صدور دستور توقیف و شناسائی اموال مرتبط با متهمین پرونده سران مجاهدین

پنجم مرداد ماه سال جاری، تنها چند روز پیش بود که رسانه های سازمان تروریستی مجاهدین خلق در خیمه شب بازی “پرونده” ، به سوز و گداز پرداختند که قاضی دادگاه حجت الاسلام والمسلین دهقانی، رئیس دادگاه شکایت علیه سران سازمان، دستور شناسائی و توقیف اموال مجاهدین را صادر کرده است و اضافه کردند که […]

پنجم مرداد ماه سال جاری، تنها چند روز پیش بود که رسانه های سازمان تروریستی مجاهدین خلق در خیمه شب بازی “پرونده” ، به سوز و گداز پرداختند که قاضی دادگاه حجت الاسلام والمسلین دهقانی، رئیس دادگاه شکایت علیه سران سازمان، دستور شناسائی و توقیف اموال مجاهدین را صادر کرده است و اضافه کردند که چرا بعد از چهل و چند سال ، تازه قاضی دادگاه یادش افتاده است که باید اموال مجاهدین خلق که علیه حکومت ایران در حال مبارزه هستند، توقیف شود!

در این برنامه مزدوران معلوم الحالی چون محمد شفائی و نعمت اولیائی به صحنه آمدند و شرح حال و ماوقع گفتند.

خدمت این شستشوی مغزی شده ها و مسخ شده ها، باید عرض کنم که بله، این حکم جدید است، شاید حافظه شما و مغز شما معدوم شده است، همانطوریکه خوانندگان عزیز و فهیم می دانند، شکایتی توسط جداشده های سازمان، از اسفند 1399 مطرح شده است و جداشدگان در جلسات متعدد آن دادگاه ، خواستار توقیف اموال خائنینی شدند که در عراق و اکنون در آلبانی ، علیه منافع مردم ایران در حال مبارزه ای خفیف و خائنانه هستند، در ادامه روند این دادگاه ، احکام قطعی مالی و غرامت های مالی صادر شد تا بلکه گوشه ای از عمر تباه شده آنان ، با پرداخت غرامت مالی ، جبران گردد.

در ادامه روند چنین دادگاههائی و در روند تکاملی قضائی، دادگاهی دیگر بموازات دادگاههای قبلی و البته فراگیرتر شکل گرفت که تا همین امروز هم ادامه دارد و مستندات بیشماری در حال تجمیع برای صدور یک رای قاطع، در حال جمع آوری است، این حکم اخیر نیز در همین دادگاه و توسط رئیس دادگاه صادر شده است و انشاا… شاهد تحقق و عملی شدن احکام این دادگاه در حق تک تک جداشدگان خواهیم بود.

در مورد این برنامه اخیر سازمان تروریستی مجاهدین خلق، مزدور، شکنجه گر و زندان بانی ، جنایتکار به اسم نعمت اولیائی به صحنه آورده شده است، این جنایتکار معلوم الحال، تا مرفق دست در خون و شکنجه منتقدینی دارد که در سازمان ، زندانی و شکنجه شدند و نگارنده خود در زندان اسکان پادگان اشرف در سال 1376، به دست ایشان ضرب و شتم شدم، این جنایتکار بی اخلاق در پذیرش ارتش تروریستی رجوی در سال 1375 و 1376، جنایات متعددی را مرتکب شده است، او که فردی با اختلالات روانی بیشمار است، موجودی چشم و گوش بسته است و گوسفند وار تمام دستورات سران تشکیلات را اجرا می کند، من شخصا در چشمان او ، هرگز ذره ای از عاطفه ، انسانیت و شخصیت انسانی را ندیدم. روزها ، هفته ها و ماهها ، با این فرد در یک محیط بسته ، در اسارتی اجباری ، بسر بردم، شهادت می دهم که او در زمان قید شده ، در تمامی شکنجه ها، سربه نیست کردنها و قتلها ، مخالفان و منتقدان ، مستقیما شراکت داشته است. او در زندان اسکان در سال 1376، کلاشینکف به دوش، زندان بان و شکنجه گری بی رحم و بی مروت بود، او یکی از قاتلان کوروش سنندجی، می باشد. خداوند از سر تقصیرات او نگذرد.

مهره دیگر مصرفی در این برنامه ، محمد شفائی است، او نیز سالهای سال با نگارنده در یک اسارتگاه بسر می برد، خواهرش زهره ی شفائی هم از مسئولین وقت بود و این فرد کم سن و سال را آنموقع ، فریب داده وبه عراق و پادگان اشرف کشانده بود. محمد شفائی نیز، از کودکی درگیر این جریان تروریستی بوده و است. محمد که کاملا مغزشویئ شده و در دستگاه فکری این گروه تروریستی، ذوب شده است، هرگز به این سئوال جواب نداده است که چرا در این سازمان ، زندان و شکنجه وجود دارد؟ چرا منتقدین داخلی این سازمان، ماهها و سالها در سلول های انفرادی محبوس می شوند؟

سازمانی که تمام زندگی او را نابود کرده است و مدعی آزادی و دمکراسی است، چرا اعضای خود را زندانی و شکنجه می کند؟ مگر مبارزه ی مورد ادعائی آنها، امری جبری و اجباری است؟ چرا مادام العمر اعضای سازمان ، محکوم به تجرد اجباری و اقامت اجباری در درون حصارها هستند؟

محمد شفائی که همیشه ژست های روشنفکری و غرب گرایانه و بورژوائی دارد، اگر مدعی انقلابی گری است ، باید جواب بدهد که چرا در این سازمان، امثال یاسر اکبری نسب ، تنها به جرم مخالفت با دستان بسته ، رویش نفت ریختند و آتش زدند؟ چرا با مخالفین برخوردهای قهری صورت می گیرد و با مشت آهنین تشکیلات پاسخ می گیرند؟

اکنون که دادگاهی عادل ، با روند قضائی و با مستندات و شاهدان متعدد، سعی در احقاق حقوق پایمال شده ، بیگناهانی دارد که عمر و جوانی شان در بیراهه های رجوی ، برباد رفته است، چرا امثال نعمت اولیائی و محمد شفائی ، زوزه می کشند و از قانون و قانون مداری صحبت می کنند، سازمانی که رهبران آن ، خود را ” خدای تشکیلات ” می دانند، آیا به قوانین جهانی و استانداردهای جهانی ، پشیزی احترام قائل هستند؟

محمدرضا مبین