سه شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵
امشب نوبت اعدام توست، منتظر باش 12 اردیبهشت 1405
قسمتی از خاطرات محمد رضا مبین

امشب نوبت اعدام توست، منتظر باش

حوالی دی ماه 1376 بود، من در زندان اسکان مجاهدین در سلول انفرادی در حبس بودم، بدون هیچ اتهام متقن و مستندی! نزدیک به سه ماه ( 90 روز ) بود که من تک و تنها در سلول انفرادی سازمان مجاهدین خلق محبوس و تحت بازجویی و شکنجه قرار داشتم، یک اعتراض و سئوال کوچک […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و پنجم 23 فروردین 1405
از تهدید مهران تا پناهگاه ابو

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و پنجم

(توضیح: نام “مهران” در این روایت مستعار است) شبی بعد از شام، یکی از سربازان آمریکایی یکی از بچه‌ها را به داخل محوطه‌ ما در SEG همراهی کرد. با دیدن چهره‌اش قلبم فرو ریخت. او کسی نبود جز مهران – همان جوانی که در میان زندانیان TIPF به خاطر رابطه‌های جنسی‌اش با دیگران شناخته شده […]

رجوی بدون هیچ شرطی سلاح را تحویل آمریکایی ها داد 12 اسفند 1404
خاطرات طالب فرحان

رجوی بدون هیچ شرطی سلاح را تحویل آمریکایی ها داد

وقتی که آمریکا به عراق حمله کرد یک شب بدون قرار قبلی و یهویی مسئولین پیام رجوی را به ما ابلاغ کرده و گفتند باید امشب همه به پراکندگی در کوه های حمرین بروید. همه نیروها سردرگم و نگران بودند. به کسانی که راننده ماشین سنگین بودند، یک ماشین سنگین پر ازمهمات و ادوات جنگی […]

۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت چهارم 06 اسفند 1404
مبحث قیاس در جامعه بی طبقه توحیدی

۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت چهارم

وقتی وارد تشکیلات مجاهدین شدم موضوع جامعه بی‌طبقه توحیدی مورد ادعای مجاهدین برایم جذاب بود و مسئولین در توجیهات و نشست‌هایی که اوایل برایمان می گذاشتند روی این موضوع تاکید داشتند. اما به مرور با آشنایی بیشتر با قوانین مناسبات درون تشکیلات متوجه شدم که ادعای مجاهدین تا واقعیت، فرق بین زمین تا آسمان است. […]

در تشکیلات مجاهدین روزه گرفتن برای اعضا رده پایین بود 05 اسفند 1404
استفاده ابزاری از شعائر دینی

در تشکیلات مجاهدین روزه گرفتن برای اعضا رده پایین بود

یکی از سرفصل های سخت و زجرآور در تشکیلات مجاهدین خلق که طی سالها حضورم در این گروه تجربه کردم، ماه مبارک رمضان و رویکرد دوگانه رهبران مجاهدین خلق و بخصوص مسعود رجوی با این ارزش عقیدتی که جایگاه ویژه ای در امر خودسازی و تزکیه نفس در مکتب اسلام دارد، می باشد. هر سال […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404
رجوی در مانور غرش شیر

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابان‌های عراق به راه می‌انداخت. در هر مانوری که انجام می‌شد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت می‌کردند و به صدام گزارش می‌دادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیع‌تر […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم 26 بهمن 1404
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم

حالا تقریباً دو ماه از زمانی که وارد کمپ TIPF شده بودم می‌گذشت. در این مدت دوبار منتقل شده بودم و اکنون در بخشی جداافتاده به نام SEG یا “قرنطینه” قرار داشتم. یکی از اتفاقات خاص این دوره این بود که ارتش آمریکا انبارهای مهمات سازمان مجاهدین را تخلیه می‌کرد و آن‌ها را در توده‌های […]

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم 19 بهمن 1404
سوخت زدن ضابطه داشت

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم

بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که […]

زندان انفرادی در تشکیلات مجاهدین خلق بخاطر یک اعتراض 19 بهمن 1404
در دوران زندان مستمرا کتک می خوردم

زندان انفرادی در تشکیلات مجاهدین خلق بخاطر یک اعتراض

مدت 22 سال از بهترین سال های عمر و زندگیم را در تشکیلات مجاهدین خلق تباه کردم. بعد از اسارت توسط ارتش بعث صدام در جریان جنگ ایران وعراق به اردوگاه اسیران جنگی منتقل شدم. در طی تمامی دوران اسارت بدلیل اینکه از قومیت عرب خوزستان بودم بصورت مضاعف و بدلایل اینکه چرا علیرغم اینکه […]

آزار جسمی و روحی در شکنجه گاهها و زندان های مجاهدین 18 بهمن 1404

آزار جسمی و روحی در شکنجه گاهها و زندان های مجاهدین

داستان من و شکنجه های سازمان، بر می گردد به مهرماه سال 1376، همه چیز با بی پاسخ ماندن سئوال های من در مورد تماس با خانواده و سازماندهی شروع شد، سه روز در آسایشگاه ماندم، تا مسئولین و بویژه مسئول پذیرش، مریم باغبان را مجبور کنم که به سئوالاتم پاسخ دهند، در ذهنیت من […]

خاطره‌ای از شکنجه‌گاه‌‍‌های مجاهدین خلق 14 بهمن 1404
آزادی مورد نظر مریم رجوی

خاطره‌ای از شکنجه‌گاه‌‍‌های مجاهدین خلق

بعد از ناآرامی های اخیر در صفحات اینستاگرام دیدم که مریم رجوی فرصت طلب به میدان آمده و دم از آزادی و ایرانی آزاد می زند! یاد سال 76 افتادم. آن سال سه نفر از بچه های ایلام از سازمان فرار کردند که متاسفانه عراقی ها آنها را دستگیر کردند و به سازمان تحویل دادند. […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و یکم 12 بهمن 1404
اولین تماس تلفنی به دنیای آزاد

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و یکم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش مواردی از زندگی در تیف را بیان کرد. تا جایی که یادم می‌آید، در کمپ آمریکایی‌ها، وقتی تازه وارد شده بودم، قانون این بود که هر نفر فقط ماهی یک بار اجازه تماس تلفنی داشت. آن هم نه با تلفن معمولی، بلکه با تلفن ماهواره‌ای که درون کمپ قرار […]

blank
blank
blank