<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/مجاهدین-و-تراژدی-فروغ-جاویدان</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Aug 2025 06:38:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/مجاهدین-و-تراژدی-فروغ-جاویدان</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ریزش شدید نیرو &#124; معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66042</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66042#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Aug 2025 06:38:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66042</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت های پیشین گفتم که تلفات سنگین در عملیات فروغ موجب شده بود که تعداد زیادی از اعضای متاهل بیوه شوند. وجود بیوه هایی که غم و اندوه از چهره شان می بارید موجب می شد موضوع شکست در عملیات بیشتر برجسته شود. هر چه شکست سنگین در عملیات برجسته می شد افراد بیشتر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66042">ریزش شدید نیرو | معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65941">قسمت های پیشین</a> گفتم که تلفات سنگین در عملیات فروغ موجب شده بود که تعداد زیادی از اعضای متاهل بیوه شوند. وجود بیوه هایی که غم و اندوه از چهره شان می بارید موجب می شد موضوع شکست در عملیات بیشتر برجسته شود. هر چه شکست سنگین در عملیات برجسته می شد افراد بیشتر به این فکر می کردند که سازمان در بن بست استراتژیک قرار دارد و ماندن در عراق بی نتیجه است. این فکرها افراد را به سمت مسئله داری و جداشدن از تشکیلات سوق می داد. رجوی برای جلوگیری از گسترش این فضا و جلوگیری از ریزش بیشتر نیرو، در ابتدا تلاش نمود با نشست و مغزشویی مسئله بیوه ها را جمع کند اما وقتی دید نشست مشکلی از آنها حل نکرد به فکر ترفند جدیدی افتاد که همانا ازدواج مجدد بود. با این توضیح به ادامه موضوع می پردازم.</p>
<h3>ازدواج ها باعث ایجاد مشکل جدید شدند</h3>
<p>اگرچه رجوی با موج ازدواج تعداد زیادی از فرماندهان و زنان مجاهدین را درگیر همسر و خانواده نمود تا کمتر به شکست و مسبب آن فکر کنند و در نتیجه، ساز جدایی نزنند اما راه اندازی موج ازدواج یک مشکل جدید در تشکیلات ایجاد نمود. مردانی که در مجاهدین مجرد مانده بودند که بخش اصلی نیروی تشکیلات را شامل می شدند با ازدواج مسئولین سازمان و دیگر مردان دچار مسئله شده بودند. این موضوع آنقدر زیاد شده بود که رجوی را وادار نمود تا به آن بپردازد. رجوی که قصد داشت با موج ازدواج بیوه ها و مسئولین و اعضای مسن تر جلوی مسئله داری و جدایی آنها را بگیرد حالا با مسئله داری افراد بیشتری مواجه شده بود. از آنجایی که او تمامی زنان مجاهدین اعم از بیوه یا مجرد را سر سفره عقد برده بود دیگر نمی توانست برای این مردان مجرد کاری بکند و طبق معمول به یک حیله جدید دست زد.</p>
<p>یک روز به ما گفتند که در سالن عمومی مقرمان جمع شویم و قرار است با فرمانده مقرمان محسن سیاه کلاه با نام مستعار صمد نشست داشته باشیم. در این نشست هیچ یک از زنان مقرمان حضور نداشتند و نشست مختص مردان بود. حرف اصلی که در نشست زده شد این بود که رجوی می خواهد همه مردان ازدواج کنند اما چون در سازمان زن به اندازه کافی نیست نمی توان اینکار را کرد. راه حل این است که از بیرون زن بیاوریم. اگر کسی فکر می کند خانواده اش می تواند برای او همسری پیدا کرده و او را به عراق بفرستد، سازمان اجازه ازدواج را خواهد داد!</p>
<p>مشابه همین نشست در تمام قسمت های تشکیلات برگزار شد. رجوی با این ترفند چند هدف را با یک تیر زد. اولاً ذهن همه نیروهای تشکیلات درگیر شده بود و فرصتی برای فکر کردن به بن بست سیاسی و خطی که در آن گیر کرده بودیم نبود، چرا که یک بخش از نیروها ازدواج کرده و درگیر خانواده و زندگی شده بودند و بخش دیگری که مجرد بودند نیز حالا درگیر این شدند که چگونه برای خود همسری بیابند.</p>
<p>دوماً مسئولیت مجرد ماندن را به گردن خود اعضا انداخت. با این ترفند اگر کسی موفق می شد با کمک خانواده برای خود همسری بیابد، یک نیروی جدید هم  به تشکیلات اضافه می کرد. اگر هم موفق نمی شد دیگر نمی توانست از رجوی طلبکار باشد.</p>
<p>رجوی با این حیله ها برای مدتی موقتاً ریزش نیرو را کم کرد اما از آنجایی که مشکل اصلی در این بود که به اصطلاح ارتش آزادیبخش زائده جنگ بود و با آتش بس دیگر قفل شد، ریزش نیرو بعد از مدتی دوباره روند افزایشی یافت.</p>
<p>رجوی که دید با ریزش های جدید مشکل کمبود در حال اضافه شدن است بار دیگر دست بکار شد و با روشی ضد انسانی در همآهنگی با صدام به سراغ اسیران جنگی ایرانی در اردوگاه های عراق رفت و با وعده و وعید، تعدادی از اسیران جنگی را فریفتند و به قرارگاه مجاهدین خلق آوردند. اما حمله صدام به کویت و پذیرش تبادل اسرا موجب شد که بخش زیادی از آنها از تشکیلات مجاهدین جدا شده و به ایران بازگردند. این ریزش بزرگ یک ضربه مهم دیگر به تشکیلات و بخش نیرویی آن بود.</p>
<p>رجوی که می دید مشکل ریزش نیرو قابل حل نیست ترفند نهایی خود برای ممانعت از ریزش نیرو که انقلاب ایدئولوژیک یا همان انقلاب طلاق بود را پیاده کرد که مبحثی جداگانه است. از آن پس مجاهدین خلق نسبت به جامعه ایران کاملاً ایزوله شدند و به یک گروه بسته که توان جذب نیرو را نداشت تبدیل گردیدند. البته رجوی در این مقطع با روش های فریبکارانه مثل تماس با ایرانیانی که به کشورهای همسایه ایران سفر می کردند و دادن وعده دو سال کار با حقوق زیاد و سپس گرفتن اقامت در کشورهای اروپایی تعدادی از آنان را فریفته و به قرارگاه جهنمی اشرف ببرد اما این روش هم قطره چکانی بود.</p>
<p>خلاصه آن که بعد از شکست سنگین در عملیات فروغ معضل ریزش نیرو هیچگاه حل نشد. هر چند رجوی تا مدت ها با زور و به پشتوانه حکومت صدام توانست مانع از جدایی نیروها از تشکیلات بشود و حتی در سال 1373 فرمان «خروج ممنوع» را ابلاغ کرد تا اجازه ندهد کسی از تشکیلات جدا شود اما با سرنگونی صدام بسیاری از نیروها از مجاهدین خلق جدا شدند و این روند بی وقفه تا امروز ادامه دارد و این تشکیلات حال به نقطه ای رسیده که ریزش دارد اما جذب ندارد و به خانه سالمندان تبدیل شده است.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66042">ریزش شدید نیرو | معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66042/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65954</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65954#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Aug 2025 06:37:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[نشست تنگه و توحید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65954</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی اکرامی در قسمت قبل از برگشت به قرارگاه اشرف چنین گفت: به قرارگاه اشرف که رسیدیم سکوت مرگباری بر آنجا حاکم بود، جای خالی اعضای کشته شده بدجوری به ذوق میزد و حال انسان را بد میکرد. همه اعضا درب و داغان و درهم شکسته بودند، در میان بهت همه از خود می پرسیدند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65954">عملیات فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی اکرامی در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65946"> قسمت قبل</a> از برگشت به قرارگاه اشرف چنین گفت: به قرارگاه اشرف که رسیدیم سکوت مرگباری بر آنجا حاکم بود، جای خالی اعضای کشته شده بدجوری به ذوق میزد و حال انسان را بد میکرد. همه اعضا درب و داغان و درهم شکسته بودند، در میان بهت همه از خود می پرسیدند که چی شد؟ براستی این همه انسان چرا کشته شدند؟</p>
<p>با شروع نشست های جمعبندی 5 روزه همه انتظار داشتند رجوی در جریان این نشست ها ضمن انتقاد از خود مسئولیت شکست در عملیات و انبوه کشته های آن را بپذیرد. ولی در میان بهت و تعجب همگان، رجوی ضمن بحث های طولانی در نهایت اعضا را مقصر اصلی شکست دانست و تاکید کرد، علت اصلی شکست نه نظامی بلکه ایدئولوژیکی بوده است. و شما نه پشت تنگه چهارزبر بلکه پشت تنگه وابستگی به زنان و فرزندان تان متوقف شدید! بعد از این صحبت های مقدماتی نشست های موسوم به تنگه و توحید شروع شد.</p>
<p>رجوی در منتهای فرصت طلبی گفت تمامی محاسبات نظامی و طراحی و انتخاب اهداف عملیات درست بوده است و اگر شما تمامی توان و انرژی خود را می گذاشتید، پیروزی در عملیات و فتح تهران کاملا متصور بود، ولی علاقه و وابستگی شما به همسر و فرزندانتان و تلاش برای زنده ماندن و بازگشت نزد آنها جسارت جنگیدن را از شما گرفته و به همین دلیل مانع از آن شد که مجاهد وار و تمام عیار بجنگید. برای اینکه بار دیگر پشت تنگه های دیگر نمانید و بتوانید امر سرنگونی را محقق کنید باید از نشست های تنگه و توحید عبور کنید!</p>
<p>مریم قجر عضدانلو هم در این نشست به صراحت گفت: شما به اندازه کافی خالص نبودید به همین دلیل لیاقت پیروزی را نداشتید! وی اضافه کرد مسعود هر چه لازم بود برای پیروزی عملیات انجام داد ولی شما در حقیقت به او خیانت کردید! چون ذهن شما درگیر و آلوده به علاقه به خانواده هایتان بود. این تحلیل ها در شرایطی عنوان میشد که اکثریت اعضا از خانواده دل کنده بودند و تمام وقت و انرژی خود را بصورت تمام وقت و حرفه ای در خدمت مجاهدین خلق و رهبری آن گذاشته بودند. بعد از اتمام این نشست رجوی از فرماندهان خواست ادامه نشست ها را در یکان ها پیگیری کنند.</p>
<p>دستور تشکیلاتی این بود که همه در این نشست ها باید به این سوال پاسخ می دادند و از آن عبور می کردند که چرا پشت تنگه گیر کردیم و شکست خوردیم و هر عضو تنگه خود را مشخص و از آن بصورت ایدئولوژیکی عبور کند. دستور این نشست ها به اعضا این بود که هرکس اعتراف کند چگونه به رجوی خیانت کرده است؟! مریم قجر حتی یک گام جلوتر رفت و بیشرمی را از حد گذراند و گفت حتی شهدای این عملیات هم بخاطر رجوی شهید نشدند! آنها بدنبال اثبات توانمندی های فردی خود بودند.</p>
<p>نشست های تنگه و توحید در ادامه خود به نشست و بحث های انقلاب ایدئولوژیک و بحث طلاق کشیده شد. انقلاب ایدئولوژیکی درونی مجاهدین خلق به مجموعه تحولاتی گفته میشد که از سال 64 در مجاهدین خلق آغاز شد، رجوی طی یک فرافکنی و برای فرار از پذیرش مسئولیت شکست در عملیات موسوم به فروغ در یک جمع بندی فریبکارانه متلاشی شدن خانواده و جدایی زنان از مردان را بعنوان بود و نبود هر عضو برای محقق کردن مسئله سرنگونی عنوان کرد و اینگونه تمامی زنان از مردان جدا، بر یکدیگر حرام و زنان در حریم رجوی قرار گرفتند.</p>
<p>رجوی در این مسیر تا آنجا پیش رفت که حتی زنان و مردانی که همسرانشان را در عملیات فروغ از دست داده بودند می بایست آنها را طلاق دهند و اعضای مجرد هم که ازدواج نکرده بودند موضوع زن را در اذهان خود طلاق دهند! در جریان این تغییر و تحول بزرگ ترین تناقض تشکیلات خود را به رخ کشید. ازدواج در راس و طلاق در بدنه؟! اینگونه رجوی برای فرار از پاسخ گویی در قبال بزرگ ترین تصمیم خود که بهای سنگین آن توسط اعضا و خانوادهایشان پرداخته شد، کانون خانوادگی اعضا را متلاشی کرد. در این میان فرزندان خردسال اعضا که هیچ نقشی در شکل گیری و شکست عملیات نداشتند بعنوان اصلی ترین قربانی، بزرگ ترین بها را پرداختند. آنها بدستور رجوی خانواده متلاشی شده را ترک و به کشورهای اروپایی تبعید شدند، مرگ عاطفه ها این گونه توسط رجوی رقم خورد. صدها کودک در شرایط سنی که بیش از همیشه به عشق و محبت والدین خود نیاز داشتند در کشورهای مختلف اروپایی در نزد کسانی به امانت گذاشته شدند که کم ترین احساس وعاطفه ای به آنها نداشتند. عملیات فروغ که دروغ جاویدانی بیش نبود بدین ترتیب با مرگ و پراکنده شدن انبوده اجساد اعضا در دشت حسن آباد و تنگه چهار زبر شروع و با متلاشی شدن کانون گرم خانوادها ومرگ عاطفه ها خانمه یافت.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65954">عملیات فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65954/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرار مفتضحانه فرماندهان مجاهدین خلق قبل از اعضا در عملیات فروغ جاویدان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65955</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65955#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Aug 2025 05:44:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65955</guid>

					<description><![CDATA[<p>چند روز قبل از عملیات موسوم به فروغ جاویدان، مسعود رجوی در سالن تجمعات قرارگاه اشرف نشست توجیهی گذاشت و ضمن معرفی یگان ها گفت: بهترین و کارکشته ترین فرماندهان را برای هدایت این عملیات برگزیدم و در ادامه به ما گفت وقتی به تهران و میدان آزادی رسیدید همه سلاح هایتان را چاتمه فنگ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65955">فرار مفتضحانه فرماندهان مجاهدین خلق قبل از اعضا در عملیات فروغ جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز قبل از عملیات موسوم به فروغ جاویدان، مسعود رجوی در سالن تجمعات قرارگاه اشرف نشست توجیهی گذاشت و ضمن معرفی یگان ها گفت: بهترین و کارکشته ترین فرماندهان را برای هدایت این عملیات برگزیدم و در ادامه به ما گفت وقتی به تهران و میدان آزادی رسیدید همه سلاح هایتان را چاتمه فنگ کنید و منتظر دستورات بعدی فرماندهانتان که توجیه شده اند باشید. ما هم چه ذوقی داشتیم که فکر کردیم واقعا با فرماندهی این فرماندهان حتما به تهران می رسیم و رژیم را سرنگون و بالاخره به نزد خانواده هایمان بر می گردیم. بعد از بازگشت یگان ها از نشست توجیهی رجوی به مقرهایشان، فرماندهان برای نیروها نشست گذاشتند. فرمانده تیپ ما حسین ابریشمچی بود که در نشست با ما گفت بالاخره روز سرنگونی رژیم فرا رسیده و در مسیر هرکس به شما شلیک کرد هزاران گلوله به سمتش شلیک کنید. به تهران که رسیدیم درآنجا دستورات بعدی را به شما اعلام می کنم.</p>
<p>روز دوشنبه سوم مرداد 67 فرمان حرکت صادر و همه سوار بر خودروهای آیفا به سمت مرز حرکت کردیم. آنقدر این عملیات برای ما ساده سازی شده بود که انگار داشتیم برای پیک نیک می رفتیم. به مرز خسروی رسیدیم و زیر سایه حمایت ارتش عراق از مرز عبور کردیم و همچنان پیک نیک وار به سمت شهر کرند و اسلام آباد به مسیر خود ادامه دادیم.</p>
<p>روز سه شنبه نیروها به گردنه حسن آباد رسیدند و تیپ ما که مامور حفاظت از فرماندهان بود، در گردنه حسن آباد مستقر شد و بقیه وارد دشت حسن آباد شده و به سمت تنگه چهارزبر حرکت کردند تا با عبور از آن به کرمانشاه برسند. اما وقتی سرستون به نزدیکی چهارزبر رسید آتش سنگین توپخانه ای نیروهای ایران همراه با حمله هواپیماهای جنگی شروع و کل ستون نظامی مجاهدین متوقف و تعداد زیادی کشته شدند. اینجا بود که خواب پیک نیکی از سر ما پرید و ترس و دلهره برچهره نیروها نمایان شد. چندین ساعت پشت تنگه ماندیم بطوریکه نیروهای جدید نمی توانستند وارد دشت حسن آباد شوند. ما فکر کردیم حالا با درایت فرماندهان کار کشته ای که رجوی انتخاب کرده حتما بزودی از تنگه عبور می کنیم. فرمانده صحنه محمود عطایی با اکیپ خود در گردنه حسن آباد مستقر شد و مرتب پیام های دروغین می فرستاد و می گفت باید از تنگه عبور کنید و چیزی نمانده، من دیدم فرماندهانی که رجوی تعیین کرده بود اکثرا در کنار عطایی ایستادند در حالیکه قرار بود آنها همراه با نیروهایشان باشند.</p>
<p>نیروهای مجاهدین حسابی در تله آتش توپخانه ای و نیروهای تک تیرانداز ایرانی گیر افتاده بودند. غروب سه شنبه از بیسیم های فرماندهان دسته خودمان صدای مهدی ابریشمچی به گوش ما رسید که می گفت بچه ها از تنگه عبور کردند و چیزی نمانده تا به کرمانشاه برسیم. ما هم که خبر نداشتیم خوشحال شدیم. ساعتی گذشت و خبری نشد. من که صد متر با خودروی فرمانده صحنه فاصله داشتم خودم را به نزدیک آن رساندم تا ببینم چه خبره؟ وقتی رسیدم دیدم مهدی ابریشمچی، کاک صالح، مهین رضایی و محبوبه جمشیدی وچند نفر دیگر دور محمود عطایی ایستاده اند و با هم صحبت می کنند و معلوم بود که بسیار مشوش و نگرانند. نگاهی به دشت حسن آباد انداختم و دیدم خبری نیست. هنوز خودروهای سوخته در وسط دشت مانده اند و حرکتی دیده نمی شود. سراغ چند نفر از بچه ها که در کنار دیواره تنگه نشسته بودند رفتم واز آنها سئوال کردم برادر شریف در بیسیم گفت بچه ها از تنگه عبور کردند درسته؟ یکی از آنها که معلوم بود حسابی پریشان وعصبانی است گفت: دلت خوشه، می بینی که هنوز همه زمین گیرند. آن روز هم گذشت و در روز چهارشنبه ظهر که متوجه شدم اوضاع بسیار خرابه و به تیپ ما که به اصطلاح از نیروهای حفاظت فرمانده صحنه بودیم دستور دادند به سمت تنگه چهارزبررفته وآب وغذا ومهمات برای نیروها ببرند.</p>
<p>دسته ما با یک خودرو به سمت تنگه رفت و وقتی رسیدیم تعدادی در یال اول تنگه بودند و همه با روحیه درهم ریخته! با رسیدن به تنگه دیگر فرمانده دسته خودم را هم ندیدم که چی شد. چند نفر از ما با سختی زیاد به سمت یال دوم سمت چپ رفتیم تا آخر شب آنجا ماندیم و نیمه شب بود که گفتند باید عقب نشینی کنیم. با هرسختی که بود خودمان را به گردنه حسن آباد رساندیم.</p>
<p>در آنجا دیدم انبوهی از نیروها تجمع کرده  و آماده حرکت به سمت عراق هستند. همه مثل گله بی چوپان به هرطرف می رفتند و عجله داشتند تا با سوار شدن بر خودروها به سمت عراق برگردند. آنقدر اوضاع درهم ریخته بود که کسی اعصاب نداشت. از یکی سئوال کردم خودروی فرماندهی مگر نیست که اوضاع را کنترل کنه؟ که وی با عصبانیت گفت خودشان همان عصر به سمت عراق فرار کردند. از بقیه فرماندهان کارکشته ای که رجوی مشخص کرده بود هم خبری نبود. شب نیروهای ایرانی به تجمع ما حمله کردند و خیلی از خودروها با نفرات در گردنه ماندنی شدند.</p>
<p>صبح که شد چند فرمانده یگان که بی نام و نشان بودند فرماندهی نیروها را برعهده گرفته و گفتند باید همینجا بمانیم و مقاومت کنیم. تعداد زیادی به حرف آنها گوش نداده و سوار بر خودروها شده و به عقب برگشتند. اصلا فرماندهی نبود. خودروی ما در حین عقب نشینی از روستای سیاخور عبور کرد که آنجا دیدم محمود قائمشهر و مهدی افتخاری از فرماندهان لباس کردی پوشیده و منتظر فرصتی برای فرار هستند. مهدی افتخاری با خودروی ما آمد و محمود قائمشهر هم با خودروی دیگر. مهدی افتخاری در میانه راه بعد از سیاخور ما را از خودرو پیاده کرد و گفت همینجا بمانید و خواهر فلانی فرمانده شماست تا من بروم نیروی کمکی بیآورم. او رفت و ما ساده لوحانه ساعت ها همانجا زیر حملات خمپاره ای ماندیم و خبری از آمدن نیروی کمکی نشد. ساعتی بعد دیدم نفرات بصورت چند نفره به سمت اسلام آباد حرکت کردند و من هم همراه یک اکیپ رفتم. هر چه خواهری که مهدی افتخاری بعنوان فرمانده گذاشته بود گفت بمانید تا برادر مهدی نیروی کمکی بیآورد کسی گوش نمی کرد و می گفت خواهر تو هم دلت خوشه او خودش فرار کرد و رفت اینجا بمانیم کشته می شویم.</p>
<p>غروب بود که با هر بدبختی به شهر خسروی رسیدیم که با کمال تعجب دیدم محمود قائمشهر، مهدی افتخاری، حسین ابریشمچی و مهدی ابریشمچی و دیگر فرماندهان کارکشته رجوی آنجا ایستادند تا به اصطلاح از ما استقبال کنند.</p>
<p>آری فرماندهان زبده و کارکشته ای که رجوی برای هدایت و فرماندهی نیروها تا رسیدن به تهران مشخص کرده بود زودتر از همه صحنه را خالی و به سمت عراق فرار کرده بودند و اکثر آنها در نشست جمعبندی عملیات با حضور رجوی با کمال پررویی از رشادت نیروها تعریف می کردند، اما نگفتند که خودمان فرار کردیم.</p>
<p>ما نیروهای ساده لوحی بودیم که باور کرده بودیم ظرف 73 ساعت با هدایت فرماندهان کارکشته رجوی به تهران می رسیم . دلم برای نیروهایی می سوزد که از اروپا به عراق آمده بودند تا همراه نیروهای مجاهدین به ایران بروند آنها با خود کلی سوغاتی برای خانواده هایشان آورده بودند اما کوله های پراز سوغاتی آنها درصحنه به همراه خودشان در صحنه سوختند.</p>
<p>حمید دهدار حسنی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65955">فرار مفتضحانه فرماندهان مجاهدین خلق قبل از اعضا در عملیات فروغ جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65955/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ریزش شدید نیرو &#124; معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان – قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65941</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65941#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Aug 2025 12:05:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65941</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل گفتم یکی از معضلاتی که رجوی پس از شکست سنگین عملیات فروغ جاویدان با آن مواجه شد، درخواست جدایی و ریزش شدید نیرو بود. ضمن این که تلفات سنگین در عملیات فروغ موجب شده بود که تعداد زیادی از اعضای متاهل بیوه بشوند. بسیاری از این بیوه ها با یادآوری خاطره همسران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65941">ریزش شدید نیرو | معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65887">قسمت قبل</a> گفتم یکی از معضلاتی که رجوی پس از شکست سنگین عملیات فروغ جاویدان با آن مواجه شد، درخواست جدایی و ریزش شدید نیرو بود. ضمن این که تلفات سنگین در عملیات فروغ موجب شده بود که تعداد زیادی از اعضای متاهل بیوه بشوند. بسیاری از این بیوه ها با یادآوری خاطره همسران شان در غم و ماتم بودند و اندوه، توان کاری بسیاری از آنان را گرفته بود. وجود بیوه هایی که غم و اندوه از چهره های شان می بارید موجب می شد که موضوع شکست در عملیات بیشتر برجسته شود. هر چه افراد درباره شکست سنگین در عملیات بیشتر فکر می کردند بیشتر به این نتیجه می رسیدند که انجام این عملیات یک کار جنون آمیز بود. وقتی هم فردی به این نقطه می رسید در ادامه به بن بست استراتژیک مجاهدین خلق و سپس به بی نتیجه بودن ماندن در عراق فکر می کرد که همه اینها او را به سمت مسئله داری و جداشدن از تشکیلات سوق می داد.</p>
<p>رجوی برای جلوگیری از گسترش این فضا و جلوگیری از ریزش بیشتر نیرو، در ابتدا تلاش نمود با نشست و مغزشویی مسئله بیوه ها را جمع کند اما وقتی دید نشست مشکلی از آنها حل نکرد به فکر ترفند جدیدی افتاد که همانا ازدواج مجدد بود. به این ترتیب در حالی که هنوز چند ماه از شکست عملیات فروغ نگذشته بود رجوی موجی از ازدواج در تشکیلات مجاهدین راه انداخت. گام اول مربوط به بیوه ها بود. گام بعدی شامل مسئولین مجرد می شد و در گام آخر مردانی که از نظر تشکیلاتی در حد مسئولین نبودند اما مُسن بودند را سر سفره عقد برد. با این توضیح به ادامه موضوع می پردازم.</p>
<p>در آن ایام یکی از کارهای تشکیلات برگزاری مراسم عقد برای چند زوج به صورت همزمان بود. خبر این عقدها تا حد امکان از مردانی که جزء سه طیف ذکر شده در بالا نبودند یعنی مردان جوان مجردی که بیش از نیمی از نیروهای سازمان را شامل می شدند مخفی نگه داشته می شد. در مراسم عقد نیز تعدادی از مسئولین و یا اعضای متاهل شرکت می کردند و اعضای جوان و مجرد را برای این مراسم نمی بردند. رجوی نظرش این بود اعضای جوان مجرد تا حد امکان نسبت به این موضوع مطلع نشوند اما از آنجا که افراد متاهل پنجشنبه عصر از یگان خود می رفتند و صبح شنبه برمی گشتند، عدم حضور آنها و خالی بودن تخت های شان در آسایشگاه ها موجب می شد بقیه بفهمند که خبرهایی هست و به مرور متوجه شدند که این افراد ازدواج کرده اند. بعد از مدتی چون دیگر موضوع قابل کتمان کردن نبود، افراد جوان و مجرد را هم برای تغییر روحیه به مراسم عقد می بردند.</p>
<p>همزمان در ضلع شرقی قرارگاه اشرف ساخت و سازهایی انجام گرفت و گسترش یافت. به این مجموعه ساختمان ها اسکان گفته می شد. اسکان شامل چندین مجموعه بود که با حروف بزرگ انگلیسی نام گذاری شده بودند. در هر مجموعه چندین ساختمان مسکونی قرار داشت که شامل اتاق خواب، سالن و آشپزخانه بود. بیشتر ساختمان های مجموعه اسکان به زوج های متاهلی اختصاص داشت که صاحب فرزند بودند. برای این مجموعه یک درب آهنی بزرگ هم گذاشته بودند و هر کسی مجاز نبود به این قسمت وارد شود.</p>
<div id="attachment_65942" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-65942" class="size-full wp-image-65942" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mko-Eskan.jpg" alt="مجموعه اسکان" width="700" height="463" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mko-Eskan.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mko-Eskan-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mko-Eskan-300x198.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-65942" class="wp-caption-text">مجموعه اسکان</p></div>
<p>البته باید توجه داشت از آن جایی که هدف رجوی از راه اندازی این ازدواج ها نه امر خیر و خوشبخت کردن دیگران بلکه حل مشکل تشکیلات بود، زوج های درون سازمان اگرچه به نسبت افراد مجرد از یک حدی از زندگی برخوردار بودند اما در عین حال محدودیت های زیادی هم داشتند. برای مثال آنها نمی توانستند هر وقت که بخواهند همسر خود را ملاقات کنند و بطور معمول حداکثر از غروب پنجشنبه تا صبح شنبه می توانستند با همسران خود یک جا باشند. ضمن این که در زمان آماده باش یا نشست یا هر کاری که رجوی داشت رفتن به خانه برای بیشتر آنها کنسل می شد. علاوه بر این رجوی دستور داده بود ساختمان های مجموعه اسکان را طوری بسازند که در هر کدام از آنها دو زوج زندگی کنند. آنها اتاق خواب های مجزایی داشتند اما سالن و آشپزخانه شان مشترک بود. در واقع رجوی با این کار هر زوج را توسط زوج دیگر کنترل می کرد.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65941">ریزش شدید نیرو | معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65941/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65946</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65946#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Aug 2025 07:16:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65946</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل خاطرات علی اکرامی متذکر شد که یک هفته قبل از عملیات تعدادی از اعضا از کشورهای اروپایی و امریکا برای شرکت در عملیات به عراق و پادگان اشرف آمدند. مسئولین مجاهدین در خارج کشور چنان ذهن آنها را شستشو داده بودند و پیروزی در عملیات را برایشان ساده کرده بودند که تعداد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65946">عملیات فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65908"> قسمت قبل</a> خاطرات علی اکرامی متذکر شد که یک هفته قبل از عملیات تعدادی از اعضا از کشورهای اروپایی و امریکا برای شرکت در عملیات به عراق و پادگان اشرف آمدند. مسئولین مجاهدین در خارج کشور چنان ذهن آنها را شستشو داده بودند و پیروزی در عملیات را برایشان ساده کرده بودند که تعداد زیادی از آنها که طی سالیان به ایران نیامده بودند، کوله های پر از سوغاتی و عروسک های گوناگون برای بچه های فامیل آورده بودند.</p>
<p>اوج نقطه درگیری ها در تنگه چهارزبر اتفاق افتاد، که بعد از سه روز درگیری و تلاش بیهوده برای عبور از این تنگه با شکست مجاهدین خلق و حسرت رسیدن به کرمانشاه خاتمه یافت. 1300 تا 1400 نفر از نیروها یعنی حدود 27 درصد اعضا کشته شدند و دهها نفر نیز مجروح و دستگیر گردیدند. یکی از علل این شکست مقاومت مردم در مقابل ما تا قبل از رسیدن نیروهای نظامی ایران به صحنه بود، همان مردمی که رجوی به ما وعده داده بود در پشت مرز منتظر ما برای پیوستن به صفوف ارتش آزادیبخش بودند! نیروهای مجاهدین خلق کاملا از هم پاشیده و با فرار فرمانده اصلی از صحنه هر کس بلاتکلیف مانده بود که چه باید کرد؟ هر یک از اعضا با تلاش فردی بدنبال فرار از صحنه و بازگشت به خاک عراق بودند. از حمایت های نظامی صدام که رجوی قولش را به ما داده بود خبری نبود! در آسمان هیچ جنگنده ارتش عراق که رجوی گفته بود آسمان صحنه عملیات را پوشش خواهند داد، دیده نمی شد؟!</p>
<p>محمود عطایی رئیس ستاد ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی و فرمانده صحنه بهمراه معاونش مهدی ابریشم چی اعضا را در صحنه رها کرده و خودشان گریخته بودند. انبوه جسدها منطقه اطراف چهارزبر را پوشانده بود. در این میان اجساد بشدت سوخته شده اعضایی که روزهای آخر از اروپا به نیروهای مجاهدین خلق پیوسته بودند و در اصطلاح تشکیلاتی به آنها دم فروغی گفته میشد، بدجوری به ذوق میزد. اعضای زخمی با صدای بلند درخواست آب داشتند و از درد بخود می پیچیدند. آنها با بدن های بشدت مجروح و در حالیکه قادر به بلند شدن نبودند نظاره گر اعضایی بودند که داشتند به سمت عراق عقب نشینی می کردند! بسیاری از آنها قرص سیانور زیر لب گذاشته بودند و بسیاری دیگر با کشیدن ضامن نارنجک برای آخرین بار چهره خانواده های خود را مرور می کردند! خانواده هایی که رجوی به آنها وعده داده بود 73 ساعت بعد در آغوش آنها پیروزی را جشن خواهند گرفت؟</p>
<p>اعضایی که توانسته بودند از صحنه جان سالم بدر ببرند زیر شلیک مسلسل هلی کوپترها و آتش سنگین خمپاره و کاتیوشا نیروهای نظامی ایران خودشان را از لابلای شیارها به سمت ارتفاعات مرزی عراق می رساندند.عقب نشینی پراکنده و غیرمنظم نیروها تا پایان روز 10 مرداد ادامه داشت. هر یک از اعضای شرکت کننده در این عملیات بسته به شانس و تقدیر خویش جانش را به دست گرفته و بسمت اسلام آباد، کرند و در نهایت قصر شیرین در حال فرار بودند!</p>
<p>به قرارگاه اشرف که رسیدیم سکوت مرگباری بر آنجا حاکم بود، جای خالی اعضای کشته شده بدجوری به ذوق میزد و حال انسان را بد میکرد. همه اعضا درب و داغان و درهم شکسته بودند، در میان بهت همه از خود می پرسیدند که چی شد؟ براستی این همه انسان چرا کشته شدند؟ هیچ یک از اعضا نای ایستادن و حرف زدن نداشتند. براستی که کمر همگی خم شده بود، درب و دیوار آسایشگاهها و سالن غذاخوری پژواک صدا و خاطرات کسانی بود که سالها در کنار هم زندگی و اکنون فقط تخت ها، کمدها و البته یادشان باقی مانده بود! اعضایی که موفق شده بودند که جان سالم بدر ببرند و خودشان را به اشرف برسانند چند شبانه روز بود که نخوابیده بودند.<br />
در میان کشته شدگان این عملیات نام علی زرکش برجسته تر از همگان بود.علی زرکش بعداز کشته شدن موسی خیابانی در 19 بهمن سال 60 بعنوان فرمانده عالی سیاسی، نظامی مجاهدین خلق در داخل ایران از طرف رجوی انتخاب شده بود. بدنبال شکست عملیات مسلحانه علی زرکش بر سر موضوع غلط بودن این استراتژی با رجوی دچار اختلاف شد. وی مدتی بعد در یک دادگاه فرمایشی در فرانسه به جرم خیانت و تمرد به اعدام محکوم و سپس به عراق فرستاده شد و در آنجا زندانی گردید. گفته میشد که وی در عملیات فروغ جاویدان از پشت مورد حمله قرار گرفته و تسویه حساب تشکیلاتی گردید. ساختار نظامی ارتش مجاهدین خلق بشدت آسیب دیده و طرح سرنگونی با شکست روبرو شده بود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65946">عملیات فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65946/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرصاد؛ پایانی بر هویت مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65928</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65928#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Aug 2025 05:13:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65928</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای بسیاری از افراد که عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۷ و شکست آن ها را در عملیات مرصاد مرور می کنند، اولین سوالی که ایجاد می شود این است که چگونه مجاهدین خلق به این نتیجه رسیدند که می توانند در کمتر از یک هفته از مرز گذشته و خود را به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65928">مرصاد؛ پایانی بر هویت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برای بسیاری از افراد که عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۷ و شکست آن ها را در عملیات مرصاد مرور می کنند، اولین سوالی که ایجاد می شود این است که چگونه مجاهدین خلق به این نتیجه رسیدند که می توانند در کمتر از یک هفته از مرز گذشته و خود را به تهران برسانند، کاری که صدام حسین با وجود همکاری آمریکا و دولت های منطقه در عمل نتوانسته بود در ۸ سال به آن دست یابد. حتی نوع استراتژی های نظامی اتخاذ شده توسط مجاهدین خلق نیز همواره مورد سوال است، چرا که بسیاری از کارشناسان نحوه ورود و آرایش نظامی مجاهدین خلق را بسیار خام و آسیب پذیر تحلیل می کنند.</p>
<p>پاسخ مناسب به این پرسش نیازمند مروری بر مبانی فکری و استراتژی های مجاهدین خلق از دهه ۴۰ تا مقطع عملیات مرصاد ( فروغ جاویدان) است. سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۹ بعد از چند سال کار فکری و آموزشی به این نتیجه رسید که باید وارد فاز نظامی شود. در آن زمان بین گروه هایی که فعالیت های چریکی انجام می دادند، این مسئله که عملیات نظامی باید از روستاها و شهرها شروع شود، اختلاف نظر بود. با این حال سازمان در نخستین گام فعالیت نظامی خود فعالیت در شهرها و انجام عملیات ترور را در دستور کار قرار داد. با این حال به دلیل لو رفتن اولین عملیات سازمان در سال ۱۳۵۰ بسیاری از اعضا دستگیر شدند. اما این مسئله مانع از این نشد که دیگر اعضای سازمان عملیات نظامی شهری را کنار بگذارند از این رو بمب گذاری و ترور برخی از شخصیت ها را در دهه ۵۰ در دستور کار خود قرار دادند.</p>
<p>سازمان بعد از پیروزی انقلاب تا خرداد ۱۳۶۰ به ظاهر از فاز نظامی خارج شد اما در خفا با انبارسازی اسلحه خود را برای رویارویی با جمهوری اسلامی آماده می کرد. سازمان در خرداد ۱۳۶۰ جنگ چریکی شهری را برای مقابله با انقلاب اسلامی انتخاب و براساس این استراتژی سعی کرد تا با بمب گذاری و ترور شخصیت های انقلابی، کشور را دچار بحران کند. بعد از مدت کوتاهی و با هوشیاری نیروهای انقلابی بسیاری از خانه های تیمی مجاهدین خلق لو رفت که بزرگترین نمود آن را می توان لو رفتن مخفیگاه موسی خیابانی دانست.</p>
<p>بعد از این مقطع سازمان سعی کرد تا با رفتن به کردستان استراتژی خود را تغییر داده و بیشتر تمرکز بر مناطق حاشیه ای و روستایی مرزی برای مقابله با نیروهای انقلابی را در دستور کار قرار دهد. با این حال بعد از اینکه نیروهای نظامی ایران توانستند تا حدی زیاد آرامش را به کردستان برگردانند، میزان تحرکات سازمان در این مناطق به حداقل ممکن رسید به طوری که مجاهدین خلق به این نتیجه رسیدند که ادامه این استراتژی به اتمام حیات سازمانی آن ها منجر می شود. بر این اساس سازمان سعی کرد تا از ارتباطاتی که در این سال ها با رژیم بعث داشت، استفاده و بخشی از نیروهای خود را به درون عراق منتقل کند. همین مسئله سبب شد تا سازمان بعد از عقد قراردادی با صدام، مقر اشرف را در اختیار گرفته و نیروهایش را در آنجا مستقر کند. سازمان در این زمان با ایجاد ارتش به اصلاح آزادی بخش خلق استراتژی خود را به جنگ کلاسیک تغییر داد.</p>
<p>سازمان در حالی این روش را در پیش گرفته بود که همواره پیش از این مدعی بود که به دلیل برخورداری از پایگاه مردمی می تواند با انجام عملیات‌های شهری، حکومت اسلامی ایران را تضعیف و زمینه را برای حضور توده ها در خیابان ها فراهم کند. استراتژی جدید سازمان علاوه بر این که نشان می داد سازمان در هدف اول خود شکست خورده است، تلاشی برای تطبیق مجاهدین خلق با موقعیت جدید بود. در موقعیت جدید سازمان با در پیش گرفتن استراتژی جنگ کلاسیک خود را در حد نیروهای نظامی مزدور برای رژیم بعث فروکاست. همین مسئله سبب شد تا سازمان در اواخر سال ۶۶ و اوایل سال ۶۷ تحرکاتی را در مرزها با پشتیبانی توپخانه ای عراق انجام دهد.</p>
<p>تغییرات پی‌درپی استراتژی از سوی سازمان سبب شد تا برخی از افرادی که سابقه طولانی تر همکاری با مجاهدین خلق را داشتند به این مسئله اعتراض کنند. مسعود رجوی در این مقطع سعی کرد تا استراتژی جدید را در خدمت سرکوب منتقدان خود قرار دهد از این رو تا پیش از عملیات مرصاد از نظم و دیسپلینی که مستلزم ایجاد نیروهای کلاسیک نظامی است برای به حاشیه راندن منتقدان استفاده کرد. به عنوان مثال او در همین دوران علی زرکش را به شدت به حاشیه رانده و مورد تحقیر قرار داد. سازمان در این مقطع فکر می کرد که بتواند با استراتژی جنگ کلاسیک و استقرار در عراق به حیات خود ادامه دهد.</p>
<p>با این حال بعد از پذیرش قطعنامه سازمان دچار بحران هویت شد چرا که اتمام جنگ در عمل استراتژی جنگ کلاسیک را بی معنا می کرد، ضمن اینکه سازمان پیش از این استراتژی جنگ چریکی را نیز تا حد زیادی کنار گذاشته بود از این رو این سوال به وجود آمده بود که حالا که جنگ تمام شده سازمان چه روشی برای مقابله با جمهوری اسلامی می‌خواهد بکار ببرد؟ سازمان در این زمان ادامه حیات خود را به حفظ استراتژی جنگ کلاسیک گره زد و با توجه به اشتباه محاسباتی که درباره مشروعیت جمهوری اسلامی کرده بود، تصور می‌کرد که می‌تواند در یک عملیات گسترده نظامی ضمن حفظ انسجام خود، انقلاب اسلامی را سرنگون کند.</p>
<p>در واقع سازمان در این زمان تداوم و انسجام هویت خود را بر اساس استراتژی جنگ کلاسیک قرار داده بود و تصور می کرد که در صورت حذف این استراتژی ادامه فعالیتش ممکن نیست، برای همین با جلب نظر صدام و با بسیج نیروهایش تهاجم نظامی به ایران را شروع کرد. با این حال از آنجا که تمامی محاسبات سازمان اشتباه بود این مسئله به شکست مفتضحانه‌اش در مرصاد منجر شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65928">مرصاد؛ پایانی بر هویت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65928/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات مرصاد ضربه‌ای اساسی به مجاهدین خلق وارد کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65901</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65901#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 09:21:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65901</guid>

					<description><![CDATA[<p>عملیات مرصاد در روز‌های چهارم تا هشتم مرداد ۱۳۶۷ علاوه بر اینکه رویدادی مهم در جنگ تحمیلی ۸ ساله رژیم بعث عراق علیه ایران و برگی مهم از تاریخ کشور است، نقطه عطفی در تاریخ مبارزه و مقابله ایران با تروریسم نیز محسوب می‌شود. در عین حال، بازخوانی این عملیات نقش برجسته و قابل توجهی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65901">عملیات مرصاد ضربه‌ای اساسی به مجاهدین خلق وارد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عملیات مرصاد در روز‌های چهارم تا هشتم مرداد ۱۳۶۷ علاوه بر اینکه رویدادی مهم در جنگ تحمیلی ۸ ساله رژیم بعث عراق علیه ایران و برگی مهم از تاریخ کشور است، نقطه عطفی در تاریخ مبارزه و مقابله ایران با تروریسم نیز محسوب می‌شود.</p>
<p>در عین حال، بازخوانی این عملیات نقش برجسته و قابل توجهی در درک و فهم مبارزه توقف‌ناپذیر ایران با تروریسم در شکل‌های مختلف تروریسم ابزاری، تروریسم بین‌المللی، تروریسم سازمان‌یافته، &#8230; دارد.</p>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق پس از ناکامی در رویکرد‌های تقابلی خود با اراده مردم ایران، برای رسیدن به توهم‌های جاه‌طلبانه خود به عراق رفت تا با همدستی با رژیم بعث این کشور توهم‌های خود را جامه عمل بپوشاند؛ غافل از اینکه این اقدام گام‌هایش را در مسیر تباهی و نابودی تسریع و تسهیل می‌کند.</p>
<p>اشتباه محاسباتی سران گروه تروریستی مجاهدین خلق از اقدام ایران در پذیرش قطعنامه ۵۹۸، آن‌ها را به سمت اجرای عملیات موسوم به فروغ جاویدان سوق داد؛ عملیاتی که پایه در خطای محاسباتی داشت و در تنگه مرصاد با مقاومت نیرو‌های ایرانی و دفاع شجاعانه مردم ایران مواجه شد.</p>
<p>مجاهدین خلق در جنایت آشکاری که در روز‌های آغازین مرداد ۱۳۶۷ علیه کشور و مردم ایران رقم زدند، جنگ خود را از مرز‌های میدان نبرد فراتر برده و دست به کشتار وسیع مردم شهر‌های مختلف منطقه درگیری زدند؛ آن‌ها به شهر اسلام‌آباد غرب حمله کرده و وارد بیمارستان شدند؛ مجروحان و حتی مردم عادی بی‌دفاع را در وسط بیمارستان جمع کرده و به فجیع‌ترین شکل ممکن به شهادت رساندند؛ مردم بی‌گناه روستا‌ها و شهر‌ها نیز قربانیان این ترور کور شدند.</p>
<p>آنچه مجاهدین خلق در این عملیات انجام دادند، نقض اصول حقوق بشر و بشردوستانه برای تحقق توهم جاه‌طلبانه و سودا‌های جنگ‌افروزانه سران گروه بود.</p>
<p>سید محمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) در گفت‌و‌گو با میزان، گفت: عملیات مرصاد درس مهمی برای گروه تروریستی مجاهدین خلق بود تا بداند که در هیچ شرایطی هیچ جایگاهی در کشور و در میان مردم ایران ندارد.</p>
<p>هاشمی‌نژاد ضمن گرامیداشت سالگرد شهادت شهدای عملیات مرصاد، گفت: این شهدا در مواجهه با مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۷ در عملیات دلاورانه مرصاد به شهادت رسیدند؛ دشمنان جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران در طول حدود ۴۷ سال بعد از پیروزی انقلاب علی‌الدوام در حال ارتکاب محاسبات غلط و سوءمحاسبات متعدد در مورد میزان توانایی کشور، ایستادگی ملت ایران برای آرمان‌ها و کشورشان و همچنین نقش بی‌بدیل رهبری انقلاب اسلامی چه در زمان حضور حضرت امام و چه در زمان رهبری مقام معظم رهبری بودند.</p>
<p>وی در ادامه گفت: تهاجم وحشیانه مجاهدین خلق در عملیات مرصاد بعد از اتمام جنگ عراق علیه ایران ناشی از برداشت غلط مجاهدین خلق و حزب بعث عراق در مورد مردم ایران بود که تصور می‌کردند در آن شرایط مردم ایران از جنگ و از دفاع از کشورشان خسته شدند و در مقابل دشمنان و مزدوران حالت انفعال پیدا کردند.</p>
<p>به گفته دبیرکل بنیاد هابیلیان، مجاهدین خلق بر اثر این سوءمحاسبه با کمک بسیار گسترده و آتش سنگین حزب بعث عراق مجاهدین خلق وارد کشور شدند.</p>
<p>وی گفت: آن‌ها در مدت حدود یکی دو روز حضورشان در مناطق و شهر‌های مرزی کشور صدمات بسیار زیادی به مردم در شهر‌ها و روستا‌ها وارد کردند؛ مجاهدین خلق جمع زیادی از هموطنانمان و مردم مرزنشین را به شهادت رساندند و فجایعی آفریدند که حقیقتا بایستی سال‌های سال این موضوع بازگو و واکاوی شود.</p>
<p>هاشمی‌نژاد با بیان اینکه این سوءمحاسبه مجاهدین خلق را حزب بعث صدام در سال ۱۳۵۹ انجام داد، اظهار کرد: در آن زمان صدام تصور می‌کرد که انقلاب اسلامی ایران هنوز استقرار پیدا نکرده و با تهاجم وسیع به کمک قدرت‌های بزرگ می‌تواند کشور ایران را تسخیر کرده و به اشغال خود درآورد؛ مجاهدین خلق به این موضوع دقت نکردند که مردم ایران ۸ سال در مقابل بزرگ‌ترین جنگ قرن بیستم ایستادگی کردند و یک وجب از خاک کشورشان را تشکیل تسلیم دشمن نکردند.</p>
<p>وی در ادامه گفت: همین سوءمحاسبه را آمریکا به دفعات و در زمان‌های مختلف انجام داد؛ از آن جمله تصمیم آمریکا در ۲۰ سال پیش در دوره ریاست جمهوری اوباما است که به قول خودشان تحریم‌های بی‌سابقه‌ای را علیه مردم ما اعمال کرد؛ نتیجه این تصمیم آن چیزی نشد که آمریکایی‌ها می‌خواستند؛ از این رو، به شکل دیگری با مردم ما مواجه شدند.</p>
<p>دبیرکل بنیاد هابیلیان با اشاره به اینکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا هم متعاقبا چنین تصور غلطی را در سر پروراند، گفت: رئیس‌جمهور آمریکا به تعبیر خودش فکر و محاسبه می‌کرد با تحریم‌هایی که باز هم شدیدتر از زمان اوباما خواهد بود، ایران شش ماهه تسلیم خواهد شد، اما دید که تا پایان ریاست جمهوری دور نخستش که هیچ، بعد از اتمام ریاست جمهوری بایدن هم جمهوری اسلامی ایران تسلیم این شرایط نشد.</p>
<p>وی در ادامه گفت: آمریکایی‌ها باز هم درصدد نیرنگ و فریب ملت ایران از طرق دیگری برآمدند؛ در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، آمریکایی‌ها این کار خبیثانه را تحت عنوان مذاکره انجام دادند و تلاش کردند با رژیم منحوس اسرائیل توطئه‌ای علیه مردم و کشور ایران بچینند تا به زعم خودشان از آن طریق بتوانند ضربه‌ای وارد کنند و به قول خودشان کار نظام را در عرض ۲ هفته تمام کنند؛ باز هم این محاسبه به غلط انجام شده بود و دیدند که در عرض ۱۲ روز ملت ایران و رزمندگان اسلام همانند سال‌های آغازین پیروزی انقلاب ضرب شستی به دشمن نشان دادند که خواب را از چشم آن‌ها پراند و درخواست و التماس آتش‌بس کردند، همچنان که صدام این کار را انجام داده بود.</p>
<p>هاشمی‌نژاد با بیانی اینکه دشمنان ملت ایران این تجربه غلط بار‌ها از سر گذرانده‌اند، گفت: در عملیات مرصاد مجاهدین خلق هم دچار چنین سوءمحاسبه‌ای شده بودند، همچنان که در سال ۶۰ هم دچار سوءمحاسبه شده بودند و تصور می‌کردند با ترور سران و مقام‌های انقلاب اسلامی و ترور جمع زیادی از مردم ایران قادر خواهند بود نظام جمهوری اسلامی ایران را با توجه به اینکه در حال جنگ با رژیم صدام است، ساقط کنند؛ با وجود این، آن‌ها دیدند که مردم ایران قدرتمندانه و مستحکم در مقابل حمله خارجی، توطئه داخلی و ترور‌های داخلی ایستادگی کردند و دشمنان و گروه‌ها را وادار کردند که از کشور ایران بگریزند و به دامن اربابان اصلی خود که صدام باشد پناه ببرند.</p>
<p>وی گفت: دشمنان ملت ایران، نه از ملت ایران شناختی دارند، نه تاریخ ملت ایران را خوانده‌اند و نه از این ۴۷ سال تقابل با جمهوری اسلامی ایران و تقابل با ملت ایران درس گرفتند؛ همین موضوع سبب شده است که شکل سوءمحاسبه‌های آن‌ها تقریبا یکی باشد و به تعدد در موارد مختلف و هر از چند گاه و هر چند سال یک بار این اشتباه محاسباتی را تکرار کنند.</p>
<p>هاشمی‌نژاد با تاکید بر اینکه عملیات مرصاد درس کاری و ضربه اساسی و کاری را به مجاهدین خلق وارد کرد، گفت: ملت ایران در جریان این عملیات ضرب شستی را به مجاهدین خلق نشان داد که برای همیشه در حافظه آن‌ها باقی می‌ماند؛ آن‌ها باید همواره به یاد داشته باشند که در هیچ شرایطی و در هیچ دورانی نفاق و گروه مجاهدین خلق با سابقه کثیف و وحشی‌گری‌هایی که علیه ملت ایران انجام داده است، هیچ جایگاهی در کشور و خاک پاک ایران نخواهد داشت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65901">عملیات مرصاد ضربه‌ای اساسی به مجاهدین خلق وارد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65901/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ماجراجویی فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65908</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65908#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 07:53:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65908</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی در حالی که تلاش می کرد فضای حاکم بر سالن را تهییج کند، ادامه داد: همه شرایط و مقدمات کار آماده است، فرماندهان شما در جریان ریز طرح هستند و شما را توجیه خواهند کرد. نگران آسمان و پایگاه هوایی شاهرخی نباشید. صاحب خانه ما سید الرییس (صدام) دستور داده جت های عراقی فضای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65908">ماجراجویی فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رجوی در حالی که تلاش می کرد فضای حاکم بر سالن را تهییج کند، ادامه داد: همه شرایط و مقدمات کار آماده است، فرماندهان شما در جریان ریز طرح هستند و شما را توجیه خواهند کرد. نگران آسمان و پایگاه هوایی شاهرخی نباشید. صاحب خانه ما سید الرییس (صدام) دستور داده جت های عراقی فضای عملیات را پوشش دهند و هر جنبنده ای را برجای خود میخکوب کنند. تاکتیک ما در این عملیات شهاب وار خواهد بود. تا آنجا که لازم باشد از بردن سلاح های سنگین و دست و پا گیر خودداری خواهیم کرد. طراحی ما بر این زمانبندی گذاشته شده که 33 ساعت بعد در تهران باشیم! بعد خطاب به یکی از فرماندهان محورها گفت: به تهران که رسیدی به ساختمان علوی (مقر مجاهدین خلق در سال 58) می روی و یک اتاق را برای من خالی می کنی.</p>
<p>رجوی سپس از حاضرین در جلسه پرسید کسی سوالی ندارد؟ یکی از اعضای زن که به تازگی از ایران به عراق آمده و به مجاهدین خلق پیوسته بود، پشت میکروفون قرار گرفت و خطاب به رجوی گفت: من به تازگی از ایران آمده ام، شما با قاطعیت از حمایت مردم ایران از مجاهدین خلق صحبت کردید، ولی من در ایران چنین حمایتی را ندیدم. رجوی که بد جوری شوکه شده بود گفت: مردم تابع تعادل قوا هستند و تحت تاثیر این تعادل قوا وارد میدان خواهند شد. وقتی ما تعادل قوا را تغییر دادیم، مردم هم وارد صحنه خواهند شد. و کار را تمام می کنند. در حالی که عضو زن سوال کننده از پاسخ رجوی قانع نشده بود، رجوی موضوع بحث را تغییر داد و از اعضای شرکت کننده در نشست خواست به یگان های خود رفته و برای روز حرکت آماده باشند. رجوی اینگونه شیادانه روح و روان اعضا را به بازی گرفت و با فریب کاری و ساده سازی عملیات و القاء یک پیروزی سهل و آسان، بن بست سیاسی نظامی که بدنبال آتش بس در آن گرفتار شده بود را توجیه نماید.</p>
<p>کنکاش و بررسی استراتژی عملیات موسوم به فروغ جاویدان حاکی از متوهم بودن رجوی بود. با نگاهی به زندگی وی بخوبی می توان خود بزرگ بینی و توهم را در جای جای سخنان و تصمیم گیری های او دید، مسعود رجوی به نیروهایش گفته بود نیروهای مسلح ایران به دلیل حملات اخیر ارتش عراق از هم پاشیده است و دولت نیز به علت پذیرش آتش بس قدرت خود را از دست داده است. بنابراین کافی است ما به کرمانشاه برسیم، از همه جای ایران مردم به ما ملحق خواهند شد.</p>
<p>رجوی چنان در عالم تخیلات خود کار جمهوری اسلامی را تمام شده می دانست که حاضر نشد به سوالات و ابهامات اعضا گوش کند و خطاب به آنها در نشست گفت: جمع بندی نهایی در میدان آزادی! در عملیات موسوم به فروغ، نوع آرایش و پیشروی نیروهای مجاهدین خلق شبیه به تاکتیک های جنگی نبود. چند هزار نفر با ادوات جنگی در یک محور و از جاده آسفالت بسمت شهرهای غربی و در نهایت تهران در حرکت بودند. رجوی در منتهای خود شیفتگی می گفت کاری که ارتش عراق در 8 سال نتوانست انجام دهد ،به راحتی موفق به انجامش خواهند بود. بسیاری از نیروهای شرکت کننده در این عملیات فاقد تجربه نظامی بودند و حتی الفبای شلیک را هم نمی دانستند.</p>
<p>یک هفته قبل از عملیات تعدادی از اعضا از کشورهای اروپایی و امریکا برای شرکت در عملیات به عراق و پادگان اشرف آمدند. مسئولین مجاهدین در خارج کشور چنان ذهن آنها را شستشو داده بودند و پیروزی در عملیات را برایشان ساده کرده بودند که تعداد زیادی از آنها که طی سالیان به ایران نیامده بودند ،کوله های پر از سوغاتی و عروسک های گوناگون برای بچه های فامیل آورده بودند. به برخی که تاریخ پاسپورت هایشان در حال انقضا بود گفته بودند که پاسپورت شان توسط دولت جدید مجاهدین خلق تمدید خواهد شد. ساعت 4 بعداز ظهر دوشنبه 3 مرداد ماه 1367 نیروهای مجاهدین خلق از مرز خسروی عبور و وارد خاک ایران شدند. اولین مقاومت جدی نیروهای ایران در حوالی تنگه پاتاق صورت گرفت. سپس درگیری کوتاهی در کرند رخ داد&#8230;</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65908">ماجراجویی فروغ و یا دروغ جاویدان چرا و چگونه شکل گرفت؟ &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65908/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک سال بعد از فروغ در پادگان اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65906</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65906#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 07:50:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[اسرای جنگ ایران و عراق]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65906</guid>

					<description><![CDATA[<p>عملیات فروغ در سال 1367 درست در مقطع آتش بس جنگ ایران و عراق توسط ارتش خصوصی صدام (آزادیبخش) به فرماندهی مسعود و مریم رجوی سران سازمان مجاهدین خلق به وقوع پیوست. در آن شرایط این ارتش در یک راهپیمایی کودکانه با تاکتیک ستونی و کاروانی از مرز خسروی عازم تهران شد که در نهایت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65906">یک سال بعد از فروغ در پادگان اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عملیات فروغ در سال 1367 درست در مقطع آتش بس جنگ ایران و عراق توسط ارتش خصوصی صدام (آزادیبخش) به فرماندهی مسعود و مریم رجوی سران سازمان مجاهدین خلق به وقوع پیوست. در آن شرایط این ارتش در یک راهپیمایی کودکانه با تاکتیک ستونی و کاروانی از مرز خسروی عازم تهران شد که در نهایت در گردنه چارزبر در بین اسلام آباد غرب و کرمانشاه زمین گیر و سلاح آنان منهدم و عده کمی توانستند از صحنه فرار کنند و به عراق و قرارگاه اشرف برگردند.</p>
<p>یک سال از این فاجعه گذشته بود که سران مجاهدین برای پوشاندن شکست خود و نابودی نیروی انسانی در یک اقدام غیر انسانی با فشار و درخواست های مکرر وارد معامله ای ننگین با صدام شده و تعداد زیادی از اسرای جنگی را بالاجبار و یا با وعده و فریب آزادی به ارتش وارفته خود تزریق نمودند.</p>
<p>بنده خود یکی از آن اسرای نگون بخت بودم. اولین صحنه ای که به محض ورود به پادگان اشرف دیدم روبرو شدم، قرارگاهی مرده و فاقد تحرک نظامی و نیروی قبراق و سالم بود. اکثر افراد فشل جسمی و برخی هم در هم رفته و مسئله دار و خلاصه حکایت از عوارض جانبی بعد از شکستی سخت داشت.</p>
<p>می دانید که سازمان افراد جدید الورود چه از خارج و چه از مرز را مدتی قرنطینه و کم کم آماده می کرد تا قطره قطره با مناسبات آشنا شوند و بعد به درون مناسبات خود می کشاند تا بتوانند واقعیت را بپذیرند. اما اسیران چون سالها در اردوگاه به سر برده بودند و از لحاظ کمبود امکانات و چک شده امنیتی بودند به طور مستقیم به داخل مناسبات و قرارگاه اصلی خود بردند و ما بر خلاف تبلیغاتی که از قبل مشاهده کرده بودیم، مناسبات را 180 درجه متفاوت دیدیم.تضادها، تفاوت ها، اختلافات و مسئله داری و به شدت به چشم می آمد.</p>
<p>اسرای فریب خورده و مجاب شده به ماندن اجباری در سازمان در نهایت در قسمت های خدماتی و صنفی و کار یدی بکارگیری شدند.</p>
<p>یک روز تعدادی از اسرای جنگی که سابقه نظامی گری در کادر نیروی مسلح ایران را داشتند را خواستند و بعد از توجیه به مکانی در ضلع شمال غربی پادگان اشرف بردند که من هم در آن جمع بودم. یک دفعه با زمینی صاف به مساحت چند زمین فوتبال مواجه شدیم که اطراف آن را خاکریز احاطه کرده بود. ما را به داخل بردند که با انبوهی تانک و نفربر و انواع ادوات توپخانه ای و خمپاره ای و &#8230;. روبرو شدیم.</p>
<p>در قسمتی از این فضا، تعدادی ژنرال عراقی و متخصص سلاح که همه از ارتش بعث عراق بودند و در کنار آنها مهدی ابریشمچی نفر دوم سازمان در آن زمان به اتفاق یک گروه از متخصصان و مسئولین روابط فرقه ای در کنار ژنرال ها دیده می شدند که در حال تحویل گیری و موارد مربوطه بودند.</p>
<p>و اما نکته مهم</p>
<p>ما اسرا را صدا زدند و به ژنرال های عراقی نشان دادند که اینها همان اسرایی هستند که از شما تحویل گرفتیم و می خواهند با این سلاح ها تجهیز و به جنگ با ایران بروند!</p>
<p>یک دفعه چهره یکی از ژنرال ها درهم فرو رفت و به بقیه نگاهی کرد. او برحسب عرقی که خودش به وطن پرستی و آب و خاک و هم وطنانش داشت به مهدی ابریشمچی گفت دو روز تحویل گیری را عقب می اندازیم تا نیروهای ما آثار خون و &#8230; را از روی شنی تانک ها و بدنه تانک ها پاک کنند چون ممکن است رزمندگان شما با دیدن آن به این حقیقت که این خون سربازان ایرانی است تقابلی در درون پیدا کنند و به حس ناسیونالیستی شان بر بخورد و مسئله دار شوند.</p>
<p>هنوز حرف ژنرال تمام نشده بود که مهدی ابریشمچی گفت سیدی جناب ژنرال اتفاقأ ما از این خون های ریخته شده سربازان و پاسداران ایرانی انرژی و روحیه می گیریم و هیچ گونه مسئله داری و موردی ایجاد نمی کند بلکه روحیه مضاعفی برای ما می باشد که روزمره به آن خیره می شویم و انرژی می گیریم. ژنرال عراقی به طعنه گفت سید الرئیس(صدام) در مورد شما یک چیزهایی گفته بود.</p>
<p>ژنرال با این حرف گفت که شما چقدر بی شرف و خائن هستید.</p>
<p>از این نقطه عطف تعداد زیادی از اعضای قدیمی فرقه (فالانژها) در نشست ها با توجیه سران سازمان می آمدند پشت میکروفن و از اعتماد صدام به مجاهدین و حساب کردن روی مسئله سرنگونی و تحویل سلاح حرف می زدند و مستمر در صدد این بودند که این میزان وابستگی و خیانت عریان را توجیه کنند و براعضای مسئله دار فشار آورند.</p>
<p>آنچه که از آن فروغ و بیمه نامه کذایی رجوی ماند این بود که با خواری و خفت و کوله باری از جاسوسی و خیانت علیه هم وطنان از عراق اخراج و مابقی آن انرژی مضاعف رجوی به جاسوسی در خدمت به غربی ها و اسرائیل استمرار پیدا کرده است.</p>
<p>عباس کرمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65906">یک سال بعد از فروغ در پادگان اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65906/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بر باد رفتن رویای سه‌ روزه فتح تهران توسط مجاهدین خلق در ۴۴ ساعت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65900</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65900#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 07:21:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65900</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق به همراه ارتش بعث عراق پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران، با تصور تغییر موازنه قوا در جنگ و بحرانی شدن شرایط داخلی کشور، دست به حمله علیه ایران زدند. در این میان ابتدا ارتش بعث در حد فاصلی که بتواند بصورت تعجیلی اهواز را به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65900">بر باد رفتن رویای سه‌ روزه فتح تهران توسط مجاهدین خلق در ۴۴ ساعت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق به همراه ارتش بعث عراق پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران، با تصور تغییر موازنه قوا در جنگ و بحرانی شدن شرایط داخلی کشور، دست به حمله علیه ایران زدند. در این میان ابتدا ارتش بعث در حد فاصلی که بتواند بصورت تعجیلی اهواز را به اشغال در بیاورد، یعنی بصورت تقریبی در محورهای عملیات رمضان از طلائیه تا شلمچه، یک تجاوز گسترده و با سرعت را شروع کرد.</p>
<h3>ایستادگی ۴۴ ساعته در چهارزبر فروغ مجاهدین خلق را ناجاوید کرد</h3>
<p>سازمان مسعود رجوی موسوم به مجاهدین خلق نیز، با تصور جبران نقص‌های دو عملیات نظامی قبلی خود، یعنی آفتاب و چلچراغ، یک سازماندهی گسترده از نیروهای خود با فراخوان از سراسر کشورها به ویژه اروپا و ایران انجام داد. بر اساس برخی اسناد این سازمان برای شهریور ماه یک برنامه‌ریزی ویژه جهت اجرای یک عملیات گسترده و بی‌سابقه تحت عنوان فروغ جاویدان را داشت. پذیرش آتش بس از سوی ایران یک مانع بزرگ بر سر راه اجرای این فکر شوم بود. چراکه با استقرار نیروهای پاسدار صلح و برقراری کامل نظامات شواری امنیت در مرزها دیگر صدام اجازه اجرای چنین عملیاتی را از خاک عراق به مجاهدین خلق نمی‌داد. از طرفی شخص صدام هم سه روز بعد از اعلام ایران یک حمله گسترده برای امتیازگیری بیشتر را آغاز کرد که البته با حضور قاطع مردم در جبهه‌ها با شکست مواجه شد.</p>
<p>فلذا ساختار فرماندهی مجاهدین خلق تصمیم گرفت که عملیات فروغ جاویدان را همانند صدام در این برهه بین پذیرش ایران و استقرار نظامات نیروهای پاسدار صلح انجام دهد. لذا بسیاری از نیروهای فراخوانده شده حتی بدون آموزش‌های لازم نظامی فوری در کنار سایر نیروهای آموزش دیده سازماندهی شدند و عملیات با کمی تأخیر از ارتش عراق سوم مرداد ماه با سرعت شروع شد. مشغول سازی ارتش بعث در جنوب و غفلت از جبهه غرب هم دیگر عاملی بود که سازمان رجوی روی آن حساب باز کرده بود تا ظرف چند روز در تهران پیروزی را جشن بگیرد.</p>
<p>با ورود نیروهای خائن ایرانی که فارسی صحبت می‎کنند، مسئله اصلی در خاک ایران عدم شناخت درست جبهه توسط مردم و نیروهای دفاعی بود. عملا یک غافلگیری ایجاد شد. حتی مجاهدین خلق عوامل داخلی خود را هم فعال کردند تا پیش از رسیدن نیروها، مقرها و منازلی که باید پاکسازی شوند را هم مشخص کرده و علامت گذاری کنند.</p>
<p>ورود مجاهدین خلق به خاک کشور یک ورود خونین و همراه با قتل و غارت‌های ددمنشانه بود. عملا هم نیروهای مسلح کشور درگیر جنگ با ارتش عراق در جبهه خوزستان بودند، لذا روز اول تهاجم و پیشروی با کمترین مقاومت یا به عبارتی، بدون مقاومت سازماندهی شده گذشت، در حالی‌که مجاهدین خلق به سرعت پیشروی کردند و در پیشروی خود جنایت‌های ددمنشانه‌ای داشتند.</p>
<p>در روز دوم تهاجم اما ماجرا کمی تفاوت کرد، علاوه بر مقاومت‌های نقطه‌ای، اولین لایه مقاومت در برابر نفوذ تعجیلی مجاهدین خلق را مجاهدین عراقی داشتند. دو اتوبوس از این نیروها، موسوم به لشکر بدر در حال عبور از منطقه بودند که با مجاهدین خلق مواجه می‌شوند. ماجرای این مقابله بسیار جالب خود داستان جدایی است، اما این که ایرانیان خائن به وطن توسط مجاهدین عراقی متوقف می‌شوند، خود داستان مهمی است. اما این توقف هم کوتاه است.</p>
<p>در نتیجه حرکت مجاهدین خلق به سمت کرمانشاه با سرعت در حال انجام بود. در این میان برخی یگان‌های سپاه اردوگاه‌هایی در غرب کشور برای استقرار عقبه یا آموزش و سازماندهی نیروهای خود داشتند. انصارالحسین همدان از این جمله بود که البته تعداد کمی نیرو به همراه ادوات مهندسی در اردوگاه این تیپ وجود داشت. اما تیپ قائم تنها یگان با تمام استعداد و نیرو در منطقه بود که اتفاقاً برای اعزام به جبهه خوزستان آماده می‌شد و حتی مهمات اضافی این تیپ که قرار بود برای خطوط پدافندی در یگان مستقر این تیپ به جبهه شمالغرب اعزام شود هم در این لحظه در اردوگاه تیپ حضور داشت و لذا با همکاری مجموعه تیپ قائم از سمنان و دیگر باقی مانده های یگان‌ها در منطقه اولین خط دفاعی منسجم در برابر مجاهدین خلق را تشکیل می‌دهند. در منطقه‌ای به عنوان تنگه چهارزبر که در صورت گذر از این تنگه دیگر تا کرمانشاه هیچ عارضه‌ طبیعی یا انسان‎ساز برای استقرار و دفاع مدافعان در برابر هجوم نیروهای سازمان مجاهدین خلق وجود نداشت.</p>
<p>روایت این اتفاق در کتاب &#8220;تاریخ شفاهی دفاع مقدس: سرو قومس&#8221; نوشته حسینعلی احسانی، آمده است؛ کتابی که روایت تاریخ شفاهی مرحوم سردار &#8220;مهدی مهدوی نژاد&#8221;، به عنوان فرمانده این تیپ در زمان عملیات مرصاد را روایت می‌کند.</p>
<h3>روایت سردار مهدی مهدوی نژاد؛ فرمانده تیپ ۱۲ قائم (عج) در دوران دفاع مقدس</h3>
<p>در واقع صدام، آخرین برگ برنده خودش رو رو کرد. در یک طرح‌ریزی و هماهنگی، ارتش عراق به خوزستان حمله کرد و مجاهدین خلق هم مأمور شدند درحالی‌که ما سرگرم دفع حمله در خوزستان هستیم، به تهران بروند.</p>
<p>از نظر نظامی می‌توان گفت، عملیات صدام در خوزستان، تک اصلی بود و عملیات مجاهدین خلق تک پشتیبانی یا برعکس. هرچند آمدن کرگدن وار (بدون جهت و دقت) مجاهدین خلق در جاده از نظر نظامی حماقت بود، خدا واقعاً پشت گردنشان زد که حرکت کنند و بیایند.</p>
<p>آنها نیامده بودند که شکست بخورند؛ تصورشان این بود که صد در صد موفق می‌شوند. اگر آنها به کرمانشاه می‌رسیدند، اوضاع فرق می‌کرد و بسیار سخت می‌شد.</p>
<p>صبح پنجم مرداد ۶۷ درحالی‌که حدود سی ساعت از مقاومت نیرو‌های تیپ و سایر یگان‌ها در مقابل مجاهدین خلق می‌گذشت، حدود ساعت ۵/۴ صبح، با شدت گرفتن آتش و صدای تیراندازی و صحبت‌هایی که در بی‌سیم رد و بدل می‌شد، متوجه شدم حادثه‌ای در حال وقوع است. دیده‌بان هم اعلام کرد که ستون نیرو‌های مجاهدین خلق، پرحجم و با سرعت به سمت خاکریز (تنگه چهار زبر) ما می‌آیند.</p>
<p>هرچه با بی‌سیم، فرمانده گردان سیدالشهدا (ع)، حاج عبدالله عرب نجفی را صدا می‌زدم، جواب نمی‌داد. من، خالصی و چند تا از بچه‌ها، کنار آمبولانس در نزدیک خاکریز مشغول بودیم.</p>
<p>یک گلوله آر. پی. جی دقیقاً کنار آمبولانس خورد و گرد و خاک داخل آمبولانس ریخت. من خالصی را صدا زدم و او هم من را صدا زد. به لطف خدا، آسیبی به ما نرسید.</p>
<p>لحظات حساسی بود. یک‌دفعه متوجه شدم سه تا خودرو با سرعت از خاکریز رد شدند و به‌طرف عقب آمدند! دوشکا‌های مجاهدین خلق، هم‌زمان با عبور از ما، دیوانه‌وار به اطراف جاده و روی یال‌ها تیراندازی می‌کردند.</p>
<p>یکی از خودرو‌های مجاهدین خلق حدود صد متر عقب‌تر از خاکریز زده شد. تعدادی از بچه‌ها جاده را خالی کردند و به حاشیه‌ها پناه بردند. درگیری در آن لحظات چنان شدید و زیاد بود که فرماندهان قرارگاه فکر کردند که خط ما شکسته است.</p>
<p>در آن لحظه، آقای شوشتری با من تماس گرفت. او از دیده‌بان‌های قرارگاه که روی ارتفاعات منطقه مستقر بودند، این خبر (شکستن خط توسط مجاهدین خلق) را دریافت کرده بود.</p>
<h3>رجزخوانی حاج عبدالله: مگر از روی جنازه من رد شن!</h3>
<p>من هم چندین بار با حاج عبدالله تماس گرفتم. نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده و بسیار نگران بودم! بالاخره حاجی گوشی را گرفت. پرسیدم: حاجی چی شده؟ خطتون شکست؟ با صلابت گفت: نه؛ این چند تا ماشین، این فلان فلان شده‌ها، از دست ما در رفتن! مگه از روی جنازه من رد بشن و بتونن خط را بشکنن. واقعاً هم او و کادر قوی گردان سیدالشهدا (ع) بار‌ها نشان داده بودند که تا پای جان می‌ایستند.</p>
<p>در آن لحظات سخت، حاج عبدالله عرب نجفی که لباس رسمی سپاه به تن داشت، روی جاده ایستاد و داد می‌زد: از چند تا دختر و پسر سوسول نترسید! بیایید پشت خاکریز، مقاومت کنید! بچه‌ها برگردید! اگه من زیر این تانک‌ها له بشم، امام و جبهه را ول نمی‌کنم.</p>
<p>با رجزخوانی حاج عبدالله، بچه‌ها به پشت خاکریز برگشتند. خدا رحمت کند حاج عبدالله عرب نجفی را، رجزخوانی‌اش را که پشت بیسیم می‌شنیدیم، روحیه می‌گرفتیم. کاش آن صوت را می‌شد پیدا کرد.</p>
<p>یکی دیگر از آن سه خودرو که راننده آن زن بود تا نزدیکی پاسگاه ژاندارمری پشت تنگه چهار زبر پیش آمد. این خودرو به‌سرعت با کوه برخورد کرد و سرنشینانش با یکی از نیرو‌های تیپ درگیر و کشته شدند.</p>
<p>سومین خودرو مجاهدین خلق که از خاکریز عبور کرده بود، دردسرساز شد. همزمان با این وضعیت، گردان روح‌الله تیپ ما، در حال انتقال نیروهایش برای جایگزینی با گردان سیدالشهدا (ع) و تقویت خط بود. با تیراندازی سومین خودرو مجاهدین خلق که مجهز به دوش‌کا بود، فرمانده این گردان که پیشاپیش نیروها، خودش را به خاکریز گردان سیدالشهدا (ع) رسانده بود، چند تیر خورد، اما به خواست خود زنده ماند. در این درگیری، یک نفر هم شهید شد.</p>
<h3>اصرار مجاهدین خلق برای عبور از خاکریز چهارزبر</h3>
<p>کمی عقب‌تر، این خودرو مجاهدین خلق هم با گلوله ۱۰۶ منهدم شد و به‌این‌ترتیب، عملیات انتحاری مجاهدین خلق هم ناکام ماند. چند تانک مجاهدین خلق توانستند خودشان را به خاکریز اصلی برسانند. هر تانکی که رزمندگان منهدم می‌کردند، تانکی دیگر جایگزین آن می‌شد.</p>
<p>مجاهدین خلق که در دشت حسن‌آباد بودند، با تانک و انواع خودروها، به‌سرعت به سمت تنگه چهارزبر حرکت کردند. همراه این ستون یک تانکر سوخت نوزده هزار لیتری بنزین هم بود. با شلیک آر. پی. جی، تانکر بنزین منفجر شد و بنزین به‌سرعت در شیب تنگه چهار زبر به سمت مجاهدین خلق به راه افتاد و آتش هم همراه آن شد. (و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین) بنزین خودشان آفت جانشان شد و در جهنمی که برای خود ساخته بودند، سوختند تا عبرتی باشد برای کافران و منافقان که انتقام سخت است. در این زمان، صدای الله‌اکبر بچه‌ها به آسمان بلند شد.</p>
<p>مجاهدین خلق دست‌بردار نبودند. دوباره سعی کردند با تانک از خاکریز عبور کنند. از خاکریز اول عبور کردند. جنگ تانک و تن و نارنجک در گرفت و بالاخره بچه‌ها موفق شدند تانک را منهدم و افراد آن را نابود کنند.</p>
<p>گردان سیدالشهدا (ع) با فرمانده دلاورش، با چنگ و دندان جنگیدند و حدود سی شهید دادند، ولی اجازه ندادند خط آنها بشکند. ساعت حدود ۶ صبح خط نسبتاً آرام شد.</p>
<p>مجاهدین خلق دست‌بردار نبودند. می‌دانستندکه اگر تلاش امروزشان نتیجه ندهد، با رسیدن سایر یگان‌ها، روزگارشان سیاه می‌شود؛ بنابراین دوباره حملاتشان را، هم از جاده و هم از ارتفاع شروع کردند. قبل از ظهر، مجاهدین خلق توانستند برای مدت کوتاهی، یال و ارتفاع اول سمت راست را که مشرف‌به خط دفاعی ما در پشت خاکریز بود، ناامن کنند. آنها از بالای ارتفاعات، پشت خاکریز را با تیربار می‌زدند.</p>
<p>نیرو‌های گردان لحظاتی در دو جناح، هم از ارتفاع و هم از رو‌به‌رو و پشت خاکریز با دشمن می‌جنگیدند. خبر دادند؛ معاون گردان، حسن عزیزیان، در این درگیری شهید شده است.</p>
<p>مجاهدین خلق دست‌بردار نبودند و قصد داشتند خط را بشکنند. نیرو‌های گردان روح‌الله، حملات آنها را در جاده با انهدام تعدادی از خودرو‌ها و نیروهایشان با شکست مواجه کردند. تا ساعت حدود ۳ بعدازظهر، مجاهدین خلق هنوز یال‌های جلویی چهارزبر را در اختیار داشتند. بعد از شناسایی‌هایی که نیرو‌های اطلاعات انجام دادند، با تلاش نیرو‌های تیپ و یک گردان از قرارگاه، عملیات برای بازپس‌گیری ارتفاعات شروع شد.</p>
<p>با این عملیات که با پشتیبانی هلی کوپتر‌های هوانیروز اجرا شد، نیرو‌های خودی موفق شدند ارتفاعات را از تصرف مجاهدین خلق خارج کنند.</p>
<p>آخرین گردان تیپ که برای تقویت خط وارد عمل شد، گردان امام حسین (ع) بود. نیرو‌های این گردان روی یال اول سمت راست چهارزبر (شیرنری) برای تقویت مستقر شدند. خط آرام شد و فقط درگیری‌های پراکنده بازمانده‌های مجاهدین خلق که در شیار‌های تنگه چهار زبر و لابلای درختان جنگلی مخفی‌شده بودند، ادامه داشت. همزمان عمده قوای مجاهدین خلق در حال فرار به عقب بودند. غروب چهارشنبه پنجم مرداد درگیری‌ها خیلی کم شد.</p>
<p>ما در این تنگه و ارتفاعات آن که فکر می‌کنم مستطیلی به عرض حدود یک کیلومتر و طول حدود دو کیلومتر باشد، ۵۹ شهید و ۲۲۹ مجروح دادیم تا جلوی مجاهدین خلق را بگیریم. البته هوانیروز و سایر یگان‌ها هم نقش مهمی داشتند.</p>
<p>نکته مهمی که لازم است در مورد این چهل‌وچهار ساعت ایستادگی تیپ ۱۲ قائم (عج) بگویم این است که نیرو‌های ما با حدود بیست تک دشمن، توأم با حجم آتش سنگین مواجه شدند و این عملیات مثل عملیات‌هایی نبود که عراقی‌ها انجام می‌دادند که در صورت شکست، عقب می‌نشستند.</p>
<p>مجاهدین خلق مجبور بودند و اراده کرده بودند که از آن خاکریز عبور کنند؛ بنابراین بار‌ها به خاکریز زدند. چند بار هم خواستند با گرفتن ارتفاع، امنیت خاکریز را مختل کنند و در نهایت از آن بگذرند؛ اما به حول و قوه الهی اراده رزمندگان تیپ بر اراده مجاهدین خلق فائق آمد.</p>
<h3>مسعود و مریم ما را توی آتش فرستادن!</h3>
<p>شب اول، با کد و رمز صحبت می‌کردند. خیلی اشتلم (لاف) می‌زدند. آدم می‌ترسید. چند ضربه اساسی که خوردند، دیگر ناامید شدند و کد و رمز را کنار گذاشتند و به‌طور آشکار می‌گفتند: چرا مهمات به ما نمی‌رسونید؟ اگه مهمات به ما برسونید، می‌تونیم از موانع عبور کنیم. چرا برای ما غذا نمی‌فرستید؟ چرا مجروحان ما رو نمی‌برید؟ آرام‌آرام، ناله‌هایشان شروع شد و در ادامه به توهین و بدوبیراه رسید! وقتی بچه‌ها متوجه شدند که آنها در حالت بدی قرارگرفته‌اند، شارژ شدند و بیشتر تلاش کردند.</p>
<p>بعد از ضربه‌های اساسی که مجاهدین خلق خوردند و سازمان رزمشان فرو پاشید، بدترین اهانت‌ها ر ا به همدیگر می‌کردند و به فرماندهانشان فحش و ناسزا می‌دادند. آنها با عجز و ناتوانی می‌گفتند: همه نیرو‌های ما کشته و زخمی شدند. دیگه مهمات نداریم؛ مهمات تموم شده. مسعود و مریم ما را توی آتش فرستادن. یکی دیگر می‌گفت: الان بحث سیاسی نکن، الان وقت جنگه!</p>
<p>مرحله دوم، طراحی و اجرای عملیات مرصاد بود. طبق عملیاتی که قرارگاه طراحی کرد، قرار بود سایر یگان‌ها در قالب قرارگاه‌های دیگر به‌وسیله هلی برن، پشت مجاهدین خلق فرود بیایند و با بستن مسیر فرار آنها، مسیر را پاک‌سازی و آنها ر ا تا مرز‌های بین‌المللی تعقیب کنند.</p>
<p>بعدازاینکه قرارگاه مأموریت را ابلاغ کرد، در شامگاه روز پنجم مردادماه، در قرارگاه تاکتیکی تیپ جلسه‌ای گذاشتیم و مسئولان رده‌ها را به طرح عملیات و چگونگی اجرای آن و وظیفه هر رده توجیه کردیم.</p>
<p>قرار بود تیپ ما با چند یگان دیگر در همین مکان آماده عملیات باشند که بعد از بسته شدن عقبه دشمن، اگر قصد داشت فشار بیاورد، مقابلش بایستیم. مسئولیت تیپ همچنان حفظ جاده و اجرای عملیات در آن بود.</p>
<p>عملیات مرصاد تقریباً از غروب روز پنجم مرداد شروع شد. مجاهدین خلق تا نزدیک صبح، در دشت حسن‌آباد مستقر بودند. نیمه‌های شب، به آنها هجوم برده شد. از آغاز روشنایی روز ششم مرداد، جنگنده‌های ارتش عراق برای کمک به مجاهدین خلق، مدام تنگه چهار زبر و دشت حسن‌آباد را بمباران می‌کردند.</p>
<p>حدود یک و نیم کیلومتر از مسیر جاده با تجهیزات سوخته شده و ستون ماشین‌های مجاهدین خلق کاملاً مسدود شده بود. چند دستگاه بلدوزر برای پاک‌سازی جاده آمدند تا مسیر را باز کنند. مجاهدین خلق یک کامیون پر از سلاح آر. پی. جی را هم آورده بودند. با خودم گفتم خدایا! قرار بود این سلاح‌ها علیه کدام شهر‌ها و مراکز و مردم استفاده شود. مجاهدین خلق تا آخرین فشنگ جنگیدند.</p>
<p>با ضربه کاری و نهایی عملیات مرصاد، ارتش به‌اصطلاح آزادی‌بخش مجاهدین خلق متلاشی شد و عده‌ای از بازمانده‌های آنها دستگیر شدند و تعدادی هم به سمت عراق فرار کردند.</p>
<p>در این عملیات، ۴ تن از نیرو‌های شاخص ما به همراه ۵۵ تن دیگر از رزمندگان تیپ جان‌عزیزشان را دادند. همچنین بیشتر از ۲۲۰ تن هم مجروح و جانباز شدند تا دشمن نتواند از سد خاکریز تیپ در چهارزبر عبور کند&#8230; این مهم‌ترین نتیجه افتخار و غنیمت برای ما بود.</p>
<p>خبرگزاری دفاع مقدس</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65900">بر باد رفتن رویای سه‌ روزه فتح تهران توسط مجاهدین خلق در ۴۴ ساعت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65900/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازخوانی عملیات مرصاد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65902</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65902#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 07:21:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65902</guid>

					<description><![CDATA[<p>عملیات مرصاد در مرداد ۱۳۶۷ علاوه بر اینکه رویدادی مهم در جنگ تحمیلی ۸ ساله رژیم بعث عراق علیه ایران و برگی مهم از تاریخ کشور است، نقطه عطفی در تاریخ مبارزه و مقابله ایران با تروریسم نیز محسوب می‌شود. بازخوانی این عملیات نقش برجسته و قابل توجهی در درک و فهم مبارزه توقف‌ناپذیر ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65902">بازخوانی عملیات مرصاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عملیات مرصاد در مرداد ۱۳۶۷ علاوه بر اینکه رویدادی مهم در جنگ تحمیلی ۸ ساله رژیم بعث عراق علیه ایران و برگی مهم از تاریخ کشور است، نقطه عطفی در تاریخ مبارزه و مقابله ایران با تروریسم نیز محسوب می‌شود.</p>
<p>بازخوانی این عملیات نقش برجسته و قابل توجهی در درک و فهم مبارزه توقف‌ناپذیر ایران با تروریسم در شکل‌های مختلف تروریسم ابزاری، تروریسم بین‌المللی، تروریسم سازمان‌یافته، &#8230; دارد.</p>
<h3>عملیات مرصاد؛ تبدیل توهم تصرف تهران به کابوس هولناک</h3>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق پس از ناکامی در رویکرد‌های تقابلی خود با اراده مردم ایران، برای رسیدن به توهم‌های جاه‌طلبانه خود به عراق رفت تا با همدستی با رژیم بعث این کشور توهم‌های خود را جامه عمل بپوشاند؛ غافل از اینکه این اقدام گام‌هایش را در مسیر تباهی و نابودی تسریع و تسهیل می‌کند.</p>
<p>ایستادن مجاهدین خلق در کنار رژیم بعث عراق در مقابل ایران در جریان جنگ تحمیلی، سبب شد تا این گروه به واحد اطلاعاتی و عملیاتی ارتش صدام تبدیل شود.</p>
<p>شکست مفتضحانه گروه تروریستی مجاهدین خلق در عملیات موسوم به آفتاب در نیمه‌شب هفتم فروردین ۱۳۶۷ در مرز‌های جنوبی کشور و عملیات موسوم به چلچراغ در ساعت ۱۲ شب ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ در غرب کشور، سران این گروه را برای ابراز وجود و تضمین حمایت پشتیبانان غربی به سیاه‌چاله نابودی انداخت.</p>
<p>البته اشتباه محاسباتی سران گروه تروریستی مجاهدین خلق از اقدام ایران در پذیرش قطعنامه ۵۹۸، آن‌ها را به سمت اجرای عملیات موسوم به فروغ جاویدان سوق داد؛ عملیاتی که پایه در خطای محاسباتی داشت و در تنگه مرصاد با مقاومت نیرو‌های ایرانی و دفاع شجاعانه مردم ایران مواجه شد.</p>
<p>مجاهدین خلق در جنایت آشکاری که در روزهای آغازین مرداد ۱۳۶۷ علیه کشور و مردم ایران رقم زدند، جنگ خود را از مرز‌های میدان نبرد فراتر برده و دست به کشتار وسیع مردم شهر‌های مختلف منطقه درگیری زدند.</p>
<p>آن‌ها به شهر اسلام‌آباد غرب حمله کرده و وارد بیمارستان شدند؛ مجروحان و حتی مردم عادی بی‌دفاع را در وسط بیمارستان جمع کرده و به فجیع‌ترین شکل ممکن به شهادت رساندند؛ مردم بی‌گناه روستا‌ها و شهر‌ها نیز قربانیان این ترور کور شدند.</p>
<p>آنچه مجاهدین خلق در این عملیات انجام دادند، نقض اصول حقوق بشر و بشردوستانه برای تحقق توهم جاه‌طلبانه و سودا‌های جنگ‌افروزانه سران گروه بود.</p>
<p>عملیات مرصاد نام عملیاتی است که در روز‌های چهارم تا هشتم مرداد ۱۳۶۷ برای مقابله با اقدام خیانت‌کارانه و جنایت‌کارانه گروه تروریستی مجاهدین خلق در تنگه مرصاد (به معنای کمین‌گاه) اجرا شد؛ در نهایت تنگه چهارزبر در ۴۴ کیلومتری غرب کرمانشاه، محل اصلی دفع عملیات مجاهدین خلق شد؛ این تنگه، پس از عملیات یادشده به یادمان &#8220;مرصاد&#8221; تغییر نام یافت.</p>
<p>عملیات مرصاد آخرین عملیات رسمی دفاع ۸ ساله ایران در مقابل تهاجم رژیم بعث عراق به کشور است.</p>
<h3>درس عبرتی برای همیشه</h3>
<p>عملیات مرصاد با آن موفقیت چشم‌گیر، ضربه‌ای محکم و کوبنده به گروه تروریستی مجاهدین خلق در ابعاد مختلف نظامی و تبلیغاتی بود.</p>
<p>این عملیات پایانی بر توهم‌های خطرناک و تروریستی مجاهدین خلق بود که پس از سقوط از پرتگاه سیاسی با دست زدن به اقدام‌های ضدانسانی در مسیر افول اخلاقی با سرعت پیش می‌رفت.</p>
<p>در عین حال، مرصاد سبب شد تا این گروه شاهد ریزش داخلی و تشدید اختلاف‌های درونی منجر به تضعیف بیشتر خود شود.</p>
<p>عملیات مرصاد به‌عنوان پاسخی به عملیات متوهمانه فروغ جاویدان، نقاب را به‌صورت کامل از چهره مجاهدین خلق برداشته و ماهیت و ذات آن‌ها را برای افکار عمومی جهان نیز آشکارتر کرد.</p>
<h3>مرصاد؛ کمین‌گاهی برای تروریسم ابزاری و بین‌المللی</h3>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق پس از پناه گرفتن در آغوش رژیم بعث عراق، تیغه تیز رویکرد‌های تروریستی خود علیه مردم و کشور ایران را تحت حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم کشور‌های غربی تیز‌تر کرد.</p>
<p>بیش از ۵۰ سناتور آمریکایی در سی‌اُم خرداد ۱۳۶۷ در نامه‌ای به وزیر خارجه وقت این کشور، خواستار استفاده حداکثری از گروه تروریستی مجاهدین خلق شدند؛ این روند تا جایی پیش رفت که مروین دایملی، سناتوری که این نامه را امضا کرده بود در ۶ تیر ۱۳۶۷ در تجمع مجاهدین خلق در واشنگتن به آن‌ها تاکید کرد که دست از تلاش نکشند و ناامید نشوند.</p>
<p>مجاهدین خلق که پیش از این مزدوری خود را به ازای پاداشی اندکی از دشمنان ایران ثابت کرده بودند، در این شرایط به ابزاری برای اجرای اقدام‌های تروریستی علیه کشور و مردم ایران تبدیل شدند؛ ضمن اینکه کشور‌های غربی با حمایت از این روند، جلوه‌ای جدید از تروریسم بین‌المللی را رقم زدند.</p>
<p>یکی از موضوع‌هایی که بر اهمیت عملیات مرصاد می‌افزاید، حمایت خارجی و به‌ویژه حمایت‌های اروپا و آمریکا از آن بود؛ عملیات مرصاد بزنگاه تاریخی بود که در آن واقعیت ادعا‌های حقوق بشری داعیه‌داران غربی آشکار شد.</p>
<p>این عملیات سندی مهم از مواجهه و مقابله و مبارزه دائم و خدشه‌ناپذیر ایران با تروریسم بین‌المللی است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65902">بازخوانی عملیات مرصاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65902/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فروغ جاویدان؛ عملیاتی که رجوی در هپروت برنامه ریزی کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65912</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65912#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 05:50:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65912</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی بعد از قبول آتش بس از طرف ایران دست به کار جنون آمیزی زد. او می دانست که دیگر در عراق جایی ندارد و خواست با این کار به قدرت برسد و حکومت ایران را سرنگون کند. ولی او ناتوان از درک شرایط و موقعیت جامعه ایران بود. او که هرگز حاضر نبود شکست [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65912">فروغ جاویدان؛ عملیاتی که رجوی در هپروت برنامه ریزی کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رجوی بعد از قبول آتش بس از طرف ایران دست به کار جنون آمیزی زد. او می دانست که دیگر در عراق جایی ندارد و خواست با این کار به قدرت برسد و حکومت ایران را سرنگون کند. ولی او ناتوان از درک شرایط و موقعیت جامعه ایران بود. او که هرگز حاضر نبود شکست را قبول کند و بعد از آتش بس باید پاسخگو می بود که چرا به عراق آمده و با دشمن مردم ایران پیمان دوستی بسته است و اینکه باید با سرافکندگی عراق را ترک کند خواست دست به کاری بزرگ بزند. او با دشمن مردم ایران صدام صحبت کرد و اجازه خواست که قبول آتش بس را یک هفته عقب بیندازد و گفت که طی این یک هفته او می تواند با نیروهایش به تهران برسد کاری که خود رجوی در نشست توجیه عملیات می گفت کاری که ما می کنیم یک ابرقدرت هم نمی تواند انجام بدهد و ما با این اقدام جهان را شگفت زده خواهیم کرد!</p>
<p>رجوی که در هپروت خودش سیر می کرد حتی در نشست توجیهی وقتی فردی اعتراض داشت که فضای ایران آن گونه که می گویید نیست و هنوز مردم طرفدار حکومت هستند و نمی توان این گونه حکومت را سرنگون کرد، با شیادی و حقه بازی به خاطر اینکه اعضای سازمان را فریب بدهد عنوان داشت خبرهایی که ما داریم اوضاع بسیار فرق کرده است و اکنون فضا برای رفتن ما مناسب است .<br />
رجوی با کشاندن افراد زیادی از کشورهای مختلف و دادن آموزش مختصر در حد شلیک یک خشاب و یا بعضا حتی وقت این کار را هم نداشتند، به جنگ فرستاد. آنان سرمست از دروغ هایی که از رجوی شنیده بودند فکر می کردند به ایران باز خواهند گشت ولی متاسفانه خیلی از آنان حتی بدون اینکه اسمی از آنان باقی مانده باشد کشته شدند.</p>
<p>رجوی در نشست توجیهی عملیات چنان با آب و تاب صحبت می کرد که اعضا که دیگر از ماندن در عراق خسته شده بودند فکر می کردند این آخرین عملیات خواهد بود و دیگر رنگ عراق را نخواهند دید! بعد از یک هفته وارد عملیات شدیم و در روز آخر رجوی با ژستی که جلوی نیروها گرفته بود انگار برای فتح بزرگی راهی هستند تا اینکه نیروها توسط مریم رجوی دستور حمله و پیشروی را دریافت کردند. قسمت ما که فرمانده اش مهین رضایی بود در قسمت عقب بقیه نیروها حرکت می کردیم و نیروها بر اساس شهرهای مختلفی که قرار بود تسخیر کنند قرار گرفته بودند و دستور لشکر ما فتح تهران بود و به همین خاطر در پشت بقیه نیروها حرکت می کردیم.</p>
<p>ما بدون هیچ گونه درگیری وارد شهر کرند و اسلام آباد شدیم و در سه راهی ملاوی بعلت راه بندان چندین ساعت معطل شدیم و نیروها انگار به پیک نیک آمده باشند، بعد از چندین ساعت معطلی بالاخره به بالای گردنه سیاخور رسیدیم و اولین درگیری ها شروع شد و بعد از روشن شدن هوا به سمت کرمانشاه حرکت کردیم ولی به محض نزدیک شدن به تنگه درگیری شروع شد و این نقطه ای بود که ارتش رجوی زمین گیر شد و دیگر قدرت حرکت و پیشروی نداشت. بعد از چندین ساعت از ناحیه شکم زخمی شدم و با کمک تحت مسئولم به زیر پل حسن آباد آورده شدم. وقتی اوضاع را دیدم همان لحظه به ذهنم زد که دیگر کار تمام است و باید فکر رفتن به تهران و گرفتنش را به گور برد. بعد از چندین ساعت تعداد زیادی از زخمی ها را به فرمانداری شهر اسلام آباد آوردند. تعداد زیاد بود و کسی نمی توانست به آنان کمک کند. چیزی که مریم رجوی در مورد زخمی ها می گفت که ما در همه جاها دکتر و امداد داریم خبری نبود و صدای ناله ها فضا را پر کرده بود. در نهایت تصمیم گرفته شد تعدادی از مجروحین توسط کامیون به شهر کرند فرستاده شوند و مثلا در آنجا که بیمارستان صحرایی دارند مداوا شوند. من نیز همراه این اکیپ رفتم و از آنجایی که روز اول جنگ بود هنوز جاده توسط نیروهای حکومتی تحت کنترل قرار نگرفته بود و به همین خاطر به کرند و بعد سرپل ذهاب رفتیم ولی خبری از بیمارستانی که مریم رجوی قول داده بود، نبود. بیماران همه عصبانی بودند و با هزار گرفتاری با کمک ارتش صدام به بیمارستانی در بغداد منتقل شدیم. همه طبقات را خالی کرده و فقط زخمی های سازمان بودند با کمال پررویی مسئولین به ما می گفتند نیروها از شهر همدان هم عبور کردند و به سمت تهران در حال پیشروی هستند ولی دروغی بیش نبود.</p>
<p>روز بعد وقتی بعد از عمل جراحی به هوش آمدم متوجه اخباری شدم که برایم بسیار شوکه کننده بود! خبر رسید که به دستور رجوی همه نیروها باید عقب نشینی کنند و دوباره به اشرف برگردند البته در این عقب نشینی که بدون هیچ قانون نظامی بود تعداد زیادی کشته شدند و در نهایت تعدادی به اشرف آمدند.</p>
<p>وقتی به اشرف برگشتم بعد از چند ماه بستری شدن متوجه شدم که همه نیروهای سازمان دل و دماغی برای کار ندارند و انگار کمر همه شکسته بود ولی رجوی با حقه بازی بخاطر اینکه شکست را قبول نکند عنوان داشت که نیروها برای عبور از تنگه مشکل داشتند و آن هم مشکل ذهنی مبنی بر اینکه هر کس در ذهنش کسی را برای خود داشته بطور مثال متاهلین به فکر زن و بچه و .. و مجردین در ذهنشان کسی را داشتند که این کار باعث شد نیروها تمام توان خود را نگذاشته و به همین خاطر نتوانستیم از تنگه عبور کنیم. این نقطه شروعی بود که باید همه افراد از آن عبور می کردند تعدادی از مسئولین که همیشه کاسه گدایی به دست داشتند حرفهای رجوی را تایید کردند تا این گونه روی خطاهای رجوی را بپوشانند.</p>
<p>رجوی برای فرار از قبول شکست و برای نگهداشتن نیروها در عراق عنوان داشت که عملیات فروغ جاویدان بیمه نامه ما برای ماندن در عراق بود و اثرات این عملیات بعد از شش ماه در دستگاه حکومتی ایران دیده خواهد شد و این عملیات اثرات خودش را گذاشته و شاهد سرنگونی حکومت خواهیم بود ولی اکنون بعد از گذشت 37 سال هنوز رجوی خواب سرنگونی می بیند و فکر می کند می تواند به سرنگونی خیالی خود دست یابد.</p>
<p>این اشتباه عملیاتی و تاکتیکی غلط رجوی باعث سوختن سازمان شد چون بعد از این شکست دیگر نتوانست کمر صاف کند و هر روز در باتلاق دروغی دیگر فرو می رود. هر سال چیزی را برای فریبکاری تولید و به خورد نیروها می دهد و با پایان سال باز دروغی دیگر و این نیروهای مفلوک هستند که باید عمرشان را به تباهی بگذرانند و اکنون باز شاهدیم که رجوی همچنان بر طبل توخالی عملیات فروغ جاویدان می کوبد و چنان بزرگش می کند که انگار به پیروزی بزرگی دست یافته است در حالی که این عملیات کمر سازمان را شکست.<br />
البته برای رجوی این گونه شکست ها می تواند یک پیروزی باشد چون با این شیوه نیروها را نزد خود نگهداشته و از آنان سوء استفاده نموده تا نزد اربابان خود پول بیشتری بگیرد چون هر چقدر نیروی بیشتری داشته باشد می تواند قیمتش را هم بالاتر ببرد.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65912">فروغ جاویدان؛ عملیاتی که رجوی در هپروت برنامه ریزی کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65912/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از فروغ جاویدان تا غروب جاویدان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65911</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65911#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jul 2025 03:51:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65911</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یکی دیگر از سالگردهای عملیات &#8221; فروغ جاویدان &#8221; هستیم. هر ساله رجوی برای پوشاندن این جنایت جنگی خودش تلاش میکند با ایجاد برخی برنامه ها و سخنرانی و مراسم های اجتماعی و نظامی این روزها را گرامی بدارد. هدف رجوی از این همه ولخرجی ها چیست؟ پاسخ بسیار روشن است، رجوی خودش میداند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65911">از فروغ جاویدان تا غروب جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در یکی دیگر از سالگردهای عملیات &#8221; فروغ جاویدان &#8221; هستیم. هر ساله رجوی برای پوشاندن این جنایت جنگی خودش تلاش میکند با ایجاد برخی برنامه ها و سخنرانی و مراسم های اجتماعی و نظامی این روزها را گرامی بدارد. هدف رجوی از این همه ولخرجی ها چیست؟</p>
<p>پاسخ بسیار روشن است، رجوی خودش میداند که چه افتضاحی را به بار آورده، بچه های مردم را به کشتن داد، انبوهی زخمی و مجروح و مفقود بر جای گذاشت، چرا ؟ چونکه میخواست به حاکمیت برسد!</p>
<p>رجوی برای رسیدن به قدرت از هیچ رذالتی کوتاهی نکرده و نمیکند، حس عجیبی در این بشر وجود دارد، برای اینکه به هر قیمتی شده هر کاری را بکند تا به قدرت برسد. یک نوع سادیسم ، یک نوع مالیخولیای روانی، یک نوع ضد انسانیت در تمام وجود او نقش بسته است تا به هر ترتیبی که می شود ولو برای چند روز به حاکمیت برسد! به همین خاطر هم بود که در یک نقطه تاریخی دست به یک حماقت تاریخی زد و نیروهایش را بسیج کرد تا به داخل خاک ایران تعرض کرده و به خیال خام خودش در عرض یکی دو روز همه چیز را تمام کرده و به راحتی به خاک ایران نفوذ کند و قدرت را در چنگال های خونین خودش بگیرد.</p>
<p>اما چرا رجوی این شکست خود را گرامی میدارد و هر ساله برای آن خیمه شب بازی راه می اندازد؟ دلیل این همه جست و خیزهای وحشت آلود برای این است که افکار عمومی پی به ماهیت این ماجرا نبرند، افکار عمومی چه در ایران و چه در هر جای جهان این موضوع را نقد نکنند، نگویند که چرا رجوی برغم آتش بسی که میان دو کشور قرار بود اجرا شود وارد شده و جوانان یک کشور را با توطئه و نقشه به کشتارگاه فرستاد؟!</p>
<p>براستی مسعود رجوی و مریم رجوی و سایر سران سازمان مجاهدین خلق باید برای این جنایتشان حساب پس بدهند. تمام اینهایی که عرض کردم قسمت مربوط به داخل تشکیلات است، آنطرف قضیه مردم ایران بودند که بالغ بر هفتاد هزار کشته و شهید دادند تا جلوی این طرح شیطانی را بگیرند. انبوهی خسارت ها وارد شد، انبوهی جان ها فدا شد، هزینه های سنگینی بر دوش تک تک هموطنان افتاد که شاید برخی نتوانستند تا همین الان هم از زیر بارش شانه خالی کنند.</p>
<p>وقتی میگوییم فرقه رجوی، تشکیل شده است از ماشین کشتار جمعی دروغ نگفته ایم. چون همیشه رجوی به دنبال خونریزی و کشتار بوده است.</p>
<p>به امید روزی که وجدان های بیدار جهانی و بین المللی، رجوی و سران جنایتکارش را به پای میز محاکمه بکشند و بخاطر آن جنایت و کشتار جمعی که منجر به کشته شدن بیش از هفتاد هزار نفر از طرف مردم ایران و کشته شدن بیش از هزار و چهارصد نفر ایرانی فریب خورده شد، محاکمه کنند.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65911">از فروغ جاویدان تا غروب جاویدان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65911/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ریزش شدید نیرو &#124; معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65887</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65887#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jul 2025 07:04:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65887</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از معضلاتی که رجوی پس از شکست سنگین در عملیات فروغ جاویدان ( مرصاد) با آن مواجه شد، درخواست جدایی و ریزش شدید نیرو بود. گفته می شد حدود هزار نفر در آن مقطع از تشکیلات مجاهدین خلق جدا شدند. این آمار در بین اعضا پیچیده بود و تاثیر منفی در وضعیت تشکیلاتی افراد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65887">ریزش شدید نیرو | معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از معضلاتی که رجوی پس از شکست سنگین در عملیات فروغ جاویدان ( مرصاد) با آن مواجه شد، درخواست جدایی و ریزش شدید نیرو بود. گفته می شد حدود هزار نفر در آن مقطع از تشکیلات مجاهدین خلق جدا شدند. این آمار در بین اعضا پیچیده بود و تاثیر منفی در وضعیت تشکیلاتی افراد می گذاشت و خودش باعث درخواست جدایی بیشتر می شد. این موضوع آنقدر جدی شده بود که رجوی برای مهار آن در یک نشست عمومی نسبت به این خبر واکنش نشان داد و گفت &#8220;آمار هزار جداشده حرف رژیم است.&#8221; (نقل به مضمون) به این ترتیب او با چسباندن این خبر به جمهوری اسلامی، به نوعی افراد را تهدید می کرد که اگر به انتشار این خبر ادامه بدهند به عنوان کسی که خط جمهوری اسلامی را اجرا می کند با او برخورد خواهد شد.</p>
<p>یکی از عوامل مهم مسئله داری شکست سنگین در عملیات فروغ و ضربات کمرشکنی بود که مجاهدین خلق در آن عملیات خورده بودند. تلفات سنگین در عملیات فروغ موجب شده بود که تعداد زیادی از اعضای متاهل بیوه بشوند. بسیاری از این بیوه ها با یادآوری خاطره همسران شان در غم و ماتم بودند. یادم هست در یکی از روزها که برای خوردن میان وعده به سالن مقرمان رفته بودم، دیدم تعداد زیادی از بچه ها پیرامون همسر مسعود عدل (یکی از مسئولین بالای تشکیلات که در عملیات فروغ کشته شده بود) جمع شدند و او در حالی که به شدت اشک می ریخت از خاطرات همسرش برای آنها و از دلتنگی ها و ناراحتی های دختر کوچکش بابت از دست دادن پدر صحبت می کرد. همه غمگین بودند و فضا بسیار سنگین بود. غم و اندوه این بیوه ها بدلیل از دست دادن همسران شان توان کاری بسیاری از آنان را گرفته بود.</p>
<p>این نمونه و نمونه های مانند آن باعث می شد که موضوع شکست در عملیات در اذهان بیشتر برجسته شود. هر چه افراد درباره شکست سنگین در عملیات بیشتر فکر می کردند بیشتر به این نتیجه می رسیدند که انجام این عملیات یک کار جنون آمیز بود. وقتی هم فردی به این نقطه می رسید در ادامه به بن بست استراتژیک مجاهدین خلق و سپس به بی نتیجه بودن ماندن در عراق فکر می کرد که همه اینها او را به سمت مسئله داری و جداشدن از تشکیلات سوق می داد.</p>
<p>رجوی برای جلوگیری از گسترش این فضا در ابتدا تلاش نمود تا با نشست این معضل را جمع کند. او در این نشست ها خطاب به این دسته از افراد که همسران خود را از دست داده بودند می گفت بایستی خاطره همسران کشته شده خود را فراموش کنند. رجوی خطاب به آنها می گفت &#8220;این ننه من غریبم و این شهید بازی ها را کنار بگذارید. مگر این ها مال شما بودند که غصه می خورید. این ها در راه من شهید شدند و مال من بودند.&#8221; (نقل به مضمون) این نوع برخورد رجوی عموماً مشکلی از این افراد حل نمی کرد بلکه باعث ایجاد فشار روحی بیشتر برای این افراد می شد.</p>
<p>پس از آن که رجوی متوجه شد نشست مشکلی از این افراد بیوه حل نمی کند به فکر ترفند افتاد. هدف رجوی این بود که مانع از فکر کردن بیوه ها به همسران قبلی خود و لاجرم به نتایج وحشتناک عملیات فروغ بشود. رجوی می خواست کاری کند که این افراد به خاطرات همسران کشته شده خود کمتر فکر کرده و در جمع نیز در اینباره کمتر صحبت کنند تا بقیه هم درباره شکست سنگین مرصاد و مسبب اصلی این شکست و بن بستی که کل تشکیلات در آن فرار گرفته بود کمتر فکر کنند.</p>
<h3>ازدواج مجدد ترفند جدید رجوی</h3>
<p>هنوز چند ماه از شکست عملیات فروغ نگذشته بود که موج ازدواج در تشکیلات مجاهدین راه افتاد. موج اول مربوط به بیوه ها بود. در گام بعدی رجوی مسئولین سازمان که مجرد بودند را نیز به سمت ازدواج برد تا به خیال خود آنها را با متاهل کردن به ماندن در سازمان ترغیب نماید و مانع جدایی احتمالی آنان بشود. در این مرحله مسئولینی که همسران شان کشته شده یا از سازمان جدا شدند نیز باید ازدواج می کردند. ابراهیم ذاکری، سوسن علوی طالقانی، مهدی افتخاری و محبوبه جمشیدی از جمله مسئولینی بودند که در سال 1368 ازدواج کردند.</p>
<p>یکی از کسانی که در آن زمان به وی پیشنهاد ازدواج با یکی از زنان بیوه داده شد در اینباره چنین نوشت است:</p>
<p>&#8220;یک روز معاون فرمانده لشکر به نام نادر افشار (بیژن) مرا صدا زد و گفت که با من کار دارد و من به اطاقش رفتم. نخست او از وضعیت سازمان و این که اکنون در چه وضعیتی است حرف زد و بعد بحث را به حضور زنانی که شوهرانشان در عملیات کشته شده اند برد و کلی هندوانه زیر بغلم گذاشت و به تعریف و تمجید از من پرداخت. ابتدا خودم شوکه شدم که جریان چیست که سازمان به فکر تعریف کردن از من افتاده زیرا هرگز ندیده بودم که سازمان از کسی و عملکردش تعریف کند. معاون فرمانده لشکر در نهایت به من گفت که سازمان تشخیص داده که اکنون شما به لحاظ ایدئولوژیک به مرحله ای رسیده اید که می توانید مسئولیت یک نفر دیگر را هم قبول کنید و به همین دلیل شما باید با زنی که سازمان به شما معرفی می کند ازدواج نمایید. در ضمن این زن یک فرزند کوچک دارد، اگر راضی هستی می توانی نظرت را بگویی و بعد عکس زنی را به من نشان داد. من همان جا به وی گفتم: &#8220;این که سازمان در مورد من این گونه فکر می کند جای شکر دارد که می توانم بگویم مسئولیتم را به نحو احسن انجام می دهم ولی اکنون نمی خواهم ازدواج کنم. مسئول مربوطه گفت اصلاً مهم نیست که شما در چه وضعیتی قرار دارید، برای سازمان این مهم است که شما مشکلی را حل کنید، اکنون که توان آن را دارید این کار را انجام دهید. وقتی با عدم رضایت من با مسأله ازدواج مواجه شد گفت برو و تا دو روز فکرت را بکن، بعد با تو صبحت خواهم کرد. نادر افشار بعد از دو روز مرا به دفترش فرا خواند. ابتدا قدری توضیح داد و گفت امیدوارم تصمیم خودت را برای ازدواج گرفته باشی چون برای سازمان خیلی مهم است که تو هم باری از روی دوش سازمان برداری و انتظار دارم جوابت مثبت باشد. پاسخ دادم من دو روز قبل هم گفتم که تصمیمی برای ازدواج ندارم چون اکنون بیمار هستم در ضمن برای ازدواج کردن به سازمان نیامده ام و جوابم منفی است. مسئول مربوطه گفت بهتر نیست در این باره بیشتر فکر کنی و بعد جوابت را بدهی؟ من گفتم دیگر نمی خواهم در این باره فکر کنم چون جوابم نه می باشد. بعد از جواب من، طرز برخوردهای وی عوض شد و مانند چند دقیقه پیش نبود. من اتاقش را ترک کردم و دنبال کارم رفتم.&#8221;</p>
<p>در گام آخر رجوی مردانی که از نظر تشکیلاتی در حد مسئولین نبودند اما مُسن و مجرد بودند را نیز سر سفره عقد برد.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65887">ریزش شدید نیرو | معضل رجوی بعد از شکست در عملیات فروغ جاویدان &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65887/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دم فروغی ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65889</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65889#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jul 2025 05:20:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و تراژدی فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65889</guid>

					<description><![CDATA[<p>روزهای گرم و داغ 3 تا 7 مرداد ماه عراق فرا رسیده بود. قرارگاه اشرف آبستن حادثه ای بود که هیچ کس از اعضا نمی توانست پایان آن را پیش بینی کند. مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق بر خلاف تصورش از برقراری آتش بس میان ایران و عراق شوکه و کیش و مات شده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65889">دم فروغی ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روزهای گرم و داغ 3 تا 7 مرداد ماه عراق فرا رسیده بود. قرارگاه اشرف آبستن حادثه ای بود که هیچ کس از اعضا نمی توانست پایان آن را پیش بینی کند. مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق بر خلاف تصورش از برقراری آتش بس میان ایران و عراق شوکه و کیش و مات شده بود. در یک لحظه احساس کرد بدنبال این آتش بس و صلح احتمالی دیگر جایی در عراق نخواهد داشت! وی سالها قبل با بحث صلیب این احتمال را داده بود که بین دولت های ایران و عراق وجه المصالحه قرار گیرد. گویی اکنون لحظه اش فرا رسیده بود. رجوی در یک حماقت محض نظامی با جمع آوری 6 هزار نیرو از کشورهای اروپایی و اعضای مستقر در قرارگاه اشرف آنها را به جبهه یک جنگ نابرابر با جمهوری اسلامی که فکر می کرد بخاطر پذیرش آتش بس در نقطه ضعف مطلق قرار گرفته و در شرایط سرنگونی است فرستاد.</p>
<p>البته هم خود رجوی و هم مسئولین دولت وقت عراق و بخصوص فرماندهان عالیرتبه ارتش صدام به صراحت می دانستند که این عملیات به شکست خواهد انجامید ولی برای خلاصی از شر رجوی که از نقطه پذیرش آتش بس دیگر مهره سوخته و مزاحمی بیش نبود به رجوی اجازه انجام عملیات را دادند با این استدلال که در صحنه جنگ موجودیت خود را از دست خواهد داد. در جریان ماجراجویی ابلهانه رجوی آنچه هر وجدان آگاه و هر ضمیر انسانی را بشدت آزار می داد و می دهد و علیرغم گذشته سالها از این جنایت صحنه ها و خاطرات آن در ذهن اعضایی که در روزهای 4 تا 7 مرداد در مرحله شروع تا پایان و شکست آن عملیات در صحنه حاضر بودند فراموش نمیشود، سرگذشت دردناک دم فروغی ها است.</p>
<p>در فرهنگ و ادبیات اعضای مجاهدین خلق <strong>دم فروغی</strong> به اعضایی گفته میشود که چند روز قبل از شروع ماجراجویی احمقانه رجوی موسوم به فروغ جاویدان از کشورهای اروپایی به اشرف و برای شرکت در عملیات فرا خوانده شده بودند. یک هفته قبل از شروع عملیات اعضا شاهد ورود نفراتی به قرارگاه اشرف بودند که تا قبل از آن برایشان ناشناخته بودند. چهره های سرخ و سفید و آفتاب نسوخته، لباس های شیک و اتو کشیده شخصی و کلام فارسی شکسته آنها در اولین دیدار اذهان تمامی نیروهایی که سالیان در عراق و پادگان اشرف زندگی می کردند را بخود جلب می کرد. این افراد کوچک ترین آشنایی با سلاح و مقوله نظامی نداشتند. برخی بیش از 30 سال بود که در کشورهای اروپایی و کانادا زندگی می کردند.به فرودگاه بغداد که به اتفاق همکاران بخش اعزام مجاهدین خلق برای تحویل گیری و اعزام آنها به پادگان اشرف رفته بودم در نهایت تعجب متوجه ساک های بزرگی شدم که مملو از اسباب بازی و عروسک های زیبا مخصوص کودکان بود. گویی نمی دانستند که آنها برای انجام یک عملیات نظامی به عراق آمده اند. در مینی بوس به هنگام بازگشت از فرودگاه به پایگاه ازهدی کنجکاویم باعث شد که از نفری که در کنارم نشسته بود سوال کنم. وی در منتهای سادگی و صداقت به من گفت مسئولینی که ما را به عراق اعزام کردند گفتند که ارتش ایران شکست خورده و بکلی متلاشی شده و الان در مرز نیرویی از ارتش و سپاه وجود ندارد و همه به شهرها گریخته اند، کنترل مرز در دست مردم است که منتظر ما هستند!</p>
<p>وی ادامه داد که حتی وقتی به یکی از مسئولین اعزام در انجمن کانادا گفتم تاریخ پاسپورت من رو به اتمام است و در صورت تمایل به بازگشت ممکن است مشکل داشته باشم پاسخ داد، دولت جمهوری دمکراتیک اسلامی که بزودی قدرت را در ایران بدست می گیرد، پاسپورت شما را تمدید خواهد کرد. نگران نباش!</p>
<p>وی برایم توضیح داد در سال 58 یکسال بعد از پیروزی انقلاب برای ادامه تحصیل به کشور کانادا آمده ولی از سال 65 که با مجاهدین خلق آشنا شده دیگر امکان بازگشت به ایران و دیدار با خانواده اش را پیدا نکرده است. با شیطنت و البته بدون اینکه حساس شود در رابطه با انبوه چمدانهایش سوال کردم، با همان باور صادقانه جواب داد ، من سالهاست که بچه های کوچک خانواده را ندیدم و بعد با حسرت و لبخند تلخی که برلب داشت ادامه داد، تعداد زیادی احتمالا خواهر و برادر زاده دارم. گفتم که بعد از سالها دست خالی نروم. با اینکه هنوز هیچ درک و تحلیل درستی از نتیجه عملیات نداشتم و من هم در خوش باوری پیروزی عملیات در نقاطی با او وجه مشترک داشتم ولی دلم برای او به خاطر این میزان از خوش بینی و ساده لوحی سوخت.</p>
<p>روزهای بعد این افراد را در قرارگاه اشرف می دیدم که با لباس نظامی مشغول آموزش کار با سلاح بودند. اعضای قدیمی اشرف می گفتند این بیچاره ها تاکنون کلاش به عمرشان ندیده اند و هنگام کار با کلاش نمی دانستند که موقع شلیک نباید با دست قسمت فلزی سلاح را لمس کنند بخاطر همین دستان بسیاری از آنها تاول زد و سوخت! در ساعات آخر دیگر نفرات جدید الورود حتی فرصت پوشیدن لباس نظامی و آموزش کار با سلاح را هم پیدا نمی کردند و مستقیم از اشرف به خانقین برای پیوستن به ستون های نظامی مجاهدین خلق اعزام می شدند. اما صحنه های دردناک و تراژدی غم انگیز برای دم فروغی ها در صحنه عملیات و در تنگه چهار زبر رقم خورد. جایی که گروه گروه این شور بختان در همان لحظات اول بخاطر عدم آشنایی با فنون و قانونمندی های نظامی کشته شدند. در شب دوم عملیات تعدادی از آنها را با لباس شخصی و در حالیکه که بشدت ترسیده و زیر یک کامیون مهمات از سرما بخود می لرزیدند دیدم، با لباس های شخصی و با پتوهایی که بدور خود پیچیده بودند. در زیر پل قنطره ای نزدیک به تنگه چهار زبر اجساد تعدادی از آنها پراکنده شده بود. چهره یک یک آنها را از لحظه ورود به فرودگاه و شوق و ذوقی که برای دیدار با خانواده هایشان از خود نشان می دادند و ساک های مملو از سوغاتی برای بچه های کوچک فامیل در ذهنم تداعی شد. صحبت های یکی از آنها هنگام بازگشت از فرودگاه در گوشم پیچید که به من گفتند نیروهای نظامی ایران به سمت شهرها گریخته اند و مرزها در دست مردمی است که در انتظار ورود ما لحظه شماری می کنند!</p>
<p>این چنین پرونده دم فروغی ها بسته شد. انسان هایی که در منتهای صداقت و سادگی و عشق دیدار با عزیزانشان فریب رجوی را خوردند و اینک اجساد آنها با دنیایی از امید و آرزو زیر آفتاب سوزان مرداد ماه اطراف چهار زبر پراکنده شده بود. چشم هایشان بسته شد در حالیکه چشمان نگران و باز خانواده هایشان در انتظارشان بود. و بچه های کوچک خانواده که سوغاتی های عمو و یا دایی های خود را انتظار می کشیدند. براستی که رجوی چه پاسخی برای این خانواده ها دارد؟ بی شک او تاوان این جنایت در حق پدران و مادران چشم انتظار را خواهد داد. و لعن و نفرین این خانواده ها و حسرت و آرزوی دم فروغی ها گریبان او را خواهد گرفت.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65889">دم فروغی ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65889/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
