خاطره ای از مرحوم حسن شرقی
سال 82 بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش آمریکا، صدام حسین دیکتاتور عراق؛ پدر خوانده مسعود رجوی سرنگون شد و حکومت موقت به ریاست لویس پل برمر بر عراق حاکم شد. در ابتدا با توجه به نزدیکی روابط مجاهدین خلق با رژیم صدام و همکاری نظامی آنها در جنگ برعلیه ایران فرماندهان ارشد […]
خاطره ای دردناک از اولین حضور خانواده ها مقابل پادگان اشرف
از سال 82 و پس از سرنگونی صدام، اولین گروه از خانواده های اعضا در مقابل پادگان اشرف برای دیدار با فرزندانشان، حاضر شدند. این خانواده ها بعد از سالها بی خبری از عزیزانشان با ریسک امنیتی بالا و تحمل شرایط سخت آب و هوایی و گرما خود را به درب قرارگاه اشرف رسانده بودند. […]
خاطره ای از طالب فرحان عضو جداشده از تشکیلات رجوی
در سال 82 بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش آمریکا به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین من جزء اولین نفراتی بودم که بدلیل اینکه دیگر حضور در تشکیلات رجوی را با توجه به سرنگونی صدام حسین که اصلی ترین حامی مالی و نظامی آنها بود، موجه نمی دانستم، به همراه تعدادی دیگر […]
قطب شدن در مناسبات ممنوع است – قسمت اول
در مورد انقلاب درونی سازمان، من و سایر دوستانم، مطالب زیادی نوشتیم، همچنین مطالب سایر دوستان را خواندم، اما امروز می خواهم از دریچه ای نو و برای اولین بار از یک زاویه دیگر وارد این موضوع شوم : همیشه بیاد داشته باشیم در مسیر زندگی، انسان هایی در مسیرمان قرار می گیرند که ردپایی […]
اعتراف و تحقیر در سازمان مجاهدین خلق
من طاها حسینی هستم. قبلا خاطرات تلخ و سیاه خودم را در پادگان اشرف مکتوب کرده بودم. این بار هم می خواهم کمی به گذشته خودم برگردم و بخشی از خاطراتم از زمان اسارت در تشکیلات مجاهدین خلق را بازگو کنم. من برای کاریابی به ترکیه رفته بودم. در ترکیه مشغول کار شدم. به لحاظ […]
نشست های تحقیر آمیز درون تشکیلات مجاهدین
زمانی که در تشکیلات مجاهدین بودم در سال 1370 چند روزی مرا در بنگال زندانی کردند. علت زندانی کردن من در بنگال شرکت نکردن در نشست های انقلاب مریم رجوی بود. روزی نبود که توسط مسئولین مجاهدین برای من نشست برگزار نشود. نشست های تهدید آمیز و تحقیر آمیز. حرفشان با من این بود که […]
توهمات مسئولین سازمان بعد از تسلیم شدن در برابر آمریکا
رجوی در زمستان 1381 و قبل از حمله آمریکا به عراق در نشستی عنوان داشت که ما همیشه حامی صاحب خانه یعنی صدام هستیم. ولی بعد از سرنگونی صدام، او را دیکتاتور نامید و در نهایت وقتی خبری برای رفتن به داخل کشور نشد، رجوی تسلیم را قبول کرد و بعد از آن خلع سلاح […]
گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق
در اواخر سال ۶۹ بود که نشست های تشکیلاتی و طلاق اجباری در داخل سازمان مجاهدین خلق شروع شد. در ابتدا من با ورود به نشست ها مخالفت کردم و وارد نشست نشدم. آن موقع من در محور یکم ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق بودم و تعداد زیادی بودند مثل من که وارد نشست ها […]
از انقلاب ایدئولوژیک رجوی تا دشمنی با خانواده – قسمت دوم و پایانی
در قسمت قبلی شرح دادم که رجوی ادعا داشت که گرچه ما نتوانستیم به ایران برویم اما توانستیم به ملاء اجتماعی خودمان وصل شویم. منظور او خانوادههایی بود که برای ملاقات بچههایشان به اشرف میآمدند. اما وقتی متوجه شد اکثر افرادی که با خانواده خود ملاقات کردند مایل به جدایی از سازمان شدند، تغییر رویه […]
خاطره دردناک صمد اسکندری از شکنجه و حبس در اشرف
مریم رجوی عنصر پلید و شیطان صفت بارها در نمایش های تلویزیونی با گزاف گویی زائد در خصوص نقض حقوق بشر در داخل ایران سخنان ضد و نقیض مطرح کرده است. که با توجه به سوابق ننگین این گروه جنایتکار در نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی اعضای خودش، آدمی را به تفکر و تناقض این […]
آواز دهل شنیدن از دور خوش است
سازمان تروریستی و دیکتاتور مجاهدین خلق، از نظر برخی بینندگان خارج از گود، گویا مدینه فاضله به نظر می آید، وقتی ویترین بیرونی این سازمان را می بینیم ، یا سیمای باصطلاح آزادی را برخی می بینند، یا طرح کذائی 10 ماده ای مریم رجوی را می بینند، سازمانی که یک زن در راس رهبری […]
از میلیشیا تا کانون های شورشی – قسمت اول
سازمان موسوم به مجاهدین خلق علیرغم تشکل شناخته شده اش در رژیم پهلوی بعنوان گروهی مبارز به مرور زمان، در استحاله های قابل پیش بینی به فرقه ای با قواعد و مناسبات عجیب وغریب تبدیل شد. بنحوی که عملکردش در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر چه بیشتر آن را نه تنها از […]