در قسمت های پیشین نمونه هایی از عملکردهای خائنانه رجوی را برشمردم و وارد موضوع “خیانت به وطن با مزدوری برای دشمن متجاوز” شدم و توضیح دادم در حالی که بخش عظیمی از نیروها و امکانات ایران درگیر جنگ با عراق بود، رجوی جنگ مسلحانه را شروع کرد اما وقتی به هدفش برای سرنگونی جمهوری اسلامی نرسید، دنبال این بود که از امکانات عراق برای رسیدن به این هدف استفاده نماید و از فرصت جنگ حداکثر بهره را ببرد. اما همکاری علنی با صدام در شرایطی که جنگ در جریان بود آنقدر خائنانه بود که به راحتی نمی شد به آن عمل کرد، بنابراین رجوی برای مهیا کردن شرایط جهت علنی کردن رابطه با صدام و رفتن خودش و مجاهدین خلق به عراق نیاز به قبح زدایی از این خیانت داشت. سپس درباره زمینه سازی های انجام شده به این منظور از جمله کارزار تبلیغاتی – سیاسی چند ساله مجاهدین خلق برای متهم کردن ایران به این که جنگ طلب است و مطرح نمودن صدام به عنوان طرف خواستار صلح و ملاقات طارق عزیز به عنوان نایب نخست وزیر عراق با رجوی در مقر رجوی در فرانسه پرداختم و گفتم اگرچه مجاهدین از سال 1360 به صورت غیر علنی در هماهنگی با دولت صدام در عراق حضور داشتند اما این دیدار شروع علنی شدن رابطه با دولت صدام و مقدمه رفتن رجوی به عراق و حضور علنی مجاهدین خلق در این کشور برای مزدوری و خدمت رسانی به صدام بود. در این قسمت به موضوع رفتن رجوی به صدام و تشکیل ارتش خصوصی صدام تحت عنوان ارتش آزادیبخش که اوج وطن فروشی تاریخی رجوی بود می پردازم.
همانگونه که در قسمت قبل گفتم رجوی سال 1365 به این نتیجه رسیده بود که زمینه سازی های لازم صورت گرفته و می تواند به عراق برود و حضور خودش و تشکیلات مجاهدین خلق در عراق را علنی نماید. اما رفتن به عراق نمی توانست بی دلیل و بی بهانه باشد. رجوی هم که استاد فریبکاری بود و به سرعت بهانه را پیدا کرد.
بهانه اول : یکی از بهانه های رجوی این بود که جانش در مقرش در اوور (در اطراف پاریس) از سوی ترویست ها در خطر است. دستگاه تبلیغاتی مجاهدین خلق با یک برنامه ریزی مشخص عکس و اسامی تعدادی از اعضا و مسئولین گروه چریک های فدایی اقلیت را در نشریه مجاهد به عنوان مزدوران جمهوری اسلامی درج نمود. گویا این کار تعمدی بود تا آنها را تحریک به اعتراض کرده و سپس سوار این اعتراض بشوند. چند نفر از اعضای گروه اقلیت که به گفته سران مجاهدین خلق، در آن زمان تعداد کل تشکیلات شان به چند ده نفر هم نمی رسید، در اعتراض به چاپ عکس هایشان به اور یعنی نزدیک مقر رجوی رفته و علیه مجاهدین شعار دادند. این موضوع بهانه ای که رجوی لازم داشت را مهیا کرد. رجوی در حالی که از سوی پلیس فرانسه حفاظت می شد اعلام کرد که جانش از سوی تروریست ها در خطر است!
خود رجوی درباره این موضوع در پیامی که هنگام رفتن از پاریس به بغداد داده بود چنین گفت “مجاهد میخواهد با چاپ عکسهای اینها در کنار مزدوران رژیم ، نشان بدهد که همهویت و همماهیت هستند. . . . میآیند جلوی محل سکونت مسئول مقاومت، فریاد واشریعتا برمیدارند. . . . وارد حریم حفاظتی دیگری میشوند مانند تروریستها اسمش را هم میگذارند تراکت. . . . راهگشایی تروریستی میکنند، اسمش را هم میگذارند ترقیخواهی و تراکت.”
بهانه دوم : بهانه دیگر این بود که ایران بر دولت فرانسه فشار آورده تا فعالیت مجاهدین خلق در فرانسه را محدود کند!
این دیگر خیلی شیادی بود چرا که فکر نمی کنم کسی کمترین شکی داشته باشد که از روز فرار رجوی از تهران و رفتنش به پاریس، ایران از دولت فرانسه خواستار محدود کردن فعالیت های رجوی که نتیجه اش انجام اقدامات تروریستی و بمب گذاری در شهرهای ایران بود نشده باشد.
به این ترتیب رجوی از یک تجمع چند نفره و پخش تراکت یک غول تروریستی ساخت تا سفر از قبل برنامه ریزی شده خودش به عراق را توجیه نماید. او سرانجام در اقدامی خائنانه در خرداد 1365 با هواپیمای اختصاصی که صدام برای او به پاریس فرستاد (و شکی نیست که حکومت صدام اینکار را در هماهنگی با دولت فرانسه انجام داده بود) از فرانسه به عراق یعنی کشوری که در حال جنگ با ایران بود رفت. رجوی با این کار خیانت را به اوج خودش رساند تا به خواسته اصلی خودش یعنی بکارگیری امکانات عراق برای ادامه جنگ مسلاحانه با جمهوری اسلامی ایران برسد. با این اقدام عملاً مجاهدین خلق تبدیل به زائده جنگ و ارتش خصوصی صدام شدند.
استقبال مقامات حکومت صدام از رجوی بعد از ورودش به عراق
رجوی خیانت رفتن به عراق و قرار گرفتن در آغوش صدام را “پرواز تاریخساز” خواند. رجوی و دستگاه تبلیغاتی او برای آن که قبح خیانت رفتن و حضور در عراق تحت حاکمیت صدام را بپوشانند، حتی به مخالفان جمهوری اسلامی که در خارج از ایران بودند و رفتن به عراق را خیانت می دانستند “خارجه نشینان فرومایه” و “ولگردان سیاسی” می نامیدند.
جالب آن که سال ها بعد مریم رجوی و سران مجاهدین خلق بار دیگر در خارجه جا خوش کرده اند و به حق باید آنها را “خائنین خارجه نشین فرومایه” خواند.
نباید فراموش کرد مسیری که امروز توسط ربع پهلوی و سلطنت طلبان در خدمات رسانی به کودک کشان وحشی صهیونیستی – آمریکایی طی می شود راهی است که رجوی ها با ثبت خیانت تاریخی در رفتن به عراق، برای مزدوری صدام باز کرده و قبح آن را ریخته بودند.
ایرج صالحی
