پیام سعید فیروزی به دوستان سابقش در کمپ آلبانی
سلام بر دوستان قدیمی من سعید فیروزی هستم جدا شده از سازمان مجاهدین من در ترکیه مشغول کار بودم که گروه آدم ربای رجوی در ترکیه مرا فریب دادند و مرا به عراق و به پادگان اشرف منتقل کردند. چند سال در پادگان اشرف توسط زنی بنام فهیمه اروانی شکنجه روحی و جسمی شدم. گناه […]
نامه خواهران عباس گل ریزان به برادرشان
عباس جان سلام تا کی بایستی دوری ات را تحمل کنیم؟ روزها خیلی سریع می گذرد. چشم به هم می زنیم سال تمام شده و وارد سال جدید می شویم. به خودمان امیدواری می دهیم که وارد سال جدید شدیم عباس به آغوش ما بر می گردد ولی متاسفانه خبری از برادرمان عباس نیست! زمانی […]
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت مادر محمد جعفر نجفی
با خبر شدیم خانم صدیقه نجفی مادر رنج کشیده و درد کشیده محمد جعفر نجفی اسیر در کمپ آلبانی دار فانی را وداع گفتند. خانم نجفی زمانی که تشکیلات مجاهدین خلق در عراق مستقر بود، چند بار به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف تلاش زیادی برای آزادی فرزندش انجام داد. وقتی فرزندش […]
پیامی از طاها حسینی به دوستان سابقش در کمپ مجاهدین
سلام، من طاها حسینی هستم. من چند سال عمر خودم را بیهوده در سازمان مجاهدین تلف کردم و وقتی می بینم شما چندین سال خودتان را اسیر سازمان مجاهدین کردید دلم به حال شما می سوزد. چرا عمر خودتان را در جایی که هیچ هدفی برای شما متصور نیست، تلف می کنید. رجوی و سرانش […]
دیدار فواد بصری با بهمن هاشمی و حسین رضایی
در تاریخ 3 شهریور 1405 مسئول انجمن نجات استان مرکزی؛ فواد بصری با آقایان بهمن هاشمی برادر فرزین هاشمی و حسین رضایی برادر حسن رضایی، در شهرستان محلات دیدار کرد. در این دیدار ابتدا فواد بصری وضعیت اعضا در کمپ آلبانی را برای آقایان حسین رضایی و بهمن هاشمی تشریح کرد. فواد بصری گفت: اعضا […]
نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
رضا سلام خوبی؟ سلامتی؟ برادر عزیزم می خواهم بدانی چقدر دلتنگتم. چند سال است شما را ندیدم. یادت هست زمانی که پیش ما بودی چه لحظاتی با هم داشتیم؟ یادت می آید چقدر با هم شوخی می کردیم؟! مواقعی به گذشته فکر می کنم و با خود می گویم رضا چرا ما را رها کرد؟ […]
برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم
من منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی هستم . فرزندم مصطفی در دانشگاه تحصیل می کرد و عضو هیچ گروه و یا حزبی نبود و همیشه به من می گفت: می خواهم تحصیلم را خوب به پایان برسانم و برای مملکتم مفید باشم. به ذهنم نمی زد که روزی مصطفی فریب سازمان مجاهدین را بخورد و […]
قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!
حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، […]
نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین
خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در […]
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین
دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]
توهمات رجوی و عملیات تروریستی فروغ جاویدان
فاضل فرهادی: با سلام خدمت آقای فواد بصری. آقای بصری چند روز پیش برای تفریح با هم بیرون رفته بودیم طبق معمول هر موقع با هم برای تفریح می رویم خاطرات آن زمانی که در پادگان اشرف بودیم به یادمان می آید . صحبتی کردیم در رابطه با عملیات فروغ رجوی و بحثمان به پایان […]
حال چرا مرا رها کردی؟
پروانه جان سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ مگر من چه بدی در حق تو کردم؟ زمانی که پیش من بودی در ناز و نعمت تو را بزرگ کردم. به خودم اجازه نمی دادم که تو کوچکترین ناراحتی را داشته باشی و به هر لحاظ تو را تامین می کردم. من […]