<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d9%85%d9%be-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کمپ-اشرف-و-استقرار-پلیس-عراق</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 25 May 2026 07:25:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کمپ-اشرف-و-استقرار-پلیس-عراق</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>چگونه رجوی بعد از سرنگونی صدام حسین زنده ماند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68672</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68672?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 May 2026 07:25:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آذربایجان شرقی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68672</guid>

					<description><![CDATA[<p>در نگاهی اجمالی به برخی وقایع مهم در زمان حضور مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق، ممکن است پاسخی باشد برای سوالاتی از قبیل اینکه&#8221; چگونه رجوی بعد از حملات دولت جدید عراق زنده ماند؟ چطور شد که رجوی شعار &#8220;چو اشرف نباشد تن من مباد&#8221; را نقض کرد؟ چرا رجوی مجبور شد تا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68672">چگونه رجوی بعد از سرنگونی صدام حسین زنده ماند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در نگاهی اجمالی به برخی وقایع مهم در زمان حضور مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق، ممکن است پاسخی باشد برای سوالاتی از قبیل اینکه&#8221; چگونه رجوی بعد از حملات دولت جدید عراق زنده ماند؟ چطور شد که رجوی شعار &#8220;چو اشرف نباشد تن من مباد&#8221; را نقض کرد؟ چرا رجوی مجبور شد تا قرارگاه اشرف را تخلیه کند؟</p>
<p>بعد از سقوط دیکتاتور عراق توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در سال 2003  میلادی ، جورج بوش پسر، رئیس جمهور وقت دولت آمریکا، فردی را برای کنترل موقت عراق انتخاب کرد تا این کشور جنگ زده و بی ثبات را به ثباتی نسبی در امور سیاسی، اقتصادی و نظامی هدایت کند. عنوان این فرد &#8220;حاکم غیر نظامی کشور عراق&#8221; بود. نام وی &#8220;پُل برمِر&#8221; بود. سیاستمداری کهنه کار از وزارت خارجه آمریکا، که ماموریتش تشکیل مجلس موسسان و تصویب قانون اساسی و حل و فصل سایر مسائل عراق بود.</p>
<p>نگاهی کوتاه به بیوگرافی آقای برمر: لوئیس پل برمر سوم (زاده 30 سپتامبر 1941) دیپلمات وزارت خارجه آمریکا، مدیر غیرنظامی عراق به عنوان رهبر حکومت موقت ائتلاف (CPA) پس از تهاجم سال 2003 به عراق توسط ایالات متحده بود که در سال 2019 درگذشت. وی به طور رسمی حدود یک سال کنترل  عراق را عهده دار بود ولی حتی بعد از اینکه به صورت فرمالیستی کارش را در عراق تمام شده اعلام کرده بودند عملا تا سالها بعد نیز کنترل عراق را از سوی وزارت خارجه آمریکا زیر نظر داشته و به مقامات بالاتر گزارش می‌داد. اتفاقات زیادی در دوران آقای برمر در عراق رخ داد. در اینجا من به یکی از مهمترین کارهای او در مورد قرارگاه اشرف می پردازم.</p>
<p>بعد از تشکیل قانون اساسی و تاسیس مجلس عراق و بدنبال آن انتخاب رئیس جمهور و نخست وزیر عراق، فشار برای اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق از خاک عراق بالا گرفته بود، زیرا دولت تازه کار عراق نمی‌خواست در ابتدای کارش با کشورهای همسایه بخصوص ایران وارد تخاصم شده و اوضاع نابسامان کشور را وخیم‌تر کند. از سویی دولت ایران نیز بشدت مخالف حضور این گروه تروریستی در عراق بعد از صدام حسین بود. لذا به دنبال اخراج تمامی عناصر این گروه از خاک عراق بوده و خواستار استرداد رهبران این گروه تروریستی بود.</p>
<p>از سوی دیگر، مسعود رجوی متوسل به اقداماتی شده بود تا نگذارد سازمانش از عراق اخراج شود و جهت ممانعت از اخراج سرسختانه مقاومت می‌کرد تا جایی که اقدامات وی منجر به چند رشته درگیری بین مجاهدین خلق با نیروهای پلیس محلی و نیروهای ارتش عراق شد. لازم به توضیح است که بعد از خروج نیروهای آمریکایی حفاظت از قرارگاه اشرف را نیروهای عراقی شامل پلیس و ارتش برعهده گرفته بودند. تنش بین این نیروها و مجاهدین خلق هر روز ابعاد تازه‌ای به خود می‌گرفت. هر مواجهه و یا حمله تلفاتی از اعضای گروه رجوی در پی داشت، ولی هیچگاه خبری از جراحت و یا آسیبی به رجوی، به گوش ما نمی‌رسید.</p>
<p>دولت عراق مدام از دولت آمریکا که بصورت خیلی واضح از گروه رجوی حمایت می‌کرد، شکوه و شکایت می‌کرد و پیوسته خواستار اتمام حمایت‌های ایالات متحده از مجاهدین خلق می‌شد. سفارت آمریکا در عراق نمایندگانی جهت دیدار با رهبران مجاهدین خلق به قراگاه اشرف می‌فرستاد تا گروه رجوی با زبان خوش خاک عراق را ترک کند ولی رجوی بقدری گستاخ شده بود که به حرف آمریکایی‌ها نیز وقعی نگذاشته و جدی نمی‌گرفت. بدین ترتیب، مقامات آمریکایی تصمیم به تنبیه رجوی گرفتند. آقای  برمر موظف به تنبیه رجوی شد تا این تصمیم را اجرایی کند. عملیاتی در صبح روز 19 فروردین 1390 در ابعادی وسیع توسط  ارتش و پلیس عراق در قرارگاه اشرف بوقوع پیوست.</p>
<p>دولت عراق تا پیش از این تاریخ چند رشته درگیری‌های پراکنده و محدود با اعضای گروه مجاهدین داشت، که تلفاتی هم در پی داشت اما عملیات 19 فروردین سال 1390 چیز دیگری بود. طی این حمله گسترده دولت عراق تلفات قابل توجهی به عناصر مجاهدین خلق وارد کرد. ارتش عراق لشکر کشی بزرگی به قرارگاه اشرف انجام داد تا بتواند کل قرارگاه اشرف را تسخیر کرده و به طبع آن مجاهدین خلق را از عراق اخراج کند. خیلی ها مثل من فکر می‌کردند که این عملیات بدون اطلاع آمریکایی‌ها انجام گرفته است زیرا فکر می‌کردیم که از حمایت آنها برخورداریم، یعنی چنین فضایی به ما منتقل شده بود غافل از اینکه چراغ سبز را آمریکا به عراق داده بود.</p>
<p>بعدها رجوی در یکی از نشست‌های جمعی که در قرارگاه اشرف گذاشته بود اعتراف کرد که طبق اطلاعات موثقی که بدست سازمان افتاده است در زمان حمله ارتش عراق به قرارگاه اشرف آقای برمر در شهر دیالی در یک مرکز نظامی آمریکا حضور داشته و توسط هواپیماهای بی‌سرنشین که در زمان حمله بر بالای قرارگاه اشرف می‌چرخید عملیات را کنترل می‌کرد.</p>
<p>مسعود رجوی از این موضوع دلخوری شدید پیدا کرده بود زیرا مدام به نیروهای آمریکایی خدماتی ارائه می‌داد که انتظار داشت به پاس آن خدمات دولت آمریکا تشکر کرده و خودشان را نسبت به مجاهدین مدیون بدانند، ولی برخلاف تصورات رجوی، آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند تا برای ایجاد ثبات درعراق عوامل بی‌ثباتی را از میان بردارند.  یکی از این عوامل بی‌ثباتی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در عراق بود. دولت عراق مدام ناخرسندی خود را به مقامات آمریکایی می‌رساند و آمریکا را مسبب این بی ثباتی می‌دانست. دولت آمریکا هم برای این منظور اقداماتی را تدارک دید که یکی از آنها نشان دادن چراغ سبز به دولت عراق بود تا آقای نوری مالکی نخست وزیر وقت عراق حمله‌ای را تدارک دیده و انجام دهد.</p>
<p>آن عملیات خسارات بسیار سنگینی برای گروه رجوی به جای گذاشت، چرا که رجوی اعضای بی‌سلاح را مجبور به مقابله با نیروهای عراقی کرد. تا قبل این عملیات، رجوی حاضر به ترک قرارگاه اشرف نبود ولی بعد از آن مجبور به ترک قرارگاه اشرف شد. نارضایتی در میان اعضای سازمان دیگر به صورت مخفی نبود، اکثریت اعضاء معتقد بودند اگر قرار به ترک اشرف بود چرا رجوی از ابتدا این کار را نکرد تا این همه خسارت جانی و مالی به افراد نرسد. افراد به صورت واضح بیان می‌کردند که رجوی و فرماندهان سازمان در زمان وقوع حمله در مخفی گاه بودند و افراد تشکیلات را گوشت دم توپ کرده بودند. سوالی که پیش آمده بود این بود که چرا مسعود رجوی و بقیه فرماندهانش در آن حمله آسیبی ندیدند؟</p>
<p>پس از تخلیه اشرف، گزارش‌های مستند تصویری از قرارگاه اشرف منتشر شد که مشخص شد رجوی و فرماندهان قرارگاه در دل زمین مخفی شده بودند تا از هرگونه آسیب در امان باشند. این مخفی گاه برای شخص من و خیلی‌های دیگر زمانی روشن شد که از تشکیلات جدا شدیم. به قطع و یقین می‌دانم کسانی که هنوز در تشکیلات هستند از وجود این مخفی گاه بتونی که در زیر زمین بود مطلع نشده و هنوز هم ازآن بی خبر هستند. تشکیلات این گونه اخبار را به کسی نمی‌گوید تا نارضایتی در میان افراد شکل نگیرد. اعضای تشکیلات هیچ گاه متوجه نشدند که از کیسه خون آنان خرج شد تا رجوی زنده بماند و به حیات ننگین خود ادامه دهد و متاسفانه هنوز درب بر روی همین پاشنه می‌چرخد.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68672">چگونه رجوی بعد از سرنگونی صدام حسین زنده ماند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68672/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حمله اول سپتامبر به اردوگاه اشرف و مسئله اموال</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66239</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66239?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Sep 2025 20:40:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66239</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از سقوط صدام حسین در سال 2003 و تغییر موازنه‌های سیاسی در عراق، دولت این کشور چندین بار خواستار خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق از خاک خود شد. اردوگاه اشرف که از دهه 1980 پایگاه اصلی این گروه در استان دیاله عراق بود، طی سال‌ها به یکی از نقاط اصلی تنش میان بغداد و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66239">حمله اول سپتامبر به اردوگاه اشرف و مسئله اموال</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از سقوط صدام حسین در سال 2003 و تغییر موازنه‌های سیاسی در عراق، دولت این کشور چندین بار خواستار خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق از خاک خود شد. اردوگاه اشرف که از دهه 1980 پایگاه اصلی این گروه در استان دیاله عراق بود، طی سال‌ها به یکی از نقاط اصلی تنش میان بغداد و مجاهدین تبدیل شد. از همان ابتدا روشن بود که دولت جدید عراق تمایلی به تحمل حضور یک گروه مسلح ضدایرانی که از رژیم پیشین صدام حمایت می‌شد در خاک خود ندارد.</p>
<p>در سال‌های پس از سقوط صدام، چندین حمله علیه اشرف رخ داد، اما حادثه اول سپتامبر 2013 (10 شهریور 1392) یکی از سنگین‌ترین و مرگبارترین آن‌ها بود. در آن روز، نیروهای عراقی وارد اشرف شدند و درگیری خونینی رخ داد که به کشته شدن 52 نفر از اعضای مجاهدین انجامید. بخش بزرگی از قربانیان از فرماندهان ارشد سازمان بودند. علاوه بر این، 7 نفر نیز به گروگان گرفته شدند که تا امروز سرنوشت آنان به طور کامل روشن نشده است.</p>
<p>بسیاری از ناظران بر این باورند که رهبری سازمان، به‌ ویژه مسعود رجوی و دیگر سران آن، مسئولان مستقیم این فاجعه بودند. رجوی علیرغم هشدارهای مکرر دولت عراق، سازمان ملل (یونامی) و حتی برخی کشورهای غربی، از ترک اردوگاه اشرف و انتقال کامل نیروها به کمپ لیبرتی خودداری کرد. او با نادیده گرفتن هشدارها و خطرات، آگاهانه نیروهایش را در معرض حمله قرار داد، چرا که به طور سنتی از مرگ اعضا برای تبلیغات سیاسی و مظلوم‌نمایی در عرصه بین‌المللی استفاده می‌کرد. به عبارت دیگر، جان اعضا برای رهبران سازمان ارزشی نداشت؛ آنان را فقط وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف سیاسی و تبلیغاتی خود می‌دید.</p>
<p>سازمان ملل و هیأت آن در عراق (یونامی) تلاش‌های زیادی برای جلوگیری از خونریزی انجام دادند. نمایندگان سازمان ملل بارها هشدار دادند که ماندن در اشرف خطرناک است و انتقال به کمپ لیبرتی باید هرچه سریع‌تر انجام شود. با این حال، مسعود رجوی و فرماندهانش به بهانه «حفظ اشرف» و «مقاومت»، مانع خروج شدند و در نهایت این لجاجت به بهای جان ده‌ها نفر تمام شد.</p>
<p>از سوی دیگر، مسئله اموال اردوگاه اشرف یکی از عوامل اصلی اختلاف میان دولت عراق و مجاهدین بود. رجوی اصرار داشت که همه تجهیزات، ساختمان‌ها و اموال اشرف تحت کنترل سازمان باقی بمانند و دولت عراق تنها در صورتی بتواند آن‌ها را تحویل بگیرد که غرامت بپردازد. این اختلاف بر سر اموال روند خروج اعضا را به تأخیر انداخت و زمینه درگیری‌های بیشتر را فراهم کرد. در واقع، رجوی می‌خواست از مسئله اموال به‌عنوان اهرم فشار سیاسی و تبلیغاتی علیه دولت عراق استفاده کند.</p>
<p>فاجعه اول سپتامبر نشان داد که رهبران مجاهدین، به جای اینکه مسئولیت جان اعضای خود را بپذیرند، همچنان درگیر ماجراجویی‌های سیاسی و توهمات تبلیغاتی باقی ماندند. خانواده‌های قربانیان بارها تأکید کرده‌اند که اگر سازمان به موقع از اشرف خارج شده بود، چنین خونریزی‌ای رخ نمی‌داد. این رویداد بار دیگر ماهیت ضدانسانی و فرقه‌ای رهبری مجاهدین را آشکار ساخت؛ رهبری‌ای که حاضر است حتی بالاترین کادرهای خود را فدای بقا کند.</p>
<p>رضا اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66239">حمله اول سپتامبر به اردوگاه اشرف و مسئله اموال</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66239/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2024 05:33:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61521</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل این سلسله مقالات مروری بر عملکرد مجاهدین از رفتن به عراق، عملیات فروغ جاویدان و انقلاب ایدئولوژیک داشتیم. رسیدن مسعود رجوی از موضع مسئول اولی به مقام رهبری عقیدتی آغازی بود بر یک مسیر طولانی و بی پایان تا هر کجا که مسعود رجوی خود بر آن پایانی بگذارد. تا پیش از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521">مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520">قسمت قبل</a> این سلسله مقالات مروری بر عملکرد مجاهدین از رفتن به عراق، عملیات فروغ جاویدان و انقلاب ایدئولوژیک داشتیم.</p>
<p>رسیدن مسعود رجوی از موضع مسئول اولی به مقام رهبری عقیدتی آغازی بود بر یک مسیر طولانی و بی پایان تا هر کجا که مسعود رجوی خود بر آن پایانی بگذارد. تا پیش از آن، مسعود رجوی مثل تمامی رهبران سازمانها و احزاب سیاسی، مسئولیت سازمان مجاهدین خلق را برعهده داشت. پس از انقلاب درونی تمام اعضای رده بالا را خلع رده نمود و گفت یک بار دیگر هر فردی بایستی خود را در طی نشست های انقلاب اثبات و شایستگی عضویت در سازمان را پیدا کند. بدین ترتیب او با گامی فراتر تمامی شرکای سازمانی خویش را از میدان به در کرد و تنها مقام تصمیم گیرنده در سازمان مجاهدین خلق شد. در مباحث انقلاب ایدئولوژیکی که سال ها جریان داشت، خود مسعود رجوی بارها در وصف خویش می گفت که رهبر عقیدتی کسی است که تمام گناهان نفرات پیرو خود را بر دوش می کشد و در روز معاد نیز، خداوند هرگز از افراد نمی پرسد که تو کیستی؟ بلکه از انسانها سوال می کند که رهبر شما کیست و از چه کسی پیروی می کنید؟ و بر اساس آن بهشت و جهنم تعیین می شود. و صریح می گفت همۀ کسانی که پشت سر من  هستند در یک طیف قرار دارند و خداوند به گناهان فردی و شخصی  شما  کاری ندارد و بر اساس اینکه در پشت سر چه کسی قرار گرفته اید مؤاخذه خواهید شد. لذا من مسئول رستگاری تک تک شما هستم و شما بایستی تمام عیار مطیع من باشید. این جملات در بحث های مفصل و مبسوطی شرح داده می شد یعنی در میان انبوهی مقدمه و شرح از قرآن و تاریخ اسلام و بحث انقلاب درونی و اهمیت کار مریم قجر یعنی طلاق از شوهر سابقش و ازدواج با او که آن را رهایی زن تفسیر می نمود و… طی هفته ها و ماه ها بحث های مطول باصطلاح  انقلاب ایدئولوژیک بود تا خودش به عنوان رهبر عقیدتی بی رقیب در اذهان افراد محکم کند. وی در ادامه مغزشویی افراد بر این باور استوار بود  که نَفَس، یعنی لحظه به لحظه زندگی افراد به مریم قجر تعلق دارد و خون آنان متعلق به مسعود است. لذا تصمیم گیرنده برای زندگی و جان و مال حیات و ممات اعضا رهبر است.</p>
<h3>قتل‌عام شیعیان و کردهای عراق در سال ۱۹۹۱</h3>
<p>سرکوب قیام کردها در شمال و شیعیان در جنوب عراق در سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰ هجری شمسی) از دیگر اقدامات تروریستی مجاهدین خلق است. صدام حسین به خاطر جبران شکست در جنگ علیه ایران و توسعه‌طلبی هایش در سال ۱۳۷۰ به کویت حمله کرد و ظرف ۴۸ ساعت خاک این کشور را ضمیمه عراق و استان سیزدهم خود نامید. پس از آن، آمریکا و متحدان غربی بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند و در عرض کمتر از یک ماه ارتش عراق در این جنگ شکست خورد و مجبور شد از کویت عقب نشینی نماید. به خاطر ظلم ها و تبعیض های شدید دولت صدام علیه کردها و شیعیان، مدت‌ های مدیدی بود که آنان مخالف دولت صدام بودند، در فرصت پیش آمده، کردها در شمال و شیعیان در جنوب قیام کردند.ارتش عراق که در دو جنگ دچار فرسودگی ، ضعف و بهم ریختگی بود، توان کافی برای سرکوب قیام‌های شمال و جنوب را نداشت. در این زمان رجوی که منافع و هستی اش در عراق و در دولت صدام گره خورده بود به بهانه جلوگیری از ورود ایران به مرزهای عراق ارتش خود را برای سرکوب قیام‌ها گسیل کرد و نام آن کشتار را  عملیات مروارید نهاد. حتی در پیامی از طرف مریم قجر به نیروهای موجود در عملیات موسوم به مروارید توصیه شد کرد ها را در زیر  تانک ها له کنید و گلوله‌هایتان را برای دیگر عملیات‌ها نگه دارند. بدین ترتیب مجاهدین خلق در جریان این سرکوب، همراه با ارتش صدام در قتل عام نیروهای شورش کننده کرد سهیم شدند. پس از سقوط صدام دادگاهی در عراق در سال ۲۰۰۸ میلادی ۳۸ تن از رهبران فرقه مجاهدین خلق را به اتهام جنایت علیه بشریت محکوم کرد و تحت پیگیرد قرار داد. تعدادی از فرماندهان آن عملیات از جمله مهوش سپهری، حمیده شاهرخی، محمود عطایی و حسین ابریشم چی بودند.</p>
<p>سال۱۳۷۲ پس از اعلام مریم قجر بعنوان رئیس جمهور شورای مقاومت مسعود رجوی در طی یک سخنرانی که ادای لنین را در می آورد با تکیه به صدام و زندان های مخوف ابوغریب گفت، از این پس با هر کس که قصد خروج از سازمان را  داشته باشد با مشت آهنین برخورد خواهیم کرد و جدا شدن  را ممنوع اعلام نمود. در همان روزها بود که حکم معروف قتل فرار و جدایی را هم  داد و گفت، اولا که بریده نداریم و بایستی همه &#8220;مجاهد&#8221;شوند و هر کس که ببرد و بخواهد برود ابتدا باید دو سال در زندان های خودمان و بعد هم ۸ سال را در زندان ابوغریب عراق سپری کند و این چنین دهها نفرکه خواهان خروج بودند را سرکوب نمود. بسیاری فرار کردند که اغلب به دلیل شرایط به شدت امنیتی عراق دستگیر شده و تحویل زندان های مخوف ابوغریب داده می شدند و دهها تن نیز از فرط فشار دست به خودکشی زدند.</p>
<h3>جذب نیرو در دهه ۷۰</h3>
<p>در  همان اوان برای جذب نیروی بیشتر ستادی به نام ستاد داخله در سازمان گسترش پیدا کرد. افراد این ستاد به هر نحوه ممکن به ایران زنگ زده و تلاش می‌کردند افراد را جذب کنند. افرادی که دنبال کار یا ماجراجویی بودند یا اعتراضاتی نسبت به سیستم حکومتی ایران داشتند بیشتر جذب می‌شدند. به آنها می‌گفتند به ترکیه بیایند تا برای آنها پاسپورت تهیه کرده و با پشتیبانی مالی در یک کشور اروپایی بتوانند کار و زندگی کنند. به آنها می‌گفتند ما شما را پشتیبانی مالی می‌کنیم و فقط باید ۶ ماه در کمپ اشرف یک دوره آموزشی ببینید و پس از آن می‌توانید به کشورهای اروپایی بروید که این شش ماه را هم حتی در ایران به آنها نمی‌گفتند. وقتی طعمه‌ها به ترکیه می‌رفتند تازه می فهمیدند که باید شش ماه به عراق بروند.آنها در ترکیه که نگران سرنوشت و وضعیت خود بودند و قدرت تصمیم گیری درستی هم نداشتند به ناچار به عراق و کمپ اشرف می رفتند و به اجبار در آنجا ماندگار می‌شدند. افراد و زوج های جوانی که وارد اشرف می‌شدند دیگر اجازه ملاقات با یکدیگر را نداشتند و پس از آن در ریل قوانین فرقه قرار گرفته و همسران خود را طلاق می‌دادند.</p>
<p>سال ۷۳ نیز با بهانه ورود نفوذی به سازمان به دستور رجوی حدود ۵۰۰ تن از اعضای ناراضی در کمپ اشرف از مقرات مختلف بازداشت و در محل های مختلف و پرت کمپ زندانی شدند. پروسه ای دردناک و مخوف  که بین سه ماه تا دو سال طول کشید که تا پایان آن دهها نفر مورد شکنجه و فشارهای روحی های فراوان قرار گرفته و  حدود ۷ نفر به قتل رسیدند.</p>
<h3>سال۷۶ تا۸۰</h3>
<p>از اوایل ۷۶ تا ۸۰ نیز رجوی با ترفند جدید دیگری با هدف ایجاد جنگ و درگیری بین ایران و عراق اقدام به عملیات های تروریستی جدیدی نمود. در این رابطه در هر یکان تیم ها و دسته های سه تا ۷ نفره موسوم به واحدهای راهگشا، تشکیل و تحت آموزش مختلف قرار می گرفتند و اکثریت سازمان بسیج  و سرگرم این کار بود. این تیم ها  پس از دوره های سه تا شش ماه جهت عملیات های محدود خمپاره زنی و ترور به داخل ایران فرستاده می شدند. طبق آمارهای دو طرف، تقریبا۸۰ درصد تیم ها و نیروهای ارسالی به ایران ضربه خورده و دستگیر شدند و این خط نیز با شکست کامل مواجه شد.</p>
<h3>سال ۱۳۸۲ – ۲۰۰۳ سقوط دولت صدام</h3>
<p>با سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ میلادی توسط  نیروهای آمریکایی، مجاهدین خلق حامی اصلی خویش را از دست دادند حال نوبت این بود که حامی دیگری پیدا کنند. نظامیان آمریکایی، پس از سقوط صدام و تسلط بر عراق وارد کمپ اشرف شدند و سازمان را خلع سلاح کردند رهبران فرقه هم اعلام کردند دیگر مسلح نیستند و تا مدتی هم  دستور بر این بود که افراد در داخل کمپ  لباس نظامی نپوشند و برنامه های نظامی نداشته باشند و در این راستا اسم قرارگاه اشرف هم  به شهر اشرف تبدیل شد با حذف عنوان &#8220;پادگان&#8221; رجوی می خواست در نزد نیروهای آمریکایی تلاش کند و نشان دهد که به فعالیت‌های مسالمت‌آمیز روی آورده اند. بر همین اساس با اصرار بر شهر نامیدن کمپ اشرف، ظاهراً جنبه نظامی کاسته شد. سازمان مجاهدین خلق که تا قبل از آن زیر چتر سیاسی و نظامی صدام حسین، روزگار خوشی را در عراق می گذراند، در معرض طوفان تغییرات قرار گرفت؛ شورای حکومتی تازه تأسیس عراق طی مصوبه ای آنان را تروریست اعلام کرده و حکم اخراج صادر نمود و سپس در دوره دولت موقت آقای علاوی منع فعالیت های سازمان اعلام گردید . این موضوع  در دوره انتقالی آقای دکتر ابراهیم جعفری نیز کماکان روی میز دولت عراق بود و دنبال می شد. پارلمان عراق نیز در همین ایام، طی بیانیه ای سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریست معرفی نمود و بر منع فعالیت و اخراج آن از عراق تأکید نمود. در دو دوره نخست وزیری آقای مالکی، به کرات بر سر ممنوعیت حضور و فعالیت مجاهدین در عراق موضعگیری های رسمی شد و مصوباتی نیز برای اخراج در هیأت دولت به تصویب رسید. عراقی ها، دخالت در امور داخلی در طی سالهای بعد از سقوط صدام، ماهیت تروریسم و مخالفت رهبران فرقه با حاکمیت قوانین مدنی عراق در قرارگاه اشرف را دلائل اخراج مجاهدین خلق از خاک خود بیان می کردند ولی در تمام آن سالها مجاهدین خلق نه تنها به درخواستهای دولت عراق وقعی ننهادند، بلکه همواره سعی در مقابله و رویارویی داشتند و از هیچ کاری فروگذار نکردند. از دخالت در امور داخلی عراق گرفته تا ارتباط با برخی از سران عشایر و اقشار مختلف جامعه جهت جذب، آموزش و به کار گیری برای امور جاسوسی و حتی عضوگیری در درون تشکیلات و در فضای آشفته و متشنج علیه دولت عراق برنامه ریزی نموده و با صرف هزینه های هنگفت به دنبال جلب برخی عناصر معلوم الحال، برای حمایت و ماندگاری درعراق  بودند.</p>
<p>رجوی که احتمالا در سال ۸۲ در مرزهای اردن گیرکرده بوده و موفق به خروج از عراق نشده بود در طی ۸ سال برای حفظ جان خویش و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات با علم به شرایط نا امن؛ از خروج اعضا از عراق جلوگیری می کرد. او نیروهای تشکیلات و اشرف را برای حفاظت خویش نیازداشت و می گفت، کوه زجا بجنبد اشرف زجا نجنبد و شعارهای دیگری همچون &#8220;اگر اشرف بایستد دنیا هم خواهد ایستاد&#8221; و  یا &#8220;سیاج (فنس) اشرف مرز سرخ است و کسی حق نزدیک شدن به آن را ندارد&#8221; را مستمر تکرار می کردند.</p>
<p>البته بعد از سرنگونی صدام در همان اوان  یعنی بین سال های ۸۲ تا ۸۴ حدود ۴۰۰الی ۷۰۰ تن بنا  به آمارهای منتشره از طرف خود سازمان در طی یکی دو سال از کمپ اشرف گریختند ولی بازهم نمی توانستند به راحتی به دنیای خارج برسند و با  تبانی سران کمپ با نیروهای آمریکایی به مدت چهار سال دیگر در محلی موسوم به تیف نزد آمریکایی ها محبوس ماندند.</p>
<p>اما دولت عراق براساس قانون خواستار خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که طی ۲۵ سال در عراق همراه صدام به مردم عراق ظلم نمودند.همکاری مجاهدین خلق در کشتار شیعیان، تصرف زمین های مردم و دریافت میلیون ها دلار پول از قبل تجارت نفت عراق از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۲ که دولت عراق تحریم بود. موضوعاتی نبود که به این سادگی ها از آن چشم پوشی کنند.</p>
<p>پس از سقوط صدام اهالی دیالی هم برای برگرداندن اراضی‌شان تلاش می کردند. آن‌ها بارها در مقابل دادگستری استان دیاله تجمع کرده و خواستار اقدام عاجل در این خصوص بودند. زمین هایی که در تصرف مجاهدین خلق بود  اراضی بومیان استان دیاله بود. بنا به گزارشاتی: محلی‌ها این اراضی را &#8220;مروارید صحرا&#8221; می‌خوانند. دلیل این نام‌گذاری، فراوانی درختان، حاصل خیزی و  فضای سبز آن محل  بود. تا قبل از سقوط صدام کسی از بومیان و اهالی محل حق نداشتند جهت بازپس گیری زمین هایی که با زور تحت تملک مجاهدین خلق قرار گرفته بود اقدامی نمایند . قابل توجه است که بخش زیادی از شهدای مظلوم عراقی در دوره دیکتاتوری صدام حسین، کشاورزان استان دیاله بودند.و زمین هایشان توسط صدام غصب و به فرقه رجوی هدیه داده شده بود. در کنار یکی دیگر از پادگان های سرسبز تحت تصرف سازمان که در نزدیکی بغداد درختان ضاری قرار داشت قبرستانی در ضلع جنوبی آن بود که بخش های بزرگی از آن متعلق به گور های دسته جمعی بود. اعضایی از سازمان که شب ها در اطراف و برج های آن نگهبانی می دادند بارها شاهد کندن گورهای جمعی و دفن اعدامیان دوران صدام بودند. ظلم  و ستم هایی که به مردم عراق و شیعیان در زمان صدام شد، با سکوت مجامع بین المللی و خصوصاً مجاهدین خلق همراه بود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>مریم سنجابی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521">مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای از روزهای ۶ و ۷ مرداد در کمپ اشرف عراق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61287</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61287?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Aug 2024 05:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[بخشعلی علیزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61287</guid>

					<description><![CDATA[<p>خاطره‌ای از وقایع خونین اشرف در روزهای ۶ و ۷ مرداد ماه ۱۳۸۸ که در آن روزها در تمام وقایعش حضور داشتم و از نزدیک مشاهده می کردم از ذهنم خارج نمی شود. خون‌‌ریزی‌ها و اقداماتی که می توانست انجام نگردد ولی با حماقت ها و سماجت های مسعود رجوی به وقوع پیوستند و باعث [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61287">خاطره ای از روزهای ۶ و ۷ مرداد در کمپ اشرف عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خاطره‌ای از وقایع خونین اشرف در روزهای ۶ و ۷ مرداد ماه ۱۳۸۸ که در آن روزها در تمام وقایعش حضور داشتم و از نزدیک مشاهده می کردم از ذهنم خارج نمی شود.</p>
<p>خون‌‌ریزی‌ها و اقداماتی که می توانست انجام نگردد ولی با حماقت ها و سماجت های مسعود رجوی به وقوع پیوستند و باعث درگیری و نزاع ساکنان اشرف با نیروهای پلیس و ارتش عراق در قرارگاه اشرف شد.</p>
<p>هر وقت آن لحظات دلهره آور و پر اضطراب به خاطرم می آید بر روح و روانم سنگینی کرده و آزارم می دهد. می توانست آن خونریزی ها بوقوع نپیوندد ولی چرا انجام شد؟</p>
<p>نگاهی موجز و مختصر به آن روزها بکنیم.</p>
<p>بعد از قرارداد موسوم به &#8220;سوفا&#8221; که بین دولت عراق و دولت آمریکا امضاء شد، به دستور رئیس جمهور وقت آمریکا ( باراک اوباما) نیروهای آمریکایی از عراق شروع به خروج کردند. به جز اندکی از نیروهای متخصص جهت آموزش ارتش و پلیس عراق و حفاظت از پایگاه هایی که نیروهای آمریکایی حضور داشتند. طبق این قرارداد دیگر نیروهای آمریکایی از جامعه عراق گردآوری شده و عمده نیروها باید به آمریکا باز می گشتند.</p>
<p>در آن زمان قرارگاه اشرف نیز در حوزۀ حفاظتی بخشی از ارتش آمریکا بود بنابراین باید آن نیروها نیز وظایف خود را به ارتش عراق تحویل داده و به خانه هایشان بر می‌گشتند. این عملیات با سرعت هر چه تمام در سرتاسر عراق در حال تحقق بود. به ما نیز در قرارگاه اشرف اطلاع داده شد که چنین کاری در حال وقوع است ولی ما باید به آمریکائی ها اعتراض کنیم زیرا اگر ارتش عراق برای حفاظت گمارده شود ساکنان اشرف را قتل عام خواهند کرد! طی اقداماتی با دستورات تشکیلاتی که به اعضا داده می شد حرکت‌هایی انجام گرفت تا اعتراضات خود را به گوش آمریکایی ها برسانیم ولی گویا داستان بسیار فراتر از آن چیزی بود که فکرش را می کردیم زیرا ارتش آمریکا طی یک مراسمی خاص حفاظت اشرف را به یکی از یگان های ارتش عراق تحویل داد و رفت.</p>
<p>بعد از آن رجوی با لجبازی شروع کننده ماجراهایی بود که خودمان از آن بی خبر بودیم و نمی دانستیم که چه روزهای دیوانه کننده ای در راه داریم. به قول معروف نمی دانستیم روزهای خوشی را در حال سپری کردن هستیم. مسعود رجوی شروع به دادن دستوراتی کرد که نتیجه اش ممانعت از ورود نیروهای نظامی و پلیسی به داخل قرارگاه بود، سنگربندی هایی صورت گرفت و تمام ساکنین اشرف ناخودآگاه به حالت جنگی در آمده و تمام اعمالشان در راستای درگیر شدن بود، بدون اینکه از آینده خبر داشته باشند که شرایط سختی را برای خود آماده می کنند.</p>
<p>مطلقاً در این مطلب نمی گنجد تا شرح دهم آن مدت زمانی که ارتش آمریکا حفاظت اشرف را به عراقی ها داد و بعد عراقی ها آمدند و متوجه واکنش هایی از سوی اهالی اشرف شدند، و نهایتاً به درگیری هایی منجر شد که نباید می شد.</p>
<p>به نظرم تنها کسی که می دانست چه روزهایی در حال رقم خوردن است و چه خون هایی که باید ریخته شود فقط مسعود رجوی بود. من بعدها متوجه شدم که حتی دولت عراق و طرف آمریکایی و حتی تک تک ساکنان اشرف نمی دانستند که چه داستانی در حال رقم خوردن است، تنها کسی که ظاهرا می دانست چه ماجراهایی در حال شکل گرفتن است فقط شخص مسعود رجوی بود.</p>
<p>تمام لج بازیهایی که به دستور مسعود رجوی انجام میگرفت را عراقی ها پاسخ می دادند، آنها نیز تلاش داشتند تسلیم خواسته های مسعود رجوی نشوند. می‌گفتند اینجا کشور ماست و نباید کسی برای ما امر و نهی کند، هر خارجی باید به قوانین کشور ما احترام بگذارد ولی گویا متوجه شده بودند که مسعود رجوی کسی نیست که به ساز آنها برقصد بلکه برعکس او می‌خواهد که دولت عراق به سازی برقصد که رجوی می‌نوازد، لذا بعد از مدتها کلنجار رفتن نهایتاً ارتش و پلیس عراق در روزهای ۶ و ۷ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ با یورش بردن به قرارگاه اشرف تلاش کردند که این قلعه را درهم بریزند و داستان را به اتمام برسانند.</p>
<p>در روز ۶ مرداد در ضلع غربی قرارگاه اشرف حضور داشتم و شاهد آمدن انبوه نیروهای پلیس بودم که با تمام تجهیزات درگیری به درب اصلی قرارگاه اشرف آمدند و خواستار باز کردن درب از سوی ساکنان شدند. وقتی متوجه شدند درب برای آن‌ها باز نخواهد شد، تصمیم به بکارگیری زور گرفتند. ماشین‌های آب‌پاش زره‌دار وارد شدند و سپس با گلوله‌های گاز اشک‌آور و سپس تیراندازی هوایی به هجوم پرداختند. در حین درگیری بودیم که ناگهان خبر داده شد که از ضلع شمالی اشرف نیز قصد ورود دارند و نباید به هیچ وجه اجازه ورود به عراقی‌ها داده شود.</p>
<p>به عنوان یکی از شاهدان درگیری، احساس می‌کردم که این صحنه‌ها رخ نمی‌داد، خونریزی نباید رخ می‌داد، اما با گاز اشک‌آور و ضرباتی که وارد شد، متوجه شدم که پلیس‌ها وارد شده و محاصره شده‌ام که با حرکات سریع توانستم از حلقه محاصره خارج شوم. بعد از چند ساعت درگیری، همه چیز فروکش کرد و نیروهای پلیس به عقب رفتند. بعداً در اثناء درگیری خبر آمد که از ضلع شرق قرارگاه نیز نیروهای عراقی تهاجم کرده‌اند و چند نفر از ساکنین اشرف کشته شده‌اند.</p>
<p>هوا کم‌کم در حال تاریک شدن بود که اخباری شنیده شد که چند نفر در ضلع شمالی که با ارتش درگیر شده بودند کشته شده‌اند، اما موثق نبود و واقعاً نمی‌دانستیم که چه داستان‌هایی در حال وقوع است. شب را با سختی سپری کردیم و با روشن شدن هوا، درگیری در قسمتی که من بودم شروع شد. ظاهر قضیه این بود که ما در حال دفاع از خودمان بودیم، اما بعداً متوجه شدیم که اصل داستان حفاظت از مسعود رجوی است و نه چیز دیگر. در میان درگیری خبر آمد که از ضلع شرق قرارگاه نیز نیروهای عراقی تهاجم کرده‌اند و چند نفر از ساکنین اشرف کشته شده‌اند.</p>
<p>نزدیکی ظهر بود که ناگهان متوجه آمدن چند نفر از آمریکایی‌ها به اشرف شدیم. آن نیروها از پایگاه هوایی آمریکا موسوم به &#8220;عین الاسد&#8221; که تقریباً نزدیک ما بود آمده بودند، تلاش کردند که واسطه‌گری کرده و به تهاجم خاتمه دهند. حتی در آن میان آتش‌بس، برخی کنتاکت‌ها بین نیروهای آمریکایی و عراقی نیز شد، اما به سرعت همه چیز تمام شد و صحنه‌ای که باقی مانده بود، انبوهی زخمی و مجروح از طرف ما بود.</p>
<p>بعداً متوجه شدم که بیمارستانی که در داخل اشرف بود، پر بود از انبوه زخمی‌ها و مجروحین درگیری. بعداً نیز جسدهایی نشان داده شد که حاصل دو روز تهاجم نیروهای عراقی بود. آخرین آمار یازده کشته و نزدیک به هزار نفر مجروح بود! در اخبار تکمیلی که داده شد، متوجه شدیم ۳۶ نفر از ساکنین نیز دستگیر شده و به بیرون اشرف منتقل شده‌اند.</p>
<p>این حاصل لجاجت مسعود رجوی بود، لجاجتی که حاصلش خون هایی بود که از ساکنین اشرف ریخته شد و بعد مسعود رجوی طبق معمول شروع به تبلیغات حول کشته‌ها و مجروحین و کسانی نمود که دستگیر شده بودند. این عادت دیرینه مسعود رجوی بود، او دوست داشت که روی موج خون کشته‌شده‌ها موج سواری نموده و مظلوم‌نمایی کند تا افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف نموده و در جایگاه برنده بنشیند.</p>
<p>افرادی که دستگیر شده بودند با اعتصاب غذای خشک و فشارهای افکار عمومی بعد از تقریباً ۷۲ روز آزاد شده و به قرارگاه اشرف بازگردانده شدند. برای هیچکدام از ساکنین اشرف پوشیده نبود که تمام اینها به خاطر لجاجت‌ها و گستاخی‌های مسعود رجوی در مقابل دولت عراق بود. ما می‌دانستیم که بعد از صدام حسین دیگر جایی برای ما در عراق نیست، اما آن کسی که هنوز به این باور نرسیده بود، مسعود رجوی بود. وی می‌خواست که همان خواسته‌هایی را که در زمان صدام حسین داشت را برای خود نگه داشته و از داخل خاک عراق برای سرنگونی جمهوری اسلامی اقدام کند، خواسته‌ای که هیچ آدم احمقی نمی‌توانست آن را باور کند. اما با ورود سیاستمداران آمریکایی و ارتش آمریکا، جلوی خونریزی گرفته شد تا بلکه با مذاکره و راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز خاتمه یابد، غافل از اینکه مسعود رجوی هنوز از خونریزی و خون‌آشامی سیرآب نشده بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61287">خاطره ای از روزهای ۶ و ۷ مرداد در کمپ اشرف عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61287/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از فروغ جاویدان در مرداد ۱۳۶۷ تا فروغ ایران در مرداد ۱۳۸۸رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61264</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61264?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2024 04:30:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61264</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مرداد ۶۷ بعد از آتش‌بس جنگ هشت ساله، رجوی بزعم خود که مرزها از نیرو تخلیه شده و اکنون موانع چندانی در برابرش قرار ندارد و می‌تواند طی سه روز به تهران برسد با فراخواندن همه نیروهایش در عراق و هوادارانش از خارج کشور پس از آماده‌سازی فشرده، حمله نظامی خود را با مجوز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61264">از فروغ جاویدان در مرداد ۱۳۶۷ تا فروغ ایران در مرداد ۱۳۸۸رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در مرداد ۶۷ بعد از آتش‌بس جنگ هشت ساله، رجوی بزعم خود که مرزها از نیرو تخلیه شده و اکنون موانع چندانی در برابرش قرار ندارد و می‌تواند طی سه روز به تهران برسد با فراخواندن همه نیروهایش در عراق و هوادارانش از خارج کشور پس از آماده‌سازی فشرده، حمله نظامی خود را با مجوز و پشتیبانی صدام‌حسین از مرز غربی کشور آغاز کرد. اما در تنگه چهارزبر با مقاومت نیروهای مسلح ایران، ستون نیروهایش زمینگیر و پس از کشته شدن هزاران نفر و صدها مجروح زیر و زبر شده، مجبور به عقب‌نشینی به پایگاه خود در خاک عراق شد.</p>
<p>در جریان ۶و ۷ مرداد ۸۸ و درگیری میان نیروهای مجاهدین خلق و ارتش عراق، خود من شاهد و در صحنه حاضر بودم.</p>
<p>این درگیری ها فی‌البداهه و غیرمترقبه نبود و علت و علل‌هایی داشت. پس از سقوط صدام، سران مجاهدین در پادگان اشرف به فرمان رجوی با قراردادی که با ژنرال اودیرنو داشتند در قبال خلع سلاح و تجمع همه اعضا در پادگان اشرف توانستند حفاظت خود را از طرف ائتلاف به فرماندهی آمریکا تامین و زیر پرچم (بقول قدیمی خودشان امپریالیسم جهانخوار) در برابر خواسته مشروع دولت عراق جدید جا خوش کنند‌.</p>
<p>با روی کار آمدن اوباما و فرمان بیرون کشیدن بیشتر نیروهای نظامی آمریکا از عراق، ارتش آمریکا حفاظت پادگان اشرف را به دولت عراق واگذار کرد. که برای رجوی بسیار ناخوشایند و‌ تلخ بود چون عواقب بعدی را به عینه دید.</p>
<p>البته در زمان شورای حکومتی، عراقیان خواستار خروج مجاهدین از خاک عراق شده بودند اما به واسطه آمریکا به تعویق افتاده بود.<br />
مالکی نخست‌وزیر وقت عراق هیئتی به سرپرستی موفق‌الربیعی برای مذاکره با مژگان پارسایی به‌ عنوان جانشین رجوی و دیگر مسئولین بالای سازمان مانند عباس داوری، احمد واقف و صدیقه حسینی و &#8230; جهت برقراری ایستگاه پلیس به اشرف فرستاد. ابتدا به دستور رجوی به عراقیان ساختمانی در بیرون اشرف واگذار کردند ولی اجازه ورود پلیس و‌ استقرار در داخل اشرف را ندادند.</p>
<p>مذاکرات بی‌وقفه اما بدون نتیجه مطلوب برای دولت عراق و مجاهدین به پایان رسید.</p>
<p>فرمان رجوی هم این بود که اشرف نباید در قبال خواست دولت عراق کوتاه بیاید و به هر قیمتی باید بایستد تا جهانی را برای حمایت خود برانگیزد.</p>
<p>پس از شکست مذاکرات و پایان ضرب‌الاجل نیروهای مسلح عراقی، در بعداز ظهر ۶ مرداد از دربهای ضلع شمال، جنوب و شرق برای ورود به اشرف هجوم آوردند. تا پایان روز ۷مرداد با استقرار نیروهای عراقی و ایجاد ایستگاه پلیس و با اسیر شدن ۳۶ نفر، کشته شدن ۱۱نفر و صدها مجروح با عقب‌نشینی اشرفیان به پایان رسید. البته بیش از بیست درگیری و زد و خورد بین نیروهای مستقر در اشرف و‌ ساکنین تا حمله روز ۱۹فروردین ۱۳۹۰ داشتیم.</p>
<p>در ۶مرداد نفرات مقرات مختلف برای ایستادگی و ممانعت از ورود نیروهای عراقی در اضلاع که از قبل سازماندهی شده بودند، مستقر شدند. محل استقرار ما که مقر یازدهم گفته می‌شد و نفرات چند مقر دیگر در جنوب (معروف به درب خبرنگاری) تعیین شده بود. روز ۷ مرداد به ضلع شمال که درب ۲۰۰ گفته می‌شد رفتیم. در آنجا شاهد بودم جلوی چشم نیروهای آمریکایی که با دو هاموی و یک نفربر جنب درب ۲۰۰ متوقف بودند شاهد صحنه بودند که چگونه نیروهای عراقی با لودر سیاج را پاره و برداشتند سپس با هاموی وارد شدند و ما که با سنگ می‌خواستیم مانع ورود هاموی‌ها بشویم برای متفرق کردن ما بین افراد با سرعت بالا می‌‌راندند که چند نفر را زیر گرفتند. سپس برای درهم شکستن مقاومت نفرات فرمان شلیک داده شد که چند نفر کشته و مجروح شدند. اما آمریکایی‌ها ممانعتی نکردند.</p>
<p>واقعا این حمله اجتناب‌پذیر بود و کشتار و جراحاتی هم در پی نمی‌داشت، اما با سماجت و یکدندگی رجوی و با برسمیت نشناختن خواست قانونی دولت میزبان مبنی بر ایجاد ایستگاه پلیس کشورش در خاک خودش، از سه طرف و ضلع پادگان اشرف شروع شد و تا روز بعد و با کشته شدن ۱۱نفر و مجروح و مصدوم شدن دهها نفر ادامه پیدا کرد.</p>
<p>ما با اذهانی تسخیرشده باید به فرمان رجوی و فرماندهان در صحنه‌اش با دست خالی در برابر نیروهای عراقی با لودر و هاموی، آبپاش و تیر و تبر و زنجیر و چوب چارتراش و &#8230; که بر بدن و سر و صورتمان می‌خورد، تا زمان فرمان عقب نشستن بعد از اینکه به گفته خودش در پیامی بعد از حمله و استقرار پلیس در اشرف به خواست خود رسیده باشد می‌گوید: &#8220;به چشم دیدید که خودمان نقش تعیین‌کننده داریم. به چشم دیدید که اگر اشرف بایستد جهان به ایستادگی برمی‌خیزد. با قلبها و ضمیرهای پاکتان احساس می‌کنید که در این سه روز سقفهای بالابلندی زدید که خیلی چیزها را چرخانده و آثار آن در آینده بارز می‌شود.”</p>
<p>بله آثار و‌ عواقب آینده‌اش را هم دیدیم که چگونه بارز شد: آنهم در ۱۹فروردین ۱۳۹۰ که موجب ریختن خون ۳۶ نفر و بجا گذاشتن صدها مجروح از دوستان ما شد.</p>
<p>همانگونه که رجوی بارها می‌گفت ما برای رسیدن به اهدافمان با خون راهمان را باز می‌کنیم، بله باید به ایشان گفت جنابعالی درست می‌فرمایید. خود در نهان از دیده الناس و‌ در عالم غیب و پشت پرده پنهان و با حرص و طمع فانی بی‌حد و مرز قدرت‌‌طلبی و مدعی زعامت و رهبری و &#8230; از ابتدا تاکنون از خون و درد و رنج کسانی مانند من و ما که فریب دروغهای تو را خوردیم ، زالووار خون من و ما را مکیدی و همچنان سیری‌ناپذیر ادامه می‌دهی. چون برده‌دار برده‌پروری کردی، زن را از شوهر و شوهر را از زن‌ جدا و کودکان را از بابا و‌‌ مامان گرفتی و عنفوان جوانی را کشتی همه را پیر و کهنسال یا در سینه خاک در غربت و دور از خاک وطن و عزیزان کشیدی و در آخرش بدون هر نتیجه مثبتی برای خود و اصحابت، عقب نشسته و همچنان درحال عقب رفتن به قهقرا هستی.</p>
<p>حال‌ من‌ و‌ ما که‌‌ به‌خود آمده، واقعیت‌های زندگی آزاد و‌ رهایی را درک کرده و خود را از اسارت ذهنی و فیزیکی تو رها و آزاد کردیم، مطمئن هستم یارانی که دو دهه همدرد و هم‌زنجیر و باهم بودیم و تو با مریم رهایی‌ات و با ایدئولوژی و تشکیلات مخربت، آنها را با سحر و جادو و فریب و دروغ باصطلاح مغزشویی و هیپنوتیزم کرده‌‌ای و‌ توان حرکت و انتخاب را سلب و همچنان در بند و اسارت خود حبس نموده‌اید، مادران و پدران را از دیدارشان محروم و همسران را بیوه و فرزندان را گریان و چشم‌انتظار ساختید، بزودی به خود آمده و خود را نجات‌یافته و آزاد خواهند دید.</p>
<p>به امید آنروزها که دیر نخواهد بود شاهد باشیم پایان فراقها و هجرانها، انتظارها و چشم‌براهی‌ها و شور و شادی خانواده‌ها را از آزادی و دیدار عزیزان گرفتارشان از تشکیلات خون‌آشام و جهنمی رجوی.</p>
<p>بیجار رحیمی &#8211; آلبانی &#8211; تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61264">از فروغ جاویدان در مرداد ۱۳۶۷ تا فروغ ایران در مرداد ۱۳۸۸رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61264/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا رجوی مانع درگیری های ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در اشرف نشد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61224?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2024 04:39:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61224</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی صدام حسین دولت جدید عراق روی کار آمد. آمریکایی ها در همه جای عراق حضور نظامی داشتند، مخصوصا در کمپ اشرف، ابتدا سازمان را خلع سلاح کردند و سپس حفاظت قرارگاه اشرف را به عهده گرفتند. آمریکایی ها در قسمت شمالی اشرف مستقر بودند و روزانه به داخل قرارگاه اشرف رفت و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61224">چرا رجوی مانع درگیری های ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در اشرف نشد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی صدام حسین دولت جدید عراق روی کار آمد. آمریکایی ها در همه جای عراق حضور نظامی داشتند، مخصوصا در کمپ اشرف، ابتدا سازمان را خلع سلاح کردند و سپس حفاظت قرارگاه اشرف را به عهده گرفتند. آمریکایی ها در قسمت شمالی اشرف مستقر بودند و روزانه به داخل قرارگاه اشرف رفت و آمد داشتند و کنترل اشرف را در دست داشتند. حتی گاهی اوقات سر زده برای کنترل و چک به مقرهای مختلف و حتی آسایشگاه ها وارد می شدند، همچنین آسایشگاه های زنان را هم کنترل می کردند.</p>
<p>اما سازمان مجاهدین خلق هیچ اعتراضی نداشت زیرا از آمریکا می ترسید! من خودم از نزدیک شاهد بودم مسئولین سازمان فرماندهان و افسران آمریکایی را دعوت می کردند و پذیرایی گرمی از آنها به عمل می آورد. سازمان در عراق به آلت دست آمریکایی ها تبدیل شده بود. تا زمانی که صدام بود برای صدام کار می کردند و حال که آمریکایی ها آمده بودند برای آمریکایی ها کار و مزدوری می کردند.</p>
<p>بعد از گذشت 4 الی 5 سال اشغالگری آمریکا در عراق، قرار شد کنترل قرارگاه اشرف را دولت عراق در دست بگیرد. قرار شد نیروهای آمریکایی از کمپ اشرف بروند و طبق توافق بین آمریکا و عراق قرار بر این بود که آمریکا نیروهای شان را در عراق کمتر کنند. روز پنجم مرداد تلویزیون العراقیه خبری را پخش کرد: طبق توافق فی ما بین دولت جدید عراق و نیروهای آمریکایی مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف را عراقی ها بدست می گیرند. علی دباغ سخنگوی رسمی دولت عراق خاطر نشان کرد دولت به برخورد انسانی با افراد موجود در قرارگاه اشرف بر اساس آنچه که قوانین بین المللی تعیین شده است ملتزم است تا زمانی که قوانین جاری عراق رعایت شود دولت اقدام به کوچ دادن هیچ یک از آنها یا اخراج اجباری آنان از عراق نمی کند.</p>
<p>از وقتی که به طور رسمی و با تشریفات خاص نیروهایی عراقی کمپ اشرف را از نیروهایی آمریکایی تحویل گرفتند، این نقطه چالش جدیدی برای سازمان مجاهدین خلق شد و کشمکش سازمان با نیروهای دولتی عراق شروع شد. عراقی ها می گفتند ما باید در داخل قرارگاه اشرف یک ایستگاه پلیس دائر کنیم اما سازمان تن نمی داد. عراقی ها می گفتند ما برای کنترل اشرف باید در داخل اشرف مقر داشته باشیم و سازمان زیر بار نمی رفت. به این نکته اشاره کنم، آن زمان که آمریکایی ها در اشرف حضور داشتند آزادانه در داخل قرارگاه اشرف گشت می زدند و سازمان به آنها گیر نمی داد اما روی عراقی ها حساس بودند و مانع می شدند. عراقی ها بنای ناسازگاری نداشتند و می خواستند با سازمان مجاهدین به تفاهم برسند به همین خاطر طرفین نشستند با هم مذاکره کردند اما متاسفانه سازمان نمی خواست قوانین عراق را به رسمیت بشناسد. رجوی قبول نمی کرد و در مقابل خواسته عراق مقاومت می کرد. او نمی خواست تابع قوانین آن کشور باشد به همین خاطر سنگ اندازی می کرد. مذاکرات به نتیجه نرسید و دولت عراق یک راه بیشتر نداشت و به زور متوسل گردید ، رجوی هم به نیروهایش دستور داد تا با دستان خالی مانع ورود نظامیان عراقی به قرارگاه اشرف بشوند و بدین ترتیب درگیری 6 و 7 مرداد سال 1388 رخ داد.</p>
<p>رجوی خود را در اشرف پنهان کرده بود در حالی که نیروهایش با دست خالی با عراقی ها درگیر شده بودند. مسئولین به ما گفته بودند وظیفه هر مجاهد این است که از قرارگاه اشرف حفاظت کند و نباید بگذاریم پای حتی یک سرباز عراقی به داخل کمپ اشرف باز شود و به صراحت می گفتند حفاظت از رجوی و مقر لشگر 49 برای ما اصل است. وظیفه تک تک اعضای سازمان حفاظت از مقر 49 است. دولت عراق در وهله اول قصد رویارویی با سازمان را نداشت به همین دلیل چندین بار جلسه مشترک گذاشتند تا به توافق برسند اما رجوی نمی خواست با عراقی ها همکاری کند .</p>
<p>دولت عراق از طرف برخی از جداشدگان مطلع شده بود، افرادی که ناراضی هستند و در داخل کمپ حضور دارند، تحت فشار هستند و همچنین اطلاع داشت که به خانواده ها اجازه دیدار با عزیزانشان را در داخل کمپ نمی دهند و می دانستند چه محدودیت هایی برای اعضای سازمان در داخل کمپ اشرف وجود دارد. رجوی هم از این می ترسید که با مستقر شدن اکیپ های دولتی راه فرار اعضای ناراضی باز شود. او می ترسید فشارهایی که روی اعضایش اعمال می کند توسط خبرنگاران به بیرون درز پیدا کند به همین دلیل کارشکنی می کرد.</p>
<p>در نهایت نظامیان عراقی درب شمالی کمپ اشرف را شکستند و وارد بیابان های شمالی شدند. سران سازمان به نیروهای خود اعلام آماده باش دادند و تعدادی از نیروها را در آن قسمت مستقر نمودند و با ورود عراقی ها زد و خورد شروع شد. رجوی دائم پیام می داد عقب نشینی نکنید. بعد از پایان عملیات پیام داد اگر هزار نفر هم کشته می شدند ارزشش را داشت! در این درگیری حدود 12 نفر کشته شدند و تعداد بسیار زیادی هم زخمی و 36 نفر هم توسط نیروهای عراقی دستگیر شدند. رجوی از این می ترسید اگر ایستگاهی در قرارگاه اشرف از سوی عراقی ها احداث شود دیگر نتواند به اعضایش زور بگوید و دیگر نتواند اعضایش را شکنجه و زندانی کند. و این ایستگاه به پناهگاهی تبدیل شود که در صورت فشار اعضای سازمان به آن محل پناهنده شوند و ضمن این که می ترسید محل خودش در اشرف لو برود و می ترسید مسایل درون تشکیلاتی اش افشاء گردد و راه خانواده ها جهت ملاقات با عزیزانشان باز شود. خیلی چیزها بود که رجوی از افشا شدن شان می ترسید. در کنار اینها رجوی همیشه به دنبال کشته سازی و خون بود، به همین دلیل به اختلافات و درگیری دامن زد.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61224">چرا رجوی مانع درگیری های ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در اشرف نشد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جنایات سران فرقه رجوی در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61230</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61230?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2024 04:29:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61230</guid>

					<description><![CDATA[<p>6 و 7 مرداد سال 1388 در اشرف زندانی که معروف به زندان آزادی بود، اما مخوف ترین اسارتگاه انسان ها در عراق، چه اتفاقی افتاد و چرا ؟ شاید باعث تعجب خواننده عزیز باشد، اما نکات خلاصه ای که میخواهم بگویم قطره ای است در قبال دریای جنایات مسعود و مریم رجوی . پس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61230">جنایات سران فرقه رجوی در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>6 و 7 مرداد سال 1388 در اشرف زندانی که معروف به زندان آزادی بود، اما مخوف ترین اسارتگاه انسان ها در عراق، چه اتفاقی افتاد و چرا ؟</p>
<p>شاید باعث تعجب خواننده عزیز باشد، اما نکات خلاصه ای که میخواهم بگویم قطره ای است در قبال دریای جنایات مسعود و مریم رجوی .</p>
<p>پس از سقوط صدام و بسته شدن کاخ آمال و آرزوهای رجوی در عراق، با حکمی که شورای حکومتی عراق صادر کرده و دادگاه هم آن را تصویب کرده بود که باید سازمان مجاهدین در اسرع وقت خاک عراق را ترک کنند، چرا که صدام حسین دیگر وجود نداشت که بخشی از ثروت های باد آورده را صدقه مجاهدین میکرد! حالا دیگر حکومت مردمی برپا شده بود و عراق قانون اساسی جدیدی داشت .</p>
<p>اما رهبران از خود راضی و متوهم این گروه بسته و در خود ، بازهم سنگ صدام را به سینه میزدند و میگفتند که ما حق قانونی داریم در زندان اشرف باشیم !!!</p>
<p>عجبا پررویی تا چه اندازه! بارها و بارها و بارها با مداخله آمریکا قرار شد سازمان از عراق به کشور ثالثی تخلیه شود اما هر بار بهانه ای را به میان می آوردند تا زیر بار پرداخت قیمت نروند، دولت عراق هم دیگر طاقتش به تنگ آمده بود و خسته از این همه کارهای تروریستی و خرابکارانه، چه داخل کشور عراق و چه خاک ایران نمیخواست تا یک مزاحمی موی دماغش بشود. به هرصورت تلاش میکرد تا با وساطت آمریکا آنها را مجبور کند که خاک عراق را ترک کنند .</p>
<p>شخصی به نام ریچارد باتلر نماینده آمریکا دیگر کلافه شده بود و رجوی میگفت پروژه باتلر را سوزاندیم. عراق یک روزی توسط هلی کوپتر بیانیه ای در اشرف پخش کرد که افرادی که ناراضی باشند میتوانند خارج شوند. دیگرمعلوم بود که خبرهایی هست. دور سنگری که مسعود رجوی در ایام قدیم مخفی شده بود را تل تل سیم خاردارهای قدیم و جدید ریختند و مسعود رجوی دائم پشت سر هم پیام میداد که مژگان پارسایی خط قرمزتان باشد. عجبا چه کاسه ای زیر نیم کاسه بود؟!</p>
<p>سوم مرداد یک ستون نفربرهای استرایکر آمریکایی وارد اشرف شدند که نماینده وقت سازمان ملل را به داخل اشرف اسکورت کردند ولی خبرها را درج ندادند ، ولی هرچی بود مثل همیشه بیگاریش با ما بود و سیم خاردارها را جمع جور کرده و تمیزکاری کردیم &#8230;<br />
شب تولد امام حسین بود ، پنجم مرداد قرار بود که شامی بخوریم و برنامه ای داشته باشیم. خبر رسید که باید سریع برویم به درب خبرنگاری !!! عاطل و باطل میچرخیدیم تا که ظهر 6 مرداد در ضلع شرق عراقی ها رسیدند و با لودر درب را از جا کنده و وارد شدند ، تا اینجای کار نه شلیکی بود نه هیچی، تا اینکه در میدان لاله نامی شروع به تحریک و درگیری با نیروهای عراقی کردند و این شد که جان 11 انسان مغز شویی شده از بدن بدر شد و صدها تن هم مجروح و مصدوم شدند .</p>
<p>حالا یک سوال بی جواب. آیا نمیشد بدون این خونریزی اینکار را انجام داد ؟</p>
<p>طبعا پاسخ یک کلمه بود، میشد !</p>
<p>ولی چرا انجام نشد، چون که ادامه حیات خائنانه رجوی نیاز به ریختن خون داشت تا در اذهان عامیانه مردم و جوامع بین المللی طوری وانمود کند که بهر قیمت باید حرفها و مزخرفات او را باور کنند، در صورتیکه دروغی بیش نبود.</p>
<p>چرا؟<br />
برای اینکه همیشه میگفت غرب رفتن یعنی رفتن به دهان بورژوازی! اما در آن شیرجه زد تا جان کثیفش را نجات بدهد .<br />
دیر نیست که خانواده های داغدار تار و پود لانه عنبکوتی شان را ازهم بدرند و دودمان شان را رهسپار قعر تاریخ بکنند. به امید این روز.</p>
<p>حمید آتابای</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61230">جنایات سران فرقه رجوی در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61230/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در کمپ اشرف چه گذشت؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61189</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61189?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2024 04:38:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخراج فرقه رجوی از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61189</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ایران اعتراضاتی بود و مسئولین سرسپرده سازمان مجاهدین به اعضا می‌گفتند ما مجاهدین پیشتاز اعتراضات هستیم و ما که در اشرف هستیم باید هژمونی قیام را داشته باشیم، به همین صورت اعضا را تحریک می‌کردند. من یادم هست که اعضای فریب خورده از همه جا بی‌خبر به درب اشرف که در کنترل نیروهای ارتش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61189">در ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در کمپ اشرف چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در ایران اعتراضاتی بود و مسئولین سرسپرده سازمان مجاهدین به اعضا می‌گفتند ما مجاهدین پیشتاز اعتراضات هستیم و ما که در اشرف هستیم باید هژمونی قیام را داشته باشیم، به همین صورت اعضا را تحریک می‌کردند. من یادم هست که اعضای فریب خورده از همه جا بی‌خبر به درب اشرف که در کنترل نیروهای ارتش عراق بود می‌رفتند و فحاشی می‌کردند و این مسئله کش پیدا کرده بود. اعضایی که به درب اشرف می‌رفتند اصلاً خبر نداشتند که برای چه به درب اشرف می‌روند و نیروهای عراقی را تحریک می‌کنند. نیروهای عراقی از این مسئله کلافه و ناراحت بودند. تعداد اعضایی که به دستور فرماندهان فاسد مغز، روز به روز بیشتر می‌شدند و درب اشرف از جمعیت آنها پر شده بود.</p>
<p>این موضوع باعث خشم و ناراحتی نیروهای عراقی که به جز حفاظت کار دیگری نمی‌کردند شده بود. نیروهای عراقی درصدد این بودند که در داخل اشرف ایستگاه و کنترل داشته باشند. نیروهای عراقی نمی‌خواستند درگیری به وجود بیاید. اما فرماندهان سازمان مجاهدین اعضا را تحریک می‌کردند که مرتب به درب اشرف بروند و فحاشی بکنند. به همین خاطر نیروهای عراقی درصدد این شدند که داخل اشرف ایستگاه پلیس بزنند تا بلکه این اوضاع را از نزدیک کنترل کنند.</p>
<p>از طرف دیگر مسعود رجوی چون دستش از داخل ایران کوتاه بود و کسی در اعتراضات برایش تره هم خرد نمی‌کرد می‌خواست با یک اقدام ضد انسانی و ایضایی، اعضایی که درون تشکیلات از همه جا بی‌خبر بودند با پلیس و نیروهای ارتش عراق درگیر کند. و اثبات کند که سازمان مجاهدین و خودش جلودار و پیشتاز اعتراضات در داخل کشور ایران است. و با این بهانه تحریکات بر علیه نیروهای عراقی را بیشتر و بیشتر کرد و اعضا را جلوی درب اشرف می برد تا به نقطه انفجار برساند.</p>
<p>روز ۶ مرداد اعضای مجاهدین، درگیری‌هایی با نیروهای عراقی پیدا کردند که در حد سنگ پرانی اعضا بود. هدف سازمان این بود که درگیری بیشتری انجام شود و کشته بدهد. اما چون در ۶ مرداد اتفاقی نیفتاد و کسی کشته نشد و به چند اسیر و زخمی خاتمه یافت رجوی به این قانع نشد چون دنبال ریختن خون اعضای نگونبخت بود. به همین خاطر در ۷ مرداد آماده باش کامل داد و افراد را به اطراف دربهای اشرف سرازیر کرد. نیروهای عراقی وقتی این تحریکات را دیدند عزم کردند که وارد اشرف بشوند و نیروهای آمریکایی هم که تعهد داده بودند که در مواقع ضروری و اضطراری حفاظت اشرف را داشته باشند جلوی چشم همه کنار کشیدند . در این روز هر خودرویی که می‌خواست وارد اشرف شود اعضای لایه پایین‌تر سازمان در خط مقدم قرار می‌گرفتند و فرماندهان سازمان از پشت سر با بلندگو و بیسیم اخطار به اعضا می‌کردند که نگذارند هیچ نیروی عراقی به هیچ وجه وارد اشرف شوند.</p>
<p>علی رغم همه تلاش‌هایی که اعضای سازمان کردند، نیروهای عراقی وارد اشرف شدند و نفرات را به گلوله بستند که تعدادی کشته و تعداد زیادی زخمی و مصدوم شدند. هرچند رجوی دنبال کشته‌های بیشتر بود اما به هدفش که کشته‌سازی و ریختن خون بود، رسید و از خون‌های به ناحق ریخته شده استفاده‌های سیاسی و تبلیغاتی زیادی برد و منظورش این بود که اگر اعتراضی در ایران هست پیشتاز سازمان مجاهدین و رجوی است و این هم قیمتی است که سازمان می‌دهد. در واقع ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ قابل پیشگیری بود اما مسعود رجوی دنبال مطرح شدن خودش بود که از این آب گل آلود چیزی نصیبش شود متاسفانه به جز ریختن خون ناحق اعضا و زخمی شدن تعداد زیادی از اعضا و به اسارت بردن تعدادی دیگر هیچ نتیجه دیگری در این واقعه وجود نداشت. و رجوی چیزی عایدش نشد به جز منفوریت بیشتر. بعد از ۶ و ۷ مرداد ، تبلیغات زیادی رجوی در اروپا و جاهای دیگری کرد و این واقعه را پیروزی جلوه داد و بر طبل و شیپور می‌زد که ما بردیم! جان انسان‌ها برایش هیچ ارزشی نداشت. این بود شمه‌ای از واقعه روز های تلخ ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در اشرف عراق.</p>
<p>ابراهیم مرادی &#8211; تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61189">در ۶ و ۷ مرداد سال ۸۸ در کمپ اشرف چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61189/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقایع ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در کمپ اشرف به روایت محمدرضا صدیق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61163</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61163?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Jul 2024 10:44:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا صدیق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61163</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از سقوط صدام حسین و روی کار آمدن دولت جدید قانونی عراق، با مذاکراتی که با نیروهای امریکایی انجام شد کنترل کمپ اشرف به ارتش عراق سپرده شد. از همان ابتدا رجوی در این مسیر سنگ اندازی می کرد و در واقع با ارتش عراق همکاری نمی کرد. رجوی نمی خواست بپذیرد که در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61163">وقایع ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در کمپ اشرف به روایت محمدرضا صدیق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از سقوط صدام حسین و روی کار آمدن دولت جدید قانونی عراق، با مذاکراتی که با نیروهای امریکایی انجام شد کنترل کمپ اشرف به ارتش عراق سپرده شد. از همان ابتدا رجوی در این مسیر سنگ اندازی می کرد و در واقع با ارتش عراق همکاری نمی کرد. رجوی نمی خواست بپذیرد که در خاک کشور دیگری مستقر است و باید تابع قوانین آن کشور باشد.</p>
<p>اوج درگیری میان مجاهدین خلق و ارتش عراق در 6 و 7 مرداد سال 1388 رخ داد. ارتش عراق، پس از روزها مذاکره با سران سازمان مجاهدین و حاصل نشدن توافق ، برای ورود به قرارگاه اشرف و احداث ایستگاه پلیس در این قرارگاه به زور متوسل شد.</p>
<p>مسعود رجوی نیروها را وادار کرد تا نیروها را وادار کردند تا با دستان خالی مانع ورود نظامیان عراقی به قرارگاه اشرف بشوند و به این ترتیب روزی خونین در تاریخ قرارگاه اشرف رقم خورد.</p>
<p>محمدرضا صدیق در گفتگو با خلیل انصاریان در برنامه دورهمی انجمن نجات آلبانی درباره وقایع 6 و 7 مرداد و مشاهدات خود توضیحاتی ارائه می کند.</p>
<p>محمدرضا صدیق همچنین در پایان با بیان این که بعد از 5 سال که از رهاییش از فرقه می گذرد، همچنان خاطرات روزهای سخت درون تشکیلات آزارش می دهد از دوستانش که همچنان در کمپ مانز اسیر هستند می خواهد تا هر چه سریع تر خود را از جهنم رجوی نجات بدهند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61163">وقایع ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در کمپ اشرف به روایت محمدرضا صدیق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61163/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مردادماه خونین اشرف را چه کسی رقم زد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61167</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61167?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Jul 2024 05:39:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61167</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از اینکه حفاظت اشرف به نیروهای عراقی سپرده شد، کم کم تنشها رو به افزایش یافت. در آن زمان رجوی برای توجیه کارهای خودش و کلاه گذاشتن بر سر اعضای خود به هر ترفندی دست میزد تا چند وقت قبل آمریکا خوب بود. یکمرتبه در یک نشست اعلام کرد که ما با همخون خودمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61167">مردادماه خونین اشرف را چه کسی رقم زد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از اینکه حفاظت اشرف به نیروهای عراقی سپرده شد، کم کم تنشها رو به افزایش یافت. در آن زمان رجوی برای توجیه کارهای خودش و کلاه گذاشتن بر سر اعضای خود به هر ترفندی دست میزد تا چند وقت قبل آمریکا خوب بود. یکمرتبه در یک نشست اعلام کرد که ما با همخون خودمان کار کنیم بهتر است و بعد از مدتی دوباره حرف عوض کرد و گفت ما جاده سنگلاخ عامری را میرویم، منظورش عراقیها بودند.</p>
<p>در آن زمان نیروهای آمریکایی در اشرف حضور داشتند ولی همه امورات دست عراقیها بود. هر روز یک تضادی پیش می آمد. رجوی انتظار داشت که مثل دورانی که آمریکا حفاظت را بعهده داشت تنظیم کنند. بدین منوال گذشت تا اینکه عراق برای حاکمیت بر تمامی عراضی خویش خواهان استقرار نیروی پلیس در اشرف شد. رجوی و دیگر سران مخالف این موضوع بودند. جلسه سه جانبه برگزار شد. آمریکا ناظر بود ولی این جلسه بجایی نرسید.</p>
<p>براستی چرا رجوی میخواست که این موضوع به خشونت کشیده شود؟ این سئوالی است که هیچ وقت به آن پاسخی داده نشد. براستی رجوی با اینکار دنبال چه بود؟ رجوی از دیر باز فکر میکرد که میتواند به همه موضوعات پاسخ دهد. یعنی به همه القا کرده بود که توانایی ژرف دارد و اطرافیان او هم میگفتند که برادر از غیب خبر دارد و مریم می‌گفت خداوند هیچ وقت زمین را بدون حجت نگذاشته، منظورش مسعود بود! خب باید دید با این همه القابی که به او داده بودند چرا چند دهه در جا میزد و بقول خودش من چندین بار تا بالای دیوار رفتم ولی خوردم زمین! براستی این همه درس عبرت نشده که اینقدر به خودت بها ندهی .</p>
<p>و اما در 6 و7 مرداد 1388 دولت عراق وقتی دید طرف مقابلش حرف خوش حالیش نیست از نیروی نظامی استفاده کرد و از سه جهت به اشرف تهاجم کرد و به هدف خود رسید که در این بین 11 کشته و تعداد زیادی زخمی و تعدادی را اسیر کردند. رجوی چند اشتباه محاسباتی داشت.</p>
<p>یکم فکر میکرد نیروهای آمریکایی مانع از خشونت خواهند شد و طرف رجوی را خواهند گرفت. دوم اینکه فکر میکرد اعضاء در صحنه تا به آخر خواهند جنگید و مانع پیشروی نیروهای عراقی خواهند شد .ولی همه اینها عکس شد و جلو چشمان نیروهای آمریکایی که قول حفاظت داده بودند اعضای سازمان را می‌کشتند. رجوی باز وارد صحنه شد البته نمیدانم در کدام ساحل امن گفت شلیک یک کیفیت بود. آقا انتظار داشت نیروهای عراقی تا دندان مسلح با شیرینی و شربت به استقبال اعضای مجاهدین بیایند؟! حالا قضاوت با شما است که رجوی چند دهه بود که اشتباه محاسبه داشت بخصوص آمدن به عراق به عراقی که در حال جنگ با ایران بود با این حال هیچوقت نگفت که من اشتباه کردم و می‌توانستیم با مسالمت همه چیز را حل کنیم ولی از آنجایی که رجوی همه کسانیکه با او مخالف هستند را منتسب به ایران قلمداد میکند لذا عده دیگری باید بهای آن را بپردازند و خون بدهند وی گفت من به هیچ کس پاسخگو نیستم. این یعنی انسان غیر متعهد به تمام موازین شناخته شده در جامعه &#8230;</p>
<p>علی هاجری &#8211; آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61167">مردادماه خونین اشرف را چه کسی رقم زد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61167/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره محمد رضا گلی از حضور خانواده ها پشت درب کمپ اشرف – قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58242</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58242?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jan 2024 05:44:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحصن خانواده های اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58242</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل گفتم هدف سازمان از اجازه ملاقات ها به خانواده ها در سال های نخست بعد از سرنگونی صدام این بود که خانواده هایی که به ملاقات عزیزانشان می آمدند مخصوصاً جوانترها را جذب سازمان کند. از طرف دیگر پدر و مادرهایی که بعد از ملاقات به ایران بر می گشتند را در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58242">خاطره محمد رضا گلی از حضور خانواده ها پشت درب کمپ اشرف – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58212">قسمت قبل</a> گفتم هدف سازمان از اجازه ملاقات ها به خانواده ها در سال های نخست بعد از سرنگونی صدام این بود که خانواده هایی که به ملاقات عزیزانشان می آمدند مخصوصاً جوانترها را جذب سازمان کند. از طرف دیگر پدر و مادرهایی که بعد از ملاقات به ایران بر می گشتند را در خدمت اهداف شیطانی خودشان بگیرند مثلا به آنها ماموریت می دادند که وقتی به ایران برگشتند با ایمیل همواره با سازمان در ارتباط باشند و یا در داخل ایران برای سازمان کاری انجام دهند. البته ناگفته نماند خیلی از خانواده ها در همین رابطه دستگیر شدند و اعتراف کردند فریب سازمان را خوردند. چون سازمان برای خوراک تبلیغاتی به این کار احتیاج داشت و برای رجوی ها اصلا جان خانواده ها مهم نبود. او برای اهداف سیاسی خود به این کار نیاز داشت.</p>
<p>سازمان درب سازمان را باز گذاشت تا خانواده ها بتوانند با عزیزانشان ملاقات کنند و در کمتر از 6 ماه سازمان مجاهدین در یک جمعبندی در رابطه با ملاقات خانواده ها به این نتیجه رسید که ضررش بیشتر از منفعتش است چرا که اعضایی که با خانواده های خود ملاقات کردند بعد از مدت کوتاهی از سازمان جدا شده و به تیف نزد آمریکایی ها پناهنده شدند. در واقع خانواده ها ضربه بزرگی به تشکیلات رجوی وارد کردند. با ریزش هایی که صورت گرفت، زیر آب شعار سران مجاهدین خلق زده شد که می گفتند اگر چه ما به تهران نرفتیم اما تهران را به اشرف آوردیم ( منظور حضور خانواده ها در اشرف بود ) . در نهایت به این نتیجه رسیدند که با ادامه ملاقات ها تشکیلاتش فرو می پاشد و تصمیم گرفتند ملاقات ها را ممنوع کنند و بهانه هم این بود که همه خانواده های داخل کشور عناصر اطلاعاتی هستند و این تهمت شامل همه پدران و مادران پیر می شد!</p>
<p>برای شخص من این تعریف و توجیه قانع کننده نبود زیرا نمی توانستم قبول کنم همه خانواده ها اطلاعاتی هستند. در واقع بعد از اعلام ملاقات ممنوع دیگر هیچ خانواده ای نمی توانست با عزیزانش ملاقات کند. ضمن این که رجوی از شدت ضربه ای که خورده بود خانواده ها را مورد توهین و ناسزا قرار داد و حتی به شکل زننده ای با سنگ و میله های تیز به آنها آسیب رساند و به آنها گفت: &#8220;خانواده الدنگ&#8221;!</p>
<p>بعد از این ماجرا من برای رجوی نامه نوشتم و به او گفتم برایم قابل هضم نیست که همه خانواده ها را اطلاعاتی بدانیم ضمن این که اگر چنین باشد پس نتیجه می گیریم حکومت ایران در بین مردم پایگاه مردمی دارد و مشروع است و در نتیجه مبارزه ما زیر سوال می رود؟ اگر خانواده مجاهدین اطلاعاتی هستند پس از بقیه مردم چه انتظاری هست؟! به رجوی گفتم اگر روزی خانواده من به ملاقاتم آیند من به دیدارشان می روم و سپس بر می گردم به قرارگاه اشرف. اگر این حرف را در زمان حکومت صدام در تشکیلات مجاهدین زده بودم معلوم نبود چه بلایی بر سرم می آوردند اما خوشبختانه شرایط سیاسی تغییر کرده بود و فضای نسبتاً بازی در داخل تشکیلات ایجاد شده بود و شرایط جدید به رجوی تحمیل شده بودو او دیگر قدرت قبلی را نداشت زیرا دیگر صدامی وجود نداشت که پشتیبان او باشد. به همین دلیل من جرات کردم مستقیم به رجوی انتقاد کنم و از فرمانش سرپیچی کنم .</p>
<p>ادامه دارد &#8230;</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58242">خاطره محمد رضا گلی از حضور خانواده ها پشت درب کمپ اشرف – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58242/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولین حضور خانواده های خوزستانی در مقابل پادگان اشرف &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58234</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58234?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jan 2024 11:07:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[19 فروردین 1390]]></category>
		<category><![CDATA[تحصن خانواده های اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58234</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل  از تاکید نخست وزیر عراق در رابطه با حق حاکمیت نیروهای عراقی بر پادگان اشرف گفتیم. دولت و ارتش عراق حفظ امنیت جانی اعضا مجاهدین خلق که بعنوان اشخاص پناهنده به عراق محسوب میشدند و در توافق با فرماندهان آمریکایی بر انجام آن ملتزم شده بودند را به مسئولین مجاهدین خلق اعلام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58234">اولین حضور خانواده های خوزستانی در مقابل پادگان اشرف &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58216">قسمت قبل</a>  از تاکید نخست وزیر عراق در رابطه با حق حاکمیت نیروهای عراقی بر پادگان اشرف گفتیم. دولت و ارتش عراق حفظ امنیت جانی اعضا مجاهدین خلق که بعنوان اشخاص پناهنده به عراق محسوب میشدند و در توافق با فرماندهان آمریکایی بر انجام آن ملتزم شده بودند را به مسئولین مجاهدین خلق اعلام کردند.</p>
<p>ستاد فرماندهی به دستور مژگان پارسایی جانشین مریم رجوی تشکیل جلسه دادند و مصوب کردند با ایجاد دیوار انسانی از اعضا مانع از حضور نیروهای ارتش عراق در اشرف شوند. ارتش عراق چندین بار اخطار داد و هشدارهای قبلی خود را تکرار کرد، ولی فرماندهان مجاهدین خلق به اعضا فرمان می دادند که از مقابل نیروهای ارتش عراق کنار نکشند. فرماندهان اعضا را تحریک و تهییج می کردند که به سربازان و فرماندهان عراقی فحاشی کنند و با سنگ و چوب و میله های آهنی به آنها حمله نمایند. در نهایت و بعد از اینکه تمامی اخطارها کارساز نشد، نیروهای عراقی درب را شکسته و وارد اشرف شدند. در جریان درگیری تعدادی از اعضای مجاهدین خلق کشته و زخمی شدند و از طرف عراقی هم چندین نفر مجروح گردیدند. فرماندهان مجاهدین خلق که خودشان از راه دور اوضاع را در کنترل خود داشتند دسته های دیگری از اعضای زن و مرد را در اطراف میدان گل ها جمع کردند تا مانع از ادامه پیشروی سربازان عراقی شوند و مستمرا به اعضا پیام می دادند تا آخرین نفر و نفس مقاومت کنند، حتی به قیمت اینکه تمامی نفرات کشته شوند.</p>
<p>ارتش عراق علیرغم تقلاهای بی فایده مجاهدین خلق به پیشروی خود ادامه دادند و در اهداف مشخص شده مستقر شدند. این درگیری ها در نهایت بعد از دو روز و با کشته شدن 11 نفر و مجروح شدن دهها نفر دیگر و موفقیت ارتش عراق پایان یافت. البته این درگیری ها در نهایت و با قربانی شدن اعضا باعث تغییر روش و تجدید نظر در اهداف جاه طلبانه رهبران مجاهدین خلق نشد بلکه آنها با ادامه لجبازی های خود تا سال 90 سعی کردند با تشکیل جلسات و انتقال تحلیل های غیر واقعی به اعضا وانمود کنند که به هر شکل ولو به بهای کشته شدن تمامی اعضا اجازه دخالت ارتش عراق در امور داخلی اشرف را نخواهند داد.</p>
<p>رجوی در خواب و خیال کسب قدرت در عراق انرژی و جان اعضا را صرف درگیری با ارتش عراق کرد، البته مسئولین مجاهدین خلق و در راس آنها مریم و مسعود هیچگاه فاش نکردند ترس آنها از حضور ارتش عراق در اشرف برای چیست؟ پاسخ برای همه مشخص بود، ایجاد پست های بازرسی و حضور سربازان عراقی در اشرف بعد از سالها می توانست انگیزه فرار اعضا را بالاتر ببرد. و برای رهایی از جهنم اشرف از سربازان عراقی کمک بگیرند. رجوی به نیروهایش گفته بود که شلیک مرز سرخ نیروهای مالکی است و او به هیچ وجه دستور شلیک مستقیم نمی دهد و در صورت حمله ارتش عراق، آمریکا دخالت خواهد کرد. بدین ترتیب اعضا را تشویق و تحریک به درگیری می کرد.</p>
<p>بدنبال همین تحریک های فرماندهان در سال 90 نیروهای عراقی در 19 فروردین از چندین نقطه شروع به پیشروی به داخل اشرف کردند و اقدام به تیراندازی نمودند. همه اعضا شوکه شده بودند چون بنا به گفته رجوی ارتش عراق قرار نبود شلیک کند. اما رجوی با وقاحت هرچه تمام تر پیام داد مگر در جنگ شیرینی تقسیم می کنند؟ من که به آنها گفته بودم بیا،بیا!</p>
<div id="attachment_25268" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-25268" class="size-full wp-image-25268" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_19_Farvardin.jpg" alt="اشرف" width="500" height="351" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_19_Farvardin.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_19_Farvardin-300x210.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-25268" class="wp-caption-text">رجوی از افراد به عنوان سپر انسانی استفاده کرد</p></div>
<p>در جریان این درگیری ها باز تعدادی از اعضای معترض و خواهان جدایی نیز کشته شدند. که بدین ترتیب مورد تسویه حساب تشکیلاتی قرار گرفتند. رجوی در نشست ماه مبارک رمضان تعارف را کنار گذاشت و گفت نیم درصدی در میان شما هست که می گویند ای کاش ششم مرداد و نوزدهم فروردین عملیاتی نمیشد و مقاومت نمی کردیم و کشته نمی دادیم، اما من و مریم از 360 و 470 کشته هم استقبال می کردیم!</p>
<p>درگیری با ارتش عراق و کشته شدن تعدادی از اعضا نگرانی و ناراحتی زیادی میان خانواده ها ایجاد کرده بود و مستمرا اخبار این درگیری ها را از طریق تماس با دفتر انجمن نجات خوزستان پیگیری می کردند. آن روزها خانواده ها شرایط و وضعیت روحی و روانی بدی را تجربه می کردند. از طرف دیگر طبق خبرهایی که از درون پادگان اشرف می رسید دافعه زیادی هم میان اعضا ایجاد شده بود و آنها بشدت نگران وضعیت آینده بودند، رجوی برای مقابله با این شرایط ایجاد شده در پادگان اشرف طی پیامی و بمنظور مقابله با موج نارضایتی اعضا و تحت الشعاع قرار دادن آن اعلام کرد هرکس در این شرایط بخواهد اشرف را ترک کند دستش به خون شهدای نوزدهم فروردین آغشته خواهد بود! و با این ترفند تلاش کرد همچنان اعضا را تحت اسارت خود داشته باشد.</p>
<p>با این حال سوالات اعضا و ابهامات آنها به قوت خود باقی بود. اولین سوالی که به ذهن اعضا خطور می کرد این بود که چرا هیچ یک از فرماندهان بالا و شورای رهبری در میان کشته شدگان نیست؟! مریم رجوی در چنین شرایطی در فرانسه چکار می کند؟</p>
<p>تلاش و درخواست خانواده ها برای رفتن به عراق و دیدن وضعیت عزیزانشان از نزدیک هر روز بیشتر میشد. آنها مستمرا اسامی اعضای کشته شده را سوال می کردند و نگران حضور وابستگان خود در میان کشته شدگان بودند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58234">اولین حضور خانواده های خوزستانی در مقابل پادگان اشرف &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58234/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اظهارات ابراهیم مرادی به مناسبت سالگرد قربانیان وقایع ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55473</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55473?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jul 2023 08:05:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55473</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از شکست مذاکرات ارتش عراق با سران مجاهدین خلق برای ورود به اردوگاه اشرف به نحوی مسالمت آمیز در مردادماه سال 1388، نظامیان عراقی به زور متوسل شدند و ایستگاه مورد نظر خود را در ضلع شمالی این اردوگاه احداث کردند. این تصمیم دولت مردمی عراق به منظور بازپس گیری زمین های غصبی بود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55473">اظهارات ابراهیم مرادی به مناسبت سالگرد قربانیان وقایع ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از شکست مذاکرات ارتش عراق با سران مجاهدین خلق برای ورود به اردوگاه اشرف به نحوی مسالمت آمیز در مردادماه سال 1388، نظامیان عراقی به زور متوسل شدند و ایستگاه مورد نظر خود را در ضلع شمالی این اردوگاه احداث کردند.</p>
<p>این تصمیم دولت مردمی عراق به منظور بازپس گیری زمین های غصبی بود که صدام حسین به زور از کشاورزان آن منطقه گرفته بود و در اختیار مسعود رجوی قرار داده بود.</p>
<p>ابراهیم مرادی از اعضای سابق مجاهدین خلق که در آن زمان در قرارگاه اشرف حضور داشته و از نزدیک شاهد روند جریانات بوده است در این باره می گوید:</p>
<p>از قبل از جریانات 6 و 7 مرداد ماه ، بارها برای ما نشست برگزار کردند و گفتند اگر توپ و تانکی وارد شد بدانید که همه مانور سیاسی است و ترس به خود راه ندهید.<br />
مرادی می گوید اما آنچه عملاً و در صحنه دیدیدم ، ریخته شدن خون 11 تن از دوستان مظلوممان و زخمی شدن بیش از هفتصد نفر بود.</p>
<p>عضو سابق مجاهدین خلق معتقد است که رجوی همیشه به دنبال کشته سازی است و تعداد کشته ها هر چه بیشتر باشد از نظر او بهتر و رضایت بخش تر است. او می گوید در این ماجرا ملاک رجوی، کشته شدن هزار نفر بود.</p>
<p>مرادی می گوید واقعا کدام سیاست مداری افراد وفادار خود را برای ماندگاری خودش به گلوله می سپارد؟!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55473">اظهارات ابراهیم مرادی به مناسبت سالگرد قربانیان وقایع ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55473/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جنایت سازمان مجاهدین خلق در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸  به روایت حمید محمد آتابای</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55472</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55472?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jul 2023 07:48:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حمید محمد آق آتابای]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55472</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از روی کار آمدن دولت جدید مردمی عراق به دنبال سقوط رژیم بعث، دولت جدید تصمیم گرفت زمین های غصبی را که صدام حسین به مجاهدین خلق اهدا کرده بودند پس بگیرد و به صاحبانش باز گرداند. دولت عراق بر آن بود تا ایستگاه پلیسی را در ضلع شمالی قرارگاه اشرف احداث کند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55472">جنایت سازمان مجاهدین خلق در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸  به روایت حمید محمد آتابای</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از روی کار آمدن دولت جدید مردمی عراق به دنبال سقوط رژیم بعث، دولت جدید تصمیم گرفت زمین های غصبی را که صدام حسین به مجاهدین خلق اهدا کرده بودند پس بگیرد و به صاحبانش باز گرداند.</p>
<p>دولت عراق بر آن بود تا ایستگاه پلیسی را در ضلع شمالی قرارگاه اشرف احداث کند و به این منظور مذاکرات متعددی را با سران سازمان مجاهدین خلق انجام داد. گفتنی است که ضلع شمالی قرارگاه اشرف ، زمین بایری بود که فقط قبرستان در آن واقع شده بود و هیچ ساختمان دیگری در این قسمت وجود نداشت.</p>
<p>سران سازمان از نیروها خواستند تا در مقابل نیروهای پلیس عراق ایستادگی کنند و مانع ورود آنها شوند. پلیس عراق بارها تذکر داد و باز هم با مقاومت مجاهدین خلق روبرو شد.</p>
<p>حمید آتابای عضو سابق سازمان مجاهدین خلق که در آن زمان در قرارگاه اشرف حضور داشته مشاهدات خود را این گونه بیان می کند:</p>
<p>صبح روز 6 مردادماه ، پلیس عراق وارد شد و قسمتهای خالی شمال کمپ اشرف را به تصرف درآورد. در ابتدا هیچ شلیکی نبود . وقتی شلیک ها شروع شد سران سازمان با بلندگو اعلام کردند که این شلیک ها مشقی هستند. مقاومت کنید تا پیروز شویم. اما تعداد زیادی از افراد کشته و زخمی شدند.</p>
<p>بعد از این واقعه مسعود رجوی نشستی برگزار کرد و با وقاحت تمام گفت من توقع داشتم هزار نفر کشته شوند. یازده نفر کشته شدند که یک درصد هم نشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55472">جنایت سازمان مجاهدین خلق در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸  به روایت حمید محمد آتابای</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55472/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقایع ۶ و ۷ مرداد سال ۱۳۸۸ به روایت خلیل انصاریان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55470</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55470?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jul 2023 07:28:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خلیل انصاریان]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55470</guid>

					<description><![CDATA[<p>6 و 7 مرداد ماه سال 1388، یک بار دیگر قدرت طلبی سازمان مجاهدین خلق منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از اعضا شد. ارتش عراق ، پس از روزها مذاکره با سران سازمان مجاهدین و حاصل نشدن توافق ، برای ورود به قرارگاه اشرف و احداث ایستگاه پلیس در این قرارگاه به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55470">وقایع ۶ و ۷ مرداد سال ۱۳۸۸ به روایت خلیل انصاریان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>6 و 7 مرداد ماه سال 1388، یک بار دیگر قدرت طلبی سازمان مجاهدین خلق منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از اعضا شد.</p>
<p>ارتش عراق ، پس از روزها مذاکره با سران سازمان مجاهدین و حاصل نشدن توافق ، برای ورود به قرارگاه اشرف و احداث ایستگاه پلیس در این قرارگاه به زور متوسل شد. سران سازمان بدون توجه به این که در خاک کشوری دیگر ، باید تابع قوانین دولت حاکم باشند، نیروها را وادار کردند تا با دستان خالی مانع ورود نظامیان عراقی به قرارگاه اشرف بشوند و به این ترتیب روزی خونین در تاریخ قرارگاه اشرف رقم خورد.</p>
<p>خلیل انصاریان از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که در آن زمان در قرارگاه اشرف حضور داشته و از نزدیک شاهد قضایا بوده است ماجرا را توصیف می کند:</p>
<p>بعدازظهر 6 مرداد ماه، همه یگان ها آماده شدند. ما را به درب شمالی قرارگاه اشرف فرستادند. در آنجا ما با نیروهای نظامی عراقی ائم از نیروهای پلیس و ارتش مواجه شدیم. گفته بودند نباید اجازه بدهید هیچ نیروی نظامی عراقی وارد کمپ اشرف بشود. میگفتند اشرف ناموس ماست و باید از ان دفاع کنیم. به این ترتیب احساسات ما را تحت تأثیر قرار می دادند. ما دستهایمان را زنجیرکردیم تا مانع ورود نظامیان شویم.</p>
<p>خلیل انصاریان از لحظاتی می گوید که سازمان نیروها را با دستان خالی وادار کرد تا در مقابل ارتش مسلح عراق قرار بگیرند و با نیروهای عراقی درگیر شوند. درگیری که می شد با گفتگو و مذاکره از بروزش جلوگیری کرد.</p>
<p>انصاریان می گوید به اعتقاد سران سازمان، راه مبارزه و راه سازمان مجاهدین خلق فقط با خون حل و فصل می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55470">وقایع ۶ و ۷ مرداد سال ۱۳۸۸ به روایت خلیل انصاریان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55470/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
