<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%ae%d8%b1%d8%a8-%d9%86%d9%88%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-فرقه-های-تروریستی-و-مخرب-نوعی-برده</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Jan 2026 10:14:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-فرقه-های-تروریستی-و-مخرب-نوعی-برده</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه‏ نورنبرگ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67807</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67807?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Jan 2026 10:14:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67807</guid>

					<description><![CDATA[<p>وکیل معتبر ریچارد دلگادو (Richard Delgado)، که برای چندین سال نخست در دانشگاه یل و سپس به عنوان محقق و استاد در دانشگاه واشنگتن در سیاتل روی فرقه‏ های مذهبی کار کرده، می گوید: &#8230; آیا باید جامعه، کنترلی روی اعمال و کارهای فرقه‌های مذهبی داشته باشد؟ با طرح این سؤال، دلگادو می‏خواهد نشان دهد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67807">فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه‏ نورنبرگ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وکیل معتبر ریچارد دلگادو (Richard Delgado)، که برای چندین سال نخست در دانشگاه یل و سپس به عنوان محقق و استاد در دانشگاه واشنگتن در سیاتل روی فرقه‏ های مذهبی کار کرده، می گوید:</p>
<p>&#8230; آیا باید جامعه، کنترلی روی اعمال و کارهای فرقه‌های مذهبی داشته باشد؟</p>
<p>با طرح این سؤال، دلگادو می‏خواهد نشان دهد که در جریان مخدوش‏ سازی ذهن اعضا توسط فرقه ‏ها، نوعی حالت مشخص غیرعادی بودن روانی به وجود می‌آید. غیر عادی بودن روانی مانند: روان رنجوری، قفل شدگی پروسه‏ بلوغ و آسیب دیدگی در قدرت تصمیم‏ گیری.<br />
دلگادو درباره‏ ایده‏ عدم توازن در تشخیص منافع خود در پیروان فرقه‏ ای، می گوید:</p>
<p>&#8220;آیا حمایت قانونی که فرقه‏ ها به خاطر آزادی مذهب از آن برخوردارند در بر گیرنده‏ ی آزادی افرادی که به آن ها می‏پیوندند نیز هست؟<br />
اگر ثابت شود که عضویت فردی در فرقه‏ ای، به حال او مضر است، آیا می‌شود از فردی رضایت گرفت که به او آسیب رساند؟<br />
اگر رضایت به عضویت فرقه، رضایت کامل نبوده و مرحله به مرحله و ذره ذره گرفته شده باشد، جامعه مسئول است که مشخص کند که عضویت در آن فرقه به چه میزان مخاطره آمیز است. &#8230; آنچه در هسته و مرکز رضایت فرد وجود دارد (یا رضایت وی باید بر آن پایه استوار گردد) این است که او بداند که چه چیزی روی او تأثیر گذاشته که به آن عمل رضایت داده است.</p>
<p>ممکن است عضو فرقه به این که به او صدمه وارد شود رضایت داده باشد، اما سؤال مهم این است که این رضایت چقدر داوطلبانه داده شده است. بیشتر گروه‏هایی که درباره آنها تحقیق شده، هیچ‏گاه نتیجه‏ کامل و نهایی این رضایت دادن را به عضو مربوطه نمی‏گویند. ممکن است در هر مرحله، از فرد رضایت گرفته شود، اما این رضایت کامل، مرحله به مرحله گرفته شده است.</p>
<p>فرض کنید که فردی به دکتر مراجعه می‌کند. دکتر نخست از او می‏پرسد که آیا اجازه دارد که پایش را معاینه کند؟ بیمار اجازه می‏دهد. سپس دکتر می‏گوید به نظر می‌رسد که یک عفونت جزیی در پای او وجود دارد و از بیمار سؤال می‌کند تمایل دارد آن را ضدعفونی کند؟ بعد از ضدعفونی کردن، محل عفونت را بیش‏تر بررسی می‌کند و به بیمار می‏گوید که باید در آنجا شکافی ایجاد کرده و آن عفونت را عمیق‏تر بررسی نماید و باز رضایت او را برای انجام این عمل می‏گیرد.</p>
<p>در اینجا دکتر مدعی می‌شود که در محل عفونت، سلول‏های سرطانی وجود دارد و از آنجا که محل ضدعفونی شده، می‏تواند آن قسمت سرطانی را بردارد. در این نقطه ممکن است بیمار به وحشت بیفتد اما چاره ‏ای ندارد مگر آن که باز رضایت بدهد. و سرانجام ممکن است دکتر بگوید که برداشتن آن زخم بگونه‏ ای بوده که او مجبور است پای او را قطع کند و باز بیمار چاره ندارد مگر آن که رضایت دهد.</p>
<p>درباره تمام این مراحل، در نقطه آغاز به بیمار اطلاع داده نشده است. اگر به او در همان ابتدا گفته می‏شد که نتیجه یک دکتر رفتن و یک ویزیت ساده قطع پای اوست، حتماً فکر دیگری می‏کرد یا نظر متخصص دیگری را نیز جویا می‏شد و &#8230; به هر صورت اجازه‏ قطع پا را به این سادگی نمی‏داد. جای شک بسیار وجود دارد که دکتری چنین رفتاری داشته باشد. چرا که در این موارد قوانین و دستورالعمل‏های ضروری و لازم وجود دارد.</p>
<p>رضایت افراد نباید مرحله به مرحله گرفته شود. هر فردی برای امضای هر قراردادی باید آن را خوانده، فهمیده و بعد امضا کند. اما اگر قرارداد نوشته نشده باشد، و گروه به طور شیطانی نتیجه‏ نهایی اخذ یک رضایت ساده را پنهان کند و اگر رضایت در زنجیره‏ای از اتفاقات به طور مرحله ‏ای گرفته شده باشد، آیا باز هم این ابراز رضایت معتبر است؟</p>
<p>احتمالاً مثال قورباغه و دیگ جوشان آب را که پیش از این درباره‏ آن صحبت کردم به یاد دارید؟ در مورد اعضای فرقه ‏های مخرب، مشکل دقیقاً همین است که هیچ ‏یک از آنها هنگام دادن به اصطلاح رضایت، نمیدانند که دقیقا به چه چیزی رضایت می‏دهند و پایان کار مثلاً شرکت آنها در یک جلسه‏ سخنرانی یا تماشای یک فیلم چیست. آنها همانند قورباغه در دیگی که آب آن به تدریج گرم و گرم‏تر می‌شود، ذره به ذره به انجام کارها و اموری رضایت می‏دهند که اگر در نقطه اول می‏دانستند، شاید به آنها تن نمی‏دادند و در آن جلسه شرکت نمی‏کردند.</p>
<p>فرقه‏ های مخرب قدم به قدم افراد را وارد باتلاق خود می‌کنند و زمانی فرد متوجه خفگی در باتلاق می‌شود که دیگر قادر به نجات خود نیست. برای برخورد با این گونه مخدوش‏ سازی ذهن، حتی نیاز به قانون جدید نیست. قوانین رفتاری نورنبرگ حتی در مورد شرکت دادن افراد در یک آزمایش ساده، مطلب را به روشنی بیان می‌کنند:</p>
<p>بر طبق این قوانین: 1- برای انجام هر اقدامی، گرفتن رضایت فرد مطلقاً ضروری است. این به معنی آن است که فرد درگیر باید به لحاظ قانونی قادر به تصمیم‌گیری باشد و همچنین در شرایطی باشد که بدون حُقه و فریبکاری، محبوس بودن، عدم توانایی یا بدون هر نوع اعمال فشار خارجی بتواند آزادانه انتخاب کند، و همچنین باید اطلاعات و دانش کافی برای فهم موضوع و تصمیم ‏گیری درباره‏ آن را داشته باشد.</p>
<p>لازمه‏ فراهم بودن چنین شرایطی این است که قبل از اخذ پاسخ مثبت، برای انجام هر پروژه، کار یا اقدامی، باید فرد مربوطه را نسبت به موضوع، مدت، هدف، وسائل مورد استفاده، خطرات احتمالی، ناراحتی‏های قابل پیش ‏بینی یا هر گونه پی‏آمد و بازتاب شرکت در آن مطلع کرد. تمام مسئولیت به عهده‏ کسی است که کار یا پروژه ‏ای را هدایت می‌کند، یا آن را راه انداخته و دیگران را در آن درگیر کرده است. (مسئولیت این که فرد تا چه حد آگاهانه پاسخ مثبت داده به عهده کسی است که پاسخ مثبت را دریافت می‌کند، مثلاً نمی‏تواند از خود سلب مسئولیت کند و وظیفه‏ جمع‌آوری اطلاعات و تحقیق لازم را به دوش طرف مقابل بگذارد.)</p>
<p>این مسئولیتی نیست که بتوان آن را به منظور مصونیت از مجازات، به فرد دیگری محول کرد. (رهبر فرقه نمی‏تواند با عنوان کردن این که او شخصاً در اغوای افراد مداخله نداشته یا این که نمی‏دانسته به افراد چه قول‏هایی داده شده، از خود سلب مسئولیت کند.)</p>
<p>مهم‏تر این که در این قانون حتی در مورد یک آزمایش ساده، آمده است: &#8220;نتیجه و میوه‌ چنین کار و آزمایشی باید در جهت منافع جامعه باشد، و نیز نتوان آن را به شیوه‏ دیگری انجام داد، یا این که نباید غیر ضروری و دل‏بخواهی باشد.&#8221; اینجاست که می‌توان پرسید که دنبال روی از افرادی مثل دیوید کوروش، جیم جونز، یا مسعود رجوی و بن لادن چه منفعتی برای چه جامعه‏ ای داشته یا دارد؟</p>
<p>در بخش دیگری از این قانون می‏خوانیم: &#8220;آزمایش یا هر کاری باید به گونه‌یی انجام گیرد که از وارد آمدن هر گونه آسیب روانی یا جسمی و درد و رنج به افراد درگیر در آن اجتناب شود.&#8221; همچنین گفته شده: &#8220;هیچ آزمایشی که بنا به دلایل موجود قبل از انجام آن، ممکن است نتیجه‏ اش مرگ یا جراحت ناقص کننده باشد نباید انجام شود.&#8221; در پایان نیز آمده است: &#8220;در خلال یک آزمایش، فرد شرکت کننده در آن، در صورت متحمل شدن دردی جسمی یا روانی باید قادر باشد که به آن خاتمه دهد، به خصوص اگر احساس کند که ادامه‏ آن آزمایش برایش غیر ممکن است.&#8221;</p>
<p>این در حالی است که ما می‏دانیم که در بسیاری از فرقه‏ های مخرب درب‏های خروجی بسته است و افراد نمی‏توانند آزمایش یا تجربه‏ فرقه ‏ای خود را متوقف کنند.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب؛ نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 646 الی 649</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67807">فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه‏ نورنبرگ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67807/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در دیگ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65843</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65843?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Jul 2025 10:28:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نشست دیگ و دیگچه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65843</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سازمان مجاهدین خلق؛ به مرحله ای از نشست‏های انقلاب ایدئولوژیک، اصطلاحاً «دیگ» گفته می‏شد، به این معنی که شرکت کردن در آن ها همانند نشستن در دیگی پر از روغن جوشان، سوزاننده و دردناک بود. در نقطه شروع، اعضا منظور مریم از به کار‏گیری این کلمه را نفهمیده و آن را جدی نمی‏گرفتند، اما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65843">اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در دیگ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سازمان مجاهدین خلق؛ به مرحله ای از نشست‏های انقلاب ایدئولوژیک، اصطلاحاً «دیگ» گفته می‏شد، به این معنی که شرکت کردن در آن ها همانند نشستن در دیگی پر از روغن جوشان، سوزاننده و دردناک بود. در نقطه شروع، اعضا منظور مریم از به کار‏گیری این کلمه را نفهمیده و آن را جدی نمی‏گرفتند، اما به زودی خوش خیالی اعضا، جای خود را به دیدن واقعیت دردناک داد.</p>
<h3>طلبکار و بدهکار</h3>
<p>طبق سخنرانی‏های مریم رجوی، تمام اعضا و حتی هواداران سازمان و شاید حتی تمام ایرانیان در تنظیم رابطه ‏ی خود با رهبری سازمان به دو دسته تقسیم می‏شوند.</p>
<p>1) کسانی که طلبکار رهبری هستند.<br />
2) افرادی که خود را بدهکار به رهبری می‏دانند.</p>
<p>به بیان ساده طلبکارها بدها و بدهکارها خوب‏ها هستند. مریم رجوی برای این که ما بتوانیم خودمان تشخیص دهیم که در کدام دسته قرار داریم، چندین شاخص برای شناخت هر دسته معرفی نمود.</p>
<p>در زیر چند نمونه از این شاخص‌ها آمده است :</p>
<p>&#8211; طلبکار فکر می‌کند که سازمان و رهبری برای بقا محتاج او هستند. در حالی که بدهکار معتقد است که این اوست که برای بقای خود به عنوان یک انسان و رسیدن به خدا محتاج رهبری و سازمان است.</p>
<p>&#8211; طلبکار برای هر کاری که انجام می‏دهد خود را مستحق دریافت پاداش و تشویق می‏داند. در حالی که بدهکار بعد از انجام هر کار در پی انجام کار دیگری است تا شاید بتواند بخشی از بدهکاری خود را به رهبری و سازمان پرداخت کند.</p>
<p>&#8211; طلبکار از هر فرصتی استفاده می‌کند تا خود را نشان داده و موقعیت خود را بالا ببرد. در حالی که بدهکار تمام مقامات و موقعیت‏ها را متعلق به رهبری دانسته و خود را مسئول در مقابل رهبری می‏داند. در صورت شکست خود را مقصر، و در موفقیت‏ها نقش رهبری را می‏بیند.</p>
<p>&#8211; طلبکار در مقابل دشمن کوتاه می‌آید و به سازمان در خصوص شجاعت خود دروغ می‏گوید. اما بدهکار شجاع است و مطیع و فروتن.</p>
<p>&#8211; طلبکار برای اصول سازمان ارزشی عمیق و از ته قلب قائل نیست و پل‌های خود با گذشته را خراب نکرده و ارتباطات شخصی خود با دیگران را حفظ می‌کند. اما بدهکار تمام روابط خود را با همه قطع کرده و همه را از رهبری عبور می‏دهد و از او و منافعش با تمام جان و دل دفاع می‌کند.</p>
<p>حال با توجه به این معیارها و ده ها معیار دیگر، اعضا می‏باید به تحلیل خود پرداخته و تشخیص می‏دادند که جزو بدهکاران هستند یا البته جزو طلبکاران. گناهان و احساسات زشت خود نسبت به رهبری را دیده و آن ها را گزارش نمایند. به اعضا گفته می‏شد که هیچ سازمانی به جز مجاهدین خلق نتوانسته در مقابل رژیم خمینی جنگیده و دوام آورد و مجاهدین خلق هم هیچ‏گاه بدون رهبری‏شان و اعتقاد ایدئولوژیک به این رهبری، نمی‏توانستند دوام بیاورند. در این مدت اعضا همه «دریافت کننده بوده ‏اند، زالوهایی بوده ‏اند که خون رهبری و سازمان را مکیده و پروار شده ‏اند. &#8230; فردیت اعضا شیطان واقعی است که باید با آن جنگید.» مریم به اعضا می‏گفت که جنگ با فردیت مادام که اعضا زنده هستند پایانی ندارد {همان منبع لایزال احساس گناه که فرقه ‏ها به دنبالش هستند} و برای ادامه‏ ی این جنگ اعضا باید از خود استقامت و توانمندی فو‏ق ‏العاده ‏ای نشان دهند. اعضا تا زمانی که خود را دوست دارند و خود را می‏پرستند، نمی‏توانند خدا را پرستش کنند و در واقع دارند شیطان را پرستش می‌کنند. نجات اعضا تنها از روسیاه کردن خودشان می‏گذرد. در نتیجه از این پس به جای دفاع از خود و خوب نشان دادن خود، می‏باید سعی اعضا در نشان دادن بدی‏های خود و روسیاه کردن خود در مقابل جمع باشد. اعضا نباید بخواهند که عشق و احترام دیگران را نسبت به خود جلب کنند به عکس باید مشتاق این باشند که دیگران به خصوص آنانی که مخالف سازمان هستند از اعضا متنفر شوند.</p>
<p>کتاب: فرقه‏ های تروریستی و مخرب &#8211; نوعی از برده‏ داری نوین<br />
نوشته: دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های: 523 و 524</p>
<p>انتخاب و تنظیم: عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65843">اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در دیگ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65843/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انگل ‏گرایی در فرقه ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62271</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62271?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Oct 2024 07:09:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62271</guid>

					<description><![CDATA[<p>اورلاندو پترسون Orlando Patterson در کتاب &#8220;برده‌ داری و مرگ اجتماعی Slavery and Social Death&#8221;، برده‌ داری را نوعی انگل انسانی می‏ خواند. این رابطه انگلی، معرف دقیق نوع رابطه ‏ای است که رهبر فرقه با پیروان خود برقرار می ‌کند. به این ترتیب رهبر فرقه کسی می ‌شود که به لحاظ روانی و فکری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62271">انگل ‏گرایی در فرقه ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اورلاندو پترسون Orlando Patterson در کتاب &#8220;برده‌ داری و مرگ اجتماعی Slavery and Social Death&#8221;، برده‌ داری را نوعی انگل انسانی می‏ خواند. این رابطه انگلی، معرف دقیق نوع رابطه ‏ای است که رهبر فرقه با پیروان خود برقرار می ‌کند. به این ترتیب رهبر فرقه کسی می ‌شود که به لحاظ روانی و فکری در مغز و روح پیروان رسوخ کرده و از جسم و روح آنان تغذیه می ‌کند.</p>
<p>در دنیای امروز، تمام تمدن ‏های مختلف چه شرقی و چه غربی پذیرفته ‌اند که آزادی و آزاد بودن یک حق طبیعی برای همه‏ انسان‏ هاست، و به بردگی کشیدن دیگران امری غلط، غیراخلاقی و گناه می ‌باشد. به همین خاطر افرادی که در عین تمایل به برده ‌داری و به بردگی کشاندن دیگران، نمی‏ خواهند متهم به برده‌ داری و استثمار مطلق دیگران شوند، به دنبال پیدا کردن راه های نوین برده‌ داری رفته اند. و چه راهی بهتر از این که بتوان انسان ‏ها را تحت عنوان همان &#8220;آزادی&#8221; و &#8220;اختیار&#8221; و &#8220;حق انتخاب&#8221; به بردگی کشید.</p>
<p>در برده ‌داری و رابطه‏ فرقه ‏ای، برده یا عضو فرقه هیچ نوع آزادی و حقی ندارد و نمی ‏تواند هیچ کاری را بدون اجازه‌ ارباب یا رهبر فرقه انجام دهد، مگر یک سری آزادی‌ ها و حقوق محدود شخصی که از طرف ارباب یا رهبر فرقه به او داده شده است.</p>
<p>در فرقه‏ های مخرب، رهبران فرقه‏ قدمی فراتر از برده ‌دارها برداشته و علاوه بر حاکمیت بر جسم پیروان، سعی می ‌کنند بر روح و روان آنان نیز حاکم گردند.</p>
<p>پترسون می گوید: &#8220;انگل ممکن است به طور نسبی وابسته به میزبان باشد و وابستگی او مطلق نباشد، اما برای ارضای همان وابستگی نسبی ممکن است میزبان را بکشد.&#8221;</p>
<p>بعضی از انگل‏ ها تنها یک مرحله از حیات خود را در بدن انسان می‏ گذرانند، اما در همان مرحله، موجب مرگ میزبان خود می‏ شوند و بعد از آن مرگ، مرحله‏ جدیدی از حیات خود را آغاز می ‌کنند. در فرقه‏ های مخرب تروریستی نیز رهبر فرقه از خون پیروان خود تحت عنوان &#8220;شهید&#8221; تغذیه می ‌کند و هر چه تعداد &#8220;شهدا&#8221; بیشتر شود، رهبر فرقه احساس غرور، عظمت و بزرگی بیشتری می‌ کند. در برده‌ داری قدیم نیز &#8211; در روم، مصر و چین، هزاران و بلکه میلیون ‏ها برده کشته می ‏شدند که فرضاً برده ‌دار تفریح کرده باشد یا گوری و قصری برای خود بر پا سازد.</p>
<p>برده ‌دار غرور و افتخار خود را از تعداد برده‏ هایش و رهبر فرقه از تعداد پیروانش می ‏گیرد. در فرقه‏ های مخرب وقتی رهبر فرقه پیرو را حتی به لحاظ نیازهای اولیه‏ خود محتاج فرقه می ‌کند، در عین حال خود را نیز محتاج پیرو می‌ کند و می‏ بینیم که برای حفظ مرید در حیطه قلمرو خود از به کار‏گیری هیچ ابزاری از جمله ابزار خشونت ابایی ندارد.</p>
<p>پترسون می گوید: &#8220;برده‌ دار از برده تغذیه می ‌کند تا بتواند قدرت خود را بر دیگران اعمال نماید و افتخار و اقتدار به دست آورد. و در نقطه مقابل برده نیز تمام ادعای خود به عنوان یک فرد و نیروی مستقل را از دست می ‏دهد، تحقیر می ‌شود و به حد وابسته بودن مطلق سقوط می ‌کند.&#8221;</p>
<p>نکته ‏ی مهم این است که وقتی فرهنگ برده‌ داری یا فرقه‌ مخرب، فرهنگِ غالب می ‌شود همه چیز واژگونه می‏ گردد و انگل (برده ‌دار یا رهبر فرقه) این گونه عنوان می ‌کند که گویی این میزبان (برده یا پیرو فرقه) است که محتاج او و در واقع انگل است. همان ‌طور که در فرقه رجوی بارها به افراد گفته می ‏شد که آن ها هر چه دارند از رجوی دارند. از خون و رنج رجوی دارند تغذیه می ‌کنند و نان او را می ‏خورند.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 565 الی 569</p>
<p>تنظیم و تلخیص از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62271">انگل ‏گرایی در فرقه ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62271/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرقه های مخرب و پیروان آنها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62258</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62258?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Oct 2024 10:05:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62258</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8220;تئودور دورپات&#8221; (Theodore L. Dorpat) در کتاب خود تحت عنوان &#8220;نورافشانی گاز&#8221; Gaslighting)) صفحه 185، شش ویژگی فرقه‏ های مخرب را به این ترتیب مشخص می ‏سازد: 1 &#8211; رهبران فرقه ها کاریسماتیک، جذاب، مستبد و مقتدر هستند. 2- پیروان، زمانی به فرقه می ‏پیوندند که به لحاظ عاطفی دچار یک دگرگونی شده یا در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62258">فرقه های مخرب و پیروان آنها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;تئودور دورپات&#8221; (Theodore L. Dorpat) در کتاب خود تحت عنوان &#8220;نورافشانی گاز&#8221; Gaslighting)) صفحه 185، شش ویژگی فرقه‏ های مخرب را به این ترتیب مشخص می ‏سازد:</p>
<p>1 &#8211; رهبران فرقه ها کاریسماتیک، جذاب، مستبد و مقتدر هستند.<br />
2- پیروان، زمانی به فرقه می ‏پیوندند که به لحاظ عاطفی دچار یک دگرگونی شده یا در گذر از مرحله‏ ای ساختاری در زندگی خود هستند؛ به این معنی که در دورانی به سر می ‏برند که به داشتن هویت و احساس امنیت و دیواری استوار که بتوانند به آن تکیه کنند، بیشترین نیاز را دارند.<br />
3 &#8211; پیروان، از رهبر فرقه یک ایده آل می ‏سازند. هم رهبر و هم پیروان، رهبری را حاکم مطلق می ‏دانند.<br />
4 &#8211; رهبران فرقه، مخالفت یا عدم موافقت پیروان را سرکوب می‌ کنند.<br />
5 &#8211; پیروان کاملاً درگیر کارهای فرقه می ‏شوند که اکثراً شامل کنترل تمام ابعاد زندگی آن ها من‌ جمله روابط جنسی، روابط اجتماعی، خورد و خوراک، انتخاب پوشاک، کار و اموراتی از این قبیل را شامل می ‌شود.<br />
6 &#8211; فرقه ‏ها تأثیرات روانی طولانی مدت، مخرب و دلخراشی روی پیروان خود دارند که به تدریج باعث می ‌شود که آن ها استقلال و توان اندیشه انتقادی خود را از دست بدهند.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه 42</p>
<p>فرقه ‏های مخرب هیچ‌ گاه حاضر نیستند که به کارهای غیرانسانی و خلاف خود اعتراف نمایند و آن ها را یک به یک برشمارند.</p>
<p>عضو یک فرقه‏ مخرب، مادام که در چنبره فرقه گرفتار است نه متوجه است که چه دارد بر سر وی می ‌آید و نه می ‌تواند علیه فرقه شهادت دهد و زمانی هم که فهمید و از فرقه گریخت چون یک جدا شده است حرفش به سختی شنیده می شود. اگر خود فرقه یا رهبری ‏اش یا اعضایش حاضر شوند و بتوانند علیه خود شهادت داده و به اشتباهات خود اعتراف کنند، در این صورت دیگر نمی ‏توان آن ها را فرقه مخرب نامید و باید گفت که آن ها یا یک گروه دموکراتیک یا نیمه دموکراتیک هستند یا یک کمپ آموزشی یا تربیتی یا حتی یک گروه خود آزار، هر چه که هستند دیگر یک فرقه مخرب نیستند؛ چرا که یکی از ویژگی ‏های اصلی فرقه‏ های مخرب یعنی اسرارآمیز و مخفی کار بودن را از دست داده‏ اند، مهم ‏تر از آن این که اعضایشان قدرت انتقاد از فرقه و رهبری آن را دارند و می‌ توانند مستقلانه فکر کرده و نظر بدهند.</p>
<p>خبرنگاران و محققین بی طرف به سختی می ‌توانند به درون یک فرقه مخرب نفوذ کرده و به اسرار درونی آن ها پی ببرند. دعوت از خبرنگاران یا افراد بیرونی توسط فرقه‏ ها که معمولاً فرقه رجوی هر از چند گاه آن را انجام می ‌دهند همواره با آرایش و ظاهرسازی کامل و تمرین اعضا برای این که به مصاحبه کنندگان چه بگویند همراه است، در نتیجه به سختی یک خبرنگار یا محقق مستقل می ‌تواند باطن و واقع فرقه مخرب را دیده و فهم کند. تازه ‌این در صورتی است که آن خبرنگار یا محقق اولاً یک شناخت کلی نسبت به فرقه ها داشته باشد و بداند که باید به دنبال فهم و دیدن چه چیزهایی باشد و ثانیاً آنقدر شخصیت استوار و مستقل و همچنین استقلال مالی یا حمایت مالی داشته باشد که به وسیله فرقه به سهولت تطمیع نگردد و گول نخورد. برای نمونه بعد از مدت‏ ها یک گروه تحقیق با نام رند RAND از آنجا که توسط وزارت دفاع آمریکا حمایت مالی شده بودند توانستند با زبردستی تا حدی وارد دستگاه داخلی مجاهدین خلق شده و گزارشی از درون این فرقه بدهند. متأسفانه مادام که قانونی علیه فرقه‏ های مخرب و سیستم مخدوش سازی ذهن آنان وجود ندارد یا قانون آنقدر ملایم است که کاربرد لازم را ندارد، به ندرت می ‏توان گزارشی واقعی و مستقل از درون آن ها به دست آورد.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 37 و 36</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62258">فرقه های مخرب و پیروان آنها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62258/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از ابتدا آگاهی ندادن نسبت به سرانجام کار</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62238</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62238?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Oct 2024 06:25:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62238</guid>

					<description><![CDATA[<p>گروه ‌های موجود در جامعه گرچه اصولی دارند، اما این اصول به هر حال مشخص و محدود و قابل شمارش هستند و غیر از آن ها در بقیه‏ ی موارد اعضا و پیروان حق انتخاب خود را دارند. در حالی که در فرقه ‏ها این دگم‏ ها هستند که نامشخص و بی ‌شمارند و هر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62238">از ابتدا آگاهی ندادن نسبت به سرانجام کار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گروه ‌های موجود در جامعه گرچه اصولی دارند، اما این اصول به هر حال مشخص و محدود و قابل شمارش هستند و غیر از آن ها در بقیه‏ ی موارد اعضا و پیروان حق انتخاب خود را دارند. در حالی که در فرقه ‏ها این دگم‏ ها هستند که نامشخص و بی ‌شمارند و هر لحظه افزایش می ‏یابند و در عوض اختیارات هستند که محدود و مدام رو به کم شدن می ‏باشند.</p>
<p>به عبارت دیگر در مذاهب و گروه ‌های اجتماعی، شما مختارید هر کاری بکنید مگر بعضی از کارها که بر طبق اصول از پیش تعیین می‌ گردند، در حالی که در فرقه ‌ها، به عکس شما مجبور به اطاعت محض از رهبری در تمام موارد هستید مگر تعداد بسیار محدودی از تصمیم گیری‌ های شخصی که آنهم مدام محدودتر می گردد.</p>
<p>در دنیای بیرون فرقه و در زندگی روزمره اراده‏ ما به وسیله‌ قوانین موجود در جامعه، سُنت ‏ها و آداب و رسوم، ملاحظات ما برای سلامتی، امنیت و رفاه خود و خانواده مان محدود می ‌شود؛ اما در فرقه که فرد مجبور شده از همه‏ ی این چیزها دست بشوید و مجبور نیست به قوانین و سُنت‏ های موجود در جامعه احترام بگذارد اراده‌ اش در ظاهر قوی ‏تر و آزادتر است اما در عمل بدون هیچ محذوریت و محدودیتی آماده اجرای فرامین رهبر فرقه می باشد.</p>
<p>در یک آزمایش ساده می ‏توان نشان داد که چگونه می ‌شود قورباغه ‌ای را در یک دیگ سر باز، زنده زنده جوشاند و پخت، بدون آن که وی از دیگ به بیرون جهیده و فرار کند. این کار با گرم کردن تدریجی دیگ انجام می ‌گیرد، در آغاز قورباغه نه تنها از گرم شدن آب ناراحت نیست بلکه از آن لذت هم می‌ برد، به خصوص اگر فضای بیرون سرد و منجمد باشد و چون آب درجه به درجه گرم می ‌شود قورباغه متوجه آن نمی ‌شود و موقعی متوجه می‌ شود که در حال پخته شدن است و عضلات ‌اش پخته و دیگر قادر به جهیدن از دیگ نیست. در این صورت گر چه علی ‌الظاهر قورباغه در دیگ سر باز است و آزاد است که به بیرون جهیده و خود را نجات دهد، اما عملاً با در نظر گرفته نشدن کُد اخلاقی نورنبرگ (از ابتدا آگاهی دادن نسبت به سرانجام کار) حق انتخاب از او گرفته شده و وی محکوم به پخته شدن زنده در دیگ است.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه 35</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62238">از ابتدا آگاهی ندادن نسبت به سرانجام کار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62238/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تله وابستگی و بی کفایتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62193</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62193?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Oct 2024 06:30:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62193</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رجوی در مرحله &#8220;طلاق خود&#8221; در انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق؛ خواسته‏ خود و همسرش را نه تنها از ما پنهان نکرد! بلکه آن را با صراحت و افتخار بارها تکرار نمود. او گفت که هدف نهایی انقلاب ایدئولوژیک این است که ما را به نقطه ‏ای برساند که پای خود را فراموش کرده و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62193">تله وابستگی و بی کفایتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم رجوی در مرحله &#8220;طلاق خود&#8221; در انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق؛ خواسته‏ خود و همسرش را نه تنها از ما پنهان نکرد! بلکه آن را با صراحت و افتخار بارها تکرار نمود. او گفت که هدف نهایی انقلاب ایدئولوژیک این است که ما را به نقطه ‏ای برساند که پای خود را فراموش کرده و روی پای رهبری راه برویم، توانایی‌ ها و ابتکارات خود را کنار گذاشته و به عقل و درایت رهبری تکیه کنیم. افکار خویش را فراموش کرده و دستورات رهبری را نقطه به نقطه، به طور کامل و مطلق انجام دهیم. به زبان ساده هدف و خواسته‏ آن ها این بوده و هست که پیروان خود را به موریانه‏ هایی انسان ‌نما تبدیل کنند و رابطه‏ ای را با آنان برقرار سازند که ملکه کندو با موریانه‌ های سرباز یا کارگر دارد.</p>
<p>شاید عجیب و جالب باشد که بدانیم در فرقه‏ ها و به خصوص فرقه‏ های مخرب، آن ها هیچ کوششی برای پنهان کردن این خواسته‏ ی خود از پیروان نمی‌ کنند. این که می‌ خواهند آن ها را به قول جورج اورول به یک &#8220;ناشخص یا هیچ کس&#8221; بدل کنند. تبدیل به فردی از خود بی‌ خود یا &#8220;موریانه ‏ای&#8221; متعلق به رهبری نمایند.</p>
<p>در یکی از نشست‏ های انقلاب ایدئولوژیک رجوی داستانی را از شمس تبریزی و مولوی برای ما بازگفت. در آن داستان صحبت از رابطه‌ ی بین مولوی و شمس بود. این که شمس حاضر نشد درب خانه‏ اش را به روی مولوی بگشاید تا این که مولوی در پاسخ این که کیست که دق ‏الباب می ‌کند، به جای &#8220;منم&#8221; یا &#8220;مولوی&#8221;ام &#8230; گفت &#8220;هیچ کس&#8221;ام، &#8220;خاک پای&#8221;ام و &#8220;غلام شما&#8221; یم.</p>
<p>&#8230; این که انسانی در جایگاه پروردگار نشسته، خود را نماینده‏ او بنامد و تحت عناوین و شعارهای عامه‌ پسند و با به کار‏گیری شیوه‏ های مختلف مخدوش ‏سازی ذهن، پیروان خود را وادارد که خود را فراموش کرده، تمام روابط با عزیزان خود را قطع نموده و تمام عشق خود را معطوف رهبر فرقه نموده، تبدیل به موجوداتی عجیب و ناشناخته و تسلیم مطلق رهبری گردند، چیزی نیست مگر نوعی از برده ‌داری نوین و به همان اندازه‏ ی برده ‌داری دوران قدیم، ضد اخلاقی و شرم‌ آور است که باید همانند همزاد گذشته ‏اش در تمام دنیا، غیرقانونی گردد.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین</p>
<p>دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 563 و 562<br />
تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62193">تله وابستگی و بی کفایتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62193/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کار سخت و طاقت فرسای افراد در فرقه های مخرب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56342</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56342?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Sep 2023 07:37:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56342</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8230; کار سخت و طاقت فرسا در فرقه ‏های مخرب لزوماً به معنی این نیست که در آنجا کار زیادی وجود دارد و برای انجام آن کارها نیروی کافی وجود ندارد. بلکه کار سخت یکی از مؤثرترین ابزار کنترل فکر است. زیادی کار به معنی این است که افراد فرصتی برای تنها ماندن و فکر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56342">کار سخت و طاقت فرسای افراد در فرقه های مخرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8230; کار سخت و طاقت فرسا در فرقه ‏های مخرب لزوماً به معنی این نیست که در آنجا کار زیادی وجود دارد و برای انجام آن کارها نیروی کافی وجود ندارد. بلکه کار سخت یکی از مؤثرترین ابزار کنترل فکر است. زیادی کار به معنی این است که افراد فرصتی برای تنها ماندن و فکر کردن و به یاد آوردن گذشته، خانواده و دوستان نخواهند داشت. آن ها وقتی برای مطالعه و کسب اطلاعات جدید غیر فرقه ‏ای حتی اگر امکان فیزیکی دستیابی به آن ها وجود داشته باشد را نخواهند داشت. کار زیاد بهترین بهانه برای فرقه‏ هاست که مانع خروج فرد از حوزه روانی و فیزیکی فرقه شده و نگذارند که آن ها تماسی با دنیای خارج برقرار نمایند.</p>
<p>از طرف دیگر کار زیاد و فداکاری برای فرقه، افراد را بیش از پیش متعهد و سهیم در افکار و خواست ‏های فرقه و رهبر آن کرده و تضمینی برای استمرار وفاداری آنان نسبت به فرقه است. در اینجا فرمول این است که کار زیاد مساوی است با وفاداری به رهبر فرقه و بیکاری یعنی وقت برای شک و تردید و در نتیجه دوری از فرقه و رهبر آن.</p>
<p>کار زیاد حتی اگر حاصل مادی آن بی ‌معنی و مضر به حال جامعه باشد، مثل خراب‏ کاری ‏هایی که افراد عضو فرقه های مخرب در جامعه انجام می ‏دهند، در اعضا نوعی از رضایت و احساس مفید و مهم بودن به وجود می ‏آورد. آن ها احساس می ‌کنند که وجود ایشان در امر &#8220;انقلاب&#8221;، &#8220;کار برای خلق یا خدا&#8221;، &#8230; مفید بوده و آن ها حلقه‏ ی مؤثری در زنجیره‏ تکاملی بشریت و جامعه هستند. به عبارت دیگر کار زیاد یعنی احساس مفید بودن و ایجاد نوعی از شادابی روحی و روانی و بیکاری یعنی احساس بطالت و بی ‌فایدگی و شک و تردید نسبت به حرکت. در ضمن کار زیاد احساس کاذبِ دانستن را هم با خود به همراه می ‏آ‏ورد و عضو فرقه به تدریج احساس می ‌کند که عالم به تمام علومی است که لازم است او بداند، در نتیجه هر نوع سؤال و تلاش برای کسب علم واطلاعات از جانب دیگران را نوعی &#8220;روشنفکری بورژوازی&#8221; یا &#8220;تنبلی روشنفکرانه&#8221; دانسته و به طور خود به خودی نسبت به دانستن خارج از &#8220;حدود&#8221; خویش انزجار پیدا می‌ کند. چرا که وقت گذاشتن برای کسب هر نوع علم دیگری یعنی فراموش کردن &#8220;مسئولیت‏ ها و کارهای مهمی&#8221; که او باید در راه هدف، انقلاب، خدا، خلق، &#8230; انجام دهد و این از نظر او، بدترین گناه محسوب می‌ شود.</p>
<p>افراد فرقه ‏های مخرب بیشتر وقت خود را به تکدی در خیابان‏ ها، تحت عنوان &#8220;حرکت آگاهی دهنده به توده‏ ها&#8221;، &#8220;پرداخت بهای استقلال و اصالت&#8221; و &#8220;فعالیت مالی اجتماعی&#8221; صرف می ‌کنند یا با اعمال تخریبی و در بسیاری موارد بی ‌فایده در جنگ با دشمن حقیقی یا فرضی خود هستند. در بقیه‏ موارد عمدتاً مشغول کارهایی می ‏شوند که یا خود یا دیگری لحظاتی بعد باید معکوس آن را انجام دهد. کارهایی که اساساً برای بیگاری و پرکردن وقت افراد برنامه ‌ریزی شده و به عبارت خیلی ساده چاله ‏ای را کندن و دوباره پرکردن است، یا شمارش میخ‏ ها و پیچ و مهره‏ های داخل قوطی! و اگر وقتی باقی بماند آن هم صرف نوشتن گزارش‏ هایی عریض و طویل می‌ شود که به احتمالی هیچ ‌گاه توسط هیچ ‏کس خوانده نخواهد شد. شرکت در نشست‏ های طولانی مختلف به اصطلاح کاری و تشکیلاتی و بحث‏ های مفصل پیرامون موضوعاتی که از قبل توسط رهبر یا افراد رده بالا درباره انجام آن ها تصمیم ‌گیری‏ های لازمه شده است، طولانی کردن بی‌ مورد کارها تحت عنوان &#8220;کیفی کاری&#8221;، همه و همه‏ این ‌ها با یک منظور انجام می ‏شوند که یک عضو فرقه هیچ وقتِ آزاد برای با خود تنها ماندن و فکر کردن نداشته باشد.</p>
<p>&#8230; مجاهدین خلق از ابتدای پیدایش خود، کار سخت را به عنوان یکی از شرایط یا ویژ‏گی‏ های عضویت در سازمان قرار داده بودند. در چند سال اول حیات سازمان آن ها دو بحث را مطرح کردند که به زودی جزو اصول تشکیلاتی ‏شان شد. بحث اول، موضوع &#8220;انقلابیون حرفه‏ ای&#8221; و موضوع دوم بحث &#8220;خانه‏ های جمعی&#8221; بود. این دو بحث تشکیلاتی به معنی آن بود که اعضا نمی ‏توانند شغل و درآمد مستقلی غیر از کار برای مجاهدین خلق داشته باشند و باید از خانه و خانواده‏ ی خود جدا شده و در خانه‏ های تیمی زندگی کنند. این دو اصل در مجموع به معنی حاضر به خدمت بودن بیست و چهار ساعته اعضا برای انجام هر کاری بود که تشکیلات برای آنان تعیین می کرد، یا به عبارت دیگر، نداشتن زندگی خصوصی و نداشتن وقت آزاد و ایزوله شدن تدریجی از جامعه و ملأ خانوادگی.</p>
<p>در دورانی که اصطلاحاً سازمان آن را فاز سیاسی نامیده، یعنی بین سال ‌های انقلاب اسلامی 1357 تا 30 خرداد 1360، اعضای رده پایین و هواداران می ‏بایست عمدتاً از صبح زود تا آخر شب در گوشه و کنار خیابان‏ ها ایستاده، با مردم &#8220;کارتوضیحی&#8221; کرده و نشریات سازمان را می ‏فروختند. علاوه بر این می ‏بایست در نشست‏ های آموزشی شرکت کرده تا بتوانند جوابگوی سؤالات مردم و آماده برای بحث با گروه‏ های دیگر باشند. وظایف دیگر آن ها علاوه بر کارهای تشکیلاتی عبارت بود از کارهای فیزیکی مربوط به حمل و نقل نشریات یا احتمالاً انجام کارهای فیزیکی در پایگاه‏ ها و چاپخانه ‏ها. بعد از 1360 و مخفی شدن سازمان، در داخل ایران، کار بیست و چهار ساعته اعضا و هواداران، به &#8220;مبارزه‏ مسلحانه&#8221; یا به عبارت دیگر به تروریسم و تخریب تبدیل شد.</p>
<p>شرکت در تظاهرات مسلحانه، حفظ خود و محافظت از پایگاه‏ های مخفی سازمان و افراد رده بالایی که هنوز کشور را ترک نکرده بودند، ادامه بقا با حداقل امکانات و مواد غذایی از دیگر ویژگی‏ های زندگی اعضا و هواداران داخل کشور در این دوران بود. در خارج از کشور نیز هواداران و اعضا می ‏بایست روزانه 15، 16 ساعت کار کرده و با حداقل خواب و مواد غذایی در خانه ‏های جمعی که اصطلاحاً &#8220;پایگاه&#8221; نامیده می ‏شد زندگی کنند. کار روزانه آن ها عمدتاً غیر از کارهای تشکیلاتی و آماده‏ سازی مطالب چاپی و کار در چاپخانه‏ ها و شرکت در جلسات عمومی سازمان، جذب نیرو و حمایت شخصیت‏ های خارجی، ترجمه نشریات جهت تهیه بولتن خبری روزانه برای رهبری، عبارت بود از شرکت در تظاهرات ایستاده فردی یا جمعی و تبلیغ علیه حکومت ایران، فروش نشریات سازمان و درخواست کمک مالی از عابرین پیاده .</p>
<p>رجوی در جمع &#8220;نمایندگان اتحادیه‏ انجمن‏ های دانشجویان مسلمان&#8221; در توضیح این کار سخت هواداران و اعضا گفت: &#8220;فداکاری و صداقت انقلابی، روزی 21 ساعت کار در تاکسی یا 70 ساعت پشت سر هم کار برای در آوردن نشریه، بر طبق تمام معیارها شما عضو حزب یا سازمان محسوب می‏ شوید اما ما به خاطر معیارهای عمیق و پیچیده ‏تری که خاص مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان انقلابی یکتاپرست می ‏باشد و در هیچ حزب یا سازمان انقلابی دیگری نظیر ندارد سطح معیارهای عضویت را بالا و بالاتر برده ‏ایم.&#8221;<br />
در توضیح اهمیت کار سخت در مجاهدین خلق، مسعود رجوی می ‏گوید: خود‏سازی انقلابی یعنی مقابله با انواع تن پروری ‏ها، راحت طلبی‏ ها و سازش کاری ‏های انسان با خودش. وقتی صحبت از خودسازی انقلابی می ‏کنیم، نه یک چیز ذهنی در خانه ‏ای در بسته، بلکه دقیقاً در مسیر یک حرکت انقلابی است که میسر است. یعنی به جای گرم و نرم، قدری هم بایستی سرما و گرسنگی چشید ، خشونت را لمس کرد، باید لختی از تنبلی و بیکاری خارج شد. باید از رنج ‏ها و مرارت‏ ها استقبال کرد و نه این که از سختی گریزان باشیم. برای این که نقش درگیری ‏های سازنده، نقش روزهای بحران، در پیشرفت‌ های تکاملی بسیار قابل توجه است. افرادی که یک مرحله از تضادها را پشت سر گذارده و به هر حال سختی ‏هایی را تحمل کرده‏ اند، طبعاً قابل اتکاتر و قابل اعتمادتر هستند نسبت به کسانی که فقط ادعا دارند.</p>
<p>در عراق در دوران حکومت صدام حسین و جنگ بین ایران و عراق، اعضای مجاهدین خلق از صبح تا شب یا مشغول آماده ‏سازی خود برای &#8220;عملیات&#8221; بودند یا عملاً در حال جنگ، یا جهت «مأموریت» یا به عبارتی عملیات تروریستی، عازم ایران شده بودند. حتی بعد از آتش بس میان عراق و ایران، هنوز مجاهدین خلق با آرزوی روزی که بتوانند دوباره مرز بین ایران و عراق را قطع کرده و به ایران بروند، از صبح تا شب یا مشغول مانورهای بی‌ حاصل در بیابان‏ های عراق بودند یا مشغول برق انداختن سلاح‌ هایشان برای نمایش‏ های تلویزیونی و تبلیغاتی و نشان دادن آن ها به خبرنگاران و مهمانان خارجی.</p>
<p>جدای از این موارد، آن ها می ‏بایست شهر خیالی یا اسباب بازی رجوی را تحت عنوان &#8220;شهر اشرف&#8221; وسط بیابان ‏های عراق ساخته و کوچک شده ‏ی سمبل‏ های ایران مثل میدان آزادی تهران را وسط آن دوباره‏ سازی کنند. علاوه بر این ‌ها، افراد ساکن اشرف، می ‏بایستی در نشست‏ های عمومی، نشست ‏های تشکیلاتی و انتقادی، نشست‏ های انقلاب ایدئولوژیک (یا به عبارت دیگر نشست ‏های شستشوی مغزی) شرکت کرده، کارهای خدماتی پایگاه از تهیه خورد و خوراک تا نظافت و تعمیر خودروها را انجام داده و حتی به درختکاری و کشاورزی هم بپردازند. تازه بعد از انجام همه این کارها می ‌بایست برای جشن ‏های هر چند وقت یک ‏بار سازمان به مناسبت یکی از &#8220;پیروزی ‏ها&#8221; یا &#8220;سا‏لگرد موفقیت‏ ها و مناسبت‏ ها&#8221;، برنامه تولید کنند که در ضمن بعداً بشود آن ها را در تلویزیون سازمان نمایش داده و به هواداران خارج از کشور نشان داد که چقدر اعضای سازمان در عراق شاد و خرم و پرنشاط هستند.</p>
<p>بعد از سقوط صدام و تسلیم سلاح های مجاهدین خلق به نیروهای آمریکایی، از لیست کارهای فوق، نظافت و برق انداختن سلاح ‏ها و مانورهای بی ‌حاصل بیابانی حذف شد، اما هنوز بسیاری از کارهای بی ‌حاصل گذشته وجود داشت که می‏ توانست تا 15 ساعت از وقت روزانه اعضا را پر کند و باز اگر کاری برای انجام نبود، آن ها می ‏توانستند به کشاورزی در &#8220;شهر اشرف&#8221; و شرکت در جشن‏ ها و برپایی &#8220;رقص ‏های انقلابی&#8221; ادامه دهند.</p>
<p>در گزارشی که مؤسسه تحقیقاتی آمریکایی رند Rand برای وزارت دفاع آمریکا تهیه کرده است در خصوص کار سخت و زندگی سخت اعضای فرقه آمده است:<br />
&#8220;کار اجباری و کم خوابی: در فرقه‏ ها معمولاً اعضا برای مدت طولانی در روز کار می کنند و از کم خوابی رنج می برند، این بخشی از شیوه‏ هایی است که فرقه ‏ها به کار می ‏گیرند تا اعضای آن ها نتوانند هویتی غیر از عضو آن فرقه داشته باشند. {هویت فردی خود را از دست داده و هویت فرقه‏ ای را به دست آورند.} اعضای مجاهدین خلق اغلب در روز 16 تا 17 ساعت کار می‌ کنند و خواب آن ها در طول شب به چند ساعت محدود می‌ شود، علاوه بر این در نیمه روز آن ها یک ساعت وقت خواب میان روز دارند. جهت حفظ این حالت، رهبری مجاهدین خلق دائماً در حال ایجاد &#8220;کارهای ساختگی&#8221; برای اعضاست. کارهایی مانند ایجاد کارهای ساختمانی جدید، زیبا‏سازی کمپ اشرف {لطفاً به این موضوع هم توجه کنید که مساحت کمپ یا قرارگاه اشرف ده ‌ها برابر سطحی است که به تعداد افراد مقیم آنجا می ‏رسد، بنابراین هر عضو مجاهدین خلق باید ده برابر یک انسان عادی برای نظافت و مراقبت از محیط زیست خود وقت و انرژی صرف کند تا اشرف را تمیز و نمونه، آن ‌طور که رهبری می ‏خواهد، نگه دارد.} و تا زمانی که عملیات آزادی عراق {تجاوز به خاک عراق از طرف نیروهای آمریکایی و متحدینش} شروع نشده بود، مجاهدین خلق می ‏بایست به تمرینات و مانورهای نظامی خود ادامه می دادند. نتیجه ‏ی آشکار این کار سخت را می ‏توان در کمپ اشرف دید. کمپ اشرف که در یک بیابان ساخته شده، دارای خیابان‏ های اسفالته، به همراه درختکاری کنار خیابان‏ ها و چند پارک به همراه فواره‏ ها، سالن‏ های نشست جمعی، مجسمه ‏ها و میادین و یادبودهای مربوط به شهدای مجاهدین خلق است.&#8221;</p>
<p>کتاب: فرقه‏ های تروریستی و مخرب &#8211; نوعی از برده‏ داری نوین<br />
نوشته: دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه: 202 الی 206<br />
انتخاب و تنظیم: عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56342">کار سخت و طاقت فرسای افراد در فرقه های مخرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56342/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موضع مجاهدین خلق در برابر رهبری انقلاب اسلامی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54555</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54555?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Jun 2023 11:21:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54555</guid>

					<description><![CDATA[<p>تقریباً از روزهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، طرفداران حاکمیت، مجاهدین خلق را منافقین خطاب می‏ کردند؛ چرا که معتقد بودند آن ها رهبری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را قبول ندارند و منافقانه و به دلیل حمایت فوق ‌العاده‏ مردم از رهبری، او را &#8220;رهبر&#8221; و &#8220;امام&#8221; و حتی &#8220;پدر&#8221; خطاب می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54555">موضع مجاهدین خلق در برابر رهبری انقلاب اسلامی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تقریباً از روزهای نخست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، طرفداران حاکمیت، مجاهدین خلق را منافقین خطاب می‏ کردند؛ چرا که معتقد بودند آن ها رهبری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را قبول ندارند و منافقانه و به دلیل حمایت فوق ‌العاده‏ مردم از رهبری، او را &#8220;رهبر&#8221; و &#8220;امام&#8221; و حتی &#8220;پدر&#8221; خطاب می ‌کنند. در طرف مقابل مجاهدین خلق به شدت از این که منافق نامیده شوند گزیده شده و به دنبال عوض کردن این تفکر در جامعه و قبولاندن این موضوع به همگان بودند که آن ها حرف ‏شان و فکرشان و دل ‏شان و عمل‏ شان یکی است و خلاصه از نفاق و دروغ و تزویر کوچک ‏ترین بهره‏ ای نبرده اند. آن ها مدعی بودند که مجاهدین خلق تمام ثروت ‏شان دو چیز است که به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادنش نیستند: نخست صداقت و یکرنگی ‌شان با مردم، هواداران و اعضایشان و دوم فدا و آمادگی‏ شان برای از خود گذشتگی و شهادت به خاطر مردم. به این ترتیب &#8220;صداقت&#8221; و &#8220;فدا&#8221; به عنوان ارزش ‏های اصلی مجاهدین خلق بین ما هواداران آن ها در آن زمان و همچنین بین مردم عادی بسیار تبلیغ و ترویج می ‏شد.</p>
<p>&#8230; تولد سازمان مجاهدین خلق به نوعی به آیت ‏الله خمینی ربط پیدا می ‌کند؛ چرا که بنیان ‌گذاران سازمان بعد از قیام 15 خرداد 1342 که در حمایت از پیام آیت ‏الله خمینی به وقوع پیوسته بود، تصمیم گرفتند که شرایط و زمینه های انقلاب وجود دارد و لذا باید سازمانی جدید، با استراتژی نوین پایه‌ گذاری کنند. تا آن زمان بنیان ‏گذاران سازمان، جزء اعضای جوان نهضت آزادی مهندس مهدی بازرگان بودند.</p>
<p>امروزه مسعود رجوی و همسرش مریم، مدعی هستند که &#8220;رهبری انقلاب ایران&#8221; متعلق به مسعود رجوی بوده که ربوده شده است. اما حتی طبق اعترافات خود رجوی در دادگاه شاه، مهر رهبری آیت الله خمینی بر انقلاب اسلامی ایران سال‏ ها قبل از تشکیل سازمان مجاهدین خلق خورده بود&#8230;.</p>
<p>بعد از انقلاب اسلامی، رجوی در یکی از اولین سخنرانی ‏های خود در سالروز کشته شدن بنیان ‏گذاران سازمان از آیت ‏الله خمینی تحت عنوان &#8220;رهبر&#8221; و &#8220;امام&#8221; یاد کرد و مدعی شد که &#8220;بدون رهبری آیت ‏الله خمینی، انقلاب مسیر استقلال و ضد امپریالیستی را طی نمی ‌کرد.&#8221;</p>
<p>&#8230; مجاهدین خلق در نامه‏ ای به حجت الاسلام احمد خمینی، نوشتند: &#8220;همچنان که بارها گفته‏ ایم، باز هم تأکید می ‏کنیم که علی ‌رغم هر گمانی که در محضر امام یا اطرافیان به ما برده شده یا به ما منتسب شود، تا آنجا که سخن از اسلام ضد استبداد، ضد استعمار و ضد استثمار باشد، ما هرگز روحانیت مبارز و در صدر همه‏ نیروها حضرت آیت ‏الله العظمی امام خمینی را تنها نخواهیم گذاشت و تا آخرین قطرات خون نیز در کنارشان خواهیم بود.&#8221;</p>
<p>مجاهدین او را آیت‏ الله، امام، رهبر انقلاب، و حتی پدر و خورشید، تابناک تر از هر ستاره ‏ای خواندند، رهبری قیام پانزده خرداد و انقلاب اسلامی بهمن 1357 را از آن او دانستند، از او اجازه‏ جهاد علیه شاه را طلب کردند و به او قول دادند که تا آخرین قطره‏ خون در مبارزات ضد امپریالیستی در کنارش باشند؛ بنابراین چه اتفاقی افتاد که به ناگهان بعد از گذر چند ماه (از خرداد 1360 تا مهر 1360) به یک ‏باره از نظر مجاهدین خلق، آیت ‏الله خمینی تبدیل به دشمن مردم، کشور و حتی بشریت و &#8230; شد؟ پاسخ ساده است: هیچ چیز نبود جز شکست طرح مجاهدین خلق برای تکرار انقلاب در 30 خرداد 1360 و پایان استفاده آنان از نام آیت‏ الله خمینی برای نزدیک شدن به مردم و یارگیری از میان جوانان مسلمان.</p>
<p>در واقع تمام آن القاب و مجیزگویی ‏ها که گاه فراتر از بسیاری از نزدیکان آیت ‏الله خمینی بود، چیزی نبودند مگر مکر و حیله و نفاق مجاهدین خلق برای نیرو‏گیری از میان جوانان مسلمان معتقد به رهبری آیت ‏الله خمینی. بعد از خرداد 1360 و به خصوص پس از پناهنده شدن رجوی به فرانسه و فرا رسیدن دورانی که دشنام به حکومت ایران و رهبری آن می‏ توانست تشویق و حمایت سیاستمداران و دولتمداران در غرب و عراق را به همراه بیاورد، تمامی آن القاب وارونه و معکوس گردیدند&#8230;.</p>
<p>بعد‌ها مسعود رجوی با فراموش کردن مجیزگویی‏ های خود از رهبر انقلاب اسلامی، منتقدین خارج از کشوری خود و شورای مقاومتش را متهم به این کرد که چرا از او انتقاد می‌ کنند ولی رهبری آیت الله خمینی را بدون چون و چرا پذیرفتند؟</p>
<p>&#8230; در جایی دیگر رجوی، آیت ‏الله خمینی را به دلیل غیبت مجاهدین خلق و انقلابیون که در زندان بودند، به سرقت رهبری انقلاب متهم کرد .</p>
<p>&#8230; خلاصه مطلب همان است که در همه فرهنگ‏ های دنیا نفاق، دروغ و ریا خوانده می ‌شود که برتر از اصول اعلام شده‏ به ظاهر اید‏ئولوژیک است. نتیجه گرفته می شود که اصل اساسی دکترین مجاهدین خلق و تمام فرقه ‏های مخرب، خدعه، نیرنگ و نفاق است و نه آنچه آن ها در ظاهر مدعی ‏اش هستند.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 161 الی 157<br />
تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54555">موضع مجاهدین خلق در برابر رهبری انقلاب اسلامی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54555/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موضع مجاهدین خلق در قبال انقلاب اسلامی ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54530</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54530?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Jun 2023 11:08:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54530</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق از آغاز پیدایش خود مدعی داشتن اید‏ئولوژی اسلام و پذیرش بخش‏ های &#8220;علمی&#8221; مارکسیسم بود. آنان همواره مدعی بوده ‏اند که اسلام آن ها تنها تفسیر واقعی از اسلام است و مدعیان دیگر اسلام دیدگاه التقاطی از اسلام دارند و نظرگاه‏ هایشان بورژوازی یا فئودالی و &#8230; است. به این ترتیب مجاهدین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54530">موضع مجاهدین خلق در قبال انقلاب اسلامی ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق از آغاز پیدایش خود مدعی داشتن اید‏ئولوژی اسلام و پذیرش بخش‏ های &#8220;علمی&#8221; مارکسیسم بود. آنان همواره مدعی بوده ‏اند که اسلام آن ها تنها تفسیر واقعی از اسلام است و مدعیان دیگر اسلام دیدگاه التقاطی از اسلام دارند و نظرگاه‏ هایشان بورژوازی یا فئودالی و &#8230; است. به این ترتیب مجاهدین خلق مدعی بوده و هستند که تنها اسلام آنان از دیدگاه‏ های طبقاتی مصون بوده و هست و بنابراین آن ها تنها کسانی هستند که می ‏توانند حزب‌ الله واقعی باشند.</p>
<p>در یکی از جزوات مجاهدین خلق که پس از انقلاب اسلامی به چاپ رسید آمده است: &#8220;ما با ردّ تکامل خود به خودی، و با اعتقاد به یک ارزش مطلق در سرآغاز و منتهای هستی و پذیرش تکامل هدف ‏دار، از طبقه، الهام نمی‏ گیریم، بلکه از خدا الهام می ‏گیریم، که انسان نیز باید مسیر تکامل را در جهت کمال به سوی او طی کند. لذا ایدئولوژی خود را بیان وحی و زبان گویای آفرینش و در نتیجه اساساً تصویر مطلقی از جهان تلقی می‏ کنیم، که طبعاً از درون طبقه بیرون نمی‌ آید، بدین اعتبار ما خود را اصولاً حزب یکتا پرستان (حزب‏ الله) می ‏دانیم، که در شرایطی با تکیه بر عنصر عینی جامعه‌ شناسانه خود، یعنی محروم‏ ترین و بالنده ‏ترین نیروها و طبقات اجتماعی (مستضعفین)، آرمان های ایدئولوژیک خود را تحقق می ‌بخشیم.&#8221;</p>
<p>به این ترتیب تاکنون مجاهدین خلق مدعی این بوده و هستند که ایدئولوژی آنان هیچ چیز نیست به جز اسلام واقعی و خالص. با این حال موضع مجاهدین خلق در قبال انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی ایران، نسبت به شرایط مکانی و زمانی تغییرات بسیاری پیدا کرده است. در بیانیه‏ ای که به مناسبت رفراندوم جمهوری اسلامی دادند، به رغم این که شرایطی برای پذیرش حکومت آتی تحت عنوان اسلام را اعلام نمودند &#8211; شرایطی مانند این که حکومت آتی باید ضد امپریالیسم، ضد آمریکا، ضد صهیونیسم و اسرائیل باشد &#8211; با این حال از اعضا و هواداران خود خواستند که به رفراندوم پاسخ مثبت بدهند. اما آیا این رأی مثبت به خاطر این بود که آن ها می ‏دیدند که اکثریت مردم ایران به چنین رفراندومی رأی مثبت خواهند داد و هرگونه مخالفتی با آن به معنی از دست دادن حمایت مردمی و مغضوب اکثریت جامعه شدن است، یا این که آنان به واقع به رأی خود مؤمن بوده و با خلوص نیت رأی دادند، چیزی است که جای بحث دارد.</p>
<p>همان ‌طور که خواهیم دید مسعود رجوی و طبعاً هواداران او تحت عنوان سازمان مجاهدین خلق، هیچ ‏گاه اسلام دیگری جز اسلام خود، انقلابی جز انقلابی که رهبریش به رجوی تعلق داشته باشد، و رهبری جز رجوی را نمی ‏توانند با پسوند اسلامی قبول کنند. اما در بهار بعد از انقلاب، آن ها هر سه را با افتخار و سربلندی و البته منافقانه قبول کرده و در انتشارات رسمی خود اعلام نمودند.<br />
در مورد رأی مثبت به جمهوری اسلامی، بیانیه مجاهدین خلق در این مورد به روشنی، آشکار می ‌کند که رأی آن ها جهت از دست ندادن حمایت مردمی بوده و بس. در بخشی از این بیانیه آمده است: &#8220;با توجه به واقعیات سیاسی و اجتماعی کنونی جامعه ایران، جای تردید نمی‏ ماند که برقراری جمهوری اسلامی، خواست اکثریت قاطع مردم ما، و لذا موفقیت آن در رفراندوم پیش ‏بینی شده از جانب دولت از پیش محرز است و لذا ضدیت با آن جز سکتاریسم نخواهد بود.&#8221; در همان بیانیه مجدداً آمده است که &#8220;استقرار جمهوری اسلامی قطع نظر از هر پیشوند و پسوندی که، توضیحاً بر آن متصور شده باشد، طبعاً برای &#8220;مجاهدین خلق ایران&#8221; به عنوان سازمانی که از آغاز حامل یک رسالت مکتبی بوده است، به خودی خود یک کمال مطلوب است.&#8221;</p>
<p>بعد از شکست 30 خرداد، رجوی اعلام کرد که ما به رفراندوم رأی مشروط داده بودیم و هیچ ‏گاه انقلاب را به عنوان انقلاب اسلامی قبول نکردیم. وی در مصاحبه با نشریه ایرانشهر می‏ گوید: &#8220;به تمام اعلامیه‏ها و آثار مجاهدین خلق که نگاه کنید چیزی به نام انقلاب اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیوسته از انقلاب رهایی بخش ضد امپریالیستی و اسلامی صحبت می ‌شود. به عبارت دیگر ما انقلاب را فقط به درجاتی که در مسیر رهایی بخش و ضد امپریالیستی گام بردارد، اسلامی می ‏شناختیم.&#8221;</p>
<p>البته این گفته‏ مسعود رجوی هم مانند خیلی از ادعاهای دیگر او درست نیست، چرا که مجاهدین خلق هم انقلاب را انقلاب اسلامی نامیدند و هم رهبر انقلاب اسلامی را &#8220;امام&#8221; خواندند که از نظر مسلمانان و به خصوص شیعیان دارای اعتبار و وزن خاص مذهبی و اید‏ئولوژیک است. برای نمونه می ‏توانید به مجموعه اطلاعیه‏ های مجاهدین خلق شماره یک صفحه 42 مراجعه نموده و در اطلاعیه ‏ای که در تاریخ 11/12/1357 خطاب به &#8220;برادران و خواهران کارگر&#8221; دادند چنین بخوانید: &#8220;شما به حق شایسته‏ ترین فرزندان انقلاب اسلامی ما به رهبری &#8220;امام خمینی&#8221; هستید، انقلابی که با دادن ده‏ ها هزار شهید به مرحله کنونی رسیده است.&#8221;</p>
<p>بعد از ترک ایران در فرانسه، مسعود رجوی از طرف متحدین جدیدش در شورای ملی مقاومت تحت فشار بود که حکومت آینده ایران را غیر دینی اعلام کرده و جدایی دین از دولت را پذیرا شود. اما تا زمانی که وی هنوز امیدوار بود که ممکن است از حمایت مردمی در داخل کشور برخوردار باشد در مقابل این خواسته مقاومت می‏ کرد. او در جمع ‌بندی یک ساله خود از &#8220;مقاومت&#8221; که بعداً از طرف سازمان به صورت کتابی به چاپ رسید، در مقابل این فشارها می‏ گوید: &#8220;باور کنید، باور کنید، که در ایران سال 1361 و در برابر مجاهدین خلق ایران، شعار جدایی اسلام از سیاست، همان قدر مضحک و خنده دار و گویای کج ‌فهمی است که کسی شعار بدهد «جدایی مارکسیسم از سیاست.»&#8221; هم ‌زمان رجوی حکومت آینده ایران را جمهوری دموکراتیک اسلامی نامید.</p>
<p>اما همین رجوی وقتی که متوجه شد که هیچ امیدی به حمایت مردم در داخل کشور نمی ‏تواند داشته باشد و تنها با حمایت کشورهای غربی و هواداران خود در خارج از کشور است که ممکن است شانس محقق شدن آرزوهای دیرینه ‏اش را بیابد، به یک باره آن چیزی که وی آن را «مضحک»، «خنده ‌آور» و شاخص «کج ‌فهمی» می‏ دانست را پذیرفته و خود علمدار شعار «جدایی دین از دولت» شد و آن را به عنوان یکی از اصول برنامه‏ ی شورای ملی مقاومت اعلام نموده و مدعی شد که نام «جمهوری دموکراتیک اسلامی» برای حکومت آینده را هم به این دلیل انتخاب کرده است که حکومت ایران نتواند آن ها را متهم به دشمنی با اسلام کند. اما بین این گفته‏ های متناقض، کدام واقعیت است و کدام حُقه، ریا و نفاق؟</p>
<p>جواب این است: هیچ‏ یک از این ‌ها برای یک فرقه‏ ی مخرب و رهبرش مهم نیستند، چرا که آنچه برای آنان مهم است این است که چه چیزی در چه زمانی و در چه مکانی می‏ تواند به آن ها کمک کند که زودتر به مقصود واقعی خود و محقق شدن آرزوهای کودکانه رهبر فرقه برسند.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 157 الی 155<br />
تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54530">موضع مجاهدین خلق در قبال انقلاب اسلامی ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54530/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تشکیلات، یا سازماندهی فرقه ‏‌های مخرب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54465</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54465?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 May 2023 08:48:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54465</guid>

					<description><![CDATA[<p>در فرقه‏ های کوچک، سازماندهی می ‏تواند به سادگی یک رابطه‏ یک به یک با رهبر فرقه باشد و در فرقه‏ های بزرگ ‏تر تبدیل به یک رابطه‏ هرمی می ‌شود. رابین دامبر می ‏گوید: &#8220;وقتی که یک گروه تعداد اعضایش تا حدود صد و پنجاه نفر باشد، می ‏توان رفتار نامنظم {و غیر تشکیلاتی} [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54465">تشکیلات، یا سازماندهی فرقه ‏‌های مخرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در فرقه‏ های کوچک، سازماندهی می ‏تواند به سادگی یک رابطه‏ یک به یک با رهبر فرقه باشد و در فرقه‏ های بزرگ ‏تر تبدیل به یک رابطه‏ هرمی می ‌شود.</p>
<p>رابین دامبر می ‏گوید: &#8220;وقتی که یک گروه تعداد اعضایش تا حدود صد و پنجاه نفر باشد، می ‏توان رفتار نامنظم {و غیر تشکیلاتی} را بر پایه وفاداری اعضا {به رهبری} و از طریق روابط مستقیم یک به یک، {بین اعضا و رهبری} کنترل نمود. اما در گروه‏ های بزرگ‏ تر انجام این امر غیرممکن است. جهت کنترل و مدیریت گروه‏ هایی که تعداد اعضای آن ها بیش از این تعداد باشد، تشکیلات یا باید یک سیستم هرمی با سلسله مراتب را پذیرا شود یا این که گروه به گروه‏ های کوچک ‏تر رقیب تقسیم می ‌شود و انسجام درونی خود را از دست خواهد داد.</p>
<p>با تبدیل یک فرقه به فرقه ‏ای تمام خواه، مستبد و دگم یا به عبارت دیگر با تبدیل یک فرقه معمولی به یک فرقه‏ مخرب، حتی قبل از رسیدن تعداد اعضایش به مرز صد و پنجاه نفر و شاید حتی در مراحل اولیه عضوگیری، شکل آن از شکل دایره‏ ای که رهبر در مرکز آن قرار دارد به شکل هرمی تبدیل می‌ شود. در این هرم، رهبر فرقه در رأس و با فاصله‏ ای کیفی از رده‏ بعدی قرار گرفته، بقیه‏ لایه‏ ها نیز با مرزی پر رنگ از یکدیگر جدا شده ‏اند. رهبران فرقه‏ های مخرب در توضیح این مرزبندی سفت و سخت در تشکیلات، عموماً حل شدگی ایدئولوژیک اعضا را مطرح می ‌کنند؛ در حالی که آنچه جایگاه یک عضو را در یک رده تعیین می‌ کند عبارت از میزان اطاعت و وفاداری وی نسبت به رهبری و همچنین میزان مفید بودنش برای محقق شدن اهداف و خواست ‏های رهبری است.</p>
<p>گرچه لایه ‏های مختلف تشکیلاتی در یک فرقه‏ مخرب به طور کیفی از یکدیگر جدا شده‏ اند، اما یک فرد با کار سخت و نشان دادن حرف شنوی و وفاداری خود و همچنین گذراندن آزمایشی که معمولاً نوع و شکل آن را فقط خود رهبر فرقه می ‏داند، می‌ تواند از یک لایه به لایه‏ بالاتر صعود نماید. اما این صعود به لایه ‏های بالاتر فقط تا آخرین لایه قبل از لایه‏ رهبری ممکن است. از آن به بعد عملاً صعود به بالا تحت هیچ شرایطی ممکن نیست مگر میل رهبری که فردی را جانشین یا هم‌ ردیف خود اعلام نماید، (آنچنان که در مجاهدین خلق یا فرقه مونیز اتفاق افتاد) یا در اثر غیبت و مرگ رهبر یا در اثر یک کودتای داخلی.</p>
<p>این شکل از سازماندهی همچنین یک شکل تمام خواه است که می‏ توان آن را به شکل زیر تعریف نمود: &#8220;یک سیستم فرهنگی- اجتماعی است که بهای زیادی به کنترل کامل تمام امور زندگی داخلی و بیرونی اعضای خود جهت رسیدن به اهداف ایدئولوژیک تعیین شده می ‏دهد. این اهداف در گروه، مهم ‏ترین و بالاترین اهداف حیات و زندگی نامیده می ‏شوند.&#8221;</p>
<p>لازمه داشتن این ماهیت تمام خواه در تشکیلات یک فرقه‏ مخرب، نفی هر گونه دموکراسی و آزادی در آن است. مارگارت تالر سینگر در این مورد می‏ گوید: &#8220;بدون آن که جامعه متوجه شود، بعضی از فرقه ‏ها قدرت و کنترل خاصی {روی اعضای} خود به دست می ‏آورند، در این فرقه‏ ها دموکراسی و آزادی قدم به قدم محدود و محدودتر می ‏شود. فرقه ‏ها بنا به طبیعت و شکل خود نمی ‏توانند دمکراتیک باشند، آن ها آزادی بیان و آزادی نظر را بسط نمی ‏دهند و درست در نقطه مقابل تشکیلاتی هستند که اجازه رشد و تکامل انسانی افراد را می ‏دهد.&#8221;</p>
<p>ارتقا و تنزل افراد از یک سطح تشکیلاتی به سطحی دیگر، در فرقه ‏های بزرگ‏ تر، بنا به رأی و تصمیم مسئولین رده‏ بالاتر و در مورد فرقه‏ های کوچک تر با تصمیم خود رهبر فرقه انجام می‏ گیرد. بنابراین افراد متعلق به یک رده‏ تشکیلاتی هیچ نوع حقی در مورد تصمیم گیری‏ های رده‏ های بالاتر ندارند، و جز در موارد نادری نمی ‌توانند هیچ انتقادی را به مسئولین بالاتر خود مطرح کنند. موارد نادر نیز عمدتاً مواقعی است که مسئولی مورد بی ‌مهری رهبر قرار گرفته و رهبر برای حذف و یا تنزل رده‏ او، افراد تحت مسئولیتش را تشویق به انتقادات اغلب کوبنده نسبت به مسئول بخت برگشته می ‌کند. بنابراین حق انتقاد و سؤال برای افراد تنها در مورد افراد هم رده و در رده‏ های پایین ‏تر به رسمیت شناخته می ‌شود. در نتیجه می‏ توان به جرأت گفت که در هیچ فرقه‏ مخربی مکانیزم سنجش یا چالش رهبری، بازبینی و ایجاد توازن در تصمیمات اتخاذ شده توسط وی ( Check and Balance ) وجود ندارد.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 181 و 180<br />
تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54465">تشکیلات، یا سازماندهی فرقه ‏‌های مخرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54465/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرقه ها و عوارض کم خوابی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53286</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53286?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Feb 2023 08:53:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53286</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی ما در خواب هستیم مغز با سرعتی به مراتب بیشتر از زمانی که بیدار هستیم پروتیین تولید می‌ کند. مولکول‏ های بزرگ پروتئینی که عضلات و بدن ما را می ‌سازند و برای ساختمان تمام سلول‏ های ما از جمله نورون‏ های مغز ضروری هستند بیشتر زمانی که ما خواب هستیم تولید می‏ شوند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53286">فرقه ها و عوارض کم خوابی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی ما در خواب هستیم مغز با سرعتی به مراتب بیشتر از زمانی که بیدار هستیم پروتیین تولید می‌ کند. مولکول‏ های بزرگ پروتئینی که عضلات و بدن ما را می ‌سازند و برای ساختمان تمام سلول‏ های ما از جمله نورون‏ های مغز ضروری هستند بیشتر زمانی که ما خواب هستیم تولید می‏ شوند. علاوه بر این خواب به ما اجازه می ‏دهد که مواد شیمیایی که به مغز کمک می ‌کنند کار خود را انجام دهد، ذخیره نماییم [و امروزه ثابت شده است که در طی خواب مغز می‏ تواند مواد فاسد در مغز را دفع نماید و مغز را پاکیزه و آماده برای فعالیت روز بعد کند.]</p>
<p>در فرقه ‏ها معمولاً افراد در خوابگاه‏ های جمعی می ‏خوابند، جایی که همه تنگاتنگ خوابیده و بیداری یا خواب هر یک می‏ تواند روی خواب دیگری تأثیر بگذارد، رفت و آمد افراد در زمان‏ های مختلف، ایجاد سر و صدا به هنگام ورود و خروج، در جمعی که حقوق فرد و احترام به آن کمترین ارزش را داراست، از دیگر عواملی هستند که افراد را حتی بیش از آنچه مقصود رهبران فرقه است، دچار کم خوابی می ‌کند. کمبود خواب اجازه نمی ‏دهد که مغز کار خود را به درستی انجام داده، اطلاعات به دست آمده در طی روز را جابجا و مرتب کرده، اتصال بین نرون‏ ها را تنظیم نماید. فردی که دچار کم خوابی است، سرعت کمتری در فهم و درک موقعیت روانی خود دارد، قدرت تصمیم‏ گیری و عکس العمل او در روبرو شدن با وقایع و داده‏ های جدید کاهش می ‏یابد و بیش از هر زمان نقش یک ماشین فرسوده را ایفا می‌ کند. ماشینی که در یک لحظه‏ ی واحد، تنها از عهده‏ ی یک کار برمی ‌آید و قدرت تشخیص درست و غلط کار و تصمیماتش را ندارد.</p>
<div id="attachment_53287" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53287" class="size-full wp-image-53287" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cults-Insomnia-1.jpg" alt="فرقه ها و کم خوابی" width="600" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cults-Insomnia-1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cults-Insomnia-1-300x170.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cults-Insomnia-1-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-53287" class="wp-caption-text">کمبود خواب اجازه نمی ‏دهد که مغز کار خود را به درستی انجام دهد</p></div>
<p>برای درک اهمیت یکی از کارکردهای خواب اجازه دهید مثالی بزنم. اگر کامپیوتر شما کند شده باشد، یکی از دلایل آن می ‏تواند این باشد که شما خیلی وقت است و شاید هرگز آن را دیفراگ نکرده‏ اید. دیفراگ کردن کامپیوتر یعنی تنظیم و مرتب کردن حافظه کامپیوتر، چرا که به هنگام کار کردن، کامپیوتر اطلاعات به دست آمده را در جاهای مختلف خود ذخیره می ‌کند و گاهی بین این نقاط ذخیره، فاصله زیادی وجود دارد و به همین علت برای جمع زدن یک سری اطلاعات، کامپیوتر باید کار زیاد و رفت و برگشت زیاد غیرضروری انجام دهد، در حالی که کامپیوتری که دیفراگ شده باشد تمام اطلاعات مشابه را در کنار یکدیگر قرار داده و در نتیجه برای انجام هر عملی وقت تلف شده کمتری خواهد داشت، درست مثل پیدا کردن شی ای در یک اطاق به هم ریخته یا بالعکس در یک مکان منظم که هر چیز جای خود را دارد.</p>
<p>یکی از کارهای مغز به هنگام خواب هم همین است، یعنی جمع و جور کردن و منظم کردن اطلاعات موجود در حافظه، در نتیجه مغزی که دچار کم خوابی نباشد خیلی سریع‏ تر می ‏تواند اطلاعات جدید را جذب و تجزیه و تحلیل کند تا مغزی که دچار کم خوابی است. این درست همان چیزی است که رهبران فرقه ‏ها نمی ‏خواهند، حداقل برای افرادی که هنوز تغییر شخصیت نداده و به اصطلاح شخصیت فرقه ‏ای پیدا نکرده ‏اند که خوابشان و سرعت مغزشان به نفع شخصیت گذشته‏ شان عمل کند. مغز خسته، برای هر تصمیم ‏گیری و تشخیص درست و غلطِ هر عمل خود به انرژی و کار بیشتری احتیاج دارد و خیلی زودتر خسته و تسلیم می ‌شود و به همین دلیل است که افراد خسته زود راضی شده و تن به انجام هر کاری می ‏دهند و خیلی خوشحال خواهند شد اگر از آن ها کاری خواسته شود که فقط احتیاج به انجام دادن (و نه فکر کردن) داشته باشد</p>
<p>در بعضی از فرقه‏ ها این تنها کم خوابی نیست که اعضا از آن رنج می ‏برند، بلکه در کنار کم خوابی بسیاری از آن ها از کمبود و مغذی نبودن مواد خوراکی هم رنج می ‌برند&#8230;مغز یکی از پرمصرف‏ ترین اعضا در استفاده از مواد غذایی است، بنابراین کمبود مواد غذایی بیش از هر جا روی کارکرد مغز اثر منفی می ‏گذارد و باعث می ‌شود مغز نتواند کار خود را آن طور که باید و شاید، انجام دهد. بعد از شروع به اصطلاح فاز نظامی سازمان مجاهدین خلق (یعنی بعد از 1360) چه به دلیل از بین رفتن منابع مالی (عدم امکان فرستاده شدن پول از داخل برای دانشجویان هوادار در خارج یا در داخل به دلیل عدم امکان جمع ‌آوری کمک مالی از هواداران) و چه به لحاظ این که تقریباً تمام اندوخته هواداران و هر چه که به دست می ‌آوردند می ‏بایست برای مرکزیت سازمان در پاریس فرستاده می ‏شد، تقریباً تمام انجمن‌ های هوادار دچار کمبود مالی بوده و در نتیجه برای چندین سال، اکثر هواداران تشکیلاتی سازمان با سوء تغذیه روبرو بودند، و این درست در زمانی بود که به لحاظ کارهای مختلفی که آن ها می ‏بایست انجام می ‏دادند با بیشترین کار و کمترین مدت زمان خواب هم روبرو بودند.</p>
<p>بیشتر روزها غذا سیب زمینی یا ماکارونی با سس گوجه یا حداکثر برنج با تخم مرغ بود. میوه و سبزیجات و در نتیجه ویتامین ‏های موجود در آن ها به دلیل گرانی تقریباً از برنامه‏ ی غذایی حذف شده بود، و باز این درست زمانی بود که افراد در حال تغییر عقیده و شخصیت خودشان بودند و داشتند هویت قبلی خود را از دست می‏ دادند و هویت سازمانی پیدا می‏ کردند، بنابراین کمبود خواب و کمبود مواد غذایی هم به نوبه‏ ی خود در تغییر افراد به سازمان فوق‌ العاده کمک می ‌کرد. البته بعداً وقتی که سازمان وارد مرحله دیگری از کنترل فکر شد و احتیاج به فعالیت کامل مغز افراد پیدا کرد، برنامه‏ ی غذایی و خواب اعضا تقریباً مرتب شد و دیگر نمی ‌شود گفت که کمبود مواد غذایی در سازمان از مسائل عام بود و شاید حتی بشود گفت که سازمان از خوراک و شیرینی به عنوان نوعی پاداش استفاده کرده و شاید حتی در بسیاری موارد نیز افراد بیش از حد از مواد غذایی برای جبران کمبود سایر لذائذ زندگی استفاده می ‏کردند. با این حال به نظر می رسد که در بسیاری از فرقه ‏های کوچکتر کمبود مواد غذایی یکی از مسائل موجود در آن فرقه هاست.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
صفحه های 429 الی 431<br />
دکتر مسعود بنی صدر</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53286">فرقه ها و عوارض کم خوابی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53286/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برده‌ داری کهن در مقابل برده‌ داری جدید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52674</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52674?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Dec 2022 10:12:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52674</guid>

					<description><![CDATA[<p>ما هویت و شخصیت خود را از ملأ و محیطی که در آن زندگی می‏ کنیم، از دوستان، خانواده، سنت ‏ها، اخلاقیات و از فرهنگ ملی یا قومی خود می ‏گیریم. لذا اولین قدم در &#8220;هیچ‏ کس&#8221; کردن یا بی ‌هویت کردن یک فرد این است که او را از ملأ اجتماعی‏ اش جدا کنند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52674">برده‌ داری کهن در مقابل برده‌ داری جدید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ما هویت و شخصیت خود را از ملأ و محیطی که در آن زندگی می‏ کنیم، از دوستان، خانواده، سنت ‏ها، اخلاقیات و از فرهنگ ملی یا قومی خود می ‏گیریم. لذا اولین قدم در &#8220;هیچ‏ کس&#8221; کردن یا بی ‌هویت کردن یک فرد این است که او را از ملأ اجتماعی‏ اش جدا کنند &#8230; رهبران فرقه ‏ها به عنوان اولین قدم در کنترل فکری، پیروان را از دوستان و خانواده خود جدا می ‏سازند، سپس از آن ها می‏ خواهند که تحصیل و شغل خود را رها کرده و سرانجام از آن ها می ‌خواهند که پل‏ های گذشته‏ خود را خراب کنند و به کلی رابطه‏ خود را با گذشته و دنیای بیرون قطع نمایند.</p>
<h3>انزوا از گذشته و دنیای بیرون عمل می‌ کند</h3>
<p>انزوا، به برده ‌داران گذشته و رهبران فرقه ‏های مخرب کمک می کرد و می ‌کند که سیستم اعتقادی قربانیان خود را تغییر داده و اعتقادات جدید را در ذهن آنان بکارند. &#8220;تحقیقات نشان داده است که وقتی کسی را از دنیای بیرون منزوی می ‏کنیم و مثلاً در اتاقی قرار می ‏دهیم که از لحاظ صدا و نور ایزوله است، او نظرات جدید را راحت ‏تر پذیرا می ‌شود و کمتر به آن ها با دیده‏ ی شک و سؤال نگاه می ‌کند&#8230;&#8221;</p>
<p>ملأ منزوی، یا انزوای کامل پیروان از دنیای بیرون، اولین گام و مهم ‏ترین قدم در کنترل فکر است. می‏ توان مدعی شد که اگر رهبری، پیروان خود را از ملأ و دنیای بیرون (حداقل به لحاظ روانی) جدا و منزوی نکند، گروه و سازمان او یک فرقه نیست یا خود او یک رهبر فرقه ‏ای ناآگاه، ناتوان و ناموفق خواهد بود. باید در نظر داشت که معمولاً در بسیاری از فرقه‏ ها، نفرات نزدیک به یک پیرو، پیروان بالقوه‌ بعدی محسوب می ‏شوند، بنابراین جریان منزوی کردن فرد از ملأ گذشته ‏اش یک حرکت ناگهانی یا خشک و بدون انعطاف نیست.</p>
<p>در مجاهدین خلق به خصوص در سال‏ های بین 1357 تا 1360 وقتی که سازمان قدری مردمی ‏تر و غیر فرقه ‏ای ‏تر بود، جدایی افراد رده پایین از خانواده و دوستانشان حرکتی نامعقول بود؛ به ویژه این که این افراد می ‏توانستند دوستان و نزدیکان خود را هم به سمت مجاهدین خلق بکشانند و می‏ توانستند امکانات مادی و معنوی خود و خانواده خود را در اختیار سازمان قرار دهند. در نتیجه سازمان نه تنها هواداران را تشویق به ترک خانواده نمی‏ کرد، بلکه توصیه می ‏کرد که با مهربان بودن و مؤدب بودن و داشتن رفتار خوب، سمبل یک هوادار مجاهد خلق باشند. اما حتی در همین زمان اگر تشخیص داده می ‏شد که رابطه یک هوادار با خانواده‏ اش به نفع مجاهدین خلق نیست یا مضر به حال رابطه‏ آن هوادار با سازمان است، او را تشویق می ‏کردند تا خانواده‏ اش را ترک گفته و حتی آن ها را علناً محکوم و طرد نماید.</p>
<h3>جانشین خانواده</h3>
<p>فرقه ‏ها، مانند برده ‌دارها به خوبی آگاه هستند که خانواده و دوستان در هر جامعه ‏ای نقش یک سپر حفاظتی (روانی و مادی) را برای افراد در مقابل بی ‌رحمی جامعه‏ بزرگ‏ تر ایفا می ‌کنند. تا زمانی که چنین سپری وجود داشته باشد، افراد احساس امنیت کرده و به سادگی حاضر نیستند خود را کاملاً تسلیم فرد دیگری مثل یک رهبر فرقه یا یک برده ‌دار کنند. بنابراین قدم اول در به بردگی کشیدن فرد این است که این سپر دفاعی از او گرفته شود و فرقه و روابط فرقه‏ ای یا روابط برده‌ داری جایگزین خانواده و دوستان گردد.<br />
دکتر لانگ در کتاب &#8220;کنترل ذهن&#8221; این واقعیت را چنین توضیح می‏ دهد: &#8220;خانواده‏ واقعی ما، در مقابل بی‌رحمی دنیای بیرون، ما را محافظت و حمایت می ‌کند. آن ها در سختی‏ ها ما را در بر گرفته و با حمایت خود به ما احساس آرامش می ‏دهند. درست به همین علت است که کلماتی چون «برادر»، «خانواده» به سرعت در ما نفوذ کرده، مرزهای شک و تردید را درمی ‏نوردند و بر ما غالب می شوند. بزرگ‏ ترین کارت برنده‏ فرقه‏ ها و دسته های فرقه ای این است که مدعی خانواده خواندگی افراد می‏ شوند، یا ادعا دارند که جانشینی برای خانواده از دست داده شده یا دور افتاده هستند. بعضاً تظاهر می ‌کنند که آن ها خانواده‏ ایده‏آلی هستند که ما همواره خواهان داشتن آن بوده ‏ایم. درست به همین علت است که رهبران فرقه ‏ای دوست دارند که «پدر»، «برادر»، «مادر» و «خواهر» خوانده شوند. آن ها مدعی هستند که فرقه یک «خانواده بزرگ خوشبخت» است &#8230; &#8221;</p>
<h3>&#8220;بیگانگی یا انزوا از محیط تولد و رشد&#8221;، ملأ و محیط در برده‌ داری گذشته</h3>
<p>در برده‌ داری قدیم، قانون ملأ و محیط یا انزوا از ملأ پیشین و محیط تولد و رشد، کما بیش مشابه برده‌ داری نوین و زندگی در فرقه‏ های مخرب بود، پترسون در این مورد می ‌نویسد: &#8220;نه تنها برده نمی ‏توانست حقی و وظیفه‏ ای در قبال پدر و مادر و خانواده‏ خونی خود داشته باشد، بلکه فراتر از این، او نمی ‏توانست هیچ حقی و مسئولیتی در قبال سرزمین مادری و اجدادی خود یا فرزندان و نوادگان خویش داشته باشد. او به راستی از تمام اقوام خود جدا و منزوی می‏ شد. وی رسماً نه تنها از ملأ اجتماعی که در آن زندگی و رشد کرده بود منزوی می‏ شد، بلکه از فرهنگ و میراث اجدادی خود نیز جدا می ‏شد.&#8221;</p>
<p>برده‏ های گذشته همچون برده‏ های نوین می‏ بایست تمام پل‏ های خود را با گذشته خراب می کردند، از جمله آن ها می ‏بایست به همراه قطع تمام ارتباطات خود با خانواده، احساسات، عواطف و اعتقادات گذشته‏ خود را هم به فراموشی سپرده و در یک کلام &#8220;خود گذشته&#8221; خود را فراموش می ‏کردند. پترسون در این مورد می ‏گوید: &#8220;برده‏ ها از بقیه‏ انسان‏ ها متفاوت بودند، چرا که آن ها اجازه نداشتند آزادانه تجارب اجداد خود را وارد زندگی خود کنند، نمی ‏توانستند فهم و آموخته‏ های خود را از واقعیت زندگی اجتماعی و میراث طبیعی، به نسل بعدی انتقال دهند، و نمی ‏توانستند زندگی کنونی خود را به حافظه‏ جمعی قومی خود متصل سازند. برخلاف انسان‏ های دیگر اگر آن ها می‏ خواستند گذشته‏ خود را کشف کنند یا خانواده‏ خود را پیدا کنند، بی ‌شک می ‏بایست وارد یک پیکار با اربابان خود، با مرزهای آهنین گذاشته شده توسط آنان، با جامعه و قوانین و میراث برده‌ داری، با پلیس ‏ها و نگهبانان سیستم برده‌ داری می ‏شدند.&#8221;</p>
<p>&#8230; در واقع مبارزه تنها بهانه ‏ای برای طلاق ‏ها در درون مجاهدین خلق بود، کما این که وقتی دستور این کار از طرف مسعود رجوی به اعضا داده شد، بیش از یک سال از آخرین حمله آن ها به خاک ایران گذشته و با آتش بس بین ایران و عراق چشم انداز مبارزه مسلحانه مجاهدین خلق از هر زمان دیگر نا محتمل ‏تر بود. دلیل واقعی مخالفت آن ها با ازدواج همان چیزی است که مسعود رجوی در انقلاب ایدئولوژیک گفت، یعنی &#8220;حائل شدن همسران بین افراد و رهبری&#8221; یا به عبارت روشن ‏تر، ازدواج و داشتن هر گونه رابطه‏ دو به دو در یک فرقه مخرب، باطل کننده‏ رابطه‏ انحصاری افراد با رهبر فرقه است&#8230;.</p>
<p>گریس می‏ گوید: &#8220;عدم به رسمیت شناختن رابطه‏ اجتماعی برده ‏ها، تأثیر روانی، احساسی و اجتماعی جدی روی آن ها داشت. در تمام جوامع برده‌ داری زوج‏ های برده به زور از یکدیگر جدا می ‏شدند، حتی در ازدواج‏ های اجازه داده شده، ارباب حق رابطه‏ جنسی با زنان برده را داشت. برده‏ ها هیچ حقی یا مسئولیتی نسبت به فرزندان خود نداشتند، فرزندان نیز نمی ‏توانستند هیچ ارثی از اولیای خود ببرند. ارباب همواره دارای این حق بود که هر گاه که صلاح بداند برده ‏ای را بفروشد یا از ملأ زندگی خود خارج نموده و به نقطه‏ ی دیگری منتقل کند.&#8221;</p>
<p>گریس اضافه می ‌کند: &#8220;اگر چه جدا کردن همسران از یکدیگر چندان متداول نبود، اما این که داشتن چنین حقی از طرف جامعه برده‌ داری برای اربابان به رسمیت شناخته شده بود و هر از چند گاه نیز اتفاق می ‏افتاد، به تنهایی کافی بود که وحشتی در دل برده‏ ها نسبت به رابطه‏ با همسرانشان به وجود آورده و در نوع رابطه‏ آن ها با یکدیگر تأثیر جدی بگذارد. {آن ها نمی ‌توانستند به ازدواج خود به شکل یک حق و یک رابطه ی دائمی و پا برجا نگاه کنند و به خود اجازه نمی‏ دادند میان آن ها تعلق عاطفی به وجود آید&#8230;}</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب<br />
نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 570 الی 574<br />
انتخاب و تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52674">برده‌ داری کهن در مقابل برده‌ داری جدید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52674/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولیا و فرزندان در فرقه‏‌ های مخرب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52600</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52600?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Dec 2022 11:44:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52600</guid>

					<description><![CDATA[<p>در فرقه ‏های مخرب، این کافی نیست که رهبر فرقه حق دارد که زوج‏ ها را از یکدیگر جدا کرده و یا آن ها را به عقد دیگری درآورد و یا این که به ناگهان همه را همسر خود بنامد. چرا که مادامی که فرزندان و رابطه‏ اولیا و فرزندان برقرار باشد، رابطه‏ ی بین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52600">اولیا و فرزندان در فرقه‏‌ های مخرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در فرقه ‏های مخرب، این کافی نیست که رهبر فرقه حق دارد که زوج‏ ها را از یکدیگر جدا کرده و یا آن ها را به عقد دیگری درآورد و یا این که به ناگهان همه را همسر خود بنامد. چرا که مادامی که فرزندان و رابطه‏ اولیا و فرزندان برقرار باشد، رابطه‏ ی بین زوجین نیز {از طریق فرزندان مشترک} برقرار می ‏ماند و در صورت جدا کردن زوجین، احتمال تجدید علایق و ازدواج مجدد آن ها با یکدیگر فراهم است. چنین رابطه ‏ای از نظر رهبر فرقه که به دنبال انحصاری کردن تمام روابط فردی پیروان خود می ‏باشد تهدید به شمار می ‏رود و در نتیجه دیر یا زود او مجبور است نافی رابطه‏ بین اولیا و فرزندان هم بشود.</p>
<p>در مجاهدین بعد از جدا کردن زوج‏ ها از یکدیگر، بقای رابطه بین فرزندان و اولیا بزرگ ‏ترین مشغله‏ ذهنی رجوی شد. چرا که به رغم جدایی زوج‏ ها از یکدیگر، باز آن ها از طریق فرزندانشان به یکدیگر وصل بودند و فی ‏المثل در جمع شدن‏ های خانوادگی در روزهای پنج ‌شنبه یکدیگر را می ‏دیدند و روابط عاطفی گذشته زنده می‏ شد و یا امکان بقا پیدا می ‏کرد. جنگ بین آمریکا و متحدانش با عراق، فرصت و بهانه‏ بسیار خوبی برای رجوی به همراه آورد و از همه‏ اعضا خواست «که برای حفظ و سلامت کودکان» فرزندان خود را راهی خارج از عراق کنند. به این ترتیب به یک ‏باره صدها کودک یا راهی ایران و یا راهی کشورهای اروپایی و آمریکا گشتند. این بچه ‏ها به صورت فرزند خوانده به هواداران سازمان در آن کشورها سپرده شدند. داستان رنج این کودکان و اولیای آن ها داستانی جداگانه است&#8230;.</p>
<div id="attachment_49091" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-49091" class="wp-image-49091 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-4.jpg" alt="کودکان در فرقه رجوی" width="700" height="498" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-4.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-4-300x213.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-49091" class="wp-caption-text">کودکان در فرقه رجوی</p></div>
<p>&#8230; چه در فرقه‏ های مخرب و چه در برده ‌داری کهن، اولیا و فرزندان تمام حقوق و مسئولیت‏ های خود نسبت به یکدیگر را از دست می ‏دهند. یکی از اعضای جدا شده‏ یک فرقه‏ نسبتاً متعادل در خصوص رابطه‏ بین اولیا و فرزندان در آن فرقه می‏ گوید: &#8220;اولیا در فرقه‏ ها نمی‏ توانند همانند اولیا در جامعه باشند. آن ها تصمیم گیرنده‏ نحوه زندگی فرزندان خود نیستند، تصمیم در مورد این که آن ها کجا زندگی کرده، چه بخورند، کجا و کی بخوابند، چه زمانی به مدرسه و کدام مدرسه بروند، بر عهده‏ اولیا نیست. در بعضی موارد آن ها می ‏توانند نظر بدهند، اما از آنجا که آن ها نمی ‏توانند نظری روی بخش مهمی از زندگی خود داشته باشند، در نتیجه نمی ‌توانند برنامه و طرحی برای زندگی آینده فرزندان خود داشته باشند. &#8221;</p>
<p>این عضو جدا شده از فرقه اضافه می کند: &#8220;رهبری، نقش و حدود رابطه و مسئولیت اولیا نسبت به فرزندان را مشخص می ‏سازد. ویژگی‏ های اصلی این رابطه عبارتند از:</p>
<p>1- هیچ عضوی بدون اجازه رهبری نمی ‏تواند بچه دار شود.<br />
2- افراد مجاز برای ازدواج، باید در مورد انتخاب زوج اجازه رهبری را بگیرند.<br />
3- زوجین اجازه زندگی مشترک نداشتند.<br />
4- کودکان در سن هفت سالگی و گاه کوچک ‏تر به شبانه روزی فرستاده می‏ شدند.<br />
5- تمام تصمیمات در مورد کودکان توسط یک مسئول مشخص در گروه گرفته می ‏شد.<br />
6- کودکان از مادرانی که بنا به تشخیص گروه، لیاقت مادر بودن نداشتند گرفته می ‏شدند.<br />
7- تمام کودکان مسئولی تمام وقت داشتند و به این ترتیب، زمان بودن آن ها با اولیایشان به حداقل می ‏رسید. &#8230; مردها و زن ‏ها از یکدیگر جدا بودند و پدران و مادران نمی ‏توانستند رابطه‏ ی محکمی با فرزندان خود برقرار نمایند. کودکان اغلب نمی ‏توانستند با پدران خود زندگی کنند.&#8221;</p>
<p>همانند برده‌ داری کهن، مادران، حقوق و مسئولیت ‏های اندکی در قبال فرزندان خود داشتند و پدران نیز هیچ حق و مسئولیتی نسبت به فرزندان نداشتند. پترسون در مورد حق پدران نسبت به فرزندان در برده‌ داری کهن می‏ گوید: &#8220;در هیچ دوره‏ ای پدران برده نمی‏ توانستند حقی برای نگهداری فرزندان خود داشته باشند.&#8221;</p>
<p>در مجاهدین نیز حتی قبل از نقطه پایان روابط خانوادگی، اگر چه مادران نسبت به فرزندان دارای حق و حقوق و مسئولیت‏ هایی بودند، اما پدران هیچ حق و حقوقی نداشتند. یکی از جداشدگان از مجاهدین به من گفت که بعد از فرستادن فرزندش به اروپا، هیچ ‌گاه به او گفته نشد که فرزندش در کدام کشور و پیش چه کسی است. او می‏ گفت: «آن ها حتی به دخترم گفته بودند که پدرت در عملیاتی کشته شده است و وقتی بعد از جدایی از سازمان من توانستم با زحمت دخترم را پیدا کنم، به سختی می ‏توانستم به او ثابت کنم که پدرش هستم و به او دروغ گفته شده است که من کشته شده ام.»</p>
<p>در فرقه دیوید کوروش هم روابط خانوادگی به همین صورت بود. یک عضو جدا شده از آن فرقه می ‏گوید: &#8220;پایگاه مونت کارمل مثل هر پایگاه دیگری بود، زنان و مردان در خوابگاه های مختلف بودند. کودکان با مادران خود و جدا از پدران زندگی می‌ کردند. ورنون &#8211; دیوید کوروش &#8211; پدران را از این که رابطه با فرزندان خود داشته باشند منع کرده بود. بعداً حتی او اعلام کرد که تمام کودکان فرزندان او هستند. مردان از آن پس مثل زامبی ‏ها شده بودند. آن ها نه تنها همسران خود را از دست دادند، بلکه کوروش فرزندان آن ها، شخصیت و هویت آن ها، اعتماد به نفس و احترام به خود را نیز از آن ها گرفته بود. &#8230; کوروش می ‏دانست که مردان عاصی و عصبانی شده‏ و ممکن است هیجانات ‏شان از کنترل خارج گردد. به همین دلیل برنامه‏ ای ریخت که هیجانات آن ها را تبدیل به نفرت نسبت به حکومت {آمریکا} کند و در مورد احکام آنجا هم خیلی ساده به آن ها گفت، این‌ ها حکم خداوند است برای آزمودن آن ها جهت جایگاهی که قرار است در حکومت الهی آینده داشته باشند.&#8221;</p>
<div id="attachment_47848" style="width: 810px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-47848" class="wp-image-47848 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-1.jpg" alt="کودکان مجاهدین" width="800" height="397" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-1-300x149.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-Children-1-768x381.jpg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /><p id="caption-attachment-47848" class="wp-caption-text">کودکان در فرقه رجوی</p></div>
<p>رابطه اولیا با فرزندان در برده ‌داری: پترسون رابطه‏ اولیا و فرزندان در برده‌ داری را چنین توصیف می ‌کند: &#8220;وقتی برده هیچ رابطه ‏ای با اولیا خود و محیط تولد و رشدش نداشته باشد، نتواند هیچ هویت مادرزادی و یا جمعی از خودش داشته باشد، چیزی هم ندارد که به فرزندانش بدهد و از آنجا که کس دیگری هم ادعایی و یا مسئولیتی نسبت به این کودک ندارد، ارباب می ‏تواند کودکان را هم تصاحب کند. هرچه باشد ارباب می ‏تواند مدعی شود که از آنجا که او صاحب اولیای این کودکان است و آن ها به خاطر تولید کودک مدیون ارباب هستند، در نتیجه او صاحب آن کودک است.&#8221;</p>
<p>&#8230; وقتی بچه‏ های اعضای مجاهدین که به خارج فرستاده شده بودند، به سن بلوغ رسیدند، رجوی دوباره مدعی آن ها شد و خواهان بازگشت ‏شان به عراق و پیوستن به صف افرادش و این که به اصطلاح به «میلیشیاهای» جدید تبدیل شوند. بسیاری از فرزندان مجاهدین مجبور به بازگشت به عراق شدند و همچون سایر اعضا در معرض شستشوهای مغزی سازمان قرار گرفتند. داستان این جوانان نیز داستان غم‌ انگیزی است &#8230; بیشتر آن ها که در کشورهای اروپایی رشد کرده و به سن بلوغ رسیده ‏اند، نمی ‏توانند خود را با شرایط پایگاه ‏های مجاهدین و روابط فرقه ‏ای آنجا منطبق ساخته و حتی &#8230; بعضی از آن ها دست به خودکشی نیز زده‏ اند .</p>
<p>کتاب: فرقه‏ های تروریستی و مخرب &#8211; نوعی از برده‏ داری نوین<br />
نوشته: دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه: 574 الی 576<br />
انتخاب و تنظیم: عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52600">اولیا و فرزندان در فرقه‏‌ های مخرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52600/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برتری جویی و انحصارطلبی در فرقه ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51965</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51965?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Nov 2022 10:10:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51965</guid>

					<description><![CDATA[<p>آشکارترین ویژگی دکترین تقریباً تمام فرقه‏ ها، انحصار حقیقت، قول آمرزش اعضا و برتر بودن آن دکترین نسبت به تمامی ایدئولوژی ‏ها و گروه‏ های مشابه است؛ بنابراین آن ها قادر نیستند کوچک ‏ترین اختلاف و تفاوتی را تحمل کنند. برای مثال القاعده و داعش به راحتی می‏ توانند بسیاری از بخش‏ های قرآنی را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51965">برتری جویی و انحصارطلبی در فرقه ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آشکارترین ویژگی دکترین تقریباً تمام فرقه‏ ها، انحصار حقیقت، قول آمرزش اعضا و برتر بودن آن دکترین نسبت به تمامی ایدئولوژی ‏ها و گروه‏ های مشابه است؛ بنابراین آن ها قادر نیستند کوچک ‏ترین اختلاف و تفاوتی را تحمل کنند. برای مثال القاعده و داعش به راحتی می‏ توانند بسیاری از بخش‏ های قرآنی را نادیده بگیرند مانند بسیاری از قوانین صریح جهاد از جمله این که کشتن افراد بی ‌گناه، گناه کبیره است؛ اما در عین حال روی طرز لباس پوشیدن یا ریش داشتن اعضا دگم باشند، یا مجاهدین خلق، آن ها روی بسیاری از رفتارهای دیکته شده توسط رجوی دگم هستند، اما به راحتی می ‌توانند عدم اعتقاد به معاد که از اصول اسلام است را تحمل نمایند.</p>
<p>شاید این عجیب به نظر برسد که گفته شود &#8220;فرقه ‏ها به شدت دگم و در عین حال بسیار منعطف هستند&#8221;. آن ها روی انجام اوامر رهبری بسیار دگم‏ اند، به طوری که هر نوع انحراف از آن را مستحق مجازات می‏ دانند، اما در عین حال وقتی که رهبری براساس منافع لحظه ‏ای تصمیم بگیرد که عقیده، هدف، شعار، یا رفتاری را عوض کند، آن ها می ‌توانند خیلی منعطف بوده و پایه ‏ای‏ ترین اعتقادات خود را در یک چشم به هم زدن عوض کنند بدون آن که اتفاق خاصی در فرقه به وجود آید.</p>
<p>فرقه‏ ها با ایزوله کردن افراد از دنیای بیرون، باعث می ‏شوند که دنیای اعضا، کوچک شده و در این دنیای کوچک شده، موفقیت ‏ها بزرگ، به مراتب بزرگ‏ تر از آن چیزی که در دنیای واقعی هستند، به نظر آیند. به این ترتیب نه تنها اعضا دچار نوعی خود بزرگ بینی نسبت به بقیه می ‏شوند، بلکه رهبر فرقه نیز به خاطر حرف ‏ها و اعمال به ظاهر فوق ‏العاده‏ اش که در بسیاری موارد معکوس واقعیت است به نوعی نماینده خدا می ‌شود، این در حالی است که دستاوردهای رهبر فرقه و اعضا در دنیای خارج بعضاً واجد هیچ ارزشی نیست و گاهی دیگران به آن ها به نگاه تحقیر نگاه می ‌کنند چرا که ایشان قادر نیستند با کوچک‏ ترین مسائل دنیای بیرون روبه‌ رو شده و راه حل مناسبی برای آن ها ارائه دهند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48755 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis-45.jpg" alt="رجوی ها" width="700" height="420" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis-45.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis-45-300x180.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>این احساس برتر دیدن خود، ممکن است همچنین به وسیله‏ اید‏ئولوژی فرقه به اعضا داده شود؛ چرا که یکی از آموزه‏ های اید‏ئولوژی فرقه‏ ها این است که افرادی که آن را پذیرفته و راهنمای زندگی خود قرار داده اند، به طور خود به خودی آمرزیده یا در زندگی خوش‏ بخت و موفق خواهند بود و دیگران زندگی ‏شان تباه و آخرت‏ شان در دوزخ است. مارگارت سینگر می ‏گوید: &#8220;در حالی که در درون فرقه، شخصیت اعضا خرد شده و آن ها تحقیر می ‏شوند، اکثر فرقه‏ ها مدعی ‏اند که اعضای آن ها از افراد منتخب و برجسته دنیا هستند. در فرقه، اعضا خود را با این ادعا {که برتر از بقیه مردمان هستند} انطباق داده و در برخورد با دیگران اخلاقیات و نگرش تحقیرآمیز و مادون خود را دارند. به این ترتیب ارزش ‏های فرقه‏ ای وارد سیستم ارزشی افراد می ‌شود و آن ها برخوردی از بالا، فخرفروشانه، خودپسندانه به همراه خود بزرگ بینی روشنفکرانه نسبت به افراد بیرونی پیدا می‌ کنند. {اگر چه این تفکر درونی عمدتاً با نوعی تواضع و فروتنی ظاهری همراه است که تشخیص آن را برای افراد بیرونی مشکل می‏ سازد.} در فرقه افراد برای نشان دادن برخورد بالا و غیرعاطفی نسبت به افرادی که عضو نیستند و به خصوص افرادی که از فرقه جدا شده اند، امتیاز مثبت می‏گیرند.&#8221;</p>
<p>در کتاب «مبارزه با فرقه ‏ها» آمده است: &#8220;احساس این که عضو فرقه، خاص و متفاوت از بقیه است، کسی است که در مهم ‏ترین حرکت تاریخ بشری در کنار پیشتازان این حرکت و معتقدین به آن شرکت کرده، خیلی احساس قدرت مندی می‏ باشد که می‏ تواند پیروان را به یکدیگر وصل کرده و آن ها را وادار کند که سخت ‏تر کار کرده و بیشتر فداکاری از خود نشان دهند. به عنوان یک جمع، آن ها احساس می ‌کنند که یک جمع منتخب (از جانب خدا، تاریخ، یا یک قوای ماورالطبیعه) هستند که دارند بشریت را از ظلمت به سمت نور هدایت می ‌کنند. افراد فرقه یک احساس قوی دارند که نه تنها هدف آنان بلکه خودشان نیز جایگاه خاصی در تاریخ دارند.</p>
<p>آن ها فکر می‌ کنند که به عنوان انسان‏ های با عظمتی توسط نسل ‏های آینده شناخته خواهند شد. در گروه مونیز به ما گفته می ‏شد که مجسمه سازان و تاریخ نگاران آینده برای ما مجسمه‏های یادبود بر پا خواهند کرد و یاد ازخودگذشتگی‏ های ما را جاودان خواهند کرد. &#8230; اما درعین حال باید توجه داشت که این احساس مافوق دیگران بودن و گره خوردن در عاقبت انسان ‏ها یک مسئولیت سنگین بر دوش اعضا می ‏اندازد که به سختی می توانند خود را از زیر بار آن خلاص کنند. به اعضا گفته می ‌شود که اگر آن ها مسئولیت خود را به نحو احسن انجام ندهند باعث شکست کل بشریت خواهند شد. به این ترتیب افراد در مقابل رده بالاتر خود فروتن و از خودگذشته و در مقابل بیرونی ‏ها و رده پایین‏ تر متکبر و خودبزرگ بین هستند. &#8230; به این ترتیب افراد فرقه نمی ‏توانند درک کنند که منظور افراد بیرونی چیست. وقتی به آن ها گفته می ‌شود که شما نباید از وا‏قعیت و مسئولیت با پیوستن به یک فرقه، فرار کنید.&#8221;</p>
<p>بعضی مواقع نیز آنان به این دلیل به این خودبزرگ بینی می ‏رسند که باور می‌ کنند که رهبر آنان یک رهبر کامل به تمام معنی است. به این ترتیب آنان به این عقیده دست پیدا می ‌کنند که با دنبال کردن چنین رهبری آن ها نمی ‏توانند هرگز دچار خطایی شوند و طبعاً چنین کسی نسبت به دیگران احساس خود بزرگ بینی خواهد کرد. باز هم در کتاب «مبارزه با فرقه‏ ها» می‏ خوانیم: &#8220;من فکر می ‏کردم هر عمل من دارای یک ارزش تاریخی و یک اثر بزرگ است. من احساس می ‏کردم که «فرزند کامل» یک «اولیای حقیقی» هستم (مون و همسر سومش هاک ج هن)، ما به عنوان اعضای مونیز آن ها را آدم و حوای کامل می ‌دانستیم. &#8230; بنابراین مون که خود کامل بود می ‏توانست اعضا را به شکل معنوی به فرزندی خود پذیرفته و یک خانواده‏ کامل تشکیل دهد و ما را به ازدواج یکدیگر درآورد که این جریان تکاملی ادامه یابد. در چنین خانواده ‏ای اطاعت و وفاداری مطلق از مون بالاترین و ارزش ‏مندترین صفات بود.)&#8221;</p>
<p>به طرز شگفت انگیز و البته کاملاً اتفاقی ما هم در سازمان مجاهدین خلق آنچنان شستشوی مغزی شده بودیم که فکر می ‏کردیم ما هم از مریم همسر سوم رجوی دوباره متولد شده‏ ایم و وی مادر واقعی ماست. ما نیز فکر می ‏کردیم که با پیروی از این دو موجود بهشتی ما هرگز نمی‏ توانیم خطایی مرتکب شده و در نتیجه مافوق دیگران هستیم، ما آن ‌قدر خود را بالاتر از انسان‏ های عادی می‏ دانستیم که مخاطب واقع شدن به عنوان یک فرد عادی در مجاهدین خلق جزو بدترین دشنام‏ ها محسوب می‏ شد.</p>
<p>دلیل دیگر این خود بزرگ بینی، تحمل رنج و سختی است. تحمل درد و سختی و حتی شکنجه که خیلی در فرقه ‏ها معمول است؛ کار سخت و گاهی طاقت فرسا، عادت به کم خوابی و کم خوراکی، و همچنین، آن ‌چنان که در بعضی از فرقه ‏ها معمول است، ترک زناشویی، ترک خوشگذرانی و لذت از زندگی، اگر چه همه این ‌ها دردآور و نامطلوب هستند اما در عین حال تمام این سختی ‏ها می‏ توانند یک احساس مجازی خود بزرگ ‌بینی نسبت به مردم عادی به یک عضو فرقه بدهند. وقتی یک نفر خود را در چنین شرایط سختی قرار می ‏دهد، آن فرد حتی محتاج این نیست که کس دیگری به او بگوید که او فرد خاصی است و فوق دیگران است، چنین احساسی را آنان از درون خود به دست می‏ آورند&#8230;.</p>
<p>افراد فرقه نه تنها در چگونه زندگی کردن می ‏توانند احساس برتری نسبت به سایرین پیدا کنند، بلکه چنین احساسی را در پذیرش چگونه مردن هم می ‏توانند پیدا نمایند. عنوان &#8220;شهادت&#8221; که توسط رهبر فرقه به مرگ آنان داده می ‌شود، همانند تحمل سختی و زجر و شکنجه می ‏تواند به آنان احساس ممتاز و متفاوت بودن بدهد. چنین عنوان و احساسی، خاص فرقه‏ های مذهبی و اسلامی نیست، حتی فرقه‏ های مارکسیستی با قول جاودانه شدن نام کشته شدگان، به هواداران خود این پیام را می ‏دهند که مرگ آن ها همانند هر مرگ دیگری نیست و آنان با مرگ خویش جزو خواص و به یاد مانده‏ های تاریخ خواهند شد. پیتر اولسون در کتاب &#8221; فلوت زنان بد جنس دوران ما&#8221; می ‏نویسد: &#8221; در فرقه‏ های معتقد به فرا رسیدن آخر الزمان، یک حرف کلیدی و یک عنصر منحصر به فرد در عمق ایدئولوژی‏ شان توسط رهبر جذاب فرقه کاشته شده است. رهبر فرقه مکرراً این ایده تخیلی، یعنی مرگ دسته‌ جمعی به خاطر هدف (حتی اگر کلمه مقدس به کار گرفته نشود)، را تبلیغ می ‌کند. این یک پیام کلیدی در ایدئولوژی قدرتمند چنین گروه‌ هایی است که توسط رهبر فرقه به صورت یک تراژدی درمی‌ آید و تمام افراد را آماده خودکشی دسته ‌جمعی در اعتراض به حکومت شیطان و بی ‌عدالتی دنیای خارج می ‌کند.&#8221;</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب، نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 134 الی 137<br />
تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51965">برتری جویی و انحصارطلبی در فرقه ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51965/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کنترل فکر یا ذهن &#8211; قسمت هشتم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51664</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51664?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Sep 2022 06:35:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51664</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت هفتم از این مجموعه مقالات به &#8220;شیوه‏ درِ باغ سبز نشان دادن&#8221; پرداختیم. آن ها برای وادار کردن شما به پرداخت بهای اولیه، نخست در باغ سبز نشان می ‏دهند، از محسنات کاری که می ‏خواهند انجام دهند صحبت کرده و بدی‏ ها و سختی‏ های آن را پنهان می ‌کنند. و وقتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51664">کنترل فکر یا ذهن &#8211; قسمت هشتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51657">قسمت هفتم</a> از این مجموعه مقالات به &#8220;شیوه‏ درِ باغ سبز نشان دادن&#8221; پرداختیم. آن ها برای وادار کردن شما به پرداخت بهای اولیه، نخست در باغ سبز نشان می ‏دهند، از محسنات کاری که می ‏خواهند انجام دهند صحبت کرده و بدی‏ ها و سختی‏ های آن را پنهان می ‌کنند. و وقتی شما وارد انجام آن امر شدید و بهای اولیه را پرداختید ذره ذره سختی ‏ها و مشکلات و ناملایمات عریان خواهند شد.</p>
<p><strong>روش ‏های نفوذ یا تأثیرگذاری:</strong> بعد از آن که جذب کننده با استفاده از روش ‏های استدلالی و سایر شیوه ‏ها توانست فردی را به فرقه جذب نموده و اعتقاد جدیدی را در او به وجود آورد، حرکت بعدی او متوجه این موضوع است که فرد جذب شده را به یک پیرو مبدل سازد، به عبارت دیگر او را از یک شنونده و پذیرنده، به فردی فاعل تبدیل نماید که به نوعی و به نسبتی عقاید جدید خود را در عمل هم نشان دهد&#8230;.</p>
<h3>کمیابی (Scarcity) یا قانون ارزشمند بودن کالایی که کمیاب است.</h3>
<p>&#8220;راه دوست داشتن یک چیز از این می ‏گذرد که بفهمیم ممکن است روزی آن را از دست بدهیم.&#8221; (جی. ک. چسترتون)</p>
<p>افرادی که از این شیوه تأثیرگذاری یا نفوذ استفاده می‌ کنند، اساس سرمایه‌ گذاریشان روی این ایده است که &#8220;فکر از دست دادن چیزی ارزشمند، نقش مهمی در تصمیم ‏گیری انسان ‏ها دارد. در واقع به نظر می ‏رسد که فکر از دست دادن، انگیزه‌ بیشتری در افراد به وجود می ‏آورد که کاری را انجام دهند، تا فکر به دست آوردن چیزی. برای نمونه اگر به مردم گفته شود که اگر خانه خود را عایق ‌بندی نکنند چقدر از دست خواهند داد، انگیزه‏ بیشتری در آن ها برای اقدام به این کار به وجود می‌ آید تا این که به آن ها گفته شود که با عایق‌ بندی خانه خود چقدر به دست خواهند آورد.&#8221;</p>
<p>ما نه تنها کالا یا چیزی که کمیاب است را بیشتر می خواهیم، بلکه اگر احساس کنیم برای به دست آوردن آن با مانع یا رقابت نیز روبه ‌رو هستیم، آنگاه آن کالا یا آن شی را بیش از پیش خواهیم خواست. برای ما زمانی که یک هوادار ساده مجاهدین خلق بودیم، فکر این که مجاهد خلق خوانده شویم و عضو سازمان شویم تبدیل به یک آرزو یا خواب و خیال دست نایافتنی شده بود. در آن زمان ما یک &#8220;انقلابی&#8221; حرفه ‏ای و تمام وقت شده بودیم، همه متعلقات مالی خود را داده بودیم، پذیرفته بودیم که تمام روابط عادی خود را با دوستان و خانواده قطع کنیم، از سازمان کاملاً اطاعت می ‏کردیم و بسیاری از ما حتی حاضر شده بودیم که جان خود را فدای راه سازمان بکنیم، با این حال هنوز ما &#8220;عضو&#8221; نبودیم و یک &#8220;هوادار&#8221; سازمان محسوب می ‏شدیم.</p>
<p>&#8220;قانون کمیابی&#8221; آن زمان حُقه‏ اصلی سازمان بود. رجوی در صحبتی در جمع نمایندگان اتحادیه‏ انجمن‏ های دانشجویان مسلمان خارج از کشور (هواداران سازمان مجاهدین خلق) در پاریس، با اشاره به دست نایافتنی بودن عنوان &#8220;عضو مجاهدین خلق&#8221;، سیاست سازمان را در این باره بیان کرد. وی گفت: &#8220;فداکاری و صداقت انقلابی، روزی 21 ساعت کار در تاکسی، یا 70 ساعت کار پشت سر هم برای در آوردن نشریه، بر طبق تمام معیارها، شما عضو حزب یا سازمان محسوب می ‏شوید اما ما به خاطر معیارهای عمیق و پیچیده ‏تری که خاص مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان انقلابی یکتاپرست می ‏باشد و در هیچ حزب یا سازمان انقلابی دیگری نظیر ندارد سطح معیارهای عضویت را بالا و بالاتر برده‏ایم.&#8221;</p>
<p>دست ‌نیافتنی بودن یا سخت بودن رسیدن به این عنوان یکی از قوی‏ ترین انگیزه‌ هایی بود که ما هواداران سازمان در آن دوران را وادار به انجام هر کاری، حتی رقابت سخت با یکدیگر می‏ کرد که به این عنوان دست یابیم. سازمان از این قانون در تمام سطوح سازمانی به اشکال مختلف استفاده می ‏کرد و می‌ کند. مثلاً در رده دادن به افراد، حتی در حد هوادار، افراد به هوادار معمولی، هوادار تشکیلاتی، کاندید عضویت، سمپات یک و دو و سه و سمپات داخل و خارج از کشور، تقسیم می‏ شدند، و بدین ترتیب هواداران حتی برای تیترهای مختلف این چنینی به رقابت با یکدیگر در اطاعت و فرمانبرداری هر چه بیشتر تشویق می ‏شدند. بعد از عضویت هم سیستم رده بندی به شکلی تنظیم شده بود که عنصر کمیابی و رقابت، تبدیل به انگیزه‏ ای قوی در اطاعت بدون چون و چرای اعضا از رهبری سازمان بود. سازمان حتی بعد از بی‌ ارزش کردن سیستم رده بندی، از عنوان های دیگری که مجدداً عنصر کمیابی و رقابت در دستیابی به آن ها مشهود بود را مطرح کرد و باز از این حُقه، کمال استفاده را کرد و می‌ کند. عنوان هایی مثل «فرد انقلاب کرده» یا کسی که «واقعاً در رهبری حل یا ذوب شده است».</p>
<p>نکته جالب اینست که درست مثل بازی مار و پله، هر گاه ما با زحمت فراوان به پله‏ آخر یک سیستم رده بندی می ‏رسیدیم، رجوی قانون بازی را عوض می ‏کرد و مثلاً، با عوض کردن سیستم رده بندی، یا معرفی کردن معیارها و تیترهای جدید، باز پله‏ های جدیدی در مقابل اعضا می ‏گذاشت که حالا از آن بالا بروند یا ماری را مطرح می ‏کرد که ما را به پایین ‏ترین پله پرتاب کند. مثل زمانی که یک مرتبه رده همه اعضای هیأت اجرایی را به جرم این که مسائل جنسی خود را حل نکرده‏ اند به رده هوادار تبدیل کرد.<br />
دیدن یا لمس رهبری فرقه، یا حتی افراد نزدیک به او:</p>
<p>من داستان ‏های زیادی از افراد عضو فرقه‏ های مختلف را خوانده‏ ام مثل داستان الکساندر اشتاین(Alexandra Stein) در کتاب او تحت عنوان &#8220;داخل به بیرون&#8221;(Inside out) &#8211; (به عبارتی یعنی برملا کردن درون فرقه ها) که در آن الکساندر تا روزهای آخر قبل از جدایی ‏اش حتی نام رهبر فرقه را نمی ‏دانسته یا این که چه شکلی است. در بسیاری از فرقه‏ های مخرب و به خصوص آن هایی که بزرگ‏ تر هستند، دیدن رهبر فرقه و بالطبع لمس او و حتی دیدن افراد نزدیک به وی و لمس آن ها، آن‌ چنان کمیاب و نایاب می‌ شود که رسیدن به آن برای افراد تبدیل به یک آرزوی دست نیافتنی می‌ گردد (درست مثل هنرپیشه‏ های سینما در غرب که حتی امضا و یک یک لباس شخصی آن ها کلی ارزش پیدا می ‌کند، فقط و فقط به خاطر کمیاب بودن آن ها. اگر همان هنرپیشه هر چقدر هم که محبوب باشد به راحتی اشیای شخصی خود را به این و آن بدهد یا امضایش به سهولت قابل به دست آوردن باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت.) رهبران فرقه این قانون را به خوبی می ‏شناسند و به گونه‏ ای صحنه را می‏ چینند که اگر عضوی آن ها را ببیند یا لمس‏ شان کند، این برای او به یک خاطره‌ فراموش ناشدنی و افتخاری بزرگ تبدیل شود. افراد برای مفتخر شدن به چنین چیزی دست و پا می ‏شکنند و حاضر به انجام هر کاری هستند.</p>
<p>در مورد مجاهدین خلق و استفاده سازمان از این مورد، یعنی خاص بودن دیدن رهبری و لمس او، کافی است یکی از فیلم‏ های تبلیغاتی سازمان را دیده و نحوه برخورد اعضا با رجوی ‏ها را به دقت نگاه کنید، ذوق و شوق پیروان، بالا و پایین پریدن ‏ها، و شعار دادن ‏هایشان را مشاهده کنید، تا متوجه شوید که تا چه حد رجوی ‏ها از این مورد استفاده کرده ‏اند و از آن افتخاری بزرگ درست کرده‏ اند که افراد برای دستیابی به آن حاضر به انجام هر کاری می ‏شوند.</p>
<p>کتاب فرقه های تروریستی و مخرب نوعی برده داری نوین<br />
دکتر مسعود بنی صدر<br />
صفحه های 337 الی 339<br />
تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51664">کنترل فکر یا ذهن &#8211; قسمت هشتم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51664/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
