<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کتاب سراب آزادی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-سراب-آزادی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 22 Apr 2024 11:23:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کتاب سراب آزادی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-سراب-آزادی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>زهرا فیض بخش چگونه اقدام به خودکشی کرد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59778</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59778#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Apr 2024 07:00:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا فیض بخش]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سراب آزادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59778</guid>

					<description><![CDATA[<p>روابط زنان شورای رهبری در شکل فرمانده و فرمان بر پس از گسترش شورا از سال ۱۳۷۶ به بعد، خصوصا از هنگامی که مسئولیت آن بر عهده مهوش سپهری قرار داده شد، با رواج آموزش های وی به طرز اسفباری بسیار خشک و هراسناک بود. مسئولین و سران اصلی تشکیلات در هر قسمت، حیطه تحت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59778">زهرا فیض بخش چگونه اقدام به خودکشی کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روابط زنان شورای رهبری در شکل فرمانده و فرمان بر پس از گسترش شورا از سال ۱۳۷۶ به بعد، خصوصا از هنگامی که مسئولیت آن بر عهده مهوش سپهری قرار داده شد، با رواج آموزش های وی به طرز اسفباری بسیار خشک و هراسناک بود. مسئولین و سران اصلی تشکیلات در هر قسمت، حیطه تحت فرماندهی شان را ملک مطلق خود دانسته و بسیار بی رحمانه با زیر دستانشان رفتار می کردند.</p>
<p>به طوری که به دلیل یک اشکال و یا خطای کاری، افراد را زیر ضرب برده و از هیچ گونه هتاکی و بی حرمتی و فشار آوردن کوتاهی نمی کردند، هتاکی و بی حرمتی ها زن و مرد نداشت و در جلسات انتقادی و یا اجرایی زیر سنگین ترین فشارها و حسابرسی ها بودیم. به خاطر اینکه اکثرا کارهای تعریف شده برای هر قسمت چندین برابر حد توان ها بود بهانه های کافی برای مؤاخذه و حسابرسی وجود داشت.</p>
<p>البته این فشارها دقیقا از بالا و از طرف خود مریم و مسعود رجوی بود که کانالیزه می شد، آن ها ابتدا لایه اول را بشدت زیر حسابرسی می بردند و آن ها هم به همین روال فشار را بر روی زیردستان خود وارد می کردند. با این مقدمه بایستی متوجه شده باشید که وضعیت و روابط نفرات با زیردستانشان چگونه بود و فشارها، مشکلات و دعواها همیشه وجود داشت، که نهایتاً وقتی مشکلات با نفری خیلی حاد میشد اگر شانس می آورد آخرش جابجایش می کردند.</p>
<p>در آن روزها و در بحبوحه همان جلسات، یکی از زنان بنام زهرا(سیمین) فیض بخش که در بخش اداری و سررشته داری ارتش کار میکرد از فشار کار و دعواهای مسئولینش بیمار شده و حدود دو هفته بستری بود، در تمام این مدت با تحقیر و دعواهای شدیدی روبرو می شد، به طوری که وقتی بیمار و بستری شده بود چند بار او را با همان وضعیت برسر کار احضار کرده بودند.</p>
<p>در آخرین خبری که از وی داشتیم دو سه روزی بوده که با دعوای شدید مسئولش در بستر بیماری بود که ناگهان خبر فوت او را به صورت مخفیانه شنیدیم. بدون اطلاع عمومی شبانه وی را به اشرف منتقل کرده و دفن نمودند. وی در اثر فشارهایی که به وی آورده بودند اقدام به خودکشی نموده و تنها راه نجاتش را چنین دیده بود و این هم سندی دیگری از خیانت تشکیلات رجوی شد که ادعا می کرد برای زنان آزادی و رهایی آورده است.</p>
<p>در حالی که آن جلسات تنفرانگیز ادامه داشت حتی یک بار اسم وی برده نشد و تا مدت ها فوتش را از همه پنهان می کردند. کسی که بیش از ۲۰ سال زندگی خود را در تشکیلات صرف قدرت طلبی رجوی نمود، دیگر هیچ نام و یادی از وی برده نشد و حتی زنان در بین صحبت های خصوصی خود جرأت نام بردن از وی را نداشتند. این سرنوشتی بود که بدون شک برای هرکسی که کوچک ترین اعتراضی به رجوی می کرد رقم زده شده بود.</p>
<p>همسر زهرا فیض بخش مرد باهوش و تحصیل کرده ای بود که در دهه ۷۰ از تشکیلات جدا شد، آن ها یک دختر هم داشتند که در سال ۷۰ جزء بچه های مدرسه، به خارج کشور فرستاده شده بود. دختری که دیگر مادرش را ندید و از سرنوشت دردناک او احتمالا خبر دقیقی ندارد.</p>
<p><em>برگرفته از کتاب سراب آزادی به قلم خانم مریم سنجابی عضو پیشین شورای رهبری مجاهدین</em></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59778">زهرا فیض بخش چگونه اقدام به خودکشی کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59778/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگ هایی از تاریخ سیاه مجاهدین – وحشت رجوی از انتخاب خاتمی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45274</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45274#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2021 07:05:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سراب آزادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45274</guid>

					<description><![CDATA[<p>وعده های دروغ با انواع و اقسام حیله و نیرنگ جزو عادات ترک نشدنی رهبر مجاهدین در خاک عراق بحساب می آمد. محیط بشدت بسته و قرنطینه شده اردوگاه اشرف شرایطی را فراهم می کرد که اذهان اعضای گرفتار بطور یک طرفه محل انباشت انبوه مزخرفات شخص رجوی در قالب آنچه که «استراتژی سرنگونی» نامیده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45274">برگ هایی از تاریخ سیاه مجاهدین – وحشت رجوی از انتخاب خاتمی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وعده های دروغ با انواع و اقسام حیله و نیرنگ جزو عادات ترک نشدنی رهبر مجاهدین در خاک عراق بحساب می آمد. محیط بشدت بسته و قرنطینه شده اردوگاه اشرف شرایطی را فراهم می کرد که اذهان اعضای گرفتار بطور یک طرفه محل انباشت انبوه مزخرفات شخص رجوی در قالب آنچه که «استراتژی سرنگونی» نامیده می شد باشد. بدون اینکه کسی جرات کند تنافضات چنین اراجیفی را به وی گوشزد کند.</p>
<p>آنچه که ذیلا آورده می شود بخش هایی از کتاب « <strong>سراب آزادی</strong> » نوشته خانم <strong>مریم سنجابی</strong> عضو پیشین شورای رهبری مجاهدین است که در خاک عراق از قرارگاه اشرف فرار کرد و خود را به دنیا آزاد رساند.</p>
<p>انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۷۶</p>
<p>. . . در سال ۱۳۷۶ آقای خاتمی در ایران به ریاست جمهوری رسید. که بیش از هر موضوع سیاسی دیگر به رجوی گران آمد. وی تا قبل از انتخاب آقای خاتمی به ریاست جمهوری، هرگز پیش بینی نمی کرد که او رئیس جمهور شود و علاوه بر این با شروع یکسری اصلاحات در ایران بیش از پیش مستاصل شده و به دنبال ضربه زدن به دولت خاتمی بود.</p>
<p>رجوی در نشست های سیاسی می گفت که امکان فضای باز سیاسی و پیشرفت در ایران وجود ندارد و هرگز چنین دولتی سرکار نخواهد آمد الا اینکه ما برویم و دولت ایران را سرنگون کنیم!</p>
<p>رجوی با چشم پوشی بر روی تمام پیشرفت های ایران و آگاهی نسل جوان و تغییرات زیادی که در ایران شده بود از جمله بالا رفتن سطح زندگی و فرهنگ و تحصیل مردم؛ حتی نمی خواست ذره ای این تغییرات ایران و جهان به گوش اعضای اشرف و حتی نیروهای هوادار خارج کشور برسد و لذا تا آنجا که می توانست علاوه بر ممنوع کردن رسیدن اخبار ایران به کمپ اشرف حقایق را ۱۸۰ درجه برعکس به نمایش در می آورد.</p>
<p>او تا قبل از اعلام نتایج انتخابات پیش بینی می کرد آقای ناطق نوری در انتخابات برنده می شود و پس از برنده شدن آقای خاتمی در یک موضع گیری اعلام کرد؛ این انتخاب به نفع ماست و اگر ما یک می خواستیم، ده و اگر ده می خواستیم، صد نصیب ما شد و باعث می شود که تضاد های جناح های مختلف درون نظام به سرعت تشدید شده و زمینه سرنگونی فراهم و طلسم اختناق شکسته شود!</p>
<p>رجوی آنقدر در توهمات خودش اسیر بود که هنوز فکر می کرد، سازمان وی یک سازمان انقلابی و دارای پشتوانه مردمی است و دریغ از اینکه نزدیک به دو دهه از انقلاب ۵۷ گذشته و هم ماهیت سازمان افشا شده و با شتابی روزافزون به فرقه ای مخوف تبدیل می شد و هم تغییراتی اساسی در ایران و نسل جوان پدید آمده بود و دیگر آن فضای سیاسی قدیم بر مردم حاکم نبود. عصر نویی ایجاد شده بود که دیگر کسی به مبارزه مسلحانه و … نمی اندیشید و سازمان های فرقه ای و سکتاریستی جایی در بین نسل جوان و مردم نداشتند …</p>
<p>با انتخاب شدن خاتمی، رجوی موقعیت سازمان و «آلترناتیو» شورا و ریاست جمهوری مریم عضدانلو را به شدت در خطر دید. از این رو هدفش این بود که با حملات نظامی در داخل کشور باعث افزایش جو نظامی و امنیتی شود و مانع شکل گیری روند حاکمیتی ریاست جمهوری جدید ایران شود. در سمت عراق نیز، خاتمی در صدد نشان دادن شاخه زیتون بود و رجوی بیم آن را داشت که صدام حسین هر چه بیشتر او را محدود نماید. لذا انجام عملیات در داخل کشور با قصد کشاندن ایران و عراق به نقطه «جرقه و جنگ» را در دستور قرار داد. تئوری ایجاد «جنگ و جرقه» برای سالیان و تا به امروز جزو توهمات و رویای رجوی بوده است.</p>
<p><strong>مرحله آمادگی برای سرنگونی، «آ ۷۷»</strong></p>
<p>سال ۱۳۷۷ شروع شد و آن را هم رجوی «آ۷۷» یعنی آمادگی برای سرنگونی اعلام نمود. وی هر بار بهانه هایی پیدا می کرد که به واسطه آن قدرت نمایی کند. طبق یک تحلیل جدید گفت با انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در درون دولت ایران جناح بندی ها تشدید شده و بایستی برای هر شرایطی آماده باشیم!</p>
<p>لذا اعلام آماده باش داد و گفت که یگان ها برای عملیات آماده شوند! دوباره کلاس های آموزشی نظامی فشرده برپا شد و همه راهی آموزش نظامی شدند، افراد برای یک دوران و با فریب سال سرنگونی، سر می کردند و هر روز رجوی مغرورتر و از انسانیت دورتر می شد.</p>
<p>در نشست عمومی آن سال هم یک تعهد بنام تعهد «آ۷۷» گرفته شد که همه را متعهد می نمود برای یک دوران دیگر در ارتش باقی مانده و اعلام بریدگی نکنند و در دوران صدام که راه فراری هم نبود. شیوه تعهد و امضا گیری رجوی بعدها مرسوم شده و هر دور و هر ساله به یک بهانه هایی از افراد امضای ماندن برای دو سال دیگر در تشکیلات سازمان گرفته می شد.</p>
<p>با تغییر شکل سازمان دهی «ارتش» رجوی و با هماهنگی هایی که با دولت و استخبارات عراق انجام شد، در شش نقطه مرزی قرارگاه های نظامی سازمان به صورت گسترده تری شروع به فعالیت کردند.</p>
<p>شش مرکز نظامی در شهرهای جلولا، استان دیالی (قرارگاه انزلی، مرکز ۲)، مقدادیه (قرارگاه علوی، مرکز ۳)، کوت (قرارگاه فائزه، مرکز ۴)،العماره (موزرمی و همایون، مرکز ۵ و ۶)، و بصره (قرارگاه حبیب، مرکز ۷) مستقر بودند. مرکز ۱ (زنان) و قسمت های پشتیبانی و ستادی در اشرف راه اندازی شده نیروها در آنها مستقر شدند.</p>
<div id="attachment_43519" style="width: 810px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43519" class="size-full wp-image-43519" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-22-6.jpg" alt="تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم" width="800" height="551" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-22-6.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-22-6-300x207.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-22-6-768x529.jpg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /><p id="caption-attachment-43519" class="wp-caption-text">فشارهای روانی طاقت فرسا در کمپهای رجوی و صدام و افسردگی نفرات</p></div>
<p>سال ۱۳۷۸ و مرحله «سین آ»</p>
<p>سال ۱۳۷۸ نیز مانند سال های پیش از آن در قرارگاه باقر زاده و با یک نشست عمومی و حضور شخص رجوی شروع و مثل همیشه این سال طوری قلمداد می شد که سال پیروزی و سرنگونی حاکمیت ایران است. (لذا آن را « سین آمادگی » نام گذاشت ولی هرگز پاسخ نداد پس آمادگی در سال ۷۷ چی شد و چرا خبری از حمله و هجوم نشد)</p>
<p>در این سال همچنان خط سازمان بر روی عملیات مرزی پس از انجام هر اقدام، آماده باش اعلام می شد و نفرات مجبور بودند طی وضعیت آماده باش از قرارگاه های خود خارج شده و به زمین های اطراف اشرف یا قرارگاه های دیگر بروند و آماده باش نفرات را در شرایط بسیار دشواری قرار می داد.</p>
<p>افراد در حین اشتغال به آموزش، تمرینات و کارهای جاری، علاوه بر مانورها به دلیل نگرانی حملات بیشتر به قرارگاه ها و اعلام آماده باش های پی در پی، مجبور بودند با شرایط سخت و اغلب در هوای گرم و طوفانی عراق روزگار خود را در بیابان ها سپری کنند.</p>
<p>امکانات شرایط زیستن در دوره های آماده باش فوق العاده کم و ناچیز بود، اغلب حدود ۱۰۰ الی ۱۵۰ نفر اعضای هر مرکز یا ستاد مجبور بودیم هفته ها برای زندگی در بیابان های اطراف اشرف مستقر شویم و وسایل زندگی ما یک چادر صحرایی بزرگ به عنوان سالن غذاخوری، سه الی چهار عدد توالت و حمام صحرایی که آب آن با تانکر آورده می شد و چند عدد چادرهای صحرایی کوچک تر یا چند دستگاه خودرو ایفا برای استراحت و مینیمم وسایل استقراری بود.</p>
<p>اغلب روز و شب خود را در هوای گرم و خاک آلود مانند صحرانشینان می گذراندیم، این تمام وسایل زندگی ما برای روزها و ماه ها بود. در این شرایط سخت هیچ گاه نشست های انتقادی هم تعطیل نمی شد و روزانه دو سه ساعت وقت ما در جلسات سپری می شد  . . .</p>
<p>ملاحظه: <em>کتاب « سراب آزادی » به قلم خانم مریم سنجابی عضو پیشین «شورای رهبری مجاهدین» است که در ۴۴۸  صفحه و توسط موسسه ستوس چاپ و در  ۱۹ اردیبهشت سال  ۱۳۹۵ در بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران رونمایی و در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است.</em></p>
<p>نویسنده : سر دبیر</p>
<p>منبع خبر : سایت راه نو</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45274">برگ هایی از تاریخ سیاه مجاهدین – وحشت رجوی از انتخاب خاتمی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45274/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برگ هایی از تاریخ سیاه مجاهدین – تلاش برای جذب رزمنده عراقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44696</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44696#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 May 2021 07:24:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تیف]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[مریم سنجابی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سراب آزادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44696</guid>

					<description><![CDATA[<p>توضیحات: حیات مجاهدین با رهبر فاسدی همچون رجوی تاریخی پر از شقاوت و سنگدلی و پر از جنایت و خیانت را طی چندین سال حضور این فرقه در خاک عراق به همراه داشته است. تاریخی که یادآوری هر واقعه و صحنه آن دردناک بوده و دل هر شنونده ای را بشدت می آزارد. قطع نیروهای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44696">برگ هایی از تاریخ سیاه مجاهدین – تلاش برای جذب رزمنده عراقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><em>توضیحات:</em> حیات مجاهدین با رهبر فاسدی همچون رجوی تاریخی پر از شقاوت و سنگدلی و پر از جنایت و خیانت را طی چندین سال حضور این فرقه در خاک عراق به همراه داشته است. تاریخی که یادآوری هر واقعه و صحنه آن دردناک بوده و دل هر شنونده ای را بشدت می آزارد. قطع نیروهای پیوستی به سازمان، و اصرار جداشدگان بر ترک اشرف، یکی از بحران های همیشگی رجوی بود. مسئولین اطلاعاتی عراق بارها در ملاقات هایشان با مسئولین سازمان می گفتند که مجاهدین در داخل کشور پایگاه اجتماعی ندارد. اگر دارند چرا کسی به آن نمی پیوندد. و چرا برخی ها از سازمان فرار می کنند؟</p>
<p>بنابراین رجوی برای حل این معضل بارها تلاش کرد در اشکال مختلف مثل ربودن چوپانان ساکن در مناطق مرزی و یا فریب دادن ایرانیان جویای کار در کشورهای همسایه پای آنان را به قرارگاه اشرف بکشاند.</p>
<p>خانم <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8%db%8c"><strong>مریم سنجابی</strong></a> عضو پیشین مجاهدین در کتاب <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19364">«سراب آزادی»</a> به این موضوع پرداخته است که بخشی های از آن در دید مخاطبان قرار می گیرد.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-27326 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sanjabi_Maryam_Book.jpg" alt="" width="510" height="270" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sanjabi_Maryam_Book.jpg 510w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sanjabi_Maryam_Book-300x159.jpg 300w" sizes="(max-width: 510px) 100vw, 510px" /></p>
<p><strong>تشکیل کمپ «تیف» توسط آمریکایی ها</strong></p>
<p>(بعد از حمله آمریکا به عراق و شکست صدام حسین) و حدود دو سه ماه بعد از بازگشت نیروها به قرارگاه اشرف (از پراکندگی) ، نفرات جداشده که درون چند واحد در شرق قرارگاه اسکان داده شده بودند، به علت شرایط بسیار سخت و بلاتکلیفی، شورش کردند و با آتش زدن بسیاری از وسایل همچون تشک و پتو و… اعتراض خودشان را ابراز داشتند.<br />
کار به جایی رسید که دیگر نفرات تشکیلات جرأت نمی کردند به آن محوطه نزدیک شوند. سرانجام موضوع به گوش آمریکایی ها رسید و مقامات ارتش آمریکا به محل رفته و به افراد قول می دهند که آنها را به محل جدیدی تحت نظر مستقیم خود منتقل خواهند کرد.<br />
پس از چند روز آنها را در چند کانتینر در قسمت شمالی قرارگاه اشرف مستقر نمودند. مدت کوتاهی رابطه احترام آمیزی با این افراد داشتند اما در ادامه ملاقات و مذاکرات سازمان با نیروهای آمریکایی، صفحه روزگار چرخید و رفتاری مانند زندانیان با افراد جداشده صورت می گرفت.<br />
محلی که افراد در آن قرار گرفتند، درون محوطه ای بود که با خاک ریز و سیم خاردار محصور شده که به آن «تیف»(TIPF) (*) می گفتند.</p>
<p><strong>بحران نیرویی در سازمان</strong></p>
<p>در سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۳، خصوصا بعد از اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی، سازمان احساس می کرد نیروهایش رو به کاهش است، تعداد زیادی از افراد جداشده و از تشکیلات خارج شدند. ستاد داخله در درون تشکیلات طبق دستور، کارش گسترش داده شد و ماموریت یافت تا هر طور شده و از هر طریق ممکن برای سازمان نیرو جذب کند. به مسئولین آن ابلاغ شده بود که ماهانه ۴۰ نیرو بایستی از ایران و یا خارج کشور به اشرف بیاورند.</p>
<p>با ابلاغ و تاکید بر روی این نکته که به هر طریقی که می توانند این کار را انجام بدهند، ستاد داخله شروع به کار نمود و برایشان مهم نبود که به چه صورت و به چه طریقی افراد را به اشرف می کشانند. به همین دلیل انواع و اقسام راه های غیر انسانی و شیوه های فریب را نیز به کار می بردند. یکی از کانال های جذب خانواده ها بودند که پس از آمدن به اشرف، کار جذب، سازماندهی تشکیلاتی و ایدئولوژیکی روی آنها و مخصوصا نیروهای جوان صورت می گرفت.</p>
<p>در این رابطه، از شیوه های مختلفی استفاده می شد، ترتیب دادن مهمانی با نیروهای جوان سازمان، ساعت ها صحبت با فرد مورد نظر، بردن نفرات نزد آنهایی که از کارهایشان در سازمان تعریف می کردند، پوشاندن لباس نظامی به افراد و بردن به مراسم و قبرستان مجاهدین، تلاش برای انگیزه دادن به آنها و سعی بر آموزش فرد جهت همکاری با سازمان.</p>
<p>پس از یکسری کارهای انگیزشی از افراد می خواستند برای مدت کوتاهی درون اشرف بمانند و در صورت انصراف، برگردند. تعداد زیادی را همین افراد ابتدا به طور موقت مجبور به ماندن می کردند و پس از آن افراد، در یک عمل انجام شده و یا محدودیت هایی قرار می گرفتند و چون امکان برگشت نیز نداشتند مجبور به ماندن می شدند.</p>
<p>از سوی دیگر خانواده هایی که دوستانی در ایران داشته و فکر می کردند آنها زمینه پیوستن به سازمان را دارا می باشند را به ایران برمی گرداندند و می خواستند در دور بعدی با تعدادی از دوستانشان به اشرف برگردند.</p>
<p>در یکسری موارد سعی بر پیدا کردن فرزندان قربانیان سازمان کرده و در حالی که آنها شناختی از سازمان نداشتند با امور انگیزشی آنها را به اشرف می کشاندند. به این ترتیب یکی از راه های جذب نیرو کشاندن نفرات به اشرف بود در حالی که آشنایی قبلی با سازمان و سوابق و مناسبات درون آنجا نداشتند.</p>
<p>راه دیگر جذب نیرو در کشورهای خارجی مخصوصا ترکیه به این ترتیب بود که در بین مسافرین و توریست های ایرانی بویژه نفراتی که دچار مسائل قانونی شده و یا مشکل مالی داشتند، اعضای آموزش دیده بدون معرفی موقعیت سازمانی خود در بین آنها رفته و افراد را تشویق به مسافرت با مقصد اشرف کرده و قول حل و فصل مشکلات آنها را می دادند.</p>
<p>در خیلی از موارد به آنها می گفتند: ما مسئله پول و پاسپورت را حل کرده و پس از مدتی شما را به کشور دلخواهتان می فرستیم. در ابتدای امر و در خارج از اشرف به هیچ عنوان از ماهیت تشکیلاتی سازمان و اهداف آن به نفرات چیزی نمی گفتند.</p>
<p>نفراتی که بدین گونه قاچاقی به اشرف فرستاده می شدند شناختی از سازمان و ماهیت درونی آن نداشتند و پس از رسیدن به اشرف و هنگامی که دیگر راه برگشتی نمی دیدند، آنها را به پذیرش فرستاده و شروع به آموزش های تشکیلاتی، سیاسی و ایدئولوژیک می کردند.</p>
<p>در این رابطه خیلی از نفراتی که بصورت خانواده بودند و در ترکیب یک زوج یا بیشتر به اشرف می آمدند، پس از آنکه به اشرف می رسیدند تازه متوجه می شدند که بایستی طبق قوانین سازمان طلاق بگیرند و از هم جدا شوند، این کار منشا خیلی از مشکلات روانی و عاطفی نفرات می شد و در مقابل عمل انجام شده قرار می گرفتند. خیلی وقت ها موضوع برای نفرات هیچ گاه حل نشده و باعث مشکلات زیادی می گردید.</p>
<p>یکی دیگر از شیوه های عضو گیری، تلاش برای جذب فرزندان اعضا در خارج کشور و فرستادن آنها به اشرف بود. این موارد شیوه عضوگیری سازمانی بود که در مجامع بین لمللی و مواضع بیرونی خود دم از آزادی خواهی می زد و اعلام می کرد به دنبال آزادی است.<br />
شیوه عضو گیری عجیب و غریب و فریب و آدم دزدی. با این روش های فریبکارانه بسیاری از انسان ها در طی سال های بعد از ۸۰ اسیر شدند. البته این شیوه ها به شکل های مختلف از سال ۱۳۷۵ اجرا می شد.</p>
<p><strong>جذب «رزمنده عراقی» “RA” و “KA”</strong><br />
به دنبال مسئله بحران جذب نیرو، رجوی شیوه دیگری به سرش زده و عنوان کرد که هر کس در معرض ایدئولوژی انقلاب مریم قرار بگیرد! قابل جذب است و مخصوصا نفرات عراقی، این استعداد را دارند.</p>
<p>رجوی با کبر و غرور بی مانندی این طرح را در یکی از جلسات درونی اعلام کرد که: از این پس در بین نفرات عراقی به جذب نیرو خواهیم پرداخت و از این همه نیروی انسانی می توانیم بهره ببریم. به راحتی می توانیم هزاران نیرو جذب و به سازمان اضافه کنیم!<br />
در این راستا مراکز ماموریت یافتند برای جذب نیرو از مردم عراق، اقدام نمایند. هر مرکز با تلاش و تبلیغ فراوان سعی می کرد از بین کارگران و نفراتی که به اشرف تردد داشتند نیرو جذب نماید، البته تعداد جذب هر مرکز ماکزیمم ۲۰ الی ۳۰ نفر بیشتر نشد. به این افراد نام “RA” یعنی رزمنده عراقی داده شد.</p>
<p>طبق برنامه ریزی هایی که برای این افراد شده بود، قرار گذاشتند نیمی از روز را به آموزش ها و فنون نظامی گذرانده و نیم دیگر از وقتشان به آموزش های ایدئولوژی سازمان سپری شود. از آنجایی که این نفرات در اجتماع بزرگ شده و مانند اعضای سازمان، که سال ها ایزوله و جدا از خانه و خانواده و زندگی اجتماعی می زیستند؛ نمی توانستند باشند، به سرعت حوصله شان سر رفت و دلشان برای خانواده هایشان تنگ شد و زیر بار حتی یک آموزش و انقلاب مریم! نرفتند و با سرعت اقدام به ترک کمپ کردند.</p>
<p>این خط با شکست مواجه شد ولی به دلیل سرمایه گذاری تبلیغاتی و مالی که بر روی آن شده بود، پس از جمع بندی، آن را به مدلی جدیدتر تغییر دادند. به این ترتیب که مراکز هر چقدر می تواند نیرو از بین کارگران و مردم عراق با حقوق و مرخصی استخدام نماید. در شکل جدید، یک سری نیروها استخدام شدند و به آنها دوره آموزش نظامی و فنون دیگر داده می شد. نام سری جدید “KA” یعنی کارگر عراقی بود.</p>
<p>سپس آنها را ترخیص می کردند که به شهرهایشان بروند و در آنجا همچنان در ارتباط و استخدام سازمان باشند. این تاکتیک نیز پا نگرفت و در کمتر از یک سال پروژه جذب نیروی عراقی با شکست کامل مواجه شد. البته تعدادی از این نفرات در این سالیان به عنوان خبر چین در استخدام بخش اطلاعات سازمان باقی مانده و با دریافت مبالغی کلان به همکاری اطلاعاتی ادامه می دادند. با این حال بیش از هر کس دیگری برای رجوی به خوبی مشخص شد، کسی زیر بار ایدئولوژی او و فریب هایش نمی رود.</p>
<p>توضیح در مورد اردوگاه تیف در قرارگاه اشرف: با اشغال عراق توسط ارتش امریکا در سال ۲۰۰۳ از ۱۹ مارس تا ۱ مه ۲۰۰۳ (۲۷ اسفند ۱۳۸۱ تا ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۲) سقوط صدام، دولت آمریکا اقدام به ساختن یک اردوگاه موسوم به تیف در کنار قرارگاه اشرف، مقر اصلی سازمان مجاهدین کرد. ساکنان «تیف» اعضای جدا شده از مجاهدین بودند که باهماهنگی و نظارت ارتش آمریکا وارد این زندان می شدند.</p>
<p>مریم سنجابی از کتاب سراب آزادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44696">برگ هایی از تاریخ سیاه مجاهدین – تلاش برای جذب رزمنده عراقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44696/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب&#8221;سراب آزادی&#8221; بقلم خانم مریم سنجابی منتشر شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19364</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19364#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Jan 2016 07:29:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم سنجابی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سراب آزادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2016/01/18/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>«به کمک افرادی از پرسنلی برای رسیدگی به بعضی از یگان‌ها اقدام کردیم و برای آن‌ها لباس و وسایل می‌بردیم تقریباً در هر یگان صد نفره بیش از ۱۰ الی ۱۵ نفر بازنگشته بودند و در چهره‌های بازگشتی‌ها نیز شکست و ماتم به خوبی حس می‌شد. بالاتر از آن یأس و ناامیدی در همه جا موج می‌زد. افراد بیش از هر چیز بهت زده بودند و تصور چنین سرنوشتی را نمی‌کردیم.»</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19364">کتاب&#8221;سراب آزادی&#8221; بقلم خانم مریم سنجابی منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" style="width: 350px; height: 502px; margin: 10px; float: left;" src="https://st.nejatngo.org/Image/Cover/Sarab_Azadi.jpg" />به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب «سراب آزادی» خاطرات خودنوشت مریم سنجابی مسئول پرونده‌های پرسنلی و عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین از سوی انتشارات ستوس راهی بازار کتاب شد.<br />
این کتاب در ۴۰۰ صفحه خاطراتی از این سازمان مخوف را بیان می‌کند و اتفاقات مختلف و نحوه برخورد سازمان با آنها را شرح داده است.<br />
نویسنده به دلیل قرارداشتن در بطن گروه مجاهدین و لمس جنایت‌های این گروه توانسته است حس و حال خود را به مخاطب بیان کند.<br />
بخش‌هایی از این خاطرات در ادامه آمده است:<br />
*می‌خواهیم کاری کنیم که دیگر امامی نباشد<br />
«در جلسه توجیهی عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) مسعود رجوی ضمن اعلام عملیات گفت: ما قبل از آتش بس هم تصمیم به انجام این عملیات بزرگ داشتیم و می خواستیم آن را دیرتر انجام دهیم. اما پذیرش قطعنامه کار ما را تسریع کرد و اگر الان اقدام نکنیم فرصت از دست خواهد رفت. زیرا بعد از اینکه بین ایران و عراق صلح شود در اینجا قفل می‌شویم و دیگر نمی‌توانیم کاری انجام دهیم و از لحاظ سیاسی تبدیل به فسیل می‌شویم. رژیم دیگر نیروی جنگی لازم را ندارد و نمی‌تواند نیروی جبهه را تأمین کنند و هم از لحاظ نظامی تعادل خود را از دست داده و هم از لحاظ سیاسی در انزوای بین‌المللی قرار دارد. کاری که می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان یک ابرقدرت هست. چون فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را در ظرف این مدت تسخیر کند، حتی عراق هم ادعای گرفتن تهران را نکرده است، اما ما می‌خواهیم برویم تهران را بگیریم.<br />
ما در این راه عاشوراگونه می‌رویم اما این بار بازمانی که در ۳۰ خرداد ۶۰ شروع کردیم فرق می‌کند. چون آن موقع چشم‌انداز پیروزی نداشتیم و عاشوراگونه شروع کردیم. ولی این بار چشم‌انداز پیروزی داریم که خیلی ملموس است البته همه افراد باید بدانند که می‌خواهند چه کار کنند. ما کاری می‌خواهیم بکنیم که همه دنیا تعجب کنند و یک دفعه بفهمند که ما در تهران هستیم و امامی دیگر وجود ندارد.»<br />
*به خاطر سرعت زیاد هرکس مجروح شد باید خودش مسئله‌ خودش را حل کند<br />
«مریم رجوی نیز عنوان کرد: درست است به خاطر وظیفه‌ای که داریم عاشورا گونه وارد می‌شویم ولی در این که حتما پیروز می‌شویم شکی نیست. الان جبهه‌ها خالی شده و وقتی از جبهه آن طرف‌تر برویم کسی نیست جلوی ما را بگیرد. ما آنقدر می‌خواهیم با سرعت پیش برویم که در مسیر توقف هم نداریم و هرکس مجروح شد باید خودش مسئله‌ خودش را حل کند.»<br />
*۵۵۰۰ نفر برای فتح تهران!<br />
«بنابر یک سری گزارش‌های اعلام شده آمار و ارقام مطرح شده برای عملیات فروغ به شرح زیر عنوان شد: تعداد تیپ‌های ارتش از ۱۵ تیپ به ۲۵ تیپ گسترش یافت که هر تیپ حدود ۱۶۰ تا ۲۳۰نفر داشتند. تیپ‌های زنان با تیپ‌های دیگر ادغام شد برای عملیات حدود ۷۲۰اسیر ایرانی با کنترل وارد ارتش شدند و حدود ۶۳۵ نفر از سایر کشورها به عراق اعزام شده و زیر نظر سایر تیپ‌ها سازمان‌دهی گردیدند. کل نیروها حدود ۵۵۰۰ نفر به حساب آمدند که در قالب ۲۵ تیپ عملیاتی و حدود محدودی واحدهای خدمات رزم و پشتیبانی خدمات رزم، سازمان‌دهی شد. از مجموع ۵۵۰۰ نفر حدود ۴۸۰۰ نفر در تیپ‌های رزمی و تعدادی نیز در واحدهای اداری و ستادی و خدماتی بودند.<br />
*نیروهای عملیات فروغ نمی‌توانستند روسری‌شان را نگه‌ دارند<br />
«اغلب نیروهای سازمان افرادی بودند که پس از فراخوان سازمان در اواخر سال ۶۵ به عراق آمدند و اکثراً کار پراتیک نظامی انجام نداده و تسلط کافی به امور نظامی و جنگ نداشتند به عنوان نمونه من و تعداد بسیار زیادی تا زمان عملیات فروغ جاویدان و حتی بعد از آن تا مدت‌ها یک گلوله شلیک نکرده و نحوه استفاده از سلاح را هم نمی‌دانستیم.<br />
نیروهایی که برای عملیات فروغ نیز از خارج کشور اعزام شده بودند زنان و مردان جوانی بودند که در اروپا زندگی می‌کردند. آن‌ها حتی بلد نبودند لباس‌های نظامی را خوب و محکم بپوشند و زنان نیز حتی نمی‌توانستند روسری‌ها را بر روی سرشان نگه دارند، چه رسد به استفاده از سلاح و جنگ کردن حتی خیلی از اعضای مجاهدین که آموزش‌های نظامی می‌دیدند افرادی بودند که مناسب مبارزه نظامی نبودند. تعداد بسیار زیادی از این نفرات، اعضای خارج کشوری و بخش به اصطلاح دیپلماسی سازمان؛ تشکیل شده از هواداران طبقه متوسط و مرفه تحصیل کرده در غرب؛ بودند. بعد با این وصف از همه انتظار داشتند در جنگ پیروز شوند کاری که ارتش عراقی بعد از هشت سال نتوانسته انجام دهد. رجوی آن زمان گفت که شما، یعنی همان کسانی که حتی نمی‌توانستند کلاخود یا روسری خود را روی سرشان نگه دارند، افسران این ارتش هستید و سربازان شما در آن طرف مرز منتظر هستند.»<br />
*فروغ جاویدان عملیات مستقلی نبود<br />
«بعد از مدت‌ها به ما ثابت شد که:‌ اولاً ما زاییده جنگ بودیم، چون پس از آتش‌بس دیگر رژیم عراق اجازه عملیات به سازمان را نداد و دوماً به هیچ عنوان عملیات فروغ جاویدان عملیات مستقلی نبود. چرا که اگر دولت عراق از آن پشتیبانی نمی‌کرد در همین حد هم صورت نمی‌گرفت. اگر چه در هر حال به همه قول‌هایی که داده بود نیز وفا نکرد و پشت نیروها را خالی نمود. ولی تمام طرح‌ریزی‌ این عملیات گام به گام با هماهنگی و کمک دولت عراق و حمله‌ای چند جانبه بود که در یک قسمت آن نیروهای سازمان وارد خاک ایران شدند.»<br />
*۱۵ نفر از یگان‌های صد نفره بازگشتند<br />
«به کمک افرادی از پرسنلی برای رسیدگی به بعضی از یگان‌ها اقدام کردیم و برای آن‌ها لباس و وسایل می‌بردیم تقریباً در هر یگان صد نفره بیش از ۱۰ الی ۱۵ نفر بازنگشته بودند و در چهره‌های بازگشتی‌ها نیز شکست و ماتم به خوبی حس می‌شد. بالاتر از آن یأس و ناامیدی در همه جا موج می‌زد. افراد بیش از هر چیز بهت زده بودند و تصور چنین سرنوشتی را نمی‌کردیم.»<br />
*پشتوانه مردمی، به دنبال انقلاب مردمی ایران است و نه سازمان<br />
«حدود ۵۰ الی ۶۰ درصد اعضا و فرماندهان بالای سازمان کشته شده بودند افرادی نظیر مهین رضایی، غلامرضا پورآگل، معصومی، مهدی کتیرایی و … همه در جنگ کشته شده بودند. ساختار نظامی ارتش به کلی آسیب‌دیده و طرح سرنگونی نیز کاملاً شکست خورده بود از بهمن عظیم توده‌های پشتیبانی سازمان نیز خبری نبود کم کم به چشم دیده و حس کردیم که پشتوانه مردمی، به دنبال انقلاب مردمی ایران است و نه سازمان. اشکالات و اشتباهات و نواقص نظامی و برآوردهای غلط فرماندهی یعنی رجوی نیز کم کم نمایان می‌شد.»<br />
*فوت امام خمینی بهترین فرصت برای سرنگونی انقلاب!<br />
«۱۴ خرداد ۱۳۶۸ با وفات آیت‌الله خمینی، مجاهدین به تمام نیروهای خود آماده‌باش داده و به همه آن‌هایی که در کشورهای خارجی بودند نیز مجدداً فراخوان بازگشت به عراق دادند. در این مقطع بحث‌های انقلابی به طور موقت ناتمام گذاشته شد. در قرارگاه حنیف و اشرف نیز بخش‌های سیاسی تعطیل شد و همه را به یگان‌های نظامی در کمپ اشرف منتقل نمودند. مسعود رجوی که همیشه آرزوی حمله به ایران را در سر داشت در جلسات سیاسی برای ما تحلیل می‌کرد که با فوت‌ آیت‌الله خمینی بهترین فرصت برای حمله مجدد پیش خواهد آمد، او می‌گفت در چنین شرایطی رژیم امکان سرپا ماندن را ندارد دچار فروپاشی شده و کسی را برای جایگزین رهبری ندارد و جنگ داخلی در خواهد گرفت و این بهترین فرصت برای ورود ما به داخل کشور هست. به این ترتیب بود که در ۱۴ خرداد اعلام وضعیت فوق‌العاده سیاسی در تشکیلات سازمان شد و رجوی گفت: مجاهدین بایستی در اسرع وقت خودشان را به ایران برسانند آن زمان من در ستاد تبلیغات درون قرارگاه بدیع‌زادگان (با نام قبلی حنیف) بودم. با اعلام بسیج ۷۰ تا ۸۰ درصد، کادرهای بخش‌های سیاسی آزاده شده و همه ما را به اشرف فرستادند قرار بود برای عملیاتی همچون عملیات فروغ جاویدان آماده شویم. قسمت‌های نظامی نیز همه در تکاپو و آماده‌سازی به صورت شبانه‌روزی بودند و نیروهای بخش‌های سیاسی را در یگان‌های نظامی سازمان‌دهی کرده و روزانه مشغول تمرین و مانورهای مختلف شده بودیم همه چیز حاکی از این بود که به زودی عملیات جدیدی با نام “فروغ جاویدان ۲″ آغاز شد! ولی چند روز بعد متوجه شدیم به علت اینکه از طرف دولت صدام اجازه حرکت به ارتش آزادی‌بخش مجاهدین داده نشده طرح عملیات منتفی است و بعد از دو هفته بدون توضیح همه ما را به سر کارهایمان در قسمت‌های سیاسی برگرداندند و وضعیت تقریباً به حالت قبل برگشت. دولت ایران نیز با آرامش به راه خود ادامه می‌داد و برخلاف تحلیل سازمان که حکومت از انتخاب ولی‌فقیه جدید عاجز خواهد بود و دولت دچار فروپاشی می‌شود، همان روز مجلس خبرگان جانشین جدید ولی فقیه را هم انتخاب نمود.»<br />
*با انتخاب خاتمی در ایران باید آماده شرایط جدید باشیم!<br />
«سال ۱۳۷۷ شروع شد و آن را هم رجوی «آ ۷۷» یعنی آمادگی برای سرنگونی اعلام نمود وی هر بار بهانه‌هایی پیدا می‌کرد که به وسیله آن قدرت‌نمایی کند طبق یک تحلیل جدید گفت با انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در درون دولت ایران جناح‌بندی‌ها تشدید شده و بایستی برای هر شرایطی آمده باشیم. لذا اعلام آماده‌باش نمود و گفت که یگان‌ها برای عملیات آماده شوند دوباره کلاس‌های آموزشی نظامی فشرده برپا شد و همه راهی آموزش نظامی شدند.»<br />
*اعزام تیم‌های عملیاتی در سال ۷۸ برای ضربه زدن به مراکز دولتی<br />
«در سال ۱۳۷۸ رجوی که در هر فرصتی منتظر ماهی گرفتن از آب گل‌آلود بود با پیام‌های متعددی سعی می‌کرد، حوادث تیر ماه را به خشونت تهاجم و اقدامات خرابکاری برانگیزاند و در این راه از هیچ شانتاژی من جمله اینکه خود را رهبر درگیری‌ها معرفی کند، فروگذاری نمی‌کرد. در سال ۷۸ اعزام تیم‌های عملیاتی به داخل ایران جاری بود و ادامه داشت. اکثر این مأموریت‌ها برای خمپاره باران و ضربه زدن به مراکز دولتی و ایجاد جو ناامنی طرح‌ریزی می‌شد.»<br />
*مسعود رجوی و دفاع از رهبری منتظری برای مطرح کردن خود<br />
«سال ۱۳۸۸ وضعیت همچنان با فشارهای تشکیلات و محدودیت‌های روز افزون شروع شد و بخش روابط و اجتماعی سازمان هم به دخالت در امور عراق و کارشکنی‌هایشان ادامه می‌دادند. در آن ایام مسعود رجوی به دنبال تنش‌های ایجاد شده در ایران به فکر استفاده از این موقعیت افتاده بود تا شاید بتواند از این طریق هر چقدر می‌تواند سازمان را در مجامع بین‌المللی و سیاسی مطرح نموده و اتفاقات داخل ایران را ناشی از تأثیر سازمان بر روی مردم ایران قلمداد کند و او را در محافل غربی به عنوان اپوزیسیون نظام ایران به رسمیت بشناسد. لذا در این روزها دست به هر کاری می‌زد.<br />
دفاع از برخی نامزدهای ریاست جمهوری بعد از انتخابات دفاع از رهبری آقای منتظری و حتی پیام دادن به پسر شاه سابق ایران، از اقدامات و تلاش‌های بی‌فایده‌ وی به حساب می‌آمد.»<br />
*تشویق به شورش و قیام مسلحانه در سال ۸۸<br />
«در ایام انتخابات ۸۸ ستاد داخله و بخش‌های زیادی از سازمان را برای به آشوب کشاندن تجمعات مردم در ایران واداشته بود در آن زمان من در ستاد اطلاعات علنی بودم و کار ما مانیتور کردن اخبار داخل ایران بود و به ما ابلاغ شد هر نفر هر چند وبلاگ راه‌اندازی کرده و اخبار درگیری و اغتشاش را به وسیله این وبلاگ‌ها گسترش دهیم. در قسمت داخله به صورت شبانه‌روزی با ایرانیان تماس می‌‌گرفتند و افراد را به شورش و قیام و کارهای ایذایی و مسلحانه سوق می‌دادند و در قسمتی دیگر، ستاد داخله پیام‌های رجوی را می‌بایست به صورت گسترده بر روی ایمیل‌های علنی ارسال می‌کرد.»<br />
کتاب «سراب آزادی» از سوی نشر «ستوس» در شمارگان یک هزار نسخه و با قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده که علاقه‌مندان به تهیه آن می‌توانند با شماره ۰۹۲۱۳۷۸۵۶۲۹ تماس برقرار کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19364">کتاب&#8221;سراب آزادی&#8221; بقلم خانم مریم سنجابی منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19364/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
