نماد سایت انجمن نجات

برای آزادی فرزندم تلاش زیادی کردم

منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی

خانم منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی

من منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی هستم .

فرزندم مصطفی در دانشگاه تحصیل می کرد و عضو هیچ گروه و یا حزبی نبود و همیشه به من می گفت: می خواهم تحصیلم را خوب به پایان برسانم و برای مملکتم مفید باشم. به ذهنم نمی زد که روزی مصطفی فریب سازمان مجاهدین را بخورد و مرا ترک کند و سالها او را نبینم. سازمان مجاهدین فریب کار مصطفی را از من گرفت و مرا داغدار کرد. زمانی که مصطفی در عراق و در پادگان اشرف بود من چند بار به عراق سفر کردم و در کنار پادگان اشرف مستقر شدم. از پشت فنس پادگان اشرف مصطفی را صدا می زدم که شاید بتوانم مصطفی را بعد از سالها ببینم ولی با انسانهایی مواجه شدم که حیف است نام انسان بر آنها گذاشت. حرمت من مادر را نگه نمی داشتند و به من بد و بیراه می گفتند و مرا تهدید به مرگ می کردند. فقط مرا تهدید نمی کردند. همه پدر و مادرهایی که همراه ما بودند را هم تهدید می کردند. سازمان مجاهدین که مدعی حقوق بشر و برابریست .

ماهیت سازمان مجاهدین در عراق برای من روشن شد. فقط شعار بدون عمل می دهند. من با ارگانهای حقوق بشری نامه نگاری زیادی کردم و جوابی نگرفتم. اگر بخواهم رُک حرفم را بزنم؛ حقوق بشری وجود ندارد. سازمانهای حقوق بشر دستشان با رهبران سازمان مجاهدین در یک کاسه است. مگر سازمان حقوق بشر نمی بیند سازمان مجاهدین فرزندان ما را سالهاست به اسارت خود گرفته؟! چرا عکس العملی از خود نشان نمی دهد؟ مگر نمی بیند من مادر و مادر های دیگر در نبود فرزندانمان چه داغی بر دلمان نشسته؟ من انتظاری از سازمانهای حقوق بشری ندارم من توکلم به خداست و همیشه از خدا می خواهم فرزندم را سالم از کمپ مجاهدین نجات دهد و به آغوش من مادر برساند. امیدوارم این اتفاق خوب برای من و ما بقی مادران رخ دهد .

منتهی زهرایی

خروج از نسخه موبایل