گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
فواد بصری: با سلام خدمت خانم نجفی احوال شما؟ امیدوارم که خوب باشی. ببخشید مزاحم اوقات شما شدیم دنبال فرصتی بودیم تا با شما گفتگویی داشته باشیم. و خوشبختانه این فرصت فراهم شد که گفتگویی مختصر و مفید داشته باشیم . خانم نجفی: من هم خدمت شما سلام عرض می کنم و به شما خسته […]
خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
محمد جعفر سلام خوبی داداش عشق خواهر به برادر عشقی بی نهایت است. ای کاش گذر زمان در دست من بود و زمان را به عقب بر می گرداندم. زمانی که پیش ما بودی و دور هم جمع بودیم. عجب روزهایی بود، خاطرات خوبی در کنار هم داشتیم. خبری از آینده نداشتم که چندین سال […]
دکتر شکنجه گر “حسین فرصت” با نام مستعار دکتر یحیی
در زمانی که در اسارت مجاهدین خلق در پادگان اشرف بودم، یک روز مسئول ارکان مرا صدا زد و گفت یک هفته تحت امر امداد اشرف می روی. تحت امریت صبح تا بعد از ظهر است و بعد از ظهر به مقر بر می گردی و مجددا صبح فردا پیک تو را به امداد می […]
حمید رضا خودت بگو چقدر صبر داشته باشم؟
پسرم سلام خوبی سلامتی؟ می دانی از زمانی که فرزند بدنیا می آید و تا زمانی که بزرگ شود و خودش را بشناسد پدر چه زحمت ها و چه سختی ها برای بزرگ کردن فرزندش می کشد و همینطور مادر هم نقش بسیار مهمی در بزرگ کردن فرزند دارد. حمید رضا پسرم من دیگر مثل […]
نامه محمد نجفی به برادرش حسن نجفی در کمپ آلبانی
حسن جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. چندین سال است شما را ندیدم و طبیعی است که به خاطر حس برادری دل تنگ شما شوم. برادرم حسن جان من نگران شما هستم و نمی دانم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی بسر می بری . چند روز پیش عکست را دیدم و خیلی خوشحال شدم […]
خمپاره زدن به مردم بی گناه از افتخارات رجوی بود
رجوی همیشه تشنه به خون مردم بی گناه ایران بود. برای اینکه خون مردم ایران را بیشتر روی زمین بریزد واحد های تروریستی را راه اندازی کرد. وقتی می خواستند واحد های عملیاتی را به داخل ایران بفرستند من در مقر موزرمی بودم. نفرات واحد را از یگانها جدا می کردند و در یک ساختمان […]
باز هم دشمنی رجوی با مردم ایران
فاضل فرهادی: سلام وقت بخیر آقای بصری. در دیدار کوتاهی که با هم داریم مختصر گفتگویی با هم داشته باشیم. تلویزیون تشکیلات را که مشاهده می کنم تبلیغات زیادی در رابطه با تجمعات اخیر می کند. ربط این تجمعات با تشکیلات رجوی چیست؟ فواد بصری: سلام بر شما وقتتان بخیر. تجمعات اخیر در چند شهر […]
اظهارات سخن گوی مجاهدین خلق کذب محض است
من فؤاد بصری در اول مهرماه 1404 در سی و نهمین دادگاه سران مجاهدین خلق در تهران شرکت کردم و ادای شهادت نمودم. بعد از گذشت چند روز از این موضوع، تشکیلات رجوی که از شهادت اعضای سابق خود در این دادگاه خیلی واهمه دارد علیه من موضع گیری کرد و همچون همیشه دروغ گفت. […]
نامه ای به برادرم حمید رضا نوری در کمپ آلبانی
حمید رضا جان سلام کجایی برادر پاک ما را فراموش کردی. دوریت برای ما خیلی سخت است بخصوص برای پدر . خبر داری پدر چشم انتظار شماست؟ پدر می گوید تا در قید حیات هستم می خواهم حمیدرضا را ببینم. ما چندین نامه برای شما ارسال کردیم شاید جوابی به ما بدهی ولی از شما […]
دلتنگی های مادر پروانه ربیعی عباسی
زمانی که تشکیلات رجوی در عراق مستقر بود خانم حبیبی چندین بار با تمام مشکلاتی که داشت به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف فعالیت و تلاش زیادی داشت تا با فرزندش دیداری داشته باشد ولی متاسفانه سران رجوی به فرزندش پروانه اجازه ملاقات ندادند. ناگفته نماند بعد از جنگ و دورانی که […]
نامه رضا حمزه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
سلام برادر زن عزیزم خوبی عباس سلامتی در چه حالی؟ من شما را همچون برادر خودم می دانم و از خداوند می خواهم همیشه سالم باشی. من و خواهرت فاطمه همیشه به یاد شما هستیم. از رفتنت چندین سال می گذرد و من و خواهرت نگران شما هستیم. کاش می دانستیم در چه وضعیتی هستی. […]
چند کلامی با مسعود رجوی
آقای رجوی می خواهم سخنی را با شما آغاز کنم آنقدر در تشکیلات شما سختی کشیده ام که نمی دانم از کجا شروع کنم. من در زمان جنگ سرباز بودم و در جبهه بدست نیروهای شما اسیر شدم. مرا به اردوگاه خودتان منتقل کردید در اُردوگاه توسط افرادی بنام سید سادات دربندی (عادل) و مجید […]