سه شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵
نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین 20 اردیبهشت 1405
ما همیشه به یاد تو هستیم

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین

خواهر عزیزم طیبه سلام. خوبی سلامتی؟ تو یادی از ما نمی کنی اما ما همیشه به یاد تو هستیم. یک خواهر داشتم که متاسفانه او هم چندین سال است ما را تنها گذاشته است. طیبه خواهرم نمی دانم در چه وضعیتی هستی؟ نمی دانم از دخترت فاطمه خبری داری؟ فاطمه الان بزرگ شده و به […]

می دانی در نبود تو دختر و همسرت چه غصه ها خوردند؟! 13 اردیبهشت 1405
نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی

می دانی در نبود تو دختر و همسرت چه غصه ها خوردند؟!

خدمت فرزند عزیزم حمید رضا سلام از خداوند بزرگ برایت سلامتی آرزو دارم. مرا ببخش که این نامه را دیر برایت می نویسم، نامه را باید در شروع سال جدید برایت می نوشتم. حمید رضا می دانی سنی از من گذشته و مثل گذشته نیستم. وقتی به دخترت نگاه می کنم انگار یک وزنه سنگینی […]

شرکت فواد بصری و خانوادهای عضو انجمن نجات اراک در تجمعات 07 اردیبهشت 1405
تا پیروزی نهایی در خیابان

شرکت فواد بصری و خانوادهای عضو انجمن نجات اراک در تجمعات

همزمان با تجاوز آمریکایی – صهیونی به کشور، جداشده ها و خانواده مرتبط با انجمن نجات در استان مرکزی در تجمعات شبانه در کنار مردم حضور یافتند. فواد بصری مدیر انجمن نجات استان مرکزی که به همراه فرزندش در این تجمعات شرکت داشت، گفت: به عنوان وظیفه ملی و میهنی و دفاع از کشور عزیزمان […]

پیام طاها حسینی و فاضل فرهادی به اعضای گرفتار مجاهدین 06 اردیبهشت 1405
رجوی ها مورد تنفر مردم ایران

پیام طاها حسینی و فاضل فرهادی به اعضای گرفتار مجاهدین

سلام هر چند با تاخیر این پیام را به شما می دهیم. اما در ابتدا سال جدید را به شما تبریک می گوییم. رجوی چندین سال در پادگان اشرف در عراق زیر پوش سرنگونی عمر ما را به اسارت گرفت و الان روی جنگ آمریکا و اسرائیل سوار شده و منتظر است جمهوری اسلامی سرنگون […]

نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی 06 اردیبهشت 1405
امیدوارم سال جدید تو را ببینم

نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی

مصطفی مادر سلام. حالت چطور است؟ وارد سال جدید شدیم. سالها گذشت و پسرم مصطفی یادی از مادرش نکرد. دریغ از یک تماس که سراغ مادرش را بگیرد . پسرم خبر ندارد که مادرش چه غصه ها کشیده است. چه رنج ها کشیده است. پسرم مصطفی در چه حالی؟ چکار می کنی؟ آنهم در غربت. […]

پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن در کمپ مجاهدین 23 فروردین 1405

پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن در کمپ مجاهدین

برادرم حسن سلام سال جدید را به شما تبریک می گویم. 2 سالی می شود که تماسی با ما نگرفته ای! خانواده نگران شما هستند و از وضعیت شما اطلاعی ندارند. برای من سئوال شده که شما در کمپ چه کار می کنید؟ کمپی که شما را با دنیای بیرون قطع کرده است. زمانی که […]

پیام تبریک سال نو فواد بصری به اعضای گرفتار در کمپ مجاهدین 22 فروردین 1405
رجوی گرگی در لباس میش بود

پیام تبریک سال نو فواد بصری به اعضای گرفتار در کمپ مجاهدین

سلام سال جدید را به شما دوستان سابقم تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال خوب و سال رهایی شما از کمپ مجاهدین خلق باشد. رجوی و دار و دسته اش سوء استفاده زیادی از شما می کنند و خواهند کرد، همانطور که در پادگان اشرف در عراق از من و امثال من کردند. […]

پیام تبریک سال نو خانواده عباس گل ریزان 17 فروردین 1405
امید که امسال، سال آزادی تو باشد

پیام تبریک سال نو خانواده عباس گل ریزان

عباس جان سلام سال جدید را به تو تبریک می گوییم و امیدواریم سال خوبی برای تو باشد و سال آزادی ات از کمپ مجاهدین باشد. عباس جان همه ما نگران تو هستیم و متاسفانه خبری از تو نداریم. نمی دانیم در چه وضعیتی بسر می بری و این باعث نگرانی ما شده است. در […]

عباس جان جای شما در کنار خانواده خالیست 04 اسفند 1404
نامه به عباس گل ریزان

عباس جان جای شما در کنار خانواده خالیست

سلام عباس جان، امیدوارم که خوب باشی. خانواده هر چند وقت یک بار دور همی دارند و دور هم جمع می شوند و به شادی می گذرانند. و جای شما در بین ما خالیست. چقدر خوب می شد در بین ما می بودی. مطمئنا در کنار شما بیشتر خوش می گذشت اما چه کنیم که […]

حضور مدیر عامل انجمن نجات در دفتر استان مرکزی 02 اسفند 1404
دیدار با ابراهیم خدابنده

حضور مدیر عامل انجمن نجات در دفتر استان مرکزی

در روزهای پایانی سال 1404 انجمن نجات استان مرکزی میزبان آقای ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات بود. فواد بصری، مسئول دفتر انجمن نجات اراک ابتدا گزارشی از فعالیت انجمن نجات استان مرکزی و همچنین مشکلات موجود به مدیر عامل انجمن نجات ارائه داد. در ادامه، فعالیت‎های پیش روی انجمن در راستای رسالت همیشگی آن […]

نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404
مادرت سالها در حسرت دیدن توست

نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404
رجوی در مانور غرش شیر

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابان‌های عراق به راه می‌انداخت. در هر مانوری که انجام می‌شد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت می‌کردند و به صدام گزارش می‌دادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیع‌تر […]

blank
blank
blank