نماد سایت انجمن نجات

صدور دستور توقیف و شناسائی اموال مرتبط با متهمین پرونده سران مجاهدین

محمد رضا مبین

محمد رضا مبین

پنجم مرداد ماه سال جاری، تنها چند روز پیش بود که رسانه های سازمان تروریستی مجاهدین خلق در خیمه شب بازی “پرونده” ، به سوز و گداز پرداختند که قاضی دادگاه حجت الاسلام والمسلین دهقانی، رئیس دادگاه شکایت علیه سران سازمان، دستور شناسائی و توقیف اموال مجاهدین را صادر کرده است و اضافه کردند که چرا بعد از چهل و چند سال ، تازه قاضی دادگاه یادش افتاده است که باید اموال مجاهدین خلق که علیه حکومت ایران در حال مبارزه هستند، توقیف شود!

در این برنامه مزدوران معلوم الحالی چون محمد شفائی و نعمت اولیائی به صحنه آمدند و شرح حال و ماوقع گفتند.

خدمت این شستشوی مغزی شده ها و مسخ شده ها، باید عرض کنم که بله، این حکم جدید است، شاید حافظه شما و مغز شما معدوم شده است، همانطوریکه خوانندگان عزیز و فهیم می دانند، شکایتی توسط جداشده های سازمان، از اسفند 1399 مطرح شده است و جداشدگان در جلسات متعدد آن دادگاه ، خواستار توقیف اموال خائنینی شدند که در عراق و اکنون در آلبانی ، علیه منافع مردم ایران در حال مبارزه ای خفیف و خائنانه هستند، در ادامه روند این دادگاه ، احکام قطعی مالی و غرامت های مالی صادر شد تا بلکه گوشه ای از عمر تباه شده آنان ، با پرداخت غرامت مالی ، جبران گردد.

در ادامه روند چنین دادگاههائی و در روند تکاملی قضائی، دادگاهی دیگر بموازات دادگاههای قبلی و البته فراگیرتر شکل گرفت که تا همین امروز هم ادامه دارد و مستندات بیشماری در حال تجمیع برای صدور یک رای قاطع، در حال جمع آوری است، این حکم اخیر نیز در همین دادگاه و توسط رئیس دادگاه صادر شده است و انشاا… شاهد تحقق و عملی شدن احکام این دادگاه در حق تک تک جداشدگان خواهیم بود.

در مورد این برنامه اخیر سازمان تروریستی مجاهدین خلق، مزدور، شکنجه گر و زندان بانی ، جنایتکار به اسم نعمت اولیائی به صحنه آورده شده است، این جنایتکار معلوم الحال، تا مرفق دست در خون و شکنجه منتقدینی دارد که در سازمان ، زندانی و شکنجه شدند و نگارنده خود در زندان اسکان پادگان اشرف در سال 1376، به دست ایشان ضرب و شتم شدم، این جنایتکار بی اخلاق در پذیرش ارتش تروریستی رجوی در سال 1375 و 1376، جنایات متعددی را مرتکب شده است، او که فردی با اختلالات روانی بیشمار است، موجودی چشم و گوش بسته است و گوسفند وار تمام دستورات سران تشکیلات را اجرا می کند، من شخصا در چشمان او ، هرگز ذره ای از عاطفه ، انسانیت و شخصیت انسانی را ندیدم. روزها ، هفته ها و ماهها ، با این فرد در یک محیط بسته ، در اسارتی اجباری ، بسر بردم، شهادت می دهم که او در زمان قید شده ، در تمامی شکنجه ها، سربه نیست کردنها و قتلها ، مخالفان و منتقدان ، مستقیما شراکت داشته است. او در زندان اسکان در سال 1376، کلاشینکف به دوش، زندان بان و شکنجه گری بی رحم و بی مروت بود، او یکی از قاتلان کوروش سنندجی، می باشد. خداوند از سر تقصیرات او نگذرد.

مهره دیگر مصرفی در این برنامه ، محمد شفائی است، او نیز سالهای سال با نگارنده در یک اسارتگاه بسر می برد، خواهرش زهره ی شفائی هم از مسئولین وقت بود و این فرد کم سن و سال را آنموقع ، فریب داده وبه عراق و پادگان اشرف کشانده بود. محمد شفائی نیز، از کودکی درگیر این جریان تروریستی بوده و است. محمد که کاملا مغزشویئ شده و در دستگاه فکری این گروه تروریستی، ذوب شده است، هرگز به این سئوال جواب نداده است که چرا در این سازمان ، زندان و شکنجه وجود دارد؟ چرا منتقدین داخلی این سازمان، ماهها و سالها در سلول های انفرادی محبوس می شوند؟

سازمانی که تمام زندگی او را نابود کرده است و مدعی آزادی و دمکراسی است، چرا اعضای خود را زندانی و شکنجه می کند؟ مگر مبارزه ی مورد ادعائی آنها، امری جبری و اجباری است؟ چرا مادام العمر اعضای سازمان ، محکوم به تجرد اجباری و اقامت اجباری در درون حصارها هستند؟

محمد شفائی که همیشه ژست های روشنفکری و غرب گرایانه و بورژوائی دارد، اگر مدعی انقلابی گری است ، باید جواب بدهد که چرا در این سازمان، امثال یاسر اکبری نسب ، تنها به جرم مخالفت با دستان بسته ، رویش نفت ریختند و آتش زدند؟ چرا با مخالفین برخوردهای قهری صورت می گیرد و با مشت آهنین تشکیلات پاسخ می گیرند؟

اکنون که دادگاهی عادل ، با روند قضائی و با مستندات و شاهدان متعدد، سعی در احقاق حقوق پایمال شده ، بیگناهانی دارد که عمر و جوانی شان در بیراهه های رجوی ، برباد رفته است، چرا امثال نعمت اولیائی و محمد شفائی ، زوزه می کشند و از قانون و قانون مداری صحبت می کنند، سازمانی که رهبران آن ، خود را ” خدای تشکیلات ” می دانند، آیا به قوانین جهانی و استانداردهای جهانی ، پشیزی احترام قائل هستند؟

محمدرضا مبین

خروج از نسخه موبایل