<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ایدئولوژی فرقه رجوی - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/ایدئولوژی-فرقه-رجوی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 Jul 2026 08:15:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>ایدئولوژی فرقه رجوی - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/ایدئولوژی-فرقه-رجوی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>وقتی پروژه نفوذ با ادبیات دینی دنبال شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69176</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69176?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Jul 2026 08:15:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ایدئولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69176</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیش از آنکه سازمان مجاهدین خلق وارد فاز تقابل مسلحانه شود، تلاش کرد با استفاده از رسانه و ادبیات دینی، روایت خود از انقلاب را در افکار عمومی تثبیت کند. پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ فقط سقوط یک حکومت نبود؛ آغاز رقابت روایت‌ها نیز بود. جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار سانسور و استبداد پهلوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69176">وقتی پروژه نفوذ با ادبیات دینی دنبال شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پیش از آنکه سازمان مجاهدین خلق وارد فاز تقابل مسلحانه شود، تلاش کرد با استفاده از رسانه و ادبیات دینی، روایت خود از انقلاب را در افکار عمومی تثبیت کند.</p>
<p>پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ فقط سقوط یک حکومت نبود؛ آغاز رقابت روایت‌ها نیز بود. جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار سانسور و استبداد پهلوی زندگی کرده بود، ناگهان خود را در فضایی دید که ده‌ها روزنامه، هفته‌نامه و نشریه با گرایش‌های کاملا متفاوت بر دکه‌های مطبوعاتی عرضه می‌شدند. از گروه‌های مارکسیستی و چپ‌گرا گرفته تا نهضت آزادی، ملی‌گرایان و جریان‌های مذهبی، هر یک حامل روایتی متفاوت از فردای انقلاب بود.</p>
<p>در چنین فضایی، نظام اسلامی در مواجهه با طیف های ناهمگون گروه های مختلف، راهبردی مبتنی بر سعه‌صدر، مدارا و صبر تاکتیکی اتخاذ کرد. قوه عاقله نظام و در رأس آن امام خمینی ، با وجود شناخت عمیق و مبنایی از ماهیت منافقانه بسیاری از این گروه‌ها، از برخورد حذفی، شتاب‌زده و حداکثری پرهیز کردند. این رویکرد حکیمانه چند دلیل راهبردی داشت؛ نخست، حفظ آرامش اجتماعی و جلوگیری از تنش‌های داخلی در شرایطی که کشور نیازمند تثبیت نهادهای قانونی بود؛ از طرفی اتمام حجت با این جریان‌ها و فراهم کردن فرصتی عینی برای آنکه در پیشگاه ملت به آزمون گذاشته شوند و عیار ادعاهایشان آشکار گردد.</p>
<p>در این میان، روحانیت بصیر و مسئولان آگاه به خوبی می‌دانستند که پشت شعارهای پرطمطراق برخی گروه‌ها، انحراف فکری و آمادگی برای شورش علیه اراده ملی نهفته است؛ اما مصلحت عالیه نهضت ایجاب می‌کرد که این شناخت نخبگانی، از مسیر روشنگری به بصیرت عمومی تبدیل شود.</p>
<p>در سوی دیگر، سازمان مجاهدین خلق در موقعیتی متفاوت قرار داشت. این سازمان پس از بحران ایدئولوژیک سال ۱۳۵۴ و گرایش بخش عمده‌ای از کادر مرکزی آن به مارکسیسم، سرمایه اجتماعی خود را تا حد زیادی از دست داده بود. رهبران سازمان به‌خوبی می‌دانستند که اکثریت مردم ایران با انگیزه‌های دینی انقلاب کرده‌اند و جامعه مذهبی، رهبری امام خمینی را محور حرکت خود می‌داند. ازاین‌رو، بازسازی چهره عمومی و بازیابی نفوذ اجتماعی، برای آنان به یک ضرورت سیاسی تبدیل شده بود.</p>
<p>پاسخ سازمان به این بحران، نه بازنگری در مبانی فکری، بلکه سرمایه‌گذاری گسترده بر رسانه بود. در اول مرداد ۱۳۵۸، نخستین شماره نشریه &#8220;مجاهد&#8221; منتشر شد؛ نشریه‌ای که تنها یک ارگان خبری نبود، بلکه مهم‌ترین ابزار سازمان برای بازسازی هویت، جذب نسل جوان و صورت‌بندی دوباره گفتمان خود به شمار می‌رفت. انتشار این نشریه، محصول همان فضای باز سیاسی بود که جمهوری اسلامی برای فعالیت جریان‌های مختلف فراهم کرده بود.</p>
<h3>وقتی رسانه، سنگر شد</h3>
<p>نشریه مجاهد از همان آغاز، مأموریت خود را صرفاً اطلاع‌رسانی تعریف نکرد. هدف اصلی آن، بازسازی تصویر سازمان در افکار عمومی و تغییر چارچوب فهم مخاطب از تحولات انقلاب بود. این پروژه رسانه‌ای بر چند محور استوار بود: معرفی اندیشه‌های مادی‌گرایانه در پوشش آزادی و اسلام، معرفی اندیشه اسلامی با برچسب ارتجاع، حمله مستمر به روحانیت و گفتمان انقلاب اسلامی، القای انحصارطلبی و استبداد، مظلوم‌نمایی، و در نهایت معرفی سازمان به عنوان تنها مدافع آزادی و حقوق مردم.</p>
<p>در همین چارچوب، نشریه با حمله به روزنامه‌های مذهبی و انقلابی، آن‌ها را &#8220;بلندگوی ارتجاع&#8221; و &#8220;چماقدار&#8221; معرفی می‌کرد و از جوانان می‌خواست این رسانه‌ها را تحریم کنند (نشریه مجاهد، ش ۱۶، ص۱، مار در آستین انقلاب). هدف این عملیات رسانه‌ای، سلب مرجعیت از رسانه‌های انقلابی و تبدیل نشریه مجاهد به تنها منبع معتبر اطلاع‌رسانی و تحلیل سیاسی بود. در واقع، سازمان می‌کوشید پیش از آنکه در میدان سیاست پیروز شود، در میدان روایت و ادراک عمومی دست بالا را به دست آورد.</p>
<p>هدف اصلی این تاکتیک‌ها، ایجاد تردید در ذهن جامعه نسبت به حقانیت و کارآمدی نظام اسلامی و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت بود.</p>
<p>یکی از خطرناک‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین ابعاد عملکرد نشریه مجاهد، استفاده ابزاری و منافقانه از واژگان، مفاهیم و نمادهای اسلامی بود. مسئله اصلی در تقابل نظام اسلامی با مجاهدین خلق، یک اختلاف‌نظر ساده یا رقابت متعارف سیاسی نبود؛ بلکه یک انحراف عمیق عقیدتی بود که در آن، دین به مثابه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به اهدافی کاملا غیردینی و مادی‌گرایانه به مسلخ می‌رفت. مجاهدین خلق با درک علایق شدید مذهبی جامعه، آرم نشریه خود را با آیاتی از قرآن کریم تزیین کرد تا در گام اول، خطوط دفاعی ذهنی مخاطب مذهبی را بشکند.</p>
<p>بررسی این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از تقابل‌های سیاسی، ریشه در اختلافات عمیق‌تر اعتقادی و معرفتی دارند. درک این تقابل، بدون توجه به تفاوت بنیادین اسلام و مارکسیسم ممکن نیست.</p>
<p>تقابل جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق، صرفاً رقابت دو جریان سیاسی بر سر قدرت نبود. ریشه این تعارض، در دو جهان‌بینی کاملاً متفاوت قرار داشت. یک سو، اسلام با محوریت توحید، وحی، نبوت و غیب قرار داشت و سوی دیگر، قرائتی که تاریخ و جامعه را بر اساس مبانی مادی و مارکسیستی تفسیر می‌کرد. از همین رو، اختلاف اصلی نه بر سر شیوه اداره حکومت، بلکه بر سر تعریف انسان، آزادی، عدالت و مسیر تکامل جامعه بود.</p>
<h3>اسلام بر زبان؛ مارکسیسم در ذهن</h3>
<p>مجاهدین خلق دقیقاً در همین نقطه، راهبرد خود را بنا نهادند. این جریان، به جای اعلام صریح مبانی مارکسیستی، مفاهیمی همچون &#8220;توحید&#8221;، &#8220;اسلام مترقی&#8221;، &#8220;حقوق مردم&#8221; و &#8220;آزادی بیان&#8221; را به ویترین گفتمان خود تبدیل کرد و در پس این واژگان، قرائتی مادی گرایانه از اسلام را عرضه نمود؛ قرائتی که می‌کوشید مارکسیسم را نه در برابر اسلام، بلکه در دل اسلام بازتعریف کند. قرآن، نهج‌البلاغه و ادبیات دینی، در این چارچوب، دیگر سرچشمه معرفت نبودند؛ بلکه به ابزاری برای مشروعیت‌بخشیدن به اندیشه‌ای تبدیل می‌شدند که ریشه آن در جهان‌بینی مادی و الحادی قرار داشت. بدین‌ترتیب، آزادی و پیشرفت، بیش از آنکه مفاهیمی برخاسته از اندیشه اسلامی باشند، نقابی بودند که چهره واقعی این پروژه ایدئولوژیک را می‌پوشاندند.</p>
<h3>توحیدِ بی‌خدا، امامتِ بی‌فقاهت</h3>
<p>بررسی نوشته‌های منتشرشده در نشریه &#8220;مجاهد&#8221; نشان می‌دهد که آنچه با عنوان اسلام مترقی عرضه می‌شد، در عمل چیزی جز بازخوانی مارکسیسم با واژگان دینی نبود. مبانی تحلیل، از ماتریالیسم دیالکتیک اخذ می‌شد و سپس آیاتی از قرآن یا فرازهایی از نهج‌البلاغه برای تأیید همان مبانی به کار می‌رفت. هنگامی که چارچوب فکری از پیش تعیین شده باشد، متن دینی دیگر نقش مرجع را ایفا نمی‌کند؛ بلکه تنها در جایگاه مؤید نظریه‌ای قرار می‌گیرد که پیش‌تر خارج از دین شکل گرفته است.</p>
<p>پیامد طبیعی چنین رویکردی، دگرگونی مفاهیم بنیادین اسلام بود. نشریه مجاهد مفهوم توحید را از حقیقتی الهی به مفهومی صرفا طبقاتی فروکاسته و می گوید: توحید در دیدگاه‌های ایدئولوژیک ما&#8230; نفی هرگونه دوگانگی و استقرار یکپارچگی در تمام ابعاد&#8230; هدف نهایی، استقرار یک جامعه بی‌طبقه توحیدی است.(نشریه شماره ۳، صفحه ۵، یادداشت روح حاکم در نظرگاه های ما در مورد قانون اساسی طراز مکتب اسلام) در این نگاه، توحید که در اسلام به معنای یگانگی پروردگار در مقام ذات، صفات و عبودیت است، به یک هدف اقتصادی سیاسی (جامعه بی‌طبقه) فروکاسته شده است. این نگاه، کمال انسان را نه در تقرب به خدا، بلکه در انحلال طبقات اجتماعی می‌بیند که ریشه در ماتریالیسم دیالکتیک دارد.</p>
<p>همین الگو درباره امامت و رهبری نیز تکرار می‌شود. نشریه، ضمن نفی جایگاه اختصاصی فقها و روحانیت در فهم دین، می نویسد: روحانیت شیعه با همه سوابق خود بر سر دوراهی آزمایش ایستاده است. راه اول همان مذهب اعتراض و ناخرسندی تکاملی است که روحانیت مبارز را از یک سو با توده های محروم پیوند میداد و از طرف دیگر با دوری از جاذبه قدرت در برابر ظلمه و احکام جور رو در رو می نمود. راه دوم همان راه رضا و سازش است که با دور شدن از واقعیت های اجتماعی و خواسته های انقلابی و مردمی آغاز شده و به بیعت با استعمار و جاذبه های قدرت منتهی می شود. (نشریه شماره 7، صفحه2، یادداشت روحانیت شیعه بر سر دوراهی) از طرفی دیگر کسانی که فاقد بینش عمیق انقلابی هستند، صلاحیت رهبری ندارند&#8230; معیار صلاحیت، میزان پیشتازی در مبارزه طبقاتی و درک دینامیسم تکامل است. (نشریه شماره ۲۶، صفحه ۱۳، ذیل عنوان مفهوم صلاحیت از دیدگاه علی (ع))</p>
<p>مجاهدین خلق معتقدند مسیر انبیا، همان قوانین تکاملی است که مارکس آنها را به زبان علم صورت‌بندی کرده است. نشریه مجاهد با نفی جایگاه تخصصی فقها در فهم دین و حکومت، به دنبال ایجاد نوعی دیکتاتوری تشکیلاتی بود که در آن، رهبر سازمان در جایگاه ولی‌فقیه و احزاب اقماری در جایگاه شوراهای حکومتی بنشینند. این تفکر عملا به معنای حذف خدا و وحی از ساحت سیاست و جایگزینی آن با کیش شخصیت و قدرت حزبی است. در این دیدگاه، امامت و رهبری که در تشیع یک مقام قدسی و الهی است، به یک صفت سیاسی و چریکی تبدیل می‌شود. آن‌ها مدعی بودند که چون علم مبارزه را بلدند، پس صلاحیت دارند که رهبری جامعه را بر عهده بگیرند و عملا جایگزین مراجع و فقها شوند. این همان نقطه‌ای است که رهبری سازمان جای مقام امامت را می‌گیرد؛ در حالیکه در تفکر اصیل اسلامی، رهبری و امامت مشروط به علم، تقوا، عدالت و فقاهت است. صرف سابقه مبارزاتی یا توان تشکیلاتی، مجوزی برای دخل و تصرف در احکام الهی و هدایت جامعه اسلامی نیست.</p>
<p>این بکارگیری ماهرانه از ظاهر دینی، نوعی مهندسی عقیدتی بود تا جوانان متدین اما کم‌اطلاع را جذب کرده و بدون آنکه خود متوجه شوند، آن‌ها را به پیاده‌نظام یک ایدئولوژی مادی‌گرا و ضد دینی تبدیل کند.</p>
<h3>آزادی برای نفی آزادی</h3>
<p>اما در این میان، یک تناقض بنیادین و آشکار وجود داشت که پاشنه آشیل این پروژه رسانه‌ای محسوب می‌شد؛ جریانی که در متن یک نظام تازه تأسیس، از کامل‌ترین آزادی‌های سیاسی برخوردار بود، شبانه‌روز در ستون‌های نشریه پرتیراژ خود، همان نظام را به دیکتاتوری متهم می‌کرد! نشریه مجاهد در همان دورانی که ادعای اختناق داشت، با تیراژهای چندصد هزار نسخه‌ای در سراسر کشور و حتی دورترین روستاها توزیع می‌شد، دفاتر علنی برپا می‌کرد و میتینگ‌های خیابانی برگزار می‌نمود. این واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که متهم کردن نظام به استبداد، نه یک نقد منصفانه، بلکه یک راهبرد رسانه‌ای پیش‌دستانه بود. مجاهدین خلق می‌خواستند پیش از آنکه وارد فاز تقابل مسلحانه و اقدامات تروریستی علیه ملت شوند، در اذهان عمومی حاکمیت را مشروعیت‌زدایی کنند تا بعدا رفتارهای خشن و خائنانه خود را تحت عنوان مبارزه با استبداد توجیه نمایند. این تناقض آشکار، یعنی سوءاستفاده از عالی‌ترین سطح آزادی بیان برای نابودی همان بستر آزادی، مأموریت اصلی قلم‌های مسموم در نشریه مجاهد بود.</p>
<h3>سقوط نقاب ها</h3>
<p>هر پروژه فکری را باید با سرانجام آن سنجید، نه صرفاً با شعارهای آغازینش. جریان رجوی که خود را پرچم‌دار آزادی، اسلام مترقی و دفاع از حقوق مردم معرفی می‌کرد، در عمل نتوانست میان ادعاهای خود و واقعیت‌های فکری و سیاسی‌اش هماهنگی برقرار کند. هرچه زمان گذشت، فاصله میان ظاهر اسلامی و مبانی ایدئولوژیک آن آشکارتر شد. سازمان رسماً اعلام کرد که اسلام نمی‌تواند ایدئولوژی راهنمای مبارزه باشد و مارکسیسم را تنها تئوری جامع علمی برای رهایی بشریت معرفی کرد.</p>
<p>این اعترافات، برای برخی افراد پایان مسیری بود که از ابتدا نیز مقصد آن برای علمای جبهه انقلاب روشن بود؛ شهید مطهری از اولین کسانی بود که به ماهیت انحرافی این جریان پی برد و فرجام آن‌ها را پیش‌بینی کرد. ایشان در سال ۱۳۵۶ در نامه‌ای که برای امام خمینی  به نجف فرستادند، صراحتاً درباره خطر این جریان هشدار دادند. ایشان تبیین کردند که نفاق جدید، اصطلاحات فلسفه مادی‌گرای غرب و مارکسیسم را در پوسته آیات قرآن پنهان کرده است. ایشان معتقد بودند این جریان با حفظ ظاهر و پوسته الفاظ اسلامی، محتوای آن را از معنویت تخلیه کرده و با مفاهیم مادی پر می‌کند.</p>
<p>شهید بهشتی مظهر عقلانیت، سعه‌صدر و تشکیلات اصیل اسلامی بود. او به جای تقابل فیزیکی، میدان مناظره و گفتگوهای فکری را برگزید. حضور شجاعانه و مستدل شهید بهشتی در مناظره‌های تلویزیونی سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ با سران گروه‌های منحرف و تبیین دقیق مفهوم آزادی و انحصارطلبی در اسلام، ترفند مظلوم‌نمایی مجاهدین خلق را بی‌اثر کرد. استدلال‌های محکم او در برابر دوربین‌ها به جامعه نشان داد که نظام اسلامی نه تنها از انحصارگرایی به دور است، بلکه در اوج منطق و سداد فکری قرار دارد. شهید بهشتی جهان‌بینی و زیرساخت فکری مارکسیسم درست مقابل اسلام میدانست. همچنین رهبر معظم انقلاب، ماهیت سازمان را چنین توصیف می‌کنند که اگرچه نام آن اسلامی بود، اما باطن، تفکر، ایدئولوژی و نوشته‌هایش مارکسیستی محض بود. جامعه انقلابی نیز به‌تدریج با همین واقعیت روبه‌رو شد؛ اینکه همه جریان‌هایی که با ادبیات دینی سخن می‌گویند، الزاما از مبانی دینی حرکت نمی‌کنند و گاه واژه‌های مشترک، حامل دو جهان‌بینی کاملا متفاوت هستند. از طرفی دیگر مردم انقلابی که با گوشت و پوست خود طعم دیکتاتوری پهلوی را چشیده بودند، به خوبی تفاوت میان یک رهبری الهی و دلسوز را با جریانی که در حرف با نیرنگ از اسلام می‌گفت اما در عمل با هر اقدام ثبات‌آفرین نظام مخالفت می‌کرد، درک می‌کردند. تضاد رفتاری مجاهدین خلق مانند ادعای آزادی در نشریه و اعمال فاشیسم و شستشوی مغزی در مناسبات درون‌تشکیلاتی از چشم جامعه مخفی نماند.</p>
<h3>شکست جنگ روایت‌ها</h3>
<p>با وجود استفاده جریان رجوی از پیچیده‌ترین تکنیک‌ها و استخدام واژگان مقدس، پروژه رسانه‌ای نشریه مجاهد در نهایت با شکستی سخت و تاریخی مواجه شد. چرایی این شکست و ناتوانی در گمراه کردن توده‌های مردم، برجسته‌ترین فصل این تقابل فکری است. مواجهه نظام اسلامی با جریان نفاق در این برهه، برخورد سخت و امنیتی نبود؛ بلکه یک نبرد تبیینی، فکری و سرشار از روشنگری بود که ماهیت منافقانه آن‌ها را بی‌نقاب کرد.</p>
<p>تجربه تاریخی نشریه مجاهد، یکی از عینی‌ترین نمونه‌ها برای مطالعه پدیده سوءاستفاده از آزادی بیان در فلسفه سیاسی است. آزادی بیان به عنوان یکی از دستاوردهای بنیادین انقلاب اسلامی و ارزش‌های مورد تاکید فقه پویا، بستر رشد فکری و تضارب آراست. اما جریان‌های فرصت‌طلب و فاقد صداقت سیاسی، این حق ارزشمند را نه به عنوان ابزاری برای تعالی جامعه، بلکه به عنوان سپر دفاعی و سلاح تخریب می‌نگرند.</p>
<p>نشریه مجاهد از بستر قانونی و فضای باز مطبوعاتی که جمهوری اسلامی فراهم کرده بود، حداکثر استفاده را برای نفوذ، جذب نیرو، ثروت‌اندوزی و سازماندهی تشکیلاتی برد؛ اما در همان حال، قلم خود را برای نفی مبانی مشروعیت همان سیستم به کار گرفت. این همان پارادوکس مشهور در علوم سیاسی است: استفاده از آزادی برای نابودی آزادی.</p>
<h3>درس‌های امروز از یک تجربه تاریخی</h3>
<p>تاریخ، آینه‌ای برای درک امروز است و شگردهای رسانه‌ای جریان نفاق با رفتن مسعود رجوی و تعطیلی فیزیکی نشریه مجاهد در داخل کشور به پایان نرسید. بررسی جریان‌شناسی مطبوعاتی و رسانه‌ای معاصر نشان می‌دهد که برخی از همان الگوهای گفتمانی، با موضوعات تازه و لایه‌های پیچیده‌تر، در فضای رسانه‌ای و مجازی بازتولید شده‌اند.</p>
<p>از این منظر، بررسی آثار و مواضع برخی فعالان برآمده از این سنت فکری، می‌تواند برای شناخت امتداد این الگوهای گفتمانی قابل توجه باشد. تحلیل‌گران جریان‌شناسی اعتقادی بر این باورند که گفتمان این نحله‌ها، اشتراکات مبنایی فراوانی با جهان‌بینی ماتریال دیالکتیک و رویکرد جریان نفاق دارد.</p>
<p>این امتداد تاریخی هشدار می‌دهد که نفاق جدید لزوماً با همان نام‌ها و سازمان‌ها بازنمی‌گردد؛ بلکه ممکن است با ادبیاتی تازه، چهره‌ای متفاوت و رسانه‌هایی جدید ظاهر شود، در حالی که جوهره آن ــ یعنی تهی‌کردن مفاهیم دینی از محتوای توحیدی و بازتعریف آن‌ها بر اساس مبانی غیرالهی ـ همچنان تکرار می‌شود.</p>
<p>همان‌گونه که در سال ۱۳۵۸، حکمت رهبری، روشنگری بی‌وقفه علمای آگاه همچون شهیدان بهشتی و مطهری، و بصیرت نافذ مردم انقلابی توانست پروژه عظیم و پرهزینه نشریه مجاهد را بی‌اثر و خنثی سازد، امروز نیز استمرار همان راهبرد تبیینی، تنها راه پاتک به جنگ شناختی و ترکیبی دشمنان است.</p>
<p>تجربه نشریه مجاهد نشان داد که بزرگ‌ترین تهدید برای یک انقلاب، همیشه از لوله تفنگ آغاز نمی‌شود؛ گاه از واژه‌ها آغاز می‌شود. هنگامی که مفاهیم مقدسی چون اسلام، آزادی، عدالت و مردم از معنای اصیل خود تهی شوند و در خدمت جهان‌بینی دیگری قرار گیرند، نبرد اصلی دیگر در خیابان نیست، بلکه در ذهن‌هاست. از همین رو، مهم‌ترین درس این تجربه تاریخی آن است که پاسداری از حقیقت، پیش از هر چیز، پاسداری از معنای مفاهیم و مرزبانی از اندیشه است.</p>
<p>کامران شیرازی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69176">وقتی پروژه نفوذ با ادبیات دینی دنبال شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69176/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملکرد رجوی در تضاد با ماهیت فلسفه عاشورای حسینی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 06:55:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68854</guid>

					<description><![CDATA[<p>دوباره محرم با آن حال و هوای سحر انگیزش از راه می رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می رسد. نوای یا حسین گوش و جان را نوازش می دهد. زمزمه ای که همواره ورد زبان مردم ایران بوده است و با نشات گرفتن از ذکر یاد حسین (ع ) بوده که توانستند نام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854">عملکرد رجوی در تضاد با ماهیت فلسفه عاشورای حسینی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دوباره محرم با آن حال و هوای سحر انگیزش از راه می رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می رسد. نوای یا حسین گوش و جان را نوازش می دهد. زمزمه ای که همواره ورد زبان مردم ایران بوده است و با نشات گرفتن از ذکر یاد حسین (ع ) بوده که توانستند نام این سرزمین را با غرور نگه دارند و از گزند حوادث حفظ کنند. امام حسین به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسه ای خلق کرد که با یادآوری آن می توان برای حرکت ها و مبارزات ظلم ستیزانه بعدی، در طول دوران پس از امام حسین (ع) و یارانش الگوبرداری کرد. درباره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته اند ولی باز هم جای نوشتن باقی است. چرا که این رویداد از چنان ابعاد گسترده ای برخوردار است که هرچه بیشتر به تحلیل و بررسی آن پرداخته شود، ابعاد تازه تری از آن اشکار خواهد شد.</p>
<p>عاشورا نه یک حادثه بلکه یک فرهنگ است. فرهنگی برخاسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتی را در استحکام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد برگ های آن ایفا کرده است. عاشورا هیچگاه در محدوده زمان و جغرافیای خاصی محصور نمانده است. بلکه همواره الهام بخش تشیع در راستای حرکت ها، جنبش ها و قیام های راستین شیعه، در برابر کانون های ظلم و کفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجری تا امروز همچون چشمه های جوشان و خروشان تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب نموده است. و الهام بخش بسیاری از نهضت های حق علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامی ایران در سال 57 با الهام از قیام سرخ فام عاشورا شکل گرفت و الهام بخش مبارزات بسیاری از جنبش ها و مردم ستمدیده منطقه شد.</p>
<p>با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 مسعود رجوی به همراه کادرهای باقیمانده از زندان آزاد و با صدور اطلاعیه ای، جنبش ملی مجاهدین خلق که شاخه سیاسی این سازمان تلقی گردید را اعلام و شروع به عضو گیری نمودند. رجوی علیرغم این که هیچ اعتقادی به رهبری آیت الله خمینی و دیگر رهبران روحانی نداشت واعتقاد داشت که رهبری انقلاب به سرقت رفته و خود را رهبر انقلاب می دانست با اعلام اینکه سازمان وی اسلام راستین و تشیع علوی را نمایندگی می کند و در ادامه همان قیام سرخ فام و اهداف امام حسین (ع ) است پا به عرصه اجتماعی جامعه گذاشت و تلاش نمود در افکار عمومی مردم ایران اهداف خود را در محقق نمودن همان آرمان امام حسین (ع ) و اسلام راستین معرفی نماید.</p>
<p>سخنرانی موسی خیابانی فرد شماره دو این تشکیلات با موضوع عاشورا فلسفه آزادی در سال 59 در مسجد دانشگاه تهران یکی از مواردی بود که مجاهدین خلق تلاش نمود در اذهان قشر جوان و تحصیل کرده جامعه و بخصوص در محیط های دانشگاه خطی متفاوت بلحاظ درک و برداشت های این تشکیلات با اسلام سنتی حاکم بر جامعه که توسط قشر روحانیت تبلیغ و نمایندگی میشد، بکشد. رهبران مجاهدین خلق با تبلیغات وسیع در سطح جامعه خود را تنها مبلغان و نمایندگان اسلام راستین و میرث دار نهضت امام حسین معرفی نمودند. آنها چنین تبلیغ می کردند که ایدئولوژی اسلامی مجاهدین خلق غبار از رخ دین زدوده است و تلاش دارد قیام امام حسین را از پس مراسم تعزیه داری وعزداری رایج جامعه خارج و آن را بعنوان یک راه کار انقلابی در سطح جهان استمرار بخشد. رهبران مجاهدین خلق با هرگونه مراسم عزاداری رایج سنتی مانند سینه زنی، و برافراشتن علم و کتل و پخش نذری مخالف بودند و آن را معلول تفکرات ارتجاعی از اسلام و مذهب تشیع می دانستند.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854">عملکرد رجوی در تضاد با ماهیت فلسفه عاشورای حسینی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رمضان در اوین و سنگ‌اندازی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Mar 2025 06:58:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64427</guid>

					<description><![CDATA[<p>در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، گروه‌های مختلفی در زندان‌ها فعالیت می‌کردند که هریک با مبانی فکری و اعتقادی خاص خود به سر می‌بردند. یکی از این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق بود که با شعارهای مذهبی و انقلابی وارد عرصه مبارزه شده بود، اما در ادامه بسیاری از اعضای این سازمان در مقابل اصول [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427">رمضان در اوین و سنگ‌اندازی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، گروه‌های مختلفی در زندان‌ها فعالیت می‌کردند که هریک با مبانی فکری و اعتقادی خاص خود به سر می‌بردند. یکی از این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق بود که با شعارهای مذهبی و انقلابی وارد عرصه مبارزه شده بود، اما در ادامه بسیاری از اعضای این سازمان در مقابل اصول و معیارهای دینی ایستادند، خاطره‌ای که در ادامه آمده به مواجهه  گروهی از اعضای مجاهدین خلق با مسائل دینی در زندان اوین و بی‌توجهی آن‌ها به ارزش‌های اسلامی تاکید دارد. این روایت را به نقل از کتاب خاطرات محمدحسن خاکساران است که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی گردآوری و منتشر شده می‌خوانیم:</p>
<p>درباره‌ عدم توجه سران سازمان به معيارها و ارزش‌هاى دينى و سنتى بى‌مناسبت نيست به خاطره‌اى از زندان اشاره كنم؛ در مقدمه ذكر اين نكته ضرورى است كه در زندان مجموعه‌هاى متعددى از نظر فكرى و اعتقادى حضور داشتند كه به نوعى با هم ارتباط و تعامل و گاهى برخورد و تضاد پيدا مى‌كردند. اين مجموعه‌ها به طور كلى به دو مجموعه و گروه مسلمان و غيرمسلمان تقسيم مى‌شدند، ولى خود مسلمان‌ها نيز با هم اختلافاتى داشتند و از اين نظر به سه گروه تقسيم مى‌شدند كه گروهى همين اعضاى سازمان مجاهدين خلق بودند؛ گروهى هم ما بوديم كه هم‌چنان محدود بود و با مجاهدین خلق درگيرى و تضاد داشتيم؛ گروهى هم برادران مسلمان و معتقد ما بودند كه ارتباط گرم و صميمانه‌اى با ما داشتند، ولى مثل ما خودشان را با اعضاى سازمان درگير نمى‌كردند و به تعبير ديگر بى‌طرف بودند.</p>
<p>ارتباط و تعامل اين گروه‌هاى مسلمان و غيرمسلمان با هم، علاوه بر بحث و جدل‌هاى فكرى و اعتقادى، به طور عمده در رسيدگى به وضعيت بند از نظر نظافت، تهيه‌ مقدمات صرف غذا مثل پهن، جمع كردن سفره، شستن ظروف و امورى از اين دست بود كه براى مراعات عدالت هر مجموعه موظف بود، هر روز يا هر هفته دو نفر را به صورت كارگر معرفى نمايد. اين روش در روزها و ماه‌هاى عادى سال بدون مشكل خاصى ادامه داشت، اما با فرا رسيدن ماه مبارک رمضان اين روش با مشكل مواجه شد و ما مجبور شديم از آن مجموعه جدا شويم.</p>
<p>اصل قضيه از آن‌جا شروع شد كه قبل از آغاز ماه مبارک رمضان، رابط سازمان با جمع ما كه حسين فيض نام داشت، پيش من آمد و گفت كه ما با اين گروه‌هاى كمونيستى و چپى توافق كرده‌ايم كه در اين ايام براى افطارى و شام دو كارگر ما بدهيم و دو كارگر آنان بدهند؛ براى سحر چون آنان روزه نمى‌گيرند و به اين امور اعتقادى ندارند، كارگر هم نمى‌دهند؛ ولى ما بايد مطابق معمول براى آماده كردن مقدمات صرف ناهار آنان كارگر معرفى كنيم. من گفتم ما با اين روش مخالفيم، زيرا با مبانى اعتقادى ما سازگارى ندارد و اصولا مبارزه‌ ما با رژيم كه به خاطر آن زندانى شده‌ايم، به دليل همين مسائل دينى و اعتقادى بوده است و حالا چگونه ما اعتقاداتمان را زيرپا بگذاريم و در ماه رمضان براى كسى كه به خدا اعتقاد ندارد و روزه نمى‌گيرد، مقدمات ناهار را فراهم كنيم؟</p>
<p>در اين‌جا رابط سازمان براى اين‌كه حرف خودش را به كرسى بنشاند، به دروغ گفت كه به هر حال اين نظر را همه‌ گروه‌ها پذيرفته‌اند و شما كه در اقليت قرار داريد، بايد به خواسته‌ اكثريت تن بدهيد. علاوه‌ بر اين‌كه شرايط زندان نيز همين است. من گفتم كه ما شرايط زندان و تصميم‌گيرى اكثريت را تا آن‌جا قبول داريم كه با معيارها و دستورات اسلامى و دينى ما مغايرت نداشته باشد و اگر شما بر خواسته‌ خود پافشارى كنيد، ما از گروه جدا مى‌شويم. من بلافاصله به ديگران اطلاع دادم و وسايلمان را جمع كرديم و با گرفتن يخچالى جداگانه به همراه دوستانمان به يكى از اتاق‌هاى زندان نقل مكان كرديم. آنان وقتى ديدند تصميم ما جدى است و اين جدايى ممكن است بازتاب خوبى براى آنان نداشته باشد، چون درباره‌ جمعى بودن تصميم‌شان دروغ گفته بودند، هنگام افطار دوباره رابطشان را پيش ما فرستادند تا با تهديد و ارعاب و بايكوت كردن، ما را منصرف كنند كه من ناراحت شدم و در جوابش گفتم كه ما تصميم درست و به جايى گرفته‌ايم و روى آن هم ايستاده‌ايم و از تهديدات شما نمى‌هراسيم؛ ولى اگر بخواهيد اقدامى عليه ما انجام بدهيد، بنده هم مقابله به مثل كرده و به ناچار اعترافات و حرف‌هايتان را در بازجويى كه نشانگر نقاط ضعف شماست، افشا و برملا مى‌كنم. بحمدالله اين تهديد من مؤثر افتاد و آنان دست از سر ما برداشتند و به اصطلاح كوتاه آمدند و ما توانستيم ماه رمضان آن سال را به آرامى و در فضايى صميمى و با جمعى از افراد متدين و اهل قرآن و نماز و روزه به خوبى و خوشى بگذرانيم.</p>
<p>درباره‌ تهيه‌ افطارى و سحرى و مقدمات آن نيز مشكل خاصى نداشتيم؛ زيرا هر روز يک نفر به‌ صورت كارگر داوطلب تهيه‌ مقدمات افطار مى‌شد؛ علاوه بر اين‌كه غالب خود من مقدمات سحرى را فراهم مى‌كردم؛ به اين صورت كه ساعتى قبل از سحر از خواب بيدار مى‌شدم و اقدامات لازم را انجام مى‌دادم و سپس دوستان را بيدار مى‌كردم.از اين خاطره و نمونه‌هاى فراوان ديگرى كه من فعلا به ياد ندارم، معلوم مى‌شود كه مجاهدين خلق به نام افرادى كه ظاهرآ داعيه‌ى اسلام و دين داشتند، در عمل با زيرپا گذاشتن دستورات و شعاير دينى به نفع چپى‌ها و كسانى كه سرسازگارى با دين و ديانت نداشتند كار مى‌كردند.</p>
<p>منبع: خاطرات محمد حسن خاکساران، به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427">رمضان در اوین و سنگ‌اندازی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>من اعتراف می کنم&#124; کتابی که از سوی سازمان مجاهدین خلق بایکوت شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63975</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63975?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Feb 2025 08:00:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[وحید افراخته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63975</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد رحمانی، پژوهشگر تاریخ معاصر گفت: در واقع می‌توان تاریخ را از دریچه تبلیغاتی روایت نکرد. در واقع کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; نقد عمیق تاریخ‌نگاری معاصر و انقلاب است و از سوی سازمان مجاهدین خلق بایکوت شده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مصطفی اسدزاده، نویسنده و پژوهشگر در نشست نقد و بررسی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63975">من اعتراف می کنم| کتابی که از سوی سازمان مجاهدین خلق بایکوت شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد رحمانی، پژوهشگر تاریخ معاصر گفت: در واقع می‌توان تاریخ را از دریچه تبلیغاتی روایت نکرد. در واقع کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; نقد عمیق تاریخ‌نگاری معاصر و انقلاب است و از سوی سازمان مجاهدین خلق بایکوت شده است.</p>
<p>به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مصطفی اسدزاده، نویسنده و پژوهشگر در نشست نقد و بررسی کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; اثر محمد رحمانی که در سرای اهل قلم برگزار شد، گفت: در خدمت شما هستیم تا جدی‌تر به نقد کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; با زیرعنوان زندگی و زمانه وحید افراخته عضو مرکزی سازمان مجاهدین خلق بپردازیم. شاید این جلسه بعد از برگزیده شدن این کتاب در دو جایزه ادبی جلال آل احمد و کتاب سال جمهوری اسلامی نخستین جلسه‌ای است که درباره این کتاب برگزار می‌شود.</p>
<p>وی افزود: آنچنان که رحمانی در مقدمه این کتاب توضیح داده است، کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; در پنج فصل تدوین شده است. در فصل اول زندگی افراخته از ابتدا تا انتها مرور شده است، در فصل دوم وضعیت دوران کودکی، عضویت افراخته در انجمن حجتیه، شهر و دانشگاه و جامعه و نهایتاً چگونگی عضویت او در سازمان مجاهدین خلق بررسی شده است.</p>
<p>اسدزاده بیان کرد: در فصل سوم به تعبیر نویسنده روایتی جامع از انجام عملیات نظامی در سازمان مجاهدین خلق که افراخته در آن یا فرماندهی عملیات را بر عهده داشته و یا مطلع بوده است، بحث شده است. در فصل چهارم با عنوان برادرکشی ریشه‌های تئوریک التقاط و داستان تسویه‌های خونین سازمان مجاهدین خلق بررسی شده و در نهایت در فصل پنجم با عنوان پیوست؛ مهم‌ترین تحلیل‌ها، خاطرات و دست‌نوشته‌های منسجم اعضای سازمان مجاهدین خلق مرور شده است. خداقوت می‌گویم به محمد رحمانی، پژوهشگر این اثر که در جایی اعلام کرده بود که این اثر ماحصل و دستاورد دوران روزنامه‌نگاری من بوده است.</p>
<p>وی در ادامه گفت: من به تازگی خواننده این کتاب شدم. محمد رحمانی در جایی اعلام کرده بود که تلاش کردم کتابی بنویسم تا کسی نتواند آن را به زمین بگذارد و خواننده و عاشق این کتاب باشد. من هم اینچنین بودم و کتاب، من را با روایتی که در نزدیک به هزار صفحه نوشته شده است، همراه کرد. چه خوب که در خدمت احمدرضا کریمی هم هستیم که در این کتاب نامی از کریمی برده شده و گفت‌وگویی هم با او در کتاب درج شده است. اسدزاده بیان کرد: محمد رحمانی اشاره می‌کند که در حدود صد ساعت مصاحبه اختصاصی با کسانی که به هر نحو نامی از آنها در این پرونده و کتاب برده شده، انجام داده است، اما به دلیل وسواس پژوهنده و نویسنده این کتاب، فقط ۵ صفحه از این مصاحبه‌ها در این کتاب بنا به اذعان نویسنده، استفاده شده است.</p>
<p>همچنین محمد رحمانی، پژوهشگر تاریخ معاصر در این نشست گفت: قبل از اینکه به ماجرای کتاب بپردازم از این تریبون که زیرمجموعه وزارت ارشاد است، از وزیر ارشاد تقاضایی دارم، من بیش از ده سال است که بر روی کتاب دیگرم سرمایه‌گذاری کرده‌ام، وقت و انرژی گذاشتم و نه از ارشاد و نه از نهادهای نظارتی و حاکمیتی و حمایتی بودجه‌ای طلب کردم و با عشق خودم به تاریخ همانطور که این کتاب را نوشتم، چه بسا بسیار دقیق‌تر و چه بسا بسیار سخت‌تر کتاب جدیدم را نوشتم و الان نزدیک به یک سال است که منتظر دریافت مجوز آن هستم.</p>
<p>رحمانی با بیان اینکه آدمی نیستم که به کنایه سخن بگویم، افزود: آدمی نیستم که شلوغ کنم اما واقعاً خسته شده‌ام. بعد از یک سال نمی‌دانم که چه کار دیگری باید انجام بدهم تا مجوز کتابم را دریافت کنم. من سال ۱۴۰۲ برنده جایزه ادبی جلال شدم، بنابراین حداقل اخلاق این است که نمک‌شناس باشم و از آنجایی که بعد از این به من می‌گویند؛ برنده کتاب سال جمهوری اسلامی، لذا سعی کردم بعد از آن با تفکر بیشتری بنویسم.</p>
<p>وی بیان کرد: یک سال زمان من در بلاتکلیفی گذشته است. موضوع کتاب جدید من &#8220;چرایی ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی&#8221; است. سال‌های سال تنها راوی این ماجرا خود سازمان بوده است و هیچ روایت جدی و منسجمی از این ماجرا وجود ندارد. من تلاش کردم روایت دقیقی از این ماجرا تقدیم کنم، خودم را فرزند انقلاب می‌دانم، همه سوابق و تلاشم مؤید همین موضوع است. وقتی به جشنواره فیلم فجر می‌روم یا در جاهای دیگر می‌بینم؛ به راحتی اسلام و انقلاب با مخاطب بسیار گسترده‌تر به چالش کشیده می‌شود. ایرادی ندارد و من طبیعتاً مدافع سانسور نیستم ولی مدت یک سال است که عمرم را گذاشته‌ام تا مجوز کتابی را دریافت کنم که ده سال از عمرم را برای نوشتن آن گذاشته‌ام.</p>
<p>رحمانی گفت: من واقعاً از انتظار خسته شده‌ام و اگر تا آخر امسال مجوز کتاب صادر نشود، مجبور هستم تا پی‌دی‌اف آن را به بازار کتاب بفرستم و این برای مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درست نیست. به واسطه‌های مختلف هم به گوش وزیر ارشاد رسانده‌ایم که گفته‌اند صبر کنیم، نمی‌دانم تا چه زمانی باید صبر کنیم! جسارت من را ببخشید اگر این بخش از صحبتم کمی تند بود. من یک نویسنده و عاشق تاریخ ایران هستم. من عاشق کشورم هستم و لحظه‌شماری می‌کنم تا کتاب جدیدم به دست مخاطب برسد.</p>
<p>وی افزود: عنوان کتاب &#8220;نبرد هژمونی‌ها، چرا برادرکشی&#8221; است. البته گفته‌اند &#8220;چرا برادرکشی&#8221; را حذف کنید. بر اساس اصلاحیه ارشاد، کتاب ویرایش شد اما هنوز نتیجه دریافت مجوز نامشخص است. کاش امروز می‌توانستیم بنشینیم و در مورد آن کتاب گفت‌وگو کنیم.</p>
<h3>وحید افراخته ماحصل یک عمل‌زدگی است</h3>
<p>نویسنده کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; بیان کرد: اما در مورد کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; باید اول ببینیم که وحید افراخته چه کسی است. برخی به من می‌گفتند وقتی وحید افراخته در سال ۵۴ اعدام شده است، دیگر چرا رفتی هزار صفحه در مورد این شخصیت نوشتی؟ مادرم به من می‌گوید یک کار مفید برای جامعه انجام بده، چرا می‌نشینی و کتاب هزار صفحه‌ای در مورد منافقی می‌نویسی که او را کشته‌اند!</p>
<p>رحمانی گفت: وحید افراخته فقط وحید افراخته نیست و یک جریان و حادثه مهم است. او یک آدم بزدل و ترسو است که چهار تا سیلی خورده و اعتراف کرده است. تصور بر این است که چون اطلاعات زیادی داشته، شروع به اعتراف کرده است اما این گونه نیست. وحید افراخته ماحصل یک عمل‌زدگی است. یک آدمی که به خودش اجازه می‌دهد، دستش بر روی ماشه باشد و فکر می‌کند چون به حق است پس می‌تواند حتی ماشه را به روی صمیمی‌ترین دوستش بچکاند. او مجید شریف واقفی را تکه‌تکه کرد و سوزاند و به خودش تردید هم راه نداد و این عمل را یک عمل مردمی می‌دانست. چون احساس می‌کرد مجید به سازمان خیانت کرده و اگر جلویش را نگیرد، سازمان انقلابی و سازمانی که دارد به مردم خیانت می‌کند، دچار آسیب جبران‌ناپذیری می‌شود. در این کتاب این اندیشه را زیرسوال بردیم.</p>
<p>وی افزود: یک روز ممکن است وحید افراخته یک فرد مذهبی باشد که بر قرآن و نهج‌البلاغه بسیار مسلط است، اگر نامه‌هایی را که به مادرش نوشته است، مرور کنید کمتر بچه مذهبی را می‌بینید که اینقدر دقیق بر روی نهج‌البلاغه تسلط داشته باشد و تا این حد شیوا مطلب بنویسد. همین شخص با این نگاه وقتی وارد اندیشه‌های مارکسیستی می‌شود و به دلیل عمل‌زدگی که این جریان دارد، راه تغییر می‌کند، چون در اینجا عمل است که اصالت دارد نه تفکر. این ماکیاولیستی است که نشان می‌دهد وحید افراخته و سازمان مجاهدین خلق به راحتی دست به چه جنایتی می‌زنند. مسئله من تاریخ است. چگونه می‌توانیم از تاریخ عبرت بگیریم؟</p>
<p>رحمانی بیان کرد: همین جریان است که به خودش اجازه می‌دهد، یک دختر ۱۶ ساله را بفرستند تا یک عملیات فدایی را اجرا کند. من در پژوهشم همیشه از خطا پرهیز کرده‌ام، تلاشم این است که منصفانه رخدادهای سال‌های مختلف را بررسی کنم و دقتم بر این است که رخدادها در زمان‌های گوناگون اتفاق افتاده است. هر مقطع زمانی فهم زمانی خاص خود را دارد. وحید افراخته هم از ابتدا قرار بر این نبود که آدمکش بشود و گام به گام اتفاق افتاد. آدم‌ها را صفر و یک نبینیم. کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; هم نزدیک به پنج سال اجازه انتشار نگرفت. در واقع می‌توان تاریخ را از دریچه تبلیغاتی روایت نکرد. این کتاب از سوی سازمان مجاهدین خلق بایکوت شده است. در واقع کتاب &#8220;من اعتراف می‌کنم&#8221; نقد عمیق تاریخ‌نگاری معاصر و انقلاب است.</p>
<p>احمدرضا کریمی، نویسنده، پژوهشگر حوزه تاریخ و عضو سابق مجاهدین خلق در این نشست با اشاره به اینکه این کتاب همه اعترافات وحید افراخته است؛ یا خیر، گفت: او یکسری رهنمود به برخی از اشخاص می‌داده است که آنها مصلحت ندانستند که نامشان در جایی مطرح شود. مثلاً نقشه‌ای که برای ترور مقامات رژیم داشتند و… که جزء موارد خصوصی سازمان به شمار می‌رفت و بیان نشده است. این اطلاعات باید محفوظ می‌ماند و نباید منتشر می‌شد. برای بیان آنچه در این کتاب آمده نیز به سختی به اسناد دسترسی پیدا کردیم.</p>
<p>وی افزود: خلأ پیوندهای خانوادگی باعث جذب افرادی مانند وحید افراخته در سازمان مجاهدین خلق شد. بیشتر بچه مذهبی‌ها و افرادی که در یکسری از باورها مسخ شده‌اند و آنها را مذهب می‌دانند، جذب سازمان می‌شدند. مثلاً یکی از اعضای سازمان با افتخار می‌گفت که من تاکنون بچه‌هایم را نبوسیده‌ام یا خانم‌هایی را می‌شناسم که غیرمذهبی نیستند و سختگیری‌های وحشتناکی در مورد واجبات داشتند. خانواده‌های چریک فدایی روابط خیلی خیلی نزدیکی داشتند. گاهی همفکر بودند. مثلاً احمد اشرف برادر اشرف در جامعه‌شناسی سرشناس است، بنابراین در این مورد نمی‌توان به طور کلی سخن گفت.</p>
<p>وی بیان کرد: من خودم با سختگیری‌های خیلی شدید پدرم در خانه مواجه بودم. نکته قابل توجه این است که بیشتر اعضای مجاهدین خلق از خانواده‌های معیوبی بودند، به عبارتی معیوب بهترین تعبیر برای بیان این رابطه است. اصلاً سازمان بر همین مبنا عضوگیری می‌کرد و این روش عضوگیری از سوی محمد ضابطی که مسئول اجتماعی سازمان بود، طرح و اجرا شده بود.</p>
<p>احمدرضا کریمی در ادامه به بیان چندین روایت از اعضای سازمان پرداخت.</p>
<p>خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63975">من اعتراف می کنم| کتابی که از سوی سازمان مجاهدین خلق بایکوت شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63975/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از ادعا تا واقعیت ؛ مجاهدین خلق و طرح جدایی دین از دولت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62765</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62765?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2024 08:23:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62765</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8220;طرح جدایی دین و دولت&#8221; توسط مجاهدین خلق در آبانماه سال ۱۳۶۴ و مناسبت سازی سالانه از چنین ادعایی، مسلما نشان از یک فریبکاری بزرگ برای سرپوش گذاشتن بر ماهیت فرقه گرایانه و غیر دموکراتیک بودن مجاهدین خلق در نزد دیگر مدعیان اپوزیسیون و حامیان سیاسی بین‌المللی آنها دارد، ادعایی که هرگز با ساختار فرقه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62765">از ادعا تا واقعیت ؛ مجاهدین خلق و طرح جدایی دین از دولت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;طرح جدایی دین و دولت&#8221; توسط مجاهدین خلق در آبانماه سال ۱۳۶۴ و مناسبت سازی سالانه از چنین ادعایی، مسلما نشان از یک فریبکاری بزرگ برای سرپوش گذاشتن بر ماهیت فرقه گرایانه و غیر دموکراتیک بودن مجاهدین خلق در نزد دیگر مدعیان اپوزیسیون و حامیان سیاسی بین‌المللی آنها دارد، ادعایی که هرگز با ساختار فرقه ای مجاهدین خلق همخوانی ندارد.</p>
<p>یکی از مسائل مهم و عناصر بنیادشکن دین، که همواره نظر دین پژوهان و جامعه شناسان دین را به خود جلب کرده است و آن ها پیوسته در اندیشه یافتن راه حلی برای مقابله با آن بوده اند، بحث فرقه و فرقه گرایی در مذاهب و گرایش ها و تمایلات مخالف نسبت به سازمان های دینی است، مشکلی که از دیرباز وجود داشته و در عصر حاضر نیز به یکی از مقولات مهم و پیچیده جوامع بشری  تبدیل شده است.</p>
<p>ارائه خط مشی مناسب، از کارکردهای مهمی است که یک سازمان دینی باید برای ارائه تحلیل و نهادینه شدن آن در یک جامعه، تلاش مضاعفی از خود نشان دهد. به همین دلیل است که اصلی اساسی برای گرویدگان به هر دینی، بنیادگرایی درباره آن دین معرفی شده است.</p>
<p>طبق همین فرایند است که به تدریج ، نظریه های معکوس در قالب و بیانی مخصوص در مقابل سازمان دینی عام به تدریج رشد کرده و افرادی را بر آن می دارند که اصلاحاتی درونزا ایجاد نمایند و خود را از وابستگی های دامنگیر رها ساخته ، مستقل وارد عمل شوند و با ارائه طرحی اصلاحی ، با روشی خاص ، برای اداره اندیشه دینی جامعه بسیج شوند.</p>
<p>بر همین اساس، در کنار عقاید سازمان دینی عام، انشعابی طراحی شده که در ظاهر جنبه دینی خود را حفظ میکند، ولی در باطن ،از یک نوع واگرایی رادیکالی نسبت به سازمان دینی نهادینه شده در جامعه برخوردار است.</p>
<p>بنابراین سازمان مجاهدین خلق نیز ، یک گروه مذهبی فرقه گرا و نمونه  بارز یکی از همین  انشعابات طراحی شده است.</p>
<p>این تشکل با برداشت های متفاوت از اسلام  و با پایه قراردادن ماتریالیسم، ایدئولوژی خود را بنا نهاده و با پدیده های پیرامون خود تنظیم رابطه میکند. که بیشترین ابعاد فاجعه بار آن در درون مناسبات خود این فرقه تروریستی دیده می شود که چگونه با جلسات  تفتیش عقیده مستمر، شکنجه های روحی و روانی، اعضاء را به تمکین اجباری از ایدئولوژی که توسط رهبری این فرقه طراحی و تدوین شده وا میدارد.</p>
<p>راه اندازی انقلاب ایدئولوژیک در سال ۱۳۶۴ و رسمیت بخشیدن به رهبری خود انتصابی مادام العمر  مسعود رجوی در تشکیلات مجاهدین خلق و بدنبال آن طلاق های اجباری که از سال ۱۳۶۸ به بعد در درون تشکیلات شکل گرفت حاکی از تکمیل پروسه تبدیل شدن مجاهدین خلق به یک فرقه تمام عیار با تمامی شاخص های آن بوده است بنحویکه ساختار تشکیلاتی و درونی مجاهدین خلق را از هرگروه سیاسی و یا اجتماعی بنحو بارزی متمایز می سازد.</p>
<p>بررسی عملکرد و مواضع تشکیلات مجاهدین خلق و ساختار درونی آن طی چند دهه گذشته، آشکارا اثبات می‎کند که شکل‎گیری یک فرقه سیاسی – مذهبی  مبتنی بر &#8220;خشونت‎ورزی&#8221;، &#8220;التقاط ایدئولوژیک&#8221;، &#8220;ماجراجویی&#8221;،&#8221;افراط‎گری&#8221; و &#8220;تقدیس تشکیلات&#8221; با رهبری خودکامه نمی‎تواند مسیر و فرجام صحیحی یابد و ثمرات تلخ و فاجعه‎بار آن برخاسته از ریشه‎های آفت‎زده‎ای است که نادیده گرفتن آنها مستلزم نفی واقع‎بینی خواهد بود.</p>
<p>ساختار درونی مجاهدین خلق یک ساختار فرقه ای و نامتعارف است. مسعود رجوی  بعنوان رهبر فرقه در حال ارتباط با دنیای ماورءالطبیه بوده و به پیروان خود وعده بهشت را میدهد.</p>
<p>مریم رجوی، همسر و مبلّغ اصلی رهبری مسعود،این اندیشه را در اعضای سازمان القاء میکند که او با امام زمان در ارتباط بوده و فرامین خود را از او میگیرد.مریم میگوید :&#8221;مسعود رجوی تنها در مقابل امام زمان مسئول است و هرگز در تشکیلات به کسی پاسخگو نیست.&#8221;</p>
<p>در تشکیلات مجاهدین خلق زیر سوال بردن رهبر یک جرم نابخشودنی است و ستایش از رجوی یک وظیفه فرقه ای در  درون تشکیلات مجاهدین خلق بحساب می آید. به همین دلیل است که رجوی هرگز پاسخگوی اعمال خلاف عرف و شرع  و همچنین خطاهای استراتژیکی و حتی تاکتیکی که طی این سالیان در تشکیلات مجاهدین خلق مرتکب شده ، نبوده است.</p>
<p>بدین ترتیب ادعای &#8220;جدایی دین از دولت&#8221; و &#8220;آزادی ادیان و مذاهب&#8221;توسط رهبری مستبد و فاشیست مجاهدین خلق و تبلیغ  بیرونی آن یک فرافکنی آشکار از عوام فریبی و سرپوش گذاشتن بر ماهیت چندش آور فرقه ای درون تشکیلاتی رجوی  است که سعی بر سرپوش گذاشتن بر مناسبات فاسد این فرقه دارد.</p>
<p>مسلماً فرقه ای که حتی در خصوصی ترین زوایای زندگی اعضای این فرقه اعم از زن و مرد نظارت دارد و اعضای فرقه را مستمرا بخاطر تخطی از قوانین تشکیلات، مورد حسابرسی های مشمئز کننده قرار می دهد، هرگز نمی تواند مدعی &#8220;جدایی دین از دولت&#8221; در نزد  مردم ایران باشد. چرا که این ادعا یک فریب بزرگ و وقیحانه، توسط رهبری سازمانی است که سعی می کند گند و کثافت درون فرقه ای خود را از نگاه مردم ایران پوشیده نگه دارد.</p>
<p>آش آنقدر شور است که سران فرقه مجاهدین خلق حتی به تعهدات خود در مقابل اعضایی که فاقد ایدئولوژی مجاهدین خلق بوده و یا دین دیگری داشتند نیز پایبند نبودند.اجبار چنین اعضایی به تغییر باورها و انتخاب ایدئولوژی مجاهدین خلق و برخوردهای سخت با آنها خود داستان فاجعه بار دیگری است که نیاز به بحث جداگانه ای دارد.</p>
<p>مسلماً فساد هم یکی از پایه های حذف نشدنی در مجاهدین خلق است که هنوز ابعاد فاجعه بار آن از جمله تشکیل حرمسرا (خانه فساد) برای رهبر فرقه توسط مریم رجوی از زنانی که عضو شورای رهبری این فرقه می شدند، یا تجاوز مسئولین مرد به اعضای نوجوان ، بدرستی افشا نشده است.</p>
<p>بنابراین سرنوشت مجاهدین خلق در تاریخ مبارزات معاصر ایران ، بدور از هرگونه ادعاهای مردم پسند، تجربه ای تلخ  از یک حرکت انحرافی ، ضد ملی و ضد میهنی تحت پوشش &#8220;مبارزه با جمهوری اسلامی ایران&#8221; در تمامی ابعاد درون گروهی و بیرونی یک باصطلاح  اپوزیسیون خود فروخته  است.</p>
<p>نویسنده : سعید پارسا</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62765">از ادعا تا واقعیت ؛ مجاهدین خلق و طرح جدایی دین از دولت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62765/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب از مجاهدین تا منافقین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56781</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56781?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Oct 2023 05:48:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از مجاهدین تا منافقین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56781</guid>

					<description><![CDATA[<p>روایتی از یک دگردیسی اثری که هم اینک در معــرفی آن سخن می‌رود، چند و چون صیرورت سازمان موســــوم به مجاهدین خلق را در گذر دهه‌های متمادی و با اتکا به اسناد نشان می‌دهد. این پژوهش از سوی مهدی حق‌بین تألیف شده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی به انتشار آن اهتمام ورزیده است. تارنمای ناشر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56781">کتاب از مجاهدین تا منافقین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روایتی از یک دگردیسی</p>
<p>اثری که هم اینک در معــرفی آن سخن می‌رود، چند و چون صیرورت سازمان موســــوم به مجاهدین خلق را در گذر دهه‌های متمادی و با اتکا به اسناد نشان می‌دهد. این پژوهش از سوی <strong>مهدی حق‌بین</strong> تألیف شده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی به انتشار آن اهتمام ورزیده است.</p>
<p>تارنمای ناشر در ایضاحی پیرامون موضوع این کتاب چنین آورده است: &#8220;سازمان مجاهدین خلق ایران &#8220;،نام یک گروه سیاسی ـ نظامی است که در سال ۱۳۴۴، با هدف سرنگونی رژیم پهلوی تأسیس شد. این سازمان تحت تأثیر سرکوب قیام مردمی ۱۵ خرداد و در جریان تدوین استراتژی خویش به مبارزه مسلحانه رسید و به تدریج با بهره‌گیری از تئوری‌ها و تجارب جریان‌های چپ و مارکسیستی، شیوه جنگ چریکی شهری را اتخاذ کرد. در سال ۱۳۵۰ بنیانگذاران سازمان و به دنبال آن اکثریت کادر آن از سوی ساواک دستگیر و اعدام شدند. با اعدام بنیانگذاران و تعدادی از کادر‌های اصلی، سازمان ضربه سختی را متحمل شد تا جایی که در آستانه اضمحلال قرار گرفت. پس از ضربه شهریور ۵۰ تمامی نیرو‌های مذهبی و اصلی سازمان دستگیر شدند و اعضای دستگیر نشده &#8211; که دارای گرایش‌های جدی به مارکسیسم بودند- هدایت سازمان را به دست گرفتند و همین اعضا رسماً تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم را اعلام کردند. این مسئله باعث ایجاد تضاد‌های جدی میان اعضای مسلمان و مارکسیست شده سازمان شد که در نتیجه به تصفیه و قتل نیرو‌های مذهبی سازمان از سوی اعضای مارکسیست در سازمان منجر شد. این کشاکش تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت&#8230;.&#8221;</p>
<p>&#8220;از مجاهدین تا منافقین&#8221; در بخشی از خود درباره شرایط این گروه در پی فرار از ایران و حمایت دولت‌هایی، چون فرانسه از ایشان، نکات ذیل را مورد اشاره قرار داده است: &#8220;با توجه به اینکه اولین حامی ترور‌های سازمان مجاهدین خلق کشور فرانسه بود، این امر باعث شد تا روابط ایران و فرانسه تیره‌تر شود و هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در جلسه ۴ اسفند ۶۰ مجلس شورای اسلامی، حمایت‌های فرانسه از مجاهدین خلق را محکوم کند. رئیس وقت مجلس شورای اسلامی گفت: این جنایتکار‌ها امروز در فرانسه جمع شده‌اند و مشترکاً توطئه می‌ریزند، البته امریکا حامی آنهاست. ما در تهران مراکزی را شناسایی کرده ایم که در همین رابطه از امریکا پول گرفته‌اند و در همین راه پول خرج کردند که به ظاهر کمونیست هم نیستند، اما ما مسئولیت مشترک برای همه این جنایتکار‌ها قائلیم و خصوصاً امروز فرانسه که مرکز تجمع این جنایتکار‌ها شده، بختیار، بنی‌صدر، رجوی، اویسی، ازهاری و عبور و مرور رضا پهلوی و امثال این‌ها که ما می‌دانیم همه آنجا هستند و این فرانسه است که این‌ها را با هم متحد کرده و فرانسه باید در آینده تاریخ جوابگوی ملت ما باشد و ما از فرانسه به این آسانی نخواهیم گذشت. اگر هم ما بگذریم مردم ما و این محرومانی که جسد‌های قطعه‌قطعه شده بچه‌هایشان را از بیمارستان تحویل گرفتند و به گورستان بردند از فرانسه نمی‌گذرند، البته فرانسه هم بدون امریکا کار نمی‌کند&#8230; علاوه بر این بعد‌ها که مکالمات و گفتگو‌های مسعود رجوی و مقامات رژیم بعث عراق منتشر شد، مشخص گشت که همکاری‌های فرانسه و سازمان مجاهدین خلق، فقط محدود به پناهندگی به مسعود رجوی نیست و فرانسه و واشنگتن، از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیری اطلاع داشتند&#8230;&#8221;</p>
<p>علی احمدی فراهانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56781">کتاب از مجاهدین تا منافقین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56781/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حجاب؛ پرچم ایدئولوژی سیاسی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Jul 2023 08:52:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب اجباری]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55507</guid>

					<description><![CDATA[<p>در طول یکسال گذشته و آغاز جنبش زنانه در ایران، سازمان مجاهدین خلق بارها از سوی طیف‌های مختلف مردم مورد انتقاد، حمله، تحقیر و تمسخر قرار گرفته است چرا که همواره با ظاهر یک تشکیلات محجبه از حق انتخاب پوشش در ایران سخن رانده است. بهزاد مهرانی فعال سیاسی مخالف حکومت ایران در  مطلبی با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507">حجاب؛ پرچم ایدئولوژی سیاسی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طول یکسال گذشته و آغاز جنبش زنانه در ایران، سازمان مجاهدین خلق بارها از سوی طیف‌های مختلف مردم مورد انتقاد، حمله، تحقیر و تمسخر قرار گرفته است چرا که همواره با ظاهر یک تشکیلات محجبه از حق انتخاب پوشش در ایران سخن رانده است.</p>
<p>بهزاد مهرانی فعال سیاسی مخالف حکومت ایران در  مطلبی با عنوان &#8221; آیا تمسخر لچک اعضای مجاهدین خلق تمسخر حجاب است؟&#8221; که در حساب کاربری اینستاگرام خود منتشر کرده است، شرح می‌دهد که <strong>حجاب اجباری</strong> زنان مجاهد خلق مورد تمسخر است و نه <strong>حق انتخاب پوشش </strong>به طور عام. او توضیح می‌دهد که حمله به نوع پوشش مجاهدین خلق در حقیقت حمله به ایدئولوژی ای است که افراد را مجبور به نادیده گرفتن حقوق خود می‌کند که یکی از این حقوق حق انتخاب نوع پوشش و حجاب است.</p>
<p>مهرانی با مروری کوتاه بر دیدگاه‌های مختلف نسبت به حجاب اسلامی درباره حجاب اجباری در تشکیلات مسعود رجوی می‌نویسد: &#8220;زنان عضو سازمان مجاهدین خلق همه شان حجاب اسلامی کامل بر سر دارند (به اجبار) اما مجاهدین خلق ظاهرا معتقد است که در ایران مورد نظر آنها حجاب اجباری نیست. در میان &#8220;هواداران&#8221; مجاهدین خلق هم البته زنان بدون حجاب اجباری دیده می‌شوند.&#8221;</p>
<p>او علت این تناقض در رفتار و وعده های مجاهدین خلق را چنین توضیح می‌دهد: &#8220;حجاب برای سازمان مجاهدین خلق، یک نوع پوشش نیست، بلکه پرچم ایدئولوژی سیاسی آنهاست.&#8221;</p>
<p>مهرانی در ادامه شرح می‌دهد که علت حمله‌های تمسخرآمیز از سوی مردم عادی نسبت به مجاهدین خلق چیست: &#8220;در واقع آنچه بسیاری از مردم آن را تمسخر می‌کنند این ایدئولوژیک بودن و اجباری بودن آن است&#8230;مردم به ایدئولوژی مجاهدین خلق می‌تازند و حجاب هم یکی از بیرق‌های مجاهدین خلق است.&#8221;</p>
<p>این فعال سیاسی و پژوهشگر در پایان نوشته اش ذیل عکسی از زنان مجاهد با حجاب کامل و متحدالشکل مینویسد: &#8220;حمله مردم به لچک، عموما حمله به یکی از ارکان ایدئولوژیک مجاهدین خلق است و نه حمله به حق پوشش حجاب.&#8221;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507">حجاب؛ پرچم ایدئولوژی سیاسی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌ خلق رسوخ کرد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Mar 2023 09:11:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53603</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از دستگیری سران و بدنه سازمان در شهریور ١٣۵٠ و کشته‌شدن رضا رضایی در خرداد ۵٢، سازمان عملا در اختیار تقی شهرام و بهرام آرام قرار گرفت که مارکسیسم را پذیرفته بودند. از اینجا بود که رهبری مارکسیست شده سازمان، تصمیم گرفت روند دگردیسی عقیدتی خود را با صرفه جویی بیشتر نسبت به &#8220;زمان&#8221; [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603">مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌ خلق رسوخ کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از دستگیری سران و بدنه سازمان در شهریور ١٣۵٠ و کشته‌شدن رضا رضایی در خرداد ۵٢، سازمان عملا در اختیار تقی شهرام و بهرام آرام قرار گرفت که مارکسیسم را پذیرفته بودند. از اینجا بود که رهبری مارکسیست شده سازمان، تصمیم گرفت روند دگردیسی عقیدتی خود را با صرفه جویی بیشتر نسبت به &#8220;زمان&#8221;  در سطح کادرها و اعضا تعمیم دهد. از همان نخست، به اراده تقی شهرام، نوعی تقسیم کار صورت گرفت: نگارش متون آموزشی و القای کتبی شبهات را شهرام خود به عهده گرفت؛ و اجرای عملی و گام به گام تغییر ایدیٔولوژی به ناصر جوهری محول گردید.</p>
<p>در این مرحله، مسئول با ظرافت و به تدریج، حساسیت‌های مذهبی، به خصوص حساسیت‌ها و وسواس‌های عبادی اعضا (یا عضو) را ابتدا کم می‌کرد و بعد از بین می‌برد. برای مثال، پس از یک نشست ناگهان اظهار می‌کرد که نمازش قضا شده؛ و پس از چند بار تکرار، کاری می‌کرد که اعضا از او توضیح بخواهند؛ و او در جواب می‌گفت که به جای آن (ادای بموقع نماز) کارهای مثبت انجام دادیم &#8211; مثلا کار تئوریک مفید کردیم و ضمنأ قضای نماز را هم می‌خوانم!</p>
<p>بعد اعضا را به نوبت، در منگنه زمانی خاصی قرار می‌داد؛ به حدی که نتوانند &#8211; مثلا &#8211; نماز ظهر و عصر را بخوانند، آنگاه در برابر احساس شرمندگی و گناه اعضا، به آنها توضیح می‌داد که هر کاری به حفظ سازمان بینجامد، مثل نماز است؛ چرا که برای مثال، اگر شما به جای اجرای یک قرار یا زدن یک علامت سلامتی، نماز می‌خواندید وضعیت تشکیلات مختل می‌شد، ولی شما اکنون هم می‌توانید قضای نماز را بخوانید.</p>
<p>در کنار این برخوردها، فرازی از جزوه مبارزه چیست (اولین اثر آموزشی سازمان) توسط مسئول تفسیر می‌شد؛ در این فراز قید شده بود که خودسازی تا زمانی مفید است که مانعی در راه مبارزه نباشد؛ و در تفسیر&#8221;خودسازی&#8221;، نماز و روزه را از مصداق‌های آن عنوان می‌کرد.</p>
<p>در همین راستا در طول ماه رمضان سالهای ۵٢ و ۵٣، اکثر افراد رده دو سازمان، به دستور مسئول خود، روزه نگرفتند؛ چون استدلال می شد که در نتیجه روزه توان و انرژی مبارزه از آنها گرفته می‌شود. برنامه ریزی‌های این ایام نیز طوری بود که عملاً عضو را خسته می‌کرد (فرستادن به کارگری، قرارهای متعدد و بی ثمر، علامت زنی‌های بی دلیل و&#8230;). در آخر این مرحله، که همراه با آن مراحل دیگری نیز اجرا می‌شد، عضو &#8220;مذهبی&#8221; &#8211; عملا و روحا &#8211; نسبت به انجام اعمال عبادی بی تفاوت می‌شد.</p>
<p>مهر ۵۴ بیانیه تغییر ایدئولوژی به طور رسمی منتشر شد.</p>
<p>بولتن نیوز</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603">مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌ خلق رسوخ کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بردگی مضاعف زنان، از اهداف انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Nov 2022 06:35:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52258</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از قلم بدستان حقیر رجوی بحثی را در مورد مقوله &#8221; پیشتاز&#8221; مطرح کرده که استنباط میشود او درکی از این مقوله ندارد و بر این تصور خام است که هر دسته و گروهی که بدون توجه به شرایط حاکم بر جامعه و جهان جلوتر از همه حرکت کند، پیشتاز نامیده میشود؟! حال آنکه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258">بردگی مضاعف زنان، از اهداف انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از قلم بدستان حقیر رجوی بحثی را در مورد مقوله &#8221; پیشتاز&#8221; مطرح کرده که استنباط میشود او درکی از این مقوله ندارد و بر این تصور خام است که هر دسته و گروهی که بدون توجه به شرایط حاکم بر جامعه و جهان جلوتر از همه حرکت کند، پیشتاز نامیده میشود؟!</p>
<p>حال آنکه یک تشکل پیشتاز مردمی تشکلی است که وضع مردم و جامعه را بخوبی درک کرده و باصطلاح معروف &#8221; نبض زمان &#8221; را در دستان خود دارد و به اعاده حقوق مردم کمک میکند.</p>
<p>برعکس این تصور و برداشت علمی، او میخواهد ثابت کند که چون مجاهدین خلق بدون توجه به خواست عمومی و آمادگی اجتماعی لازم &#8211; که این یکی مقدمه اصلی هر حرکت موفق و مردمی است &#8211; همواره راه خود را خودسرانه طی کرده و از این حیث &#8221; پیشتاز &#8221; نامیده میشود و رقبای او که در این مورد محتاط تر بودند و نخواسته اند که فاصله خود با مردم را زیاد کنند، عافیت اندیش بوده و لاجرم &#8221; پیشتاز&#8221; محسوب نمیشوند و لابد بر مردم فرض است که دنبال زنجیری هایی مانند مجاهدین استحاله یافته بیافتند!</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_38824" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38824" class="wp-image-38824 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg" alt="مریم و مسعود رجوی و زنان" width="600" height="355" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38-300x178.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-38824" class="wp-caption-text">مریم و مسعود رجوی و زنان عضو مجاهدین</p></div>
<p>جوهر توصیه این مرید قلم بدست رجوی به هر جریان و گروه سیاسی این است که با تشخیص خود هرکار لازم را با گفتن اینکه گور پدر مردم ، انجام دهند که این طرز تفکر همان چیزی است که در ادبیات سیاسی ، دچار تجرید و دور ازمردم ماندن است و البته نتیجه ای جز شکست به باورمندان این جدا از مردم افتادگان نیست و باند رجوی نمونه بارز این رفتار سکتاریستی به حساب می آید.</p>
<p>سکتاریست ها کسانی هستند که همواره میکوشند اراده متوهمانه خود را بر واقعیات سرسخت زمینی تحمیل کنند و البته نصیبی جز اینکه سرشان به سنگ بخورد، ندارند !</p>
<p>به دید این مرید رجوی، انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، یک پاسخ ضروری به اصلی‌ترین نیاز جامعه‌ بود و بنظر او این نیاز مسئله زنان بود که مثلا در اندرونی نگه داشته میشدند و &#8230;</p>
<p>یعنی زنان ایران خانه دار بودند و رجوی در حد استطاعت خود آنها را که نقش اصلی در تربیت فرزندان و برقراری رفاه و آسایش خانواده داشته و به تبع آن به ارتقای جامعه کمک بی بدیلی کرده و نقش درخشان و چه بسا تعیین کننده تر از مردان در جامعه بازی میکردند، از این کار منع نموده و در دستگاه سرکوب خود با شدت تمام به کار گرفت و بهمراه آن وارد حرمسرای عریض و طویل خود نمود و در کنار انجام این جنایت بی نظیر، منت بر سر آنها گذاشت که آنها را از خانه نشینی خلاص کرده و بر صدر نشانده است!</p>
<p>در تایید این جنایات رجوی که در حق زنان و ایضا مردان عضو تشکیلات کرده است، این قلم بدست رجوی بطور بی شرمانه ای ادعا نموده است که در دوران تاریخ معاصر، هیچ جنبش و نیرویی به اندازه سازمان مجاهدین خلق، زن را آن‌گونه که شایسته و بایستهٔ اوست، به رسمیت نشناخته است.</p>
<p>جواب این ادعای وقیحانه این است که اگر متلاشی کردن خانواده زنان، تبدیل کردن آنها به مامورین سرکوب از یک طرف و آلت شهوترانی رجوی نمودن از طرف دیگر ، شایسته ترین مقام یک زن است، ایرادی براین قلم بدست رجوی وارد نیست!</p>
<p>وحید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258">بردگی مضاعف زنان، از اهداف انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسى تغيير ايدئولوژى سازمان مجاهدين خلق در یک کتاب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48610</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48610?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Dec 2021 06:56:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48610</guid>

					<description><![CDATA[<p>چاپ دوم کتاب «بررسى تغيير ايدئولوژى سازمان مجاهدين خلق ايران در سال 1354» نوشته مظفر مخفمی مهرآبادی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار کتاب شد. پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی_ایبنا نوشت: این کتاب که در سال 1384 چاپ شده بود، اکنون با اضافه شدن متن کامل «بیانیه‌ تغییر ایدئولوژی»، «جزوه سبز» و «نامه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48610">بررسى تغيير ايدئولوژى سازمان مجاهدين خلق در یک کتاب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چاپ دوم کتاب «بررسى تغيير ايدئولوژى سازمان مجاهدين خلق ايران در سال 1354» نوشته مظفر مخفمی مهرآبادی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار کتاب شد.</p>
<p>پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی_ایبنا نوشت: این کتاب که در سال 1384 چاپ شده بود، اکنون با اضافه شدن متن کامل «بیانیه‌ تغییر ایدئولوژی»، «جزوه سبز» و «نامه مجتبی طالقانی به پدرش» تجدید چاپ شده است. این سه جزوه برای نخستین‌بار منتشر می‌شوند.</p>
<p>در اين كتاب، حكايت ارتداد مركزيت مجاهدين خلق در سال‌هاى 1342-1354 و ريشه‌ها و مبانى التقاط نهفته در آموزش‌ها و باورهاى اين گروه ، تشريح و بررسى شده است. گفت‌وگوهاى مستقيم با برخى از مؤثران و شاهدان آن رویداد، ارائه اسناد بى‌واسطه از مسببان تغییر ايدئولوژی و نقل آراء و نظرات گوناگون درباره حوادث آن سال‌ها ازجمله مطالب كتاب حاضر است كه با دقتى درخور، گزينش و ويرايش شده و براى ثبت در تاريخ و آگاهى نسل‌هاى بعدى، در اين مجموعه عرضه گشته است.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-48611 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Edeologi-Mek.jpg" alt="کتاب بررسى تغيير ايدئولوژى سازمان مجاهدين خلق " width="500" height="708" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Edeologi-Mek.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Edeologi-Mek-212x300.jpg 212w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>این کتاب در 9 بخش تدوین شده است. در بخش اول نویسنده در دو فصل، دگرگونی در نیروهای سیاسی تا رویکرد عمومی به مبارزه مسلحانه را مورد بررسی قرار می دهد. بخش دوم در سه فصل، سازمان مجاهدین خلق را از تأسیس تا ضربه نخست در شهریور 1350 مورد مطالعه قرار داده است. بخش سوم کتاب که خود شامل دو فصل است، گام به گام به تغییر ایدئولوژی سازمان می‌پردازد.<br />
بخش چهار کتاب خود شامل سه فصل است. در فصل اول تقی شهرام، معرفی می شود. در فصل دوم، «دوره‌های زمانی سازمان»، «ضعف‌های تشکیلاتی» و «چالش‌های پس از تغییر ایدئولوژی» واکاوی شده است. فصل سوم از این بخش نیز به «ترورهای ایدئولوژیک» و «ترورهای غیرایدئولوژیک و مرگ‌های مشکوک» اختصاص دارد.</p>
<p>بخش پنجم کتاب حاضر، سه فصل را دربر دارد. که در فصل اول «وضعیت گروه‌ها در زندان» و در فصل دوم «فتوا و یا نقل فتوا علیه مارکسیست‌ها»، مورد بررسی قرار گرفته است. فصل سوم تحت عنوان «ماندن یا رفتن؟» به اظهارنظرهای جمعی از مبارزان مسلمان که روند تغییر ایدئولوژی را برای جامعه خطرناک می‌دانستند اشاره شده است.</p>
<p>بخش ششم در دو فصل به بحث «ریشه‌یابی انحراف و استحال» می‌پردازد. گاه‌ شمار کتاب حاضر در فصل هفتم آمده و بخش هشتم، ضمائم را دربرگرفته است. متن کامل «بیانیه تغییر ایدئولوژی»، «جزوه سبز» و «نامه مجتبی طالقانی به پدرش» همچنین «نامه سرگشاده عناصر مذهبی خارج از کشور به مرکزیت» در این بخش در اختیار مخاطبین قرار می گیرد. اسناد و تصاویر کتاب نیز در بخش نهم ارائه شده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48610">بررسى تغيير ايدئولوژى سازمان مجاهدين خلق در یک کتاب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48610/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>&#8220;موشک های مخملی&#8221; معضل فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/29376</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/29376?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Feb 2019 10:48:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=29376</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه های مخرب همیشه برای به اسارت نگه داشتن اعضا و سوء استفاده از آنها در جهت اهداف شوم رهبرانشان از شیوه های مختلف مغزشوی استفاده میکنند تابتوانند مانند ابزاری در اختیاراهداف فرقه باشند، فرقه رجوی هم از همان ابتدای انقلاب ایدئولوژیک درونی خود وبدنبال آن با آوردن بندهای انقلاب و بحثهای دیگر مثل طعمه،دیگ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/29376">&#8220;موشک های مخملی&#8221; معضل فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph"><br></p>



<p class="wp-block-paragraph">فرقه های مخرب همیشه برای به اسارت نگه داشتن
اعضا و سوء استفاده از آنها در جهت اهداف شوم رهبرانشان از شیوه های مختلف مغزشوی استفاده
میکنند تابتوانند مانند ابزاری در اختیاراهداف فرقه باشند، فرقه رجوی هم از همان ابتدای
انقلاب ایدئولوژیک درونی خود وبدنبال آن با آوردن بندهای انقلاب و بحثهای دیگر مثل
طعمه،دیگ وغسل هفتگی&#8230;وبا فشار آوردن به اعضا،آنها را مجبوربه تن دادن به&nbsp; اهداف رهبری کرد. بعنوان مثال بند الف انقلاب،طلاق
همسربود،(کسانی که متاهل بودند میبایستی ازهمسران خود طلاق می گرفتند وافراد مجرد
هم حق متاهل شدن نداشتند) ویا غسل هفتگی که درآن اعضا مجبور بودند تا اگرخاطره ایی
ازدوران گذشته دارند ویا در درون مناسبات&nbsp; مسائل
جنسی در طول هفته به ذهن شان خطور می کرد آخر هفته آن را به صورت فاکت نوشته و درجمع
بازگو کنند. ولی بحثی که درفرقه&nbsp; درروزهای آخرین
بعد از بمباران لیبرتی وقبل از انتقال آنها به آلبانی برای اعضاء گذاشتند بحث
&#8220;موشکهای مخملی&#8221; بود.در آن نشست مژگان پارسایی&nbsp; به نفرات گفته بود: حالاکه قرار است به آلبانی بروید
بایدحواستان به بورژوازی باشد،بورژوازی خطرهای خودش را دارد و بدتر ازموشک های لیبرتی
است آنجا هم موشک دارد باید مراقب باشید وبه سنگرانقلاب بروید،بورژوازی موشک مخملی
میزند (منظوروی زنان آلبانی بود) که در ظاهر کاری نمیکنند اما در باطن انقلابتان را
سوراخ&nbsp; وشما را از مجاهدت به دورمیکند بنابراین
حال که قراراست به یک کشور اروپایی بروید باید حواستان باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">گرچه در آن نشست نفرات از ته دل به این مزخرفات
مژگان میخندیدند و به همدیگر میگفتند موشک های مخملی که&nbsp; بهتراز&nbsp;
موشکهای لیبرتی است که ازما کشته می گیرند.&nbsp; اما این موضوع برای فرقه بسیار حائراهمیت بود.فرقه
ای که&nbsp; اعضایش راسالها از دنیای بیرون ودیدن
مردم عادی جامعه و واقعیت های آن&nbsp; دور ودر مقرهای
خود درعراق محبوس نگاه داشته بود&nbsp; حال استقرارآنها
درجامعه بورژوازی آلبانی برایش حسابی&nbsp; گران
تمام میشد چون میدانستند آمارریزش نیرو بالا وانقلاب پوشالی مریم فروخواهد ریخت به
همین دلیل سران فرقه&nbsp; قبل ازانتقال اعضا به
آلبانی بحث موشکهای مخملی را مطرح کردند. اما درکل هدف فرقه این بود تا اعضا را همچنان
درحصارفرقه اسیرنگاه دارند. ولی ظاهرا موشک های مخملی آلبانی مخرب ترازموشک های آلبانی
بوده وباعث تخریب انقلاب پوشالی مریم شده وبه همین دلیل سیل ریزش نیروازفرقه افزایش
یافت اکثراعضا با پی بردن به این مسئله که بحث های کشکی انقلاب مریم سرپوشی&nbsp; برای نگاه داشتن آنها درفرقه بوده است. با افزایش
ریزش نیروسران فرقه به وحشت افتاده وبرای جلوگیری ازادامه این روند به ترفند های مختلفی
ازجمله محدود وکنترل کردن&nbsp; تردد نفرات به داخل
شهر ودرنهایت انتقال اعضا به مکانی دور ازشهربکار بستند.بعنوان مثال مهدی ابریشمچی
به همراه احمد واقف برای اعضا نشست گذاشته وبه آنها گفته: ما&nbsp; مجاهد خلقیم ویک مجاهد نباید در آپارتمان زندگی
کند، گوشی و اینترنت نباید داشته باشید وهمه می بایست ساعت هفت غروب در مقرهایشان
حاضر باشند و&#8230; ما می خواهیم یک اشرف در اینجا درست کنیم&#8221;. که درآن نشست ظاهرا
اعضا عصبانی شده ومهدی ابریشمچی را مورد خطاب قرارداده وگفتند&nbsp; اینجا هم می خواهید اشرف درست کنید؟ باززندان سازی
، ایجاد پست های نگهبانی وتولید کارهای پوشالی؟ ما که اینجا هزاران کیلومترازمرزایران
فاصله داریم چطورمی خواهیم سرنگون کنیم؟ که درآن نشست احمد واقف ازدیگر مسئولین سازمان
خواست بحث و فضای نشست را عوض کند به نفرات گفته من شنیده ام وقتی شما بیرون میروید
به دنبال زنان ومکانهای نا مناسب می روید؟ که یکدفعه فضای جمع متشنج شده همه به این
حرف او اعتراض کرده وبه ابریشمچی گفتند این چکاره است که وسط حرف ما میپرد وتهدید می
کنند که اگه یکبار دیگر احمد واقف&nbsp; را به نشست
بیاورید ما هم دیگر درچنین نشست هایی حاضر نمی شویم. با جمع بندی این موارد میتوان
چنین نتیجه گرفت که شرایط آلبانی کیفا با عراق برای فرقه رجوی متفاوت است و دیگر بحث
های پوشالی که صرفا برای انحراف اذهان اعضا و اسارت هرچه بیشتر آنها تنظیم میشد نمیتواند
پاسخگوی این مرحله باشد اعضا به چنان آگاهی رسیدند که دیگربرای این مزخرفات تره هم
خرد نمی کنند باید در هفته ها و ماههای آینده منتظر حرکات اعتراضی گسترده تری از طرف
اعضا بود که لاجرم به ریزش و جدایی هرچه بیشتر نیروها و فروپاشی تشکیلات ضد انسانی
رجوی راه خواهد برد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">&nbsp;:
تورج
:</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/29376">&#8220;موشک های مخملی&#8221; معضل فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/29376/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سلام برحسین (ع) لعنت بر رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27525</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27525?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Sep 2018 06:16:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=27525</guid>

					<description><![CDATA[<p>باردیگر تابلوی سرخ فام عاشورای حسینی از پس غبارسالیان جاهلیت رخ می نماید وعلیرغم گذشت زمان درمتعالی ترین&#160; نوک پیکان ارزش های انسانی وتکاملی پیامی جدید برای فرزند انسان به ارمغان می آورد.درسال 61 هجری درسرزمین تف کرده وسوزان کربلا امام حسین برای احیای سنت آزادگی ودفاع از آزادی ومبارزه بی امان برعلیه ظلم به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27525">سلام برحسین (ع) لعنت بر رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>باردیگر تابلوی سرخ فام عاشورای حسینی از پس غبارسالیان جاهلیت رخ می نماید وعلیرغم گذشت زمان درمتعالی ترین&nbsp; نوک پیکان ارزش های انسانی وتکاملی پیامی جدید برای فرزند انسان به ارمغان می آورد.درسال 61 هجری درسرزمین تف کرده وسوزان کربلا امام حسین برای احیای سنت آزادگی ودفاع از آزادی ومبارزه بی امان برعلیه ظلم به همراه 72 نفر از نزدیک ترین یاران ووابستگانش درمقابل یزید فاسد ونماد قدرت وثروت وشهوت ایستاد واینگونه بود که درتاریخ پیامبرجاویدان آزادی لقب گرفت قرنها از قیام عاشورا وشهادت امام حسین می گذرد ولی علیرغم گذشت زمان هرسال جوشان تر وخروشان وزنده وجاوید درقلب وضمیرمردم جای دارد.</p>
<p>براستی این رمز ماندگاری درکجاست؟در 10محرم سال 61 هجری اقلیتی کوچک درمقابل اکثریتی که بارگاه وقدرت وقشون داشت ویزید سرکردگی آن را برعهده داشت ایستاد تاثابت کند زندگی بجز عقیده وجهاد درراه آن نیست واینکه بنی نوع انسان مرگ باعزت را برزندگی باذلت ترجیح دهد.درگذرزمان نیروها وجریاناتی بوده وهستند که درمرزبندی بین حق وباطل موضع گیری روشن وشفافی داشته اند ولی برخی دیگر همانند فرقه مجاهدین خلق وشخص رجوی تلاش کردن باحمایت صوری از حرکت انقلابی امام حسین باجعل واقعیت های تاریخی خودرا درشکلی دوگانه ومتناقض کننده والبته شیادانه پیرو وادامه دهنده راه او دراذهان قرار دهند.ولی واقعیت چیست؟بایک بررسی وقیاس ناصواب بین اهداف وماهیت ونیت امام حسین ورجوی به خوبی می توان&nbsp; عملکرد شیادانه رجوی را شناخت..وقتی که درابتدای عضوگیری وحرکت به عراق امام حسین یکایک نیروهای داوطلبش را صدازد وگفت مسیرما عراق وعاقبت ما کشته شدن است شمامختار هستید درمنتهای آزادی تصمیم بگیرید من را دراین سفرپرمخاطره همراهی کنید یا خیر.درهمین نقطه بارجوی مواجه می شویم که نیروهای داوطلب کار ویا علاقه مند به زندگی دراروپا را درکشورهای ترکیه وامارات فریب داده وبه دروغ ودرمنتهای صداقت وباترفند کار وفراهم کردن شرایط زندگی دراروپا جذب وبه نیروهایش ملحق می سازد.</p>
<p>نیروهای عضوگیری شده دراردوگاه امام حسین تاآخرین لحضه شهادت باخانوادهایشان درتماس بودند وامام هیچ گونه مانعی&nbsp; به بهانه واهی ایجاد وابستگی عاطفی وکم شدن انگیزه مبارزاتی برای آنها ایجاد نکرد.دراردوی رجوی اعضا از همان لحضه عضوگیری به اسارت گرفته می شدند وهرگونه تماس باخانواده وعزیزانشان ممنوع بود وخانواده عنصرضد انگیزه مبارزه وترک آن بشمار می رود وسالیان اعضا حق دیدارویا شنیدن پیامی از آنها را ندارد.درشب عاشورا ودرآخرین لحضات خلق یک حماسه تاریخی امام حسین باردیگر آزادی وآزادگی وحق انتخاب آزاد اعضایش را دربهترین شکل&nbsp; دمکراسی به نمایش گذاشت واز یاران خواست از آخرین فرصت وتاریکی هوا استفاده نمایند وبرای رفتن ویاماندن تصمیم بگیرند.صبح که شد عده ای رفته بودند ولی امام وخانواده واصحاب باوفایش درصحنه مانده بودند.دراردوگاه رجوی چراغ ها خاموش شد ولی بعداز روشن کردن رجوی رفته بود ویاران مانده بودند واین داستان درسرفصل های مختلف توسط رجوی بارها تکرار شد.ودرنهایت دراردوگاه امام حسین درغروب عاشورا امام ویاران پاکبازش باجسدهای غرق درخون وسرهای بریده درکناریکدیگر پاکبازی وفدا وصداقت وپرداخت بها از نقطه رهبری جنبش ودروحدت با اعضارا به رخ تاریخ کشاندند ولی رجوی درهمان ساعات اولیه حمله نظامی امریکا به عراق فراررا برماندن درکنارنیروهایش ترجیح داد.نیروهایش در جریان مهیب ترین بمبارانهای نیروهای امریکایی وائتلاف اجسادشان جزغاله شد وبسیاری دیگر به اسارت درامدند وسالیان همچنان بلاتکلیف وسردرگم وتحت تاثیر شیوه های فریبنده رجوی قرار دارند.تاریخ بی شک درگذرزمان وباعبور از پیچ وخم های روشن وتاریک به مسیرخود ادامه خواهد داد ولی انچه درتاریخ طنین افکن خواهد بود وتودهای مردم ان را تکرار می کنند راه ویاد امام حسین است ودراین بین بی شک رجوی هم به سرنوشت یزید دچار خواهد شد درتاریخ آمده است که یزید درکورس بابوزینه اش مرد رجوی شاید تاهمین لحضه هم&nbsp; مرده باشد.فردی که زنده یامرده بودنش هیچ تاثیری بردیگران ندارد ونمی تواند مردارشدنش را تکذیب یا تایید کند سرنوشتی بهتراز یزید نخواهد داشت.زیرا اوتاابد مورد لعن ونفرین ابدی است..</p>
<p>اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27525">سلام برحسین (ع) لعنت بر رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27525/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>این جریان باید از بیخ و بن کنده شود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27523</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27523?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Sep 2018 06:10:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[جدا شده های مجاهدین از اوج خشونت می گویند]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=27523</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر روز که از سازمان بیشتر دور می شویم، بیشتر به این نتیجه می رسیم که عمرمان در سازمان خیلی تلف شد. جوانی مان هدر رفت. عمرمان نابود شد. همه حسرت بدلی ها و آرزوهایمان، در کوره راههای رجوی، به یاس تبدیل شد. جریانی ارتجاعی که سالها، فقط مشغول سرکوب و مغزشوئی اعضای دربند خودش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27523">این جریان باید از بیخ و بن کنده شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر روز که از سازمان بیشتر دور می شویم، بیشتر به این نتیجه می رسیم که عمرمان در سازمان خیلی تلف شد. جوانی مان هدر رفت. عمرمان نابود شد. همه حسرت بدلی ها و آرزوهایمان، در کوره راههای رجوی، به یاس تبدیل شد.</p>
<p>جریانی ارتجاعی که سالها، فقط مشغول سرکوب و مغزشوئی اعضای دربند خودش است، چه انتظاری جز سنگ زدن و ناسزا گفتن به خانواده های خودش را از او داریم؟</p>
<p>میلیون ها دلار، میلیون ها دینار عراقی، میلیون ها یورو، تجارت های بزرگ و سودآور، همه و همه تنها دستآوردهای فرقه رجوی برای رهبرانش بوده است.</p>
<p>از بین رفتن جوانی ها، سفید شدن موها، ریختن دندان ها، کمر درد ها، آرتروزهای گردن و زانو، سرطان، افسردگی، دپرس شدن، در حسرت زن و زندگی، در حسرت یک تکیه گاه، در حسرت پدر و مادر شدن، در حسرت خرید از بازار، در حسرت آزادی، در حسرت پوشیدن لباس، در حسرت گوش دادن به اخبار یا به آهنگ، آرزوی یک نفس کشیدن آزاد و&#8230; دستاوردهآی اعضاء و اسیران و هدایای رهبران در فرقه رجوی است.</p>
<p>کدام ارزش انسانی است که در فرقه رجوی، ذبح نشده و از بین نرفته است؟.</p>
<p>به کجای این فرقه جهنمی باید بنازیم؟</p>
<p>به کدام لحظه شرف و انسانی این رهبران باید افتخار کنیم؟</p>
<p>دیروز اشرف و امروز مانزدر آلبانی، از خون و رنج سیراب شده است.</p>
<p>تمامی اردوگاههای رجوی، از زندان و شکنجه مملو است.</p>
<p>فریاد زندانیان در زندان های انفرادی رجوی، در گلو خفه شده است، صدایشان به گوش جهانیان هرگز نمی رسد.</p>
<p>به کی و کجا، باید فریاد دادخواهی مان را ببریم؟</p>
<p>مادرها و پدرهای پیر و سالخورده، در رنج و عذاب هستند. اما رجویها همچنان، مستبدانه، به شکنجه و مغزشوئی مشغولند.</p>
<p>این ارگان های حقوق بشری، مجامع بین المللی حقوق بشر، کمیساریا، سازمان ملل و&#8230; چرا با سازمان مجاهدین مدارا می کنند؟ چرا به نقض حقوق اولیه هزاران انسان و هزاران خانواده رسیدگی نمی کنند؟.</p>
<p>ما نسل فدا، عاشق و شیفته ی مسعود شده و خودمان را در اوج اعتماد، به او&#8221;سپرده&#8221; بودیم. مسعود فریاد می زد که بزرگترین خیانت خمینی، خیانت به&#8221;اعتماد مردم&#8221; بود. او می گفت&#8221;مردم فرش سرخ بر مَقدم خمینی پهن کردند، اما او بدتر از شاه، مردم را به خاک و خون کشید.&#8221; او می گفت،&#8221;ما آمده ایم تا اعتمادهای پر پر شده و لگدمال شده توسط خمینی را زنده کنیم&#8221; و&#8230; ما به مسعود و آنچه می گفت باور کرده و او را همانگونه که خودش ادعا می کرد می دیدیم. رهبران سازمان، بویژه افراد باقی مانده از دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان و زندانیان سیاسی زمان شاه که هم دوره با بناینگذاران سازمان بودند نیز به تقدس&#8221;مسعود&#8221; دامن زده یا آن را تائید می کردند.</p>
<p>ما، نسل ما نیز&#8221;می خواستیم&#8221; که او را&#8221;آنگونه&#8221; ببینیم، ما می خواستیم مسعود را، آنگونه که خودش می گوید و ما در تصوراتمان آرزو می کردیم ببینیم. ما نیاز داشتیم تا به کسی اعتماد کنیم. اما در عمل،&#8221;مسعود&#8221;، همانی که فریاد می زدیم&#8221;خلق جهان بداند مسعود معلم ماست&#8221; از ما سوء استفاده کرد.</p>
<p>او به اعتماد ما خیانت کرد. مسعود خنجر خیانت را در قلب و روان ما فرو برد. ما مات و مبهوت شده و دیگر نمیتوانستیم باور کنیم. نمی خواستیم و نمی توانستیم باور کنیم که&#8221;مسعود&#8221; به ما خیانت کرده است. ابتدا به خودمان شک می کردیم و&#8221;اشکال&#8221; را در خود می دیدم. برای آنکه از آن خواب خوش، خوابی که در آن کسی را پیدا کرده بودیم که به او اعتماد کنیم، بیدار نشده و در کابوسِ واقعیت چشمانمان را باز کنیم، به خود نهیب می زدیم که&#8221;اشتباه از خودت،&#8221; است. مسعود،&#8221;مسعود&#8221; است و خطائی در کارش نیست.</p>
<p>&#8220;خداگونه&#8221; بودن او را باور کرده بودیم. او&#8221;برادر&#8221;، پدر، مادر و خانواده مان بود. زمانی او همه چیز ما بود. او به ما آرامش می داد. او و سازمان همه چیزمان شده بود. کجا داشتیم که برویم؟ با او و در سازمان، انگاری که همه دنیا را داشتیم&#8230;</p>
<p>اما، رفته رفته، به تدریج چشمانمان باز شد. برخی زودتر و برخی دیرتر. برخی هم هنوز نمی خواهند چشمانشان را باز کنند، زیرا نمی خواهند با آن کابوس وحشتانک روبرو شوند. کابوسی که در آن می بینند که آری. مسعود دروغ گفت. که ببینند او به اعتماد ما خیانت کرد. که ببینند او ما را&#8221;وسیله&#8221; ای برای رسیدن به قدرت کرد.</p>
<p>بسیاری از جدا شدگان از سازمان مجاهدین نیز با وجودی که سال های سال است از تشکیلات جدا شده اند، هنوز هم برایشان سخت است که دست به قلم ببرند یا به زبان بیاورند که دلیل خروجشان از سازمان چه بوده است. آنقدر قلبشان شکسته و آنقدر سرخوردگی و دل شکستگیشان از&#8221;مسعود&#8221; عمیق است که هنوز هم که هنوز است نمی خواهند یا نمی توانند لب به سخن باز کنند. هنوز در سِحر آن عشق و امید اولیه گیر کرده اند.</p>
<p>از جداشدگان این سالیان دراز، عده ای کمتر اما، توانسته اند از آن هفت خان و آن&#8221;هفت حصار&#8221; تو در توی درونی&#8221;سازمان&#8221; بیرون آمده و فریاد برآورند و همرزمان سابق خودشان را هم به بیداری و دیدن حقیقت فرا خوانند.</p>
<p>شاید بدترین بن بستی که رجوی در سه ده گذشته درگیر آن شده است، همین بن بست اخلاقی است. او اعتبارش را از دست داده و دیگر کمتر کسی به او باور دارد. کمتر کسی ادعاهای او را می پذیرد. گوئی دیگر خودش هم به خودش باور ندارد و مخفی شدن را بیشتر ترجیح می دهد. دیگر کمتر کسی او را جدی می گیرد. به اصطلاح&#8221;مچ&#8221; او باز شده است و اکنون دیگر مشخص شده که او&#8221;ماسک&#8221; به چهره دارد و بسیار ماهرانه این ماسک را بر چهره نگه داشته است. در زیرِ آن ماسکِ&#8221;معلم فدا و صداقت&#8221; چهره ای دروغ گو، فریبکار و حیله گر قرار دارد که به هیچ پرنسیب و اخلاقیاتی پایبند نیست و اگر لازم باشد، برای حفظ خودش، هر کسی را به مسلخ نشست های&#8221;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; خواهد فرستاد.</p>
<p>رجوی به نیروهایش دروغ گفت و آنان را فریب داد و حاضر نیست پاسخگو باشد. او خودش را قدیس و رهبر عقیدتی و فراتر از همه چیز کرده و از همه نیروهایش&#8221;فدای حداکثر&#8221; طلب کرد، اما در شرایط سخت و بحرانی خودش میدان نبرد را ترک و جانش را نجات داد.</p>
<p>در&#8221;انقلاب ایدئولوژیک درونی&#8221; و طی سه دهه، مسعود رجوی به حذف ناراضیانش در درون تشکیلات دست زد. علی زرکش، معاون او و&#8221;فرماندهی سازمان مجاهدین در داخل کشور&#8221; بود که در یکی از جسله های انقلاب ایدئولوژیکی که مسعود رجوی راه انداخته بود، در پاریس به اعدام محکوم شد. رجوی بسیاری از بالاترین رهبران سازمان را به پابوسی خود کشانده یا آنان را تحقیر کرده و به سکوت مجبور کرد. تشکیلاتی که در آن سادگی و صمیمت موج می زد را به چاپلوسی و زرق و برق و ولخرجی آلوده کرد. به جای اتکاء به مردم، هر پرنسیبی را به کنار زده و خود را به بیگانگان و جنگ طلبان و حاکمان جنایتکار منطقه آویخت.</p>
<p>اوج سقوط اخلاقی مسعود رجوی در اینجاست:</p>
<p>سازمانی که خود را از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران می داند، بصورت جدی در درون تشکیلاتش به نقض حقوق انسانی اعضایش دست زد. رجوی هر صدای اعتراضی را در درون تشکیلات به شدت و با&#8221;مشت آهنین&#8221; در هم کوبید.</p>
<p>بسیاری را به اردوگاه حِلّه و رُمادی در مرز عراق- اردن و زندان ابوغریب فرستاد تا به باد فراموشی سپرد شوند. بسیاری از آنان سرنوشت دردناکی پیدا کردند.</p>
<p>مسعود رجوی حتی نیروهای ناراضی درون تشکیلات را به صدام حسین تحویل داد تا در زندان&#8221;ابوغُریب&#8221; به زنجیر کشیده شده تا&#8221;آدم&#8221; شوند و به پابوسی او برگردند. برخی ازنارضیان را تهدید به رها کردن در نقطه صفر مرزی ایران و عراق نمود تا بین رفتن به ایران، یا بازگشت به حاکمیت توتالیتاریستی او یکی را انتخاب کنند. کار به آنجا کشیده شد که در درون تشکیلات همرزمان و&#8221;خوهران و برادران&#8221; ی که تا چندی قبل در یک سنگر باهم می رزمیدند را مجبور کرد تا به سر و صورت هم تف بیاندازند.</p>
<p>در صورت عدم وفادرای به&#8221;رهبر&#8221; و انقلاب ایدئولوژیکش، افراد تشکیلات باید در نشست های مختلف آماده ی دریافت مشت و لگد از همرزمانشان می شدند. در دوره های مختلف، چند صد نفر از ناراضیانِ درون تشکیلات بازداشت و زندانی و عده ای نیز شکنجه شدند.</p>
<p>رجوی به هیچ پرسشی در این زمینه ها پاسخی نمی دهد.</p>
<p>مسعود رجوی عشق و رابطه انسانی و پر محبت دو انسان به همدیگر را ممنوع کرد. محبت والدین به فرزندانشان را قطع کرد و همه این عشق و محبت ها را&#8221;فقط&#8221; برای خودش خواست. او ارتباط نیروهایش با خانواده هایشان و حاضر نشد امکان برقراری ارتباط بین باقی مانده نیروهایش در عراق و آلبانی با خانواده هایشان را فراهم کند. رجوی با آموزه هایش در انقلاب ایدئولوژیک وارد خصوصی ترین مسائل فردی اشخاص شد و از آنها خواست تا درون ذهن و ضمیر و حتی خواب و رویاهای خود را به او&#8221;گزارش&#8221; کرده و آن را به یک روش روزمره در درون تشکیلاتش تبدیل کرد. او بسیاری از این نوشته ها را که در فضائی پر از اعتماد به او نوشته شده را بطور گزینشی انتخاب و بر علیه آنانی که بطور علنی به نقد و تحلیل او می پردازند استفاده و بر ضدِ آن افراد&#8221;افشاگری&#8221; کرد.</p>
<p>آیا نوبت مجازات این سارقان عشق و محبت و انسانیت، فرا نرسیده است؟</p>
<p>کالبد انسانیت از ارزش ها تهی شده است. تا کی باید این قطارشوم مرگ به راه خود ادامه دهد؟.</p>
<p>آیا وقت آن نرسیده است که این جریان منحط و منحرف، از بیخ و بن کنده شود؟</p>
<p>فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27523">این جریان باید از بیخ و بن کنده شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27523/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ازاین حرف ها بگذرید، هنوز هم برای جلب خونریزان جهان، له له میزنید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27516</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27516?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Sep 2018 04:53:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=27516</guid>

					<description><![CDATA[<p>تا کسی درنقطه ای درجهان حرف بی ربطی میزند، تهدیدی میکند، جنگ روانی برای گرفتن امتیازات براه میاندازد ویا اعتراضات مدنی صنفی پراکنده درداخل کشورصورت میپذیرد- کاری که دراغلب کشورهاانجام میگیرد واین لزوما بمعنی سرنگونی دولت مربوطه نیست و صحبتی از آلترناتیو هم درمیان نیست، باند رجوی با سرعت زیاد سراغ آلترناتیو رفته وخودش را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27516">ازاین حرف ها بگذرید، هنوز هم برای جلب خونریزان جهان، له له میزنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تا کسی درنقطه ای درجهان حرف بی ربطی میزند، تهدیدی میکند، جنگ روانی برای گرفتن امتیازات براه میاندازد ویا اعتراضات مدنی صنفی پراکنده درداخل کشورصورت میپذیرد- کاری که دراغلب کشورهاانجام میگیرد واین لزوما بمعنی سرنگونی دولت مربوطه نیست و صحبتی از آلترناتیو هم درمیان نیست، باند رجوی با سرعت زیاد سراغ آلترناتیو رفته وخودش را شایسته ی آن میداند واگر کسی بخواهد فرق بین این تحرکات وقیام وفرق قیام با کودتا یا انقلاب مردمی را به آنها گوش زد کند، لگد پرانی هایی هم باو کرده و با زبان خشونت به آنها میگویند که کاری نکنند که چرات ناشی از نشئگی دروغین را از سر سازمان مجاهدین بپرانند.<br />
درحالی که آمریکا ازیکسو درخواست مذاکره باایران را میکند وازطرف دیگر باتمام قوا سعی دارد که بواسطه ی تحریم های بغایت ظالمانه مردم رابه زانو درآورده تا مردم خود به خیابان ها ریخته وخواستار تسلیم دربرابر آمریکا باشند. در زمانی که این سلطه گر جهانی به انواع گروه های اپوزیسیون – اعم از سلطنت طلب، تجزیه گر و کسانی که آرزوی کسب جاه ومقامی درایران دارد- ارتباط برقرار کرده تا آنهارا یک کاسه کرده وحمایت منسجمی از وحدت آنها بکند -که تاکنون موفقیت خاصی بدست نیآورده &#8211; باند رجوی به عنوان یکی ازاین آلات فشار برمردم ودولت ایران بعنوان جریان تمامیت خواه، هیچکدام ازآنها را نمی پذیرد و بدون توجه باین واقعیات همچنان میگوید که مرغ یک پا دارد وآنها هستند که سرانجام بعنوان آلترناتیو مردم ایران، توسط آمریکا به رسمیت شناخته خواهند شد.<br />
بزک نمیر بهار میآید<br />
خربزه وخیار میآد.<br />
دراین رابطه دریکی ازنوشته های فرقه ی رجوی آمده است:<br />
&#8220;سازمان می گوید ایدئولوژی توحیدی و بواقع یگانه و منسجم. با این ایدئولوژی بدون شکاف و منسجم است که توانست از عهده مبارزه با دو دیکتاتوری برآید&#8221;.<br />
کدام ایدئولوژی توحیدی توصیه میکند که دریک جریان سه- چهار هزارنفری، یک نفر فکر کند، حرف بزند ودیگران فرصت واختیاری برای فکر کردن نداشته باشند وتنها به حرف رجوی &#8211; که زندگی 4 دهه ی آخرش نشان داده که روان پریش هم تشریف دارد، گوش داده ونظری ندهند.<br />
ضمنا این جریان عملا درمقابل دو رژیم، پیروزی ای که بنفع مردم باشد، نداشته ومعلوم نیست که چرا ادعا میکند که ازعهده ی مبارزه با آنها برآمده است؟.<br />
همچنین:<br />
&#8221; بقیه جریانات سیاسی با شعارهایی غیر از شعار محوری مجاهدین وارد&#8221; مخالفت&#8221; با دستگاه خمینی شدند که یا در همان فضای مجازی در جا می زنند و&#8230;&#8221;.<br />
جریانی مانند سربداران، حتی شهر بزرگی را برای چند روز متصرف شده ونشان دادند که همسوی شعار محوری شما هستند و شما موفقیت های آنها را و منافعی که این موفقیت ها برای مردم داشت، توضیح دهید.<br />
دیگران اگر خوب هم نباشند، اقلا این شعور را داشتند که دربرابر موج مردم – با مثبت ومنفی بودن این موج کاری ندارم- نایستاده تا اینقدرکشته ندهند ویا دست به ترور وخرابکاری و&#8230;- کاری که شما کردید- نزنند.<br />
ونیز:<br />
&#8220;&#8230; شاهدیم که آرمان آزادی و دموکراسی و حاکمیت مردمی با حقیقت آلترناتیو شورای ملی مقاومت ایران در آستانه گل دادنش هست&#8221;.<br />
آری.<br />
مردم گرایش فعالتری نسبت به دموکراسی دارند وبخاطر همین است که به شما بعنوان جوجه دیکتاتورها توجهی ندارند.<br />
وحید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27516">ازاین حرف ها بگذرید، هنوز هم برای جلب خونریزان جهان، له له میزنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27516/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظام برده داری در فرقه رجوی.  قسمت دوم  – قاچاق انسان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24435</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24435?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jan 2018 06:58:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=24435</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; شبکه گسترده قاچاق انسان فرقه برده دار رجوی، از جای جای جهان و بخصوص کشور ترکیه، امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست. &#160; فرقه در شهرهای ترکیه بخصوص استانبول و آنکارا، امکانات گسترده ای برای فریب و دزدیدن افراد جویای کار یا مشتاق مهاجرت به کشورهای اروپائی را فراهم کرده بود. شکارچی های زیادی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24435">نظام برده داری در فرقه رجوی.  قسمت دوم  – قاچاق انسان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>شبکه گسترده قاچاق انسان فرقه برده دار رجوی، از جای جای جهان و بخصوص کشور ترکیه، امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>فرقه در شهرهای ترکیه بخصوص استانبول و آنکارا، امکانات گسترده ای برای فریب و دزدیدن افراد جویای کار یا مشتاق مهاجرت به کشورهای اروپائی را فراهم کرده بود. شکارچی های زیادی از سازمان و از دلالان بیرون فرقه که در ازای شکار هر نفر دستمزد خوبی می گرفتند، در همه محل های عمومی و شلوغ چیده شده بود.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-23025 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_Bound_1_S.jpg"  width="240" height="170" /></p>
<p>نفرات زبده ای هم در پایگاه های سازمان در ترکیه، حاضر بودند و تمام هماهنگی ها و امور بعدی توسط آنها رله و انجام می شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همه نفرات می توانستند، سوژه باشند، حتی معتادین و&#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>روند انتقال هم به قدری سریع و ناگهانی بود که به گفته شاهدان و سوژه ها، تا چشم بازمی کردند در پادگان اشرف در عراق با لباس نظامی آماده رزم شده بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مرحله اول برده داری، دزدی انسان و قاچاق انسان است، در مراحل بعدی در اثر بحث های زیاد با هر نفر، فرد را به این نقطه می رسانند که خودش انتخاب کرده و به صفوف نبرد پیوسته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ابدا در پروسه به بردگی رفتن، فرد متوجه روند کار نمی شود. چرا که لحظه ای فرصت اندیشیدن و تفکر به او داده نمی شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>تمام مراحل برده کردن نیز به خوبی توسط متخصصین فرقه طراحی شده و مو لای درزکارشان نمی رفت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با اکثر نفراتی که توسط سیستم کاریابی فرقه در ترکیه فریب داده شده و به درون فرقه جذب شده بودند، صحبت داشتم. کد مشترک همه این بود که بدون انگیزش های سیاسی و با وعده رفتن به اروپا، وادار به ورود شدند و از قبل هیچ یک شناختی حتی جزئی از سازمان مجاهدین نداشتند. متاسفانه همگی وقتی متوجه عمق فاجعه شدند که دیگر کار از کار گذشته بوده و در چنگال رهبر فرقه در عراق گرفتار شده بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حساب مزدوران پلیس و ارتش عراق  که چشم و گوش بسته گوش به فرمان رجوی بودند و در این جنایت آدم ربایی و قاچاق انسان و روند بعدی برده داری نقش اصلی داشتند جدا است. اما همکاری پلیس کشور اردن و نفرات پلیس مستقر در فرودگاه امان در اردن، همچنین پلیس مرزی اردن که بدون رویت نفرات و پاسپورتشان و بدون زدن مهر خروج، نفرات را به دهان اژدهای فرقه در عراق هل می دادند و با گرفتن پول های کلان در این آدم ربایی نقش کاتالیزور داشتند رانباید فراموش کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اتوبان و بزرگراه آدم ربایی فرقه برده دار رجوی به قدری در خلال سالهای 1375 الی 1382فعال بود که به سهولت می توانستی لشگری را از ترکیه و اردن به عراق منتقل کنی طوری که آب از آب تکان نخورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خانواده های ایرانی بسیاری در خلال این 7 سال، عزیزانشان را برای سالها از دست دادند و تا مدتها در بی خبری محض به سر بردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>یکی از این نفرات کاریاب که با فریب و نیرنگ های فراوان رابطین سازمان به درون فرقه آورده شده بود، در صحبتی اظهار می داشت که، هر بار و در هرمرحله می پرسیدم که قرار بود به سمت یک کشور اروپائی برویم، چرا به کشور عراق برده می شویم، رابطین سازمان می گفتند ما باید برای کیس پناهندگی شما، فقط دو ماه شما را به عراق و نزد سازمان ببریم تا بتوانیم در مورد کیس شما از سازمان ملل جواب مثبت و قطعی بگیریم&#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>وقتی هم بعد از سپری شدن 2 ماه، به مسئولین در پذیرش اشرف گفتیم، 2 ماه ما تمام شد، چرا ما را نمی فرستید به خارج؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در جواب می گفتند که شرایط سیاسی در این دو ماه عوض شده و سازمان ملل قبول نمی کند که پناهندگی بدهد، البته ما پیگیر کار شما هستیم. از طرفی هم شرایط سرنگونی فراهم شده و بزودی با ما به ایران خواهید رفت و در آنجا وضع کار و&#8230; دیگر با قبل خیلی فرق خواهد کرد و چنین و چنان&#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>واقعیت این است که، سازمان برده دار رجوی از بعد از فروغ، در بن بست کامل قرار گرفته بود و موج ریزش های نیرویی در شرف وقوع بود، لذا رجوی با این حربه و قاچاق انسان و آدم ربایی، موفق شد چند صباحی به حیات ننگین اش در عراق بیافزاید، اما ازشرایط بین المللی غافل بود و تصور نمی کرد که موج تحولات بین المللی دودمانش را بر باد خواهد داد و نیروهایی را که روزی با فریب و نیرنگ  به عراق آورده بود، امروز در سرتاسر جهان بر علیه خودش، فعال خواهند شد&#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>فرید</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>انجمن نجات مرکز استان آذربایجان شرقی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24435">نظام برده داری در فرقه رجوی.  قسمت دوم  – قاچاق انسان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24435/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
