<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82%d8%9b-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d8%ac/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-سازمان-مجاهدین-خلق؛-پیدایی-تا-فرج</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 19 Sep 2021 07:35:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-سازمان-مجاهدین-خلق؛-پیدایی-تا-فرج</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>انقلاب‌ ایدئولوژیک یا بحران در خط مشی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Jul 2021 07:06:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45563</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی استقرار تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در فرانسه، شکست‌های مستمر استراتژی‌های رهبری سازمان و «تناقض بین تفکّرات و عملکرد انحرافی و غلط مرکزیت (چه ایدئولوژیک و چه تشکیلات سیاسی استراتژیک) با اصول و ضوابط و معیارهای سازمان، که در شکست‌ها و بن‌بست‌ها، عدم کارآیی لازم سیستم تشکیلاتی، رشد انتقادات و اعتراضات و کناره‌گیری سطوح [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563">انقلاب‌ ایدئولوژیک یا بحران در خط مشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی استقرار تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در فرانسه، شکست‌های مستمر استراتژی‌های رهبری سازمان و «تناقض بین تفکّرات و عملکرد انحرافی و غلط مرکزیت (چه ایدئولوژیک و چه تشکیلات سیاسی استراتژیک) با اصول و ضوابط و معیارهای سازمان، که در شکست‌ها و بن‌بست‌ها، عدم کارآیی لازم سیستم تشکیلاتی، رشد انتقادات و اعتراضات و کناره‌گیری سطوح مختلف سازمانی عینیّت می‌یافت، انشعاب و فروپاشی تشکیلاتی را در آینده‌ای نه‌چندان دور‌، در چشم‌انداز قرار داده بود.»</p>
<p>افرادی مثل پرویز یعقوبی که از کادرهای قدیمی بوده‌اند‌، به علت رعایت نشدن اصول تشکیلاتی مقبول سازمان به نوشتن نامه‌های اعتراضیّه به رهبری سازمان اقدام کردند و خواستار تشکیل کنگره‌ای از نمایندگان اعضای سازمان شدند تا عملکرد مرکزیت مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p>یعقوبی در این زمینه می‌نویسد: «پروسه دو ساله [۶۱-۶۳] مبارزات درون‌گروهی که نقطه عطف و کیفی آن کنگره‌(ناقص و ناتمام) [در تاریخ 63/5/31] بود، تناقضات را به مرحله‌ای رساند که سردمدار مرکزیت منحرف [=مسعود رجوی] یا می‌بایست در عمل به اصول و ضوابط و معیارهای انقلابی سازمان تسلیم شده و تن به کنگره کامل و منتخب از اعضا و مسئولین داده و حسابرسی می‌شد و نتایج آن را که همانا توبیخ و برکناری از تمام مسئولیت‌های سازمانی‌، به خاطر دیدگاه‌های انحرافی از ایدئولوژی و نقض مکرر اصول عام تشکیلاتی و موضع‌گیری‌های غلط سیاسی‌، استراتژیکی در نتیجه چپ (از موضع راست) و راست‌زدن‌های متناوب که موجب بوجود آمدن بن‌بست‌ها و شکست‌های پیاپی شده بود را می‌پذیرفت و یا&#8230;»</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-38788 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg" alt="رجوی ها" width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36-300x217.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>در ادامه اختلافات درون‌گروهی و افزایش زمینه‌های انشعاب در سازمان‌، رهبری تشکیلات در اواخر سال ۶۳ «برای تثبیت غیر اصولی خویش و فرار از حساب‌رسی&#8230; تحت عنوان جمع‌بندی&#8230; دست به تجدیدنظر اساسی در اصول و ضوابط تشکیلاتی و معیارهای ایدئولوژیکی&#8230; زد&#8230; تحت عنوان به اصطلاح «جهش عظیم ایدئولوژیکی» و «تحول عمیق درونی و ارتقاء جداً کیفی و تکاملی» و&#8230;»<br />
در اواخر سال ۶۳ رجوی پیش‌بینی کرد که کادرهای اصلی گروه دیر یا زود به این جمع‌بندی می‌رسند که اقدامات‌، تاکتیک‌ها و سیاست‌های وی با ناکامی روبرو شده و ضایعات سنگینی بر پیکر سازمان وارد آمده است. رهبری سازمان پی برد که عدم تحقق هدف‌های استراتژیک باعث بروز تردید در خط مشی و درستی تاکتیک‌های رهبری شده و مقدمه بحران سیاسی‌، تشکیلاتی و رشد تضادهای درونی را فراهم خواهد ساخت. از این رو برای گریز از بحران‌، اقدام به تغییر ماهیّت تشکیلات و روابط تشکیلاتی نمود و کوشید تحت عنوان «انقلاب نوین ایدئولوژیک»، در واقع با «رهبر سازی» بر بن‌بست پدید آمده غلبه کند.</p>
<p>در تاریخ ۱۹ اسفند ۶۳، اعلان ازدواج غیرمترقبه و حیرت‌انگیز نفر اول سازمان (رجوی) با همسر فرد دوم سازمان (ابریشمچی) توجه بسیاری را به این حادثه معطوف ساخت. مرکزیت سازمان در بیانیه خود کوشید تا اعضا و هواداران را برای جاانداختن شکل نوین رهبری آماده سازد. ظاهراً چنین نمایانده شد که این برنامه از مدت‌ها قبل توسط رجوی در حلقه پیرامونش مورد بحث و پذیرش قرار گرفته بود و مدت‌ها روی طرّاحی و چگونگی اجرای آن کار شده بود. از همان مرحله آغازین اجرای این طرح‌، کادرها در مقیاس وسیعی اقدام به تقدیس و ستایش و اعلام تسلیم در برابر رهبری نوین کردند. به رغم آشکار بودن جنبه غیرشرعی این ازدواج که قبل از سپری شدن مدت شرعی بین طلاق و ازدواج دوم زن، انجام شده بود، در تبلیغات انبوه سازمان تلاش شد تا با تشبیه و استناد موضوع به اسلام و سنت پیامبر، صورت مقدس نیز برای این اقدام پرداخته شود. حال آنکه‌، شگفتی و تحیّر ناشی از این ماجرای عجیب و بی‌سابقه، وجوه عاطفی و انسانی ایجاد جدایی بین یک زوج دارای فرزند ۳ ساله و تصاحب اقتدارگرایانه همسر یک دوست و همکار را نیز در اذهان برجسته ساخته بود. در کتابچه «بحران در خط مشی»، طرح موضوع این‌گونه صورت پذیرفته است:</p>
<p>«&#8230;اعلام شد که مسعود رجوی‌، رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران که قبلاً همسر دوم خود‌، دختر ابوالحسن بنی صدر را طلاق داده بود، با مریم قجر عضدانلو همسر مهدی ابریشمچی ازدواج کرده است. ابریشمچی عضو مرکزیت سازمان و مسئول روابط خارجی است و برای آنکه زنش، مریم (قجرعضدانلو) بتواند با رجوی ازدواج کند، او را طلاق داد. رجوی و ابریشمچی در مراسم ازدواج در کلیسایی در پاریس‌، این اقدام را «انقلاب نوین ایدئولوژیک مجاهدین» توصیف کردند. ازدواج مزبور با آن کیفیت، طبعاً انعکاس نامطلوبی درمیان بسیاری از اعضا و هواداران و همه کسانی داشت که خبر را با حیرت و شگفتی تمام دریافت کردند&#8230;کسانی چون ابریشمچی (در رده های بالا) نمونه برجسته‌ای از شخصیت‌های «حل» شده در سازمان و از «خویشتن انسانی» تهی گشته هستند که در برابر سازمان و رهبر آن از خود اراده و اندیشه مستقل ندارند. در وجود تهی‌شده از خویشتن انسانی‌شان، مسعود و سازمان حلول کرده اند&#8230; وقتی تمایل و رأی و سیاست رجوی و به اصطلاح جمع‌بندی و مصلحت سازمان بر این ازدواج قرار گرفت، [ابریشمچی] همسر خود را که فرزندی هم از او داشت، بی‌آنکه عواطف انسانی‌اش جریحه‌دار شود، طلاق داد و جمله‌ای گفت که مضمونش این بود: مخالفت با مشیت مسعود، کفرآمیزتر از مخالفت با مشیت خداست.»</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-45564 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Doc-Marriage-Rajavi.jpg" alt="سند ازدواج مسعود و مریم رجوی" width="390" height="500" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Doc-Marriage-Rajavi.jpg 390w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Doc-Marriage-Rajavi-234x300.jpg 234w" sizes="(max-width: 390px) 100vw, 390px" /></p>
<p><strong>پیشینه این پیوند</strong><br />
برخی از مبارزان قدیمی -که از قضا دارای سوابق طولانی حضور در میان مجاهدین خلق نیز بودند- به گونه‌ای، ارتباط میان آن دو تن را مسبوق به سابقه عنوان کردند و حتی یادآور شدند که پچ پچ ‌های مربوطه، حاکی از قدمت این رابطه از اواخر سال ۵۹ بوده است! «راه کارگر» (سازمان انقلابی کارگران ایران) در یک اطلاعیه به تاریخ نهم فروردین ماه ۱۳۶۴ -یعنی پیش از مراسم رسمی ازدواج و در واقع پس از اطلاعیه دفتر سیاسی سازمان- این جریان را تقبیح نمود و نوشت:</p>
<p>«اتخاذ چنین روشی برای ازدواج، از سوی مسعود رجوی و صحه گذاردن بر آن توسط دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین، به ویژه تأیید این شیوه توسط مهدی ابریشمچی به عنوان شوهر مریم عضدانلو و حتی ابراز افتخار وی به شرکت در این تصمیم‌گیری، افکار عمومی را به شدت مبهوت و اخلاق عمومی را عمیقاً جریحه‌دار ساخت.»</p>
<p>علاوه بر این‌گونه واکنش‌ها و اتخاذ مواضع، زمزمه‌های دیگری از درون سازمان مجاهدین خلق به بیرون انعکاس می‌یافت که کل ماجرا را به نوعی دیگر ترسیم می‌کرد. این زمزمه‌ها حاکی از این بود که «یک جریان رسوا» ناگهان به «چیزی دیگر» تبدیل شده است. در اینجا -بدون قضاوت درباره چند و چون آنچه بیان گشته- این روایت بازگو می‌شود.</p>
<p>البته ناگفته نماند که اختلاف مریم و ابریشمچی بر سر ارتباط با رجوی مسبوق به سابقه بوده، زمان آن به کمی بعد از ازدواج این دو بر می‌گشته است. «بچه‌هایی که در خانه تیمی ابریشمچی بودند (مثل احمد پورقاضیان و رفعت خلدی) قبل از اتفاق ۱۹ بهمن (ضربه به مرکزیت سازمان در کشور) تعریف می‌کردند که مریم به شدت به بهانه‌های مختلف، اصرار به رفتن از ایران و نزدیک شدن به رجوی داشت و این موضوع، جوّ بدی در خانه ایجاد کرده بود؛ به طوری که مریم و مهدی همیشه دعوا داشتند.» در ماجرای پاییز ۶۳ نیز گویا قضیه از این قرار بوده است که عده‌ای از اعضای سازمان در پاییز آن سال، مسعود رجوی و مریم عضدانلو را به اعمال منافی عفت متهم می‌نمایند و این دو نیز تکذیب نمی‌کنند:</p>
<p>«پس از پرده‌برداری از این رابطه، کشمکش‌هایی در سطح مرکزیت سازمان آغاز گردید. [در یک نشست مرکزی] رجوی و مریم قجر در صندلی اتهام نشانده شدند و مهدی ابریشمچی به عنوان شاکی، محمد حیاتی [به عنوان دادستان] و جابرزاده انصاری به عنوان قاضی حضور پیدا کردند&#8230;</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-38536 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg" alt="ابریشم چی و مریم" width="500" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2-300x234.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>ابریشمچی&#8230; صراحتاً گفت: «ما ناموس‌مان هم دیگر امنیت ندارد! شما از الاۤن به فکر دخترانتان هم باشید؛ چه رسد زنانتان.»<br />
از سوی متهمین (یعنی مریم و رجوی) اتهامات بدون کم و کاست مورد قبول واقع می‌شود؛ یعنی صراحتاً به زنای محصنه در حضور جمع اقرار می‌کنند. هواداران رجوی در کمیته مرکزی در دادگاه هیاهو می‌کنند که رهبر اختیار دارد و از این حرف ها!&#8230;»</p>
<p>از قضا، اولین کسی که فضا را گرفت و قضیه را با ژستی پراگماتیستی تحلیل کرد -و به عبارتی، جانبداری از رجوی را به سود خود و تشکیلات قلمداد نمود و مخالفت با مشیت مسعود- را کفرآمیزتر از مخالفت با مشیت خدا دانست- شخص شاکی (ابریشمچی ) بوده است. محور نشست (یا دادگاه) به دنبال بگومگوهای مفصل، بدین سمت متمایل شد که حذف مسعود یعنی تلاشی و نابودی سازمان و بدین ترتیب، وجود شخص رجوی رمز بقای سازمان وانمود شد. این تغییر جهت، که شاید (با فرض صحت این روایت) از قبل برنامه‌ریزی شده بوده، منتهی به بیان مطالبی از سوی مسعود رجوی و سپس مریم قجر عضدانلو شد که چکیده آن به اجمال این است:</p>
<p>«به خاطر تلقی استثمارگرایانه از زن، مردم به غلط فکر می‌کنند زن باید متعلق به یک نفر باشد؛ حق طلاق ندارد؛ و یا نمی‌تواند خود فرد دیگری را برای رابطه انتخاب کند&#8230; زن حق انتخاب دارد و هیچ تفاوتی نیز در همه ابعاد با مرد ندارد. وارد کردن اتهامات اخلاقی در مورد روابط بین زن و مرد، به خاطر رسوبات قشری است که در تفکر افراد باقی مانده است. وقتی کسی در سطح رهبری است، فرد نزدیک با وی نیز دارای همان صلاحیت است&#8230; و از قضا عدم درک درست و انقلابی از «رهایی زن» و «جهش کیفی در ارتقای زن» است که موجب وارد آوردن آن اتهامات بوده است.»</p>
<p>شاید الزام همه افراد -در مقاطع بعدی- به اینکه کلیه اعمال غیراخلاقی خود را در طول سالیان زندگیشان اعتراف کنند و -راست یا دروغ- ناگزیر باشند که نسبت‌های سخیف و شنیع به خود بدهند تا به عنوان یک عضو «انقلاب کرده» پذیرفته شوند، نوعی تلاش برای عادی‌سازی مسئله و جبران آن «دادگاه» -در خصوص ناگزیر شدن رجوی و همسر ابریشمچی به پذیرفتن ارتباط نامشروع‌شان- باشد.</p>
<p><strong>روایت خواهر زن اوّل از ازدواج سوم</strong><br />
مینا ربیعی خواهر اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی، که از سازمان جدا شده است، طی نشستی درباره بررسی انقلاب ایدئولوژیک، درباره ماجرای ازدواج سوم رجوی می‌گوید:</p>
<p>«[رجوی] از اواخر پاییز ۶۳ آمد در خفا انقلاب ایدئولوژیک را طراحی کرد&#8230; ایشان با خانم فیروزه بنی صدر ازدواج کرده بودند و آن طور که آقای بنی صدر در نوشته‌هایشان بیان می‌کنند، یک ازدواج با نهایت عشق و علاقه و خارج ازمسائل سیاسی بوده. (البته به ما این‌طور نگفتند و ما [هم] این‌طور ندیدیم! که این مبحثِ جدایی دارد.)</p>
<p>[آقای رجوی] در شرایطی که همسر خانم فیروزه بنی صدر بودند، در شرایطی که آقای مهدی ابریشمچی و خانم مریم عضدانلو زندگی مشترکی -آن‌طور که خودشان در نشریاتشان اعلام می‌کنند- کاملاً موفق و بر مبنای علاقه با هم داشتند&#8230; در چنین شرایطی تصمیم گرفتند که انقلاب ایدئولوژیک را طراحی [کنند] و به اجرا بگذارند، ولی در پنهان.</p>
<p>&#8230;قبل از اینکه انقلاب ایدئولوژیک را اعلام کنند، تحت عنوان اینکه رژیم نفوذی داخل سازمان فرستاده، بچه‌ها را [در منطقه کردنشین عراق] خلع سلاح کردند و زندان‌هایشان را آماده کردند. دستبندها، شکنجه‌گران، نقاب‌ها و آن چشم‌بندها آماده شد و بعد از خلع سلاح بچه‌ها، تحت عنوان نفوذی‌های رژیم ۷۵۰ نفر را بازداشت و زندانی کردند.</p>
<p>&#8230;بعد از اینکه بچه‌ها را زندان کردند، در اسفندماه -در درون تشکیلات- مسئله انقلاب ایدئولوژیک را مطرح کردند و بعد از آن هم، با برنامه‌ای (که خود مبحث جدایی دارد) ترتیب جدایی آقای رجوی و خانم فیروزه بنی صدر را دادند و به فاصله کوتاهی بین خانم مریم عضدانلو و آقای مسعود رجوی اعلام ازدواج کردند. &#8230; کمتر کسی بود که این خبر را بشنود و با شگفتی، برای چند روز به این مسئله فکر نکند&#8230; این چه معنایی دارد که آقایی که همسرش را دوست دارد، از او جدا بشود و آقای دیگری -حتی بدون رعایت مسائل دینی‌اش- &#8230; که باید چهارماه صبرکنند [که] شاید این زوجین به هم برگشت کنند؛ شاید بخواهند ادامه دهند&#8230;بدون در نظر گرفتن این موارد، ازدواجشان را اعلام کردند.»</p>
<p>البته در اغلب انتقادات اعضای سابق سازمان و شورای مقاومت از منظر اخلاقی، ابتدا و پیش از رجوی، این ابریشمچی بود که آماج حملات اولیه واقع می‌شد که چرا و چگونه حاضر شده است از همسر خود به سود رفیق تشکیلاتی‌اش «گذشت» کند و به این موضوع تن دهد.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی؛ جلد 3؛ صص 21 تا 26</p>
<p>موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563">انقلاب‌ ایدئولوژیک یا بحران در خط مشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جایگاه نامطلوب زنان در تشکیلات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44995</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44995?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 May 2021 08:02:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44995</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه : به گفته خود مسعود بعد از اینکه در کمیته مشترک همه رهبران سازمان را ساواک دریک اتاق قرار داد &#8220;محمد آقا&#8221; پرچم سازمان مجاهدین را به من واگذار کرد! بنده با مطالعه ی کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، به یک سری از تناقضات در تشکیلات برخوردم که بیان آن خالی از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44995">جایگاه نامطلوب زنان در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه :<br />
به گفته خود مسعود بعد از اینکه در کمیته مشترک همه رهبران سازمان را ساواک دریک اتاق قرار داد &#8220;محمد آقا&#8221; پرچم سازمان مجاهدین را به من واگذار کرد!<br />
بنده با مطالعه ی کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، به یک سری از تناقضات در تشکیلات برخوردم که بیان آن خالی از لطف نیست:</p>
<p>در همان سالهائی که مسعود رجوی رهبری سازمان را به عهده داشت مدعی بود بعد از ضربه سال 50 به یک جمعبندی رسیده است و تجارب خود را به بیرون زندان منتقل کرده بود. تشکیلات خارج زندان به رضا رضایی وصل شده بود.<br />
این بازنگری تشکیلات ، مرا یاد بازنگری تشکیلات در موقع ازدواج مسعود رجوی انداخت.</p>
<p>اشرف، همسر اول خود را در ایران به کام مرگ فرستاد و با فیروزه بنی صدر به خاطر معروفیت سیاسی پدرش ازدواج کرد .<br />
رجوی بعد از مدتی آن ازدواج را هم بهم زده و با همسر دوست خود یعنی همسر مهدی ابریشمچی ازدواج کرد !<br />
مسعود یک شبه همان مریم را که آن زمان رئیس دفترش بود به نام همردیف خود اعلام و با او ازدواج کرد؟!<br />
مسعود رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ و تلفات بسیار به یک دجالگری دیگر دست زد و طلاق همگانی را اعلام کرد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38788 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg" alt="رجوی ها" width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36-300x217.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>علت شکست، قطع نیروها از نقطه ی رهبری اعلام شد! که در ادامه بحث درآوردن حلقه و ظهور پدیده ای به نام زن مجاهدخلق اعلام شد و تمامی اذهان از شکست رجوی در عملیات فروغ منحرف و با این کار به عمر ننگین سازمان نیز اضافه شد!<br />
درسال 1368 رجوی دستور داد که ابتدا باید مسئولان بالای سازمان همسران خود را طلاق داده تا بدین وسیله زن مجاهد ارزش و جایگاه خود را در سازمان پیدا کند؟!</p>
<p>درهمان زمان رجوی از فرصت پیش آمده ی حمله عراق به کویت، سوء استفاده کرده و کودکان را نیز از والدین جدا کرد و طلاق و ازدواج صوری سال 63 و64 و همردیفی مریم، منجر به شروع انقلاب درونی برای تمام لایه ها درسال 1369 شد .</p>
<p>در روند دجال گری رجوی ، سوء استفاده از زنان شروع شد و در سال 76 و 77 ، بحث ذوب در رهبری مطرح و جنایت جنسی رقص رهائی رقم خورد. بدین ترتیب که با دادن یک هدیه وخواندن یک خطبه عقد ، استثمار جنسی از زنان در شکل نوین و شرم آور آن شروع شد؟؟!!</p>
<p>زنان مجاهد! بقدری در این پروسه ، له شدند که اغلب دچار بیماری های خاص و افسردگی شدند ، اما راه نجاتی برای آنان وجود نداشت ، چرا که به یمن حکومت صدام حسین ، هر صدای مخالفی سرکوب شده و مخالفان با سیاست های کثیف رجوی ، شکنجه و زندانی می شدند!</p>
<p>نامه فرزندان که از خارج برای والدین ارسال می گردید، یا اساسا به والدین داده نمی شد ، یا بصورت گزینشی تحویل می گردید! ( من یک روز از سعید نوری سوال کردم پسرت برای تو نامه می دهد یانه ؟ گفت نامه او را به من نمی دهند! ولی از خاله تشکیلاتی اش باخبر هستم که نامه می فرستد) .</p>
<p>رجوی در نشست ها برای ما از خاطرات زندان شاه تعریف می کرد که چگونه دستور تشکیلاتی را برای فعال نگه داشتن اعضاء و هواداران به بیرون زندان می رساندیم.</p>
<p>در اوائل تاریخچه ی سازمان ، اساسا زنان نقشی در جنبش نداشتند، اما بعدها بدلیل تضادهای موجود، زنان به عنوان یک ابزار برای مخفی کاری و پوشش ، وارد سازمان شدند! از همان ابتدا هم هرگز نقشی جدی برای زنان در سازمان در نظر گرفته نشده بود، برای روشن شدن موضوع به چند نمونه ی مستند اشاره می گردد:<br />
حضور پررنگ تر زنان و تحکیم سلطه تقی شهرام ( بنقل ازکتاب مورد بحث)</p>
<p>از مسائل عمده ای که پس از تغییر ایدئولوژی، هم توسط ساواک بدان دامن زده می شد و هـم در سطح جامعه و از طریق خانواده های مذهبی مرتبط با مجاهدین خلق مورد تأیید قرار می گرفت، وضع نامطلوب «جایگاه زنان در سازمان مجاهدین خلق» بود.<br />
سازمان مزبور، در ابتدای تشکیل و تا سال 1350 سازمانی بیشتر «مذکّر» و «مردانه» بود و حضور زنان کمرنگ تر بود. همسران و بستگان نزدیک مجاهدین خلق (به علت اینکه اعضای متأهل مـعدود بودند) یا نمی دانستند که آنها در چه جریانی قرار گرفته اند و یا اطّلاع جزیی داشتند و هیچ یک به طور کامل در متن قضایا قرار نداشتند. پس از ضربه شهریور 50 ، به تدریج که مسئله تهیه خانه های امن تیمی مطرح شد، موضوع عضویت دختران و زنان به صورت جدی پیش آمد؛ ولی به طور مشخص، از آغاز دوره حاکمیت رضا رضایی ، در سطحی محدود، عضوگیری آنها آغاز شد. در آن دوره، به دلیل شرایط سخت خودسازی که در آن اوایل و تا یکی دو سال پس از شهریور 50 وجود داشت، مسئله ازدواج اعضا نیز ـ به طور کلی ـ در دستور کار سازمان قرار نداشت. جریان «انحصار ازدواج در سطح مرکزیت و کادرهای بالا» از همین دوره آغاز شد؛ و در شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق اعضای سـازمان ازدواج نکـرده و در تنگنای عاطفی و اخلاقی قرار داشتند، رضا رضایی با لیلا زمردیان ازدواج کرد.</p>
<p>در دوره ای که مرکزیت و سازمان ترکیبی جدید یافت و به خصوص سلطه تقی شهرام بر تشکیلات محقق شد، مسئله عضوگیری دختران و زنان، به مثابه برنامه ای جدی و اساسی مورد توجه قرار گرفت. دلایل این امر بدین قرار بود.</p>
<p>1ـ داشتن پوشش و محمل مناسب جهت خانه های تیمی، عملیات شناسایی و نـیز کـنترل امـنیت قرارها؛<br />
2ـ یکدست کردن نسبی ترکیب جنسیتی سازمان؛<br />
3ـ رقابت با چریک های فدایی؛<br />
4ـ حل مشکل جنسی کادرها و اعضای تشکیلات؛ به خصوص پس از روند تغییر ایدئولوژی که عملاً به صورت انحصار ازدواج تشکیلاتی در دست مسئولان باقی ماند و همین امر، در سـال های 56ـــ1355 از معضلات روند انتقادی به «مرکزیت خودکامه» از سوی دیگر اعضا و به خصوص کادرهای خارج از کشور گردید.</p>
<div id="attachment_30842" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-30842" class="size-full wp-image-30842" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Org_Women_36.jpg" alt="زنان مجاهدین" width="700" height="376" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Org_Women_36.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Org_Women_36-300x161.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-30842" class="wp-caption-text">رهبر سازمان مجاهدین: زن ها فتنه هستند</p></div>
<p>در مورد نحوه و چگونگی عضوگیری زنان، مرکزیت به این دو معیار یا فصل مشترک رسیده بود:<br />
الف ـ عضوگیری از زنان و دخترانی که نسبت خانوادگی نزدیکی با اعضای سازمان به ویژه زندانیان و اعدامیان داشتند.<br />
ب ـ عضوگیری از آن دسته زنان و دخترانی که اعضای سازمان، به طور مستقیم، در خصوص آنها شناسایی و بدان ها اعتماد نموده بودند.</p>
<p>در قسمت اول، تعداد نسبتا قابل ملاحظه ای ـ به تدریج ـ عضوگیری شدند کـه مـعروف ترین آنـها عبارت بودند از:<br />
لیلاّ زمردیان (خواهر علیرضا زمردیان ، عضو زندانی سازمان)<br />
پوران بازرگان (همسر سابق محمد حنیف نژاد ـ خواهر منصور بازرگان عضو زندانی سازمان)<br />
حوری بازرگان (همسر لطف الله میثمی و خواهر منصور بازرگان عضو زندانی سازمان )<br />
فاطمه امینی (همسر منصور بازرگان ـ خواهر عبدالله امینی ، که توسط پوران بـازرگان بـه سـازمان معرفی شده بود)<br />
صدیقه رضایی (خواهر احمد، رضا و مهدی و &#8230;رضایی )<br />
بتول فقیه دزفولی (خواهر خلیل فقیه دزفولی ، که پس از دستگیری برادرش مخفی شد).</p>
<p>در قسمت دوم، چون شناسایی مبنای عضوگیری بود، معاشرت های بیشتری را برای اعضا ایـجاب می کرد. وضعیت ارتباطی گروه طوری نبود که به راحتی بتوانند از دانشجویان و فرهنگیان عـضوگیری کنند. از سوی دیگر، سازمان در صدد نخبه گزینی نیز نبود بلکه بنا به همان معیار، صرف داشتن اطمینان به فرد و تشخیص اینکه برای زندگی مخفی و مبارزه آماده است، کفایت می کرد. در این مورد، شیوه ای توسط مرکزیت مارکسیست شده و به ویژه با ابتکار بهرام آرام ، اعمال شد که در مواقع مکرر و موارد متعدد، بحران زا و فاجعه بار شد.</p>
<p>اعضای سازمان، به طور معمول، هر کدام با خانواده های یکی دو سمپات آشنا بودند. در روند ارتباط اعضا با سمپات ها، فرضاً یک کاسب یا کارمند که بر مبنای اعتقاد و ایـمان اسـلامی خـود بـا یکـی از عضوهای سازمان ارتباط فعال داشت، همه زندگی اش را در اختیار آن عضو می گذاشت. روابط این گونه سمپات ها با اعضا، معمولاً بر این محورها قرار داشت:</p>
<p>1ـ کمک های مالی مستمر می کردند.<br />
2ـ اطلاعات جمع آوری شده را در اختیار عضو قرار می دادند.<br />
3ـ عضو را در اوقات و زمان های مختلف در خانه خود جای می دادنـد؛ خـانه آنـها عـلاوه بـر یک مخفیگاه مناسب، گهگاه حالت خوابگاه و محل استراحت داشت.<br />
4ـ در خانه خود، با کمک افراد دیگر سازمان یا به تنهایی، جاسازی هایی برای اختفای مدارک، اسلحه و دیگر تدارکات، تعبیه می کردند.<br />
5ـ در شرایط و جو مناسب و مساعد، به عنوان پشتوانه تبلیغاتی سازمان عمل می نمودند.</p>
<p>وقتی یک عضو به خانه سمپات خود می رفت، در واقع عضو آن خانواده شمرده می شد و نزدیک ترین روابط عاطفی را با همه اعضای خانواده برقرار می ساخت. ایـن روابـط ـ در اغـلب مـوارد ـ خـالصانه و بی شایبه بود ولی همان گونه که خواهیم دید، خیانت و ریب به تدریج جای این خلوص و صفا را گرفت؛ و آن هم از زمانی شروع شد که در شرایطی خاص، عضو، بیش از آنکه با سمپات خود مرتبط باشد، وقت بیشتری را با خانواده او صرف می کرد.</p>
<p>ابتدای این قضیه، مقارن آغاز خانه گردی های اعضا در آذر ماه 1353 بود که مصائبی را به دنـبال داشت. در آن وضع اختناق آمیز، بیشتر اعضا، روزها و شب های بسیاری را بناچار در خانه های سمپات ها می گذراندند. ارتباط های داخلی سازمان به حداقل رسیده بود و گـاهی یک عـضو تـا بـیش از دو مـاه، شبانه روز، در خانه متعلق به سمپات خود مقیم بود.</p>
<p>در آن زمان، بیشتر اعضا روند تغییر ایدئولوژی را طی کرده مارکسیست شده بودند؛ لیکن سمپات ها بی خبر بودند و اعضا را در عبادات و ظواهر شرعی مشاهده مـی کردند؛ بـنابرایـن جـایی بـرای هیچ گونه نگرانی نبود. ضمن این اقامت ها و روابط، اعضای مخفی سازمان، خواه ناخواه، مـقداری کـار سیاسی و تبلیغی روی همسران سمپات ها انجام می دادند؛ که به طور مـعمول تأثـیر زیـادی بـر جـای می گذاشت. به گونه ای که دیدگاه سـیاسی و گـاه ایـدئولوژیک یک زن، دیگـر سـازگاری و تـناسبی بـا دیدگاه های سیاسی و اعتقادی شوهر در آن زمینه ها نداشت و به قول تقی شهرام « ممکن بود زن یک دوره دیالکتیک خوانده باشد ولی شوهر هنوز در بند دعای توسل باشد»</p>
<p>«یادداشت های تقی شهرام، مندرج در پرونده فاطمه فرتوک زاده ».</p>
<p>ادامه دارد&#8230;<br />
سیروس</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44995">جایگاه نامطلوب زنان در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44995/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
