<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کلاهبرداری - انجمن نجات</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/topic/%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/کلاهبرداری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 31 Aug 2024 08:13:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کلاهبرداری - انجمن نجات</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/topic/کلاهبرداری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>رقص زیبای شعله های زندگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61656</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61656?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Aug 2024 08:13:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سید رضا لطیفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61656</guid>

					<description><![CDATA[<p>من در سال 1360 در شهر اهواز و در یک خانواده سنتی و مذهبی به دنیا آمدم. بدلیل موقعیت ضعیف خانوادگی تحصیلاتم را تا مقطع سیکل ادامه دادم. در سال 1379 توسط یکی از نفرات که بعدا مشخص شد از عناصر قاچاق انسان مجاهدین خلق است نامه ای از پدرم بدستم رسید که در آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61656">رقص زیبای شعله های زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من در سال 1360 در شهر اهواز و در یک خانواده سنتی و مذهبی به دنیا آمدم. بدلیل موقعیت ضعیف خانوادگی تحصیلاتم را تا مقطع سیکل ادامه دادم. در سال 1379 توسط یکی از نفرات که بعدا مشخص شد از عناصر قاچاق انسان مجاهدین خلق است نامه ای از پدرم بدستم رسید که در آن تاکید شده بود من در یکی از کشورهای اروپایی هستم و زندگی خوبی دارم، به نفر حامل نامه اعتماد کن و همراه او به نزد من بیا. پدرم یکسال قبل از آن بدلیل بیکاری برای جستجوی کار از ایران خارج شده بود.</p>
<p>من که در آن مقطع 19 سال داشتم و از بیماری تیروئید رنج می بردم با این تصور که با رفتن به خارج کشور می توانم هزینه عمل را تامین کنم به آن شخص اعتماد کردم واز مسیر زمینی بلوچستان از ایران خارج و به پاکستان رفتم و در یکی از هتل های شهر کویته که مجاهدین خلق اجاره کرده بودند، مستقر شدم. در هتل مسئولین این گروه به دیدن من آمدند و همزمان تماس هایی که گفته میشد از طرف پدرم هست با من گرفته شد، در نهایت به من گفتند که پدر شما در عراق است و شما ظرف چند روز آینده به کشور عراق اعزام خواهید شد. من که احساس کردم فریب خورده ام اعتراض کردم و مخالفت خودم را با رفتن به عراق اعلام کردم و گفتم شما به من وعده رفتن به یک کشور اروپایی را داده بودید! وقتی اصرار آنها را دیدم گفتم می خواهم به ایران برگردم.</p>
<p>نیروهای وابسته به مجاهدین خلق در کشور پاکستان تلاش زیادی کردند که مانع بازگشت من به ایران شوند و حتی برای ترساندن من گفتند درصورت بازگشت به ایران اعدام خواهی شد! تا شاید مرا به عراق و کمپ اشرف ببرند. براثر شدت ناراحتی و استرس بیماری من وخیم تر شد و باز نفرات سازمان دست بردار نبودند و اصرار داشتند که به عراق بروم، اما من همچنان مقاومت می کردم. آنها که مخالفت من و وضعیت بیماری من را دیدند گفتند تو را به ایران باز خواهیم گرداند. من از این بابت که مقاومت های من منجر به تسلیم شدن آنها در قبال خواسته هایم شده بود خوشحال شدم.</p>
<p>اما شبی که قرار بود صبح روز بعد از آن به ایران برگردم نیروهای امنیتی پاکستان به اتاق من در هتل ریخته و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند بطوریکه از شدت ضربات بیهوش شدم. وقتی بهوش آمدم خودم را در یک پاسگاه نظامی دیدم. بعد از تشکیل پرونده من را به اتهام ورود غیرقانونی به خاک پاکستان به زندان انداختند. در زندان از طریق زندانبان فهمیدم که مجاهدین خلق بعد از اینکه از رفتن به عراق خودداری کردم من را لو داده اند وهمین اقدام نیروهای وابسته به این گروه منجر به دستگیری من شد.آنها تصور می کردند من تحت تاثیر شرایط سخت زندان کوتاه آمده و قبول خواهم کرد تا به عراق بروم اما من مصمم بودم به ایران برگردم و سه سال حبس را تحمل کردم تا اینکه در زندان برای سفارت ایران پیام فرستادم و نفرات سفارت بعد از چند روز به دیدن من در زندان آمدند و با تلاش هایی که انجام دادند در نهایت بعد از سه سال اسارت در زندانی که به لحاظ بهداشتی و رسیدگی های صنفی یکی از بدترین زندانهای دنیا بود به ایران و کانون خانواده برگشتم.</p>
<p>در حال حاضر که به آن اتفاق شوم فکر می کنم خدا را هزار بار شکر می کنم که به من قدرت تفکر در تصمیم گیری عاقلانه در آن شرایط را داد، چون پدرم که همانند من فریب مجاهدین خلق را خورده بود، سالها در اسارت بود تا اینکه رژیم صدام سرنگون شد و او هم توانست آزادی خود را بدست بیاورد و به نزد خانواده برگردد. واقعا برای من جای این سوال همچنان باقی است که چگونه رهبران مجاهدین خلق و بخصوص مسعود و مریم رجوی که سنگ آزادی مردم ایران را به سینه می زنند، امثال مرا با دادن وعده های فریبنده زندگی در اروپا به دام می انداختند تا به عراق و پادگان اشرف ببرند که وقتی مثلا من بعنوان یک نوجوان با هزاران آرزو از این خواسته آنها سر باز زدم، نه تنها به حق انتخاب من احترام نگذاشتند، بلکه با زد و بند با پلیس پاکستان به اقدام کثیف انسان فروشی متوسل و باعث شدند سه سال در زندان پاکستان حبس شوم و متاسفانه چنین کاری را با صدها نفر دیگر کردند .</p>
<p>به هر حال خدا را شکر می کنم که به وطن و نزد خانواده ام برگشتم و توانستم تشکیل خانواده بدهم و اکنون لحظات شادی را در کنار همسر و فرزندانم می گذرانم و از خدای بزرگ می خواهم به زودی آزادی اعضایی که همچنان گرفتار فرقه ضد انسانی و فریبکار رجوی هستند فرا برسد تا آنها هم بتوانند به آغوش گرم خانواده خود بازگردند .</p>
<p>زندگی زیباست، زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست<br />
گر بیفروزیش رقص شعله هایش پیداست<br />
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.</p>
<p>سید رضا لطیفی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61656">رقص زیبای شعله های زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61656/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اینگونه بود که فریب مجاهدین خلق را خوردم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56526</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56526?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Oct 2023 11:50:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[کانون شورشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56526</guid>

					<description><![CDATA[<p>چند روز پیش تلفن انجمن نجات زنگ خورد، گوشی را برداشتم و جواب دادم. فرد تماس گیرنده بعد ازاحوالپرسی خودش را بعنوان احمد معرفی کرد و گفت شماره انجمن نجات را به طریقی پیدا کردم. موضوعی دررابطه با گروه مجاهدین خلق دارم که دوست داشتم حضوری با شما درمیان بگذارم. من هم از پیشنهاد او [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56526">اینگونه بود که فریب مجاهدین خلق را خوردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش تلفن انجمن نجات زنگ خورد، گوشی را برداشتم و جواب دادم. فرد تماس گیرنده بعد ازاحوالپرسی خودش را بعنوان احمد معرفی کرد و گفت شماره انجمن نجات را به طریقی پیدا کردم. موضوعی دررابطه با گروه مجاهدین خلق دارم که دوست داشتم حضوری با شما درمیان بگذارم. من هم از پیشنهاد او استقبال کردم و قرار دیدار را تعیین کردیم.</p>
<p>روز شنبه 15 مهرماه، احمد به دفتر انجمن نجات آمد. بعد ازخوش آمد گویی واحوالپرسی از او سئوال کردیم موضوع چیست ؟ او گفت حقیقتا من تحقیق کردم که شما از اعضای سابق مجاهدین خلق هستید که در ایران  برعلیه این سازمان مجاهدین خلق فعالیت و روشنگری می کنید، حال بهتر است بروم سر اصل مطلب. راستش من سال گذشته به طریقی فریب مجاهدین را خوردم و متاسفانه کارهایی هم برایشان انجام دادم. اما در نقطه ای متوجه اشتباه خودم شدم و خودم را از دام آنها نجات دادم . حال دوست داشتم تجربه خودم را به طریقی در اختیار عموم قرار دهم تا شاید افراد دیگری مثل من فریب مجاهدین را نخورند، بعد از تحقیق متوجه شدم انجمن نجاتی هست که سایت هم دارد و دیدم اتفاقا در خوزستان هم شعبه دارد و شماره تماس شما را پیدا کردم و امروز خوشحالم که درحضورتان هستم تا  داستان خودم را با شما در میان بگذارم. شاید که با نشر آن بتوانید بقیه را آگاه کنید که فریب نخورند.</p>
<p>راستش من معلم یکی از دبستان های حومه اهواز هستم. سال 1401 روزی مطلع شدم که تعدادی از همکاران بi خاطر عدم حل مشکل مسئله رتبه بندی جلوی فرمانداری اعتصاب کردند. من هم که همین مشکل را داشتم در آن اعتصاب شرکت کردم. دقایقی بعد از حضورم در اعتصاب خانمی نزد من آمد و گفت چون اعتصاب ما قانونی است این برگه را پر کن تا بعنوان نفر شرکت کننده در اعتصاب قانونی معرفی شوی تا بعدا مشکلی برایت درست نشود. همچنین به من گفت شماره همراهت را بنویس تا در گروه واتساپی خودمان واردت کنیم تا برای اعتصاب بعدی به تو اطلاع رسانی کنیم. متاسفانه من هم ندانسته برگه را با درج مشخصات کامل پرکرده و شماره تلفنم را دادم.</p>
<p>چند روز بعد دیدم تلفنم با شماره ای که کامل نبود زنگ خورد و من جواب دادم. مخاطب خودش را به اسمی که الان یادم نیست معرفی کرد و گفت خوشحالم که برای احقاق حقوق خودت در اعتصاب شرکت کردی. به او گفتم من شما را بجا نمی آورم شماره شما هم کامل نیست. وی جواب داد بعدا برایت توضیح می دهم اما اول عکس های روز اعتصاب را برایم بفرست تا من هم شماره خودم را برایت بفرستم. اینجا باز من خام شده و عکس هایی که روز اعتصاب گرفته بودم برایش فرستادم . او هم شماره ای به من داد و گفت از این به بعد با این شماره به تو زنگ می زنم. من هم باز از روی سادگی اعتماد کردم.</p>
<p>بهرحال کم کم ارتباط ما بیشتر شد و مرتب خبر می گرفت و می گفت برای اعتصاب بعدی آماده ای؟ چون هنوز مشکل رتبه بندی حل نشده و حتما شرکت کن. خلاصه بعد از چندین بار تماس و خبرگیری روزی وی به من گفت ما ازسازمان مجاهدین خلق هستیم که برای برآورده کردن حقوق مردم مبارزه می کنیم. به او گفتم من تا حالا از سازمان مجاهدین شناختی نداشته و چیزی نشنیدم که وی گفت برایت توضیح می دهم. از طریق واتساپ عکس های مسعود و مریم را برایم فرستاد و گفت این دو رهبران مجاهدین خلق هستند. من تاکنون آنها را ندیده و اصلا چیزی درباره آنها نمی دانستم، درادامه مرتب فیلم سخنرانی های آنها را برایم ارسال می کرد و چنان از مجاهدین تعریف می کرد که من کم کم باورم شده بود و با خودم گفتم اگر اینطور باشد پس چه بهتر که اینها روی کار بیآیند.</p>
<p>در روزهای بعد گفت اگر می خواهی اینها روی کار بیآیند باید بهای آن را بپردازی که من سئوال کردم چطور؟ او در روزهای بعد  کارهایی از جمله نوشتن و نصب اعلامیه، نصب عکس رجوی بر روی دیوارهای سطح شهر را به من سپرد و گفت بعد از نصب عکس و اعلامیه از آنها فیلم و عکس بگیر و برایم بفرست که به او گفتم اینکار خطرناک است و نمی شود انجام داد. اما او گفت هرکس که آزادی می خواهد باید بهایش را بپردازد و یادت باشد تو دیگر الان بعنوان عضو کانون شورشی مجاهدین هستی و بعد با ارائه توضیحاتی مرا خام خود کرد و انگار مجبور به اینکار شدم.</p>
<p>به همین خاطر عکس هایی را که می فرستاد چاپ و در جاهایی که درآنجا ترددی نمی شد و یا در مکان های متروکه نصب می کردم. کار به جایی رسید که واقعا بخاطر کارهایی که نفر سازمان به من می سپرد از کار و زندگی خودم و رسیدگی به خانواده مانده بودم. خسته شدم و به همان فرد گفتم حقیقتا من دیگر نمی خواهم برای شما کاری کنم که او باز تهدیدم کرد و گفت تو الان دیگر عضو ما هستی و اگر بخواهی کنار بکشی اسم تو را بعنوان هوادارخودمان اعلام می کنیم که آنوقت رژیم ایران متوجه و تو را دستگیر می کند. من ترسیدم و دوباره ادامه دادم اما مدتی بعد نفر سازمان حرفی زد که حسابی عصبانی و برآشفته شدم.</p>
<p>موضوع از این قرار بود که من به نفر سازمان گفتم حقیقتا همسرم متوجه کارهای من شده و ازمن خواسته که دست بکشم. وقتی این را گفتم جواب داد همسرت را  طلاق بده چون دست و پا گیر تو در امر مبارزه می شود !! به او گفتم نمی توانم طلاقش بدم چون در خانواده ما طلاق دادن زن عملی زشت است. در ضمن بعد از سالها نذر و نیاز به درگاه خدا صاحب فرزندی شدم که الان 13 سال سن دارد و نمی توانم همسرم را طلاق بدهم. ولی سعی می کنم او را قانع کنم که مانع کارم نشود.</p>
<p>اما مدتی بعد موضوع دیگری برایم پیش آمد که دیگر نمی توانستم تحمل کنم. روزی بیرون از منزل بودم  وقتی رسیدم منزل همسر و فرزندم خواب بودند که متوجه شدم بوی گازحسابی پخش شده  که اگر چراغی روشن می کردم و یا حواسم نبود سیگار روشن می کردم معلوم نبود چه می شد ! سریع درب و پنجره ها را باز کرده و همسر و فرزندم را از خانه خارج کردم که تا چند روز حالشان بدلیل استشمام بوی گاز بد بود و درگیر مداوای آنها بودم و به همین دلیل تا چند روز نتوانستم تلفن نفر سازمان را جواب بدهم. بعد از آن یکبار که زنگ زد جواب تماس او را دادم ولی او قبل از احوالپرسی با تحکم گفت کجا بودی این مدت چرا جواب تلفن را نمی دادی ؟! که به او موضوع گاز گرفتگی و پیگیری درمان آنها گفتم. اما او با عصبانیت گفت اشتباه کردی چرا نگذاشتی بمیرند !!! واقعا همین حرف را زد بطوریکه من ازاین حرف او عصبانی شدم و گفتم این چه حرفیه؟ انتظار داشتی بگذارم همسرم و بخصوص فرزندی که بعد از سالها خدا به ما بخشیده، بمیرند؟! و با عصبانیت برسرش داد زدم و گفتم مگر شما انسان نیستید ؟ شما که می گویید می خواهیم آزادی برای مردم بیآورید آیا اینطوری می خواهید آزادی را بیآورید ؟! شما بخاطر اینکه کار خودتان پیش برود انتظار داشتید من زن و بچه ام را با دست خودم بکشم ؟! شما و رهبرتان قاتل و دروغگو هستید و هزار فحش و فضیحت بارش کرده و تلفن را قطع کردم.</p>
<p>بعد از آن تا چند روز من در منزل نشسته بودم و اشک می ریختم و از دست خودم عصبانی بودم که چرا بیهوده فریب اینها را خوردم، واقعا عذاب وجدان گرفته بودم، تا اینکه با همسرم مشورت کردم و به او گفتم خدا می داند اینها چند نفر دیگررا مثل من  فریب دادند و این حس در من بیدار شد که به هر طریقی جبران مافات کنم تا اینکه تصمیم گرفتم که اول موضوع را به نیروهای امنیتی ایران اطلاع دهم وهمین کار را کردم .حقیقتا آنها هم وقتی برایشان توضیح دادم که چگونه فریب مجاهدین را خوردم و حالا هم پشیمان شدم ، برایم توضیحاتی دادند و تعهد گرفتند و به خانه برگشتم. این کل داستان فریب خوردن من بود . اما فقط ابراز پشیمانی، وجدان مرا آرام نمی کرد بلکه تصمیم گرفتم تا از طریق فضای مجازی هر طور شده داستان فریب خوردن خودم و رفتارهای مجاهدین و دروغ های آنها را بازگو کنم تا دیگر کسی مثل من فریب آنها را نخورد .</p>
<p>برای این موضوع و برای بیشتر شدن شناخت خودم از مجاهدین اول در اینترنت سرچ کردم تا ببینم کسی تا حالا در رابطه با مجاهدین خلق موضوعی نوشته که به موضوعات و افرادی که مطالبی نوشته بودند برخوردم وقتی بیشتر دنبال کردم به انجمن نجات با مدیریت اعضای سابق مجاهدین خلق برخوردم که علیه مجاهدین فعالیت می کنند. وقتی بیشتر جستجو کردم دیدم شعبه ای هم در خوزستان دارد و توانستم شماره انجمن شما را پیدا کرده و زنگ بزنم والان هم که در خدمت شما حضور دارم. حال با بیان داستان واقعی خودم از شما انتظار دارم برای نشر آن به من کمک کنید تا شاید افراد دیگری مثل من فریب این گروه ها را نخورند.</p>
<p>من و همکارم آقای اکرامی از احمد بخاطر حضورش در دفتر انجمن نجات تشکر کردیم و با وجود اینکه سالها از نزدیک در جریان فریبکاریها و شقاوت های فرقه رجوی بودیم تا دقایقی از بابت داستان احمد در تعجب و سکوت فرو رفتیم. بعد از آن هرکدام از ما شرح مختصری از پروسه و جدایی خودمان از فرقه و مناسبات درونی آن و همچنین داستان افرادی که به بهانه های کاریابی و اقامت در اروپا فریب فرقه رجوی را خوردند برای احمد توضیح داده و گفتیم متاسفانه شگرد این فرقه همین است. شعارهای آوردن آزادی برای مردم و دیگر شعارهایی ازاین دست فرقه همه فریب ودروغ است. رجوی تنها و تنها بدنبال این است که به قدرت برسد و برای رسیدن به آن حاضر است تمامی مردم ایران را قربانی کند. همانطور که به تو گفتند بگذار همسر و فرزندت بمیرند و ما الان سالهاست که بعد از جدایی این تعهد را برای خودمان گذاشتیم که هرطور شده فریبکاریهای فرقه را افشا کنیم تا نگذاریم کسی دیگر قربانی این فرقه شود. حال حرف و توصیه ما به همه بخصوص نسل جوان جامعه این است که می گوئیم درست است همه مشکلات متعددی بخصوص در زمینه معیشت دارند اما نباید بگذاریم امثال فرقه رجوی از ما در جهت منافع خودشان سوء استفاده کنند.</p>
<p>توضیحات ما درباره ماهیت فرقه مجاهدین برای احمد بسیار جذاب بود و او فقط گوش می کرد. وقتی صحبت ما تمام شد با حسرت آهی کشید و گفت واقعا من شناختی نسبت به این گروه نداشتم خام صحبت های آنها شدم تازه وقتی به دامشان افتادم فکر می کردم اگر بخواهم خودم را کنار بکشم مرا لو می دهند. بهرحال امیدوارم داستان مرا به هر طریقی که می دانید نشر دهید تا دیگران مثل من مبتلا به مجاهدین خلق که بنظر من باید گفت مجاهدین ضد خلق نشوند .</p>
<p>در پایان ما به احمد بخاطر اینکه موفق شده در نقطه ای خود را از دام فریبکاریهای فرقه رجوی نجات دهد تبریک گفتیم و به او قول دادیم که تجربه او را در سایت انجمن نجات و در فضای مجازی برای آگاهی افکار عمومی نسبت به ماهیت فرقه رجوی نشر دهیم .</p>
<p>حمید دهدار حسنی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56526">اینگونه بود که فریب مجاهدین خلق را خوردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56526/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Mar 2023 05:54:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53667</guid>

					<description><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و مؤسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و مؤسسات اقماری و پوششی آن افشا شد. تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و مؤسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و مؤسسات اقماری و پوششی آن افشا شد.</p>
<p>تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد پرداخته شده، ولی این نخستین بار است که در این مجموعه، به مدد انبوه اسناد تازه یاب، گفتگو با کارشناسان و شاهدان عینی و دیگر تحقیقات تکمیلی بین المللی، به جزییات و زوایای پنهان این روند بی وقفه تبهکاری مالی یک فرقه سیاسی-ایدئولوژیک پرداخته شده است.</p>
<p>مجید تفرشی (محقق و کارشناس امور تاریخی): صرف نظر از ملاحظات منطقه ای و بین المللی که بریتانیا داشت برای یک دوره طولانی مماشات و چشم پوشی از اتهامات خلافکاری موسسه خیریه ایران اید، ولی در داخل وقتی فشارها طولانی شد و مفصل شد و مکرر شد، در واقع این اجبار پیش آمد تا یک برخورد حقوقی با این مسئله صورت بگیرد. موسسه مردم نهاد نظارتی در بریتانیا هست که البته دولت بریتانیا هم در آن نفوذ دارد ولی دولتی نیست، تحت عنوان Charity Commission یعنی کمیسیون خیریه، که این موسسه Charity Commission کارش این است که بر فعالیت درست و قانونی خیریه ها نظارت کند، چه از نظر اینکه امکاناتی به آنها بدهد، چه از جهت اینکه مراقب باشد تا کار خلافی نکنند در جهت اهداف غیر خیریه مثلا فعالیت های سیاسی و ایدئولوژیک یا تروریستی یا اقتصادی نادرست و پولشویی و امثال این و فرار مالیاتی به نام مؤسسه خیریه و از این کارها. ولی در درجه اول چند تا گزارش از شهرستان ها مطرح شد که این افراد مربوط به سازمان ایران اید در واقع رفتند سراغ مردم از آنها اخاذی کرده اند، پول های کلان گرفته اند به اسم کمک به ایران و حتی با تهدید و فشار با صحنه آرایی پول از اینها گرفته اند. حساب هایشان را خالی کرده اند یا رفتند سراغ افراد سالمند در خانه های سالمندان و از آنها پول گرفته اند و مسایلی از این دست. اینها نیاز به تجسس زیادی نداشت چون گزارش های مردمی راجع به آنها زیاد بود و رسانه ها و روزنامه های محلی بریتانیا زیاد راجع به آن صحبت کردند، در اسناد اینجا هم مفصل راجع به آن هست که به آنها خواهیم پرداخت. وجه دوم قضیه هم ارتباطات این موسسه خیریه ایران اید بود با مجاهدین خلق ، که این کار توسط چند نفر از کسانی که قبلا خودشان از اعضای فعال این موسسه خیریه بودند و از اعضای مجاهدین خلق بودند به دست آمد که جزو کسانی بودند که به اصطلاح به آنها سوت زن یا Whistleblower می گویند. کسانی که افشاگری کردند درباره آن، و در آن موقع حرف هایشان جدی گرفته شد و پیگیری شد و ارتباطات جدی را درباره ایران اید و مجاهدین خلق در عراق و در بریتانیا به دست آمد.</p>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق مقیم بریتانیا): اکثر مردم مجاهدین خلق را به عنوان گروه مقاومتی ایران می شناختند و این شناخت از کمپ هایی که در عراق تشکیل شده بود نبود، بلکه از این درخواست های کمک های مردمی بود. بله، همین کارهای انسان دوستانه!</p>
<h3>پرونده ایران اید در واقع یک نمونه روشنی بود از ناتوانی برای مقابله با تبهکاری های مالی</h3>
<p>مجید تفرشی: شاید تا قبل از پرونده ایران اید، باور عمومی در بریتانیا این بود که موسسه نظارت بر امور خیریه ها در بریتانیا Charity Commission یک نهاد کاملا مستقل و بی طرف است. فارغ از جریان های سیاسی و لابی گری های سیاسی عمل می کند در برابر اقدامات و تصمیم گیری های این مؤسسه، ولی از پرونده ایران اید به طور آشکاری به نظر می آید که تاثیرگذاری سیاست ورزان حاکم و اپوزیسیون در پارلمان و دولت و دستگاه های امنیتی و در محافل دیگر تاثیرگذار در امور سیاسی بر این موسسه مردم نهاد بیشتر و بیشتر شده، پرونده ایران اید در واقع یک نمونه روشنی بود از ناتوانی یا عدم اراده لازم و کافی برای مقابله با تبهکاری های مالی به نام موسسات خیریه، بعد از آن هم تا همین امروز شاهد این هستیم که موسسه Charity Commission مدام در معرض این اتهام است که با پرونده های خیریه های مختلف له یا علیه آنها سیاسی کاری می کند و براساس مطامع سیاست ورزان حاکم یا تاثیرگذار در سپهر سیاسی بریتانیا عمل می کند. این اقدام در واقع از زمان پرونده ایران اید به طور جدی مطرح شد تا همین امروز هم سایه سنگین سیاسی کاری و اقدامات خلاف و غیرقانونی در مؤسسه نظارت بر امور خیریه ها ادامه دارد.</p>
<h3>مجاهدین خلق در اروپا تحت عنوان خیریه و انجمن‌های حمایت از کودکان بی سرپرست فعالیت می‌کردند</h3>
<p>رضا کرمی(عضو پیشین مجاهدین خلق ، مقیم فرانسه): مجاهدین خلق در واقع از سال 1360 در اروپا تحت عنوان خیریه و انجمن های حمایت از کودکان بی سرپرست و غیره که خیلی از این نام ها داشتند و از این کارها خیلی زیاد می کردند. الان هم کماکان ادامه دارد به نوعی دیگر.</p>
<h3>اگر مجاهدین خلق به اعضایشان می گفتند بمیرید، می‌مردند</h3>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): به خاطر مدتی که از آنها دور بودم وقتی برگشتم همه آنها در چشمم جور دیگر می آمدند، برایم تصویر خیلی زشتی بود. اعضای اصلی شان همه شستشوی مغزی داده شده بودند و حاضر بودند برای مجاهدین خلق هرکاری بکنند. اگر به آنها می گفتند بمیرید می مردند. گروه دیگر هم حامیانشان بودند که در اصل داشتند از مجاهدین خلق درآمدزایی می کردند. این تغییر دیدگاه باعث شد نتوانم مثل قبل به آنها نگاه کنم و از خودم می پرسیدم این آدم ها مشکلشان چیست؟</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ،مقیم آلمان): در همین ایام بود که فروش نشریه در خیابان ها و درخواست کمک مالی همراه با کار توزیع سیاسی برای شهروندان آمریکا و اروپا به راه افتاد. اما از آنجایی که جمع آوری کمک مالی منوط به مجوز قانونی بود با شکایت شهرداری ها این کار متوقف شد، که همین کار نطفه تأسیس بنیادهای مالی کلاهبرداری به نام خیریه ایران اید بسته شد.</p>
<h3>سازمان مجاهدین خلق چندین هتل بزرگ در لندن دارد و افراد بخش مالی سازمان بیشترین کارشان در اینجاست</h3>
<p>مسعود خدابنده(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): لندن منبع و مرکز فعالیت اقتصادی است. سازمان مجاهدین خلق هم چیز متفاوتی نیست، یعنی الان سازمان مجاهدین خلق چندین هتل بزرگ در اینجا دارد و افراد بخش مالی سازمان بیشترین کارشان در اینجاست و مستقر در سوئیس هستند. ولی مثلا فرض کنید در فرانسه فعالیت مالی نمی کنند که، حالا ممکنه پول نقدی رد و بدل شود، شرکت ها و اینجور چیزها در دبی، لندن و اردن است.</p>
<h3>کلاهبرداری در پوشش جمع‌آوری پول برای آوارگان و خانواده های قربانیان سیاسی در داخل</h3>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی): برای اولین بار از ابتدای سال 1995 گزارش هایی منتشر شد که تشکیک ایجاد شد در مورد طبیعت فعالیت های ایران اید، خب ایران اید خلاصه کارش این بود که آنطور که اعلام کرده بودند از مردم و نهادهای مردم نهاد پول جمع می کردند در بریتانیا در اروپا و در کشورهای دیگر به انحای مختلف و به نام های مختلف که ما در واقع این پول ها را جمع می کنیم برای مستمندان و بی بضاعت ها و پناهندگان و خانواده های قربانیان سیاسی در داخل، در مناطق مرزی و در خارج از کشور کمک می کنیم برای بهبود وضعشان و زندگی شان را ارتقا می دهیم و تغییر می دهیم شرایط را علیه وضع موجود سیاسی در ایران.</p>
<h3>تمامی عکس‌های به اصطلاح آوارگان از کتابی با نام&#8221;کودک، ایمان، رهایی&#8221; سرقت شده بود</h3>
<p>علی اکبر راستگو(عضو سابق مجاهدین خلق نویسنده و پژوهشگر مقیم آلمان): افراد سازمان در برخورد با رهگذران با نشان دادن عکس هایی از کودکان و آوارگان مدعی می شدند که این کودکان و آوارگان به اتفاق خانواده هایشان از ایران فرار کرده و در بدترین شرایط در کمپ های پناهندگی واقع در مرزهای ایران و ترکیه و یا ایران و پاکستان هستند. ولی این اظهارات دروغ بزرگی بیش نبود زیرا اولا چنین کمپ هایی با چادر در بیابان به معنای واقعی کلمه برای پناهجویان ایرانی در ترکیه و پاکستان وجود نداشت. ثانیا تمامی عکس های به اصطلاح آوارگان از کتابی با نام &#8220;کودک، ایمان، رهایی&#8221; سرقت شده بود. این کتاب که در خرداد ماه 1360 به اهتمام هواپیمایی ملی ایران &#8220;هما&#8221; توسط شرکت افست در تهران چاپ شد، شامل عکس هایی از اولین نمایشگاه بین المللی عکس توسط هما در ایران بود. در مقدمه کتاب تاکید گردیده که تمامی عکس های مندرج در کتاب مزبور، از کودکان ایرانی ساکن در ایران و توسط دهها هنرمند عکاس ایرانی گرفته شده است. اسامی عکاسان نیز در زیر هر عکس ذکر شده است. به یکی از عکس هایی که از طرف سازمان سرقت شده و در آلبوم مالی-اجتماعی همیشه پای ثابت بوده و توسط عکاسی به نام غلامحسین ملک عراقی گرفته شده و تحت عنوان دو خواهر نهاوند در کتاب &#8220;کودک، ایمان، رهایی&#8221; درج شده توجه کنید. سازمان این عکس را به عنوان کودکان اعضای اعدام شده خود در آلبوم مالی-اجتماعی نصب کرده و با آن از مردم اخاذی می کرد.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): مالکان باید بتوانند سؤالات کسی که اعانه را می دهد را جواب بدهد، مسئولان بنیاد ایران اید نیز طی کار و تجربه های قبلی جواب به همه سوالات را طی یک داستان صددرصد ساختگی تحت نام سناریو نوشته و مالکان را توجیه می کردند و این سناریو را می نوشتند و روی یک برگ از آلبومشان می گذاشتند. متناسب با سناریو عکس هایی هم از مجلات مختلف تهیه می کردند و به عنوان عکس کودکان و یا خانواده هایی که قرار است به آنها کمک کنند به خورد شهروندی که می خواستند از او اخاذی کنند یا گوشش را ببرند نشان می دادند.</p>
<h3>سازمان کلاهبرداری‌های عظیمی از مسافرین ژاپنی و کره جنوبی در لس‌آنجلس می‌کرد</h3>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی مؤسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): ما در لس آنجلس روی ژاپنی ها و هنگ کنکی ها و کره جنوبی بیشتر کار می کردیم. مسافرها بیشتر اینها بودند، یعنی سازمان کلاهبرداری های عظیمی از این ژاپنی ها و کره جنوبی ها در آنجا می کرد. چون ما ورق هایمان را به ما آموزش داده بودند، مثلا ژاپنی ها وقتی امضا می کنند، امضایشان برایشان خیلی مهم است. بعد ما قبل از اینکه به اینها چیزی بگوییم مثلا صدا می کردیم، ما کت و شلوار و بج هم داشتیم، اول فکر می کردند ما مامورین فرودگاه هستیم. اصلا متوجه نمی شدند، چون خیلی از آنها زبانشان خیلی خوب نبود. مثلا من خودم صدا می کردم و می ایستادم و ورق را نشان می دادم که خیلی از ژاپنی ها امضا کردند، بعد می گفتم این را امضا کنید برای یونیسف، چون ما می دانستیم که ژاپنی ها روی یونیسف خیلی حساس هستند، خیلی کمک می کنند و یک برگه از یونیسف داشتیم که به اینها نشان می دادیم و می گفتیم ما برای یونیسف کار می کنیم و اینجا را امضا کنید برای بچه ها. اینها امضا می کردند بعد پول را نشانشان می دادیم، یعنی امضا کرده بود و مجبور بود پولی بدهد.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): توضیحاتی بدهم درباره جمع آوری پول در ایران اید، یک شیوه اش به آن می گفتند مالی-اجتماعی، یک شیوه دیگر مالی-ویژه نام داشت، که مراجعه به افراد خاص از میان کسانی بود که در خیابان کمک کرده بودند، یعنی از همین هایی که نگه می داشتند و از آنها پول می گرفتند. بعضی ها ممکن بود کمک های بالای 40 پوند یا 40 یورو یا 40 دلار یا 100 دلار کرده بودند، به آنها مراجعه می شد و به آنها می گفتند مالی-ویژه، یک شیوه بود که از همین افرادی که چه آنهایی که در خیابان نگه داشه می شدند و چه آنهایی که مالی-ویژه بودند، آنها را آبونه می کردند به پرداخت یک مستمری!</p>
<h3>ایران اید برای کلاهبرداری به سراغ افراد آسیب‌پذیر می‌رفت</h3>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): معمولا روششان برای جمع آوری اطلاعات این بود که در خیابان با کسی صحبت می کردند و از اوکمک مالی می گرفتند و بعد می گفتند می توانم اطلاعات تماس شما را داشته باشم؟ یک نفر با شما تماس می گیرد تا به شما اطلاعات بیشتری بدهد و اگر دوست داشته باشید می توانید یک کودک را تحت سرپرستی بگیرید. اگر کسی این اشتباه را می کرد و اطلاعاتش را به آنها می داد، این اطلاعات در بخش جداگانه ای بایگانی می شد، بعدها افراد ایران اید به خانه های این اشخاص می رفتند و سعی می کردند اطلاعات بیشتری درباره هویت و شغل آنها در بیاورند، به همین دلیل دو نوع جمع آوری کمک داشتند، یک نوع که عمومی بود و در خیابان ها انجام می شد و یک نوع دیگر هم بود که به خانه افرادی که مایل به کمک رسانی بودند می رفتند. با این کار سعی می کردند افرادی را پیدا کنند که به صورت ماهانه به آنها کمک مالی می کنند. فراموش نکنید که سال های سال و هر روزه و در همه جای کشور این کار را انجام می دادند. در بین این افراد کسانی هم بودند که بیوه بودند یا خانواده ای نداشتند و برای ایران اید هرچقدر فرد آسیب پذیرتر بود بهتر بود. به این افراد آسیب پذیر می گفتند شما که خانواده ای ندارید چرا نمی آیید این کودک را تحت سرپرستی بگیرید؟ همانطور که گفتم خیلی جسورانه این کار را می کردند. نه را قبول نمی کردند و از هر کسی که می توانستند کمک مالی می گرفتند.</p>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی مؤسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): صفحاتی درست کرده بودیم که به آن می گفتند صفحات اشل، که دو نوع داشتیم مثلا از 50 یورو یا 50 دلار شروع می شد تا 200 دلار،  یکی داشتیم از 3 هزار دلار شروع می شد تا 5 هزار دلار، این بستگی به آن فردی که می گرفتیم این صفحه را نشان می دادیم. مثلا اگر می دیدیم طرف ندارد، آن صفحه 50 تا 200 را نشان می دادیم، او هم می گفت باشد 50، کمترین را می گفت، اگر طرف خیلی بیزینس من و اشل دار بود صفحه 3 هزار تا 5 هزار را نشان می دادیم که خب می گفت 3 هزار! و چون امضا کرده بودند می دادند. من یادم است خودم یک آقای سنگاپوری را گرفتم که در فرودگاه 20 هزار دلار کمکم کرد و خیلی زیاد بود. 20 هزار دلار با کردیت کارت کمک کرد و بعدش هم آدرس داد و قرار بود که برویم برای مالی-ویژه که دیگر اطلاع ندارم رفتند یا نه.</p>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی): کسانی که کوچکترین آگاهی از سازوکار مؤسسه ناظر بر امور خیریه ها در بریتانیا دارند به خوبی می دانند که کلیه امور مالی و اداری این موسسات خیریه به طور منظم ماهانه و سالانه زیر نظر موسسه نظارت بر امور خیریه ها قرار دارد. در مورد ایران اید این مسئله کاملا بدیهی و بنیادین رعایت نشد. در شرایطی که ایران اید در 1983 تاسیس شد، تا سال 1997 که کار ایران اید به امور قضایی و پیگیری حقوقی کشیده شد، عملا هیچ اثری از فعالیت های مالی این سازمان در پرونده موسسه ناظر بر امور خیریه ها وجود نداشت و تنها در این سال بود که در دادگاه برخی اسناد ایران اید ارائه شد و عملا وقتی پرونده ها مرور می شود می بینیم که این سندها کاملاً بعداً درست شده، برای اینکه بتوانند نشان دهند فعالیت ها قانونی بوده و بیش از یک دهه نادیده گرفتن و غفلت از نظارت بر امور مالی ایران اید نشان دهنده این است که چطور دولت بریتانیا و موسسات ناظر بر امور خیریه ها عملا چشم پوشی کردند بر همه تبهکاری ها و فساد مالی و نقل و انتقالات پولی غیرقانونی ایران اید و مجاهدین خلق.</p>
<h3>سناریو بر اساس دروغ مطلق با تحت تأثیر قرار‌دادن احساسات تنظم می‌شد</h3>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): سناریو بر اساس دروغ مطلق با وسیله قراردادن عمیق ترین احساسات و باورهای انسانی با جریحه دار کردن شهروندان جهت سرکیسه کردن آنها تنظیم می شد. مواردی همچون اینکه عکس کودکی که میبینی، پدرومادرش را دستگیر کرده اند و الان دنبالش هستند تا این کودک را ببرند جلوی پدرومادرش شکنجه کنند تا از آنها اعتراف بگیرند و می خواهیم او را خارج کنیم یا می خواهیم به دادش برسیم. کودک قبلی را هم که نتوانستیم خارج کنیم زیر شکنجه مرد، بنابر این کمک بسیار فوری نیاز است تا او را از کشور خارج کنیم یا به خانواده ای بسپاریم که بتوانند هزینه های او را تقبل کند و یا این کودک که پدر و مادرش را جلوی او شکنجه کردند از ترس دچار تروماتیزه شده و به خاطر شوک تکلمش را از دست داده و باید او را مورد حمایت قرار بدهیم یا از شهرها خارج کنیم و به مناطق مرزی بیاوریم و آنجا اسکان بدهیم و دروغ هایی از این نوع!</p>
<p>قربانعلی حسین نژاد، عضو سابق مجاهدین خلق و مترجم مخصوص رهبری سازمان، مقیم سازمان: چنین چیزی اصلا موهوم بود و وجود نداشت، بچه هایی که مشکلاتی برایشان بوجود می آمد را فامیل ها نگهداری می کردند و اصلا کسی اطلاع نداشت چی شدند و اگر چنین چیزی هم وجود داشت چیزی به ایران نمی فرستادند.</p>
<h3>برای جمع‌آوری پول از هیچ کاری خجالت نمی‌کشیدند و هیچ شرمی نداشتند</h3>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): بعضی وقت ها پس از اینکه از صبح تا شب در خیابان کمک مالی جمع می کردند، اگر در محله های ثروتمند یا باکلاسی مثل آکسفورد یا کمبریج بودند، قبل از اینکه شب به لندن برگردند، می رفتند دم درب خانه های مردم، مثلا برنامه ریزی می کردند و می گفتند این محله ثروتمند را هفته پیش رفتیم، حالا امشب بیایید برویم سراغ خانه های این خیابان. همانطور که گفتم من خودم خیلی در این زمینه استعداد و یا اعتماد به نفس نداشتم  برای همین همراه یک نفر دیگر به درب منازل می رفتم. یادم هست یک بار درب یک خانه ای را زدیم، صاحبخانه از ما عذرخواهی کرد و گفت ببخشید ما الان وسط یک مراسم ختم هستیم! من در درونم برایشان ناراحت شدم و فکر کردم دیگر بهتر است برویم، اما شخصی که همراهم بود گفت عه مراسم ختم دارید؟ می توانیم ما هم بیاییم داخل؟ خیلی جا خوردم! گفتم اینها دارند برای کسی عزاداری می کنند و تو می خواهی بروی و از آنها پول بگیری؟ اصلا از هیچ کاری خجالت نمی کشیدند و هیچ شرمی نداشتند.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): در فرایند کار بنیاد ایران اید، به دلیل محتوای صددرصد فریبکارانه اش واژه مالی اجتماعی در میان خود اعضای سازمان برای فریب استفاده می شد. دیگر تکیه کلام همه شده بود که به یکدیگر می گفتند بابا! تو دیگه من را مالی اجتماعی نکن! یعنی فریبم نده و سرم کلاه نگذار و دروغ نگو!</p>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی): بعد از تحولاتی که از آغاز سال 1995 صورت می گیرد، تقریبا از یک ماه بعدش یعنی از فوریه 1995 یک سری گزارش هایی در رسانه های مختلف بریتانیا و روزنامه های محلی بریتانیا منتشر می شود در مورد فعالیت های غیر متعارف و راه های غیراخلاقی و بعضا غیرقانونی که برای پول جمع کردن و کسب کمک های خیریه مردم در شهرهای مختلف ایران اید دارد. در دوران تحریم نفتی صدام هست بعد از ماجرای جنگ دوم خلیج فارس و جنگ کویت که نیاز به انتقال پول از اروپا به عراق وجود دارد بخاطر مسئله نفت، سهم نفت مجاهدین خلق مطرح می شود و ضمنا ارتباطات مالی عراق مثل زمان جنگ دیگر کاملا عادی نیست و تحت محدودیت است و چه بهتر که یک سازمانی که تحت پوشش خیریه کار می کند در اروپا بتواند گشایشی در این زمینه فعالیت کند. برای نمونه در روز دوم فوریه 1995 یک گزارشی در روزنامه محلی تحت عنوان</p>
<p>Excuse me, could I have  7500 please</p>
<p>ببخشید من میتونم 7500 پوند از شما بگیرم؟ که در واقع یک گزارش تجسسی و تحقیقی است درباره نوع فعالیت اینها و نوع پول هایی که از مردم برخلاف میلشان با جعل سند یا با ارعاب یا تطمیع یا فریب دادن مردم جمع می کردند.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان):  وقتی که دیگر نهادهای خیریه فعال در انگلیس که معترض و شاکی ایران اید بودند، وقتی دیدند اعتراضاتشان به جایی نرسید، فهمیدند دولت رسماً از ایران اید حمایت می کند تحقیقات را رسما خودشان به دست گرفتند. خودشان شروع کردند به تحقیقات روی ایران اید. رابطه ایران اید و مجاهدین خلق ،فرقه رجوی را درآوردند. فهمیدند که همه پولها نه برای کار خیریه بلکه برای کارهای تروریستی به کار می رود.</p>
<h3>آن‌ها چک‌های دریافتی از مردم را دست‌کاری می کردند</h3>
<p>مجید تفرشی: در ماه های پایانی سال 1995 کم کم ابعاد بیشتر و گسترده تری از فعالیت های غیرقانونی ایران اید مورد توجه نهادهای ناظر و پلیس قرار گرفت. چک هایی که مردم به این موسسه داده بودند یا از آنها گرفته شده بود را در آنها دست می بردند و ارقام را تغییر می دادند، مثلا اگر امکان داشت به آن صفر اضافه می کردند و رقم را یکجوری دستکاری می کردند، در گزارش Charity Commission فردی به نام چاهان که از Charity Commission است در یک نامه ای که در 16 نوامبر 1995 فرستاده است اشاره می کند که نامه ای را به وکیل ایران اید می نویسد آقای جان پل کاستا و می گوید که یک چکی توسط فردی فرستاده شده برای Charity Commission و این چک جعل شده و بصورت جعلی رقم بالا رفته، پاسخ وکیل خیلی جالب و بامزه است که ما تقریبا 8 روز بعد در 24 نوامبر پاسخ می دهد که این چک در واقع یکی از مواردی بوده که پست برای کمک به ایران اید می فرستند و حتما قبل از اینکه برای ایران اید برسد، جعل شده و این خیلی عجیب است که ادعا که آنها چک را جعل نکردند و آن کسی که فرستاده خودش خط زده و رقم را بیشتر کرده!</p>
<p>این جزو برنامه های روتین و مرسوم بوده که در واقع دست بردن در چک ها تا جایی که ممکن بوده است.</p>
<p>مجید تفرشی: پلیس کاردیف پلیس ولز در گزارش 24 نوامبر 1995 اشاره می کند که مردم را ارعاب می کنند برای اینکه پول بدهند و به جای اینکه اجازه بدهند مردم انتخاب کنند پول به آنها بدهند، به مردم می گویند چقدر می توانی بدهی؟ وقتی مثلا یک نفر می گویند 10 پوند می توانم بدهم می گویند نمی توانی 100 پوند بدهی؟ باید 100 پوند بدهی! ما بیشتر احتیاج داریم و حتی اگر پول همراهشان نبوده گزارش هایی هست که اینها را بردند کنار صندوق های دریافت پول ATM و آنجا به زور با کارت پول گرفتند از آنها، از کارت اعتباری شان یا کارت بانکی شان و در واقع به نوعی تحت ارعاب و حالت ماخوذ به حیا آنها را قرار دادند که در شرایط خاصی پول بیشتری بدهند و یک حالت تهدید ضمنی و یک معذوریت اخلاقی آنها را قرار بدهند که در گزارش پلیس کاردیف به آین موضوع اشاره مفصل شده است. موارد مختلفی ما شاهد این هستیم که افراد شاخصی که مورد علاقه مردم هستند یا سلبریتی ها از اسمشان و نامشان و یا عکسشان استفاده شده برای اینکه نشان بدهند اینها حامی مؤسسه هستند از جمله مثلا یک سری عکس هایی که انداختند از Brian Clough مربی نامدار فوتبال که در حال کمک  به این موسسه است و جزو افرادی است که از حامیان ایران اید است و افراد دیگری که از دانشمندان و حقوق دانان و نویسندگان که ادعا بشود این مؤسسه کارش جدی و گسترده است و در واقع هیچگونه شائبه ای وجود ندارد.</p>
<h3>افراد ایران اید برای گرفتن پول از شهروندان انگلیسی تمام تلاش خود را می‌کردند</h3>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق مقیم آلمان): مسئولان ایران اید را در سال 1996 برای بازخواست طی نامه کتبی احضار کردند، در این جلسه که مریم حسن زاده همان مسئول مالی-ویژه از دانشجویان سابق انگلیس و عضو شورای رهبری و حمیدرضا عسکری بیاضی و من شرکت داشتیم. یعنی از مسئولین و دارندگان حق امضا که مسئول مالی-ویژه بودند. برای این بازخواست که از قبل آماده شده بود، داستان و سناریو دروغ ما این بود، یعنی مجبور بودیم این را ببافیم و بگوییم کسانی که در خیابان ها برای جمع آوری کمک مالی مشغولند یک داوطلبند که فقط به خاطر اهداف انسانی به بنیاد ایران اید کمک می کنند و بسیاری از همین ها خودشان از قربانیان رژیم هستند یا بسیاری از آنها کودکانشان از قربانیان هستند. پولی در کار نیست و اینها داوطلبانه و مجانی می آیند کار می کنند، البته این قسمت که برده وار کار می کردند تنها قسمت حقیقت سناریو بود. بنابراین بسیار نگران هستند این آدمها که نکند به این بچه ها کمک نشود و نکند که آنها در آنجا از بین بروند. برای همین اینقدر اصرار و التماس می کنند که حتما به این کودکان کمک بشود و یقه شهروندان انگلیسی را ول نمی کنند.</p>
<p>مجید تفرشی:  پلیس منطقه Lothian که در مناطق مرزی اسکاتلند است، یک گزارش ویژه ای را می فرستد برایCharity Commission که شامل چندین شکایت است علیه ایران اید و کسانی که پول جمع می کنند از طرف او که در واقع از مردم اخاذی کردند و مردم را ارعاب کردند و تحت فشار قرار دادند برای جمع آوری پول!</p>
<p>مسعود خدابنده(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): ایران اید خیلی کار کرده بود، بیشتر از زمانی که باید کار می کرد، یعنی نخ نما شده بود، اینقدر گزارش آمده بود از آدم های مختلف که آقا پول من را بردند، می آمدند در می زدند و پایشان را لای درب می گذاشتند و نمی گذاشتند درب را ببندیم. گزارش زیاد می رفت. منتها می شد لاپوشانی کرد، جایی که کمرش را شکست و بخاطر همین مجاهدین خلق با من و آن سینگلتون خیلی بد هستند به خاطر این موضوع، این بود که یک نفر آمد و اینها را گذاشت روی میز و از کانال درستش هم آن را آورد و گذاشت روی میز! یعنی نمی شد گزارش ما را نادیده بگیرید.</p>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): در اوایل و اواسط دهه 80 بخاطر شیوه های خشونت بار درخواست کمک های مردمی، آمار شکایت ها از ایران اید به شدت بالا رفت. به همین دلیل کمیسیون خیریه ها شروع به بازرسی موضوع کرد، اما کارشان به جایی نمی رسید، چرا که مجاهدین خلق بهانه و دلایل بسیاری می آورد و قول می داد که دیگر کارهایی که بخاطرش از آنها شکایت شده را تکرار نکنند و افراد متولی شان را عوض خواهند کرد. در آن زمان من از مجاهدین خلق جدا شده بودم و با همسرم مسعود ازدواج کرده بودم، هر دو با هم تصمیم به افشاگری درباره ایران اید گرفتیم، چون به نظرمان خیلی غیر منصفانه بود که مردم عادی داشتند فریب می خوردند و برخی از آنها هزینه های هنگفتی را به این خیریه اهدا می کردند و نمی دانستند در حال کمک به یک سازمان نظامی کمک می کنند. ما با پلیس تماس گرفتیم و به آنها گفتیم که کی هستیم. برای سازمان خیریه ها نامه نوشتیم و گفتیم ما درباره ایران اید اطلاعاتی داریم و آنها بخشی از مجاهدین خلق هستند. فکر کنم پس از آن بود که همه چیز خیلی عوض شد. چون قبلا هیچ کسی آن قدر مستقیم با آنها تماس نگرفته بود تا ماهیت ایران اید را افشا کند. این کار باعث شد که کمیسیون خیریه ها ملزم بشود موضوع را جدی تر بگیرد و بازرسی هایش را افزایش بدهد.</p>
<p>مجید تفرشی: تا زمان مطرح شدن پرونده ایران اید در سال های 1997 به بعد، معمولا به نظر می رسید که موسسه ناظر بر امور خیریه ها در بریتانیا یعنی Charity Commission یک نهاد کاملا مستقل و عاری از شائبه های دخالت سیاست ورزان و تاثیرگذاران سیاسی در آن است. در پرونده ایران اید در مجموع کارنامه خوبی از Charity Commission به جای نماند. بعد از آن هم و تا همین امروز هم سایه سنگین دخالت های سیاسی و نفوذ اقتدارگرایان بر امور مختلف این موسسه و تاثیرگذاری آن بر فعالیت های قانونی و غیرقانونی نهادهای خیریه وجود دارد و در مراحل مختلف و نمونه های مختلف شاهد بودیم که موسسه ناظر بر امور فعالیت های خیریه ها از یک طرف علیه موسسات خیریه ای که کار درست انجام می دادند و برایشان پاپوش درست شده بود و برعکس به سود موسساتی که کارهای نادرست انجام داده بودند و خلافکاری داشتند ولی با پنهان کاری و به اصطلاح لاپوشانی مواجه شدند و هیچگونه رسیدگی به اعمال خلاف و تبهکاری های آنها نشد مواجه شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۲</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Mar 2023 06:53:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53664</guid>

					<description><![CDATA[<p>جمیل بصام یکی از اعضای مجاهدین خلق و مؤسسه ظاهراً خیریه ایران اید که در سال 2002 در حین سفری به سوریه به همراه ابراهیم خدابنده در حالی که در تلاش جابجایی بیش از 2 میلیون دلار پول نقد مجاهدین خلق و مقادیر بسیار زیادی طلا بودند، توسط نیروهای امنیتی سوریه به دام افتادند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جمیل بصام یکی از اعضای مجاهدین خلق و مؤسسه ظاهراً خیریه ایران اید که در سال 2002 در حین سفری به سوریه به همراه ابراهیم خدابنده در حالی که در تلاش جابجایی بیش از 2 میلیون دلار پول نقد مجاهدین خلق و مقادیر بسیار زیادی طلا بودند، توسط نیروهای امنیتی سوریه به دام افتادند و به ایران مسترد شدند. جمیل بصام پس از طی دوران محکومیتش از زندان آزاد شد و اکنون در ایران زندگی می کند.</p>
<p>مجید تفرشی (محقق و کارشناس امور تاریخی): مؤسسه ایران اید بر اساس اسناد موجود به جامانده از موسسه Charity Commission که نهاد ناظر بر فعالیت موسسات خیریه است، در 20 سپتامبر 1983 تأسیس شده، یعنی در شهریور ماه 1362 شمسی، این تاریخ، تاریخ قابل توجهی است. از جهت بررسی مقایسه ای فعالیت های داخلی و خارجی ایران اید در بریتانیا و خارج بریتانیا، تقریبا زمان، زمانی است که مجاهدین خلق و شورای (به اصطلاح ) ملی مقاومت بعد از جدایی بین ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی و بعد از دیدار یا دیدارهای محرمانه ای که با مقامات عراقی، بخصوص وزیر خارجه عراق طارق عزیز با مسعود رجوی صورت می گیرد، تصمیم می گیرند به عراق بروند.</p>
<p>چنانکه در گزارش سالانه فرید هالیدی، استاد سرشناس مطالعات خاورمیانه دانشگاه لندن که در بولتن اندیشکده مریپ منتشر شده، به تاریخ مارچ و آپریل 1983، مسعود رجوی و طارق عزیز در 29 دسامبر 1982 با هم دیدار کردند. در این ملاقات به طور صریح برای نخستین بار یک تعامل گسترده مالی و سیاسی بین مجاهدین خلق و حکومت صدام برقرار می شود و پیش زمینه های عزیمت مجاهدین خلق به عراق تنظیم می شود. این در شرایطی است که عراقی ها با دو اپوزیسیون دیگر یعنی شاپور بختیار و ارتشبد غلامعلی اویسی مراودات و قراردادهایی داشتند ولی از آنها ناامید بودند. سازمان مجاهدین خلق در یک بیانیه رسمی در همان تاریخ به این موضوع تصریح می کند. در روز 29 دسامبر 1982 و بعد هم مسعود رجوی دوباره در صحبت های بعدی به این موضوع اشاره می کند. قبلا هم پیش زمینه هایی را نشریات مجاهدین خلق انجام داده بودند که حاضر هستند و آماده هستند برای یک قرارداد جدی با عراق، که همین موجب اختلافات جدی بین بنی صدر و رجوی شد.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، مقیم آلمان): در سال های 1360 تا 1365 سازمان زیر فشار مالی بالایی بود. چرا که از طرفی زیر ضرب نظامی در داخل کمرشکن شده بود، ضمنا بحران های عمیق درون تشکیلاتی که تا به امروز ادامه یافته شروع شده بود. مرتب اعضای معترض جدا می شدند و خواستار محاکمه مسعود رجوی بودند، بخاطر دست زدن به تروریسم و کشتاری که به راه انداخته بود. از طرفی هم هزینه های سرسام آور خود مسعود رجوی که در فرانسه بود. حقوق ماهیانه و اسکان اعضای به اصطلاح شورای ضدملی مقاومت و اطرافیانش که بسیار بالا بود. هزینه های فعالیت تشکیلاتی سیاسی و شرکت در کنفرانس ها و مسافرت هایی که بخش سیاسی را انجام می دادند بسیار بالا بود. در داخل کشور با لودادن تیم های ترور توسط مردم، حفظ و تأمین مالی آنها بسیار هزینه بر شده بود. مرتب مجبور می شدند خانه های تیمی را با تمام اثاثیه اش رها کنند و در جای دیگری خانه کرایه کنند.</p>
<p>در رابطه با این خانه تیمی ما پاسداران کلانتری مرکز و کمیته کلانتری مرکز، تقریبا یک ماهه بچه های اطلاعات تحقیقاتش در این رابطه بودند که دیشب بعد این یک ماه موفق می شوند بریزند داخل خانه و در رابطه با آنها باتوم های برقی که زمان شاه استفاده می‌کردند. بعد زیرش دو جعبه پر هست که البته ما بازش کردیم، ژ3 و تیر ژ3 است.</p>
<p>مجید تفرشی: جمیل بصام یکی از اعضای مجاهدین خلق و موسسه ظاهرا خیریه ایران اید که در سال 2002 در حین سفری به سوریه به همراه ابراهیم خدابنده در حالی که در تلاش جابجایی بیش از 2 میلیون دلار پول نقد مجاهدین خلق (مجاهدین خلق) و مقادیر بسیار زیادی طلا بودند، توسط نیروهای امنیتی سوریه به دام افتادند و به ایران مسترد شدند. جمیل بصام پس از طی دوران محکومیتش از زندان آزاد شد و اکنون در ایران زندگی می کند. او با ما درباره نخستین گام ها و ریشه یابی سازمان های پوششی خیریه سازمان مجاهدین خلق در اروپا سخن گفت.</p>
<p>جمیل بصام (از مسئولان پیشین ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق): گفتیم که در واقع اساس کارمان را بگذاریم روی تیم هایی که بروند در خیابان و مالی-اجتماعی را از آن حالت گروه دونده و این حرفها بیاوریم بیرون. بصورت یک چیز رسمی مثل خیریه دربیایم. انگلیس هم یک کشور خیریه خیزی است، نزدیک 40 هزار خیریه دارد. بنابراین ما به سرعت یک خیریه ای ثبت کردیم به اسم &#8220;ایران اید&#8221;، و در واقع آن ایران اید بود که در این راه شروع به فعالیت کرد.</p>
<p>مجید تفرشی: یک موسسه خیریه ای بوده ظاهرا در لندن که کارش این بوده که از منابع عمومی مردم و موسسات خیریه دیگر پول و امکانات جمع کنند برای کمک به آوارگان، مستمندان، پناهندگان و پناهجوریان ایرانی در داخل ایران و در مناطق مرزی و در کشورهای دیگر اعم از ترکیه و پاکستان و کشورهای اروپایی. در بررسی که در خلال پژوهش در پرونده ایران اید انجام می‌دادم، متوجه شدم که برخی از پرونده ها هنوز از طبقه بندی خارج نشده و اجازه دسترسی به آن وجود ندارد. در برخی از پرونده های آزاد شده برخی صفحات هست که دسترسی به آن وجود ندارد و همینطور در برخی از اوراق آزاد شده برخی عبارت ها و پاراگراف ها حذف شده است. یعنی سیاه شده و فتوکپی آن در پرونده وجود دارد. وقتی که بررسی کردم متوجه شدم که بخشی از این اسناد مربوط به اسناد ارتباطات موسسه ایران اید و اعضا و هواداران آن با سازمان امنیت خارجی بریتانیا معروف به  (Secret Intelligence Service) SISاست که در واقع در افواه به MI6 معروف است. در گفتگو با &#8221; نایجل وست &#8221; مورخ نامدار بریتانیایی که در مورد سازمان های امنیتی کار زیادی کرده متوجه شدم که در واقع سازمان ام آی سیکس یا اس آی اس هیچوقت اسم اعضا و هواداران و رابطین خودش را افشا نمی کند و این برخلاف همه قوانین مصرح دسترسی آزادانه به اطلاعات است و این توضیح روشن کرد که چرا برخی از پرونده های ایران اید هنوز از دسترس خارج است.</p>
<p>نایجل وست(نویسنده و کارشناس امور امنیتی و جاسوسی بریتانیا): سه سازمان جاسوسی انگلیس در چارچوب رفع طبقه بندی اسناد اقدام می کنند و به همین علت سازمان MI5 تعداد 6500 پرونده را که در آرشیو اسناد ملی نگهداری می شدند را از رده بندی محرمانه خارج کرده است. سازمانی با نام &#8220;مجری عملیات ویژه&#8221;در جریان جنگ جهانی دوم وجود داشت که پیش از خرابکاری در خطوط دشمن مشغول گردآوری اطلاعات برای بریتانیا بود. این سازمان در سال 1945 برچیده شد و الان همه اطلاعات آن سازمان هم از رده بندی محرمانه خارج شده است. بنایراین سه سازمان اطلاعاتی و مخفی انگلیس، اطلاعات و اسناد محرمانه شان را از رده بندی محرمانه خارج کردند و احتمالا در دسترس عموم مردم در آرشیو ملی بریتانیا است. سازمان مخفی اطلاعاتی MI6، سازمانی کاملا متفاوت است. زیرا این سازمان بر روابط انسانی استوار است. حتی امروز هم افسر مربوط قول میدهد، قولش معتبر است و هر فردی که جاسوسی می کند اگر با این سازمان همکاری کند، اگر اطلاعات موردنظر را برای این سازمان فراهم کند و اگر جاسوس به هر نحوی که می خواهد به اهداف این سازمان کمک کند، برای همیشه مورد حفاظت این سازمان جاسوسی قرار می گیرد. به جاسوس قول داده می شود که نامش در هیچ یک از پرونده ها قید نشود و هویتش به رسانه ها درز نکند و نامش به کمیته های دولت داده نشود و جاسوس برای همیشه مورد حفاظت خواهد بود. منظور از همیشه این نیست که هویتش برای سی یا چهل سال حفظ بشود، بلکه بیش از یکصد سال مورد نظر است. فرزندان و نوه های آن جاسوس هیچگاه مشمول پیامدهای منفی جاسوسی فرد نخواهد بود و حفاظت می شوند. بنابراین یک قول ویژه و منحصر به فرد است که سازمان جاسوسی بریتانیا به جاسوس می دهد. یعنی به جاسوس می گوید ما نفر را برای همیشه حفاظت خواهیم کرد.</p>
<p>مجید تفرشی: پرونده ایران اید به ما کمک می کند که به جزئیات و زیرپوست و در واقع ماوراء خبر و بین خطوط موارد مربوط به فعالیت های اقتصادی مجاهدین خلق از طریق مؤسساتی مانند ایران اید بیشتر توجه کنیم و بیشتر اشراف و آگاهی پیدا کنیم.</p>
<p>نه تنها در سال های بعد از انقلاب، بلکه از سالهای دهه 1350 شمسی، سازمان مجاهدین خلق همواره مؤسسات پوششی را در کنار خودش داشت تا فعالیت هایش در موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی تحت پوشش آن سازمان های ظاهرا مستقل انجام بشود، در سال 1360 وقتی که سرکرده سازمان همراه با تعدادی از متحدان آن به خارج از کشور گریختند، این گروه های پوششی تحت عنوان اصناف، دانشگاهیان،  خبرنگاران، نویسندگان، هنرمندان بودند که به عنوان گروه های مستقل برای سازمان لابیگری و تبلیغات می کردند. این برنامه در ابتدا تحت عنوان شورای ملی مقاومت و بعد از آن در نام های مختلف پوششی و بخصوص به عنوان خیریه عمل می کردند. در این باره &#8220;غلامرضا انصاری&#8221; سفیر سابق ایران در لندن که بخشی از دوره فعالیتش معطوف به مواجه با فعالیت های تبلیغاتی ضدایرانی مجاهدین خلق بود، سخن گفته است.</p>
<h3>شورای ملی مقاومت چهره جدید مجاهدین خلق</h3>
<p>غلامرضا انصاری، سفیر پیشین ایران در لندن: خب مجاهدین خلق بعد از مشارکت بسیار گسترده‌ای که با عراق داشتند برعلیه کشور خودشان، خب چهره بسیار بدی در دنیا پیدا کردند و وقتی دنیا آشنا شد با واقعیت وجودی این افراد که برعلیه کشور خودشان اقدام نظامی صورت داده بودند، خب از چهره همه ایرانی ها به ویژه، و همه خارجی ها تقریبا آن جایگاه MKO یا مجاهدین خلق که ما اعتقادمان بر این است که ماهیتشان نفاق بوده می افتند. در آنجا کاری که آنها شروع کردند، یک چهره جدیدی از خودشان بروز دادند و آن شورای ملی مقاومت بود. آمدند اعلام کردند که این با مجاهدین خلق زاویه دارد و این برنامه ماموریتش اصلا چیز دیگه ای است و آمدند یک چهره جدیدی از خودشان را در افکار عمومی آنجا و به ویژه در افکار عمومی ایرانیان مقیم انگلستان معرفی کردند.</p>
<p>مجید تفرشی: مشابه این موسسه البته در کشورهای دیگر اروپایی و آمریکا هم وجود داشت، ولی هیچکدام از جهت شهرت و جنجال به پای ایران اید نرسیدند.</p>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق، مقیم بریتانیا): من خودم یک سال و نیم در سوئد بودم و آنجا هم این کار را می کردم. اسمش ایران اید نبود، اما شبیه به همین بود. این کار را در همه کشورهای بزرگ می کردند.</p>
<p>زهرا معینی، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و از فعالان خیریه های پوششی سازمان در آلمان، مقیم آلمان: در اروپا چون همه چیزش مالیات است و با مالیات زیاد سروکار دارند، خب یک نفر یک کادو 10 هزارتایی بیاورد و به شما بدهد و نخواهید مالیات بدهید مشخصه. اینها هم چنین لابی هایی را دارند. تا الان هم با این شگردهایشان جلو رفتند.</p>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی موسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): مجاهدین خلق، انجمن های خیریه ای را ثبت می کردند به طور قانونی در شهرهایی که بودند. حالا در اروپا و در آمریکا و جاهایی که بودند. مثلا در لس آنجلس ما خیریه ای که ثبت شده بود به نام CHR بود. یکی هم داشتیم CHRI بود. بعد اینها در اپلیکیشن هایی که پر می کردند می گفتند ما به اصطلاح یک سازمان های NGO هستیم که برای بچه های پناهنده در مرز ایران و عراق در کردستان و در ترکیه پول جمع می کنیم.</p>
<p>خب این سازمان خیریه یک اسم شیک بود و به آنها پول می دادند. حتی یک دورانی شهردار لس آنجلس من یادمه که امضا کرده بود و تشویق هم کرده بود که ما این را در فرودگاه نشان می دادیم که بله شهردار از ما حمایت کرده است. ولی واقعا اینها نمی دانستند که ما افراد مجاهدین خلق هستیم و برای این گروه و به اصطلاح ارتش آزادی بخش پول جمع می کنیم.</p>
<h3>مجاهدین خلق از حس مثبت شرکت ها و مردم و افکار عمومی سوء استفاده کردند</h3>
<p>سعید سلطانپور، روزنامه نگار ایرانی مقیم کانادا و هوادار سابق مجاهدین خلق: مجاهدین خلق آمدند همین کار را، عکس های اعدامی ها و کشته شده ها را در محله های تورنتو و محله های توریستی می بردند، مثل آبشار نیاگارا و توریست ها هم پول می دادند. حتی بعضی از اینها بچه ها به زور پول می گرفتند. ملت هم پول می دهند، توریست ها پول می دهند. قدیما دولت اینجا زیاد کاری نداشت و به هر حال این پول ها خرج می شد و به سازمان هم می رسید به اضافه این که سازمان به این طریق توانست به خیلی از جاها نفوذ کند. آمریکا هم اینجور بود، بعدها این پول هایی که مفتی گیرشون اومد از صدام و خرج این سیاستمدارای دوزاری ورشکسته بازنشسته کردند، قبلا اینجوری رفتند یعنی از پایین رفتند دم کلیساها و پول جمع می‌کردند و توانستند با مردم در ارتباط باشند، با نهادهای سیاسی پیوند بشوند و ارتباطات برقرار کنند.</p>
<p>غلامرضا انصاری، سفیر پیشین ایران در لندن: اینها به شکل های مختلف وارد صحنه شدند، یکی از کارهایی که انجام دادند این بود که یک سازمانی تحت عنوان &#8220;ایران اید&#8221; معرفی کردند و هدف اصلی این سازمان این بود که بتواند از کمک های مردمی و به ویژه از کمک های شرکت ها که اینها وقتی کمک های انسان دوستانه می کردند و از معافیت های مالیاتی برخوردار بودند، اینها آمدند از آن حس مثبت شرکت ها و حس مثبت مردم و افکار عمومی به ویژه ایرانیان مقیم آنجا استفاده کنند برای اینکه ما این سازمان را تشکیل دادیم تا کمک کنیم به بازماندگان جنگ و کسانی که پدرومادرشان را از دست دادند، بچه هایی که یتیم شدند و&#8230;، تحت این عناوین که بسیار احساسات عمومی و احساسات مردم هدف را تحت تاثیر قرار می داد و بر این اساس شروع کردند به صورت گسترده پول جمع می کردند.</p>
<p>قربانعلی حسین نژاد، عضو سابق مجاهدین خلق و مترجم مخصوص سرکرده مجاهدین خلق: اسمش بود مالی-اجتماعی، کمک جمع کردن در خیابان ها از مردم عبوری، چون اینها مطلقا به اسم اینکه برای مجاهدین خلق جمع می کنیم و اینها که نبود. ما می رفتیم و به ما دفترها و زونکن هایی می دادند با عکس های بچه ها و زن ها و وضعیت ایران و زندانیان سیاسی و اعدام ها. می رفتیم می گفتیم ما یک عده از ایرانیان هستیم که پناهنده ایم اینجا و برای کودکانی که در ایران بی سرپرست مانده اند و پدرانشان اعدام شدند یا زندانی سیاسی هستند و خانواده هایی که این بچه ها را نگه می دارند این هم عکسشان و این هم کودکان و برای اینها پول جمع می کنیم.</p>
<p>آن سینگلتون: در همه کشورها نوعی خیریه مشابه به همین ایران اید دارند. در آمریکا کمی متفاوت بود، اما در اصل همه آنها یک سازمان خیریه رسمی و ثبت شده بودند و ادعا می کردند که اهداف انسان دوستانه دارند و قصدشان کمک به قربانیان زلزله ها یا هرچیزی که به داستانشان می خورد بود.</p>
<p>حمیرا محمد نژاد، عضو سابق مجاهدین خلق، مقیم آلمان: مثلا به ما می گفتند ما از کجا تامین می شویم. می گفتند ما از پول هایی که کمک های مالی مردم تامین می شویم. فکر کنم ویدئوهایش را به هر حال هست. خود من اون موقع نمی دانستم ولی بعدها مثلا همین ویدئوهایی که می دیدم یکی اینکه صدام به آنها کمک می کرد و یکی دیگه هم کمک های مالی که اینجا می شد، اینها افراد معمولی نبودند، طرفداران و هواداران نبودند که به اینها پول می دادند.</p>
<h3>مجاهدین خلق از طریق تاسیس انجمن های خیریه مخصوص کودکان پولشویی می کردند</h3>
<p>علی اکبر راستگو: ما به هرحال در مجاهدین خلق متوجه شده بودیم که پولشویی هایی انجام می شود. ولی بخاطر مسایل سازمانی صدایش را در نمی آوردیم. یکی از آن ابزارهای سازمانی که برای پولشویی بکار می رفت و هنوزم به کار می رود، تاسیس انجمن های خیریه مخصوص کودکان در کشورهای غربی بود.</p>
<h3>مجاهدین خلق به نیروهای خود تکدی‌گری آموزش می دادند</h3>
<p>حمیرا محمد نژاد: یکی از وظایف اصلی ما که آمده بودیم به خارج، همان کار مالی بود. جمع کردن در واقع من می گویم گدایی پول بود. موقعی که ما آمدیم برای ما یک کلاس گذاشتند و در این کلاس باید یاد می گرفتیم که ما چجوری از مردم عادی آن کشور مثلا من که آلمان بودم پول جمع کنیم. یک آلبوم هایی داشتند که بصورت آلمانی نوشته شده بود و به ما خیلی خوب می توانستند این را یاد بدهند که این آلبوم ها مربوط به چی هست. یک سری عکس داخلش بود و یک صفحه امضا که انجمن های مختلف برای خودشان تشکیل داده بودند که ما داریم به کودکان بی بضاعت در مرز ایران و عراق و ایران و ترکیه داریم به اینها کمک می کنیم.</p>
<p>جمیل بصام: فرض کنید کسی که سابقه تحصیلش در انگلیس در حد دکترا بود ولی حاضر شده بود به خاطر اینکه یک پولی برای تشکیلات آنجا در بیاورد در واقع گدایی را قبول کرده بود. بیاید در خیابان بایستد و جلوی مردم را بگیرد و از آنها خواهش کند 5 پوند 10 پوند یا 2 پوند یا هرچی که دادند بگیرد. در صورتی که همین فرد شاید اگر زندگی خودش را داشت و کار خودش را می کرد درآمدش خیلی بیشتر می شد از این. ولی حاضر شده بود اینجوری بیاید در این مسیر، برای همین خود شرکت در تیم های مالی-اجتماعی به عنوان یک ملاکی از صلاحیت افراد در نظر گرفته می شد. خیلی ها حتی حاضر نبودند، می گفتند ما حاضریم هرکاری بکنیم ولیکن دوست نداریم بیاییم در خیابان بایستیم و این کار را انجام بدهیم. یا اگر می آمدند می رفتند یک گوشه ای کز می کردند و اصلا جلوی کسی را نمی گرفتند و خیلی ها حتی در تشکیلات به خاطر همین مسئله تشکیلات را ول کردند و رفتند.</p>
<h3>وقتی می‌توانی آدم بکشی که توانسته باشی گدایی کن!</h3>
<p>مسعود خدابنده(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): مادر من اواخر که آمده بودیم بیرون، یک روز برگشت و گفت که تو واقعا گدایی می کردی؟ گفتم خب آره، ولی یک چیزی پشتش داشت که چجوری شد و چجوری توانستی بروی در خیابان گدایی کنی. راحت نمی‌شود این کار را انجام داد. حالا من که نگاه می کنم میگم که گدایی که هیچی، گدایی برای چه کاری، گدا اقلا می رود و می گوید بده من بخورم. ولی تو می گرفتی و دروغ می گفتی یا فلان می کردی. این بحث ایران ایدش. ولی دستگاه اینه، ببینید دستگاهی ساخته می‌شود، شما از ورود به سازمان یک موقعی می گفتند تو باید بروی آموزش ایدئولوژیک ببینی، زمان حنیف نژاد، بعد بیایی و این کار را انجام بدهی، بعد می‌توانی مثلا عمل نظامی انجام بدهی و یا چریک شوی. این کار را نکردی نمی شود. عملگرا می شوی، می شوی مثل آنهایی که خراب کردند. دستگاه مجاهدین بعد از انقلاب عوض شد. یعنی تو وقتی می توانی عضو بشوی که اول گدایی کنی. زمان شاه می گفت بیا برو کوره‌پزخانه کارکن آدم بشوی، الان می گفت بیا، ببین و یاد بگیر چجوری خرکنی، یاد بگیر و بشکن، یعنی من فردا می خواهم بهت بگویم که تو  یک نفر را در کردستان بکش ، اگه بهت نمی توانم بگویم برو گدایی کن پس به چه دردی میخوری؟ به درد من نمیخوری. این ساختن این آدمه.</p>
<p>مجید تفرشی: از زمانی که در واقع زمزمه رفتن سرکرده مجاهدین خلق به عراق مطرح می شود و وقتی که منتقل می شوند به عراق، درواقع تقریبا مدت زیادی فاصله ندارد با زمان تاسیس ایران اید، به تدریج مسئله انتقال پول های عراق و درآمدهای عراق از خارج به داخل از طریق فروش نفت یا سهم نفتی مجاهدین خلق در عراق هم مطرح می شود. که در واقع چه بهتر از طریق پوشش یک موسسه یا موسسات مختلف خیریه و ظاهرا غیرانتفاعی صورت بگیرد که مشکلات تحریم و مشکلات مالیاتی و به اصطلاح پیگیری های اقتصادی و رصد مالی در آن صورت نگیرد.</p>
<p>ابراهیم خدابنده: افرادی که این کار را انجام می دادند توجیه می شدند که به هیچ عنوان اسم مجاهدین خلق را نیاورند، از موضع اینکه مثلا فکر کنند ایران اید یک ارگان مستقل است. این هم در Charity Commission ثبت شده بود و شماره ثبت داشت، از آن استفاده می کردند، یک بخش کمی از این درآمدها جمع آوری پول در خیابان بود، بخش اصلی اش در ارتباطات بیرونی بود. یعنی افراد مشخصی می رفتند و با آنها جلسات مختلف و صحبت می کردند و دعوت می کردند و اینها را قانع می کردند که حجم زیادی کمک کنند.</p>
<p>داوود باقروند ارشد: این ایران اید، اساسنامه ای را که باید حتما تحویل می داد که به ارگان کنترل کننده خیریه های انگلستان تحت نام Charity Commission باید تحویل داده می شد. یک اساسنامه جعلی که برای ایران اید نوشته شد که مثلا این بنیاد برای کمک به خانواده ها و کودکان یتیمی است که در ایران به او نیازمندند.</p>
<p>ابراهیم خدابنده: کار اصلی ایران اید پولشویی بود، یعنی که اینها کمک هایی از طرف فرض کنید مثال عربستان یا جاهای دیگر به مجاهدین خلق می‌شد یا هر امکانی که در اختیار آنها قرار می‌گرفت اینها نمی‌خواستند مستقیما بیاید به حساب مجاهدین خلق، اینها را تحت کمک می فرستادند به حساب ایران اید، مثلا این مبلغ کمک شده به ایران اید، بعد این پول را ایران اید ارسال می کرد به حساب هایی که در ترکیه داشت، در پاکستان داشت، در امارات داشت و افراد ایران اید می رفتند در آن کشورها و این پول ها را خارج می کردند و دوباره بر می گرداندند به پاریس.</p>
<h3>اهداف مجاهدین خلق از راه اندازی بنیاد ایران اید چه بود؟</h3>
<p>داوود باقروند ارشد: اهداف مجاهدین خلق از راه اندازی بنیاد ایران اید چه بود؟ هدف اصلی لاپوشانی دریافت کمک مالی از دشمنان ایران و ایرانی همچون عراق و عربستان و مزدوری اش در افکار عمومی.</p>
<p>مجید تفرشی:  ساختمان پشت سر من در خیابان هایرود در شمال لندن، روزگاری دفتر موسسه موسوم به ایران اید بوده که در ظاهر کار خیریه انجام می داد. این موسسه در آغاز کارش در سال 1983 که تاسیس شد در اینجا قرار نداشت، ولی به تدریج با گسترش و تعمیم کارش به سراسر دنیا و اقدامات مختلف مالی که انجام می دادند و گردش کارشان که روز به روز گسترده تر می شد، چه در ارتباط با عراق و چه در ارتباط با اروپا و آمریکا، عملا دفترشان به اینجا منتقل شدند و کارشان را خیلی گسترش دادند. البته ساختمانی که الان می بینید، ساختمانی است که بعد از تخریب ساختمان قبلی و بازسازی آن طبقات فوقانی بصورت مسکونی درآمده و طبقات پایینی هم اداری و بیشتر یک کلینیک پزشکی است.</p>
<p>صفات آراز اویغور(متخصص مسایل فساد موسسات خیریه بریتانیا و استاد دانشگاه لندن، مقیم بریتانیا): بعضی از سهامداران خیریه ها پیشنهاد می کنند که جمع آوری پول و کمک های مردمی باید از طرق دیگری انجام بشود، تا اینکه بخواهد به این سختی در خیابان ها انجام بشود، اینطوری معلوم نیست این پولها به کجا می رود بهتر است که از طریق حساب های بانکی انجام بشود. وقتی که از طریق حساب های بانکی انجام بشود قطعا برای دولت ها هم شفاف تر است.</p>
<h3>برای مجاهد خلق امروز دروغ گفتن واجب است</h3>
<p>مسعود خدابنده: برای مجاهد خلق امروز دروغ گفتن واجبه. خوب و بد عوض می شود، یعنی شما در یک دستگاه فرقه ای به یک نقطه ای می رسید که خوب آن چیزی است که سرکرده می گوید، بد آن چیزی است که او نگفته باشد و تو انجام بدهی نه اینکه برعلیه اش باشد، او نخواسته باشد.</p>
<p>یکی از جرم های پرویز یعقوبی این بود که یک روز رفته و موزه را دیده، رفته بود در پاریس و موزه را دیده بود. به او گفته بودند تو وقتی که مال مسعود رجوی بوده را رفتی و هدر دادی! بنابراین همین آدم فرقه ای خوب جلوه هم میکنه، چون واقعا معتقده، یعنی من الان بخواهم دروغ بگویم مثل آن موقعی که در گروه بودم نمی توانم دروغ بگویم، دیگه آن خصیصه از دست من خارج شده، آن موقع خود مسعود رجوی می گفت ببین، حلال و حرامتان با من! گناه و ثوابتون مال منه! یعنی شما تضادی در زندگیت نداری، ببین برمی گردد و به مادرش دروغ می گوید، به پدرش دروغ می گوید، می گوید من در زندانم، در پاکستان، می خواهند من را اعدام کنند. خانه ات را بفرش و پولش را بفرست. متناقض نمی شود! می کند این کار را و بعد هم افتخار می کند که من آنم که بخاطر مسعود رجوی این کار را کردم، مادر کیه پدر کیه! خیلی معذرت می خواهم، در همین آلبانی و عراق بودند دیگه! فحش و بد و بیراه به مادر خودش می داد. اصلا و ابدا ککش هم نمی گزید! این یک موقعی می شکند. موقعی می شکند که رجوی هم می دانست. می گفت ببین! تو تا موقعی که با من هستی مبارزی، رفتی قتل کردی در ایران، رفتی دو نفر را کشتی و برگشتی، تا موقعی که با من هستی گناهت با منه! پایت را از اینجا بیرون بگذاری تو قاتلی!</p>
<p>مجید تفرشی: اگر چه از زمان تشکیل مجاهدین خلق و بخصوص از زمان گریز کادرهای بالای این گروه به خارج از کشور، عملیات پولشویی و نقل و انتقال غیرقانونی پول توسط این گروهک رایج بود، ولی تاسیس موسسه ظاهرا خیریه ایران اید در سال 1983 میلادی امکان گسترده تری را برای وسیع و عمیق تر کردن این وضعیت ایجاد کرد. در شرایطی که نقل و انتقالات مالی مجاهدین خلق پیش از تأسیس ایران اید به شدت تحت کنترل نهادهای مالی و پولی بین المللی قرار داشت، در پوشش یک موسسه خیریه این اقدامات به سادگی بیشتری صورت می گرفت. با فرار مالیاتی و امکانات آزاد یک موسسه خیریه، نقل و انتقال پول از مبدا مختلفی مثل عراق یا اروپا به مناطق دیگر جهان به سادگی بیشتری صورت می گرفت و حجم و گستره این مبالغ روز به روز افزایش می یافت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۱</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Mar 2023 10:53:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53663</guid>

					<description><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و موسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید، گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و موسسات اقماری و پوششی آن برملا شد. تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و موسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید، گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و موسسات اقماری و پوششی آن برملا شد.</p>
<p>تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد پرداخته شده، ولی این نخستین بار است که در این مجموعه، به مدد انبوه اسناد تازه یاب، گفتگو با کارشناسان و شاهدان عینی و دیگر تحقیقات تکمیلی بین المللی، به جزییات و زوایای پنهان این روند بی وقفه تبهکاری مالی یک فرقه سیاسی-ایدئولوژیک پرداخته شده است.</p>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی) در مستند ایران اید: آرشیو ملی بریتانیا جایی است که چند صد میلیون برگ سند راجع به بریتانیا و بیش از 4 میلیون برگ سند مربوط به تاریخ ایران که عمدتا مربوط به اسناد قرن 19 به بعد است نگهداری می‌شود. وقتی که ایران مستمر و بی وقفه در چرخه معادلات جهانی وارد می شود. مجموعه ای که می‌خواهیم به آن بپردازیم، عمدتا مربوط به فعالیت های یک موسسه ظاهراً خیریه است که در خود بریتانیا فعالیت دارد. یعنی مرکزیت آن در لندن است به نام ایران اید، و اسنادی که مورد بررسی قرار خواهد گرفت، اسناد موسسه نظارت بر نهادهای خیریه بریتانیا یا Charity Commission England AND Wales است که در واقع در نوع خودش در رابطه با ایران بدیع و بی نظیر است. چون تاحالا مجموعه ای که مربوط به این موسسه یعنی نهاد ناظر بر امور خیریه ها بوده در مورد فعالیت های ایرانی ها در کشور میزبان در آرشیو ملی بریتانیا وجود نداشته و این برای اولین بار است که این اتفاق می افتد و این در نتیجه تلاش ها و شکایت های متعدد تحت قانون دسترسی آزادانه به اطلاعات و اسناد است که موفق شدم بخشی از این اسناد را که البته بخش کمی نیست و حدود 6 هزار برگ سند آزاد کنند و البته مجموعه زیادی هست که هنوز آزاد نشده است.</p>
<p>با یک بررسی اجمالی دریافتم که محتوای 6 هزار برگ پرونده ایران اید بر 3 مبنا استوار است.</p>
<ul>
<li>جمع آوری پول از راه های قانونی و غیرقانونی و شبهه ناک</li>
<li>هزینه کردن این پول ها بر اساس ادعاهای این مؤسسه ظاهراً خیریه</li>
<li>ارتباطات این موسسه با شورای ملی مقاومت و سازمان موسوم به مجاهدین خلق</li>
</ul>
<p>در این راه با شماری از اعضای قبلی این سازمان و صاحب نظران دیگر گفتگو کردم که این گفتگوها کمک بسیاری برای روشن کردن زوایای پنهان تاریخ تاریک مجاهدین خلق انجام دادم.</p>
<h3>ابلاغیه دزدی انقلابی از فروشگاه ها و مغازه های کشورهای غربی</h3>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق (مقیم آلمان): ما با 2 دوره کاملا متفاوت در رابطه با این فرقه با تأمین مالی روبرو هستیم. دوره اولش که دوره پهلوی است تا سال 60. دوره دوم بعد از 30 خرداد بعد از در واقع سال 60 تا به امروز است. که مجاهدین خلق دست می برد به تروریسم. در نتیجه منابع مردمی اش کاملاً قطع می شوند. از همین رو برای تأمین مالی رو می آورد به تبهکارانه ترین شیوه تامین منابع مالی، از جمله:</p>
<ul>
<li>اخاذی از خانواده های اعضا و هواداران سازمان، با فشار به خانواده ها با گروگان گیری احساسات و عواطف آنها و فریب آنها</li>
<li>یا با فرمان دزدی (مصادره انقلابی)! از فروشگاه‌ها به باور مسعود رجوی امپریالیست های اروپایی و آمریکایی</li>
<li>فروش نشریه در خیابان های غرب از طریق وطن و مردم فروشی با مزدوری برای عراق، لیبی، عربستان، اسرائیل و آمریکا</li>
<li>به کار انداختن دلارهای نفتی و طلاهای دریافتی از کشورها در امور اقتصادی.</li>
<li>جمع آوری پول با فریب افراد و ارگان های انسان دوست غربی تحت نام بنیادهای خیریه برای کودکان</li>
</ul>
<p>علی اکبر راستگوعضو سابق مجاهدین خلق، (نویسنده و پژوهشگر مقیم آلمان): در سال 1362 به همه پرسنل ابلاغ شد که به دزدی انقلابی از فروشگاه ها و مغازه های کشورهای غربی دست بزنند. برای اینکه توجیه برای این دزدی ها داشته باشند مفصلاً برای نیروها توضیح می دادند که چون مثلا دولت آلمان با حکومت اسلامی حاکم بر ایران معامله می کند و این حکومت هم نامشروع است و مردمی نیست. نفت ارزان ایران است که به شکفتگی اقتصادی کشور آلمان یاری اساسی می رساند پس ما در واقع با این کار (دزدی)، بخش کوچکی از حقوق خودمان را از نظام سرمایه داری حاکم بر غرب پس می گیریم.</p>
<h3>مجاهدین خلق یک تافته جدا بافته نسبت به همه است</h3>
<p>ابراهیم خدابنده عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق، (پژوهشگر و نویسنده امور فرقه ها): این فرقه ها خودشان را فراتر از قانون می دانند، فراتر از انسان می دانند، رهبر فرقه خودش را مالک جان و مال همه می داند و فکر می کند یک تافته جدا بافته است نسبت به همه. مثلا اینکه اعضای سازمان دزدی بکنند، کلاهبرداری بکنند، حتی قتل انجام بدهند همه اینها از دستگاه فرقه ای چون مطابق منافعشان هست مباح است. به همین دلیل می گویند شعار فرقه ها و ایدئولوژی فرقه ها، فقط هدف وسیله را توجیه می کند هست در یک خط. هدف هم چیزی جز به قدرت رسیدن رهبر فرقه نیست. از همان روزی که من با سازمان آشنا شدم، به انواع مختلف این را برای ما جا انداخته بودند که ما حتی از فروشگاه اگه دزدی بکنیم، اگه کلاهبرداری بکنیم، اگه از کسی وام بگیریم و پولش را پس ندهیم، اگر با فریب از کسی پول بگیریم اینها همه در جهت اهداف انقلابی ما است.</p>
<p>رضا کرمی عضو پیشین مجاهدین خلق، (مقیم فرانسه): تمامی پول ها از اروپا می آمد و اصطلاح خودشان می گفتند که ما اینها را هلندی کردیم. هلندی کردن اصطلاحی بود که می رفتند از فروشگاه ها در سال 1360 تا 1364 تمامی اموال و لباس و پوشاک را از فروشگاه ها می دزدیدند و به جای اینکه بگویند بلند کردیم می گفتند اینها هلندی شده اند!</p>
<h3>مجاهدین خلق از کاغذ پرینتر تا بشکه خیارشور از آلمان ها می دزدیدند</h3>
<p><strong>داوود باقروند ارشد:</strong> در آلمان که مسعود رجوی پیام داده بود با توجه به قراردادهای تجاری آلمان با رژیم که به حمایت آلمان از رژیم ترجمه می کرد، می گفت تا می توانید از فروشگاه ها و مؤسسات آلمان، به نفع سازمان مصادره و دزدی انقلابی کنید. در همین رابطه در انگلستان هوادارانی که در فروشگاه های بزرگی چون Harrods به عنوان افراد حفاظت فروشگاه کار می کردند از طریق لیستی که از پاریس دریافت می شد وسایل و هرچیزی که می خواستند را می دزدیدند و به پاریس ارسال می کردند. در دانشگاه های خارج کشور، هواداران از دانشگاه ها از کاغذ پرینتر تا خود پرینتر و هرچیزی می توانستند را می دزدیدند و خارج می کردند. آنهایی که در مک دونالد کار می کردند، بشکه بشکه خیارشور می دزدیدند.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> در این رابطه نیز نهادی تحت عنوان قسمت &#8220;مصادره&#8221; و یا &#8220;نهاد مصادره&#8221; در انجمن ها تشکیل شد که وظیفه اش سازماندهی این نوع دزدی ها و اعزام نفرات برای انجام این مصادره ها بود. این بخش ولی فقط شش ماه دوام آورد چرا که نفرات تیم های مصادره به سرعت توسط پلیس دستگیر و شناسایی شده و در نهایت هم مجبور به پرداخت جریمه های سنگین می شدند. قسمت مصادره در اواخر سال 1362 تعطیل شد و سازمان دوباره به کار مالی و اجتماعی روی آورد.</p>
<p><strong>داوود باقروند ارشد:</strong> آنهایی که در پمپ بنزین های آمریکا کار می کردند کارت اعتباری مشتریان را دزدیده و موجودی را تخلیه می کردند.  در آمریکا شبکه ای از دزدی کارت های اعتباری مشتریان را انداخته بودند که بلافاصله کارت دزدیده شده را تا آنجایی که محدوده استفاده در یک ایالت اجازه می دهد تخلیه می کردند و می فرستادند به ایالت بعدی دست بچه های دیگر انجمن و آنجا تخلیه اش می کردند. که اف بی آی تا مدت ها دنبال این شبکه مافیایی سازمان بود و تعدادی را دستگیر کرد. در این ایام من مسئول تشکیلات خارج از کشور بودم و در لندن مستقر بودم. حتی اف بی آی از آمریکا با من تماس می‌گرفت و نام افراد انجمن را در آمریکا می داد و خواستار شناسایی محل آنها می شد.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> بعضی مواقع هم پیشنهاداتی از طرف اعضا در رابطه با تأسیس شرکت های انتفاعی مطرح می شد که در حقیقت سرمایه گذاری برای کسب درآمد بیشتر مدنظر بود. تمامی این پیشنهادات از طرف مسئولین سازمان رد می شد. با این استدلال که سرمایه گذاری یک پروسه دراز مدت لازم دارد و ما نظرمان این است که درکوتاه مدت به ایران بر می گردیم و قدرت را به دست می گیریم.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong> از ابتدای پژوهش درباره واکاوی ریشه های مالی مجاهدین خلق به دو نکته برخوردم. نخست اینکه ادعاهای جمع آوری پول توسط این سازمان برای کمک به کودکان ایرانی و نیازمندان ایرانی بی اساس بود و پول ها مدام مستقیما برای خرج فرماندهی و لشگر ضدایرانی مجاهدین خلق به عراق سرازیر می شد. دوم اینکه ادعاهای مالی سازمان در اینکه منابع مالی آنها توسط اعضا و هواداران تامین می شود کاملا دروغ بود و اسناد و مدارک غیرقابل انکار نشان می داد که این پول ها از طرف کشورهای ضدایرانی تامین می شد.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> 19 اسفند ماه 1367 مطابق با 10 مارس 1989 اتحادیه انجمن های داشجویان مسلمان خارج از کشور به عنوان پشت جبهه سیاسی و تدارکاتی سازمان مجاهدین در نشریه شماره 166 این اتحادیه، بیلان مالی 3 ساله خودش را منتشر کرد. در این بیلان تاکید شده بود درآمد ناشی از فعالیت های مالی اجتماعی اعضا و وابستگان این اتحادیه در سراسر جهان، که بالغ بر 2 میلیارد و 781 میلیون تومان می شده مشخصاً برای رفع نیازهای ارتش آزادی بخش مجاهدین در عراق هزینه شده است.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong>  در یکی از ماه های بررسی بیشتر و عمیق تر مسئله ایران اید و تبهکاری های مالی منتسب به مجاهدین خلق در شهر لیدز به دیدار خانم &#8220;آن سینگلتون&#8221;یکی از اولین اعضای اروپایی مجاهدین خلق  و نخستین کسی که به افشاگری در مورد تبهکاری های مؤسسه موسوم به ایران اید که ادعای امور خیریه داشت رفتیم. در این دیدار خانم سینگلتون ضمن ارایه تصویر درستی از سابقه مسائل مالی و جمع آوری پول توسط اعضای مجاهدین خلق، و افشای ارتباطات این سازمان با مؤسسه ایران اید که قرار بود مؤسسه ای ظاهراً مستقل باشد، عملاً نشان داد که چطور توانسته برای اولین بار تبهکاری های مالی مجاهدین خلق و ایران اید را برای پلیس و مقامات قضایی روشن کند. این تلاش در نوع خود بی نظیر بود و اگرچه دیگران هم راه او را ادامه دادند، ولی در عمل راهگشای بسیاری شد برای اینکه به ابعاد گسترده و عمیق این تبهکاری گسترده بین المللی پی ببرند. افشای این مسئله اگرچه به طور کامل نتوانست حلقه تبهکاری مالی مجاهدین خلق را متلاشی بکند، ولی موجب افشا و رسوایی بسیاری از موارد آن شد، اگرچه همت جدی قضایی و امنیتی، نظامی و انتظامی برای از بین بردن این سیستم تبهکار وجود نداشت، ولی افشای آن باعث شد هرگز نتواند مانند سابق آزادانه به راه خودش ادامه بدهد.</p>
<h3>سوءاستفاده از دونده ماراتن برای کسب اعانه</h3>
<p>آن سینگلتون اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق، (مقیم بریتانیا): هرکسی که با این گروه در تماس بود، چه کسانی که تمام مدت در آن فعالیت می کردند چه کسانی که مثل من یک حامی حساب می شدند، همه باید برای جذب سرمایه برایشان تلاش می کردیم. من در اوایل دهه 80 بود که متوجه این موضوع شدم. یکی از پایگاه هایشان در لیدز بود و شخصی به نام جمیل بصام و دیگر افرادی آنجا مستقر بودند. اینها می رفتند و از خیابان ها برای خودشان حامیان مالی پیدا می‌کردند و می‌گفتند این را برای حمایت از یک دونده ماراتن می‌خواهند. دونده‌ای که از او صحبت می‌کردند یک دونده ایرانی در منچستر بود و دونده ماراتن بود. این افراد از چنین عنوانی سوءاستفاده می‌کردند و سعی می کردند با این روش درآمدی از مردم به دست بیاورند. این کار برای مدت کوتاهی جواب داد، اما خب با جمع کردن 5 پوند و 10 پوند نمی شود سرمایه زیادی جمع کرد.</p>
<p><strong>جمیل بصام</strong>(از مسئولان پیشین ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق): یک نفر پیدا شد که گفت: این ماراتن می دود، یعنی دونده است. خب در رشته ماراتن هم این مسئله رایج است که یک عده بیایند و بدوند و بقیه از آنها حمایت کنند. بنابراین ما این فرد را که ایرانی هم بود، اصلا هم به آن صورت سیاسی نبود، ولی درواقع جنبه حقوق بشری به او این انگیزه را داد که بدود. خودش را که می دانید ما به او گفتیم بیا تحت عنوانی که ما می خواهیم این مسیر را بدو. بنابراین بر اساس این موضوع او دوندگی خودش را انجام می داد و بعد ما آمدیم برای این فرد یکسری برگه هایی چاپ کردیم که نوشته بودیم این شخص 15 مایل یک ماراتن می دود و از شما می خواهیم که برای این فرد کمک مالی جمع کنید و برای این هدفش او را حمایت کنید. به این ترتیب کیفیت کمک مالی ما بیشتر شد و بر اساس ماراتن هایی که نقاط مختلف انگلیس برگزار می شد این فرد هم می دوید و ما پول جمع می کردیم.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong>  مسعود بنی صدر یکی از مسئولان پیشین سیاست خارجی سازمان موسوم به مجاهدین خلق در خاطرات خود که با عنوان &#8220;خاطرات یک ایرانی شورشی&#8221; به انگلیسی و فارسی منتشر شده، به بیان برخی از فعالیت های دانشجویی خود تحت عنوان فروش کباب و ساندویچ در خیابان ها برای کمک مالی به مجاهدین خلق سخن گفته است. این خاطرات در بخش هایی از گفتگوی ما با مسعود خدابنده منعکس شده است.</p>
<h3>رهبران فرقه ها سعی می‌کنند به هر نحوی اعضایشان را مشغول نگه دارند</h3>
<p><strong>مسعود خدابنده</strong>(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): با دکتر مسعود بنی صدر صحبت می کردم برای اینکه پول در بیاورند نمی رفتند به قول مادر خدابیامرز من گدایی کنند، رفته بودند کبابی راه انداخته بودند و می گفتند آقا شما کار می کنید و درس می خوانید یا هرکاری می کنید، روزی 3 یا 4 ساعت بیایید و برای انجمن وقت بگذارید. آمده بودند چند تا آمبولانس کهنه را گرفته بودند و داخلش را کنده بودند و داخلش کباب راه انداخته بودند و می رفتند دور می گشتند و برگر و کباب می فروختند.</p>
<p><strong>آن سینگلتون:</strong> رهبران این فرقه ها سعی می کنند به هر نحوی شده اعضایشان را مشغول نگه دارند چون اگر کاری نداشته باشند شروع می کنند به فکر کردن، و آنها نمی خواهند این اتفاق رخ دهد. این روش هم باعث می شود شخص مشغول بماند و هم او را در تماس با مردم نگه دارد ولی در عین حال یک مرز نامرئی را بین‌شان ایجاد می کند. این موضوع خیلی پیچیده ای است، بعلاوه باعث می شود کاری را انجام دهد که دوست ندارد، فکر نمی کنم کسی بخواهد در باران بایستد و از مردم کمک مالی بخواهد، این کار به نوعی بازی روانی است. نکته‌ای که بعداً متوجه شدم و برایم جالب بود این بود که وقتی ما در MEK برای جذب مردم و ایجاد سرمایه می رفتیم، عملاً برای ارتش رجوی کمک مالی جمع می کردیم.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> وجود این همه نیروی کار رایگان که هزینه‌ای برای سازمان نداشتند، چرا که مخارج زندگی شان توسط اداره سوسیال تأمین می شد، رهبری مجاهدین خلق را به فکر ایجاد نهادی به نام &#8220;نهاد مالی-اجتماعی&#8221; انداخت. با ایجاد این نهاد سازمان چند هدف را همزمان تعقیب می کرد. اول اینکه هواداران جدید الورود را به کار می گرفت و در نهایت از دست غرغر آنها هم آسوده می شد. دوم اینکه با استفاده از این نیروها و با شیوه های جدیدی که ابداع می کرد روی افکار عمومی شهروندان غربی تاثیر می گذاشت. سوم اینکه این تلاش ها می توانست سازمان و رهبری آن را به عنوان بدیل و جانشین نظام به شهروندان و محافل دیپلماتیک غربی بشناساند. چهارم اینکه از طریق جمع آوری اعانه و کمک های مالی از شهروندان غربی مخارج سرسام آور محل اقامت مسعود رجوی در پاریس و مخارج بیش از 2 هزار نیروی پیرامون او و همچنین هزینه های انجمن های وابسته به آنها در سراسر جهان و از همه مهمتر حقوق ماهیانه اعضای شورای موسوم به ملی مقاومت تأمین می شد.</p>
<h3>جمع آوری پول برای بچه هایی که پدر و مادرشان اعدام شدند، دروغ بود</h3>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی موسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): این سیستم مالی-اجتماعی بیشتر جنبه پول درآوردن بود ولی به نوعی جنبه مغزشویی برای هواداران و اعضای سازمان نیز داشت. توجیه این بود که پول ها برای بچه هایی که پدر و مادرشان اعدام شدند و پناهنده اند و در مرزهای کردستان عراق و ترکیه هستند جمع‌آوری می شود. به این شکل من توجیه شده بودم که این پول ها برای این مصارف خرج می شود. بعدها متوجه شدم که نه اصلا بچه ای هست و نه مسئله کمپ های پناهندگان وجود دارد در کردستان عراق و ترکیه و همه دروغ بود.</p>
<h3>داستان سرایی شیوه ای برای کسب در آمدی بیشتر از 2800 مارک آلمان</h3>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> شیوه مالی-اجتماعی روشی بود که در مجاهدین خلق از سال 1361 به شکل گسترده ای به کار گرفته شده بود. این شیوه بعد از آنکه پای بعضی از این انجمن ها به دادگاه کشیده شد کارایی بیرونی خود را از دست داد، و کم کم تبدیل به یک نهاد کارآمدتر به نام &#8220;مالی ویژه&#8221; شد. در سیستم قبلی یعنی &#8220;مالی-اجتماعی&#8221;، افراد رهگذری که بالاتر از 40 مارک کمک می کردند و پتانسیل پرداخت بیشتری را داشتند اسمشان به تدریج در کامپیوتر مالی ویژه ثبت می شد. تلفنی به سوژه ها گفته می شد از بنیاد کمک به آوارگان ایرانی تماس میگیریم، ما با کمک شما توانستیم 90 کودک ایران را از خطر مرگ نجات بدهیم. بعد هم کلی به این تماس حالت داستانی می دادند و از سوژه برای یک ملاقات حضوری وقت می گرفتند. در ملاقات حضوری هم می گفتند که بنیاد ما محاسبه کرده که هر بچه برای یک اقامت یک ساله در کشور ترکیه دست کم به 2800 مارک آلمان نیاز دارد. تمام این مراحل خیالی در بخش مالی ویژه به نام داستان سرایی با توجه به روند این مراحل درست می شد. اگر سوژه یا فرد مورد بحث امکان مالی پرداخت یکباره مبلغ را نداشت و می خواست از زیر بار این پرداخت به دلیل عدم امکان شانه خالی کند، آنها یک طرح جایگزین در آستین داشتند. در این مرحله به سوژه پیشنهاد می شد که این مبلغ را به صورت اقساط بپردازد. به عنوان مثال سوژه می توانست خرج 5 بچه را تقبل کند ولی وجه آن را در 6 قسط بپردازد. حتی به سوژه پیشنهاد می شد که از بانک برایش 3 هزار مارک وام کوتاه مدت بگیرند و وجه درخواستی را یکباره به مجاهدین خلق مسترد کند.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong> پرونده های پراکنده ای که وجود دارد هم از جهت تعدد موضوعات قابل پیگیری در مجموعه مربوط به ایران اید و هم از جهت افراد و گروه های مختلفی در دوایر مختلف بریتانیا که با این مسئله درگیر بودند و فعالیت داشتند از خود موسسه ناظر خیریه های بریتانیا گرفته تا وزارت خارجه بریتانیا تا اینترپل و پلیس بین الملل و آن سازمانی که قبلا به او سازمان مقابله با جرایم سازمان یافته گفته می شد تا موسسات دیگری از قبیل موسسات حقوقی وابسته به مجاهدین خلق و هواداران وابسته به آنها یا موسسات ظاهراً هوادار که مردم نهاد بودند مثل Friends Of Iran Aids که در هر کدام از اینها اسناد مربوط به افراد مختلف وجود دارد و اسامی بسیار زیادی وجود دارد، ضمن اینکه تنوع کار را بیشتر می کند دشواری ها و پیگیری های پژوهشی هم چند لایه می کند. به همین دلیل یکی از کارهایی که در این موضوع تا حدی توانستیم انجام بدهیم، پیدا کردن کسانی بود که به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم با این پرونده در کشورهای مختلف مثل بریتانیا، آلمان، فرانسه، هلند، بلژیک و آمریکا و حتی ایران درگیر بودند.</p>
<p><strong>آن سینگلتون:</strong> وقتی در اواسط دهه هشتاد پیش آنها برگشتم، نحوه جذب سرمایه شان را تغییر داده بودند و خیریه ای به نام ایران اید را تشکیل داده بودند، آنها تصاویر و مستنداتی از قربانیان روحانیون و افرادی که در ایران در قدرت بودند یا افراد بی خانمان و کودکان بی سرپرست را به این منظور جمع می کردند. من در آن زمان نمی دانستم که این تصاویر از جاهای مختلف جمع شده اند و به نحوی خودساخته هستند. بله. تصاویر پناهنده هایی بودند که از جاهای مختلف جمع کرده بودند و با آنها پرونده تشکیل داده بودند. بعد این تصاویر را به خیابان ها می بردند و به مردم می گفتند اینها قربانیان رژیم حکومتی در ایران هستند و شما می توانید از این راه به آنها کمک کنید. یک روش خیلی مشخص برای صحبت با مردم را هم طراحی کرده بودند و مردم می توانستند همانجا چه به صورت نقدی چه از طریق چک کمک های مالی شان را پرداخت کنند. خیلی در این کار حرفه ای شده بودند من هیچ شکی نداشتم که مجاهدین خلق می خواستند از این پول برای گسترش ارتش و نیروی خودشان استفاده کنند، اما تظاهر می کردند که هدفشان کمک به قربانیان ساکن در ایران است. در حقیقت ما داشتیم به مردم دروغ می گفتیم تا به ما کمک مالی بکنند.</p>
<h3>کلاهبرداری با نام خیریه</h3>
<p><strong>صفات آراز اویغور</strong>(متخصص مسایل فساد موسسات خیریه بریتانیا و استاد دانشگاه لندن، مقیم بریتانیا): این خیریه ها به منظور کلاهبرداری شکل گرفته اند، سرمایه های این خیریه ها همگی در جهت اهداف و منافع شخصی است.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong>  موسسه Charity Commission موسسه نظارت بر امور خیریه ها است، در واقع نهادی غیردولتی که البته در تعامل با دولت ها و حکومت بریتانیا است، برای بررسی عملکرد ده‌ها هزار موسسه خیریه در بریتانیا که کار آنها ظاهراً باید در مسئله امور خیر و امر خیر باشد و مسائلی که به رفاه مردم مربوط می شود در داخل و خارج از بریتانیا.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای از منوچهر سخایی خواننده و مرتبط با مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15905</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15905?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Apr 2020 04:19:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/05/03/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%86%d9%88%da%86%d9%87%d8%b1-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خواننده سخایی که یک جورهایی غافلگیرشده بود و قافیه را باخته بود زودی توانست خودش را جمع وجور کند ودر جواب سناریوی خواهرطهمینه گفت" خانم ببینید این برادرمجاهد هستند واختیارش دست شماست درحالیکه من مجاهد نیستم وهنرمند هستم واصلا هم دوست ندارم وارد این وادی شوم که شما ترسیم کردید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15905">خاطره ای از منوچهر سخایی خواننده و مرتبط با مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سایت رجوی به مناسبت سالروز درگذشت خواننده منوچهر سخایی ضمن تجلیل از وی به عنوان هنرمند مقاومت با بیش از نیم قرن فعالیت و شهرت هنری یاد کرد واشاره کرد که سابقا مریم قجر نیز در توصیف شخصیتش بسا خزعبلات بافته بود تا آنچنانکه شایسته است از وجودش در راستای مقاصد شوم سیاسی (قدرت طلبی) بهره ببرند.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-39187 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sakhaei_Manochehr_1.jpg" alt="" width="664" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sakhaei_Manochehr_1.jpg 664w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sakhaei_Manochehr_1-300x178.jpg 300w" sizes="(max-width: 664px) 100vw, 664px" /></p>
<p>از قدیم گفتند که حرف , حرف می آورد ومن هم با خواندن مطلب مرتبط با سخایی خواننده در سایت رجوی , خاطره ای ازایشان به ذهنم متبادر شد که عینا جهت اطلاع مخاطبانم نقل میکنم:</p>
<p>نیمه پائیز1373 درپایگاه مجاهدین واقع دراستکهلم سوئد خانم <strong>حشمت سریری</strong> صدایم زد و از قول <strong>خواهر بهشته  شادرو (طهمینه)</strong> از مسولان روابط خارجی گفت که امروز برای امر مالی اجتماعی نروم و داخل پایگاه بمانم چونکه بایست درجلسه ای مشارکت داشته باشم.<br />
ساعاتی بعد درکافی شاپ مانندی درمرکز استکهلم حضور پیدا کردم که خواهر طهمینه و خواننده <strong>منوچهر سخایی</strong> را مشغول نوشیدن قهوه دیدم که البته مرا هم به نوشیدن یک فنجان قهوه داغ با یک عدد شیرینی که پای سیب می نمود دعوت کردند.</p>
<p>شخصا حرفی برای گفتن نداشتم لذا سراپا گوش شدم که ببینم موضوع چیست وچرا درکافی شاپ!؟</p>
<p>خواهر طهمینه با اندکی خوش وبش وگرم گرفتن بیشتر با سخایی به ایشان گفتند که لابد این برادر را نمی شناسی و سپس درمعرفی من گفتند که این برادر رزمنده ارتش و از فرماندهان هستند که به اتفاق شماری دیگر از عراق به همراه خانم رئیس جمهور یعنی خواهر مریم به اروپا آمدند و وارد فاز جدید فعالیتی شدند که اصلا شاید برایشان خوشایند هم نبوده باشد.<br />
خواننده سخایی هرچند ساکت بود ولیکن با نگاهش سوال داشت که چه فعالیتی هست که ناخوشایند است که این برادر از عراق برای انجامش به اروپا اعزام شده است!؟</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-39188 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sakhaei_Manochehr_2.jpg" alt="" width="600" height="345" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sakhaei_Manochehr_2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sakhaei_Manochehr_2-300x173.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>خواهر طهمینه اجازه نداد قضیه زیاد بغرنج شود و در ادامه افزودند:&#8221; این برادرمدتی است که به کارمالی اجتماعی مشغول است و دارد از شهروندان خارجی با محمل هایی پول برای مقاومت جمع آوری میکند در حالیکه نه زبان سوئدی بلد است ونه آنچنانکه باید انگلیسی. چراکه دیروز مقاومت حکم میکرد که ایشان درعراق بماند و بجنگند و امروز مقاومت حکم میکند که این برادر بیاید اروپا و برای مقاومت و خواهر مریم پول جمع آوری بکند!</p>
<p>خواننده سخایی که یک جورهایی غافلگیرشده بود و قافیه را باخته بود زودی توانست خودش را جمع وجور کند ودر جواب سناریوی خواهر طهمینه گفت: &#8221; خانم ببینید این برادر مجاهد هستند و اختیارش دست شماست درحالیکه من مجاهد نیستم وهنرمند هستم واصلا هم دوست ندارم وارد این وادی شوم که شما ترسیم کردید. من هرچند برای مردم می خوانم ولیکن درعوض پول میخواهم تا زندگی ام بگذرد. این پولی هم که شما برای اجرای یک کنسرت دراستکهلم به من پیشنهاد کردید خیلی کم است ومبلغ پیشنهادی من خیلی بالاتر است.</p>
<p>این جای قضیه بود که متوجه شدم موضوع اغفال خواننده سخایی است با حداقل قیمت. باورکنید جلسه خیلی به درازا کشید طوریکه توفیق اجباری دست داد که با اجازه ناهار را نیزدرهمان کافی شاپ برایمان سرو کنند ولیکن بحث نتیجه نداد وخواننده سخایی دراولین معامله تسلیم نشد که مفتی برای رجوی کنسرت اجرا کند و  مورد بهره برداری قرار گرفته شود.</p>
<p>لازم به یادآوری است که درآن مقطع رجوی به دنبال خیلی ازهنرمندان رفته بود ازجمله <strong>ویگن , تقدسی , الهه , مرتضی و</strong>&#8230;.که خوشبختانه عمده آنان درگذرزمان متوجه ماهیت رجوی و نیات پلیدش شدند وبتدریج ازاین فرقه فاصله گرفتند ولیکن خواننده سخایی متاسفانه درادامه تماسهایش با این فرقه خریداری شد ودرخدمت رجوی قرارگرفت.</p>
<p>ما که بخیل نیستم با این حال روحش شاد.<br />
پوراحمد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15905">خاطره ای از منوچهر سخایی خواننده و مرتبط با مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15905/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شگرد جدید برای جلوگیری از ریزش نیرو</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21456</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21456?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2017 10:29:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2017/02/05/%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%88%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اما جمع کردن این اعانه امسال با شگرد جدیدی بود مریم قجر شخصا در یکی از جلسه ها از پارلمانترها به نحوه ای درخواست کمک کرد که جای تعجب بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21456">شگرد جدید برای جلوگیری از ریزش نیرو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین هر ساله برنامه ای برای اعانه جمع کردن به راه می اندازد تا به این واسطه بتواند از جیب سران اروپا،مردم و خانواده های فریب خورده&nbsp; مقداری پول کش روند. اما جمع کردن این اعانه امسال با شگرد جدیدی بود مریم قجر شخصا در یکی از جلسه ها از پارلمانترها به نحوه ای درخواست کمک کرد که جای تعجب بود.&quot; او از آنها تشکر کرد برای شرکت در کارزار مالی،و حل مساله استقرارنفرات از عراق به آلبانی&nbsp; بخصوص درمان بیماران و مجروحانی که مدتها&nbsp; از درمان محروم بودند &quot;<br /> هر شخص عاقلی&nbsp; که این حرفها را بشنود&nbsp; ناخوداگاه در فکر فرو میرود که این دیگر چه حرفی بوده که بیان کرده.<br /> &#8211;&nbsp;&nbsp; &nbsp;اولا&nbsp; مریم اگر به فکر این افراد بود چرا زودتر برای انتقال نفرات از عراق به آلبانی اقدام ننمود و مدام از جابجا کردن آنها طفره می رفت!<br /> &#8211;&nbsp;&nbsp; &nbsp;در ثانی از قدیم ایام به خاطر دارم افرادی که مریض می شدند حق چندانی برای مداوا&nbsp; نداشتن. زیرا که می گفتن شخص در حال تمارض کردن است و از زیر کار شانه خالی می کند&nbsp; و این در شان و منزلت یک انقلابی نیست تا جایی که مریضی ریشه دار می شد و فرد را به پای مرگ می برد.&nbsp; حتی جرات نفس کشیدن و پیگیری برای مداوا را نداشتن و حالا چی شده که درمان این افراد مسئله مهمی شده!؟<br /> &#8211;&nbsp;&nbsp; &nbsp;ثالثا&quot;&nbsp; اگر این فرقه مشکل پول داشت چرا مدام&nbsp; پولهای هنگفتی خرج مراسم های مختلف می کند؟ آنها را نگه دارد برای درمان&nbsp; افراد مریضش!<br /> اما واقعیت هیچ کدام از این بهانه های در پیتی مسئله اصلی نیست&#8230;<br /> حالا که افراد اسیر در این فرقه از عراق به آلبانی انتقال داده شده اند. روزنه کوچکی برای این افراد باز شده و کمی چشم و گوششون جنبیده&nbsp; و تازه متوجه شده اند حصارهایی که در اشرف به دور آنها بسته شده بود در آلبانی&nbsp; ضعیف تر است. با تلاش کردن می توانند دست به فرار و جدائی بزنند.مریم قجر ازاین ریزش نیرو ترسیده و به فلاکت رسیده تا جایی که چندین بار شخصا به آلبانی رفته و کارش به التماس کردن افراد رسیده. زیرا که تمامی افراد داخل گروه فرقه دچار تزلزل شده اند و از طرفی تمامی شعارهایی که سران می دادند همگی طبل تو خالی بیش نبود،همین افراد مریض تصمیم گرفتن دیگر خودشان را اسیر این فرقه نکنند.زیرا با ماندن در این فرقه مریضی و مشکلات روحی و روانی که سازمان طی این سالها نثارشان کرده برایشان باقی می ماند ولاغیر! پس تصمیم&nbsp; به جدایی از گروه نموده اند.<br /> به همین خاطر می خواهد با دریافت کمک های مالی که جمع آوری نموده به افراد اسیر در فرقه پوئن هایی بدهد و با شرایط مالی و رفاهی بهتر و وعده وعید های بیشتر، آنها را فریب دهد تا به این شیوه آنها را نگه دارد!<br /> از سوی دیگر می خواهد با مظلوم نمایی نزد سران اروپا برای خودش جا پا و اعتبار کسب نماید در حالی که این رو همه به خوبی می دانند که یک گروه تروریستی همیشه یک تروریست باقی خواهد ماند!<br /> خطاب به کسانی که به دنبال کمک کردن به مجاهدین هستند باید بدانند که در اصل به ترور انسانها کمک می کنند!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21456">شگرد جدید برای جلوگیری از ریزش نیرو</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21456/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>این مبالغ همیاری را صرف فقر زدایی خانواده بکنید!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21360</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21360?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Jan 2017 07:56:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2017/01/18/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%ba-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%b2%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بیش از یک ماهی است که شاهد تبلیغات کر کننده ی رجویه برای جمع آوری کمک مالی (گلریزان 21) هستیم که طی روزهای جاری، این تبلیغات ابعاد جنون آمیزی پیدا کرده وامروز میرود که تمام شود تا حوادث روزگار چه پیش آورد و برای سیستم تبلیغاتی رجوی کاری دست وپا کند که البته بدون آنهم قادرند زمینه های مصنوعی ای هم تهیه کرده و توفان های متعددی درفنجان برپا کند!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21360">این مبالغ همیاری را صرف فقر زدایی خانواده بکنید!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بیش از یک ماهی است که شاهد تبلیغات کر کننده ی رجویه برای جمع آوری کمک مالی (گلریزان 21) هستیم که طی روزهای جاری، این تبلیغات ابعاد جنون آمیزی پیدا کرده وامروز میرود که تمام شود تا حوادث روزگار چه پیش آورد و برای سیستم تبلیغاتی رجوی کاری دست وپا کند که البته بدون آنهم قادرند زمینه های مصنوعی ای هم تهیه کرده و توفان های متعددی درفنجان برپا کند!<br /> ما در نوشته های قبلی خود هدف این کارزار کذائی را روشن کرده ونوشته بودیم که این سروصداها بخاطر پنهان کردن منابع مالی خارجی این جریان ضد ملی براه انداخته اند!<br /> دراین خیمه شب بازی، عوامل تشکیلاتی درسراسر غرب بسیج شده اند که ضمن برقراری ارتباط تلفنی، کمک های مالی خارج از قد وقواره ی خود را اعلام کنند (که داده وکه گرفته؟؟)!<br /> میزان این مبالغ آنقدر زیاد است که دروغ بودن آنرا بخوبی روشن میکند وچرا؟<br /> برای اینکه اعضا و هواداران باند رجوی از نظر سن و سواد و تخصص، درمقایسه با سایر گروه های اپوزیسیون، از کیفیت پایینی برخوردار بودند وطبعا میزان درآمدشان دراروپا و&#8230;، به سختی کفاف امور جاری خودشان را میدهد و قادر نیستند که این مبالغ اعلام شده در سیمای ضدآزادی رجوی را تامین وپرداخت نمایند که سر به میلیاردها میزند!<br /> در تکمیل این دروغ بافی ها، یکی از قلم بدستان ر جوی که همواره خود را &quot;رحمان. ش&quot; معرفی میکند، مطلبی نوشته است که در یکی از پاراگراف های آن میآورد:<br /> &quot; از ترس آزار و اذیت&zwnj;های رژیم علیه خانواده&zwnj;ام که در داخل میهن اشغال&zwnj;شده زندگی می&zwnj;کنند معمولاً دیربه&zwnj;دیر با آن&zwnj;ها تماس می&zwnj;گیرم، اگرچه همیشه تلاش می&zwnj;کنم که مطمئن باشم که هوادار و اشرف نشان بمانند و اخبار سازمان و سیمای آزادی را دنبال کنند و وصل باشند. چندی قبل که با آن&zwnj;ها تماس گرفته بودم&#8230; دراثنای صحبت متوجه شدم&#8230; تنها منبع درآمد خانواده، حقوق خواهرم است که درجایی مشغول کار است&#8230; ولی گذشته از همه این توضیحات زمانی فیوز من پرید که از میزان حقوق خواهران پرسیدم، او گفت&#8230; ماهی ۷۰۰ هزار تومان. باورم نمی&zwnj;شد! چون می&zwnj;دانستم که خود رژیم اعلام کرده است که حداقل حقوق ۳ میلیون تومان است&#8230;&quot;.<br /> پس:<br /> 1-&nbsp; از نوشته ی خودتان هم بخوبی روشن است که تماس شما برای ابراز محبت نیست ومیخواهید خانواده ی خود را بنفع رجوی بوالهوس شستشوی مغزی دهید ودراصل یک ماموریت کنترل شده ی تشکیلاتی را انجام میدهید!<br /> 2- اینکه عده ی زیادی ازهموطنان ما در فقر وتنگدستی بسر میبرند، رسانه های داخلی هم اخباراین وضع را به وفور بازتاب میدهند ومحتاج به اطلاع رسانی شما نبودیم.<br /> فقط این مورد را درنظر بگیرید که درکشوری مانند آمریکا، دهه هاست که برحقوق کارگران اضافه نمی شود وبجای آن از مالیات ثروتمندان مرتب کم میشود وبااین وجود بزرگان شما هر روزه کاسه ی گدائی بدست گرفته وازدولت آمریکا میخواهند که یار و مددکار آنها باشند!!<br /> 3- دولت ایران هرگز اعلام نکرده که حداقل حقوق سه میلیون تومان است وشما بطور وقیحانه ای دروغ میگویید!!<br /> رحمان بگ با نفی عملی ادعاهای قبلی خود، چنین می نویسد:<br /> &quot;&#8230; این موضوع گذشت تا این&zwnj;که یکی از اشرف نشانان که از هلند به دیدار ما آمده بود، در خلال صحبت&zwnj;ها حدود ۵۰۰ دلار را به دستم داد و گفت که خانواده&zwnj;ات فرستاده&zwnj;اند و سفارش کرده&zwnj;اند که به سازمان برسانیم. با یک حساب سرانگشتی دیدم خانواده&zwnj;ام بدون این&zwnj;که من از وضع مالی خودمان صحبت کنم یا درخواستی کنم، بعد از تماس من بلافاصله دست&zwnj;به&zwnj;کار شده و چیزی حدود دو ماه حقوق خودشان را برای این دوست فرستاده و از او خواسته بودند که به سازمان برساند!&#8230;&quot;.<br /> یعنی میخواهی باور کنیم؟!<br /> با درآمد 700هزار تومانی، خانواده ی تو چگونه توانسته حدود 2میلیون تومان (درآمد سه ماه خود را) برای توبفرستد وسفارش هم بکند که آنرا بدست سازمان برسان!<br /> هنوز نمیخواهی که دروغی بگویی که لااقل گنجایش لازم را داشته باشد؟!<br /> همچنین:<br /> &quot;&#8230; نمونه&zwnj;های خیلی برجسته&zwnj;تر از آن در همیاری&zwnj;های قبلی بسیار بود و به&zwnj;راستی انسان را غرق تحسین و اعجاب می&zwnj;کرد که چطور هم&zwnj;وطنانی که خودشان در کشورهای خارجی با هزار و یک مشکل مالی مواجه هستند از ضروری&zwnj;ترین نیازهای خودشان می&zwnj;گذشتند و دار و ندار خود را بی&zwnj;محابا وقف سازمان می&zwnj;کردند. همین روزها از سیمای آزادی مواردی را شنیدیم که زندانیان قبل از اعدام به نزدیکان خود سفارش کرده بودند وسایلشان را &ndash; هرچند ناچیز در زندان &ndash; به همراه هر آنچه در بیرون دارند فروخته و برای کمک مالی به سازمان بفرستند و یا آن زنان بامرام زندانی که با تهیه کارهای دستی و بافتنی و ارسال آن به بیرون از خانواده&zwnj;های خود می&zwnj;خواهند که آن&zwnj;ها را فروخته و پولش را برای سازمان بفرستند &quot;!<br /> تعجب نکن خواهر یا برادر!<br /> برای اینکه صورت مسئله غلط است و این کمک های مالی درکلیت خود حقیقت ندارد و تنها برای پوشاندن کمک های خارجی دشمنان مردم ایران به رجویه، مطرح می شود!<br /> دیگر اینکه زندانی اموالی ندارد که برای آن وصیت هم بکند و مگر چند نفر درعرض 20 سال گذشته از شماها اعدام شده اند که اموالشان بدست رجوی رسیده باشد؟!<br /> مگر اینکه منظور تان قاتلین وقاچاقچیان اعدام شده باشد و وآیا میخواهی بگویی که این بیچاره ها ازاصحاب رجوی بودند؟!<br /> وسرانجام اینکه:<br /> &quot;&#8230;پس خوشا به حال خلق قهرمان ایران که باوجود همه مصائب مترتبه بر ایلغار قوم خمینی، دارای سازمانی هستند که رهبرانش مریم و مسعود و مسئولانش شورای مرکزی و مجاهدانش، فداکارترین انقلابیون تاریخ معاصر و هوادارانش پاک&zwnj;بازترین اشرف&zwnj;نشان&zwnj;ها&#8230; سازمانی که سرمایه یک خلق در زنجیر و نقطه امید بسیاری دیگر در این منطقه بحران&zwnj;زده است، سازمانی در دیده دشمنان خار و بر چهره دوستان خال، شجره طیبه و سایه رحمتی بر تمامی مردم زخم&zwnj;دیده و مجروح و منتظر، آیا بر چنین خلقی و چنین جنگاورانی، پیروزی مقدر نیست &quot;؟<br /> نه عزیز!<br /> مردم ایران ازوجود چنین سازمانی که برای آنها فداکاری بکند، محروم اند چه رسد به باند رجوی که دهها هزار نفرازمردم ایران را چه درجریان ترورها، چه ایام جنگ وچه در تسویه های درون سازمانی بقتل رسانده است!<br /> اگرواقعا هم این جریان منحط را سرمایه ی ایران میدانید، من این سرمایه را جزو حساب بدهکاری مردم ایران میگذارم که باید تلاش کنند و ازاین بدهی خلاص شوند!<br /> مریم و مسعود رجوی فداکاری ای بنفع مردم ایران نکرده اند وپاک بازی ودرستکاری ای ابدا مطرح نیست!<br /> آنها با استفاده از زندگی شاهانه وافسانه ای وترتیب دادن بساط های هزار ویک شب گونه، موفق شدند که یک سازمان سیاسی را که میتوانست ازمنافع طبقه ی متوسط ونیمه مرفه دفاع کند، مسخ اش نموده و درخدمت امپریالیزم وارتجاع منطقه درآوردند!<br /> آنهابا برقراری استبداد بی نظیر تشکیلاتی و ایجاد روابط نامشروع آنچنانی، به آبروی ایران وایرانی لطمه زدند!!<br /> دربرابر این باخت بزرگ، آیا مایل نیستی که مبلغی از این مبالغ میلیاردی صوری را به خانواده ات بفرستی که طبق ادعاهای سازمان اولیه ی مجاهدین،&nbsp; پول که سهل است، جانت را هم باید فدای چنین خانواده هایی بکنی؟؟!!<br /> صابر &nbsp;<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21360">این مبالغ همیاری را صرف فقر زدایی خانواده بکنید!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21360/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ابتدا کمک های جمع کرده برای کودکان موهوم فلسطین را خرج کند!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21274</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21274?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Jan 2017 09:33:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2017/01/02/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%85%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%87%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>درجواب این نیرنگ بازی های فرقه ی رجوی و یا دیگرانی که مسئله را اینگونه عوام فریبانه مطرح میکنند، باید گفت که اگر کسی دلایل انحطاط ایران را که از 400 سال پیش وبدنبال اشغال بنادر وگمرک های ما توسط دولت های اروپایی (پرتغال وسپس انگلستان) شروع شده و طی این 4قرن با شدت وضعف هایی ادامه داشته، میداند وبه مردم نمی گوید، تبهکار است وآنکس که نمیداند و نعل وارونه میزند، نادان بشمار میآید!!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21274">ابتدا کمک های جمع کرده برای کودکان موهوم فلسطین را خرج کند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شورای بی خاصیت مقاومت؟! ملی ایران، بیانیه ای با عنوان &quot; استمداد از عموم مردم ایران برای یاری رساندن به هموطنان بی&zwnj;پناه در سراسر کشور در فصل سرما &quot; منتشر کرده که درقسمتی ازآن میخوانیم:<br /> &quot;&#8230; <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Icon/Analyse/Analysis_Q_1_L.jpg" style="width: 240px; height: 170px; margin: 10px; float: left;" />خانم رجوی خاطرنشان کرد تراژدی گورخواب&zwnj;ها با همه ابعاد تأثرآورش، تنها یکی از مصیبتهای بیشماری است خامنه&zwnj;ای و روحانی و دیگر سردمداران رژیم و آقازاده&zwnj;های آنها به&zwnj;ملت ایران تحمیل کرده&zwnj;اند. همانهایی که به&zwnj;طور مستقیم در چپاولهای چند میلیارد دلاری دست دارند و حقوقهای نجومی دریافت می&zwnj;کنند &quot;.<br /> درجواب این نیرنگ بازی های فرقه ی رجوی و یا دیگرانی که مسئله را اینگونه عوام فریبانه مطرح میکنند، باید گفت که اگر کسی دلایل انحطاط ایران را که از 400 سال پیش وبدنبال اشغال بنادر وگمرک های ما توسط دولت های اروپایی (پرتغال وسپس انگلستان) شروع شده و طی این 4قرن با شدت وضعف هایی ادامه داشته، میداند وبه مردم نمی گوید، تبهکار است وآنکس که نمیداند و نعل وارونه میزند، نادان بشمار میآید!!<br /> علت العلل انحطاط ما &#8211; بعنوان یکی ازقدرت های بزرگ جهانی درآستانه ی حکومت صفوی وحتی مدت ها بعد از ان بود &#8211;&nbsp; درآنست که این اشغالگری ها گمرکات ما بدست بیگانه داد وتوازن صادرات وواردات ما را &ndash; که این توازن بنفع صادرات صنعتی وکشاورزی ما در آن زمان بود- برهم زده واندک اندک کشور ما ر ا ازیک کشور پویا و صادرکننده کالاهای کشاورزی، دامی وصنعتی، به کشور صادر کننده ی مواد خام تبدیل کرد که این تکیه کردن به صادرات&nbsp; صرف مواد خام، عوارضی مانند کارتن خوابی ووابستگی اقتصادی مزمن داشته&nbsp; وبنابراین تا این مشکلات انبار شده طی سده ها را حل نکنیم، علیرغم بهبود های نسبی وموقتی که ممکن است درکار&nbsp; وزندگی ما باشد، پاشنه درهمین حدود ها خواهد چرخید!<br /> خانم رجوی فراموش کرده ویا اصلا اهل درباغ بودن نیست که بگوید، عمر جمهوری اسلامی، فقط ده درصد این دوران 400 ساله سخت را تشکیل داده است ونه بیشتر!<br /> درادامه:<br /> &quot;&#8230; خانم رجوی از عموم هموطنان و مردم خیر و نوع&zwnj;دوست به&zwnj;ویژه جوانان صمیمانه استمداد کرد که در این فصل سرما به&zwnj;یاری گرسنگان و بی&zwnj;پناهان بشتابند و رو در روی حاکمان سنگدل، نهضتی از همبستگی ملی و انسانی برای نجات این قربانیان نظام ولایت فقیه برپا کنند. این یاری و همدلی انسانی ریشه&zwnj;های عمیق در فرهنگ ایرانی و تعالیم اسلامی دارد که آخوندهای جنایتکار بزرگترین دشمنان هر دو آن هستند &quot;.<br /> چطور است که این خانم ازخود شروع کرده وبا تحویل پول های هنگفتی که ازمردم کشورهای ثروتمند وبه بهانه ی کمک به کودکان فلسطینی جمع کرده، به این کار اختصاص دهد؟!<br /> جلسات صدها میلیون دلاری هفتگی خود را قطع کرده و هزینه اش را صرف این کار خیر نماید؟!<br /> زیور آلات خود را که سر به میلیون ها دلار می رسد، به پای گرسنگان وگرفتاران درسرما بریزد؟!<br /> یا اصلا راه دوری نرود وزحمت اضافی نکشیده، به هر عضو تشکیلات شوهر&nbsp; با سرنوشت نامعلوم خود &ndash; بااین فرض درست که بخشی ازاین مردم گرسنه جزوی ازخانواده های آنها باشد &ndash; درراه برقراری تماس آزادانه با خانواده هایشان کمک کند و اینهمه هزینه صرف تلویزیونی نکند که خاصیت مثبتی ازان بروز داده نشده است!<br /> همچنین:<br /> &quot; خانم رجوی افزود،&#8230; راه قطعی پایان دادن به این فجایع سرنگونی این رژیم و استقرار آزادی، دموکراسی و حاکمیت مردم است&quot;.<br /> ما نگاه شما به آزادی و حاکمیت مردم را میفهمیم ودرجواب میگوییم که حکومت های سرنگون شده ی 400 سال اخیر ایران، ازهرلحاظ بهتر ازشما بودند که سرنگون شدند ومردم همچنان گرفتاری هایی دارند.<br /> پس سرنگونی این حکومت، علاج کار نیست، همانطور که سپردن قدرت بدست ناپاک شما چاره ساز نیست و تنها کاری که میکند، کمک به انحطاط است!<br /> بهروزی وشادکامی مردم ایران درتوسعه ی همه جانبه ی کشور میسر است که راهی است پرسنگلاخ و به مجاهدت زیاد درکنار خودپذیری و پیشه کردن صبر واستقامت بیشتر وبیشتر نیاز دارد وکار چند ماه و چند سال نیست وبه درد شما که اینهمه برای کسب سریع&nbsp; قدرت دست به هررذالتی میزنید، نمیخورد!<br /> نوید<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/21274">ابتدا کمک های جمع کرده برای کودکان موهوم فلسطین را خرج کند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/21274/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کلاهبرداری رجوی با نام خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19740</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19740?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 17 Mar 2016 06:42:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2016/03/17/%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>نکته آخر باند تبهکار رجوی در جعل اسناد و مدارک تقلبی مهارت خاصی داشت و در لحظات پایانی رژیم وقت عراق یعنی صدام انبوهی از ماشین آلات با تنوع های مختلف را با تهدید اهالی از دست آنان در می آورد و با درست نمودن سند و مدارک اولیه آنها را به قرارگاه خود منتقل می نمود و جزء اموال خودش به حساب آورد دزدی رجوی شاخ و دم نداشت</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19740">کلاهبرداری رجوی با نام خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود رجوی آنقدر خیانت کرده که هر گوشه ای از آنرا کاوش می کنی رد پای وی را می بینی زمانی در مناسبات رجوی بودم و یک موضوع خیلی سازمان را بهم ریخته بود آنهم بحث رو شدن دست سازمان از پول شوئی و جمع آوری کمک های مردمی یا همان گدائی که کشور انگلیس مکان های مربوط به خیریه های سازمان را بسته بود و کلی مدرک از آن جمع آوری نموده بودند.رجوی از این موضوع آشفته شده بود و آنموقع در قرارگاه باقرزاده بودیم که ما را صدا زدند و گفتن بیائید چندین نامه نقل قول از بستگانتان در ایران برای جامعه حقوق بشر و مسئولین وقت انگلیس بنویسید.مضمون آن این باشد ما خانواده x بخاطر نگهداری بچه هایی که پدر و مادرشان کشته شده بودند و در حال حاضر داریم در ایران&nbsp; از آنها نگهداری می کنیم سازمان بابت آن هر ماه مبلغی را به ما می دهد.در صورتی که نه اسامی درست بود و نه سازمان رجوی یک چنین کاری را می کرد ولی چون می خواست پرونده سازی کند این عمل شنیع را انجام می داد و این خاصه را از نیروها داشت.در ضمن توسط خودکارهای بی رنگ این کار انجام می شد که یعنی از داخل ایران برای رجوی و سازمانش ارسال گردیده.و یا زمانی که نماینده حقوق بشر گالیندوپل قرار بود برود ایران همین نامه ها را از داخل قرارگاه های این سازمان برای وی نوشته می شد.در صورتیکه هیچکدام واقعی نبود.<br /> رجوی همواره می گفت ما داریم با زحمت مالی اجتماعی این پولها را بدست می آوریم در صورتیکه با یک محاسبه سر انگشتی هم می شد فهمید این هزینه های سر سام آور نمی تواند بدون کمک خارجی باشد.مراسم و میتینگ ها، کنسرتها و دیدارها که در خارج از کشور برگزار می شد. نمی توانست حاصل در آمد کار مالی باشد. هزینه بچه های سیاسی که مثلا بخش روابط خارجه بهش گفته می شد سر به فلک می کشید و هزینه هایی که به لابی ها داده می شد تا در یک اجتماع سازمان سخنرانی کند.این تازه در خارج از کشور بود در داخل کشور عراق هم چیزی مشابه آن برگزار میشد دعوت از اهالی روستاهای اطراف اشرف و قرارگاههای سازمان با دادن مهمانی ها و بسته های هدیه و یا رفتن به منزل مختارهای عراقی و جلب نظر آن ها و حمایت جلب کردن افراد روستاها برای سازمان اینها بدون کمک صدام به عنوان هم پیمان اصلی رجوی میسر نبود.<br /> رجوی همواره می گفت منافع مشترک ولی اسمی از کمک آورده نمی شد.در ادامه این زد و بندها&nbsp; با خانواده های افرادیکه در سازمان بودند بطور پنهانی تماس می گرفت بطوری که روح اون فرد خودش در جریان قرار بگیرد در خواست پول می کرد و اینگونه خانواده ها را تلکه می کرد با شیادی بی نظیر خودش به بهانه های کمک هزینه درسی و یا برای رفتن به کشور دیگری در خواست پول می نمود و یک ریال آن هم به خود شخص نمی رسید.رجوی در سالهای دوران صدام میلیاردها دلار از پول نفت مردم عراق رابه خودش اختصاص داده بود بخاطر همکاری و دادن اطلاعات و خواسته های که از جانب صدام به رجوی داده می شد و او هم باید بی کم و کاست اجراء می نمود.<br /> نکته آخر باند تبهکار رجوی در جعل اسناد و مدارک تقلبی مهارت خاصی داشت و در لحظات پایانی رژیم وقت عراق یعنی صدام انبوهی از ماشین آلات با تنوع های مختلف را با تهدید اهالی از دست آنان در می آورد و با درست نمودن سند و مدارک اولیه آنها را به قرارگاه خود منتقل می نمود و جزء اموال خودش به حساب آورد دزدی رجوی شاخ و دم نداشت ویا برای سرویس خودروها می رفتیم درشهر جلولا مقر انزلی ما را توجیه می کردن دولت عراق دارد سر نگون می شود هر چه می توانید بار گیری کنید و بیاورید ما هم تمام سوله ها و فیافی ها را می کندیم و داخل آیفا بارگیری می کردیم و یا قطعات آلومینیومی از ماشین های آنها را با چکش و پتک می کندیم و در اشرف به عنوان ضایعاتی به مردم عراق میفروختیم.<br /> اموال خودشان&nbsp; رابه خودشان از این قبیل کارها را رجوی و سران این فرقه بی نهایت انجام داده و می دهد.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/19740">کلاهبرداری رجوی با نام خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/19740/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سفر بخرج تروریستها، مجاهدین دانشجویان لهستانی را به برلین بردند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17561</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17561?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Mar 2015 08:18:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/03/14/%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d8%b1%d8%ac-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>Chalicka Igaدانشجوی اهل کراکاو لهستان مخفی نمی کند که منظورش ازشرکت در این مراسم نه به بخاطر حمایت از یک حزب خارجی بلکه دیدن مناظر برلین با هزینه بسیارکم بوده است. این دختر دانشجو یکی از حدود ۸۰۰ دانشجویی است که روز ۷ مارس جهت شرکت در مراسم مجاهدین به برلین می روند. این سازمان تا چند سال پیش در لیست تروریستی بین المللی بود. در شهرهای دیگر لهستان نیز شبیه این بسیج نیرو انجام گرفت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17561">سفر بخرج تروریستها، مجاهدین دانشجویان لهستانی را به برلین بردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&ldquo;اگر شما محل کنفرانس را ترک کنید، هزینه واقعی اقامت شما دربرلین از شما گرفته خواهدشد.&rdquo;<br /> گزارشی ازMarcin Banasik<br /> دانشجوی لهستانی<br /> ۴ مارچ ۲۰۱۵<br /> تنها از شهر کراکاو لهستان تعداد ۸۰۰ نفر دانشجو جهت سفر به برلین که از طرف یک سازمان ایرانی متهم به تروریسم سازماندهی شده است، ثبت نام کردند.<br /> Chalicka Igaدانشجوی اهل کراکاو لهستان مخفی نمی کند که منظورش ازشرکت در این مراسم نه به بخاطر حمایت از یک حزب خارجی بلکه دیدن مناظر برلین با هزینه بسیارکم بوده است. این دختر دانشجو یکی از حدود ۸۰۰ دانشجویی است که روز ۷ مارس جهت شرکت در مراسم مجاهدین به برلین می روند. این سازمان تا چند سال پیش در لیست تروریستی بین المللی بود. در شهرهای دیگر لهستان نیز شبیه این بسیج نیرو انجام گرفت.<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/MEK_R/Villepint_20130622_1_L.jpg" style="width: 240px; height: 170px; margin: 10px; float: left;" />این دانشجویان برای هزینه سفر رفت وبرگشت باضافه هتل با صبحانه می بایستی ۱۵ یورو پرداخت می کردند. بسیاری از این دانشجویان نمی دانند که برگزارکننده این کنفرانس چه سازمانی هست و برنامه آن چیست. در این رابطه آنها به یک صفحه فیس بوک ارجاع داده شده اندکه در آن موضوع کنفرانس &ldquo;حمایت از حقوق بشر و مبارزه برای دموکراسی در ایران&rdquo; درج شده است. ولی مشخص نیست که سازمان ایرانی مسئول این کنفرانس چه جریانیست؟<br /> در صفحه فیسبوک قیدشده &ldquo;اگر شما محل کنفرانس را ترک کنید، هزینه واقعی اقامت شما دربرلین از شما گرفته خواهدشد.&rdquo;<br /> در موقع حرکت ما آدرس تماس برگزارکنندگان را دریافت نکردیم بلکه آدرسی از یک آژانس ترابری لهستانی بماداده شد.<br /> فیسبوک تنها جائیست که میشود درباره سابقه این موضوع اطلاعات کسب کرد. در سال ۲۰۰۸ هم در نزدیکی فرودگاه شارل دوگل مراسمی از طرف مجاهدین خلق برگزارشد. نزدیک به ۳۵۰۰ دانشجوی لهستانی در آن شرکت کردند.<br /> پروفسورآنا کرانوولسکا از بخش ایران شناسی دانشگاه یاگیلونن میگوید که دانشجویانش در این مراسم شرکت نمی کنند. ایشان نحوه سازماندهی بسیج این مراسم را شبیه نگرش سازمان مجاهدین نسبت به دموکراسی ارزیابی می کنند.<br /> وقتی من در جستجو در اینترنت با حقیقت ماجرای مراسم پاریس آشنا شدم، شرکتم در مراسم برلین را لغو کردم.<br /> من شنیده بودم که آمریکا به کسانی که در چنین مراسمی از مجاهدین شرکت می کنند، ویزا نمی دهد. مجاهدین مخلوطی از اسلام و مارکسیسم هستند. در سقوط شاه دست داشتند ولی بعد از انقلاب از هواداران آیت الله شکست خوردند. بعد از حمله عراق به ایران در سال ۱۹۸۰ بنفع صدام حسین در جنگ علیه ایران شرکت کردند. مجاهدین در ایران اعتبارخودرا ازدست داده اند و بخاطر خوش خدمتی به صدام مورد تنفر اپوزیسیون ایرانی قرارگرفته اند. آنها فقط در تبعید کمی فعال هستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17561">سفر بخرج تروریستها، مجاهدین دانشجویان لهستانی را به برلین بردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17561/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی تمامی اتهامات پولشویی، دزدی و کلاهبرداری و … را قبول کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17356</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17356?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Feb 2015 08:36:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/02/02/%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c%d8%8c-%d8%af%d8%b2%d8%af%db%8c-%d9%88-%da%a9%d9%84%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>راستی آقای رجوی نابکار از کیسه کدام خلق و از خون و رنج کدام شهیدان این حاتم بخشی ها را نموده ای. و ۳۸ میلیون دلار (از کمک های مادران و خواهران و خانواده های شهیدان مقاومت!!!!!!!!!که به گفته خود با سختی و رنج فراوان جمع آوری نموده و برای سازمان می فرستادند را هزینه زندگی و سفر و تفریح و گشت و گذار ۵۰/ ۶۰ نفر نموده ای؟)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17356">رجوی تمامی اتهامات پولشویی، دزدی و کلاهبرداری و … را قبول کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به مناسبت اطلاعیه اخیر فرقه ضاله رجوی مبنی بر انتشار اسناد پرداخت پول به اعضای شورا<br /> مروری بر یک سری حقایق و نگفته ها به شیوه و به قلم رجوی<br /> وقاحت پروریی و دریدگی و خلق و خوی آدم فروشی رجوی حد و مرز را گذرانده است این مردک دلقک حتی به نامی که برای خود (رهبری عقیدتی) برگزیده رحم نمی کند و اعمالش از هر آدم کینه ای و بی پرنسیب سخیف تر می باشد.او که در نزدیکی سقط شدن است و بخاطر دوازده سال خزیدن درغار و سوراخ موش آنچنان بی ظرفیت و ضعیف نفس شده که مبارزه و انقلاب و صلح و همه چیز را از یاد برده تنها کاری که برایش مانده جنگ با یک سری انسان های یک لا قبای بیچاره ای هست که در مقاطعی از سر بدشانسی و بخت برگشتگی گرفتار فرقه نحس او شدند و این جانی وحشی بلایی بر سر آنان آورده که حتی پس از رهایی و فرار و جداشدن، از آنها و حتی از اعضای ویترینی شورای باسمه ای اش هم نمی گذرد.<br /> باید گفت براستی که این آقای وطن فروش منتهای سخافت و دنائت و پفیوزی را &hellip; رد کرده است&hellip;<br /> در عین حال که بسیار از انتشاربرخی حقایق در این اطلاعیه مشعوف شدیم. ولی قبل از هر چیز به لحاظ انسانی نیز متاثر شدیم<br /> و اما نکات جالب اطلاعیه<br /> ۱٫ یک قلم دادن یک میلیون و دویست هزار دلار به دو عضو شورا<br /> ۲٫ ادعای دادن صد ها هزار دلار به آقای اسماعیل یغمایی. (یعنی به فردی که رسما عضو سازمان بوده البته باید گفت اگر از شما حقوق نمی گرفت باید از کی می گرفت وبا حساب ایشان کمتر از صدهزاردلاردر یک دهه آنهم بدلیل اینکه ایشان قبلا عضو سازمان بود و به اندازه سایر اعضای غیر مجاهد شورا نیاز نبوده مبلغ زیادتری برای نگهداشتن او بپردازند)<br /> ۳٫ برگرداندن یک قلم پول های خانم مکنیزی (ماهی ۵۰۰۰ یورو در طی دهسال) برابر با ۶۰۰ هزار یورو می باشد.<br /> ۴٫ قبول مسئولیت انجمن ایران ید. (بخوانید انجمن پول شویی که به اسم کودکان جنگ از مردم اخاذی کردن و پول ها را خرج لباس های شاهزاده مریم و ساختمان ها و کاخ های شیک رجوی نمودن)<br /> ۵٫ پرداخت های حقوق های ماهانه هزاران یورو و دلار به اعضای شورا و گرفتن دست خط و امضا از آنان&hellip;برای روز محشر جدا شدن<br /> اعضای علنی و غیر مجاهد شورا تقریبا عبارتند از آقایان ۱٫منوچهرهزارخانی _۲٫ پرویز خزایی &ndash; ۳٫ ابراهیم مازندرانی &ndash;۴٫ محمد شمس &ndash; ۵٫مهدی سامع &ndash; ۶٫زینت میر هاشمی &ndash; ۷٫ مسلم اسکندرفیلابی &ndash; ۸٫ همت آبادی&ndash; ۹٫محمدرضا اولیا &ndash; ۱۰٫سوسن عضدانلو &ndash;۱۱٫محسن عضدانلو- ۱۲٫منصور قدرخواه &ndash; ۱۳٫امیرآرام &ndash; ۱۴٫رحمان کریمی &ndash; ۱۵٫آندرانیک آساطوریان- ۱۶٫محمد قربانی &ndash; ۱۷٫عبدالعلی معصومی ۱۸٫سیمین منافی- ۱۹٫منوچهر ارسطو پور -۲۰٫عزیز پاک نژاد &ndash; ۲۱٫یزدان حاج حمزه &ndash; ۲۲٫محمد مهدی ناهید &ndash; ۲۳٫منشور وارسته- ۲۴٫محمد حسین تسوجی- ۲۵٫حسین جهان&zwnj;سوز- ۲۶٫صوفی سعیدی &ndash; ۲۷٫بهزاد معزی- ۲۸٫اصغر ادیبی- ۲۹٫احمد رجوی-۳۰٫ صالح رجوی- ۳۱٫هوشنگ رجوی &ndash; ۳۲٫حسین فرشید- ۳۳٫بهرام مودت &ndash; ۳۴٫حسین سعیدیان- ۳۵٫محمد علی شیخی- ۳۶٫فلور صدودی &ndash; ۳۷٫حمیدرضا طاهرزاده &ndash; ۳۸٫اسد طاهری- ۳۹٫سهیلا علیقلی ۴۰٫منصور لوایی- ۴۱٫حسین اسکندریان &ndash; ۴۲٫نصرالله اسماعیل زاده &ndash; ۴۳٫شهره امامی و&hellip;<br /> حال اگر در نظر بگیرید همین چهل وسه نفر در طی بیست سال گذشته هر کدام ۶۰۰هزار دلار گرفته باشند. ۴۳ ضربدر ۶۰۰هزار دلار رقمی برابر با ۲۵۸۰۰۰۰۰ دلار(حدود ۲۶میلیون دلار) تنها دست مزد چهل سه نفر از اعضای شورا می شود.<br /> حال رقم دستمزد اعضای مستعفی و فوت و جدا شده هم اضافه کنید.<br /> الهه &ndash; عارف &ndash; مرتضی &ndash; متین دفتری و بانو &ndash; باستان سیر- شکری-&ndash; قصیم و روحانی &ndash; گیلانی هشترودی و فوت شدگان:عالیوندی عمادرام- منوچهر سخایی مرضیه&hellip;.. حدود بیست نفر ضربدر ۶۰۰ هزار دلار برابر با ۱۲ میلیون دلار<br /> یعنی فقط با آمار و ارقام پذیرفته شده از طرف خود فرقه تا همین جا رقمی برابر با حدود ۳۸ میلیون دلار فقط صرف حقوق و هزینه حدود ۵۰ تا ۶۰ عضو شورا شده است.<br /> راستی آقای رجوی نابکار از کیسه کدام خلق و از خون و رنج کدام شهیدان این حاتم بخشی ها را نموده ای. و ۳۸ میلیون دلار (از کمک های مادران و خواهران و خانواده های شهیدان مقاومت!!!!!!!!!که به گفته خود با سختی و رنج فراوان جمع آوری نموده و برای سازمان می فرستادند را هزینه زندگی و سفر و تفریح و گشت و گذار ۵۰/ ۶۰ نفر نموده ای؟)<br /> ای خائن وخیانت کار به کدام حق و با چه مجوزی اینگونه پرداخت های میلیون دلاری نموده ای و باز هم برای خرکردن ما می گفتی هزینه های ما ازقلک بچه های هواداران و خانواده های شهیدانمان تامین می شود.<br /> ۶٫ جالب اینجاست که در کنار این اسناد خیلی از وقت ها سندهایی مبنی بر دادن ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار مبلغی که پس از سی سال به یک عضو جدا شده می دادند را نیز با پررویی درج می کردند. راستی در کنارانتشار اسناد پرداخت میلیون دلاری به این اقایان نازپروده شرم نمی کنید که اسناد پرداخت ۵۰۰ دلاری را هم چاپ نموده و با دریدگی تمام مدعی هم هستید.<br /> نه قلمی و نه قدمی نمی تواند جنایت ها و خیانت های روز افزون تو مجرم و جانی و زائده خلق قهرمان ایران را توصیف کند.<br /> حال شما در کنار آن اطلاعیه که با قلم و شهادت سازمان مجاهدین منتشر می شود که فقط یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار(۱۲۰۰۰۰۰)به دونفر پرداخت کرده و&hellip; تا اینجا متوجه شدیم حدود ۴۰۰۰۰۰۰۰ میلیون دلار به اعضای شورا پرداخت شده است.<br /> در مقابل این عمل ضدانسانی و سراسر دوز و کلک و خائنانه را بنگرید. حدودا زیر ۳۰۰۰ نفر از اعضای کهنسال و بیمار در کمپ لیبرتی بصورت کاملا غیر قانونی باقی مانده و نگه داشته شدند. که با مبلغی یک دهم این پول ها هم می شد آنها را تا کنون از آنجا خارج کرد.<br /> ولی ببیند چگونه مزورانه همان اعضایی که خود در کنارساحل و در زیر آفتاب اروپا زندگی می کنند قلم می زنند و اصرار برماندن این نفرات درعراق می کنند<br /> بخشی از چرندیات مهرداد هرسینی در سایت همبستگی &hellip;&laquo; به&zwnj;راستی سؤال اینجاست که چرا طرف&zwnj;های ذی&zwnj;ربط در این امر مهم و انسانی تاکنون از مسئولیت&zwnj;های خود برای حفاظت و امنیت جان پناهندگان ایرانی در کمپ لیبرتی سرباز زده&zwnj;اند؟ به&zwnj;راستی در این وانفسای &rdquo;مذاکره و معامله&ldquo;، دیگر چه بلایی باید برسر فرزندان و خواهران و برادرانمان در عراق بیاید تا قدری دنیای &rdquo;بی&zwnj;مروت&ldquo; ز خواب خرگوشی بیدار شده و نسبت به وظایف صرفاً انسان دوستانه خود اقدام لازم به عمل آورد؟ چه تعداد دیگری از ساکنان باید شهید، اسیر و زجرکش شوند تا این کمپ به&zwnj;عنوآن&zwnj;یک &rdquo;کمپ پناهندگی&ldquo; تحت نظر کمیساریای عالی پناهندگی ملل متحد قرار گیرد؟&raquo;<br /> لعنت خدا برشما انسان نما ها که اینگونه برای ماندن و زجرکش شدن آن بخت برگشتگان در لیبرتی یقه می درانید.و چهره مهربانتر از دایه به خود می گیرید.و باچندهزار دلار می خواهید خط رجوی بیمار برای ماندن افراد در لیبرتی را با مظلوم نمایی پیش ببرید درحالیکه بخوبی میدانید بحث تبدیل کمپ لیبرتی به یک کمپ پناهندگی از اساس انحرافی و جز بازی رجوی برای به کشتن دادن تمامی این افراد در لیبرتی نیست. تا بازهم شما دلارهای بیشتری به جیب بزنید.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17356">رجوی تمامی اتهامات پولشویی، دزدی و کلاهبرداری و … را قبول کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17356/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشای مجاهدین خلق در هر لباس و رنگی وظیفه ی ایرانیان وطن پرست است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16885</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16885?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 06 Nov 2014 08:28:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/11/06/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b1-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همچنین لازم به یادآوری است که مجاهدین در زمانی که تلاش می کردند از لیست گروه های تروریستی ایالات متحده خارج شوند، از علی رضا کاظمی به عنوان یکی از لابیست های دوره گرد استفاده کردند. او همچنین در کمپین برای خروج اعضای مجاهدین از عراق که توسط خانم اقبال سازمان داده شد نیز شرکت کرد و مانیتور فعالیت های او در کمپین بخوبی نشان می داد که قصد سازمان از استفاده از او صرفا انحراف و ایجاد دودستگی در این کمپین مستقل بوده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16885">افشای مجاهدین خلق در هر لباس و رنگی وظیفه ی ایرانیان وطن پرست است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا مطلع شدم که یکی از وابستگان به مجاهدین به نام &rdquo; علی رضا کاظمی&rdquo; در هلند یک انجمن پوششی به راه انداخته که &ldquo;ایران آکادمی&rdquo; نام دارد و در هلند به ثبت رسیده است.<br /> از آنجا که این شخص برای بسیاری از هموطنان ما شناخته شده نیست لازم دیدم چند خطی در این باره بنویسم و از وبسایت وزین ایران اینترلینک بابت انتشار آن پیشاپیش متشکرم.<br /> علیرضا کاظمی یکی از اعضای مجاهدین خلق بوده است که متعاقب حمله ی آمریکا به عراق و سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ جهت انجام پروژه های سیاسی و جاسوسی به هلند ارسال شد.<br /> کسانی که در عراق بوده اند و اینک از مجاهدین جداشده و منتقد این باند وطن فروش هستند بخوبی او را می شناسند. نگارنده تا کنون موفق شده با چند تن از این افراد مصاحبه کند و اطلاعات لازم را کسب نماید.<br /> علی رضا کاظمی (مجاهد لباس شخصی) پس از اقامت در هلند تا مدت ها ماهیت واقعی خود را آشکار نمی کرد و تنها زمانی مجبور به اعتراف شد که مورد افشاگری اعضای سابق مجاهدین قرار گرفت.<br /> بنظر می رسد ماموریت اصلی که از جانب مجاهدین به وی سپرده شده همین است که انجمن های پوششی تاسیس نماید و بدون وابستگی ظاهری به مجاهدین رجوی اهداف این گروه را به پیش برد. امری که دستکم تا کنون و علیرغم صرف هزینه های هنگفت در آن نا موفق بوده است. مثلا در سالیان گذشته گروهی بنام دیالوگ که منفعل شد.<br /> کاظمی در ظاهر امر و برای تامین بودجه به انگلستان هم سفر نموده و مبالغی را از برخی منابع دریافت نموده است.<br /> اما برخی از جداشدگان منتقد مجاهدین معتقدند که بودجه ی اصلی فعالیت های وی بطور سری از طریق ستاد یا معاونت تبلیغات در سازمان رجوی تامین می شود.<br /> همچنین لازم به یادآوری است که مجاهدین در زمانی که تلاش می کردند از لیست گروه های تروریستی ایالات متحده خارج شوند، از علی رضا کاظمی به عنوان یکی از لابیست های دوره گرد استفاده کردند.<br /> او همچنین در کمپین برای خروج اعضای مجاهدین از عراق که توسط خانم اقبال سازمان داده شد نیز شرکت کرد و مانیتور فعالیت های او در کمپین بخوبی نشان می داد که قصد سازمان از استفاده از او صرفا انحراف و ایجاد دودستگی در این کمپین مستقل بوده است.<br /> اخیرا هم مطلع شدم که رادیو زمانه که بودجه آن توسط دولت هلند و از مالیات مردم هلند تامین می شود، تریبون خود را در اختیار این گروه پوششی مجاهدین قرار داده و البته بحث مربوط به رادیو زمانه و بی مخاطب بودن آن در این مجال نمی گنجد.<br /> علیرضا کاظمی با پول و قاچاقچی مجاهدین به هلند آمده و به انجام وظایف انقلابی خود مشغول است در حالیکه بستگان نزدیک وی به ایران رفت و آمد دارند و این نکته بسیار سوال بر انگیز است.<br /> نگارنده امیدوار است که آن دسته از اعضای سایق مجاهدین که این شخص را بخوبی و از نزدیک می شناسند، هموطنان خود را آگاه سازند و دست به افشاری بزنند.<br /> الف. افشاری<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16885">افشای مجاهدین خلق در هر لباس و رنگی وظیفه ی ایرانیان وطن پرست است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16885/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دزدی از مردم عراق تا دزدیدن دسته گل از قبرستان اور!!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16755</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16755?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Oct 2014 07:32:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/10/14/%d8%af%d8%b2%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%a7-%d8%af%d8%b2%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%da%af%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>البته مسئله دزدی در سازمان از دیر باز مورد قبول خود تشکیلات بوده و عملا نفرات در خارج از کشور به این کار می پرداختند و به این کار کثیف هم افتخار می کردند چون همین نفرات وقتی به عراق می آمدند با آب و تاب این دزدی های خود را تعریف می کردند و انگار پیروزی بزرگی برای سازمان به ارمغان می آوردند این مسئله یعنی اوج بی شرمی و بی حیایی، ولی مسئولین این کار کثیف را توجیه می کردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16755">دزدی از مردم عراق تا دزدیدن دسته گل از قبرستان اور!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم قجر سرمست از پیروزی اعلام مختومه شدن پرونده 17 ژوئن فکر می کرد که می تواند با این مسئله جار و جنجال زیادی به پا کند در همین راستا هم تعدادی از افراد اجیر شده خود را به فرانسه آورد تا نعره پیروزی سر دهد ولی این کام شیرین پیروزی در مدتی کم به زهر تبدیل شد و اکنون باید فضاحت دزدی گل از قبرستان اور را جمع و جور کند.<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Rajavi_M/Rajavi_Maryam_28.jpg" style="margin: 10px; float: left; width: 300px; height: 201px;" />اگر چه سازمان برای رفع و رجوع این مسئله یکی از کاسه لیسان خود را به صحنه آورد ولی از بس وی هول شده بود بیشتر خراب کرد و عنوان نمود که نقشه جمهوری اسلامی بوده است، اراجیفی مبتذل که باعث خنده همه خوانندگان شد.<br /> البته مسئله دزدی در سازمان از دیر باز مورد قبول خود تشکیلات بوده و عملا نفرات در خارج از کشور به این کار می پرداختند و به این کار کثیف هم افتخار می کردند چون همین نفرات وقتی به عراق می آمدند با آب و تاب این دزدی های خود را تعریف می کردند و انگار پیروزی بزرگی برای سازمان به ارمغان می آوردند این مسئله یعنی اوج بی شرمی و بی حیایی، ولی مسئولین این کار کثیف را توجیه می کردند.<br /> البته در عراق این دزدی به شیوه دیگری انجام می شد خودم شاهد صحنه های زیادی از این دست بودم بطور مثال در حین جنگ اول خلیج یعنی در سال 1370وقتی نیروهای ارتش عراق به منطقه جنوب اعزام شده بودند تا جلوی پیشروی ارتش آمریکا را بگیرند تمام پادگان های منطقه کردی خالی بود و به همین خاطر وقتی وارد این پادگان ها می شدیم اجازه داشتیم هر چیزی که مورد استفاده تشکیلات و ارتش سازمان باشد بر داریم و با خودمان ببریم.<br /> مورد دیگر وقتی صدام معدوم در سال 1382 سرنگون شد این دزدی به حد کمال رسیده بود به نحوی که هر کسی در هر جا ماشین و یا حتی تانکی را بدون خدمه هم می دید می بایست به قرارگاه اشرف انتقال می داد و حتی تعداد زیادی هم ماشین آلات سنگین با خود به قرارگاه آورده بودند البته باید گفت که دزدیده بودند.<br /> نفرات قرارگاه علوی که خودم نیز جز همین افراد بودم به قرارگاه ارتش صدام یعنی فیلق دو که در منطقه حمرین واقع شده است رفتیم به ما گفته شد که به انبارهای ارتش سر زده و هر چیزی که بدرد می خورد بر داریم و حتی مثال زدند که از یک فیلتر خودرو هم نباید گذشت و باید بر داریم و همه نفرات به سراغ انبارهای ارتش رفته و هر چیزی که به درد می خورد بر می داشتیم.<br /> بعد از بازگشت به اشرف در همین سال به قسمت فروش سازمان منتقل شدم و شاهد بودم که چگونه مسئولین فرقه ماشین های دزدی شده را با تغییر رنگ به مردم عراق می فروختند و از این راه پولهای زیادی به جیب زدند. اگر چه مسئولین سازمان این کار را دزدی از اموال مردم عراق نمی دانستند و این را حق خودشان می دانستند که باید این کار انجام شود.<br /> اکنون دزدی گل از قبرستان اور در فرانسه هم ادامه همان دزدی ها می باشد که سالیان با این شیوه ادامه داده و افراد را با این کار آلوده کردند.<br /> می توان نتیجه گرفت که در فرهنگ رجوی شیاد دزدی مشروع می باشد و باید از همه دزدی کرد حتی دسته گلی از قبرستان باشد. سازمانی که برای حرف زدن لابی های غربی خود مقدار زیادی دلار خرج می کند چگونه نمی تواند پول چند دسته گل را بدهد؟ دزدی از ماهیت خود فرقه می باشد و رجوی ها سعی دارند با این کار هم افراد را درگیر کنند و هم به افراد خود بگویند که سازمان هیچ پولی نداشته و باید همیشه بدهکار سازمان باشند و از طرف دیگر برای کسی سئوال نشود که هزینه های هنگفت مراسم مریم و خرج عمل زیبایی و هم چنین حقوق ماهیانه مزدوران آمریکایی و اروپایی شان از کجا تامین می شود.<br /> هادی شبانی<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16755">دزدی از مردم عراق تا دزدیدن دسته گل از قبرستان اور!!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16755/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دزد نوامیس که دزدی های دیگر برایش کار چندان سختی نخواهد بود!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16737</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16737?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Oct 2014 08:37:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/10/09/%d8%af%d8%b2%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b3-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b2%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%86%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای نمونه در زمان جنگ امریکا با عراق و سقوط دولت صدام رسما از طرف فرمانده هان محورها دستور آمد که هرآنچه که میشود به قرارگاه اشرف منتقل کرد را با خود بیاورید. از کامیون های ارتش عراق که در گوشه ای بجا مانده بود تا سلاح و خودروهای سواری مردم که بدلیل جنگ و درگیری به گوشه ای رها شده بود و صاحبانش برای نجات جانشان آنها را رها کرده و فرار کرده بودند تاحتی اجازه داده شده بود که به پادگانها و خانه های مردم عادی وارد شویم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16737">دزد نوامیس که دزدی های دیگر برایش کار چندان سختی نخواهد بود!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در اخبار خواندیم که (گوهران بی بدیل فرقه رجوی با همکاری نوامیس ایدئولوژیکی) ایشان به گورستان های شهر پاریس و حومه محل استقرار مریم رجوی هم رحم نکردند و گلهایی که مردم عادی بالای سر ازدست رفتگانشان گذاشته اند را دزدیده اند و آنها را به خانه مریم خانم آوردند تا در مراسم ها جهت تزئینات استفاده کنند! حقیقتا باین میگویند(حداکثر استفاده از امکانات موجود البته با حداقل هزینه!!). اصلا چه عیبی دارد آن بنده خدا که از دنیا رفته اگر چند کامیون گل هم برایش بیاورید به حال او فایده ای ندارد!!! لااقل گلها به (خواهر مریم برسد که بتواند در جنگ صدبرابری که هم اکنون درگیر آن است از آنها استفاده کند!!). شاید برای کسانی که آشنایی چندانی با این فرقه عجیب و غریب ندارند این کار سازمان خیلی تعجب برانگیز باشد اما برای کسانی که از نزدیک با این فرقه آشنایی دارند خیلی جای تعجب نیست چراکه موارد مشابه در گذشته بارها و بارها مشاهده شده است! برای نمونه در زمان جنگ امریکا با عراق و سقوط دولت صدام رسما از طرف فرمانده هان محورها دستور آمد که هرآنچه که میشود به قرارگاه اشرف منتقل کرد را با خود بیاورید. از کامیون های ارتش عراق که در گوشه ای بجا مانده بود تا سلاح و خودروهای سواری مردم که بدلیل جنگ و درگیری به گوشه ای رها شده بود و صاحبانش برای نجات جانشان آنها را رها کرده و فرار کرده بودند تاحتی اجازه داده شده بود که به پادگانها و خانه های مردم عادی وارد شویم و هرچه که میشود آورد را با خود به قرارگاه اشرف ببریم. تا نمونه دیگرش چند بار به خود من یا دیگر دوستانم گفته شد که بایستی به خانواده مان درایران یا خارج از کشور تماس بگیریم و از آنها طلب پول کنیم و بآنها بگوییم که در شرایط سختی گیر کرده ایم و برای اجاره اتاق و حل مشکلات روزانه مان نیاز به پول داریم یا از خانواده هایی که برای دیدن بچه هایشان آمده بودند به کسانی که اجازه ملاقات داده شده بود ازشان با هر کلک و حقه ای اخاذی میکردند و حتی گردن بند گردن مادران و انگشتر دست پدران سالخورده را با تحت تاثیر قرار دادنشان در میاوردند و البته که هرگز این وسایل به بچه هایشان داده نمیشد و مستقیما به جیب سازمان میرفت. یعنی ذره ای بحال آن کسی که خانواده اش چیزی را داده که باو برسد نمیرسید! یا نمونه دیگری که تقریبا از سال 1362 در تمامی کشورهای اروپایی و امریکایی انجام میشد کار باصطلاح مالی و اجتماعی است. یک آلبوم از عکس های بچه هایی که بی سرپرست هستند را درست کرده اند و بدست کادرهایشان میدهند واز آنها میخواهند که درخیابان جلوی مردم عادی را بگیرند و از آنها جهت کمک باین بچه ها پول بگیرند! در صورتیکه هر کسی میداند که این پول جمع آوری شده به هیچ بچه ای نخواهد رسید و اساسا بچه ای که سازمان مسئولیت حل مشکلاتش را داشته باشد وجود خارجی ندارد و تمامی داستان مالی اجتماعی که سازمان در خارج از کشور راه انداخته بود دروغ محض بود و تمامی پول های جمع شده بحساب سازمان و برای انجام کارهای تروریستی واریز میشد! این عمل شرم آور اخیر فرقه رجوی هم جدای از دیگر اعمال کثیف و چندش آورش نیست! کسی که برای احساسات نیروهای قسم خورده اش ارزشی قایل نیست طبیعتا نمیتواند برای احساسات مردم عادی که برای عزیزشان شاخه گلی گرفته و بر سر مزارش میگذارند ارزشی قائل باشند! در فرقه رجوی هرچه هست نفرت، ریا، دورویی و نامردی و نامردمی است و بس! رجوی جنایتکار با دزدیدن نوامیس هم قطاران خود به اسم انقلاب ایدئولوژیک و وارد کردنشان به حرم خود دیگر سنگ تمام را در ناجوانمردی و رذالت گذاشت دیگر دزدیدن گلهای گورستان کار خیلی عجیبی از این فرقه نیست! که البته هنوز مردم عادی خیلی کم از این فرقه شناخته اند و میدانند!<br /> مراد<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/16737">دزد نوامیس که دزدی های دیگر برایش کار چندان سختی نخواهد بود!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/16737/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
