<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>10 شهریور 1392</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/10-%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b1-1392/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/10-شهریور-1392</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 03 Sep 2025 06:55:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>10 شهریور 1392</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/10-شهریور-1392</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بازماندگان واقعه ده شهریور سال ۹۲ در کمپ اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66250</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66250#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Sep 2025 04:30:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66250</guid>

					<description><![CDATA[<p>در اکثر مطالبی که درباره واقعه ده شهریور سال 1392 در کمپ اشرف نوشته شده است خیلی کم از بازماندگان آن عملیات سخن به میان می آید. اگر که بدانید مسعود رجوی صد نفر را به بهانه حفاظت از اموال سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف جا گذاشته بود و بقیه به کمپ لیبرتی منتل شده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66250">بازماندگان واقعه ده شهریور سال ۹۲ در کمپ اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در اکثر مطالبی که درباره واقعه ده شهریور سال 1392 در کمپ اشرف نوشته شده است خیلی کم از بازماندگان آن عملیات سخن به میان می آید. اگر که بدانید مسعود رجوی صد نفر را به بهانه حفاظت از اموال سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف جا گذاشته بود و بقیه به کمپ لیبرتی منتل شده بودند، کمپ لیبرتی در واقع یک کمپ اسکان موقت برای انتقال به کشور ثالث بود.</p>
<p>در سحرگاه روز دهم شهریور سال 1392 نیروهای عراق با یورش به داخل قرارگاه اشرف با نیروهای موجود در اشرف درگیر شده و در آن درگیری حدود پنجاه و دو نفر از تشکیلات رجوی کشته شده و بقیه زنده ماندند. این عملیات از حوالی ساعت پنج صبح دهم شهریور شروع و تا نزدیکی های ظهر همان روز ادامه داشت که با عقب نشینی نیروهای مهاجم عملیات خاتمه پیدا کرده بود.</p>
<p>اما در این میان تعداد چهل و هشت نفر زنده ماندند که باعث تعجب ما که در لیبرتی بودیم شده بود، زیرا طبق منطق نظامی باید آنها نیز کشته می شدند، ولی زنده مانده بودند. بعدها فهمیدیم که برخی در نقاط دورتر از محل درگیری نگهبان بودند و یا در حال گشت بودند و یا در ساختمان های مجاور خود را مخفی کرده بودند. بعد از تخلیه کامل اشرف تازه متوجه شدیم که یک مکانی در زیر زمین احداث شده بود که مخصوص رهبران سازمان در زمان های بحرانی بود مانند خمپاره و یا موشک زدن و یا حملات احتمالی هوایی از سوی حکومت ایران. تقریبا از کسانی که من می شناختم هیچ کس از اعضای تشکیلات از وجود آن زیر زمین خبردار نبود. بعد از جدا شدن خبری را دیدم که برافروخته شده بودم و آن اینکه تمامی کارگران و مهندسین عراقی که در احداث آن زیر زمین که پناهگاه حساب می شد کشته شدند تا خبر به بیرون درز پیدا نکند. البته این موضوع که عرض میکنم زیاد به آن مطمئن نیستم ولی همچین بعید هم نبود!</p>
<p>بعد از ورود سازمان ملل و کمیساریا و نمایندگان سفارت آمریکا و پا در میانی های دیپلماتیک آن چهل و هشت نفر به کمپ موسوم به &#8221; لیبرتی &#8221; منتقل شدند، ولی از همان ابتدا همگی آنها را قرنطینه کرده و اجازه هیچ ارتباطی با آنان داده نشد. طی یک فرایند تشکیلاتی هم به همه اطلاع داده شد که هیچ کس حق ندارد در خصوص مسائل ده شهریور با کسی دیگر صحبت کند و هر کس نکته ای دارد گزارش کتبی نوشته و به مسئول بالاتر بدهد.</p>
<p>تا جایی که یادم هست حدود سه ماه آن چهل و هشت نفر در یک قسمتی که متعلق به زنان بود نگهداری شدند، دور محل اقامت آنان سیم خاردار کشیده شده بود. من که اولین بار برای انجام کاری به حوالی محل نگهداری آن افراد رفتم فکر کردم همگی جذامی هستند زیرا آدم سالم را اینطوری به حصار نمی کشند. تقریبا یک زندان درست کرده بودند.</p>
<p>هدف از این عمل این بود که آنها هر چه که دیده و یا شنیده بودند را نباید با کسی در میان میگذاشتند، حتی در میان خودشان هم حرف زدن در این مورد ممنوع شده بود، اگر کسی حرفی داشت باید در نشست خاصی که برای آن موضوع ترتیب داده می شد حرف میزد و در خارج از نشست دیگر کسی حق حرف زدن را نداشت. حدوداً بعد از سه ماه کم کم آنان را به محیط های عمومی می آوردند ولی کماکان کسی حق حرف زدن با آنان را نداشت. بعدها که قرنطینه آنان تمام شده و هر کس به مقر خودش بازگشت کسی حق صحبت با آنان در خصوص عملیات ده شهریور نداشت. تقریبا تبدیل به اجسام مرده ای شده بودند که اگر کوکشان نمی کردند امکان حرکت نداشتند.</p>
<p>بعدها که از عراق به آلبانی منتقل شدند یکی از آن چهل و هشت نفر به نام &#8221; مالک شراعی &#8221; در یک صحنه سازی مضحک کشته شد. رجوی علت مرگ او را غرق شدن اعلام کرد؛ در حالیکه مالک بچه جنوب و شناگر بسیار ماهر و نجات غریق هم بود، ولی گفته شد که مالک در هنگام شنا غرق شده است، بعدا گفته شد برای نجات دوستش که به آب زده بود جان خود را از دست داد. حرف و حدیث بسیاری درست کردند ولی هیچگاه کسی نگفت که او از افرادی بود که در بین آن چهل و هشت نفر بود. او میدانست که به خاطر دیدن برخی چیزها دیگر حق بیرون رفتن از تشکیلات را ندارد، بخصوص اینکه اعلام جدا شدن بکند. ولی مالک جان خود را از دست داد و پلیس آلبانی هم بسرعت قال قضیه را کند تا به حواشی آن دامن زده نشود.</p>
<p>طوری آنان را تهدید و مرعوب کرده بودند که هیچ کدامشان نم پس نمیدادند زیرا معلوم بود که گفته شده اگر کسی کوچکترین حرفی بزند سرش زیر آب خواهد رفت.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66250">بازماندگان واقعه ده شهریور سال ۹۲ در کمپ اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66250/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۰ شهریور ۱۳۹۲؛ برگ سیاهی از جنایت های فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66247</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66247#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Sep 2025 03:37:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66247</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از گذشت 4 دهه خیانت و جنایت سران سازمان ضد انسانی مجاهدین بر علیه مردمان مظلوم کشورمان و عراق، وقت آن فرا رسیده بود که ریشه این شیاطین در عراق کنده شود و از جایی که به زور آنجا را تصاحب نموده بودند، اخراج شوند. که این مهم در سال 1392 از سوی دولت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66247">۱۰ شهریور ۱۳۹۲؛ برگ سیاهی از جنایت های فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از گذشت 4 دهه خیانت و جنایت سران سازمان ضد انسانی مجاهدین بر علیه مردمان مظلوم کشورمان و عراق، وقت آن فرا رسیده بود که ریشه این شیاطین در عراق کنده شود و از جایی که به زور آنجا را تصاحب نموده بودند، اخراج شوند. که این مهم در سال 1392 از سوی دولت وقت عراق انجام شد و این فرقه به آلبانی اخراج شدند.</p>
<p>اما سران منسوخ و حیله گر فرقه رجوی که نمیخواستند به راحتی زمینهایی که بطور غصبی آنرا صاحب شده بودند را در اختیار صاحبان اصلی آنها قرار دهند ، زمان خروج از عراق 100 نفر از اعضاء فریب خورده خود که برخی از آنها نیز جزء ناراضیان از خیانت های این فرقه بودند را مثلا برای حفاظت از اموال مسروقه خود در پادگان نظامی اشرف بعنوان نگهبان باقی گذاشتند که تمام این برنامه ریزی های مهندسی شده توسط سران فرتوت فرقه رجوی برای انجام تراژدی مرگ برای این افراد باقی مانده در اشرف و همچنین جهت مظلوم نمایی و استفاده ابزاری از این جنایت ها بود که ماحصل آن کشته شدن 52 نفر از افراد باقی مانده در اشرف بود که توسط افراد ناراضی از حضور این فرقه در عراق انجام شد .</p>
<p>اما نکته حائز اهمیتی که متاسفانه سازمان های بین المللی براحتی از آن چشم پوشی نمودند و سران فرقه رجوی از این جریانات کشته سازی تا به امروز نهایت استفاده را میبرند ، عدم رسیدگی و یا مصاحبه گرفتن با عناصر فرتوت داخل سازمان ضد انسانی مجاهدین میباشد که تاکنون هیچ نهاد بین المللی مرتبط به اینکار اقدام نکرده که از جنایت های بیشتر این فرقه جلوگیری شود ، چرا که خیلی از افرادی که در 10 شهریور 1392 کشته شدند و یا در روزها و سال های قبلتر از آن توسط سران ظالم فرقه رجوی از بین برده شدند از عناصر ناراضی به خیانت های سران فرقه رجوی بودند که به عناوین مختلف مانند حفظ زمین و اردوگاهی که به زور از کشاورزان عراقی گرفته بودند، متاسفانه قربانی برنامه مهندسی شده سران فرقه رجوی شدند.</p>
<p>اما در حال حاضر که سازمان ضد انسانی مجاهدین در آلبانی بسر میبرد گاها شاهد جنایت های سران این فرقه میباشیم که برخی از عناصر ناراضی خود را با بهانه های مختلف از بین میبرند و متاسفانه در حالیکه خیلی از ارگانهای بین المللی دم از حقوق بشر میزنند هیچ گونه نظارتی بر این پادگان مخوف و سراسر جنایت نمی کنند تا خیانت ها و جنایت های این شیاطین برملا شود و سران خائن فرقه رجوی در زیر پرچم آنها براحتی به اعمال ضد انسانی خود از جمله عدم اجازه ملاقات و حتی تماس اعضاء با خانواده هایشان را انجام می دهند و از کوچکترین و اولیه ترین حقوق انسانی که در تمام دنیا رایج میباشد برای اعضاء خود ممانعت مینمایند.</p>
<p>محمد آتابای</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66247">۱۰ شهریور ۱۳۹۲؛ برگ سیاهی از جنایت های فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66247/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛ از شهریور ۴۴ تا شهریور ۹۲ &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61898</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61898#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Sep 2024 06:24:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61898</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل توضیح دادیم سازمان مجاهدین در چه شرایطی بنیان گذاشته شد و چگونه از همان ابتدا ایدئولوژی بنیان گذاران بر مبنای اسلام و مارکسیسم نهادینه شد. از همان زمان حذف افراد ناراضی و افرادی که دیگر به هر دلیلی با تشکیلات همسو نبودند، در دستور کار قرار گرفت و به مرور شدت بیشتری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61898">مجاهدین خلق؛ از شهریور ۴۴ تا شهریور ۹۲ &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61846">قسمت قبل</a> توضیح دادیم سازمان مجاهدین در چه شرایطی بنیان گذاشته شد و چگونه از همان ابتدا ایدئولوژی بنیان گذاران بر مبنای اسلام و مارکسیسم نهادینه شد. از همان زمان حذف افراد ناراضی و افرادی که دیگر به هر دلیلی با تشکیلات همسو نبودند، در دستور کار قرار گرفت و به مرور شدت بیشتری گرفت. همچنین توضیح دادم که چگونه مسعود رجوی در زندان به واسطه همکاری با ساواک و لو دادن هم قطارانش، از مجازات اعدام رهید و قدرت را در تشکیلات به دست گرفت.</p>
<p>رجوی بعد از انقلاب و بعد از شکست در مبارزه مسلحانه مدتی را در فرانسه گذراند تا آنکه با صدام حسین وارد معامله شد و نیروها را به عراق منتقل کرد. به این ترتیب، سازمان رجوی به استخدام دیکتاتور عراق درآمدند و همه جوره به او خدمت کردند. رجوی در 17 خرداد 65 ، زمانی که به عراق رفت گفت می رود که بر فروزد آتش بر کوهستانها و اینگونه دلش را برای سرنگونی خوش کرده بود .<br />
در آن مقطع او آشکارا نشان داد باید در کنار دشمن مردم ایران قرار بگیرد و بعد از این رفتن بود که عملیات های مرزی و کشتن سربازان ایران شدت بیشتری گرفت و همیشه طلبکار از صدام بود که چرا سلاح های بیشتری به وی نمی دهد اما این همه داستان نبود و رجوی با سرخوشی دستور تشکیل ارتش آزادی بخش داد او فکر می کرد مانند انقلابات دیگر می تواند با ارتش آزادیبخش به سرنگونی دست یابد .</p>
<p>تا اینکه در بهار سال 1382 با حمله نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا صدام سرنگون شد در این مقطع شاهد تغییر موضع رجوی در مورد صدام بودیم او صدام را دیکتاتور نامید و با این حرف سعی نمود خودش را به نیروهای آمریکایی نزدیک نماید در این راستا به همکاری با نیروهای آمریکایی در عراق پرداخت او سعی نمود پای حکومت ایران را به داستان مقاومت مردم عراق باز کند و دشمن اصلی را حکومت ایران نشان دهد تا شاید نیروهای آمریکایی تغییر موضع داده و به سمت ایران حرکت کنند و جنگ جدیدی آغاز شود و حتی مسئولین سازمان در نشست های درونی عنوان می کردند ما باید نیروهای آمریکایی را ترغیب کنیم به سمت ایران حمله ور شوند و در این جریان به ما نیاز داشته و مجبور می شوند به ما سلاح بدهند این در حالی بود که نیروهای آمریکایی سازمان را خلع سلاح کرده و داشتن سلاح برای آنان به خواب تبدیل شده بود .</p>
<p>در این میان حکومت عراق چندین بار به سران سازمان دستور تخلیه اشرف و خروج از عراق داده بود ولی رجوی حاضر به پذیرش این کار نبود چون اشرف را همه چیز خودش می دانست و اینکه اگر روزی اشرف را ترک کند باید استراتژی جنگ مسلحانه را گل بگیرد و یا اینکه به نیروهایش چه جوابی بدهد و به همین خاطر در طی چندین درگیری باعث کشته شدن تعداد زیادی از اعضای سازمان شد . یک روز بیشتر ماندن در اشرف هم برای رجوی خیلی مهم بود. وقتی پای خانواده ها به اشرف برای ملاقات باز شد رجوی تحمل نکرد. بالاخره رجوی مجبور شد تن به انتقال نیروها به لیبرتی بدهد. اولین گروه از نیروهای سازمان در تاریخ 29 بهمن ماه 1390 از اشرف به لیبرتی منتقل شدند. رجوی به بهانه حفظ اموال اشرف حدود صد نفر را در اشرف نگاه داشت که در درگیری 10 شهریور 1392 تعداد زیادی از این افراد کشته شدند و در نهایت در 15 شهریور 1392 رجوی مجبور شد با خفت و خواری فراوان اشرف را به طور کامل تخلیه کند و تحویل بدهد.</p>
<p>این ترک اشرف به معنی شکست استراتژی جنگ مسلحانه بود که از ابتدا بنا نهاده شده بود اما رجوی باز با شیادی این فرار را پیروزی بزرگ نامید به مانند همه عقب نشینی هایش آنرا شکست توطئه های دشمن نامید و در نهایت در 19 شهریور 95 بساط سازمان در عراق برچیده شد و سازمان در نهایت این شکست را یک هجرت بزرگ نامید که توانستند از عراق فرار کنند البته برای رجوی خوشحالی داشت چون می دانست اگر در عراق باقی می ماند، هم با ریزش نیرو مواجه می شد و هم دولت عراق پرونده علیه سران سازمان در دادگاه تشکیل داده بود این پرونده می توانست راه فرار سران سازمان از عراق را ببندد.</p>
<p>شهریور، در تاریخچه سازمان ماه پر حادثه ای بوده است. از تأسیس تا سراشیبی سقوط. با اخراج از عراق بساط فریبکارانه مجاهدین مبنی بر سرنگونی و ارتش آزادی بخش از بین رفت و اکنون هم در آلبانی شاهد هستیم چگونه برای لابی های آمریکایی دم تکان می دهند و برای پرچم آمریکا و جنایت کاران آن خوشحالی می کنند انگار شعار مبارزه با امپریالسیم جایش را به سازش با غرب داده است و مریم رجوی هم برای یک دیدار با مقامات از دور خارج شده آمریکایی لحظه شماری کرده و هزاران دلار خرج می کند تا آنان را به مراسم شان بیاورد تا برای خود وجهه سیاسی جور کند اما همه این دم تکان دادنها نشان از اوج مردگی ایدئولوژی بنیان گذاران سازمان دارد. اینکه سازمان مجاهدین خلق با آن ایدئولوژی التقاطی لاجرم به این نقطه می رسد و اگر چه رجوی ها سعی می کنند آن را پیروزی نشان دهند ولی واقعیت امر چیز دیگری است.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61898">مجاهدین خلق؛ از شهریور ۴۴ تا شهریور ۹۲ &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61898/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نتیجه اعتصاب غذا بعد از حمله دهم شهریور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61780</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61780#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2024 11:10:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61780</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعتصاب غذا برای آزادی ۷ مفقود حمله دهم شهریور و استقرار نیروهای کلاه آبی سازمان ملل برای تامین امنیت نفرات باقیمانده در اشرف صورت گرفت، هواداران سازمان در چند شهر اروپا با تجمع در مقابل سفارت ایران و اعتصاب غذا خواستار تامین خواسته های سازمان شدند. اما در کشوری همچون عراق، که هر روز بیش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61780">نتیجه اعتصاب غذا بعد از حمله دهم شهریور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعتصاب غذا برای آزادی ۷ مفقود حمله دهم شهریور و استقرار نیروهای کلاه آبی سازمان ملل برای تامین امنیت نفرات باقیمانده در اشرف صورت گرفت، هواداران سازمان در چند شهر اروپا با تجمع در مقابل سفارت ایران و اعتصاب غذا خواستار تامین خواسته های سازمان شدند.</p>
<p>اما در کشوری همچون عراق، که هر روز بیش از چند بمب در گوشه و کنار آن منفجر میشد و روزانه تعدادی کشته و زخمی میشدند، هیچ کس در امنیت نبود!</p>
<p>ده روز بعد از حمله دهم شهریور، باقیمانده نفرات از اشرف به لیبرتی آمدند و اموال منقول و غیر منقول با وجود بیش از پنجاه کشته به امان خدا رها شد! با آمدن این افراد، من و تعدادی دیگر را از اعتصاب خارج کردند و گفتند: در کارهای دیگر به شما نیاز داریم! ما از اعتصاب غذا خارج شدیم و از فردای آن روز، کار ما آماده کردن سنگر برای نفرات آخرین گروه بود که از درگیری در اشرف نجات یافته بودند، مشغول کندن سنگر در نزدیکی یک سالن غذا خوری بودیم، ناخودآگاه صدای زنی را از داخل سالن شنیدیم که میگفت برای از دست دادن خواهران چه جواب دارید! چرا شما زنده ماندید! مگر آنها ناموس ایدئولوژیک شما نیستند! بعد از آمدن این افراد به لیبرتی، به دستور رجوی برای آنها نشست گذاشته شد، قبل از هر چیز این نفرات مقصر بودند! این شگرد همیشگی بود! بدهکار کردن! منحرف کردن! صورت مسئله را عوض کردن!</p>
<p>در ادامه، اعتصاب غذا به یک مشکل عدیده تبدیل شد. تلویزیون و سایتهای سازمان پیوسته دستگیری هفت گروگان را دلیل شروع اعتصاب غذا و آزادی آنها را شرط پایان اعتصاب غذا اعلام می کرد، اما با وجود اینکه هر روز سازمان از وخامت حال اعتصاب کنندگان خبر می داد، اما هیچ دستاورد و نتیجه ای در کار نبود! بعد از هفتاد روز اعتصاب غذا، نه از گروگان ها خبری شد و نه از استقرار نیروی کلاه آبی سازمان ملل! در این زمان ما در خدمت افراد اعتصاب کرده بودیم، هر روز دو وعده به آنها آب میوه می دادیم. یک وعده ساعت ده صبح، مخلوط موز و آب سیب و یک وعده بعد از ظهر ساعت پنج مخلوط آب سیب و آب پرتغال! به تدریج میزان جدی بودن اعتصاب غذا زیر سوال رفت. همه میدانستند که اینکار فایده ندارد! از این رو رهبری مجاهدین دنبال بهانه می گشت تا به صورت آبرومندانه اعتصاب غذا را پایان دهد. 108 روز از اعتصاب غذا گذشت، تا اینکه سه شنبه 17 دسامبر 2013 سایت رسمی سازمان از پایان اعتصاب غذای جهانی از سوی رئیس جمهور مقاومت خبر داد.</p>
<p>در اطلاعیه شورای ملی مقاومت آمده بود که به دنبال حکم دادگاه اسپانیا علیه مشاور امنیت ملی نخست وزیر عراق، به خاطر داشتن مسئولیت مستقیم در کشتار جمعی 52 تن از مجاهدان و به گروگان گرفتن 7 تن، مریم رجوی رئیس جمهور مقاومت به مجاهدان لیبرتی و هواداران در شهرهای مختلف جهان، به اتمام اعتصاب غذا فراخوان داد! اما هیچ خبرگزاری و یا سایت خبری معتبر، خبر به این مهمی را منتشر نکردد! این خبر ساخته دست شورای ملی مقاومت بود و با این کار نه تنها به مخاطبین خود توهین نمود بلکه در داخل تشکیلات سوالات و ابهامات زیادی بوجود آورد! در حکم دادگاه اسپانیا خبری از آزادی گروگان ها نبود! اگر قبل از آزادی گروگان ها میشد به اعتصاب غذا پایان داد، پس چرا با جان یک عده انسان بازی کردند!</p>
<p>بیانیه سازمان در مورد حکم دادگاه اسپانیا که از طرف شورا اعلام گردید، دروغی بود که فقط برای پایان دادن به اعتصاب غذا گفته شد. جان انسانها برای رهبری سازمان ارزشی نداشت! ما همچون سربازان یک بار مصرف، مهره رجوی در بازی شطرنج بودیم.</p>
<p>حسن شهباز &#8211; تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61780">نتیجه اعتصاب غذا بعد از حمله دهم شهریور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61780/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شهریور، در طلوع و افول یک ایدئولوژی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61707</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61707#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Sep 2024 12:28:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61707</guid>

					<description><![CDATA[<p>15 شهریور، تولد یک اندیشه شهریور 1344 از راه رسیده بود. چند جوان با اندیشه هایی انقلابی که ناکارآمدی جریانات سیاسی در مقابله با استبداد و وابستگی شاه به آمریکا آنان را به فکر واداشته بود تا چاره ای بیندیشند، در گوشه ای گرد آمدند و یک تشکیلات را پایه ریزی کردند. سرکوب اعتراضات مدنی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61707">شهریور، در طلوع و افول یک ایدئولوژی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>15 شهریور، تولد یک اندیشه</h3>
<p>شهریور 1344 از راه رسیده بود. چند جوان با اندیشه هایی انقلابی که ناکارآمدی جریانات سیاسی در مقابله با استبداد و وابستگی شاه به آمریکا آنان را به فکر واداشته بود تا چاره ای بیندیشند، در گوشه ای گرد آمدند و یک تشکیلات را پایه ریزی کردند. سرکوب اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز پس از کودتای 28 مرداد، و زیر ضرب بردن تمامی احزاب و گروه های اجتماعی و سیاسی از سوی شاه، باعث شده بود که بسیاری از جوانان ایرانی به فکر گشودن مسیر جدیدی در فضای سیاسی کشور باشند. سالها از انقلاب 17 اکتبر در روسیه و پایان جنگ های جهانی می گذشت. مقاومت های گوناگونی در سراسر جهان علیه امپریالیسم آمریکا براه افتاده بود و کشتارهای خونینی در مناطق مختلف جهان صورت می گرفت و به همین خاطر، مبارزه مسلحانه سمبل یک مسیر درست برای آزادیخواهان واستقلال طلبان جهان علیه استعمارگری شده بود و همین موضوع، نقش جدی در انتخاب بنیانگذاران مجاهدین خلق داشت. این افراد تلفیقی از دین و مارکسیسم که تفکر غالب آن دوران بود را راهی یافتند برای شروع مبارزه شان.</p>
<p>پیش از این، گروه دیگری از جوانان چپگرا که از شکست حزب توده دچار سرخوردگی شده بودند، با همراهی و استفاده از تجارب &#8220;بیژن جزنی&#8221; تشکیلاتی انقلابی و مسلح را علیه شاه و امپریالیسم بنیانگذاری کرده بودند. تشکیلاتی که البته در سال 1350 با ادغام دو گروه چپ، با نام &#8220;سازمان چریک های فدایی خلق&#8221; سر بلند کرد و دست به اقدامات پراتیک (عملی) علیه نهادهای نظامی و وابسته به دربار زد. البته این گروه خیلی زود دچار ضربات سنگین نظامی شد و بسیاری از کادرها و رهبران خود، از جمله بیژن جزنی را از دست داد. بیژن در 29 فروردین 1354 هم به همراه 6 تن از یارانش، و دو عضو مجاهدین در تپه های اوین تیرباران و شهید شدند که ساواک به دروغ آنرا فرار از زندان جلوه داد.</p>
<p>بدین ترتیب، روز 15 شهریور 1344 &#8220;محمد حنیف، سعید محسن، علی اصغر بدیع زادگان&#8221; جنبش ملی مجاهدین را پایه ریزی کردند. جنبشی که پس از 6 سال کار ایدئولوژیک-تشکیلاتی بصورت مخفیانه، توانست تعداد زیادی از جوانان دانشجو و گاه کارگر را جذب نماید و دستگاه خود را در نقاط مختلف ایران گسترش دهد.</p>
<h3>1 شهریور، اولین ضربه</h3>
<p>با وجود کارهای بزرگی که اعضا و کادرهای این تشکل طی 6 سال توانسته بودند به انجام برسانند (از جمله تدوین مبانی ایدئولوژیک و ایده های اقتصادی و اعتقاد به نبرد مسلحانه)، رخدادهایی بوقوع پیوست که تشکیلات مجاهدین را در خطر نابودی قرار داد.<br />
پیش از ادامه بحث، شرح این نکته ضروری است که مجاهدین با پذیرش &#8220;اصول دیالکتیک&#8221; مورد قبول نیروهای چپ و پیوند زدن آن با &#8220;توحید&#8221;، توانسته بودند توجه بسیاری از جوانان و روشنفکران مذهبی آن زمان را به خود جلب کنند، بویژه اینکه فرهنگ مردم ایران، پیوندی عمیق با اهل بیت و ریشه عمیقی در تفکر شیعی داشت و این قضیه برای نیروهای چپ ایرانی محدودیت های زیادی ایجاد می کرد و مانع از این بود که جنبش های چپ بتوانند بیش از یک اندازه مشخص، خود را در جامعه بسط دهند و پایگاه اجتماعی کسب کنند. لذا مجاهدین با وجود اعتقاد به اسلام و در عین حال پذیرش اصول دیالکتیک با محوریت توحید این تضاد را به گونه ای حل کردند که روشنفکران دینی را نیز در مدار خودی جای دهد. در کنار آن، &#8220;دیدگاه اقتصادی&#8221; مجاهدین نیز با جوانان و روشنفکرانی که مجذوب &#8220;تئوری ارزش اضافی&#8221; مارکس بودند همخوانی داشت. این نقاط اشتراک، و چند ایده دیگر که بنیانگذاران سازمان ارائه داده بودند باعث شد که دیدگاه و جهانبینی مجاهدین خیلی زود در بین جوانان گسترش یابد و اعضای آن روز به روز بیشتر شوند.<br />
اما، آنچه نباید رخ می داد اتفاق افتاد و بر اثر یک اشتباه، تمامی دستاوردهای 6 ساله سازمان در خطر نابودی قرار گرفت. بدلیل کم توجهی نسبت به مسائل امنیتی و عدم شناخت کافی پیرامون یکی از کانال های تهیه اسلحه، تمامی کادرها و پایگاه های مجاهدین از سوی ساواک لو رفت و تحت رصد مداوم قرار گرفت و در نتیجه در نخستین روز شهریور 1350، تمامی اعضای کادر مرکزی و 90 درصد اعضای این تشکیلات، بدست ساواک بازداشت و زندانی شدند که در نهایت به اعدام بنیانگذاران و بخشی از کادر مرکزی در سال 1351 انجامید. نتیجه این ضربه بزرگ نظامی، سر برآوردن مسعود رجوی و نشستن بر جایگاه رهبری سازمان بود. وی با کمک برادرش کاظم (که در اروپا به استخدام ساواک درآمده بود)، توانست از اعدام بگریزد و عفو ملوکانه دریافت کند و سکاندار تشکیلات مجاهدین تا چند دهه پس از انقلاب اسلامی شود.</p>
<div id="attachment_61709" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-61709" class="size-full wp-image-61709" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahrivar-Mek-1.jpg" alt="15 شهریور، تولد یک اندیشه" width="700" height="648" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahrivar-Mek-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahrivar-Mek-1-300x278.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-61709" class="wp-caption-text">15 شهریور، تولد یک اندیشه</p></div>
<h3>10 شهریور، افول در مرداب ها</h3>
<p>با ورود مسعود رجوی به جایگاه رهبری سازمان، تغییراتی بنیادین در ایدئولوژی مجاهدین رخ داد. ضربه بزرگ ایدئولوژیک سال 1354، شروعی برای این انحراف بزرگ بود. بخشی از اعضای مجاهدین، با گرایش به دیدگاه های چپ، از سازمان انشعاب کردند و آنگونه که مسعود بعدها معترف شد، بزرگترین ضربه را به این تشکیلات آسیب دیده (از ضربه نظامی) وارد آوردند. ضربه ای که هرگز جبران شدنی نبود هرچند که تشکیلات مجاهدین توانست پس از انقلاب با جذب نوجوانان در یک فرصت کمیاب تاریخی، کمبودهای نیرویی را جبران کند، اما از ایدئولوژی نوپای حنیف نژاد دیگر اثری جز شعارهای زیبای عدالتجویانه برجای نمانده بود. مجاهدین از این واقعه تحت عنوان &#8220;ضربه اپورتونیستی&#8221; به معنای &#8220;یک حرکت فرصت طلبانه&#8221; یاد می کنند. مسعود که در یک خانواده مرفه بزرگ شده بود و هیچ سنخیتی با اقشار مستضعف و تهیدست نداشت و حتی یک روز درد آنان را نچشیده بود (و به گفته خودش، حتی زمانی که برای یک مأموریت چند روزه جهت &#8220;خودسازی&#8221; به کوره پز خانه رفته بود، بیش از 3 روز سختی آنجا را تحمل نمی کند و از آنجا می گریزد)، اینک سوار بر شعارهای عدالتجویانه که بنیانگذاران سازمان به او آموخته بودند، به عوامفریبی در بین جوانان و خانواده ها مشغول شده بود و برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه خود سرباز گیری می کرد.</p>
<p>2 دهه پس از تأسیس جنبش ملی مجاهدین، مسعود ضمن ازدواج با مریم قجرعضدانلو، آن سازمان را به یک فرقه تروریستی تبدیل کرد، و 1 دهه بعد نیز که تمام نیروها را در خاک عراق محدود و به اسارت درآورده بود، بزرگترین سرکوب سازمانی را آغاز کرد و هرگونه اعتراض مجاهدین را درهم شکست و از آنان افرادی مسخ شده و ناتوان ساخت. کسانی که روزگاری از آگاه ترین دانش آموزان مدارس به حساب می آمدند، در این دوران، به کمترین دانش روز دسترسی نداشتند و از ازدواج و داشتن خانواده منع شده بودند و تنها کارشان، پیشبرد خط نظامی صدام حسین شد. هرچند مسعود پس از محاصره عراق از سوی نیروهای ائتلاف تلاش داشت رخداد &#8220;ضربه اپورتونیستی&#8221; را هر از چندی یادآوری کند تا کسی به فکر جدا شدن از سازمان نیفتد و فروپاشی دوباره رخ ندهد، اما این قضیه پس از سقوط صدام جدی شد و بخش زیادی از اعضای سازمان که فرصت فرار از تشکیلات مافیایی رجوی پیدا کرده بودند، سختی اسارت نزد آمریکایی ها را به حضور در تشکیلات ترجیح دادند و از اشرف گریختند. به همین خاطر مسعود یکبار دیگر مبحث &#8220;اپورتونیست&#8221; را مطرح نمود و جداشدگان را به همان کسانی تشبیه کرد که در سال 1354 به سازمان مجاهدین ضربه زدند.</p>
<p>کمتر از نیم قرن پس از تولد سازمان مجاهدین، در دهمین روز از شهریور 1392، بزرگترین قتل عام مجاهدین در اشرف رخ داد و بیشتر فرماندهان بخش اطلاعاتی و عملیاتی آنان بدست نیروهای مقاومت عراقی که از همکاری مجاهدین با صدام دلخور بودند کشته شدند. مسعود و مریم که پس از سقوط صدام حاضر به جابجایی مجاهدین از عراق نشده بودند، با توسل به شعار &#8220;اشرف، حفظ شرف&#8221;، بیش از صد کادر خود را در قرارگاه اشرف نگه داشته بودند تا ارتباط با گروه های تروریستی، برای ضربه زدن به دولت نوری مالکی، برقرار باشد. همین سیاست اشتباه، باعث کشته شدن 52 تن از مجاهدین شد و ضربه بسیار بزرگی بر آنان وارد کرد. امری که خیلی زود به حضور 30 ساله مجاهدین در عراق پایان داد و آنان را برای همیشه دچار افول کرد.</p>
<div id="attachment_61708" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-61708" class="size-full wp-image-61708" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahrivar-Mek-2.jpg" alt="10 شهریور 1392" width="700" height="351" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahrivar-Mek-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahrivar-Mek-2-300x150.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-61708" class="wp-caption-text">10 شهریور 1392</p></div>
<h3>فرقه پیر در 60 سالگی</h3>
<p>بدین ترتیب، سازمانی که 15 شهریور 1344 بدنیا آمده بود، پس از ده ها سال فراز و نشیب، در باتلاق عراق به پایان دوران نظامی گری که برآمده از ورود نابخردانه به &#8220;فاز مسلحانه&#8221; در 30 خرداد 1360 بود رسید و برای همیشه از رویای استراتژی &#8220;جنگ آزادیبخش نوین&#8221; کناره گرفت و آواره کشورهای اروپای شرقی شد تا بلکه در پناه حمایت سیاسی آمریکایی ها، دوران بازنشستگی را نیز طی کند.<br />
اما اعتیاد به تروریسم که در وجود مریم و مسعود رجوی نهادینه شده، نگذاشت دوران کهولت و بازنشستگی کهنه سربازان مجاهد به راحتی به پایان برسد، و خیلی زود آلبانی را هم مبدل به مکانی جهت برنامه ریزی فعالیت های تروریستی در ایران کردند. اقدامی که البته طی چند سال پولپاشی بین پناهجویان ایرانی مقیم اروپا و فریب خوردگان فضای مجازی در داخل، گسترش یافته بود اما شکست در به هدف رسانیدن آشوب های پاییز 1401، این زوج جنگ افروز را به مرحله دریوزگی کامل کشانید و همزمان با دادگاه های غیابی نیز مواجه ساخت که معضل دیگری در برابر ضعف های بنیادین فرقه مجاهدین است.</p>
<p>امروز که در آستانه 60 سالگی سازمان مجاهدین قرار داریم، این تشکیلات پیر نه تنها هیچ نوآوری طی 35 سال نداشته، بلکه هر روز بیش از گذشته در بن بست مرگ و میر قرار دارد. در این میان &#8220;انقلاب ایدئولوژیک مریم&#8221; که زمینه ساز طلاق های اجباری شد نیز، بر معضل آنان افزوده و بی دنبالگی مجاهدین را به همراه داشته، بطوری که هیچکدام از مجاهدین دارای فرزند نیستند و برای فردای خود جایگزینی ندارند و هیچ جوان دیگری هم به آنان نمی پیوندد.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61707">شهریور، در طلوع و افول یک ایدئولوژی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61707/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا رجوی در واقعه ۱۰ شهریور به اهداف خود رسید؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61739</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61739#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Sep 2024 07:06:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61739</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از تهاجم‌های پی در پی موشک باران و خمپاره زنی و همچنین حملات ۶ و ۷ مرداد و ۱۹ فروردین، دولت جدید عراق با اخطارهای پی در پی به سران سازمان مجاهدین اعلام کرد پس از سرنگونی صدام حسین و آمدن دولت جدید، نمی‌توانند سازمان مجاهدین را در خاک عراق تحمل کنند . سازمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61739">آیا رجوی در واقعه ۱۰ شهریور به اهداف خود رسید؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از تهاجم‌های پی در پی موشک باران و خمپاره زنی و همچنین حملات ۶ و ۷ مرداد و ۱۹ فروردین، دولت جدید عراق با اخطارهای پی در پی به سران سازمان مجاهدین اعلام کرد پس از سرنگونی صدام حسین و آمدن دولت جدید، نمی‌توانند سازمان مجاهدین را در خاک عراق تحمل کنند .</p>
<p>سازمان مجاهدین در ابلاغ یکی از احکام که از طرف شورای حکومتی بود دستپاچه شد و شروع به فروش برخی اموال و ماشین‌ها کرد البته ناگفته نماند تعداد زیادی از همین ماشین‌ها را روز سرنگونی دولت قبلی از پادگان‌ها بسرقت بردند و به اشرف منتقل کردند و سپس آنها را با قیمت خیلی پایین به مردم عراق فروختند .</p>
<p>در اثر فشارهای دولت جدید عراق به سازمان مجاهدین، رهبران و مسئولین سازمان لابی‌های آمریکایی خود را به کار گرفتند و آنها وارد صحنه شدند که در برابر ارتش عراق وساطت بکنند و اجازه دهند سازمان مجاهدین را برای مدتی در عراق نگه دارند.</p>
<p>ولی دولت جدید عراق بر تصمیمش مصمم بود و قرار بر این شد سازمان مجاهدین همراه با اعضایش به کمپ لیبرتی منتقل شوند و از آنجا به کشور ثالث بروند ولی رجوی نقشه شومی در ذهنش بود و در نشست عمومی اعلام کرد که ما نمی‌توانیم اموال منقول و غیر منقول خودمان را به دست عراقیان بدهیم و ما باید نفراتی به عنوان حافظان اموال و نگهبان در اشرف بگذاریم و یک یگان دستچین شده ۱۰۱ نفر را در آنجا گذاشتند البته ناگفته نماند تعدادی از این افراد مسئولین بالای سازمان بودند که با تشکیلات زاویه داشتند و موی دماغ رجوی بودند به همین دلیل رجوی تعدادی از این مسئولان بالای سازمان که زاویه با تشکیلات داشتند را در اشرف به عنوان نگهبان گمارد چون می‌دانست این‌ها کشته می‌شوند و از خون این افراد ناراضی بهره سیاسی هم به نفع مسعود رجوی و سازمان مجاهدین هم بدست می‌آورند.</p>
<p>در ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ نیروهای مهاجم عراقی وارد کمپ شدند و هر عضوی که پیدا می‌کردند از بین می‌بردند تعدادی از افراد که متوجه این کشت و کشتار شده بودند پنهان شده که جان خود را حفظ کردند( که این هم خودش یک داستانی بود بعد از برگشت این افراد به کمپ لیبرتی این افراد را به مدت دو ماه قرنطینه کردند و اجازه نمی‌دادند واقعیت‌ها را برای دیگر اعضا بیان بکنند ).</p>
<p>در پایان می‌خواهم نتیجه‌گیری کلی بکنم، رجوی توانست تشکیلات و خودش را از شر مسئولین رده بالا سازمان که ناراضی و زاویه با تشکیلات داشتند خلاص کند و از طرفی از خون این افراد بهره سیاسی ببرد پس بنابراین واقعه ۱۰ شهریور کاملاً به نفع رجوی بود چون به اهداف شوم خود رسید. ولی تاریخ ایران زمین جنایت‌های رجوی در حق اعضا و به خصوص به ملت ایران را فراموش نخواهد کرد و باید در یک دادگاه علنی جلوی ملت ایران، رجوی را محاکمه کرد و جنایت‌های انجام داده را از حلقومش بیرون کشید.</p>
<p>خلیل انصاریان &#8211; تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61739">آیا رجوی در واقعه ۱۰ شهریور به اهداف خود رسید؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61739/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۰ شهریور ۱۳۹۲ جنایتی دیگر از طرف مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61589</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61589#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Aug 2024 06:23:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61589</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام به همه دوستان عزیزم می‌خواهم در این مقاله درباره ۱۰ شهریور که ساخته و پرداخته خود مسعود رجوی بود برای شما مقداری از واقعیت‌های آن جنایت بگویم. زمانی که من در اشرف بودم یعنی بعد از تحویل دهی حفاظت اشرف از نیروهای آمریکایی به عراقی‌ها تحولات زیادی در اشرف رخ ‌داد یعنی شخص [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61589">۱۰ شهریور ۱۳۹۲ جنایتی دیگر از طرف مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به همه دوستان عزیزم می‌خواهم در این مقاله درباره ۱۰ شهریور که ساخته و پرداخته خود مسعود رجوی بود برای شما مقداری از واقعیت‌های آن جنایت بگویم. زمانی که من در اشرف بودم یعنی بعد از تحویل دهی حفاظت اشرف از نیروهای آمریکایی به عراقی‌ها تحولات زیادی در اشرف رخ ‌داد یعنی شخص مسعود رجوی طوری برنامه‌ریزی کرده بود ما که در اشرف بودیم یک ساعت روز خوش نداشته باشیم.</p>
<p>از داستان خانواده‌های دردمندی که برای دیدار فرزندانشان آمده بودند و به جای پاسخ دادن به نیازهای خانواده‌ها آنها را با سنگ می‌زدند و آنها را مزدوران وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند تا وقایعی که عمداً طوری برنامه‌ریزی می‌ کردند که به درگیری منجر شود و تعدادی از افراد به ناحق کشته شوند. مثال بارز آنها هم ماجرای  ۶ و ۷ مرداد و ۱۹ فروردین است که به دلیل سیاست های غلط رجوی تعداد زیادی کشته و تعداد زیادی مجروح شدند.  مسعود لجنی همون مسعود رجوی در نشست‌های داخلی که برای ما می‌گذاشت می‌گفت اینها فدیه‌های خلق هستند و کسی حق ندارد سر کشته شدن همرزم کنار دستش ناراحت باشد چون دارد به خلق خدمت می‌کند.</p>
<p>خیلی واضح و مشخص می‌گفت که شماها گوشت دم توپ هستید و من برای پیشبرد اهداف شوم سیاسی خودم باید از شماها استفاده کنم. به قول خودش می‌گفت من که پشتوانه ابرقدرت ندارم پس من شما را باید دم توپ قرار بدهم. خلاصه با مغزشویی اساسی روزانه که روی ما انجام داده بود روی غیرت ما سوار می‌شد و ای وای ای وای می‌کرد که اشرف نباید از دست برود تا چند سال همینطور کشته گرفت. مجروح گرفت. آمادگی برای ما درست کرد تا رسیدیم به نقطه انتقال به لیبرتی یعنی در توافقی که بین آمریکا و عراق و مجاهدین صورت گرفته بود قرار شد همه نفرات بدون استثنا اشرف را ترک کرده و به کمپ لیبرتی بروند. چون آمریکائیها آن کمپ را خالی کرده بودند و مجاهدین می‌خواستند آنجا مستقر شوند. آن کمپ هم در کنار فرودگاه بغداد بود. مسعود رجوی با حیله‌گری تمام و شیادی تمام برنامه را طوری تنظیم کرد که یک تعدادی را برای دوباره کشتن در اشرف باقی بگذارد. چون خود مسعود رجوی بارها در نشست می‌گفت که ما هیچ چشم داشتی به اموال و زمین نداریم و مثال‌های زیادی از پایگاه‌هایی که در سال ۶۰ در تهران و جاهای دیگری از کشور جا گذاشته و به خارج آمده بودند می‌گفت اما چون هدف یک مسعود رجوی ریختن خون ما بود تصمیم گرفت یک بحثی را بیاورد به عنوان اموال اشرف. آنقدر این بحث به قول خودش ایدئولوژیک کرد که یک تعداد مغزشویی شده‌های حرفه‌ای بودن گفتن ما برای حفظ اموال در اشرف می‌مانیم و در نهایت ۱۰۰ نفر را در اشرف نگه داشت و در داستان ۱۰ شهریور ۵۲ نفر از آنها به قتل رسیدند.</p>
<p>آن زمان ما در لیبرتی بودیم. دستور تشکیلاتی آمد که همه باید اعتصاب غذا بکنندو هرکس می‌گفت من مشکل دارم یا به لحاظ سنی توان این کار را ندارم اسم مزدور و خائن روشون گذاشتند. من خودم اصلاً تمایلی به اعتصاب غذا نداشتم اما بالاجبار و با دستور تشکیلاتی و با فشار یک سری آدم‌هایی که جاسوس تشکیلات بودند مجبور شدم مدتی را اعتصاب غذا کنم. در اواسط اعتصاب غذا وقتی یکی از زن‌های تشکیلات رجوی نشست می‌گذاشت من چند بار ازش سوال کردم دلیل ماندن ۱۰۰ نفر در اشرف چه بود؟ بهش گفتم مگه برادر نمی‌گفت ما هیچ چشم داشتی برای مال و اموال و زمین نداریم! مگر جان انسان‌ها برای برادر ارزشی ندارد؟ او در پاسخ گفت مسیر مبارزه ما فقط با خون باز می‌شود. ما اگر خون ندهیم هیچکس ما را تحویل نمی‌گیره بعد از آن من تصمیم گرفتم اعتصاب غذا نکنم و اعتصاب غذا را شکستم.</p>
<p>ته حرفم این است که مسعود رجوی برای پیش بردن سیاست‌های شوم خودش ما را گوشت دم توپ کرده بود و همه جوره از ما استفاده می‌کرد چون ما مجاهد بودیم و تماماً در اختیار مسعود رجوی فقط یک نکته را باید بگویم که واقعاً تاریخ متوجه نشد که در اشرف در خفقان تشکیلات چه‌ها بر ما گذشت چون برای ما همه چیز ممنوع بود از تماس خانواده تا حتی داشتن یک رادیو ممنوع بود ممنوع بود ممنوع بود.</p>
<p>باتشکر از همه دوستانم</p>
<p>با احترام &#8211; محمدرضا صدیق</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61589">۱۰ شهریور ۱۳۹۲ جنایتی دیگر از طرف مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61589/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آخرین کشتار اشرف &#8211; قتل مسعود دلیلی و رویا دَرّودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Sep 2023 11:20:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رویا درودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56041</guid>

					<description><![CDATA[<p>داغ ترین روزهای شهریور این روزها یادآور دو رخداد مهم در تاریخ کشورمان است که هردو ارتباط مستقیم به فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی دارد. 8 شهریور 1360، مردم ایران شاهد تأسفبارترین اقدام تروریستی (پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی) بودند که در آن دفتر نخست وزیری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041">آخرین کشتار اشرف &#8211; قتل مسعود دلیلی و رویا دَرّودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>داغ ترین روزهای شهریور</h3>
<p>این روزها یادآور دو رخداد مهم در تاریخ کشورمان است که هردو ارتباط مستقیم به فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی دارد. 8 شهریور 1360، مردم ایران شاهد تأسفبارترین اقدام تروریستی (پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی) بودند که در آن دفتر نخست وزیری تخریب، و محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر (دو تن از عدالتجوترین مسئولین کشور) به همراه 3 نفر دیگر از مقامات و شهروندان ایرانی به شهادت رسیدند. این جنایت تروریستی به حدی نفرت انگیز بود که مسعود رجوی هیچگاه بطور رسمی به آن اعتراف نکرد و تنها در مناسبات داخلی با افتخار از آن یاد می کرد و اقتدار زبونانه خویش را به نمایش می گذاشت.</p>
<div id="attachment_56046" style="width: 633px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56046" class="size-full wp-image-56046" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13600608-1.jpg" alt="8 شهریور 1360" width="623" height="485" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13600608-1.jpg 623w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13600608-1-300x234.jpg 300w" sizes="(max-width: 623px) 100vw, 623px" /><p id="caption-attachment-56046" class="wp-caption-text">8 شهریور 1360</p></div>
<p>مسعود رجوی که کمتر از 2.5 ماه قبل از آن با توهم سرنگونی 6 ماهه هزاران نوجوان دانش آموز را ناخواسته وارد اقدامات تروریستی کرده بود، تصور می کرد با سوء استفاده از موقعیت جنگ ایران و عراق، و انجام چند عملیات ویرانگر انتحاری و ایجاد رعب و وحشت در جامعه (که نماد امروزین آن گروه تکفیری داعش است) قادر خواهد بود سرنگونی جمهوری اسلامی را رقم بزند، اما خیلی زود متوجه شد که پایگاه اجتماعی آیت الله خمینی بسیار گسترده تر از آن است که وی با ترور سران حکومت بتواند به براندازی نظام برسد. وی چندسال بعد اعتراف کرد که شناخت کافی نداشته و به همین خاطر طرح سرنگونی از طریق ترور سران نظام با شکست مواجه شده است. البته برای اینکه ابهت پوشالی اش با چنین اشتباه راهبردی خدشه دار نشود، آنرا به خشونت غیرقابل تصور بنیانگذار انقلاب اسلامی ارتباط داد تا خود را برهاند.</p>
<p>32 سال پس از این حادثه خونبار، در تاریخ 10 شهریور 1392، قرارگاه اشرف، که تا پیش از سقوط صدام، محلی برای قدرتنمایی مسعود و مریم شده بود، مورد حمله گروه های معارض عراقی که از حضور همکاران صدام حسین در آنجا و دخالت در امور داخلی کشورشان خشمگین بودند قرار گرفت (برای اطلاع جوانانی که از قضایا مطلع نیستند یادآوری کنم که گروه های مردمی عراق، با وجود پیگیری های مستمر برای اخراج مجاهدین از عراق، موفق به اخراج آنان نشده بودند. علت این بود که مسعود رجوی بخاطر حفظ جان و فراهم کردن شرایط برای خروج امن از عراق، حاضر به انتقال تشکیلات مجاهدین به کشور ثالث نبود و با شعار مزّورانه و فریبکارانه &#8220;اشرف حفظ شرف&#8221; و &#8220;چو اشرف نباشد تن من مباد&#8221;، مجاهدین را به درگیری با پلیس عراق تشویق می کرد. مریم قجرعضدانلو نیز از فرانسه پیام می داد که &#8220;خروج مجاهدین از عراق یک فاجعه است&#8221; و لذا بر آتش این بحران می افزود تا با خونریزی بیشتر و استفاده تبلیغی و حقوق بشری از آن بتواند به هدف مهم خود که انتقال مسعود به کشور امن بود برسد. همین قضیه باعث شد که در نهایت معارضین عراقی به صورت مستقل دست به اقدام بزنند و آن حادثه خونین بوقوع بپیوندد).</p>
<p>جنگ و درگیری مجاهدین با پلیس عراق از مرداد 1388 آغاز شده بود و تا فروردین 1390 در قرارگاه اشرف و آنگاه به شکل دیگری در کمپ لیبرتی ادامه داشت و طی آن دهها عضو مجاهدین کشته و صدها نفر مجروح شدند&#8230; اما شدیدترین ضربه به پیکر مجاهدین در تاریخ 10 شهریور 1392 وارد آمد که در این روز گروه های مردمی عراق با نفوذ به داخل اشرف، با یکصد نفر از فرماندهان و اعضای مجاهدین درگیر شدند که به کشته شدن 52 عضو مجاهدین در رده های مختلف منجر شد و همگی قربانی فرار امن مسعود به خارج عراق شدند و ضربه سختی به ستاد فرماندهی مجاهدین وارد آمد.</p>
<h3>قتل فجیع مسعود دلیلی به دستور رجوی</h3>
<p>در این رخداد خونین، یکی از کادرهای قدیمی مجاهدین (که چندی پیش از آن از تشکیلات گریخته و خود را تسلیم پلیس عراق کرده بود) نیز به طرز مشکوک و فجیعی شکنجه و به قتل رسید که جسدش را در وسط قرارگاه اشرف در حالی که با اسید سوزانده شده بود کشف کردند. وی &#8220;مسعود دلیلی&#8221; از فرماندهان بخش حفاظت مسعود و مریم رجوی بود که چند ماه پیش از آن، پس از فرار از اشرف و معرفی خود به دولت عراق، در هتلی در بغداد اسکان داشت اما به طرز مشکوکی مفقود گردید و جسد او حین حادثه خونین 10 شهریور در قرارگاه اشرف پیدا شد. آنچه قضیه را مشکوک جلوه می داد، شیطان سازی رسانه های مجاهدین از مسعود دلیلی بود که پی در پی او را لعن و نفرین می کردند و به صورت کاملاً غیر حرفه ای و عجولانه برایش سند و مدرک تولید می نمودند تا وی را به حکومت ایران مرتبط سازند. همین واکنش های عجولانه اثبات کرد که مجاهدین عامل شکنجه و قتل او هستند و مسعود دلیلی بجرم خیانت و فرار از قرارگاه اشرف به قتل رسیده تا از جنایت های مخفیانه رجوی ها پرده برندارد و افشاگری نکند.</p>
<p>در آخرین مطلبی که شهریور 1400 از سوی کمیسیون امنیت مجاهدین منتشر شد و چند روز قبل مجدداً در سایت این فرقه بازنشر پیدا کرد، می توان باز هم خشم و کینه مسعود و مریم علیه مسعود دلیلی (که سالهاست در این دنیا حضور ندارد تا از خود دفاع کند) را مشاهده کرد که او را به خیانت متهم کرده اند. آیا همین عقده گشایی ده ساله نشانگر نفرت بی پایان آنها از مسعود دلیلی، و سندی دالّ بر شکنجه و قتل او بدستور رجوی ها نیست؟</p>
<div id="attachment_56045" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56045" class="size-full wp-image-56045" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1.jpg" alt="قتل مسعود دلیلی" width="700" height="697" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1-150x150.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1-300x300.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56045" class="wp-caption-text">قتل مسعود دلیلی</p></div>
<p>در متن منتشره مجاهدین علیه مسعود دلیلی گفته شده: &#8220;نمونه دیگر، مسعود دلیلی است که همراه با مزدوران نیروی قدس در حمله 10 شهریور 1392 حضور داشت و آنها را به سمت محل استقرار اصلی مجاهدین مستقر در اشرف هدایت کرد. در این حمله 52 تن از مجاهدین شهید شده و 7تن نیز به گروگان گرفته شدند، در صورتی که این خائن در صحنه حضور نمیداشت، مطمئناً رژیم نمی توانست این قتل عام را در این ابعاد انجام دهد»&#8230; بکارگیری واژه خائن علیه کسی که حداقل ربع قرن محافظ شخصی مسعود و مریم رجوی بود و ده سال پیش بخاطر فهم خیانت هایشان از آنجا فرار کرد و بدستور خودشان به قتل رسید، نشان می دهد که سران این فرقه خطرناک و تروریستی کینه و نفرت عجیبی از عضو جداشده و منتقد دارند و اعضای سازمان تا زمانی برایشان ارزشمند هستند که جسم و جان و هستی شان را در خدمت مسعود رجوی قرار دهند و هیچ نپرسند.</p>
<h3>مرگ مشکوک رویا دَرّودی</h3>
<p>اما این هم پایان ماجرای تلخ کشتار اشرف نبود، حدود 3 ماه پس از به قتل رساندن مسعود دلیلی، خبر مرگ تأسفبار دختر دیگری به گوش رسید که بی ارتباط با قتل &#8220;دلیلی&#8221; نبود. خبر خیلی ساده در رسانه های مجاهدین منتشر شد تا چندان واکنشی بدنبال نداشته باشد. سخن از مرگ مشکوک &#8220;رویا دَرّودی&#8221; دختر نوجوانی بود که بخاطر مجاهد بودن پدر و مادرش، ناخواسته از مدرسه به مناسبات مجاهدین کشیده شد. وی تا قبل از عملیات فروغ جاویدان، در مدرسه اشرف تحصیل می کرد و پس از تعطیلی مدارس، به بخش نظامی منتقل و به همراه بسیاری دیگر به عملیات اعزام شد که در آنجا هم دچار جراحت گردید. رویا در جریان ازدواج های تشکیلاتی، وادار به ازدواج شده بود و یکسال و نیم بعد هم در جریان طلاق های اجباری، او را به شکل دیگری وادار به طلاق کردند و حوادث بیشمار دیگری سر راه او قرار گرفت.</p>
<p>بدین ترتیب، دختر نوجوانی که ناخواسته وارد تشکیلات شده بود، ناخواسته مدرسه را کنار گذاشته بود، ناخواسته به عملیات کشانیده شده و در آن مجروح شده بود، ناخواسته ازدواج کرده بود، ناخواسته طلاق گرفته بود و ناخواسته او را بدستور مریم رجوی مقطوع النسل کرده بودند، و در فروردین 1390 نیز ناخواسته او را به درگیری با پلیس عراق کشانده بودند تا دچار آسیب شود، و در شهریور 1392 نیز به اعتصاب غذا مجبور شده بود، بناگاه به بیماری مرموزی دچار شد و پس از انتقال به آلبانی درگذشت. از آنجا که عشق و علاقه رویا به مسعود دلیلی قابل کتمان نبود، برای مسئولین سازمان بهترین حالت، کشته شدن او پیش از دردسرهای بعدی بود. رویا که از دل انبوه فراز و نشیب ها جان سالم بدر برده بود (هرچند داغ مقطوع النسل شدن، و اینبار داغ کشته شدن مسعود دلیلی، بر وجودش سنگینی می کرد) به یک بیماری حاد و مشکوک دچار گردید و 3 ماه پس از قتل مسعود، به طرز مبهمی از دنیا رفت&#8230;</p>
<div id="attachment_56044" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56044" class="size-full wp-image-56044" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1.jpg" alt="مرگ مشکوک رویا دَرّودی" width="700" height="395" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56044" class="wp-caption-text">مرگ مشکوک رویا دَرّودی</p></div>
<p>من رویا را از سال 1367 که دختری نوجوان بود بخوبی می شناختم. تازه از مدرسه اشرف که مریم آنرا بخاطر عملیات تعطیل کرد به بخش نظامی منتقل شده بود. پس از عملیات فروغ هم او را در دفتر لشگر 91 مورد استفاده قرار دادند. زمستان 1368 رویا را وارد نشست های انقلاب ایدئولوژیک مریم کردند و پس از طی مراحل طلاق ایدئولوژیک، به بخش نگهبانی ستاد فرماندهی منتقل شد تا شور و هیجان جوانی اش مورد استفاده زوج رجوی قرار گیرد. بخشی از خاطرات خانم زهرا میرباقری در مورد مقطوع النسل کردن رویا درودی که بسیار دردآور و تکان دهنده است را در اینجا می آورم تا جوانان عزیز با جنایت رجوی بیشتر آشنا شوند:</p>
<div id="attachment_56043" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56043" class="size-full wp-image-56043" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/zahra-mirbagheri-202309.jpg" alt="زهرا میرباقری" width="700" height="403" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/zahra-mirbagheri-202309.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/zahra-mirbagheri-202309-300x173.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56043" class="wp-caption-text">زهرا میرباقری</p></div>
<p><em>(((از زمانی که من رویا دَرّودی را در اسارتگاه اشرف می شناختم خانمی جوان، زیبا، تندرست، پرتحرک و زبل بود ولی سازمان همیشه با رویا سر جنگ و دعوا داشت زیرا تا آن زمان رویا حرفهایش را می زد و سکوت نمی کرد. خدایا چه عاملی باعث مرگ این خانم جوان شد؟ آخر می دانید رویا نامش در لیست زنانی قرار دارد که مقطوع النسل شد. من که از تندرستی و زبلی رویا مطلع بودم این خبر مرا شوکه کرد… مسعود رجوی به رویا گفت تو اکنون بالای قله رفته ای! (این تکه کلام مسعود به زنانی بود که عمل جراحی زنان روی آنها انجام شده بود. مفهوم این کلام این بود از جنسیت رها شده اید).</em><br />
<em>سازمان مجاهدین&#8230; آنها را مجبور به عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدان کرد… رویا دَرّودی در سال ۷۳ در بغداد، نگهبان سالن بهارستان در مقر سعید محسن بود. در این ساختمان جلسات شورا برگزار می شد و مسعود و مریم رجوی در این محل رفت و آمد داشتند… روزی که مسعود رجوی برای آزمایش خون به بغداد آمده بود، در آخر فقط برای زنان نگهبان و محافظ شورا در همان محل جلسه ای برگزار کرد. از آنجا که رویا همیشه معترض بود، برای آرام کردن وی، مسعود رجوی گفت: &#8220;رویا صندلی خود را بیاورد نزدیک صندلی من&#8221;. و این شیوه ای بود که معمولا برای آرام کردن زنان معترض بکار می رفت… راستی اگر رویا بیمار بود چرا سازمان او را به نزد مادر و برادرش در کشورهای اروپایی نفرستاد و او را به زندان آلبانی فرستاد؟&#8230;. زهرا میرباقری 22 آذر 1392)))</em></p>
<p>به این ترتیب، علاوه بر قربانی شدن دهها عضو مجاهدین، رویا و مسعود نیز قربانی دسیسه های زوج رجوی شدند و حادثه مرگبار تابستان 1392 با مرگ مشکوک &#8220;مسعود دلیلی و رویا دَرّودی&#8221; به فرجام خود رسید و دوران جدیدی برای سایر اعضای تشکیلات آغاز شد. رخداد خونین 10 شهریور که ناشی از پافشاری مریم رجوی برای ماندگاری مجاهدین در اشرف بود، اگرچه پایان کار به حساب نمی آمد (و بدنبال آن یک اعتصاب غذای همگانی تشکیلاتی برگزار شد تا گروه دیگری هم به این شیوه، قربانی حیات زوج رجوی شوند)، اما راه را برای انتقال مجاهدین به آلبانی هموار کرد. این حوادث نشان داد که زوج رجوی نه تنها دشمن مردم ایران محسوب می شوند، بلکه کمترین ارزشی هم برای نیروهای خود قائل نبوده اند و هرکجا لازم باشد آنان را فدای خود می کنند. این واقعیت تلخ، بارها تکرار شده و نیازی به تجربه ندارد، همانطور که 30 خرداد امسال نیز مریم نیروهای خود را بی دفاع، برای قربانی کردن در زیر پای پلیس آلبانی تنها گذاشت و به پاریس گریخت. آیا با اینهمه پرونده سیاه، نباید زوج رجوی را به جرم خیانت و جنایت علیه بشریت محاکمه کرد؟</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041">آخرین کشتار اشرف &#8211; قتل مسعود دلیلی و رویا دَرّودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقش رجوی در خون هایی که در عراق به زمین ریخته شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56057</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56057#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Sep 2023 11:20:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56057</guid>

					<description><![CDATA[<p>با حمله نظامی آمریکا به عراق و سرنگونی صدام و تشکیل حاکمیت جدید در عراق، انتظار می رفت مسعود رجوی نیروهایش را از عراق خارج کند. ارتش به اصطلاح آزادیبخش خلع سلاح و منحل شده بود و از طرف ارتش آمریکا و شورای حکومتی عراق که جایگزین دولت سابق شده بود به مجاهدین خلق اخطار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56057">نقش رجوی در خون هایی که در عراق به زمین ریخته شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با حمله نظامی آمریکا به عراق و سرنگونی صدام و تشکیل حاکمیت جدید در عراق، انتظار می رفت مسعود رجوی نیروهایش را از عراق خارج کند. ارتش به اصطلاح آزادیبخش خلع سلاح و منحل شده بود و از طرف ارتش آمریکا و شورای حکومتی عراق که جایگزین دولت سابق شده بود به مجاهدین خلق اخطار داده شده بود که حق هیچگونه تردد از قرارگاه و فعالیت سیاسی و مداخله در امور داخلی ایران کشور همسایه که بعد از سالیان جنگ و خصومت دولت جدید عراق تصمیم گرفته است دور جدیدی از روابط دیپلماسی و اقتصادی را براساس منافع هر دو کشور از سر بگیرد را ندارد.</p>
<p>ولی بدنبال قرارداد بین مجاهدین خلق و ارتش آمریکا که براساس آن فرماندهان آمریکایی موافقت کردند ما به ازای خلع سلاح مجاهدین خلق موجودیت آنها را در عراق بصورت ترانزیت و تا زمان حضور آنها در خاک عراق به رسمیت بشناسند و از آنها تحت عنوان پروژه اعضای تحت حمایت براساس مفاد قرارداد 4 ژنو حمایت کنند، رهبران مجاهدین خلق دچار این اشتباه محاسبه شدند که گویا می توانند ضمن همکاری با ارتش آمریکا و دیگر احزاب و شخصیت های عراقی مخالف، زمینه ادامه حضور خود را در خاک عراق فراهم سازند.</p>
<p>در ادامه حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق که عملا قدرت و حاکمیت را بدست گرفته بودند، بین وزارت خارجه (کالین پاول) و وزارت دفاع (دونالد رامسفلد) این کشور برسر چگونگی برخورد با مجاهدین خلق اختلافاتی رخ داد. وزارت خارجه معتقد بود که می بایست از مجاهدین خلق بخاطر سوابق تروریستی و بخصوص نقش آنها در ترور مستشاران آمریکایی در دوران شاه و فقدان هرگونه آزادی در مناسبات آنها همچنان بعنوان یک گروه تروریستی در انزوا یاد کرد و حتی بقول کارمندان وزارت خارجه که در اشرف با اعضای مجاهدین خلق مصاحبه می کردند هدفشان انحلال آنهاست. ولی از سوی دیگر وزارت دفاع آمریکا توجیه اش برای ادامه حضور این فرقه در عراق این بود که با توجه به احتمال نفوذ جمهوری اسلامی در عراق و استفاده آنها از شرایط بهم ریخته بعد از صدام و همچنین آشنایی مجاهدین خلق به موقعیت جغرافیایی عراق و توان آنها بعنوان یک تشکل منسجم و امکان استفاده از آنها برای شناسایی و دستگیری رهبران سابق حزب بعث و مقامات دولتی و فرماندهان ارتشی می بایست آنها را در عراق همچنان حفظ کرد و از توانمندی های آنها در راستای مقابله با دولت ایران استفاده نمود.</p>
<p>رهبران مجاهدین خلق تحت تاثیر همین رویکرد ارتش آمریکا به اعضا القاء کردند که گویا این تشکیلات مجددا توسط ارتش امریکا و با سلاح های مجهزتر مسلح خواهند شد و شرایط بگونه دوران حاکمیت صدام برای آنها پیش خواهد رفت. رجوی پا را از این فراتر گذاشته و خطاب به نیروهایش پیام داد که خاک عراق کانون تشدید بحران آمریکا با جمهوری اسلامی خواهد بود. و آنها در نهایت توسط ارتش آمریکا مسلح شده و جرقه جنگ زده خواهد شد. رجوی با عنوان کردن حرکت بسمت خط موازی با صاحب خانه جدید و جلب همکاری ارتش و دولت آمریکا مخالفت های دولت عراق را خنثی دانست و شرایط را برای عملیات سرنگونی این بار با حمایت ارتش آمریکا پیش بینی کرد.</p>
<p>وی در ادامه گفت: آمریکا هیچگاه خاک عراق را ترک نخواهد کرد واین همه هزینه نکرده که بسادگی از عراق برود. و با این تحلیل های خوش باورانه تلاش کرد اعضا را برای ماندن در عراق ترغیب نماید و این چنین شعار اشرف حفظ شرف را جایگزین گزینه خروج از اشرف نمود. در ورای تمامی این تحلیل های پوشالی رجوی بخوبی می دانست در صورت تخلیه اشرف و خروج از عراق و قرار گرفتن اعضا در ملا آزاد اروپا عملا باید فاتحه تشکیلاتش را بخواند و پروسه ریزش نیرو و فروپاشی تشکیلات بصورت جدی رقم خواهد خورد.<br />
اما برخلاف تمامی پیش بینی های رجوی جابجایی نیروهای حفاظتی آمریکا با نیروهای ارتش عراق در آذر ماه 86 صورت گرفت ونیروهای عراقی حفاظت اشرف را برعهده گرفتند. نوری مالکی نخست وزیر عراق اعلام کرد که مجاهدین خلق یک نیروی تروریستی هستند و می بایست خاک عراق را ترک کنند. نخست وزیر عراق همچنین تاکید کرد مجاهدین خلق می بایست حق حاکمیت ارتش عراق در پادگان اشرف را که جز لاینفک خاک و حاکمیت عراق است، به رسمیت بشناسند.</p>
<p>تا قبل از این توافق جابجایی نیروها بین ارتش آمریکا و عراق مجاهدین خلق تحت هیچ شرایطی به نیروهای ارتش عراق اجازه ورود به پادگان اشرف را نمی دادند. واشرف را جز ملک و حاکمیت مجاهدین خلق می دانستند. همزمان از داخل پادگان اشرف خبرهایی مبنی بر زندانی کردن و بد رفتاری با اعضای معترض و خانواده هایشان که از ایران برای دیدار با آنها بعداز سالها بی خبری بگوش فرماندهان ارتش عراق رسیده بود. دولت عراق برای تضمین سلامتی ساکنین اشرف که براساس توافق با ارتش امریکا مسولیت آن برعهده شان بود، طبق یک در خواست رسمی از مسولین مجاهدین خلق خواست تا با ایجاد یک پست حفاظت و بازرسی در خیابان 100 موافقت کنند تا آنها بهتر بتوانند سلامت ساکنین را تضمین کنند، ولی رهبران مجاهدین خلق با تکرار همان ادعاهای واهی همیشگی که اشرف جزیی از خاک ایران و بصورت مستقل از حاکمیت دولت عراق است، با این در خواست مخالفت کردند.</p>
<p>فرماندهان ارتش عراق بدنبال این موضع مسئولین مجاهدین خلق یک هفته به آنها فرصت دادند تا در مسیر ورود ارتش عراق به مناطق مشخص شده مقاومتی نداشته باشند. همزمان رهبران مجاهدین خلق ضمن دادن آماده باش به اعضا به دروغ به آنها اعلام کردند نیروهای امنیتی ایران ضمن همکاری با ارتش عراق در نظر دارند به قرارگاه اشرف حمله و آنها را دستگیر و به ایران مسترد کنند و تلاش نمودند احساسات اعضا را تهییج نمایند. ستاد فرماندهی مجاهدین خلق به ریاست مژگان پارسایی تشکیل و از اعضا خواستند ضمن مسلح شدن به سلاح های سرد و گرم در مقابل ورود یگان های ارتش عراق دیوار گوشتی تشکیل و به هر نحو ممکن مانع از ورود آنها به مناطق مشخص شده گردند.</p>
<p>با تحریک فرماندهان که پشت صحنه و در یک مکان امن بودند اعضا تحریک شدند که به پرسنل ارتش عراق فحاشی و به سمت آنها سنگ پرتاب کنند که منجر به مجروح شدن تعدادی از پرسنل این ارتش گردید. در نهایت بعداز اینکه هشدارهای ارتش عراق نتیجه نداد آنها برای دفاع از خود وارد درگیری شدند. فرماندهان مجاهدین خلق طبق توصیه های مژگان پارسایی به اعضا فرمان می دادند حتی به قیمت کشته شدن تمامی اعضا اجازه ورود ارتش عراق به محدوده مشخص شده را ندهند. این درگیری ها در مرداد88، فروردین 90 و در شدیدترین آن در 10 شهریور 92 تکرار شد که منجر به کشته شدن دهها نفر از اعضای نگون بخت گردید.</p>
<p>رجوی هیچگاه فاش نکرد که اصرار او در ماندن در پادگان اشرف و قربانی کردن صدها عضو بخاطر چیست؟ حضور ارتش عراق در پادگان اشرف بمثابه بخشی از خاک عراق و در راستای تامین جان و امنیت اعضا چه مشکلی ایجاد می کند؟ البته پاسخ برای همه روشن بود ایجاد پست های بازرسی در قرارگاه اشرف بعد از سالها و شکسته شدن طلسم اختناق و وحشت رجوی می توانست انگیزه اعضا را برای فرار و کمک از پرسنل ارتش عراق جهت ورود به دنیای آزاد بالا ببرد، برای تقابل با این شرایط رجوی تصمیم گرفت اعضا را قربانی کند وگرنه برای هر ناظر بیطرفی مشخص بود در صورتیکه رجوی دست از لجبازی بر می داشت و حق قانونی حاکمیت دولت عراق بر پادگان اشرف را به رسمیت می شناخت و یا از همان فردای سرنگونی صدام که شرایط برای خروج ازعراق مهیا بود خاک عراق را ترک می کرد، این میزان از اعضا قربانی نمی شدند و اعضای باقیمانده هم می توانستند مسیر زندگی خود را آزادانه انتخاب کنند.</p>
<p>اصرار رجوی برای ادامه حضور در کشور نا امن عراق و بخصوص دشمنی مردم این کشور بخاطر جنایات این گروه در انتفاضه شعبانیه که منجر به کشته شدن بسیاری از مردم کرد و شیعه عراق گردید فقط بخاطر ترس و وحشت وی از جدایی اعضا بعد از استقرار در یک کشور آزاد بود. موضوعی که سالهای بعد با جدایی صدها عضو و بازگشت به کانون گرم خانواده بزرگ ترین ضربه را به رجوی زد واین روند همچنان ادامه دارد.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56057">نقش رجوی در خون هایی که در عراق به زمین ریخته شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56057/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به وقایع شهریور ماه ۹۲ در فرقه ارتجاع رجوی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56033</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56033#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Sep 2023 04:23:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56033</guid>

					<description><![CDATA[<p>سرانجام پس از یک دهه لجاجت و کارشکنی در زیر فشار و استدلال کمیسیاریای ملل متحد، خانواده های نگران و کمیته حقوق بشر، علیرغم میل باطنی رهبران فرقه، با انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی موافقت شد و قرار شد کمپ اشرف را تخلیه و به کمپی به نام لیبرتی در نزدیکی بغداد بروند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56033">نگاهی به وقایع شهریور ماه ۹۲ در فرقه ارتجاع رجوی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سرانجام پس از یک دهه لجاجت و کارشکنی در زیر فشار و استدلال کمیسیاریای ملل متحد، خانواده های نگران و کمیته حقوق بشر، علیرغم میل باطنی رهبران فرقه، با انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی موافقت شد و قرار شد کمپ اشرف را تخلیه و به کمپی به نام لیبرتی در نزدیکی بغداد بروند تا زیر نظرکمیساریای ملل متحد از عراق خارج شوند.</p>
<p>به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، علیرغم توافق برای تخلیه کمپ، حدود ۱۰۰ نفر به بهانه انتقال و فروش اموال در کمپ اشرف باقی ماندند. در حقیقت آنها سعی داشتند که بازهم کارشکنی نمایند و کمپ اشرف را به هر بهانه ای تخلیه نکنند.</p>
<p>در حالی که بر روی ساختمان ها و زمین های اشرف که هدیه های دوران صدام بود قیمت های میلیاردی می گذاشتند و خود را صاحبان زمین های اشرف می دانستند در بیانیه های متعدد و به مناسبت های مختلف هم شعار می دادند حالا دو تا کمپ داریم اشرف دست خودمان است و از عراق نخواهیم رفت و به کمپ اشرف باز می‌گردیم و در هر تابلوئی ما اشرف را نگه خواهیم داشت و تدارک هایی هم برای بازگشت یک سری اعضا دیده بودند.</p>
<p>بدین ترتیب یک سال دیگر به صورت غیر قانونی ۱۰۰ تن را در اشرف باقی گذاشتند.</p>
<p>در طی آن یک سال به اعتراف و استنادهای خود فرقه اخطارهای نهایی و اولتیماتوم برای تخلیه کامل کمپ اشرف داده شد و در اوایل شهریور۹۲ خبرهایی مبنی بر باز پس گیری به آنها رسید و حمله به کمپ اشرف پیش بینی شده بود. ولی رجوی از ساکنان اشرف خواست تابلوی عاشورایی رقم بزنند!</p>
<p>این تفکرات ابلهانه و اصرار رهبران خائن برای ماندن در اشرف، در نهایت به بهای جان اکثریت افراد باقیمانده در کمپ اشرف، تمام شد.</p>
<p>در ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ کمپ اشرف مورد حمله یک سری نیروهای ناشناس قرار گرفت و حدود ۶۰ تن کشته و مفقود شدند و پرونده کمپ اشرف با خواری و قربانی شدن حدود ۱۱۰ تن در سه دور درگیری به پایان رسید.</p>
<p>افرادی که در کمپ اشرف باقی مانده بودند بنا به قوانین فرقه اجازه و اراده تصمیم گیری برای نجات جان خویش را نداشتند.</p>
<p>در آن زمان پس از مصاحبه و چند بازدید نمایندگان سازمان ملل از کمپ در ژوئیه ۲۰۱۳ نماینده وقت سازمان ملل در عراق، مارتین کوبلر طی گزارشی به شورای امنیت اعلام کرد: &#8220;موارد نقض حقوق بشر در کمپ (لیبرتی) از نگرانی های فزاینده ماست. صدها گزارش از نظارت های روزانه ی ما نشان می دهد که زندگی اعضا در کمپ حریه شدیداً تحت کنترل است.&#8221;</p>
<p>در گزارشی دیگر به نقل از مارتین کوبلر، در ماه جولای ۲۰۱۳ رویترز اعلام کرد:&#8221;شمار زیادی از ساکنان به ناظران سازمان ملل گفته اند که برای خروج از کمپ و شرکت در روند انتقال مورد نظر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ،تماس با اعضای خانواده شان در بیرون از عراق یا حتی تماس با بستگانشان در خود کمپ های سازمان مختار نیستند.&#8221;</p>
<p>این گزارشات به روشنی بیان کننده مناسبات فرقه ای بود که اعضا اختیاری برای تصمیم گیری و ترک کمپ نداشتند. در طی سال های ۲۰۰۹ تا الی ۲۰۱۲حداقل ۱۰۰ عضو ناراضی که اجازه خروج نداشتند ازکمپ گریختند و با کمک دولت عراق و صلیب سرخ و سفارت ایران موفق شدند عراق را ترک کنند و به کشورهای اروپایی و یا وطن خود برگردند. ولی همچنان صدها عضو ناراضی دیگر در کمپ بودند که به دلیل نگرانی و ترس و ۲۵ سال جدایی از دنیای بیرون توان تصمیم گیری و قدرت فرار هم نداشتند.</p>
<p>در آن سال ها مستمراً از طرف رهبران فرقه به مغزهای افراد پمپاژ می شد که کمپ اشرف مرزسرخ و ناموس هر مجاهد است، و با هزار کشته هم آن را خالی نخواهیم کرد و تا پای جان از آن دفاع خواهیم کرد.</p>
<p>پس از درگیری مرداد ۸۸ که ۱۰ نفر کشته شده بودند رجوی در طی یک سخنرانی گفت اگر ۱۰۰۰ تن هم کشته می شدند ارزش آن را داشت که برای ماندن در اشرف شهید! می دادیم.</p>
<p>اگر جان انسان ها ارزش داشت رجوی هیچگاه ۲۶ نفر را در سال ۱۳۸۲ مجبور به خودسوزی نمی کرد. اگر عقاید شخصی و آزادی و کرامت انسانی در اساس و عقاید و بنیاد این سازمان جایی داشت هرگز در طی این سالیان اعضای بسیاری را به اجبار در درون فرقه زندانی نمی کردند که ده ها انسان بیگناه از فشار های تشکیلات دست به خودکشی بزنند، یا به قتل برسند.</p>
<p>اگر کرامت انسانی در دیدگاه رجوی ارزش داشت و مناسبات فرقه ای نبود هیچ زمان در جلسات عمومی به اعضا نمی گفتند که فهم شما از مسائل سیاسی ۵/۲ درصد بیشتر نیست، به آنها توهین نمی کردند مورد تحقیر و ضرب و شتم قرار نمی دادند و به افشای گزارشات و مطالب شخصی افراد نمی پرداختند و آنان را تهدید به ترور و اعدام پس از جدایی نمی کردند. حداقل اجازه می دادند برای زندگی و آینده شان بدون دخالت سران تصمیم بگیرند و مجبور به فرار نشوند و اگر کمی شرافت حس وطن پرستی در سازمان مجاهدین بود همکار صدام حسین و نیروهای جنگ طلب آمریکایی نمی شدند دست به افشای موضوعات اتمی ایران نمی زدند و تلاش برای جنگ و تحریم نمی کردند.</p>
<p>نهایتاً پس از آن همه هیاهو و به کشتن دادن بیش از ۱۱۰ تن سرانجام در روز یک شنبه ۱۰ شهریور ماه سال ۹۲ پرونده فرقه تروریستی رجوی در عراق یکسره شد.</p>
<p>زهره قائمی، مسئول بخش داخله و معاون مریم قجر و مسئول عملیات ترور سپهبد صیاد شیرازی، گیتی گیوه چیان مسئول اطلاعات و حفاظت رجوی، و دهها تن از اعضای رده بالای اطلاعات و حفاظت رجوی در آن درگیری کشته شدند.</p>
<p>در حالی که به یقین می توان گفت مسبب اصلی و قاتل کشته های کمپ اشرف شخص رجوی است که با سرسختی ابلهانه باعث کشتار و فتنه های متعدد در عراق شد.</p>
<p>البته پس از به کشتن دادن ۱۱۰ تن باز هم لجاجت و اصرارهای ابلهانه تا ۴ سال دیگر ادامه یافت و به گزارش مقامات سازمان ملل فرایند انتقال همراه با کارشکنی و کندی انجام می شد و با روند انتقال همکاری نمی کردند و پس از چند حمله و خمپاره باران و قربانی شدن یک سری دیگر سرانجام حکم اخراج را اجرا نمودند.</p>
<p>تهیه و تنظیم از: مریم سنجابی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56033">نگاهی به وقایع شهریور ماه ۹۲ در فرقه ارتجاع رجوی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56033/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خلیل انصاریان از جنایت رجوی در ۱۰ شهریور می گوید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56031</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56031#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Sep 2023 06:36:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خلیل انصاریان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56031</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یک نگاه و بررسی کوتاه می شود فهمید که رجوی چه جنایتی در حق اعضاء خود کرده است. از سال 2011 علیرغم میل باطنی رجوی، انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی آغاز شد. به نفرات گفته شد که لیبرتی یک محل ترانزیت برای انتقال به کشورهای اروپایی است که یک دروغ بیش نبود. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56031">خلیل انصاریان از جنایت رجوی در ۱۰ شهریور می گوید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در یک نگاه و بررسی کوتاه می شود فهمید که رجوی چه جنایتی در حق اعضاء خود کرده است. از سال 2011 علیرغم میل باطنی رجوی، انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی آغاز شد. به نفرات گفته شد که لیبرتی یک محل ترانزیت برای انتقال به کشورهای اروپایی است که یک دروغ بیش نبود.  با این دروغ رجوی فقط می خواست اعتراضات اعضاء را بخواباند. کمپ لیبرتی یک زندان بیش نبود رجوی بخاطر اینکه نمی خواست تشکیلات پوشالیش از هم بپاشد و نفرات جدا شوند با این طرح موافقت کرد. وقتی آنروزهای سخت را بیاد می آورم لرزه به تنم می افتد و به رجوی نفرین می کنم که چگونه ما را مغزشویی کرده بود که هر حرفی می زد برای ما به مصداق آیه بود و هیچ شک و تردیدی به حرفش نداشتیم.</p>
<p>پس از اینکه اکثریت ساکنان کمپ اشرف به کمپ لیبرتی نقل مکان کردند. حدود 101 نفر بصورت موقت مطابق یک قرارداد، در اردوگاه اشرف ماندند تا به حل و فصل مسائل مربوط به اموال ساکنان اشرف بپردازند. در حقیقت سازمان سعی داشت این 101 نفر را در اشرف نگه دارد البته بهانه این بود که این افراد از اموال حفاظت می کنند ولی نیت شوم رجوی این بود که اشرف پا برجاست و بهر قیمتی ما کمپ اشرف را در دست داریم .</p>
<p>رجوی با این تفکرات به نیروهای خود انگیزه می داد که ما هنوز اشرف را داریم و اگر نیاز باشد مجددا به اشرف باز خواهیم گشت .</p>
<p>در نشستهایی عمومی که رجوی از طریق کال کنفرانس برگزار می کرد 101 نفر که در اشرف بودند را هم در کال کنفرانس وارد می کرد که انگیزه ای برای دیگران باشند ولی متاسفانه هیچ کس از فریب و نقشه شوم رجوی اطلاعی نداشت. رجوی باید به افکار عمومی جهان ثابت می کرد که ما مظلوم هستیم و از ما پشتیبانی کنید.</p>
<p>این تفکر ابلهانه و اصرارها به ماندن در اشرف، در نهایت هم به بهای جان اکثریت کسانی که به دستور رجوی، مجبور به ماندن در اشرف شدند. ماندن دراشرف که در نهایت به قضیه اول سپتامبر و 10 شهریور 1392 انجامید. 52 کشته و 7 مفقود، نتیجه این حمله بود. مسعود رجوی 52 تن را به کشتن داد از طرفی در نشست می گفت من انتظار داشتم که هر 101 نفر کشته شوند و از بازماندگان انگاری ناراحت شده بود و تعدادی از آنها را زیر انتقاد برده بود که چرا جان سالم بدر بردید.</p>
<p>آنچه برای رجوی مهم بود ماندن در عراق و کمپ اشرف بود و رجوی به هر قیمتی می خواست این خط غلط را پیش ببرد حتی اگر نصف اعضایش را از دست می داد و بعدش با توجیه و ترفند می گفت این قربانیان در راه خدا هستند و از طرفی انقلاب را باید با خون آبیاری کرد. در یک کلام می توان گفت که تهاجم 10 شهریور قابل اجتناب بود و رجوی می توانست 52 نفر را به کشتن ندهد و جلوی این خونریزی را بگیرد ولی منطق غیر انسانی مسعود رجوی همین بود که تشنه بخون اعضاء خود بود که تاج و تخت خودش را نگه بدارد امیدوارم روزی برسد که رجوی در یک دادگاه عادل و بی طرف به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه شود و آنروز دور نیست .</p>
<p>خلیل انصاریان &#8211; تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56031">خلیل انصاریان از جنایت رجوی در ۱۰ شهریور می گوید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56031/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به وقایع شهریور ماه ۹۲ در فرقه ارتجاع رجوی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56032</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56032#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Sep 2023 04:45:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56032</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از سقوط دولت صدام در سال ۲۰۰۳، حکومت جدید عراق با استناد به تروریستی بودن سازمان مجاهدین، شرکت در سرکوب و کشتار مردم کرد در انتفاضه شعبانیه و همکاری با دولت صدام، حکم اخراج آنان از عراق را صادر کردند. در مقاطع مختلف از ۲۰۰۳ الی ۲۰۱۲ حکم دولتی و دادگاه عراق بارها تکرار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56032">نگاهی به وقایع شهریور ماه ۹۲ در فرقه ارتجاع رجوی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از سقوط دولت صدام در سال ۲۰۰۳، حکومت جدید عراق با استناد به تروریستی بودن سازمان مجاهدین، شرکت در سرکوب و کشتار مردم کرد در انتفاضه شعبانیه و همکاری با دولت صدام، حکم اخراج آنان از عراق را صادر کردند.</p>
<p>در مقاطع مختلف از ۲۰۰۳ الی ۲۰۱۲ حکم دولتی و دادگاه عراق بارها تکرار و به سازمان مجاهدین خلق ابلاغ شد.</p>
<p>تا قبل از سقوط صدام، اعضای فرقه رجوی در کمپ اشرف مستقر بودند و برای خروج از کمپ نیاز به برگه های موسوم به عدم تعرض بود که برای گروهی که به طور مستمر برای خرید وسایل و تدارکات به شهرهای مختلف عراق می رفتند صادر شده بود و سایر ترددات با هماهنگی انجام می شد. علاوه بر این اعضای سازمان اجازه ارتباط با اهالی عراقی از جمله شیعیان و عشایر را نداشتند و تمامی تحرکات تحت رصد استخبارات عراق بود. رجوی هم به طور اکید می گفت قانون کشور صاحبخانه لازم الاجرا است و ما مهمان هستیم.</p>
<p>بعد از سقوط صدام بلافاصله همکاری رجوی با نیروهای آمریکایی شروع شد و کمپ اشرف به مدت ۵ سال در اختیار نیروهای ائتلاف حمله کننده به عراق قرار گرفت. با پشتوانه آنان در تقابل با دولت عراق و دستورات و قوانین آن به تبلیغات و فعالیت های گسترده ای هم برای جذب عشایر عراقی و استخدام نیرو اقدام نمودند.</p>
<p>حدود ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ حقوق بگیر استخدامی از افراد محلی و مزدور در شهرهای مختلف عراق از طریق سرشبکه‌هایی زیر نظر بخش اطلاعات سازمان فعالیت داشتند.</p>
<p>رجوی با دخالت های مختلف، اصرار به ماندن در عراق داشت و با توسل به نیروهای آمریکایی احکام دولت عراق را اجرا نمی‌کرد.</p>
<p>پس از پنج سال همکاری گسترده با نیروهای اشغالگر، در اواخر سال ۲۰۰۷ به هنگام تعدیل نیرو های اتئلاف در عراق، علیرغم تمایل و اصرار رهبران فرقه به باقیماندن بخشی از نیروهای آمریکایی برای حفاظت، آنان اشرف را ترک نموند و کنترل کمپ را به عراقی ها سپردند. پس از آن کشمکش ها گسترده تر شد. در سایه اقدامات رجوی از قبیل دخالت در امور داخلی، انواع پروژه های مختلف در گسترش کمپ اشرف، اختلاف بین عشایر ، موضع گیری های علیه دولت وقت ، کشتار مردم طی سالیان حضور در عراق و برخورد های تحقیر آمیز با مردم مناطق شیعی و کرد نشین با پشتوانه صدام حسین زمینه ساز اخراج و به خطر افتادن  امنیت نیروهای ساکن اشرف شده بود. موضوعی که رجوی به خوبی به آن واقف بود ولی رهبران فرقه ادعا می کردند طبق توافق با نیروهای اشغالگر ساکنان کمپ تحت قانون چهارم کنواسیون ژنو (نیروهای حفاظت شده) هستند و نیروهای آمریکایی از آنها حفاظت می کنند اما آنها اعضای کمپ را در سال ۱۳۸۷ رها کرده و رفتند.</p>
<p>پس از آن نیروهای عراقی کما فی السابق به مانند زمان دولت صدام می خواستند درکمپ مستقر شوند. ولی رجوی اجازه نداد و عدم تمکین به قانون عراق علتی مضاعف بر درگیری های نظامی شد.</p>
<p>برای رجوی جان انسان ها و امنیت آنان ارزشی نداشت و در هر دور درگیری فرمان حمله و تهاجم با دست خالی علیه نیروهای مسلح می داد که نتیجه آن دو درگیری در ۶ و۷ مرداد ۸۸ و در فروردین ۱۳۹۰ منجر به قربانی شدن حدود ۵۰ تن و زخمی شدن بیش از ۱۰۰ تن دیگر شد.</p>
<p>کمپ اشرف حدود ده سال در فشار و محاصره و بود ساکنان اجازه خروج از کمپ را هم نداشتند. به خاطر وضعیت پیش آمده و به خاطر حفظ جان اعضای اسیر کمیسیاریای پناهندگان، مجامع حقوق بشری و خانواده ها، طی سالها درخواست می کردند به قوانین دولت عراق توجه کنند و هر چه زودتر کمپ اشرف را تخلیه و به خارج از عراق بروند. به خانواده ها اجازه ملاقات با فرزندان شان را بدهند و اجازه دهند ساکنان کمپ برای زندگی، رفتن یا ماندن در عراق خودشان تصمیم بگیرند ولی رجوی با اصرار فراوان از خروج اعضا ممانعت می کرد. ماندن در عراق مهم بود و عراق را کانون استراتژیک نبرد می دانست و به هر قیمتی می خواست خط خودش را پیش ببرد اگر چه ۱۰۰۰ نفر هم کشته شوند.</p>
<p>در حالی که مریم قجر حدود یک دهه قبل و درست قبل از شروع جنگ نیروهای ائتلاف علیه عراق با حدود ۲۰۰ تن از اعضای حفاظتش از عراق خارج شده بود و کانون استراتژیک او پاریس و مجالس و مهمانی های لوکس بود. وی در بهترین امکانات و با امنیت در فرانسه زندگی می کرد و اقدام به ایجاد شوهای مختلف با دعوت افراد خارجی و صرف صدها هزار دلار می نمود و اما به ساکنان کمپ فرمان مقاومت می داد و می گفت از عراق خارج نمی شویم.</p>
<p>بنا به استنادات منتشره از طرف فرقه حدود ۹۰۰ تن پاسپورت کشورهای اروپایی را داشتند و به راحتی می توانستند آنها را نیز از عراق خارج کنند ولی به دستور رجوی و دقیقا در مقابل حکم خروج از عراق در سال ۲۰۰۳ در یک اقدام تنفر انگیز پاسپورت های افراد را جمع آوری و از بین بردند.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>تهیه و تنظیم از: مریم سنجابی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56032">نگاهی به وقایع شهریور ماه ۹۲ در فرقه ارتجاع رجوی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56032/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شهریور، ماه تاسیس و شکست سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56038</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56038#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Sep 2023 04:35:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56038</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبلی در مورد نحوه تاسیس سازمان و انتخاب مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور موقت توضیح دادم. چرایی اینکه سازمانی که تاسیس شده چرا روی اصول مبارزاتی خود ثابت قدم نبوده و اکنون در وضعیت خطرناکی بسر می برد و هم چنین در مورد شیوه اتنخابات درون سازمانی توضیحاتی دادم و اکنون قصد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56038">شهریور، ماه تاسیس و شکست سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56010">قسمت قبلی</a> در مورد نحوه تاسیس سازمان و انتخاب مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور موقت توضیح دادم. چرایی اینکه سازمانی که تاسیس شده چرا روی اصول مبارزاتی خود ثابت قدم نبوده و اکنون در وضعیت خطرناکی بسر می برد و هم چنین در مورد شیوه اتنخابات درون سازمانی توضیحاتی دادم و اکنون قصد داریم به اتفاقات دیگر ماه شهریور بپردازیم .</p>
<p>در پی اعلام درخواست حکومت عراق بعد از سرنگونی صدام مبنی بر خروج از اشرف ، سازمان سعی کرد کار انتقال را طولانی تر کند تا شاید اتقافی افتاده و آنان در اشرف باقی بمانند .</p>
<p>وقتی مسئله انتقال به لیبرتی در دستور کار قرار گرفت رجوی با فریبکاری و شانتاژ سعی کرد مسئله انتقال آنان به لیبرتی را مهم جلوه بدهد. از یک طرف با لابی های عراقی خود سعی کردند جلوی انتقال را بگیرند و به بهانه وسایل و اقلامی که در اشرف باقی می ماند درخواست پول زیادی داشت. در این راستا دولت عراق چندین بار به سازمان مجاهدین تذکر داد که باید تخلیه اشرف هر چه سریعتر انجام گیرد ولی رجوی به کسی پاسخگو نبود و در نهایت حدود صد نفر در اشرف باقی ماندند تا به اصطلاح کار اقلام و فروش وسایل را به پایان برسانند. اما با حمله به اشرف تعدادی از اعضای باقی مانده کشته شدند و این فرصت خوبی بود که رجوی بتواند با کار تبلیغاتی جلوی انتقال و تخلیه را بگیرد اما مرگ این افراد که عامل اصلی آن رجوی بود بر علیه رجوی عمل کرد و در نهایت ده روز بعد از درگیری شبانه و با خفت و خواری مجبور به ترک اشرف شد .</p>
<p>رجوی در تخلیه اشرف دچار شکست شد یا پیروزی؟! اگر از دیدگاه رجوی به این مسئله نگاه کنیم این حرکت هم مانند بقیه کارها نتیجه اش پیروزی بوده است. چون رجوی می توانست با کشته شدن تعداد زیادی از اعضای سازمان از خونشان ارتزاق کند و به حیات سیاسی ادامه دهد اما از بعد دیگر وقتی به مسئله نگاه کنیم چیزی جز شکست برای رجوی نداشت او بعد از 27 سال مجبور شد اشرف که همه چیزش بود را تخلیه کند . در درون سازمان اشرف یک مکان ایدئولوژیک بود. اشرف برای رجوی مرز سرخ بود و رجوی می گفت اگر در این راه همه کشته شوند باز باید این محل باقی بماند و یا اگر اشرف بجنبد تمام جهان خواهند جنبید و اراجیفی از این مدل . اما وقتی سمبه پر زور باشد چنان عقب نشینی می کند که قابل تصور نیست. او در اشرف سرمایه گذاری کرده بود اما به دستور آمریکا مجبور شد شبانه و با خفت و خواری از محلی که بسیار برایش ایدئولوژیک بود برود و جالب اینکه رجوی باز برای انگیزه دادن به اعضای خود نام محل بعدی را اشرف گذاشت و اکنون در آلبانی هم نام اردوگاهشان اشرف 3 است.</p>
<p>تخلیه اشرف به مثابه شکست سختی برای سازمان و رجوی بود و تمام ابهتی که رجوی برای خود ساخته بود از بین رفت. این شکست ابعاد دیگری هم داشت و شعارهای رجوی در موقع رفتن به عراق دود شد و از بین رفت. او در کنار مرزهای ایران پز سرنگونی می داد و حال باید در ناکجا آباد و از سوراخ قبر شعار سرنگونی دهد .</p>
<p>در اشرف نفرات به شدت زیر ضرب بودند و به صرف انتقاد و یا مسئله داری و یا به بهانه نفوذی بودن مورد شکنجه قرار می گرفتند و تعدادی هم کشته شدند. فشارهای تشکیلاتی در این قرارگاه بسیار مخوف و خطرناک بود. از برخوردهای تند به خانواده ها گرفته تا زدن سنگ و میله نوک تیز و افسار پاره کردن رجوی در مورد تهمت به خانواده ها همه نشان از جنایتی بود که رجوی در اشرف انجام داد.</p>
<p>در ماه شهریور اتفافات دیگری هم بود از جمله می توان به انفجار دفتر ریاست جمهوری و شهادت رجایی و باهنر اشاره کرد. رجوی جنایت کار فکر می کرد با زدن اعضای بالای حکومتی انقلاب نوپای مردم ایران را به شکست می کشاند. این تحلیلی بود که رجوی هیچ وقت حاضر نشد در مورد شکست آن حرف بزند .</p>
<p>در یک کلام ماه شهریور ماه مهمی در تاریخ ایران است. تاریخی که می توان با مطالعه آن فهمید دشمنان ایران تا کجا برای پیشبرد خط سیاسی خود دست به چه جنایت هایی زدند . اکنون باید از گذشته آموخت و درس گرفت. سازمان مجاهدین از بنیان گذاری آن و وضعیت فعلی وی همیشه در مسیر غلطی گام نهاده از مبارزه مسلحانه علیه مردم ایران گرفته تا همکاری با سازمانهای جاسوسی غربی و اسرائیل برای ترور دانشمندان ایران و اکنون اگر رجوی ها صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند به خاطر دریافت دلارهایی است که غرب به آنها می دهد. هر چقدر مریم رجوی در مورد بند ده گانه خود حرف بزند ولی به هیچ کدام از آنان اعتقادی ندارد و برای فریبکاری و مطرح بودن این شعار را تولید کرده است و اگر دست شان برسد بدتر و خطرناکتر از گذشته دست به کارهای تروریستی می زنند و اگر سکوت کردند به خاطر شرایطی است که در آن حضور دارند یعنی اینکه ماهیت شان هیچ گونه تغییری نداشته است . شیوه مبارزه ای که رهبران سازمان مجاهدین انتخاب کرده بودند اشتباه بود و هیچ وقت هم بعد از کشته شدن سران سازمان بقیه حاضر به انتقاد از خود نشدند و هم چنان بر ادامه راه خیانت بارشان تاکید دارند.</p>
<p>پایان</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56038">شهریور، ماه تاسیس و شکست سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56038/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ناگفته های قتل عام ۱۰ شهریور از زبان اعضای انجمن آسیلا &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56022</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56022#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Sep 2023 12:08:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن آسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56022</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعضای انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در سالگرد قتل عام 52 تن از اعضای تشکیلات مجاهدین خلق در 10 شهریور 1392، در برنامه &#8220;ناگفته‌های قتل عام 10 شهریور&#8221; به گفتگو پرداختند. آقای حمید محمد آتابای از مهمانان این برنامه بود که در صحبت هایش بر این نکته تاکید داشت که مسعود رجوی برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56022">ناگفته های قتل عام ۱۰ شهریور از زبان اعضای انجمن آسیلا &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعضای انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در سالگرد قتل عام 52 تن از اعضای تشکیلات مجاهدین خلق در 10 شهریور 1392، در برنامه &#8220;ناگفته‌های قتل عام 10 شهریور&#8221; به گفتگو پرداختند.</p>
<p>آقای حمید محمد آتابای از مهمانان این برنامه بود که در صحبت هایش بر این نکته تاکید داشت که مسعود رجوی برای ادامه حیات خودش به خون احتیاج دارد. حتما باید انسانهایی کشته شوند تا مسعود رجوی به حیات خودش ادامه دهد. و کشته های 10 شهریور برای مسعود رجوی این ویژگی را داشت.</p>
<p>مهمان بعدی برنامه رضا اسلامی که سابقه 29 سال اسارت در فرقه رجوی را دارد، گفت: اکثر افراد این واقعه با رجوی مخالفت داشتند و رجوی می خواست که از حضور آنها خلاص شود.</p>
<p>خلیل انصاریان و موسی جابری فر از دیگر مهمانان این برنامه بودند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56022">ناگفته های قتل عام ۱۰ شهریور از زبان اعضای انجمن آسیلا &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56022/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ناگفته های قتل عام ۱۰ شهریور از زبان اعضای انجمن آسیلا &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56011</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56011#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Sep 2023 12:09:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن آسیلا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56011</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سالگرد قتل عام 52 تن از اعضای تشکیلات مجاهدین خلق در 10 شهریور 1392، اعضای انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در برنامه &#8220;ناگفته‌های قتل عام 10 شهریور&#8221; حضور یافتند و به گفتگو درباره مسئولیت تام مسعود رجوی در قبال خون‌های ریخته شده و خانواده‌های آن‌ها پرداختند. در بخش نخست این برنامه که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56011">ناگفته های قتل عام ۱۰ شهریور از زبان اعضای انجمن آسیلا &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سالگرد قتل عام 52 تن از اعضای تشکیلات مجاهدین خلق در 10 شهریور 1392، اعضای انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در برنامه &#8220;ناگفته‌های قتل عام 10 شهریور&#8221; حضور یافتند و به گفتگو درباره مسئولیت تام مسعود رجوی در قبال خون‌های ریخته شده و خانواده‌های آن‌ها پرداختند.</p>
<p>در بخش نخست این برنامه که با اجرای مصطفی (میلاد) بهشتی ساخته شد، اریسا رحیمی عضو آلبانیایی انجمن آسیلا حضور داشت تا اظهارات بهشتی درباره کشتار دهم شهریور در کمپ اشرف عراق را به زبان آلبانیایی برای مخاطبان ترجمه کند.</p>
<p>به گفته مصطفی بهشتی حوادث 10 شهریور 92 توسط شخص رجوی رقم خورد. او بر این باور است که رجوی پیش از این حوادث از حمله باخبر بود اما جان اعضای گروهش برای او ارزشی نداشت. او معتقد است مسعود رجوی اعضای گروه خود را به گونه‌ای در حبس نگه داشته است که هیچ کس اجازه پرسش درباره وقایع را ندارد و حتی خانواده‌های اعضای کشته شده نمی‌توانند علت مرگ فرزندان خود را پیگیری کنند.</p>
<p>مهمان بعدی این برنامه ابراهیم مرادی، عضو پیشین مجاهدین خلق است که پس از جدایی از تشکیلات به انجمن آسیلا پیوست. مرادی به عنوان یک کرد ایرانی از عدم مقبولیت مسعود رجوی در میان کردهای ایران و عراق می‌گوید و علت آن را جنایتکاری و جاه طلبی شخص مسعود می‌داند. به عقیده او رجوی به دنبال قدرت مطلقه است و خود را پاسخگوی هیچ کسی نمی‌داند.</p>
<p>محمد رضا صدیق که بیش از 20 سال از عمر خود را در فرقه رجوی گذرانده است به عنوان آخرین مهمان برنامه &#8220;ناگفته‌های قتل عام ده شهریور&#8221; در برنامه شرکت کرد. او که در زمان کشتار ده شهریور در کمپ لیبرتی ساکن بود. می‌گوید رجوی از آسیب دیدن اعضای خود ابراز رضایت می‌کرد و همواره به دنبال خون بیشتر بود. او می‌گوید: &#8220;در جریان وقایع 6 و 7 مرداد، ما چوب میخوردم و رجوی قهقهه میزد!&#8221;</p>
<p>او از مسعود رجوی سوال می‌کند: &#8220;هدفت از نگه داشتن آن 101 نفر در کمپ اشرف چه بود؟&#8221;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56011">ناگفته های قتل عام ۱۰ شهریور از زبان اعضای انجمن آسیلا &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56011/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
