مرور برچسب

خاطرات اعضاء جدا شده ی سازمان مجاهدین خلق

خاطرات خانم طاهره نوری جدا شده از فرقه رجوی

قسمت اول : امیدی در سرابدوستان و همراهان همیشگیسلام !روزهای زندگی من جوری رقم خورد که کسی فکرش رو نمی کرد. در سن هیچده سالگی ازدواج کردمازدواجم خواب شیرینی بود که به سختی تبدیل شد و شیرینی زندگیم دوام نداشت وقتی با مردی…

پریدن از روی آتیش با دل وجان درچهارشنبه سوری واقعی بعد از20 سال

درشرف تحویل سال نو و جشن چهارشنبه سوری ازجشن های ملی و از سنت های پایدار دیرینه ملی ایرانیان هستیم. اولین بارکه من بعد 20 سال اسارت وکنترل ذهن وعین درمناسبات فرقه ای رجوی، مراسم چهارشنبه سوری را با دل وجان تجربه کردم ازخاطرم نمی رود…

اعلام جدایی رسمی غلامرضا شکری از فرقه رجوی

اینجانب غلامرضا شکری متولد 1347 صادره از بیجار بدین وسیله جدایی خودم را از فرقه تحت رهبری رجوی اعلام نموده وهیچ گونه وابستگی سیاسی ومالی نسبت به این گروه وهیچ گروه وسازمان دیگری ندارم . من دوران کودکی را در بیجار وسنندج سپری ودوران ابتدایی…

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت ششم

در ابتدا ميخواهم دليل نقل اين سرنوشت را بگويم، هم اكنون در درون اين تشكيلات صدها تن مانند من وجود دارند كه در يك محيط بسته و در حقيقت در يك زندان جسمى و روحى حبس شده اند و با سخت ترين ضوابط تحت كنترل ميباشند ،چارچوبهايى كه روز بروز نفرات…

زندگی بازیافته

خاطرات عضو نجات یافته از سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)به قلم علی پور احمدلینک به فایل کتاب

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت چهارم

هماهنگی با برادرم برای خروج من در قرارگاه 15 بودم، برادرم شهرام در قرارگاه 11، که معمولا هیچ وقت موفق به دیدار همدیگر نمی شدیم. معمولا در ساعات ورزش در سالن آمریکایی که به نوبت استفاده می شد می توانستم شهرام را ببینم. هر بار که بعد از کلی…

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت سوم

تماس با خانواده در سال 92 (ورود به لیبرتی) خانواده من قبلا به اطراف قرارگاه اشرف آمده بودند، اما من خبر نداشتم و سازمان هم هیچ اطلاع رسانی نکرده بود! بعدا ( حدود 7 سال بعد) در لیبرتی من درخواست تماس تلفنی با خانواده ام را کردم. شماره تلفن…

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت دوم

حمله آمریکا به عراق در نیمه دوم سال 81، همهمه و سروصدای احتمال حمله آمریکا به عراق وجود داشت و این موضوع در اشرف و در بین بچه ها نگرانیهایی بوجود آورده و اوضاع اشرف خیلی به هم ریخته بود و از این بابت مسئولین سازمان خیلی نگران اوضاع آشفته…

خاطرات شهرود بهادری، جدا شده از فرقه ی رجوی – قسمت اول

در سال 1381 بود که در باکو به کار رفوگری فرش مشغول بودم که یکی از همشهری های خود را به نام صالح کهندل بصورت تصادفی در خیابان دیدم. بعد از احوالپرسی، علت بودن من در باکو را پرسید که من در جواب گفتم که مدتی است در باکو به کار رفوگری مشغول…

مصاحبه با آقای شهرام نجاریان عضو جداشده ی فرقه رجوی

آقای نجاریان لطفا خودتان را معرفی کنید.سلام. من شهرام نجاریان هستم متولد سال 1363، ساکن سراوان، من از سال 1381 تا 1385 در کمپ اشرف بودم.چطور شد جذب مجاهدین شدید و به عراق رفتید؟محمد شریف نجاریان، دایی من حدود دو سال ناپدید شد و بعد از…