوم</a></h3>
<p>&#8230; رجوی ها هیچ حقی برای حریم خصوصی دیگران قائل نیستند و در تشکیلات مجاهدین خلق حریم خصوصی به هیچ عنوان به رسمیت شناخته نمی شود و برای هیچ عضوی وجود ندارد. اعضا باید در هر لحظه و هر جایی به صورت جمعی زندگی کنند و تنها استثناء حمام و توالت است.<br />
رجوی ها در این زمینه تا جایی پیش رفته اند که حتی مانع از فکر کردن اعضا نیز می شوند. مریم رجوی در سال 1375 بعد از برگشت از فرانسه به عراق، در جلسه عمومی در یکی از قرارگاه های مجاهدین خلق به نام باقرزاده که در نزدیکی شهر فلوجه عراق قرار داشت گفت “در نشست های انقلاب [انقلاب ایدئولوژیک – طلاق] که با برادران شما در فرانسه داشتم، آنها تجربه جدیدی کسب کرده بودند و می گفتند وقتی زیاد کار می کردند و خسته می شدند، دیگر هنگام خواب فرصتی برای فکر کردن به مسائل ضد انقلابی و مسائل جیم [در مناسبات مجاهدین خلق به مسائل جنسی به صورت مخفف جیم گفته می شود] نبود.<br />
&#8230; خانواده ای در مجاهدین خلق وجود ندارد. رجوی از سال 1368 ازدواج را حرام و خانواده را «کانون فساد» اعلام کرده است. اعضایی که قبل از حرام اعلام کردن ازدواج توسط رجوی متاهل بودند، مجبور به طلاق همسران خود شدند و همه اعضای مجاهدین خلق در تجرد اجباری قرار دارند.<br />
مدتی بعد از طلاق ها، فرزندان از والدین جدا شدند و برای آن که مبادا وجود آنها موجب ایجاد عاطفه مجدد بین پدران و مادران شان گردد، کودکان را به خارج از عراق بردند تا این امکان از نظر فیزیکی غیر ممکن شود.<br />
اعضایی که با هم رابطه خویشاوندی دارند، مثلاً از اقوام درجه یک هم هستند در قسمت های مختلف سازماندهی می شوند تا از هم دور باشند و حداکثر می توانند سالی چند بار در نشست های عمومی همدیگر را ببینند&#8230;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67705">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۶</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67705/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۵</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67604</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67604?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Dec 2025 05:53:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67604</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 22 آذر در روز شنبه جمعاً 14 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: پنج دلیل برای طلاق اجباری اعضای مجاهدین خلق چرا مسعود رجوی طلاق ‌را برای مجاهدین خلق اجباری کرد؟ رهبران مجاهدین خلق هرگز علناً توضیح دقیقی در مورد اینکه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67604">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 22 آذر</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 14 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>پنج دلیل برای طلاق اجباری اعضای مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67540">چرا مسعود رجوی طلاق ‌را برای مجاهدین خلق اجباری کرد؟</a></h3>
<p>رهبران مجاهدین خلق هرگز علناً توضیح دقیقی در مورد اینکه چرا طلاق‌ها را در بین اعضای خود اجباری کردند یا چرا مسعود رجوی با تعداد زیادی از اعضای زن بر مبنای توجیهات ایدئولوژیک “ازدواج” کرد، ارائه نکرده‌اند. در واقع، آنها چنین اجباری را در سیستم خود انکار می‌کنند. با این حال، اعضای سابق و تحلیلگران تفاسیر و توضیحاتی درباره حاکمیت غیر اخلاقی مسعود رجوی ارائه داده‌اند. این تحلیل‌ها اغلب شیوه حکمرانی مسعود رجوی بر مجاهدین خلق را در بستر مفهومی که او با عنوان “انقلاب ایدئولوژیک” به خورد پیروانش داد، بررسی می‌کنند.<br />
انقلاب ایدئولوژیک و وفاداری مطلق<br />
حذف رقبا در وفاداری<br />
کنترل و دستکاری<br />
تحکیم واقعی و نمادین قدرت<br />
سرکوب مخالفت<br />
در حالی که سران مجاهدین خلق مسئله طلاق اجباری اعضای تشکیلات و چندهمسری مسعود رجوی را انکار می‌کنند، تحلیل‌های بیرونی و شهادت‌های اعضای پیشین همواره به این اقدامات به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از استراتژی مسعود رجوی برای حفظ سیطره قدرت مطلق خود، وفاداری اعضا و تثبیت قدرت شخصی خود در سازمان نگاه می‌کنند.</p>
<p><strong>دانشجویی که قیام نکند را باید تیرباران کرد!</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67539">رجوی دل پری از دانشجوها داشت</a></h3>
<p>&#8230; رجوی فریب کار و شیاد، در یک نشست جمعی عمومی در سالن اجتماعات مقر مخوف باقرزاده بالای سن قدم می زد و بحث دانشجو را پیش می برد. او گفت در فردای حاکمیت ایران دستور می دهم تمام دانشجویان را سینه دیوار بگذارند و همه را تیرباران کنند. دل پُری از دانشجویان بی بخار دارم . اینها برای آینده ایران مفید نیستند مثل علف هرز می مانند. همان موقع نسرین مهوش سپهری میکروفن را بدست گرفت. رجوی به او گفت خواهر نسرین شما حرفی دارید؟<br />
&#8230; عادت دیرینه رجوی و سرانش این است که قیمت را از خودشان پرداخت نمی کنند دست می کنند در جیب دیگران! رجوی چه گام مثبتی برای مردم ایران برداشته ؟ خون هزاران نفر از مردم بی گناه ایران را بر زمین ریخته . مردم شریف ایران از دانشجو گرفته تا کارگر و کارمند و … جنگ صد برابر را بر علیه دشمنان خودشان رجوی و هم دستانش اسرائیل و آمریکا نشانه گرفتند&#8230;.</p>
<p><strong>حذف هویت زنان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67529">برده داری و استثمار زنان در سازمان مجاهدین – قسمت دوم</a></h3>
<p>&#8230; ابتدا رجوی با انقلاب طلاق خود کانون خانواده را از بین برد و بعد برای نگهداشتن مادران در مناسباتش فرزندان شان را با بهانه بمباران عراق در سال 1369 به گروگان گرفت و به غرب فرستاد. دیگر هیچ خانواده ای با فرزندش ارتباط نداشت. به قول خانم سلطانی بعد از جدا شدن عنوان داشت حتی آدرس فرزندش را به او ندادند و نمی دانست فرزندش در کدام کشور است. رجوی این گونه مادران را به بند کشید تا هوس جدا شدن به ذهن شان نزند .<br />
زنان در سازمان مجاهدین به موجوداتی تک ساحتی تبدیل میشوند. هربرت مارکوزه در تعریف انسان تک ساحتی عنوان می کند ظرفیت های انسانی به حاشیه رانده می شود فرهنگ غالب افراد به سوی سازگاری و پیروی پیش پا افتاده از قواعد سوق داده می شود. آدم ها تبدیل به ابزارهایی می شوند که صرفا با کار و تولید تعریف می شوند نه با خلاقیت، خرد و تخیل و ارزش های انسانی دیگر خبری نیست یعنی انسان مصرف کننده و ماشینی می شود. به همین خاطر زنان در سازمان مجاهدین تک ساحتی هستند خلاقیت و ابتکار از آنان گرفته شده و تبدیل به انسانهای بی مصرف و ماشینی شده اند که توانایی تفکر انتقادی و تصمیم گیری مستقل را از دست داده اند و مانند ربات باید دستورات از بالا را اجرا کنند.<br />
&#8230; در بعد روانی رجوی سعی می کرد از زنان بسیار کار کشیده و در گرمای زیاد کار کنند تا صورت شان از حالت زنانه خارج شود و جذابیت و زنانگی شان از بین برود. البته چنان دیوارهای جنسیتی بر تشکیلات حاکم بود که به هر حال زنان و مردان تشکیلات جرأت نزدیک شدن به هم نداشتند&#8230;..</p>
<p><strong>اینجا زنان از زنانگی محرومند</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67520">روز زن &#8211; یادآور تلخ کامی ها در مناسبات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; – در این تشکیلات ازدواج حرام شده و همسری وجود ندارد که از همسر خود قدردانی کند.<br />
– در این تشکیلات خانواده ای وجود ندارد تا اعضای آن از مادر خانواده تقدیر کنند و برایش هدیه ای بخرند یا دور هم جمع شوند. رجوی خانواده را «کانون فساد» اعلام کرده است.<br />
– در این تشکیلات رابطه مادر و فرزندی (و همینطور پدر و فرزندی) وجود ندارد. چون بند 43 از کتاب «تئوری انقلاب مریم» که رجوی آن را تهیه و به عنوان ضوابط تشکیلاتی به اعضا ابلاغ کرده بود چنین است: «مجاهد ملاقاتی و بند به پدر و مادر و خانواده نداریم».<br />
– در این تشکیلات حتی رابطه دوستانه بین زنان با هم (و همچنین مردان با هم) ممنوع بوده و چنانچه دو نفر با هم رابطه دوستانه برقرار کنند متهم به ایجاد رابطه محفلی شده و به شدت با آنها برخورد خواهد شد.<br />
– اصلاً در این تشکیلات عاطفه ممنوع است و به گفته مریم رجوی “عاطفه یک چیز کثیف بورژوایی است و اعضا نباید آن را نثار یکدیگر بکنند. تنها جایی که می توان عاطفه داشت، نسبت به رهبری (رجوی) است و اعضا باید عاطفه خود را نثار او بکنند.”&#8230;</p>
<p><strong>به بهانه روز زن</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67518">زنان با روح فرسوده در ساختار ضد اجتماعی مجاهدین</a></h3>
<p>&#8230; سازمان تروریستی مجاهدین خلق همواره ادعا کرده که «زن را آزاد کرده.<br />
اما واقعیت ساختاری این تروریست ها، بر اساس شهادت صدها جداشده، کاملاً برعکس است:<br />
این تشکیلات از زنان انسان‌هایی بی هویت، عاری از زنانگی و عاری از تفکر مستقل و کاملاً وابسته می‌سازد.<br />
نشانه‌های فرسودگی در این زنان<br />
• صورت‌های بی‌روح<br />
• تنش در چهره و انقباض دائمی عضلات<br />
• سکون بیش از حد در حرکات<br />
• فقدان تنوع احساسی<br />
• استفاده از جملات قالب‌گذاری‌شده<br />
• نگاه‌هایی که به نقطه‌ای نامعلوم دوخته شده<br />
• فقدان واکنش انسانی طبیعی<br />
این نشانه‌ها نتیجه سال‌ها زیستن در محیطی است که در آن:<br />
• شادی جرم است<br />
• تعلق خانوادگی گناه است<br />
• فکر مستقل خطر است<br />
• احساسات شخصی به‌عنوان ضعف ایدئولوژیک سرکوب می‌شود&#8230;.</p>
<p><strong>به مناسبت روز زن</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67515">مجاهدین و تناقض گویی درباره حقوق زنان</a></h3>
<p>&#8230; به علت اینکه موضوع اسلام و ایران و اعتقادات برای مجاهدین همان شعار ” هدف وسیله را توجیه میکند ” میباشد اینجا برای خوش رقصی در مقابل غرب و اروپا که دین ستیز هستند بیشتر خود را در زمره مدافعان 8 مارس قرار میدهند و بیشتر تلاش میکنند در این روز خود را حامی زنان نشان بدهند و با شرکت در جلسات و سخنرانی و محافل اروپایی تلویحا نسبت به روز زن تاریخ ایران و ولادت حضرت فاطمه اعلام برائت نمایند و در عین حال خود را همگام و هم فکر اروپایی امریکایی نشان دهند.<br />
&#8230; در داخل تشکیلات مجاهدین زنان تحت شدیدترین سرکوب ها و اجبارات هستند.<br />
آنان اجازه ندارند با والدین و اعضای خانواده خود تماس بگیرند و این کار را ضد ارزش مبارزاتی مورد ادعایشان میدانند.<br />
در داخل تشکیلات مجاهدین طلاق اجباری و ازدواج ممنوع است.<br />
تعداد زیادی از زنان تحت عمل جراحی قرار گرفته اند و مقطوع النسل شده اند.<br />
در این پادگان که نامش اشرف است لباس متحد الشکل و اجباری میباشد.<br />
بین زنان و مرادان حصارهای بلند کشیده میشود.<br />
حجاب اجباریست، ارتباط با دنیای آزاد ممنوع است و این است مفهوم روز زن و آزادی زن و شعارهای ادعایی مجاهدین و این تنها بخش کوچکی از تناقضات شکل و محتوی در تشکیلات مجاهدین بوده و هست.</p>
<p><strong>*یکشنبه 23 آذر</strong></p>
<p>7 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>فساد افسار گریخته</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67544">برده داری و استثمار زنان در سازمان مجاهدین – قسمت پایانی</a></h3>
<p>&#8230; زنان هم مانند مردان باید از بحث هایی که رجوی مطرح می نمود عبور می کردند آنان مجبور بودند در نشست های غسل هفتگی و عملیات جاری شرکت کنند و فاکتهای جنسی خود را نوشته و در جمع خودشان بخوانند. در مورد زنان فشار بیشتر بود چون مریم رجوی همیشه در نشست ها مطرح می کرد که زنان بینه انقلاب طلاق هستند و بالاتر از مردان می باشند. پس شنیدن فاکتهای جنسی مکرر برای مسئولین زن قابل قبول نبود. مشکل از ریشه بود چون رجوی فکر می کرد با نوشتن چند فاکت مشکلات جنسی افراد قابل حل می باشد ولی هیچ وقت این مورد حل نشد. بعدا شاهد روابط افتضاح و کثیف درون مناسبات اشرف بودیم .<br />
اگر سرکرده سازمان بطور دائم از حضور زنان در بالای هرم تشکیلات دم می زند بخاطر تبلیغات است چون به این کار نیاز دارد. اگر قرار باشد خودش را مبرا از تروریست بودن نشان دهد بهترین کار پز دادن به مسئله توانمندی و مسئولیت پذیری زنان در سازمان است .<br />
وقتی مریم رجوی از مسئولیت پذیری زنان دم می زند هیچ کدام از زنان در درون تشکیلات بدون دستور مسئول بالاتر نمی توانند آب بخورند. آنان هرگز نمی توانند در تصمیم گیری نقشی داشته باشند. حتی زهرا مریخی مسئول اول سازمان از خودش هیچ اراده ای ندارد اگر توجه کرده باشیم تمام جملاتی که بیان می کنند فقط از قول رجوی می باشد چون آنان از داخل تهی و پوک شدند و انتخاب زنان برای مسئولیت پذیری صوری و باسمه ای است.<br />
&#8230; رجوی زنان را برای کار سوء استفاده جنسی خود نیاز داشت.<br />
زنانی که از مناسبات جدا شدند پرده از خیانتی برداشتند که مو بر بدن هر انسانی بلند میکند. برگزاری رقص رهایی با حضور رجوی و مجری برنامه هم مریم زن سوم او بود&#8230;.</p>
<p><strong>رجوی نیرویی می خواست که بی شبهه ترور کند</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67547">آنان که فریب فتوای رجوی را خوردند</a></h3>
<p>&#8230; نقطه آغاز خیانت رجوی و فریب سمپاتها و ریختن خون آنها در دهه 60 بود و اما در دهه 70 و 80 در مراحل و پروسه های انقلاب درونی موسوم به انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق، رجوی در یک سری نشست ها خود را تلویحأ امام زمان معرفی نمود و رهبری عقیدتی و حلقه وصل نیروهایش به خدا و پیامبر! صراحتأ به نیروهایش اعلام نمود که او عواقب تمام کارها و گناهان و اعمال آنها در قیامت با خدا و پیامبر را به گردن می گیرد و هیچ عضو مجاهدی مورد بازخواست قرار نمی گیرد و مستقیمأ به بهشت می روند .<br />
در واقع این فتوای رهبری برای اشباع نیروها از ایدئولوژی ساختگی مجاهدین و بستن ورودی عقل و هوش نیروها و ضمانت و به نوعی فریب و واکسینه شدن آن ها برای هر گناهی که مرتکب شوند بود .<br />
یعنی که رجوی احتیاج به نیرویی داشت که بدون سئوال و جواب و بدون شک و شبهه ترور کند و گناه و عواقب آن را به ذهن نیاورد و فکر کند تضمین شده رجوی است.<br />
&#8230; نیرویی که رجوی او را فریب داده با فتوایی قلابی و بی محتوا هم کور می کند و هم زبان از حلقوم در می آورد و اگر هم لازم باشد نارنجک می کشد و خود را منهدم می کند و هم سیانور می خورد بدون اینکه ذره ای به عقل و شعوری که خداوند به وی داده رجوع کند و صرفأ دستور تشکیلاتی فردی را پذیرفته که خود هم به ویرگولی از فتواهای رنگارنگ خود اعتقادی ندارد.</p>
<p><strong>بازتولید زندان با نام آرمان!</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67546">افشای تخریب زندانیان سابق و اسرای جنگی در سازمان مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; زندانی آزاد شده در سازمان مجاهدین با این تصور وارد سازمان می شود که بعد از تحمل زندان مورد احترام قرار گیرد و به او مسئولیتی در خور داده شود اما در سازمان مجاهدین واقعیت چیز دیگری است!<br />
ابتدا بازجویی و سوء ظن به جای احترام و اعتماد ، اولین پرسش “چه کشیدی؟” نیست. بلکه چطور آزاد شدی و این آزادی آغاز اتهام می باشد.<br />
&#8230; در مورد اسیران پیوستی به سازمان نیز این رفتار خشن تر بود و اسیری که سالها در اردوگاه بعثی زنده مانده و به این تشکیلات پیوسته بود به جای همدلی با اتهام نفوذی مواجه و زنده ماندن وی سند خیانت تلقی می شد . اذیت های بی پایان، پرونده سازی بی مدرک و نهایتا شخصیت را مورد هدف قرار دادن به رفتار روزانه تبدیل شده. وی را بدهکار دایمی و از آن لحظه به بعد هر اعتراضی می شد ناسپاسی و هر سوالی انحراف و هر استقلال رای نشانه دشمنی لقب می گرفت .</p>
<p>این سازمان قهرمان سازی در بیرون و متهم سازی در درون را برای اسیران و زندانیان گذشته سر لوحه قرار داده و با این ترفند شخصیت افراد را تحقیر و از گذشته علیه آنان استفاده می کرد تا همیشه مطیع بمانند و خود را وامدار این فرقه دانسته و جای هیچ اعتراضی نباشد&#8230;.</p>
<p><strong>به بهانه دفاع از حقوق بشر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67548">معنای حقوق بشر از جانب مریم رجوی</a></h3>
<p>این بار مریم رجوی به بلژیک سفر کرده تا در روز جهانی حقوق بشر باز هم عوام فریبی کند، معمولا مریم رجوی درباره حقوق بشر، آزادی زنان و دموکراسی سخنرانی می کند اما این بار به بهانه حقوق بشر، کسی که خود ناقض حقوق بشر است به دفاع از حقوق بشر پرداخته است! او در سخنرانی هایش از نقض حقوق بشر در ایران سخنرانی می کند و از سازمان های بین المللی درخواست می کند تا ایران را محکوم کنند. البته دم از حقوق بشر زدن مریم رجوی برای کسب حمایت بین المللی است، آنچه به خود سازمان برمی گردد اصلاً اعتقادی به این بحث ها ندارند خود این سازمان در گذشته در قرارگاه های مجاهدین زیاد اولیه ترین حقوق انسانی را نقض کرده است رفتاری به غایت متناقض با اولیه ترین اصول حقوق بشر در دنیا!!!<br />
&#8230; استفاده از اینترنت و تلفن در داخل تشکیلات برای اعضای سازمان ممنوع است. چرا که اعضای سازمان حق ندارند با خانواده خودشان تماس بگیرند ، رهبری سازمان از چه می ترسد؟ اگر مریم رجوی فکر می کند اعضای سازمان از نظر ایدئولوژیک آب بندی شده اند و شیفته مریم و مسعود هستند جهت آزمایش هم شده ، برای یک هفته اجازه بدهند تا اعضای در بند با خانواده های خودشان تماس بگیرند آن وقت ثابت خواهد شد انقلاب شما هیچ پایه و اساسی ندارد. دروغ های شما بر ملاء می شود و تشکیلات باسمه ای شما فرو می ریزد&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 24 آذر</strong></p>
<p>در این روز کلاً 9 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>تشکر ویژه از مریم رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67555">بسته تبلیغاتی مریم رجوی برای تطهیر کارنامه</a></h3>
<p>&#8230; مجموعه «پرسش و پاسخ با مریم رجوی» که با عنوان «اجتماع جوانان – ایران آزاد ۱۴۰۴» منتشر شده، در ظاهر تلاشی برای گفت‌وگو با جوانان است، اما در عمل چیزی جز یک بسته تبلیغاتی برای تطهیر کارنامه «گروه تروریستی مجاهدین خلق» و رهبران آن نیست. در این بسته، با طرح سؤالات حساب‌شده درباره «انتظار از نسل جوان»، «مبارزه با شیطان‌سازی» و «ضرورت تشکیلات»، تلاش می‌شود گذشته خونین این گروه در ترور هزاران شهروند ایرانی و همکاری آشکار با رژیم بعث عراق به حاشیه رانده شود.<br />
وقتی مریم رجوی از جوانان می‌خواهد «هزینه آزادی» را بپردازند، نمی‌گوید این همان سازمانی است که طبق اسناد متعدد، مسئولیت ده‌ها عملیات مسلحانه، بمب‌گذاری و ترور در داخل ایران را بر عهده داشته و سال‌ها در خاک دشمن متجاوز، علیه هم‌وطنان خود آموزش و سازمان‌دهی نظامی دیده است. چنین سوابقی نشان می‌دهد که شعارهای جذاب این جریان برای جوانان، پشت‌پرده‌ای سراسر خشونت و وابستگی دارد.<br />
&#8230; مریم رجوی می‌کوشد سازمان را تنها راه‌حل دموکراتیک معرفی کند و هر دو تجربه سلطنت و جمهوری اسلامی را در یک کفه قرار دهد. این در حالی است که بخش مهمی از نفرت افکار عمومی ایران نسبت به این گروه، نه به خاطر اختلاف نظر، بلکه به دلیل اقدام‌های مسلحانه، ترورهای کور شهری، بمب‌گذاری‌ها و در اوج جنگ، همکاری با رژیم صدام است؛ واقعیتی که در نظرسنجی‌ها و واکنش‌های شبکه‌های اجتماعی ایرانیان نیز بازتاب گسترده‌ای داشته است&#8230;.</p>
<p><strong>به بهانه سخنرانی مریم رجوی در روز حقوق بشر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67556">در تشکیلات مجاهدین خلق نقض حقوق بشر تئوریزه شده است – قسمت اول</a></h3>
<p>اخیرا مریم رجوی در روز جهانی حقوق بشر در یک سخنرانی بار دیگر به دروغ درباره اهمیت رعایت حقوق بشر و اطلاعیه جهانی حقوق بشر صحبت کرد. اما واقعیت این است که او و رجوی در تشکیلات مجاهدین خلق آنچه در اطلاعیه جهانی حقوق بشر آمده است را نقض کرده و به لگد مال کردن مفاد این اطلاعیه ادامه می دهند.<br />
&#8230; * ماده 9 : هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.<br />
اما در تشکیلات مجاهدین خلق اعضای ناراضی و خواهان جدایی را به محاکمه کشانده و کم نبودند اعضایی که بدلیل درخواست جدایی در زندان هایی که در قرارگاه اشرف ایجاد شده بود محبوس شدند.<br />
* ماده 10 : هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی علنی و عادلانه توسط دادگاهی بی طرف و مستقل است تا در برابر هرگونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.<br />
در تشکیلات مجاهدین خلق قسمتی به نام قضایی وجود داشت که مسئولیتش محاکمه اعضای ناراضی بود؟ در محاکمه اعضای ناراضی نه خبری از وکیل مدافع بود و نه به او اجازه می دادند حرفی در دفاع از خود بزند&#8230;.</p>
<p><strong>به مناسبت روز جهانی حقوق بشر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67564">اعلامیه رسمی انجمن نجات در آلبانی</a></h3>
<p>به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، گروهی بیش از 80 شهروند آلبانیایی در یکی از کافه های منطقه فرسکو در تیرانا بالا تجمع کردند. این جلسه به منظور بزرگداشت از این روز و همچنان بررسی وضعیت نگران کننده و نقض حقوق اساسی اعضای مستقر در اردوگاه مانزا برگزار شد.<br />
در آغاز این تجمع آقای آلدو سولولاری، رئیس انجمن نجات در آلبانی، پس از تبریک روز جهانی حقوق بشر به حاضران، نقض ابتدایی ترین حقوق بشر علیه اعضای اردوگاه مانزا را توضیح داد. او تأکید کرد که افراد داخل اردوگاه تحت فشار روانی و محدودیت های انسانی شدید قرار دارند و افزود: “این افراد به حمایت همه ما نیاز دارند و ما باید صدای آنها در جامعه و موسسات بین المللی باشیم.”<br />
تجمع با شرکت فعال بیش از ۸۰ شهروند برگزار شد که بر ضرورت آگاهی دهی و حمایت از حقوق بشری اعضای اردوگاه مانزا تاکید کردند.</p>
<p><strong>دفتر بغداد و جاذبه های مبارزه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67563">فرار از اشرف، فرار از جهاد اکبر بود؟ – قسمت اول</a></h3>
<p>آقای محمدرضا مبین: &#8230; من وارد یکی از خطرناک ترین مناطق جهان شده بودم و هرگز در مخیله ام نمی گنجید که خروج ممنوع است ، من تا آخر عمر اینجا در تجردی اجباری و قطع از خانواده و عزیزانم، باید در گرمای بالای 50 درجه باید آنقدر روی توپ و تانک ها کیسه کشی کنم تا بیافتم، بیهوش شدن حین کار در شرایط بسیار سخت در سازمان، یک ارزش مجاهدی بود، تحسین برانگیز بود، فداکاری در اوج بود، حالا کیسه کشی تانک های کهنه ی اهدائی ارتش صدام حسین که همگی بیشتر از من سن داشتند، تانک ها و توپ ها همه از دور خارج شده بودند، چه جذابیتی داشت ، من نمیدانم !<br />
من ابدا حس نمی کردم که به کجا وارد شدم، به چه مهلکه ی پربلائی آمدم، همه چیز آن روزهای اول برایم رنگ دیگری داشت. من ابدا نمی دانستم سازمان تمام اعضای منتقد و مخالف را زندانی و شکنجه می کند. تا حد مرگ و حتی بسا بالاتر از آن.<br />
من رویاهای زیاد و بلند پروازانه ای در سر داشتم، فکر می کردم فداکاری برای خلق و آزادی فردای ایران ، فقط با مجاهدین خلق قابل تحقق است.برایم دو یا سه نشست گذاشتند و در فرم های زیادی از من امضاء گرفتند، می خواستند تا حقایق سازمان را ندیدم و نشنیدم، همه ی امضاها را از من بگیرند. من هم سرم داغ بود و هرچه می دادند، نخوانده و نفهمیده امضاء می کردم. غافل از اینکه اسناد بردگی و زندانی شدن خودم را امضاء می کنم، در ته چهره ی برخی از آنها می دیدم که متعجب هستند از این همه حس خوب و پاک درونی در من! اما هرگز نمی دانستم که همه به دید یک نفوذی وزارت اطلاعات به من نگاه می کنند و خیلی مواظب هستند که دست از پا خطا نکنم&#8230;.</p>
<p><strong>کودکان قربانی ایدئولوژی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67566">بررسی جدایی، بی‌عاطفگی و مغزشویی در سازمان مجاهدین خلق</a></h3>
<p>یکی از تاریک‌ترین و کمتر پرداخته‌شده‌ترین ابعاد جنایات سازمان تروریستی مجاهدین خلق، سرنوشت کودکانی است که در دهه‌های گذشته به‌ طور سیستماتیک از پدر و مادر خود جدا شدند و به کشورهای اروپایی و آمریکای منتقل گردیدند. این اقدام که تحت عناوینی چون “حفاظت از کودکان” یا “آینده‌سازی انقلابی” توجیه می‌شد، در عمل بخشی از یک پروژه سازمان‌یافته و ایدئولوژیک بود که پیامدهای عمیق روانی و انسانی برای این کودکان به همراه داشت.<br />
جدایی اجباری و فروپاشی پیوندهای عاطفی<br />
سرپرستان ایدئولوژیک و بی‌عاطفگی سازمان‌یافته<br />
کودک‌ آزاری پنهان و آشکار<br />
مغزشویی تدریجی و پروژه بازگرداندن به کمپ‌ها<br />
پیامدهای بلند مدت انسانی و روانی<br />
&#8230; آنچه بر کودکان جداشده از خانواده در چارچوب تشکیلات منحرف مجاهدین خلق گذشته است، صرفاً یک خطای فردی یا موردی نیست؛ بلکه نتیجه یک سیستم ایدئولوژیک بسته، بی‌رحم و ضدانسانی است که کودک را نه به‌عنوان یک انسان مستقل، بلکه به‌عنوان ابزار آینده تشکیلات می‌نگریست. پرداختن به این تجربه‌ها، شنیدن صدای قربانیان و مستندسازی این واقعیت‌ها، گامی ضروری برای روشن شدن ابعاد پنهان نقض حقوق کودک در این سازمان و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی در آینده است.</p>
<p><strong>*سه شنبه 25 آذر</strong></p>
<p>در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>ورود به قرارگاه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67572">فرار از اشرف، فرار از جهاد اکبر بود؟ – قسمت دوم</a></h3>
<p>آقای محمد رضا مبین: &#8230; همه ی سئوالها وقتی جواب پیدا کرد که خودم در مهرماه 1376 به سلول انفرادی برده شدم، به یکباره همه ی رنگها، رنگ باخت، سفیدی ها سیاه شد، همه چیز خاکستری شد، ضرب و شتم ها شروع شد، پذیرائی با پوتین و لگد آغاز شد…<br />
بله ، مهمانی تمام شده بود!<br />
واقعیت های سرسخت مناسبات غیر انسانی سازمان سرباز کرده بود، تعارفات معمول از بین رفته بود ، فحش و فحش کاری به ما شروع شد… بازجوئی های شبانه آغاز شد… پروسه نویسی های چند باره در سلول انفرادی و به دنبال آن بازجوئی ها مکرر شروع شد…<br />
بله ما فریب خورده بودیم و اسیر ساده انگاریها و خیالات موهوم خود شده بودیم. چهره ی اصلی و فوق خشن سازمان بیرون زده بود. دیگر راه خروجی متصور نبود. روزنه ای از امید وجود نداشت، فریاد رسی هم نبود، قطره ای آزادی نبود، ذره ای انسانیت وجود نداشت، حقوق بشرهم که دیگر اصلا وجود نداشت.<br />
ما با مشت آهنین تشکیلات و مسعود رجوی مواجه شده بودیم. خودکشی ها ، خودسوزی ها ، رگ زدن ها، زدو خوردها و … همه چیز آغاز شده بود.<br />
سران تشکیلات می گفتند:<br />
&#8220;برادر مسعود گفته: مبارزه ی ما جهاد اکبر است، فرار از جهاد اکبرهم گناهی کبیره و نابخشودنی است، بحث دو دستگاه است، دستگاه توحیدی ما و دستگاه خمینی، ما به زور هم شده شما را از دهان { آیت الله} خمینی بیرون خواهیم کشید و ما نباید اجازه بدهیم که تو از این جهاداکبر فرار کنی&#8221;!<br />
10 سال طول کشید ، تا من از این ” جهاد اکبر” زوری خلاص شوم، عمر و جوانی ام رفت، خانواده ام بعد از سالها بی خبری ، از حضور من در آن ” قرارگاه ” قرون وسطائی مطلع شدند&#8230;.</p>
<p><strong>حمایت برخی نمایندگان پارلمان اروپا از مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67570">تطمیع مالی نمایندگان پارلمان اروپا برای پشتیبانی از تشکیلات مریم رجوی</a></h3>
<p>&#8230; مجاهدین خلق به طور فعال سیاستمداران و نهادهای اروپایی را لابی کرده و خود را به عنوان یک جایگزین دموکراتیک برای حکومت ایران معرفی کرده است. این تلاش لابی‌گری شامل دعوت از اعضای پارلمان اروپا به رویدادهای آنها و به پایگاه‌هایشان در فرانسه و آلبانی بوده است. فعالیت‌های لابی‌گری و روابط عمومی مجاهدین خلق اغلب شامل پرداخت دستمزد به افراد برای شرکت در رویدادها، نوشتن در رسانه‌ها و حمایت از آنها می‌شود.<br />
منتقدان، از جمله اعضای سابق و سازمان‌های حقوق بشری، پیوسته مجاهدین خلق را به نقض شدید حقوق بشر، از جمله شکنجه‌های روانی و جسمی، طلاق‌های اجباری و انزوا از دنیای خارج در اردوگاه‌هایشان متهم کرده‌اند. تلاش‌های لابی‌گری گسترده و با بودجه‌ خوب مجاهدین خلق در دولت ایالات متحده بارها توسط رسانه‌های مستقل تأیید شده است. تعداد زیادی از روزنامه‌ها و رسانه‌ها، گزارش‌ها و تحلیل‌های پژوهشی و مستندی منتشر کردند که نشان می‌دهد سیاستمداران مختلف آمریکایی برای سخنرانی در رویدادهای مجاهدین خلق، مبالغ هنگفتی حق‌الزحمه دریافت کرده‌اند.<br />
&#8230; مجاهدین خلق از طریق سازمان‌های پوششی مختلف خود، در واقع مبالغ قابل توجهی را صرف فعالیت‌های لابی‌گری در اروپا و ایالات متحده کرده است. در واقع، این گروه از منابع مالی قابل توجه خود برای تأثیرگذاری بر سیاستمداران استفاده می‌کند. فعالیت‌های آنها بر بهبود دادن وجهه گروه، ترویج روایت خود از حوادث تاریخی و مفاهیم و جلب حمایت سیاسی متمرکز است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67604">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67604/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; ۲۲۴</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67530</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67530?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2025 09:37:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67530</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 15 آذر در روز شنبه جمعاً 8 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: ریزش نیرو نیروهایی که رجوی از دست داد سازمان مجاهدین خلق، بعد از آنکه مسعود رجوی سکان آن را در دست گرفت در سرفصل های مختلف دچار معضل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67530">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; ۲۲۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 15 آذر</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 8 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>ریزش نیرو</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67441">نیروهایی که رجوی از دست داد</a></h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق، بعد از آنکه مسعود رجوی سکان آن را در دست گرفت در سرفصل های مختلف دچار معضل ریزش نیرو شد. در واقع افرادی که هر کدام با انگیزه های مختلف به این تشکیلات پیوسته بودند، با دیدن واقعیات موجود، ترجیح دادند کناره گیری کنند. تعدادی بسیاری از افراد را هم که رجوی با فریب و نیرنگ و ترفندهای مختلف به درون مناسبات کشانده بود و طبیعی بود که این افراد با فراهم شدن شرایط، فرار را بر قرار ترجیح بدهند و خود را از زندان رجوی برهانند.<br />
&#8230; رجوی که یک زمانی 8000 نفر نیروی زبده و آموزش دیده تا دندان مسلح داشت و بارها هم مانور سرنگونی انجام داده بود و نفت عراق را صادر می کرد و بودجه کلان به جیب می زد و تا بی نهایت روی سلاح و جنگ افزار خوابیده بود اما حدود 5000 نفر نیروی آموزش دیده از دست داد. خلع سلاح شد، از عراق اخراج و به عنوان طاعون سیاه در عراق معرفی شد و رجوی این تعداد نیرو که اغلب سالخورده و معلول و مریض بودند (یعنی حدودا2500 نفر) را در قفس تشکیلاتی گذاشت و به آلبانی در کمپی پرت و دورافتاده منتقل کرد و نهایت کاری که از دست این ارتش که قرار بود سرنگون کند برمی آید گذاشتن چند پست غیر واقعی و دروغ در روز و خودشان هم لایک و کامنت گذاشتن برای پست های خود شده اند و لاغیر.<br />
ولی پشت جدایی آن 6000 نفر و آن تعداد زیاد کشته ها تراژدی وحشتناکی قرار دارد که در طول سالیان خیلی از جداشدگان دست به قلم افشاگری کردند و مستندهای متعددی ساخته شد .</p>
<p><strong>از ادعا تا واقعیت</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67435">بررسی نقض لجام گسیخته حقوق افراد در سازمان مجاهدین – قسمت اول</a></h3>
<p>&#8230; در سازمان مجاهدین افراد هیچ وقت نباید درک درستی از راحتی و آرامش داشته باشند. بطور مثال رجوی هر بار اعلام می کرد که حکومت ایران قصد زدن موشک به قرارگاه اشرف را دارد و افراد باید در گرمای زیاد تابستان عراق شب را در بیرون از قرارگاه بمانند این یعنی سر و کله زدن با پشه ها و بی خوابی شب. البته قرار گرفتن در شرایط سخت فقط برای نفرات پائین بود و مسئولین و فرماندهان زن در قرارگاه زیر کولر شب را به صبح می رساندند و در حرف عنوان می کردند ما از خطر استقبال می کنیم و این داستانی بود که رجوی هر از گاهی تکرار می کرد و هرگز راضی نمی شد که افراد معنی راحتی را درک کنند و با بهانه های مختلف آرامش افراد را به هم می ریخت.<br />
کار اجباری هم که جزو لاینکف زندگی روزمره اعضای درون تشکیلات است. کارهای تکراری سنگین و عدم رضایت دائم فرماندهان و حس ناکافی و ناکارآمد بودن، از جمله فشارهای فیزیکی و روحی توآمانی است که در مناسبات تشکیلات رجوی مدام بر اعضا تحمیل می شود تا فرد را به محاق برده و مجبورشان کندند فاکتهای کم کاریشان را بنویسند و اینگونه افراد را کنترل می کنند. ولی از آنجایی که اجازه بیان نداشتند افراد به شرایط سخت تشکیلات تن می دادند.</p>
<p><strong>تناقض و مهمل بافی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67433">مجاهدین خلق: فیلترینگ و روز دانشجو</a></h3>
<p>&#8230; هر ایرانی که اندکی با تاریخ معاصر کشورش آشنایی داشته باشد، مطلع است که در 16 آذر 1332 در دانشگاه تهران چه گذشت و چگونه دانشجویان نسبت به حضور ریچارد نیکسون (معاون رئیس‌جمهور آمریکا)، و ازسرگیری رابطه‌ با انگلیس (4 ماه پس از کودتای 28 مرداد) دست به اعتراض زدند و صدها نفر از آنان سرکوب، زخمی و شهید شدند. و البته بیش از هرکس، سران سازمان مجاهدین از این امر مطلع هستند و چندین سال نیز به آن می‌پرداختند و علیه امپریالیسم شعار می‌دادند و پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران نیز، برای نبرد با امپریالیسم اعلام آمادگی کردند و به امام خمینی تلگراف زدند تا تحت فرماندهی ایشان قرار گیرند!<br />
اما در سالیان اخیر، تنها چیزی که از رسانه‌های مجاهدین شنیده و دیده نمی‌شود، نقش آمریکا و دست‌نشاندگانش در این جنایت است. واضح است که مجاهدین پس از سقوط صدام، کارفرمای دیگری برای خود انتخاب کرده‌اند و مجاز نیستند ایشان را نقد کنند چون دیگر از کمک مالی و سیاسی خبری نخواهد بود. امسال نیز مجاهدین در یک مطلب منفعلانه به این روز اشاره کرده‌اند اما تنها چیزی که در نوشته آنها یافت نمی‌شود «علت اصلی قیام و اعتراض دانشجویان» در این روز است&#8230;.</p>
<p><strong>درباره مستند کودکان کمپ اشرف</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67444">پسر مسعود رجوی: چرندیات مجاهدین استدلال محسوب نمی‌شود</a></h3>
<p>محمد رجوی معروف به مصطفی، فرزند مسعود رجوی و اشرف ربیعی، واکنش مجاهدین خلق به مستند سارا معین را خالی از استدلال و منطق می‌داند. مستند “کودکان کمپ اشرف” نخستین تجربه سینمایی سارا معین، روایت داستانی چهار نفر از کودکانی‌ست که مانند نزدیک به هزار کودک دیگر از پدر و مادرهای خود در کمپ‌های اشرف جدا، به اروپا قاچاق شده و به خانواده‌های هوادار مجاهدین خلق در کشورهای اروپایی سپرده شدند. برخی از آن‌ها پس از رسیدن به نوجوانی دوباره به عراق برگردانده ‌شدند تا تعلیم نظامی ببینند و در خدمت سازمان مجاهدین خلق درآیند. محمد رجوی خود یکی از این هزار بود.<br />
در زمستان 1402 نمایش مستند &#8220;کودکان کمپ اشرف&#8221; در جشنواره سالانه فیلم گوتنبرگ در سوئد با اعتراض هواداران سازمان مجاهدین خلق در داخل سالن و خارج از محل برگزاری روبه‌رو شد. دامنه اعتراض‌ها به حدی بود که پلیس مجبور به مداخله شد. ویترین سیاسی مجاهدین خلق با عنوان &#8220;شورای ملی مقاومت ایران&#8221;، هم‌زمان با اکران فیلم، آن را &#8220;نمایش ابلهانه با مزدوران وزارت اطلاعات آخوندها درباره کودکان کمپ اشرف در سوئد&#8221; دانست.<br />
&#8230; فرزند مسعود رجوی، در زمان آغاز افشاگری‌های کودک سربازان در پی انتشار مصاحبه روزنامه آلمانی دسایت با امین گل مریمی در کنار دیگر کودک سربازان پیشین مجاهدین خلق در جلسات کلاب هاوس شرکت کرد و از مشاهدات خود و درگیری‌های قانونی‌اش با عوامل مجاهدین گفت. او بعدها از پیروزی امین گل مریمی و لوییزا هومریش در دادگاه هامبورگ حمایت کرد و دربرابر اتهام زنی‌ها و توهین‌های برخی هواداران مجاهدین خلق در شبکه‌های اجتماعی با اقتدار و بیان قدرتمند ایستادگی کرد.</p>
<p><strong>*یکشنبه 16 آذر</strong></p>
<p>ده مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>غسل هفتگی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67454">بررسی نقض لجام گسیخته حقوق افراد در سازمان مجاهدین – قسمت دوم</a></h3>
<p>&#8230; سازمان از ابتدا برای اینکه بتواند کارهایش را پیش ببرد به آن سس ایدئولوژیک می زد البته با به قدرت رسیدن رجوی و حضور افراد در تشکیلات سازمان در اشرف افراد مجبور بودند به این کار تن بدهند.<br />
سازمان با علم کردن مسأله ایدئولوژیک سعی می کرد فشارهای روانی را روی اعضا بیشتر کند و آنان را به اطاعت مطلق وا دارد. از نشست های ایدئولوژیک می توان به نشست های انقلاب طلاق، نشست های تنگه و توحید، بحث صلیب، بحث امام زمان، بحث سرنگونی، بحث خروج ممنوع، بحث طعمه، و در نهایت بحث های غسل هفتگی و عملیات جاری اشاره نمود. برای همه این بحث ها ماهها رجوی وقت تلف می کرد تا به نوعی شکست ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی خود را مانند عملیات فروغ جاویدان بپوشاند و افراد را مجبور به ماندن در اشرف کند.<br />
&#8230; در درون سازمان هر چیزی که تشکیلات و مسئولین آن می گفتند باید انجام می گرفت. هیچ کس نمی بایست حتی چند ساعت طعم راحتی را درک کند. افراد از کله سحر باید بیدار شده و تا پاسی از شب جان بکنند و حتی شب نیز نگهبانی اضافه می شد. صبح دیگر فرد رمقی برای کار نداشت ولی مجبور بود کار کند چون انگ تنبلی به فرد زده می شد و باید در جمع فاکتهایش را می خواند.<br />
هیچ وقت افراد بطور ثابت نمی توانستند در یک سازماندهی و یا یک قرارگاه باقی بمانند و هر چند ماه باید تعویض می شدند. چون رجوی از این ترس داشت مبادا افراد به همدیگر خو گرفته و حرفهایی بین شان رد و بدل شود یعنی محفل شکل بگیرد و باید افراد را در شرایط سخت قرار داد&#8230;.</p>
<p><strong>گروگان گیری در آلبانی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67457">ساکنین کمپ اشرف ۳ و اسارتی بی پایان</a></h3>
<p>حصاری تنگ، فضایی بسته، سیم خاردارها و فنس های فلزی، همه و همه حکایت از یک گروگان گیری سیستماتیک و تشکیلاتی در سازمان تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی دارد. خانواده های این قربانیان حق ملاقات و تماس با فرزندان خود را ندارند. سالهاست این اسرا از تمامی حقوق انسانی خود محروم هستند. اقدام به نگهداری اجباری این اشخاص به رغم اراده و میل آنان انجام شده است. اگر این امکان فراهم شود که با تک تک آنان گفتگو و مصاحبه ای انجام شود، بی شک به نتایج قابل توجهی خواهیم رسید مبنی براینکه آنان سالها با زور و اجبار در آنجا تحت اقامت اجباری قرار گرفتند.<br />
&#8230; همه ساکنین اجباری این محل افسرده و دل مرده هستند، اکثرا سنین بالای 60 سال را تجربه می کنند، از انواع بیماری ها رنج می برند و دسترسی محدود به امکانات اجتماعی و پزشکی دارند و نزدیک به چهل سال است که در تجرد اجباری بسر می برند. سالهاست صدای هیچ کودکی در این اسارتگاهها شنیده نشده است. صدای شادی و جشن واقعی هرگز در این سازمان به گوش نرسیده است. اکنون در اشرف 3 و در آلبانی، هر از چند گاهی جسدی بی جان در سکوت و بایکوت تشکیلاتی، در خفا پشت خودرویی افکنده شده و به سوی گورستان روستای مانز روانه شده و به خاک سپرده می شود و داستان واقعی مرگ زنان و مردان به همراه جسد آنان گویا برای همیشه دفن می شود&#8230;.</p>
<p><strong>حنای رجوی دیگر رنگی ندارد</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67455">۱۶ آذر روز دانشجو و سوء استفاده مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; در سال های بعد از انقلاب سازمان مجاهدین تلاش کرد تا بدنه دانشجویی کشور به خصوص در دانشگاههای بزرگ را به سمت خود جذب کند. آن ها روز دانشجو را فرصتی برای تبلیغ ایدئولوژی و ضدیت با حکومت ایران دانستند و سعی کردند اعتراضات طبیعی و مطالبه محور دانشجویان را تبدیل به حرکت های خشونت آمیز و سیاسی علیه نظام کنند.<br />
بعد از اعلام جنگ مسلحانه در سال 60 وقتی رجوی از ایران فرار کرد و نهایتا به عراق رفت، در هر مناسبت دانشگاهی به خصوص روز دانشجو برای تبلیغ علیه حکومت ایران و جلب احساسات دانشجویان استفاده میکند. تشکیلات رجوی در رابطه با تحرکات دانشجویی خیلی کار کرد تا از فرصت ها به نفع خود بهره برداری کند که البته چندان موفقیتی نداشت چرا که وقتی رهبران سازمان به عراق گریختند و به عامل صدام تبدیل شدند دیگر در محافل دانشجویی نامی نداشتند و به کارت سوخته تبدیل شدند.<br />
&#8230; رجوی همان طور که در زمان انقلاب و بعد از آن کوشید تا از احساسات پاک جوانان دانشجو سوء استفاده کند و با شعارهای فریبنده و دروغین آنها را به تشکیلات خود بکشاند، الان هم که هزاران کیلومتر دور از مرز های ایران و در تبعید به سر می برد و با کمبود نیرویی شدید مواجه است سعی دارد تا دوباره نسل جوان را بفریبد و در راه مطامع غیرانسانی خود مورد سوء استفاده قرار دهد&#8230;.</p>
<p><strong>انگیزه تازه برای ادامه مسیر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67447">گزارش جلسه انجمن نجات آلبانی با اعضای انجمن نجات خوزستان</a></h3>
<p>روز جمعه 14 خردادماه 1404، جمعی از اعضای انجمن نجات آلبانی که خود از جداشدگان فرقه رجوی هستند، جلسه‌ای صمیمی و پربار با تعدادی از دوستانی که سال‌ها پیش از این فرقه جدا شده و اکنون در ایران زندگی می‌کنند، برگزار کردند.<br />
در این نشست درباره فعالیت‌های جاری، انتظارات خانواده‌ها و مسائل مهم مرتبط با روند روشنگری و حمایت از رهایی اعضای گرفتار گفت‌ و گو شد. مرور خاطرات تلخ و شیرین گذشته، یادآوری رنج‌ها، و البته لحظاتی از خنده و همدلی، رنگ و حال تازه‌ای به این دیدار داد.<br />
فرصت ارزشمندی فراهم شد تا از طریق ارتباط تصویری با چندین نفر از جداشدگان عزیز از استان خوزستان گفتگو کنیم و از تجربه‌ها و دیدگاه‌های آنان بهره‌مند شویم&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67463">اجلاس سالیانه اعضای جداشده بازگشتی خوزستانی در شهر آبادان</a></h3>
<p>روز جمعه مورخه 14/9/1404 اجلاس سالیانه اعضای جداشده بازگشتی خوزستانی در شهر آبادان برگزار شد. در ابتدا علی اکرامی مسئول انجمن نجات خوزستان ضمن عرض خیر مقدم به حاضرین و تشکر از بابت حضور در این جلسه گزارشی از فعالیت های یکسال اخیر این انجمن ارائه داد و گفت: همانطور که مطلع هستید این انجمن با اهداف زیر:<br />
1- کمک به آزادی دوستان سابق گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق<br />
2- یاری رساندن به خانواده های آنها برای کسب خبر از وضعیت عزیزانشان و تلاش برای آزادی آنها<br />
3- افشای ماهیت فریبکارانه فرقه مجاهدین خلق در عرصه داخلی و بین المللی تاسیس شد که خوشبختانه این انجمن همگام با سایر انجمن های نجات در کشور از بدو تاسیس در موارد بالا فعالیت های چشم گیری داشته .<br />
&#8230; در بخش پایانی این گردهمایی اعضای جدا شده بازگشتی تماس برخطی با اعضای انجمن نجات آلبانی داشته و آنها ضمن گپ و گفتی دوستانه باهم در جهت ارتقای فعالیت های افشاگرانه انجمن نجات در ایران و آلبانی به تبادل نظر پرداختند.</p>
<p><strong>*دوشنبه 17 آذر</strong></p>
<p>در این روز کلاً 7 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>به بهانه روز حقوق بشر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67474">حقوق بشر &#8211; واژه ای نامانوس در تشکیلات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>روز دهم دسامبر، جهان به یاد تصویب «اعلامیه جهانی حقوق بشر» در سال ۱۹۴۸، مناسبتی را گرامی می‌دارد که هدف آن یادآوری ارزش‌هایی است که همه انسان‌ها، فارغ از هر تفاوتی، در آن‌ها سهیم‌اند. این روز تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه دعوتی جهانی برای بازگشت به اصولی است که شالوده یک زندگی انسانی، عادلانه و آزاد را تشکیل می‌دهد. حقوق بشر بر پایه این اندیشه شکل گرفته است که همه انسان‌ها آزاد، برابر و با کرامت ذاتی متولد می‌شوند. این حقوق از کسی هدیه گرفته نمی‌شود و هیچ قدرتی نیز نمی‌تواند به‌طور مشروع آن‌ها را از انسان‌ها سلب کند. حق حیات، آزادی اندیشه، آزادی بیان، حق آموزش، امنیت فردی، منع شکنجه، برابری در برابر قانون و حق مشارکت در تصمیمات جامعه، همگی از جمله حقوق بنیادینی هستند که در این اعلامیه ثبت شده‌اند. روز حقوق بشر فرصتی است برای ارزیابی اینکه تا چه اندازه این ارزش‌ها در جهان امروز تحقق یافته‌اند.<br />
&#8230; ریاکاری جهانی در مورد حقوق بشر در حمایت از گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی نیز مشهود است؛ برخی از جدی‌ترین سوءاستفاده‌ها امروزه نه‌ تنها در جنگ‌ها، بلکه از طریق شبکه‌هایی از گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی تحت حمایت کشور‌های خارجی نیز رخ می‌دهد؛ دولت‌ها می‌توانند به‌صورت علنی تروریسم را محکوم کنند و در عین حال آن‌ها را در خارج از کشور تامین مالی و مسلح کرده یا پناه دهند.<br />
&#8230; سرکردگان مجاهدین همواره اعضا را شست‌وشوی مغزی داده و می‌دهند؛ طبق گزارش دیده‌بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۵ کنترل افکار چنان سختگیرانه اعمال می‌شد که اعضا مجبور بودند افکار خارج از چارچوب سازمانی خود را فاش کنند یا با اتهام خیانت رو‌به‌رو شوند؛ افشاگران زندانی شده و مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گرفتند و حتی ناپدید می‌شدند.<br />
اعضای مجاهدین در شرایطی زندگی می‌کنند که کارشناسان آن را برده‌داری مدرن توصیف می‌کنند: بدون دستمزد، با شست‌وشوی مغزی اجباری و وابستگی کامل به فرقه برای نیاز‌های اولیه&#8230;.</p>
<h3>گذران عمر در محیطی بسته</h3>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67469">زندگی یک عضو مجاهد خلق</a></h3>
<p>نزدیک به چهار دهه است که رجوی ها اعضای مجاهدین خلق را در محیطی محدود و بسته نگه داشته اند و به جز موارد استثنایی و کنترل شده، مانع از خارج شدن آنها از این محیط و ایجاد ارتباط شان با خارج از تشکیلات می شوند. زندگی در چنین تشکیلات فوق العاده بسته (که البته نمی توان به آن زندگی گفت و فقط برای فهم موضوع از این کلمه استفاده کردم) عوارضی را به کسانی که در معرض آن قرار گرفته اند تحمیل می کند. هر چقدر طول زمان قرار داشتن افراد در چنین محیطی بیشتر باشد تاثیرات منفی بر آنها بیشتر خواهد بود.<br />
برخی ویژگی های حاکم بر مناسبات مجاهدین خلق که باعث ایجاد عوارض منفی در اعضا می شود عبارتند از:<br />
1- تنهایی و زندگی در محیط بسته<br />
2- عدم ارتباط با اجتماع<br />
3- تحقیر مداوم<br />
4- سرکوب نیازهای عاطفی<br />
برخی از مشکلاتی که روان شناسان، پزشکان و متخصصان معتقدند برای افرادی که در چنین شرایطی قرار گرفته اند:<br />
1- مشکلات روانی<br />
2- مشکلات جسمی<br />
3- مشکلات اجتماعی و شغلی<br />
4- محرومیت حسی&#8230;</p>
<p><strong>انتخابی که ما را به قهقرا برد</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67472">گپ و گفت اعضای انجمن نجات خوزستان با دانش آموزان دبیرستان تیزهوشان اهواز</a></h3>
<p>روز چهارشنبه مورخه 12 آذر 1404 اعضای انجمن نجات خوزستان به دعوت مدیر دبیرستان تیزهوشان شهید بهشتی اهواز در جمع بخشی از دانش آموزان دوره آخر این دبیرستان حاضر شدند.<br />
&#8230; اعضای انجمن نجات خوزستان همچنین به خیانت های مجاهدین خلق در همکاری نظامی با رژیم صدام در جریان جنگ تحمیلی و دادن اطلاعات اماکن صنعتی و مختصات شهرهای ایران به ارتش صدام برای بمباران و موشک پرانی اشاره کردند همچنین اعضای انجمن نجات خوزستان به موارد متعددی از خیانت و جنایت های این گروه در جنگ 12 روزه و تجاوز رژیم صهیونیستی پرداخته و گفتند آنها با فعال کردن شاخک های اطلاعاتی خود در فضای مجازی و همچنین داخل اطلاعات بسیاری از اماکن عمومی را با این تحلیل که هرچه به اماکن عمومی ومراکز اقتصادی بیشتر صدمه وارد شود مردم ناراضی تر میشوند با دشمن صهیونیستی بصورت فعال همکاری نمودند و خواهان حمایت حملات تجاوزکارانه این رژیم بودند و بخاطر همین اقدامات خیانتکارانه آنها مورد تنفر و انزجار مردم ایران قرار گرفتند و در حال حاضر از هیچگونه مشروعیت اجتماعی بین مردم ایران برخوردار نیستند. این گروه با از دست دادن پایگاه اجتماعی خود مسیر فعالیت های خیانتکارانه در عرصه فضای مجازی با هویت مجهول و بدون معرفی سازمان خود و در پوش خبرنگاران آزاد، جامعه آزاد زنان، کانون نویسندگان آزاد و مستقل و یا بنگاه های دوست یابی را انتخاب کرده که با پروفایل های جعلی و استفاده از عکس های جذاب زنانه برای پسران و برعکس آن دختران شروع به آشنایی و جذب مخاطبین جوان خود می کنند و در مراحل بعد با ورود به مقولات سیاسی و امنیتی شخص را وادار به عملیات های خرابکارانه می نمایند. و در ادامه شرایط را برای دستگیری مخاطبین جوان که در دام آنها افتاده اند فراهم می سازند&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 18 آذر</strong></p>
<p>در این روز 9 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>نمایشگاه انجمن نجات تبریز</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67478">افشای ماهیت سازمان مجاهدین خلق برای دانش آموزان تبریزی</a></h3>
<p>به همت انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی از تاریخ 16 آذر ماه سال جاری، نمایشگاهی در خصوص افشای ماهیت و عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق و در راستای آگاه ساختن دانش آموزان درباره شگرد فریبکارانه این باند تروریست در فضای مجازی – که برای فریب جوانان و بکارگیری این آینده سازان کشور برای ایجاد کانون های مخل امنیت شورشی در جریان است – ، در سالن اجتماعات دبیرستان تیز هوشان شهید مدنی وابسته به مدارس ناحیه 4 تبریز، ترتیب یافته است.<br />
قرار است مشابه این نمایشگاه در مدارس نواحی دیگر آموزش وپرورش تبریزهم برگزار شود تا دانش آموزان بتوانند به سخنرانی و توضیحات مقنع و مستند متخصصین امور ( جدا شدگان از تشکیلات رجوی و… ) گوش فرا داده و گرفتار دام های مجاهدین خلق نگردند.<br />
در روند این نمایشگاه ها، به همراه برنامه های متنوع و آموزنده، جلسات پرسش و پاسخ برپا خواهد شد تا به سئوالات دانش آموزان عزیز جواب های درخوری داده شود.</p>
<p><strong>پیامی که ذات را لو می‌دهد</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67494">نقدی بر بیانیه جدید گروه تروریستی مجاهدین خلق</a></h3>
<p>انتشار پیام تازه‌ گروه تروریستی مجاهدین خلق که در آن از دانشجویان خواسته شده «هر دانشگاه را به آتشکده‌ شورش تبدیل کنند»، بار دیگر نشان داد که این جریان سال‌هاست بدون آن‌که واقعیت میدان را درک کند، همچنان در دنیای متوهم و خشونت‌محور خود دست‌وپا می‌زند. صدور چنین پیامی در روز دانشجو، که روز گفتگو و آگاهی مدنی است، نه تنها بی‌احترامی به جامعه دانشگاهی کشور است، بلکه پرده‌ای دیگر از ماهیت ضدجوان، ضدمردم و تمامیت‌خواه این گروه است که طی دهه‌ها کوشش کرده خود را بازسازی و تطهیر کند.<br />
خشونتی که باز هم سر برآورد<br />
مجاهدین خلق سال‌هاست تلاش می‌کنند تصویر خشن و تروریستی گذشته خود را با رنگ و لعاب رسانه‌ای پنهان کنند؛ اما هر مناسبت حساس که می‌رسد، نقاب‌ها می‌افتد و ذات حقیقی دوباره بروز می‌کند. پیام اخیر نیز از همین جنس است:<br />
شوق بیمارگونه به آشوب، تحریک به خشونت و تلاش برای کشاندن جوانان به میدان درگیری، آن هم وقتی خودشان در فاصله‌ای امن در آن‌سوی مرزهاتنها میخواهند نقش هدایتگری بدون ریسک را داشته باشند.<br />
اینکه یک گروه، دانشگاه یعنی کانون اندیشه، آزادگی و نقد علمی را «آتشکده‌ی شورش» بنامد، خود گویای ناتوانی مطلق آن‌ها در فهم نقش دانشگاه و دانشجو در تاریخ ایران است&#8230;.</p>
<p><strong>از ادعا تا واقعیت</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67486">اعتلای حقوق زن در تشکیلات رجوی!</a></h3>
<p>&#8230; تشکیلات رجوی مدعی است که: زنان «آزادی واقعی» پیدا کرده‌اند! «رهبری زنان» نشانه‌ی پیشرفت است «زنان ستون اصلی رهبری هستند»، حضور زنان نشانه «پیشرفت ایدئولوژیک» سازمان است، و مشارکت گسترده‌ی آنان دلیلی بر «برابری جنسیتی» در سازمان محسوب می‌شود و بر همین اساس و ادعاها سیاست «رهایی زن» یا «انقلاب ایدئولوژیک » را مطرح کرد. و ادعا می‌کرد این انقلاب برای «آزادی زنان» است.<br />
&#8230; نظارت ۲۴ ساعته: زنان و مردان هر دو تحت نظارت بوده و هستند اما زنان نظارت شدیدتری را تجربه می کنند. در عراق و در اردوگاه اشرف رفت‌ و آمد کاملاً کنترل‌ شده بود. تماس تلفنی آزاد وجود نداشت. دسترسی به اینترنت، رسانه یا خبر بسیار محدود بود – اعضا بدون اجازه‌ی فرمانده نمی‌توانستند از ساختمان یا یگان خود خارج شوند. زنان به‌ خصوص در بخش‌های «فرماندهی»، «تدارکات»، «روابط»، یا «عملیات» اغلب با نظارت بیشتری مواجه بودند.<br />
&#8230; زنان در تشکیلات رجوی در معرض نظارت شدید، فشار روانی دائمی، محدودیت در آزادی فردی، جداشدن از خانواده و فرزند، ممنوعیت زندگی عاطفی، کارهای سخت و تمرین‌های نظامی خدمات درمانی ناکافی ،ترس از جدایی و پیامدهای آن قرار داشته‌اند&#8230;.</p>
<p><strong>زندگی در درون مناسبات مجاهدین</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67487">بررسی نقض لجام گسیخته حقوق افراد در سازمان مجاهدین – قسمت پایانی</a></h3>
<p>&#8230; خروج از سازمان یک کار بسیار سخت و جانکاه بود. چون فرد می بایست تعداد زیاد قفل هایی که رجوی به پای شان زده بود را باز می کرد و این کار بسیار سخت و نیاز به یک تصمیم مهم داشت. چون ارتباط افراد به لحاظ اخبار از بیرون قطع بوده و اگر چنین تصمیمی می گرفتند باید تمام خطرات را به جان می خریدند. اما بودند نفراتی که همه این خطرات را قبول نموده و سر از زندان ابوغریب در آوردند. چیزی که بعد از جدا شدن برای افراد وجود داشت سم پاشی سازمان علیه افراد بود. چون با رسانه ای که در اختیار داشت و با حجم گسترده تبلیغات می توانستند شخصیت فرد را از بین ببرند. اولین چیزی که یک فرد جدا شده از آن ترس داشت انگ خوردن به نام مزدور و جاسوس و نفوذی بود. اکنون هم شاهد هستیم چگونه مسئولین سازمان باز از این حربه زنگ زده و بی مصرف استفاده می کنند آنان هرگز به این سئوال پاسخ ندادند که چطور نفراتی که حاضر بودند جانشان را بدهند به محض جدا شدن یک شبه مزدور و خائن می شوند؟! مگر سازمان مرکز پرورش مزدور و خائن بود؟ از دیدگاه رجوی هر فرد از این کره خاکی اگر از وی انتقاد کند باید مورد حمله قرار بگیرد برایش هم فرقی نمی کند فرد اهل کجا باشد رجوی فقط خودش را قبول دارد و بقیه باید مزدور و جاسوس نامیده شوند! اکنون شاهدیم که رجوی چگونه به آرمانهای اولیه سازمان خیانت کرد و کوبیدن بر طبل توخالی مبارزه با آمریکا کشک و پوشال بوده است.<br />
اگر جدا شدگان دست به افشاگری می زنند به خاطر رسالتی است که دارند چون حاضر نیستند نسلی دیگر اسیر وطن فروشانی مانند رجوی شود و اگر توجه کرده باشیم متوجه می شویم همه حرفهای جدا شدگان از اروپا گرفته تا داخل کشور و بقیه جاهای دنیا حرفشان یکی است مبنی بر اینکه تشکیلات رجوی یک تشکیلات ضد بشری است و از آزادی خبری نیست و تا بخواهید فساد در آن ریشه دوانده است و &#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 19 آذر</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 9 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>به مناسبت روز حقوق بشر</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67501">حقوق بشر فراموش شده در کمپ مجاهدین خلق</a></h3>
<p>10 دسامبر 2025 میلادی برابر با 19 آذر ماه سال 1404 گرامی داشت یک رویداد تاریخی به نام حقوق بشر است. در چنین ایامی بر اساس اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است.<br />
نخستین اصل اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد بیان می دارد: تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند. اما آیا واقعا چنین محوریتی در جامعه بشری در جهان کنونی وجود دارد؟! مطابق قوانین مطرح شده از سوی نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل متحد اصول مواد اعلامیه حقوق بشر در سه اصل کلی و عمومی ( آزادی فکر و عقیده و بیان آن ) مساوات همه انسان ها در حقوق و تکالیف و مشارکت انسان ها در تشکیل زندگی اجتماعی فارغ از رنگ پوست، زبان و جنسیت خلاصه شده است.<br />
در مناسبات و کمپ متعلق به مجاهدین خلق مفهومی به نام حقوق بشر واژه ی فراموش شده و غریبی است که اعضای نگون بخت با گوشت و پوست و استخوان همه روزه آن را تجربه می کنند. جنایات سازمان یافته از سوی سران مجاهدین علیه اعضا در سال های گذشته و جاری صورت گرفته و بر اساس قواعد و حقوق بین الملل و موازین کیفری بین المللی و تطبیق آن ها با واقعیت موجود در درون کمپ های رجوی، نقض نظام مند و سیستماتیک حقوق بشر و نسل کشی است&#8230;.</p>
<p><strong>ادعاهای توخالی مریم رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67502">برده داری و استثمار زنان در سازمان مجاهدین – قسمت اول</a></h3>
<p>&#8230; سازمان مجاهدین همیشه روی این مسئله تاکید دارد که از زمان بنیان گذاری سازمان همیشه روی توان زنان حساب می کرده است ولی به این نکته هیچ وقت اشاره نکرد زنان در زمان شاه سابق فقط برای عادیسازی و گرفتن خانه تیمی مورد استفاده قرار می گرفتند. آنان از آزادی نسبی هم برخوردار نبودند شاید سازمان مجاهدین در شعار دم از حقوق زنان بزند ولی در درون مناسبات اصلاٌ اینگونه نیست. آنان حتی حق انتخاب آزادانه لباس و پوشش را ندارند، از استقلال فردی که همه باید داشته باشند محروم بوده و باید گوش به فرمان تشکیلات و رجوی باشند و مانند برده باید برای رجوی کار کنند.<br />
&#8230; مریم رجوی و زن ستیزی اش تا آنجا بود که حتی شعاری که در جریانات سال 1401 از طرف برخی طیف ها مطرح شده بود را تحریف کرد و آن را به شعار زن، مقاومت، آزادی تغییر داد.<br />
چیزی که در بیان و محتوا شعار وجود دارد انگار زنان حق زندگی ندارند و باید در مقاومت بمانند و کشته شوند. در افکار مریم رجوی زندگی هیچ مفهومی ندارد. هرچه که هست کشتن و مردن است.</p>
<p><strong>روشنگری برای نسل جوان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67503">گفت و شنود اعضای انجمن نجات خوزستان با دانش آموزان دبیرستان امام علی</a></h3>
<p>روز سه شنبه 18 آذرماه 1404، اعضای انجمن نجات خوزستان دیداری صمیمی با دانش آموزان دبیرستان امام علی ( ع) شهر اهواز داشتند. در این دیدار که در سالن دبیرستان برگزار شد ابتدا علی اکرامی مسئول انجمن نجات خوزستان بعد از معرفی خود توضیحات مفصلی درباره نحوه جذب خود به گروه مجاهدین، حضورش در تشکیلات این گروه در عراق و علل جدایی اش از آن را برای حاضرین ارائه داد. علی اکرامی در بخش دیگری از صحبت خود با دانش آموزان در مورد شگردهایی که رهبران مجاهدین برای جذب جوانان بخصوص در فضای مجازی بکار می گیرند توضیحاتی داد و گفت از آنجاییکه مجاهدین می دانند در بین مردم ایران پایگاهی ندارند و منفور هستند همواره سعی می کنند با ترفند های مختلف افراد جوان جامعه را به منظور سوء استفاده از آنها در جهت اهداف شوم خود فریب دهند که چند نمونه از آن ها را برای دانش آموزان برشمرد.<br />
&#8230; ساعت پایانی این دیدار به پرسش و پاسخ با دانش آموزان اختصاص یافت که مسئول انجمن نجات خوزستان به سئوالات آنها پاسخ داد. نکته مهم این دیدار این بود که دانش آموزان درخواست داشتند تا ساعت بیشتری برای چنین دیدارهایی در نظرگرفته شود تا شناخت بیشتری نسبت به ماهیت مجاهدین پیدا کنند.<br />
بعد از اتمام جلسه در راهروی دبیرستان دانش آموزان دور اعضای انجمن نجات خوزستان و مسئول آن حلقه زده بودند تا سئوالات خود را بپرسند&#8230;.</p>
<p><strong>به مناسبت روز زن</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67515">مجاهدین و تناقض گویی درباره حقوق زنان</a></h3>
<p>&#8230; در موضوع روز زن اما این مجاهدین به یک معجون دست ساز تبدیل میشوند که بیشتر شبیه شتر مرغ هستند که هر وقت از آنها بخواهید بار ببرند میگویند مرغ هستیم و در مقابل تخم گذاشتن به شتر تبدیل میشوند.<br />
&#8230; به علت اینکه موضوع اسلام و ایران و اعتقادات برای مجاهدین همان شعار ” هدف وسیله را توجیه میکند ” میباشد اینجا برای خوش رقصی در مقابل غرب و اروپا که دین ستیز هستند بیشتر خود را در زمره مدافعان 8 مارس قرار میدهند و بیشتر تلاش میکنند در این روز خود را حامی زنان نشان بدهند و با شرکت در جلسات و سخنرانی و محافل اروپایی تلویحا نسبت به روز زن تاریخ ایران و ولادت حضرت فاطمه اعلام برائت نمایند و در عین حال خود را همگام و هم فکر اروپایی امریکایی نشان دهند.<br />
&#8230; براساس گزارشات و ملاحظات عینی دقیق شاهدان و مستندات انکار ناپذیر، در داخل تشکیلات مجاهدین زنان تحت شدیدترین سرکوب ها و اجبارات هستند.<br />
آنان اجازه ندارند با والدین و اعضای خانواده خود تماس بگیرند و این کار را ضد ارزش مبارزاتی مورد ادعایشان میدانند.<br />
در داخل تشکیلات مجاهدین طلاق اجباری و ازدواج ممنوع است.<br />
تعداد زیادی از زنان تحت عمل جراحی قرار گرفته اند و مقطوع النسل شده اند.<br />
در این پادگان که نامش اشرف است لباس متحد الشکل و اجباری میباشد.<br />
بین زنان و مرادان حصارهای بلند کشیده میشود.<br />
حجاب اجباریست، ارتباط با دنیای آزاد ممنوع است&#8230;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67530">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; ۲۲۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67530/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۳</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67442</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67442?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Dec 2025 09:59:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67442</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 8 آذر در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: ناقض حقوق بشر دم از حقوق انسان ها می زند! خانم رجوی یک بار حقوق بشر را معنا کن اخیرا مریم رجوی؛ این ناقض شدید حقوق انسان ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67442">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۳</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 8 آذر</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>ناقض حقوق بشر دم از حقوق انسان ها می زند!</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67351">خانم رجوی یک بار حقوق بشر را معنا کن</a></h3>
<p>اخیرا مریم رجوی؛ این ناقض شدید حقوق انسان ها پیامی به کنفرانس حقوق‌بشر در ژنو ارسال کرده و ضمن بیان اتفاقات افتاده یا نیافتاده در ایران، از سازمان ملل متحد خواسته است که جلوی روندی را که در خصوص نقض حقوق بشر در ایران در جریان است، بگیرد و ضمن ذکر نام کاظم رجوی به عنوان یک فعال واقعی حقوق بشر که کشته شده است، خاطر نشان کرده که: ما برای یک ایران بدون اعدام و شکنجه مبارزه می‌کنیم و بی‌تردید ما با مقاومت سازمان‌یافته و قیام مردم ایران، این هدف را محقق می‌کنیم.<br />
در سازمان منحصرا فردگرایانه ای که بر اساس توهمات و خود شیفتگی های مسعود و مریم رجوی می چرخد و صحبتی از رعایت حقوق انسان ها نمی تواند در میان باشد، ادعای حقوق بشری کردن عمل فریبکارانه و مسخره ای بیش نیست و اصولا این ادعاها با گروه خونی مریم و مسعود همخوانی ندارد!<br />
&#8230; روشن است که این درخواست کردن های مریم جنبه تبلیغاتی و کمک به توسعه ی روح ایران هراسی دارد تا از این رهگذر دری به تخته بخورد و سلطه گران ضد حقوق بشری کمکی به روی کار آمدن او بکنند که این مسئله خواب دیده شده ایست که با توجه به روند آغاز شده ی جهانی، تعبیر دلخواه او را نخواهد داشت&#8230;.</p>
<p><strong>روزی که حقیقت دوباره فریاد شد</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67375">روایت تکان‌دهندۀ کنفرانس &#8220;خشونت علیه زنان&#8221; در تیرانا</a></h3>
<p>در کنفرانسی که انجمن نجات آلبانی با موضوع خشونت علیه زنان در سازمان مجاهدین خلق برگزار کرد، صحنه‌هایی رقم خورد که قلب هر انسان آزاده‌ای را به لرزه درمی‌آورد. من که برای ثبت و تهیه فیلم و عکس در محل حضور داشتم، هرچند وظیفه‌ام حفظ تمرکز و ادامه فیلم‌برداری بود، اما واقعیت این است که تحمل آن تصاویر، آن چهره‌ها و آن شهادت‌های دردناک، برایم بسیار سخت بود.<br />
در بخشی از برنامه، ویدئویی پخش شد که در آن تعدادی از زنانی که سال‌ها در سازمان مجاهدین خلق مورد سوءاستفاده، تحقیر، خشونت جنسی و روانی قرار گرفته بودند، با شجاعت تمام حقیقت را بازگو می‌کردند. این ویدئو، سکوت سالن بزرگ کنفرانس را شکست و آن را به دریایی از اندوه، خشم و همدردی تبدیل کرد&#8230;.</p>
<p><strong>پرده آخر نمایش مزدوران ضد خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67382">خیمه عزرائیل بر سیاج تشکیلات ضد خلق رجوی</a></h3>
<p>سال‌هاست که بقایای تشکیلات تروریستی و مزدور مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف ۳ آلبانی روزگار می‌گذرانند؛ افرادی که عمرشان در اسارت ذهنی و جسمی تلف شد و اکنون یکی پس از دیگری در سایه بیماری و فرسودگی به کام مرگ فرو می‌روند.<br />
&#8211; مرگ‌های هفتگی در میان سالخوردگان فرقه<br />
&#8211; نمایش‌های تبلیغاتی بی‌ثمر<br />
&#8211; افول مزدوران ضد ملت<br />
&#8211; پایان یک عمر خیانت<br />
&#8230; خیمه عزرائیل بر سیاج اشرف ۳ در آلبانی نشانه پایان محتوم تروریسمی است که سال‌ها با ترور، خیانت و مغزشویی، عمر هزاران انسان را نابود کرد. امروز، مرگ‌های پی‌درپی اعضای سالخورده و ناتوان، پرده آخر نمایش این مزدوران ضد ملت است؛ نمایشی که دیگر تماشاگر ندارد و تنها با مرگ تدریجی بازیگرانش به پایان می‌رسد.</p>
<p><strong>انتخاب داوطلبانه رجوی؟!</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67374">نقدی بر حجاب در تشکیلات مجاهدین خلق بر مبنای خاطرات زینب حسین نژاد – قسمت دوم</a></h3>
<p>&#8230; بعد از آن نشست‌های “حوض” و “طعمه” که همه را مسلمان شیعه می‌کردند، با وجود موج فشارها، سرکوب‌ها و برچسب های “لاییک بازی” و …. در قسمت مردان به چند نفر زورشان نرسیده بود که آنها را تغییر دین بدن. سنی، اهل حق و مارکسیست بودند.<br />
اما دو دلیل مهم وجود داشت؛ یکی اینکه برخی از آنها، از ابتدای زندگی از خانواده ‌های مسلمان و شیعه نبودند و دوم؛ یک قوتی که مردان داشتند این بود که با هم متحد و تیم می شدند و خواسته شان را به سازمان تحمیل می کردند. هر چند که منزوی و از جمع جداشون می کردند.<br />
اما در قسمت زنان این امر بسیار سخت بود، حتی فقط دو نفر هم که می‌خواستند توافق کنند چنان آنها را در نطفه خفه می‌کردند که ناپدید می شدند. با انوع اتهامات آنان را جداسازی کرده و ممنوعیت ارتباط با یکدیگر به آنان ابلاغ می شد. نام قانون: “محفل ممنوع = قهر و قیچی” که خود مبحثی جداگانه می طلبد و از آنجایی که زنان کمی حساس تر و زودرنج تر بودند تحمل این فشارها و انزوا را نداشتند. لذا فردی هم که حتی قوی بود و می خواست در مقابل قوانین متحجرانه بایستد به تنهایی زورش نمی رسید&#8230;.</p>
<p><strong>شکنجه سفید در سازمان مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67368">حقوق بشر، آلتی در دست برخی تروریست ها</a></h3>
<p>&#8230; این سازمان بصورت کاملا علنی اعضای ناراضی خود را زندانی و شکنجه می کند. سلول انفرادی یا همان شکنجه ی سفید، شکنجهٔ سفید به انگلیسی White torture نوعی شکنجهٔ روان‌شناختی مبتنی بر «محرومیت حسی» و «ایزوله کردن» شخص است. شکنجهٔ سفید سبب تخریب «هویت شخصیِ» شکنجه شونده و کاهش زیادی در «محصولات فکریِ» او می‌شود.) از معمول ترین ابزار مرسوم سرکوب در تشکیلات این سازمان است.<br />
شکنجه سفید برخلاف اشکال سنتی شکنجه، عمدتاً معطوف به جسم انسان نیست، بلکه روان، شخصیت و هویت فرد را هدف قرار می‌دهد؛ همین مسئله موجب می‌شود این نوع شکنجه آثار عمیق، ماندگار و گاه ویرانگرتری برای قربانی بر جای بگذارد.<br />
&#8230; هر روز و هر لحظه ی حضور در این سازمان شکنجه است، سفید و سیاه هم ندارد، هر نوع شکنجه ای در این سازمان معمول است.اگر به آمار بالای خودکشی ها و خودسوزی ها در این سازمان توجه کنیم ، شاید به اطلاعات و ابعاد جدیدی از جنایات این سازمان در حق اعضای خودش پی ببریم .<br />
شکنجه سفید نوعی شکنجه روانی و گاه جسمانیِ غیرمستقیم است که معطوف به انهدام و اختلال شخصیت فرد از طریق محروم‌سازی حسی، تنهایی مطلق، ترس‌آفرینی، محرومیت از زمان، نور، صدا، بی‌اطلاعی از وضعیت خویش و حتی تهدیدهای روانی پیوسته می‌باشد که هدف آن، تخریب اراده و هویت قربانی و تسلیم پلیسی است.<br />
در سازمان مجاهدین خلق هر نوع شکنجه ای مرسوم بود؛ از ناخن کشی تا آویزان کردن و تجاوز به عنف و ضرب و شتم. سازمان در عراق بیش از 11 زندان علنی و رسمی داشت، اما شدت مخفی کاری به حدی بود که حتی برخی از اعضای وقت سازمان از وجود و ابعاد آن خبر نداشتند&#8230;.</p>
<p><strong>جشن استقلال و آگاهی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67369">گزارش کوتاه از مراسم روز استقلال آلبانی</a></h3>
<p>به مناسبت روز استقلال کشور آلبانی، انجمن نجات آلبانی مراسمی در سالن یکی از هتل‌های شهر تیرانا برگزار کرد. این برنامه که می‌توان آن را “جشن استقلال و آگاهی” نامید، با پخش سرود ملی آلبانی آغاز شد و سپس نماهنگی درباره تاریخ و فرهنگ این کشور به نمایش درآمد.<br />
در این برنامه، دو وکیل آلبانیایی به سخنرانی پرداختند و همچنین دو خانم نیز صحبت‌های کوتاه اما تأثیرگذاری ارائه دادند. گروهی از هنرمندان در این مراسم حضور داشتند؛ یک ترانه به صورت گروهی اجرا شد و دو خواننده نیز یک ترانه دوصدایی بسیار زیبا اجرا کردند که فضای سالن را پر از شور و شعف کرد. حضار با در دست داشتن پرچم‌های آلبانی همراه هنرمندان همخوانی می‌کردند و فضایی پر از همبستگی و انرژی مثبت ایجاد شده بود.<br />
در بخشی دیگر از برنامه، مستندی درباره اشرف ۳ ــ محل استقرار فرقه مجاهدین ــ پخش شد که با استقبال و توجه ویژه حضار همراه بود&#8230;.</p>
<p><strong>ادعاهای مریم رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67362">سرکوب زنان در سازمان مجاهدین خلق نهادینه شده</a></h3>
<p>&#8230; این سازمان یک حاکمیت ارتجاعی علیه زنان در تشکیلاتش به راه انداخته که باید در انتخاب دین اجبار داشته باشند و در مورد آزادی بیان حق هیچ گونه اظهار نظری ندارند، از وسایل آرایشی محروم هستند و در انتخاب پوشش از خود هیچ اراده ای ندارند.<br />
زنان در سازمان باید در اختیار رهبر گروه قرار گرفته و مطیع حرفهای او باشند. از زنان به عنوان یک ابزار استفاده می شود. آنان حق ندارند با مردان به تنهایی حرف بزنند، هیچ مردی نباید در مکانی با زنان تنها باشد، پمپ بنزین باید زنانه و مردانه و جدا از هم باشد. هیچ مردی حق نشستن در کنار مردی در خودرو را ندارد.<br />
زنان به طور صوری باید در کادر رهبری سازمان قرار گیرند و بقیه مردان با سابقه باید تحت مسئول آنان قرار گیرند، اگر زنی دست به اعتراض و انتقاد بزند شدیدا مورد سرکوب قرار می گیرد و بعضا زنان معترض توسط مسئولین زن سازمان کشته شدند. مانند نسرین احمدی ، نغمه حکمی ، معصومه غیبی پور و … . فشار بر روی زنان به حدی بالا بود که در نهایت برای فرار از فشار تشکیلات دست به خودکشی زدند مانند آلان محمدی و ….</p>
<p><strong>*یکشنبه 9 آذر</strong></p>
<p>8 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>به بهانه روز جهانی منع خشونت علیه زنان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67390">روایت زینب حسین نژاد از تفکیک جنسیتی و ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق</a></h3>
<p>قوانین تفکیک جنسیتی در سازمان مجاهدین خلق چه بود؟<br />
مقررات جدیدی به نام “قوانین انقلاب” وضع کردند، به مانند:<br />
&#8211; خروج زنان از مرکز به طور تنهایی ممنوع<br />
&#8211; صحبت تک نفره با مردان ممنوع<br />
&#8211; سوار شدن زنان و مردان در یک ماشین ممنوع<br />
&#8211; سیگار کشیدن مردان جلوی زنان ممنوع<br />
&#8211; بلند خندیدن و شوخی کردن ممنوع<br />
ملاقات زن و مرد فامیل و آشنا نیز ضد ارزش محسوب شده و طبق ضرورت باید از بالا مشخص می شد، مثل بیماری و غیره. برخی قوانین دیگر را هم شاید فراموش کرده باشم.<br />
پس از مدتی حدود چند ماه بعد، مجدد به یک نشست بزرگ تر فراخوانده شدیم که در آن، مرکز و لشکر خاص زنان به عنوان یک پیشرفت به همه ابلاغ و جشنی در این رابطه برگزار شد.<br />
پس از آن مراکز و مقرهای جداگانه‌ای برای زنان تاسیس شد که فاصله بیابانی زیادی با مردان داشت. تنها چند زن مسن تر که از مسئولین و دفاتر آنها بودند در مراکز مردان باقی ماندند. هیچ زن جوانی در مقر مردان نباید می‌ماند.<br />
از آن پس تنها سالی یکی دو بار در مراسم های بزرگ مثل عید نوروز و عید فطر می‌توانستیم مردان را از دور ببینیم. طی جلسات معروفی به نامه “طعمه”، هر کس اگر حتی یک یادگاری از معشوق یا نامزد پیشین خود نگه داشته بود، یا کوچکترین رابطه عاطفی با زنی دیگر داشت شدیدا محاکمه می شد. که شرح آن روزها، بسیار مفصل است&#8230;.</p>
<p><strong>تلاش رجوی برای حفظ خودش در عراق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67387">ستاد اجتماعی مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف</a></h3>
<p>آقای محمدرضا گلی: &#8230; بعد از سرنگونی صدام و خلع سلاح مجاهدین توسط آمریکایی ها، سازمان اجبارا خط عوض کرد و به فعالیت اجتماعی در ملاء عراق رو آورد. به همین منظور برای اولین بار در قرارگاه اشرف، ستادی به نام ستاد اجتماعی دایر گردید و به دنبالش سازماندهی ها هم در مقرات تغییر کرد، در هر قرارگاهی یک ستاد اجتماعی دایر شد. من هم در قرارگاه خودمان که به قرارگاه 11 نام گذاری شده بود در این ستاد اجتماعی سازماندهی شدم. قرارگاه 11 به قرارگاه انزلی هم شناخته می شد .<br />
سازمان مجبور شد برای پیشبرد خط جدیدش برای افرادی که در این ستادها سازماندهی شده بودند کلاس های عربی تشکیل دهد، مربی ها همه عراقی بودند. من هم به عنوان عنصر ستاد اجتماعی در این کلاس شرکت کردم ، بعد از پروسه ای وقتی کمی راه افتادیم ستاد اجتماعی فعالیت خودش را شروع کرد. یکی از اصلی ترین کارهای ستاد اجتماعی ، دعوت مردم عراق به قرارگاه اشرف بود. به همین خاطر ما تعدادی از افراد عراقی که معمولا سابقه حزب بعث را داشتند و بعد از سرنگونی صدام بیکار شده بودند را به قرارگاه اشرف دعوت کردیم و بعد از جلسات متعدد و مصاحبه های طولانی، وقتی اعتماد آنان را جلب کردیم این افراد را به استخدام سازمان در آوردیم. ما آنها را توجیه کرده بودیم در بین مردم عراق در اذهان عموم جا بیندازند. در شرایط کنونی دشمن مردم عراق نیروی اشغالگر یعنی آمریکایی ها نیستند بلکه دشمن مردم عراق بنیادگرایی است یعنی حکومت ایران !!!<br />
البته ناگفته نماند جا انداختن این بحث کار ساده ای نبود مخصوصا اغلب این افراد که به استخدام سازمان در آمده بودند و به نام میخ سازمان شناخته می شدند بعثی بودند و مخالف حضور آمریکایی ها در عراق.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67364">کتاب مارپیچ خون &#8211; غسل هفتگی اعضای مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; این کتاب به توضیح جلسات عجیب و فشارآوری پرداخته که در آن اعضای سازمان مجبور می‌شدند با نزدیک شدن به بلندگو، مسائل شخصی و خصوصی خود را در حضور دیگران بیان کنند.<br />
این جلسات که با نام غسل هفتگی شناخته می‌شدند، اعضا را ملزم می‌کردند تا درباره افکار و تجربه‌های خود در طول هفته گذشته اطلاعاتی ارائه دهند. پس از این اعترافات، افراد با واکنش‌های سرزنش‌آمیز و تحقیرکننده مواجه می‌شدند، شرایطی که فضایی مملو از فشار روانی و شکنجه روحی را به وجود می‌آورد.</p>
<p><strong>*دوشنبه 10 آذر</strong></p>
<p>در این روز کلاً 9 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<p><strong>ترویج خشونت علیه زنان و مردان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67398">خشونت، فشار و اجبار سیستماتیک بر اعضای مجاهدین خلق</a></h3>
<p>&#8230; برخی از مواردی که زنان عضو در مناسبات مجاهدین خلق با آن مواجه هستند را بر می شمرم:<br />
– ممنوع بودن ازدواج و تشکیل خانواده<br />
&#8211; اجباری بودن طلاق همسر برای اعضایی که متاهل بودند<br />
&#8211; اجباری بودن جدا کردن فرزند برای اعضایی که دارای فرزند بودند<br />
&#8211; اجباری بودن شرکت در نشست های روزانه ی تفتیش عقاید به نام «عملیات جاری» که در آن اعضا باید تعداد زیادی فاکت انتقاد از خود را در جمع خوانده و توهین و فحش بشنوند.<br />
&#8211; اجباری بودن شرکت در نشستی به نام «غسل هفتگی» که در آن اعضا مجبورند در حضور جمعی از افراد هم رده خود فاکت های جنسی خود را بیان کنند.<br />
&#8211; مجبور بودن زنان به پوشیدن لباس های مشخص شده توسط مسئولین تشکیلات و نداشتن هیچ اختیاری در تعیین نوع و حتی رنگ لباس<br />
&#8211; اجباری بودن داشتن روسری برای زنان&#8230;.</p>
<p><strong>ازدواج اجباری</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67403">بررسی تجربه آذر وطن‌پرست در شناخت ماهیت واقعی سازمان مجاهدین</a></h3>
<p>&#8230; تجربه آذر وطن پرست، چه تجربه شخصی و چه مشاهداتی که او از آنها سخن می‌گوید، نشان می‌دهند سازمان مجاهدین تا کجا با “حقوق‌بشر، انسان، کرامت انسانی و حق انتخاب فردی” بیگانه و مخالف است. این سازمان به افراد نگاه ابزاری دارد. به رسمیت شناختن حق فرد و فردیت و احترام به آن، از دستاوردهای نظام‌های لیبرال و دنیای آزاد است که با آن، دوره قرون وسطائی به پایان می رسد. اما این مفاهیم در سازمان مجاهدین به رسمیت شناخته نمی‌شوند. در این سازمان همه چیز در ارتباط با ایدئولوژی و “رهبر عقیدتی” که همردیف ولایت فقیه است، معنی و مفهوم پیدا می کند. زندگی فردی در این تشکیلات معنی نداشته و همه احساسات باید به سمت “رهبر عقیدتی”، یعنی مسعود و مریم رجوی جهت گیری شوند. هر چیزی غیر از این، پذیرفته نشده و سرکوب می شود. اینها همه نشانه‌های یک فرقه هستند. (آیا سازمان مجاهدین خلق “فرقه” است؟)<br />
سازمان مجاهدین با رفتارهای فرقه‌ای، اعضای خود را شستشوی مغزی داده و با ساختاری مافیائی، آنها را کنترل کرده و مانع ارتباطِ آزاد آنها با دنیای بیرون است. این تشکیلات با ترویج کیش شخصیت و با سلب آزادی‌های فردی و حق انتخاب آزاد اعضایش، آنها را به رُبات‌هایی بی احساس و مطیع تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، ادعاهای مریم رجوی در برنامه ده ماده‌ای‌اش در مورد “تضمین آزادی‌ها و حقوق فردی و اجتماعی طبق اعلامیه جهانی حقوق‌بشر”، وقاحت بار و توهینی آشکار به شعور مخاطبین است.<br />
نمونه آذر وطن پرست نشان می‌دهد که این سازمان هر چقدر هم با مکانیزم‌های پیچیده عاطفی- روحی- روانی یا از طریق سرکوب آشکار و ارعاب و اتهام زنی، موفق شود اعضای خود را به سکوت و انفعال بکشاند، اما سرانجام روزی خواهد رسید که باقی مانده ذرّاتِ انسانیت در دل این افرد دوباره زنده شده و برای احقاق حقوق فردی سرکوب شده خود، اعتراض کرده و لب به سخن خواهند گشود&#8230;.</p>
<p><strong>*سه شنبه 11 آذر</strong></p>
<p>در این روز 6 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>گروهی که سالها از مردم جدا ماند</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67408">چرا سازمان مجاهدین ۱۸۰ درجه از اهدافش فاصله گرفت؟</a></h3>
<p>&#8230; در سازمان هایی که رهبری نقد ناپذیر می شود، رهبری جای اندیشه را می گیرد، وفاداری جای آگاهی می نشیند و اهداف انقلابی به تدریج تهی می شود. در چنین ساختاری آرمان فدا می شود تا رهبر و تشکیلات باقی بمانند و دیگر جان اعضا معنایی ندارد.<br />
&#8230; جنبشی که سال ها از مردم خود جدا بماند، پایگاه اجتماعی واقعی نداشته باشد و در خلا جغرافیایی و سیاسی خود زندگی کند به تدریج مشروعیت را نه از مردم بلکه از قدرت های خارجی می گیرد که برای این می توان عملکرد سازمان مجاهدین از شروع پیروزی انقلاب مردم ایران تاکنون را مورد بررسی قرار داد. دقیقاٌ به این نکته می رسیم که دور ماندن از مردم و جامعه و عدم درک درست از شرایط جامعه در نهایت به نقطه بریدن از جامعه و انحراف خواهد رسید. در این نقطه وابستگی سیاسی به صورت واقع گرایی با دیپلماسی توجیه می شود و به جای جایگزینی مردمی با پشتیبانی خارجی مواجه می شود.<br />
&#8230; نقطه نهایی انحراف از کجاست؟ در آغاز مبارزه برای رهایی و در پایان هر کاری برای زنده ماندن تشکیلات. اینجاست که شعارهای ضد امپریالیستی فقط آرشیوی می شوند و سرودها بی معنا می گردند و همکاری با دشمن دیروز نه تناقض بلکه ضرورت و افتخار جلوه داده می شود و همانگونه در نهایت به نقطه ای می رسند که حضور جنایت کاران غربی در مراسم شان افتخار محسوب می شود و برایشان افتخار. متاسفانه با اسم به ظاهر انقلابی حتی خجالت هم نمی کشند و با دریدگی خاص خود باز دم از مبارزه و سرنگونی می زنند و این عملکرد را می توان در رهبران سازمان مجاهدین یعنی رجوی ها به وفور دید.</p>
<p><strong>ظلم مضاعف به زنان در تشکیلات رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67407">دم از آزادی زدن از جانب رجوی عوام فریبی محض است</a></h3>
<p>آقای محمدرضا گلی: &#8230; خانم حسین نژاد ابعاد تازه ای از ستم و ظلمی که بر سر زنان داخل تشکیلات آمده است را افشا نموده که وجدان هر انسان بیداری را به درد می آورد. البته همان موقع هم که در داخل تشکیلات بودم و وقتی می دیدم آنقدر برج و باروی آسایشگاه زنان را را بالا برده و مانند یک زندان درست کرده اند، همواره متناقض می شدم و می گفتم این دیگر چه تفکر و چه اندیشه ایست که ضمن دیوار بلند و سر به فلک کشیده آسایشگاه های زنان، ضمن سیم خاردار بالای دیوار با شیشه های شکسته هم پوشش داده اند!!!<br />
به طور واقعی از زندان گوانتاناما هم بدتر بود. به یقین آسایشگاه نبود. این اندیشه فقط از ذهن کثیف مسعود و مریم بیرون می زد. اندیشه مافوق ارتجاعی نشات گرفته از انقلاب من در آوردی رجوی که نه سر دارد و نه ته! از روی همین فاکت می توان فهمید چه بلایی سر زنان در داخل تشکیلات می آوردند.<br />
&#8230; بنا به روایت خانم حسین نژاد بعضی از زنان به دلیل فشارهای روحی و روانی بی حد و حصر متاسفانه دست به خودکشی زدند. زنان را علاوه بر شکنجه روحی و روانی که از طرف جمعی صورت می گرفت شکنجه جسمی و فیزیکی هم می کردند شکنجه هایی که نهایتا منجر می شد که زن نگونبخت دست به خودکشی بزند مانند خانم مرجان اکبریان. زنانی که نسبت به قوانین ضد انسانی معترض بودند را با قرص های روان گردان خاموش می کردند&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67411">رجوی می خواهد دانشجویان را در توهمات خود شریک کند!</a></h3>
<p>&#8230; بعد از کودتای ننگین 28 مرداد 1332که توسط دولت آمریکا و دولت فخیمه ی انگلیس برعلیه دولت ملی دکتر مصدق شد واین کودتا حکم تجاوز عنفی آشکار برعلیه ملت ایران بود، آقای نیکسون بعنوان معاون وقت رئیس جمهور امریکا وارد تهران شد تا رقص مرگ مردم ما و پیروزی سلطه گری در ایران و ایجاد نظام قبرستانی دراین کشور مورد تجاوز به عنف قرار گرفته را مشاهده کند که این حضورگستاخانه و ننگین با واکنش سخت دانشجویان دانشگاه تهران مواجه شد ونیروهای سرکوبگر نظام شاهنشاهی باآتش گشودن بر روی این تظاهرات مدنی ، سه تن از دانشجویان کشور را به شهادت رساند که هیچکدام شان مرامی شبیه آنچه مجاهدین استحاله یافته دارند، نداشتند!<br />
این شهدای دانشجو از استقلال کشور دفاع نموده و برگ زرینی درتاریخ مبارزات حق طلبانه وضد استعماری ممتد ملت ایران بجای نهادند.<br />
مجاهدین استحاله یافته که طرفدار جدی نقض استقلال کشور توسط قوای قهریه ی بیگانه هستند، حق ندارند که از خون این شهدای استقلال خواه سوء استفاده کرده وبه فریب مردم مشغول باشند!&#8230;</p>
<p><strong>*چهارشنبه 12 آذر</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 10 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>به مناسبت روز جهانی لغو برده‌داری</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67420">برده‌داری حاکم بر مناسبات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>اعضای انجمن نجات آلبانی شهادت می‌دهند که برده‌داری هنوز زنده است؛<br />
نه در مزارع قرن نوزدهم و نه در بازارهای برده‌فروشی، بلکه در دل فرقه‌ای که خود را «پیشتاز آزادی» معرفی می‌کند، اما در عمل انسان را به کالایی مصرفی و ابزاری مطیع برای قدرت‌طلبی خود تبدیل می‌سازد.<br />
ما سال‌ها در مناسبات مجاهدین زیستیم؛ جایی که نامش «سازمان» بود، اما ماهیتش چیزی جز یک کارخانه تولید برده نبود.<br />
&#8230; در فرقه رجوی، انسان به ابزاری بی‌ارزش، جایگزین‌پذیر و بی‌حق تقلیل می‌یابد.<br />
این، چهره واقعی برده‌داری قرن بیست‌ویکم است؛ برده‌داری ذهن، برده‌داری احساس و برده‌داری تشکیلات&#8230;.</p>
<p><strong>کمپین خیابانی انجمن نجات آلبانی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67412">برده داری هنوز زنده است و ما شاهد آن هستیم</a></h3>
<p>به مناسبت روز جهانی لغو برده داری، اعضای انجمن «نجات» در آلبانی با حضور در مرکز تیرانا، تراکت های معلوماتی را پخش می کنند که واقعیتی را که سال ها در سایه نگه داشته می شود، نشان می دهد:<br />
برده داری مدرن در اردوگاه اشرف۳ در مقر فرقه رجوی<br />
این تراکت ها اعترافات مستقیم افرادی هستند که سالها در روابط بسته و بخش سازمان MEK زندگی کرده اند؛<br />
جایی که «حق بیرون رفتن» وجود نداشت، «ارتباط با خانواده» ممنوع بود.<br />
و جایی که مالکیت، انتخاب و حتی احساسات انسانی جرم محسوب می شد.<br />
در جریان این کمپین خیابانی، اعضای انجمن نجات با شهروندان تیرانا صحبت کرده و توضیح دادند که چگونه در درون این فرقه، مرد به یک ابزار مصرفی و جایگزین تبدیل می شود؛<br />
نوعی بردگی که با زنجیر و شلاق ظاهر نمی شود، بلکه با کنترل ذهن، مصادره احساسات و حذف کامل آزادی فردی ظاهر می شود.<br />
این ابتکار یک یادآوری لازم از یک حقیقت مهم بود:<br />
سکوت در برابر چنین نوعی بردگی همکاری با بی عدالتی است&#8230;.</p>
<p><strong>بررسی یک اتحاد پیچیده</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67425">تروریست های مجاهدین خلق و شبکه‌های لابی خارجی</a></h3>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق طی بیش از پنج دهه گذشته همواره کوشیده با اتکا به شبکه‌های لابی‌گری در کشورهای غربی، چهره‌ای سیاسی و به‌ ظاهر دموکراتیک از خود ارائه دهد و خود را «آلترناتیو حکومت ایران» معرفی کند. اما واقعیت این است که این گروه، که سابقه‌ای طولانی در خشونت، ترور و همکاری با دشمنان ایران دارد، امروز بیش از هر زمان دیگری برای بقای خود به حمایت خارجی وابسته است.<br />
&#8230; گزارش‌ها و تحلیل‌های مختلف طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که رفتار و فعالیت‌های تروریست های مجاهدین خلق بدون حمایت مستقیم یا غیرمستقیم برخی دولت‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی امکان تداوم ندارد.<br />
نمونه‌هایی از این همکاری‌ها عبارت‌اند از:<br />
دریافت بودجه از برخی دولت‌های منطقه:<br />
در دوره‌های مختلف، نام کشورهای مختلف در حمایت مالی از این تروریست ها مطرح شده است.<br />
پشتیبانی تکنیکی و اطلاعاتی سرویس‌های خارجی:<br />
برخی عملیات یا ادعاهای رسانه‌ای این گروه بدون قرار گرفتن در چارچوب شبکه‌های اطلاعاتی خارجی قابل توضیح نیست.<br />
استفاده به‌عنوان ابزار جنگ روانی علیه ایران:<br />
در بسیاری از موارد، آن ها نه به‌عنوان یک کنشگر سیاسی مستقل، بلکه به‌عنوان مهره‌ای در بازی ژئوپلیتیکی قدرت‌ها علیه ایران عمل کرده است.<br />
این همکاری‌ها نشان‌دهنده جایگاه واقعی گروه تروریست موسوم به مجاهدین خلق است؛ جایگاهی وابسته، مصرفی و فاقد استقلال سیاسی&#8230;.</p>
<p><strong>فردای آزادی ایران</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67427">مهدی ابریشمچی: نهاد خانواده باید از بن برچیده شود</a></h3>
<p>برخی از مخالفان حکومت ایران، هنگامی که از آینده مدنظرشان برای ایران پس از جمهوری اسلامی سخن می‌گویند، گاه نگران به قدرت رسیدن مجاهدین خلق هستند چرا که به عقیده آنها این تشکیلات پیش از این ثابت کرده است که ناقض حقوق بشر و خودکامه است.<br />
بدین ترتیب، بسیاری از اعضای پیشین این تشکیلات که با حفظ فاصله از حکومت ایران تلاش دارند، درباره ماهیت خشونت طلب مجاهدین خلق روشنگری کنند، هدفشان افزایش شناخت ایرانیان خارج و داخل کشور درباره این تشکیلات است.<br />
&#8230; محمدرضا ترابی (ری ترابی) کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق نیز تلاش می‌کند که با بیان خاطرات خود، شواهدی دقیق از آینده‌ای که سران مجاهدین خلق برای ایران در نظر دارند به دست مخاطبانش بدهد. او چنین که می‌گوید قصدش از بیان این موارد “توصیف عمق لجنزار ایدیولوژی مجاهدین” است، اما همچنین می افزاید: “ولی شک ندارم اگر قدرتش را داشتند حتما تشکیلات و ایدئولوژی خودشان را به همه تحمیل می‌کردند.”<br />
این کودک سرباز پیشین مجاهدین که پدرش زیر شکنجه بازجویان مجاهد کشته شده است و مادرش هنوز در نظام شستشوی مغزی مجاهدین نسبت مادر-فرزندی با او را انکار می‌کند، در یکی از خاطراتش که به تازگی در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است از مهدی ابریشمچی سخن می‌گوید:<br />
مهدی ابریشمچی تو‌ نشست‌های آموزشی “تاریخچه انقلاب (ایدئولوژیک)” که در سال ۱۳۸۰ در عراق در قرارگاه بدیع‌زادگان برای ما اعضای جوان برگزار می‌کرد یک بار گفت: بر اساس ایدئولوژی مجاهدین، فردای آزادی ایران باید با بلدوزر تمام خانه ها رو خراب کنیم چون “نهاد خانواده کانون استثمار زن است و این باید از بن برچیده بشود.&#8221;&#8230;</p>
<p><strong>واقعیت یا جنگ روانی؟</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67426">مجاهدین خلق &#8211; تهدید امنیتی یا تلاش برای بقا</a></h3>
<p>&#8230; تروریست‌های موسوم به مجاهدین خلق که سال‌هاست در خارج از ایران فعالیت دارند، از دهه‌ها پیش دچار ریزش نیرو، کاهش توان عملیاتی و پیری ساختار تشکیلاتی شده‌اند. بسیاری از اعضای قدیمی این گروه پا به سن گذاشته‌اند و جذب نیرو برایشان دشوار و تقریباً غیرممکن است.<br />
در سال‌های اخیر نیز محل استقرار اصلی این گروه در آلبانی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شد و دولت آلبانی فعالیت‌های آنها را محدودتر کرد. این محدودیت‌ها باعث شد تا بخش مهمی از ساختار داخلی‌شان دچار آشفتگی شود.<br />
&#8230; تروریست‌های مجاهدین خلق تهدید عملیاتی جدی محسوب نمی‌شوند و اگر چه تیم رسانه‌ای و تبلیغاتی کذاب و بی اخلاق آنها نسبتاً برای ایجاد تشویش و نارضایتی در سطح داخل ایران فعال است اما حتی آنچه تهدید نامیده می‌شود بیشتر جنبه روانی و تبلیغاتی دارد تا جنبه امنیتی و میدانی.<br />
این گروه تلاش زیادی کرده تا در فضای سیاسی و رسانه‌ای نام خود را بسیار بزرگ‌تر از واقعیت امروز خود جلوه دهد.<br />
پس، برای خنثی نمودن طرح های جنگ روانی و جنگ نرم این گروه تروریستی، هوشمند سازی و آشنا نمودن همه اقشار، از دانش آموزان و دانشجویان و فرهیختگان جامعه شهری داخل ایران که هدف این تروریست ها برای اغفال از طریق ناراضی نمودنشان از شرایط زندگی در کشور است گرفته تا حاشیه نشین و روستانشینِ احیاناً کم سواد و کم درآمد که هدف اغفال از طریق وعده های مالیِ آنان هستند باید بطور جدی ادامه یابد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67442">نجات در هفته ای که گذشت &#8211; قسمت ۲۲۳</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67442/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۲</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67363</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67363?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Nov 2025 07:15:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67363</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 1 آذر در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: در کمپ مانز مجاهدین خلق ارتباط حقوقی ناپدیدشدگان اجباری با مرگ های خاموش &#8230; سران گروه ضد انسانی مجاهدین خلق در قبال موضوع ناپدید سازی اجباری؛ اتهامی که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67363">نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>*شنبه 1 آذر</strong></p>
<p>در روز شنبه جمعاً 11 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<p><strong>در کمپ مانز مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67295">ارتباط حقوقی ناپدیدشدگان اجباری با مرگ های خاموش</a></h3>
<p>&#8230; سران گروه ضد انسانی مجاهدین خلق در قبال موضوع ناپدید سازی اجباری؛ اتهامی که از سوی تعداد زیادی ازخانواده های اعضای گرفتار به سران باند رجوی وآرد گردیده است – مدعی هستند که افراد با میل و اراده خود وارد مناسبات آنها شدند ولی ادله قوی و محکمه پسندی از تعداد زیادی از خانواده ها وجود دارد که مشخص می کند مجاهدین با وعده های کاریابی تعداد زیادی را در کشور ترکیه و اروپا با مقاصد سوء استفاده نظامی ربوده و به کمپ اشرف در عراق انتقال دادند و از آن پس هیچ خبری از سرنوشت این افراد در دست نیست.<br />
مرگ های خاموش که آخرین قربانی آن زهره بنی جمالی از اراک در کمپ نفرین شده مانز آلبانی می باشد؛ این واقعیت را بار دیگر در ذهن خانواده های عضو فوت شده تداعی می کند که سران مجاهدین در خفا مرتکب جنایت علیه بشریت می شوند بی آنکه در قبال آن پاسخگو باشند. انتقال افرادی که با ترفند کاریابی یا اسرای جنگی که با وعده آزادی به کمپ های مجاهدین خلق انتقال داده شدند چون نیت و قصد از روی سوء استفاده در راستای اهداف خطر ساز از جانب عوامل رجوی وجود دارد از مصادیق بارز ناپدید سازی اجباری محسوب می شود.<br />
&#8230; ناپدید سازی اجباری یا غیرارادی اشخاص، اقدامی منحصر به فرد است که طی آن قربانی با ترفند های خاص ربوده می شود و در طول اسارت به شکل عجیبی جان خود را از دست می دهد و جسد قربانی از دیدگان قانون و اقوام مخفی می ماند.<br />
این عمل به طرز قابل توجهی ناقض حقوق بشر است. یکی از این حقوق بشری که با ارتکاب ناپدیدسازی اجباری به شدت نقض میشود، حق فرد به شناسایی در برابر قانون موضوع ماده 6 اعلامیه جهانی حقوق بشر است. که طبق ماده 7 بند2 معاهده رم و اساسنامه دیوان کیفری بین المللی جنایت علیه بشریت محسوب می شود&#8230;.</p>
<p><strong>تلاش های تشکیلات رجوی عقیم مانده</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67294">وحشت مجاهدین خلق از فعالیت های کمیته بانوان انجمن نجات خوزستان</a></h3>
<p>&#8230; مجاهدین خلق که به خاطر ماهیت تروریستی و اقدامات جنایتکارانه شان در سال 60 که طی آن دستان خود را به خون مردم بیگناه آغشته ساختند و انفجارات مهیب در دفتر نخست وزیری و حزب جمهوری اسلامی که تعداد زیادی از مسئولین دولتی را به شهادت رساندند و از طرف دیگر با همکاری مشترک با صدام دیکتاتور سابق عراق و شرکت مستقیم در جنگ 8 ساله دستشان را به خون بسیاری از جوانان این کشور آلوده ساخته اند، عملا پایگاه سیاسی و مشروعیت اجتماعی خود را از دست داده اند و بعد از متلاشی شدن تشکیلاتشان و فرار رجوی به فرانسه طی این سالیان تلاش کرده است با فریب اعضا و تحت اجبار قرار دادن آنها برای برقراری تماس با خانواده هایشان و بخصوص نسل جوان خانواده ها و همچنین فضای مجازی بار دیگر بخش دیگری از این نسل را فریب دهد و به تشکیلات خود جذب نماید.<br />
&#8230; تجربه یکساله انجمن نجات خوزستان در رصد فعالیت های مجاهدین خلق در خصوص تلاش برای برقراری ارتباط و فریب لایه های دورتر خانواده ها این بود که سران مجاهدین خلق تلاش کردند که اعضا را مجبور سازند با توجه به اینکه لایه های اولیه شامل پدر و مادر و خواهران و برادران تحت تاثیر فعالیت های روشنگرانه انجمن ها قرار دارند و بدین لحاظ ارتباطات مستحکمی برقرار نموده اند با دیگر اقوام و به خصوص لایه های دورتر ارتباط برقرار نمایند تا شاید بتوانند برآنها تاثیر بگذارند و آنها را جذب نمایند و این فعالیت های اخیر کمیته بانوان و گسترش ارتباط به دورترین لایه های اعضای خانواده ها تلاش های سرکردگان مجاهدین خلق را عقیم و بی اثر گذاشت. به طوریکه مجبور شد عملا نسبت به برقراری ارتباط کمیته بانوان انجمن نجات خوزستان و به اشتراک گذاشتن تجارب با انجمن نجات آلبانی و مسئول آن به عکس العمل هیستریک و وحشت زده متوسل شود&#8230;.</p>
<p><strong>ادعاهای پوشالی مریم رجوی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67298">مریم رجوی از کدام حجاب اختیاری حرف می زند؟!</a></h3>
<p>&#8230; سئوالی که مریم رجوی با وقاحت تمام و به راحتی دروغ به هم بافت و تحویل داد.<br />
سئوال مورد نظر درباره مسئله حجاب بود. در واقع درباره این بود که “چرا همه زنان مجاهد انتخاب کرده اند حجاب داشته باشند؟!”<br />
پاسخ مریم رجوی بسیار جالب بود. وی ابتدا با فلاکت فرار به جلو می کند و عنوان می کند که:” ” در منطق مجاهدین به ویژه زنان مجاهد حجاب یک امر اختیاری است”!!!<br />
&#8230; در سازمان مجاهدین حجاب مانند بقیه موضوعات امر اجباری است همانگونه که زنان حق استفاده از وسایل آرایش و یا انتخاب آزادانه لباس را ندارند ، زنان باید در گرمای زیاد عراق کار کنند تا صورت هایشان سوخته شده و از حالت زنانه خارج شوند و …<br />
مریم رجوی در حالی از حجاب اجباری زنان ایران صحبت می کند که حاضر نیست خودش در این زمینه پیشگام شود و این اجبار را دردرون مناسباتش لغو کند و به زنان مجاهد اجازه بدهد هر پوششی که دوست دارند انتخاب کنند!<br />
&#8230; زنان و مردان در درون سازمان مجاهدین هیچ گونه اختیاری ندارند و همه باید مطیع دستور مسعود و مریم قجر باشند بقول مسعود همیشه عنوان می کرد که اگر ذره ای کوتاه بیائیم باید تا سی خرداد سال 60 باید برویم و به همین خاطر مریم قجر سعی می کند با شارلاتان بازی و حقه بازی سازمان مجاهدین و به خصوص تشکیلاتش را یک تشکیلات آزاد و در مورد حجاب اجباری هم آن را برعکس جلوه بدهد.<br />
تمام ادعاهای مریم و مسعود رجوی درباره دموکراسی خواهی و دموکراسی طلبی و آزادی خلق و .. دروغین و نمایشی است. دروغهای نخ نما شده که موراد نقض آن به وضوح و به وفور در درون تشکیلات شان نمایان است.</p>
<p><strong>مرگ‌هایی که نتیجه سرکوب و بی‌رحمی است</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67304">ایستگاه قطار مرگ در اردوگاه مانز رجوی</a></h3>
<p>در دل اردوگاه مانز در آلبانی، جایی که اعضای تشکیلات رجوی در شرایطی طاقت‌فرسا و بی‌رحمانه زندگی می‌کنند، هر هفته خبر مرگ یکی از اعضای این تشکیلات به‌طور عادی منتشر می‌شود. این مرگ‌ها که غالباً به‌عنوان سکته قلبی اعلام می‌شوند، در حالی رخ می‌دهند که هیچ‌ کس نمی‌پرسد چرا تعداد مرگ‌ها این‌قدر زیاد و غیرطبیعی است؟<br />
&#8230; رجوی مسئول مستقیم این فاجعه است. او به‌ جای آن‌که زندگی انسان‌ها را محترم بشمارد، از آن‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای پیشبرد اهداف کثیف و وطنفروشانه خود استفاده کرده است. اردوگاه‌های او، که باید مکانی برای درمان و بازیابی باشند، به گورستان‌هایی تبدیل شده‌اند که در آن‌ها انسان‌ها به‌ طور تدریجی کشته می‌شوند؛ نه به‌ بوسیله گلوله یا مواد سمی، بلکه به‌ دست سرکوب‌های روحی، جسمی، و روانی.<br />
این مرگ‌ها باید به‌ عنوان یک فریاد بلند علیه بی‌رحمی و بی‌انصافی رجوی و همسر جنایتکارش مریم قجر عضدانلو شنیده شود. در برابر این فجایع، سکوت پذیرفتنی نیست. آن‌چه که در اردوگاه‌های سازمان موسوم به مجاهدین خلق اتفاق می‌افتد، یک جنایت علیه بشریت است و باید صدای اعتراض جهانی علیه آن بلند شود. مریم قجر عضدانلو و شخص رجوی باید به‌خاطر این مرگ‌های بی‌گناه پاسخگو باشند. هیچ توجیهی برای مرگ این انسان‌ها وجود ندارد، و در نهایت، تنها کسی که مسئول این قتل‌عام‌های پنهانی است، خود اوست.</p>
<p><strong>*یکشنبه 2 آذر</strong></p>
<p>شش مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<p><strong>اظهارات ایرج صالحی در دادگاه</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67310">سرنوشت تلخ کودکان مجاهدین خلق؛ جدایی، انتقال و سوءاستفاده تشکیلاتی</a></h3>
<p>کودکان اعضای سازمان مجاهدین خلق سال‌ها قربانی تصمیمات ایدئولوژیک مسعود رجوی شدند؛ از جدایی اجباری از والدین و انتقال مخفیانه به اروپا تا تربیت تشکیلاتی و استفاده ابزاری در برنامه‌های سازمان.<br />
آقای ایرج صالحی: &#8230; پس از اعلام پذیرش قطعنامه از سوی ایران، به نظر من ساختار تشکیلات رجوی از هم پاشید. ایران با این اقدام، دو ضربه اساسی به رجوی زد:<br />
هم از نظر استراتژیک و هم از نظر سیاسی. رجوی همواره ادعا می‌کرد ایران جنگ‌طلب است و او خواهان صلح. اما با پذیرش قطعنامه، تمام این تبلیغات فرو ریخت.<br />
رجوی برای بقای خود نیازمند ادامه جنگ بود.”ارتش آزادی‌بخش” درواقع زائده جنگ بود و بدون جنگ نابود می‌شد؛ چنان‌که پس از آتش‌بس نیز عملاً از کار افتاد. به همین دلیل، برای جلوگیری از برقرار شدن صلح، اصرار داشت عملیات بزرگی انجام دهد اگر هزاران نفر از اعضای خودش کشته شوند.<br />
&#8230; رجوی می‌گفت که شخصاً نزد صدام رفته و پیشنهاد عملیات را به او داده. خودش توضیح می‌داد که عراق پنج‌شنبه و جمعه تعطیل بود و سازمان ملل شنبه و یکشنبه؛ پس تقریباً یک هفته زمان گرفته بود. در این مدت، ماشین، سلاح و مهمات از طرف عراق به‌طور گسترده وارد قرارگاه اشرف شد. مهمات در جعبه‌های آکبند و سلاح‌ها پوشیده از گریس بود.<br />
نیروها شبانه‌روز کار می‌کردند تا خودروها را زره‌دار کنند. همچنین تعدادی از افراد از خارج سازمان آورده شده بودند اما حتی ابتدایی‌ترین آموزش نظامی نداشتند. بعضی‌ها فقط چند تیر در میدان تیر شلیک کرده بودند و دستشان نیز سوخته بود، چون حتی نمی‌دانستند لوله سلاح پس از شلیک داغ می‌شود&#8230;.</p>
<p><strong>*دوشنبه 3 آذر</strong></p>
<p>۳ آذرشهادت حضرت فاطمه زهرا (س)</p>
<p><strong>*سه شنبه 4 آذر</strong></p>
<p>در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<p><strong>مناسبات غیرانسانی</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67317">ریشه مشکلات روانی و افسردگی اعضای حاضر در تشکیلات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>اعضای مجاهدین خلق در محیط های بسته و محدود و آزار دهنده محبوس شده اند که از ابتدایی ترین حقوق طبیعی و انسانی محروم هستند. هر عملی را که سران سازمان از افراد بخواهند آنها انجام می دهند چرا؟چون قبلا عملیات ذهنی و روانی روی این افراد به طرق مختلف انجام شده است و مورد مغز شویی قرار گرفته اند. بنابر این هر کاری از این افراد بر می آید از توهین به افراد خانواده و دشمن خواندن آنها و جدا شدن از زن و فرزند تا آدم کشی و جاسوسی و وطن فروشی و حتی خود سوزی را انجام میدهند و اگر انجام ندهند در این افراد احساس گناه را بوجود می آورند و به اعضا القا می کنند که اگر سازمان مجاهدین در فلان عملیات موفق نشده است به دلیل این است که به حرفهای سران سازمان عمل نکرده اند&#8230;.</p>
<p><strong>به مناسبت سالگرد ازدواجم</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67325">رؤیای آزادی که به حقیقت پیوست</a></h3>
<p>&#8230; موجودات زنده به ویژه عالی ترین ثمره خلقت یعنی انسان برای رشد و تکامل به سه چیز حیاتی ”تربیت، امنیت و آزادی” نیاز دارند. تربیت اعضای نگون بخت در کمپ مجاهدین خلق شده بود تکرار مکررات کلاس های تبیینی و ایدئولوژی کذایی و اجباری رجوی تحت عنوان نشست های انقلاب مریم!!<br />
&#8230; مفهوم آزادی در مناسبات مجاهدین مساوی بود با بندگی برای شخص رجوی و مریم قجر. در یک جمله کوتاه و ساده بگویم: زندگی در اسارت رجوی تصویر کوچکی از جهنم واقعی بود که من در عمرم تجربه کرده بودم.<br />
&#8230; سالروز ازدواجم نزدیک است و به بهانه این روز فرخنده شادی خودم را با دوستان قدیمی که اکنون در کمپ مانز آلبانی مجاهدین خلق گرفتار هستند به اشتراک می گذارم و به آنها یاد آور می شوم: رهایی، همان لحظه‌ای است که از زنجیرهای گذشته آزاد می‌شوی و در آغوش آزادی پرواز میکنی؛ جایی که هیچ‌ کس نمی‌تواند پروازت را محدود کند.</p>
<p><strong>دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67323">ضرورت رسیدگی به جنایات رجوی در حق اعضا</a></h3>
<p>&#8230; در جریان نشست های موسوم به طعمه که چندین ماه در تشکیلات برگزار و جمع بندی آن در قرارگاه باقرزاده با شرکت مسعود و مریم رجوی به اتمام رسید تعداد زیادی از اعضا به اتهام اینکه خط سپاه پاسداران را در تشکیلات پیش می برند در حضور جمع گسترده اعضا به محاکمه کشیده شدند. این اعضا که هر کدام صرفا بخاطر معترض بودن به عملکردهای رجوی و فقدان آزادی و جو خفقان در تشکیلات مسئله دار شده بودند برای گرفتن زهر چشم از دیگر اعضا در سالن قرارگاه باقرزاده به محاکمه کشیده شدند. رجوی این اعضا را بر سر دو راهی انتخاب ماندن در تشکیلات و یا اسارت در زندان های اشرف و ابوغریب قرار داد.<br />
&#8211; زندان مخوف و بدنام ابوغریب رجوی در ادامه سیاست های سرکوب گرایانه خود بمنظور تطمیع و تهدید اعضا و بدلیل ایستادگی بر مواضع خود آنها را به زندان ابوغریب فرستاد تا در آنجا شاید تحت شکنجه های اعمال شده از طرف بازجویان صدام در این زندان آنها در هم شکسته شده و مجددا حاضر به بازگشت به تشکیلات و قرارگاه اشرف شوند.<br />
&#8211; فرستادن اعضا به روی میادین مین جبهه های ایران و عراق. رجوی از آنجائیکه که در نشست های موسوم به طعمه اعلام کرده بود که تحت هیچ شرایطی اعضای ناراضی و خواهان جدایی را به کشورهای اروپایی نخواهد فرستاد، آنها را مجبور کرد که به اجبار و از طریق نیروهای امنیتی عراق بعد از عبور از میادین مین به ایران برگردند&#8230;.</p>
<p><strong>*چهارشنبه 5 آذر</strong></p>
<p>در این روز مجموعاً 10 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<p><strong>هوش مصنوعی تنها برای بیرون از مناسبات</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67350">فریبکاری مریم رجوی برای استفاده از هوش مصنوعی</a></h3>
<p>&#8230; مریم رجوی اگر از هوش مصنوعی و استفاده آن در درون تشکیلات حرف می زند دروغی بیش نیست چون این سیستم را برای همکاری با غرب و اسرائیل جنایت کار نیاز دارد تا بتواند بیشتر به وطن فروشی خود ادامه دهد و اینکه چگونه می تواند از این سیستم برای فریبکاری جوانان و گول زدن افراد در داخل کشور استفاده کند ولی در درون سازمان هیچ وقت حاضر نیست این سیستم پیاده شود چون آنان همیشه از زمان عقب تر حرکت می کنند .<br />
&#8230; افراد هیچ وقت نمی توانند به تنهایی از کامپیوتر و اینترنت استفاده کنند. افراد در موقع کار با کامپیوتر باید دو یا سه نفره باشند تا مواظب همدیگر باشند تا افراد به سایت هایی غیر از سازمان نگاه نکنند. افراد باید به دستوراتی که مسئولین می دهند با کامپیوتر استفاده کنند و اکنون از کامپیوتر برای فریبکاری در فضای مجازی استفاده می کنند تا بتوانند یا تولید کامنت های قلابی و فریب دادن افراد در داخل کشور و با پرداخت پولهای زیاد می خواهند افرادی را جذب و به اسم کانونهای شورشی معرفی کنند.<br />
وقتی در دنیا کامپیوتر و اینترنت در حال پیشرفت بود در درون سازمان خبری از اینترنت نبود و بقول ساسان که قبلا هوادار بوده و در زمینه کامپیوتر استاد بود وقتی در اشرف نحوه استفاده افراد از کامپیوتر را دید بسیار تعجب کرد و عنوان داشت کامپیوتر فقط به درد کارهایی که شما انجام می دهید نمی خورد چون در آن دوران نفرات از کامپیوتر فقط برای دادن آمار روزانه و یا هفتگی استفاده می کردند و اصلا خبری از اینترنت نبود&#8230;.</p>
<p><strong>فراخوانی برای آگاهی و اقدام</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67334">صدای زنان در بند تشکیلات رجوی باشیم</a></h3>
<p>در روز، ۲۵ نوامبر – روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان – انجمن نجات آلبانی یک کارزار آگاهی‌بخشی در تیرانا برگزار کرد و با پخش بروشورها و مطالب اطلاع‌رسانی، توجه افکار عمومی را به وضعیت زنان گرفتار در فرقهٔ رجوی جلب نمود.<br />
این زنان که سال‌ها در انزوای اجباری نگه داشته شده‌اند، نیازمند صدای همبستگی انسان‌های آزاده هستند. به همین دلیل، ما این روز را به بلند کردن صدای خاموش آنان و درخواست برای آزادی و بازگرداندن کرامت انسانی‌شان اختصاص دادیم.<br />
همچنین ساعت ۵ بعدازظهر همان روز در منطقهٔ فرسکو – تیرانا گردهمایی مهم و انسان‌دوستانه‌ای برای حمایت از این زنان و روشن شدن حقیقت پنهان درون فرقهٔ رجوی برگزار شد.</p>
<p><strong>با حضور 200 فعال حقوق بشری</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67336">گردهمایی بزرگ انجمن نجات آلبانی به مناسبت روز مبارزه با خشونت علیه زنان</a></h3>
<p>گردهمایی انجمن نجات آلبانی در تیرانا با حضور حدود ۲۰۰ نفر شامل فعالان، روزنامه‌نگاران و نمایندگان نهادهای مختلف برگزار شد. هدف این برنامه، یادآوری رنج‌ها و تجربه‌های زنان و همچنین افشای واقعیت‌های درون فرقه رجوی بود.<br />
&#8230; نمایش دو مستند: یکی درباره مبارزه زنان در جهان و دیگری درباره سرکوب و ظلم علیه زنان درون فرقه رجوی.<br />
تماس تصویری از تهران با خانم مریم سنجابی که تجربه‌های دردناک خود را برای حاضرین بیان کرد.<br />
پیام تصویری از ماریا موریجینی، باستان‌شناس و پژوهشگر ایتالیایی، که در آن به افشای فرقه رجوی و حمایت از قربانیان پرداخت.<br />
فعالیت مشارکتی: نوشتن پیام‌ها و دیدگاه‌های شرکت‌کنندگان روی قلب‌های رنگی و نصب آن‌ها روی تابلوی اعلانات<br />
این گردهمایی با حضور حدود ۲۰۰ شرکت‌کننده در فضایی سرشار از همبستگی و آگاهی‌بخشی برگزار شد. اهمیت شنیدن صدای قربانیان و تداوم تلاش‌ها برای روشنگری و حمایت از زنان تأکید شد&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67345">وحشت مجاهدین خلق از افشاگری های اعضای جداشده در دادگاه</a></h3>
<p>&#8230; مسعود رجوی با یک پیش داوری غلط از شرایط جنگ و سوءاستفاده از شرایط داخلی کشور و در راستای ارضای اهداف قدرت طلبانه اش بعد از دیدار با طارق عزیز وزیر خارجه و معاون رییس جمهور در سال 65 به عراق آمد و ارتش موسوم به ارتش آزادیبخش ملی را که ارتشی کوچک در دل ارتش صدام بود و بلحاظ نظامی، تسلیحاتی و مالی از طرف صدام تغذیه و حمایت میشد را تاسیس کرد و از آن به بعد در جبهه و نوار مرزی ایران و عراق در کنار رژیم بعث عراق قرار گرفت تا بزعم خودش تعادل جنگ را به سود عراق تغییر دهد. رجوی در این مسیر از هیچ جنایت و خیانتی کوتاهی نکرد. از به اسارت گرفتن سربازان ایران بمنظور شکنجه و تخلیه اطلاعات مواضع ارتش ایران، تا تخلیه اطلاعات شهروندان و خانواده های اعضا در مورد مختصات امکان نظامی و تاسیسات اقتصادی و حتی مکان های مسکونی در شهرهای جنوبی و موشک باران این شهرها که به قربانی شدن دهها شهروند بیگناه عادی گردید.<br />
رجوی حتی برای تخلیه اطلاعات شهروندان ایرانی بسود ارتش صدام از چوپانان مرزی هم نگذشت و گاها آنها را تحت عنوان جاسوس دستگیر و به فرماندهان عراقی تحویل داد تا زیر شکنجه اطلاعات آنها در رابطه با مواضع ارتش ایران تخلیه شود&#8230;.</p>
<p><strong>پاسخ‌های مبهم مریم رجوی درباره حجاب در اجتماع جوانان</strong></p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67352">نقدی بر حجاب در تشکیلات مجاهدین خلق بر مبنای خاطرات زینب حسین نژاد – قسمت اول</a></h3>
<p>ژینا حسین نژاد: &#8230; در یک گروه نظامی آن هم ایدئولوژیک مذهبی، طبعا کسی انتظار ندارد که چه زن و چه مرد با هر نوع و مدل لباسی مثل مردم یک شهر ظاهر شوند. اما در این مطلب، بحث بر سر هر نوع لباسی نیست، بحث مشخصا در رابطه با حجاب اسلامی، اجباری، ارتجاعی، و از همه مهم تر سرکوبگرانه مجاهدین بود که شرایط را حتی از وضعیت زنان ایران نیز بدتر می کرد. از دهه شصت شروع می کنم و سپس به اکنون و آلبانی می رسم.<br />
یک – حجاب اجباری در مدارس و پانسیون دخترانه در پایگاه ها و قرارگاه های مجاهدین در دهه شصت:<br />
در دورانی که ما کودک بودیم، حجاب حتی در مدرسه ابتدایی نیز اجباری بود و چند سال بعد تغییر کرد و از شروع مدرسه راهنمایی، اجباری شد.<br />
در سال 64 که به اصطلاح می خواستند یک انقلاب ایدئولوژیک و &#8220;رهایی زن&#8221; و ارتقا زن به مقام مسئول را تبلیغ کنند، حجاب اجباری را از ابتدایی به راهنمایی، تونیک و مانتوی معلمان و زنان را از زیر زانو به بالای زانو و روسری را از روی ابرو به مرز پیشانی و مو ارتقا دادند. اما این نه تنها همان جا متوقف نشد بلکه بعدها در اشرف بسیار بدتر هم شد. نه از لحاظ ظاهر بلکه از لحاظ محتوا. بدین معنی که ظاهر همان مرز پیشانی و بالای زانو ماند، اما تذکرات، اخطارها، فشارها، جلسات و نشست های سرکوب و محاکمه بنا شد&#8230;.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67363">نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67363/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۱</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67308</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67308?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Nov 2025 11:26:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[هفته نامه نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67308</guid>

					<description><![CDATA[<p>*شنبه 24 آبان در روز شنبه جمعاً 8 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: رویکرد دوگانه مسعود رجوی درباره یاسر عرفات &#8230; یکی از مواردی که رجوی به آن به شدت انتقاد داشت، مسئله ازدواج یاسر عرفات بود. رجوی در این رابطه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67308">نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>*شنبه 24 آبان<br />
در روز شنبه جمعاً 8 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67199">رویکرد دوگانه مسعود رجوی درباره یاسر عرفات</a></h3>
<p>&#8230; یکی از مواردی که رجوی به آن به شدت انتقاد داشت، مسئله ازدواج یاسر عرفات بود. رجوی در این رابطه گفت عرفات در اثر طولانی شدن مبارزه بریده و به همین دلیل رو به سوی ازدواج و زندگی رفته و سیاست سازش را در پیش گرفته است. جالب آنکه بعدها فهمیدیم رجوی درحالی با وقاحت تمام این موضوع را مطرح می کرده وتقبیح می کرده که خودش نه یک زن بلکه زن های متعددی داشته و رقص رهایی برگزار می کرده و …<br />
&#8230; نکته دیگر وقتی عرفات با رهبری ایران ملاقات و دیدار کرد رجوی در نشستی که با ما داشت به صورت هیستریک به او توهین کرد بخصوص وقتی عرفات با ایران رابطه حسنه سیاسی و دیپلماتیک برقرار کرد رجوی بسیار برآشفته شد. در این رابطه نسبت به یاسر عرفات خرده می گرفت که در مبارزه با اسرائیل تاب و تحمل نداشته و تسلیم اسرائیل شده است.<br />
به هر ترتیب در همه زمان ها، رجوی رویکرد دوگانه ای در قبال یاسر عرفات داشت. در فضای سیاسی بیرونی، تلاش میکرد از وجهه یاسر عرفات به نفع خود بهره برداری کند و در داخل مناسبات به شدت او را زیر ضرب می گرفت&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67198">سازمان فرتوت مجاهدین خلق؛ در جستجوی طعمه‌های جدید</a></h3>
<p>&#8230; سازمان سال‌هاست صدها نفر از جوانان، میانسالان و سالخوردگان را به بهانهٔ مبارزه و مقاومت، از جامعه و ارتباط با دنیای بیرون جدا کرده و در اردوگاه‌های خود محبوس نگه داشته است. در حالی که دومینوی مرگ و میر درون قرارگاه‌ها ادامه دارد، سران پیر و فرسودهٔ این جریان با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، در پی یافتن طعمه‌های تازه در میان نسل جوان هستند؛ نسلی که شاید از واقعیت تلخ این سازمان بی‌خبر باشد.<br />
امروز تبلیغات پر زرق و برق، ویدیوهای احساسی و شعارهای دروغین ابزار اصلی جذب نیرو شده‌اند. آن‌ها با تکیه بر احساسات پاک و روحیهٔ عدالت‌خواهی جوانان، تصویری خیالی از قهرمانی و مبارزه می‌سازند تا قربانیان جدید را به دام انداخته و چرخهٔ پوسیدهٔ خود را زنده نگه دارند.<br />
اما در واقعیت، درون این تشکیلات چیزی جز انزوا، سرکوب، فشار روانی و از بین رفتن ارادهٔ فردی وجود ندارد. اعضا اجازهٔ تماس آزاد با خانواده‌ها را ندارند، هرگونه پرسش و انتقاد با تهمت و تحقیر پاسخ داده می‌شود، و زندگی روزمره در فضایی کاملاً کنترل‌شده و فاقد آزادی سپری می‌گردد.<br />
&#8230; با این حال، خطر اصلی امروز نه در پادگان‌های بستهٔ سازمان بلکه در دنیای مجازی است؛ جایی که با نام‌های جعلی، تصاویر احساسی و پیام‌های فریبنده، جوانان را هدف قرار می‌دهند. هدف آن‌ها بازسازی نیروی انسانی از دست‌رفته و احیای ظاهری تشکیلاتی است که در عمل دیگر توان حیات مستقل ندارد&#8230;..</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67213">پونرولوژی پاتوکراسی مجاهدین خلق</a></h3>
<p>تباه شناسی بیماری سالاری مجاهدین خلق</p>
<p>.. هنگام بررسی سیستم حاکم بر مجاهدین خلق از دریچه پونرولوژی و پاتوکراسی، چندین شباهت آشکار می‌شود. ماهیت بسیار متمرکز و اقتدارگرای رهبری مجاهدین خلق، همراه با قدرت مطلق اعمال شده توسط مسعود و مریم رجوی، با مفهوم نخبگان حاکم که به طور سیستماتیک مخالفان داخلی را حذف و کنترل را تثبیت کرده‌اند، همسو است. “انقلاب ایدئولوژیک” و شیوه‌های مرتبط با آن، مانند طلاق‌های اجباری، خودانتقادی روزانه و کنترل شدید اطلاعات، شباهت چشمگیری به روش‌هایی دارد که در ادبیات پونرولوژی برای ایجاد جمعیتی مطیع و از نظر ایدئولوژیک یکسان، توصیف شده است. این شیوه‌ها را می‌توان به عنوان تلاشی عمدی برای از بین بردن استقلال فردی و تقویت وابستگی کامل به سازمان و رهبران آن تفسیر کرد.<br />
خداانگاری رجوی‌ها و سرکوب هرگونه تفکر انتقادی یا مخالفت، از نشانه‌های بارز یک کیش شخصیت است، ویژگی مشترک سیستم‌های پاتوکراسی که در آنها حقانیت رهبر غیرقابل انکار است. استفاده از آزار و اذیت فیزیکی و جلوگیری از خروج اعضا، تأکید بیشتری بر یک محیط استبدادی دارد که در آن حقوق فردی به طور سیستماتیک نقض می‌شود.<br />
&#8230; ماهیت سیستماتیک این شیوه‌ها، عمر طولانی کاربرد آنها و تأثیر عمیق آنها بر زندگی اعضای مجاهدین خلق، نشان‌دهنده تلاشی آگاهانه و پایدار برای تغییر شکل روانشناسی فردی و پویایی اجتماعی در درون سازمان برای خدمت به منافع رهبران حاکم است. این امر با تمرکز پونرولوژی بر ماهیت سیستمی شرّ و تجلی آن در ساختارهای سیاسی همسو است. بنابراین، ساختار مجاهدین خلق ویژگی‌های بسیاری را نشان می‌دهد که با ساختارهای نظری پونرولوژی و بیماری‌سالاری منطبق است، به ویژه در مورد دستکاری روانی و حاکمیت استبدادی مسعود و مریم رجوی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67201">حضور جدا شده ها در آلبانی به نفع رجوی نیست</a></h3>
<p>سمینار روز مهربانی به اهتمام انجمن نجات آلبانی<br />
انجمن نجات آلبانی در روز ۱۳ نوامبر به مناسبت روز مهربانی سمیناری با شرکت فعالین اجتماعی، وکلا، خبرنگاران، روانشناسان و اعضای جداشده از تشکیلات رجوی در کافه سارا – پرسکو برگزار شد. این فعالیت به ابتکار انجمن نجات آلبانی به منظور ترویج فرهنگ محبت، تقویت ارزش های خانوادگی و آگاهی از پیامدهای مضر فرقه گرایی صورت گرفت.<br />
در افتتاحیه رویداد، آلدوسلولاری رئیس انجمن نجات آلبانی با استقبال از مهمانان بر اهمیت همبستگی انسانی و نقش جامعه میزبان در حمایت از افراد آسیب دیده از چنین فرقه ها تاکید کرد. در ادامه خانم انجل مدیر برنامه سخنرانان را معرفی کرد و روند سمینار را برای مخاطبین شرح داد.<br />
&#8230; در بخش اختتامیه برنامه اقدامی نمادین بنام درخت نیکی صورت گرفت. شرکت کنندگان افکار و جملات الهام بخش در مورد مهربانی و انسانیت را روی کاغذهای کوچک نوشتند و به درخت تهیه شده برای این بخش از کارگاه آویزان کردند. در ادامه یکی از برگزارکننده‌ها این پیام‌ها را در مقابل مهمانان خواند که با تشویق گرم از آنها استقبال شد و فضای انسانی و زیبایی را به این رویداد هدیه داد&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67202">به مناسبت درگذشت حفیظ الله شمس در کمپ اشرف 3</a></h3>
<p>تشکیلات رجوی قربانی دیگری را به کام مرگ فرستاد<br />
تشکیلات رجوی از چند دهه قبل که در بیعت با صدام به بن بست رسید و ماهیت ضد ایرانی و خیانت بارش برای همگان آشکار شد، همه درب های ورود نیرو و حمایت و پشتیبانی های حداقلی را که داشت از دست داد و در قالب یک فرقه یا سکت در حصارهای بسته چه به لحاظ فکری و چه فیزیکی قرار گرفت.<br />
در نتیجه ادامه حیات در ارتباط با بیرون از سازمان، چه داخل و چه خارج کشور بسیار سخت و طاقت فرسا شد. این سازمان به لحاظ استراتژیک نیز در بن بست مرگبار قرار گرفت و ناگزیر شد از درون به خود خوری مشغول شود.<br />
“خود خوری ” به این معنا که برای ادامه تنفس، ادامه حیات برای نمایش زنده بودن ناگزیر شد از درون تغذیه نماید.<br />
درست مانند بدن انسان که در هنگامی که تغذیه وجود ندارد شروع به تغذیه از سرمایه درون، عضله سوزی میکند و بتدریج به اسکلت خشک تبدیل میگردد.<br />
سازمان مجاهدین نیز چند دهه است که از سرمایه درون تغذیه میکند که این سرمایه نیز که افراد و اعضای سازمان هستند، به خوراک چرخ گوشت رجوی تبدیل شده و خود هرکدام یک قربانی همین تشکیلات هستند.<br />
&#8230; بخش بسیار زیادی از نیرو ها تنها قربانی هستند و دقیقا از همین رو و با همین استدلال است که انجمن نجات تشکیل شده و بیش از دو دهه با تلاشهای بی وقفه در صدد یاری رساندن به همین قربانیان است و تاکنون در این زمینه موفقیت های بسیارزیادی هم داشته است&#8230;.</p>
<p>*یکشنبه 25 آبان<br />
14 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67223">اختناق حاکم بر مناسبات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>دست پر سازمان از خودسوزی های اعتراضی در درون تشکیلات</p>
<p>&#8230; موارد متعددی از خودکشی اعضا در پادگان اشرف گزارش شده. تنها در فاصله 29 تیرماه 91 تا نهم مرداد ماه 2 مورد خودکشی در پادگان اشرف گزارش شد. در یکی از این موارد فردی به نام شمس الله محمدی در اردوگاه اشرف اقدام به خودکشی کرد.<br />
تعدادی از اعضای سازمان به دلیل آنکه از خروج آنان از سازمان جلوگیری می‌شد، اقدام به خودسوزی کردند. علاوه بر این اعضای فرقه به این نتیجه رسیده‌اند که با عضویت در این فرقه تنها عمر خود را به بطالت گذرانده‌اند.<br />
&#8230; رسالت ما جداشده ها بازگویی جنایات رجوی ها و آگاهی بخشی به نسل جوان است، اما هرگز نباید آن روزهای سیاه و مملو از اختناق و سرکوب در سازمان مجاهدین فراموش شود. امروز هم در آلبانی ، در درون حصارها دهها و صدها انسان شستشوی مغزی شده ، گرفتار دیو اشرف هستند، در غل و زنجیر های اسارت فکری هستند، بیائید برای آزادی تک تک آنها تلاش کنیم و با افشای ماهیت فرقه ای و جنایتکارانه ی این سازمان، قدمی برداریم تا فردا یاسرها ، بهزادها و محسن های دیگری دست به خودسوزی و خودکشی نزنند، شاید فردا دیر باشد . . .</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67232">سران تشکیلات مجاهدین خلق باید پاسخگو باشند</a></h3>
<p>مجاهدین خلق مسبب اصلی درگذشت محمود دهقان<br />
&#8230; کمترین واقعیتی که در کمپ مجاهدین به آن توجهی نمی شود سلامت روح، جسم و روان اعضا است که به عنوان یک حلقه مفقوده و جدی باید در ارتکاب جنایت علیه بشریت در شمار جنایات سران مجاهدین خلق درج گردد.<br />
با توجه به شرایط حاکم در کمپ های مجاهدین خلق چه در عراق و اینک در مانز آلبانی افراد عضو این گروه محکوم و ملزم به اجرای دستوراتی هستند که از سپیده سحر تا نیمه شب فقط و فقط بی چون و چرا بیگاری کنند و فرامین سران گروه را مو به مو اجرا کنند. سئوال، اعتراض، درخواست و هرگونه مطالبه گری درمناسبات رجوی ممنوع است.<br />
مریم قجر بدون توجه به وضعیت سلامتی جسمی و روانی افراد از اعضای خود به مانند اسرای جنگی که به ناچار مجبور به انجام بیگاری اجباری هستند برخورد می کند. سلامتی اشخاص هیچ اهمیتی برای سران ندارد.<br />
&#8230; مطابق ماده ۵۰۶ قانون مجازات اسلامی و با استناد به قاعده تسبیب در صورتی که هر کسی سبب تلف شدن یا مصدویت شخصی شود حتی اگر مستقیم در آن نقشی نداشته باشد ولی به دلیل ایجاد سبب باید مجازات شود و با تاکید بر ماده 1 قانون مسئولیت مدنی هر کسی بدون مجوز قانونی عمدا یا در نتیجه بی توجهی به جان و سلامتی افراد لطمه ای وارد نماید محکوم و مجازات خواهد شد. بی شک سران و مسببین اصلی مجاهدین خلق در این ارتباط باید پاسخگو باشند و در محاکم بین المللی و داخلی محاکمه و مجازات شوند.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67218">اشک تمساح مریم رجوی برای احمد بالدی</a></h3>
<p>خانم رجوی چرا برای خودسوزی های نفرات خود بیانیه ندادید!<br />
&#8230; ارگان های تبلیغاتی تشکیلات مجاهدین خلق که بخاطر ماهیت فرصت طلبانه شان همیشه در صدد سواستفاده از اتفاقات و حوادث در بستر اجتماعی و انعکاس آن با بزرگ نمایی و دروغ پردازی در عرصه مجازی است این بار هم از زبان مریم رجوی برای احمد بالدی اشک تمساح ریخته تا به زعم خود بتواند احساسات مردم اهواز بخصوص جوانان این شهر را تحریک کرده و آنها را به درگیری با نهادهای دولتی و نظامی بکشاند. در همین رابطه مریم عضدانلو (رجوی) طی پیامی از مردم اهواز و بخصوص از جوانان به اصطلاح شورش گر این شهر خواسته است که در حمایت از احمد بالدی که نماد خشم و اعتراض ملت است به خیابانها بریزند. مریم رجوی که این چنین برای احمد بالدی فریب کارانه یقه چاک می دهد عمد دارد خود را به فراموشی بزند که چگونه در چندین مورد اعضای معترض و خواهان جدایی که با درخواست جدایی آنها موافقت نشد و به انتقال به زندان تهدید شدند در قرارگاههای اشرف و بدیع در منطقه ابوغریب دست به خودسوزی زدند.<br />
&#8230; خودسوزی و مرگ ده ها مورد، به خوبی ماهیت پلید مریم رجوی و فرصت طلبی او را در افکار عمومی افشا و برملا می سازد و به عینه اثبات می کند که مریم رجوی بجز به منافع خفیف وخائنانه خود به هیچ جیز دیگر فکر نمی کند و جان انسانها پشیزی برای او ارزش ندارد.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67233">بازتولید هویت خشونت ‌طلب در تبلیغات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>در فضای اپوزیسیونی، معدود گروه‌هایی را می‌توان یافت که همان‌ قدر که از سوی جامعه طرد شده‌اند، همچنان بر بازنمایی تصویری خشن، تهاجمی و مبتنی بر گذشته مسلحانه خود اصرار دارند.<br />
تروریست های مجاهدین خلق از جمله این گروه‌هاست؛ گروهی که به ‌نظر می‌رسد نه ‌تنها گریزی از چسبیدن برچسب‌های خشونت، تروریسم یا سابقه مسلحانه به نامش ندارد، بلکه در برخی موارد، این تصویر را بخشی از سرمایه رسانه‌ای خود می‌بیند.<br />
این نتیجه‌گیری تنها یک تحلیل انتزاعی نیست، بلکه بر اساس نشانه‌ها و شواهد قابل مشاهده در تولیدات رسانه‌ای اخیر این گروه واپسگرا است.<br />
&#8230; • تروریست های مجاهدین خلق هیچ تلاشی برای فاصله‌گرفتن از هویت خشونت‌آمیز خود ندارد.<br />
• انتشار تصاویر افراد نقاب‌دار، سلاح به‌دست و ژست‌های تهاجمی، دقیقاً همان روایتی را تقویت می‌کند که بخش بزرگی از جامعه ایران از آن گریزان است.<br />
• این سازمان به‌جای ساختن یک هویت تازه، بر حفظ هویتی تأکید می‌کند که در دهه‌های گذشته از آن شناخته شده است. هویتی که با خشونت، عملیات و درگیری پیوند خورده است.<br />
از زاویه تحلیلی، می‌توان گفت:<br />
مجاهدین خلق میان دو گزینه «منفور اما دیده‌شدن» و «بی‌حاشیه اما نادیده‌شدن»؛ اولی را انتخاب کرده‌اند.</p>
<p>*دوشنبه 26 آبان<br />
در این روز کلاً 6 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67242">تصاحب و سرقت تاریخ آذربایجان ممنوع!</a></h3>
<p>&#8230; مسعود رجوی بسیار از ستارخان سخن می گفت و خود را ادامه دهنده راه ستارخان می دانست! شخص مسعود رجوی برای برانگیختن احساسات انقلابی طرفداران و یا پیوسته های به سازمان ، تبلیغ ستارخان و باقرخان و میرزای جنگلی را می کرد، همه ی ادا و اطوارهای مسعود رجوی برای فریب و نیرنگ بود، و گرنه ذره ای انقلابی گری در ذات مسعود رجوی و مریم نیست و نخواهد بود.<br />
امروز هم اگر می بینیم که اینطرف و آنطرف ، عکس مسعود رجوی را کنار انقلابیون تاریخ معاصر نظیر ستارخان و محمد حنیف ، می گذارند، هرگز نباید این نتیجه گیری را کرد که سنخیتی میان شخصیت های تصاویر وجود دارد.<br />
&#8230; مسعود رجوی نباید فراموش کند که ستارخان گفته بود:<br />
“من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم…”<br />
اما مسعود رجوی زیر بیرق صدام حسین و بعد اسرائیل و بعد هم آمریکا رفت، مسعود رجوی به جز بیرق ایران ، زیر بیرق تمام بیگانگان و دشمنان ایران رفته است&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67244">مرگ های مشکوک در مناسبات مجاهدین خلق</a></h3>
<p>مریم رجوی باید درباره خودسوزی خدام گل محمدی ها جوابگو باشد<br />
&#8230; الهه مرگ و ترور یعنی مریم رجوی که عمری است مشغول نشست و برخاست و اطاعت امر از دشمن ترین دشمنان مردم ایران همچون صدام، حسن المجید معروف به حسن شیمیایی ، عوامل کودک کش رژیم صهیونیستی و حامیان غربی این کودک کشان است، خود را طرفدار احمد بالدی جا زده است!<br />
عجبا کسی این ادعا را دارد که به همراه رجوی عامل اصلی خودسوزی ، خودکشی و مرگ مشکوک بسیاری از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق است.<br />
&#8230; &#8211; چند خانواده در ایران به دلیل فرمان آتش مریم و مسعود رجوی عزیزی را از دست داده و عزادار شدند؟<br />
&#8211; چند خانواده از کردهای عراق به دلیل اینکه مریم و مسعود رجوی برای حفظ حکومت صدام فرمان حمله به کردها را در سال 1370 صادر کردند اعضای خود را از دست دادند و سیاه پوشیدند؟<br />
مریم رجوی الهه ترور است که حتی حاضر نشد برای کودکان و زنان و غیر نظامیانی که به دست رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه شهید شدند پیام تسلیت بدهد.<br />
مریم و مسعود رجوی باید جوابگوی جنایاتی باشند که مرتکب شده یا زمینه ساز آنها بوده اند.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67249">نگاهی اجمالی به طرح کذائی ۱۰ ماده ای مریم رجوی – قسمت دهم و پایانی</a></h3>
<p>&#8230; بند آخر و دهم طرح کذائی این خانم – طرحی که وی میپندارد که نقطه ی قوت اوست و با تبلیغ آن میتواند بزرگترین حمایت داخلی را بدست آورده و در کنار آن حامیان خارجی اش را از اینکه او را حمایت میکنند، زیادی شرمنده نسازد؟!- بر ضرورت: “ایران غیر اتمی، عاری از تسلیحات کشتارجمعی. صلح، همزیستی و همکاری‌های بین ‌المللی و منطقه‌‌یی ” اشاره دارد<br />
&#8230; اولا اینکه چرا باید ایران غیراتمی باشد و از مزایای این دستآورد مهم بشری که در خدمت جوامع بشری است و تنها حکومت آمریکا از این دستآورد سوء استفاده کرده و مردم ژاپن تسلیم شده را به فجیع ترین و وسیع ترین شکل قتل عام کرده و مورد مشابه دیگری غیر ازاین درطی این 80 سال نداشته ایم.<br />
ثانیا ایران صاحب تسلیحات کشتار جمعی نیست و اگر داشت و مورد مذمت بود، در صف آخر متهمینی که با شدت و ضعف از این نیروی هسته ای بهره برداری ضدانسانی و ضد محیط زیستی میکنند، قرار میگرفت.<br />
وشما مریم رجوی یا سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق!<br />
آیا از دارندگان انرژی هسته ای که بصورت استراتژیک – از جنس حکومت آمریکا- یا تاکتیکی- از طرف آمریکا و اسرائیل بصورت بمب های متعارف غنی شده با انرژی هسته ای – انتقادی به عمل آورده اید؟<br />
شما قاعدتا و طبق این اصلی که اعلام کرده اید ، باید روابط دوستانه خود را- حالا نمیگویم رابطه ی نوکر واربابی خود را – با این حکومت ها قطع میکردید و اینقدر مسئولین اسبق و سابق آنها را پشت میزهای سخنرانی بنفع خود و بر ضرر منافع ملی ایران جمع نمیکردید وچون این کار را نمیکنید و مدام قربان صدقه ی آنها میروید، بصراحت نشان میدهید که در مورد مسائل هسته ای با استاندارد دوگانه رفتار کرده و عملا نشان میدهید که زمانی که استفاده ازانرژی هسته ای بنفع مردم ایران است ، با آن مخالفید وزمانی که دشمن این “خلق قهرمان” از این دستآورد علمی بشریت استفاده وسوء استفاده میکنند، زبان درکام میکشید&#8230;.</p>
<p>*سه شنبه 27 آبان<br />
در این روز 8 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67262">فضاسازی راه به جایی نمی برد</a></h3>
<p>فراخوان های مریم رجوی و ناکامی های پی در پی<br />
در سال‌های اخیر، تروریست های مجاهدین خلق بارها با انتشار فراخوان‌هایی پر سر و صدا تلاش کرده اند تا فضای سیاسی و اجتماعی کشور را ملتهب نشان دهند و چنین القا کنند که “صدای اعتراض مردم ایران” را نمایندگی می‌کنند. اما واقعیت صحنه بارها و بارها چیز دیگری را اثبات کرده و این فراخوان‌ها به شکست‌های متوالی و نمایش یک “اقلیت منزوی” انجامیده است.<br />
&#8230; هشتگ‌ها و پوسترهای رنگارنگ با شعارهای تند و تصاویر ساختگی، بخش مهمی از تاکتیک این تروریست هاست. با این حال، هر بار که مراسم یا تجمعی بر اساس فراخوان اعلامی قرار بوده رخ دهد، یا صحنه‌ای رخ نداده یا جمعیتی انگشت‌شمار حضور داشته است. بارها شاهد انتشار تصاویر آرشیوی یا دستکاری‌شده از تجمعات بوده‌ایم که پس از بررسی، جعلی بودن‌شان آشکار شده است.<br />
&#8230; مردم ایران، بسیاری از این فراخوان‌ها را کاملاً بی‌توجه یا حتی با طنز و کنایه در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. به نحوی که بسیاری از کاربران با انتشار تصاویر خالی از تجمعات، پوشالی و کم اهمیت بودن فراخوان رسانه های این گروه تروریست را ترند می‌کنند&#8230;.</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67260">پیشبرد پروژه موساد و سیا</a></h3>
<p>نگاهی به سخنرانی مریم رجوی در واشنگتن<br />
مریم رجوی که اخیراً راهبرد خود را از «جنگ خارجی» به «قیام داخلی» تغییر داده و مدام درحال دریوزگی از غربی‌ها برای حمایت از اقدامات تروریستی مجاهدین است، این روزها فعالیت سیاسی/تبلیغی خود را گسترش داده و با پولپاشی بین مقامات عمدتاً بازنشسته و یا دست چندم غربی تلاش می‌کند آخرین شانس خود برای به ‌رسمیت شمرده شدن از سوی غرب را امتحان کند. در همین راستا، مجاهدین در طی 10 روز گذشته 3 کنفرانس مختلف در کانادا، برلین و واشنگتن برگزار کرده‌اند که سخنران اصلی آن مریم بوده است.<br />
&#8230; سخنرانان خارجی فقط با انگیزه دستمزدهای کلان و منافع شخصی (همراستا با سیاست استعماری کشورشان) در این برنامه‌ها شرکت و علیه ایران سخن‌پرانی می‌کنند، اما باید دید مجاهدین چه نقش و منفعتی دارند! در این زمینه، باید به سخنرانی برخط مریم در این جلسه پرداخت که چیز جدیدی هم به همراه نداشت و طبق معمول چیزهایی سرهم کرد که با منافع ملی ما همخوانی ندارد و عمدتاً نیز فریبکاری و قلبِ واقعیت بود. با اینحال، وی مدام مشغول پول‌پاشی بین لابی‌ها و مقامات بازنشسته و پارلمانترهای غربی است تا با این ولخرجی‌های نجومی، آنان را متقاعد کند که تنها راه پایان دادن به مقاومت مردم ایران، به‌رسیمت شمرده شدن خودش به‌عنوان تنها جایگزین نظام است. یک جایگزین دست‌آموز که تمام خواسته‌های صهیونیسم در منطقه را محقق خواهد کرد.<br />
&#8230; کسی که هنوز به قدرت نرسیده، ملت بزرگ ایران را تبدیل به «ملیت‌ها» کرده و در فکر تجزیه کشور به بهانه خودمختاری است، و می‌خواهد تمام برنامه‌های اتمی و موشکی و پهپادی ایران را نابود و پایه‌های امنیت ملی را تضعیف کند، و چنین جلوه می‌دهد که گویی ایران مدام به کشورهای همسایه خود حمله کرده، چه برنامه‌ای جز پیشبرد سیاست موساد و سیا در ایران خواهد داشت؟&#8230;<br />
کانون‌های شورشی یا قاچاقچیان بلوچ</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67253">نمایش سلاح کانون‌های شورشی، تداوم تعهد به مبارزه خشونت آمیز</a></h3>
<p>مجاهدین خلق ادعا می‌کند که از سال ۲۰۰۱ علناً تعهد خود را به تغییر رژیم بدون خشونت اعلام کرده است. با این حال، گزارش‌ها و شواهد تصویری، از جمله ویدیوهایی که رسانه‌های تشکیلات به کانون‌های شورشی نسبت می‌دهند، همچنان فعالیت‌هایی را به تصویر می‌کشند که نشان دهنده موضع پیچیده‌تر و متناقض‌تر مجاهدین در باب خشونت است. این ویدیوها که اغلب در رسانه‌های اجتماعی و کانال‌های این گروه منتشر می‌شوند، گاهی اوقات افرادی را نشان می‌دهند که سلاح‌های خود را به نمایش می‌گذارند و از رهبری مجاهدین خلق و مبارزه آنها علیه جمهوری اسلامی ابراز حمایت می‌کنند.<br />
&#8230; اعمال خشونت‌آمیز کانون‌های شورشی مجاهدین خلق اغلب شامل اقداماتی مانند آتش زدن ساختمان‌های دولتی و مراکز مذهبی است. در حالی که مجاهدین خلق این اقدامات را به عنوان اقدامات مقاومت و نافرمانی مدنی مطرح می‌کنند، تخریب و آسیب عمدی به اموال به عنوان اقدامات خشونت‌آمیز و حتی تروریسم تفسیر می‌شود. چنین اقداماتی حتی اگر نمادین باشند، ترویج خشونت است.</p>
<p>از دیدگاه ملت ایران و بسیاری از تحلیلگران مستقل، چنین اقداماتی در واقع نمونه‌هایی از مبارزه خشونت‌آمیز هستند و تروریسم محسوب می‌شوند. سابقه تاریخی استفاده مجاهدین خلق از خشونت، همراه با این اقدامات، از این دیدگاه پشتیبانی می‌کند. با توجه به تاریخچه‌ سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان مسلح، وسعت تجربه‌ این سازمان در اعمال خشونت‌آمیز غیرقابل انکار است.</p>
<p>*چهارشنبه 28 آبان<br />
در این روز مجموعاً 9 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67270">بررسی و رفتارشناسی مجاهدین خلق در فضای مجازی</a></h3>
<p>مستندات اثبات شده از جعلیات و دروغ پردازی های مجاهدین خلق<br />
تشکیلات مجاهدین خلق طی چهار دهه گذشته یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان محتواهای جعلی، تحریف شده و بزرگ نمایی شده در فضای سیاسی ایران بوده است. از جعل عملیات های میدانی گرفته تا ساختن محتوای اغراق آمیز از فعالیت کانون های شورشی، از تولید اخبار ساختگی تا دستکاری تصاویر و ویدیوها، این جریان بخشی از هویت رسانه ای خود را بر فریب سازمان یافته بنا کرده است.<br />
&#8230; ۱. جعلیات مربوط به کانون های شورشی یک پروژه کاملاً تبلیغاتی<br />
&#8230; ۲. جعل در گزارش های آماری و خبری<br />
&#8230; 3. جعل در پرونده سازی سیاسی و امنیتی<br />
&#8230; 4. جعل محتوای تصویری<br />
&#8230; 5.اعترافات اعضای جداشده<br />
&#8230; 6. جعل تاریخی و روایی<br />
&#8230; 7. جعل موقعیت جغرافیایی و هویت اعضا<br />
جعلیات برای این جریان یک تاکتیک مقطعی نیست بلکه بخشی از ساختار وجودی آن است.<br />
دلایل اصلی شامل موارد زیر است:<br />
فقدان پایگاه اجتماعی<br />
فقدان توان میدانی<br />
پیری و فروپاشی تشکیلات<br />
وابستگی شدید به کمک های خارجی<br />
نیاز به نمایش قدرت برای بقای مالی و سیاسی<br />
به همین دلیل این جریان به یک کارخانه دائمی تولید جعلیات، فیک نیوز و عملیات روانی تبدیل شده است.<br />
در نقد سجده گری مجاهدین خلق</p>
<h3><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67269">زینب حسین نژاد: پرسش‌هایی که در مجاهدین خلق مطرح نشد</a></h3>
<p>&#8230; او ابتدا به وضعیت پرسشگری در سازمان مجاهدین خلق و سپس به مصادیق سجده گری در مناسبات این تشکیلات می‌پردازد که به گفته خود تنها چند مثال از میان صدها و هزاران نمونه است:<br />
&#8230; بسیاری از ویدئوهای چاپلوسی افراد در نشست ها هست. من قبلا هم نوشته بودم که چگونه افراد را تلویحا در پایان نشست‌ها مجبور به تعظیم کردن و توبه خواستن در برابر رهبرشان می‌کردند.<br />
و یا هر کس که در این نشست ها شعار نمی‌داد و رهبر را ستایش نمی کرد، همانجا تذکر و بعد نیز در لیست مشکوکین قرار می‌گرفت و او را در جلسه‌ای بازخواست می‌کردند که چرا شعار نمی‌دادی.<br />
&#8230; تمام این برخوردهای مصنوعی، علت بی‌ظرفیتی و ترس رهبران این سازمان از نقد، چالش رسانه‌ای و جمع ایرانیان است. شما وقتی یک سیستم ایدئولوژیک محدود و بسته داشته باشید، مجبورید محبوبیت را بطور مصنوعی تزریق کنید تا هم به نیروهای پایین و هم به رهبران روحیه دهید. این روش یک توهم مصنوعی به رهبران می‌دهد که باعث فساد، اشتباهات جدی و عدم پاسخگویی می‌شود. در واقع این سیستم معیوب، هم نیروها را و هم رهبران را اشتباه تربیت می‌کند.<br />
نماز نیز در این سازمان اجباری بود، و هر کس نماز نمی‌خواند مورد اخطار، تذکر و حسابرسی قرار می گرفت، و اگر هم نادر کسانی بودند که می‌گفتند که دیگر به خدا و اسلام اعتقادی ندارند، به جرم “لاییک بازی” محاکمه می شدند. چنانکه سندش هست و قبلا انتشار دادم.<br />
ببینید اینها خودشون در اشرف خدای سانسور و فحش و سرکوب بوده اند، هیچ نیازی به دلسوزی نیست. آنها اکنون دارند تاوان اعمال خودشان را می پردازند و باید هم بپردازند تا برایشان درس شود. هر زمان جرات این را داشتند که بیایند در رسانه ها به چالش کشیده بشوند و پاسخگوی اعمالشان باشند، تازه می شود به این فکر کرد که چه برخورد دیگری باید کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67308">نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67308/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
