جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق بعد از سه دهه و اسارت در کمپ امریکایی ها که نزدیک به سه سال طول کشید فرصت خوبی بدست داد تا بدور از تاثیرات فرهنگ القاء از طرف رهبران این تشکیلات به جمع بندی گذشته خودم و نقد بیطرفانه مجاهدین خلق بپردازم. بازگشت به ایران وکانون گرم خانواده بعداز […]
جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق بعد از سه دهه و اسارت در کمپ امریکایی ها که نزدیک به سه سال طول کشید فرصت خوبی بدست داد تا بدور از تاثیرات فرهنگ القاء از طرف رهبران این تشکیلات به جمع بندی گذشته خودم و نقد بیطرفانه مجاهدین خلق بپردازم. بازگشت به ایران وکانون گرم خانواده بعداز سالیان شرایطی برایم فراهم ساخت تا با مطالعه کتاب های مختلف و از جمله کتاب فرقه ها در میان ما خانم مارگرت تالر سینگر، گسستن بندها آقای استیون حسن بپردازم. در این کتاب ها به شیو ه های مغزشویی فرقهها و چگونگی رهایی از آن پرداخته بود.
بیش از 20 سال تجربه حضور حرفهای و شبانه روزی من در تشکیلات مجاهدین خلق برایم مشخص کرده بود که مسعود رجوی طی این سالیان از تمامی تکنیک های فرقه های مخرب برای کنترل واسارت اعضا استفاده میکرده است. بعد از مطالعه کتابهای دیگر دریافتم که هزاره سوم با پدیده شوم و خطرناکی در گستردهترین و مخرب ترین شکل خود بعنوان ذهن مخرب فرقه ای روبه روست. این پدیده به تخریب مناسبات اجتماعی و خانوادگی مشغول بوده است. استفاده وسیع و گسترده و سیستماتیک از آن در عرصههای سیاسی، مذهبی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی و ارتقاء تکنیکها ومتدهای آن در چند دهه اخیر باعث شده که توجه جامعه شناسان و روان شناسان در سرتاسر جهان به آن ها جلب شود.
قربانیان فرقههای مخرب در همه جا هستند و به خانواده ها ودوستان وجامعه بیش از خود آسیب رسانده اند. با این مطالعاتی که انجام دادم کمتر فرقه ای در جهان یافتم که همانند مجاهدین خلق به بلوغ و تکامل فرقه ای رسیده باشد. توصیه این نویسندگان به تمام کسانی که گرفتار این فرقه ها هستند و تجربه حضور در فرقه ها را داشته اند، این است که برای خودشان و دیگر هم نوعانی که در معرض سوءاستفاده رهبران این فرقه ها هستند، فعال شوند و با انجام مصاحبه و نوشتن مقاله به افشای تکنیکهای روانی فرقه ها بپردازند و اجازه ندهند رهبران سود جوی فرقهها از عدم اطلاع جوانان سوءاستفاده کرده و مناسبات خانوادگی و اجتماعی آنها را تخریب کنند.
با مطالعه این کتابها احساس کردم نویسندگان آن سالها در مجاهدین خلق زندگی کرده اند و این موضوعمن را قانع کرد که برای برای روشن کردن اذهان عمومی و خانوادهها و کمک به آزادی دیگر دوستانم که همچنان اسیر در زنجیر دروغ تشکیلات رجوی بوده و هستند لب به سخن بگشایم. در ادامه جستجوهایم با انجمن مردم نهاد نجات که یک تشکل غیر دولتی است و به همت و ابتکار اعضای جداشده از مجاهدین خلق تأسیس شده بود آشنا شدم. این انجمن از بدو تأسیس دوهدف را دنبال می کرد، اول اطلاع رسانی به خانوادهها در خصوص وضعیت وابستگانشان در پادگان اشرف، و دوم مشورت دادن و همکاری با خانوادهها برای تلاش در جهت آزادی عزیزانشان. من شخصاً با پیوستن به این انجمن هدف سومی را هم دنبال می کردم، جضور در دانشگاهها و مدارس عالی و شرکت در جمع دانشجویان و افشای ماهیت و شیوههای فریب و جذب رهبران مجاهدین خلق در عرصه مجازی، تا نسلی دیگر قربانی اهداف ضدانسانی و ضد ملی آنها نشود. بدین ترتیب همکاری من که صرفاً از موضع انسانی و غیرانتفاعی بود با این انجمن به شکل رسمی آغاز شد.
ادامه دارد
علی اکرامی

