نماد سایت انجمن نجات

عواقب دیدن خواب در تشکیلات رجوی

نشست عملیات جاری

نشست عملیات جاری

رجوی بعد از شکست ماجراجویی اش در سال 67 موسوم به فروغ جاویدان متوجه شد تنها موضوعی که می تواند پاشنه تشکیلات فرقه اش باشد کانون خانواده است و به همین خاطر او از سال 68 با به راه انداختن موضوع انقلاب ایدئولوژیک درونی علنا کمر همت به نابودی و متلاشی کردن این کانون گرم و اثربخش بست. رجوی در پی آن با برگزاری نشست های مغزشویی ابتدا موضوع طلاق همسر را برای اعضای متاهل اجبار و مدتی بعد فرزندان را بدون اینکه پدر و مادرشان از مقصد مطلع شوند، به کشورهای اروپایی فرستاد و حتی از اعضای مجرد خواست زنان خیالی خود را طلاق دهند. وی معیار نزدیکی و وفاداری هر کدام از اعضا به تشکیلات را اعلام انزجار و برائت علنی آنها از خانواده هایشان تایین کرد.

رجوی در ادامه پیشبرد موضوع انقلاب ایدئولوژیک خود ساخته اش حتی فکر کردن به خانواده و بیان دلبستگی به آن را مرز سرخ و ممنوع اعلام کرد. او با کسانی که این مرز سرخ را رد می کردند به شیوه های خاص خود برخورد می کرد و تحت شدیدترین مجازات قرار می داد. درهمین رابطه یادم هست سال 78 در مقر کوت و در مرکز 16 با فرماندهی زنی بنام نکوگویان بودم. یک روز صبح وی برای تعدادی از نیروها از لایه های ” ام ” مرکز نشستی موسوم به عملیات جاری گذاشت. طبق معمول در آن نشست همه می بایست بلند می شدند تا مثلا از خود انتقاد و هر آنچه در تضاد با انقلاب ایدئولوژیک رجوی ازذهنش گذشته بیان کنند.

یکی از بچه ها که تازه از مقری دیگر به مرکز ما آمده بود و من الان اسمش در خاطرم نیست بلند شد و گفت من دیشب خواب پدر ومادرم را دیدم که کنار آنها هستم. او هنوز جمله اش تمام نشده بود که فریاد مسئول نشست بر سر او بلند شد و به او گفت احمق، غلط کردی که خواب دیدی، معلومه تو هنوز خانواده را زیر پایت له نکردی و طلاق ندادی! بدنبال او برخی از مسئولین و فرماندهان مجیزگوی تشکیلات هم بر سر آن فرد داد و فریاد زده و با الفاظی از جمله مزدور، خائن ، بی عرضه ، ضد انقلاب ، بی شرف و … به او حمله کردند و آن فرد سوژه شده بیچاره همینطور هاج و واج مانده بود و چاره ای جز تحمل نداشت.

خلاصه تا پایان نشست آن فرد اجازه پاسخ دادن و یا اینکه حتی بگوید غلط کردم هم نداشت . در آخر مسئول نشست به او گفت می روی گزارش می نویسی که اولا چرا خواب پدر و مادرت را دیدی! و از کی زاویه ات با انقلاب خواهر مریم شروع شده ؟! و…

نشست تمام شد و همه رفتیم. مدتی گذشت و کم کم با همان فرد سوژه که تازه به مقر ما آمده بود رابطه دوستی برقرار کردم. در یک فرصت در حین رفتن به سالن غذا خوری دیدم چهره ای در خود دارد و به شوخی از وی سئوال کردم هنوز هم خواب می بینی؟ وی با لحنی طعنه آمیز گفت ای بابا عجب غلطی کردم که خوابم را تعریف کردم. دهنم را سرویس کردند. چند بار گزارش نوشتم غلط کردم اما مگر دست بردار هستند ، باور می کنی چند بار مرا نزد صدیقه حسینی فرمانده قرارگاه بردند و او هم با لحن عصبانی به من گفت: بگو چرا خواب پدر و مادرت دیدی ؟ هر چه هم می گویم غلط کردم فقط یک خواب بود ول کن نیستند و می گویند غلط کردی باید بالا بیاری (اصطلاح درون تشکیلات ) که چرا خواب دیدی. خلاصه نشان به این نشان که تا مدت ها این فرد بیچاره فقط بخاطر دیدن خواب پدر و مادرش زیر ضرب تشکیلات بود .

آری در تشکیلات رجوی فکر کردن به خانواده پدر و مادر و هر آنچه از جنس زندگی است، ممنوع و مرز سرخ بود و با هرفردی که در این وادی بود بشدت برخورد می کردند و به همین دلیل هم رجوی در وحشت از تاثیرگذاری اعضاء در افشای ماهیتش فرقه اش بشدت از این افراد متنفر بود. آنقدر که وقتی خانواده ها بعد ازسقوط رژیم صدام پشت سیاج کمپ اشرف تجمع کردند او دستور داد تا همه اعضا خانواده های خود را “الدنگ” خطاب قرار داده و مجددا از آنها اعلام برائت کنند.

حمید دهدار

خروج از نسخه موبایل