<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خانواده ها - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/خانواده-ها</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Oct 2026 11:07:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>خانواده ها - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/خانواده-ها</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69908</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69908?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2026 11:07:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[جهانبخش یوسفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69908</guid>

					<description><![CDATA[<p>دلتنگی های یک برادر سلام بر برادر کوچکترم جهانبخش حالت چگونه است؟ ما که در نگرانی بسر برده و نمیدانم در چه وضعیتی هستی؟ آیا شما هم از ما بیخبر و برای ما نگران می باشید ؟ الان حدود 35 سال است که از تو بیخبر بوده و مادرمان دار دنیا را ترک و نمیدانم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69908">نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دلتنگی های یک برادر<br />
سلام بر برادر کوچکترم جهانبخش<br />
حالت چگونه است؟ ما که در نگرانی بسر برده و نمیدانم در چه وضعیتی هستی؟ آیا شما هم از ما بیخبر و برای ما نگران می باشید ؟ الان حدود 35 سال است که از تو بیخبر بوده و مادرمان دار دنیا را ترک و نمیدانم این خبر را میدانی یا نه ؟<br />
تو تنها برادر من و ما تنها فرزندان مادرمان بودیم. چگونه توانستی ما را تنها و بی خبر بگذاری و راهی دیاری شوی که هیچ نشانی برای ما نداشت و ما هیچ تماسی با تو نداشتیم و بعد از مادرم من همیشه با خاطرات تو اشک میریزم . یادت می آید هنگامی که کمر درد شدیدی داشتی چگونه تو را به شهر همدان بردم و چند وقتی را برای معالجه تو در انجا ماندیم و تو بهتر شدی و قرار شد تا آخر عمر با هم باشیم .<br />
الان حدود 66 سال از عمرت میگذرد و نمیدانم احوال جسمانی ات چگونه است و هنوز از آن کمر درد رنج می بری؟ دلم برایت تنگ گردیده و راهی برای دیدنت نمی یابم. از تو میخواهم سلامتی خودت را به هر وسیله ای که توانستی به ما برسان و ما را خوشحال کن.<br />
منتظرم تا از تو خبری بشنوم و در این ایام پیری دوباره تو را ببینم. منتظرم برادر کوچک و گلم .<br />
جهانگیر یوسفی</p>
<div id="attachment_69909" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69909" class="size-full wp-image-69909" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yusefi-Jahanbakhsh-Bro.jpg" alt=" برادر جهانبخش یوسفی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yusefi-Jahanbakhsh-Bro.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yusefi-Jahanbakhsh-Bro-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69909" class="wp-caption-text">برادر جهانبخش یوسفی</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69908">نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69908/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ملاقات اعضای انجمن نجات با برادر مجید محمدی گل افشان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69892</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69892?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 10:59:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مجید محمدی گل افشان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69892</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعضای انجمن نجات مازندران برای دیدار با رشید محمدی گل افشان که به تازگی از یک بیماری رهایی یافته بود، در تاریخ 22 مهر 1405 به قائمشهر رفتند. برادر رشید به نام مجید محمدی گل افشان در کمپ اشرف 3 مستقر است. در این دیدار اولین سئوال آقای محمدی از ما در مورد برادرش بود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69892">ملاقات اعضای انجمن نجات با برادر مجید محمدی گل افشان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعضای انجمن نجات مازندران برای دیدار با رشید محمدی گل افشان که به تازگی از یک بیماری رهایی یافته بود، در تاریخ 22 مهر 1405 به قائمشهر رفتند. برادر رشید به نام مجید محمدی گل افشان در کمپ اشرف 3 مستقر است. در این دیدار اولین سئوال آقای محمدی از ما در مورد برادرش بود که حال او چگونه است؟ چرا یک تلفن به من که برادرش هستم نمی زند؟</p>
<p>آقای رشید محمدی که بسیار نگران وضعیت برادرش بود اظهار داشت: من بیماری سختی داشتم و به لطف خدا در حال بهبودی هستم. ایکاش در این وضعیت صدای برادرم مجید را می شنیدم که بسیار برایم روحیه بخش بود.</p>
<div id="attachment_69893" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69893" class="wp-image-69893" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Golafshan-Bro.jpg" alt="رشید محمدی ، هادی شبانی و محمد رضا گلی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Golafshan-Bro.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Golafshan-Bro-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Golafshan-Bro-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69893" class="wp-caption-text">رشید محمدی ، هادی شبانی و محمد رضا گلی</p></div>
<p>اعضای انجمن نجات به آقای محمدی توضیح دادند در مناسبات بسته سازمان مجاهدین خلق افراد هیچ گونه اختیاری از خود ندارند و همه باید مطیع سرکرده گروه باشند . رجوی حتی از یک تماس تلفنی و ارتباط با خانواده ترس دارد. او حتی کانون گرم خانواده را فاسد می نامد اما این مسئله در مورد خانواده خودش صادق نیست. او می تواند خانواده داشته باشد ولی بقیه افراد باید رابطه با خانواده را قطع کنند .</p>
<p>آقای محمدی عنوان داشت من در داخل این جامعه زندگی می کنم و با قشرهای مختلفی در تماس هستم، چیزی که بسیار برایم روشن است هیچ کس طرفدار این گروه نیست. همه آنان را خیانت کار به میهن می دانند . وقتی نامی از آنان برده می شود همه به آنها لعن و نفرین می فرستند. آنان جنایت بسیار در خود همین مازندران انجام دادند. با این سابقه خیانت کارانه مردم مگر فراموش می کنند؟ من برای برادرم مجید متاسفم که خودش را درگیر سازمانی کرده که سعی دارد با فریب کاری و رویا پردازی افرادش را در تشکیلات نگه دارد . آنان از سال 60 هر سال می گویند ما سرنگون می کنیم یا در حال سرنگونی هستیم! سئوال خودم این است چرا به اعضای خود و مردم دروغ می گوئید؟ اکنون 45 سال گذشته است برادرم حداقل اگر ذره ای فکر می کرد متوجه می شد تمام حرفهای رجوی دروغ می باشد و ایکاش برادرم مانند شما برای یک لحظه تصمیم می گرفت که می خواهد برای آینده اش چکار کند ؟</p>
<p>من اکنون با دیدن شما دوستان انجمن نجات بسیار خوشحال هستم و تا هر کجا که امکان داشته باشد حاضرم برای رهایی برادرم گام بر دارم و ایمان دارم روزی برادرم مجید از آن تشکیلات بسته و مخوف رهایی خواهد یافت .</p>
<p>سخنان آقای رشید محمدی بسیار روشنگرانه بود و چون بیمار بود اعضای انجمن نجات زیاد مزاحم ایشان نشدند.</p>
<p>در انتها آقای رشید محمدی عنوان داشت من برای رهایی اعضای در بند خصوصا برادرم دعا می کنم و ایمان دارم روزی این تشکیلات از هم خواهد پاشید .</p>
<p>اعضای انجمن نجات این قول را به آقای رشید محمدی دادند که باز به دیدارش بروند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69892">ملاقات اعضای انجمن نجات با برادر مجید محمدی گل افشان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69892/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69888</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69888?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 07:47:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ مرادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69888</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادر عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشد برادرجان من بارها برای دیدار تو به عراق سفر کردم و هربار روزها و شب ها در پشت سیم خاردارهای اشرف با سایر خانواده ها ایستادم تا شاید تو را ببینم و یا خبری از تو بگیرم . اما هر بار که آمدم سران مجاهدین اجازه دیدار به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69888">نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برادر عزیزم سلام</p>
<p>امیدوارم حالت خوب باشد برادرجان من بارها برای دیدار تو به عراق سفر کردم و هربار روزها و شب ها در پشت سیم خاردارهای اشرف با سایر خانواده ها ایستادم تا شاید تو را ببینم و یا خبری از تو بگیرم . اما هر بار که آمدم سران مجاهدین اجازه دیدار به من ندادند.</p>
<div id="attachment_41587" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-41587" class="size-full wp-image-41587" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Moradi_Hushang_Bro.jpg" alt="آقای اکبر مرادی برادر هوشنگ مرادی" width="700" height="508" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Moradi_Hushang_Bro.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Moradi_Hushang_Bro-300x218.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-41587" class="wp-caption-text">آقای اکبر مرادی برادر هوشنگ مرادی</p></div>
<p>برادرجان ما اینجا همه خوب هستیم تنها دلتنگی ما دوری از تو است .</p>
<p>اکنون که پا به سن گذاشته ایم بیا و این آخر عمری خودت را از این عذاب نجات بده و به زندگی عادی برگرد .</p>
<p>این همه سال فریب شعارهای دروغین سران مجاهدین را خوردی بس نیست؟ حداقل بگذار صدایت را بشنویم .</p>
<p>اینجا دوستان قدیمی تو که از اردوگاه رجوی رهایی یافته‌اند و به زندگی برگشته‌اند، خبر سلامتی ات را به من دادند و گفتند که به کار کشاورزی و سبزی کاری مشغول هستی.</p>
<p>برادر عزیزم انتظار داریم که تو هم مانند سایر دوستانت که از اردوگاه رجوی فرار کرده و به زندگی و دنیای آزاد بازگشته‌اند، به دنیای آزاد برگردی .</p>
<p>به امید آن روز</p>
<p>برادرت اکبر مرادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69888">نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69888/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دلنوشته آمنه یوسفی خواهر چشم به راه محمدتقی یوسفی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69885</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69885?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 05:00:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمدتقی یوسفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69885</guid>

					<description><![CDATA[<p>ازطرف کل خانواده محمدتقی یوسفی عضو اسیر رجوی درود فراوان به عزیزتر از جانم. به پاره تنم، برادر دربند نازنینم! آرزوی سلامتی برات دارم داداش عزیزم. چندین بار برات نامه نوشتم، فیلم فرستادم که همه ما منتظر یه جواب از جانب تو بودیم ولی همین خواسته کوچک که البته برای ما خیلی بزرگ هست را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69885">دلنوشته آمنه یوسفی خواهر چشم به راه محمدتقی یوسفی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ازطرف کل خانواده محمدتقی یوسفی عضو اسیر رجوی</p>
<p>درود فراوان به عزیزتر از جانم. به پاره تنم، برادر دربند نازنینم! آرزوی سلامتی برات دارم داداش عزیزم.</p>
<p>چندین بار برات نامه نوشتم، فیلم فرستادم که همه ما منتظر یه جواب از جانب تو بودیم ولی همین خواسته کوچک که البته برای ما خیلی بزرگ هست را دریغ کردی.</p>
<p>برادر عزیزم روزی به اجبار و با وعده‌های دروغین فرقه منفور رجوی از راه بدر شدی با وعده‌های پوشالی اعزام به اروپا و تحصیلات عالیه. حال، یه سوال قربونت برم به کدوم یکی از این وعده‌ها عمل کردند؟<br />
جوانی رفت، شادابی رفت، واقعا چرا دیگه ادامه میدی؟</p>
<p>عزیزدلم ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه هست وهر زمان دلت خواست ازاین فرقه جدا شو و به اصل زندگی بپیوند.<br />
به دلت رجوع کن! یعنی واقعا دلت نمی‌خواد با ما مکالمه داشته باشی؟ حرف ما اینه تو از اونجا جدا شو! هرجوری دوست داری زندگی کن! در هرکجای دنیا ..<br />
فقط آزادی تو برای ما مهم است.</p>
<p>من همیشه آماده پاسخ گویی به تلفنت هستم. واقعا دوستت دارم. 09384905140</p>
<p>بدرود. به امید دیدار خیلی زود. از راه دور میبوسمت.</p>
<p>خواهرت آمنه</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69885">دلنوشته آمنه یوسفی خواهر چشم به راه محمدتقی یوسفی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69885/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ملاقات با پدر میثم افشار در دفتر انجمن نجات استان زنجان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69873</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69873?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 07:20:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[میثم افشار]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69873</guid>

					<description><![CDATA[<p>سهراب افشار پدر چشم انتظار میثم افشار عضو اسیر در کمپ مجاهدین در مانز آلبانی، ضمن حضور در دفتر انجمن نجات استان زنجان با اعضای دفتر دیدار و گفتگو کرد. طی این دیدار آخرین تحولات و وضعیت اعضای حاضر در کمپ مانز بررسی شد و پدر میثم در خصوص مرگ و میرهای اخیر در کمپ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69873">ملاقات با پدر میثم افشار در دفتر انجمن نجات استان زنجان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سهراب افشار پدر چشم انتظار میثم افشار عضو اسیر در کمپ مجاهدین در مانز آلبانی، ضمن حضور در دفتر انجمن نجات استان زنجان با اعضای دفتر دیدار و گفتگو کرد.</p>
<p>طی این دیدار آخرین تحولات و وضعیت اعضای حاضر در کمپ مانز بررسی شد و پدر میثم در خصوص مرگ و میرهای اخیر در کمپ گروه ابراز نگرانی کرد و از مسئول انجمن استان درخواست نمود تا امکان دسترسی و پیگیری از طریق صلیب سرخ جهانی و هلال احمر به جهت اطلاع از وضعیت جسمی و روحی اعضای حاضر فراهم گردد تا حداقل نگرانی‌های خانواده‌ها بر طرف گردد.</p>
<div id="attachment_69875" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69875" class="wp-image-69875" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshar-Meysam-Dad-202610.jpg" alt="پدر چشم انتظار میثم افشار " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshar-Meysam-Dad-202610.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshar-Meysam-Dad-202610-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Afshar-Meysam-Dad-202610-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69875" class="wp-caption-text">پدر چشم انتظار میثم افشار</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69873">ملاقات با پدر میثم افشار در دفتر انجمن نجات استان زنجان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69873/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا مجاهدین خلق به برادرم اجازه تماس قبل از فوت مادرم را ندادند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69872</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69872?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 06:46:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[رامین عبدالهی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69872</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ 11 مهر 1405 برای دیدار با خانواده رامین عبدالهی به شهر ترکمن رفتم و از نزدیک با برادرش ملاقاتی انجام دادم و ضمن تسلیت مجدد به مناسبت فوت مادر مرحومشان، گفتگویی هم در رابطه با وضعیت رامین عبدالهی در داخل سازمان مجاهدین خلق در آلبانی انجام دادیم . بعد از گذشت بیشتر از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69872">چرا مجاهدین خلق به برادرم اجازه تماس قبل از فوت مادرم را ندادند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ 11 مهر 1405 برای دیدار با خانواده رامین عبدالهی به شهر ترکمن رفتم و از نزدیک با برادرش ملاقاتی انجام دادم و ضمن تسلیت مجدد به مناسبت فوت مادر مرحومشان، گفتگویی هم در رابطه با وضعیت رامین عبدالهی در داخل سازمان مجاهدین خلق در آلبانی انجام دادیم .</p>
<p>بعد از گذشت بیشتر از دو ماه از فوت مادر مرحوم رامین عبدالهی که چشم انتظار فرزندش از دنیا رفت و بقول برادرش، مادر در روزهای پایانی خیلی سراغ رامین را میگرفت و خیلی خیلی بی تابی میکرد اما متاسفانه حتی نتوانست صدای او را در اخرین لحظات زندگی اش بشنود و درد فراقی را که در سینه داشت با خودش برد .</p>
<p>چشمان برادر رامین عبدالهی پر از اشک شده بود و بغض در گلویش مانده بود. به ایشان گفتم که مادر را چند باری زیارت کرده بودم و حتی هر باری که ایشان را میدیدم ، هنوز گفتگو شروع نشده فوری حال رامین را میپرسید و با جان و دل برای رامین پیام میداد ولی متاسفانه این ظلم آشکار سران سازمان مجاهدین خلق در حق پدر و مادرها تمامی ندارد و این گروه خبیث به فرزندان خانواده ها هیچ گونه آزادی تماس و ملاقات نداده و نمیدهد که در نتیجه پدران و مادران زیادی از جمله مادر خدا بیامرز شما نیز چشم انتظار از دنیا رفت .</p>
<p>آقای عبدالهی در ادامه گفت: حداقل انتظار داشتیم بعد از فوت مادرمان رامین با ما تماسی بگیرد و تسلیت بگوید ولی هیچ خبری نشد. که من در پاسخ ایشان گفتم: من فوت مادر را در سایت انجمن نجات قرار دادم ولی میدانم که سران منحوس مجاهدین خلق این خبر را به گوش رامین نمیرسانند تا او فکر تماس با خانواده اش نباشد و ذهنش معطوف خانواده و شماها نشود . حتی اگر روزی بخواهد با شما یا خانواده تماسی داشته باشد اول اینکه قبل از تماس بطور بسیار فشرده ای روی ذهن رامین و بقیه کار میکنند تا اینکار انجام نشود و دوم اینکه حرف های او را بطور کامل شنود می نمایند و سوم اینکه در صورتی که تماس صورت گیرد، بعد از تماس باید در نشست های مختلف به او حمله می شود و او را مورد حمله فیزیکی و فحش و ناسزا قرار می گیرد.</p>
<p>آقای عبدالهی با شنیدن این واقعیت ها از خیانت های سران مجاهدین خلق در حق اعضاء خودش بسیار ناراحت شد و گفت با این همه ظلم در حق افراد خودشان آن وقت این ها شعار حمایت از مردم می دهند . البته ماهیت آنها بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی کاملا برای همه مردم روشن و اشکار شده است و اصلا حرف و صحبت های آنها هیچ ارزش و ملاکی برای ما ندارد و من به شخصه بدنبال نجات برادرم از این گروه تروریستی هستم .</p>
<p>اقای عبدالهی در پایان برای برادرش پیام داد که رامین جان عبدالهی، داداش عزیزم ، ما همه حالمون خوبه و متاسفانه مادر رو چند وقت قبل از دست دادیم . من از تو خواهش میکنم که بعد از گذشت این همه سال که از تو هیچ اطلاعی نداریم ، بفکر خودت و خانواده ات باش و آزادی واقعی را خودت پیدا کن که تمام دوستان تو اکنون صاحب زندگی و زن و فرزند هستند . تو هم خودت را از این سازمانی که اصلا بفکر تو و دوستانت نیست نجات بده و با ما تماس بگیر .</p>
<p>محمد اتابای</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69872">چرا مجاهدین خلق به برادرم اجازه تماس قبل از فوت مادرم را ندادند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69872/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار با آقای اسماعیل حجازی برادر محمود حجازی مستقر در مانز آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69869</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69869?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 05:10:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمود حجازی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69869</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعضای انجمن نجات بعد از مطلع شدن از بیمار شدن آقای حجازی به دیدار وی در بابلسر رفتند. ایشان در بستر بیماری بود و فرزندش از دیدن اعضای انجمن بسیار خوشحال شد و به گرمی پذیرایی کرد. فرزندش که اصلا عموی خود یعنی محمود را تا به حال ندیده بود با دیدن عکس او بسیار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69869">دیدار با آقای اسماعیل حجازی برادر محمود حجازی مستقر در مانز آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعضای انجمن نجات بعد از مطلع شدن از بیمار شدن آقای حجازی به دیدار وی در بابلسر رفتند. ایشان در بستر بیماری بود و فرزندش از دیدن اعضای انجمن بسیار خوشحال شد و به گرمی پذیرایی کرد. فرزندش که اصلا عموی خود یعنی محمود را تا به حال ندیده بود با دیدن عکس او بسیار خوشحال شد. اما پدرش که دیگر توان حرف زدن نداشت با دیدن عکس برادرش محمود قدری به فکر فرو رفت و فرزندش عنوان داشت که اکنون در ذهنش به دنبال صاحب عکس می باشد .</p>
<div id="attachment_69870" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69870" class="wp-image-69870" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hejazi-Bro-202610.jpg" alt="برادر محمود حجازی " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hejazi-Bro-202610.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hejazi-Bro-202610-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hejazi-Bro-202610-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69870" class="wp-caption-text">آقای اسماعیل حجازی ، هادی شبانی و محمد رضا گلی</p></div>
<p>اشکان حجازی عنوان داشت اگر پدرم به این روز افتاده به خاطر عدم تماس برادرش محمود می باشد چون وی این همه سال چشم انتظار برادرش محمود بوده ولی متاسفانه اصلا هیچ تماسی نگرفته است .<br />
اعضای انجمن نجات ابتدا قدری از مناسبات سازمان مجاهدین برای ایشان توضیح دادند که انسانها در محیط فرقه ای هیچ گونه اختیاری از خود ندارند و باید دنبال رو سرکرده باشند . اشکان حجازی هیچ شناختی از سازمان مجاهدین نداشت. اعضای انجمن نجات در مورد عملکرد سازمان و خیانت هایی که علیه مردم ایران انجام داده برایش توضیح دادند و قدری از مناسبات فرقه و بحث طلاق و رقص رهایی توضیح داده شد که ایشان را بسیار متعجب کرد. همسر خانم حجازی اظهار داشت شوهرش سال 82 به عراق برای دیدار با برادرش رفته بود ولی اجازه ملاقات ندادند و مجبور شد تنها به کشور برگردد .</p>
<p>در مور عدم ملاقات و اینکه عنوان می شود نفرات داخل مناسبات سازمان خواهان ملاقات نیستند توضیحاتی داده شد مبنی بر اینکه در مناسبات رجوی بحث مغز شویی بسیار غلیظ است و افراد قدرت فکر کردن ندارند و به طبع نمی توانند برای خودشان تصمیم بگیرند. محمود نیز مانند بقیه افراد به خاطر مغزشویی مستمر حاضر به ملاقات نشده است والا چه کسی مخالف دیدار با برادرش می باشد!</p>
<p>اعضای انجمن نجات از خانواده اجازه خواستند که زیاد مزاحم آقای حجازی نشوند چون باید استراحت می کردند.<br />
از محمود حجازی تقاضا می شود که با برادرش تماس بگیرد و او را از دل نگرانی در آورد. شماره فرزندش در انتها قید می شود.</p>
<p>شماره تلفن اشکان حجازی<br />
09113117563</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69869">دیدار با آقای اسماعیل حجازی برادر محمود حجازی مستقر در مانز آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69869/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69843</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69843?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2026 06:46:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمد جعفر نجفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69843</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد جعفر سلام خوبی سلامتی ما هنوز از فراق مادر داغداریم. وقتی عراق بودی مادر چند بار به عراق سفر کرد و می خواست با شما دیداری داشته باشد. متاسفانه نتوانست با شما دیدار کند. محمد جعفر چند سال است با خانواده خودت تماس نگرفتی چرا؟ چرا خانواده خودت را فراموش کردی؟ خودت را چند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69843">نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد جعفر سلام</p>
<p>خوبی سلامتی</p>
<p>ما هنوز از فراق مادر داغداریم. وقتی عراق بودی مادر چند بار به عراق سفر کرد و می خواست با شما دیداری داشته باشد. متاسفانه نتوانست با شما دیدار کند. محمد جعفر چند سال است با خانواده خودت تماس نگرفتی چرا؟ چرا خانواده خودت را فراموش کردی؟ خودت را چند سال اسیر کسانی کردی که هدفشان نابودی مردم ایران است . در کمپ دنبال چه هستی؟ دنبال چه هدفی هستی؟ هدفی که به شما با فریب تحمیل کردند و شما فکر می کنید هدفی را دنبال می کنید در صورتی که هدفی وجود ندارد که شما دنبال آن هستید . وقتی مادر در بیمارستان بستری بود می گفت محمد جعفر کی می آید؟ به فکر شما بود. کم و بیش می دانم در کمپ چه خبر است. شما در کمپ هیچ اختیاری از خودتان ندارید. آزادی ندارید. حق ندارید با خانواده خودتان تماسی بگیرید. کمپ بسته است و دور خودتان می چرخید. محمد جعفر این رسم روزگار است که آدمی مادر و خانواده اش را فراموش می کند ؟ چرا فکری به حال خودت نمی کنی؟ چرا خودت را از کمپ رها نمی کنی؟ این همه سال بس نیست؟ کجا را می خواهی بگیری؟ فقط با اخبار کذب شما را فریب می دهند. خودت را نجات بده و قدم در دنیای آزاد بگذار و از زندگی لذت ببر. کسانی که اخبار کذب به شما می دهند برای سوء استفاده از شماست. باور کن برای شما هیچ ارزشی قائل نیستند. ما همیشه به فکر شما هستیم و دلمان می خواهد شما آزاد زندگی کنید. آزادی شما خوشحالی ماست. مراقب خودت و سلامتیت باش .</p>
<p>خواهرت شهین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69843">نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69843/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تسلیت سکینه فرحناک به خواهر اسیرش زهرا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69841</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69841?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2026 06:06:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا فرحناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69841</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام و عرض تسلیت زهرا جان نازنین خواهرم دقیقا سه هفته هست که کمرم شکسته است با از دست دادن یگانه برادرمان اسماعیل. بله اسماعیل هم در اثر بیماری بدرود حیات گفت و از کنارمون رفت و بشدت ما را مصیبت زده کرد. زهرا جان از اسماعیل دو فرزند پسر و دختر به یادگار مانده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69841">پیام تسلیت سکینه فرحناک به خواهر اسیرش زهرا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و عرض تسلیت زهرا جان نازنین خواهرم</p>
<p>دقیقا سه هفته هست که کمرم شکسته است با از دست دادن یگانه برادرمان اسماعیل.</p>
<p>بله اسماعیل هم در اثر بیماری بدرود حیات گفت و از کنارمون رفت و بشدت ما را مصیبت زده کرد.</p>
<p>زهرا جان از اسماعیل دو فرزند پسر و دختر به یادگار مانده که محمد مهدی را در عکس کنارم می بینی که در فعالیتهایم همواره همراهیم میکرد. بدنبال رهایی عمه اش که تو باشی..</p>
<p>زهرا جان دنیا خیلی کوتاه و زود گذر است. زودی تصمیم بگیر تا بتوانی با رهایی از شر رجویها در کنار یگانه فرزندت محمد در آلمان زندگی کنی..</p>
<p>زهرا جان از مرگ و میرهای کمپ آلبانی هم بیخبر نیستم که همین ماه دست‌کم فقط سه تن از زنان گفتن در اثر ایست قلبی در غربت و بدور از خانواده فوت کردند و چقدر دردناک برای خانواده هایشان&#8230;</p>
<p>زهرا جان نمی خوای درگذشت برادرت را به بچه هاش تسلیت بگی..</p>
<p>خواهرت سکینه (معصومه)<br />
0911 757 7177</p>
<div id="attachment_69842" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69842" class="size-full wp-image-69842" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnak-Br-Tasliat.jpg" alt="اسماعیل فرحناک" width="500" height="710" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnak-Br-Tasliat.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnak-Br-Tasliat-211x300.jpg 211w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-69842" class="wp-caption-text">اسماعیل فرحناک</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69841">پیام تسلیت سکینه فرحناک به خواهر اسیرش زهرا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69841/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تصویری سکران باوی به برادرش سلطان در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69836</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69836?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 10:12:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[سلطان باوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69836</guid>

					<description><![CDATA[<p>سکران باوی، پس از آنکه مطلع شد برادرش سلطان توسط اعضای جداشده در خیابان‌های آلبانی دیده شده است، ضمن ابراز خرسندی فراوان و قدردانی از تلاش‌های انجمن نجات، پیام تصویری محبت‌آمیزی به زبان عربی خطاب به برادرش ارسال نمود. سکران در این پیام، با لحنی سرشار از دلتنگی و امید گفت: «برادرم، از شنیدن خبر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69836">پیام تصویری سکران باوی به برادرش سلطان در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سکران باوی، پس از آنکه مطلع شد برادرش سلطان توسط اعضای جداشده در خیابان‌های آلبانی دیده شده است، ضمن ابراز خرسندی فراوان و قدردانی از تلاش‌های انجمن نجات، پیام تصویری محبت‌آمیزی به زبان عربی خطاب به برادرش ارسال نمود.<br />
سکران در این پیام، با لحنی سرشار از دلتنگی و امید گفت: «برادرم، از شنیدن خبر دیده شدن تو در آلبانی بسیار خوشحال شدم. تمام اعضای خانواده جویای احوالت هستند و برای سلامتی‌ات دعا می‌کنند. عاجزانه از تو می‌خواهیم که به هر طریق ممکن خودت را از بند این گروه رها کنی و با خانواده‌ات ارتباط بگیری.»</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69836">پیام تصویری سکران باوی به برادرش سلطان در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69836/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69832</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69832?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 09:04:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرزین هاشمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69832</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرزین جان سلام سالها چه زود گذشت ولی افسوس که چندین سال از یکدیگر دور بودیم. به یاد داری در گذشته چه خاطرات خوبی با هم داشتیم؟ به آینده فکر می کردیم و چه رویاهایی داشتیم. یادت می آید به هم می گفتیم در آینده برای خودمان کاره ای می شویم . وقتی به عکس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69832">نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرزین جان سلام</p>
<p>سالها چه زود گذشت ولی افسوس که چندین سال از یکدیگر دور بودیم. به یاد داری در گذشته چه خاطرات خوبی با هم داشتیم؟ به آینده فکر می کردیم و چه رویاهایی داشتیم. یادت می آید به هم می گفتیم در آینده برای خودمان کاره ای می شویم . وقتی به عکس های قدیمی نگاه می کنم با خودم می گویم فرزین الان در کمپ چه وضعیتی دارد؟ از وضعیتت بی اطلاعم چرا با من تماس نمی گیری تا مرا از دلتنگی در بیاوری. اگر می خواهی از حال برادرت بدانی خدا را شکر می کنم و تنها یک نگرانی دارم که آنهم شمایید. نمی دانم چه زمانی می توانم شما را ببینم؟ آیا این اتفاق خواهد افتاد؟ در انگلیس که بودی گاه گاهی با خانواده ات تماسی داشتی و خیال خانواده ات در ایران راحت بود. در نامه های قبلی گفته بودم با مدرک تحصیلی که شما داشتید می توانستی کسی برای خودت باشی ولی چی بگویم که خودت را در باتلاقی انداختی که تمام گذشته ات را سوزاندی . چه کسی جوابگوی شما خواهد بود و چه کسی گذشته را به شما بر می گرداند؟ خودت را اسیر کردی و از دنیای بیرون قطع شدی. برای چه هدفی معلوم نیست! بیشتر از این مزاحمت نمی شوم. مراقب خودت باش و به فکر سلامتی خودت باش. خبرهای خوبی در رابطه با کمپ آلبانی به من نمی رسد.</p>
<p>برادرت بهمن</p>
<div id="attachment_69833" style="width: 810px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69833" class="size-full wp-image-69833" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hashemi-Bahman-20261012.jpg" alt="برادر فرزین هاشمی" width="800" height="450" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hashemi-Bahman-20261012.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hashemi-Bahman-20261012-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hashemi-Bahman-20261012-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /><p id="caption-attachment-69833" class="wp-caption-text">برادر فرزین هاشمی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69832">نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69832/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام کوتاه صدیقه بازرگانی به خواهر اسیرش طاهره</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69830</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69830?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 06:10:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[طاهره بازرگانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69830</guid>

					<description><![CDATA[<p>خوب و سلامتی روبی جان پارسال همین ایام در ذیل نامه ام برای تو بعنوان خواهر بزرگتر توصیه ای در قالب چند بیت شعر بدین صورت نوشته بودم: بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد در منزل تن مخسب و غافل منشین کز منزل عمر کاروان میگذرد. الهم فک اسیر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69830">پیام کوتاه صدیقه بازرگانی به خواهر اسیرش طاهره</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خوب و سلامتی روبی جان</p>
<p>پارسال همین ایام در ذیل نامه ام برای تو بعنوان خواهر بزرگتر توصیه ای در قالب چند بیت شعر بدین صورت نوشته بودم:</p>
<p>بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد<br />
وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد<br />
در منزل تن مخسب و غافل منشین<br />
کز منزل عمر کاروان میگذرد.<br />
الهم فک اسیر</p>
<p>مریم رجوی متوهم و نادان به شمایان فریب خورده وعده صفی تا تهران! داده بود که الان به صفی تا قبرستان بدل شده است چرا روبی جان!؟<br />
همین چند مدت اخیر فقط ۳ زن از اعضای قدیمی چون تو با ایست قلبی جان دادند. بدون آنکه طعم شیرین زندگی را ببینند و بچشند که فقط افسوس..<br />
روبی جان همان چند بیت شعر را با چشمان باز و یا قلبت بخوان و بازنگری کن و به دنیای آزاد بپیوند که پیشاپیش مبارکت باشد.</p>
<p>خواهرت سوری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69830">پیام کوتاه صدیقه بازرگانی به خواهر اسیرش طاهره</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69830/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه پسر عموی الخاص کوه‌پیما، عضو گرفتار در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69817</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69817?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 08:04:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[الخاص کوه پیما]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69817</guid>

					<description><![CDATA[<p>پسرعموی عزیز ومهربانم الخاص کوه‌پیما باسلام من مهرعلی پسرعمویت هستم. منو یادت میاد؟ حدود ۳۸سال است که از ما دوری وما همچنان در انتظار برگشتنت هستیم. به نظرت این همه سال چشم انتظاری ودلتنگی دیگر بس نیست؟ چرا خودت را از چنگ این لعنتی‌ها آزاد نمیکنی؟ چرا بیهوده عمرت را در خدمت این ظالمان و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69817">نامه پسر عموی الخاص کوه‌پیما، عضو گرفتار در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پسرعموی عزیز ومهربانم الخاص کوه‌پیما</p>
<p>باسلام</p>
<p>من مهرعلی پسرعمویت هستم. منو یادت میاد؟ حدود ۳۸سال است که از ما دوری وما همچنان در انتظار برگشتنت هستیم. به نظرت این همه سال چشم انتظاری ودلتنگی دیگر بس نیست؟ چرا خودت را از چنگ این لعنتی‌ها آزاد نمیکنی؟ چرا بیهوده عمرت را در خدمت این ظالمان و جنایتکاران تلف می‌کنی؟ همه دوستانت و نفراتی که درگذشته از سازمان مجاهدین جدا شده‌اند، پیش خانواده‌هایشان برگشته‌اند و درسلامت وآسودگی زندگی می‌کنند.</p>
<p>ما می‌دانیم که مسئولین سازمان ذهن و افکارتان را در اختیار خود گرفته‌اند و شماها را تحت فشار و سختی‌ها در بی‌خبری نگه داشته اند. ما در این سالیان خیلی تلاش و پیگیری کردیم که بتوانیم جوری با شما ملاقات یا تماس داشته باشیم یا نامه ای از ما بدستت برسد اما افراد سازمان این اجازه را به ما و دیگر خانواده‌ها نمی‌دهند.</p>
<p>به هرحال امیدوارم که این نامه به دستت برسد. ضمن اینکه قبلا هم چندنامه نوشته و برایت فرستاده‌ایم. همه ما حالمان خوب است. برادرت، خواهرها، بچه‌ها و سایر اقوام و بستگان خوب و دعاگوی شما هستند. همگی چشم انتظار آزادی و بازگشت شما هستیم.</p>
<p>باآرزوی سلامتی وتندرستی برای شما و به امید روز رهایی و بازگشتت به آغوش خانواده!</p>
<p>ارادتمند شما پسر عمویت</p>
<p>مهرعلی طاهری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69817">نامه پسر عموی الخاص کوه‌پیما، عضو گرفتار در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69817/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا مرگ و زندگی خانواده رجوی از برادر و خواهر من عزیزتر است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69804</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69804?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2026 07:16:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مهران نیک سیر]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد نیک سیر]]></category>
		<category><![CDATA[مهرناز نیک سیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69804</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روز گذشته، خواهر مهرداد نیک‌سیرت طی تماس تلفنی با دفتر انجمن نجات، درباره درگیری‌های خودساخته سران فرقه رجوی با ارتش عراق در سال‌های گذشته که منجر به کشته شدن برادرش شده بود، به گفتگو پرداخت. او گفت: «مطلبی در مورد مرگ برادر مسعود رجوی خائن و گوربه‌گورشده در سایت انجمن نجات خواندم و بر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69804">چرا مرگ و زندگی خانواده رجوی از برادر و خواهر من عزیزتر است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روز گذشته، خواهر مهرداد نیک‌سیرت طی تماس تلفنی با دفتر انجمن نجات، درباره درگیری‌های خودساخته سران فرقه رجوی با ارتش عراق در سال‌های گذشته که منجر به کشته شدن برادرش شده بود، به گفتگو پرداخت. او گفت: «مطلبی در مورد مرگ برادر مسعود رجوی خائن و گوربه‌گورشده در سایت انجمن نجات خواندم و بر آن شدم تا با شما تماس بگیرم. می‌خواهم بپرسم چرا زندگی کردن برای خانواده رجوی حلال است؛ به‌طوری‌که برادر او در بلژیک در کنار خانواده و دخترانش زندگی می‌کند و همان‌جا نیز از دنیا می‌رود، اما برادر من به‌خاطر افکار پوچ و توهمات خودساخته رجوی، در یک درگیری از پیش‌برنامه‌ریزی‌شده و در خاک لم‌یزرع عراق جان خود را از دست می‌دهد؟ آن هم در شرایطی که از داشتن همسر و فرزند محروم بود و جانش را برای هیچ‌ و پوچ از دست داد.</p>
<p>و حتی از کشته شدن برادرم هم سران جانی سازمان مجاهدین خلق سوءاستفاده می نمایند. ولی امروز میبینم که برادر مسعود رجوی مفلوک در یک کشور اروپایی و همراه با خانواده اش زندگی اشرافی داشته و در بین خانواده اش میمیرد !!!! خانم نیک سیرت که خیلی ناراحت بود اعلام نمود که من از جامعه جهانی و بخصوص نهادهای حقوق بشری میخواهم که هر چی زودتر به داد برادرم مهران و خواهرم مهرناز که سالیان سال از ارتباط گیری با خانواده یا تشکیل خانواده به شدت محروم بودند برسد و از آنها حمایت نمایند و برای رسیدن آنها به آزادی واقعی در کنار خانواده اصلی خودشان اقدام عاجلی انجام دهند تا خدایی نکرده آنها نیز همانند مهرداد قربانی توهمات مسعود رجوی خائن و تروریست نشوند .</p>
<p>خانم نیک سیرت که برادرش مهرداد در سال های قبل در درگیری های از قبل برنامه ریزی شده سران مجاهدین خلق تروریست با ارتش عراق و بخاطر هیچ و پوچ کشته شده بود ، اکنون با دیدن زندگی اشرافی خانواده مسعود رجوی مفلوک در اروپا به شدت ناراحت شده و اعلام نمودند که زندگی و مرگ خانواده مسعود رجوی تروریست در کشورهای اروپایی را بشدت محکوم می نمایند و خواهان رسیدگی فوری به وضعیت برادر و خواهر گرفتارش در مانز آلبانی میباشند .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69804">چرا مرگ و زندگی خانواده رجوی از برادر و خواهر من عزیزتر است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69804/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با برادر سلطان باوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69801</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69801?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2026 06:38:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[سلطان باوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69801</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز چهارشنبه مورخه 15 مهرماه 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان بهمراه مسئول و عضو کمیته بانوان مرتبط با این انجمن بدعوت آقای سکران باوی برادر سلطان باوی از اعضای تحت اسارت تشکیلات مجاهدین خلق در منزل شخصی ایشان حاضر و با وی و خانواده اش در فضایی بسیار دوستانه ملاقات نمودند. در ابتدای این دیدار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69801">دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با برادر سلطان باوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز چهارشنبه مورخه 15 مهرماه 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان بهمراه مسئول و عضو کمیته بانوان مرتبط با این انجمن بدعوت آقای سکران باوی برادر سلطان باوی از اعضای تحت اسارت تشکیلات مجاهدین خلق در منزل شخصی ایشان حاضر و با وی و خانواده اش در فضایی بسیار دوستانه ملاقات نمودند. در ابتدای این دیدار مسول انجمن نجات خوزستان ضمن تشکر از دعوت و میهمان نوازی آقای سکران باوی گزارشی از آخرین فعالیت انجمن نجات خوزستان و تلاش های اعضای آن را در طی ماههای اخیرا به اطلاع آقای باوی رساند. مسئول انجمن نجات خوزستان در زمینه آخرین وضعیت این تشکیلات در آلبانی و بخصوص انتخاب مسئول اولی جدید که با تبلیغات و هیاهو بسیار بمثابه یک دستاور از طرف سرکردگان تبلیغ شد توضیح داد که تشکیلات رجوی برخلاف تمامی تحلیل و موضع گیری هایش در جریان جنگ تجاوزکارانه امریکا و رژیم صهیونیستی که روی سرنگونی کوتاه مدت جمهوری اسلامی حساب جدی باز کرده بود و در جریان نشست ها به اعضا چنین القاء کرده بود که چمدانها را بسته چون بزودی راهی تهران خواهیم شد ! اما وقتی با مقاومت مردم و نیروهای مسلح ایران مواجه و طرح فروپاشی زود هنگام با شکست مواجه شد با موج مسله داری نیروهایش مواجه شد.</p>
<div id="attachment_69800" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69800" class="wp-image-69800" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bavi-202610.jpg" alt="برادر سلطان باوی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bavi-202610.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bavi-202610-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bavi-202610-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69800" class="wp-caption-text">برادر سلطان باوی</p></div>
<p>گزارشات دریافتی حاکی از آن است که فضایی همانند شرایط شکست در عملیات فروغ جاویدان در تشکیلات رجوی حاکم شده بود. مسئولین تشکیلات با چاره اندیشی مریم رجوی تلاش کردند برای مقابله با این موج مسله داری با اعلام انتخاب مسئول اولی جدید تغییر در ساختار راس این گروه ایجاد کرده و با برگزاری نشست های گسترده عمومی و در گام بعد درون یکانی و تبدیل بحث های سیاسی به ایدولوژیکی با فضای مسله داری نیروها مقابله و در آنها ایجاد انگیزه نماید. بمدت بیش از یکماه نشست ها ادامه و از خروج نیروها به خارج از مقر خودداری نمود. ولی از آنجاییکه بنابه تجربه گذشته این اقدام صرفا تاثیرات کوتاه مدت داشته و در نهایت در زمان دیگر بیرون خواهد زد سودی نخواهند برد. مسئول انجمن نجات خوزستان در ادامه ابراز امیدواری کرد که با تلاش و همیاری خانواده ها بزودی شاهد ایجاد تحولی اساسی در رابطه با روند جدایی اعضا باشیم. در بخش دیگری از این دیدار مسئول کمیته بانوان توضیحاتی در خصوص فعالیت های کمیته بانوان وارتباط گسترده آنها با خانوادها به آقای باوی ارائه داد.</p>
<p>آقای باوی ضمن تشکر از توضیحات مسئولین انجمن نجات و کمیته بانوان به بیان خاطراتی از سلطان در زمان حضورش در جمع خانواده پرداخت وگفت تمامی اعضای خانواده خاطرات زیادی از سلطان دارند ودر آرزوی روزی هستند که دوباره به جمع آنها ملحق شود. آقای باوی افزود ما طی سالیان با انجمن نجات خوزستان بمثابه یک خانواده هستیم و اعضای این انجمن زحمات زیادی برای ما خانواده ها کشیده اند و بدین لحاظ مدیون آنها هستیم.وانشالله با کمک هم بتوانیم مقدمات آزادی وجدایی آنها را فراهم نمائیم .آقای باوی از اعضای انجمن و کمیته بانوان در خواست کرد که نهار را دعوت آنها باشند که اعضای انجمن ضمن تشکر از میهمان نوازی آقای باوی آرزو نمودند که انشالله بزودی و با حضور سلطان برسرسفره نهار آنها حاضر شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69801">دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با برادر سلطان باوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69801/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
