مرور رده

اسیران فرقه رجوی – گیلان

از دفترچه یادداشت خواهری دلسوخته به برادر اسیرش درآلبانی

سلام آقاجواد برادرعزیزم. خواستم خیلی مختصر یک واقعیتی را به تو بگم و به همه اونایی ک با تو در کمپ رجوی ها هستند. قانون پوچ رجوی ها منو یاد قانون داعشی ها برای افرادشان انداخت. داعشی ها بنام خداوند و نام مبارک محمد رسول الله پیغمبر تمام…

درد دل سوزناک یک خواهر دل شکسته به یگانه برادر اسیرش اصغر بیاتی در فرقه رجوی

سلام به روی ماهت داداشی جونم. الناز هستم حالت چطوره؟ امیدوارم حال دلت خوب باشه که بعید میدونم چون حال دل منم خوب نیست. ازهمون لحظه ای که خودمو شناختم خوب نبودم.چون هروقت که به یه مرد تو زندگیم احتیاج داشتم کسی نبود که کنارم باشه.وقتی خواهر…

محمد علی میرزایی ازقربانیان رجوی در7 آبان 1394 درحمله به لیبرتی

وقتی آقای میرزایی دلشکسته با چنین صحنه ای مواجه شد تلاش کرد احساساتش را کنترل کند تا بتواند حرف آخرش را بزند" من نگرانیم اینست که رجویها که خود بانی چنین جنایاتی شدند بخواهند ازخون برادرم درراستای جاه طلبی های خود بهره برداری ناجوانمردانه…

دلنوشته خانم مرضیه قلیزاده خواهر بزرگ علی قلیزاده عضو اسیر در آلبانی

سلام برادرعزیزم علی جان امیدوارم حالت خوب باشد خانواده ات پدر، برادرهایت (حجت وحسین)وخواهرانت(بتول، شهربانو، کفایت فاطمه و زهرا) و برادرزادهایت و خواهرزاده هایت وهمه فامیل حالشان خوب است. نازنینم داداشی خوبم منم مرضیه خواهربزرگت…

نامه به زهرا حسینی عضو اسیر فرقه بدنام رجوی

زهرا جان ایران خیلی زیباست هیچ جایی وطن آدم نمیشه. هرچقدر هم روزگار سخت باشه در کنار خانواده تحمل راحت تره. مگه ما چقدر توی این دنیا زنده ایم که اینهمه از هم دور باشیم. چه فایده ای داره. زهرا جان تو نوه دار شدی اما خودت خبر نداری یعنی…

نامه دل انگیز به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی در آلبانی

دایی گلم شناختی؟ آفرین.این من هستم که توبغل تون هستم. میدونستم ما رو فراموش نکردی. آره منم صفورا همان دختر کوچولویی که عروس دایی صدایش می کردی حالا ازآن روزها خیلی گذشته. عروس دایی صفورا دخترخواهرت بتول بزرگ شده ازدواج کرده وحالا مادر دو…

نامه به جهانگیر جمالی عضو اسیر رجوی در آلبانی

عموجان بخداقسم میخورم که تمام خانواده‌های جمالی بجز دوری شما هیچ مشکلی ندارند تورا به خدا دیگر بس است وبرادرانت و خواهرانت ازچشم انتظاری پیر شدند وهیچ دلخوشی نداریم وشب وروز چشم به راه توهستیم.

زنجیر اسارت کاملا پوسیده ؛ فقط اراده میخواهد که پاره شود

سلامى به وسعت 32سال انتظار را تقدیم حضورت میکنم تاعمق دلتنگى من وخانواده ات براى دیدنت معلوم باشد. هرگز در مخیله ام نمیگنجید دست سرنوشت چنین انتظار بى پایانى را براى ما رقم بزند. بهار زیبا آمده و طبیعت نو شده اما غم سنگینى وجود ما را احاطه…

دلنوشته آقای زاد اسماعیلی به فرزندش

فرزندم، ما والدین در اواخر عمر خود هستیم و اگر به دستان لرزان، یارای کمک نداری، لطفا به خودت فکر کن واز خودت دور نشو، زیرا که آنگونه تو را می شناسیم، بچه ای نبودی که پدرو مادرت را فراموش کنی