نامه هوشنگ زاد اسماعیلی به پسرش داود اسیر در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

داود جان من به شدت مریض احوال هستم و نیاز دارم تا در کنارم باشی

داود جان سلام
امیدوارم که سالم و تندرست باشی و در پی رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه و بی دغدغه بدور از شیطان مجسم دوران یعنی رجوی وطن فروش، تصمیم جانانه ای بگیری و ضمن جداشدن از صف ضد خانواده آنان به ایران و نزدم برگردی که خیلی خیلی به تو نیاز دارم .

داود جان از روزی که مادرمرحومه ات کربلائیه سید زهرا رادمرد را از دست دادم نزدیک به 5 سال میگذرد و در این ایام مصیبت وارده را با فکر و ذکر و امید به آغوش کشیدنت، البته با سختی سپری کردم. ولی دیگر نه طاقت دارم و نه توان که بتوانم تنهایی در چشم انتظاری بازگشتت به زندگی خود ادامه بدهم و باز هم تکرارمیکنم بیش از هر زمان دیگری به تو نیاز دارم تا زحماتی را که برایت کشیدم حاصلش را ببینم .

داود جان درعجبم که چرا به تو اجازه خروج نمی دهند و یا دست کم اجازه تماس تلفنی به تو نمیدهند که بعد از سالها دوری و بیخبری با پدر پیرت تماس داشته باشی و خبرسلامتی ات را بدهی و متقابلا خبری از بنده و سایر اعضای خانواده ات بگیری و مهمتر اینکه تو چرا و چگونه می پذیری که شرایط سخت اردوگاه بسته و کنترل شده مجاهدین در آلبانی را تحمل کنی و دم به اعتراض و طغیان نزنی و لابد چیزی که قدر مسلم است گمان میکنم سطح بالای مغزشویی و کنترل ذهن شما است که اصلی ترین مانع آگاهی و در نتیجه خروج از زندان مجاهدین خلق است که باز فکر میکنم نبایستی امیدت را از دست بدهی و میتوانی مثل سایرین که جدا شدند و به انجمن آسیلا پیوستند با توکل به خدا و با یک نه قاطع به رجویها صف خود را از آنان جدا کنی و به نزدم بازگردی که تنها آرزویم همین است و بس .

داود جان بیش از این منتظرم نگذار و برگرد پیشم که نیازمندت هستم و در اولین فرصت با من تماس بگیر تا صدای گرم و نازنینت را بشنوم.

به امید دیدار- می بوسمت – پدرت هوشنگ زاد اسماعیلی
09116601022

 

خروج از نسخه موبایل