<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کتاب روزهای تاریک بغداد</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%ba%d8%af%d8%a7%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-روزهای-تاریک-بغداد</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 15 Apr 2026 07:40:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کتاب روزهای تاریک بغداد</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-روزهای-تاریک-بغداد</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ماجرای زیر تیغ رفتن مریم اکبرزادگان، محافظ شخصی مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68214</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68214#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 07:27:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مریم اکبرزادگان]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب روزهای تاریک بغداد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68214</guid>

					<description><![CDATA[<p>بخش عمده‌ای از کتاب روزهای تاریک بغداد نوشته محمدحسین سبحانی به دوران طلاق‌های اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق مربوط است. در صفحاتی از این بخش، سبحانی به ماجرایی درباره خواهر زاده مهدی ابریشمچی می‌پردازد. مریم اکبرزادگان، که به واسطه نسبت خویشاوندی‌اش با ابریشمچی مراحل ترقی سازمانی را به سرعت طی کرد و یکی از فرماندهان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68214">ماجرای زیر تیغ رفتن مریم اکبرزادگان، محافظ شخصی مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بخش عمده‌ای از کتاب روزهای تاریک بغداد نوشته محمدحسین سبحانی به دوران طلاق‌های اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق مربوط است. در صفحاتی از این بخش، سبحانی به ماجرایی درباره خواهر زاده مهدی ابریشمچی می‌پردازد. مریم اکبرزادگان، که به واسطه نسبت خویشاوندی‌اش با ابریشمچی مراحل ترقی سازمانی را به سرعت طی کرد و یکی از فرماندهان این تشکیلات شد اما او نیز از جلسات به اصطلاح “تیغ کشی” رهایی نیافت.</p>
<p>سبحانی توضیح می‌دهد که “زیر تیغ رفتن” یا “تیغ کشی” اصطلاحی بود که رجوی در فرهنگ سازمان مجاهدین خلق جاری کرد و مفهوم آن تهاجم و انتقاد شدید و غیرمتعارف همراه با دشنام و تهدید بود.</p>
<p>مریم اکبرزادگان یکی از فرماندهان حفاظت و همچنین محافظ شخصی مریم رجوی و فهیمه اروانی بود. در آن زمان فهیمه اروانی مسئول اول سازمان بود. سبحانی روزی را به خاطر می‌آورد که اکبرزادگان با چهره‌ای ناراحت و عبوس از دفتر مریم رجوی خارج می‌شود و همان شب جلسه تیغ کشی برای او برگزار می‌شود. این جلسه به گردانندگی ابراهیم ذاکری برای مسئولین و فرماندهان حفاظت برگزار شد که سبحانی نیز یکی از آنها بود.</p>
<p>از افراد دیگری که در این جلسه حضور داشتند می‌توان از وجیهه کربلایی و رقیه عباسی نام برد. نگارنده پیش‌تر در توصیف خوی رقیه عباسی مطالبی گردآوری کرده است. درباره وجیهه کربلایی نیز در کتاب روزهای تاریک بغداد چنین آمده است: وجیهه کربلایی از دانشجویان دانشگاه تهران بود که بعد از انقلاب 22 بهمن 1357 به سازمان پیوست. وی بعد از آغاز بحث‌های “انقلاب ایدئولوژیک و طلاق‌های اجباری” رشد تشکیلاتی سریعی کرد. وی در سال 1370 هنگامی که مسئولیت ستاد حفاظت به عهده ابراهیم ذاکری بود، به معاونت وی منصوب شد. او وضعیت ایدئولوژیک و تشکیلاتی افراد و میزان پایبندی آنان به طلاق‌های اجباری را چک و کنترل می‌کرد.</p>
<p>با این مقدمات شرح جلسه تیغ کشی به مریم اکبرزادگان را به قلم محمدحسین سبحانی از نظر می‌گذرانیم:</p>
<p>ابراهیم ذاکری نشست را بسیار جدی و با قیافه‌ای عصبی و بدون هیچ مقدمه‌ای این گونه آغاز کرد: “مریم می‌خواهی چکار کنی؟ خودت را تعیین تکلیف کن! زودباش معطل نکن!”</p>
<p>مریم اکبرزادگان سکوت کرده بود و چیزی نمی‌گفت. سکوت مریم اکبرزادگان تهاجم جدی‌تر ابراهیم ذاکری را به دنبال داشت و گفت: “امشب باید وضعیت خود را مشخص کنی! اگر بریدی بگو بریدم! معطل نکن!”</p>
<p>…بعد از ابراهیم ذاکری نوبت به وجیهه کربلایی رسید تا به مریم اکبرزادگان تهاجم کند یا به قول مسعود رجوی “تیغ” بکشد. وی گفت: “باید طلاق ایدئولوژیک باشد وگرنه برگشت پذیر است.” سپس مریم اکبرزادگان را مخاطب قرارداد و گفت: “چرا حرف نمیزنی و خودت را به موش مردگی می‌زنی؟”</p>
<p>بعد از وارد شدن وجیهه کربلایی به تیغ کشی، ابراهیم ذاکری این بار لحن خود را از حالت تهاجمی خارج کرد و شیوه جذب و تشویق را پیش گرفت و به جمع و به طور خاص به مریم اکبرزادگان گفت: “کسی که خواهر مریم را گرفته باشد، جسارت ایدئولوژیک و شهامت شیرجه رفتن برای بیرون ریختن تناقضات خود را دارد و خودش تلاش می‌کند تا هرچه سریعتر خود را پاکیزه کند. راه پاکیزگی نیز این است که فرد برای بردن آبروی خود پیش قدم شود تا آبروی مسعود و مریم را بخرد.”</p>
<p>حالا شما فکر می‌کنید جرم مریم اکبرزادگان چه بود؟</p>
<p>قضیه از این قرار بود که مریم اکبرزادگان یک عکس از مراسم ازدواج مسعود رجوی و مریم رجوی در 30 خرداد 1364 در شهرک اوور سوردواز پاریس را زیر شیشه میز کار خود قرار داده بود تا هر لحظه به فکر خواهر مریم و برادر مسعود باشد.</p>
<p>البته تا اینجا اشکالی وجود نداشت، تازه خیلی هم مثبت بود. ولی اشکال کار این بود که در گوشه عکس مسعود و مریم، تصویر کوچکی هم از محمدرضا وشاق از مسئولین حفاظت دیده می‌شد.</p>
<p>لازم به یادآوری است که محمدرضا وشاق شوهر مریم اکبرزادگان بود و یک شیر پاک خورده‌ای این نکته ظریف در عکس مورد نظر را دیده و برای سازمان گزارش کرده بود. سازمان هم این عکس را نشانه‌ای از عمق نداشتن کینه و نفرت مریم اکبرزادگان از همسرش محمدرضا وشاق می‌دانست.</p>
<div id="attachment_68216" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68216" class="size-full wp-image-68216" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Vashagh-Rajavi-1.jpg" alt="محمدرضا وشاق در گوشه عکس" width="600" height="349" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Vashagh-Rajavi-1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Vashagh-Rajavi-1-300x175.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-68216" class="wp-caption-text">محمدرضا وشاق در گوشه عکس</p></div>
<p>ابراهیم ذاکری خطاب به مریم اکبرزادگان استدلال می‌کرد که “اگر توهنوز بین خودت و همسرت نخ نداری، چرا از میان عکس‌های مختلف مسعود و مریم از این عکس استفاده کرده‌ای؟”</p>
<p>ولی مریم اکبرزادگان این انتقاد را قبول نمی‌کرد و می‌گفت: “گذاشتن این عکس اتفاقی بوده و من اصلا حواسم به گوشه عکس نبوده و تمام توجهم به مریم و مسعود بوده است و…”</p>
<p>سبحانی در ادامه این خاطره، گذری نیز به آینده مریم اکبرزادگان می‌زند که چگونه در پی این تحقیرها، خود تبدیل به هیولایی از جنس ابراهیم ذاکری و مسعود رجوی شد:</p>
<p>جالب است بدانید هنگامیکه مریم اکبرزادگان در سال 1377 فرمانده مرکز 6 سازمان شد، درسهای گرفته شده از ابراهیم ذاکری و مسعود رجوی را تمام و کمال پس می‌داد و به بچه هایی که در نشست‌های جمعی منتقد و معترض بودند، توهین و دشنام می‌داد. او در نشست‌های مغزشویی می‌گفت: “شما چرا نون‌های وحشی و مادینه‌هایتان را طلاق نمی‌دهید؟”</p>
<p>منظور از “نون”، حرف اول اصطلاح “نرینه وحشی” است که در بحث های انقلاب ایدئولوژیک برای مردها به کار می‌رفت و “مادینه” و همچنین “عفریته” اصطلاحاتی بودند که مسعود رجوی تولید کرده بود که آقایان برای طلاق اجباری همسران خود را با آنها خطاب قرار دهند.</p>
<p>محمدحسین سبحانی از اعضای رده بالای تشکیلات بود که در آن روزها عضو “شورای مرکزی سازمان” بود و به سمت “معاونت هیئت اجرایی” ارتقا یافته بود. (با استناد به نشریه مجاهد، شماره فوق العاده پاییز 1370) او در ابتدای سال 71 به دلیل طرح دیدگاه هایش و انتقادهایی پیرامون استراتژی مبارزه مسلحانه و حضور سازمان در عراق تحت برخورد تشکیلاتی قرار گرفت. نشست‌های چندین ساعته با حضور مسعود رجوی و دیگر مسئولین او را از ایستادگی بر سر دیدگاه هایش باز نداشت و نتیجه این مقاومت، مجموعا 9 سال بازداشت، شکنجه و زندان انفرادی در زندان‌های کمپ اشرف و ابوغریب عراق بود. سبحانی که اکنون به عنوان پناهنده سیاسی کشور ساکن آلمان ست، در سال 1383 کتاب خاطرات خود از زندان مجاهدین را با عنوان “روزهای تاریک بغداد”، منتشر کرد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68214">ماجرای زیر تیغ رفتن مریم اکبرزادگان، محافظ شخصی مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68214/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین خلق&#124; ترور سرد و ترور گرم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64730</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64730#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Apr 2025 10:58:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب روزهای تاریک بغداد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64730</guid>

					<description><![CDATA[<p>بدون تردید شیوه های سرکوب و تصفیه اعضا و مسئولین منتقد سازمان مجاهدین، به ویژه تصفیه علی زرکش به عنوان فرد شماره دو سازمان، ریشه در &#8221; مبارزه مسلحانه&#8221; و &#8221; فرهنگ خشونت طلبی&#8221; و الگو برداری سازمان مجاهدین و رهبری آن از شیوه های استالین دارد. به واقع عملکرد استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64730">سازمان مجاهدین خلق| ترور سرد و ترور گرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بدون تردید شیوه های سرکوب و تصفیه اعضا و مسئولین منتقد سازمان مجاهدین، به ویژه تصفیه علی زرکش به عنوان فرد شماره دو سازمان، ریشه در &#8221; مبارزه مسلحانه&#8221; و &#8221; فرهنگ خشونت طلبی&#8221; و الگو برداری سازمان مجاهدین و رهبری آن از شیوه های استالین دارد. به واقع عملکرد استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی در قبال مخالفین خود در حزب کمونیست شوروی و تبعید و پرونده سازی برای مخالفین سیاسی خود نشانه کاملی از سرکوب پنهان و &#8221; ترور سرد&#8221; می باشد.</p>
<p>استالین به دلیل مشارکت در سرنگون کردن حاکمان خشونت طلب قبلی ( حکومت تزاری روسیه) به آسانی می توانست به مردم شوروی بقبولاند که با دشمنان واقعی می جنگد و خائنان را از بین می برد. اتهامات اعضا و مسئولین منتقد حزب کمونیست آنچنان سنگین بود و آنقدر تکرار می شد که احتمال یک فریبکاری سیستماتیک غیرممکن به نظر می رسید و سرنوشت مخالفین سیاسی و دگر اندیشانی  که ربوده و مفقود می شدند در پرده ای از سکوت در مطبوعات سال های 1936 و 1937 چاپ مسکو سپری می شد. بازداشت صدها تن از مسئولان حزبی در هیچکدام از روزنامه ها منعکس نشد، حتی افراد نزدیک و مؤثر حزب کمونیست شوروی نیز در جریان بازداشت ها قرار نمی گرفتند.</p>
<p>استالین توانست حتی رقیب قدرتمند سیاسی خود تروتسکی را که به همراه بوخارین و زیوانوف و خودش تحت رهبری لنین قرار داشتند، را از میدان قدرت خارج کند.</p>
<p>او ابتدا تروتسکی را با همین هدف به ترکیه تبعید کرد و سپس تروستکی از دولت فرانسه و سپس نروژ پناهندگی گرفت و در آن کشورها  اقامت گزید. تروتسکی هنگام اقامت در نروژ بر اثر فشارهای بین المللی استالین بر کشور نروژ، ناگزیر به مکزیک رفت. او در آنجا توسط حدود 15 الی 29 نفر از اعضای حزب کمونیست مکزیک مورد تهاجم و &#8221; ترور گرم&#8221; قرار گرفت، ولی تروتسکی از این ترور جان سالم به در برد. ولی در نهایت استالین چند ماه بعد توانست با رخنه دادن یک نفر نفوذی در محیط کار تروتسکی، او را به قتل برساند.</p>
<p>تفکر و شیوه های سرکوب استالین ، آینه بسیار شفافی از &#8221; ترور سرد&#8221; و &#8221; فرهنگ خشونت طلبی&#8221; در درون جامعه شوروی و &#8221; ترور گرم&#8221; و عملیات های مسلحانه و تروریستی در قالب &#8221; جنبش های رهایی بخش&#8221; در سطح  جهان بوده است.</p>
<p>همین تاکتیک &#8221; ترور سرد&#8221; و حتی اقدام به &#8221; ترور گرم&#8221; در مناسبات فرقه ای سازمان مجاهدین در عراق نیز وجود داشته است. بسیاری از کادرها و مسئولین سازمان مجاهدین به دلیل مخالفت با &#8221; مبارزه مسلحانه&#8221; و داشتن دیدگاه های انتقادی، بطور پنهانی دستگیر و به سلول های انفرادی منتقل می شدند.</p>
<p>اساساً یکی از هدف های آقای رجوی در بکارگیری سلول های انفرادی، مخفی ماندن دستگیری ها و درز نکردن خبر آنها به درون و بیرون تشکیلات بود. رجوی برای پنهان ماندن دستگیری اعضا و مسئولین منتقد سازمان، انتقال تشکیلاتی و تغییر محل کار و فعالیت فرد از یک قرارگاه به قرارگاه دیگر و یا اعزام به یک مأموریت تشکیلاتی را، برای دیگر اعضا صحنه سازی  می کرد و سپس فرد را به زندان انفرادی منتقل میکرد.</p>
<p>در این شرایط اعضای سازمان با توجه به اصل &#8221; اعتماد تشکیلاتی&#8221;  به هیچ وجه نمی توانستند، متوجه شوند که فرد بازداشت شده است. حتی همسر،  شوهر یا اعضای خانواده عضو زندانی شده نیز در جریان بازداشت  زندانی شدن فرد قرار نمی گرفتند. در این جا یکی از تاکتیک هایی را که مسعود رجوی در پنهان نگهداشتن زندانی شدن اعضا و مسئولین سازمان بکار میگرفت، برایتان تعریف می کنم:</p>
<p>&#8221; اسفند 1376 بود. تا آن روز نزدیک به 5 سال بود که در سلول انفرادی در بدترین شرایط زندانی بودم. یکی از شروطی که مسعود رجوی و نماینده وی مهوش سپهری برای انتقال من به یک زندان مناسب با امکانات بیشتر گذاشته بودند، این بود که من باید با کت و شلوار و کراوات بسیار شیک و یک ساک مخصوص سفرهای اروپایی، برای یک الی دو ساعت تحت عنوان &#8221; عادی سازی&#8221; به محیطی که دیگر اعضا و مسئولین سازمان در حال کار بودند، بروم. تا بدین ترتیب سازمان بتواند وانمود کند که من در طول چند سالی که زندان بوده ام &#8211;  و اعضا و مسئولین سازمان من را ندیده اند – به مأموریت اروپا رفته بوده ام.</p>
<p>مسعود رجوی بر اساس چنین تاکتیک هایی و با الهام از روش های استالین توانست، حتی علی زرکش فرد شماره 2 سازمان و رقیب سیاسی خود را از صحنه حذف کند. در صفحه 43 کتاب &#8221; اسناد مکاتبات من و مسعود رجوی&#8221; نوشته آقای شاهسوندی عضو سابق شورای مرکزی و از مسئولین قدیمی سازمان مجاهدین آمده است</p>
<p>&#8221; آن نیمه شب مهرماه 1365، که محمد علی جابرزاده انصاری در نشستی که به همین منظور تشکیل شده بود، بدون هیچ مقدمه و تنها با گرفتن تضمین های شداد و غلاظ باصطلاح دو قبضه دائر بر فاش نکردن این مهمترین سر تاریخ سازمان ، بدون ذکر هیچ دلیل و برهانی ( چه از جانب علی زرکش و چه از جانب سازمان) گفت که در جلسه ای با حضور مسعود و مریم و دفتر سیاسی سازمان علی زرکش به خیانت متهم شده و خودش قبول کرده و اعدامش هم صادر شده است.&#8221; (پایان نقل قول)</p>
<p>اما بعداً حکم اعدام علی زرکش به زندان تخفیف پیدا کرد و در ساختمان بقایی در بغداد بازداشت و زندانی شد. در همین پیوند آقای رجوی در نامه ای به دستخط خود خطاب به آقای سعید شاهسوندی نوشته است:</p>
<p>&#8221; برادرمان علی زرکش هم حی و حاضر است و می توانی بیایی ( به تاکتیک آقای رجوی برای آوردن سعید شاهسوندی از پاریس به بغداد توجه کنید.) و بنشینی و با او از نزدیک صحبت کنی. آنوقت خواهی دید آن مدتی راهم که در اینجا از دید بعضی ها مخفی بود بخاطر این بود که دشمن درباره تغییر موضع او! بر ما پیشدستی نکند.&#8221; (پایان نقل قول)</p>
<p>تابه حال آقای رجوی رهبر فرقه سازمان مجاهدین پاسخ نداده است که تغییر موضع علی زرکش از چی به چی بوده است؟</p>
<p>و چرا باید &#8220;تغییر موضع&#8221; علی زرکش حکم اعدام!! داشته باشد؟</p>
<p>برگرفته از کتاب روزهای تاریک بغداد ، نوشته محمد حسین سبحانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64730">سازمان مجاهدین خلق| ترور سرد و ترور گرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64730/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سید الرجال العالمین و سیده نساء العالمین!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60990</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60990#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jul 2024 06:57:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب روزهای تاریک بغداد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60990</guid>

					<description><![CDATA[<p>سال 1364 بود ، به تازگی بحث به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی و ازدواجش با مریم عضدانلو راه افتاده بود و به ایام 19 رمضان و ضربت خوردن حضرت علی و مراسم شب احیا رسیده بودیم . در سال 64 نیروهای اصلی و تشکیلاتی سازمان در پایگاهی به نام غیور در روستای ماوت در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60990">سید الرجال العالمین و سیده نساء العالمین!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سال 1364 بود ، به تازگی بحث به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی و ازدواجش با مریم عضدانلو راه افتاده بود و به ایام 19 رمضان و ضربت خوردن حضرت علی و مراسم شب احیا رسیده بودیم . در سال 64 نیروهای اصلی و تشکیلاتی سازمان در پایگاهی به نام غیور در روستای ماوت در استان سلیمانیه عراق مستقر بودند ، یکی دو ساعت بعد از افطار مراسم شب احیا و قرآن سر گرفتن آغاز شد ، این مراسم هر سال در سازمان به همین ترتیب انجام می شد ، ولی این دفعه مراسم شب احیا و قرآن سر گرفتن تفاوت جدی پیدا کرده بود . بعد از خواندن دعا به رسم این مراسم چراغ ها را خاموش کردند و همه بلند تکرار می کردند : ” السلام علیک یا علی ، السلام علیک یا علی و …. ” ناگهان تک صدایی از میان جمعیت و در میان تاریکی فریاد زد : ” السلام علیک یا مسعود ، السلام علیک یا مسعود و ….. ” کم کم چند نفر دیگر هم به آن تک صدا اضافه شدند ، من دچار تناقض شدیدی بودم ، چون تجربه سیاسی و مبارزاتی ام به شدت با فرد پرستی در تضاد و تناقض بود ، ولی من نیز مثل بقیه به قول مسعود رجوی در جمع ذوب ! ! شدم و اساساً دیگر نه تنها برایم تناقض نبود ، بلکه همانگونه که رجوی نیاز داشت تربیت شدم .</p>
<p>گذشت و گذشت تا سال 1370 . این دفعه دیگر ایام عاشورا بود ، به طور معمول همیشه در سازمان از زمان رژیم شاه تا مقطع فاز سیاسی (1) ( 1357 تا 1360 ) و شروع استراتژی مبارزه مسلحانه و سپس تا سال 1370 مراسم سوگواری با انجام سخنرانی در جهت تبیین فلسفه قیام امام حسین صورت می گرفت . ولی امسال شکل مراسم و عزاداری تغییر کرده بود ، مراسم در قرارگاه بدیع زادگان محل استقرار رجوی و مریم عضدانلو و کادرهای سیاسی و اعضای شورای مرکزی سازمان بود . همان قرارگاهی که نزدیک زندان ابوغریب است و شاید هم از همان سال و آن روزها شهردار ! ! بدیع زادگان یعنی مرحوم ابراهیم ذاکری با شهردار ! ! ابوغریب یعنی مرحوم ابوسیف ( یکی از مسئولین سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صدام حسین ) به خاطر نزدیکی جغرافیایی ! ! پیمان برادر خواندگی بسته بودند تا اعضا و مسئولین جدا شده سازمان را مستقیم به زندان ابوغریب تحویل بدهند و …. بگذریم و از موضوع اصلی منحرف نشویم …..</p>
<p>تعریف می کردم که سال 70 در قرارگاه بدیع زادگان مراسمی به مناسبت عاشورا برگزار می شد ، من آن موقع در ستاد حفاظت مسعود و مریم رجوی کار می کردم ، بعد از بازرسی بدنی و چک و کنترل افراد شرکت کننده توسط نیروهای حفاظت همه افراد از جمله افراد حفاظت بر روی صندلی هایشان نشستند . بعد از چند دقیقه مسعود و مریم از درب پشتی وارد سن سالن شدند و بقیه هم در حالی که خبردار ایستاده بودند شروع به دادن شعار ” مسعود ، مریم _ مریم ، مسعود ” و ” ایران ، رجوی _ رجوی ، ایران ” کردند . چند دقیقه از صحبت های اولیه مسعود رجوی نگذشته بود که مسعود خان اشاره ای به احمد حنیف نژاد که در ردیف صندلی های جلو نشسته بود کرد و گفت:</p>
<p>” یونس پاشو ! ” همه منتظر بودند که یونس بلند شود که چه کار کند؟<br />
آقا یونس هم گفت : ” چشم برادر .” سپس کاغذی را که از قبل آماده کرده بود از جیب در آورد و شروع کرد به نوحه خوانی و سینه زنی ! ! به سبک مراسم سوگواری سنتی در ایران . چیزی که تا کنون در سازمان سابقه نداشت و خیلی عجیب بود . مسعود خان هم از بالای سن در حالی که همه شوکه شده بودند بقیه را به سینه زنی تشویق می کرد ، من هر چه به خود فشار می آوردم نمی توانستم سینه بزنم ، یواشکی به اطرافم نگاه کردم ، بدون استثناء همه وضعیت من را داشتند.</p>
<p>بعد از اتمام نوحه خوانی آقا یونس ، مسعود شروع به صحبت کرد و در حالی که پشت سر مریم ایستاده بود با انگشت اشاره مریم عضدانلو را نشان داد و خطاب به مسئولین سازمان گفت : “ همه بگین یا سیده نساء العالمین ( خانم زنان جهان ) ” سپس همه افراد در نشست دم ! گرفتند و شروع کردن به دادن شعار ” یا سیده نساء العالمین ” طبیعی است که وقتی مریم عضدانلو سیده نساء العالمین باشد رجوی اگر خدا نباشد حتماً ” سید الرجال العالمین ( آقای مردان جهان ) ” خواهد بود .</p>
<p>برگرفته از کتاب روزهای تاریک بغداد ـ محمد حسین سبحانی &#8211; زمستان 1383</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60990">سید الرجال العالمین و سیده نساء العالمین!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60990/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
