<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>فرقه گرایی مجاهدین - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/فرقه-گرایی-مجاهدین</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Oct 2026 11:05:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>فرقه گرایی مجاهدین - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/فرقه-گرایی-مجاهدین</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69861</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69861?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 11:00:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69861</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این بخش از &#8220;۱۹۸۴&#8221; جورج اورول، &#8220;اوبراین&#8221; از قدرتی حرف می‌زند که می‌خواهد عشق و وفاداری انسان را تصاحب کند و دشمنی دائمی برای شکست دادن و تحقیر کردن داشته باشد. برای من، این توصیف شباهتی تکان‌دهنده با مناسبات مجاهدین خلق و جایگاه &#8220;برادر مسعود&#8221; دارد. اوبراین می‌گوید: &#8220;هیچ وفاداری‌ای جز وفاداری به حزب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69861">روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در این بخش از &#8220;۱۹۸۴&#8221; جورج اورول، &#8220;اوبراین&#8221; از قدرتی حرف می‌زند که می‌خواهد عشق و وفاداری انسان را تصاحب کند و دشمنی دائمی برای شکست دادن و تحقیر کردن داشته باشد. برای من، این توصیف شباهتی تکان‌دهنده با مناسبات مجاهدین خلق و جایگاه &#8220;برادر مسعود&#8221; دارد.</p>
<p>اوبراین می‌گوید:<br />
&#8220;هیچ وفاداری‌ای جز وفاداری به حزب وجود نخواهد داشت؛ هیچ عشقی جز عشق به برادر بزرگ.&#8221;</p>
<p>در چنین جهانی، خانواده، دوستی و رابطه عاشقانه خطرناک‌اند، چون می‌توانند تکیه‌گاهی مستقل از قدرت باشند. همسر، فرزند یا دوست ممکن است دلیلی برای پرسیدن، اعتراض کردن یا ترک تشکیلات شود.<br />
این منطق را می‌توان در &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; مسعود رجوی دید: طلاق‌های اجباری، ممنوعیت روابط عاطفی و جنسی و جدایی کودکان از والدین. از اعضا خواسته می‌شد حتی در ذهن و قلبشان از همسر خود جدا شوند، چون این دلبستگی مانعی میان آنان و رهبر تلقی می‌شد. عشق به خانواده باید جای خود را به عشق و وفاداری به رهبری می‌داد.</p>
<p>عنوان &#8220;برادر مسعود&#8221; در این مقایسه معنای تلخی پیدا می‌کند: رهبر با نامی خانوادگی و صمیمی، جای نزدیکانی را می‌گیرد که پیوند با آنان باید قربانی وفاداری به او شود.</p>
<p>اما بخش بعدی سخنان اوبراین، وجه دیگری از این سازوکار را آشکار می‌کند:</p>
<p>&#8220;چهره‌‎ای همیشه آنجاست تا لگدمال شود. مرتد، دشمن جامعه، همیشه وجود دارد تا بارها شکست داده و تحقیر شود.&#8221;</p>
<p>من این منطق را در برخورد مجاهدین با جداشدگان و منتقدان می‌بینم: تحقیر و تخریب شخصیت، انتشار نامه‌های شخصی و زدن برچسب &#8220;مزدور رژیم&#8221; یا &#8220;مأمور وزارت اطلاعات&#8221;. کسی که سازمان را ترک کرده یا رهبری آن را نقد می‌کند، به دشمنی تبدیل می‌شود که باید بارها در برابر اعضا و هواداران بی‌اعتبار شود.</p>
<p>انتشار نامه‌های شخصی در این روند، حریم فرد را به ابزار مجازات او تبدیل می‌کند. گذشته و سخنانش علیه او به کار گرفته می‌شوند تا حقش برای تغییر نظر، مخالفت یا ترک سازمان زیر سؤال برود. به جای پاسخ دادن به نقد، اعتبار منتقد هدف قرار می‌گیرد.</p>
<p>این دشمن برای مصرف درونی سازمان هم لازم است. نمایش مداوم &#8220;خائن&#8221; به اعضای باقی‌مانده هشدار می‌دهد که بیرون رفتن چه هزینه‌ای دارد. ترس از همان سرنوشت، آنان را به سکوت و اطاعت سوق می‌دهد. جداشده باید در تبلیغات سازمان باقی بماند تا دیگران بتوانند دوباره محکومش کنند و با این محکومیت، وفاداری خود را نشان دهند.</p>
<p>از نگاه من، بقای چنین ساختاری به وجود این دشمنان گره خورده است. مجاهدین به چهره‌ای نیاز دارند که همیشه بتوان بر آن پا گذاشت؛ کسی که تحقیرش برای تشکیلات سوخت فراهم کند.</p>
<p>اینجاست که منطق تبلیغاتی سازمان به وجود دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی وابسته می‌شود. برای معرفی منتقد و جداشده به عنوان &#8220;مأمور اطلاعات&#8221;، باید آن دستگاه امنیتی به عنوان مرجع دائمی اتهام حضور داشته باشد. هر اعتراض مستقلی می‌تواند به آن نسبت داده شود و هر صدای مخالفی به بخشی از توطئه‌اش تبدیل شود.</p>
<p>در این معنا، مجاهدین برای حفظ سازوکار سرکوب درونی خود به وجود همان دستگاهی نیاز دارند که دشمنش می‌خوانند. بدون آن، برچسب اصلی‌شان برای حذف منتقدان پشتوانه خود را از دست می‌دهد. من معتقدم سازمانی که بقایش را به بازتولید این دشمنی گره زده، بدون آن نمی‌تواند به همین شکل ادامه پیدا کند.</p>
<p>آن &#8220;چهره&#8221; در سخنان اوبراین، برای من یادآور جداشده‌ای است که حتی پس از خروج نیز رهایش نمی‌کنند. باید در صحنه بماند تا دوباره و دوباره تحقیر شود؛ چون تشکیلات برای حفظ اطاعت دیگران، هنوز به لگدمال کردن او نیاز دارد.</p>
<p>امیر یغمایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69861">روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69861/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جایگاه کتابخوانی و کتابخانه در مناسبات گروه تروریستی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69860</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69860?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 10:41:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69860</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود تقی پوریان در این ویدیو به فقدان کتابخوانی و کتابخانه در سازمان مجاهدین خلق می‌پردازد. ایشان عنوان می کند که : اوایل راه اندازی کمپ اشرف در عراق ظاهرا کتابخانه‌ای ایجاد می‌شود که اکثر کتابهای آن، کتابهای دزدیده شده از ساختمان کتابخانه مرکزی ایران در روزهای پیروزی انقلاب بوده است که گویا تنوع جالبی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69860">جایگاه کتابخوانی و کتابخانه در مناسبات گروه تروریستی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود تقی پوریان در این ویدیو به فقدان کتابخوانی و کتابخانه در سازمان مجاهدین خلق می‌پردازد. ایشان عنوان می کند که : اوایل راه اندازی کمپ اشرف در عراق ظاهرا کتابخانه‌ای ایجاد می‌شود که اکثر کتابهای آن، کتابهای دزدیده شده از ساختمان کتابخانه مرکزی ایران در روزهای پیروزی انقلاب بوده است که گویا تنوع جالبی هم داشتند. رمان .. کتب تاریخی .. مارکسیستی .. مذهبی و&#8230; در همان اویل یعنی سالهای 65 تا 67 برای حفظ روحیه افراد رفتن و مراجعه به کتابخانه آزاد بوده اما به فاصله کمی، مراجعه به آنجا از موعد روزانه به هفته‌ای یک روز و بعدتر به ماهی یکبار تغییر می کند . به یکسال نکشیده مراجعه حضوری به کتابخانه تعطیل می‌شود . افراد تنها می‌توانستند با سفارش نام کتاب به مسئول تشکیلاتی خود آن را دریافت نمایند. با این کار هم افراد را کنترل می‌کردند که چه کتابی را مطالعه می‌کند و هم زمان را محدود می‌کردند . پس از دوسال، یعنی در حدود سال‌های 69 و 70 این وضعیت هم برچیده شد.</p>
<p>ایشان ادامه می‌دهد که پس از سالهای طولانی دوباره کتابخانه با مدلی جدید و کنترل شده بازگشایی شد که کلا کتابهای مذهبی و غیرسازمانی حذف شده بود و مقرر شده بود ماهانه با کنترل کامل و محدودیت بسیار افراد بتوانند بمدت دوساعت و در کنار مسئول خود در کتابخانه حضور یابند. هدف این بود گرایش فکری افراد پایش شود. تازه کتاب به مسئول فرد تحویل می شد و آنها نیز موضوع را به رده های تشکیلاتی مرتبط اطلاع می‌دادند .</p>
<p>در زمان سقوط صدام حسین و هجوم و استقرار نیروهای آمریکایی در پادگان اشرف در عراق، این گروه تروریستی سریعا به انتقال کتابهای سازمانی و ضدآمریکایی خود دست زد و آنها را سوزاند تا به ماهیت تسلیم شده خود در بعد از خلع سلاح شدن لطمه‌ای وارد نشود . بدینگونه بود که از سال 1360 تاکنون یعنی 45 سال در شازمان مجاهدین نه آموزشی آکادمیک موجود است و نه کتابخانه‌ای وجود دارد و طبعا کتابخوانی تعطیل!<br />
مسعود تقی پوریان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69860">جایگاه کتابخوانی و کتابخانه در مناسبات گروه تروریستی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69860/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نشست دیگ یا سوهان روح و روان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69844</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69844?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2026 07:21:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نشست دیگ و دیگچه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69844</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر از چند مدتی که وضعیت تشکیلاتی نفرات بهم می ریخت و بوی جدا شدن نفرات به مشام رهبری می رسید او به فکر چاره می افتاد و تنها راهی که به ذهنش می رسید همان کنترل افکار و نفرات موجود در تشکیلات بود. این کنترل را فقط با گذاشتن نشست های مستمر و تکراری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69844">نشست دیگ یا سوهان روح و روان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر از چند مدتی که وضعیت تشکیلاتی نفرات بهم می ریخت و بوی جدا شدن نفرات به مشام رهبری می رسید او به فکر چاره می افتاد و تنها راهی که به ذهنش می رسید همان کنترل افکار و نفرات موجود در تشکیلات بود.</p>
<p>این کنترل را فقط با گذاشتن نشست های مستمر و تکراری انجام می داد تا روح و روان افراد را تحت کنترل خود در آورد و نفر را به جایی برساند که احساس گناه و بدهکاری نسبت به رهبر سازمان کند و آن را در جمع بیان کند و فحش و ناسزا بشنود تا سران سازمان قبول کنند که او وفادار باقی مانده است .</p>
<p>آنقدر در چنین نشستهایی روی نفرات فشار بود که کمتر کسی توان ایستادگی داشت و به آنچه سران مجاهدین می خواستند تن ندهد.</p>
<p>همیشه در تشکیلات اهرم فشار جمع، کارساز بود. یعنی سران سازمان هیچ گاه خود را طرف حساب نفرات مشکل دار نمی کرد بلکه از سلسله مراتب تشکیلاتی می خواست که آنها با او برخورد کرده و او را مجبور کنند که تعهد بدهد که به سازمان و رهبری آن وفادار باقی خواهد ماند و تنها راه نجات خود را اعتراف به این می دید. حتی اگر از عمق وجود آن را قبول نداشت .</p>
<p>اینگونه بود که هر لحظه آن نشستها مثل سوهانی بود که روح و روان را می تراشید و زخم می کرد . اثرات آن سالیان در اذهان باقی می ماند و به راحتی فراموش نمی شود. هر از گاهی که به یاد آن نشستها می افتم و فشاری که بر ما بود، روزی صد بار به آنها لعنت می فرستم .</p>
<p>عباس محمد پور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69844">نشست دیگ یا سوهان روح و روان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69844/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>داستان مهوش سپهری (نسرین) و رستوران مک دونالد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69784</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69784?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2026 07:11:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69784</guid>

					<description><![CDATA[<p>زمانی که مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور قلابی انتخاب شد. رجوی رئیس جمهور خودش را برای چاپلوسی مقابل غربیها به فرانسه فرستاد و بعد از مدتی برای مالی اجتماعی کادرهای خودشان را به صورت نوبه ای به فرانسه اعزام کردند. از مقر ما چند نفر از کادرهای بالا را به فرانسه اعزام کردند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69784">داستان مهوش سپهری (نسرین) و رستوران مک دونالد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور قلابی انتخاب شد. رجوی رئیس جمهور خودش را برای چاپلوسی مقابل غربیها به فرانسه فرستاد و بعد از مدتی برای مالی اجتماعی کادرهای خودشان را به صورت نوبه ای به فرانسه اعزام کردند. از مقر ما چند نفر از کادرهای بالا را به فرانسه اعزام کردند و مریم تا در توان داشت از کادرها در فرانسه کار کشید. در فرانسه چند نفر اقدام به فرار کردند و خواستار پناهندگی شدند. با فرار چند نفر از کادرها ارکان رجوی بهم ریخت و دستور داد مالی اجتماعی را متوقف کنند و همه کادرها را به عراق و به پادگان اشرف انتقال بدهند و این کار انجام شد.</p>
<p>یک روز در محوطه بودم که یکی از کادرها را دیدم که قبلا با او محفل داشتم. وقتی او را دیدم خیلی خوشحال شدم و به او گفتم کی آمدی؟ در جواب گفت دو روز است که آمدم. مرا مستقیم به مقر نیاوردند! در بغداد بودم و چند ساعتی است که آمدم مقر. یک شب بعد از شام با دوستم بیرون از سالن نشسته بودیم و سیگار می کشیدیم. به او گفتم چی شد که شما را به عراق برگرداندند؟ تعریف کرد و گفت: پدر ما را در مالی اجتماعی در آوردند. چقدر در فرانسه مردم فرانسه ما را تحقیر کردند. چقدر به ما بد و بیرا می گفتند. به ما می گفتند شما تروریست هستید. از کشور ما گم شوید. بروید بیرون ما می خواهیم در کشورمان آسایش داشته باشیم .<br />
به او گفتم چرا این قدر لاغر شدی؟ در جواب گفت فقط از ما کار می کشیدند صبح از مقر بیرون می زدیم ساعت 5 الی 6 بعد از ظهر ما را با مینی بوس جمع می کردند و به مقر می آوردند. یه لقمه بخور نمیری به ما می دادند و بعدش بایستی در نشست حسابرسی شرکت می کردیم. برای هر نفر کیف خریداری کرده بودند، صبح که از مقر می خواستیم بزنیم بیرون نهار و آب و مقداری میوه در کیف می گذاشتیم و با خودمان می بردیم. به او گفتم چرا بیرون غذا نمی خوردید؟ در جواب گفت ممنوع بود به ما می گفتند از پولی که جمع کردید حق ندارید خرج کنید. خواهر مریم به این پول نیاز دارد.</p>
<p>بعد از دو سه ماه یک روز نسرین ما را در مقر جمع کرد و گفت بعد از این همه خستگی می خواهم شما را به رستوران مک دونالد دعوت کنم. ما هم شب آماده شدیم که همراه نسرین به رستوران برویم. ما را سوار اتوبوس کردند و به سمت رستوران حرکت کردیم. به رستوران رسیدیم و وارد رستوران شدیم. رستوران بزرگ و معروفی بود. یک ساعتی در رستوران در حال غذا خوردن بودیم. یک سریها با هم پچ پچ می کردند، پچ پچ زیاد شد. مهوش سپهری با چند تا زن جدا گانه نشسته بودند. نسرین از جایش بلند شد و گفت غذا خورده نخورده سریع جمع کنید، بر می گردیم مقر. فقط سریع . ما را مجددا سوار اتوبوس کردند و به مقر برگشتیم. به ما در مقر گفتند هیچ کس حق ندارد آسایشگاه برود، همه بروید سالن نشست. همه مانده بودیم چه اتفاقی افتاده است. در سالن نشسته بودیم که نسرین خیلی خشمگین با دو سه تا زن وارد سالن شدند. نسرین رفت پشت میز و صندلی نشست و بدون مقدمه شروع کرد فحش دادن. به ما آنقدر فحش داد که حالت تهوع گرفته بودم و در ادامه گفت خبر دارید چه اتفاقی افتاده؟ شش نفر از رستوران اقدام به فرار کردند. و دوباره شروع کرد به فحش دادن.</p>
<p>در ادامه نسرین گفت: حالا من چه جوابی دارم به خواهر مریم بدهم؟ به برادر چه بگویم؟ بگویم نیروهایت را بردم رستوران و شش تا از نیروها اقدام به فرار کردند! دوستم گفت: آن شب هر چه خورده بودیم نسرین از حلقوممان کشید بیرون و کوفتمان شد. نسرین در نشست گفت فعلا از فردا همه شما در مقر می مانید و مالی اجتماعی تعطیل است! یک هفته ای ما را در مقر حبس کردند و بعد از یک هفته به ما گفتند کارهای اعزام شما درست شده و به عراق بر می گردید. برادر گفته همه بایستی به اشرف بازگردند.</p>
<p>به دوستم گفتم شش نفر چه کسانی بودند؟ در جواب گفت یک نفر از مقر ما بود به نام مصطفی مطیری. من تعجب کردم و به او گفتم شوخی می کنی؟ گفت خیر . به او گفتم روی مصطفی خیلی حساب باز می کردند کسی بود که فرماندهی مراسم صبحگاه را به او می دادند . در جواب گفت مبارزه که طولانی شود فرار از درون آن در می آید. نفر قدیم و جدید ندارد. به او گفتم تو چرا اقدام به فرار نکردی در جواب گفت اشتباه بزرگی کردم. فرصت طلایی را از دست دادم.</p>
<p>وقتی رجوی اعضای خود را در فضایی بسته مانند پادگان اشرف زندانی می‌کند، آزادی را از آن‌ها سلب می‌کند و در نشست‌های مختلف به سرکوب، تحقیر و تهدید به مرگشان می‌پردازد، چه انتظاری جز انزجار عمیق افراد از این دستگاه سرکوب می‌توان داشت؟ در چنین شرایطی، هر عضو ناخودآگاه به دنبال روزنه‌ای برای نجات خود از دام رجوی و دارودسته‌اش می‌گردد. همان‌طور که به عینه دیدیم، با سرنگونی صدام حسین، رجوی هم خنثی شد و عربده‌کشی بر سر اعضا را کنار گذاشت؛ در نتیجه، نزدیک به 800 نفر به کمپ تیف پناهنده شدند. این همان عاقبت محتوم سرکوبگری رجوی نسبت به اعضاست. در نهایت باید گفت: «رجوی، تو نفرین‌شده عالم و آدمی.»</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69784">داستان مهوش سپهری (نسرین) و رستوران مک دونالد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69784/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانواده؛ خط قرمز تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69746</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69746?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Oct 2026 11:31:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69746</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده در ساختار تشکیلاتی مجاهدین خلق، صرفاً یک نهاد اجتماعی و عاطفی نبود؛ بلکه از منظر رهبری سازمان، می‌توانست به عاملی برای حفظ ارتباط عضو با دنیای بیرون و در نتیجه، تضعیف انحصار تشکیلات بر زندگی و ذهن او تبدیل شود. به همین دلیل، محدود کردن و در مقاطعی قطع ارتباط اعضا با خانواده، یکی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69746">خانواده؛ خط قرمز تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده در ساختار تشکیلاتی مجاهدین خلق، صرفاً یک نهاد اجتماعی و عاطفی نبود؛ بلکه از منظر رهبری سازمان، می‌توانست به عاملی برای حفظ ارتباط عضو با دنیای بیرون و در نتیجه، تضعیف انحصار تشکیلات بر زندگی و ذهن او تبدیل شود. به همین دلیل، محدود کردن و در مقاطعی قطع ارتباط اعضا با خانواده، یکی از موضوعات مهم در مناسبات درون‌سازمانی این تشکیلات بوده است.<br />
فرد پس از ورود به تشکیلات، به‌تدریج از محیط اجتماعی و خانوادگی خود فاصله می‌گرفت و بخش عمده ارتباطاتش به مناسبات درون‌سازمانی محدود می‌شد. این روند، به‌ویژه در دوره فعالیت‌های مخفی و سپس در ساختار نظامی سازمان، ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد.</p>
<h3>خانواده در اشرف؛ از زندگی خانوادگی تا محدودیت ارتباط:</h3>
<p>پس از تشکیل «ارتش آزادی‌بخش ملی» در عراق و استقرار نیروهای سازمان در قرارگاه اشرف، بخشی از اعضای متأهل و دارای فرزند در مجموعه‌ای از خانه‌های سازمانی در جنوب‌شرقی اشرف سکونت داشتند و در کنار فعالیت تشکیلاتی، زندگی خانوادگی خود را نیز دنبال می‌کردند.<br />
در ادامه، محدودیت‌های مربوط به دیدار اعضا با خانواده افزایش یافت و دیدارهای خانوادگی به زمان‌های مشخص، از جمله روزهای پنجشنبه، محدود شد.<br />
اما نقطه عطف مهم‌تر، آغاز آن چیزی بود که رهبری سازمان از آن با عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» یاد کرد. در این مرحله، مسئله خانواده از یک موضوع تشکیلاتی به یکی از محورهای اصلی تغییر ساختار روابط اعضا تبدیل شد.</p>
<h3>«طلاق ایدئولوژیک» و فروپاشی خانواده‌ها:</h3>
<p>در جریان این تحولات، طلاق ایدئولوژیک به یکی از الزامات تشکیلاتی تبدیل شد و اعضای متأهل ملزم به جدایی از همسران خود شدند. در همین چارچوب، فرزندان بسیاری از اعضا نیز از والدین جدا و به کشورهای دیگر منتقل شدند.<br />
ادعای مسعود رجوی این بود که وابستگی‌های خانوادگی می‌تواند مانع «فدای حداکثری» عضو در راه اهداف تشکیلات شود. در روایت‌های منتشرشده از مناسبات درونی سازمان، خانواده با تعابیری منفی توصیف شده و بر تقدم رابطه عضو با رهبری تشکیلات تأکید شده است.<br />
مسعود رجوی می‌گفت «خانه و عیال» مانع فداکاری حداکثری اعضا و خانواده «کانون فساد» می‌باشد . همچنین مریم رجوی نیز می‌گفت که وجود خانواده موجب می‌شود اعضا تمام عشق و محبت خود را نثار رهبری نکنند.<br />
آنچه در مناسبات سازمان برجسته است، تضعیف و محدود شدن روابط عاطفی اعضا با خانواده و جایگزین شدن رابطه تشکیلاتی به جای آن است.</p>
<h3>خانواده‌ها پشت درهای اشرف:</h3>
<p>پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، شرایط جدیدی شکل گرفت. خانواده‌های اعضای سازمان توانستند برای دیدار بستگان خود به مقابل قرارگاه اشرف بروند.<br />
حضور خانواده‌ها در اطراف اشرف، به مسئله‌ای مهم برای تشکیلات تبدیل شد. خانواده‌ها خواهان دیدار با فرزندان، همسران، خواهران و برادران خود بودند؛ اما به گفته خانواده‌ها و جداشدگان، این دیدارها با محدودیت و کنترل تشکیلاتی همراه بود.<br />
در مقاطعی و تحت نظارت نیروهای آمریکایی، امکان دیدار برخی اعضا با خانواده‌هایشان فراهم شد. همین دیدارها، از نگاه بسیاری از جداشدگان، آثار عاطفی قابل توجهی داشت؛ زیرا اعضایی که سال‌ها از خانواده دور مانده بودند، بار دیگر با والدین، فرزندان و سایر بستگان خود روبه‌رو می‌شدند.<br />
این دیدارها نشان داد که پیوندهای عاطفی خانوادگی، برخلاف تلاش‌های تشکیلاتی برای تضعیف آنها، به‌سادگی از بین نمی‌روند.</p>
<h3>وقتی خانواده به «دشمن» تبدیل می‌شود:</h3>
<p>در ادامه، خانواده‌هایی که برای دیدار عزیزانشان به مقابل اشرف می‌رفتند، با واکنش‌های تند تشکیلات مواجه شدند. در ادبیات منتسب به مسئولان سازمان، برخی خانواده‌ها با عباراتی نظیر «مزدور وزارت اطلاعات» یا «فامیل الدنگ» مورد خطاب قرار گرفتند.<br />
این تغییر ادبیات، از یک منظر قابل تأمل است: خانواده‌ای که خواهان دیدار با عضو خانواده خود است، چگونه می‌تواند از یک رابطه طبیعی خانوادگی به «تهدید تشکیلاتی» تبدیل شود؟<br />
پاسخ را می‌توان در ماهیت مناسبات بسته تشکیلاتی جست‌وجو کرد. در یک ساختار بسته، ارتباط آزاد عضو با بیرون می‌تواند انحصار تشکیلات بر اطلاعات، عواطف و تصمیم‌های فردی را کاهش دهد. خانواده نیز دقیقاً یکی از مهم‌ترین کانال‌هایی است که می‌تواند این ارتباط را برقرار کند.</p>
<h3>چرا خانواده برای تشکیلات مسئله‌ساز است؟</h3>
<p>خانواده برای یک عضو تشکیلاتی، فقط یک رابطه خونی نیست. خانواده می‌تواند حافظ خاطرات گذشته، هویت فردی، عواطف شخصی و ارتباط انسان با جامعه بیرون باشد.<br />
به همین دلیل، هرگاه یک ساختار ایدئولوژیک بخواهد تمام عرصه‌های زندگی اعضایش را تحت کنترل قرار دهد، روابط خانوادگی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین موانع این انحصار تبدیل شود.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69746">خانواده؛ خط قرمز تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69746/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین و سرکوب آگاهی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69644</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69644?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2026 09:37:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69644</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاخص مطالعه در هر اجتماع نشان‌گر میزان توسعه‌یافتگی، سطح فرهنگ عمومی، پرسشگری و میزان آگاهی و رشد فکری آن اجتماع است. این شاخص به روشن شدن وضعیت دانش و پیشرفت آن جامعه کمک می‌کند. اما در تشکیلات مجاهدین خلق آگاهی ممنوع است. کتابخانه تعطیل و ممنوع! تحصیل علم و آگاهی ممنوع! پرسشگری ممنوع! مطالعه ممنوع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69644">مجاهدین و سرکوب آگاهی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شاخص مطالعه در هر اجتماع نشان‌گر میزان توسعه‌یافتگی، سطح فرهنگ عمومی، پرسشگری و میزان آگاهی و رشد فکری آن اجتماع است. این شاخص به روشن شدن وضعیت دانش و پیشرفت آن جامعه کمک می‌کند. اما در تشکیلات مجاهدین خلق آگاهی ممنوع است.<br />
کتابخانه تعطیل و ممنوع!<br />
تحصیل علم و آگاهی ممنوع!<br />
پرسشگری ممنوع!<br />
مطالعه ممنوع !<br />
درس خواندن حرام !<br />
آمار بیسوادی و کم سوادی غوغا می کند!<br />
شاخص مطالعه = صفر<br />
&#8211; شستشوی مغزی آزاد&#8230;<br />
&#8211; سرکوب اعضای مسخ شده آزاد &#8230;<br />
&#8211; تفتیش عقاید آزاد&#8230;<br />
&#8211; زندان و شکنجه منتقدان آزاد&#8230;.<br />
شاخص مطالعه و سرانه مطالعه، بر اساس اعلام یونسکو، نشان‌دهنده سطح استانداردهای زندگی، آموزش و خودآگاهی در یک سازمان است. این سازمان مخالف رشد و آگاهی انسانهاست و هر ندایی برای آگاهی، به شدیدترین وجه سرکوب می شود.<br />
مهرماه 1405 بر محرومان از تحصیل در سازمان تروریستی مجاهدین خلق مبارک .<br />
محمدرضا مبین</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69644">مجاهدین و سرکوب آگاهی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69644/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جایگزینی داشته های فردی با تفکرات فرقه ای در تشکیلات مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69488</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69488?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 08:53:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69488</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر بارکه میخواهم مطلبی نگارش کنم ناچار با فلش بک به پروسه طی شده ام در تشکیلات رجوی حس بدی به من دست می دهد، و همه آن لحظات پیش چشمم نمایان میشود. اعتماد کور و بی تجربه گی ام که همه اینها دست به دست هم دادند تا من وارد مسیر تاریکی شوم که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69488">جایگزینی داشته های فردی با تفکرات فرقه ای در تشکیلات مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر بارکه میخواهم مطلبی نگارش کنم ناچار با فلش بک به پروسه طی شده ام در تشکیلات رجوی حس بدی به من دست می دهد، و همه آن لحظات پیش چشمم نمایان میشود. اعتماد کور و بی تجربه گی ام که همه اینها دست به دست هم دادند تا من وارد مسیر تاریکی شوم که آینده ام را تباه سازد. با تداعی گذشته غمی بزرگ مرا فرا میگیرد. اما خود را موظف به باز نشر پروسه طی شده در تشکیلات فرقه رجوی می دانم فقط به این هدف تا شاید اندکی در آگاه سازی هموطنانم کمک کنم و از افتادن در دام فریب فرقه تبهکار رجوی ممانعت کنم.</p>
<p>سرپل گروه رجوی ازهمان شروع جذب من در ایران به بهانه حفظ امنیت من تاکید بر مخفی کاری داشت. اینکه با کسی موضوع ارتباطم با خودش را در میان نگذارم. شاید اگر همان روز نخست ارتباطم با سرپل تشکیلات با فردی مورد اعتماد و ذی صلاح مشورت کرده بودم قاعدتاً از ادامه مسیر با فرقه منصرف می شدم.</p>
<p>به هر حال بعد از ورودم به قسمت پذیرش تشکیلات رجوی در عراق در کنار آموزشهای سنگ بنا و نظامی، اصل آموزش نشست های ایدئولوژیک بود. بدین گونه که در اتاق های پادگان اشرف یک نوار ویدئویی از مسعود ومریم پخش میشد. بعد مسئول سازمان حول محور نوار پخش شده ساعت ها بحث میکرد و توضیح میداد و ما نفرات موظف بودیم یکی یکی از این بندها عبور کنیم. حوصله و تایم مکفی می گذاشتند که ما صوری از بندها نپریم .</p>
<p>مسئولین تشکیلات در یک پروسه یک ساله در قسمت پذیرش همه داشته های ما را گرفته و تفکرات فرقه ای خود را جایگزین کردند. چیزهایی که ما به عنوان یک انسان حامل آن بودیم و در خانواده و محیط و اجتماع آن را کسب کرده بودیم و طبق آن متد و معیار زندگی می‌کردیم. فرقه با آن پیچیدگی و نیرنگ از کم تجربه گی و خامی ما نهایت استفاده را کرد و ما را به ورطه فنا کشاند .</p>
<p>همان اول آموزش به ما القا کردند که شما حامل یکسری ارزشهای جامعه عادی و بورژوازی هستید که سازمان آن را با ارزشهای مترقی انقلابی جایگزین می کند و اینچنین ما را به انقیاد و بردگی ذهنی سوق دادند.<br />
فرقه مدعی بود که خانواده کانون فساد، بازدارنده وعامل اصلی نجنگیدن و درخدمت رژیم می‌باشد! مسئولین ما را مجبور می‌کردند تا در تجمعات و نشست ها برعلیه خانواده بقول خودشان کانون فساد موضع بگیرم و با فرد منفعل شدیداً برخورد می‌کردند. در تشکیلات فرقه رجوی دوست داشتن و علاقه به خانواده یک فحش و توهین محسوب می شد. مهر و محبت را گرایشات و تمایلات جنسی و ضد ارزش محسوب می کردند. و از گناهان کبیره در تشکیلات و عامل اصلی پاسیو شدن در مناسبات می دانستند. فرد تنها موظف به نثار عشق و علاقه به رهبری فرقه یعنی مسعود و مریم بود .</p>
<p>به ما می‌گفتند حتی شما که مجرد هستید باید در ذهنتان جنس مخالف را طلاق بدهید و هزاران فاکت می آوردند که فکر کردن به همسر باعث قطع شما از رهبری و در نهایت بریدگی میشود.</p>
<p>پذیرش هژمونی زنان برای آب‌بندی طلاق را به ما القا کردند. از استثمار تاریخی زنان آسمان و ریسمان می‌ بافتند و اینکه سازمان مجاهدین خلق طلایه دار رهایی زنان از قید و بند های تحمیل شده جامعه می‌باشد! سازمان مدعی بود ما اولین گروهی در دنیا هستیم که استثمار انسان از انسان را در بعد تازه ای مطرح کرده ایم که منظور همان روابط زناشویی بود. این عمل از نظر فرقه رجوی استثمار مرد از زن می‌ بود و راه حل آن طلاق زنان از مردان بود و همه زنان در حریم مسعود رجوی قرار گرفتند و به ما می‌گفتند نگاه جنسیت زده به زن خیانت به ناموس مسعود می‌باشد و می گفتند ذهنتان را گل بگیرید.</p>
<p>مریم رجوی با انقلاب ایدئولوژیک تشکیلات را فمنیستی کرد و در نشست های آموزشی علنا دیکتاتوری زنان را اعلام کرد. مسعود رجوی می‌گفت همانطور که لنین بعد از انقلاب بولشویکی 1917 دیکتاتوری پرولتاریا را اعلام کرد ما هم بعد از سرنگونی رژیم اعلام دیکتاتوری زنان میکنیم. و اینچنین زنان فرقه نه بر اساس شایستگی و صلاحیت بلکه بخاطر مونث بودن و به میزان پاچه خواری و کاسه لیسی حریم رهبری بر مناسب تشکیلاتی فرقه تکیه میزدند.</p>
<p>و من جوان خام کم‌تجربه و کم اطلاع از پیچیدگی های مجاب سازی ذهن در معرض تشعشعات ساطع شده از سمت فرقه قرار داشتم و ذهنم انباشت این تراوشات فرقه شد. هر جا دچار پارادوکس میشدم و مطرح میکردم با برخورد تند فرقه مواجه میشدم که تو چرا ما را با مناسبات داخل ایران قیاس میکنی. این برای من یک امر طبیعی بود که جهان بینی ام در جامعه ایران شکل گرفته بود و هر نکته و موردی را با داده هایم در ایران تطبیق می دادم واین از نظر سازمان قیاس بود و قیاس هم حرام و مرز سرخ .</p>
<p>آری بعد از ورود به تشکیلات متوجه شدم که چرا سرپل به من گفت ارتباطت با من را به کسی نگو&#8230;</p>
<p>داریوش قنواتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69488">جایگزینی داشته های فردی با تفکرات فرقه ای در تشکیلات مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69488/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بنام خدا اما به کام تشیکلات منحوس رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69463</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69463?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 11:55:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69463</guid>

					<description><![CDATA[<p>موضوعی که نه از روی شنیده‌ها، بلکه از روی آنچه خود شاهدش بودم می‌نویسم. بعد از شکست عملیات موسوم به فروغ جاویدان (بخوانید دروغ جاویدان) در سال ۱۳۶۷، مسعود رجوی برای پیشبرد سیاستی که می‌خواست اعضا را وادار به جدایی از همسرانشان کند، به قرآن روی آورد؛ اما نه برای فهم و تدبر در قرآن، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69463">بنام خدا اما به کام تشیکلات منحوس رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>موضوعی که نه از روی شنیده‌ها، بلکه از روی آنچه خود شاهدش بودم می‌نویسم.</p>
<p>بعد از شکست عملیات موسوم به فروغ جاویدان (بخوانید دروغ جاویدان) در سال ۱۳۶۷، مسعود رجوی برای پیشبرد سیاستی که می‌خواست اعضا را وادار به جدایی از همسرانشان کند، به قرآن روی آورد؛ اما نه برای فهم و تدبر در قرآن، بلکه برای تعبیر و تفسیر آیات در خدمت تشکیلات.</p>
<p>در آیت‌الکرسی، در آیه ۲۵۶ سوره بقره، عبارت &#8220;فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ&#8221; آمده است؛ یعنی هرکس به محکم‌ترین دستاویز چنگ بزند، دستاویزی استوار و گسست‌ناپذیر. اما من خودم در یکی از نشست‌های اجباری که برای مغزشویی و طلاق اجباری برگزار می‌شد، شنیدم که رجوی چگونه این مفهوم را به نفع تشکیلات مصادره کرد. او &#8220;العروة الوثقی&#8221; را از معنای قرآنی خودش جدا کرد و گفت: &#8220;مجاهدین یک طناب بسیار محکم و ناگسستنی دارند؛ طنابی به نام انقلاب مریم.&#8221;</p>
<p>بعد هم همین انقلاب را واسطه‌ای معرفی می‌کرد که اعضا برای رسیدن به رهبری، یعنی شخص مسعود رجوی، باید وارد آن شوند؛ و لازمه‌اش این بود که زنان و شوهران از یکدیگر جدا شوند.</p>
<p>اینجاست که باید پرسید: چگونه ممکن است کسی آیه‌ای درباره چنگ زدن به ایمان و خدا را بردارد و آن را تبدیل کند به ابزاری برای بریدن پیوند زن و شوهر؟</p>
<p>قرآن می‌گوید به خدا چنگ بزنید؛ اما اینجا گفته می‌شد به انقلاب مریم چنگ بزنید! قرآن انسان را به خدا پیوند می‌دهد؛ اما این تفسیر تشکیلاتی، انسان را به رهبری تشکیلات گره می‌زد. اینجاست که تناقض به اوج خودش می‌رسد.</p>
<p>وقتی یک رهبر خودش را در جایگاهی قرار دهد که اعضا برای رسیدن به رهبری باید از همسرشان بگذرند و سپس &#8220;انقلاب مریم&#8221; را حلقه اتصال میان خود و اعضای تشکیلات معرفی کند، دیگر سؤال فقط درباره یک تفسیر غلط نیست؛ سؤال درباره سوءاستفاده از مقدسات برای تثبیت قدرت است.</p>
<p>من سال‌ها از آن تشکیلات فاصله گرفته‌ام و امروز با فاصله گرفتن از فضای آن نشست‌ها، بهتر می‌توانم آنچه را دیده و شنیده‌ام ارزیابی کنم. برای من، یکی از تلخ‌ترین جلوه‌های این ماجرا همین بود: قرآن، که قرار بود انسان را از بندگی انسان‌ها آزاد کند، تبدیل شد به ابزاری برای وادار کردن انسان‌ها به بندگی تشکیلات.</p>
<p>چه تناقض دردناکی!</p>
<p>آیه‌ای که از محکم‌ترین دستاویز الهی سخن می‌گوید، تبدیل شد به دستاویزی برای توجیه جدایی خانواده‌ها. و شاید تلخ‌ترین قسمت ماجرا همین باشد: وقتی انسان برای رسیدن به هدف خودش، خدا و قرآن را هم وسیله کند، دیگر از مقدسات چیزی جز نامی برای مشروعیت دادن به قدرت خودش باقی نمی‌گذارد.</p>
<p>من آن نشست را فراموش نکرده‌ام. امروز با صراحت می‌گویم: مشکل فقط تفسیر غلط یک آیه نبود؛ مشکل این بود که آیه خدا را گرفتند و در خدمت هدف کثیف خودشان گذاشتند. قرآن را از آسمان آوردند پایین؛ روی میز تشکیلات گذاشتند؛ و بعد هرچه می‌خواستند از آن بیرون کشیدند.</p>
<p>اما حقیقت با تفسیر تشکیلاتی عوض نمی‌شود. العروة الوثقی، خداست؛ نه مسعود رجوی. راه رسیدن به خدا، طلاق اجباری و بریدن خانواده‌ها نیست. هیچ انسانی حق ندارد خودش را واسطه‌ای میان خدا و انسان‌ها قرار دهد. این روایت من است از چیزی که خودم شاهدش بودم.</p>
<p>حمید آتابای</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69463">بنام خدا اما به کام تشیکلات منحوس رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69463/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق مصداق عینی سریال سیلو</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 11:04:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69447</guid>

					<description><![CDATA[<p>اخیرا سریال &#8220;سیلو&#8221; به کارگردانی گراهام یوست را تماشا کردم که ماهیت فرقه رجوی را بیشتر برایم روشن کرد. این سریال علمی تخلیی محصول سال 2023 است. داستان این سریال آینده‌ای تاریک را روایت می‌کند؛ جایی که آخرین بازماندگان بشریت درون یک سیلوی عظیم زیر زمینی بکار گرفته می‌شوند. در این سیلو کسانی که سرکشی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447">مجاهدین خلق مصداق عینی سریال سیلو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا سریال &#8220;سیلو&#8221; به کارگردانی گراهام یوست را تماشا کردم که ماهیت فرقه رجوی را بیشتر برایم روشن کرد. این سریال علمی تخلیی محصول سال 2023 است. داستان این سریال آینده‌ای تاریک را روایت می‌کند؛ جایی که آخرین بازماندگان بشریت درون یک سیلوی عظیم زیر زمینی بکار گرفته می‌شوند. در این سیلو کسانی که سرکشی می‌کنند به عنوان نظافتچی به بیرون فرستاده می‌شوند تا کشته شوند.</p>
<p>در درون سیلو زندگی به صورتی نشان داده می‌شود که همه افراد بیرون خیانتکار هستند و باید نابود شوند. فقط افراد درون سیلو هستند که می‌توانند بازماندگان بشریت را به پیش ببرند. در این میان نفراتی هستند که وقتی از قواعد سیلو سر باز می‌زنند، مورد بازجویی قرار گرفته و مجبور به ترک آنجا می‌شوند. تصویری که حکمرانان سیلو از بیرون نشان می‌دهند این گونه است که در بیرون همه چیز از بین رفته است و هیچ انسانی وجود ندارد.</p>
<p>افراد درون سیلو حتی جرات ندارند حرفی خلاف آن چیزی که &#8220;میثاق&#8221; نام دارد، بزنند و اگر چنین کنند مورد حمله اوباش سیلو قرار می‌گیرند.</p>
<p>در سریال سیلو افراد ذهن‌هایشان بسته شده و هر چیزی که رهبر سیلو می‌گوید باید گوش کنند. فریبکاری بزرگ در سیلو این است که هیچ کس آینده‌ای روشن برای خود نمی‌بیند.</p>
<p>وقتی این سریال را نگاه می‌کردم به یاد خودم در مناسبات اشرف افتادم. در مناسبات مجاهدین خلق هیچ کس نباید مخالفت کند. افراد هیچ آینده‌ای برای خود نمی‌دیدند. رهبری سازمان همیشه برای فریبکاری به دروغ متوسل می شد. اگر افراد اعتراضی داشتند با اوباش سرکوبگر رجوی مواجه می شدند و اگر ادامه می‌یافت به زندان فرستاده می‌شدند و مورد بازجویی و شکنجه قرار میگرفتند که گاهی به مرگ فرد می‌انجامید.<br />
همه چیز در بیرون از تشکیلات بد جلوه داده می‌شد و دائما عنوان می‌شد شما در بیرون دوام نخواهید آورد، معتاد و نابود می‌شوید. در درون سازمان زندگی معنایی نداشت. اگر کسی آرزوی بیرون رفتن می‌کرد باید بهای سنگینی می‌پرداخت.</p>
<p>افراد در مناسبات سازمان طبقه بندی می‌‎شدند. عده‌ای باید همیشه کارگر باقی مانده و تعدادی بعنوان مسئول و فرمانده باید قدرت را در دست می‌داشتند. به این ترتیب صاحبان قدرت افسار همه را بدست می‌گرفتند.<br />
داستان سریال سیلو تنها یک داستان علمی تخیلی نیست. تشکیلات رجوی مصداقی زنده و واقعی برای این داستان تخیلی است. به مانند حکمرانان سیلو، رجوی با زنجیرهایی که به ذهن افرادش می‌زند، قدرت فکر کردن، انتخاب و تصمیمگیری را از آنها سلب می‌کند. اعضای تشکیلات مجاهدین حتی جرات اینکه آینده‌ خوبی برای خود متصور شوند، ندارند.</p>
<p>سریال سیلو نه یک فیلم بلکه بازگو کننده مناسباتی است که می توان نمونه آنرا در سازمان مجاهدین دید در این فیلم سران سیلو همانند رجوی همیشه از زندگی خوب و آینده روشن حرف می زنند در حالی که شاهد هستیم در درون سازمان هیچ آینده ای برای افراد وجود ندارد و هر چه هست مرگ و نابودی است . دیدن این فیلم می‌تواند افراد را به شناخت بهتری از مناسبات سازمان مجاهدین برساند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447">مجاهدین خلق مصداق عینی سریال سیلو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69447/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 07:07:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69403</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه : در قسمت قبل توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی در اینباره و همچنین فرار از پاسخگویی درباره به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و حفظ کنترلش بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه :<br />
در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369">قسمت قبل</a> توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی در اینباره و همچنین فرار از پاسخگویی درباره به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و حفظ کنترلش بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله دار، بحث های انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت. سپس درباره بندهای الف، ب و جیم توضیحاتی دادم. حال به ادامه موضوع می پردازم.</p>
<p>از اواسط سال 1370 تغییرات زیادی در مواضع مختلف فرماندهی صورت گرفت. در این تغییرات زنان جایگزین مردان می شدند. مسئول شدن زنان و داشتن تحت مسئول مرد برای زنان و مردان در تشکیلات مجاهدین چیز جدیدی نبود و تقریباً همه نیروهای تشکیلات با آن مواجه شده بودند. تعدادی از زنان فرمانده یگان های نظامی بودند و یا مسئولیت بخش های مختلف سیاسی، تبلیغاتی و پشتیبانی را برعهده داشتند. تا قبل از سال 70 زنانی که در موضع مسئولیت قرار می گرفتند، زنانی بودند که از توان کنترل آن مسئولیت را داشتند و به همین دلیل مردانی که تحت مسئول آنها قرار می گرفتند در پذیرفتن آنها خیلی دچار مشکل نمی شدند. اما از اواسط سال 1370 ریل تعیین زنان به عنوان مسئول تغییر کرد. دیگر ملاک برای مسئول شدن این زنان دارا بودن صلاحیت تجربی و تخصصی و تشکیلاتی نبود بلکه ملاک میزان تملق گویی شان از مریم رجوی و انقلاب طلاق بود. به مرور همه مواضع فرماندهی به زنان سپرده شد تا آن که رجوی در سال 1372 این تغییرات سازماندهی را بند چهارم انقلاب طلاق و &#8220;بند دال&#8221; نامید.</p>
<p>او در ظاهر استدلال می کرد که اگر اعضای مجاهدین در بحث انقلاب طلاق به مرحله بعدی نروند، بسیار سریع واگشت خواهند خورد و در امر طلاق دچار مشکل جدی می شوند. وی می گفت برای آن که چنین اتفاقی نیافتد از این پس هیچ مردی نباید تحت مسئول زن داشته باشد و کلیه مسئولیت های فرماندهی باید در اختیار زنان قرار بگیرد و مردان نیز باید تابع زنانی که به عنوان مسئول شان گمارده می شوند باشند. وی می گفت که وجود زنان &#8220;حرز&#8221; و نوعی محافظ ایدئولوژیک برای مردان است تا از خطر واگشت خوردن در امان بمانند.</p>
<p>رجوی برای آن که موانع تشکیلاتی را نیز از سر راه اجرای بند دال بردارد، ضوابطی که قبلاً برای عضویت گذاشته بود را تغییر داد. تا آن زمان لااقل 5 سال سابقه لازم بود تا فردی به رده عضویت برسد به همین دلیل رجوی سابقه لازم برای قرار گرفتن زنان در موضع مسئولیت را خیلی کم کرد و ملاک را داشتن صلاحیت ایدئولوژیک قرار داد. فرد دارای صلاحیت ایدئولوژیک از نظر رجوی عبارت بود از کسی که در برابر خودش مطیع مطلق باشد، مستمراً در نشست ها و گزارشات خود به مجیزگویی و تملق گویی از انقلاب طلاق و مریم رجوی بپردازد و بر علیه کسانی که منتقد بوده یا در بحث انقلاب طلاق وارد نمی شدند موضع بگیرد و آنها را بکوبد. در واقع چاپلوسی بیشتر برای رجوی ها و مهاجم بودن در برابر منتقدین دو ویژگی مهم برای دارا بودن صلاحیت ایدئولوژیک مورد نظر رجوی بود. به این ترتیب رجوی با تغییر ضوابط، زنانی با سابقه کم را در رده های بالای تشکیلاتی قرار داد. رجوی علاوه بر مردان با سابقه، زنان با سابقه ای که از نظر او صلاحیت مد نظرش را نداشتند نیز از مسئولیت برداشت و بجای آنها زنانی همچون فهیمه اروانی که تازه کار و بی تجربه بودند را بر مسند مسئولیت ها نشاند.</p>
<p>رجوی قصد داشت با اجرای این طرح که شکل ظاهری آن &#8220;هژمونی زنان&#8221; در سازمان بود، با یک تیر چند نشان بزند. اولاً کلیه مردانی که از نظر سابقه با او هم طراز بودند و به نوعی رقیبان او محسوب می شدند و در تشکیلات مسئولیت های مهمی داشتند را از مسئولیت سلب و با قرار دادن آنان در زیر دست زنانی که در بعضی موارد سن شان از سابقه تشکیلاتی این مردان کمتر بود و صلاحیت تخصصی شان نیز بسیار پایین بود، شخصیت آن مردان را خُرد نموده، اعتبار این مسئولین که در اذهان نیروهای تشکیلات هنوز جایگاهی داشتند را از بین ببرد.</p>
<p>دوماً اکثر زنانی که مسئولیت گرفته بودند توان انجام کامل و درست کارها در حیطه تحت مسئولیت شان را نداشتند و ناچار بودند برای کوچکترین مشکلات به رجوی ها مراجعه کنند و از آنها کمک بگیرند. در نتیجه همه آنها محتاج و مطیع رجوی ها شده و مو به مو حرف های آن ها را اجرا می کردند. سوماً چون این زنان برای جبران ناتوانی های شان به رجوی ها مراجعه می نمودند، این ذهنیت برای آنها برجسته می شد که پیش از آنها نیز اگر کاری در سازمان صورت می گرفته با رهنمود رجوی بوده و نقش دیگر مسئولین بسیار کم رنگ بوده است. در نتیجه به میجزگویی بیش از پیش از رجوی می پرداختند و باعث می شدند نام او پر رنگ تر شود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69403/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Aug 2026 05:41:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69369</guid>

					<description><![CDATA[<p>بدنبال شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد که آن را فروغ جاویدان می نامند و همچنین باطل شدن استراتژی به اصطلاح &#8220;جنگ آزادیبخش&#8221; که کمرش با آتش بس شکسته شد و مشخص گردید ارتش به اصطلاح آزادیبخش زائده جنگ است، رجوی که خود عامل اصلی این شکست ها بود برای فرار از پاسخگویی ادعا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بدنبال شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد که آن را فروغ جاویدان می نامند و همچنین باطل شدن استراتژی به اصطلاح &#8220;جنگ آزادیبخش&#8221; که کمرش با آتش بس شکسته شد و مشخص گردید ارتش به اصطلاح آزادیبخش زائده جنگ است، رجوی که خود عامل اصلی این شکست ها بود برای فرار از پاسخگویی ادعا نمود که اعضا عامل شکست در عملیات فروغ بودند زیرا حائلی داشتند که مانع از آن می شد تا تمام انرژی خود را صرف جنگ کنند.</p>
<p>رجوی در حالی این ادعا را مطرح می کرد که تا قبل از آن هم در صحبت های خودش و مریم رجوی و هم در اطلاعیه هایی که به اسم ستاد ارتش آزادیبخش درباره عملیات مرصاد صادر می کردند، محور اصلی پوشاندن شکست بود و به این منظور مدعی بودند که اعضای مجاهدین در این عملیات حماسه ها آفریدند.</p>
<p>اما ناگهان موضوع تغییر کرد. رجوی می گفت حائل مانع آزاد شدن انرژی اعضا برای جنگ تمام عیار است و این حائل همسر فرد است. در افراد مجرد هم این حائل کسی است که آن فرد قصد دارد در آینده با او ازدواج کند. او سپس گفت راه حل طلاق این حائل است. افراد متاهل می بایست به صورت عملی همسران خود را طلاق داده و افراد مجرد نیز باید در ذهن خود فرد مورد نظر را طلاق بدهند.</p>
<p>به این ترتیب رجوی انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت که ابزاری برای عدم پاسخگویی خودش در قبال شکست کمرشکن در مرصاد و به کشتن دادن انبوه اعضا (به ادعای خود رجوی بیش از 1200 تن از مجاهدین خلق در مرصاد کشته شدند) و به گل نشستن استراتژی اش بود. انقلاب طلاق همچنین اهرمی شد که رجوی با آن می خواست تشکیلات را کنترل و مانع از جدایی اعضای مسئله دار و از هم پاشیدن تشکیلات بشود.</p>
<p>به موضوع طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق &#8220;بند الف&#8221; گفته می شود. رجوی با مطرح کردن این بند، ماهها تمامی تشکیلات را سر کار گذاشت. همه درگیر نشست ها، دیدن ویدئوهای نشست های دیگران و نوشتن گزارش وضعیت بودند. به همین دلیل از موضوع اصلی یعنی معرفی عامل اصلی شکست مرصاد و پوچ بودن استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش که بر جنگ سوار شده بود و در حقیقت زائده جنگ عراق و ایران بود دور شدند که همان خواسته اصلی رجوی بود.</p>
<p>اما بعد از گذشت زمان اعضا و بخصوص مردان متاهلی که همسران شان را طلاق داده بودند احساس می کردند دچار مشکل شده اند. رجوی با فریبکاری و وقاحت بند دیگری به نام &#8220;بند ب&#8221; را معرفی کرد. موضوع بند ب این بود که هر فرد باید کسی که طلاق داده است را در حریم رهبر (یعنی رجوی) ببیند تا مشکلات دیگر سراغ او نیایند. او در این مرحله با وقاحت به مردان می گفت: &#8220;برای این که دوباره برگشت نکنید باید پیش خود تصور کنید که من با همسر سابق تان مشغول معاصی هستم&#8221;! او برای ایجاد تنفر بین افراد با همسران شان، خطاب به مردان می گفت که &#8220;باید همسر سابق تان را «عفریته» بخوانید.&#8221; یا می گفت &#8220;بازگشت به همسر طلاق داده مانند خوردن استفراغ خشک شده است&#8221;. سپس در ادامه می گفت &#8220;برای رها شدن از مشکلات باید آن همسر را در حریم من ببینید&#8221;!</p>
<p>با این فریبکاری ها مدتی دیگر اعضا را سر کار گذاشت. اما این ترفند هم تاریخ مصرفی داشت و بعد از آن بار دیگر مشکلات به سراغ اعضا آمد. اینبار رجوی در نشستی دیگر یک بند جدید به نام &#8220;بند جیم&#8221; را معرفی نمود. رجوی در این بند می گفت که مردان چون همسران شان را در حریم رهبر (رجوی) دیدند توانستند از آن فرد دل بکنند اما برای خودشان یک راه جدید باز کردند، یعنی فکر کردن به زنانی غیر از همسر سابق و ارتزاق جیم (جیم اصطلاح بود که برای مسائل جنسی بکار گرفته می شد) از این تفکرات را مجاز شمردند و به همین دلیل واگشت خوردید. رجوی در ادامه گفت که راه حل مشکل این است که همه زنان عالم را در حریم رهبر (رجوی) ببینید و اگر تناقضی به ذهنتان زد گزارش آن را بنویسید.</p>
<p>تاثیرات مُسکنی که رجوی به اسم بند جیم و نوشتن تناقضات جنسی به نیروهای سازمان داده بود مقطعی بود و بعد از مدت کوتاهی مشکلات و تناقضات حتی بدتر از قبل به سراغ نیروها می آمد. رها نشدن از این تناقضات برای کسانی که هنوز به رجوی باور داشتند باعث ایجاد یک درگیری درونی می شد و یک احساس دوگانه بودن در این افراد ایجاد می نمود. در آن زمان اعضایی که علیرغم تناقضات و مشکلاتی که داشتند هنوز تا حدی رجوی را باور داشته و او را رهبر عقیدتی خود می دانستند، و به همین دلیل گفته او مبنی بر اینکه با بند جیم می شود از شر تناقضات جنسی رها شد را پذیرفته بودند. به همین دلیل این دسته اعضا وقتی در عمل می دیدند که چنین نمی شود خودشان را متهم می کردند که نتوانستند به آنچه رهبرشان می گوید درست عمل کنند و در درون خود احساس شرمندگی داشتند و دچار درگیری درونی می شدند. در واقع اعضا بیش از آن که با حصارهای فیزیکی اسیر رجوی باشند با حصارهای ذهنی که او ساخته بود اسیرش بودند. اما رجوی که خود این بازی ها را راه انداخته و بهتر از هر کس دیگری از بی اثر بودن آنچه تحت عنوان بندهای انقلاب تجویز می کرد اطمینان داشت، از قبل برای این شرایط برنامه ریزی کرده بود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369">محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69369/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایدئولوژی رجوی چه تاثیری بر روان اعضا و هواداران دارد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69366</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69366?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 10:37:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69366</guid>

					<description><![CDATA[<p>تأثیر روانشناختی ایدئولوژی بر ذهن انسان شامل مکانیسم‌های ساختاری و شناختی عمیقی است که ادراک، رفتار و سازمان اجتماعی را شکل می‌دهند. طبق تحقیقات بنیادی جامعه‌شناسی و روانشناسی، ایدئولوژی‌ها به عنوان نیروهای معرفتی قدرتمندی عمل می‌کنند که چارچوبی برای درک محیط در اختیار پیروان قرار می‌دهند و در عین حال الگوهای خاصی از عمل را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69366">ایدئولوژی رجوی چه تاثیری بر روان اعضا و هواداران دارد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تأثیر روانشناختی ایدئولوژی بر ذهن انسان شامل مکانیسم‌های ساختاری و شناختی عمیقی است که ادراک، رفتار و سازمان اجتماعی را شکل می‌دهند. طبق تحقیقات بنیادی جامعه‌شناسی و روانشناسی، ایدئولوژی‌ها به عنوان نیروهای معرفتی قدرتمندی عمل می‌کنند که چارچوبی برای درک محیط در اختیار پیروان قرار می‌دهند و در عین حال الگوهای خاصی از عمل را تجویز می‌کنند.</p>
<p>جهان‌بینی‌های ایدئولوژیک به جای اینکه صرفاً نمایانگر مجموعه‌ای منفعل از باورهای انتزاعی باشند، با اعمال اصول خشک و انعطاف‌ناپذیر، ایجاد مرزهای دقیق درون‌گروهی و برون‌گروهی و مطالبه پایبندی مطلق به یک مکتب فکری، تسلط عمیقی بر ذهن انسان اعمال می‌کنند. این مرزها مقاومت زیادی در برابر به‌روزرسانی باورهای مبتنی بر شواهد، نشان می‌دهند. هنگامی که فردی عمیقاً در یک سیستم ایدئولوژیک غرق می‌شود، ساختارهای شناختی برای ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیده اجتماعی در دسته‌های قطبی‌شده &#8220;خیر&#8221; در مقابل &#8220;شر&#8221; قرار داده می‌شوند. این سیستم وفاداری روانشناختی شدیدی ایجاد می‌کنند که می‌تواند بر هر نوع انتقادی غلبه کند.</p>
<p>مجاهدین خلق نمونه‌ای از چگونگی تسلط ایدئولوژی افراطی و مکانیسم‌های فرقه‌مانند بر ذهن انسان است. این گروه که در ابتدا بر اساس یک ایدئولوژی ترکیبی از اسلام‌گرایی، مارکسیسم و فمینیسم تأسیس شد، بعدها پویایی داخلی خود را حول وفاداری مطلق به رهبری خود، به‌ویژه تیم زن و شوهری مسعود و مریم رجوی، متمرکز کرد. در ایدئولوژی مجاهدین، که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راه‌حل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. این حقیقت از پیش توسط مسعود رجوی کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جست‌وجو نیست.</p>
<p>تحلیلگران و اعضای سابق بارها محیط داخلی مجاهدین خلق را به عنوان محیطی توصیف کرده‌اند که از طریق شرطی‌سازی شدید روانی عمل می‌کند، که اغلب در ادبیات دانشگاهی و تحقیقاتی به عنوان شستشوی مغزی یا کنترل اجباری توصیف می‌شود.</p>
<p>فرآیند القای ذهنی در سازمان مجاهدین خلق معمولاً شامل چندین مؤلفه کلیدی روانشناختی و ساختاری است:</p>
<p>وفاداری مطلق به رهبری: به اعضا القا می‌شود که کاملاً به زوج رجوی وفادار باشند و دستورات آنها را به عنوان حقایق اخلاقی و سیاسی مصون از خطا تلقی کنند.</p>
<p>انزوای اجتماعی و قطع روابط: گزارش‌های مستند و تحلیل‌های کارشناسان نشان می‌دهد که اعضا اغلب مجبور به شکستن پیوندهای خانوادگی و زناشویی &#8211; مانند طلاق‌های اجباری که برای اعضای متاهل در اواخر دهه شصت وضع شد &#8211; می‌شدند تا کل سرمایه‌گذاری عاطفی و روانی خود را منحصراً به سمت سازمان هدایت کنند.</p>
<p>کنترل انحصاری اطلاعات: در محیط‌های بسته‌ای مانند اردوگاه اشرف، اردوگاه لیبرتی و اکنون اشرف 3، سران تشکیلات کنترل شدیدی بر اطلاعات ورودی دارند و اطمینان حاصل می‌کنند که روایت ایدئولوژیک گروه توسط دیدگاه‌های خارجی بدون چالش باقی بماند.</p>
<p>ادغام هویت: هویت فردی به طور سیستماتیک از بین می‌رود و با یک هویت جمعی و مبارز جایگزین می‌شود که کاملاً به سرنگونی حکومت ایران معطوف است، جایی که نفی فردیت و جنسیت به عنوان فضیلت و کمال نهایی تجلیل می‌شود.</p>
<p>نخستین هزینه‌ای که اعضا و هواداران مجاهدین خلق پرداخته اند، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همه‌ پرسش‌ها نزد مسعود رجوی است، دیگر نیازی نیست افراد شخصا بیندیشند.</p>
<p>دومین هزینه، از دست دادن هویت فردی و در نتیجه مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیم‌ها را دیگری می‌گیرد، تو دیگر وجود نداری که مسئولیت آن تصمیم‌ها بر دوشت باشد.</p>
<p>سومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. اعضای مجاهدین خلق هیچ یک از شئونات زندگی خویش را انتخاب نمی‌کنند؛ بلکه اطاعت می‌کنند. از انتخاب های کلان چون انتخاب شخص اول گروه گرفته تا انتخاب رنگ لباس، به عهده سرکردگان سیستم است. در این ساختار فرمان‌بری جای پرسش را می‌گیرد و &#8220;چشم&#8221; جای &#8220;چرا&#8221; را می‌گیرد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69366">ایدئولوژی رجوی چه تاثیری بر روان اعضا و هواداران دارد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69366/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تقابل اردوگاهی ها و نفرات تشکیلاتی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 06:01:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اسرای جنگ ایران و عراق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69358</guid>

					<description><![CDATA[<p>من غلامعلی میرزایی در مهر سال 59 بدست نیروهای بعثی اسیر و به مدت 9 سال در اردوگاه های صدام بسر بردم و با این فکر و اندیشه که بتوانم از این اسارت رهایی یابم با وعده و وعید های سازمان مجاهدین که مستمر بر روی ما کار می کردند، به سازمان پیوستم و حدود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358">تقابل اردوگاهی ها و نفرات تشکیلاتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من غلامعلی میرزایی در مهر سال 59 بدست نیروهای بعثی اسیر و به مدت 9 سال در اردوگاه های صدام بسر بردم و با این فکر و اندیشه که بتوانم از این اسارت رهایی یابم با وعده و وعید های سازمان مجاهدین که مستمر بر روی ما کار می کردند، به سازمان پیوستم و حدود 28 سال از ایام زندگانی ام را به نوعی دیگر اسیر فکری و جسمی تشکیلات مجاهدین بودم و این در حالی بود که در اردوگاه های صدام فقط اسیر جسمی بودم و در کنار دیگر اسرا با فکر آزاد و حب وطن بسر میبردم .</p>
<p>نکته ای که باید یادآوری کنم این است که مسعود رجوی قبل از پیوستن ما به تشکیلات در یک نشست با افراد سازمان عنوان کرده بود، این افراد تازه وارد نفرات اردوگاهی هستند و معلوم نیست از چه طبقه ای از جامعه باشند، پس مناسبات قبل را کنار میگذاریم و از این به بعد مناسبات جدید در سازمان اجرا میکنیم. مثلا قبل از پیوستن ما سالن های غذاخوری بصورت همگانی (زن و مرد) بود اما با ورود ما جدا سازی اجرا و مردها مجزا از زنان در سالن ها پذیرایی میشدند و یا از لحاظ تشکیلات ما در رده های پایین بوده و هیچگاه در چارت تشکیلات از فرمانده دسته بالاتر نداشتیم که فقط سرگروه 3 نفر می شدی و یا در هر نشستی ما را راه نمیدادند مانند نشست های لایه بالاتر ما نبودیم و اخبار آن را در نشست های عمومی به اطلاع ما میرساندند .</p>
<p>این تبعیض ها بعضی مواقع موجب درگیری بین اردوگاهی ها و دیگر نفرات سازمان میشد که در یک نشست خود مسعود رجوی عنوان نمود اینها (اردوگاهی ها) لمپن های جامعه بودند که حالا دارند مناسبات ما را خراب میکنند. بعد از این گفته بسیاری از اسیران پیوستی اعتراض نمودند. که بعد از آن رجوی عنوان نمود منظورم آنها نبوده بلکه دعوا کننده ها لمپن می باشند .</p>
<p>کلا این برخورد ها در داخل سازمان معظلی برای تشکیلات بود که این معظل با انقلاب ایدئولوژیک مریم وارد فاز بزرگ تری شد و بسیاری از به اصطلاح اردوگاهی های مخالف و تشکیلات آنها را تحت فشار قرار داد و مراقبت مینمود و کار به جایی رسید که بعضی را بایکوت و در داخل تشکیلات طرد کرد و با این ترفند فشار روحی روانی زیادی به آنان آورد. این بایکوت به لحاظ وسایل یا پوشاک و یا موارد صنفی و یا موضع کاری نیز ادامه داشت و فرد را در تنگنا قرار میدادند. خود من نیز چند مورد طرد تشکیلات شده و بایکوت شدم فقط بخاطر اینکه وارد انقلاب نشده و دستورات روزانه را اجرا نکرده بودم .</p>
<p>این بود شمه ای از رفتار سازمان انقلابی و مدعی جامعه بی طبقه توحیدی برای مردم ایران که با نفرات داخل تشکیلات خودش چه کرد! وای بحال مردم عادی و بقول خودشان افراد طبقات پایین جامعه .</p>
<p>غلامعلی میرزایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358">تقابل اردوگاهی ها و نفرات تشکیلاتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انزوای اجباری؛ ابزار فرقه رجوی برای کنترل ذهن و پنهان کردن واقعیت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Aug 2026 06:04:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69274</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های فرقه‌ها، قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج و ایجاد انزوای مطلق برای کنترل ذهن و اراده آنان است. سازمان تروریستی مجاهدین خلق نیز طی سالیان طولانی با اعمال محدودیت‌های گسترده، اعضای خود را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم کرده و با ایجاد فضایی بسته، آنان را در چرخه‌ای از وابستگی تشکیلاتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274">انزوای اجباری؛ ابزار فرقه رجوی برای کنترل ذهن و پنهان کردن واقعیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های فرقه‌ها، قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج و ایجاد انزوای مطلق برای کنترل ذهن و اراده آنان است. سازمان تروریستی مجاهدین خلق نیز طی سالیان طولانی با اعمال محدودیت‌های گسترده، اعضای خود را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم کرده و با ایجاد فضایی بسته، آنان را در چرخه‌ای از وابستگی تشکیلاتی نگه داشته است.<br />
اعضای گرفتار در اردوگاه‌های این سازمان نه تنها از دیدار و تماس با خانواده‌های خود محروم هستند، بلکه هیچ‌گونه دسترسی مستقلی به تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، رادیو یا سایر رسانه‌های آزاد ندارند.<br />
حتی برقراری یک گفت‌وگوی ساده میان دو یا سه نفر نیز در این تشکیلات ممنوع است و با عنوان &#8220;محفل&#8221; از آن یاد می‌شود و اعضا تنها در نشست‌های گروهی اجازه سخن گفتن دارند.<br />
بسیاری از اعضا سالخورده شده‌اند و بنا بر روایت جداشدگان، پیش از حضور در برنامه‌های تبلیغاتی از آنان خواسته می‌شود موهای خود را رنگ کنند تا چهره‌ای جوان‌تر از واقعیت به نمایش گذاشته شود.<br />
ارتباط آزاد با خانواده، دسترسی به اطلاعات و امکان گفت‌وگوی خصوصی از حقوق بنیادین هر انسان است و تجربه اعضای جداشده نشان می‌دهد بازگشت به خانواده نخستین گام برای بازیابی استقلال فکری و زندگی عادی است.</p>
<p>فریدون ابراهیمی، جداشده از سازمان تروریستی مجاهدین خلق</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274">انزوای اجباری؛ ابزار فرقه رجوی برای کنترل ذهن و پنهان کردن واقعیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل تطبیقی ساز و کارهای کنترل روانی در فرقه جفری اپستین و مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69270</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69270?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Aug 2026 09:49:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69270</guid>

					<description><![CDATA[<p>بررسی پدیده‌های فرقه‎گرایانه در تاریخ معاصر نشان می‎دهد که رهبران فرقه‎ها، صرف‌نظر از بسترهای جغرافیایی، سیاسی یا اجتماعی خود، از الگوهای رفتاری و روانی بسیار مشابهی برای تسلط بر اعضا، به‎ویژه زنان، استفاده می‎کنند. مقایسه مستندات مربوط به تشکیلات جفری اپستین، سرمایه‌دار آمریکایی، با ساختار فرقه‎گونه سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، شباهت‌های شگفت‌انگیزی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69270">تحلیل تطبیقی ساز و کارهای کنترل روانی در فرقه جفری اپستین و مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بررسی پدیده‌های فرقه‎گرایانه در تاریخ معاصر نشان می‎دهد که رهبران فرقه‎ها، صرف‌نظر از بسترهای جغرافیایی، سیاسی یا اجتماعی خود، از الگوهای رفتاری و روانی بسیار مشابهی برای تسلط بر اعضا، به‎ویژه زنان، استفاده می‎کنند. مقایسه مستندات مربوط به تشکیلات جفری اپستین، سرمایه‌دار آمریکایی، با ساختار فرقه‎گونه سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، شباهت‌های شگفت‌انگیزی را در زمینه کنترل اجباری، فروپاشی اعتمادبه‌نفس، انزوای قربانیان و اجرای آیین‌های تحقیرآمیز آشکار می‎سازد. در ادامه، ابعاد مختلف این همگونی‌های ساختاری و رفتاری مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.</p>
<h3>الگوهای مشترک در فرآیند جذب و فریب</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین ابعاد مشترک در ساختار فرقه اپستین و فرقه رجوی، استفاده از فنون پیچیده فریب و آماده‌سازی روانی برای به دام انداختن قربانیان است. در تشکیلات جفری اپستین، قربانیان عمدتاً از میان دختران جوان با وعده‌های شغلی فریبنده در صنعت مدلینگ جذب می‌شدند، در حالی که در سازمان مجاهدین خلق، جذب نیروها اغلب با وعده‌های مبارزه برای آزادی، عدالت اجتماعی یا پناهندگی در اروپا و کار و زندگی بهتر برای خروج از بحران‌های شخصی صورت می‌گرفت. در هر دو مورد، رهبران فرقه در گام نخست خود را به عنوان &#8220;ناجی&#8221; یا حامیان قدرتمندی معرفی می‌کنند که می‌توانند آینده درخشانی برای فرد رقم بزنند. این فرآیند به مرور زمان به ایجاد وابستگی شدید عاطفی و مالی می‌انجامد، به گونه‌ای که فرد راهی برای بازگشت یا تصمیم‌گیری مستقل ندارد.<br />
آنیا نام مستعار یکی از زنانی است که از قربانیان جفری اپستین بوده است. او به تازگی در مصاحبه ای با بی بی سی گفته های دیگر زنان قربانی لپستین را چنین تایید کرد: &#8220;هنوز هم در تلاش هستم با این واقعیت کنار بیایم که سال‌ها مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌ام.&#8221; به گفته او، هرچند در ظاهر از آزادی برخوردار بود، اما در عمل گرفتار محدودیت‌ها و وابستگی‌هایی بود که مانند زنجیری نامرئی عمل می‌کردند و او تنها پس از مرگ اپستین متوجه آن شد.<br />
زنان قربانی مسعود رجوی اما، حتی از آزادی ظاهری برخوردار نبوده‌اند و نیستند. آنها سالها در قرارگاه‌های بسته این تشکیلات در عراق یا آلبانی زندانی بوده‌اند اما با ارزش‌گذاری‌های مخصوص رجوی مانند &#8220;نفی فردیت و جنسیت&#8221;، نه تنها متوجه اسارت خود نیستند بلکه خود را در مسیر &#8220;تعالی&#8221; و &#8220;نجات خلق&#8221; می‌بینند. قربانیانی که موفق شدند از حصار جسمی و ذهنی مجاهدین خلق فرار کنند، پس از خروج از مناسبت تشکیلاتی موفق شدند زنجیرهای نامرئی را از خود جدا کنند و مانند بتول سلطانی، نسرین ابراهیمی، فرشته هدایتی، ژینا حسین نژاد و بسیاری دیگر از آنچه در کیش شخصیتی رجوی بر آنها گذشت، بگویند.</p>
<h3>تخریب شخصیت و از بین بردن استقلال فردی</h3>
<p>در ادبیات روانشناسی بالینی فرقه‎ها، از بین بردن استقلال فردی و حق انتخاب، پایه‌گذار اصلی سلطه رهبران فرقه‌ها است. در فرقه اپستین، قربانیانی مانند &#8220;آنیا&#8221; شهادت داده‌اند که اپستین با تحقیر مداوم، ایراد گرفتن از ظاهر جسمانی، کنترل روابط و امور مالی، توانایی تفکر مستقل را از آنان سلب کرده بود. به همین ترتیب، در فرقه رجوی نیز مسعود رجوی با استفاده از نشست‌های موسوم به &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221;، &#8220;طعمه&#8221;، &#8220;غسل هفتگی&#8221; و &#8220;عملیات جاری&#8221; و کنترل شدید ذهنی، تلاش می‌کرد تا تعلقات فردی، عاطفی و خانوادگی اعضا را نابود کند. طلاق‌های اجباری، تجرد اجباری، جدا کردن کودکان از والدین و تحمیل تفکراتی که در آن فرد کمترین حق و اراده برای زندگی شخصی خود ندارد، دقیقاً در همین راستا ارزیابی می‌شود؛ راهکاری که هدف نهایی آن تبدیل کردن انسان‌ها به ابزارهایی بی‌اراده در خدمت منافع سرکرده فرقه است.</p>
<h3>ایجاد وابستگی همه‌جانبه و ابزارهای کنترل اقتصادی و اجتماعی</h3>
<p>وابسته کردن قربانیان به سیستم، مانع اصلی فرار یا اعتراض آنان است. در تشکیلات اپستین، زنان فاقد حساب بانکی مستقل، بیمه درمانی یا پشتوانه مالی بودند و اپستین با این جمله که &#8220;بیمه درمانی تو من هستم&#8221; آنان را در زنجیری نامرئی گرفتار می‌کرد. در فرقه رجوی نیز قطع کامل ارتباط اعضا با دنیای بیرون، خانواده و جامعه، و همچنین کنترل شدید بر تمامی مایحتاج زیستی، آنان را در موقعیتی قرار می‌داد که هیچ‌ پناهگاهی خارج از سازمان برای خود متصور نباشند. استفاده از بدهی‌های تراشیده‌شده یا مدارک شرم‌آور در فرقه اپستین برای به سکوت واداشتن قربانیان، شباهت زیادی به ایجاد حس گناه دائمی و بازخواست‌های تشکیلاتی در سازمان مجاهدین خلق دارد. نشست‌های خود انتقادی که روزانه در قرارگاه اشرف تحت عنوان عملیات جاری برگزار می‌شود کارکردش ایجاد حس شرمساری همیشگی و بدهکاری به &#8220;برادر مسعود&#8221; و &#8220;خواهر مریم&#8221; است.</p>
<h3>آیین‌های تحقیرآمیز و اعمال کنترل جسمانی (رقص رهایی و رقص برهنه)</h3>
<p>یکی از بارزترین نقاط اشتراک میان این دو تشکیلات، استفاده از آیین‌های جمعی و تحقیرآمیز برای شکستن حرمت نفس و تضمین عدم افشاگری است. در شهادت‌های منتشر شده از قربانیان اپستین از جمله آنیا، به مواردی اشاره شده است که در آن زنان مجبور به برهنه شدن و رقصیدن در مقابل دوربین و چشمان اپستین می‌شدند تا به گفته او &#8220;هرگز نتوانند علیه او اقدام کنند&#8221;؛ چرا که داشتن این مدارک تصویری، وحشت از آبروریزی را به ابزاری برای سکوت مبدل می‌ساخت.<br />
این روش دقیقاً یادآور پدیده موسوم به &#8220;رقص رهایی&#8221; در شورای رهبری تشکیلات رجوی است که با مدیریت مریم رجوی و دستور مسعود رجوی اجرا می‌شد. در آنجا نیز تحت عنوان مفاهیم ساختگی ایدئولوژیک، زنان عضو شورای رهبری وادار به اقداماتی می‌شدند که حریم شخصی و کرامت انسانی آنان را می‌شکست و پیوند عاطفی و تشکیلاتی آنان را با مسعود رجوی به شکل مرگباری تثبیت می‌کرد. در هر دو سیستم، هدف از این آیین‌های اجباری، ایجاد یک نقطه بی‌بازگشت برای قربانی است تا احساس کند به دلیل شراکت در عملی تحقیرآمیز و کثیف، دیگر راهی برای اعتراض یا خروج ندارد.<br />
در نهایت، بررسی ساختار این دو تشکیلات نشان می‌دهد که تفاوت‌های ظاهری میان یک شبکه ناسالم فساد مالی-جنسی (اپستین) و یک سازمان سیاسی افراطی (رجوی)، مانع از تشابه ژرف و ماهوی آن‌ها در بهره‌گیری از ابزارهای کنترل ذهن، استثمار انسان‌ها و به ویژه قربانی کردن زنان نمی‌شود.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69270">تحلیل تطبیقی ساز و کارهای کنترل روانی در فرقه جفری اپستین و مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69270/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
