من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم
روزگاری رجوی در نشست برای نفرات جایزه هزار دستان تعیین کرد، نفرات غافل از این که در آینده چه سرنوشتی دارند اعلام حاضر حاضر می کردند. امروز دیگر از آن نفرات اندکی در آن سازمان باقی مانده است. یا در عملیات های خود ساخته نظامی مرزی یا درتصادفات جاده ای فوت کرده اند و یا […]
چرا امیر سکوت نمیکند و برخی دیگر سکوت میکنند؟
در یادداشتی که امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق به تازگی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی X منتشر کرده است، تلاش کرده است که به پرسشی که ذهن بسیاری از مخاطبان را درگیر کرده است، پاسخ بدهد. اینکه چرا خود اصرار دارد که حتی پس از انتشار زندگینامهاش، هنوز درباره مجاهدین خلق […]
خاطره ای محمد رضا گلی از عملیات فروغ جاویدان
بعد از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، رهبری مجاهدین از آنجایی که تمام هستی خودش را به جنگ ایران و عراق گره زده بود، برای خروج از بن بستی که برایش رقم خورده بود به فکر عملیات علیه ایران افتاد . قبل از پذیرش قطعنامه از سوی ایران رجوی امکان موافقت ایران با قطعنامه […]
مجاهدین و کشتار برای هیچ در 6 و 7 مرداد سال 88
شب پنجم مرداد سال 88 بود که من و تعدادی از دوستانم که دعوایی در داخل یگان براه انداخته بودیم و به یگانهای مجزا تبعید شده بودیم را دوباره دور هم جمع کردند و اول صبح 6 مرداد همه ما رو به محوطه ای بردند و سپس شروع به دلجویی و تعریف از ما نمودند […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت ششم
در قسمت قبل گفته شد که امیر یغمایی در خاطراتش به دو نکته قابل توجه اشاره دارد: الف- داشتن اتاق کار در یک پایگاه بزرگ مجاهدین، واقع در منطقه “سرژی سن کریستف!” ب- تفریح و تفرّج سران مجاهدین و اعضای شورا در پارکهای جنگلی و خورد و خرید در فروشگاههای معروف پاریس! **ب: نکته بعد […]
ترس و بی اعتمادی مطلق رجوی به نیروهایش
در اوایل سال 1373 رجوی قصد داشت یک مانور با شرکت همه بدنه اصلی تشکیلات که نیروهای بخش های نظامی را تشکیل می دادند برگزار کند. او می خواست با این کار چند دست آورد داشته باشد. اول از همه اینکه با نمایش نیرو و تانک ها و تجهیزاتی که از ارتش صدام به صورت […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت پنجم
محمود آسمان پناه در خاطراتی که در چند قسمت درج شد به جوانی کرمانی پرداخت که آز آلمان به اشرف آمده بود… آقای محمودآسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: روز بعد به دوستم زنگ زدم که از او بپرسم که آیا با او هم همین طور است؟ دوستم گفت مگر خودت در […]
سناتور لیندسی گراهام را در اشرف دیدم
سناتور لیندسی گراهام یکی از لابی های سازمان تروریستی مجاهدین خلق در ایالات متحدۀ آمریکا شنبه 20 تیرماه 1405 به طور ناگهانی فوت کرده و خبرساز شد. این سناتور کهنه کار و رئیس کمیتۀ نیروهای مسلح در مجلس سنای آمریکا یکی از سناتورهایی بود که بشدت علیه جمهوری اسلامی و مردم ایران مواضع سرسختانه میگرفت. […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت چهارم
محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش تا این که بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگون شدن صدام گفت و اینکه به دنبال موقعیت مناسب برای جدایی از سازمان و رفتن به کمپ آمریکایی ها بوده است. محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: زمان مصاحبه فرا رسید و من […]
خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی
این روزها مصادف با یکی از حملات موشکی به کمپ لیبرتی است. این کمپ در نزدیکی فرودگاه بغداد، کمپ نظامیان آمریکایی بود که برای مدت زمان محدودی گروه مجاهدین خلق را در آن اسکان دادند. کمپ لیبرتی به ” کشتارگاه” یا “تله مرگ” معروف بود زیرا از روزی که پای مجاهدین به این کمپ باز […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم
محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت دوم
محمود آسمان پناه در قسمت اول خاطراتش داستان جوانی کرمانی را شروع کرد که از آلمان به اشرف آورده شده بود… محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: بعد از اتمام رژه که کارها به روال قبل برگشت و کارهای روتین سازمان و نشست های تشکیلاتی شروع شد و شرایط سخت گردید، […]