مرور برچسب

خاطرات اعضاء جدا شده ی سازمان مجاهدین خلق

سه شب محاکمه به خاطر نشستن در چندین متری محل ورزش زنان

مریم رجوی در بند 5 پیام موسوم به ده ماده ای گفته است؛ ما به برابری کامل زنان ومردان درکلیه حقوق سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی معتقدیم وهرگونه اشکال تبعیض علیه زنان ملغی خواهد شد وانان از حق انتخاب ازادانه پوشش، ازدواج،

سخت ترین شب زندگی من

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین - قسمت سی و ششم در چشم بهم زدنی ، پس از ابلاغ فرمان برگشت به سمت اشرف ، همه معادلات صحنه عوض شد . تمام ارتش ها، شامل زرهی ها و خودروها و نفرات سرو ته کرده و همه به سمت اشرف ، حرکت را شروع کردند. تناقض و ابهام و

روایت فواد بصری از دستگیری مریم رجوی

با سلام خدمت آقای فواد بصری ما مجددا مزاحم شما شدیم. من هم خدمت شما سلام عرض می کنم ، خواهش می کنم .آقای بصری سایت فرقه را مرور می کردم . مقاله ای خواندم تحت عنوان سالگرد دستگیری مریم رجوی خیلی هم خنده دار بود و از طرفی رسانه فرقه در رابطه

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی – قسمت هفت

خاطرات حسن شهباز زندان اختيار و آگاهى در ابتدا بايستى عرض كنم كه تنها دليلى كه باعث نقل اين سرگذشت شد اين است كه، به جرات ميتوان گفت در درون اين تشكيلات صدها تن مانند من وجود دارند كه در يك محيط بسته و در حقيقت در يك زندان جسمى و روحى حبس

در کمال ناباوری فرمان برگشت به عراق به دست کاک اسد رسید

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین - قسمت سی و چهارم من و کاک اسد (صادق سیدی- از کادرهای قدیمی سازمان ، اهل تبریز ) ، به سمت امام ویس حرکت کردیم ، تقریبا مقاومت اولیه سربازان عراقی در منطقه ناصریه در جنوب عراق شکسته شده بود و بغداد در شرف سقوط

خروج من از فرقه رجوی بعد از 14 سال

خاطرات شهرام بهادری – قسمت دهم روز چهارشنبه 23/ 7/ 94 بود که تصمیم گرفته بودم هر طور شده با برادرم از سازمان خارج شویم. به این خاطر وقتی برنامه سالن ورزش برادرم را در تابلو دیده بودم که ساعت 15: 18 تا 19 بود و برنامه سالن ورزش من از ساعت

چرا فقط افراد رده بالا به آلبانی اعزام می شدند؟!

خاطرات شهرام بهادری – قسمت نهمزمزمه های رفتن به آلبانی در لیبرتیدر لیبرتی ما شاهد رفتن مسئولین بالا به آلبانی بودیم. البته به ما نمی گفتند که این مسئولین را به آلبانی اعزام کردند. یکدفعه ما متوجه می شدیم که چند تا از مسئولین

روز رهایی من

سال 58 تحت تاثیر شعر و شعارهای رجوی قرار گرفته و هوادار سازمانش شدم. آن زمان فکر می کردم مردم ایران تنها با حاکمیت سازمان مجاهدین تحت رهبری رجوی می توانند به آرمانهای واقعی خود برسند بنابراین با این اندیشه فعالیت کردم تا اینکه

می خواستند حرفهای خودشان را به یونامی بزنیم

خاطرات شهرام بهادری - قسمت هشت آشنایی اولیه با انقلاب ایدئولوژیک در پذیرش بودیم که گفتند بحثی هست به اسم انقلاب ایدئولوژیک و من هم نشنیده بودم که یعنی چه؟ بعد آمدند گفتند نوارهایی هست به اسم نوارهای پنج روزه مسعود و نوارهای 10 روزه مسعود

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند

خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هشتم تا نزدیکی تاریکی هوا درهمان مدرسه بودیم که یک اتوبوس مخصوص زندانیها وارد مدرسه شد و به ما گفتند که سوار شوید . موقع سوار شدن من می خواستم که جداگانه درکنار پنجره بنشینم که نفرات اسکورت با فرمانده آن مدرسه