چهارشنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۵
سقوط در چاه سیاه رجوی 06 آبان 1405
به بهانه ورودم به سازمان مجاهدین خلق

سقوط در چاه سیاه رجوی

چرا می‌گویم افتادن در دام رجوی، همچون سقوط به چاهی سیاه و بی‌انتهاست؟ دلیلش این است که وقتی انسانی در این تشکیلات گرفتار می‌شود، رها شدن و کندن از آن بسیار سخت و دشوار خواهد بود. من در آبان ماه سال 1364 با هزاران امید و آرزو به تشکیلات رجوی پیوستم و فکر می‌کردم در […]

وقتی زندانی سیاسی آرزوی بازجو شدن دارد 02 آبان 1405
افراد در محیط بسته تشکیلاتی

وقتی زندانی سیاسی آرزوی بازجو شدن دارد

یکی از خاطراتی که از دوران حضورم در مناسبات تشکیلات مجاهدین به یاد دارم، مربوط به یکی از نشست‌هایی است که در آن از اعضا پرسیده شد: “اگر روزی سرنگونی محقق شود، می‌خواهید چه‌کاره شوید و چه مسئولیتی بر عهده بگیرید؟” طبیعتاً پاسخ‌ها متفاوت بود و هرکس بر اساس تصور خود از آینده، شغل یا […]

خاطرات بخشعلی علیزاده از دوران زجرآور 30 مهر 29 مهر 1405
یادآوری آن روزها، طلب قهوه و سیگار

خاطرات بخشعلی علیزاده از دوران زجرآور 30 مهر

هر گاه که بیاد دوران 30 مهر در تشکیلات مجاهدین می‌افتم تمام بدنم درد می گیرد.  نیاز شدید به یک فنجان قهوه پیدا می‌کنم تا بدنبالش با کشیدن یک نخ سیگار از دردی که تمام وجودم را می‌گیرد، بکاهم. دوستان خواننده ممکن است که زیاد در جریان نباشند که موضوع از چه قرار است. خدمت […]

خاطره ای از جلال فرخندی از قربانیان رجوی 29 مهر 1405
از خاطرات علی پوراحمد

خاطره ای از جلال فرخندی از قربانیان رجوی

در ادامه مرگ و میرهای اعضای قدیمی فرقه تروریستی رجوی، نوبت به جلال فرخندی رسید که در سایت‌های مجاهدین گفته شد بعد از ۵۰ سال مبارزه در اثر بیماری در گذشت! عکسش را دیدم خاطرات زیادی از او برایم زنده شد که همیشه در کار اجرایی فعال بود ولیکن کوله باری از تناقض را حمل […]

سی مهر در تشکیلات رجوی؛ جشن اجباری، نمایش تبلیغاتی و محاکمه اعضا 29 مهر 1405
روزهای طاقت فرسای مهر

سی مهر در تشکیلات رجوی؛ جشن اجباری، نمایش تبلیغاتی و محاکمه اعضا

هر سال با نزدیک شدن به سی مهر، فضای تشکیلات فرقه رجوی برای ما نه حال ‌وهوای جشن و شادی، بلکه بوی عزا و روزهای سخت و طاقت‌فرسا داشت. برخلاف تصویری که دستگاه تبلیغاتی سازمان از این مراسم به نمایش می‌گذاشت، سی مهر برای بسیاری از اعضا یادآور فشارهای تشکیلاتی، بیگاری، خستگی مفرط و اجبار […]

خاطره‌ای از جشن‌های مهر ماه در قرارگاه مجاهدین خلق 28 مهر 1405
هراس از یک تیم ورزشی

خاطره‌ای از جشن‌های مهر ماه در قرارگاه مجاهدین خلق

طبق معمول و سیاق ثابت هر سال وقتی 26 مهر فرا می‌رسید مسئولین سازمان به مناسبات این ماه، در قرارگاه اشرف بین قرارگاه‌ها مسابقات ورزشی برگزار می‌کردند. برای تیم های اول تا سوم جام‌هایی اهدا می‌کردند. جام‌هایی که دو ریال نمی‌ارزید. یکی از روزها من به فرمانده مستقیم خودم پیشنهاد دادم به جای این که […]

خاطره‌ای از سال‌ها اسارت در تشکیلات رجوی 21 مهر 1405
در پی سرکوب عواطف

خاطره‌ای از سال‌ها اسارت در تشکیلات رجوی

سال ۱۳۶۸، در حالی که در اردوگاه اسرای جنگی در عراق بودم، علاوه بر تحمل فشارهای طاقت‌فرسای آن دوران، فریب وعده‌های دروغین مسئولین سازمان مجاهدین را خوردم که برای جذب نیرو به اردوگاه آمده بودند. با امیدواری به وعده‌های آنان، به همراه جمعی از دیگر اسرا راهی کمپ اشرف شدم. در بدو ورود، صادقانه گمان […]

من بارها در مناسبات سازمان، به اعدام تهدید شدم 20 مهر 1405
چهره کریه سازمان برایم آشکار شد

من بارها در مناسبات سازمان، به اعدام تهدید شدم

سال 1376 و مهرماه بود که وارد زندان های رسمی سازمان در پادگان اشرف شدم و خیلی زود آن روی سکه سازمان و چهره اصلی و کریه سازمان برایم آشکار شد، اینجا بود که تمام رویاهایم نقش بر آب شد و به چشم دیدم که چرا این سازمان منفور عام و خاص است و سالهای […]

روایت دست اول از جذب جوانان توسط عوامل مجاهدین خلق 19 مهر 1405
خاطره محمود آسمان پناه

روایت دست اول از جذب جوانان توسط عوامل مجاهدین خلق

وقتی که در سال ۶۸ با یکی ازدوستانم در کراچی پاکستان به سازمان مجاهدین خلق پیوستیم دو هفته ما را در یک خانه نزد تعدادی دیگر از هواداران سازمان نگه داشتند تا آنها ما را چک کنند تا بفهمند که از طرف دولت ایران ما را به آنجا نفرستاده باشند. وقتی آنها ما را تأیید […]

خاطره‌ای از موسی جابری درباره نشست‌های آزاردهنده رجوی 18 مهر 1405
روایتی از فشار و اجبار

خاطره‌ای از موسی جابری درباره نشست‌های آزاردهنده رجوی

می‌خواهم خاطره‌ای از دوران حضورم در سازمان مجاهدین را برایتان بازگو کنم؛ موضوعی درباره نشست‌های طولانی و طاقت‌فرسای مسعود رجوی که بیشتر آن‌ها در ماه‌های رمضان برگزار می‌شد. این نشست‌ها فوق‌العاده خسته‌کننده بود، چرا که مسعود نه تصویری داشت و نه صدایی؛ تمام نشست فقط به‌صورت تایپی و متنی پیش می‌رفت. (در پرانتز بگویم، هر […]

مصاحبه اختصاصی انجمن نجات کرمانشاه با اسد پاک، عضو پیشین مجاهدین خلق 14 مهر 1405
از چاله به چاه

مصاحبه اختصاصی انجمن نجات کرمانشاه با اسد پاک، عضو پیشین مجاهدین خلق

اسد پاک رزمنده ارتش ایران بود که در جنگ تحمیلی به اسارت نیرهای عرقی درآمد و پس از تحمل 9 سال اسارت در اردگاه اسرای عراق، فریب عوامل مجاهدین خلق را خورد به این تشکیلات مخوف پیوست. دفتر انجمن نجات کرمانشاه در مصاحبه‌ای اختصاصی با این عضو جدا شده از مجاهدین، درباره سرگذشت او، نحوه […]

شاهکار جرج اورول کتاب راهنما یا هشدار برای مسعود رجوی؟ 08 مهر 1405
تجربه امیر یغمایی از خوانش ۱۹۸۴

شاهکار جرج اورول کتاب راهنما یا هشدار برای مسعود رجوی؟

دارم رمان “۱۹۸۴” جورج اورول را می‌خوانم و به بخشی رسیدم که واقعاً برایم تکان‌دهنده بود. در این بخش، جولیا برای وینستون توضیح می‌دهد که چرا حزب تا این حد با رابطه‌ی جنسی، عشق و لذت شخصی دشمن است. از نگاه جولیا، مسئله فقط اخلاق یا پاکدامنی نیست. وقتی انسان عاشق می‌شود و رابطه‌ی جنسی […]

blank
blank
blank