ظهور یا افول

تاریخ فرقه رجوی، تا بوده و هست، بنا به گفته خودشان ابدا افول نداشته و سراسر ظهور و اعتلاء بوده است.

اما واقعیت های سرسخت در دنیای واقعی چیست؟

اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از عراق، امری نبود که قابل پیش بینی نباشد. عراقی ها اعم از اعراب و اکراد، به خون جماعت رجوی، تشنه بودند. چرا که در پروسه حضور باند رجوی در عراق، ظلمی نبوده که در حق شان نشده باشد. از انتفاضه شعبانیه که با تانک از روی کردها رد شدند وخانه هایشان را توپ باران کردند، تا اعراب که زمین هایشان را به زور استخبارات و مخابرات عراق (ارگان های امنیتی و اطلاعاتی عراق)، غصب کردند و هر که را لازم بود به زندان های عراق حواله دادند. خلاصه همه عراقی آرزو می کردند که روزی برسد تا انتقام خون های به ناحق ریخته شده خود را بگیرند. از خانواده ی آن جوانی که در زیر پل بعقوبه در جریان” شغب” (حمله نیروهای ائتلاف به عراق)، با رگبار کلاشینکف یک مجاهد. جلوی چشمان من، چهره اش غرق به خون شد، تا افراد عادی جامعه عراق که زخم های زیادی از مجاهدین داشتند، همه و همه در صدد انتقام از مجاهدین بودند.

یادمان نرفته آمار سراسر کذایی سازمان، که مدعی بود 5 میلیون عراقی، به حمایت از سازمان مجاهدین و استمرار حضورشان در عراق، بیانیه امضاء کرده اند.

استراتژی دروغ و فریب در سازمان مجاهدین، با پوست و گوشتشان عجین است. سازمان و بطور خاص مسعود رجوی، همه چیزش دروغ است. سراسر فریب است.

در فرهنگ فرقه رجوی، همکاری با ساواک و جان بدر بردن از اعدام، مقاومت رهبری در زندان نام می گیرد.

در فرهنگ رجویها، فرار از کشور با لباس مبدل، پرواز تاریخساز لقب می گیرد.

در سازمان، هم پیمانی و همکاری با دشمنان مردم ایران، هجرت انقلابی و پرواز صلح لقب گرفت.

در فرقه رجوی، دامن پوشیدن برای نیروهای آمریکائی و همکاری با امپریالیسم، حرکت موازی و همسوئی انقلابی نام گرفت.

در سازمان رجوی، خلع سلاح و خلع لباس شدن و تسلیم، انتخاب بین سلاح و سلاحدار و نرمش استراتژیک نام گرفت.

در فرهنگ مریم و مسعود، تخلیه اجباری اشرف و اخراج مفتضحانه از عراق، هجرت و انتقال بزرگ نامیده می شود.

در فرهنگ سازمانی و فرقه ای رجوی، مرگ رهبر، غیبت بزرگ، لقب می گیرد.

در عرف رجوی، زندان انفرادی و شکنجه اعضاء، برخورد تشکیلاتی و انسان سازی، نام می گیرد.

کشتن، کشته شدن، خودسوزی، خودکشی، سیانور خورانده شدن، مسموم شدن، سکته قلبی و مغزی، بیماری لاعلاج، غرق شدن در دریاچه و رودخانه و اقیانوس و… خلاصه هر نوع کشته شدن و کشته سازی، شهادت و وفای به عهد با مسعود نامیده می شود و در کتاب کشته های مسعود، در فهرست شهدای سازمان گنجانیده می شوید.

این است فرهنگ طلائی سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران به رهبری آقای مسعود رجوی و همسر سومش.

اگر همه این ها، ظهور و سربلندی برای فرقه رجوی است. پس باید گفت:

خطا از من است، می دانم،

از من که سالهاست گفته ام”ایاک نعبد”

اما به دیگران هم دلسپرده ام،

از من که سالهاست گفته ام” ایاک نستعین”

اما به دیگران هم تکیه کرده ام،

اما رهایم نکن،

بیش از همیشه دلتنگم،

به اندازه ی تمام روزهای نبودنم…

فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.