نماد سایت انجمن نجات

نامه موسی شیرگاهی به پسرعمویش علی شیرگاهی در کمپ مجاهدین

آقای شیرگاهی به همراه خانواده

آقای شیرگاهی به همراه خانواده

با سلام خدمت علی شیرگاهی

پسر عموی خوبم امیدوارم حالت خوب باشد .

من برای دیدار با تو چندین بار به اشرف و لیبرتی در عراق آمدم. ولی متاسفانه هر بار با زدن سنگ و توهین های مسئولین سازمان مواجه شدم. اکنون قصد ندارم به گذشته بپردازم. وقتی به کشور آلبانی رفتید فکر می کردم دست تان بازتر می شود و می توانی با خانواده ات تماس بگیری و از وضعیت خودت ما را خبردار کنی ولی چه سود که این آرزو سرابی بیش نبود و باز تکرار همان سناریویی که برای شما نوشته بودند، شروع شد. تماس با خانواده مرز سرخ است و اینگونه سعی کردند همچنان تو پسر عموی خوبم را در حصار تشکیلاتی نگهدارند. ولی من به تو ایمان دارم و می دانم اگر ذره ای به سالهای گذشته و آنچه که در آن تشکیلات به تو گذشته فکر کنی، خواهی توانست از آنها جدا شوی و زندگی جدیدی را تجربه کنی .

علی جان ما اعضای خانواده همیشه به یادت هستیم و خاطرات تو را مرور می کنیم. ایکاش در کنار ما بودی و معنی زندگی و آزادی را درک می کردی .

علی جان هنوز دیر نشده، تو می توانی مانند بقیه دوستانت زندگی جدیدی را آغاز کنی و ما اعضای خانواده همیشه در کنارت خواهیم بود.

به امید دیدار علی جان پسر عموی خوبم.

موسی شیرگاهی

مازندران – شهر آمل – روستای قصاب کتی

خروج از نسخه موبایل