<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ویژگی های فرقه ها</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ویژگی-های-فرقه-ها</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 27 Dec 2021 10:48:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>ویژگی های فرقه ها</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ویژگی-های-فرقه-ها</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ترومای حضور در فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48566</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48566?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Dec 2021 10:35:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48566</guid>

					<description><![CDATA[<p>رهبری افسانه ‌ای و خودکامه، احاطه شده میان گروهی از حواریون رازآمیز و وفادار، و مجموعه‌ ای از پیروان دون‌ پایه که مجبورند فرمان‌ های عجیب «سازمان» را برای رها کردن بچه‌ هایشان، یا مأموریت ‌های طاقت‌ فرسای بی ‌مزد و مواجب انجام دهند تا به هدفی تخیلی خدمت کرده باشند. این الگوی غالب در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48566">ترومای حضور در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رهبری افسانه ‌ای و خودکامه، احاطه شده میان گروهی از حواریون رازآمیز و وفادار، و مجموعه‌ ای از پیروان دون‌ پایه که مجبورند فرمان‌ های عجیب «سازمان» را برای رها کردن بچه‌ هایشان، یا مأموریت ‌های طاقت‌ فرسای بی ‌مزد و مواجب انجام دهند تا به هدفی تخیلی خدمت کرده باشند. این الگوی غالب در همه فرقه‌ هاست. الگویی که سران مجاهدین خلق نیم قرن است تشکیلات خود را بر مبنای آن اداره می‌کنند و از این روست که امروزه سازمان مجاهدین خلق با نام «فرقه رجوی» یا «کیش شخصیتی مسعود رجوی» شناخته می‌شود.<br />
اما چرا آدم ‌ها تن به چنین زندگی ‌هایی می‌ دهند؟ چطور راضی می ‌شوند زندگی‌ شان را قربانی فرقه کنند؟</p>
<p>همه رهبران فرقه ای به دنبال ثروت، مطامع جنسی یا قدرت سیاسی نیستند. ولی همگی خواهان کنترل مطلق بر دیگرانند. پول، سکس، کار مفت یا رزمجویان وفادار همگی مزایای حاشیه‌ ای هستند، و مطمئناً اکثر رهبران فرقه ای از این چیزها هم بسیار زیاد استفاده می ‌کنند. اما کلید ماجرا، کنترل مطلق روی روابط ‌شان با پیروان است.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="aligncenter wp-image-45589 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO-Women-15.jpg" alt="زنان در فرقه رجوی" width="518" height="279" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO-Women-15.jpg 518w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO-Women-15-300x162.jpg 300w" sizes="(max-width: 518px) 100vw, 518px" /></p>
<p>رهبری کاریزماتیک و خودکامه نظام منحصر به ‌فردی از باورها را به تک ‌تک اعضا تحمیل می‌کند تا منزوی‌ شان سازد و بر آن ‌ها سلطه یابد. رهبر فرقه، هم کاریزماتیک و هم خودکامه است. بدون کاریزما، رهبر فرقه نمی تواند افراد را به سوی خود بکشاند. بدون خودکامگی، رهبر فاقد انگیزه ی درونی و توانایی قلدری و کنترل پیروان است.</p>
<p>این رهبران بر ساختارهایی منزوی ‌ساز، عمیقاً سلسله ‌مراتبی و بسته حکمرانی می ‌کنند و بعضاً گروه‌ های پوششی هم دارند تا واسطه ی ارتباط شان با دنیای بیرونی باشد. این ساختار منزوی ‌ساز، یکی از مشخصه های یک گروه تمامیت‌ خواه است. سازمان به موازات رشد خود، لایه ‌های هم‌ مرکز و پیازی ‌شکل می‌ سازد که رهبر در مرکز آن قرار دارد و مایه ی تحرّک می‌ شود. شاید چندین و چند لایه در کار باشد: از رهبر، تا کارگزاران، تا حلقه ی داخلی نخبگان، تا دیگر سطوح متغیر عضویت، و در نهایت همراهان یا همدلان محض.</p>
<p>در سازمان ‌های تمامیت ‌خواه، افراد چنان به هم فشرده می ‌شوند که فردیت ‌شان، و هرگونه تعامل اعتمادآمیز میانشان مضمحل می‌ شود. همه «دوست» هستند اما دوستی حقیقی را نوعی انحراف یا حتی تهدید برای تعلق خاطر به آرمان، رهبر و گروه می ‌دانند و سرکوب می‌ کنند. در واقع، پیروان به جای آن که رفیق یا همدم حقیقی بیابند، با انزوایی سه‌ گانه مواجه می‌ شوند: از دنیای بیرون، از یکدیگر در داخل نظام بسته، و از دیالوگ درونی‌ شان که می ‌تواند خاستگاه روشن ‌اندیشی درباره ی گروه باشد.</p>
<p>آن‌ هایی که گمان می ‌کنند برای آرمان عدالت اجتماعی پول می ‌بخشند، داوطلب می ‌شوند یا هفت روز هفته کار می‌ کنند، هیچ راهی برای خبردار شدن از زندگی درونی حلقه ی داخلی و واقعیت ‌های مربوط به رهبر فرقه ندارند. دروغ ‌ها یک دنیای تخیلی خلق می‌ کنند که فرد هرچه بیشتر به عمق نظام راه می ‌یابد، آن دنیا هم وهم‌ انگیزتر، پیچیده ‌تر و غیرعادی ‌تر می ‌شود.<br />
پس از نصب پرده ی آهنین ایدئولوژی تمامیت ‌خواه، هیچ پرسش یا تردیدی مجال ظهور ندارد. اگر دلواپسی ‌هایتان را مطرح کنید، شبکه ‌ای از ناظران شما را تحویل می‌ دهند تا بازآموزی شوید. اگر آن بازآموزی نتیجه ندهد، از گروه بریده می ‌شوید تا هیچ گاه دوباره با رفقای سابقتان حرف نزنید.</p>
<p>برای آن که نظام تمامیت‌ خواه کنترل کامل داشته باشد، رهبر فرقه باید به «ترس» متوسل شود. ترس هم یکی از عناصر تمامیت‌ خواهی است.<br />
محروم از خواب، منزوی از همه نزدیکانی که عضو گروه نبودند و مواجهه با انتقاد دائمی. با این وضعیت در تله ‌ای گیر می‌ کنند که قدرت عمل یا فکر مستقل ندارند. در همین حال، گروه خود را به عنوان یگانه مأمن جا می ‌اندازد. همان داستان فیلی که به یک زنجیر یا میله بسته ‌اند و سعی می ‌کند&#8230; خودش را آزاد کند. در نهایت، می ‌توانید با یک طناب فیل را گرفتار کنید چون حیوان در ذهنش باور دارد که نمی ‌تواند آزاد شود.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-41440 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_24.jpg" alt="فرقه" width="800" height="469" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_24.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_24-300x176.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_24-768x450.jpg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>نظام ‌های منزوی ‌ساز و ترس ‌محور تحت رهبری چهره‌ های خودکامه، پیروانی مأموریت ‌پذیر بار می ‌آورند، پیروانی که برای خدمت به گروه، نیازهای خود برای بقا و استقلال را فدا می‌ کنند. خواه والدینی باشند که به فرمان یک رهبر از کودکانشان غافل می‌ شوند یا آزارشان می ‌دهند، یا جنگجویان تروریستی که خود را به امید رهایی منفجر می ‌کنند.<br />
پیرو چنان گسسته می‌ شود و دلبستگی عاطفی نابسامانی به رهبر یا گروه می ‌یابد که نگاه روشن و شفاف به رخدادها برایش بسیار سخت می‌شود. ولی راه‌ هایی برای خروج از این وضعیت وجود دارد.</p>
<p>1- آدم معتمدی را بیابید تا کمک‌ تان کند. نگاهی خوب و دقیق به واقعیت بیاندازید.<br />
2- مدتی دور از گروه بگذرانید تا تفکر دوباره یکپارچگی خود را به دست آورید.<br />
3- اگر آدم‌ ها مکرراً شاهد مثال ‌های نقضی باشند که ایدئولوژی گروه را به چالش بکشد (مثلاً مهربانی «دشمن» یا محقق‌ نشدن پیش ‌بینی ‌های آخرالزمانی یکی پس از دیگری)، شاید تفکرشان به جای درست خود برگردد.<br />
4- اگر رهبر فرقه تقاضاهایی به شدت تند و تیز داشته باشد که پیرو فاقد آمادگی لازم برای آن‌ ها باشد، فرد ممکن است گروه را ترک کند.</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان<br />
برداشت از سایت ترجمان (مقاله الکساندرا استین)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48566">ترومای حضور در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48566/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درد مشترک فرقه ها: دراویش گنابادی یا مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14024</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14024?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Apr 2013 09:23:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/04/10/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b4-%da%af%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%af%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ac/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصداق وخیم تر سرسپردگی به رهبر فرقه و گاهی هدف فرقه، خودکشی و خودسوزی است که در این مورد سازمان مجاهدین خلق چند قدم پیش تر از دروایش گنابادی است و البته انتهای این مسیر اقدامات تروریستی قرار دارد که سازمان یک مرتبه این مسیر را تا انتها رفته، عقب نشینی کرده و مجدد قصد تجربه آن را دارد. در فرقه رجوی"خود سوزی" سوپاپ اطمینان سران فرقه در صورت دستگیری شان است.این موضوع به عنوان کلید آزادی رهبران فرقه از پیش طرح شده بود</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14024">درد مشترک فرقه ها: دراویش گنابادی یا مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اصطلاحات &quot;اعتصاب غذا&quot;، &quot;خود سوزی&quot; و &quot;خودکشی جمعی&quot; واژه هایی هستند که در اغلب موارد همراه با نام فرقه ها در خبرها و رویداد ها عنوان می شوند.جستجوی کوتاهی درباره ی اخبار &quot;اعتصاب غذا&quot; و&quot;خودکشی و خود سوزی&quot; در بیشتر موارد به نام یک فرقه ختم می شود. اعضای فرقه ها می توانند با اهداف سیاسی، مذهبی و یا حتی محیط زیستی اقدام به اعتصاب غذا یا خود کشی کنند. برای نمونه در سال گذشته فردی به نام دکتر وین کوبلالسین در امریکای لاتین که عضو یک فرقه بود برای مبارزه با ساخت بزرگراهی در جنوب کشورش دست به اعتصاب غذا زد و یا در جایی دیگر می خوانیم که رهبر یک فرقه یهودی در نیومکزیکو پس از دستگیر&nbsp; شدن توسط پلیس و محکوم شدن به ده سال زندان، دست به اعتصاب غذا زد. این رهبر فرقه که برای سوء استفاده جنسی از کودکان تحت پیگیرد بود 67 سال داشت و بارها در جلسه دادگاه خود اعلام کرد که در صورت به زندان افتادن چیزی نخواهد خورد.این فرد &quot;وین بنت&quot; نام داشت و به مانند بسیاری از رهبران فرقه ها خود را مسیح می نمایید.<br /> با ذکر همین دو نمونه و مقایسه آن ها با بسیاری از رفتارهای فرقه گرایانه در سازمان&nbsp; مجاهدین خلق، می توان شباهت های بسیار دیگری میان فرقه ها و حتی&nbsp; سازمان های سیاسی و مذهبی فرقه گرا که با متدولوژی فرقه ها اداره می شود، پیدا کرد. این روزها در سایت های سازمان مجاهدین خلق مرتباً اخبار اعضای زندانی فرقه دراویش گنابادی را می توان مشاهده کرد و خبر اعتصاب غذا و وخامت حال دو تن از آنان را خواند. نوع رفتار اعضای سرسپرده ی این فرقه و در ادامه پوشش خبری اغراق آمیز آن ها،&nbsp; شیوه ای است معمول در فرقه ها که هر جا بخواهند به چشم امده و در لیست اخبار مهم قرار گیرند دست به چنین اقداماتی می زنند و مایل نیستند فراموش بشوند لذا به هر بهانه ای باید در زندان بمانند تا اهداف فرقه تامین گردد. بنابر گزارش سایت مرتبط با فرقه دراویش نعمت اللهی گنابادی در اوایل فروردین ماه این افراد به بهداری زندان عادل آباد شیراز منتقل شده و با سرم درمانی زنده نگه داشته شده اند! که در غیر اینصورت تا کنون جان خود را از دست داده بودند! سایت دروایش گنابادی و مجاهدین خلق گزارش می کند که خانواده ی این زندانیان توصیه ی رئیس زندان عادل آباد شیراز مبنی بر سپردن وثیقه و آزاد کردن زندانی را نپذیرفته اند و خواستار آزادی همه دراویش زندانی شده اند!<br /> خبر اعتصاب غذا چه از سوی دروایش گنابادی باشد، چه از سوی اعضای سازمان مجاهدین خلق در سایت های سازمان، چیز تازه ای نیست در مروری بر سابقه ی این سایت ها مکرراً تصاویر و اخبار اعتصاب غذای اعضا دیده می شود، گاهی در مقابل سازمان ملل در نیویورک، گاهی در مقابل مقر سازمان ملل در ژنو و&#8230; رفتارهای فرقه گرایانه که حاکی از سرسپردگی افراد به رهبران فرقه و سیستم کنترل ذهن و شستشوی مغزی بسیار حساب شده در فرقه هاست همه از یک نوع و ریشه هستند.حال این رهبر فرقه مسعود رجوی باشد که خود را امام زمان (عج) می داند یا&nbsp; نورعلی تابنده (قطب دروایش گنابادی) باشد که خود را نایب امام زمان(عج)&nbsp; و گویا اخیراً از اهل بیت پیامبر اسلام(ص) می نماید یا &quot;وین بنت&quot; باشد که خود را مسیح موعود می نامد. نکته قابل توجه این که فرقه ها در این مرحله به فاز سیاسی وارد شده و کارکردی ضد امنیتی پیدا می کنند که فقط منافع راس فرقه و دولت های بیگانه تامین می گردد و به مرور بر شدت تنفر مردم عادی ازآن ها افزوده می شود اما چون رویکرد به قدرت بیگانه دارند نمی توانند این مسیر را رها کنند.<br /> مصداق وخیم تر سرسپردگی به رهبر فرقه و گاهی هدف فرقه، خودکشی و خودسوزی است که در این مورد سازمان مجاهدین خلق چند قدم پیش تر از دروایش گنابادی است و البته انتهای این مسیر اقدامات تروریستی قرار دارد که سازمان یک مرتبه این مسیر را تا انتها رفته، عقب نشینی کرده و مجدد قصد تجربه آن را دارد. در فرقه رجوی &quot;خود سوزی&quot; سوپاپ اطمینان سران فرقه در صورت دستگیری شان است.این موضوع به عنوان کلید آزادی رهبران فرقه از پیش طرح شده بود چنانچه در سال 2003 هنگامیکه در 17 ژوئن مریم رجوی توسط پلیس فرانسه به جرم فعالیت های تروریستی، پول شویی و&#8230; دستگیر شد، سازمان از این روش استفاده کرده که انزجار و وحشت افکار عمومی را در پی داشت. حدود هفت نفر از اعضا و هواداران ساده و از اعضای قاعده هرم فرقه ای که شستشوی مغزی شده بودند در شهر های اروپایی دست به خود سوزی زدند و در پی آن دو تن از آن ها به نام های ندا حسنی و صدیقه مجاوری جان خود را از دست دادند. خود سوزی اعضای مجاهدین خلق، افکار عمومی غرب را متاثر و یاد ماجرای تاریک فرقه داویدیان در تگزاس و خود سوزی دسته جمعی اعضای آن را زنده کرد.(الیته فرقه داویدیان یکی از ده ها فرقه ای است که در طول تاریخ خودسوزی را جزیی از آموزه های خود داشته اند.)<br /> &nbsp;اساساً در جوامع از فرقه ها به عنوان گروه های مذهبی مخرب یا خطرناک یاد می شود و در دنیای مدرن امروزی نیز امری تازه و عادی نیست.برای مثال در اکتبر 2012 پلیس برزیل اطلاعاتی دریافت کرد درباه ی فرقه ای که برای خودکشی دسته جمعی به وسیله سم آماده می شدند.اعضای این فرقه در انتظار پایان دنیا در خانه ای خود را برای خوردن سم آماده می کردند. آنها متقاعد شده بودند که ساعت 4 بعدازظهر همان روز دنیا به پایان می رسد!<br /> پیروان فرقه ها در شرایط بسیار خاص روحی که در نتیجه اعتصاب غذا دچارش می شوند تصمیم هایی اساساً غیر عقلانی و احساسی می گیرند. این نکته در خاطرات یک عضو جدا شده از فرقه کاملاً به روشنی بیان شده است. خانم &quot;ان سینگلتون&quot; که در سنین جوانی با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد و جذب این فرقه شد دقیقاً در همین شرایط اعتصاب غذا، شغل، خانواده و دانشگاه خود را رها کرد به سازمان پیوست، همه ی پس انداز خود را تقدیم مجاهدین کرد و پس از گذشت مدتی در کمپ اشرف با ماهیت واقعی، غیر دمکراتیک و اساساً فرقه ای سازمان روبرو شد و نهایتاً از این سازمان جدا شد.(این نکته در مصاحبه ها ومقالات خانم سینگلتون بارها عنوان شده است.)<br /> اخبار اعتصاب غذا و خودکشی در سایت های مجاهدین خلق و سوءاستفاده های تبلیغاتی از این اخبار نهایتاً ماهیت ذاتی سازمان را به عنوان فرقه ای مخرب تایید می کند.خود سوزی و اعتصاب غذا به عنوان روش های سیستماتیک اعتراض در فرقه ها، جان افراد نا آگاه و گاهاً بی گناه را می گیرد و تنها سود آن در جهت منافع سران فرقه و بقای فرقه است.اعضای ساده لوح که در پی کسب منافع بیشتر برای خود جذب فرقه ها می شوند در نهایت متوجه می شوند که باز خود را فدای افرادی خود خواه کرده اند و این بار با رضایت خودو نه اجبار قانونی یا سایر الزاماتی که قصد فرار از آن ها را داشته اند.<br /> مزدا پارسی<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14024">درد مشترک فرقه ها: دراویش گنابادی یا مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14024/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تشکل مذهبی دراویش یا فرقه سیاسی و خشونت گرا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14020</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14020?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Apr 2013 09:52:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/04/09/%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b4-%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>چه شده که جان این دو اینقدر برایتان مهم شده که در رابطه با آن پیام میدهید!؟ در جنگ هشت ساله یکی از بانیان و مسببین کشتار سربازان ایرانی در همکاری و گرا دادنها و مختصات دادنها به ارتش عراق بودید آنها ایرانی نبودند؟؟ یا برای رسیدن به قدرت در ایران که در رویایتان بود باید ایرانیها را هم سر میبریدید!؟ حال از آنسوی جهان و در ناز و نعمت بفکر زندانیان در اعتصاب غذا هستید؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14020">تشکل مذهبی دراویش یا فرقه سیاسی و خشونت گرا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در چند روز گذشته خبرهای زیادی از زندانی شدن و اعتصاب غذای دراویش در سایتها و رسانه های مختلف درج گردیده و معاندین و اضداد جمهوری اسلامی هم فرصت را مغتنم شمرده و مثل مگس دور این شیرینی رسانه ای بال و پر میزنند.<br /> (از آنجاییکه با کمی تأمل و کنکاش در سایتهای دراویش میتوان به ماهیت فرقه ای آنها پی برد و انحراف و دگردیسی در عقیده سیاسی و مکتبی آنها را در رسانه های خودشان دید) بد ندانستم که نکاتی اندرباب فرقه و فرقه شناسی را بنابر تجربه چندین ساله دراین مقاله عنوان کنم! اینکه در فرقه ها کسانیکه عضو میشوند با خلوص نیت کامل و کاملا صادقانه پا در این فرقه ها میگذارند شکی نیست کسانیکه که برای رسیدن به هدف و رساندن رهبرانشان به اهداف فرقه ای هر کاری میکنند و حتی بی مهابا در راه رسیدن به آرمانهایشان جان میدهند و بخیال خودشان، خودشان را فدا میکنند زیرا فکر میکنند در راه حق قدم بر می دارند.<br /> در فرقه ها بخصوص فرقه مجاهدین یکی از مهمترین کارها در رابطه با اعضاء اینست که رهبر را چون خدای روی زمین بشناسانند و او را چنان تبلیغ کنند که گویی / اوست که پاک است و معصوم است / به خدا نزدیکترین است / در ردیف امامان است / حجت روی زمین اوست / اشرفترین مخلوقات اوست که خداوند مهرش را و رحمتش را همیشه بر او فرو میفرستد / با اوست که به خدا نزدیکتر هستی و و و&#8230;&#8230;..!! پس راه او مورد الطاف پروردگار است بایستی جان داد و خود را قربانی کرد و سختی کشید و ریاضت کشید بایستی از تمایلات و امیال دنیوی دست شست و از خواستهای نوجوانی و جوانی چشم پوشی کرد! بالاترین استفاده از جوانان و نوجوانان در یک فرقه از طریق معطوف کردن احساسات آنها به یک شخص است با شستشو دادن ذهن است!<br /> اﺳﺘﻔﺎدﻩ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ های هماهنگ ﺷﺪﻩ و ﻣﺠﺎب ﺳﺎزﯼ ذهنی (ﮐﻪ ﺑﺎزﺳﺎزﯼ ﻓﮑﺮﯼ ﻳﺎ ﺑﻪ اصطلاح شستشوی مغزی)خوانده میشود!<br /> و اینکه در خط و تاکتیکی که رهبر میگوید نبایستی تردید کرد و تردید از گناهان نابخشودنی است!. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺗﺸﮑﻴﻼﺗﯽ، ﻳﺎ رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ رهبر (ﻳﺎ رهبران) و ﭘﻴﺮوان رواﺑﻂ ﻓﺮﻗﻪ اﯼ ﻋﺒﺎرت از رواﺑﻄﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺁن ﻳﮏ ﻓﺮد ﺁﮔﺎهاﻧﻪ اﻓﺮاد دﻳﮕﺮ را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎدﻩ از روش هاﯼ ﺧﺎﺻﯽ وادار ﻣﻴﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻄﻮر ﮐﺎﻣﻞ (ﻳﺎ ﻧﺴﺒﺘﺎﮐﺎﻣﻞ) در ﺧﺼﻮص ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ همه ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﻬﻢ زﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎن واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ او ﺑﺎﺷﻨﺪ، و ﺑﻪ اﻳﻦ ﭘﻴﺮوان ﻋﻘﻴﺪﺗﯽ اﻳﻨﻄﻮر اﻟﻘﺎ ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﺪ ﮐﻪ او داراﯼ اﺳﺘﻌﺪاد، ﻧﺒﻮغ ﻳﺎ داﻧﺶ وﻳﮋﻩاﯼ اﺳﺖ که همه از آن بی خبرند و مهنتی است که خداوند به او ارزانی داشته!<br /> در ﺑﺴﻴﺎرﯼ از ﻣﻮارد ﻳﮏ ﻓﺮد، ﮐﻪ ﻋﻤﻮﻣﺎ ﺑﻨﻴﺎﻧﮕﺬار ﻓﺮﻗﻪ هم هست، در ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺗﺸﮑﻴﻼﺗﯽ ﻓﺮﻗﻪ ﻗﺮار گرفته و تصمیم گیری در وی متمرکز میشود!<br /> رهبران ﻓﺮﻗﻪ ها اﻓﺮادﯼ ﺧﻮد اﻧﺘﺼﺎﺑﯽ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﮔﺮ هستند ﮐﻪ ادﻋﺎ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ داراﯼ ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻮدﻩ ﻳﺎ داﻧﺶ وﻳﮋﻩ اﯼ دارﻧﺪ. ﺑﺮاﯼ ﻣﺜﺎل، رهبران ﻓﺮﻗﻪ ها اﻏﻠﺐ ادﻋﺎ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮاﯼ راهنمایی ﻣﺮدم ﻣﺄﻣﻮر ﺷﺪﻩ اﻧﺪ. ﺑﺮﺧﯽ دﻳﮕﺮ از رهبران ادﻋﺎ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ راﻩ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ رﺳﺘﮕﺎرﯼ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺟﻮاب ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﻌﻀﻼت ﺑﺸﺮﯼ ﭘﯽ ﺑﺮدﻩ اﻧﺪ، همینطور ﺗﻌﺪادﯼ ﻣﺪﻋﯽ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ اﮐﺘﺸﺎﻓﺎت ﻋﻠﻤﯽ، ﻃﺒﻴﻌﯽ، ﻳﺎ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﭘﻴﺮوان ﻓﺮﻗﻪ را ﺑﻪ ﺳﻄﻮح ﺟﺪﻳﺪﯼ از ﺁﮔﺎهی، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻳﺎ ﻗﺪرت ﺷﺨﺼﯽ ﻳﺎ ﺳﻴﺎﺳﯽ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ.<br /> رهبران ﻓﺮﻗﻪ ها ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ اﻋﻤﺎل ارادﻩ و ﺗﺴﻠﻂ داﺷﺘﻪ و اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮐﺎرﻳﺴﻤﺎﺗﻴﮏ ﺗوﺻﻴﻒ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ. اﻳﻦ رهبران ﻧﻴﺎز ﺑﻪ داﺷﺘﻦ ﻣﻴﺰان ﮐﺎﻓﯽ از ﻗﺎﻃﻌﻴﺖ، ﺟﺬﺑﻪ، ﻳﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻗﺪرت هاﯼ ﮐﺎرﻳﺴﻤﺎﺗﻴﮑﯽ ﺑﺮاﯼ ﺟﺬب، ﺣﻔﻆ، و ادارﻩ اﻓﺮادﺷﺎن دارﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﻳﺪان ﺧﻮد را وادار ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮادﻩ، ﺷﻐﻞ، ﺳﺎﺑﻘﻪ ﮐﺎرﯼ، و دوﺳﺘﺎن ﺧﻮد را ﺑﺮاﯼ ﭘﻴﺮوﯼ از ﺁﻧﻬﺎ رها ﮐﻨﻨﺪ. در ﺑﺴﻴﺎرﯼ از ﻣﻮارد، ﺁﺷﮑﺎر ﻳﺎ ﭘﻨﻬﺎن، ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ داراﻳﯽ، زﻧﺪﮔﯽ و هستی ﭘﻴﺮوان ﺧﻮد را ﺗﺤﺖ ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻴﮕﻴﺮﻧﺪ..<br /> رهبران ﻓﺮﻗﻪ ها ﺗﮑﺮﻳﻢ ﺳﺘﺎﻳﺶ را ﺑﺮ روﯼ ﺧﻮد ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﻨﺪ. در ﺑﺴﻴﺎرﯼ از ﻓﺮﻗﻪ ها، همسران وادار ﺑﻪ ﺟﺪا ﺷﺪن از ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ و واﻟﺪﻳﻦ وادار ﺑﻪ رهاﮐﺮدن ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺁزﻣﺎﻳﺶ ﺳﺮﺳﭙﺎرﻳﺸﺎن ﺑﻪ رهبر ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ.<br /> بنابراین کسی خودش نمیداند که در چه وادی باطلی پا گذاشته و شاید هیچگاه هم نفهمد همانطور که ما نفهمیدیم سالیان عمرمان را خالصانه گذاشتیم و از جانمان و شیره وجودمان را در راه یک فرقه گذاشتیم و فکر میکردیم که از انسانهایی هستیم که خداوند توجه خاصی به ما دارد ولی خیلی دیر فهمیدیم که همه ادعاها و اهدافی که خودمان را برایش قربانی میکردیم فقط برای زنده نگه داشتن یک آرمان و یک رهبری متوهم بوده و قربانی جاه طلبیهای او شدیم حال بنگرید فرقه دراویش را که مورد تایید رهبر فرقه&nbsp; باصطلاح (مجاهدین)هم هست!! تا آنجا که یاد دارم دراویش را انسانهایی میشناختم که زندگی ساده و بی آلایش داشتند و ساده زی بودند و وارد سیاست&nbsp; نمیشدند البته در زبان ترکی درویش یعنی درون گرا و در خود! البته رهبری آنها الان تغییر راه و مسلک داده و وارد سیاست شده و لابد از افتخاراتشان هم حمایت مجاهدین از ایشان است.<br /> سعید ماسوری یکی از زندانیان فرقه رجوی است که چندین سال در زندان روی مواضع خودش پافشاری دارد و لابد فکر میکند بر جای حق نشسته و در آینده او را قهرمان میخوانند و اسطوره پایداری روی عقیده، ولی او هم در توهم است و نمیداند که فقط هوادار فرقه مجاهدین بودن در ایران ترد شده و مردم آنها را بچشم جاسوس و برگشتگان از مردم ایران میبینند و مردم دل پری از آنها دارند!حال بنگرید آقایان کسری نوری و صالح مرادی را که دقیقا مثل او فکر میکنند که جای حق نشسته اند و نمیدانند که آنها هم همچون ما و سعید ماسوری اسیر مطامع رهبر یک فرقه شده اند!همانطور رهبران این فرقه مدتهاست بر سرقدرت مطلقه بجان هم افتاده اند زیرا از ابتدای انحراف این گروه مذهبی و افتادن در راه انحرافی و به فرقه مذهبی تبدیل شدن&nbsp; دچار اشتباهات تاکتیکی و استراتژیکی بسیاری شده و خواهند شد مثل فرقه رجوی!البته نزد هواداران و اعضاء خود ترفندهای خاص خودش را برای لاپوشانی اشتباهاتش بکار میگیرد!حال بنگرید دراویش را که در ذهن ما بودند با دراویش امروزی که به فرقه ای تبدیل شده اند که برای قدرت بجان هم افتاده اند خبرها حاکی از جنگ قدرت میان رهبران فرقه میباشد!!!!وقت آن رسیده که دراویش اصیل به اصل خود برگردند و از فرقه و فرقه گرایی یعنی بزرگترین تهدید قرن حاضر خود را کنار بکشند در اینصورت آلت دست مشتی فرصت طلب مثل مجاهدین هم نمیشوند که برای زندانیان دراویش اشک تمساح میریزند و در حقیقت&nbsp; بدنبال منافع ناحق خودشان میگردند! رهبران فرقه مجاهدین هیچ ارزشی برای جان اعضاء خودشان قایل نیستند بلعکس از خون برای رسیدن منافعشان استفاده میکنند و در این کار تجربه و تبحر دارند الان هم طوری در مجامع بین المللی جلوه میکنند که یعنی خیلی ارزش برای 2 زندانی درویش مسلک در زندان شیراز قایل هستند! و خودشان را صاحب خون و جان آنها میدانند یادشان نیست که چطور اعضاءشان را برای هیچ و پوچ به کشتارگاه میفرستادند تا بلکه خودشان سرپا بمانند البته باید گفت که سران فرقه دراویش هم از زندان رفتن این دو در جهت منافع خودشان در حال بهره برداری هستند زیرا که طینت رهبران فرقه با هم یکی است و تشابه عمل و نگرش دارند!</p>
<p>  چه شده که جان این دو اینقدر برایتان مهم شده که در رابطه با آن پیام میدهید!؟ در جنگ هشت ساله یکی از بانیان و مسببین کشتار سربازان ایرانی در همکاری و گرا دادنها و مختصات دادنها به ارتش عراق بودید آنها ایرانی نبودند؟؟ یا برای رسیدن به قدرت در ایران که در رویایتان بود باید ایرانیها را هم سر میبریدید!؟ حال از آنسوی جهان و در ناز و نعمت بفکر زندانیان در اعتصاب غذا هستید؟ ای نفرین بر شما که با جان و خون انسانها تجارت دارید!! و خداوند جای حق نشسته و جزای شما را هم میدهد و شما هم جنس خودتان را میشناسید! کبوتر با کبوتر&nbsp;&nbsp; باز با باز&#8230;&#8230; کند یک جنس با همجنس پرواز!<br /> بدانید که هم این دو زندانی و کسان دیگر که فرقه دراویش اسیر هستند همه و همه طعمه هایی برای صیادین قدرت هستند و دیر یا زود حقیقت شما را خواهند فهمید همانطور که بالاخره ما فهمیدیم!!!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14020">تشکل مذهبی دراویش یا فرقه سیاسی و خشونت گرا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14020/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرقه های ایرانی در هزاره سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14015</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14015?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Apr 2013 09:16:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/04/08/%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d9%88%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>از همان روزهای اول بهار می بینیم که رسانه های خبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بی وقفه و پی در پی خبرهایی در مورد دراویش گنابادی انتشار می دهند و روی آن مانور تبلیغی می کنند. یکروز مریم رجوی پیام می دهد و یکروز دیگر شورای ملی مقاومت و روز بعد دیگر سران فرقه و دست اندرکاران سایتها و آیدیهای فیسبوکی آنان مشغول بکار می شوند. بنا به تجارب چند دهه اخیر به جرأت می توان گفت که سران فرقه مجاهدین جز به تخریب دیگر گروهها و جریانات نپرداخته اند و به هیچوجه نمی توان نمونه ای یافت که این فرقه بی چشمداشت از آن حمایت نموده باشد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14015">فرقه های ایرانی در هزاره سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه:<br /> مدتی است که بحث دراویش گنابادی و اعتصاب غذای تعدادی از آنان به عنوان یکی از خبرهای داغ ایرانی در میان رسانه های مختلف از جمله در شبکه های اجتماعی انتشار می یابد. مهمترین جریاناتی هم که به گسترش این خبر دامن می زنند گروههایی خشونت طلب همچون مجاهدین خلق و نیز تلویزیونهای فارسی زبان خارجی مثل صدای آمریکا و&#8230; می باشند. تا جایی که به ماهیت رسانه های غربی مثل صدای آمریکا و بی بی سی باز می گردد، آنها از هر امکانی جهت دامن زدن به فضای تجزیه و تفرقه استفاده می کنند، از تفرقه های قومی و مذهبی گرفته تا اختلافات سیاسی و فرهنگی&#8230; در نتیجه بیش از این نباید انتظاری از آنها داشت چرا که ماهیت سلطه گری آنها جز این اقتضا نمی کند که هر روز قورباغه ای را به جای بلبل بیارایند و یا گرگی را به لباس میش به میان گوسفندان صحرای جهل روانه سازند و نهایتاً با توجه به ضعفی که در میان ما مردم وجود دارد برایمان قهرمان پروری کنند. به قول یکی از دوستان هرگاه سیاستشان ایجاب نماید از یک فاحشه سیاسی مادر ترزا تولید می کنند و از یک شخصیت انقلابی دیکتاتور خونخوار می سازند&#8230; و متأسفانه همیشه گروهی پیدا می شود که بدون ذره ای تأمل و پژوهش بدنبال الگوهای از پیش تعیین شده چنین سیاستمدارانی بدوند و هیاهو کنند. نمونه هایش در ماههای اخیر به وفور در شبکه های اجتماعی یافت می شود که اراذل و اوباش زورگیر و متجاوزین به ناموس مردم به عنوان جوانان مبارز و انقلابی، و دزدان مسلحی که در میان مردم رعب و وحشت ایجاد نموده و اعدام گردیده اند به عنوان چهره هایی مظلوم مورد تبلیغ قرار گرفته اند&#8230; در نتیجه به جای پرداختن به مطالب اینگونه رسانه های خارجی بهتر این است که مسائل و مشکلات بوجود آمده را از دید داخلی نگاه کرده و مورد تفسیر قرار دهیم. به عنوان یک آشنا به امور فرقه ها، به نظرم رسید مقاله ای در این خصوص بنویسم و در اختیار هموطنان عزیزی که آشنایی چندانی با مسائل فرقه ای و شگردها و ترفندهای آنان در جذب نیرو ندارند قرار بدهم تا بیش از پیش مراقب دامهایی که فرقه ها بر سر راه جوانان و بخصوص دانشجویان و افراد تحصیل کرده و مسئول قرار می دهند باشند، چرا که در عصری قرار گرفته ایم که یکی از تهدیدات جدی جامعه جهانی حضور و بروز فرقه های متعدد با عناوین مختلف است.</p>
<p>  سوآل اینجاست که دلیل این همه هیاهوی مجاهدین خلق در مورد دراویش در روزهای آغازین سال نو چیست؟<br /> از همان روزهای اول بهار می بینیم که رسانه های خبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بی وقفه و پی در پی خبرهایی در مورد دراویش گنابادی انتشار می دهند و روی آن مانور تبلیغی می کنند. یکروز مریم رجوی پیام می دهد و یکروز دیگر شورای ملی مقاومت و روز بعد دیگر سران فرقه و دست اندرکاران سایتها و آیدیهای فیسبوکی آنان مشغول بکار می شوند. بنا به تجارب چند دهه اخیر به جرأت می توان گفت که سران فرقه مجاهدین جز به تخریب دیگر گروهها و جریانات نپرداخته اند و به هیچوجه نمی توان نمونه ای یافت که این فرقه بی چشمداشت از آن حمایت نموده باشد مگر اینکه آن گروه یا جریان یا شخصیت سیاسی و اجتماعی:<br /> 1-زیر سیطره و پوشش مجاهدین قرار گرفته و هژمونی رهبری این فرقه را پذیرا شده باشد.<br /> &nbsp;2-خصوصیات مشترکی بین خودشان و طرف دیگر وجود داشته باشد.<br /> &nbsp;3-فرقه تظاهر به حمایت کند تا شخصیت یا جریان مقابل بخاطر این پشتیبانی آسیب دیده و از دور خارج شود.<br /> &nbsp;4-منافع مادی و سیاسی برای فرقه در بر داشته باشد.<br /> چهار محور فوق ناشی از تجاربی است که از نزدیکی با فرقه های چون مجاهدین خلق بدست آورده ام و می توان نمونه های آنرا در زیر مشاهده نمود:<br /> -از گروه مهدی سامع (ملقب به فدائیان خلق پیروی هویت) و گروه کردی &laquo;خه بات&raquo; در کردستان حمایت مادی و سیاسی نموده اند چون همیشه تحت نفوذ و سیطره مجاهدین قرار داشته اند&#8230;<br /> -از گروه تروریستی جندالله به سرکردگی ریگی حمایت می کردند چرا که جندالله یک گروه تروریستی و خشونت طلب و بی رحم بوده است و این صفاتی است که همیشه در شخص مسعود رجوی یافت می شده است&#8230;<br /> -از آقایان منتظری و میرحسین موسوی برای مدتی حمایت کردند، چرا که این شخصیتهای سیاسی و مذهبی در عرصه سیاسی ایران تأثیرگذار بودند و در نتیجه فرقه می توانست با حمایت صوری از آنان (به زعم خود) فضای تنش و شکاف بیشتری در نظام جمهوری اسلامی بوجود بیاورد تا زمینه برای قتل این دو تن فراهم گردد (ناگفته نماند که رجوی در مورد نیروهای هوادار خودش نیز چنین ترفندهایی جهت به کشتن دادن آنها استفاده می کند و اگر یکی از هواداران این فرقه در ایران دستگیر شود آنقدر آن شخص را وابسته به مجاهدین جلوه داده و بزرگ می کنند که امکان اعدام وی فراهم گردد و آنگاه از خون وی برای برانگیختن احساسات خانواده هایشان سوءاستفاده می کنند. علی صارمی از اینگونه قربانیان بود)&#8230;<br /> -از کسانی چون نسرین ستوده و شیوا نظرآهاری حمایت می کردند چرا که در میان اقشاری قابل توجه از مردم محبوبیت داشته اند و فرقه با سوء استفاده از این واقعیت، دوستداران آنها را به خود جذب کرده و آنگاه آنان را به سمتی که می خواهند هدایت می کنند&#8230;</p>
<p>  با توجه به این نمونه ها، حمایت سازمان مجاهدین از دراویش گنابادی هم ناشی از اعتقاد فرقه به حقوق بشر و دمکراسی نیست و بی تردید باید این حمایت را در کادر یکی از محورهای فوق جای داد. دراویش نیز مانند خیلی از تفکرات موجود در گذشته و حال، شامل سلسله های متعددی می شوند تا 20 مورد آن شناسایی شده است. گروه موسوم به &laquo;دراویش گنابادی&raquo; یکی از این سلسله ها به حساب می آید. اختلاف بین این فرقه ها و سلسله ها زیاد است به گونه ای که گاه و بیگاه به تنشهایی هم دامن زده شده است. طبعاً فرقه های مختلف دراویش، به مانند گروههایی چون خه بات و فدائیان خلق یک گروه سیاسی و محلی نیستند که تحت سیطره مجاهدین قرار گیرند و از طرف دیگر جاذبه آنچنانی به لحاظ حقوق بشری هم ندارند که مجاهدین بخواهند از آنان به مانند حمایت از نسرین ستوده و شیوا نظرآهاری منافع اجتماعی و حقوق بشری برای خود کسب کنند (اگرچه فرقه تلاش می کند استفاده های سیاسی هم از قضیه دراویش داشته باشد)، و به همین ترتیب در ارتباط با این موضوع به قصد نابودی دراویش هم اقدام به حمایت از آنان نمی کنند چرا که آقای منتظری و یا میرحسین موسوی چهره هایی سیاسی و اجتماعی در میان مردم ایران بوده اند ولی دراویش فاقد اینگونه هویت عام می باشند و بود و نبود آنها در صحنه اجتماعی تأثیر خاصی (حداقل تا زمانی که به خیال خودشان به قدرت برسند) بر مجاهدین نمی گذارد در حالی که حضور اشخاص شناخته شده ای که در عرصه سیاسی (داخل نظام) فعال بوده اند کاملاً به زیان سازمان مجاهدین بوده است چرا که می خواهند خود را دارای نقش بی بدیل در بین مردم ایران جلوه دهند و اینکار جز با عدم حضور آنان امکانپذیر نیست. ما در انتخابات سال 1388 شاهد بودیم که تمامی جریانات سیاسی خارج کشور (و به طور خاص فرقه مجاهدین) به تحریم انتخابات فرمان می دادند اما به دلیل وجود چنین چهره هایی در داخل ایران، موفق نشدند مردم را به سمتی که می خواهند بکشانند و انتخابات پرشورتر از همیشه برگزار شد و نشان داد که اینگونه فرقه ها جایی در میان مردم ایران ندارند، نتیجه اینکه حمایت مجاهدین از دراویش از چنین زاویه ای نیست و نمی تواند باشد. تنها علتی که باقی می ماند وجود پارامترها و خصوصیات مشترک بین مجاهدین و دراویش گنابادی است.</p>
<p>  اگر به تاریخچه سازمان مجاهدین نظری بیفکنیم، در گذر زمان از یک تشکل سیاسی-مذهبی مبدل به یک فرقه مذهبی-مافیایی شده که طی همین چند سال گذشته برخی از جداشدگان از آن با افشای واقعیتهای منزجر کننده ای از درون مناسبات آن، بسیاری از انجمنهای حقوق بشری در سراسر جهان را شوکه نموده اند. جداشدگان افشا کرده اند که در این تشکل مافیایی، شخص مسعود رجوی به همراهی همسر سوم خود (مریم قجرعضدانلو) از یک سو به تشکیل حرمسرا پرداخته و از سوی دیگر تمامی اعضای خود را با انواع اجبارات فیزیکی و روانی وادار به پیروی کورکورانه از دستورات و خواسته های خویش نموده اند. در این فرقه مهمترین اصل اطاعت بی چون و چرا و کورکورانه از رهبری به عنوان جانشین یا خود امام زمان بوده است. در این نوع دستگاه مرید و مراد پروری، هر دستوری از سوی آنان جنبه معنوی و مقدس پیدا کرده و افراد موظف به انجام آن بوده اند. از طلاق همسر و فرزند (که در سالهای 1368 به بعد انجام گرفته) تا خودکشی و خودسوزی برای رهبر (که در سال 2003 سراسر اروپا را در شوک فرو برد) و تا نشستهای اجباری مختلف سرکوب و تفتیش عقاید که به عنوان انقلاب ایدئولوژیک بر افراد تحمیل شده و عناوین مختلفی داشته است (عملیات جاری، غسل هفتگی، دیگ و طعمه&#8230;). رهبری این تشکل فرقه ای کلیه افراد را وادار به بازگویی افکار خود در برابر جمع نموده و به اجبار آنان را به طلاق از همسر و فکر نکردن به خانواده وادار می کرده است و هر فرد موظف بوده که افکار خود را تنها در جهتی بکار گیرد که خواست رهبر باشد و جز آن یک جرم محسوب می شده است. به زبان دیگر فکر کردن و گسترش دادن اندیشه گناهی نابخشودنی و شایان مجازات به حساب آمده و اگر کسی بر آنها معترض می شد و یا درخواست خروج می کرد بشدت زیر ضرب لفظی و فیزیکی قرار گرفته و در صورت پایفشاری تحویل استخبارات عراق و زندان ابوغریب می شد. به این ترتیب افراد فرقه خواسته و یا ناخواسته در دامی می افتادند که دیگر قادر به گریز آن نبودند. البته جنایتهای بیشماری در درون فرقه انجام گرفته است که صحبت از آن بحث را طولانی می کند ولی شکنجه ها و زندانی شدن ها و خودزنی ها گوشه ای ناچیز از این روابط بشدت دهشتناک مناسبات درونی را به نمایش می گذارد که از زبان جداشدگان بیان شده است.</p>
<p>  همانطور که ذکر شد مسعود رجوی با همکاری و همراهی همسرش مریم اینگونه به نیروهایشان القا می کرد که گویی وی (شخص مسعود رجوی) از جانب خدا بر آنان ولایت دارد و در نتیجه هیچکس نمی تواند و نباید وی را مورد نقد و سوآل قرار دهد چرا که تنها پاسخگوی خدا خواهد بود!. با چنین دیدگاهی مریم عضدانلو صدها تن از زنان داخل فرقه را به عقد مسعود رجوی در می آورد و آنان را وادار به لخت شدن و رقصیدن جلوی مسعود می کرد تا به قول خودش به رهایی ایدئولوژیک دست یابند. و با چنین دیدگاهی بود که صدها مرد مجاهد را از همسران خود جدا می کرد با این بهانه که همسران این افراد متعلق به رهبری عقیدتی آنان می باشند و فقط به وی محرمیت دارند و شوهرانشان دیگر نباید نسبت به زن خویش محرم باقی بمانند. صحبت از فساد و تباهی این فرقه درون گرا بسیار زیاد است و خود بحث دیگری را می طلبد، اما نمونه هایی را باید ذکر نمود تا وجه تشابه این فرقه با دیگر فرقه ها بیشتر آشکار گردد و در نتیجه علت حمایت تعجب برانگیز این گروه مافیایی از برخی دراویش مشخص شود. در فرقه مجاهدین اولین گام این بود که شخص رجوی به عنوان &laquo;رهبر عقیدتی&raquo; خود را حلقه وصل به خدا معرفی نموده و دیگران را وادار کند تا بپذیرند تنها از طریق وی به خدا وصل خواهند شد. در گام بعدی وی خود را مالک تام و تمام جان و مال و هستی نیروها معرفی نموده و از مریدان خویش می خواست تا خانواده را ترک نموده و خود را وقف وی کنند و بپذیرند که تنها وظیفه آنها کشته شدن و نابود کردن خویشتن برای خواسته های رهبری است و گام بعدی هم طبعاً چیزی نخواهد بود جز اینکه آنان را متقاعد کند که بخاطر اهداف و آرمانها و به قدرت رسیدن و یا در قدرت ماندن رهبری خویش اگر نیاز شد باید دیگران را هم فدا نمایند.</p>
<p>  همینجا اشاره کنم که فرقه ها در سراسر جهان وجود داشته و همچنان به عنوان تهدیدی برای قرن حاضر به حساب می آیند و خاص کشور ما نیست کما اینکه ما در مسیحیت نیز شاهد چنین فرقه هایی هستیم و فرقه مورمونها در آمریکا نمونه بارز آن می باشد. رهبر کنونی این فرقه که خود را به زبانی فرستاده خدا می داند به طرز نفرت انگیزی 40 تن از زنان فرقه را با تزویر به ازدواج خویش درآورده و تجاوز پدر به دختر را نیز مشروع نموده است و هرکسی بخواهد از این فرقه جدا شود بسختی مجازات می شود. متأسفانه آمار دقیقی هم از تعداد فرقه ها در کشورهای مختلف در دست نیست چرا که فرقه ها به شکل های گوناگونی پیرامون ما ظاهر می شوند که اگر به خصیصه های آن آشنا نباشیم خیلی زود می توانند ما را جذب و در خود حل کنند و در این رابطه پیر و جوان و زن و مرد و یا سطح تحصیلات نمی تواند کارآیی چندانی داشته باشد و تنها راه مصون ماندن از فرقه ها شناخت هرچه بیشتر آنان و ترفندها و شگردهای آنان جهت جذب نیرو است. به عنوان کسی که آشنایی نزدیک و طولانی با این پدیده ها دارد باید بگویم که فرقه ها قادر هستند افراد تحصیل کرده را خیلی بهتر از افراد معمول جامعه که از سواد چندانی هم برخوردار نباشند جذب کنند کما اینکه بسیاری از اعضای فرقه ها که امروزه می شناسیم از سطح تحصیل عالیه برخوردار هستند چه استاد دانشگاه و چه دکتر در تخصص های مختلف و تا انبوه دانشجویانی که ناخواسته جذب آن شده و در دامی گریزناپذیر گرفتار گشته اند.</p>
<p>  دراویش نیز یکی از فرقه هایی مذهبی می باشند که با گذشت زمان تغییرات قابل توجهی در ساختار فکری آنان پدید آمده است. اینکه دقیقاً بتوان گفت از چه تاریخی و با چه آرمان و اهدافی در ایران شکل گرفتند مشخص نیست ولی به نظر می رسد که قدمت آنان به پیش از اسلام برسد و در سراسر خاورمیانه و هند و تا شمال آفریقا نیز گسترش داشته اند. با اینحال دراویش در ایران چندین قرن پس از ظهور اسلام به اوج شکوفایی خود رسیدند و اهداف ارزشمندی نیز دنبال می نمودند که مهمترین بخش آن مبارزه با ریخت و پاشها و جلال و جبروت تبعیض آمیز حاکمان و سلاطین روزگار با ترویج مهر و محبت و ساده زیستی و عشق ورزی به سیرت و راه علی ابن ابوطالب و الگو گرفتن از خصلتهای جوانمردانه وی و از این قبیل مواردی بود که در هر حال احترام برانگیز و مردم پسند به حساب می آمد&#8230; طبعاً نقاط مثبت دراویش در طول تاریخ را نمی توان نادیده گرفت اما همانطور که گفتم گذر زمان تغییراتی در ساختار فکری و شکلی فرقه ها می دهد همانطور که فرقه اسماعیلیه و فاطمیان که در دوران رهبری حسن صباح به اوج اقتدار خویش رسیدند و اقدامات ارزشمندی هم با وجود ضعفهای خود داشتند، پس از مدتی بخاطر بروز تب قدرت پرستی و مال اندوزی در بین رهبرانشان دچار انحراف گردیده و تشکل قدرتمند آنان (که روزگاری خود را پیروی خاندان فاطمه س می دانستند) متلاشی شد&#8230; و این سرنوشت تمامی فرقه هایی است که به مرور (و به دلیل انحراف از برخی یا همه اصول اولیه)، به سوی جاه طلبی و فردپرستی و مال اندوزی و فسادهای جنسی کشیده شده و به جای یکتاپرستی به کیش شخصیت روی می آورند و نیروهای خود را همچون برده و ابزارکار به اسارت فکری و فیزیکی می کشانند، کما اینکه در بین فرقه های ایرانی امروز می توان به مجاهدین خلق نگاه کرد و فساد ایدئولوژیکی و سیاسی و اخلاقی آنان را شاهد بود.<br /> دراویش گنابادی (به عنوان یک فرقه از سلسله های دراویش) نیز همچون دیگر فرقه های مختلف در جهان و به طور خاص در ایران نمی توانند از این تغییرات مصون مانده باشند و البته انحراف در فرقه های مذهبی دقیقاً از جایی آغاز می شود که رهبر فرقه خود را جایگزین خدا و یا حلقه وصل بین خدا و مردم جلوه دهد کما اینکه نقطه بلوغ انحراف در سازمان مجاهدین زمانی آغاز شد که مسعود رجوی خود را رهبر عقیدتی معرفی کرد و رهبر بلامنازع فرقه گردید.<br /> مصاحبه زیر بخشی از سخنان یکی از رهبران دراویش گنابادی (حاج دکتر علی نورتابنده) در آبان 1385 می باشد. اینکه ایشان تا چه حد انساندوست و صاحب معرفت می باشند مدنظر من نیست، بحث بر سر تفکری است که از یک شخص معمولی، انسانی غیرقابل دسترس تولید می کند و او را مراد و دیگران را مبدل به مرید می سازد. با گذشت زمان اینگونه مریدان که خود را مواجه با فرستاده خدا می بینند تبدیل به رباتهایی در خدمت او می گردند که بکلی از خدای خویش و از رسالتی که او بر دوش انسان گذاشته است دور شده و جز به نابودی خویش و جز به مرگ و نیستی فکر نمی کنند و چون از فکر کردن باز مانده اند جز به رهبر و مراد خویش و آنچه او می گوید نمی اندیشند ولو آن خواسته در تضاد با خواست خدا باشد. وی (دکتر نورتابنده) در این مصاحبه خاطراتی را شرح می دهد که هنگام جانشینی اش با رهبری قبلی رخ داده است. به گفته وی رهبر پیشین فرقه دلیل جانشین کردن وی را &laquo;خواست خدا&raquo; ذکر می کند، آنهم به گونه ای که گویی ایشان خود در محضر خداوند چنین پیامی را دریافت نموده و اینک در حال ابلاغ آن می باشد:</p>
<p>  (((آشنایی با عرفان در خانواده ما به اقتضای مقام عرفانی اجداد و پدر بزرگوارم مساله ای بود که از همان سنین تشخیص و تمییز عقلی اجمالا حاصل می شد. من هم که در این فضای معنوی رشد کرده بودم، مجذوب آن شده بودم و چندین سال بود که خدمت حضرت آقای صالحعلیشاه اظهار طلب می کردم تا اینکه در سال ۱۳۳۱ شمسی به دلالت مرحوم برادرم جناب آقای حاج سلطانحسین تابنده در بیدخت گناباد مشرف شدم. و از همان زمان تا سال ۱۳۴۵ شمسی که پدر بزرگوارم رحلت کردند و حدود چهل سالگی من بود و معمولا در این سن، شخص از حیث فکری شکل می یابد، به ایشان ارادت داشتم و همانطور که در کتاب یادنامه صالح نوشته ام هیچ سخنی را بدون اینکه خودم عقلا به صحت آن وقوف یابم، قبول نمی کردم مگر آنچه ایشان می فرمودند. چون معتقد بودم که ایشان در مقامی بودند که می توانستند بگویند: &laquo; انی اعلم من الله ما لا تعلمون &raquo;. و البته در این راه ضرر نکردم و هیچگاه خلاف آن بر من ثابت نشد. پس از رحلت حضرت صالحعلیشاه نیز صبح روز بعد از شبی که فرمان برادر بزرگوارم حضرت آقای رضاعلیشاه قرائت شد با ایشان تجدید عهد کردم و در ارادت و محبت من به ایشان هیچ خللی ایجاد نشد و همواره مورد لطف و طرف مشاورت ایشان بودم. حتی در ایامی که مرحوم آقای رضاعلیشاه به دلیل احتمال بروز بعضی فشارها در منزلی در خفا بودند، مرحوم آقای حاج علی تابنده را چند بار فرستادند که من را پیش ایشان ببرند&#8230;<br /> &nbsp;بنابر این در تمام این مدت در ظل عنایت و محبت پدر و برادر بودم و حتی مرحوم آقای رضاعلیشاه چند بار به من محبت کرده و می خواستند برایم اجازات طریقتی و مناصب فقری از جمله هدایت و دستگیری طالبین را صادر فرمایند و توسط بزرگان فامیل از جمله مرحوم حاج آقای سلطانپور پیغام داده بودند که من خدمتی را در فقر و درویشی قبول کنم ولی من از ایشان خواهش کردم و اجازه گرفتم که این خدمات را قبول نکنم و حتی بعدا هم که مرحوم آقای محبوبعلیشاه همین مطلب را در مورد جانشینی خود فرمودند، من گفتم: &laquo; اگر امر است که ناچارم به دلیل ارادت فقری اطاعت کنم و محتاج به اصرار نیست ولی اگر رضایت من را می خواهید، من راضی نیستم. اگر آزاد باشم و بار دیگران را به دوش نگیرم، برایم بهتر است. &raquo; ایشان گفتند: نه رضایت تو را می خواهیم. بعد هم که به اصرارشان جانشینی ایشان را قبول کردم برای این بود که فرمودند من برای بعد از خودم نگرانم و می خواهم کسی باشد که این نگرانی را نداشته باشم و خواست الهی این است که شما این وظیفه و خدمت معنوی را قبول کنید. من به این جهت قبول کردم.)))</p>
<p>  بله، ایشان به وی می گوید: &laquo;خواست الهی این است که شما این وظیفه و خدمت معنوی را قبول کنید&raquo;&#8230;<br /> اما وقتی به این نقطه برسیم که تصور کنیم جایگاه مان بنا به خواست الهی بوده است، لاجرم بعد از مدتی خود را به جای خدا خواهیم گذاشت و مریدان ما مبدل به انسانهای بی روحی خواهند شد که تنها وظیفه شان دستبوسی و پایبوسی و انجام خواسته های ما به عنوان مراد و رهبر است. در این وادی هر روز باید برخلاف دستورات خدا جلوی &laquo;مراد و رهبر&raquo; سجده و رکوع رفت و جان فدای او و خواسته هایش نمود. و اینگونه است که اهداف اولیه سلک درویشی به انحراف می رود و متأسفانه می بینیم که جوانان ساده دل در گوشه و کنار این خاک (همانطور که در دیگر نقاط جهان) به دام جاه طلبی و فرصت طلبی و مال اندوزی رهبران فرقه افتاده و جان و جسم و هستی آنان قربانی خواسته های آنان می گردد بدون اینکه حتا جرعه ای از آرمان مورد نظر خود را بازیافته و نوشیده باشند و یا در آن مسیر حرکت کرده باشند.</p>
<p>  در هفته های اخیر شاهد اعتصاب غذای چندتن از این دراویش هستیم که دو تن آنان در شیراز می باشند. افرادی که در نهایت سادگی اما ناآگاهانه و تنها با اتکا بر یک تفکر فرقه ای تصمیم گرفته اند به قیمت حذف جان هم که شده از اهداف رهبری فرقه دفاع کنند بی آنکه متوجه باشند در دامی فروافتاده اند که محتوای آن به جای از خود گذشتن، ارضای غرور یک فرد است. دقیقا همانگونه که مسعود رجوی بخاطر حفظ موقعیت سیاسی و تشکیلاتی خود، صدها نفر از اعضایش را در کشوری که قتلگاه آنان محسوب می شود نگهداشته و حاضر به انتقال آنان به کشور امن تری نیست چرا که از نظر او تمامی انسانها و از جمله اعضای فرقه اش تنها وسیله ها و رباتهایی برای رسیدن او به قدرت می باشند و تنها چیزی که این میانه ارزش ندارد جان صدها و هزاران انسان است. همانطور که دهها تن را وادار نمودند تا بخاطر آزادی رهبرشان از بازداشتگاه فرانسه، خودسوزی کنند و صد نفر را هم تا پای جان به اعتصاب غذا وادار نمودند. و امروز همین مسئله به شکل دیگری در مورد دراویش رخ می دهد.<br /> راستی چرا اعتصاب غذا تا پای جان؟ بخاطر چه هدفی و چه آرمانی؟ آیا آرمانی که با مرگ آغاز می شود می تواند زندگی انسان را تغییر داده و به زندگی بیندیشد؟ آیا رهبری این فرقه می خواهد با جان مریدان خویش به حق و حقیقت برسد؟ آیا همیشه بها را باید مریدان بپردازند؟ و آیا دراویش قرون پیشین نیز اینگونه به زندگی و به هستی می نگریستند و از جسم و جان مریدان خویش مایه گذاری می کردند؟ هدف آنان چه بود و آیا هدف امروزین دراویش نیز همان اهداف سادگی و ساده زیستی و مهرورزی و از خود گذشتگی و مردم داری است؟ بی تردید گروههای مختلف درویشی یک دیدگاه ندارند و چنین مسیری را بر نمی گزینند اما باید بیشتر فکر کرد که آیا با خشونت می توان به اهداف انسانی رسید؟ شاید لازم باشد در جایی انسان از همه چیز خود بگذرد و جان فدا کند که در طول تاریخ دیده ایم که چگونه در برابر اشغالگران و زورگویان و متجاوزین ایستادگی شده و جانهای بسیاری در این مسیر فدا شده است، اما آیا اینکارها کورکورانه بوده است؟ آیا در تاریخ کشورمان با اینهمه جانبازی و ایثارگری، می توان گفت که از جانبازی آریوبرزن و بابک خرمدین تا جانبازی سربداران و سرداران مشروطیت و تا دوران معاصر هدف ناپیدا و تصمیمات کورکورانه بوده است؟ مسلماً چنین نیست ولی نگاهی گذرا به کشتارهای اخیر فرقه هایی چون تشکل رجوی می توان هزاران نمونه به هدر رفته را مشاهده نمود که تا همین الان در جریان است. آیا خودکشی فرقه هایی چون فرقه کورش در آمریکا را می توان هدفمند دانست؟ آیا خودسوزی دهها تن بخاطر اینکه مریم رجوی از بازداشت فرانسویها آزاد شود کاری هدفمند و والاست؟ آیا کشته شدن در لیبرتی شاخص آزادگی و ناشی از عقایدی انسانی و توحیدی است یا متأسفانه ناشی از یک جهل عمیق برآمده از یک تفکر فرقه ای-مافیایی؟ شکی نیست که افراد فرقه مجاهدین نیز به تصور خود انگیزه های توحیدی و انقلابی داشته اند و به این راه کشیده شده اند، اما نهایتاً چه مسیری را رهبری این فرقه در چشم انداز آنان قرار داد؟ آیا جز نابودی و نیستی و خیانت به مردم و میهن را از رهبری خود به ارمغان بردند؟ می شود به وضوح دید که چگونه نیتهای انسانی و اهداف و آرمانهای توحیدی و وطنپرستانه وقتی در خدمت رهبری یک فرقه قرار می گیرد چگونه به انحراف و تباهی منجر می شود! وقت است که نگاهها را از دریچه دیگری ببینیم&#8230;</p>
<p>  حال به خوبی می توان نقاط اشتراک فرقه مجاهدین با فرقه هایی چون دراویش را دریافت، در هر دو نمونه، رهبران خود را به خواست خدا رهبر می بینند و تنها به خدا پاسخگو هستند و هر دو مریدانی دارند که باید به پای آنان سجده کنند و بوسه بزنند&#8230; در هر دو نمونه، مریدان باید بخاطر حفظ رهبری و خواسته هایش به اعتصاب غذا و نابودی خویش بپردازند و با خشونت و مرگ طلبی به هدف برسند&#8230; مهم نیست که افراد با چه انگیزه هایی جذب شده باشند مهم این است که وقتی جذب شدند دیگر هویتی از خود ندارند و باید از خود تهی شوند (اما به جای پیوستن به مردم و به خدایشان) و در وجود رهبری خود حل شوند و مطامع او و فرقه را تأمین کنند ولو آرمان و اهداف اولیه آنها بکلی نابود و منحرف شده باشد.</p>
<p>  امروزه وظیفه اصلی هر ایرانی و هر انسان معتقد و آگاه این است که نسبت به خطر بالقوه فرقه های مختلف هشدار بدهد و در جهت شناساندن آنان به جوانان و آگاهی دادن نسبت به پیامدهای ارتباط با چنین فرقه هایی بکوشد و آنرا تهدید مهمی برای پیشرفت جوامع بشری بداند. امیدوارم جوانانی که از روی سادگی اسیر چنین دستگاههای مخربی می شوند دریابند که تنها داشتن احساس و انگیزه برای تغییر جامعه کافی نیست به این دلیل روشن که فرقه ها در همه جا یافت می شوند و بدنبال صید چنین کسانی هستند که دوست دارند تغییر کنند و تغییر بدهند و آرمانهای انسانی و ارزشمندی در سر می پرورانند، اما بعد از شکار کردن این افراد، مسیر دیگری را برایشان رقم می زنند که جز به نابودی و نیستی و مرگ نمی انجامد. مرگی که هدفمند و ارزشمند نیست و تنها در راستای ارضای خوی مال اندوز و شهوت پرست و جاه طلب رهبران این فرقه هاست. اینکه کدام فرقه بهتر است یا خوب است یا بد است ما را به جایی نمی رساند. مشکل ما زمانی حل می شود که اندیشه فرقه پرستی و فرقه گرایی و مرید و مراد بودن در ما محو و نفی شود وگرنه مدام در معرض تهدید قرار داریم. شاید دورانی نیاز جوامع بود که فرقه هایی اینگونه وجود داشته باشند چرا که شرایط اجتماعی و فرهنگی ایجاب می نمود اما امروزه دیگر نمی توان هم به پیشرفت جوامع انسانی و به کمال انسانی فکر نمود و هم خود را اسیر فرقه هایی کرد که با بستن فکرها و حبس کردن مغزها اهداف خود را به جلو می برد. هر دستگاهی که جلوی فکر کردن انسانها را بگیرد و بدنبال ربات سازی باشد لاجرم محکوم به فناست چه اهداف خوبی در سر داشته باشد و چه اهداف شرّ. چرا که اولین گام برای انحراف را با بستن اندیشه ها و اسیر کردن مغزها پیموده است.</p>
<p>  هامون شیرازی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14015">فرقه های ایرانی در هزاره سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14015/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رد پای اهریمن</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6433</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6433?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های ترجمه شده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/09/11/%d8%b1%d8%af-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آنچه در این کتاب آمده است گوشه ای کوچک از مجموعه خیانت های فرقه ی منافقین به تاریخ سیاسی ایران زمین است، که در آن همکاری اطلاعاتی فرقه ی منافقین و ارتش بعثی عراق با استناد به مشاهدات و تجربیات" صمد نظری" یکی از کادرهای اطلاعاتی فرقه ی منافقین مستند شده و کوشش شده یکی از موارد مهمی که دفاع مقدس 8 ساله با آن درگیر بوده و تا کنون در تاریخ نگاری جنگ تحمیلی مغفول مانده است، برای آگاهی نسل های آتی به نگارش در آید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6433">رد پای اهریمن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" hspace="10" height="323" width="240" vspace="10" align="left"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Cover/Ahriman.jpg" />آنچه در این کتاب آمده است گوشه ای کوچک از مجموعه خیانت های فرقه ی منافقین به تاریخ سیاسی ایران زمین است، که در آن همکاری اطلاعاتی فرقه ی منافقین و ارتش بعثی عراق با استناد به مشاهدات و تجربیات &quot; صمد نظری &quot; یکی از کادرهای اطلاعاتی فرقه ی منافقین مستند شده و کوشش شده یکی از موارد مهمی که دفاع مقدس 8 ساله با آن درگیر بوده و تا کنون در تاریخ نگاری جنگ تحمیلی مغفول مانده است، برای آگاهی نسل های آتی به نگارش در آید. این کتاب به همت &quot; انجمن نجات &quot; تهیه و منتشر شده است. انجمن تلاش می کند با توجه به این که تا کنون در افشای جنایت های این گروهک تروریستی ناگفته های فراوانی وجود دارد، با نگاهی جدید و با واکاوی اسناد تاریخی و نیز مصاحبه با شاهدین، این زوایای پنهان را روشن کند و گامی برای شناساندن چهره ی واقعی دشمنان ملت ایران بردارد. باشد تا از این رهگذر دین خود را نسبت به شهدای مظلوم هشت سال دفاع مقدس ادا کرده باشد. <a href="https://st.nejatngo.org/file/Book_FA/Ahriman.pdf" class="postmvdl"  target="_blank">دانلود رد پای اهریمن</a><br /> <a href="https://st.nejatngo.org/file/Book_FA/Ahriman.pdf" class="postmvdl"  target="_blank">دانلود رد پای اهریمن</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6433">رد پای اهریمن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6433/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بریدگان از فرقه مخوف رجوی!؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12437</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12437?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 May 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/05/02/%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%88%d9%81-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%9f/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترک فرقه و بریدن از ایدئولوژی فرقه ای بسته شدن آخرین درهاست. گذشته پشت سرگذاشته شده است و ما باید راه خود را البته به تنهایی بدست آینده با بوجود آوردن روابط جدید و دوستان جدید از نو شروع کنیم. واقعیت اینست که از کنار بزرگترین واقعه عمر خود نمی شود براحتی گذشت ولی زندگی مسیری طولانی دارد و گذشته ها باید در گذشته بماند. باید عضویت خود در فرقه را تجزیه و تحلیل کرده و در حالیکه با فریب و برنامۀ گام به گام نفوذ به کار گرفته شده که ما را بدرون گروه کشانده آشنا شویم و نسبت بخودمان کمتر سخت گیری کنیم و از چیزهای ساده لذت ببریم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12437">بریدگان از فرقه مخوف رجوی!؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فکر بریدن از گروه، اغلب ما را مملو از حس تردید بخود، گناه و شرمساری می کرد. و در روند بازسازی فکری رفته رفته متقاعد شده بودیم که تنها در صورتی نجات خواهیم یافت که در داخل گروه و فرقه بمانیم!؟ <br /> رفته رفته آزمایشات متعدد و مشاهده عملکرد افراد تحت آزمایش و جمع بندی آنها، رهبر فرقه را تبدیل به یک استاد سو استفاده گر قوی ذهنی می کرد و ما را به ماشین های خشک و منجمد تبدیل می نمود. از طرفی رگبار انتقادهای شبانه و هفتگی و البته مستمر به شخص، هویت و اعتماد به نفس را از ما می گرفت و اغلب بعد از نشست های انتقادی فکر می کردیم همه کارهایمان اشتباه است و متزلزل می شویم و رجوی این افراد متزلزل را می خواست تا آنها را در فرقه ماندگار کند و بدلیل عدم داشتن اعتماد به نفس همواره از دنیای بیرون ترس و واهمه داشتیم. اغلب ما جداشدگان نسبت به کلمه &quot;بریده &quot; گارد داشتیم و نوعی دافعه نسبت باین واژه در وجودمان بود، اما رفته رفته که در مورد فرقه رجوی آگاهی پیدا کردیم امروز بریدن از یک جریان انحرافی بنام فرقه رجوی در زندگی شخصی مان یک نقطه افتخار محسوب می شود و سربلندتر می گویم از رجوی و فرقه اش بریدیم. <br /> ترک فرقه و بریدن از ایدئولوژی فرقه ای بسته شدن آخرین درهاست. گذشته پشت سرگذاشته شده است و ما باید راه خود را البته به تنهایی بدست آینده با بوجود آوردن روابط جدید و دوستان جدید از نو شروع کنیم. واقعیت اینست که از کنار بزرگترین واقعه عمر خود نمی شود براحتی گذشت ولی زندگی مسیری طولانی دارد و گذشته ها باید در گذشته بماند. باید عضویت خود در فرقه را تجزیه و تحلیل کرده و در حالیکه با فریب و برنامۀ گام به گام نفوذ به کار گرفته شده که ما را بدرون گروه کشانده آشنا شویم و نسبت بخودمان کمتر سخت گیری کنیم و از چیزهای ساده لذت ببریم. محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12437">بریدگان از فرقه مخوف رجوی!؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12437/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پایان دوران&#8221; برده داری&#8221; در اشرف!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12428</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12428?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/05/01/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12428">پایان دوران&#8221; برده داری&#8221; در اشرف!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>و چشم انداز فردا&#8230;.<br /> خرّم آن روز کزین منزل زیبا! بروم (ویران)! <br /> راحت جان طلبم وز پی جانان بروم&#8230;.<br /> در دوران برده داری و قرون وسطایی یک برده تنها با مرگ بود که از بردگی خلاصی می یافت و آزاد می شد. <br /> در برده داری جدید به سبک فرقه ها نیز چیز زیادی فرق نکرده است. اغلب ما افراد رهایی یافته از فرقه رجوی، فقط توانستیم جسم های خشک و سرد خود را از فرقه فراری بدهیم، اغلب در برقراری روابط اجتماعی موقتاً مشکل داریم. هستند کسانی که علیرغم اینکه بدترین چیزها را در فرقه شنیده و دیده و تجربه کردند اما همچنان &quot; بهترین &quot; باقی می مانند. <br /> عشق ورزیدن، کمک و حمایت از بریدگان فرقه، مسئولیت اصلی دیگران از همه جداشدگان است ؛ موضوعی که کمتر بآن پرداخته می شود فرد جداشده از فرقه یک فرد معمولی جامعه نیست که مثل همه با او برخورد شود اگر معضلی اجتماعی گریبانگیر اکثر اعضای عادی جامعه است این امر نباید شامل بریدگان از فرقه بشود، اعضای سابق فرقه باندازه کافی و شاید زیادتر از &quot; کافی &quot; درد و رنج کشیدند و نیاز به بازسازی مجدد دارند، مسئولیت کسانی که کمک به تلاشی فرقه ها می کنند سنگین تر است و ماهیان فرقه را از آبی که در آن بودند خارج می کنند نباید آنها را روی خشکی ول کنند بلکه بایستی مجدداً آنها را وارد آب کنند اما آب سالم. <br /> جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود. محمدرضا مبین </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/12428">پایان دوران&#8221; برده داری&#8221; در اشرف!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/12428/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10786</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10786?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 May 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/05/28/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%9f-%d9%82%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در لغت فرقه بمعنی گروه یا سازمانیست که افراد آن برای رسیدن به اهدافی که رهبر مشخص میکند دست به کارهای خاص و تا حدود زیادی غیرعادی و البته خطرناک برای جامعه میزنند و همین مسئله آنان را از گروهای سیاسی و اجتماعی دیگر متمایز و حساب آنان را جدا میسازد. فرقه ها اساسا توسط شخصی که خود را رهبر معرفی کرده است هدایت میشوند که آن شخص قدرت برتر و بلا منازع میباشد که همه افراد بایستی نسبت به او سرسپردگی مطلق داشته باشند. که دقیقا این مثال مسعود رجوی در سازمان مجاهدین است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10786">مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا کتابی بنام فرقه ها در میان ما  که نویسنده آن خانم دکتر مارگارت تالر سینگر میباشد را  مطالعه کردم که به بررسی کامل و جامع فرقه ها پرداخته بود. البته نویسنده این کتاب که امریکایی میباشد دهها سال وقت برای تحقیق بر روی روانشناسی فرقه ها اختصاص داده و به اشرافی بی نظیر در این رابطه رسیده است. ایشان این موضوع را بطور عام مورد تحقیق قرارداده اند و هیچ سازمان یا گروه خاصی مد نظرشان نبوده است. وقتی مطالب کتاب را میخواندم بدلیل اینکه خیلی عمیق ومحتوایی به بررسی این موضوع پرداخته شده بود حقیقتا بدرک جدید و کاملی از این مقوله رسیدم و همین امر باعث شد تا با مبنا قرار دادن همین کتاب در چند قسمت به مقایسه سازمان مجاهدین که خودش را سازمانی مترقی و امروزی و مدرن میداند بپردازم.<br /> ابتدا بصورت خلاصه تعریف فرقه را با کمک گرفتن از همین منبع توضیح میدهم سپس بصورت  تیتروار  به مقایسه آن با سازمان مجاهدین خواهم پرداخت.سازمانی که قریب به دو دهه از بهترین و تکرار نشدنی ترین سالیان عمرم را درآن سپری کردم و اکنون پس از جدایی از آن کابوس شوم که جهان خارج از خودم را  بدون عینکی که مجاهدین بچشم من و چند هزار نفر دیگر مثل من زده بودند نگاه میکنم چیزی جز افسوس و یا برای تسکین دردی که در دل دارم و در شیک ترین شکل آن چیزی جز تجربه ای بسا گران برایم نداشته است!<br /> در لغت فرقه بمعنی گروه یا سازمانیست که افراد آن برای رسیدن به اهدافی که رهبر مشخص میکند دست به کارهای خاص و تا حدود زیادی غیرعادی و البته خطرناک برای جامعه میزنند و همین مسئله آنان را از گروهای سیاسی و اجتماعی دیگر متمایز و حساب آنان را جدا میسازد. فرقه ها اساسا توسط شخصی که خود را رهبر معرفی کرده است هدایت میشوند که آن شخص قدرت برتر و بلا منازع میباشد که همه افراد بایستی نسبت به او سرسپردگی مطلق داشته باشند. که دقیقا این مثال مسعود رجوی در سازمان مجاهدین است. ایشان خودش را رهبری عقیدتی در بین نیروهایش معرفی کرده که تمامی نیروها بایستی از او اطاعت تشکیلاتی مطلق و بدون چون و چرا داشته باشند.هرکس کوچکترین حرفی روی حرف رهبر بزند به یک فرد غیر تشکیلاتی و نفوذی تبدیل میشود که مستحق سختترین تنبیهات روحی و روانی و در پاره ای از موارد حتی تنبیهات بدنی خواهد بود.ایشان البته با کمک دیگر سرکردگان نزدیک بخودش همانند مریم تصویری از خودش به نیروها القاء کرده که فردیست معصوم، بسیار توانمند و باهوش، شجاع و البته انقلابی که حتی قادر است بسیاری از اتفاقات را پیشگویی کند! اوهرگز دچار خطا یا حتی اشتباه نمیشود و اگر کسی باو شکی کند به گناه بزرگی دست زده است که بایستی ابتدا اعتراف و سپس مورد حمله دیگران با فحش و ناسزا در جمع قرار گیرد تا گناه او شاید که شسته شود! در سازمان مجاهدین دقیقا همانند گروه های فرقه ای، رجوی کسی است که مجازست به خصوصی ترین مسائل افراد وارد شود.او کسی است که تمام زنان و دختران سازمان بطورعام وتمامی زنان جهان بطورخاص در حریم او هستند و کسی حق ندارد به این حریم وارد شود.تآنجا که همسر یکی از قدیمی ترین دوستان خود یعنی مهدی ابریشمچی  را وادار بطلاق و ازدواج با خود کرد. و برای پوشاندن آبروریزیش، اسمش را انقلاب ایدئولوژیک گذاشت! <br /> در سازمان مجاهدین فداکاری وقتی معنی و ارزش دارد که این فداکاری برای رجوی باشد.مثلا کسی جانش را، مالش را، اعتبارش را، خانواده و فرزندان و پدر و مادر  و هر آنچه دارد را برای رجوی بدهد و انتظار هیچ هم نداشته باشد. خانواده وقتی ارزش دارد که در خدمت رجوی باشد. مثلا ایشان از پول این خانواده یا اعتبار این خانواده برای رسیدن به اهدافش استفاده کند.<br /> آنان در طول زمان به نیروهای خود فهمانده اند که رهبری قدرت بالاتراست و فراموش نمیکنم در نشستی مریم میگفت اگر کل سازمان یک نظر را بدهد ولی مسعود خلاف آنرا بگوید باید نظر مسعود اصل گرفته شود.زیرا او رهبر است و چیزهایی را میداند که هیچکس عقل ناقصش بدان نمیرسد! به نیروها در طول زمان فهمانده شده که هیچکس عقل سالم ندارد و همه در برابر رهبر عقل ناقص دارند.این موضوع در بین نیروها جا انداخته شده است که حتی خوشحالی و ناراحتی شما بایستی در راستای خوشحالی و ناراحتی رجوی باشد.عشق ورزیدن فقط به رهبر مجاز است. هیچکس را جز او نباید دوست داشت و هر عشقی جز او حرام و نامشروع است. سال 1368 شخص رجوی در قرارگاه اشرف در نشستی که به نشست های انقلاب ایدئولوژیک معروف بود رو به نیروها کرد و گفت: از شما میخواهم که فقط مرا دوست داشته باشید و همه عواطف و عشق خود را متوجه من کنید تا من هم موجبات رستگاری شما را فراهم کنم! یعنی با سوء استفاده از تعصبات دینی و عقیدتی، نیروهایش را تا اعماق اعتقاداتشان به زیر سیطره خود میکشاند.  این موضوع  در سازمان مجاهدین تئوریزه شده است که نیروها بدلیل اینکه زیرچتر رهبری عقیدتی هستند اگر مثلا در عملیات حتی افراد غیر نظامی را هم از بین ببرند گناهی مرتکب نشده اند. بهمین دلیل نیروهایشان در عملیاتهای مسلحانه  که در داخل خاک ایران انجام میدانند از کشتن غیر نظامی ها ابائی نداشتند!در سازمان مجاهدین همانند گروه هایی که خصوصیت فرقه ای دارند رهبر به هیچکس پاسخگو نیست و هر آنچه بخواهد بدون ترس از پاسخگویی به مرجع بالاتر انجام میدهد!در سازمان مجاهدین رهبر صاحب خون تک تک اعضاء میباشد و هرجا که لازم دید برای تثبیت خود از خون این افراد خرج میکند.دقیقا بهمین دلیل هم در اتفاق یک ما و اندی پیش که ارتش عراق وارد قرارگاه آنان شده بود به نیروهایش دستور داد  بجلوی تیر مستقیم سربازان عراقی بروند تا با کشته شدن این افراد مظلومیت سازمان بیشتر نشان داده شود!<br /> در تشکل های فرقه ای کسی که نقش رهبر را دارد سعی دارد با برخوردهای خشن یا باصطلاح قاطع  نیروهای خود را تحت تاثیر قرار دهد.این دقیقا شگرد رجوی بود. بخوبی بیاد دارم در نشستها رجوی با لحنی که خاص خودش بود صحبت هایی میکرد که براستی الان که آنروزها را در ذهنم مرور میکنم ما را تحت تاثیر قرار میداد.مثلا در نشستی یکی از مسولین از خستگی افراد تحت مسولیتش گلایه داشت و میگفت: بچه ها حرف شنوی ندارند.کارها پیش نمیرود و قر زدن خیلی زیاد شده و&#8230;    رجوی هم ابتدا با صحبتهای کلی و بی فایده همیشگی اش سعی بر رفع و رجوع موضوع طرح شده داشت که بایستی نیروها را به انقلاب مریم مجبور کنید و&#8230; بعد که دید آن فرد قانع نمیشود و باصطلاح گیر داده است، بیکباره لحن صحبتش کلا عوض شد و با حالت غضب آلود گفت: حذف فیزیکی میکنیم! مشت آهنین راه حل کسی است که بخواهد برای ما موش بدواند و مزاحمت ایجاد کند! و اولین کسی هم که برای این خط ونشان کشیدنش کف زد کسی جز مریم نبود!  <br /> از دیگر خصوصیات رهبران گروه های فرقه ای اینست که تمایل شدید باین دارند که از آنان تعریف شود.رجوی بطرز عجیبی عاشق خودش بود و براستی حاضر بود همه کس و همه چیز را فدای خودش کند. خوب بیاد دارم در همین نشست های طلاق یا بقول مجاهدین نشست های انقلاب یکی از نیروها بلند شد و برخلاف صحبت های رجوی نکاتی را عنوان کرد. در لحظه بهم ریختگی او را در چهره اش مشاهده میکردیم. البته با لحنی آرام و حرفه ای آنچنان جمع را برعلیه آن شخص شوراند که  مجبور شد چندین بار عذر خواهی کند و بخود فحش و ناسزا بگوید تا از آن مخمصه ای که درش افتاده بود نجات یابد. وحالا برعکسش هم صادق بود. اگر کسی از او تعریف و تمجید میکرد آنچنان بوجد میآمد و خوشحال میشد که تمامی نداشت.<br /> آری سازمان مجاهدین  بمعنی واقعی کلمه یک فرقه عقب مانده ایست که  جز ژست مدرن بودن چیزی در چنته ندارد!  در تبلیغاتشان میگویند سرلوحه ما فدا و صداقت است ولی براستی اسمشان را بایستی  تظاهر و دروغ نامید! گروهی که رهبری خودکامه و زور گو دارد که برای تحقق اهداف خود از انجام هر جنایتی فرو گذار نمیکند. <br /> ادامه دارد&#8230; باقری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10786">مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10786/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت شانزدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10208</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10208?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/19/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-16/</guid>

					<description><![CDATA[<p>.  به بچه‌ها چیزهایی در خصوص زندگی آموخته بودند که دکتر پری آنها را «داستانهای نفرت انگیز» می‌خواند که هیچ وجهی از خانواده و روابط خانوادگی آن طور که بچه‌ها در دنیای بیرونی با آنها آشنا می‌شوند، در آنها نبود. در‌این داستان‌ها به کوروش به عنوان پدرشان اشاره می‌شد، زیرا زوج‌ها در فرقه تماما از یکدیگر جدا شده بودند، خانواده‌ها از هم پاشیده بودند، و کوروش خود را به جای پدر تمامی ‌فرقه قرار داده بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10208">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت شانزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>بچه&zwnj;های واکو<br /> </strong>بیست و پنـج تـن از بیـش از هشتـاد نفری کـه در آتـش&zwnj;سـوزی دهشتنـاک فـرقـه شاخــه دیویدیان در ویکو در تگزاس مردند، بچه بودند. پیش از آن، طی مجادله&zwnj;ای با مأموران دولت فدرال، رهبر فرقه دیوید کوروش، 21 کودک را آزاد کرده بود که بین سنین پنج ماه تا دوازده سال بودند.&zwnj;این کودکان آزاد شده بدقت توسط دکتر بروس دی پری، پرفسور محقق در امور روانشناسی کودکان در مدرسه پزشکی بایلور در شهر هوستون در تگزاس مورد مطالعه قرار گرفتند. سابقه او در مطالعه بر روی کودکان و بزرگسالانی که ضربه روحی خورده بودند، به او &zwnj;این آمادگی را می&zwnj;داد تا بخوبی آنچه را او و همکارانش در میان کودکان شاخه دیویدیان یافتند، مشاهده و ارزیابی کند. به بچه&zwnj;ها چیزهایی در خصوص زندگی آموخته بودند که دکتر پری آنها را &laquo;داستانهای نفرت انگیز&raquo; می&zwnj;خواند که هیچ وجهی از خانواده و روابط خانوادگی آن طور که بچه&zwnj;ها در دنیای بیرونی با آنها آشنا می&zwnj;شوند، در آنها نبود. در&zwnj;این داستان&zwnj;ها به کوروش به عنوان پدرشان اشاره می&zwnj;شد، زیرا زوج&zwnj;ها در فرقه تماما از یکدیگر جدا شده بودند، خانواده&zwnj;ها از هم پاشیده بودند، و کوروش خود را به جای پدر تمامی &zwnj;فرقه قرار داده بود. اغلب کودکان در خصوص والدین خود صرفا به صورت اعضای بزرگسال فرقه فکر می&zwnj;کردند و برادران و خواهران خود را دوستان یا آشنایان فرض می&zwnj;کردند. زمانی که دکتر پری از بچه&zwnj;ها خواست تصاویری از خانواده خود بکشند، آنها تصاویری از گروه&zwnj;های مختلف فرقه و یا خود کوروش کشیدند؛ حتی اگر هیچ نسبتی با او نداشتند. برخی کودکان حتی&zwnj; ایده مبهمی &zwnj;از خانواده خود نیز نداشتند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10208">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت شانزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10208/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت پانزدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10201</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10201?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/18/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-15/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بچه‌های فرقه معبد خلق‌ها پیوسته مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گرفتند. در حالی ‌که گروه هنوز در کالیفرنیا بود، دختران نوجوان در سنین پانزده سال مجبور بودند با افراد با  نفوذی که جونز تعیین می‌کرد روابط جنسی برقرار نمایند. یک مربی کودکان در جونزتاون دارای سوابق سوء استفاده از کودکان بود، و جونز خودش به  برخی از بچه‌ها تجاوز می‌کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10201">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت پانزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>بچه&zwnj;های جونز تاون</strong><br /> بچه&zwnj;های فرقه معبد خلق&zwnj;ها پیوسته مورد سوء استفاده جنسی قرار می&zwnj;گرفتند. در حالی &zwnj;که گروه هنوز در کالیفرنیا بود، دختران نوجوان در سنین پانزده سال مجبور بودند با افراد با نفوذی که جونز تعیین می&zwnj;کرد روابط جنسی برقرار نمایند. یک مربی کودکان در جونزتاون دارای سوابق سوء استفاده از کودکان بود، و جونز خودش به برخی از بچه&zwnj;ها تجاوز می&zwnj;کرد. اگر شوهران و همسرانشان در حالی&zwnj;که به طور خصوصی در طی یک دیدار صحبت می&zwnj;کردند گیر می&zwnj;افتادند، دختران آنان مجبور می&zwnj;شدند تا در ملأ عام به خود ارضایی بپردازند یا با کسی که خانواده از او خوشش نمی&zwnj;آمد، در برابر تمامی&zwnj;اهالی جونزتاون از بزرگ و کوچک رابطه جنسی برقرار نمایند. <br /> جونز به کودکان داروهای قوی روان گردان می&zwnj;داد. آنها همچنین سوژه ترور مراسم خودکشی جمعی 42 نفره بودند. تا آخرین نوبت؛ یعنی شب سفید نهایی، آنها هرگز نمی&zwnj;دانستند که مراسم یک تمرین است و یا &zwnj;اینکه واقعی است. <br /> جونز در حال کشیدن نقشه پایان دادن به فرقه به صورت قتل- خودکشی، حداقل پنج سال قبل از رخ دادن آن بود. در سال1973، او به عضو فرقه گریس استون گفت: &laquo;همه خواهند مرد، به غیر از من البته، من لازم است که برای اعتقادمان به تجمیع کنار بمانم و توضیح بدهم که چرا &zwnj;این کار را کردیم.&raquo; جونز به یک عضو نوجوان به نام لیندا میتل گفت: &laquo;ما همه خودکشی خواهیم کرد، اول بچه&zwnj;ها را می&zwnj;کشیم، سپس خودمان را&raquo;. در اواخر سال 1975، جونز برنامه&zwnj;های خودکشی شب سفید را شروع کرد که در آن به اعضا نوشیدنی داده می&zwnj;شد و گفته می&zwnj;شد که مسموم شده&zwnj;اند و ظرف چند دقیقه خواهند مرد. نگهبانان در اطراف بودند و هیچ کس نمی&zwnj;توانست محل را ترک کند.&zwnj;این برنامه&zwnj;ها در سان فرانسیسکو شروع شد و در گویان ادامه یافت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10201">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت پانزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10201/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت چهاردهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10187</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10187?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/17/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-14/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مقر فرقه در جنگل‌های گویان، بچه‌ها به لحاظ فیزیکی در شرایطی فشرده زندگی می‌کردند؛ به طوری که یاد آور وضعیت بردگان در کشتی‌های قدیمی‌ بود. غذا به سختی قابل خوردن و مراقبت‌های پزشکی و لباس غیر کافی بود. بچه‌ها از والدین و خواهر و برادر خود جدا شده بودند و تحت مراقبت مربیان و معلمان کودکستان و والدین مشخص شده قرار داشتند، که آنها را در گروه‌های حدود دوازده نفره هدایت می‌کردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10187">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت چهاردهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>بچه&zwnj;های جونزتاون</strong><br />&#8230; از 912 عضو فرقه معبد خلق&zwnj;ها که مردند، 276 نفر بچه بودند. در مقر فرقه در جنگل&zwnj;های گویان، بچه&zwnj;ها به لحاظ فیزیکی در شرایطی فشرده زندگی می&zwnj;کردند؛ به طوری که یاد آور وضعیت بردگان در کشتی&zwnj;های قدیمی&zwnj; بود. غذا به سختی قابل خوردن و مراقبت&zwnj;های پزشکی و لباس غیر کافی بود. بچه&zwnj;ها از والدین و خواهر و برادر خود جدا شده بودند و تحت مراقبت مربیان و معلمان کودکستان و والدین مشخص شده قرار داشتند، که آنها را در گروه&zwnj;های حدود دوازده نفره هدایت می&zwnj;کردند. <br /> بچه&zwnj;ها اجازه داشتند فقط به صورت خیلی مختصر در شب والدین خود را ببینند، چرا که می&zwnj;بایست در عوض توجه خود را به جونز و همسرش معطوف نمایند و به آنها به صورت پدر و مادر نگاه کنند. بچه&zwnj;ها برای جاسوسی علیه پدر و مادر خود جایزه می&zwnj;گرفتند. <br /> کسانی که بالای سن شش سال داشتند، لازم بود &laquo;خدمت عمومی&raquo; انجام دهند؛ کار سخت شامل کار در منطقه جنگلی و احداث ساختمان از 7 صبح تا 6 بعد از ظهر در درجه حرارتی در حد 100 درجه فارنهایت بود. نوجوانان بیش از نیمی&zwnj;از کارهای ساختمانی سنگین را در جونزتاون انجام دادند. <br /> به عنوان تنبیه، بچه&zwnj;ها به داخل چاهی تاریک &zwnj;انداخته می&zwnj;شدند و از قبل به آنها گفته می&zwnj;شد که در آنجا مارهای سمی&zwnj;در انتظارشان هستند.آنها در یک جعبه چوبی به&zwnj;اندازه&zwnj;های شش فوت در سه فوت در چهار فوت برای هفته&zwnj;ها در نوبتهای مختلف &zwnj;انداخته می&zwnj;شدند. دندانهای آنها بر اثر کتک زدن در انظار عمومی&zwnj; شکسته می&zwnj;شد، وادار می&zwnj;شدند تا سوراخی بکنند و مجددا آن را پر کنند، و در یک زیرزمین کوچک حبس می&zwnj;شدند. جونز اغلب به تماشای کتک زدن بچه&zwnj;ها توسط گاردهای امنیتی با سوئیچ، کمربند و چوب بلند مشغول می&zwnj;شد. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10187">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت چهاردهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10187/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت سیزدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10175</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10175?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/15/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-13/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مراسم یادبودی، دختری که نجات یافته بود، درباره دوستش که کشته شد صحبت کرد.‌این دختر گفت که دوست او نمی‌دانست که دنیای خارج از فرقه چگونه است، ولی گاهی در خصوص آن صحبت می‌کرد و می‌گفت: «فقط برای یک روز مایلم بدانم که جهان خارج از فرقه چگونه است.» او می‌خواست‌این شانس را داشته باشد، ولی هرگز آن را به دست نیاورد. او راهی برای خروج از فرقه نداشت، زیرا هیچ کسی را برای مراجعه و درخواست کمک نداشت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10175">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت سیزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نجات کودکان</strong><br />&#8230; من با تعدادی از اعضای سابق فرقه معبد خلقها، که به دلیل&zwnj;اینکه زمانی&zwnj;که شب نهایی سفید ـ شبی که جونز از کل فرقه خواست تا آماده خودکشی شوند &zwnj;ـ فرا رسید، یا در جونز تاون در گویان بودند و یا به &zwnj;ایالات متحده بازگشته بودند و زنده ماندند، مصاحبه یا مشاوره کرده ام. برای آنان و برای بستگانی که خانواده خود را در آنجا از دست دادند، خاطرات مربوطه دردناک است. همه ساله،&zwnj; این خانواده&zwnj;ها از عموم درخواست می&zwnj;کنند تا با واقعیت فرقه&zwnj;ها روبه&zwnj;رو شوند، و آنها در حالی&zwnj;که برایشان رشد فرقه&zwnj;ها به معما بدل شده است، شاهدند که هزاران پدر و فرزند هنوز در اسارت هستند. <br /> در آخرین مراسم یادبود جونز تاون زوج جالبی شرکت کرده بودند: استفان جونز، پسر جیم جونز، و پاتریشیا رایان، دختر نماینده کنگره آمریکا که به فرمان جونز در فرودگاه محلی پورت کایتوما کشته شد.&zwnj;این دو جوان به&zwnj;این امید با یکدیگر دیدار کردند که دیگر اتفاقی مثل جونزتاون نیفتد. آنها هر دو در قلبشان می&zwnj;دانند که&zwnj;این واقعه می&zwnj;تواند بارها و بارها تکرار شود. <br /> در مراسم یادبودی، دختری که نجات یافته بود، درباره دوستش که کشته شد صحبت کرد.&zwnj;این دختر گفت که دوست او نمی&zwnj;دانست که دنیای خارج از فرقه چگونه است، ولی گاهی در خصوص آن صحبت می&zwnj;کرد و می&zwnj;گفت: &laquo;فقط برای یک روز مایلم بدانم که جهان خارج از فرقه چگونه است.&raquo; او می&zwnj;خواست&zwnj;این شانس را داشته باشد، ولی هرگز آن را به دست نیاورد. او راهی برای خروج از فرقه نداشت، زیرا هیچ کسی را برای مراجعه و درخواست کمک نداشت. <br /> برآورد شده است که هزاران بچه کوچک در فرقه&zwnj;ها هستند و فقط پنج هزار بچه و نوجوان در فرقه&zwnj;ای که از&zwnj;ایالات متحده برای استقرار در اروپا و جاهای دیگر عزیمت کرد، وجود دارند. بنیاد تونی و سوزان آلاموبه تبلیغات ملی خود شناخته می&zwnj;شود که از زنان باردار می&zwnj;خواستند تا بچه&zwnj;های خود را به بنیاد بدهند تا به جای &zwnj;اینکه سقط شوند، زنده بمانند و رشد کنند. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10175">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت سیزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10175/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت دوازدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10159</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10159?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/13/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-12/</guid>

					<description><![CDATA[<p>«جیم جونز» در جونزتاون تعدادی مختصص پزشکی داشت که شامل لاری شاخت یک پزشک جوان، و چندین پرستار می‌شد. میزان زیادی دارو از سان فرانسیسکو برای استفاده در «واحد مراقبت‌های گسترده» فرقه؛ جایی که قانون شکنان فرقه یا کسانی که می‌خواستند جدا شوند در آنجا محبوس و سپس رام می‌شدند، فراهم می‌گردید. شاخت و پرستاران «معبد خلقها» از دارو برای تنبیه، ارعاب و کنترل پیروان جونز استفاده می‌کردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10159">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت دوازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>متخصصان بهداشت و درمان</strong><br /> &laquo;جیم جونز&raquo; در جونزتاون تعدادی مختصص پزشکی داشت که شامل لاری شاخت یک پزشک جوان، و چندین پرستار می&zwnj;شد. میزان زیادی دارو از سان فرانسیسکو برای استفاده در &laquo;واحد مراقبت&zwnj;های گسترده&raquo; فرقه؛ جایی که قانون شکنان فرقه یا کسانی که می&zwnj;خواستند جدا شوند در آنجا محبوس و سپس رام می&zwnj;شدند، فراهم می&zwnj;گردید. شاخت و پرستاران &laquo;معبد خلقها&raquo; از دارو برای تنبیه، ارعاب و کنترل پیروان جونز استفاده می&zwnj;کردند. دکتر شاخت و پرستاران جونزتاون در مقابل میز &zwnj;ایستاده، سیانور پتاسیم آماده می&zwnj;کردند که برای افزودن به نوشابه و یا پر کردن سرنگ&zwnj;ها جهت کشتن پیروان استفاده می&zwnj;شد. دکتر و پرستاران نیز جان خود را در&zwnj;این کشتار از دست دادند. بعد از مرگ&zwnj;هایی که در آنجا اتفاق افتاد، یک محقق بیش از یازده هزار دوز تورازین، یک آرامبخش بسیار قوی، و میزان درخور توجهی کوالود، دمرال، والیوم، و مورفین در آنجا یافت. پرسنل درمانی جونز به نظر می&zwnj;رسد که بعد از دکترهای آلمان نازی در اردوگاههای مرگ جنگ جهانی دوم در رده بعدی قرار می&zwnj;گرفتند که تعهدات اخلاقی خود را در برابر مقدم شمردن حیات و کمک به بیماران کنار گذاشته بودند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10159">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت دوازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10159/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت یازدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10148</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10148?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/12/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-11/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در آن فرقه، رهبر «تجارب ماراتونی» بسیاری را به اجرا در می‌آورد، که معمولا روزهای جمعه عصر شروع شده و تا یکشنبه ادامه می‌یافت. در طی‌این تجارب، رهبر و پیروانش از همه سنین در برابر یک بوفه مملو از مشروبات الکلی، ماریجوانا (ماریوانا)، کوکائین، و آمفتامین، با خواب بسیار کم، دلی از عزا در می‌آوردند. رهبر حلقه‌ای از به اصطلاح زنان و همسران داشت، و وقتی او کارش با زنانش در اقامتگاه خصوصی اش در طی‌این جلسات تمام می‌شد، غالبا نسبت به آنها در بازی‌های جنسی‌اش با خشونت رفتار می‌کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10148">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت یازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>متخصصان بهداشت و درمان</strong><br /> &laquo;سارا&raquo;، یک پیراپزشک (کمک پزشک) تجربی، درگیر فرقه کوچکی در کالیفرنیـا شد.<br /> در آن فرقه، رهبر &laquo;تجارب ماراتونی&raquo; بسیاری را به اجرا در می&zwnj;آورد، که معمولا روزهای جمعه عصر شروع شده و تا یکشنبه ادامه می&zwnj;یافت. در طی&zwnj;این تجارب، رهبر و پیروانش از همه سنین در برابر یک بوفه مملو از مشروبات الکلی، ماریجوانا (ماریوانا)، کوکائین، و آمفتامین، با خواب بسیار کم، دلی از عزا در می&zwnj;آوردند. رهبر حلقه&zwnj;ای از به اصطلاح زنان و همسران داشت، و وقتی او کارش با زنانش در اقامتگاه خصوصی اش در طی&zwnj;این جلسات تمام می&zwnj;شد، غالبا نسبت به آنها در بازی&zwnj;های جنسی&zwnj;اش با خشونت رفتار می&zwnj;کرد. <br /> سارا در&zwnj;این حلقه همسران نبود، ولی بعد از &zwnj;این برنامه&zwnj;ها جهت مداوای کبودی&zwnj;ها و سایر صدماتی که به زنان وارد شده بود، فراخوانده می&zwnj;شد. اگر چه برخی نیاز به مداوای پزشکی جدی تری داشتند، ولی به محل استقرار فرقه برگردانده می&zwnj;شدند. بعد از ترک گروه، سارا دچار افسردگی شد و عمیقا خود را به خاطر نداشتن شجاعت یا عدم حساسیت اخلاقی جهت ترک زودتر یا اقدام به کمک به سایر زنان برای خلاصی از&zwnj; این سوء رفتار، سرزنش می&zwnj;کرد. او مدام با خود تکرار می&zwnj;کرد: &laquo;من آنها را مداوا می&zwnj;کردم تا بتوانند بیشتر بمانند&raquo;.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10148">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت یازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10148/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت دهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10142</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10142?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jan 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/01/11/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b3-10/</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک‌ بار، زمانی که من با دو عضو سابق فرقه که علیه فرقه مربوطه شکایت کرده بودند مصاحبه‌هایی انجام می‌دادم، هر روز صبح یک موش صحرایی قهوه‌ای بزرگ مرده ـ که یک چوب آب نبات در قلبش فرو شده بود ـ بر روی پله‌های درب ورودی خانه، پیش از آنکه اعضای سابق مذکور مراجعه کنند، گذاشته می‌شد. بی شک، ‌این کار به این جهت انجام می‌پذیرفت که به من و همچنین آنان خاطر نشان شود که ما همگی «موش صحرائی» هستیم. در همان دوران، یک روز بیش از بیست موش</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10142">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>آزار و اذیت فوق العاده</strong><br />&#8230; یک&zwnj; بار، زمانی که من با دو عضو سابق فرقه که علیه فرقه مربوطه شکایت کرده بودند مصاحبه&zwnj;هایی انجام می&zwnj;دادم، هر روز صبح یک موش صحرایی قهوه&zwnj;ای بزرگ مرده ـ که یک چوب آب نبات در قلبش فرو شده بود ـ بر روی پله&zwnj;های درب ورودی خانه، پیش از آنکه اعضای سابق مذکور مراجعه کنند، گذاشته می&zwnj;شد. بی شک، &zwnj;این کار به این جهت انجام می&zwnj;پذیرفت که به من و همچنین آنان خاطر نشان شود که ما همگی &laquo;موش صحرائی&raquo; هستیم. در همان دوران، یک روز بیش از بیست موش صحرایی بزرگ قهوه&zwnj;ای ـ که البته&zwnj; این بار زنده بودند ـ در خانه من رها شدند. من گمان می&zwnj;کنم که فرقه مربوطه می&zwnj;خواسته است موش&zwnj;های صحرایی در خانه من پخش شوند، ولی از آنجا که موش&zwnj;ها در مجرای منتهی به اتاق زیر شیروانی گذاشته شده بودند، لذا یک گله موش در اتاق زیر شیروانی آنقدر&zwnj;این طرف و آن طرف دویدند تا همه آنها را گرفتند و بیرون بردند. <br /> من یک بار در یک کیس حقوقی که در آن هیأت منصفه به یک عضو سابق فرقه حکــم پرداخت غرامت چند میلیون دلاری علیه فرقه مربوطه را داده بود، شهادت دادم. شهادت من بیان می&zwnj;کرد که چگونه عملکرد فرقه و نحوه رفتار با مرد یاد شده، آنقدر برایش در طی آن مدت زمان خرد کننده و دارای عواقب تخریبی بوده است که او بیمار روانی شده است. فردای روزی که هیأت منصفه حکم خود را صادر کرد، فرقه شروع به اقدام برای اقامه شکایتی مغرضانه به خاطر برخی اتهامات ساختگی علیه مرد مذکور، وکیل وی، و متخصصانی که برای او شهادت داده بودند کرد، که صرفا برای اذیت و آزار و گذاشتن هزینه سنگین بر روی دست همه ما بود. البته، کیس آنان پس از گذشت سالها توسط قاضی ای در جنوب کالیفرنیا کنار گذاشته شد. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10142">برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما &#8211; قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10142/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
