پیام طاها حسینی و فاضل فرهادی به اعضای گرفتار مجاهدین
سلام هر چند با تاخیر این پیام را به شما می دهیم. اما در ابتدا سال جدید را به شما تبریک می گوییم. رجوی چندین سال در پادگان اشرف در عراق زیر پوش سرنگونی عمر ما را به اسارت گرفت و الان روی جنگ آمریکا و اسرائیل سوار شده و منتظر است جمهوری اسلامی سرنگون […]
نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی
مصطفی مادر سلام. حالت چطور است؟ وارد سال جدید شدیم. سالها گذشت و پسرم مصطفی یادی از مادرش نکرد. دریغ از یک تماس که سراغ مادرش را بگیرد . پسرم خبر ندارد که مادرش چه غصه ها کشیده است. چه رنج ها کشیده است. پسرم مصطفی در چه حالی؟ چکار می کنی؟ آنهم در غربت. […]
پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن در کمپ مجاهدین
برادرم حسن سلام سال جدید را به شما تبریک می گویم. 2 سالی می شود که تماسی با ما نگرفته ای! خانواده نگران شما هستند و از وضعیت شما اطلاعی ندارند. برای من سئوال شده که شما در کمپ چه کار می کنید؟ کمپی که شما را با دنیای بیرون قطع کرده است. زمانی که […]
پیام تبریک سال نو فواد بصری به اعضای گرفتار در کمپ مجاهدین
سلام سال جدید را به شما دوستان سابقم تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال خوب و سال رهایی شما از کمپ مجاهدین خلق باشد. رجوی و دار و دسته اش سوء استفاده زیادی از شما می کنند و خواهند کرد، همانطور که در پادگان اشرف در عراق از من و امثال من کردند. […]
پیام تبریک سال نو خانواده عباس گل ریزان
عباس جان سلام سال جدید را به تو تبریک می گوییم و امیدواریم سال خوبی برای تو باشد و سال آزادی ات از کمپ مجاهدین باشد. عباس جان همه ما نگران تو هستیم و متاسفانه خبری از تو نداریم. نمی دانیم در چه وضعیتی بسر می بری و این باعث نگرانی ما شده است. در […]
عباس جان جای شما در کنار خانواده خالیست
سلام عباس جان، امیدوارم که خوب باشی. خانواده هر چند وقت یک بار دور همی دارند و دور هم جمع می شوند و به شادی می گذرانند. و جای شما در بین ما خالیست. چقدر خوب می شد در بین ما می بودی. مطمئنا در کنار شما بیشتر خوش می گذشت اما چه کنیم که […]
حضور مدیر عامل انجمن نجات در دفتر استان مرکزی
در روزهای پایانی سال 1404 انجمن نجات استان مرکزی میزبان آقای ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات بود. فواد بصری، مسئول دفتر انجمن نجات اراک ابتدا گزارشی از فعالیت انجمن نجات استان مرکزی و همچنین مشکلات موجود به مدیر عامل انجمن نجات ارائه داد. در ادامه، فعالیتهای پیش روی انجمن در راستای رسالت همیشگی آن […]
نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی
فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]
بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابانهای عراق به راه میانداخت. در هر مانوری که انجام میشد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت میکردند و به صدام گزارش میدادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیعتر […]
گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
زمانی که فرقه رجوی در پادگان اشرف در عراق مستقر بود، آقای مجتبی نوری یکی از اعضای خانوادههای فعال انجمن نجات بود که چندین بار با خانواده ها دیگر راهی کشور عراق شد و در کنار پادگان اشرف برای آزادی برادرش فعالیت و تلاش زیادی کرد . او برادر حمیدرضا نوری عضو اسیر در قرارگاه […]
به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم
بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که […]
نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش اسیر در کمپ مجاهدین
برادر عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشد و سالم باشی. دلم برایت تنگ شده است. داریوش جان در چه حالی؟ متاسفانه اطلاعی ندارم که در چه وضعیتی هستی. بارها از خودم سئوال می کنم داریوش برای چه هدفی خودش را در این مسیر انداخت؟! سالها از خانواده ات دور شدی و بهترین دوران زندگی خودت […]