<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اعضاء جداشده از فرقه رجوی - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%d8%a7%d8%b9%d8%b6%d8%a7%d8%a1-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/اعضاء-جداشده-از-فرقه-رجوی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 29 Sep 2026 08:45:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>اعضاء جداشده از فرقه رجوی - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/اعضاء-جداشده-از-فرقه-رجوی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69705</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69705?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2026 08:45:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69705</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69705">ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان تولید کرده بودیم منتقل کردیم. بلافاصله کار را شروع کردیم. زمان ناهار چند نفری که دور هم کار می‌کردیم دور یک میز نشستیم. استاد کارم من را معرفی کرد و گفت که او ایرانی است و مثل من کار می‌کند. سپس درباره وضعیت زندانیان زندان مخوف اشرف توضیح داد. برادر صاحبخانه با تعجب پرسید: کجا مستقر هستند؟ استاد کارم گفت: در کمپ مانز. سرتیم یک تیم دیگر گفت: من یادم افتاد پلیس به آنجا حمله کرد و تعداد زیادی از کامپیوترهایشان را برد.</p>
<p>وضعیت زندگی در کمپ مانز، وضعیت تماس با خانواده و تلفن را وقتی توضیح دادم، نفراتی که در آنجا نشسته بودند گفتند که امکان ندارد ما بتوانیم چنین وضعیتی را تحمل بکنیم؛ باید به مراجع قانونی و دولت آلبانی اطلاع داد تا رسیدگی کنند.</p>
<p>صاحب خانه از من پرسید: من شنیده بودم در ایران کاتولیک‌ها مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. من یک کاتولیک هستم. گفتم: آیا به چشم خودتان دیدید؟!</p>
<p>و بلافاصله عکس کلیسا‌های کاتولیک و اجرای مراسم توسط هموطنان مسیحی را به او نشان دادم. ایشان با بهت و حیرت گفت: چرا سازمان مجاهدین دروغ می‌گوید !!؟</p>
<p>من هم پرسیدم: آیا حالا به نظرت حرف‌های من درست بود؟</p>
<p>ایشان گفت: من یکشنبه که به کلیسا رفتم، حتماً برای مادران دعا خواهم کرد و به بقیه هم پیشنهاد داد که حتماً برای آزادی زندانیان اشرف دعا کنند.</p>
<p>مورد دوم در منطقه فرسکو شهر تیرانا رخ داد. در استراحت ناهار تیم ما و تیم گچکاران و تیم کمکی مشغول صرف ناهار شدیم. صاحب شیرینی فروشی و دستیار او هم به میز ما اضافه شدند. به روش جاری استاد کارم من را معرفی کرده و از وضعیت اشرف توضیح داد. صاحب مغازه با تعجب گفت که من خیلی شنیده بودم ولی حرف‌های دیگری را. استاد کار گفت:به نظرت بهتر نیست که خودت بروی و در اشرف بپرسی؟! او دوست صمیمی استاد کارم بود. جواب داد: وقتی تو می‌گویی هیچ نیازی نیست من باور می‌کنم.</p>
<p>من آرشیو عکس‌های خانواده‌ها را که در یک کانال خصوصی تلگرام داشتم به آنها نشان دادم به خصوص جایی که با تیر کمان به سمت خانواده‌ها سنگ پرتاب می‌کنند. مخاطب به پیشانی خود ضربه‌ای زد و گفت وای خدای من !سپس عکس‌ها در بین همه نفرات چرخید و همه آنها ابراز احساسات کردند.</p>
<p>صاحب مغازه گفت که چرا ازدواج نمی‌کنی و چرا تا حالا ازدواج نکردی با دولت صحبت می‌کردی خانواده‌ات را می‌آورد. به ایشان گفتم که در سازمان مجاهدین ازدواج ممنوع است و کسانی که زن و شوهر بودند به اجبار از همدیگر جدا شدند. فرزندان آنها به کشورهای خارجی فرستاده شد و آنجا توسط غریبه‌ها بزرگ شدند.</p>
<p>اینجا سوال کردم و گفتم که آیا حاضری فرزندت را کس دیگری بزرگ بکند چه احساسی داری؟ با عصبانیت گفت که آقا هرگز هرگز! و گفت که آرزو می‌کنم خدا آن زندانیان را نجات بدهد تا پیش خانواده‌هایشان برگردند.<br />
موارد دیگر هم در منطقه پاسکوچان تیرانا افسر پلیس، شهرک کامز رئیس کمپانی و منطقه ببرو در خانه یکی از مقامات شهرداری شهر تیرانا چنین برخورد هایی از مردم آلبانی در باره خانواده‌ها و رابطه سازمان مجاهدین خلق داشتم.</p>
<p>حمید آتابای</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69705">ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69705/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>با فرزندانم به یاد شهدای میناب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Sep 2026 07:55:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا گلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69691</guid>

					<description><![CDATA[<p>امسال بچه های گلم اول مهر را جشن گرفتند و وارد کلاس های درس شدند. وقتی رفتم آنها را تا مدرسه همراهی کنم به یاد بچه های میناب افتادم و یادشان را گرامی داشتم. جنایتی که هرگز از اذهان مردم ایران پاک نمی شود . در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دبستان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691">با فرزندانم به یاد شهدای میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>امسال بچه های گلم اول مهر را جشن گرفتند و وارد کلاس های درس شدند. وقتی رفتم آنها را تا مدرسه همراهی کنم به یاد بچه های میناب افتادم و یادشان را گرامی داشتم. جنایتی که هرگز از اذهان مردم ایران پاک نمی شود .</p>
<div id="attachment_69690" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69690" class="size-full wp-image-69690" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-20260928.jpg" alt="محمد رضا گلی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-20260928.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Goli-20260928-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69690" class="wp-caption-text">محمد رضا گلی</p></div>
<p>در نخستین ساعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران دبستان و پیش دبستانی غیر انتفاعی دخترانه و پسرانه در میناب مورد حمله قرار گرفت ، بر اساس روایت شاهدان عینی این مدرسه در سه نوبت با فاصله کوتاهی مورد اصابت قرار گرفت ، سقف مدرسه بر روی دانش آموزان فرو ریخت در این حمله 156 غیر نظامی شهید شدند که 120 نفر از آنها دانش آموز 6 تا 13 ساله بودند. منابع آمریکایی تایید کردند که این حمله به احتمال زیاد توسط آمریکا انجام شده است. و اما آنهائیکه در قبال این جنایت سکوت کردند و صدایشان در نیامد شرم ابدی بر آنها باد. مانند سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی رجوی.</p>
<p>این جنایت آنقدر فجیع بود که دنیا را در بهت فرو برد. لازم است یادآوری کنم خیلی از شخصیت ها و جریانات سیاسی که در خارج کشور علیه حکومت ایران فعالیت می کنند، حداقل در مقابل این جنایت ساکت نبوده و محکوم کردند. اما تنها جریانی که در مقابل این جنایت سکوت پیشه کرد و موضعی نگرفت جریان رجوی بود.</p>
<p>جالب است این جریان خودش را مدافع حقوق بشر می داند که البته برای ما جداشده ها که عمری در داخل این سازمان سپری کردیم، ماهیت این جریان شناخته شده است. در حقیقت آنها هیچ سنخیتی با حقوق بشر ندارند. سازمان جهنمی رجوی می تواند دروغ سر هم بندی کند، می تواند خیلی از مسائل را وارونه جلوه بدهد، می تواند بسیاری از حقایق را بگونه ای دیگر و خلاف آن بیان کند اما حقایق روزی خودش را آشکار می کند و البته اگر کارنامه این گروه را بررسی کنیم ناگفته نماند در وحشیگری کمتر از اسرائیلی ها و آمریکایی ها نیستند. آنها در تاریخ بعد از انقلاب جنایتی که در حق مردم ایران روا داشتند هرگز از ذهن مردم ایران پاک نمی شود. داستان مدرسه میناب داستان غم انگیزیست، غم از دست دادن فرشتگان میناب بر دل همه ایرانیان همیشه باقی می ماند، مهر امسال را به یاد شهدای میناب شروع کردیم و جای شان در کلاس های درس خالی است، هزاران درود و سلام به روح شهدای عزیزی که توسط آمریکایی و صهیونیستی به خاک و خون کشیده شدند .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691">با فرزندانم به یاد شهدای میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69691/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Sep 2026 05:34:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69666</guid>

					<description><![CDATA[<p>امسال به دلیل مشغله های کاری که داشتم روز تولدم یادم رفته بود. بعد از ظهر وقتی از سر کارم به خانه بر گشتم زنگ خانه را زدم اما کسی در را باز نکرد و من هم دسته کلیدم را از ماشین آوردم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خانه، از راه پله آرام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666">سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>امسال به دلیل مشغله های کاری که داشتم روز تولدم یادم رفته بود. بعد از ظهر وقتی از سر کارم به خانه بر گشتم زنگ خانه را زدم اما کسی در را باز نکرد و من هم دسته کلیدم را از ماشین آوردم و بعد از پارک ماشین در پارکینگ خانه، از راه پله آرام آرام بالا رفته و سپس به آرامی درب اصلی را باز کردم. ناگهان خانواده ام برق خانه را روشن نموده و با گفتن &#8220;تولد تولد تولدت مبارک&#8221; من را سوپرایزم کردند. در حالی که اصلاً خاطرم نبود که سه مهر روز تولدم است. ناگفته نماند خانه را با فشفشه و گلهای رنگین و بادکنک تزیین کرده بودند. دخترهای گلم هر کدام هدیه ای را بمن تقدیم کردند که برایم خیلی ارزشمند بود و با تولدت مبارک مرا غرق شادی کردند.</p>
<p>باید اذعان کنم به کوری چشم رجوی اینجا در ایران برای آدم ها ارزش قائل می شوند. به واقع خانواده ها در غم و شادی هم شریک هستند. در آن روز اقوام درجه یک و به دنبالش دوستانم به من زنگ زدند و تولدم را به من تبریک گفتند.</p>
<p>در فرهنگ ما ایرانیان انسانها برای همدیگر ارزش قائل هستند و در هر مناسبتی احترام همدیگر را به جا می آورند. در حالی که من 24 سال را در تشکیلات مجاهدین بودم و از این نوع شادیها خبری نبود. در چهارچوب تشکیلات فقط برای مسعود و مریم رجوی جشن می گرفتند و اجباراً همه افراد را در سالن غذاخوری جمع کرده و برای آنان کف و صوت می زدند. در هر نوع مناسبتی از روز تولد گرفته تا موارد دیگر، برای افراد ارزشی قائل نمی شدند.</p>
<p>در همین رابطه من یک خاطره ای بیان کنم: دکتر داخلی قرارگاه ما تشخیص داده بود که من باید عمل جراحی بشوم. بعد ماهها و با اصرار من بالاخره مجبور شدند مرا به بیمارستان در بغداد بفرستند. بالاخره بستری شدم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم. بعد از عمل دو هفته در بیمارستان بستری بودم. در آن ایام انتظار داشتم حداقل مسئول قرارگاه به ملاقاتم بیاید اما دریغ از یک نفر جهت ملاقات با من! نه مسئول مستقیم و نه مسئول قرارگاه هیچ کس سراغم را نگرفت. مناسبات سازمان طوری است که برای اعضای خودشان ارزشی قائل نمی شوند. تا وقتی جان دارند از افراد و اعضای نگونبخت کار می کشند اما وقتی از کار می افتند مانند دستمال کاغذی به دور انداخته می شوند. مناسبات داخل سازمان را با هیچ جای دنیای نمی شود مقایسه کرد. در پایان اشاره کنم رابطه ها در سازمان تصنعی و بی روح و بی جان است.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666">سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69666/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69660</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69660?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Sep 2026 11:15:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[متهمان دادگاه مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی بهشتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69660</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی بهشتی، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، در پنجاه و پنجمین جاسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور داشت. او در جایگاه مطلع حاضر شد و درباره نحوه خروجش از ایران، انتقال به ترکیه و سپس عراق و آنچه پس از ورود به اردوگاه سازمان بر او گذشته است، توضیح داد. به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69660">حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی بهشتی، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، در پنجاه و پنجمین جاسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور داشت. او در جایگاه مطلع حاضر شد و درباره نحوه خروجش از ایران، انتقال به ترکیه و سپس عراق و آنچه پس از ورود به اردوگاه سازمان بر او گذشته است، توضیح داد.</p>
<p>به گفته بهشتی، در ۲۳ مهر ۱۳۸۰، زمانی که ۱۶ سال داشت، فردی مرتبط با سازمان با دو نامه جعلی به خانه آنها در شهرری مراجعه کرد و مدعی شد برادر بزرگ‌ترش که در ترکیه کار می‌کند، از او خواسته برای کار به ترکیه برود.</p>
<div id="attachment_69661" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69661" class="wp-image-69661" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beheshti-mostafe-202609.jpg" alt="مصطفی بهشتی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beheshti-mostafe-202609.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beheshti-mostafe-202609-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beheshti-mostafe-202609-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69661" class="wp-caption-text">مصطفی بهشتی</p></div>
<p>او با تصور دیدار برادرش و همچنین با انگیزه زیارت کربلا، همراه آنان شد و ابتدا به سنندج و سپس از مسیرهای کوهستانی به ترکیه منتقل شد.</p>
<p>پس از دو روز اقامت در ترکیه، هواداران سازمان او را تحویل گرفتند و با وعده دیدار برادر و زیارت کربلا، به عراق منتقل کردند.</p>
<p>در عراق، فردی که بعدها فهمید زهره شفایی است، او را تحویل گرفت و پس از زیارت کربلا، به قرارگاه سازمان منتقل کرد.</p>
<p>بهشتی گفت در ابتدا تصور می‌کرد در یک کمپ پناهندگی قرار دارد، اما بعداً به محلی در اشرف منتقل شد و مورد ضرب‌وشتم، توهین و بازجویی قرار گرفت. به گفته او، بازجویان وی را متهم می‌کردند که از طرف ایران اعزام شده و اطلاعات دارد.</p>
<p>او تأکید کرد که این اتهامات را قبول نداشت و حتی از او خواسته شده بود روی کاغذ بنویسد که از طرف ایران اعزام شده است، در حالی که به گفته خودش اساساً از موضوعاتی که درباره آنها بازجویی می‌شد اطلاعی نداشت.</p>
<p>حدود ۲۰ روز بعد، برادرش را در همان محل دید و دریافت که برادرش هیچ نامه‌ای برای او نفرستاده و از وی نخواسته است به ترکیه بیاید. بهشتی از این موضوع نتیجه گرفت که نامه‌هایی که موجب خروج او از خانه شده بود، جعلی بوده‌اند.</p>
<p>او سپس گفت که همراه برادرش به بخش‌های مختلف سازمان منتقل شدند و خودش مکررا درخواست بازگشت به ایران و نزد پدر و مادرش را مطرح می‌کرد.</p>
<p>به گفته بهشتی، هنگامی که سرانجام از یکی از مسئولان زن سازمان درخواست کرد اجازه بازگشتش را بدهند، آن مسئول گفت می‌تواند دستور دهد او را با خودرو برده و تحویل استخبارات عراق دهند.</p>
<p>خلاصه اظهارات مصطفی بهشتی نشان می‌دهد که عوامل تشکیلات مجاهدین خلق با استفاده از نامه‌های جعلی و با وعده دیدار برادرش در ترکیه در حالی که او تنها یک نوجوان بود او را فریب دادند. سپس بدون اطلاع از مقصد واقعی، او را از ترکیه به عراق منتقل کردند و در اردوگاه سازمان مجاهدین خلق تحت حکمرانی مسعود رجوی قراردادند.</p>
<p>به شهادت بهشتی پس از ورود به اردوگاه، مورد سوءظن، بازجویی، توهین و ضرب‌وشتم قرار گرفت و برای مدتی امکان بازگشت نزد خانواده‌اش را نداشت. مصطفی بهشتی اکنون 41 ساله است. او پس از انتقال به آلبانی موفق شد که از این تشکیلات فرار کند. او مدتی در انجمن نجات آلبانی فعال بود و سپس به ایران بازگشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69660">حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69660/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در روز اول مهر در کنار فرزندانم به یاد دخترکان شهید مدرسه میناب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2026 10:19:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69648</guid>

					<description><![CDATA[<p>بازآمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر،ماه مهربان نور خورشید پگاه مدرسه روز اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، نویدی نو و طراوتی از جنس زندگی از راه رسید. اما هنوز صدای خنده‌های دختران دبستان شجره طیبه میناب در میان دیوارها می‌پیچد؛ دخترانی که کوچک بودند، اما قلب‌هایی بزرگ داشتند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648">در روز اول مهر در کنار فرزندانم به یاد دخترکان شهید مدرسه میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بازآمد بوی ماه مدرسه</p>
<p>بوی بازی های راه مدرسه</p>
<p>بوی ماه مهر،ماه مهربان</p>
<p>نور خورشید پگاه مدرسه</p>
<p>روز اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، نویدی نو و طراوتی از جنس زندگی از راه رسید. اما هنوز صدای خنده‌های دختران دبستان شجره طیبه میناب در میان دیوارها می‌پیچد؛ دخترانی که کوچک بودند، اما قلب‌هایی بزرگ داشتند.</p>
<div id="attachment_69649" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69649" class="wp-image-69649" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609.jpg" alt="صمد اسکندری" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eskandari-Children-202609-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69649" class="wp-caption-text">صمد اسکندری</p></div>
<p>امروز، همزمان با آغاز سال تحصیلی، نامشان دوباره بر زبان‌ها افتاد؛ نام‌هایی که هر کدام در خاطر ما و فرزندانمان نشانی از معصومیت، مهربانی و رویاهای ناتمام به‌جا گذاشته‌اند.</p>
<p>دخترانی که هرچند رفتند، اما حضورشان در قاب عکس‌های ساده و لبخندهایشان در ذهن ما جاری خواهد بود.</p>
<p>آغاز سال تحصیلی امسال، لحظه‌ای بود برای دوباره خواندن روایت معصومیت دخترانی که هرگز از دل‌ها و خاطره‌ها پاک نمی‌شوند.</p>
<p>لعنت و نفرین خدا بر طایفه وطن‌فروش مجاهدین خلق که با قاتلان دختران بی‌گناه مدرسه میناب هم‌پياله شدند.</p>
<p>بی‌شک روح بلند این عزیزان توشه راه همه جوانان، دانش‌آموزان و دانشجویان کشورمان برای پیشرفت، آبادانی و استقلال میهن بزرگمان ایران خواهد بود.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648">در روز اول مهر در کنار فرزندانم به یاد دخترکان شهید مدرسه میناب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69648/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت مجید محمدی از رهایی، ازدواج و بازگشت به زندگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2026 06:11:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69642</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفتگوی انجمن نجات مازندران با عضو پیشین مجاهدین خلق مجید محمدی در چند بخش منتشر شد. مجید محمدی در این بخش از ویدیو به یاد می‌آورد که قبل از جدا شدن از سازمان مجاهدین در صحبت با یکی از دوستانش می‌گوید: آیا می‌شود در سال 92 یا 93 در ایران باشیم و صاحب زندگی بشویم؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642">روایت مجید محمدی از رهایی، ازدواج و بازگشت به زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گفتگوی انجمن نجات مازندران با عضو پیشین مجاهدین خلق مجید محمدی در چند بخش منتشر شد. مجید محمدی در این بخش از ویدیو به یاد می‌آورد که قبل از جدا شدن از سازمان مجاهدین در صحبت با یکی از دوستانش می‌گوید: آیا می‌شود در سال 92 یا 93 در ایران باشیم و صاحب زندگی بشویم؟</p>
<p>و چند ماه بعد همان اتفاق رخ داده است. او می‌گوید: الحمدالله همان اتفاق افتاد و من در سال 91 فرار کردم و به ایران آمدم و در سال 92 ازدواج کردم. یک همسر خوب دارم و فرزند اولم در سال 93 و فرزند دوم من رهام در سال 98 به دنیا آمد .</p>
<p>او در آخر پیامی به دوستان سابقش می دهد و از آنها می خواهد که از مجاهدین جدا شوند و لذت زندگی شیرین در کنار خانواده را تجربه کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642">روایت مجید محمدی از رهایی، ازدواج و بازگشت به زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69642/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از ۱۵ سال رهایی تا زندگی آرام و خانوادگی در ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Sep 2026 11:28:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69639</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجید محمدی از جداشدگان تشکیلات مجاهدین در این ویدئو از شرایط زندگی خود پس از جدایی چنین می گوید: من مجید محمدی هستم به مدت 15 سال است که از فرقه رجوی جدا شدم. آمدم ایران و الحمدالله دارای زندگی خوب و دو فرزند هستم که الان کنار من نشستند و همچنین صاحب خانه و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639">از ۱۵ سال رهایی تا زندگی آرام و خانوادگی در ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجید محمدی از جداشدگان تشکیلات مجاهدین در این ویدئو از شرایط زندگی خود پس از جدایی چنین می گوید:</p>
<p>من مجید محمدی هستم به مدت 15 سال است که از فرقه رجوی جدا شدم. آمدم ایران و الحمدالله دارای زندگی خوب و دو فرزند هستم که الان کنار من نشستند و همچنین صاحب خانه و ماشین هستم. از دوستانم که در داخل تشکیلات هستند می خواهم فضای ما را ببینند ما در چه موقعیتی قرار داریم و الحمدالله از وضعیت خودم خیلی راضیم. انشالله این پیام را دوستان بشنوند و برگردند به ایران .</p>
<p>ایشان همچنین در صحبتهایش خطاب به دوستانش در مقر مجاهدین، فضای حاکم بر مجاهدین را با جامعه ایران مقایسه می کند و تاکید می کند که این دو فضا قابل قیاس نیستند. و می گوید: در مناسبات رجوی بحثی که دمکراتیک باشه را نداشتیم ما نمی توانستیم خواسته هایمان را مطرح کنیم ما حتی آزاد نبودیم تا بتوانیم با خارج تشکیلات در تماس باشیم ما در یک محیط بسته ای قرار داشتیم آنجا مانند مردابی بود که بوی گندش بالا می زد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639">از ۱۵ سال رهایی تا زندگی آرام و خانوادگی در ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69639/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت مجید محمدی از نحوه پیوستن به سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69630</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69630?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Sep 2026 10:46:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69630</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجید محمدی در این ویدئو به پروسه جذبش توسط مجاهدین خلق می پردازد و این چنین شرح می دهد: من مجید محمدی هستم. بچه مازندران شهرستان سوادکوه ، پل سفید. من در سال 1367 در جنگ عراق اسیر شدم. در سال 68 یا 69 با تبلیغاتی که مجاهدین در اردوگاه می کردند خیلی از دوستان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69630">روایت مجید محمدی از نحوه پیوستن به سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجید محمدی در این ویدئو به پروسه جذبش توسط مجاهدین خلق می پردازد و این چنین شرح می دهد:</p>
<p>من مجید محمدی هستم. بچه مازندران شهرستان سوادکوه ، پل سفید.</p>
<p>من در سال 1367 در جنگ عراق اسیر شدم. در سال 68 یا 69 با تبلیغاتی که مجاهدین در اردوگاه می کردند خیلی از دوستان به کمپ اشرف رفتند. من یکی از پسر عموهایم به مسئولین سازمان اسم من را داده بود و این گونه من به قرارگاه اشرف رفتم. من بلافاصله به خاطر وجود ترکش در پایم مورد عمل جراحی قرار گرفته و همین طور به خاطر وضعیت چشم نیر مورد جراحی قرار گرفتم. به مدت 25 سال در آنجا خبری از خانواده ام نداشتم .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69630">روایت مجید محمدی از نحوه پیوستن به سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69630/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه علی سرخیان به دوستان سابقش در مقر اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69628</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69628?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Sep 2026 07:11:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[علی سرخیان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69628</guid>

					<description><![CDATA[<p>دوستان و یاران قدیمی ام سالهاست که از شما دورم ولی فاصله و گذشت زمان نتوانسته است، خاطرات روزهایی را که در کنارهم گذراندیم از ذهن و قلب ما پاک کند. هنوز چهره هایتان، خنده هایتان و روزهای سختی را که باهم سپری کردیم در یادمان زنده است. امروز که می دانم سال های زیادی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69628">نامه علی سرخیان به دوستان سابقش در مقر اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان و یاران قدیمی ام</p>
<p>سالهاست که از شما دورم ولی فاصله و گذشت زمان نتوانسته است، خاطرات روزهایی را که در کنارهم گذراندیم از ذهن و قلب ما پاک کند. هنوز چهره هایتان، خنده هایتان و روزهای سختی را که باهم سپری کردیم در یادمان زنده است. امروز که می دانم سال های زیادی از عمر شما در شرایطی سخت و دور از خانواده و جامعه گذشته است، بیش از همیشه به سرنوشت شما فکر می کنم. شاید در طول این سال ها بارها با خودتان گفته اید که راهی بجز ادامه مسیر ندارید و بازگشت و شروع دوباره زندگی سخت است. اما باور کنید هیچ وقت برای انتخاب یک زندگی مستقل و انسانی دیر نیست.</p>
<p>دوستان عزیز</p>
<p>آلبانی می تواند پایان سال های دوری و آغاز فصل تازه ای از زندگی شما باشد. نه ادامه همان سال هایی که در گذشته سپری شد. شما حق دارید درباره آینده خودتان تصمیم بگیرید، با خانواده و عزیزانتان ارتباط داشته باشید، شغل و زندگی مستقلی داشته باشید و بدون فشار تشکیلاتی مسیر آینده تان را انتخاب کنید. شاید خروج از محیطی که سالها در آن زندگی کرده اید در ابتدا ترسناک و دشوار بنظر برسد، طبیعی است که انسان بعد از سالها زندگی در یک محیط بسته نسبت به دنیای بیرون نگرانی داشته باشد، اما زندگی خارج از حصارهای تشکیلاتی آن گونه که به شما گفته اند ناشناخته وغیر ممکن نیست. من و بسیاری از کسانی که از تشکیلات جدا شدیم توانسته ایم زندگی جدیدی را آغاز نماییم. هدف من از نوشتن این نامه بازگشت شما به گذشته و سرزنش بابت تاخیر در تصمیم گیری برای خروج از تشکیلات نیست، هیچ کس نمی تواند سال های از دست رفته را به عقب برگرداند، اما می توان برای سال های باقی مانده تصمیم جدیدی گرفت. اگر در وجودتان دلتنگی برای خانواده، دوستان و زندگی لذت بخش واقعی وجود دارد آن را نادیده نگیرید. ای کاش می توانستید آزادانه برای زندگی تان تصمیم بگیرید. بدانید که این احساس ارزش امتحان کردن دارد.</p>
<p>دوستان قدیمی من</p>
<p>سال های زیادی از روزهایی که در کنار هم بودیم گذشته است. هر کدام از ما در مقطعی از زندگی، با امیدها، آرزوها و باورهایی وارد مسیری شدیم که تصور می کردیم آینده بهتری را برایمان رقم می زند. امروز بعد از گذشت سال ها طبیعی است که دوباره به انتخاب مان و سال های سپری شده فکر کنیم و از خود بپرسیم آیا این همان مسیر زندگی ای بود که روزی آرزویش را داشتیم؟ بی شک هر کدام از شما دلتنگ خانواده، دوستان، شهر و زندگی باشید که سالها از آن فاصله گرفته اید. اگر روزی فرصت کردید که بدون ترس از عوامل تشکیلات با خودتان خلوت کنید، به خواسته های واقعی خود فکر کنید. من هنوز شما را همان دوستانی می دانم که سالهای زیادی را در کنار یکدیگر سپری کردیم. باهم خندیدیم و گریستیم، اختلاف دیدگاه ها و فاصله سالیان نباید باعث شود خاطرات و دوستی های گذشته فراموش شود.</p>
<p>آرزوی من برای همه شما سلامتی، آرامش و فرصتی برای زندگی در کنار کسانی است که دوستشان دارید.</p>
<p>با احترام و تمایلات دوستانه</p>
<p>علی سرخیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69628">نامه علی سرخیان به دوستان سابقش در مقر اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69628/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت اسد پاک از مناسبات خشن مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69625</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69625?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2026 08:41:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسد پاک]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69625</guid>

					<description><![CDATA[<p>من اسد پاک هستم. مدت ده سال از عمرم، از سال 1369 تا 1378، در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف واقع در استان دیالی عراق سپری شد. در این مدت ده سال، سبک زندگی ما هیچ‌گونه شباهتی به یک برنامه روزمره قابل تحمل نداشت، به طوری که شرایط آن حتی از اردوگاه‌های اسرای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69625">روایت اسد پاک از مناسبات خشن مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من اسد پاک هستم. مدت ده سال از عمرم، از سال 1369 تا 1378، در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف واقع در استان دیالی عراق سپری شد.</p>
<p>در این مدت ده سال، سبک زندگی ما هیچ‌گونه شباهتی به یک برنامه روزمره قابل تحمل نداشت، به طوری که شرایط آن حتی از اردوگاه‌های اسرای جنگی که پیش از آن به مدت 9 سال در آن‌ها به سر برده بودم، سخت‌تر و طاقت‌فرساتر بود؛ در واقع، می‌توانم بگویم آنجا یک زندان با اعمال شاقه به تمام معنا بود. روزهای ما با تمرینات سخت نظامی، نگهبانی، سرویس و نگهداری ادوات زرهی و امور گوناگون سپری می‌شد. اما از همه این‌ها فرساینده‌تر و کشنده‌تر، جلسات موسوم به «عملیات جاری» بود که هر شب پس از صرف شام برگزار می‌شد. در این جلسات، افراد موظف بودند زیر نظر مسئول مربوطه (که معمولاً از زنان شورای رهبری بودند)، فاکت‌ها و افکار خود را در حضور جمع اعتراف کنند.</p>
<p>این اعترافات بلافاصله با موضع‌گیری تند و حمله دیگر حاضران به فرد منتقد مواجه می‌شد و اغلب با توهین، تحقیر و به‌کارگیری الفاظ رکیک همراه بود. این نشست‌های فرساینده تا پاسی از شب ادامه داشت و برنامه‌ای ثابت برای تمامی افراد در تمامی لشکرها و یگان‌های خدمتی محسوب می‌شد. مشابه همین فضا در ابعادی وسیع‌تر، در نشست‌های عمومی و جمعی با حضور مسعود و مریم رجوی، یا مسئول اول سازمان و شورای رهبری تکرار می‌شد؛ نشست‌هایی که در آن افراد برای حفظ جایگاه خود یا فرار از فشارهای فرقه‌ای، به یکدیگر حمله ور می‌شدند و این فضای متشنج و توهین‌آمیز گاه برای چندین روز متوالی ادامه پیدا می‌کرد.<br />
در واقع مسعود رجوی با تمام شگردهای غیر انسانی که در قبال اعضای خودش برای مهار کردن داشت نتوانست جلوی ریزش نیروهایش را بگیرد.</p>
<p>افراد ناراضی یا در زندان‌های قرارگاه اشرف نگهداری می‌شدند و یا به زندان ابوغریب در بغداد تحویل داده شده و به عراقی‌ها سپرده می‌شدند. من خودم چند ماهی در زندان اشرف تحت شکنجه‌های روحی و جسمی بودم و در نهایت سر از زندان ابوغریب درآوردم؛ زندانی که به خاطر شکنجه‌های غیرانسانی‌اش برای تمام دنیا نامی آشنا است. مدت دو سال در آنجا زندانی بودم و البته با سفارش مسئولین مجاهدین، فشارهای مضاعفی برای شکنجه بیشتر ما جداشدگان از مناسبات مجاهدین اعمال می‌شد.</p>
<p>اکنون برای ما تمام آن روزهای سیاه و زندگی نکبت‌بار در مناسبات مجاهدین به پایان رسیده است و در کنار خانواده از زندگی و آزادی لذت می‌بریم. ۱۰ سالی که در این سازمان گرفتار بودم، هر روزش خاطره‌ای سیاه است؛ اما اکنون در ایران، با وجود تمام کم‌ و کاستی‌های زندگی، هر روز خاطرات زیبایی با خانواده و دوستانم دارم و نفس آزادی می‌کشم که یک دنیا ارزش دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69625">روایت اسد پاک از مناسبات خشن مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69625/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سیروس غضنفری: همسویی با دشمنان ایران خیانت آشکار است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69612</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69612?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 11:24:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69612</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیروس غضنفری عضو پیشین تشکیلات مجاهدین خلق بر اهمیت وفاداری به وطن در زمان حمله دشمن، تاکید کرد. به باور او در زمان جنگ بین دو کشور مثل جنگ ایران با آمریکا و یا جنگ ایران و اسرائیل، گروه های مخالف دولت مرکزی چه در داخل کشور باشند و یا خارج از کشور، باید تلاش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69612">سیروس غضنفری: همسویی با دشمنان ایران خیانت آشکار است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سیروس غضنفری عضو پیشین تشکیلات مجاهدین خلق بر اهمیت وفاداری به وطن در زمان حمله دشمن، تاکید کرد.</p>
<p>به باور او در زمان جنگ بین دو کشور مثل جنگ ایران با آمریکا و یا جنگ ایران و اسرائیل، گروه های مخالف دولت مرکزی چه در داخل کشور باشند و یا خارج از کشور، باید تلاش کنند که درآن زمان بی‌طرف باشند و وطن پرستی خود را به مردم کشورشان نشان دهند.</p>
<p>به گفته او آنچه امروز رخ داده است، برعکس است. اینکه که کشور ما درگیر جنگ با دو کشور است، گروه های مخالف دولت حاکم در ایران همسو با آمریکا واسرائیل شده‌اند. بدلیل همین رویکرد خیانتکارانه است. گروه‌هایی چون گروه تروریستی مجاهدین خلق در بین مردم ایران پایگاهی ندارند.</p>
<p>غضنفری یادآوری میکند که آنان در زمان جنگ 8 ساله ایران و عراق درکنار رژیم صدام حسین قرار گرفتند و امروز نیز در کنار اسرائیل قرار دارند و اطلاعات جاسوسی کشور را به آنها ارائه می‌دهند .<br />
این عضو پیشین مجاهدین خلق گروههایی چون مجاهدین را ستون پنجم دشمن در ایران می‌داند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69612">سیروس غضنفری: همسویی با دشمنان ایران خیانت آشکار است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69612/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام شنبه کلانتری به دوستان سابقش در کمپ اشرف 3</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69603</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69603?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 07:09:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[شنبه کلانتری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69603</guid>

					<description><![CDATA[<p>دوستان سلام من شنبه کلانتری هستم دوستان خبر دارم که رجوی باز نمایشات تکراری و بی نتیجه اینبار با انتخاب مسئول در کمپ اشرف 3 به راه انداخته است تا برای مدتی دیگر اذهان شما را برای پیشبرد اهدافش در گردونه باطل خود مشغول نماید. حتما هم طبق روال روزها و هفته های بعد از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69603">پیام شنبه کلانتری به دوستان سابقش در کمپ اشرف 3</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان سلام</p>
<p>من شنبه کلانتری هستم</p>
<p>دوستان خبر دارم که رجوی باز نمایشات تکراری و بی نتیجه اینبار با انتخاب مسئول در کمپ اشرف 3 به راه انداخته است تا برای مدتی دیگر اذهان شما را برای پیشبرد اهدافش در گردونه باطل خود مشغول نماید. حتما هم طبق روال روزها و هفته های بعد از نمایش مسخره اش نشست های متعدد انقلاب با موضوع مهناز میمنت &#8220;مسئول اول چرا؟ &#8221; یا موضوعات دیگر برگزار و از شما می خواهد برای یگانه شدن با او و انقلاب مریم گزارشات تناقض هایتان را نوشته وهرآنچه در اذهان دارید بیان کنید و قطعا هم اگر نگویید و ننویسید شما را با القاب: واداده در انقلاب و غیره زیر شدید ترین فشارها خواهند برد و از شما می خواهند تا با خوار و خفیف نمودن خود هژمونی مهناز را پذیرفته و ازخود انتقاد کنید که مثلا چرا به وصل و یگانه بودن او با انقلاب کذایی مریم پی نبردید.</p>
<p>راستی شنیدم یکی از مسئولین گفته ما با مهناز قله های بیشتری را فتح نموده و بیش از هر زمان دیگر سرنگونی در دسترس قرار میگیرد! واقعا کی می خواهید به مزخرف و تکراری بودن این حرف او پی ببرید؟ چون اگر شما کمی به گذشته برگردید متوجه می شوید که رجوی از سال 60 این وعده مسخره را داده و از سال 68 هم که مریم را گذاشت مسئول اول و تا همین آخری یعنی مهناز میمنت او و مسئولین تشکیلات همین چرندیات را تکرار نموده اند، اما چی شد ؟ جز اینکه تشکیلات را از عراق به اروپا و در مکانی ایزوله شده برده و محبوس کردند. می دانم رجوی آنقدر اذهان شما را در دایره بسته خود در حالت انجماد نگاه داشته که نمی توانید به این حقیقت تلخ پی ببرید که چه سالهایی از عمرتان با این یاوه گویی های رجوی تباه شده است.</p>
<p>دوستان رجوی و مسئولین تشکیلاتش سالها جز دروغ چیزی به شما نگفتند. آنها خوب می دانند با شما که اکثرا بالای 60 سال سن دارید و وارد دوران پیری سن شدید نمی توانند تا بیرون از آلبانی هم بروند. آنها شما را فقط در یک دور باطل نگاه داشتند تا همچنان بتوانند از رنج و خون تان درجهت اهداف باطل خود سوء استفاده واز طرف دیگر به اربابان خود نشان دهند که نیرو دارند، اما نمی گویند که همین نیروها دیگر توان راه رفتن هم ندارند.</p>
<p>بهرحال امیدوارم هرچه زودترتصمیم بگیرید و هرطور شده خودتان را از بیغوله جهل و تباهی تشکیلات رجوی نجات دهید. نباید بگذارید این تفکر خود ساخته رجوی که توان زندگی در دنیای آزاد را از شما می گیرد، بر شما غلبه کند. باورکنید رهبران مجاهدین اگر 10 مسئول اول دیگر هم عوض کنند هیچ قله ای را نه تنها فتح نمی کنند بلکه روز به روز شما را به انزوا و در باتلاق افکار بیهوده و مخرب خود فرو می برند تا جایی که دیگر اثری از شما باقی نخواهد ماند .</p>
<p>شنبه کلانتری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69603">پیام شنبه کلانتری به دوستان سابقش در کمپ اشرف 3</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69603/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه کاظم پورخفاجیان به سلطان باوی عضو گرفتار در تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69601</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69601?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 06:33:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سلطان باوی]]></category>
		<category><![CDATA[کاظم پورخفاجیان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69601</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلطان سلام امروز که این نامه را برایت می نویسم حدود 34 سال از فرار و جدایی من از تشکیلات رجوی می گذرد. در تمامی این سالیان همواره اگر چه از شما دور بودم ولی یاد و خاطراتی که با یکدیگر در قرارگاه اشرف داشتیم را برای خود زنده نگه می داشتم. علیرغم کنترل های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69601">نامه کاظم پورخفاجیان به سلطان باوی عضو گرفتار در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلطان سلام</p>
<p>امروز که این نامه را برایت می نویسم حدود 34 سال از فرار و جدایی من از تشکیلات رجوی می گذرد. در تمامی این سالیان همواره اگر چه از شما دور بودم ولی یاد و خاطراتی که با یکدیگر در قرارگاه اشرف داشتیم را برای خود زنده نگه می داشتم. علیرغم کنترل های شدید امنیتی و محدودیت هایی که برای ارتباط ما گذاشته بودند هر بار که فرصتی بدست می آوردیم با یاد آوری خاطرات شهرمان اهواز و عشیره و خانواده مان در شکل محفل، خاطرات آن سالها را برای خودمان زنده نگاه می داشتیم.</p>
<p>با توجه به اینکه هردو عرب زبان بودیم برای اینکه عوامل امنیتی و سرکوب گر رجوی متوجه صحبت های ما نشوند به زبان عربی ارتباط برقرار می کردیم. یادم می آید بخصوص در سرفصل انتخاب یا بهتر بگویم انتصابات مسئول اولی شب ها کنار حوض قرارگاه 11 و زیر نور مهتاب یاد شهر اهواز و ساحل زیبای کارون را برای خود زنده می کردیم. انتصابات مسئول اولی و نشست های بعد از آن که گاها به فحش و کتک کاری کشیده می شد بدترین لحظاتی است که از آن سالها برای من باقی مانده است. در آن نشست ها که با شور و سوت و کف و شرینی شروع میشد در ادامه به کتک کاری ختم می گردید!</p>
<p>بعد از نشست های شب اول رجوی ادامه نشست را به مراکز واگذار می کرد. در مراکز بود که پوست ما را می کندند و ما را مجبور می کردند که با شاخص آن مسئول اول، مجیزگوی رجوی شده و در ذات پلید او ذوب شویم. هدف رجوی از خیمه شب بازی های انتخابات مسئول اولی مجبور کردن ما در ذوب هر چه بیشتر در تشکیلات با شاخص مسئول اولی بود.</p>
<p>چند روز پیش هم که خبر انتصاب مهناز میمنت بعنوان مسئول اولی را شنیدم باز همان صحنه های فحش و کتک کاری در نظرم زنده شد. می دانم اکنون چه حالی داری! و چه زجری می کشی؟ خدا را شکر من بعد از بازگشت به ایران ازدواج کردم و صاحب چند فرزند شدم. شغل مناسب و ماشین و خانه دارم و از زندگی در کنار خانواده ام لذت می برم. همیشه وقتی در کنار خانواده هستم زیر لب زمزمه می کنم کاش سلطان هم امروز در اهواز بود و از حضور در کنار خانواده اش لذت می برد.</p>
<p>هنوز هم دیر نشده کافی است که اراده بخرج بدهی و تصمیم بگیری به آغوش خانواده ات برگردی و زندگی جدیدی را تجربه کنی. آرزو می کنم هر چه زودتر تو را در شهر زیبای اهواز و سواحل کارون ببینم. هیچ وقت برای شروع یک زندگی زیبا و حضور در کنار خانواده دیر نیست. عزمت را جزم کن و هر چه زودتر تصمیمت را بگیر.</p>
<p>قربانت کاظم پورخفاجیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69601">نامه کاظم پورخفاجیان به سلطان باوی عضو گرفتار در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69601/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش شرکت آنتروپیک و تبعات حقوقی آن علیه سران مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69595</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69595?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Sep 2026 08:13:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش آنتروپیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69595</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارش شرکت آنتروپیک و تبعات حقوقی آن علیه سران مجاهدین گزارش اخیر شرکت آنتروپیک که یک شرکت پیش رو در حفظ سلامت و امنیت هوش مصنوعی است در خصوص سوء استفاده عوامل گروه مجاهدین از هوش مصنوعی در جعل هویت افراد در داخل ایران و سایر کشورها و اقدامات خلاف قانون، جسم و روح و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69595">گزارش شرکت آنتروپیک و تبعات حقوقی آن علیه سران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گزارش شرکت آنتروپیک و تبعات حقوقی آن علیه سران مجاهدین</p>
<p>گزارش اخیر شرکت آنتروپیک که یک شرکت پیش رو در حفظ سلامت و امنیت هوش مصنوعی است در خصوص سوء استفاده عوامل گروه مجاهدین از هوش مصنوعی در جعل هویت افراد در داخل ایران و سایر کشورها و اقدامات خلاف قانون، جسم و روح و روان سران مجاهدین را به لرزه انداخته است. عوامل جنایتکار این گروه سرا سیمه با هذیان گویی و توسل به بیانیه شورای به اصطلاح ملی تلاش کردند تا این جرائم مهم انتسابی از سوی شرکت مذکور را منکر شوند و حتی دریک اقدام مضحک و خنده دار ادعا کردند کار ما نبوده و برخی هواداران سر خود اینکار را کردند و باید مجازات شوند.</p>
<p>در این رابطه، صمد اسکندری فارغ از مسائل حاشیه‌ای، صرفاً به تبیین مباحث حقوقی و تبعات قانونی ناشی از این گزارش علیه این گروه پرداخته است. در خاتمه این ویدیو، اسکندری با استناد به مستندات موجود و اظهارات اعضای جداشده، آمادگی خود را برای همکاری حقوقی با شرکت آنتروپیک اعلام کرده است تا ابعاد سوءاستفاده عوامل مجاهدین از فناوری هوش مصنوعی — که به گفته وی با هدف اثرگذاری بر وضعیت اجتماعی، اقتصادی، پول‌شویی و انحراف اذهان جوانان در فضای مجازی صورت گرفته است — بیشتر روشن شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69595">گزارش شرکت آنتروپیک و تبعات حقوقی آن علیه سران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69595/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگوی اعضای انجمن نجات آلبانی درباره انتخابات صوری در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69583</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69583?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Sep 2026 08:29:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهناز میمنت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69583</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمدرضا صدیق و رضا اسلامی از اعضای پیشین تشکیلات مجاهدین خلق و اعضای فعلی انجمن نجات آلبانی در پیامی ویدئویی نکاتی را درباره انتخاب مسئول اول تشکیلات با مخاطبان به اشتراک گذاشتند. محمدرضا صدیق انتخاب مسئول اول در تشکیلات را موضوعی بلاتکلیف می‌داند که تنها در بزنگاههایی که سازمان نیاز به اعلام حضور یا ظاهرسازی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69583">گفتگوی اعضای انجمن نجات آلبانی درباره انتخابات صوری در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمدرضا صدیق و رضا اسلامی از اعضای پیشین تشکیلات مجاهدین خلق و اعضای فعلی انجمن نجات آلبانی در پیامی ویدئویی نکاتی را درباره انتخاب مسئول اول تشکیلات با مخاطبان به اشتراک گذاشتند.</p>
<p>محمدرضا صدیق انتخاب مسئول اول در تشکیلات را موضوعی بلاتکلیف می‌داند که تنها در بزنگاههایی که سازمان نیاز به اعلام حضور یا ظاهرسازی برای ژست‌های دمکراتیک دارد به سراغ آن می‌رود. او به این نکته مهم اشاره می‌کند که برای نمونه در زمان ورود او به تشکیلات در سال 81، مژگان پارسایی مسئول اول بود و تا سالها به بهانه‌های مختلف در همان سمت ماند، بدون آنکه انتخاباتی برگزار شود. او معتقد است که در تشکیلات مجاهدین خلق انتخاب مسئول اول یا اعضای شورای رهبری معنایی ندارد.</p>
<p>رضا اسلامی که سی سال عضو تشکیلات مجاهدین خلق بوده، از نزدیک فرایند به اصطلاح انتخابات در این تشکیلات را تجربه کرده است. او شهادت می‌دهد که پیش از اعلام انتخابات، مسئولین فرد مورد نظر را انتخاب کرده‌اند. به گفته او کل فرایند چنین است که پیش از انتخابات سوری، مسئولین در نشست‌های خصوصی‌تر بسیار از فرد مورد نظر تعریف و تمجید می‌کنند. سپس در نشست عمومی، مسئولین رده بالا نیز از فرد تمجید می‌کنند و از دستاوردهای او می‌گویند.</p>
<p>صدیق در ادامه تایید می‌کند که همه این فرایند فرمی است تا سران تشکیلات فرد مورد نظر خود را منتصب کنند. به باور او، پیش از آن در نشست‌های داخلی فرد انتخاب شده است و آنچه در نشست‌های عمومی دیده می‌شود صوری است و مصرف بیرونی دارد. پس از آنکه مسئول اول توسط سران انتصاب شد در یک مراسم عمومی نام او به شور گذاشته می‎شود.</p>
<p>رضا اسلامی به درستی یادآوری می‌کند که در تشکیلات مجاهدین خلق رییس جمهور دائمی است، رهبر &#8211;مرده یا زنده&#8211; دائمی است و کل انتخابات فرمی برای فریب دادن خارجی‌ها و تلاشی برای اثبات ادعای دمکراسی خواهی است. پوسته‌ای که درون آن هیچ چیز دمکراتیکی نیست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69583">گفتگوی اعضای انجمن نجات آلبانی درباره انتخابات صوری در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69583/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
