نامه خواهر نگران و چشم انتظار به برادرش محمود خسروی در البانی

محمود جان سلام
من خواهرت هستم. از فرسنگها راه دور به روی ماهت سلام می کنم و امیدوارم که همیشه خوب و سرحال باشی.
اینجا همگی ما خوب هستیم و فقط نگران و چشم انتظار شما هستیم.
مادر همیشه فقط حرف تو را می زند و همیشه چشمش اشک و ناله است و در هر مهمانی یا هر کجا برویم همیشه می گوید جای محمود جگر گوشه ام خالی است و تنها آرزویش دیدار تو است.

محمود جان آن موقع که در اشرف و لیبرتی بودی چندین بار به همراه مادر و پسرم وحید و اقا مصطفی برای دیدن امدیم پشت درب و سیاج اشرف. ولی مسئولین سازمان که ادعای انقلابی گری می کنند به سمت ما سنگ و چوب پرتاب کردند و فحشهای زشتی می دادند.
آیا این است پاداش خانواده ات که پس از سالیان به دیدارت امده بودند؟!
می دانم که این نامه را می خوانی. ازت می خواهم هر طور شده یک زنگ به ما و مادرت بزنی. محمود جان زندگی ات به خودت مربوط می شود ولی یک مقدار بنشین با خودت فکر کن. ایا زندگی می کنی؟! اگر زندگی می کنی خوشا به سعادتت ولی اگر زندگی نمی کنی راه زندگی ات را درست انتخاب کن و سرنوشت خودت را خودت تعیین کن.
خواهشمندم بیش از این ما را به انتظار نگذار
همگی به تو سلام می رسانند و منتظر دیدارت هستیم.
خواهرت شیرین و مادر و برادران و خواهرانت و همگی خانواده
دوستت داریم منتظرت هستیم
خسروی

خروج از نسخه موبایل