<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>استراتژی خشونت طلبانه - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/استراتژی-خشونت-طلبانه</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 15 Aug 2026 11:28:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>استراتژی خشونت طلبانه - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/استراتژی-خشونت-طلبانه</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>عملیات مهندسی مجاهدین خلق؛ یادگاری یک جلاد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69338</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69338?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Aug 2026 11:28:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مهندسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69338</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق بعد از اعلام مبارزه مسلحانه  در سال ۱۳۶۰، به اقدامات هولناکی علیه مردم ایران دست زد و با شکنجه‌های طاقت‌فرسا به شیوه‌های مختلف، اقدام به ثبت جنایت‌های فراوانی در صفحات تاریخ  کردند. یکی از این جنایت‌ها با عنوان &#8220;عملیات مهندسی&#8221; در مرداد ماه ۱۳۶۱ تحت نظر بخش ویژه سازمان شکل گرفت. طی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69338">عملیات مهندسی مجاهدین خلق؛ یادگاری یک جلاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق بعد از اعلام مبارزه مسلحانه  در سال ۱۳۶۰، به اقدامات هولناکی علیه مردم ایران دست زد و با شکنجه‌های طاقت‌فرسا به شیوه‌های مختلف، اقدام به ثبت جنایت‌های فراوانی در صفحات تاریخ  کردند.</p>
<p>یکی از این جنایت‌ها با عنوان &#8220;عملیات مهندسی&#8221; در مرداد ماه ۱۳۶۱ تحت نظر بخش ویژه سازمان شکل گرفت. طی این عملیات مجاهدین خلق که مبتنی بر شکنجه‌های سخت، شنیع و طاقت‌فرسا بود، تعدادی از پاسداران به طرز وحشتناکی به شهادت رسیدند. طالب طاهری و محسن میرجلیلی دو نفر از پاسداران کمیته انقلاب اسلامی بودند که زیر شکنجه‌های شدید مجاهدین خلق در عملیات مهندسی به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.</p>
<p>روایت این جنایت در کتاب &#8220;عملیات مهندسی&#8221; که توسط مؤسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده، به تفصیل آمده است که در ادامه از نظر می‌گذرد:</p>
<p>در میان تمامی قربانیان عملیات مهندسی، بدون شک وحشیانه‌ترین و دلخراش‌ترین شکنجه‌ها روی طالب طاهری و محسن میرجلیلی، دو پاسدار کمیته‌های انقلاب اسلامی صورت گرفت؛ شکنجه‌هایی که حتی اعضای بخش ویژه سازمان نیز سعی داشتند از زیر بار آن شانه خالی کنند و مسئولیت آن را برعهده نگیرند.</p>
<p>مهران اصدقی که خود از فرماندهان بخش ویژه و عملیات مهندسی بود نیز پس از کلی‌گویی و به حاشیه رفتن در بازجویی‌ها، سرانجام لب به اعتراف گشود. وی درباره طفره رفتن از بیان شکنجه این دو پاسدار ابراز داشت: &#8220;ابتدا که مشخص شد من در جریان شکنجه دست داشته‌ام فکر کردم با کلی‌گویی و ذکرنکردن ریز مطالب شکنجه می‌توانم جوری آن را سرهم‌بندی کنم و با توجه به خطوطی که از سازمان بیرون از زندان داشتم در قبال دادن اطلاعات تا جایی که می‌توانید اطلاعات ندهید، به همین دلیل از ذکر مطالب خودداری کردم و همواره در طول این مدت اضطراب فکری داشته‌ام و از بیان حقایق و پرده‌برداشتن از آنها وحشت داشته‌ام و از آن پرهیز می‌کردم&#8230;&#8221;</p>
<h3>نحوه ربایش طالب طاهری و محسن میرجلیلی توسط مجاهدین خلق</h3>
<p>اصدقی به چگونگی ربایش طالب طاهری و محسن میرجلیلی نیز اشاره کرده و می‌گوید: &#8220;آن‌ها [اعضای بخش ویژه]به خیابان می‌آیند و منتظر می‌مانند که آنها [دو پاسدار]از بالای پشت بام پایین بیایند. یکی از پاسدار‌ها می‌رود و با یک ماشین تویوتا که مربوط به خودشان بوده تماس می‌گیرد. طاهر [جواد محمدی]مطمئن می‌شود که اینها جایی را زیرنظر داشته‌اند. وقتی برادر طالب طاهری با محسن میرجلیلی در خیابان تماس می‌گیرد. طاهر به همراه دو نفر دیگر با پیکان سریعاً جلوی آنها پیچیده و بدون اینکه به آنها فرصت دهند، آنها را خلع سلاح می‌کنند و بی‌سیم را می‌گیرند و می‌گویند که ما از کمیته هستیم و آنها هرچه می‌خواهند حرف بزنند، آنها کتک می‌زنند و به زور داخل ماشین کرده و روی صندلی خمیده می‌نشانند.&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_51889" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-51889" class="size-full wp-image-51889" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-3.jpg" alt="عملیات مهندسی" width="700" height="477" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-3-300x204.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-3-220x150.jpg 220w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-51889" class="wp-caption-text">عملیات مهندسی</p></div>
<h3>در شکنجه‌گاه سازمان مجاهدین خلق</h3>
<p>پس از ربایش طالب طاهری و محسن میرجلیلی، تروریست‌های بخش ویژه بلافاصله آنها را به شکنجه‌گاه خیابان بهار منتقل می‌کنند؛ جایی که هم‌زمان عباس عفت‌پیشه نیز در آنجا تحت نظر بود. پس از انتقال دو پاسدار به شکنجه‌گاه بخش ویژه، جریان بازجویی و شکنجه به سرعت آغاز می‌شود: &#8220;موقع دزدیدن برادران پاسدار طاهر [جواد محمدی]و رضا هاشملو و نبی ضیایی‌نژاد شرکت داشتند که وقتی برادران را به داخل ماشین می‌برند با مشت و تهدید و فشار آنها را داخل ماشین می‌کنند و سرِ آنها را زیر صندلی خم می‌کنند و به خانه خیابان بهار می‌آورند که به طرز ناجوری وارد خانه کرده بودند و ساعت نامناسبی از روز نیز بوده (حدودا ساعت ۱۱ صبح)؛ موقعی که آنها را داخل خانه می‌آورند آنها عکس [موسی]خیابانی را که داخل اتاق آویزان بوده می‌بینند و تا حدی متوجه می‌شوند و دیگر نمی‌شد از موضع کمیته‌ای با آنها برخورد کرد.</p>
<p>سریعاً آنها را جدا می‌کنند و طالب را داخل اتاق و محسن را داخل حمام می‌برند و طاهر شروع به شکنجه با کابل می‌کند و به آنها می‌گوید در آن محل چه کار داشته‌اید؟ که به طور جداگانه گفتند که ما عضو [کمیته]مواد مخدر هستیم. طاهر از آنها می‌پرسد روی پشت بام چه کار داشتید؟ که می‌گویند یک قاچاقچی را زیرنظر داشته‌ایم و می‌خواستیم او را دستگیر کنیم. با یک‌دستی زدن و شکنجه با کابل و هویه، محسن اسم اصلی خود را گفت و سپس طالب اسم اصلی خود را می‌گوید و چند کارت و عکس و کاغذ از جیب آنها به دست می‌آید که طاهر با خودش می‌برد. سپس با شکنجه با کابل و هویه آنها می‌گویند که در کمیته شهربانی هستند و خانه‌ای را زیرنظر داشته‌اند که فردی به نام عباس آنجا می‌آمده و هر دو نفر همین مطلب را می‌گویند، البته محسن می‌گوید که طالب از او مسئول‌تر است&#8230; جواد محمدی مطمئن می‌شود که خانه‌شان در خیابان کارون زیرنظر نبوده و سریعاً می‌رود به بچه‌های بالا خبر دهد.&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_26067" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-26067" class="size-full wp-image-26067" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK_Victim_4.jpg" alt="عملیات مهندسی مجاهدین" width="500" height="411" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK_Victim_4.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK_Victim_4-300x247.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-26067" class="wp-caption-text">عملیات مهندسی مجاهدین</p></div>
<p>جریان بازجویی دو پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به همراه شکنجه روی آنها ادامه یافت. مهران اصدقی در اعترافات خود توضیح داد: &#8220;پا‌های طالب و محسن متورم و کبود بود و روی دست‌ها لکه‌های سرخ بود که با هویه آن‌طور شده بود. من سریعاً سؤالات را در کاغذ پوستی می‌نوشتم که آنها جواب می‌دادند. البته شب قبل بی‌خوابی کشیده بودند و حالشان خوب نبود و پاهایشان درد می‌کرد و با پاشنه پا به توالت می‌رفتند.&#8221;</p>
<p>اصدقی همچنین در جای دیگری درباره نحوه شکنجه دو پاسدار در حین بازجویی گفت: &#8220;من به همراه مصطفی [معدن پیشه]و شهرام [روشن تبار]و محمدرضا کار شکنجه را شروع کردیم. ابتدا آنها را روی صندلی بستیم و سپس صندلی را خواباندیم. من با کابل می‌زدم و مصطفی معدن‌پیشه دهانشان را با پارچه گرفته بود تا صدا بیرون نرود و وقتی مصطفی می‌زد، من دهانشان را می‌گرفتم. آنها مرتب مطالب را تکذیب می‌کردند و هنگامی که خیلی از فشار ضربات دردشان می‌آمد الله اکبر می‌گفتند. در اثر زدن با کابل تاول‌هایی که روی پا‌های آنها بود ترک می‌خورد و خون جاری می‌شد و به مصطفی گفتم پاهایشان را باندپیچی کند تا بتوانیم مجدداً آنها را بزنیم. در اثر ترکیدن تاول‌ها خون کف حمام راه افتاده بود و وقتی شکنجه محسن تمام می‌شد او را بیرون می‌آوردیم و طالب را داخل حمام می‌بردیم. تا عصر ما شکنجه را ادامه دادیم و وقتی خودمان خسته می‌شدیم آنها را از روی صندلی باز می‌کردیم و دست‌ها و پاهایشان را با زنجیر به میز داخل اتاق می‌بستیم.&#8221;</p>
<p>مدتی بعد درحالی‌که محسن میرجلیلی، طالب طاهری و عباس عفت‌پیشه در شکنجه‌گاه بخش ویژه اسیر بودند، ربایش خسرو ریاحی نظری رخ داد. تروریست‌ها خسرو ریاحی را نیز به همین شکنجه‌گاه آوردند: &#8220;.. او را چند دور، دور اتاق چرخانیدم و در گوشه اتاق نشاندیم و حمام را خالی کردیم و محسن را داخل اتاق جلویی بردیم و طالب را داخل اتاق جلویی ولی طرف غربی و کفاش را نیز به اتاق پشت این اتاق بردیم و سپس خسرو را داخل حمام بردیم و دست‌ها و پاهایش را بستیم و او را روی میز خوابانده بودیم. او هیکل ورزشکاری داشت. کار خودمان را موقتاً تعطیل کردیم و محمدرضا را مواظب طالب و کفاش و شهرام روشن‌پناه را مواظب محسن گذاشته بودم&#8230;&#8221;</p>
<p>از پیش مشخص شده بود که طاهری و میرجلیلی خانه مرکزیت سازمان را تحت نظر نداشتند و خانه مذکور شناسایی نشده بود؛ اما جرم نابخشودنی پاسداری موضوعی نبود که سازمان از آن چشم‌پوشی کند. مضاف بر آن کوچک‌ترین اطلاعاتی درباره عملیات مهندسی نباید به خارج از بخش ویژه سازمان درز پیدا می‌کرد. در نتیجه گرفتن انتقام، جایگزین گرفتن اطلاعات شد: &#8220;حوالی ظهر بود که طاهر و مسعود قربانی آمدند و با حالتی خندان و در حالی که می‌گفتند بالاخره معلوم شد برای بچه‌ها که بخش ویژه در تور نبوده و به همین خاطر از همه افراد بخش به خاطر این مسئله قدردانی کرده‌اند ولی امروز کار خیلی مهمی داریم. درست است که اینها خانه ما را زیرنظر نداشته‌اند، ولی ما نباید از اینها که پاسدار هستند و خانه دیگری را زیرنظر داشته‌اند بگذریم و بچه‌ها گفته‌اند هر کاری خواستید می‌توانید با اینها انجام دهید؛ اگر توانستید اطلاعات بگیرید و اگر نتوانستید انتقام. حتی می‌گفت طرحی داریم که اینها را به خیابان ببریم و درب ماشین را باز کنیم و در یک منطقه شلوغ آنها را به رگبار ببندیم و دو کوکتل روی آنها بزنیم، ولی هنوز این مسئله از طرف بچه‌ها تصویب نشده و کاری که ما امروز داریم، گرفتن اطلاعات در غیر این صورت انتقام است.&#8221;</p>
<h3>جنایتگری مجاهدین خلق در شکنجه دو پاسدار</h3>
<p>نهایتاً در روز آخر طرح گرفتن انتقام از دو پاسدار جنایتی را رقم زد که در طول تاریخ معاصر ایران کم‌نظیر بود: &#8220;سپس جواد [محمدی]وارد اتاق شد و طالب را دید که نشسته است. چند سیلی محکم به گوش او زد&#8230; جواد محمدی به من گفت اینها را بترسانید. من که فکر می‌کردم اطلاعات خیلی زیادی از آنها گرفته‌ام به جواد گفتم دیشب اطلاعات زیادی به من داده و تو نباید این طوری برخورد کنی، ولی جواد گفت باید بترسند. سپس هویه را آورد و به بدن طالب می‌چسباند که می‌خواست فریاد بزند ولی طاهر به او می‌گفت اگر صدایت در بیاید بیشتر می‌سوزانمت و طالب به من نگاه می‌کرد تا شاید چیزی بگویم ولی من هیچ کاری نمی‌کردم. مسعود قربانی نیز اتو را به کمر محسن چسباند که بیهوش شده بود و مسعود قربانی گفت اینها را باز هم بزنید تا بترسند&#8230;&#8221;</p>
<p>درحالی‌که شکنجه‌گاه بخش ویژه چهار زندانی را در خود جای داده بود، کشته‌شدن خسرو ریاحی اتفاق افتاد. به شهادت رسیدن خسرو ریاحی به ضرب گلوله مجاهدین خلق در حالی رخ داد که وی موفق شده بود با تروریست‌ها درگیر شود. صدای بلند گلوله امنیت شکنجه‌گاه خیابان بهار را به خطر انداخت و نتیجه آن، پایان عملیات مهندسی و تخلیه کامل شکنجه‌گاه بود: &#8220;[پس از درگیری خسرو ریاحی با مجاهدین خلق و تیراندازی به وی]من پیش طالب و محسن آمدم و از آنها پرسیدم صدای تیر زیاد بود؟ که به من گفتند صدا زیاد بوده و وقتی محمدرضا به خانه آمد گفتم همین امشب باید اینجا را خالی کنیم. همه‌تان اسلحه‌هایتان را ببندید و آماده باشید&#8230;&#8221;</p>
<p>سپس شکنجه وحشیانه پیش از قتل دو پاسدار در دو اتاق جداگانه آغاز شد. مهران اصدقی جریان شکنجه‌های دو پاسدار را به صورت موازی روایت کرد: &#8220;دست به کار شدیم. مسعود قربانی و من قرار شد بالای سر محسن میرجلیلی برویم و جواد محمدی و مصطفی معدن‌پیشه سراغ طالب طاهری بروند. قبل از هر چیز جواد گفت بگذارید ببینیم این میله‌های سربی که گفته‌اند بیهوش می‌کند درست است یا نه. سپس با میله دو بار به پشت گردن طالب زد که بیهوش نشد و گفت یا این میله‌ها الکی است یا این (منظور طالب طاهری) خیلی پوست‌کلفت است. سپس دست به کار شدیم. در حمام من و مسعود قربانی نزد محسن میرجلیلی که روی صندلی بسته شده بود رفتیم. مسعود قربانی خطاب به محسن گفت شنیده‌ام تو اطلاعات نمی‌دهی. می‌دانی ما با دشمنانمان چطور رفتار می‌کنیم؟ اگر اطلاعات ندهی تو را می‌پزیم. سپس به من گفت اتو را بیاور. من اتو آوردم. مسعود اتو را به برق زد و اتو در حالی که چراغش روشن شده بود و داغ می‌شد، از فاصله بین تکیه‌گاه صندلی و محل نشستن آن به کمر محسن نزدیک کرد طوری که او احساس می‌کرد که اتو داغ است و فقط به من خیره شده بود و هیچ حرفی نمی‌زد.</p>
<p>مسعود قربانی مجدداً سؤال کرد حرف می‌زنی یا نه؟ که به دنبال این حرف ناگهان اتو را به کمر محسن میرجلیلی چسباند که محسن از شدت درد با حالت عجیبی دهانش را باز کرد، سپس از هوش رفت. بوی سوختگی داخل حمام پیچیده بود. من خیلی ترسیده بودم. خود مسعود قربانی هم ترسیده بود ولی سعی می‌کرد خودش را مسلط به کاری که انجام می‌دهد نشان دهد. سپس مسعود قربانی به محمدرضا گفت آب سرد رویش بریز تا به هوش بیاید. من از حمام بیرون رفتم و وارد اتاقی که جواد محمدی و مصطفی معدن‌پیشه در آن بودند شدم.&#8221;</p>
<p>به موازات این اتفاق، طالب طاهری نیز در اتاق دیگری زیر فشار تهدید و شکنجه مجاهدین خلق بود: &#8220;من آمدم پیش طاهر [جواد محمدی]و رحمان [مصطفی معدن‌پیشه]که با طالب تنها بودند. طاهر خیلی وحشیانه‌تر عمل می‌کرد. چند بار دیدم که طالب را تهدید می‌کرد تا به‌حال دیده‌ای که پوست یک نفر را بکنند؟ حتماً ندیده‌ای. آیا فکر می‌کردی یک روز به دست ما بیفتی؟ می‌بینی ما داریم حکومت می‌کنیم. تو می‌دانستی که در این شهری که این همه شما گشت در آن به راه انداخته‌اید، ما شما را این طور دستگیر کنیم و هر کاری بخواهیم با شما بتوانیم بکنیم. طاهر سپس به رحمان اشاره کرد چاقو را بیاور تا فقط نشانش دهم که چطوری پوست می‌کنند؛ البته خود این می‌تواند با اعمال خود، خود را نجات دهد یعنی باید اطلاعات دهد&#8230;&#8221;</p>
<h3>گرفتن انتقام به‌جای اطلاعات</h3>
<p>اعضای بخش ویژه سازمان مجاهدین خلق، شکنجه‌ها و جنایات وحشیانه خود را بر روی طالب طاهری که ۱۶ سال بیشتر نداشت نیز صورت دادند. مهران اصدقی در ادامه فرایند &#8220;گرفتن انتقام به‌جای اطلاعات&#8221; را توضیح داد: &#8220;مصطفی چاقو را آورد و به جواد داد. جواد دو بار چاقو را روی بازوی طالب کشید که خون نیامد. بار سوم چاقو را محکم کشید که بازوی طالب را برید. ناگهان طالب بر اثر درد شدید تکان خورد و خون از بازویش جاری شد. می‌خواست حرف بزند که جواد گفت خفه شو. دوباره خواست حرفی بزند، جواد گفت خفه شو و با مشت توی دهان طالب کوبید طوری که دندانش شکست و دهانش خونی شد. باز که خواست حرفی بزند جواد گفت الان حالیت می‌کنم و سپس میله‌ای سربی را برداشت و به دهان و فک و چانه و دندان‌های او زد که وقتی طالب دهانش را باز کرد دندان‌های شکسته‌اش به همراه خون و آب دهان روی شلوارش ریخت. مصطفی نیز با میله سربی دیگر که در دستش بود به جا‌های مختلف بدن طالب می‌زد و این ضربات آن‌قدر محکم بود که طالب از ناحیه‌ی دنده‌هایش احساس درد شدیدی می‌کرد.&#8221;</p>
<p>مجاهدین خلق که شقاوت را به اوج رسانده بودند، در همین نقطه متوقف نماندند و هرچه زمان می‌گذشت، درجه بالاتری از جنایات خود را به نمایش درمی‌آوردند: &#8220;به حمام برگشتم دیدم محسن به هوش آمده است. مسعود قربانی گفت باید با آب داغ حال اینها را جا آورد. سپس من آب داغ آوردم و مسعود به من گفت آب داغ را روی پاهایش بریز. من می‌خواستم آب را یک‌دفعه خالی کنم که مسعود به من اشاره کرد آب داغ را یواش‌یواش بریز تا بیشتر زجر بکشد. من نیز آب داغ را یواش‌یواش روی پا‌های محسن ریختم، طوری که تمام تاول‌های پایش ترکید و خیلی شکل وحشتناکی پیدا کرده بود و از جای باند‌ها خون به راه افتاده بود و پوست پا‌ها از بدن جدا می‌شد. در همین حین محسن بیهوش شده بود و یک بار که به هوش آمد و پنجه‌هایش را روی شلوارش می‌کشید مسعود قربانی به من گفت آب داغ را بده و پس از اینکه آب داغ را از من گرفت، آن را روی دست‌های محسن ریخت که دست‌های محسن پف کرد و چروک شد و حالت پختگی داشت&#8230;&#8221;</p>
<p>در ادامه اعضای بخش ویژه مجاهدین به حدی از جنون رسیده بودند که از هیچ عمل غیرانسانی دریغ نمی‌کردند و تنها درصدد فرونشاندن آتش خشم خود و سرپوش نهادن بر ضعف خود در مقابل نهاد‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی بودند: &#8220;من درحالی‌که عرق کرده بودم از حمام خارج شدم و به اتاقی که جواد و مصطفی بودند رفتم. با ورود به اتاق صحنه دلخراشی را دیدم. پوست سمت راست سر طالب به همراه موهایش کنده شده بود و مصطفی حالت رنگ‌پریده و ترسیده‌ای داشت. جواد محمدی هم در حالی که چاقوی خونی در دستش بود، بالای سر طالب که بیهوش شده بود ایستاده بود. وقتی طالب به هوش می‌آمد حرف نمی‌توانست بزند؛ فقط در حالی که دهانش را به سختی باز می‌کرد، ناله‌هایی از او شنیده می‌شد و جواد با حالت عصبانی از او می‌پرسید چرا حرف نمی‌زنی؟ صدای ناله خود را شدیدتر می‌کرد و سرِ خود را به شدت تکان می‌داد. مصطفی سر او را محکم گرفته بود و جواد با عصبانیت چاقو را بالای گوش طالب گذاشت و آن را برید و بلافاصله چاقو را روی بینی طالب گذاشت و بینی او را برید طوری که خون زیادی از سر و صورت طالب جاری شد و تمام سر و صورتش غرق در خون شد و پس از احساس درد شدید بیهوش شد&#8230; در همین حین که طالب بیهوش بود جواد محمدی چاقو را کنار چشم طالب گذاشت و فشار داد که خون از چشمش بیرون ریخت و وقتی بعداً طالب به هوش آمد با آن چشم جایی را نمی‌دید. در هنگام انجام این کار‌ها کابل و پارچه در دست مصطفی بود که هر وقت صدایی بلند می‌شد با پارچه دهان طالب را می‌گرفت و با کابل به سینه و پا‌های طالب می‌زد&#8230; طالب بیهوش در حالی که خون در جا‌های مختلف صورتش خشکیده بود روی صندلی همچنان در حال شکنجه‌شدن بود و جواد محمدی در حالی که انبردست در دستش بود مشغول کشیدن دندان‌های طالب بود که از دهان طالب خون زیادی بیرون می‌ریخت و دهانش بوی بسیار بدی می‌داد.&#8221;</p>
<p>قساوت قلب اعضای بخش ویژه تا حدی بود که برخی از اعضا از ادامه شکنجه‌های قرون وسطایی جا زدند و نتوانستند ادامه چنین جنایاتی را تحمل کنند: &#8220;لثه‌های این برادران حالت بدی پیدا کرده بود، طوری که دهانشان خیلی بوی بدی می‌داد و حالتی که انگار یک چیزی بگندد داشت و این مسئله به خاطر همان اعمال شکنجه‌ها بود و خون‌مردگی‌ها در بدن آنها. طاهر در حالی که با چاقو وارد حمام شده بود گفت این یکی مسائل را می‌گوید یا نه یا دلش می‌خواهد مثل آن یکی پوستش کنده شود؟ من بیرون آمدم و به اتاقی که طالب در آن بود رفتم. دیدم قسمتی از پوست سر را به همراه مو‌های او کنده است و شکل آن حالت خیلی بدی داشت. طالب بیهوش بود که رحمان با ریختن آب سرد می‌خواست او را به هوش بیاورد ولی رحمان هم حالت خیلی بدی داشت. البته این مطلب را نمی‌خواست نشان دهد ولی من می‌فهمیدم که از این کار خوشش نمی‌آید. نه آنکه رحمان دل‌رحم بود، ولی حالت و عکس‌العملی که برادران پاسدار نشان می‌دادند طوری بود که حالت چندش‌آوری داشتیم. من در آن موقع یک لحظه نمی‌توانستم فکر کنم که چه دردی آنها می‌کشند و فقط فکر این بودم که از معرکه‌ای که مسعود قربانی و طاهر راه انداخته‌اند عقب بیفتم.&#8221;</p>
<p>از سوی دیگر شکنجه‌های دلخراش بر روی محسن میرجلیلی نیز به موازات طالب طاهری در جریان بود: &#8220;خود من هم کابل و پارچه در دستم بود که به حمام برگشتم. چند ضربه کابل به کف پا و بدن محسن میرجلیلی که هنوز بیهوش بود زدم که تکان خورد و به هوش آمد. پس از به هوش آمدن دهانش را باز می‌کرد و وقتی دهانش باز می‌شد بوی گندیدگی شدیدی از دهانش می‌آمد و لثه‌های دندان‌هایش حالت پوسیدگی داشت. اصلاً همه جای بدنش سست شده بود و بدنش مقاومت طبیعی خود را از دست داده بود. حتی یک بار که مسعود قربانی مو‌های او را می‌کشید و من با کابل می‌زدم و محمدرضا دهان محسن را گرفته بود، مسعود پس از کشیدن مو‌های محسن دست‌هایش پر از مو شده بود. خود من هم یک بار این کار را کردم که مقداری از مو‌های محسن کنده شد و دستم پر از مو شد. سپس محسن را که دیگر رمقی در بدن نداشت باز کردیم و داخل اتاق دیگر بردیم و با زنجیر به میز بستیم.&#8221;</p>
<p>تروریست‌های بخش ویژه سپس دست به اعمال شنیع‌تری زدند و شکل جدیدی به شکنجه‌های خود دادند: &#8220;پس از اینکه طالب به هوش آمد جواد از او اطلاعات می‌خواست و در مورد یک‌سری کارت و مدارک پاسداری که از جیب طالب به دست آورده بود سؤال می‌کرد و می‌گفت آدرس دوستانت را به ما بده که طالب جوابی نمی‌داد. جواد گفت این طوری نمی‌شود، باید این را کبابش کرد و مصطفی به آشپزخانه رفت و یک گاز پیک‌نیکی و یک سیخ به همراه خودش آورد و به جواد داد. جواد سیخ را دو بار سرخ کرد و به ران طالب زد و بار سوم سیخ را سرخ کرد و روی دکمه‌های جلو شلوار طالب گذاشت که شلوار طالب سوخت و سپس سیخ داغ به بدن طالب اصابت کرد که یک‌دفعه طالب شوکه شد و به این شکل جواد آلت طالب را سوزاند و تمام فضای اتاق را بوی سوختگی پارچه و گوشت بدن پر کرده بود و، چون نمی‌توانستیم درب‌ها را باز کنیم همان طوری بو به داخل راهرو هم رفته بود و تا حدی فضای خانه را پر کرده بود. پس از اینکه طالب بیهوش شد جواد و مصطفی او را از روی صندلی باز کردند و جواد یک شیشه نوشابه آورد و می‌خواست به طالب استعمال کند. من نمی‌توانستم این صحنه را ببینم و از ترس از اتاق خارج شدم و بعداً مصطفی جریان استعمال شیشه را به من توضیح داد.&#8221; با پایان یافتن شکنجه‌ها، مسعود قربانی و جواد محمدی شکنجه‌گاه را ترک کردند: &#8220;طاهر نهایت کار این طور گفت که ما فقط انتقام گرفتیم و اطلاعات نگرفتیم و بعد با مسعود دست‌های خود را شستند و رفتند.&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: کتاب عملیات مهندسی،</p>
<p>مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69338">عملیات مهندسی مجاهدین خلق؛ یادگاری یک جلاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69338/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سوءاستفاده تبلیغاتی مجاهدین از یک جنایت هولناک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69323</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69323?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 08:37:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69323</guid>

					<description><![CDATA[<p>قتل فجیع حمیدرضا رجب‌زاده، مداحی که بنا بر گزارش‌های منتشر شده ابتدا ربوده شد و سپس پیکر بی‌جان او با آثار خشونت شدید پیدا شد، موجی از واکنش‌ها را در پی داشت. فارغ از اینکه عاملان این جنایت چه کسانی بوده‌اند و انگیزه آنان چه بوده است، چنین جنایت‌هایی نشان می‌دهد چگونه فضای نفرت، انتقام‌جویی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69323">سوءاستفاده تبلیغاتی مجاهدین از یک جنایت هولناک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قتل فجیع حمیدرضا رجب‌زاده، مداحی که بنا بر گزارش‌های منتشر شده ابتدا ربوده شد و سپس پیکر بی‌جان او با آثار خشونت شدید پیدا شد، موجی از واکنش‌ها را در پی داشت. فارغ از اینکه عاملان این جنایت چه کسانی بوده‌اند و انگیزه آنان چه بوده است، چنین جنایت‌هایی نشان می‌دهد چگونه فضای نفرت، انتقام‌جویی و تحریک می‌تواند به خشونت‌های غیرقابل بازگشت منجر شود.</p>
<p>در این میان، برخی جریان‌های سیاسی از جمله هواداران و رسانه‌های وابسته به سازمان تروریستی و متوحش مجاهدین خلق، با انتشار تصاویر افرادی که آنان را &#8220;عامل سرکوب&#8221; معرفی می‌کنند، بار دیگر موضوع خطر تبدیل فضای تبلیغاتی به زمینه‌ای برای تهدید و خشونت را مطرح کرده‌اند.</p>
<p>انتشار تصویر افراد با برچسب‌هایی مانند &#8220;سرکوبگر&#8221;، بدون ارائه مدارک معتبر و روند قضایی مشخص، می‌تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد؛ زیرا در فضای هیجانی و خشم‌آلود، چنین اقداماتی ممکن است برخی افراد یا گروه‌ها را به سمت اقدامات خودسرانه، انتقام‌جویانه و حتی جنایت سوق دهد.</p>
<p>نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که برخی از این جریان‌ها برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطبان، از فناوری‌های هوش مصنوعی نیز استفاده می‌کنند. تولید تصاویر و ویدئوهای جعلی که در آن افراد به‌صورت ساختگی در حال تهدید مردم، حمل سلاح یا بیان سخنان توهین‌آمیز نسبت به عواملی مانند آنان که صحنه های هولناک 18 و 19 دی را رقم زدند نشان داده می‌شوند، می‌تواند ابزاری برای تحریک احساسات، ایجاد نفرت و تخریب شخصیت افراد باشد.</p>
<p>تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که انتشار اتهام‌های اثبات‌نشده در فضای مجازی می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشد. وقتی فردی پیش از هرگونه رسیدگی قانونی در فضای عمومی &#8220;مجرم&#8221; معرفی شود، زمینه برای شکل‌گیری خشونت خیابانی و اقدامات خارج از قانون فراهم می‌شود.</p>
<p>عناصر جنایتکار و تروریست موسوم به مجاهدین خلق از فضای احساسی جامعه برای ایجاد دوگانه‌های خشونت‌آمیز استفاده می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که تصویرسازی دشمن، نفرت‌افکنی و تحریک مخاطب به بخشی از جنگ تبلیغاتی تبدیل می‌شود.</p>
<p>قتل حمیدرضا رجب‌زاده، فارغ از اختلافات سیاسی و دیدگاه‌های مختلف درباره مسائل کشور، یک جنایت انسانی است که نیازمند شناسایی عاملان و رسیدگی قضایی است؛ نه تبدیل شدن به ابزاری برای تسویه‌حساب سیاسی یا ایجاد موج جدیدی از تهدید علیه افراد.</p>
<p>مقابله با خشونت، تنها با محکوم کردن یک جنایت خاص پایان نمی‌یابد؛ بلکه نیازمند مقابله با فرهنگ نفرت، حذف فیزیکی مخالفان، انتشار اطلاعات جعلی و تحریک مردم به مجازات‌های خارج از قانون است. جامعه‌ای که در آن تصویر یک فرد بتواند بدون اثبات جرم، حکم تهدید و مجازات را به همراه داشته باشد، در معرض چرخه‌ای خطرناک از خشونت قرار خواهد گرفت.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69323">سوءاستفاده تبلیغاتی مجاهدین از یک جنایت هولناک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69323/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69312</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69312?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 09 Aug 2026 07:38:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69312</guid>

					<description><![CDATA[<p>در نوشته قبلی ام در مورد درگیری های 6 و 7 مرداد چنین گفتم که وقتی مذاکره بین مسئولین سازمان با فرماندهان عراقی جواب نداد، فرماندهان عراقی مجبور شدند به زور متوسل شوند و در نهایت نیروهای عراقی از درب شمالی کمپ اشرف وارد قرارگاه اشرف شدند. رجوی به نیروهایش دستور داد با نیروهای عراقی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69312">مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268">نوشته قبلی ام</a> در مورد درگیری های 6 و 7 مرداد چنین گفتم که وقتی مذاکره بین مسئولین سازمان با فرماندهان عراقی جواب نداد، فرماندهان عراقی مجبور شدند به زور متوسل شوند و در نهایت نیروهای عراقی از درب شمالی کمپ اشرف وارد قرارگاه اشرف شدند. رجوی به نیروهایش دستور داد با نیروهای عراقی مقابله کنند و اجازه ندهند وارد قرارگاه اشرف شوند.</p>
<p>در نتیجه درگیری بالا گرفت و حدود 12 نفر از نیروهای سازمان کشته و 36 نفر هم به شدت زخمی شدند. این همه کشته و زخمی، نتیجه لجاجت و مقاومت هیچ و پوچ رجوی بود. اما بعد از پایان درگیری، رجوی همه اعضاء را در سالن اجتماعات جمع کرد و مستقیم پیام صوتی داد. در این پیام صوتی رجوی ضمن پیام بیا بیا عنوان کرد، اگر ما در این درگیری 1000 نفر هم کشته می دادیم باز هم ارزشش را داشت چرا که قرارگاه اشرف را حفظ کردیم .</p>
<p>باید بگویم رجوی با این منطق وارد شده بود. او به دنبال خونریزی بود زیرا فکر میکرد با خون بیشتر می تواند اذهان مجامع بین المللی را جریحه دار کند و با مظلوم نمائی، قرارگاه اشرف را بدور از مداخله عراقی ها در چنگ خودش نگه دارد. وی با این توهم فکر می کرد برای همیشه در قرارگاه اشرف باقی می ماند. او با شعار چو اشرف نباشد تن من مباد&#8221; به حضور نیروهایش در اشرف دامن می زد و همچنین در همان نشست به ما گفت اگر کوهها بجنبند ما از جایمان تکان نخواهیم خورد! یکی دیگر از شعارهای رجوی این بود: &#8220;اشرف کانون استراتژیک نبرد ماست.&#8221; خلاصه رجوی با این شعر و شعارها می خواست به ما القاء کند که هرگز اشرف را از دست نمی دهد. چرا که معتقد بود اگر از قرارگاه اشرف عقب بنشیند استراتژی رجوی شکست خواهد خورد و برای همیشه تخطئه خواهد شد. برای رجوی مهم نبود اگر هزار نفر هم کشته می شدند. او از خودش قیمتی نمی داد زیرا خودش را در سنگرهای بتونی مخفی کرده و در نتیجه آسیبی به او نمی رسید . اما وقتی آمریکا به او دستور داد که باید از اشرف جابجا شود، نه نگفت و براحتی از قرارگاه اشرف به قرارگاه لیبرتی و سپس به دستور آمریکا به آلبانی رفت و یادش رفت که برای ماندن در اشرف چقدر شعر و شعار داده بود و در آخر هم شاهد بودیم با دریدگی خاص خود اخراج به آلبانی را پیروزی نامید. در یک کلام رجوی می خواست اشتباهات استراتژی خودش را با خون اعضاء بپوشاند که در نهایت جواب نگرفت و تیرش به سنگ خورد .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69312">مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69312/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تفاوت زندانهای مجاهدین با تمام دنیا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69272</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69272?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Aug 2026 07:25:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69272</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این مجال، سعی شده است ضمن مرور مقاله ای از آقای محمدرضا گلی، وضعیت زندان های مخوف رجوی را در عراق و آلبانی را مختصرا از نظر بگذرانیم: آقای محمدرضا گلی نوشتند: در تمام دنیا اگر از جانب فردی یا گروهی جرمی صورت گیرد، سپس در دادگاهی با حضور وکیل مدافع محاکمه شده و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69272">تفاوت زندانهای مجاهدین با تمام دنیا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در این مجال، سعی شده است ضمن مرور <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69152">مقاله ای</a> از آقای محمدرضا گلی، وضعیت زندان های مخوف رجوی را در عراق و آلبانی را مختصرا از نظر بگذرانیم:</p>
<p>آقای محمدرضا گلی نوشتند:</p>
<p>در تمام دنیا اگر از جانب فردی یا گروهی جرمی صورت گیرد، سپس در دادگاهی با حضور وکیل مدافع محاکمه شده و در نهایت طبق قانون حد معین گردد، در نهایت مجرم زندانی می شود. اما در تشکیلات رجوی بر خلاف قانونمندیهای دنیا افراد را بدون این که جرمی مرتکب گردد، بازداشت و زندانی می کنند! سئوال این است به چه جرمی زندانی می شود؟ به جرم قبول نداشتن بندهای انقلاب درونی سازمان مجاهدین خلق، به جرم انتقاد به رهبری سازمان، بالاترین جرم جدا شدن از سازمان و ادامه ندادن به مبارزه است. به همین دلیل در زندان های رجوی تعدادی را کشتند و سر به نیست کردند و همچنین تعداد بسیار زیادی را به عراقی ها تحویل دادند تا در زندان ابوغریب به مدت بیشتر از 8 سال زندانی شوند و نهایتا معلوم نبود از آن زندان مخوف جان سالم در می برند یا نه !</p>
<p>در تمام دنیا زندانی می تواند با خانواده خودش و با دوستان و اقوام خودش ملاقات کند اما در زندان رجوی مطلقاً زندانی نمی تواند با دوستان خودش ملاقات کند و ملاقات ممنوع است. اگر کسی در داخل تشکیلات درخواست ملاقات با زندانی را بدهد آن نفر را هم زیر سئوال می برند و می گویند پس شما هم با زندانی هم فکر هستید و مسئولین سازمان کاری می کنند تا آن فرد از کرده خودش پشیمان شود. این نکته را هم اضافه کنم که در داخل تشکیلات رجوی حتی به خانواده هایی که برای دیدار عزیزانشان به عراق می آمدند، اجازه ملاقات نمی داد!</p>
<p>در تمام دنیا، در صورت لزوم به زندانی مرخصی می دهند. اما در تشکیلات رجوی فردی را که می خواهند زندانی کنند به گونه ای این کار را انجام می دهند که بقیه اعضای سازمان از زندانی شدن آن فرد خبردار نشوند و در واقع با مخفی کاری تمام افراد را در تشکیلات زندانی می کردند به این دلیل که فضای اعتراضی به دیگران منتقل نشود و بقیه اعضای سازمان یاد نگیرند که رهبری سازمان را به باد انتقاد بگیرند. چرا که مسئولین سازمان همواره در نشست ها می گفتند رجوی با شما خیلی فرق دارد. او در جایگاهی است که حداقل 20 سال جلوتر را می خواند در نتیجه چنین فردی هرگز اشتباه نمی کند !</p>
<p>در تمام دنیا افراد می توانند با خارج زندان تماس داشته باشند و حتی بارها خود سازمان مجاهدین به این موضوع اذعان داشتند که مثلا فلان زندانی از داخل زندان ایران نامه داده است، اما این کار آنها هم فقط در جهت منافع خودشان است و به هر نوعی می خواهند که از فردی که در زندان است سوء استفاده کنند و مقاصد خود را پیش ببرند.</p>
<p>متاسفانه آمارها نشان می دهد، بالغ بر 70 درصد از اعضای سازمان، گذرشان به زندان و شکنجه های رجوی افتاده است و این آمار وحشتناک، حقیقتی انکار ناپذیر از اوج وجود دمکراسی در این سازمان جهنمی است، امید که این روشنگری کوتاه، چراغ راه جوانان این مرز و بوم باشد.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69272">تفاوت زندانهای مجاهدین با تمام دنیا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69272/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Aug 2026 07:15:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مقر 49 مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69268</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد ازسرنگونی صدام حسین توسط نیروهای آمریکایی، دولت جدید در عراق روی کار آمد. آمریکایی ها در همه جای عراق حضور نظامی داشتند. از آنجائی که اشرف تسلیم نیروهای آمریکایی و تحت محاصره آنان شد، آنها با تانک هایشان وارد اشرف شدند و با فرماندهان بالای سازمان مذاکره کردند، البته مذاکره نبود بلکه تسلیم بی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268">مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد ازسرنگونی صدام حسین توسط نیروهای آمریکایی، دولت جدید در عراق روی کار آمد. آمریکایی ها در همه جای عراق حضور نظامی داشتند. از آنجائی که اشرف تسلیم نیروهای آمریکایی و تحت محاصره آنان شد، آنها با تانک هایشان وارد اشرف شدند و با فرماندهان بالای سازمان مذاکره کردند، البته مذاکره نبود بلکه تسلیم بی قید و شرط سازمان بود. بعد از آن نیروهایی آمریکایی بلافاصله خلع سلاح را شروع و حفاظت قرارگاه را به عهده گرفتند . نیروهایی آمریکایی در قسمت شمالی قرارگاه اشرف مستقر شدند و روزانه در داخل قرارگاه اشرف گشت و کنترل رفت و آمدها را بدست گرفتند. گاهی اوقات هم سرزده برای کنترل و چک به مقررات مختلف می رفتند. حتی آسایشگاه های زنان را هم سر زده کنترل و بازرسی می کردند. در آن شرایط مسئولین سازمان جرات اعتراض هم نداشتند و به شدت از آمریکایی ها می ترسیدند. سازمان برای این که دل آمریکایی ها را بدست بیاورد فرماندهان و افسران آمریکایی را به صرف شام یا نهار در داخل قرارگاه دعوت میکردند و پذیرایی گرمی از آنها بعمل می آوردند. از این نقطه به بعد سازمان تبدیل شده بود به آلت دست آمریکایی ها.</p>
<p>رجوی هدفش این بود که به جای صدام، خودش را به آمریکائیها وصل کند و به همین دلیل بیدریغ به آمریکایی ها خدمت کرد و سعی نمود اطلاعاتی هم در داخل عراق به آنها بدهد.<br />
بعد از گذشت 4 الی 5 سال اشغال آمریکا در عراق و حضور در قرارگاه اشرف ، نیروهای آمریکایی قرار شد کنترل قراگاه اشرف را تحویل دولت عراق بدهند و طبق توافق فی ما بین، قرار بر این شد که آمریکا نیروهای خودش را در عراق کم کند و روز 5 مرداد تلویزیون العراقیه خبری را پخش کرد که طبق توافق طرفین ، منبعد مسئولیت قرارگاه اشرف را نیروهای عراقی عهده دار می شوند. علی دباغ سخنگوی رسمی دولت عراق خاطر نشان کرد دولت به برخورد انسانی با افراد موجود در قرارگاه اشرف بر اساس آنچه که قوانین بین المللی تعیین شده است ملتزم است تا زمانی که قوانین جاری عراق رعایت شود. دولت اقدام به کوچ دادن هیچ یک از آنها یا اخراج اجباری آنان از عراق نمی کند .</p>
<p>از وقتی مسئولیت قرارگاه اشرف بر عهده عراقی ها شد کشمکش سازمان با دولت عراق بالا گرفت. عراقی ها می گفتند ما باید مانند آمریکایی ها داخل قرارگاه اشرف شویم و کنترل قرارگاه را در دست بگیریم. در واقع قصد آنها ایجاد یک ایستگاه در داخل قرارگاه اشرف بود تا کنترل قرارگاه را بدست بگیرند. اما سازمان به خواسته عراقی ها تن نداد و قبول نداشتند آنان کنترل قرارگاه را بدست بگیرند. در حالی که با حضور نیروهای آمریکایی هیچ مخالفتی نداشتند. مسئولین عراقی چندین بار درخواست مذاکره کردند اما مسئولین سازمان زیر بار نمی رفتند. آنان نمی خواستند قوانین عراق را به رسمیت بشناسند و تابع قوانین عراق جدید باشند و بطور مداوم سنگ اندازی می کردند. در نهایت مذاکره به نتیجه نرسید و دولت عراق به زور متوسل شد. رجوی که فرصت را مناسب می دید به نیروهایش دستور داد با دست خالی در مقابل نظامیان عراقی مقاومت کنند و این گونه درگیری 6 و 7 مرداد در اشرف رخ داد .</p>
<p>رجوی همواره به ما پیام می داد و می گفت باید در مقابل نیروهای عراقی مقاومت کنیم و شعار بیا بیا را سر می داد. بیا بیا رجوی منظور نیروهای عراقی بودند و رجز خوانی می کرد. در حالی که خودش را در سنگرهای بتونی و ضد بمب پنهان کرده بود، طبق معمول بایستی نیروهایش کشته می شدند. تا خودش در امان باقی بماند. وقتی نیروهای عراقی وارد قراگاه اشرف شدند، مسئولین سازمان به ما گفتند نباید اجازه بدهیم حتی پای یک سرباز عراقی به داخل کمپ اشرف باز شود و می گفتند حفاظت از اشرف مخصوصاً مقر 49 برای تک تک مجاهدین اصل است و ورود نیروهای عراقی به این مقر مرز سرخ مجاهدین محسوب می شود. این مقر همان جائی بود که رجوی در آنجا مستقر بود. آن موقع که ما در قرارگاه اشرف بودیم خبر نداشتیم رجوی در آن محل استقرار دارد، بعدها فهمیدیم .</p>
<p>نظامیان عراقی در نهایت از درب شمالی کمپ اشرف وارد قرارگاه اشرف شدند و نیروهای سازمان به دستور رجوی با آنها درگیر شدند. رجوی همواره پیام می داد عقب نشینی نکنید. در نتیجه این درگیری نیروهای سازمان حدود 12 نفر کشته و 36 نفر زخمی به جای گذاشت. رجوی با لجاجت و مقاومت هیچ و پوچ تعدادی را به کشتن داد و تعداد زیادی هم زخمی شدند تا بدین وسیله در نزد مجامع بین المللی مظلوم نمایی کند. او فکر می کرد با به کشتن دادن نیروهایش می تواند در اشرف باقی بماند. اما بعد از چند سال شاهد خروج خفت بارش از اشرف بودیم در حالی که نیازی به این کار نبود و رجوی مسئول مرگ افرادی بود که در 6 و 7 مرداد جانشان را از دست دادند .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268">مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قرار با فراری‌ها؛ مأموریت یک دیپلمات برای بازگشت تیم پرواز</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69246</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69246?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2026 11:31:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد معزی]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69246</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرار بنی‌صدر و رجوی در ۷ مرداد ۱۳۶۰ فاز جدیدی از فعالیت‌های اپوزوسیون جمهوری اسلامی را رقم زد. اما روایت کمتر شنیده شده در این رابطه تلاش‌های دیپلماتیک ایران برای بازگرداندن تیم پروازی است. سید محمد صدر که در اولین ماموریت خود از سوی وزارت خارجه برای حل و فصل این مسئله مهم انتخاب شده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69246">قرار با فراری‌ها؛ مأموریت یک دیپلمات برای بازگشت تیم پرواز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرار بنی‌صدر و رجوی در ۷ مرداد ۱۳۶۰ فاز جدیدی از فعالیت‌های اپوزوسیون جمهوری اسلامی را رقم زد. اما روایت کمتر شنیده شده در این رابطه تلاش‌های دیپلماتیک ایران برای بازگرداندن تیم پروازی است. سید محمد صدر که در اولین ماموریت خود از سوی وزارت خارجه برای حل و فصل این مسئله مهم انتخاب شده بود جزئیات قابل تاملی را در این رابطه به یاد می‌آورد.</p>
<p>مجاهدین خلق که در همکاری با بنی‌صدر خط ترور و آشوب را از ۳۰ خرداد ۶۰ در داخل کشور آغاز کرده بودند، بعد از جنایت‌های نافرجام و شکست در طرح‌های نخستین نقشه فرار را به وسیله خلبان معزی اجرا کردند. حادثه‌ای که بار‌ها و بار‌ها درباره آن گفته شنیده شده است.</p>
<p>اما روایت کمتر شنیده شده در این رابطه تلاش‌های دیپلماتیک ایران برای بازگرداندن تیم پروازی است. سید محمد صدر در خاطرات خود که در گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده است به تفصیل به این مسئله پرداخته است. او که در اولین ماموریت خود از سوی وزارت خارجه برای حل و فصل این مسئله مهم انتخاب شده بود جزئیات قابل تاملی را در این رابطه به یاد می‌آورد که در ادامه از نظر می‌گذرد:</p>
<p>بنی‌صدر و رجوی که فرار کردند من با یک فاصله زمانی بسیار کم رفتم پاریس دنبال اینها که اولین سفر من در وزارت خارجه بود. سفارت ما در پاریس یک برنامه‌ای برای فلسطین گذاشته بود و قرار بود که من در آن برنامه سخنرانی داشته باشم. این قضیه با فرار بنی‌صدر و رجوی همزمان شد. بلافاصله من با یکی از همکارانمان به نام آقای سراج مأموریت پیدا کردم که بروم هواپیما و پرسنل هواپیمایی را برگردانم.</p>
<p>بنی‌صدر و رجوی که تکلیفشان روشن بود. خلبان اصلی معزی نامی بود. روزی که شاه از ایران فرار کرد و رفت خلبان هواپیمایش همین معزی بود و ظاهراً هم بعداً که برمی‌گردد و انقلاب پیروز می‌شود هم خودش هم آن خلبان دوم که فکر می‌کنم اسمش وکیلی بود با مجاهدین خلق ارتباط پیدا می‌کنند. چون آنجا وکیلی به من گفت که من ارتباطم اولین بار با مجاهدین از طریق همین معزی انجام شد که با او رفتیم دفترشان و آن جا ارتباط برقرار کردیم.</p>
<p>خوب ما می‌دانستیم که معزی هم که دیگر اهل برگشتن نیست. دو خلبان و دو تکنسین یا کمک‌خلبان دیگر هم بودند. به محض این که رسیدیم با وزارت خارجه فرانسه از طریق سفارتمان تماس گرفتیم که ما هم می‌خواهیم اینها را ملاقات کنیم و هم می‌خواهیم هواپیما سریعاً به ایران برگردد. از اولین پاسخ‌هایی که وزارت خارجه فرانسه به ما داد این که گفت هواپیما مشکلی ندارد شما هر زمان که می‌خواهید هواپیما را برگردانید در اختیار شماست. هواپیما را به یک پادگان نظامی در حومه پاریس برده بودند. بلافاصله من به تهران تلکس زدم که از نیروی هوایی بخواهید یک گروه پرواز بیاید هواپیما را بررسی کنند و بردارند ببرند.</p>
<p>امّا اجازه ملاقات با این افراد را نمی‌دادند مرتب ما اصرار می‌کردیم. مرتب بهانه‌هایی می‌آوردند الان معلوم نیست کجاست؟ دست اطلاعات هستند! دست امنیت هستند! بهانه می‌آوردند و نمی‌گذاشتند. بعد از ۴۸ ساعت بالاخره ما را از پاریس با هلی‌کوپتر بردند در همان پادگان که هواپیما آنجا بود. بنی‌صدر و رجوی که تکلیفشان روشن بود معزی هم اصلاً نیامد. امّا دو تا خلبان و دو تا تکنسین آمدند و با ما ملاقات کردند. یک مأمور امنیتی فرانسوی هم که فارسی بلد بود در جلسه نشسته بود که به قول خودشان یک دفعه ما اینها را تهدید نکنیم.</p>
<p>تکنسین‌ها خیلی بچه‌های خوب و مسلمان و طرفدار جمهوری اسلامی بودند تا ما را دیدند گفتند ما می‌خواهیم برگردیم گفتیم باشد.</p>
<p>به دو تا خلبان گفتم شما برمی‌گردید؟ گفتند: نه! گفتم:چرا برنمی‌گردید؟ شروع کردند انتقاد کردن از جمهوری اسلامی که اینطور می‌کند آنطور می‌کند. من هم همین جور برایشان توضیح می‌دادم آنها مسائلی را مطرح می‌کردند من هم جواب می‌دادم شاید حدود یک ساعت و نیم دو ساعت من با اینها بحث کردم بعد از دو ساعت فکر می‌کنم همان وکیلی بود به من گفت که آقای صدر کاشکی ما زودتر شما را دیده بودیم گفتم:چرا؟ گفت آخر ما درخواست پناهندگی دادیم. گفتم هیچ مشکلی نیست. گفت نه اگر ما درخواست پناهندگی نداده بودیم در واقع جرمی مرتکب نشده بودیم و الان می‌دانیم که برگردیم ایران، چون درخواست پناهندگی دادیم آن جا پدرمان را درمی آورند.</p>
<p>خوب معلوم بود این ۴۸ ساعت که به ما ملاقات ندادند روی اینها فشار می‌آوردند که درخواست بدهند. هم مسعود رجوی و اینها رویشان کار می‌کردند هم سازمان‌های اطلاعاتی امنیتی فرانسه. من گفتم برای شما از دولت جمهوری اسلامی تأمین می‌گیرم شما اصلاً نگران نباشید چیز مهمی نیست که درخواست پناهندگی دادید. ما می‌دانیم بالاخره شما تحت شرایط فشار بودید. این را که گفتم یک مقدار شل شدند. گفتند خوب شما یک تأمین کتبی برای ما بیاور که ما مطمئن شویم که دولت جمهوری اسلامی به ما تأمین می‌دهد. گفتیم باشد. ما آمدیم سفارت آن موقع دیگر مهندس موسوی وزیر خارجه شده بود. من تلکس زدم برای مهندس وقایع را گفتم و گفتم شما به عنوان وزیر خارجه یک تلکسی برای ما بفرست که به این آقایان تأمین می‌دهیم. ایشان هم عین همین مطالب را برای من تلکس زد به عنوان موسوی وزیر خارجه هم امضا کرد. من برای این که اطمینان اینها را جلب کنم در ملاقات دوم خود تلکس را برداشتم بردم. ملاقات دوم دیگر آن محل قبلی نبود. فکر می‌کنم یکی از فرمانداری‌های پاریس بود آن جا که ما وارد شدیم باز همان تعداد را آورده بودند در عین حال به من گفتند که آقای کاظم رجوی هم می‌خواهد به عنوان مترجم به ملاقات بیاید. کاظم رجوی برادر مسعود رجوی. من گفتم که ایشان جزء گروه تروریستی است ما با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنیم. ایشان حق ندارد به مذاکرات بیاید؛ لذا اصرار کردند گفتم نه ایشان نباید بیاید. او را نیاوردند و باز یک فرانسوی آمد نشست در جلسه و من تلکس مهندس موسوی را دادم به همان خلبان که گفتم شما از من خواستی که دولت جمهوری اسلامی به شما تأمین بدهد این هم تلکس وزیر خارجه از طرف دولت که تأمین داده به شما من خود تلکس را آوردم.</p>
<p>فاصله بین دو ملاقات یکی دو روز شده بود. آنها تلکس را خواندند. گفتند که نه آقای صدر ما دیگر نمی‌توانیم الان یک خبر‌هایی داریم که ماشین‌های ما را مصادره کردند زن و بچه ما را دستگیر کردند چه کار کردند و به محض این که ما وارد شویم خلاصه ما را دستگیر و اعدام می‌کنند. گفتم دیگر حالا میل خودتان است من کاری که می‌توانستم انجام بدهم قولی که به شما دادم عمل کردم منتها این خبر‌هایی هم که به شما دادند هیچ کدام درست نیست اینها دروغ است شما هم که الان دسترسی ندارید.</p>
<p>بعد بحث شد که یک گروه دیگر از دوستان خودشان دارند می‌آیند که هواپیما را ببرند. گفتند که ما می‌خواهیم با اینها ملاقات کنیم. گفتم باشد اشکالی ندارد. بعد گفتند می‌خواهیم بدون حضور شما با آنها ملاقات کنیم. گفتم که باشد حالا این را بعداً بررسی می‌کنیم ولی من ترتیب ملاقات شما را با آنها می‌دهم. این بچه‌هایی که آمدند از ایران من دیدم خیلی بچه‌های حزب‌اللهی و بچه مسلمان بودند. من نشستم دو ساعتی با اینها حرف زدم قشنگ توجیه‌شان کردم که بالاخره اینها دوستان شما هستند روابط عاطفی دارید با همدیگر باید از تمام اینها استفاده کنید که برگردند البته مواظب باشید که ممکن است این خط را امنیتی‌های فرانسه داده باشند و آن‌ها بخواهند روی شما کار کنند که به شما بگویند شما هم بمانید.</p>
<p>من ترتیب ملاقات بدون حضور خودم را دادم. در واقع دور سوم بود که اینها رفتند و مذاکره کردند فکر می‌کنم یک ساعت هم طول کشید که بعد آمدند بیرون و گفتند نه دیگر آقای صدر فایده ندارد اینها را دستگاه اطلاعاتی فرانسه به کمک مجاهدین بردند و به طرف خودشان کشاندند. بعداً رفتیم آن جا اینها رفتند هواپیما را بررسی کردند و هواپیما را برگرداندند.</p>
<p>آن دو تا تکنسین که از اول گفتم در هواپیما بودند و از بچه مسلمان‌ها بودند من از آنها پرسیدم که خوب در هواپیما چه اتفاقی افتاد وقتی که شما از تهران آمدید؟ هواپیما می‌دانید هواپیمای نظامی بود یعنی هواپیمای معمولی نبود بعدش هم هواپیمای تانکر بود یعنی تانکر بنزین از اینهایی که می‌رفت بالا و به هواپیما‌ها سوخت می‌داد. این دو تا گفتند که ما نوبت پروازمان بود و خلبان هم همین آقای معزی بود ما وقتی رفتیم توی هواپیما اصلاً نمی‌دانستیم چه خبر است؟ یکی‌شان می‌گفت من همیشه وقتی وارد هواپیما می‌شدم تمام جا‌های مختلف هواپیما را بررسی می‌کردم. هواپیما راه افتاده بود و ما روی هوا بودیم من همین جوری داشتم بررسی می‌کردم یکی از جا‌هایی که رفتم در را باز کنم دیدم در باز نمی‌شود. خیلی تعجب کردم که مگر اصلاً می‌شود؟ گفت آمدم به معزی خلبان گفتم که آن اتاق درش چرا باز نمی‌شود؟ گفت مهم نیست تو نگران نباش چیز مهمی نیست. بعد که وارد خاک ترکیه شدیم دیگر آمدند در را باز کردند دیدیم بنی‌صدر و رجوی آنجا هستند که بنی‌صدر هم سبیلش را تراشیده بود.</p>
<p>به محض این که رسیدند آنجا پیاده شدند برایشان مصاحبه مطبوعاتی گذاشتند من این مصاحبه را خودم در پاریس دیدم. بنی‌صدر آمد جلو رجوی هم پشت سرش و طبق معمول یک سری حرف‌ها زد و آن جا گفت که ما سه هفته دیگر برمی‌گردیم ایران. در عرض این سه هفته رژیم ساقط می‌شود و ما برمی‌گردیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69246">قرار با فراری‌ها؛ مأموریت یک دیپلمات برای بازگشت تیم پرواز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69246/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرداد ماه خونین برای اعضای مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69233</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69233?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Jul 2026 06:25:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اخراج مجاهدین از عراق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69233</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی دیکتاتوری عراق صدام حسین، عراق دچار تنش های عدیده ای شده بود. سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی هم که در عراق مستقر بود خواسته یا ناخواسته از این تنش ها در امان نبود. در واقع بعد از صدام حسین دوران طلایی مجاهدین به اتمام رسید. و این موضوع را ما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69233">مرداد ماه خونین برای اعضای مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی دیکتاتوری عراق صدام حسین، عراق دچار تنش های عدیده ای شده بود. سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی هم که در عراق مستقر بود خواسته یا ناخواسته از این تنش ها در امان نبود.<br />
در واقع بعد از صدام حسین دوران طلایی مجاهدین به اتمام رسید. و این موضوع را ما در قرارگاه اشرف که بدور از شهرها و اجتماعات مردمی بود بخوبی حس میکردیم. در آب، در غذا، در سوخت، در دوا و درمان! و پایان خوشی مجاهدین خلق در عراق در دو روز متوالی خودش را بیشتر به چشممان فرو کرد. روزهای ششم و هفتم مرداد 1388.</p>
<p>در این دو روز بخاطر مشکلاتی که رجوی به وجود آورده بود پلیس و ارتش عراق از چند جبهه به قرارگاه اشرف حمله کردند. در واقع تمرکز حمله از قسمت شمالی و غربی قرارگاه بود. حرف عراقیها چه بود؟ آنها میگفتند باید اشرف را خالی کنید، این زمین ها متعلق به کشاورزان است و آنها آمده اند شکایت کرده اند و خواستار برگرداندن زمین هایشان میباشند.</p>
<p>مسعود رجوی هم میگفت این زمین ها را صدام حسین به ما هدیه داده است و بعضا هم میگفت خریده ایم. خلاصه مسعود رجوی به هیچ صراطی مستقیم نبود. نه حرف پلیس می فهمید و نه حرف ارتش و نه حتی مراجع قضایی که حکم صادر کرده بودند. خلاصه در عالم دیگری سیر و سفر میکرد. هر جا هم که نیاز به سرشاخ شدن بود نیروهای مستقر در اشرف رو میفرستاد جلوی گلوله ها و آنها هم یا کشته می شدند و یا زخمی. این دو روز هم با چندین کشته و زخمی و تعدادی که توسط پلیس و ارتش دستگیر شده بودند، به پایان رسید! من در آن روزها در قسمت غربی و به اصطلاح &#8221; درب شیر &#8221; که محل ترددات اصلی به قرارگاه اشرف می شد حضور داشتم. عراقی ها 36 نفر را دستگیر کردند و با خود بردند که خود ماجراهای دیگری داشت.</p>
<p>میخواهم بگویم هر جا که نیاز به بحران سازی و ایجاد تنش باشد مسعود رجوی و گروهش یکی از ایده آل ترین گزینه ها است. زمین و زمان را بهانه میکرد تا نگذارد قرارگاه اشرف از جایش تکان بخورد. افرادی سرسپرده هم او را همراهی میکردند تا بتواند خط و خطوط خودش را پیش ببرد. وگرنه به ما اگر بود که حرفمان رفتن از عراق بود، از روز اول مشخص بود که دیگر عراق جای ماندن نیست! ولی رجوی تلاش میکرد که این اهرم را در دستان خود نگه بدارد . خودش که بهایی نمیداد ، بلکه این بخت برگشته هایی که زیر دستان رجوی گرفتار بودند هزینه های خیره سری رجوی را می پرداختند.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69233">مرداد ماه خونین برای اعضای مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69233/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق و چرخه دوزخی خشونت و ستیزه جویی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69165</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69165?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Jul 2026 06:48:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69165</guid>

					<description><![CDATA[<p>فاشیسم (Fascism) به معنایی صریح و روشن انکار تفکر دیگری ست و نیز حذف نقطه نظرات و تراوشات ذهنی و تجربه های منحصر به فردی که دیگری یا دیگران با ما در میان می گذارند. مبانی و ریشه های گسترش فاشیسم متاثر از ایده &#8220;مطلق انگاری&#8221; و &#8220;خود حقیقت بینی&#8221; ست. مطلق انگاری نوعی جنون [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69165">مجاهدین خلق و چرخه دوزخی خشونت و ستیزه جویی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فاشیسم (Fascism) به معنایی صریح و روشن انکار تفکر دیگری ست و نیز حذف نقطه نظرات و تراوشات ذهنی و تجربه های منحصر به فردی که دیگری یا دیگران با ما در میان می گذارند. مبانی و ریشه های گسترش فاشیسم متاثر از ایده &#8220;مطلق انگاری&#8221; و &#8220;خود حقیقت بینی&#8221; ست. مطلق انگاری نوعی جنون و بیماری ذهن است و خود حقیقت بینی انعکاسی از جهل مرکب آدمی به تعبیر فلاسفه تاریخ.</p>
<p>این معنا که در حیطه پدیده های انسانی و اجتماعی &#8220;حقیقت مطلق&#8221; ی وجود ندارد و صرفا نقطه نظرات متفاوت وجود دارد. محصول تاملات عمیق آدمی و انباشت تجربه های وسیع و گسترده او در اشل تاریخی ست.</p>
<p>که در دنیای مدرن از آن به پارادایم &#8220;عقلانیت انتقادی&#8221; یاد می شود.</p>
<p>حقیقت ملک آدمیان نیست که ادعای مالکیت بدان داشته باشند. هرکدام از ما بهره ای از حقیقت داریم چون رویکرد و نظرگاه های ما متفاوت است. بنابراین در دنیای مدرن باید فرصت بیان دیدگاه های مختلف فراهم گردد و از مطلق اندیشی و اینکه خودمان را در رأس قله حقیقت بدانیم باید اجتناب شود.</p>
<p>با پارادیم تکثرگرایی که به آهستگی در دنیای مدرن جای خود را باز نموده و درحال جایگزین شدن با مطلق اندیشی است، باید فرصت بروز و ظهور به تمام اندیشه ها داده شود و برخی به حاشیه رانده نشوند.</p>
<p>در چنین پارادایمی دیگر جایی برای حضور فرقه ها و گروه های ستیزه جو و خشونت طلب که خود را مالک الرقاب حقیقت میدانند وجود ندارد.</p>
<p>از جمله ی گروه هایی که با نگرش مطلق انگاری در دهه های اخیر در سپهر سیاسی ایران ظهور کرد سازمان مجاهدین خلق ایران است که در یک روند تدریجی و در گذر زمان چنان در مطلق اندیشی جلو رفتند که به مرور دچار دگردیسی شده و آرام آرام از اهداف و آرمان های اولیه خود فاصله گرفتند و به فرقه ای مبتذل و ستیزه جو ، استحاله و تغییر ماهیت دادند.</p>
<p>فلسفه وجودی و تاسیس گروه مجاهدین خلق مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و سگ زنجیری آن یعنی رژیم استبدادی شاه (تعابیر از منابع ، کتب و نشریات منتشر شده مجاهدین خلق در دهه ۴۰ ، ۵۰ و ۶۰ شمسی) بود. رهبران مجاهدین به تاسی از جنبش های چریکی چپ در خاورمیانه ، امریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی به راهکارهای خشونت آمیز و قهرآمیز متوسل شدند که تاکنون ادامه دارد.</p>
<p>از نظر آنان، اتخاذ روش های مسالمت آمیز برای رسیدن به هدف سیاسی و سرنگونی هیئت حاکمه ، پناه بردن به خیانت و سازشکاری ست. عناصر و گروههایی که راهکارهای مسالمت آمیز در عرصه ی سیاست و پیروی از قواعد بازی دموکراتیک را تبلیغ می کنند خائن به آرمان های خلق و مبارزه هستند و مستحق مرگ و ترور می باشند.</p>
<p>تکیه این فرقه ستیزه جو در تاریخ فعالیت خود، بر مبارزه مسلحانه و نه گفتمان منطقی و اصلاح طلبانه است. استراتژی اساسی و همیشگی این فرقه در مسیر فعالیت هایش که تعمدا از آن با عنوان مبارزه یاد نمی کنیم- راهبرد حذف فیزیکی مخالفین و نیز اعضایی از خود که در میانه راه از همراهی با مشی مسلحانه و خشن فرقه انصراف دادند؛ بوده است.</p>
<p>در این مسیر و با اتکاء بر این استراتژی ده ها تن از اعضای این فرقه در سالهای قبل از سقوط رژیم پهلوی و نیز پس از آن حذف و به انحاء مختلف به قتل رسیدند.</p>
<p>یکی دیگر از راهبردهای اساسی این فرقه در سالیان حیات سیاسی اش، تکیه بر مشی ماکیاولیستی بوده و دقیقا بر همین اساس در نقاط حساس تاریخی حیات سیاسی خود به راحتی آرمان ها و شعارهای خود را زیر پا نهاده و بر خلاف آن عمل می کرد. چرا که به باور فرقه مجاهدین خلق &#8220;هدف وسیله را توجیه می کند&#8221;.</p>
<p>ازین رو در تاریخ تقریبا ۵۰ ساله عمر این فرقه مواضع متضاد و رفتارهای بوقلمون صفتانه متعددی را مشاهده میکنیم که بیان تک تک آنها مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.</p>
<p>رویکرد و اتخاذ جنگ مسلحانه به مثابه استراتژی و هم تاکتیک از سوی مجاهدین خلق در دو مقطع ۵۰ و ۶۰ شمسی پیامدهای مخرب و ویرانگری بر جامعه ایرانی و نیز تشکیلات مجاهدین داشت. انقلاب نوپای ایران که در معرض هجوم بیگانگان و ارتش تا دندان مسلح رژیم بعثی بود از سوی مجاهدین خلق نیز مورد یورش وحشیانه قرار گرفت. ترور کور و افسار گسیخته و درگیری سازمان یافته مسلحانه با نیروهای حامی انقلاب اسلامی ایران، روند دموکراتیزاسیون جامعه را دچار زیگزاگ و گاه پسرفت کرد و بی شک نقش ارتجاعی و ضد دموکراتیک مجاهدین خلق در تحولات اجتماعی و سیاسی پر واضح و حکایت تلخی از &#8220;چرخه دوزخی&#8221; بود که در آن گرفتار شدند.</p>
<p>اما در بحث های تئوریک و نظری نکته مهمی را میبایست مد نظر قرار داد. گروه ، سازمان و تشکیلاتی که ادعای مکتبی بودن می کند بی شک عملکرد و مواضع سیاسی آن از دو فاکتور &#8220;ایدئولوژی&#8221; و &#8220;شرایط عینی&#8221; تاثیر می گیرد. مکتب راهنمای عمل گروه است. در تعریف ، مکتب مجموعه هماهنگی از جهان بینی ، ایدئولوژی و استراتژی است که در یک رابطه ی ارگانیک قرار دارند و ایدئولوژی پایه و مبنای تعیین کننده ی استراتژی برای یک گروه مکتبی بشمار می آید.</p>
<p>دومین فاکتور تاثیرگذار در تعیین استراتژی ، تحلیل مشخص ، علمی و منطقی از شرایط ذهنی و عینی جامعه است. ارتباط بین دو فاکتور ایدئولوژی و تحلیل سیاسی از شرایط اجتماعی برای اتخاذ استراتژی ، بسیار تنگاتنگ و رابطه ای دیالکتیکی ست به مفهوم تاثیر پذیری متقابل و نه به معنای تضاد دیالکتیکی. به عبارتی ساده تر ، نوع و مکانیزم برداشت و تفسیر ما از ایدئولوژی و متون مکتبی و مذهبی و ماهیت قرائت ما از منابع ایدئولوژیک تاثیر انکارناپذیری بر شیوه و روش تحلیل ما از شرایط ذهنی و عینی جامعه دارد.</p>
<p>مجاهدین خلق از بدو پیدایی گروه تحت تاثیر آموزه های مارکسیسم – لنینیسم و شیدایی کودکانه به جنبش های چریکی چپ گرایانه در دهه ۶۰ میلادی در مسیر تکوین ایدئولوژیک و تدوین اسلام به مثابه ایدئولوژی راهنمای عمل ، دچار انحراف ایدئولوژیک شدند.</p>
<p>تفسیر و قرائت رحمانی و عقلانی از دین و مذهب که جوهره همه ادیان ابراهیمی ست جای خود را به برداشت های التقاطی ، پوزیتویستی ، دگم و ستیزه جویانه از تفکر توحیدی داد.</p>
<p>در واقع بنیانگذاران و کادرهای مرکزیت مجاهدین خلق در دهه ۴۰ شمسی حتی بدرستی دنباله رو دیدگاهها و نقطه نظرات حاملان اسلام انطباقی که مرحوم مهندس بازرگان و یدالله سحابی چهره های برجسته آن بودند و این جریان ریشه های تاریخی داشت که طنطاوی صاحب کتاب «الجواهر فی تفسیرالقرآن الکریم» از تئوریسین های شاخص آن بشمار می رفت ، نشدند.</p>
<p>اسلام مجاهدین قرائتی رادیکال و ستیزه جویانه از متون و منابع دینی بود که هیچ سنخیتی با پارادایم تفکر علمی در دنیای معاصر نداشت. آنان مارکسیسم را همچون نظریه پردازان شهیر مارکسیستی ، علم مبارزه می دانستند و از این متد و شیوه تفکر در تفاسیر و قرائت های خود از متون اسلامی بهره جستند در نتیجه به شکلی ناخودآگاه گرایش عمیقی به خشونت در اعماق ذهن رهبران و پیروان مجاهدین خلق ریشه دواند.</p>
<p>چون کادرهای ایدئولوژیک و سیاسی مجاهدین خلق متدولوژی مارکسیستی را به منظور تحلیل شرایط اجتماعی و تعیین استراتژی بکار بردند دچار &#8220;بیماری کودکی چپ روی&#8221; در عرصه تئوریک و عمل سیاسی شدند همان هشداری که لنین در جزوه خود از آن یاد کرد و پیروان احزاب کمونیستی را از این بیماری ویرانگر و انحرافات فرقه گرایانه و فرصت طلبانه بر حذر کرده بود.</p>
<p>از دیگر پیامدهای نگرش و تحلیل سیاسی و اجتماعی با پس زمینه آموزه های مارکسیستی مجاهدین خلق ، افتادن به ورطه &#8220;سکتاریسم&#8221; بود. در مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین خلق از ابتدای پی ریزی گروه، خصلت فرقه گرایی بسیار برجسته به نظر می رسید. آنها به دلایل امنیتی و حفظ بقاء و نیز کار ایدئولوژیک و سیاسی فشرده و تشکیلاتی ، بتدریج از واقعیت های اجتماعی ، شرایط عینی و نیز ساخت و ذهنیت جمعی جامعه ایرانی بیگانه شدند. به تعبیری گرایشات &#8220;شبه آنارشیستی&#8221; و &#8220;مارکسیستی&#8221; مجاهدین خلق، باعث شد تا آنها دنیای پیرامونی و محیط اجتماعی خود را همواره به سفید و سیاه تقسیم کنند. هر آن چه به غیر از &#8220;خود&#8221; آن هاست، در دنیای &#8220;سیاه&#8221; جای دارد. دنیای آن ها تخیلی و انتزاعی است. مجاهدین خلق که خود را یک گروه پیشرو تلقی می کردند برای رهایی توده ها (توده هایی که هیچگونه قرابتی و سنخیتی با آنان نداشتند) میبایست به استراژی قهرآمیز متوسل می شدند ، استراتژی ، تشکیل حکومت انقلابی و سرنگونی حکومت ضد انقلابی بود، و تا تحقق کامل این خواست مرکزی ، مجاهدین خلق خود را آغشته به هیچ عملی که خارج از این محدوده است، نباید کنند. هر آن چه غیر از این اتفاق افتد، به زعم آنان &#8220;اصلاح گرایی&#8221; و تمکین به بورژوازی و گرایش ضد انقلابی است.</p>
<p>این توهم باعث شد روز بروز مجاهدین به سمت &#8220;خشونت افسار گسیخته و ترور کور&#8221; گرایش پیدا کنند و از انگاره ها و مولفه های دنیای مدرن در مبارزه سیاسی و اجتماعی دور و دورتر شوند تا جایی که ذهن ستیزه جو ، جایگزین ذهن و شخصیت دموکراتیک در تشکیلات مجاهدین خلق شد.</p>
<p>حال مجاهدین خلق در کمپ اشرف 3 مستقر در کشور آلبانی با ایده ها و آموزه های متعلق به دهه 40 و 50 شمسی بسر می برند و اسیر در دنیای ذهنی خودساخته ای که کمترین سازگاری با دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک و انفجار اطلاعات ندارد.<br />
آیا مجاهدین خلق به حاشیه تاریخ تحولات پرشتاب اجتماعی رانده شده اند؟</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69165">مجاهدین خلق و چرخه دوزخی خشونت و ستیزه جویی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69165/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جنگ افروزی رجوی پس از آتش بس</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69147</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69147?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Jul 2026 08:27:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69147</guid>

					<description><![CDATA[<p>جنگی که رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام حسین به ایران تحمیل کرد، طولانی ترین جنگ کلاسیک قرن بیستم بود. این جنگ به طور رسمی از 31 شهریور 1359 آغاز شد و سازمان ملل در روز 29 مرداد 1367 با قطعنامه 598 پایان آن را اعلام کرد. ایران و عراق در سال 1369 و پیش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69147">جنگ افروزی رجوی پس از آتش بس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جنگی که رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام حسین به ایران تحمیل کرد، طولانی ترین جنگ کلاسیک قرن بیستم بود. این جنگ به طور رسمی از 31 شهریور 1359 آغاز شد و سازمان ملل در روز 29 مرداد 1367 با قطعنامه 598 پایان آن را اعلام کرد. ایران و عراق در سال 1369 و پیش از حمله عراق به کویت توافق رسمی صلح را امضا کردند و روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند. و از همان زمان کار تبادل اسرا از جانب هر دو طرف آغاز شد.</p>
<p>مسعود رجوی علیرغم تجاوز رژیم صدام به ایران ابتدا تجاوز نظامی عراق به ایران را محکوم و از هوادارانش خواست به جبهه های جنگ رفته و از خاک و تمامیت ارضی کشور دفاع کنند. ولی علیرغم این موضع گیری رسمی در سال 59 بصورت مخفیانه به پاریس رفت و در آنجا با واسطه دولت فرانسه با سفیر عراق در فرانسه دیدار و گفتگو کرد. در جریان این دیدار ضمن یک هماهنگی قرار شد که نیروهای مجاهدین خلق با اعلام جنگ مسلحانه بخشی از نیروهای نظامی ایران را در شهرها بخود مشغول کند و جبهه دیگری را در داخل کشور باز نماید.</p>
<p>بعد از بازگشت رجوی به ایران، در 30 خرداد سال 60 با اعلام جنگ مسلحانه و موجی از انفجارات و ترور مسئولین، جمهوری اسلامی را در دو جبهه بخود مشغول کرد. بعد از شکست ماجراجویی رجوی، در سال 63 عمده نیروهای وی کشته، زندانی و بخش دیگری هم به داخل خاک عراق و دامان صدام گریختند. در سال 65 مسعود رجوی به عراق وارد شد و رسما همکاری نظامی خود را در خاک این کشور با دولت صدام شروع کرد.</p>
<p>رجوی طی پیامی هدف از حضورش در خاک عراق را تشکیل ارتش و اتحاد عمل با رژیم صدام برای گسترش جنگ اعلام کرد. صدام حسین بعنوان حسن نیت نسبت به این اقدام رجوی 5 قرارگاه نظامی در شهرهای مختلف عراق در اختیار وی قرار داد و ارتش کوچکش را به انواع سلاح و نفربر زرهی و تانک مجهز کرد.</p>
<p>بعد از آموزش و آمادگی های نظامی نیروهای موسوم به ارتش آزادیبخش رجوی اقدام به انجام عملیات های نظامی مشترک با نیروهای نظامی صدام برعلیه نیروهای ایرانی نمود. که بزرگ ترین این اقدامات نظامی مشترک، عملیات آفتاب در فکه، عملیات چلچراغ در مهران و عملیات موسوم به چلچراغ در منطقه عمومی کرمانشاه بود. که منجر به شکست نیروهای رجوی و عقب نشینی بداخل خاک عراق بعد از تحمل هزاران کشته و زخمی گردید.</p>
<p>بعد از شکست این اقدام نظامی مشترک دولت صدام مجبور به پذیرش صلح شد. مسعود رجوی که از همان آغاز حمله نظامی صدام به ایران جمهوری اسلامی را مقصر اصلی شروع جنگ معرفی کرده بود تحلیل می کرد که رژیم ایران جنگ افروز و مخالف صلح است و تحلیل می کرد که صلح طناب دار رژیم ایران می باشد و جنگ شیشه عمر این رژیم است. برهمین اساس در کنفرانس ها و دیدارهایش بخصوص در مجامع عمومی و سازمان ملل بر اقدامات دیپلماتیک برای پایان جنگ و برقراری صلح مانور می داد. و در همین رابطه طرحی را بنام طرح صلح شورای ملی مقاومت بعنوان یک ابتکار صلح دوستانه ارائه داد. ولی پذیرش آتش بس از طرف ایران و آمادگی برای صلح از طرف ایران ماهیت رجوی را بخوبی در انظار جهانیان اشکار ساخت .</p>
<p>رجوی که در تمامی سالهای تجاوز رژیم صدام به ایران، جمهوری اسلامی را که برای معرفی متجاوز و پرداخت غرامت در سازمان ملل اصرار داشت، جنگ طلب و خود و رژیم صدام را خواهان صلح معرفی می کرد، بناگاه بعد از پذیرش آتش بس توسط ایران ماهیت واقعی خود را نشان داد و در یک اقدام نظامی مشترک با ارتش صدام به خاک ایران تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان که آن را عملیات سرنگونی جمهوری اسلامی نامید، حمله نمود.</p>
<p>رجوی که سالیان ایران را جنگ طلب و مخالف صلح می نامید با این اقدام ماهیت خود را برای مردم ایران و جهانیان افشا نمود. در این اقدام ماجراجویانه دیوانه وار تعدادی از سربازان و پرسنل نظامی ایران که بدنبال اعلام آتش بس در صدد بازگشت به نزد خانواده هایشان بودند جان خود را از دست دادند و به دیگر شهدای دفاع از میهن پیوستند واز طرف دیگر صدها نیروی بخت برگشته مجاهدین خلق هم در صحنه کشته و یا اسیر شدند. و این چنین رجوی ماهیت جنگ طلبانه خود و دشمنی اش را با صلح و مردم ایران نشان داد.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69147">جنگ افروزی رجوی پس از آتش بس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69147/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>میراث خشونت و مسئولیت تاریخی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69009</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69009?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jul 2026 04:37:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69009</guid>

					<description><![CDATA[<p>از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هر ارزیابی درباره‌ مجاهدین خلق، میراث خشونت سازمان‌یافته است. سازمان از اوایل دهه‌ ۱۳۶۰ به‌طور رسمی وارد فاز مسلحانه شد و این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برجای گذاشت. در ادبیات سیاسی، چنین الگویی را می‌توان نمونه‌ای از تقدم منطق قهر بر منطق گفت‌وگو دانست؛ الگویی که در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69009">میراث خشونت و مسئولیت تاریخی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هر ارزیابی درباره‌ مجاهدین خلق، میراث خشونت سازمان‌یافته است. سازمان از اوایل دهه‌ ۱۳۶۰ به‌طور رسمی وارد فاز مسلحانه شد و این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برجای گذاشت. در ادبیات سیاسی، چنین الگویی را می‌توان نمونه‌ای از تقدم منطق قهر بر منطق گفت‌وگو دانست؛ الگویی که در آن حذف فیزیکی رقیب و ایجاد رعب، جایگزین رقابت مشروع سیاسی می‌شود.</p>
<p>این میراث صرفاً به گذشته تعلق ندارد، بلکه در ارزیابی ادعاهای امروز نیز نقش تعیین‌کننده دارد. سازمانی که خود را مدعی دموکراسی معرفی می‌کند، ناگزیر باید نسبت خود را با گذشته‌ خشونت‌بارش روشن سازد. این امر مستلزم پذیرش مسئولیت، نقد صریح خطاهای راهبردی، و فاصله‌گیری آشکار از هر نوع منطق تروریستی است. در غیاب چنین بازنگری‌ای، ادعای دموکراسی به سطحی از شعار سیاسی تقلیل می‌یابد.</p>
<p>افزون بر این، ساختار درونی سازمان نیز خود یکی از دلایل تداوم این ابهام است. گزارش‌های متعدد از مناسبات بسته‌ی تشکیلاتی، کنترل شدید بر زندگی اعضا، و محوریت &#8220;رهبر عقیدتی&#8221; نشان می‌دهد که سازمان نه‌تنها در عرصه‌ بیرونی، بلکه درون خود نیز بر پایه‌ مناسبات سلسله‌مراتبی و اقتدارگرایانه عمل کرده است. در نتیجه، مسئله صرفاً خشونت بیرونی نیست، بلکه نحوه‌ تولید و بازتولید اطاعت در درون تشکیلات نیز اهمیت دارد.</p>
<p>تحولات سیاسی سال‌های بعد نشان داد که سازمان مجاهدین خلق، علی‌رغم همه‌ کوشش‌ها برای بازسازی چهره‌ خود، همچنان در حاشیه‌ سیاست رسمی باقی ماند. انتقال نیروها از عراق به آلبانی، کاهش نقش میدانی، و بهره‌گیری ابزاری برخی بازیگران خارجی از سازمان، همگی مؤید آن است که مجاهدین خلق نتوانست جایگاه پایدار و مستقلی بوجود آورد.</p>
<p>در سطحی عمیق‌تر، این ناکامی را باید نتیجه‌ فقدان بازاندیشی واقعی دانست. سازمانی که بدون پذیرش مسئولیت تاریخی، بدون نقد خشونت، و بدون اصلاح ساختار درونی، نمی‌تواند اعتماد سیاسی و اجتماعی تولید کند.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69009">میراث خشونت و مسئولیت تاریخی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69009/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نشست انجمن نجات آلبانی و نقد خشونت سازمان‌یافته در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68975</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68975?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jun 2026 05:34:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68975</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیلی بر نشست &#8220;از خشونت تا خودسوزی&#8221; این نشست که به مناسبت ۳۰ خرداد توسط انجمن نجات آلبانی برگزار شد، در اصل تلاشی بود برای بازخوانی یکی از بحث‌برانگیزترین فصل‌های تاریخ سازمان مجاهدین خلق؛ فصلی که از آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شروع می‌شود و تا رفتارهای فرقه‌ای، محدودسازی اعضا، قطع ارتباط با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68975">نشست انجمن نجات آلبانی و نقد خشونت سازمان‌یافته در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>تحلیلی بر نشست &#8220;از خشونت تا خودسوزی&#8221;</h3>
<p>این نشست که به مناسبت ۳۰ خرداد توسط <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68942">انجمن نجات آلبانی</a> برگزار شد، در اصل تلاشی بود برای بازخوانی یکی از بحث‌برانگیزترین فصل‌های تاریخ سازمان مجاهدین خلق؛ فصلی که از آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شروع می‌شود و تا رفتارهای فرقه‌ای، محدودسازی اعضا، قطع ارتباط با خانواده‌ها، و نهایتاً خودسوزی‌های سال ۲۰۰۳ ادامه پیدا می‌کند. بنابراین نشست فقط یک برنامه یادبود یا سیاسی نبود، بلکه کوششی بود برای پیوند دادن &#8220;تاریخ خشونت سازمان‌یافته&#8221; با نقض حقوق بشر در درون یک تشکل سیاسی.</p>
<h3>نقد خشونت به عنوان ابزار سیاست</h3>
<p>نخستین و مهم‌ترین پیام نشست این بود که هیچ هدف سیاسی نمی‌تواند خشونت را توجیه کند. در متن نشست، ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نه صرفاً به‌عنوان یک تاریخ، بلکه به‌عنوان نقطه آغاز یک مسیر پرهزینه معرفی شد؛ مسیری که در آن مبارزه سیاسی به سمت &#8220;مسلحانه‌کردن نزاع، حذف فیزیکی، و مشروع‌سازی خشونت&#8221; رفت.</p>
<p>در چنین خوانشی، برگزارکنندگان می‌کوشند نشان دهند که خشونت صرفاً یک تاکتیک گذرا نبود، بلکه به‌تدریج به بخشی از هویت و فرهنگ سیاسی سازمان تبدیل شد.</p>
<h3>تمرکز بر بعد انسانی و حقوق بشری</h3>
<p>برخلاف روایت‌هایی که معمولاً فقط بر جنبه سیاسی سازمان مجاهدین خلق تمرکز دارند، این نشست بر &#8220;حقوق اعضا&#8221; و &#8220;آسیب‌های انسانیِ ساختار درونی سازمان&#8221; تأکید داشت. مسائلی مانند:<br />
&#8211; محرومیت از ارتباط آزاد با خانواده،<br />
&#8211; محدودیت آزادی اندیشه و انتخاب،<br />
&#8211; فشار روانی و تشکیلاتی،<br />
&#8211; شهادت اعضای جداشده درباره فضای بسته درون سازمان،<br />
همگی نشان می‌دهند که نشست از سطح تحلیل سیاسی فراتر رفته و به &#8220;ابعاد فرقه‌گرایانه و ضدانسانی&#8221; سازمان پرداخته است.</p>
<h3>خودسوزی‌های ۲۰۰۳؛ نقطه اوج بحران درون‌سازمانی</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین بخش‌های نشست، اشاره به خودسوزی‌های پس از بازداشت مریم رجوی در فرانسه بود. این بخش از نظر تحلیلی بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد که بحران فقط در سطح بیرونی و در نسبت با دولت‌ها یا مخالفان سیاسی نبود، بلکه در سطحی عمیق‌تر، اعضای سازمان در وضعیتی قرار گرفته بودند که جان خود را در مسیر وفاداری تشکیلاتی از دست می‌دادند یا به خطر می‌انداختند!!<br />
این رخدادها در نشست به‌درستی به‌عنوان یکی از تکان‌دهنده‌ترین نشانه‌های &#8220;کنترل ایدئولوژیک و عاطفی شدید&#8221; در سازمان برجسته شده‌اند.</p>
<h3>نقش صدام حسین و مسئله مشروعیت سیاسی</h3>
<p>در متن نشست، همکاری مجاهدین خلق با رژیم صدام حسین در دوران جنگ ایران و عراق نیز مطرح شده است. این موضوع از نظر تاریخی و نمادین بسیار تعیین‌کننده است، زیرا یکی از عوامل اصلی تضعیف مشروعیت این سازمان در نگاه بخش بزرگی از افکار عمومی ایران همین همکاری بود.<br />
نشست با یادآوری این سابقه، استدلال می‌کند که سازمانی که مدعی آزادی و دموکراسی است، اگر در بزنگاه‌های تاریخی در کنار یک حکومت جنگ‌افروز قرار گرفته باشد، نمی‌تواند به‌سادگی خود را نماینده مردم معرفی کند.</p>
<h3>مسئله &#8220;کیش شخصیت&#8221; و &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221;</h3>
<p>یکی از نقاط مهم متن، اشاره به &#8220;کیش شخصیت&#8221; و &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; درون سازمان است. این دو مفهوم معمولاً به ساختارهایی اشاره دارند که در آن‌ها:<br />
&#8211; رهبر یا رهبران در جایگاهی فراتر از نقد قرار می‌گیرند،<br />
&#8211; اطاعت جایگزین گفت‌وگو می‌شود،<br />
&#8211; هویت فردی در هویت جمعیِ اجباری حل می‌گردد،<br />
&#8211; و هر نوع فاصله‌گیری از خط رسمی، به‌مثابه خیانت تلقی می‌شود.<br />
در چنین شرایطی، سازمان از یک تشکل سیاسی به سمت یک &#8220;ساختار بسته و فرقه‌مانند&#8221; حرکت می‌کند. نشست انجمن نجات آلبانی دقیقاً بر همین جنبه دست گذاشته است.</p>
<h3>تأکید بر خانواده‌ها و حق ارتباط</h3>
<p>یکی از انسانی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی آلدو سولولاری، تأکید بر &#8220;حق اعضا برای تماس آزاد با خانواده‌هایشان&#8221; است. این نکته از منظر حقوق بشر بسیار مهم است، زیرا حتی اگر فردی عضو یک تشکل سیاسی باشد، هیچ تشکیلاتی حق ندارد او را از &#8220;ارتباط با خانواده، حق انتخاب، و استقلال فردی&#8221; محروم کند.<br />
در اینجا نشست از سطح یک نزاع سیاسی عبور می‌کند و به یک مطالبه روشن حقوق بشری می‌رسد: حق دیدار، حق تماس، و حق انتخاب آزادانه.</p>
<h3>پیام نشست برای افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری</h3>
<p>نشست همچنین حامل یک پیام سیاسی-حقوق بشری روشن بود:<br />
&#8220;سازمان‌هایی که مدعی دموکراسی‌اند باید ابتدا در درون خود دموکراتیک باشند&#8221;.<br />
به همین دلیل، برگزارکنندگان از نهادهای اروپایی و به‌ویژه مقامات فرانسوی خواسته‌اند که صرفاً به وجه تبلیغاتی سازمان نگاه نکنند، بلکه گزارش‌ها و شهادت‌های مربوط به نقض حقوق بشر را هم جدی بگیرند.</p>
<p>نکته:<br />
در مجموع، این نشست را می‌توان تلاشی دانست برای:<br />
&#8211; بازخوانی یک تاریخ پرخشونت،<br />
&#8211; افشای سازوکارهای درونی یک سازمان بسته،<br />
&#8211; دفاع از حقوق اعضای جداشده و خانواده‌ها،<br />
&#8211; و هشدار نسبت به خطر افراط‌گرایی سیاسی.</p>
<p>عنوان &#8220;از خشونت تا خودسوزی&#8221; نیز دقیقاً همین مسیر را نشان می‌دهد:<br />
از &#8220;شروع خشونت سیاسی&#8221; تا &#8220;اوج فاجعه انسانی&#8221; که در قالب خودسوزی و نابودی فردی بروز می‌کند.<br />
به این ترتیب، نشست بیش از آنکه صرفاً یک مراسم یادبود باشد، یک &#8220;بیانیه انتقادی علیه خشونت ایدئولوژیک و نقض کرامت انسانی&#8221; بود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68975">نشست انجمن نجات آلبانی و نقد خشونت سازمان‌یافته در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68975/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 08:06:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ لیبرتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68922</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها مصادف با یکی از حملات موشکی به کمپ لیبرتی است. این کمپ در نزدیکی فرودگاه بغداد، کمپ نظامیان آمریکایی بود که برای مدت زمان محدودی گروه مجاهدین خلق را در آن اسکان دادند. کمپ لیبرتی به &#8221; کشتارگاه&#8221; یا &#8220;تله مرگ&#8221; معروف بود زیرا از روزی که پای مجاهدین به این کمپ باز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922">خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها مصادف با یکی از حملات موشکی به کمپ لیبرتی است. این کمپ در نزدیکی فرودگاه بغداد، کمپ نظامیان آمریکایی بود که برای مدت زمان محدودی گروه مجاهدین خلق را در آن اسکان دادند.</p>
<p>کمپ لیبرتی به &#8221; کشتارگاه&#8221; یا &#8220;تله مرگ&#8221; معروف بود زیرا از روزی که پای مجاهدین به این کمپ باز شد اوضاع نه تنها خوب نشد بلکه بدتر از قبل هم شد. رجوی می‌گفت این موشک باران ها کار حکومت جمهوری اسلامی است ولی به اسم &#8220;معارضین عراقی&#8221; انجام می‌گیرد، ما هم می‌گفتیم چه فرقی می‌کند که چه کسی می‌&#x200d;‌زند؟ مهم این است که ما در حال جان دادن و جان باختن هستیم.</p>
<p>اعضای مجاهدین خلق که زندگی در لیبرتی را تجربه کرده‌اند، می‌دانند که زندگی در آنجا هیچ تفاوتی با زندگی در جهنم نداشت. کمپی که از ابتدای استقرار مجاهدین با حملات موشکی معارضین مواجه بود. اینکه چرا مسعود رجوی قبول کرد که به این کمپ برود خود جای سوال دارد. او می‌دانست که این کمپ که قبلا در دست نیروهای آمریکایی بود و مورد هجوم قرار می‌گرفت. دائما عملیات های موشکی بر علیه آن انجام می‌گرفت. این عملیات‌ها توسط عراقی‌های مخالف حضور آمریکایی‌ها در عراق انجام می‌شد.</p>
<p>کمپ لیبرتی که بعدها رجوی بر روی آن اسم &#8220;اشرف 2&#8221; گذاشت، تبدیل به یک تله مرگبار شده بود، این را نه تنها از بیرون تشکیلات می‌گفتند بلکه اعضای سازمان هم ورد زبانشان شده بود که &#8220;ما به کشتارگاه آمده ایم&#8221;. خودم بارها در فاکت‌های عملیات جاری که بصورت روزانه خوانده می‌شد تناقضم را بیان می‌کردم که اینجا محل دفن ما شده است. چرا باید به اینجا می‌آمدیم؟ قرارگاه اشرف هر چند دیگر مانند سابق جای آرام و دنجی نبود ولی هر چه بود از کمپ لیبرتی خیلی بهتر بود.</p>
<p>کمپ لیبرتی تماماً کانتینر و کانکس بود که مجاهدین با واژۀ &#8220;بنگال&#8221; از آن ها نام می‌بردند. به همین دلیل هیچ جای امنی وجود نداشت که در آن پناه بگیریم زیرا کانکس‌ها تماما از جنس پنل و چوب بودند که بشدت آسیب پذیر بودند. رجوی که این نگرانی را بین اعضای تشکیلات می‌دید مانند همیشه وعده می‌داد. مدام می‌گفت که از آمریکایی‌ها و عراقی‌ها و کمیساریای پناهندگان قول مساعد گرفته که برایمان سنگرهای بتونی بیاورند ولی تعداد محدودی سنگر آورده شد و بسیاری نمی‌توانستند به هنگام حملات موشکی جان بدر ببرند. تقریبا ماهی یک عدد حمله بود که عمدتاً شب‌ها انجام می‌شد. وقتی هم که از یک ماه می‌گذشت ما بین خودمان به شوخی می‌گفتیم که نگران شدیم، چرا نمی‌زنند!؟</p>
<p>براستی جهنم بود. یادم نمی آید که یک بار من در آن خراب شده براحتی دوش گرفته باشم. حمام رفتن اغلب افراد زیر پنج دقیقه بود زیرا ممکن بود هر لحظه موشک برخورد کند و در حمام تکه پاره بشویم. خیلی از موشک‌ها که به داخل کمپ اصابت می‌کرد علاوه بر ترکش دارای موج انفجارهای شدید بودند که باعث تلفات بیشتر می‌شد. من شاهد جنازه‌هایی بودم که اعضای بدن فرد از هم گسسته بود؛ بعضا باید تکه پاره آدمها را جمع می‌کردیم. یکی از نفرات بود که بعد از حمله موشکی قابل شناسایی نبود زیرا سرش کاملا از بدنش جدا شده و به در و دیوار کانکس‌ها پاشیده بود. مدتی طول کشید تا این جسد شناسایی شود.</p>
<p>روزی که از کمپ لیبرتی می‌رفتم بخودم گفتم هرگز برای اینجا دلتنگ نخواهم شد و برعکس هر گاه که اسمش بیاید تماما وجودم درد خواهد گرفت. این شرایط سخت و خطرناک را در شرایطی تحمل می‌کردیم که شبانه روز تحت نظارت دیکتاتوری رجوی زندگی میکردیم و روزانه باید در نشست‌های گروهی تحت فشار روانی قرار می‌گرفتیم.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922">خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68922/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۳۰ خرداد ۱۳۶۰؛ طرح یک تراژدی سیاسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68895</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68895?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 06:25:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68895</guid>

					<description><![CDATA[<p>فراتر از یک واقعه تاریخی رویداد ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در تاریخ معاصر ایران، فراتر از یک درگیری مسلحانه یا یک بحران سیاسی گذرا، نشانگر یک &#8220;گسست معرفتی&#8221; در مواجهه با قدرت است. در حالی که کشور با تهدیدات خارجی و بحران‌های بنیادین روبه‌رو بود، یکی از جریان‌های اپوزیسیون، به‌جای اتخاذ رویکردهای ساختارساز و مدنی، راهبرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68895">۳۰ خرداد ۱۳۶۰؛ طرح یک تراژدی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>فراتر از یک واقعه تاریخی</h3>
<p>رویداد ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در تاریخ معاصر ایران، فراتر از یک درگیری مسلحانه یا یک بحران سیاسی گذرا، نشانگر یک &#8220;گسست معرفتی&#8221; در مواجهه با قدرت است. در حالی که کشور با تهدیدات خارجی و بحران‌های بنیادین روبه‌رو بود، یکی از جریان‌های اپوزیسیون، به‌جای اتخاذ رویکردهای ساختارساز و مدنی، راهبرد &#8220;تخریب برای تصاحب&#8221; را برگزید. این مقاله بر آن است تا با نگاهی به پارادایم‌های مدرن علوم سیاسی، نشان دهد که چگونه اتخاذ استراتژی خشونت‌محور و نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی، منجر به تبدیل شدن یک جریان سیاسی به یک &#8220;عامل بی‌ثبات‌ساز&#8221; و در نهایت، دچار انزوای تاریخی شد.</p>
<h3>پارادوکس مشروعیت: تضاد میان سلاح و اجماع اجتماعی</h3>
<p>در نظریات مدرن حکمرانی و دموکراسی، مشروعیت یک نهاد یا جریان، مستقیماً از میزان &#8220;اجماع اجتماعی&#8221; و &#8220;پذیرش قاعده‌مند&#8221; ناشی می‌شود. استراتژی مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۰، بر پایه این فرض نادرست استوار بود که می‌توان با ایجاد بحران و توسل به خشونت، به‌جای جلب حمایت جامعه، آن‌ها را به سمت یک &#8220;بدیل پیش‌ساخته&#8221; سوق داد.<br />
این رویکرد، با مفهوم &#8220;مشروعیت دموکراتیک&#8221; در تضاد بنیادین است. در حالی که دموکراسی بر پایه اقناع، رقابت آزاد و پذیرش اراده عمومی بنا شده، استراتژی مسلحانه این سازمان، تلاش برای تحمیل اراده‌ای از طریق &#8220;ترس و ناامنی&#8221; بود. این سوءفهم از ماهیت قدرت، باعث شد که این جریان نتواند از سرمایه اجتماعی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند و در عوض، با ایجاد شکاف میان اپوزیسیون و جامعه، خود را به یک موجودیت منفک از واقعیت تبدیل نماید.</p>
<h3>استراتژی &#8220;بحران‌سازی&#8221; در برابر مسئولیت سیاسی</h3>
<p>یکی از ارکان اصلی تحلیل این دوره، بررسی تفاوت میان &#8220;کنشگر سیاسی مسئول&#8221; و &#8220;عامل بحران‌ساز&#8221; است. در دوران بحرانی مانند زمان جنگ با عراق، وظیفه یک نیروی سیاسی معتبر، ارائه راهکارهای جایگزین برای پایداری ملی و حفظ حاکمیت است. اما مجاهدین خلق، با اتخاذ سیاست‌های ستیزه‌جویانه و بی‌رویه، به‌جای تلاش برای ترمیم آسیب‌های ملی، بر تشدید تنش‌های داخلی تمرکز کردند.</p>
<p>این رفتار، از منظر علوم سیاسی، نوعی &#8220;سوداگری سیاسی بر رنج عمومی&#8221; تلقی می‌شود. وقتی یک جریان، بحران‌های ملی را نه ابزاری برای حل مسئله، بلکه فرصتی برای صعود از طریق بی‌ثبات‌سازی تفسیر می‌کند، از دایره &#8220;کنشگری سیاسی&#8221; خارج شده و به حوزه &#8220;تخریب‌گری ساختاری&#8221; وارد می‌شود. این رویکرد نه تنها منجر به شکست استراتژیک شد، بلکه اعتبار هرگونه مطالبه سیاسی را در میان افکار عمومی فرسود.</p>
<h3>انزوای شناختی و شکست در بازنمایی واقعیت</h3>
<p>یکی از پیامدهای طولانی‌مدت تصمیمات ۳۰ خرداد، ورود سازمان به وضعیتی موسوم به انزوای شناختی (Cognitive Isolation) بود. سازمان با نفی بازخوردهای جامعه و جایگزین کردن آن‌ها با تحلیل‌های ایدئولوژیک و تک‌بعدی، از درک واقعیت‌های اجتماعی ایران بازماند.<br />
این انزوا زمانی شدت گرفت که سازمان، به‌جای اصلاح مسیر بر اساس واکنش‌های عمومی، به متهم کردن جامعه و دولت به «بی‌تفاوتی» یا «هم‌دستی» روی آورد. این فرآیند، سازمان را از یک بازیگر سیاسی که ادعای نمایندگی داشت، به یک &#8220;اتاق پژواک&#8221; تبدیل کرد؛ جایی که تنها صدای خودشان را می‌شنیدند و هرگونه واقعیتِ مخالف، به عنوان تهدید یا خیانت تلقی می‌شد. در نتیجه، این جریان توانایی خود را برای برقراری پیوند با توده‌های مردم از دست داد.</p>
<h3>هزینه اخلاقی و انحطاط از سیاست به تروریسم</h3>
<p>در دنیای مدرن، مرز میان &#8220;مقاومت سیاسی&#8221; و &#8220;تروریسم&#8221; بر پایه دو معیار &#8220;هدف&#8221; و &#8220;ابزار&#8221; ترسیم می‌شود. استفاده از عملیات‌های انتحاری، بمب‌گذاری در اماکن عمومی و ترورهای هدفمند، از سوی جامعه جهانی و منطق دموکراتیک، به عنوان اقدامات غیرقانونی و خارج از چارچوب سیاست شناخته می‌شود.</p>
<p>مجاهدین خلق با انتخاب &#8220;خشونت بی‌رویه&#8221; به عنوان ابزار اصلی، هزینه اخلاقی سنگینی را پرداخت کردند که تا به امروز جبران‌ناپذیر است. این انتخاب، نه تنها از نظر کارکردی منجر به رسیدن به قدرت نشد، بلکه باعث شد که این سازمان از یک «رقیب سیاسی» به یک «مسئله امنیتی» تبدیل شود. در واقع، آن‌ها با انتخاب ابزار خشونت، خود را از چرخه گفتگوهای سیاسی حذف کرده و به مسیری رفتند که تنها به انزوا و بدنامی ختم می‌شد.</p>
<h3>تاریخ برای آینده</h3>
<p>واقعه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نشان می‌دهد که هیچ قدرتی نمی‌تواند بر پایه تخریب، ترور و بی‌اعتمادی به جامعه بنا شود. تاریخ ثابت کرده است که مشروعیت، از میان درگیری‌های مسلحانه و عملیات‌های تروریستی متولد نمی‌شود، بلکه از دلِ مشارکت مدنی، احترام به حقوق بشر و پذیرش قواعد رقابت منصفانه بیرون می‌آید.</p>
<p>برای جریان‌های سیاسی که ادعای تغییر دارند، درس بزرگ این روز آن است: اگر می‌خواهید نماینده مردم باشید، باید ابتدا منطق مردم و ارزش‌های زندگی جمعی را به رسمیت بشناسید. هرگونه تلاش برای صعود از طریق آسیب زدن به پیکره جامعه، تنها به تولید هویت‌های منزوی و شکست‌های تاریخی منجر خواهد شد.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68895">۳۰ خرداد ۱۳۶۰؛ طرح یک تراژدی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68895/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عمليات چلچراغ؛ روایت خیانت مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68889</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68889?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 04:38:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات چلچراغ]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68889</guid>

					<description><![CDATA[<p>بیست و هشتم خرداد، برای ملت ایران تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ سالروز یکی از تلخ‌ترین خیانت‌های تاریخ معاصر است. روزی که گروه تروریستی مجاهدین خلق(سازمان مجاهدین خلق)، با نام فریبنده &#8220;ارتش آزادی‌بخش ملی&#8221;، در اوج جنگ تحمیلی و با پشت گرمی کامل دیکتاتور بعثی عراق، به شهر مرزی مهران یورش بردند. این یورش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68889">عمليات چلچراغ؛ روایت خیانت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بیست و هشتم خرداد، برای ملت ایران تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ سالروز یکی از تلخ‌ترین خیانت‌های تاریخ معاصر است. روزی که گروه تروریستی مجاهدین خلق(سازمان مجاهدین خلق)، با نام فریبنده &#8220;ارتش آزادی‌بخش ملی&#8221;، در اوج جنگ تحمیلی و با پشت گرمی کامل دیکتاتور بعثی عراق، به شهر مرزی مهران یورش بردند. این یورش نمایشی آشکار از ذوب شدن کامل استراتژی مسعود رجوی در ارتش صدام و تبدیل شدن به مزدوری مطیع برای همسو شدن با دشمنان این مرز و بوم بود. اکنون و در جریان دادگاه رسیدگی به اتهامات این گروه، پرده از ابعاد پنهان این جنایت برداشته شده و صدای مظلومیت خانواده شهدا، طنین‌انداز شده است. این یادداشت، روایتی است از آنچه در عملیات &#8220;چلچراغ&#8221; گذشت، آنگونه که در اسناد و شهادت‌ها ثبت شده و ننگی است که هرگز از پیشانی مجاهدین خلق پاک نخواهد شد.</p>
<h3>هماهنگی کامل با دشمن؛ مزدورهای در خدمت صدام</h3>
<p>آنچه عملیات چلچراغ را از سایر جنایات مجاهدین خلق متمایز می‌کند، نه صرفاً شدت خشونت، که ماهیت کاملاً هماهنگ و وابسته آن با دشمن بعثی است. همان‌گونه که وکیل شکات در چهلمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان در دادگاه به صراحت اعلام کرد، این گروه در حالی که ایران با یک &#8220;دولت متخاصم&#8221; (عراق بعثی) در جنگ بود، با همان دولت متخاصم همکاری نظامی همه‌جانبه کرد. شهادت علی اکرامی، یکی از اعضای جداشده، زوایای این همکاری را روشن می‌سازد؛ از جلسات محرمانه یک ماه قبل از عملیات با فرماندهان عالیرتبه عراق در پایگاه سعادتی تا حضورش در ستاد روابط خارجی مجاهدین خلق در بغداد و آگاهی از ملاقات‌های سه‌ماهه رجوی با مسئول مخابرات صدام برای هماهنگی درخواست‌های مالی و تجهیزاتی.</p>
<p>شاهد دیگر این دادگاه، سرهنگ ابوالقاسم شاکری، روایت می‌کند که در شب عملیات، آتش سنگینی از سوی توپخانه و کاتیوشاهای عراق بر سر نیروهای ایرانی ریخته شد و منطقه را به روشنی روز تبدیل کرد. او به درستی می‌گوید که بعید است مجاهدین خلق چنین سلاح‌هایی در اختیار داشته باشند. در واقع، این صدام بود که با تجهیز تیپ‌های مجاهدین خلق به تانک‌های &#8220;تی‌۵۵&#8221;، نفربرهای زرهی و توپ‌های سنگین و حتی بمباران شیمیایی منطقه، نقش &#8220;حامی و فرمانده عملیات&#8221; را ایفا کرد و رجوی تنها نقش یک &#8220;سرباز صفر&#8221; را بازی می‌کرد. آنچنان که ایرج صالحی، دیگر عضو جداشده، در دادگاه اعتراف کرد، صدام مأموریت را به رجوی واگذار کرد و رجوی برای خوش‌خدمتی، حتی جان نیروهایش را به خطر انداخت. این همکاری چنان عمیق بود که پس از تصرف مهران، مناطق اشغالی تحویل ارتش عراق داده می‌شد و مجاهدین خلق عقب‌نشینی می‌کردند؛ مصداق بارز &#8220;ذوب شدن&#8221; در ارتش صدام.</p>
<h3>جنایتی فراتر از یک اشغال؛ به شهادت رساندن صدها ایرانی</h3>
<p>عملیات چلچراغ، در ۲۸ و ۲۹ خرداد ۱۳۶۷، به اشغال یک شهر خالی از سکنه منجر نشد؛ بلکه به فاجعه‌ای خونین تبدیل شد که در آن، بر اساس اعلام وکیل شکات در دادگاه، بیش از صدها ایرانی به شهادت رسیدند و ۱۵۰۰ نفر نیز به گروگان گرفته شدند. این آمار، ابعاد وسیع جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد و امنیت ملی را نشان می‌دهد که از مصادیق بارز &#8220;افساد فی‌الارض&#8221; و &#8220;محاربه&#8221; به شمار می‌رود.</p>
<p>شهادت‌های ملموس از میدان نبرد، تصویر دیگری از این فاجعه را ترسیم می‌کند. محمد مهدیزاده، رئیس بازرسی تیپ تکاور ارتش در منطقه سومار، از دیدن جنازه‌های بی‌دفاع مردم عادی در مهران سخن می‌گوید که با تیر خلاص به قتل رسیده بودند. او از زنان و کودکانی می‌گوید که به دست مجاهدین خلق کوردل شهید شدند. این در حالی است که مجاهدین خلق خود را &#8220;آزادی‌بخش&#8221;! معرفی می‌کنند، در حالی که عملاً با اهداف غیرنظامیان و ایجاد رعب و وحشت، دقیقاً در چارچوب تعاریف بین‌المللی از گروه‌های تروریستی قرار می‌گیرند. دادخواهی خانواده شهدا، مانند برادر شهید عیسی اکبرزاده که با ۲ ماه مانده به پایان خدمت در عملیات آفتاب به شهادت رسید و یا خواهر شهید رضا هداوندخانی که از سران مجاهدین خلق تقاضای قصاص دارد، گوشه‌ای از تألمات روحی و مادی وارده بر هزاران خانواده ایرانی است.</p>
<h3>نقش &#8220;جبهه داخلی&#8221; برای دشمن خارجی؛ شعار امروز مهران، فردا جهنم</h3>
<p>هدف استراتژیک مجاهدین خلق از این عملیات، صرفاً تبلیغاتی بود تا با شعار &#8220;امروز مهران، فردا تهران&#8221;، خود را به عنوان &#8220;تنها آلترناتیو&#8221; نظام جمهوری اسلامی به حامیان خارجی معرفی کند. اما هدف نظامی و هماهنگ‌شده با حزب بعث عراق، ایجاد یک جبهه داخلی برای مشغول‌سازی بخشی از نیروهای ایرانی و خالی‌کردن جبهه‌های اصلی جنگ علیه عراق بود. علی اکرامی، با اشاره به اظهارات رجوی مبنی بر اینکه کشتن سربازان ایرانی که حتی دو ماه به پایان خدمتشان مانده، &#8220;هدیه‌ای برای مردم&#8221; است، عمق توحش و کینه‌توزی این گروه را آشکار می‌کند. این سخنان، تناقض آشکار با هرگونه ادعای آزادی‌بخشی یا ملی‌گرایی دارد.</p>
<p>اما توهم رجوی و سران حزب بعث، بیش از سه ماه دوام نیاورد. سرمستی آنها از موفقیت در عملیات چلچراغ و آفتاب، در حالی بود که ارتش و سپاه اسلام با روحیه‌ای مضاعف، خود را برای پاسخ آماده می‌کردند. نماینده ارتش در دادگاه به درستی خاطرنشان کرد که شعار &#8220;امروز مهران، فردا تهران&#8221;، در واقع به &#8220;امروز مهران، فردا جهنم&#8221; بدل شد. فروغ جاویدان و به‌ویژه عملیات غرورآفرین مرصاد، پوتین‌های تکبر رجوی را بر هم کوبید و نشان داد که مردم و رزمندگان ایران، در برابر خیانت و تجاوز، به خوبی &#8220;از میهن خود دفاع&#8221; کرده و دشمن را مأیوس می‌کنند؛ همانگونه که مهدیزاده تأکید کرد که ارتش قدرت اصلی خود را در مرصاد نشان داد و ضربه سنگینی بر پیکر مجاهدین خلق وارد کرد و صبر و پیگیری قانونی خانواده‌های شهدا و اقدام قوه قضائیه برای توقیف اموال این گروه و پیگیری حقوقی خسارت‌های دو میلیارد دلاری وارده، نوید روزی را می‌دهد که عدالت، هرچند دیر، گریبانگیر سران این گروه تروریستی خواهد شد. یادمان باشد که اگر مجاهدین خلق نبودند، دشمن بعثی هیچ‌گاه نمی‌توانست بر قلب مهران چنگ بیندازد، و این ننگ تا ابد بر دامان آنان باقی است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68889">عمليات چلچراغ؛ روایت خیانت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68889/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کودتای 30 خرداد 60 مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 08:08:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68880</guid>

					<description><![CDATA[<p>سابقه امر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا اواخر سال 59، نزاع و درگیری های برنامه ریزی شده سازمان مجاهدین خلق با نهادهای جمهوری اسلامی به تدریج بیشتر شد و سرانجام از وضعیت نیمه مخفی به اختفا و پنهان کاری کامل درآمد. در پایان این دوره مسعود رجوی و همدستانش با عجله [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880">کودتای 30 خرداد 60 مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>سابقه امر</h3>
<p>پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا اواخر سال 59، نزاع و درگیری های برنامه ریزی شده سازمان مجاهدین خلق با نهادهای جمهوری اسلامی به تدریج بیشتر شد و سرانجام از وضعیت نیمه مخفی به اختفا و پنهان کاری کامل درآمد. در پایان این دوره مسعود رجوی و همدستانش با عجله و سرعتی تمام، نیات پنهان داشته خود را آشکار کردند و جنگ مسلحانه ای را که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در تدارک آن بودند، آغاز نمودند.</p>
<p>جدی‎د ترین تاکتیک سازمان، برای آماده سازی زمینه براندازی حاکمیت جمهوری اسلامی، &#8220;نفوذ&#8221; در نهادهای حساس و تعیین کننده نظام، از قبیل دادسراهای انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران و کمیته های انقلاب اسلامی، وزارت‎خانه های مهم، ریاست جمهوری، نخست وزیری و شورای عالی امنیت ملی کشور بود. خط نفوذ سازمان از متقن ترین نشانه هایی است که بر اهداف براندازانه این تشکیلات از همان روزهای نخست گواهی می‎دهد.</p>
<p>به دلیل تجاوز دشمن خارجی در سال 1359 و به علت اعزام نیروهای کمیته و سپاه و مردم داوطلب به جبهه ها و کاهش اهمیت مسایل مربوط به امنیت داخلی در افکار عمومی، محدودیت‎های اجتماعی و مردمی در شهرها برای فعالیت مخرب گروه‎هایی مانند سازمان مجاهدین خلق کاهش یافت.</p>
<p>دستگیری و محاکمه محمدرضا سعادتی به عنوان اولین پرونده جاسوسی در جمهوری اسلامی، و سفر مخفیانه رجوی به فرانسه و ارتباط گیری با عراق قبل از جنگ، و نیز برخورد منفعلانه و بازدارنده سازمان مجاهدین خلق در برابر تجاوز دشمن بعثی، تا این مقطع به خوبی نشان می داد که سازمان مجاهدین خلق قصد سرنگونی جمهوری اسلامی با کمک بیگانگان را دارد.</p>
<h3>کودتای مسلحانه نافرجام 30 خرداد 1360</h3>
<p>از صبح روز شنبه ۳۰ خرداد 60، اخبار ضد و نقیضی از تحرک مجاهدین خلق به دست می‌رسید. نیروهای بسیج در چهارراه سی‌متری نارمک و جاهای دیگر مستقر شده بودند تا از درگیری‌های احتمالی جلوگیری کنند. هواداران مجاهدین خلق بر اساس برنامه ریزی های قبلی به خیابان ها ریخته بودند و امکان کودتا وجود داشت. با اوضاع و احوالی که در دو سه ماه اخیر به وجود آمده بود، هیچ بعید نبود که مجاهدین خلق با پنهان شدن پشت بنی‌صدر، علیه جمهوری اسلامی کودتا کنند.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق، حرکت مسلحانه 30 خرداد سال 1360 را گذار از فاز سیاسی به فاز نظامی و سرآغاز مبارزه مسلحانه نامیده است که به بهانه اعتراض به بررسی کفایت بنی صدر به عنوان رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی به دنبال نامه 120 تن از نمایندگان مجلس صورت گرفت. حال آنکه اجرای یک کودتا جهت براندازی نظام تدارک دیده شده بود.</p>
<p>سازمان در شرایطی در 30 خرداد سال 60 اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نوپا را براه انداخت که نیروهای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع تجاوز خارجی بودند و بخش هایی از کشور در اشغال نیروهای نظامی رژیم بعث عراق تحت حاکمیت صدام حسین قرار داشت.</p>
<p>در قوانین تمام کشورها، شرایط دوران جنگ تعریف خاص خودش را پیدا می کند و جرائم ارتکابی خصوصاً اگر سازمان یافته باشند نیز بار متفاوت و مجازات متفاوتی دارد. اگر عملکرد مسعود رجوی به عنوان سرکرده یک سازمان سیاسی – نظامی در برابر تجاوز دشمن (تا همان مقطع 30 خرداد 60) در قوانین هر کشوری مورد بررسی قرار گیرد، به جز خیانت آشکار به کشور در زمان جنگ که اشد مجازات را به همراه دارد، عنوان دیگری نمی تواند داشته باشد.</p>
<p>لازم به ذکر است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا و اسرائیل و کلاً غرب برخورد خصمانه ای با جمهوری اسلامی ایران داشته و توطئه ها و کودتاهای متعددی را تدارک دیدند. همچنین مشهود بود که غرب از عراق در جنگ با ایران حمایت سیاسی و لجستیکی و اطلاعاتی می کرد و در مقابل، ایران تحت شدیدترین تحریم ها قرار داشت. بنابراین اقدامات ضد امنیتی مجاهدین خلق آشکارا به عنوان همدستی با دشمن در شرایط جنگ محسوب می گردد. این همدستی بعداً بسیار آشکارتر گردید.</p>
<p>این سازمان تلاش داشت تا در هماهنگی با رژیم بعث عراق، که قرارهای آن از قبل در پاریس گذاشته شده بود، در حالی که تمام نیروهای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع نیروی متجاوز خارجی و مسائل داخلی بودند اقدام به کودتا نماید. این اقدام قرار بود با عملیات تروریستی 7 تیر و 8 شهریور و ترورهای متعدد جهت تضعیف کنترل نظام تکمیل گردد و سپس با حرکات بعدی مشابه 30 خرداد کار نظام نوپا و تضعیف شده جمهوری اسلامی که فاقد دستگاه امنیتی بود را یکسره کند، اما این کودتا به صورت کامل شکست خورد و نافرجام ماند.</p>
<h3>مقایسه تطبیقی با طراحی کودتای نافرجام سال گذشته</h3>
<p>مشابهت این کودتای نافرجام با اغتشاشات 18 و 19 دی ماه سال 1404، و متعاقبا اقدامات تروریستی روی رهبری و مسئولین رده بالای لشکری و کشوری نظام در 9 و 10 اسفند، و امید به تداوم اغتشاشات بعدی در حالی که نظام تضعیف شده است، قابل توجه می باشد که از همان روش برای کودتا استفاده شده و لذا آبشخور و سرمنشأ همان است.</p>
<p>بررسی تطبیقی وقایع سال 1360 با شرایط سال گذشته نشان می دهد که این بار دشمنان ایران و ایرانی، از آنجا که دیگر خبری از صدام حسین و مسعود رجوی نبود و هر دو به تاریخ پیوسته و از صحنه حذف شده بودند، به ناچار از پشت صحنه بیرون آمده و اقدامات جنگی و تروریستی و اغتشاشات داخلی را تماماً خود رأسا به عهده گرفته اند.<br />
سناریو همان، و برنامه همان بود، فقط جای صدام و رجوی خالی بود که ترامپ و نتانیاهو اجباراً آن را خود پر کردند و با گره زدن سه عنصر &#8220;جنگ خارجی&#8221; و &#8220;اغتشاشات داخلی&#8221; و &#8220;ترور مسئولین&#8221; تلاش نمودند تا عیناً همان برنامه کودتا را پیش ببرند که خوشبختانه به یمن هوشیاری و پایداری ملت و مسئولین و رشد و ارتقای کیفی نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی باز هم شکست خوردند.</p>
<p>سال گذشته دشمن با هدف نابودی نظام یا به تسلیم مطلق وادار کردن آن مجدداً بخت خود را همچون سال 60 آزمایش کرد. اما این بار هم مثل همان سال شکست خورد و طرفی نبست و این کودتا نیز نافرجام ماند و دشمن به ناچار به تسلیم و توافق تن داد.</p>
<p>پر واضح است و کسی تردید ندارد که دشمن در موازنه قوای فعلی اجباراً تن به این توافق داده و هر زمان احساس کند که این توازن قدرت تغییر کرده است مجدداً به اجرای اهداف پلید و شوم خود اقدام خواهد کرد. بعید نیست که دشمن به اندازه کافی ادب نشده باشد و باز هم در آینده بخواهد بخت خود را آزمایش کند.</p>
<p>عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880">کودتای 30 خرداد 60 مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68880/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
