مصاحبه با برادر بهمن عتیقی از قربانیان 19 فروردین 90 در کمپ اشرف – قسمت سوم

در قسمت قبل برادر بهمن عتیقی از قربانیان 19 فروردین 90 در کمپ اشرف، گفت : پدر و مادرم هنوز با توجه به گذشت 11 سال نمی توانند مرگ بهمن را باور کنند و با این موضوع که کام آنها را بشدت تلخ کرده کنار بیایند. چون بهمن در اولین ملاقات در سال 82 به آنها گفته بود به هیچ وجه در درگیرهای نظامی مجاهدین خلق شرکت نمی کنم. به همین دلیل اینکه بهمن خودش وارد صحنه درگیری با ارتش عراق شده برایمان غیر قابل باور است.

سوال: سایت های تبلیغاتی فرقه مجاهدین خلق در یازدهمین سالگرد قربانیان 19 فروردین همانند گذشته به سواستفاده های تبلیغاتی متوسل شدند. به نظر شما چه هدفی را دنبال می کنند؟

آقای عتیقی: این موضع گیری مجاهدین خلق من را به یاد ان داستان معروف ” ای دزد ای دزد ” که در میان مردم ما در قالب طنز و البته بمثابه افشای برخی چهره ها که خودشان شاکی خودشان هستند، می اندازد. این جریان ضد ایرانی و انسانی رجوی هم به زعم خودشان می توانند با تاکتیک فرار به جلو دست های خون آلود خود را در این ماجرا پاک کنند. ولی خوشبختانه بدلیل حضور انبوه شاهدان و بخصوص اعضایی که خود در آن ماجرای تاسف بار حضور داشتند و در جریان کم و کیف تمامی اتفاقات آن هستند نمی توانند حقایق را وارونه جلوه دهند.

من در طی این سالیان خاطرات بسیاری از اعضای جداشده که خودشان در درگیری های 19 فروردین سال 90 شرکت داشته و بعضا مجروح و یا معلول شده اند را خوانده ام. آنچه در تمامی این مصاحبه ها مشهود و متکی به ادله و مدارک غیر قابل انکار است اینکه مجاهدین خلق نقش اصلی را در دامن زدن به این درگیری ها داشته اند وعامل و مقصر اصلی خود رجوی است. طبق گفته اعضای جداشده که خودشان در این درگیری ها شرکت داشتند، از روزهای قبل فرماندهان مجاهدین خلق اعضا را فریب داده و موضوع حضور ارتش عراق را که صرفا هدفشان استقرار در پادگان اشرف و تامین امنیت و حفاظت از جان اعضا بوده را اینگونه به آنها منتقل می کنند که ارتش عراق می خواهد انها را دستگیر و به ایران تحویل دهد. و از آنها خواسته بودند که با همه وجود در مقابل ورود نیروهای ارتش عراق مقاومت کنند.

از شب قبل هم اعضا را با انواع و اقسام سلاح سرد مجهز کرده بودند. صبح روز 19 فروردین هم در مقابل ستون های زرهی ارتش عراق دیوار انسانی تشکیل داده و مانع از ورود شان به قرارگاه اشرف میشدند. همچنین از فیلم هایی که خود مجاهدین خلق از صحنه ضبط کرده اند بخوبی تحریکات و پرتاب اشیا به سمت نیروهای عراقی مشخص است. از ابتدای درگیری ها هم موضوع مشخص است. رهبران مجاهدین خلق گویا فراموش کرده بودند که صدام یعنی ارباب آنها سرنگون شده و در حاکمیت جدید آنها نیروهای خارجی پناهنده محسوب میشوند و در هر کشوری هم اعضای پناهنده می بایست تابع قوانین آن کشور باشند و حفاظت و امنیت جانی آنها بر عهده کشور میزبان است. ولی رهبران مجاهدین عملا می گفتند پادگان اشرف مستقل است و خارج از خاک و حاکمیت دولت عراق است. این خیلی استدلال مسخره ای است. دوران صدام تمام شده بود. ولی رهبران مجاهدین خلق نمی خواستند این را بپذیرند البته موضوع چیز دیگری بود.

سوال: ممکن است توضیح دهید؟

اینجا این سوال پیش می آید که رهبران مجاهدین خلق چرا در مقابل نیروهای آمریکایی که آزادانه به تمامی نقاط اشرف سرکشی می کردند و حتی به مقرهای فرماندهی سرزده وارد میشدند و خیلی از اعضای قدیمی را برای تحقیقات و سوال و جواب خودشان از اشرف خارج می کردند، عکس العمل نشان نمی دادند؟ مگر همین ارتش آمریکا نبود که چندین مقر آنها را بمباران و بیش از 58 عضوشان را کشت؟ پس چرا در مقابل ورود آنها بداخل اشرف مقاومت نکردند و نگفتند پادگان اشرف مستقل است؟

واقعیت این است که موضوع استقلال پادگان اشرف نبود، چون همه می دانند پادگان اشرف در منطقه خالص در استان دیالی واقع و جز لاینفک کشور عراق است. پس این یک استدلال و بهانه مسخره ای بیش نیست. اما واقعیت چیست؟ واقعیت این بود که سالیان پادگان اشرف یک مکان ایزوله و تحت کنترل شدید مجاهدین خلق بود که هیچ کس به آن دسترسی نداشت و ارتباطش با دنیای خارج قطع بود. خیلی از اعضای ناراضی هم در این پادگان حضور داشتند که می خواستند به محض باز شدن روزنه ای از آن خارج شوند . تحلیل رهبران مجاهدین خلق این بود که در صورت حضور ارتش عراق در اشرف، اعضای ناراضی این امکان را بدست خواهند آورد که به آنها مراجعه و برای خروج درخواست کمک نمایند و همچنین بابت حضور ارتش عراق و بودن سیطره های مختلف در سطح پادگان اشرف فرماندهان مجاهدین همانند گذشته قادر به سرکوب و کنترل شدید اعضا نخواهند بود. بر همین اساس به این ترفند فریب کارانه متوسل شدند. تا اعضا را از ارتش عراق بترسانند و با ایجاد درگیری و کشته شدن اعضا در دل آنها نسبت به عراقی ها نفرت بوجود آورند.

سوال: آیا رهبران مجاهدین خلق به این هدفشان رسیدند؟

آقای عتیقی: به هیچ وجه، آنها متاسفانه فقط توانستند تعدادی از اعضا را قربانی اهداف جاه طلبانه و استدلال مسخره خود کنند. آنها برغم تمامی شعر و شعارهایشان که اگر کوه بجنبد آنها از اشرف تکان نخواهند خورد. و یا حفظ اشرف حفظ شرف و ناموس ما است. در منتهای ذلت از تمامی این شعارها عقب نشینی کردند و بطرز مفتضحانه ای ابتدا به لیبرتی و سپس به آلبانی پرتاب شدند. در حالیکه اگر از همان ابتدا واقعیت ها را می پذیرفتند این همه انسان قربانی نمیشد.

سوال: 11 سال بعد از این حادثه تراژدیک و دردناک اکنون در تعادل قوا فرقه مجاهدین خلق و خانواده های اعضا در چه نقطه ای قرار دارند.

آقای عتیقی: مشخص است خانواده ها اگر چه به سختی و تلخی بسیار ولی از آن مرحله عبور کردند و به مبارزه و تلاش های افشاگرایانه خود ادامه دادند. جمع آوری بیش از 11000 امضا در طرح پویش خانواده ها بمنظور حمایت از ملاقات با اعضای گرفتار که برای اولین بار با اقبال گسترده اجتماعی روبرو شد از جمله موفقیت های بزرگ خانواده ها بود.

تحول مهم دیگر در راستای حمایت از خانواده ها تاسیس انجمن آسیلا است که توسط برخی از حقوق دانان و اعضای برجسته سیاسی و مطبوعاتی و همچنین اعضای جداشده تاسیس شد. این انجمن که کمبود آن در طی این سالیان بشدت احساس میشد در ادامه فعالیت هایش به نقطه انگیزش و امیدواری خانواده ها تبدیل شده است. آنها فعالیت های خوبی را شروع و به موفقیت های زیادی دست پیدا کرده اند. خانواده های اعضای گرفتار چشمان نگرانشان بدنبال فعالیت های اعضای این انجمن است. آنها امیدوارند این انجمن بتواند راه آلبانی را برایشان باز کرده و بعد از سالیان بتوانند صدای عزیزانشان را بشنوند و یا آنها را از نزدیک ببینند. به همین دلیل می بینیم که از بدو تاسیس این انجمن خانواده ها با همه وجودشان از آنها حمایت کردند. خانواده های اکثر استانها توانستند جلسات تصویری در فضای مجازی با آنها برقرار کنند که خیلی انگیزاننده و امیدوار کننده است.

در نقطه مقابل این پیشرفت و موفقیت خانواده ها مجاهدین خلق شرایط سختی را می گذرانند. موج جدایی اعضا بشدت افزایش پیدا کرده و اعضایی که جدا میشوند به جبهه مقابل یعنی انجمن اسیلا می پیوندند. در حقیقت انجمن آسیلا اکنون به یک نقطه اتکا برای اعضایی که جانشان از رجوی به لب شان رسیده و در طی سالیان بدنبال سرپناهی بودند تبدیل شده است و این سران مجاهدین را بشدت نگران ساخته است و به همین دلیل به انواع و اقسام ترفندها و اتهامات برای خراب کردن وجهه انجمن آسیلا روی آورده تا اعضای داخل مقر را نسبت به آنها بدبین و بی اعتماد سازند.

سوال: بعنوان آخرین سوال بنظر شما اصلی ترین وظیفه خانواده ها در این مقطع چیست؟

آقای عتیقی: بنظر من مهم ترین و اصلی مسئولیت خانواده ها در این مقطع استمرار و افزایش فعالیت هایشان بدون ذره ای احساس خستگی است. آنها نباید به هیچ عنوان احساس نا امیدی کنند. ما بخش بزرگی از راه را طی کرده ایم و سختی های مسیر را پشت سر گذاشتیم. فراموش نکنیم ما ماهها در عراق با آن همه گرما و تهدیدات امنیتی در مقابل پادگان اشرف تحصن کردیم و خم به ابرو نیاوردیم تا جایی که سران مجاهدین را مجبور به تخلیه اشرف و عقب نشینی به آلبانی نمودیم. در حقیقت خانواده ها بزرگ ترین عامل بسته شدن درب پادگان اشرف بودند. در حال حاضر هم باید با همان عزم و جدیت ادامه دهیم. بخصوص اینکه در حال حاضر ما نقطه اتکای بزرگی همانند انجمن آسیلا داریم که سخنگو و زبان گویای ما در آلبانی است. و می تواند ما را در راستای رسیدن هر چه سریع تر به اهداف مان یاری دهد. من اگر چه برادرم را از دست دادم ولی به تک تک اعضای گرفتار در مقر اشرف سه آلبانی بمثابه برادرم نگاه می کنم. من در کنار خانواده همچنان تلاش می کنم تا اجازه ندهم که اعضای دیگری همانند برادرم بهمن قربانی شوند و با تمام وجود تا آزادی تمامی اعضای تحت اسارت در کنار خانواده ها خواهم بود.

 آقای عتیقی با تشکر و سپاس فراوان که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. با آرزوی موفقیت و سرافرازی شما

– خواهش میکنم به امید ازادی تمامی بچه ها و خوشحالی خانواده ها

اکرامی

خروج از نسخه موبایل