امید نافرجام یک مادر

دیداری با مادر علی نقی و محمد تقی حدادی
جهت عیادت و دیدار با این مادر که اخیرا چشمانش را عمل جراحی کرده  به منزل وی رفتیم. این مادر در یک گپ و گفتگوی کوتاه در رابطه با بچه هایش صحبت کرد.  مادر از وضعیت و شرایط دو پسر خود اطلاعی نداشت. ما هم وقتی دیدیم این مادر چگونه منتظر بازگشت فرزندانش می باشد و در ملاقات با آنها در آلبانی صحبت می کند و می گوید با این فضای بازی که بوجود آمده می توان آنها را دید، جرات بیان آن را نداشتیم که بگوئیم رجوی چه بلائی به سر فرزندانتان آورده است. رجوی علی نقی حدادی را که از مسئولین رده بالای فرقه بود در سال های 72 به بعد بخاطر مخالفت با بحث انقلاب کذائی مورد خشم وی قرار داد و با یک صحنه سازی و پرونده سازی او را در بنگالی (زندان های انفرادی فرقه) زندانی نمودند و بعد از مدتی با افتراء اخلاقی و با دادن قرص سیانور از او خواستند به زندگیش خاتمه دهد و این فردی که سالیان سال برای رجوی جان خودش را فدا می کرد و از سر سپردگان او بود به همین راحتی با یک انتقاد به رجوی حذف فیزیکی شد و نه نامی و نه نشانی از وی باقی ماند و هیچ مراسم ختمی هم در فرقه برای وی گرفته نشد تا جائی برخورد کردند که اصلا ایشان عضو فرقه نبوده است. کسی هم جرات نداشت سوالی از وی کند.
این در حالی بود که همگان می دانستند او فردی جدی و بدور از این خزعبلاتی بود که رجوی به وی نسبت داده بود  یکی از کسانی که علی نقی را بیشتر از همه می شناخت کسی نبود جز همسرش زهره اخیانی که با چشم بستن به جنایت رجوی در این موضوع در سلسله مراتب فرقه پیشرفت نموده و جز سران فرقه در عراق و فرانسه گردید. جا دارد به این خانم (زهره اخیانی) بگوییم حق السکوت شما در مقابل از دست دادن فرزند برای یک مادر بود که هنوز هم منتظر بازگشت فرزندش و ملاقات او می باشد. چندی بعد برادر علی نقی، محمد تقی که به دلیل حذف فیزیکی برادرش توسط رجوی و اعتراض به این موضوع در مناسبات فرقه در عراق شرکت نمی کرد بعد از مدتی کوتاه سر به نیست شد و اعلام کردند او هم سکته کرده و اینگونه پرونده دو تن از خانواده حدادی توسط رجوی بسته شد. رجوی به هیچ کسی پاسخگو نبود و نیست از این دست موارد در تشکیلات رجوی مانند مهری موسوی، فریده بنائی، محمد تقی عباسیان، آلان محمدی و… بسیار بود.
حال مادر آنها مثل سایر مادران انتظار می کشد تا فرزندانش با وی ارتباط برقرار نمایند و صدایشان را بشنود. البته در دنیای انسانی این حق مسلم وی می باشد ولی در فرهنگ رجوی افراد حق ارتباط ندارند.رجوی بوئی از انسانیت نبرده است.مادر این خانواده می گفت من هم دوست دارم مثل سایر مادران فرزندانم دورم باشند ولی افسوس که حتی نمی دانم چه می کنند و کجا هستند.
در پایان برای سلامتی ایشان دعا کردیم و گفتم امید داریم تا اسرای در فرقه رجوی بزودی آزاد شوند و به زندگی خود و آغوش خانواده هایشان بر گردند.
 

خروج از نسخه موبایل