خاطرهای از موسی جابری درباره نشستهای آزاردهنده رجوی
میخواهم خاطرهای از دوران حضورم در سازمان مجاهدین را برایتان بازگو کنم؛ موضوعی درباره نشستهای طولانی و طاقتفرسای مسعود رجوی که بیشتر آنها در ماههای رمضان برگزار میشد. این نشستها فوقالعاده خستهکننده بود، چرا که مسعود نه تصویری داشت و نه صدایی؛ تمام نشست فقط بهصورت تایپی و متنی پیش میرفت. (در پرانتز بگویم، هر […]
مصاحبه اختصاصی انجمن نجات کرمانشاه با اسد پاک، عضو پیشین مجاهدین خلق
اسد پاک رزمنده ارتش ایران بود که در جنگ تحمیلی به اسارت نیرهای عرقی درآمد و پس از تحمل 9 سال اسارت در اردگاه اسرای عراق، فریب عوامل مجاهدین خلق را خورد به این تشکیلات مخوف پیوست. دفتر انجمن نجات کرمانشاه در مصاحبهای اختصاصی با این عضو جدا شده از مجاهدین، درباره سرگذشت او، نحوه […]
شاهکار جرج اورول کتاب راهنما یا هشدار برای مسعود رجوی؟
دارم رمان “۱۹۸۴” جورج اورول را میخوانم و به بخشی رسیدم که واقعاً برایم تکاندهنده بود. در این بخش، جولیا برای وینستون توضیح میدهد که چرا حزب تا این حد با رابطهی جنسی، عشق و لذت شخصی دشمن است. از نگاه جولیا، مسئله فقط اخلاق یا پاکدامنی نیست. وقتی انسان عاشق میشود و رابطهی جنسی […]
روایت مجید محمدی از نحوه پیوستن به سازمان مجاهدین خلق
مجید محمدی در این ویدئو به پروسه جذبش توسط مجاهدین خلق می پردازد و این چنین شرح می دهد: من مجید محمدی هستم. بچه مازندران شهرستان سوادکوه ، پل سفید. من در سال 1367 در جنگ عراق اسیر شدم. در سال 68 یا 69 با تبلیغاتی که مجاهدین در اردوگاه می کردند خیلی از دوستان […]
روایت اسد پاک از مناسبات خشن مجاهدین خلق
من اسد پاک هستم. مدت ده سال از عمرم، از سال 1369 تا 1378، در مناسبات سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف واقع در استان دیالی عراق سپری شد. در این مدت ده سال، سبک زندگی ما هیچگونه شباهتی به یک برنامه روزمره قابل تحمل نداشت، به طوری که شرایط آن حتی از اردوگاههای اسرای […]
۱۱ سپتامبر؛ آنچه در هفدهسالگی در عراق دیدم
بیستوپنج سال از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میگذرد. میخواهم یاد همهٔ بیگناهانی را که کشته شدند، خانوادههایی را که زندگیشان از هم پاشید و آتشنشانان، پلیسها و انسانهای فداکاری را گرامی بدارم که در راه نجات دیگران جان باختند. به یاد آنان، میخواهم بخشی از سرگذشت خودم را بازگو کنم؛ خاطرهای که در کتاب […]
از هارت و پورتهای ماندن در اشرف تا تخلیه شبانه
در آن روزها قرار بود برای کمک به دوستان جدا شده و خانواده های مستقر در کنار اشرف به عراق بروم. وقتی از مرز خارج شدم خبر رسید نیروهای مجاهدین خلق اشرف را شبانه ترک کردند. یک لحظه خوشحال شدم و گفتم یعنی تمام شد؟! چگونه رجوی حاضر شد اشرف را تخلیه کند؟ مگر ترک […]
جایگزینی داشته های فردی با تفکرات فرقه ای در تشکیلات مجاهدین
هر بارکه میخواهم مطلبی نگارش کنم ناچار با فلش بک به پروسه طی شده ام در تشکیلات رجوی حس بدی به من دست می دهد، و همه آن لحظات پیش چشمم نمایان میشود. اعتماد کور و بی تجربه گی ام که همه اینها دست به دست هم دادند تا من وارد مسیر تاریکی شوم که […]
عواقب دیدن خواب در تشکیلات رجوی
رجوی بعد از شکست ماجراجویی اش در سال 67 موسوم به فروغ جاویدان متوجه شد تنها موضوعی که می تواند پاشنه تشکیلات فرقه اش باشد کانون خانواده است و به همین خاطر او از سال 68 با به راه انداختن موضوع انقلاب ایدئولوژیک درونی علنا کمر همت به نابودی و متلاشی کردن این کانون گرم […]
چرا جلسات مغزشویی در تشکیلات رجوی تعطیل بردار نبود؟
در تشکیلات رجوی جلسات مغزشویی و انتقادی بخصوص از شروع دوران انقلاب ایدئولوژیک درونی بطور مرتب تحت عناوین مختلف از جمله دیگ، دیگچه، عملیات جاری و غسل هفتگی برگزار می شد و چنین جلساتی مرز سرخ تشکیلات بود و به هیچ عنوان هم تعطیل بردارنبود. بطوریکه حتی زمانی که حمله آمریکا به عراق شروع شد […]
من هم آسیب دیده از سازمان مجاهدین هستم
روزگاری رجوی در نشست برای نفرات جایزه هزار دستان تعیین کرد، نفرات غافل از این که در آینده چه سرنوشتی دارند اعلام حاضر حاضر می کردند. امروز دیگر از آن نفرات اندکی در آن سازمان باقی مانده است. یا در عملیات های خود ساخته نظامی مرزی یا درتصادفات جاده ای فوت کرده اند و یا […]
چرا امیر سکوت نمیکند و برخی دیگر سکوت میکنند؟
در یادداشتی که امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق به تازگی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی X منتشر کرده است، تلاش کرده است که به پرسشی که ذهن بسیاری از مخاطبان را درگیر کرده است، پاسخ بدهد. اینکه چرا خود اصرار دارد که حتی پس از انتشار زندگینامهاش، هنوز درباره مجاهدین خلق […]