<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کمپ لیبرتی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d9%85%d9%be-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%aa%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کمپ-لیبرتی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 21 Jun 2026 09:19:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کمپ لیبرتی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کمپ-لیبرتی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 08:06:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68922</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها مصادف با یکی از حملات موشکی به کمپ لیبرتی است. این کمپ در نزدیکی فرودگاه بغداد، کمپ نظامیان آمریکایی بود که برای مدت زمان محدودی گروه مجاهدین خلق را در آن اسکان دادند. کمپ لیبرتی به &#8221; کشتارگاه&#8221; یا &#8220;تله مرگ&#8221; معروف بود زیرا از روزی که پای مجاهدین به این کمپ باز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922">خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها مصادف با یکی از حملات موشکی به کمپ لیبرتی است. این کمپ در نزدیکی فرودگاه بغداد، کمپ نظامیان آمریکایی بود که برای مدت زمان محدودی گروه مجاهدین خلق را در آن اسکان دادند.</p>
<p>کمپ لیبرتی به &#8221; کشتارگاه&#8221; یا &#8220;تله مرگ&#8221; معروف بود زیرا از روزی که پای مجاهدین به این کمپ باز شد اوضاع نه تنها خوب نشد بلکه بدتر از قبل هم شد. رجوی می‌گفت این موشک باران ها کار حکومت جمهوری اسلامی است ولی به اسم &#8220;معارضین عراقی&#8221; انجام می‌گیرد، ما هم می‌گفتیم چه فرقی می‌کند که چه کسی می‌&#x200d;‌زند؟ مهم این است که ما در حال جان دادن و جان باختن هستیم.</p>
<p>اعضای مجاهدین خلق که زندگی در لیبرتی را تجربه کرده‌اند، می‌دانند که زندگی در آنجا هیچ تفاوتی با زندگی در جهنم نداشت. کمپی که از ابتدای استقرار مجاهدین با حملات موشکی معارضین مواجه بود. اینکه چرا مسعود رجوی قبول کرد که به این کمپ برود خود جای سوال دارد. او می‌دانست که این کمپ که قبلا در دست نیروهای آمریکایی بود و مورد هجوم قرار می‌گرفت. دائما عملیات های موشکی بر علیه آن انجام می‌گرفت. این عملیات‌ها توسط عراقی‌های مخالف حضور آمریکایی‌ها در عراق انجام می‌شد.</p>
<p>کمپ لیبرتی که بعدها رجوی بر روی آن اسم &#8220;اشرف 2&#8221; گذاشت، تبدیل به یک تله مرگبار شده بود، این را نه تنها از بیرون تشکیلات می‌گفتند بلکه اعضای سازمان هم ورد زبانشان شده بود که &#8220;ما به کشتارگاه آمده ایم&#8221;. خودم بارها در فاکت‌های عملیات جاری که بصورت روزانه خوانده می‌شد تناقضم را بیان می‌کردم که اینجا محل دفن ما شده است. چرا باید به اینجا می‌آمدیم؟ قرارگاه اشرف هر چند دیگر مانند سابق جای آرام و دنجی نبود ولی هر چه بود از کمپ لیبرتی خیلی بهتر بود.</p>
<p>کمپ لیبرتی تماماً کانتینر و کانکس بود که مجاهدین با واژۀ &#8220;بنگال&#8221; از آن ها نام می‌بردند. به همین دلیل هیچ جای امنی وجود نداشت که در آن پناه بگیریم زیرا کانکس‌ها تماما از جنس پنل و چوب بودند که بشدت آسیب پذیر بودند. رجوی که این نگرانی را بین اعضای تشکیلات می‌دید مانند همیشه وعده می‌داد. مدام می‌گفت که از آمریکایی‌ها و عراقی‌ها و کمیساریای پناهندگان قول مساعد گرفته که برایمان سنگرهای بتونی بیاورند ولی تعداد محدودی سنگر آورده شد و بسیاری نمی‌توانستند به هنگام حملات موشکی جان بدر ببرند. تقریبا ماهی یک عدد حمله بود که عمدتاً شب‌ها انجام می‌شد. وقتی هم که از یک ماه می‌گذشت ما بین خودمان به شوخی می‌گفتیم که نگران شدیم، چرا نمی‌زنند!؟</p>
<p>براستی جهنم بود. یادم نمی آید که یک بار من در آن خراب شده براحتی دوش گرفته باشم. حمام رفتن اغلب افراد زیر پنج دقیقه بود زیرا ممکن بود هر لحظه موشک برخورد کند و در حمام تکه پاره بشویم. خیلی از موشک‌ها که به داخل کمپ اصابت می‌کرد علاوه بر ترکش دارای موج انفجارهای شدید بودند که باعث تلفات بیشتر می‌شد. من شاهد جنازه‌هایی بودم که اعضای بدن فرد از هم گسسته بود؛ بعضا باید تکه پاره آدمها را جمع می‌کردیم. یکی از نفرات بود که بعد از حمله موشکی قابل شناسایی نبود زیرا سرش کاملا از بدنش جدا شده و به در و دیوار کانکس‌ها پاشیده بود. مدتی طول کشید تا این جسد شناسایی شود.</p>
<p>روزی که از کمپ لیبرتی می‌رفتم بخودم گفتم هرگز برای اینجا دلتنگ نخواهم شد و برعکس هر گاه که اسمش بیاید تماما وجودم درد خواهد گرفت. این شرایط سخت و خطرناک را در شرایطی تحمل می‌کردیم که شبانه روز تحت نظارت دیکتاتوری رجوی زندگی میکردیم و روزانه باید در نشست‌های گروهی تحت فشار روانی قرار می‌گرفتیم.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922">خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک عکس، یک خاطره تلخ از محمد رضا صدیق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63354</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63354?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Dec 2024 08:13:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا صدیق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63354</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام به همه دوستان عزیز، عکسی که مشاهده می‌کنید برای خیلی از دوستان آشناست و خاطرات خیلی تلخی را به همراه می‌آورد از جمله برای خود من. برای کسانی که با دیدن این عکس چیزی یادشان نمی‌آید یا متوجه چیزی نمی‌شوند می‌خواهم در چند جمله یک خاطره از این عکس بگویم. عکسی که مشاهده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63354">یک عکس، یک خاطره تلخ از محمد رضا صدیق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به همه دوستان عزیز، عکسی که مشاهده می‌کنید برای خیلی از دوستان آشناست و خاطرات خیلی تلخی را به همراه می‌آورد از جمله برای خود من. برای کسانی که با دیدن این عکس چیزی یادشان نمی‌آید یا متوجه چیزی نمی‌شوند می‌خواهم در چند جمله یک خاطره از این عکس بگویم. عکسی که مشاهده می‌کنید یکی از سنگرهای لیبرتی در عراق است که ما به مدت ۴ سال در این کمپ سکونت داشتیم. سازمان جنایتکار مجاهدین خلق وقتی قرار شد اشرف را ترک کنیم به ما قول امنیت بیشتر در لیبرتی را داد و می‌گفت لیبرتی کنار فرودگاه بغداد هست و امنیت آن ۱۰۰ است. حتی خود مسعود رجوی چند بار نشست گذاشت و گفت امنیت لیبرتی از اشرف خیلی بیشتر است و یک سری از سران فرقه که اسمشان مسئول بود پای حرف مسعود رجوی مهر می‌کردند که بله خیلی امنیت داریم و دیگر هیچکس آسیب نمی‌بیند. من خودم که مغزشویی شده بودم باور کردم که خوب درست می‌گویند لااقل می‌رویم آنجا و دیگر از چوب و چماق خبری نیست. البته این را بگویم که منظور از چوب و چماق همان دسیسه‌هایی بود که خود تشکیلات رجوی برای زد و خورد با عراقی‌ها فراهم می‌کرد.</p>
<p>سالی که ما از اشرف به لیبرتی رفتیم تمام دیوارها و سنگرها دور تا دور بنگال‌ها کشیده شده بود اما به محض ورود ما سازمان اعلام کرد که اینجا زندان است و این همه دیوار به درد ما نمی‌خورد نگو این کثافت‌ها یک نقشه شوم‌تر در سر دارند. یعنی تشکیلات رجوی به همین دلیل به تمام جوامع بین‌المللی و سازمان‌ها اعلام کردند که عراق در لیبرتی زندانسازی کرده است و دولت عراق هم مجبور شد و آمد و همه دیوارهای دور بنگال‌ها را برداشت. بعد از مدتی یک موشک از سمت فرودگاه از بالا سر لیبرتی رد شد و آن طرف به زمین خورد دوباره سازمان شروع کرد که ای وای ای هوار که باید دیوارها برگردد، اینجا امنیت ندارد. در یک ذهن آگاه و خردمند این رفتار سازمان خیلی مشکوک می‌زند! چرا که تو مگه سازمان سیاسی نظامی نیستی؟ مگه یک دشمن نداری پس چرا به دروغ می‌گویی اینجا زندانسازی شده در حالی که نیت تو فقط به کشتن دادن نفرات است. اما سازمان فقط  در تبلیغات خودش داد و فغان می‌کرد که الا بالله باید دیوارها برگردد.</p>
<p>منظور من از این چند کلام این است که این سازمان سراپا دروغ است کما اینکه ما بعدها فهمیدیم که اصلاً تمام نیاتش شوم است و صرفاً برای از بین بردن ماها این کار را کرده بود. چون در فاصله یک سال چند بار مورد حمله موشک قرار گرفتیم و خیلی آسیب‌ها دیدیم که مختصات ما را خود سازمان به طرف حسابان می‌داد. عکس اول که یک سنگر هست آنجا خانه و کاشانه ما بود یعنی در یک سنگر  یک و نیم در یک و نیم ۶ نفر استراحت می‌کردند و همچنین محل غذاخوری بود. من خودم بعد از سال‌ها وقتی به این عکس‌ها نگاه می‌کنم تمام وجودم به درد می‌آید و با خودم می‌گویم این رجوی که مدعی آزادی بود چرا می‌خواست ما را آنجا به کشتن بدهد.</p>
<p>محمدرضا صدیق</p>
<div id="attachment_63355" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-63355" class="size-full wp-image-63355" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Liberty-Camp-1.jpg" alt="کمپ لیبرتی" width="600" height="392" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Liberty-Camp-1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Liberty-Camp-1-300x196.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-63355" class="wp-caption-text">کمپ لیبرتی</p></div>
<div id="attachment_63356" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-63356" class="size-full wp-image-63356" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Liberty-Camp-2.jpg" alt="کمپ لیبرتی" width="600" height="331" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Liberty-Camp-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Liberty-Camp-2-300x166.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-63356" class="wp-caption-text">کمپ لیبرتی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63354">یک عکس، یک خاطره تلخ از محمد رضا صدیق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63354/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه انقلاب طلاق منجر به بیگاری بیشتر نیروها شد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60160</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60160?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2024 12:02:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60160</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از انقلاب مسخره طلاق در درون سازمان مجاهدین خلق، رجوی به این نتیجه رسید که باید افراد را به بیگاری بگیرد تا دیگر کسی بعد از انقلاب طلاق به فکر زن و خانواده نباشد و استارت این کار را مریم رجوی زن سومش بعد از به قدرت رسیدن در سازمان زد. او به مسئولین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60160">چگونه انقلاب طلاق منجر به بیگاری بیشتر نیروها شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از انقلاب مسخره طلاق در درون سازمان مجاهدین خلق، رجوی به این نتیجه رسید که باید افراد را به بیگاری بگیرد تا دیگر کسی بعد از انقلاب طلاق به فکر زن و خانواده نباشد و استارت این کار را مریم رجوی زن سومش بعد از به قدرت رسیدن در سازمان زد. او به مسئولین عنوان کرد از افراد آنقدر کار بکشید که وقتی به محل استراحت می روند مانند جنازه به خواب بروند و به مسائل دیگری فکر نکنند، چون فکر کردن یک کار شیطانی است .</p>
<p>ابتدا این شیوه کار به طور مستمر در مناسبات ادامه داشت و مسئولین برای نفرات برنامه ریزی می کردند که حتی یک ساعت هم بیکار نمانند.</p>
<p>وقتی سازمان اشرف را با خفت و خواری ترک کرد و به لیبرتی ( کمپ ترانزیت موقت) انتقال یافتند، فکر می کردیم که این محل موقتی است و مانند اشرف کار زیادی نداریم؛ چون خود مسئولین در موقع رفتن به لیبرتی عنوان داشتند بطور موقت به لیبرتی می رویم اما این سطح قضیه بود و داستان بیگاری کشیدن افراد در لیبرتی مانند اشرف دنبال شد.</p>
<p>لیبرتی محل شکار صدام بود و منطقه باتلاقی بود که با سرنگونی صدام، نیروهای آمریکایی محل مورد نظر را سم زدایی کردند و با شن منطقه را به محل اسکان تبدیل کردند .</p>
<p>به محض ورود به لیبرتی، مسئولین به ما گفتند ما قصد نداریم به دامن بوژوازی برویم و می خواهیم در لیبرتی و در عراق بمانیم . این حرف یعنی شروع یک برنامه ریزی برای بیگاری!</p>
<p>در لیبرتی مسئولین سعی می کردند برای بیگاری کشیدن از افراد، وسایل ابتدایی کار مانند بیل و فرغون را تهیه نکنند و به دروغ عنوان می کردند مسئولین عراقی و آمریکایی اجازه ورود این وسایل را نمی دهند و ما باید خودمان کارها را با دست انجام بدهیم و با دست خالی زمین ها را می کندیم.</p>
<p>ابتدا دستور داده شد شن های ریخته شده در محوطه لیبرتی را جمع آوری کنیم و این کار از ساعت شش صبح تا هفت و نیم عصر ادامه داشت و ساعت 9 شب هم به نشست های تشکیلاتی رفته و تا ساعت 11 این کار ادامه داشت. وقتی به محل استراحت می رفتیم به واقع افراد مانند جنازه روی تخت به خوابی عمیق فرو می رفتند و کسی حتی حوصله حرف زدن هم نداشت.</p>
<p>وقتی دستور جمع آوری شن ها داده شد بعد از چند روز تلاش مستمر، روزی مژگان پارسایی مسئول اول از محل بازدید کرد و دستور داد باید شن های جمع آوری شده را به محل خود بازگردانیم و این کار شروع بیگاری کشیدن دیگری در گرمای طاقت فرسای عراق بود. البته باید به این نکته هم اشاره کنم زنان هیچ کدامشان کار نمی کردند و فقط زیر کولر بودند و شعار مبارزه و کار کردن می دادند و این افراد پائین تشکیلات بودند که با جان کردن و با دست خالی به بیگاری کشیده می شدند و بعد از درست شدن محوطه لیبرتی باز این افتخار برای زنان مسئول بود و باز شعار سر دادند که با توسل به انقلاب طلاق بود که افراد منطقه خالی را دوباره شکوفا کردند.<br />
البته برای بیگاری کشیدن از افراد دستگاه تبلیغاتی رجوی هر روز در موقع بیگاری از نفرات فیلم می گرفت که اگر روزی فردی فوت کند فیلم هایشان را نشان داده و اثبات کند که نفرات با امید به مبارزه و پیروزی خیالی رجوی در حال کار کردن هستند.</p>
<p>البته همانگونه که از ابتدا به ما گفته شده بود لیبرتی محل موقت بود ولی به گوش مسئولین زن سازمان نمی رفت و با برگزاری نشست های تشکیلاتی سعی می کردند در ذهن افراد فرو کنند سازمان هرگز عراق را ترک نخواهد کرد. ولی بعد از چند سال شاهد بودیم چگونه کل سازمان به آلبانی فرستاده شدند و لیبرتی که با بیگاری کشیدن نفرات آباد شده بود به خود عراقی ها واگذار شد و جالب اینکه مریم رجوی با دریدگی خاص خودش عقب نشینی و فرار از عراق را یک پیروزی برای خود و سازمانش نامید و با پررویی عنوان کرد که ما در موقع جابجایی تلفاتی نداشتیم و توطئه را از بین بردیم! ولی او هرگز به این سئوال پاسخ نداد که عراق روزی همه چیزتان بود چرا با خفت و خواری آنجا را ترک کردید؟ چرا اکنون به دامن بورژوازی خزیده و آنرا پیروزی اعلام می کنید؟ از آنجایی که هرگز رجوی حاضر به پاسخگویی نیست در این زمینه با شانتاژ باز حاضر به پاسخگویی حتی به نیروهای خود نشد.</p>
<p>سازمان مجاهدین در درون خودش یک برده داری نوین به راه انداخته و افراد در درون این سازمان به عنوان یک ابزار شناخته می شوند که در راستای مطامع رهبری باید جان بکنند و اگر کشته هم شوند مهم نیست.</p>
<p>مجید محمدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60160">چگونه انقلاب طلاق منجر به بیگاری بیشتر نیروها شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60160/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کمپ مجاهدین خلق &#124; جایی که خندیدن هم ممنوع بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60132</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60132?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 May 2024 05:00:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60132</guid>

					<description><![CDATA[<p>می خواهم خاطره ای از درون مناسبات تعریف کنم تا برای همه روشن شود مسائلی که رجوی ها مطرح می کنند دروغی بیش نیست و حرف مفتی است که تنها به درد نیروهایش می خورد . بعد از ورود به کمپ لیبرتی دولت عراق و نیروهای نظامی آمریکا قانونی به سازمان اعلام کردند که تجمع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60132">کمپ مجاهدین خلق | جایی که خندیدن هم ممنوع بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>می خواهم خاطره ای از درون مناسبات تعریف کنم تا برای همه روشن شود مسائلی که رجوی ها مطرح می کنند دروغی بیش نیست و حرف مفتی است که تنها به درد نیروهایش می خورد .</p>
<p>بعد از ورود به کمپ لیبرتی دولت عراق و نیروهای نظامی آمریکا قانونی به سازمان اعلام کردند که تجمع در کمپ ممنوع می باشد و به همین خاطر مسئولین سازمان به خاطر اینکه کار نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی را هر جور شده برگزار نمایند دستور دادند هر قسمت در کانکس خودشان به صورت چند نفره نشست ها را برگزار نمایند . در یکی از همین نشست های روزانه به نام عملیات جاری یکی از مسئولین به نام علیرضا حکیمی که با نام مستعار عسگر نامیده می شد در کانکس محل استراحت نشست روزانه را برگزار نمود.</p>
<p>در همین موقع از طرف کمیساریا و نیروهای آمریکایی سر زده وارد محوطه شده و داخل کانکس ما شدند. ما که وضعیت را خراب شده می دیدیم بحث را عوض کردیم و دفترچه ها را در داخل پیراهن خودمان قرار دادیم و برای اینکه نشست لو نرود شروع به تعریف کردن از فیلم کردیم و الکی خندیدیم و آنان نیز شروع به خندیدن کردند و نزدیک به دو ساعت مشغول این کار بودیم.</p>
<p>البته باید به این نکته اشاره کنم که همین دو ساعت خندیدن و جوک گفتن بهترین شرایطی بود که در سازمان داشتیم اما بعد از رفتن نیروهای کمیساریا و آمریکایی ها این خنده ها را از دماغ ما در آوردند و با برگزاری نشست شروع به فحش و ناسزا گفتن کردند مبنی بر این که چرا الکی خندیدیم و هر کسی باید در این باره فاکتها را پروژه کرده و در نشست بعدی بخواند و این گونه سعی می کردند ما را تحت فشار روانی قرار بدهند .</p>
<p>رجوی هرگز حاضر نبود در درون سازمان کسی حتی برای چند لحظه هم خوشحال باشد! چون درون سازمان همیشه باید فحش و ناسزا بشنوی و خندیدن و خوشحالی بوی زندگی طلبی دارد و فرد را به گذشته برده و این یعنی رد کردن مرز سرخ .</p>
<p>افراد در درون سازمان مجاهدین همیشه باید بدهکار و ناراحت باشند و هرگز نباید رنگ خوشحالی را ببینند و هرگز نباید خنده بر روی لب کسی دیده شود. چون حتی اگر خنده اش الکی باشد باید به مسئول جواب پس بدهد و برای سرکوفت زدن آنرا به خون به اصطلاح شهدا ربط داده و اینکه با وجود کشته شدن افراد نباید رنگ خوشحالی و خنده در مناسبات وجود داشته باشد و همه چیز باید به سمت رهبری سازمان باشد و اوست که مشخص می کند چکار باید بکنیم یعنی فرد در درون سازمان باید خون و نفس اش در اختیار رهبری سازمان باشد و افراد باید مانند برده در خدمت رجوی ها باشند و اگر دم از آزادی و حقوق برابر برای همه مردم می زنند دروغی بیش نیست و این را ما اعضای جدا شده به خوبی با پوست و گوشت خود حس کردیم .</p>
<p>مجید محمدی &#8211; سوادکوه</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60132">کمپ مجاهدین خلق | جایی که خندیدن هم ممنوع بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60132/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۱ برگ دیگری از جنایات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58767</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58767?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Feb 2024 08:15:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58767</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه تبهکار رجوی برغم ساقط شدن دولت دیکتاتوری صدام حسین در سال 1382 بتوسط آمریکا و حامیانش، بجای اینکه نیروهایش را از مهلکه جنگ و درگیری از عراق به کشورهای بیطرف سوم انتقال دهد نابخردانه برماندن در عراق و مقرهای اهدایی صدام اصرار ورزید و از جان اعضایش قیمت داد. در همین راستا در تاریخ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58767">۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۱ برگ دیگری از جنایات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه تبهکار رجوی برغم ساقط شدن دولت دیکتاتوری صدام حسین در سال 1382 بتوسط آمریکا و حامیانش، بجای اینکه نیروهایش را از مهلکه جنگ و درگیری از عراق به کشورهای بیطرف سوم انتقال دهد نابخردانه برماندن در عراق و مقرهای اهدایی صدام اصرار ورزید و از جان اعضایش قیمت داد.</p>
<p>در همین راستا در تاریخ 21 بهمن ماه 1391 شماری دیگر را در حمله موشکی معارضین عراقی به <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13900">لیبرتی</a> به قربانگاه فرستاد تا مریم رجوی بتواند دو روز بعد با علم کردن قاب عکسهایشان در اورسورداواز فرانسه، ناجوانمردانه بهره وری داشته و با مقصر جلوه دادن دولت وقت عراق خود را طلبکار جنایات به وقوع پیوسته معرفی کرده و پاسخگوی جنایاتش نباشد که البته تاریخ بیاد خواهد داشت که چگونه سران جاه طلب مجاهدین خلق در راستای دسترسی به قدرت که برآمده از وهم و خیالشان بوده، ناگزیر روزی باید در پیشگاه عدالت مورد مواخذه قرار بگیرند که امری قطعی خواهد بود.</p>
<p>لازم به ذکر است که اکبر عزیزی و پوران نجفی دو تن از قربانیان این حادثه تلخ از استان گیلان – رشت بودند که خانواده هایشان متحمل مصیبتی جانگداز شدند و مسعود رجوی عامل اصلی این جنایت را لعن و نفرین کردند.</p>
<p>خانواده های داغدیده اکبر عزیزی و پوران نجفی بعد از گذشت یازده سال از وقوع این جنایت غمبار، در تماس تلفنی با مسئول انجمن نجات گیلان خواستار رسیدگی و پاسخگویی رجوی به این جنایت در پیشگاه عدالت شدند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58767">۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۱ برگ دیگری از جنایات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58767/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولین حضور خانواده های خوزستانی در مقابل پادگان اشرف &#8211; قسمت پنجم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58283</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58283?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jan 2024 08:54:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58283</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل درباره انتقال اعضای مجاهدین خلق به کمپ لیبرتی مطالبی شد. رهبران مجاهدین خلق و در راس آنها مسعود و مریم رجوی تصور می کردند که با عقب نشینی و استقرار در لیبرتی از دست خانواده ها خلاصی خواهند داشت و حتی یکی از پیش شرط های خروج از اشرف و انتقال به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58283">اولین حضور خانواده های خوزستانی در مقابل پادگان اشرف &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58260">قسمت قبل</a> درباره انتقال اعضای مجاهدین خلق به کمپ لیبرتی مطالبی شد. رهبران مجاهدین خلق و در راس آنها مسعود و مریم رجوی تصور می کردند که با عقب نشینی و استقرار در لیبرتی از دست خانواده ها خلاصی خواهند داشت و حتی یکی از پیش شرط های خروج از اشرف و انتقال به لیبرتی را عدم حضور خانواده ها در لیبرتی اعلام کرده بودند. ولی بعد از یک وقفه کوتاه مدت کابوس خانواده ها بار دیگر خواب خوش را از چشمان رجوی ربود.</p>
<p>در این دوران مجاهدین خلق با چند حمله به محل استقرار خود در لیبرتی مواجه بودند که از جمله می توان به دو حمله در سال 92 و 94 اشاره کرد که در جریان آنها تعدادی از مسئولین بلندپایه از جمله حسین ابریشم چی کشته شدند. مسئولیت این حملات را گروهی بنام ارتش مختار بعهده گرفتند. که گفته میشد از اعضای خانواده های شیعه عراقی بودند که در جریان سرکوب قیام مردم بر علیه صدام توسط مجاهدین خلق سرکوب شده بودند. خانواده ها بعد از یک وقفه کوتاه مدت بار دیگر برای آزادی وابستگان خود در مقابل کمپ لیبرتی حاضر شدند. حضور خانواده ها که تاثیرات زیادی به لحاظ روحی و روانی بر اعضا می گذاشت و از طرف دیگر حملات موشکی به لیبرتی عرصه را بر مسئولین مجاهدین خلق تنگ تر کرده بود و بناچار آنها برای فرار از زیر فشار خانواده ها پیشنهاد مشترک سازمان ملل و دولت آمریکا و عراق برای خروج از عراق و انتقال به آلبانی را پذیرفتند.</p>
<p>در سال 1395 پس از تعطیلی اردوگاه لیبرتی، اعضای مجاهدین خلق به آلبانی و برخی کشورهای اروپایی منتقل شدند. دولت آلبانی ما به ازای پذیرش مجاهدین خلق 25 میلیون دلار از دولت آمریکا دریافت کرد و عربستان سعودی نیز بمنظور رونق بخشیدن به اقتصاد به شدت ضعیف این کشور روابط اقتصادی خود را با آلبانی گسترش داد. نیروهای مجاهدین خلق در ابتدای ورود به آلبانی در آپارتمان هایی در داخل شهر تیرانا مستقر شدند ولی به دلیل جاذبه های زندگی بیرون و حضور در مناسبات باز اجتماعی و خانوادگی که سالها به دلیل زندگی قرنطینه ای در اشرف و عراق از آن محروم بودند، به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و تعداد زیادی از آنها در همان سال اول از تشکیلات جدا شدند. برای یک عضو زن و یا مردی که سالها صدای خنده یک کودک را نشنیده و یا یک زوج را دست در دست یکدیگر به همراه جمع خانواده در خیابان ندیده بودند، دیدن این صحنه ها به لحاظ جنبه های عاطفی و احساسی غیرقابل باور بود و دیگر نمی توانستند خود را با مناسبات بسته مجاهدین خلق وفق دهند، آنها یک سبک زندگی جدید را تجربه می کردند که سالها بوسیله رهبران مجاهدین خلق به عنوان یک فرهنگ ضد ارزشی بر آنها تحمیل شده بود.</p>
<p>وضعیت جدید اعضا و عدم انطباق آنها با مناسبات تشکیلاتی بعد از حضور در آلبانی که کیفا با شرایط عراق متفاوت بود، مسئولین مجاهدین خلق را در فکر چاره اندیشی فرو برد، آنها به عینه خطر فروپاشی را در صورت ادامه این روند احساس می کردند. از طرف دیگر انتقال اعضا از عراق به آلبانی برای خانواده ها خبر خوشایندی بود زیرا از یک طرف از تهدیدات حملات موشکی در امان بودند و از طرف دیگر با حضور آنها در کشور آلبانی که یک کشور نیمه دمکراتیک محسوب میشد احتمال برقراری تماس و یا دیدار با آنها بعد از سالها قابل تصورتر بود و از این بابت خوشحال بودند.</p>
<p>مسئولین مجاهدین خلق در نهایت برای خروج از این وضعیت شکننده به فکر چاره افتادند و ضمن توافق با دولت آلبانی که البته با حمایت های راهبردی دولت آمریکا و سفارت این کشور در آلبانی صورت می گرفت به توافق رسیدند که نیروها را از شهر به یک دهکده دور افتاده بنام مانز منتقل کنند. در این کمپ که اشرف 3 نام گرفت همانند پادگان اشرف در عراق اعضا بار دیگر تحت حصارهای ذهنی و فیزیکی قرار گرفتند و ارتباط آنها مجددا با دنیای آزاد قطع گردید. نشست های اجباری کنترل ذهن بار دیگر در دستور کار قرار گرفت. ابتدا اعضا در دسته های چهار نفره و تحت کنترل و اسکورت فرماندهان جهت خرید و یا مراجعات پزشکی به شهر تردد داشتند ولی بدنبال شیوع ویروس کرونا فرماندهان مجاهدین خلق به بهانه سلامتی اعضا کلا تردد به خارج از مقر و داخل شهر را ممنوع اعلام کردند.</p>
<p>برخلاف انتظارات خانواده ها که فکر می کردند با تغییر شرایط آلبانی به نسبت عراق می توانند با دست بازتری با وابستگان خود تماس برقرار کنند و یا آنها را ملاقات نمایند، نامه های بسیاری را برای رییس جمهور و نخست وزیر آلبانی نوشته و ارسال کردند، ولی هیچ پاسخی دریافت نکردند. رمسا شعبه کمیساریا ملل متحد در آلبانی که نقطه امید خانواده ها و اعضای جداشده تلقی میشد به دلیل تبانی رهبران مجاهدین خلق و حمایت های دولت آلبانی و سفارت آمریکا از فشارهای آنها بر رمسا تعطیل شد و کارکنان آن که خدمات پزشکی و دارویی و گاها مالی به جداشدگان ارائه می دادند خاک آلبانی را ترک کردند. این اتفاق مشکلات اعضای جداشده و خانواده ها را افزون تر نمود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58283">اولین حضور خانواده های خوزستانی در مقابل پادگان اشرف &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58283/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کمیساریای عالی پناهندگان در کمپ لیبرتی و اشرف ۳ &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57608</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57608?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Dec 2023 11:34:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخراج فرقه رجوی از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57608</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت اول این مطلب عرض کردم که تمامیت سازمان درگیر با کمیساریای عالی پناهندگان شده بود و واقعا روزی نبود که مسعود رجوی شخصا یک پاراگراف پیام نفرستد و در آن پیامش حرفی از کمیساریا نزده باشد، نشست های متعدد و توجیهات بسیار مُطول و طولانی جهت نحوۀ برخورد با کمیساریای عالی پناهندگان برگزار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57608">کمیساریای عالی پناهندگان در کمپ لیبرتی و اشرف ۳ &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57534">قسمت اول</a> این مطلب عرض کردم که تمامیت سازمان درگیر با کمیساریای عالی پناهندگان شده بود و واقعا روزی نبود که مسعود رجوی شخصا یک پاراگراف پیام نفرستد و در آن پیامش حرفی از کمیساریا نزده باشد، نشست های متعدد و توجیهات بسیار مُطول و طولانی جهت نحوۀ برخورد با کمیساریای عالی پناهندگان برگزار می شد تا افراد در مواجه شدن با نمایندگان کمیساریا آنان را دشمن ببینند و نه دوست !</p>
<p>در آن نشست ها بویژه نشست هایی که مسعود رجوی برگزار میکرد مسئولین می آمدند و گزارش هایی در خصوص کمیساریا به مسعود رجوی میدادند که شنیدن برخی مطالب برای خود ما بسیار جالب بود! مثلا اینکه در دستور کار سازمان قرار دارد که تمام رفت و آمدهای نمایندگان کمیساریا به لیبرتی ثبت و گزارش دقیق شده و بسرعت به بالا اطلاع رسانی شود!</p>
<p>و یا اینکه چند نفر در طول روز برای مصاحبه فرستاده شده اند و چه سوالاتی از افراد پرسیده شده و آنان چه جواب هایی داده اند و بعد از بحث و بررسی ها نتیجه گیری شده و تجارب مصاحبه ها به افرادی که قرار است به مصاحبه بروند منتقل گردد تا در مقابل کمیساریا کم نیاورند و یا بقول آنها &#8220;بای&#8221; ندهند.</p>
<p>اینها را به صورت جمعی بیان میکردند که افراد بدانند که مصاحبه ها و رفت و آمدهای کمیساریا تحت نظر شدید بوده و در بالاترین نقطه که همان رهبری سازمان باشد رصد شده و کنترل میگردد. در واقع میخواستند بدین وسیله افراد را ترسانده و زهر چشم بگیرند که اگر کسی دست از پا خطا کند با رهبری طرف است ، یعنی که موضوع بسیار جدی و حیاتی بوده و قابل گذشت نیست و هر کسی که بای داده و دست از پا خطا کند باید مورد حسابرسی قرار بگیرد.</p>
<p>از این رو بود که هر کسی برای مصاحبه میرفت بلافاصله بعد از برگشت باید گزارش کامل رفت و برگشت خود، همراه با ریزترین جزئیات مصاحبه را دقیق نوشته و به مسئول بالاتر خود میداد و آنها نیز با سرعت آن گزارش را از طریق سلسله مراتب به دست رهبری سازمان میرساندند تا آنان نیز اگر ابهامی وجود دارد از نفر مصاحبه شونده سوال کنند و اگر دروغی در این میان است برملا شده و فرد خاطی مورد مواخذه قرار گیرد تا درس عبرتی برای کسانی باشد که بعداً میخواهند برای مصاحبه بروند.</p>
<p>اگر بخواهم راستش را بگویم اینگونه برخوردها بی تاثیر هم نبود و افراد تحت تاثیر قرار گرفته و در مواجه با کمیساریا خیلی محتاطانه برخورد میکردند، حتی در توجیهات طوری وانمود می شد که گویا در بین نفرات کمیساریا کسانی هستند که با سازمان ارتباط دارند و گزارش مصاحبه ها را به سازمان میرسانند! اما به مرور زمان همگی متوجه شدیم که تمام این زرنگ بازیها تو خالی بوده و اساسا کسی از داخل کمیساریا برای سازمان خبرچینی نمی کند و از این خبرها نیست.</p>
<p>اما بعد از مصاحبه فرد مصاحبه شونده باید یک سناریویی می چید که بیاید و گزارشی ارائه بدهد که نزدیک به واقعیت بوده و به باورهای داخل تشکیلات نزدیک تر باشد.</p>
<p>جالب اینکه رفته رفته هم خود فرد میدانست که دارد گزارش دروغ تحویل مسئولین سازمان میدهد و هم سازمان می دانست که دیگر کنترل از دست خارج شده و افراد گزارشاتشان با واقعیت همخوانی ندارد و دروغ تحویل میدهند، ولی چکار می توانستند بکنند؟ هیچی !</p>
<p>دراین وسط مریم رجوی به دستور مسعود رجوی هر از گاهی به صحنه می آمد و میخواست بگوید که کمیساریای عالی پناهندگان هیچ کاری برای انتقال ساکنین انجام نمی دهد و فقط کار شکنی میکند و اگر کاری پیش میرود فقط توسط خودمان یعنی سازمان است، هر کاری پیش میرود توسط عناصر سازمان و حامیان آنان در کشورهای خارجی بوده است، چه مالی چه سیاسی. حتی هزینه های انتقال از یک ریالش گرفته تا آخرین هزینه ها تماما توسط سازمان پرداخت می شود ، حتی یادم هست که گفته می شد هواپیمایی که برای انتقال در نظر گرفته شده است متعلق به خطوط هوایی اوکراین بوده و اجاره شده است تا ساکنین را در چند نوبت از عراق به آلبانی منتقل نماید!</p>
<p>ولی ما میدانستیم که سران سازمان و بویژه رهبری آن قصد بزرگ نمایی داشته و میخواهند جنبۀ مثبت این اقدامات را به جیب خود ریخته و جنبۀ منفی آن را به سمت کمیساریای عالی پناهندگان نشانه بروند تا در اذهان کمیساریا از ارزش بیفتد، لذا ازهیچ دروغگویی ابایی نداشتند. جالب تر اینکه هم رهبران سازمان میدانستند که دارند دروغ سرهم میکنند و هم اعضای سازمان میدانستند که در حال شنیدن دروغ هستند اما آن چیزی که برای من و بقیه اعضای سازمان مهم بود اینکه یک کاری در حال شکل گیری است که نتیجه خواهد داشت و آن انتقال از جهنم لیبرتی به یک مکان امن میباشد و این قوت قلب میداد.</p>
<p>بیاد دارم دو روز قبل از انتقالم به من ابلاغ شد که اسم مرا کمیساریا داده است تا به آلبانی بروم البته در کنار اینها گفته شد که اسم مرا سازمان خودش به کمیساریا داده تا بخاطر جراحتی که داشتم و هم بخاطر بیماریم زودتر به آلبانی رفته و تحت معالجه قرار بگیرم . اما دُم خروس آنجا بیرون میزد که بلافاصله با من نشست هایی گذاشته شد تا مرا از رفتن به آلبانی منصرف نمایند و جای من یکی که به قول آنها وضعیت جسمی اش وخیم تر است برود! تناقض پشت تناقض ، خودم خجالت می کشیدم که بگویم آخر مگر خود شما نمی گویید که اسم مرا به عنوان کسی که نیاز مبرم به معالجه دارد داده اید، حالا چرا میخواهید مرا از رفتن منصرف نمایید و یکی دیگر را بجای من بفرستید ؟!</p>
<p>اما من خیلی وقت بود که در درون خودم یک &#8221; تصمیم اجرایی &#8221; گرفته بودم ، تصمیمی که میخواستم به هر قیمتی انجام شود ولو به قیمت جانم لذا وقتی با من بحث هایی می شد که مرا ازرفتن به آلبانی منصرف کنند مقاومت میکردم و روی حرف خودم بودم که میخواهم بروم ، هم جراحت دارم و زخم های محل گلوله ای که در فروردین سال 1390 به پایم وارد شده بود اذیتم میکرد و هم بیماری قبلیم که دچارش شده بودم باید پیگیری میگردید.</p>
<p>اینجا بود که دیدم به هر میزان که مقاومت میکنم و حرفم را پیش میبرم در درونم یک نیرویی ایجاد می شود که ترغیبم میکند که ادامه بده ، تو برنده خواهی شد !</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57608">کمیساریای عالی پناهندگان در کمپ لیبرتی و اشرف ۳ &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57608/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کمیساریای عالی پناهندگان در کمپ لیبرتی و اشرف ۳ &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57534</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57534?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Dec 2023 04:38:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخراج فرقه رجوی از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<category><![CDATA[کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57534</guid>

					<description><![CDATA[<p>تاریخچۀ ورود &#8220;کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد&#8221; به فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق در عراق را می توان به بعد از سرنگونی دیکتاتور عراق یعنی صدام حسین نسبت داد. البته نه اینکه از قبل هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند بلکه منظور حضور درکشور عراق است که هدف ما در این مطلب می باشد. بعد از تشکیل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57534">کمیساریای عالی پناهندگان در کمپ لیبرتی و اشرف ۳ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تاریخچۀ ورود &#8220;کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد&#8221; به فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق در عراق را می توان به بعد از سرنگونی دیکتاتور عراق یعنی صدام حسین نسبت داد. البته نه اینکه از قبل هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند بلکه منظور حضور درکشور عراق است که هدف ما در این مطلب می باشد.</p>
<p>بعد از تشکیل دولت های مختلفی که در عراق بعد از صدام حسین سر کار آمدند احکام دادگاه های متعددی مبنی بر اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق صادر شد ولی هر بار این احکام به دلایلی که در آن زمان ها وجود داشت یا به عقب می افتاد و یا با دخالت های منطقه ای و بعضا بین المللی اجرایی نمی شد تا اینکه در زمان دولت آقای نوری مالکی این احکام شکل جدی تری بخود گرفت تا جایی که در چند نوبت به درگیری نظامی بین نیروهای عراقی و ساکنین قرارگاه اشرف منجر شد.</p>
<p>بعد از تصمیم قاطع برای اخراج سازمان مجاهدین از خاک عراق در زمان آقای نوری مالکی احکام دیگری صادر شد مبنی بر دستگیری تعدادی از سران سازمان مجاهدین خلق که اوضاع را بسیار برای رهبری سازمان پیچیده تر کرد.</p>
<p>حکم دستگیری سران این فرقه در دستور کار دولت مالکی قرار گرفت و به جد دنبال می شد. در این بین باز سیاست های رهبری فرقه روی این متمرکز گردید که به هر شکل ممکن احکام صادره از دادگاه های عراق را یا باطل کند و یا به تاخیر بیندازد، لذا تا می توانستند با کارشکنی های به ظاهر قانونی این انتقال را به تاخیر انداختند.</p>
<p>مسعود رجوی در این خصوص زیرکی خاصی داشت، از سویی در شعارهای بیرونی خود میگفت که هواپیما بیاورید و ما را به یک کشور ثالث و امن منتقل کنید و از سویی رو به اعضای سازمان میگفت که &#8220;چو اشرف نباشد تن من مباد&#8221;! یعنی به هیچ وجه نباید اشرف را تخلیه و ترک نمائیم! همین شعارها باعث می شد که درگیرهای فزاینده ای ایجاد گردد که موجب خونریزی های زیادی شد.</p>
<p>شاید برای افراد بیرونی تشکیلات سازمان این زیرکی زیاد برجسته نبوده و به چشم نمی آمد و اتفاقا اینگونه وانمود می شد که رهبری سازمان قصد خروج از عراق را دارد و این دولت عراق است که به حق و حقوق اولیه ساکنین احترام نمی گذارد و کار شکنی در انتقال به یک کشور دیگر را موجب می شود.</p>
<p>ولی ما که در تشکیلات سازمان بودیم بخوبی می فهمیدیم که رجوی به هر کاری دست میزند تا اشرف را خالی نکند، به همین خاطر درگیریها بوجود آمد و باعث جان باختن تعدادی از ساکنین قرارگاه اشرف شد و تعداد زیادی زخمی و مجروح شدند، همۀ اینها به این خاطر بود که رجوی کمپین مظلوم نمایی خود را در انظار و افکار عمومی برجسته کرده و لاجرم در قرارگاه اشرف باقی بماند، اما اعضای سازمان واقعا از این موش و گربه بازیهای مسعود رجوی خسته شده بودند و دیگر نمی خواستند با دولت عراق درگیر شوند و خونشان به هدر برود. این تناقضات در نشست هایی که برگزار می گردید به وضوح توسط اعضا بیان می شد ولی کو گوش شنوا ؟!</p>
<p>تا این که بعد از درگیری فروردین سال 1390 کمیساریای عالی پناهندگان به این قضیه ورود کامل کرد، به نظر می آمد که سفارت آمریکا در این ماجرا نقش موثری داشت چون هر از چند گاهی آمریکایی ها به بهانه هایی به اشرف آمده و بازدید میکردند. تا جایی که بالاخره به رهبری مجاهدین گفته شد که از این به بعد مسئولیت هر خونریزی بر عهدۀ رهبری سازمان است . اینجا بود که فشارهای سیاسی باعث شد که رجوی تصمیم به تخلیه اشرف بگیرد و به جایی برود که ترتیبات انتقال از آنجا عملی گردد. کمیساریای عالی پناهندگان اسم آن نقطه را &#8221; سرپل انتقال به کشور ثالث &#8221; گذاشت و بعد از کلی رفت و برگشت قرار بر این شد که ساکنان اشرف به جایی در منطقه سبز بغداد که نزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد بود منتقل شده و از آنجا به کشور ثالث موهومی که گفته می شد منتقل شوند.</p>
<p>در این وانفسا داستان های زیادی رخ داد که در این مختصر نمی گنجد و بنده لاجرم بصورت اجمالی اشاره میکنم و میگذرم .<br />
از این به بعد بود که کمیساریای عالی پناهندگان خیلی پر رنگ در اذهان ساکنین اشرف به نظر آمد و همچون فرشته ای که برای نجات جان اعضای سازمان تلاش میکرد، قدردانی میشد، البته نه از طرف رهبری سازمان بلکه از طرف اعضای سازمان که بازیچۀ سیاست های کثیف مسعود رجوی شده بودند.</p>
<p>قرار بر این شد که به منطقه ای در نزدیکی فرودگاه بغداد موسوم به &#8221; کمپ لیبرتی &#8221; که سابقاً محل استقرار بخشی از نیروهای آمریکایی بود رفته و از آنجا به ترتیب اولویت منتقل شوند.</p>
<p>بعد از انتقال ساکنین کمپ موسوم به اشرف به کمپ لیبرتی یک وظیفۀ مبرم و خطیری بر دوش  کمیساریای عالی پناهندگان افتاد. این ارگان بعد از انتقال ساکنین اشرف به کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد پر رنگ تر شده و ساکنین کمپ لیبرتی خیلی با این ارگان سر و کار داشتند و به جرات باید گفت که کمیساریای عالی پناهندگان تبدیل به نقطه امید و اتکای ساکنین کمپ لیبرتی شده بودند زیرا با فشارهایی که سران فرقۀ رجوی به ساکنین اشرف وارد میکردند تنها جایی که می شد نور امید در آن مشاهده کرد کمیساریای عالی پناهندگان بود .</p>
<p>کمیساریای عالی پناهندگان ملاقات های خصوصی را در بیرون از کمپ لیبرتی ترتیب داده بود، این امکان برای هر شرکت کننده ای کاملا امن بود و گفته می شد که بدون هیچگونه نگرانی از عواقب این ملاقات ها حرفهایتان را بزنید، به کسانی حرف هایتان را بزنید که قابل اعتماد هستند. هر کسی که به بیرون از کمپ لیبرتی منتقل می شد مصاحبه خصوصی با نمایندگان کمیساریای عالی پناهندگان انجام میداد، بعد از هر مصاحبه فرد مصاحبه شونده دنیایش تغییر پیدا میکرد و میدانست که این دیدار و مصاحبه یک نور ضعیفی در انتهای تونل نا امیدی است که سرانجام به دنیای دیگری که شامل و حامل آزادی است ختم خواهد شد. بنابر این استقبال از این مصاحبه ها بسیار زیاد بود و هر کسی در خلوت خودش منتظر بود که اسمش از طرف نمایندگان کمیساریا به مسئولین سازمان داده شده تا برای مصاحبه با کمیساریای عالی پناهندگان فرا خوانده شود.</p>
<p>در این مصاحبه های خصوصی هر کسی که واقعا از کمیساریای عالی پناهندگان کمک خواسته بود مورد حمایت آنان قرار میگرفت و در تاریخی معین از جهنم لیبرتی که رجوی ساخته بود فرار می کرد. در این بین هر چند انتقال اعضای سازمان از لیبرتی به یک کشور دیگر صورت اجباری بخود گرفته بود ولی کارشکنی های رجوی و سران فرقه کماکان ادامه داشت و اجازه نمیداد که این انتقال ها با سرعت و قوت انجام گردد و چون لیبرتی یک هدف مستعدی برای نیروهای متخاصم با سازمان بود به دفعات مورد هدف موشک های متخاصمین قرار گرفت. علاوه بر انهدام تاسیسات موجود در کمپ توسط آن موشک ها تعدادی نیز کشته و مجروح شدند. بنابراین هر کسی که در کمپ لیبرتی حضور داشت بشدت تمایل به فرار از آن جهنم در خود حس میکرد تا در کمترین زمان از آن جهنم خود را خلاص نماید.</p>
<p>لذا کمیساریای عالی پناهندگان هر کسی را که در مصاحبه هایش خواسته بود تا زودتر از آن جهنم خلاصی پیدا کند کمک کرده و در اولویت انتقال قرار میداد. این اولویت شامل حال خود من شد زیرا در مصاحبه هایم چند بار مطرح کرده بودم که میخواهم به یک کشور دیگر بروم و از نمایندگان کمیساریا کمک خواسته بودم. لذا توانستم به کمک کمیساریای عالی پناهندگان در سری دوم انتقال های خاص و ویژه به آلبانی منتقل شوم، هر چند که سران سازمان تلاش میکردند هر کسی را که از طرف کمیساریا اسم برده شده بود که برای انتقال حضور پیدا کند منصرف نمایند و با بهانه های واهی که مثلا چند تا مریض داریم که حالشان وخیم است و تو نرو و اجازه بده که به جای تو یکی از آنها برود، او را منصرف کنند.</p>
<p>و چه بسا طرفی را که سران سازمان میخواستند بفرستند مریض نبود و از مهره های مهم بود که به بهانه مریضی و با پرونده سازی های مجعول او را در انتقال به آلبانی جلو می انداختند . منتها کمیساریا اول کسانی را می فرستاد که خودش دست چین کرده بود و آن افراد کسانی بودند که خودشان کمیساریا را متقاعد کرده بودند که نمی خواهند در جهنم لیبرتی بمانند، آنجایی انتقال فرد کنسل می شد که خودش حضوری به نمایندگان کمیساریا بگوید که از رفتن فعلا منصرف شده و جایگزینی بجایش در نظر گرفته شود.</p>
<p>شخص مسعود رجوی و بدنبال او مریم رجوی و سایر مسئولین ریز و درشت فرقه خود را درگیر چالشی کرده بودند به نام &#8221; کمیساریای عالی پناهندگان&#8221;!</p>
<p>زیرا کمیساریا مدام خط سرخ های سازمان را نادیده میگرفت و تمام هم و غمش این بود تا به ساکنین کمپ لیبرتی کمک و امدادرسانی نماید، از این رو درگیر شده بودند و از نظر رجوی کمیساریا و نمایندگانش در کمپ لیبرتی تبدیل به دشمنان بالفعل سازمان شده بودند زیرا در حال امداد رسانی به افراد سازمان بودند.</p>
<p>همه اینها را گفتم که شما را به این نقطه برسانم که کمیساریای عالی پناهندگان چقدر نقش مهمی در زندگی ساکنین کمپ لیبرتی داشت و تا انتقال آخرین نفر از عراق به آلبانی مدام در جنب و جوش بود و واقعا باید از آنها یک تشکر اساسی انجام میشد.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57534">کمیساریای عالی پناهندگان در کمپ لیبرتی و اشرف ۳ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57534/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی وقایع ۷ آبان ۱۳۹۴ در کمپ لیبرتی با حضور اعضای انجمن نجات آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56826</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56826?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Nov 2023 09:13:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56826</guid>

					<description><![CDATA[<p>در شامگاه 7 آبان1394، حدود 25 راکت کاتیوشا به مقر مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی بغداد اصابت کرد و 24 تن از اعضای فرقه کشته و تعدادی از آنها هم مجروح شدند. یکی از گروه های مسلح شیعیان عراق، موسوم به جیش المختار مسوولیت این حمله را به عهده گرفت. اینکه روند جریانات آن زمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56826">بررسی وقایع ۷ آبان ۱۳۹۴ در کمپ لیبرتی با حضور اعضای انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در شامگاه 7 آبان1394، حدود 25 راکت کاتیوشا به مقر مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی بغداد اصابت کرد و 24 تن از اعضای فرقه کشته و تعدادی از آنها هم مجروح شدند. یکی از گروه های مسلح شیعیان عراق، موسوم به جیش المختار مسوولیت این حمله را به عهده گرفت. </p>
<p>اینکه روند جریانات آن زمان در عراق و در کمپ مجاهدین خلق به چه شکل بوده است و علل و عوامل و مقصران اصلی کشته شدن این تعداد افراد چه بوده ، مسئله ای است که نیاز به بررسی دارد. برای این تحقیق و بررسی افرادی که در آن زمان در مناسبات مجاهدین خلق حضور داشته اند و مشاهدات عینی آنها بهترین وسیله برای روشن تر شدن ابعاد ماجراست. </p>
<p>از این رو اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی گردهم آمدند و در گفتگویی مشاهدات خود را بیان کردند. آقایان محمدرضا صدیق، رفیق دهقان، علی اصغر زمانی و رضا اسلامی در این گفتگو شرکت داشتند. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56826">بررسی وقایع ۷ آبان ۱۳۹۴ در کمپ لیبرتی با حضور اعضای انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56826/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هفتم آبان ۱۳۹۴ در کمپ لیبرتی چه گذشت؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56827</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56827?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Nov 2023 05:33:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[7 آبان 1394]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56827</guid>

					<description><![CDATA[<p>سوال از مسعود رجوی ملعون: آیا خون‌های ریخته شده در کمپ لیبرتی پلی به سوی تهران را هموار کرد؟ باید دید که این همه کشته در لیبرتی زمینه قبلی داشته یا اینکه یکمرتبه این فاجعه انسانی پیش آمد . در سال 1391 که تقریبا همه اعضای سازمان از اشرف نقل مکان کردند و به لیبرتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56827">هفتم آبان ۱۳۹۴ در کمپ لیبرتی چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سوال از مسعود رجوی ملعون: آیا خون‌های ریخته شده در کمپ لیبرتی پلی به سوی تهران را هموار کرد؟</p>
<p>باید دید که این همه کشته در لیبرتی زمینه قبلی داشته یا اینکه یکمرتبه این فاجعه انسانی پیش آمد .</p>
<p>در سال 1391 که تقریبا همه اعضای سازمان از اشرف نقل مکان کردند و به لیبرتی آمدند همه محلهای مسکونی حفاظت فیزیکی داشت که از اصابت گلوله در امان بودند. تی والهای چند تنی و همچنین سنگرهای بتنی .</p>
<p>از بدو ورود به لیبرتی، سازمان بحث زندان سازی را روی میز آورد و همین باعث شد همه حفاظت فیزیکی اماکن برداشته شود و افراد در کانکس هایی با دیواره های کاغذی استراحت کنند. مدتی نگذشت که لیبرتی در سپیده‌دم مورد تهاجم موشکی قرار گرفت و تعدادی کشته شدند که این موارد چندین بار تکرار شد تا رسیدیم به هفتم آبان ماه 1394. پنجشنبه بود روزی که همه افراد در حال تماشای فیلم بودند که به یکباره صدای انفجارهای مهیب همه را جاکن کرد و افراد برای حفظ جان خود به هر سو می‌دویدند. هیچ جا امن نبود چون بجز جای فرماندهان خاص که تعدادی حدود یک ماه برای آنها سنگرهای ضد بمب ساخته بودند ولی بقیه زیر موشک باران قرار داشتند.</p>
<p>بعد از کشته شدن تعدادی رجوی طلبکار شرق و غرب عالم شده بود. در همان ایام رجوی در نشست صوتی که گذاشت گفت ما اگر بتوانیم قرارگاه فلان را بگیریم خوب است. ببینید او هنوز بعد از کشته شدن تعدادی دنبال ماندن در عراق بود. البته او و همسرش در ساحل ساکن بودند و این نسخه برای کسانی بود که در جهنم گیر افتاده بودند. رجوی میخواست به هر قیمت در عراق بماند که با شعارهای توخالی افراد را نگه دارد و مانع از ریزش آنها شود. با شعارهایی مثل اگر اشرف بایستد جهان خواهد ایستاد و یا شعار لیبرتی پلی به سوی تهران و از این قبیل شعارها که هیچ برد بیرونی نداشت و فقط برای مصرف داخلی بود.</p>
<p>باید از رجوی سئوال کرد که چرا بعد از این کشته ها در عراق ماندگار شدی؟! آیا خون‌های ریخته شده پلی به سوی تهران را هموار کرد؟!</p>
<p>البته که نه. چون رجوی به زبان اشهد خودش گفت سرنگونی را آرمانی ببینید یعنی که هر چه شعار دادیم همه حرف چرت بود و همه آن خون‌هایی هم که دادیم همه هدر رفت. خب اگر از رجوی سئوال کنیم که شما چه جوابی برای این همه خون‌های ریخته شده دارید در جواب خواهد گفت من به هیچ کس پاسخ نخواهم داد چون خونها از آن من است. به راستی که به رجوی باید گفت سر بزنگاه که میخواهد اتفاقی بیفتد، شما خوب کار میکند و هم خود و هم همسرت صحنه را خالی میکنید. مرگ و خون دادن برای بقیه است نه خودتان .</p>
<p>علی هاجری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56827">هفتم آبان ۱۳۹۴ در کمپ لیبرتی چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56827/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مشاهدات بیجار رحیمی از ماجرای موشکباران لیبرتی در ۷ آبان ۹۴</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56811</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56811?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 31 Oct 2023 11:03:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[7 آبان 1394]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56811</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود رجوی از کشته‌ها اهداف خود را جهت مظلوم‌نمایی و امتیاز گرفتن و بهره‌برداری سیاسی استفاده میکرد. یادم می‌آید 7ام مرداد ماه ، در درب ۲۰۰ در شرق اشرف که زیر رگبار و حمله زرهی‌ها بودیم فضلی و بقیه به اصطلاح فرماندهان در فاصله دوری از نفرات نزدیک مزار با تلفن در تماس بودند. چندین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56811">مشاهدات بیجار رحیمی از ماجرای موشکباران لیبرتی در ۷ آبان ۹۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود رجوی از کشته‌ها اهداف خود را جهت مظلوم‌نمایی و امتیاز گرفتن و بهره‌برداری سیاسی استفاده میکرد.</p>
<p>یادم می‌آید 7ام مرداد ماه ، در درب ۲۰۰ در شرق اشرف که زیر رگبار و حمله زرهی‌ها بودیم فضلی و بقیه به اصطلاح فرماندهان در فاصله دوری از نفرات نزدیک مزار با تلفن در تماس بودند. چندین نفر زیر زرهی له شده بودند و بسیاری تیر خورده بودند. تعجب می‌کردم چرا فرمان عقب‌نشینی در این نبرد نابرابر با دست خالی در برابر آماج گلوله‌ها و هاموی‌ها را نمیدهند.</p>
<p>معلوم بود فرمان از طرف مسعود و مریم بود تا نفرات بیشتری کشته شوند. تا استفاده سیاسی کند و بقول مسعود اشرف باید بایستد تا جهانی از اشرفیان حمایت کند و جان اعضا گرفتار تشکیلاتش برای شان مهم نبود.</p>
<p>درحمله ۱۹فرردین ۱۳۹۰همینطور بود که باعث مرگ ۴۶ نفر و مجروح و مصدوم شدن صدها نفر شدند.<br />
در ۱۰شهریور به‌بهانه حفظ اموالش ۵۲ نفر را به کشتن داد و ۷ نفر گروگان گرفته شدند. این حکایت ادامه داشت تا موشک باران ها.<br />
در برابر موشک ها فرمول ۵ تا۱۰ثانیه را کشف کرد. تی‌والها را در بدو ورود که حفاظ بنگالها بودند اصرار داشتند از کمپ بیرون کنند. بعد برای حفاظت از اصابت موشکها نفرات را وادار به بیگاری برای کندن سنگر و پرکردن کیسه‌های شن کردند اما هربار کشته میدادند تا از این کشته‌ها بتوانند اهداف خود را جهت مظلوم‌نمایی و امتیاز گرفتن و بهره‌برداری سیاسی پیش ببرند.</p>
<p>۷آبان من و یک نفر دیگر در ضلع شرقی لیبرتی سر پست بودیم. می‌دیدم موشکها از بالای سرمان روی بنگالها و سالنها فرو می‌آمدند. صدای موشکها و قدرت انفجار و تخریبشان بسیار قوی‌تر و با موشک بارانهای قبلی‌ها خیلی فرق می‌کرد.</p>
<p>موشکی در یک سنگر که بیش از ۲۰نفر در آن پناه گرفته بودند فرود آمد که همه را تکه تکه کرد.</p>
<p>در اینجا دیگر فرمول خودساخته رجوی که ۵ تا۱۰ثانیه به سنگرها برویم که نخوریم، با آن موشکهای تقویت‌شده دیگر کارایی نداشت. و بدین صورت اینبار هم جنایتی دیگر از طرف سازمان برعلیه اعضای گرفتارش به جنایاتشان افزوده شد. اما بازهم این کشتار را نیز توجیه و آنرا موهبت و راهگشا برای خود می‌دانست.</p>
<p>بیجار رحیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56811">مشاهدات بیجار رحیمی از ماجرای موشکباران لیبرتی در ۷ آبان ۹۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56811/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت رضا اسلامی از موشکباران ۷ آبان کمپ لیبرتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56797</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56797?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Oct 2023 06:44:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[7 آبان 1394]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56797</guid>

					<description><![CDATA[<p>لیبرتی محل استقرار نیروهای آمریکایی بود که آن را ترک کرده بودند. لیبرتی را به مجاهدین دادند. تمامی بنگال‌ها با دیوارهای سیمانی اطراف آن پوشانده شده بود. هر بنگال دو سنگر سیمانی هم داشت ولی در همون ابتدای کار مجاهدین به یونامی گفتند اینجا زندان است ما می‌خواهیم تمامی دیوارهای بتنی و سنگرها را برداریم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56797">روایت رضا اسلامی از موشکباران ۷ آبان کمپ لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>لیبرتی محل استقرار نیروهای آمریکایی بود که آن را ترک کرده بودند. لیبرتی را به مجاهدین دادند. تمامی بنگال‌ها با دیوارهای سیمانی اطراف آن پوشانده شده بود. هر بنگال دو سنگر سیمانی هم داشت ولی در همون ابتدای کار مجاهدین به یونامی گفتند اینجا زندان است ما می‌خواهیم تمامی دیوارهای بتنی و سنگرها را برداریم. هرچه یونامی و گردان عراق با این موضوع مخالفت کرد، مجاهدین کار خود را کردند. آنقدر فرماندهان مجاهدین از لحاظ فکری و علم نظامی عقب مانده بودند که نفهمیدند که دیوارها اهمیت حفاظتی دارد و یک ابرقدرت دنیا با آن همه نیرو که در عراق داشت و حفاظت هوایی ای که داشت، هر از چند مدت در همان دوران توسط گروه‌های عراقی خمپاره باران یا موشک باران می‌شد.</p>
<p>ولی رجوی راه را برای کشتار بیشتر اعضای خود هموار کرد چرا این کار را کرد دنبال تبلیغات بود که مریم رجوی در پاریس میتینگ‌های بیشتری برگزار کند. جان انسان‌ها برای رجوی ارزشی نداشت و در اولین موشک باران لیبرتی فرماندهان رده بالای رجوی برای خود سنگرهای محکمی در عمق زمین درست کردند ولی با بیگاری کشیدن زیاد از اعضای پایین.</p>
<p>شبانه روز کیسه خاک پر می‌کردیم که یک تعدادی سر این موضوع از ناحیه کمر آسیب دیدند ولی برای رجوی این موضوع مهم نبود. تعداد زیادی کشته شدند و تعداد زیادی زخمی شدند و حاضر نبود لیبرتی را ترک کند. رجوی در یکی از نشست‌های خود گفت وقتی رزمندگان فلسطینی سرزمین خود را ترک کردند و به خارج یا کشورهای عربی رفتند، دیگر به زندگی طلبی روی آوردند.</p>
<p>برای رجوی مشخص بود نیروها به خارج بروند دیگر نمی‌تواند هژمونی خود را به نیروها تحمیل کند و خیلی از نیروها پی زندگیشان می‌روند. و چنین شد. من خودم شاهد هستم در آلبانی تعداد زیادی از سازمان جدا شدند. آمار دقیقی ندارم ولی حدودا ۷۰۰ نفر جدا شدند به خصوص میلیشیایی که پدران و مادرانشان در سازمان بودند. این‌ها همه به کشورهای اروپایی رفتند.</p>
<p>این داستان تا همین الان ادامه دارد. از آنجایی هر کسی درخواست خروج از سازمان را می‌دهد، رجوی می‌گوید دو سال باید در اشرف ۳ بماند بعداً ما او را آزاد بکنیم، تعدادی از سازمان فرار می‌کنند. آنها پس از فرار پناه می‌آورند به انجمن نجات آلبانی و البته انجمن نجات آلبانی به عنوان اقدامی انسان دوستانه با آغوش گرم از این افراد استقبال می‌کند.</p>
<p>رضا اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56797">روایت رضا اسلامی از موشکباران ۷ آبان کمپ لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56797/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قربانیان ۷ آبان ۱۳۹۴، کشته های بیراهه مسعود و مریم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56764</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56764?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2023 06:48:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[7 آبان 1394]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56764</guid>

					<description><![CDATA[<p>رهبرانی که خود را از معرکه جنگ در عراق به در بردند و نیروهای عضو سازمان را گوشت دم توپ آمریکایی ها کردند، در سربزنگاه 7 آبان 94 کجا بودند؟ چرا در این سازمان درهر حادثه ای، فقط اعضای سازمان قربانی می شوند؟ پس کجا هستند آن رهبرانی که امام حسین (ع) را الگوی راه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56764">قربانیان ۷ آبان ۱۳۹۴، کشته های بیراهه مسعود و مریم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رهبرانی که خود را از معرکه جنگ در عراق به در بردند و نیروهای عضو سازمان را گوشت دم توپ آمریکایی ها کردند، در سربزنگاه 7 آبان 94 کجا بودند؟ چرا در این سازمان درهر حادثه ای، فقط اعضای سازمان قربانی می شوند؟ پس کجا هستند آن رهبرانی که امام حسین (ع) را الگوی راه خود می نامیدند؟ کتاب &#8220;راه حسین&#8221; می نوشتند و از فدای بیکران دم می زدند؟</p>
<p>در مکتب حسین (ع)، فدا و قربانی شدن در راه آرمانی بزرگ ، الگو شدن برای نسل های بعدی ، سینه سپر کردن در برابر ظلم و فدای حداکثری راه را از بیراهه نشان می دهد، اما مسعود رجوی با اولین شلیک نیروهای آمریکایی در عراق، غیب شد ! به سوراخ موش خزید و از انظار پنهان گشت، جان بی مقدار خود را برداشت و در یک کلام جان بدر برد و همه اعضای سازمان را به قربانگاه فرستاد.<br />
مگر آن سیصد و اندی نفر از خواص که به همراه مریم رجوی در بحبوحه حمله نیروهای ائتلاف و حتی کمی قبل تر از آن سرفصل، از طریق مرز اردن، عراق را ترک کردند، مجاهد خلق سوگند خورده نبودند؟</p>
<p>از روزی که رهبری مجاهدین به آرمان ادعایی خود خیانت کرد و نیروهای ساده سازمان را در عراق جنگ زده ، رها کرد، روزی نبود که تعدادی قربانی نشوند، با فرمان های پوشالی مسعود یا دامن ننگ مذاکره می پوشیدند و یا دسته دسته با دست های خالی به نبرد و میدان گاههای کذایی گسیل می شدند.</p>
<p>آیا آن 24 نفری که در هفت آبان نود و چهار در پایگاه لیبرتی، زیر شلیک های کاتیوشای نیروهای عراقی کشته شدند، به فرمان مسعود رجوی ، آنجا نمانده بودند؟ آیا جز مسعود رجوی ، این خون ها مسبب دیگری هم دارد؟ ابوطالب هاشمی و اکبر علیدوست که در بین این کشته ها بودند، هر دو سالها فرمانده من بودند، حداقل من این دو نفر را از نزدیک می شناختم، در طی سالیان مغزشوئی در مناسبات رجوی ، با چشمان و گوشهائی بسته فقط فرامین تشکیلات را اجرا می کردند، مسعود رجوی روز اول به آنها قول سرنگونی و آزادی خلق و میهن داده بود، اما در نهایت خون شان در بیراهه های لیبرتی بر زمین گرم و نفرین شده عراق ریخت، این قولی نبود که مسعود رجوی به آنها داده بود، قرار نبود بدون هیچ دستاوردی کشته شوند ، چنین مرگ بی حاصلی نهایت انتخاب روز اول آنها نبود، سالها جان کندند، در گرمای شرجی بالای 50 درجه در خاک عراق به این امید زنده بودند که قرار است روزی به ایران و خاک وطن برسند، نه اینکه در غربت خون شان پایمال شود، خیانت بزرگ رهبری سازمان این است که همیشه بزدلانه در پشت آخرین نفر سازمان مخفی می شود و مدام هم از امام حسین و راه و آرمان او دم می زند؟ مسعود رجوی اگر هم روزی آفتابی شود ، مطمئن باشید آن روز حتی یک نفر هم از نفرات سازمان زنده نمانده است، او سنگر به سنگر، همه را قربانی کرده است تا جان بی مقدار خود را بدر ببرد.</p>
<p>اگر روز حسابی در کار باشد، که حتما هم هست، آن روز چهره کریه مسعود رجوی و مریم رجوی، بسیار دیدنی خواهد بود، باید تقاص این همه خون های به ناحق ریخته شده توسط خود را بدهند، اما من ایمان دارم، در همین دنیا هم مکافات عمل خود را خواهند دید، اگر قرار باشد در این دنیا هرکسی آمده و صدها و هزاران خون بیگناه را سر بکشد ، خونخواری بکند وهمه چیز هم به روز حساب موکول شود که سنگ روی سنگ بند نمی شود، به قول شاعر :</p>
<p>از مکافات عمل غافل مشو<br />
گندم از گندم بروید جو ز جو</p>
<p>و به قول قرآن کریم :</p>
<p>وَ مَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرَّهٍ خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ.</p>
<p>و هر کس به اندازه ذرّه ای کار خیر انجام دهد پاداشش را می بیند، و هر کس به اندازه ذرّه ای کار بد کند نتیجه اش را خواهد دید.<br />
امروز اگر مسعود رجوی در ذلالت و گمنامی غرق شده و به ورطه خیانت سقوط کرده است ، مکافات اعمال خبیثانه خودش را می بیند، که البته در قبال جنایاتی که مرتکب شده است، خیلی کم مکافات دیده است، خون هایی که به فرمان او و یا سیاست های ابلهانه او بر زمین ریخته شده اند، بی گمان در همین دنیا گوشه دامان کثیف او را خواهند گرفت، روز حساب رهبران این فرقه شیطانی خواهد رسید و آن روز چه روز سختی برای آنان خواهد بود و آن روز شیرین ترین روز برای ما خواهد بود.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56764">قربانیان ۷ آبان ۱۳۹۴، کشته های بیراهه مسعود و مریم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56764/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زیاده خواهی های مریم و مسعود، علت فوت این ۲۴ نفر بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56778</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56778?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2023 05:55:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[7 مهر 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56778</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها مصادف است با سالگرد حملات خمپاره ای کمپ لیبرتی که طی آن 24 نفر ازاعضای باند رجوی کشته شدند. خلاصه قضیه عبارت از این است که به درخواست دولت عراق و آن قسمت از مردم این کشور که زمین هایشان مفت و مجانی توسط صدام به رجوی سپرده شده بود تا نام اشرف [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56778">زیاده خواهی های مریم و مسعود، علت فوت این ۲۴ نفر بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها مصادف است با سالگرد حملات خمپاره ای کمپ لیبرتی که طی آن 24 نفر ازاعضای باند رجوی کشته شدند.<br />
خلاصه قضیه عبارت از این است که به درخواست دولت عراق و آن قسمت از مردم این کشور که زمین هایشان مفت و مجانی توسط صدام به رجوی سپرده شده بود تا نام اشرف را ب راین زمین ها نهاده و در آنجا برای خود پادگان، شکنجه گاه، عشرتکده و کلاس های مغزشویی ترتیب دهد ، طبق حکم قطعی دادگاه ، تقریبا تخلیه شده بود و اعضای این فرقه منحط و خطرناک به کمپ لیبرتی که زمانی محل اسکان سربازان آمریکایی اشغالگر عراق بود، منتقل شده بود.</p>
<p>این کمپ جنبه موقتی داشت و میبایست نیروهای فریب خورده و به دام افتاده رجوی در اسرع وقت آنجا و کلا هر نقطه ای از خاک عراق را ترک کنند.</p>
<p>موقت بودن نام این کمپ بهانه ای بدست رجوی داده بود که از دولت عراق تضمین گرفته و از مراجعه خانواده ها برای ملاقات فرزندان بد اقبال شان جلوگیری شود و ماها بعنوان خانواده های این قربانیان رجوی ، مدت های زیادی حق حضور در لیبرتی را نداشتیم و در این نقصان، فریادرسی برایمان وجود نداشت.</p>
<p>مسعود ومریم علیرغم تعهداتی که داده بودند، ابدا خیال ترک لیبرتی را نداشتند و حتی خواستار مسلح شدن تا سطح داشتن سلاح های ضدهوایی و اخراج نیروهای عراقی از کمپ لیبرتی وحتی بازگشت مجدد به اشرف شدند.</p>
<p>آنها مرتبا بر ضرورت حضور سربازان کلاه آبی آمریکائی دراین مقرشان که قاعدتا از مدت ها قبل میبایست آنجا را ترک کرده باشند ، تاکید داشته و مصرانه بر درخواست خود دایر به بیرون انداختن مامورین عراقی وسلب مالکیت دولت عراق برقسمتی از سرزمین خود پافشاری میکردند واین امر مسلما که غرور ملی اقلا تعدادی از عراقی ها را جریحه دار میکرد و بر خشم و کینه آنها نسبت به نیروهای رجوی برمی انگیخت و مسلما عواقب زشتی را بدنبال خود می آورد.</p>
<p>فرقه رجوی دست به برپایی استحکامات در کمپ لیبرتی هم زده بودند. کاری که برای یک کمپ موقت واضطراری ضروری نبود واین اعمال رجوی ها حکایت از نیت های باطنی شان دایر بر اقامت دائم درعراق داشت!</p>
<p>این اقدامات نمیتوانست از چشم نیروهایی درعراق که ازدست این باند مخرب ستم ها دیده و کینه های عمیق از آن درسینه داشتند ، پنهان بماند ومسلم بود که آنها را میترساند ومجبور به انجام اعمالی مانند آنچه که انجام گرفت ، میکرد.</p>
<p>بنابراین تعلل مزورانه رجوی در تخلیه نیروهایش از لیبرتی علت العلل این حملات راکتی یا خمپاره ای برخی گروه های عراقی ها بوده و خون کسانی که براثر این حادثه به زمین ریخته شد ، تماما بر گردن مسعود و مریم رجوی بود وآنها بی جهت و بصورت کاملا مزورانه ای تلاش میکنند که برای خود شریک جرمی بتراشند.</p>
<p>هیچ بیانیه و سخنرانی دروغینی، قادر به ستردن این لکه ننگ از دامان مسعود و مریم نیست و اقدامات وسیع این گروه دغلکار در این راستا ، ثمره ای جز کوبیدن آب در هاون نخواهد داشت!</p>
<p>رضا اکبری نسب</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56778">زیاده خواهی های مریم و مسعود، علت فوت این ۲۴ نفر بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56778/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حاضرم با تمام مستندات علیه رجوی درهردادگاهی شهادت بدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44288</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44288?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2021 09:45:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل فلاح رنجکش]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44288</guid>

					<description><![CDATA[<p>من اسماعیل فلاح رنجکش هستم که بعد از 17 ماه خدمت سربازی به یکی از گردان های 16 زرهی قزوین تقسیم شدم ودر تاریخ2/2/1365 به منطقه فکه رفتم. به مدت 8 روز در همین منطقه بودم که نیروهای صدام عملیات کردند که من در همین عملیات دو تا گلوله و تعدادی هم ترکش خوردم و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44288">حاضرم با تمام مستندات علیه رجوی درهردادگاهی شهادت بدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من اسماعیل فلاح رنجکش هستم که بعد از 17 ماه خدمت سربازی به یکی از گردان های 16 زرهی قزوین تقسیم شدم ودر تاریخ2/2/1365 به منطقه فکه رفتم.</p>
<p>به مدت 8 روز در همین منطقه بودم که نیروهای صدام عملیات کردند که من در همین عملیات دو تا گلوله و تعدادی هم ترکش خوردم و از تاریخ 10/2/1365 به اسارت عراقی ها درآمدم</p>
<p>و تا 29/3/1368 در اسارت عراقیها بودم.</p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-44290" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-Purahmad.jpg" alt="اسماعیل فلاح رنجکش" width="1000" height="658" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-Purahmad.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-Purahmad-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-Purahmad-300x197.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-Purahmad-768x505.jpg 768w" sizes="(max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p>در تاریخ 30 خرداد 68 از طرف فرقه رجوی به کمپ اسارت عراق آمدند و وعده دادند که کمتراز سه ماه شما رو به ایران بر می گردانیم یا به هرکجای دنیا خواستید می فرستیم.</p>
<p>منهم چون گلوله و ترکش خورده بودم و امیدی به برگشتن به ایران نداشتم، فریب فرقه رجوی را خوردم و از سی خرداد 68 به فرقه رجوی به کمپ اشرف رفتم وگرفتاریم تازه شروع شد.</p>
<p>سال 69 که تبادل اسرا شده بود من هم جز نفراتی بودم که می خواستم به ایران برگردم.</p>
<p>علیرغم اینکه بارها درخواست داده بودم که می خواهم به ایران بر گردم ولی سران رجوی چندین بار من را تهدید به زندان کردند.</p>
<p>منهم بعد از این مجبور شدم در همان اشرف پیش فرقه رجوی باقی بمانم.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-44289" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil.jpg" alt="اسماعیل فلاح رنجکش" width="1000" height="744" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-300x223.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Fallah-Esmaeil-768x571.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p> بعد از این وقتی سران فرقه رجوی متوجه شدند که من جز فرقه رجوی نیستم و نمی خواهم مبارزه ! رو ادامه بدهم هر روز برای کار اجباری و کارهای سخت به بیگاری می بردند..</p>
<p>تا جائیکه دو بار فتق من در همان کار پاره شده بود و بعد از سالها برای عمل رفته بودم.</p>
<p>در کار اجباری به مسئولی که برای من گذاشته بودند بارها گفته بودم که مشکل زانو و فتق دارم</p>
<p>ولی با هر بار گفتن مشکل خود با شکنجه روحی بیشتری مواجه میشدم.</p>
<p>مثلا کاری که می بایستی سه الی چهار نفره انجام میدادیم به دروغ می گفتند که امروز نفر نداریم وبایستی اینکار هر طور شده را به تنهایی انجام بدهم .</p>
<p>وقتی باردیگر مشکل را می گفتم در جواب با فحش و تهدید مواجه می شدم تا جائیکه دیگر دو تا زانوی من از دور خارج شده بود و هنوز مشکل زانو دارم.</p>
<p>همین مشکل و فشار روحی تا سالها طول کشید وکاری ازدستم ساخته نبود.</p>
<p>بعد از این که ازاشرف به لیبرتی رفتیم بارها نقشه فرار روداشتم ولی کسی رو می خواستم که حداقل دو یا سه نفره با هم فرار کنیم ولی نتوانستم کسی را پیدا کنم وهمه ازفراروعواقب آن ترس دارند.</p>
<p>چون تنهایی فرار کردن خیلی مشکل بود ومی دانستم که حتما با سران فرقه رجوی مواجه می شوم..</p>
<p>ولی از 13 آبان 94 دیگر تصمیم خودم رو گرفته بودم وباخودم گفتم  حتی اگر بمیرم بایستی از دست فرقه رجوی فرار کنم.</p>
<p>در حین فرار بودم که حدود پنج الی شش نفر از پشت من را گرفتند و شروع کردند به کتک کاری و می خواستند من را به زور به لیبرتی بر گردانند.</p>
<p>چون مقداری عربی بلد بودم ازعراقی ها در خواست کمک کردم وخوشبختانه مرا ازدست رجویها رها کردند وبه کانکس خودشان بردند.</p>
<p>وقتی دنیای آزاد را دیدم احساس کردم 28 سال ازعمرم را تباه کردم.</p>
<p>چون در این مدت 28 سال که فهمیده بودند می خواهم فرارکنم بارها من را در جلسات شون برده بودند و تهدید به مرگ کرده بودند که اگر فرار کنم  در همین اشرف یا لیبرتی می کشند ودفن میکنند.</p>
<p>خدا را شکرکه توانستم با رهایی ازفرقه تروریستی رجوی دربهار1395 به وطن وکانون گرم خانواده بازگردم وبه آرامش برسم.</p>
<p>پیشترگفتم والان هم اذعان میدارم حاضرم با تمام مستندات علیه رجوی درهردادگاهی گواهی بدهم وشکایت بکنم تا مجبوربه پاسخگویی بشوند.</p>
<p><strong>اسماعیل فلاح رنجکش &#8211; </strong>ایران – گیلان – آستانه اشرفیه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44288">حاضرم با تمام مستندات علیه رجوی درهردادگاهی شهادت بدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44288/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
