منصور نومانی دایی اکبر کاظمی عضو اسیر رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی شنبه ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵ با مسول انجمن نجات گیلان دیدار کرد و صمیمانه به گفتگو پرداخت.
اکبر کاظمی که چهار دهه بدور از خانواده در کمپ مجاهدین خلق محبوس است ، اجازه نیافته است ولو یک تماس تلفنی با خانواده اش داشته باشد.
آقای نومانی افسر بازنشسته راهنمایی و رانندگی که بسیار دلسوزانه از خاطرات نوجوانی اکبر صحبت میکرد، گفت: اکبر نوجوان بود و فریب رجوی را خورد و با القای ترس و دلهره او را وادار کردند ناگزیر در دهه شصت از کشور خارج و در عراق به مجاهدین خلق بپیوندد.
دایی اکبر کاظمی
آقای نومانی در توضیح بیشتر افزود: در دهه شصت مجید برادر بزرگتر اکبر بواسطه شرکت در یک عمل تروریستی واقع در زادگاه کوچک خود روستای لفمجان از توابع لاهیجان بشدت پشیمان و متناقض شده بود و تعادل روحی خود را از دست داده بود که خود را به زندان لاهیجان معرفی کرد و خواستار اشد مجازات برای خودش شد. در روند دادرسی و به درخواست خانواده قربانیان آن جنایت تروریستی به اعدام محکوم شد. از آن پس مدام رجویها اکبر را زیر نظر و در رصد خود قرار دادند و در نهایت با فریب و دغل که گویی در خطر دستگیری و اعدام قرار دارد، او را از کشور خارج نمودند.
آقای نومانی در خاتمه دیدار صمیمانه با مسئول انجمن نجات گیلان از خواهرزاده خود خواست که از رجویها جدا شود و هر کجا که دوست دارد برود و زندگی کند که البته مورد حمایت اعضای خانواده قرار خواهد گرفت.
با بررسی چگونگی جذب این افراد، متوجه می شویم که تشکیلات تروریستی رجوی از سه نسل قربانی گرفت و زندگی شان را تباه کرد.
اولین قربانی والدین بدرود یافته مجید و اکبر کاظمی بودند که بیگناه مورد ظلم و جور رجوی قرار گرفتند و دق مرگ شدند.
دومین قربانی مجید کاظمی از نسل بعد انقلاب ۵۷ بود که با شور و هیجان فریب رجویها را خورد و جانش را از دست داد.
و در نهایت اکبر کاظمی از نسل سومی بود که بی آنکه بخواهد و بفهمد طعمه رجویها شد و هم اکنون در اسارت رجویها در آلبانی بسر میبرد.
به امید اضمحلال نهایی تشکیلات تروریستی رجوی و بازگشت تمام اسیران رجوی به زندگی.
